صفحه اصلی  »  دختران فراری
image_pdfimage_print
دی
۲۱
خانه‌های سلامت بهزیستی و دخترانی که از خانه فرار می‌کنند
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
sad woman alone on street subway staircase suffering depression looking sick and helpless sitting lonely as female victim of abuse concept in dark urban night grunge background grunge dirty edit
image_pdfimage_print
Photo: Ocus Focus/bigstockphoto.com
دختران در معرض آسیبی که از طریق مداخله در درمان، اورژانس اجتماعی و نیروی انتظامی و با رأی دادگاه به بهزیستی معرفی می‌شوند، راهی خانه سلامت شده و در آن‌جا فعالیت‌های مددکاری برای بازگرداندن این دختران به خانواده‌هایشان آغاز می‌شود.
سالانه حدود ۵۰۰ دختر در خانه‌های سلامت پذیرش می‌شوند که ۶۰ تا ۷۰ درصد از آن‌ها با انجام اقدامات مددکاری و روانشناختی به خانواده‌های خود بازمی‌گردند ولی بقیه این افراد، به مراکز شبه‌خانواده بهزیستی ارجاع داده می‌شوند یا شرایطی برای استقلال و توانمندسازی آن‌ها فراهم می‌شود.

سال ۱۳۸۷ بود که دفتر امور آسیب‌دیدگان بهزیستی به‌منظور حمایت از دختران نیازمند حمایت‌های اجتماعی تا زمان استقلال و خودکفایی فرد یا بازگشت او به خانواده، خانه‌های سلامت را راه‌اندازی کرد. خانه‌های سلامت به مراکزی اطلاق می‌شوند که دختران در معرض آسیب اجتماعی و فاقد حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی را تحت پوشش قرار می‌دهند. این خانه‌ها مختص به دختران در معرض آسیب اجتماعی هستند که بالای ۱۸ سال دارند زیرا دختران زیر ۱۸ سال نیازمند حمایت‌های اجتماعی، در مراکز شبه خانواده پذیرش و توانمند می‌شوند.

دخترانی که به دلایل مختلف مانند نداشتن سرپرست مؤثر، بی‌خانمانی، دارا بودن سرپرست‌های زندانی و یا زندگی در محله‌های پرآسیب، نیازمند حمایت‌‌های اجتماعی هستند، در این خانه‌ها نگهداری می‌شوند و این مراکز به صورت شبانه‌روزی به آن‌ها، خدمات مددکاری و روانشناسی، نگهداری، حقوقی، روان‌پزشکی، آموزشی، مهارت‌های فنی‌وحرفه‌ای و آماده‌سازی شغلی و توانمندسازی ارایه می‌دهد.

فعالیت ۳۱ خانه سلامت در کشور
آبان ماه سال ۹۰ بود که حبیب‌الله مسعودی‌فرید؛ مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان‌ بهزیستی از راه‌اندازی ۳۱ خانه سلامت توسط این سازمان برای ساماندهی دختران در معرض خطر خبر داد و اظهار داشت: با این راهکار، دختران در معرض آسیبی که از طریق مداخله در درمان، اورژانس اجتماعی و نیروی انتظامی و با رأی دادگاه به بهزیستی معرفی می‌شوند، راهی خانه سلامت شده و در آن‌جا فعالیت‌های مددکاری برای بازگرداندن این دختران به خانواده‌هایشان آغاز می‌شود.

تلاش برای بازگرداندن دختران فراری به خانواده
در حال حاضر، در همه استان‌های کشور خانه‌های سلامت راه‌اندازی شده‌اند و طبق گفته مسئولان، هدف اصلی در خانه‌های سلامت این است که دخترانی که از خانه فرار کرده‌اند، با اقدامات مددکاری و روانشناختی به خانواده برگردند و مشکلاتی که دختر با پدر، مادر و سایر اقوام خود داشته، برطرف‌شده و شرایط بازگشت او به خانه فراهم شود. در بسیاری از موارد، خانواده‌ها با انجام مشاوره‌ و مددکاری پس از جلسات فراوان و آماده‌سازی روحی و فکری، حاضر به پذیرش دختر می‌شوند ولی در مواقعی که خانواده از پذیرفتن فرد امتناع می‌کنند، این دختران در خانه‌های سلامت می‌مانند و پس از چند سال به مراکز شبه‌خانواده فرستاده می‌شوند.‌

نحوه پذیرش دختران فراری در خانه‌های سلامت
ظرفیت خانه‌های سلامت ۱۰ نفر است و براساس مقررات آیین‌نامه‌ای و دستورالعمل سازمان بهزیستی دختران می‌توانند تا ۶ ماه در این خانه‌ها اقامت کنند و سازمان تا زمانی که از امنیت خانوادگی و اجتماعی دختر مطمئن نشود، از رها کردن و بازگرداندن او به خانواده جلوگیری می‌کند. طبق تصمیم تیم تخصصی، این مدت ۶ ماه دیگر نیز قابل تمدید است و تا زمانی که اطمینان حاصل نشده که این دختران توانمند و خودکفا شده‌اند، از آن‌ها در خانه‌های سلامت نگهداری می‌شود. نحوه پذیرش دختران هم به این صورت است که ابتدا یک مصاحبه اولیه انجام می‌شود و با توجه به سوابقی که دختران در پرونده خود دارند، ساماندهی صورت می‌گیرد. اگر دفعه اولی باشد که این دختران از خانه فرار کرده‌اند و هیچ نوع ارتباط جنسی نداشته‌اند، به خانه‌های سلامت فرستاده می‌شوند اما دخترانی که ارتباطاتی داشته‌اند، به مراکز بازپروری و مراکز مربوط به زنان آسیب‌دیده ارجاع داده می‌شوند.

حدود ۷۰ درصد از دختران فراری به خانه برمی‌گردند
سالانه حدود ۵۰۰ دختر در این مراکز پذیرش می‌شوند که ۶۰ تا ۷۰ درصد از آن‌ها با انجام اقدامات مددکاری و روانشناختی به خانواده‌های خود بازمی‌گردند اما بقیه این افراد، به مراکز شبه‌خانواده بهزیستی ارجاع داده می‌شوند یا شرایطی برای استقلال و توانمندسازی آن‌ها فراهم می‌شود.

تمرکز بر حمایت‌های سرپایی و روزانه
دکتر ولی‌الله نصر؛ مدیرکل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی سال گذشته اعلام کرد که تصمیم بر این نیست که خانه‌های سلامت افزایش پیدا کند بلکه رویکردها به سمت حمایت‌های سرپایی و روزانه متمرکز شده است و سعی داریم از طریق شناسایی NGOهای فعال و مورداعتماد بهزیستی این کار را انجام دهیم؛ به‌گونه‌ای که چندین NGO در تهران و استان‌ها مورد بازدید قرار گرفته‌اند تا بتوانیم با کمک آن‌ها خدمات سرپایی و با استراتژی کاهش آسیب اجتماعی را ارائه دهیم.

مراکز مداخله در بحران بهزیستی و موضوع دختران فراری
جدا از خانه‌های سلامت، مراکز مداخله در بحران سازمان بهزیستی نیز به موضوع دختران فراری ورود می‌کنند. حسین اسدبیگی؛ رییس‌ مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور مهرماه سال جاری توضیحاتی در رابطه با فعالیت‌های این مراکز ارایه داد. به گفته اسدبیگی، مراکز مداخله در بحران سازمان بهزیستی از سال ۷۸ در برخی استان‌های کشور راه‌اندازی شده‌اند و اکنون در سه سطح به شهروندان خدمات ارایه می‌کنند. دخترانی که از منزل فرار می‌کنند پس از مراجعه به مراکز مداخله در بحران تا مشخص شدن تکلیف خود، در مراکز سطح یک و دو نگهداری می‌شوند. طبق اظهارات اسدبیگی، در سال ۹۴ تعداد مراجعه‌کنندگان به مراکز سازمان بهزیستی در بحث دختران فراری در شهر تهران افزایش یافته بود؛ به‌گونه‌ای که در این سال، ۲۰۰ مورد مداخله در بحران ساماندهی شدند؛ درحالی‌که در سال ۹۳، این آمار ۵۳ مورد بود.

منبع: مهرخانه
مهر
۵
فرار دختران به تهران ۱۲ درصد افزایش یافته است
این سو و آن سو خبر
۰

307606
image_pdfimage_print

یک عضو شورای شهر تهران از افزایش ۱۲ درصدی تعداد زنان و دختران «فراری» به مقصد این شهر خبر داده و گفت که آمار فرار دوباره دختران بازگردانده شده به خانواده‌ها را نمی‌توان اعلام کرد.

معصومه آباد، عضو شورای شهر، در گفت‌و‌گویی که روز جمعه، دوم مهر، با خبرگزاری «نسیم» داشت از افزایش تعداد زنان و دختران «فراری» به مقصد تهران اظهار «تاسف» کرد.

خانم آباد افزود که این افراد از نقاط مختلف ایران وارد پایتخت شده‌اند و «مرکز پیام شهرداری تهران» توانسته تنها در محدوده «مرکز شهر تهران این افراد را شناسایی کند.»

مرکز پیام، مرکزی است که دختران و زنان «فراری» در تهران را شناسایی کرده و تلاش می‌کند مقدمات بازگشت آنها به خانواده و محل زندگی‌شان را فراهم کند.

این در حالی است که به گفته خانم آباد، «متأسفانه افرادی که با وجود بازگشت به خانواده مجددا فرار می‌کنند، بالا است و نمی‌توان آماری در این خصوص ارائه کرد.»

به نظر می‌رسد این عضو شورای شهر تهران بر اساس آمار این مرکز اعلام کرده که تعداد دختران «فراری» به مقصد تهران نسبت به سال گذشته ۱۲ درصد افزایش یافته است.

خانم آباد در عین حال آمار دقیق تعداد این دختران در سال ۱۳۹۴ و شش ماه اول سال ۱۳۹۵ را اعلام نکرده است.

دختران «فراری» به دختران و زنانی گفته می‌شود که به دلایل مختلف از خانه و خانواده‌شان فرار کرده و به جامعه پناه می‌برند.

فرار این افراد در حالی است که، به گفته سال ۱۳۸۳ مدیرکل دفتر آسیب‌های اجتماعی٬ در ایران حدود ۸۰ درصد دختران در ۲۴ ساعت اول بعد از فرار «جذب باندهای فساد می‌شوند.»

هادی معتمدی در آن زمان اعلام کرده بود که «عمده فراوانی فرار دختران از خانه در سنین بین ۱۵ تا ۳۰ سال است.»

بر اساس اعلام مقام‌های مسئول در سال ۱۳۸۱، حدود ۷۰۰ و در سال ۱۳۸۲ حدود دو هزار و ۵۰۰ دختر «فراری» در سطح شهر تهران شناسایی و جمع‌آوری شده‌اند.

در سال‌های اخیر، پدیده «دختران فراری» به معضلی اجتماعی در ایران تبدیل شده٬ اما مقام‌های مسئول از انتشار آمار‌ها در این حوزه خودداری می‌کنند.

بر اساس گزارش محرمانه‌ای که سال ۱۳۸۵ از سوی معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش منتشر شده بود، علاوه بر افزایش بی‌سابقه تعداد، کاهش سن دختران «فراری» به ۹ سال هم اعلام شده بود.

جامعه‌شناسان و تحلیل‌گران اجتماعی از فقر، مسائل خانوادگی و سخت‌گیری‌های سنتی پدر٬ مادر یا هر دو به عنوان عوامل گریز دختران از خانه و خانواده در ایران نام می‌برند.

منبع : رادیو فردا به نقل از نسیم آن لاین 

شهریور
۹
خشونت و تجاوز خانوادگی، دلایل اصلی فرار دختران از خانه
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

محسن فرشیدی

رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در همایش منطقه‌ای نقش سلامت روانی و اجتماعی دختران گفت: “بر اساس نتایج یک پژوهش ملی، بیشترین آمار دختران فراری در سالهای گذشته مربوط به دخترانی بود که به خاطر خشونت های فیزیکی پدر و مادر از خانه فرار می‌کردند، ولی در حال حاضر اکثریت این قشر به خاطر اینکه در دامن اعتیاد و تعرض جنسی قرار نگیرند از خانه فرار می‌کنند.”

فرزندان فراری اصطلاحی است که بیشتر به دختران زیر هجده سالی گفته می‌شود که بدون اطلاع خانواده به خانه باز نمی‌گردند. بیش از یک دهه است که پدیده‌ دختران فراری در ایران به عنوان یک معضل اجتماعی مورد توجه دولت و دیگر سازمان‌های اجتماعی قرار گرفته است. این فرزندان بدون اطلاع والدین برای روزهای متمادی از حضور در خانه امتناع می‌کنند و والدین نیز از وضعیت آن‌ها اطلاع مشخصی در دست ندارند. آمار دقیقی از تعداد فرزندان فراری در دسترس نیست. بسیاری از آن‌ها خود را به مراکز بهزیستی معرفی نمی‌کنند، با این وجود و بنا بر گفته‌ مدیرکل دفتر امور آسیب ‌دیدگان اجتماعی در پاییز سال ۱۳۸۸ تعداد ۲۵۰۰ نفر در سال ۱۳۸۷ در بهزیستی پذیرش شده‌اند. مدیرکل بهزیستی استان تهران در تابستان ۱۳۹۴ از رشد دختران فراری پرده براشت و اعلام کرد هر سال تا ۱۵ درصد به این تعداد افزوده شده است.

یکی از دلایل اصلی فرار نوجوانان و جوانان در سال‌های گذشته خشونت خانگی عنوان شده است. در پژوهش‌های صورت گرفته خشونت همواره نقش کلیدی در فرار فرزندان از خانه را داشته است. خشونتی که توسط والدین و یا دیگر اعضای خانواده صورت می‌گیرد انواع مختلفی دارد که می‌تواند روحی، روانی، اقتصادی، فیزیکی یا شکل‌های دیگری از آن باشد.

خشونت جسمی که مشکلات روانی متعددی را با خود به همراه می‌آورد، از دلایل اصلی ترک خانه توسط دختران در سال‌های گذشته بوده است. نهادهای مرتبط با سازمان بهزیستی متولی رسیدگی به امور دختران و پسران فراری از خانه هستند.

در صورت بازگشت فرزندا  به خانه، آن‌ها یا شخصا به خانه بازگشته‌اند، یا به صورت داوطلبانه به سازمان بهزیستی و دیگر نهادهای دولتی خودشان را معرفی کرده‌ و یا اینکه بوسیله نیروی انتظامی دستگیر و تحویل قوه قضاییه شده‌اند. اولویت این سازمان و نهادهای وابسته بازگرداندن هر چه سریعتر آن‌ها به خانه است. اما در بسیاری موارد بازگشت فرزندان به خانه بدون اینکه مورد حمایت مستمر نهادهای مددکاری و اجتماعی باشند، در اصل بازگرداندن آن‌ها به چرخه خشونت است.

خانواده در ایران از سوی مراجع مذهبی و حاکمیت نهادی مقدس شمرده می‌شود. معمولا والدین به دلیل خشونت علیه فرزندان مورد بازخواست‌های قانونی قرار نمی‌گیرند و در بسیاری از خانواده‌ها خشونت به عنوان شکلی از تربیت پذیرفته شده است. نهادهای حمایتی که زیرمجموعه‌ای از سازمان‌های دولتی هستند در بیشتر مواقع و بدون در نظر گرفتن امکان خشونت مجدد و حتی تشدید آن سعی در بازگشت دختران مورد خشونت قرار گرفته به خانه را دارند. امتداد خشونت می‌تواند به اعتیاد و یا خودکشی برای این فرزندان منجر شود. یکی از دلایل اصلی تشدید این ناهنجاری‌ها فرهنگ مردسالار و پدرسالار در خانواده، اجتماع و نهادهای قانون گذار است. بنابر اعلام رییس اورژانس بهزیستی در سال گذشته „تعرضی جنسی“ یکی از دلایل اصلی فرار دختران از خانه بوده است.(۱)  این دختران در روایات خود تاکید می‌کنند که همیشه از عنوان کردن آن با دیگر افراد به دلیل تابوهایی که وجود داشته واهمه داشته‌اند.

در بسیاری موارد فرار از خانه که با هدف فرار از انواع خشونت‌ها و تعرضات صورت می‌پذیرد برای بسیاری از این فرزندان تنها گزینه‌ پیش رو است.

اکرم که دانشجوی گرافیک در تهران است از تجربیات خود می‌گوید؛ «شانزده ساله بودم که یکروز از مدرسه تصمیم گرفتم دیگر به خانه بر نگردم. از سال‌ها قبل در خانه مورد انواع خشونت قرار می‌گرفتم. به انتخاب‌ها و علایقم توجهی نمی‌شد و توسط پدرم مورد خشونت فیزیکی نیز قرار می‌گرفتم. در مدرسه و از طریق یکی از دوستانم با فردی آشنا شدم که در یک خانه‌ مجردی زندگی می‌کرد، رفتن به آن‌جا همراه با سواستفاده‌های جنسی نیز همراه بود. بعد از چندروز به خانه برگشتم، روزهای اول پدر و مادرم با من مهربانی می‌کردند و بعد از چند روز دوباره جر و بحث و کتک‌ها شروع شد.

 با پایان دبیرستان و شروع دانشگاه این فرصت را داشتم که در خوابگاه زندگی مستقلی را شروع کنم.» اکرم تاکید می‌کند که «دختران فراری در بسیاری مواقع هیچ راه دیگری ندارند. آنقدر مشکلات زیاد می‌شود که دل را به دریا می‌زنی و تصمیم می‌گیری به خانه بر نگردی.» برای فرزندان و بعد از مشکلات فراوان در اجتماع، همیشه این ترس وجود دارد که با بازگشت به خانه خشونت‌ها و محدودیت‌ها نیز تشدید شوند. بسیاری از جامعه‌شناسان معتقدند در چنین اجتماعی که خانواده نهادی مقدس شمرده  و طرح موضوع خشونت یا تجاوز در آن به عنوان تابو محسوب می‌شود، وجود نهادهای حمایتی و همچنین آموزش به والدین از قدم‌های اول جلوگیری از ایجاد یا تکرار این اتفاقات است.

گفتمان و یا طرح انتقاد از نبود چنین ساز و کار‌هایی معمولا به سادگی امکان‌پذیر نمی‌شود و طرح آن‌ها برای پژوهشگران، روزنامه نگاران و فعالین جامعه مدنی تبعات زیادی به همراه خواهد داشت.

فرار دختران از خانه بنابرگفته‌ مسئولین هر سال بیشتر و میانگین سن آنان کمتر می‌شود، تا جایی که در سه ماهه اول سال جاری این سن به ۱۴ سالگی رسیده است. این دختران به دلیل سن کم، که آسیب پذیری آن‌ها را تشدید می‌کند با خطرات بسیاری در اجتماع تهدید می‌شوند. فرزندانی که از خانه فرار کرده و عرف و سنت‌های یک جامعه‌ی مردسالار به آن‌ها مجال یک زندگی مستقل را نمی‌دهد عموما در دام گروه‌های قاچاق انسان یا مواد مخدر افتاده، مورد سواستفاد‌ه‌های جنسی قرار می‌گیرند و یا با انواع تهدیدهای دیگر مواجه خواهند شد.

بر اساس آمار منتشر شده‌ سازمان بهزیستی به تعداد پسرانی که از خانه فرار می‌کنند نیز افزوده شده است. مسئولین و نهادهای مرتبط در ایران معتقدند آسیپ‌پذیری دختران در جامعه نسبت به پسران بیشتر است و همین عامل باعث شده موضوع پسران فراری کمتر مورد توجه قرار گیرد.

این موضوع در حالی است که بنابر گزارش‌های سال‌های اخیر پسران نیز با انواع خطر سواستفاده‌های جنسی، قاچاق و اعتیاد روبرو هستند.

نقش خانواده و دیگر نهادهای آموزشی، به عنوان عاملین بازدارنده در کاهش خشونت‌ها حیاتی است. شکل فعالیت سازمان بهزیستی و دیگر نهادهای مددکاری در مواجهه با پدیده‌ فرار دختران و پسران در سال‌های گذشته نتوانسته آن را کم یا حتی کنترل کند و معمولا در این مراکز صورت مسئله طرح، پاک و به ریشه‌یابی آن پرداخته نمی‌شود.

اما واقعیت این است بسیاری از ناهنجاری‌ها و خطرات پیش روی افرادی که از خانه فرار می‌کنند، توسط خانواده و به طور مشخص والدین و با خشونتی که در مقابل آن‌ها اعمال می‌کنند زمینه‌سازی می‌شوند. در نظام‌های مردسالار تربیت فرزندان بدون در نظر گرفتن حقوق کودک تمام و کمال به والدین واگذار شده است.

خشونت علیه این کودکان و نوجوانان به عنوان شکلی از تربیت در نظر گرفته می‌شود. هر چند نسل جوان امروز با توجه به پیشرفت ارتباطات و اطلاعات به مانند گذشته در مقابل خشونت منفعل نیست و دیگر شکل‌های مختلف خشونت از جانب خانواده را تاب نمی‌آورد و با حقوق خود آشنایی بیشتری پیدا کرده است، اما تا زمانی که سازمان‌های دولتی به عنوان چتر حمایتی برای آن‌ها قرار نگیرند، اتفاقاتی از جمله فرار از خانه سال به سال گسترش پیدا می‌کند.

مرجان که دانشجوی جامعه شناسی است، معتقد است: «قبل از اینکه دختران و پسران فراری از خانه نیاز به بازپروری و مشاوره و آموزش داشته باشند، این والدین هستند که قبل از فرزندآوری باید حقوق کودک را فرا گرفته و با مسئولیت پذیری و به عنوان اولین و اصلی‌ترین حامیان کودک در تولید خشونت علیه آن‌ها نقش نداشته باشند.»

سیاست‌های نادرست سال‌های اخیر نه تنها باعث کمتر نشدن فرار دختران و پسران نشده که هر سال به تعداد آنان افزوده است. به دلیل مشکلات پرشمار فرهنگی و اجتماعی دیگر نیز، خشونت علیه دختران و پسران در خانواده با گذر زمان شکل حادتری به خود گرفته است. تا جایی که این موضوع فراتر از خشونت فیزیکی پیش رفته و تعرض و تجاوز جنسی در خانواده دلیل اصلی فرار فرزندان در سال جاری عنوان شده است.

تیر
۱۰
جایی برای دختران فراری
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

رویاتاجی:روزنامه نگار

۹۰ درصد دختران فراری به‌دلیل مشکلات خانوادگی از خانه فرار می‌کنند و سن آنها به ۱۲سال رسیده است.

این آمار را چند ماه پیش حبیب‌الله مسعودی‌فرید، معاون امور اجتماعی بهزیستی اعلام کرد . آماری که تا چند سال قبل جزو خط قرمز های مسئولان بود ولی این روز ها آنقدر افزایش داشته که آمار آن را می دهند . هر چند آمار دقیقی از دختران فراری در دست نیست ، ولی آنها هستند ، همه جای شهر ،قبلا ۲۰ تا ۲۵ ساله بودند حالا ۹ تا ۱۲ ساله

داستان همینجا به پایان نمی رسد ،چند روز گذشته معینی کارشناس آسیب های اجتماعی، در همایش بررسی آسیب های اجتماعی، اعلام کرد که در مدت ۷ سال متوسط سن فحشا از ۲۸ سال به زیر ۲۰ سال رسیده و در حال حاضر کف این سن تا ۱۳ سالگی پایین آمده یعنی در میان نوجوانان به طور روزافزونی گسترش یافته است.

 فرار دختران از خانه به دلایل مختلف آنقدر افزایش داشته که امروز وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از راه‌اندازی اولین مرکز نگهداری از دختران فراری در تهران خبر داد . دخترانی که در تهران به دنبال خوشبختی میگردند .

علی ربیعی گفت: در حال حاضر شاهد هستیم که دختران زیادی به دلیل اختلاف‌های ساده نظیر اجبار در ازدواج، تفاوت ارزش‌های بین نسلی، عشق‌های مجازی و غیره از خانه فرار می‌کنند و نیاز است که برای کمک به این دختران برنامه ریزی شود.

وی ادامه داد: بعد از فرار این دختران به این خاطر که در جامعه جایی برای آنان در نظر گرفته نشده است، آن‌ها به‌ ناچار به افرادی پناه می‌برند که صلاحیت نداشته و به همین دلیل مورد سوء استفاده نیز قرار می‌گیرند.

ربیعی خاطرنشان کرد: مطالعات نشان می‌دهد که اگر دختران بعد از فرار به مرکز حمایتی روی‌ آورند دیگر درگیر آسیب‌های اجتماعی متعدد نشده، اما اگر چنین نشود، این دختران تا مرز تن‌فروشی نیز جلو رفته و در بسیاری از مواقع مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند.

وی راه‌اندازی مرکزی برای دختران فراری را گونه‌ای از خیر جمعی دانست و اظهار کرد: اگر بتوانیم مراکزی را راه‌اندازی کنیم که دختران فراری به آن مراکز آورده شوند، پس‌ از آن می‌توانیم از طریق شناسایی خانواده‌های آن‌ها، شرایط را برای بازگشت این دختران به کانون خانواده‌هایشان فراهم کنیم.

ربیعی در پاسخ به این سؤال که آیا آمار مشخصی از دختران فراری وجود دارد یا خیر؟، گفت: آمار مشخصی از این دختران موجود نیست؛ زیرا تمام دختران فراری شناسایی نمی‌شوند.

نتایج یک تحقیق که در‌ سال ۹۲ منتشر شده به بررسی وضعیت خانوادگی دختران فراری با تاکید بر سوءاستفاده از آنان پرداخته است. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد؛ عدم‌توجه و بی‌احترامی، آزار و اذیت و انواع سوءاستفاده از آنان، محدودیت و محرومیت شدید، سردی روابط و کم‌محبتی، تبعیض قایل شدن و آشفتگی خانواده از عوامل فرار دختران از خانه‌ها بوده است.

به اعتقاد بسیارى از صاحب نظران، با توجه به وضع فرهنگى و اجتماعى ایران، پدیده دختران فرارى، نوعى انحراف اجتماعى است. یک پدیده اجتماعى زمانى به‌عنوان یک انحراف اجتماعى تلقى مى‌شود که با انتظارات و توقعات جامعه یا حداقل با یکى از گروه‌هاى اجتماعى درون جامعه سازگار و منطبق نباشد و حتى با آن در تعارض باشد. دختران فرارى کسانى هستند که به دلایل مختلف و در اثر فشارهاى ناشى از شرایط سخت زندگى، غالبا به‌رغم میل باطنى اقدام به ترک خانه و کاشانه خود کرده و از کانون خانواده جدا مى‌شوند و عموما در شهرى دیگر بدون داشتن مأمنى مناسب و خانه‌اى دایمى ساکن مى‌شوند. این گروه دختران عموما به دلایلى نظیر فقر، خشونت، محدودیت‌هاى غیرمنطقى، آزار دیدگى، رها شدن از سوى اطرافیان به‌خصوص خانواده و… روى به خیابان‌ها مى‌آورند و اکثریت آنها به تدریج به دلیل امرارمعاش و همچنین نداشتن سرپناه به کارهایی خلاف هنجارهای اجتماعی روی می‌آورند.

روزانه پدر و مادرهاى زیادى به دستگاه قضایى و نیروى انتظامى مراجعه مى‌کنند و با طرح شکایتى مبنى‌بر این‌که دخترشان ربوده شده است، از مأموران مى‌خواهند دختر ناپدید شده‌شان را پیدا کنند. بیشتر این والدین، ادعا دارند، دخترانشان دچار حادثه شده‌اند یا افراد بزهکارى آنها را ربوده‌اند. اما بررسى‌هاى پلیسى نشان مى‌دهد که اکثر این گونه دختران که در آغاز تشکیل پرونده «دختران فقدانى» نام مى‌گیرند، به میل خود از خانه فرار کرده‌اند. این دختران که دور از چشم پدران و مادران به طرق مختلف به زندگى غمبارى تن مى‌دهند حتى در صورت پشیمانى به خاطر خراب کردن پل‌هاى پشت‌سر، روى برگشتن به خانه را ندارند.

یکی از مولفه‌هاى بروز پدیده دختران فرارى، قرار گرفتن در معرض خشونت‌هاى روحى، جسمى و جنسى است. شمار قابل توجهى از دختران به علت بدرفتارى، بى‌توجهى، کم‌توجهى و درنهایت ضرب و جرح از سوى والدین و سایر اعضاى خانواده نظیر: نامادرى، ناپدرى، برادر بزرگتر و حتى در برخى موارد از سوى اقوام و آشنایان از خانه گریزان شده و اقدام به فرار مى‌کنند.

صغری ابراهیمی قوام و متین خطیب‌زاده در مقاله‌ای که در فصلنامه مطالعات پلیس زن در ‌سال ۹۲ منتشر شده به بررسی موضوع «وضعیت خانوادگی دختران فراری با تاکید بر سوءاستفاده از آنان» پرداخته‌اند. نمونه مورد مطالعه از ۳۳ نفر از دختران فراری ۲۰-۱۵ سال تشکیل شده است.

اما یافته‌های این محققان حاکی از آن است که در صورت ایجاد تنش، دگرگونی و سردی روابط بین اعضای خانواده و ارضاء نشدن نیازهای نوجوانان، ممکن است آنها به رفتارهای نابهنجار از آن جمله فرار دست زنند. فرار نوجوانان یکی از مهم ترین آسیب‌های اجتماعی تلقی می‌شود ضمن آنکه انواع سوء‌استفاده‌های جنسی، جسمی و هیجانی در بین دختران فراری مشاهده می‌شود.

سوءاستفاده جنسی رویدادی خانمان برانداز است و همچون ضرب وشتم وکتک‌کارى می‌تواند عامل موثرى در فرار دختران نوجوان از منزل قلمداد شود. این اتفاق مخرب‌ترین رویداد زندگی فرد است و تأثیر خود را برای همیشه به شکل‌های مختلف نشان می‌دهد. همچنین آنها غالبا سابقه محرومیت عاطفى، اختلال‌هاى شخصیت، سوءمصرف الکل و بیکارى داشته‌اند. عزت نفس پایین و خشم، آنها را به افراد متجاوز، حتى به اعضاى خانواده خود، تبدیل کرده است.

خرداد
۱۳
طبق قانون دختران بالای ۱۸سال برای انتخاب محل زندگی محدودیت ندارند
پرسش و پاسخ قانونی
۱
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

پرسش:

دختر ۲۴ساله ای هستم که شغل خوبی دارم و دلم می خواهد مستقل زندگی کنم. با خانواده ام اختلاف ندارم. آنها را می پرستم. اما دلم می خواهد زندگی کوچک و مستقلی داشته باشم. آیا این خواسته من اگر بخواهم آن را اجرائی کنم غیر قانونی است و مجازات دارد؟

پاسخ:

خیر. کاملا قانونی است. در قانون، ماده و تبصره ای نداریم که استقلال عمل شما را برای انتخاب مسکن مورد علاقه تان ممنوع یا محدود و مشروط کند. از ۱۸سالگی به بعد قانون، دختران را برای انتخاب اقامتگاهی جدا از خانه پدری و مادری آزاد گذاشته است.

پرسش:

ممکن است نشانی قانونی را که متناسب است با این استقلال اعلام کنید؟

پاسخ:

مجوزهای قانونی همیشه صریح بیان نمی شود. بلکه باید آن را با استنباط از قوانین درک کرد. برای مثال قانون گذرنامه اجازه می دهد که دختران و پسران پس از ۱۸سالگی آزادانه و بدون ارائه رضایت نامه رسمی از پدر یا جد پدری تقاضای صدور گذرنامه کرده و از کشور خارج شوند. وقتی قانونگذار خروج آزادانه از کشور را به دختران اجازه داده، حتما خروج از خانه پدری و انتخاب مسکن مستقل در هر جای کشور را هم برای آنان ممنوع نکرده است.

پرسش:

پس چرا با هر کس مشورت می کنم، من را از قانون و مجازات و بی آبروئی می ترسانند و هشدار می دهند بی خود و بی جهت برچسب “دختر فراری” را به خودت نچسبان و خودت را سکه یک پول نکن.

پاسخ:

دوستان و مشاوران شما از قانون سخن نمی گویند. بلکه از فرهنگ عامیانه و ارزش های تثبیت شده در آن می ترسند و شما را می ترسانند. در این باورهای عامیانه که گاهی تحصیل کرده های ایرانی، زن و مرد، از آن تاثیر پذیرفته اند، صفت تحقیر آمیز “دخترفراری” جا افتاده است.

رسانه ها به جای اطلاع رسانی پیرامون این برچسب که اهانت به حقوق انسانی دختران است، پیاپی آن را تکرار می کنند و در اشاعه این صفت در جامعه نقش چشمگیری داشته اند.

آن چه با این نامگذاری بلافاصله متبادر به ذهن می شود، این است که دختر مورد نظر، دختری فاسد و هرزه است.

این پیش داوری بسیاری از دختران شایسته ایرانی را که فقط اراده کرده اند از حق قانونی و انسانی خود برای انتخاب مسکن استفاده کنند، از نظر روانی خرد کرده است.

پرسش:

می گوئید چیزی به نام “دختر فراری” در جای صفتی مجرمانه در قوانین ایران نیست؟

پاسخ:

به هیچوجه. مثل بسیاری بر چسب زدن ها بر ضد زنان، من در آوردی است. باید با آن مبارزه کنید.

پرسش:

چگونه؟

پاسخ:

هر وقت این صفت را در نوشته ای یا خبری در رسانه های کشور دیدید، از آن رسانه بخواهید مستند قانونی آن را انتشار بدهد. اگر نداد، اعتراض کنید تا به تدریج رسانه های کشور متقاعد شوند که نباید از فرهنگ عامیانه دنبایه روی کنند  و برای خوش آمد متولیان آن فرهنگ، زنان را تحقیر کنند.