صفحه اصلی  »  خواستگاری
image_pdfimage_print
شهریور
۸
۱۳۹۸
خواستگار اجاره‌ای، خدمتی نوین یا دم خروس خشونت؟
شهریور ۸ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: AndrewLozovyi/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: AndrewLozovyi/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روزها در کنار مشاغلی مثل «گریه کن در مراسم ختم» یا «سیاهی لشکر عروسی»،  شغل جدید «خواستگار اجاره‌ای» از سر تقاضای فزاینده بازار سر برآورده است. احساس نیاز به این که یک فرد تقلبی وانمود کند خواهان یک دختر دم بخت است تا او را از دست سرزنش و فشار محیط اطرافش نجات دهد.

حالا برخی خانواده‌های ایرانی بخشی از درآمد خانواده را به این نمایش مضحک اختصاص می‌دهند تا ضمن چشم و هم‌چشمی، از دختر خانواده حمایت کنند.

«کیمیا»، منشی یک مرکز رادیولوژی در منطقه عبدل آباد تهران است. او بعد از گرفتن دیپلم نتوانسته به دانشگاه راه پیدا کند و از همان روزها مصمم شده با یک ازدواج معقول از خانه پدرش که به شدت او را تحت فشار می‌گذارند، برود.

کیمیا درست از روزهای بعد از بلوغ مدام این آموزه را شنیده که دیر یا زود باید عروس بشود اما با اینکه دختر خوش بر و رویی هم هست، هرگز خواستگار پر و پا قرصی نداشته.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

هر دو برادر کیمیا ازدواج کرده‌اند و پی کار و زندگیشان رفته‌اند و حالا او علاوه بر تحقیر پدر،‌ هدف طعنه برادرها و زیر نگاه کنجکاو همسرانشان نیز هست.

تقریبا در کل خانواده کیمیا از عمه و خاله گرفته تا دختر عموهای کوچک‌تر از خود او که ازدواج کرده‌اند، به خودشان اجازه می‌دهند درباره زندگی شخصی او و خواستگاران احتمالی‌اش کنجکاوی کنند و او را مورد سوال و جواب قرار دهند.

کیمیا اما مدت‌ها احساس افسردگی و رنجوری می‌کرده و حتی چند باری به خودکشی فکر کرده است. او یک سال و نیم است داروهای ضد افسردگی مصرف می‌کند.

کیمیای ۲۸ ساله، چندین سال است هزینه‌های شخصی‌اش را خودش تامین می کند اما پدرش اصلا نمی‌تواند حضور او را در خانه تحمل کند. او تا چشمش به کیمیا می‌افتد، شروع می‌کند به کنایه زدن و اینکه اگر دختر خوبی می‌بود الان سر دستشان نمی‌ماند و حداقل یک نفر زنگ در خانه‌شان را می‌زد. او آنقدر ادامه می‌دهد که ته ماجرا به کبود کردن تن و بدن کیمیا می‌رسد.

***

اولین بار مادر کیمیا در بهشت زهرا و کنار مزار مادر بزرگ از دست یک زن رهگذر کارتی دریافت کرد که با خط قرمز نستعلیق روی آن نوشته شده بود: «برای شما به خواستگاری می‌آییم و آبروی شما را در خانواده احیا می‌کنیم ….»

و این طور شد که آنها هم از وجود این خدمات عجیب آگاه شدند.

مادرش پیشنهاد داد با فروختن النگوهایش چنین برنامه‌ای را به طور مخفیانه و دور از چشم آدم‌های فضول دور و برشان طراحی و اجرا کنند.

آنها دو نیت داشتند: اول اینکه از شر طعنه و کنجکاوی آشناهای دور و نزدیک نجات پیدا کنند و دوم، از حجم خشونت کلامی و تحقیری که از طرف پدر و دو برادر کیمیا متوجه او بود، لااقل برای مدت کوتاهی بکاهند. با هم قرار و مدار گذاشتند که هیچ‌کس رازشان را نفهمد.

کیمیا و مادرش یک مهمانی بزرگ راه انداختند، افراد دور و نزدیک خانواده را جمع کردند و با پول فروش النگوهای مادر، برای مدتی از شر مداخله دیگران در امور شخصی کیمیا رها شدند.

کیمیا می‌گوید خواستگار اجاره‌ای توانست از حجم خشونت‌هایی که متوجهش می‌شد، بکاهد.

«نیما ستارزاده»، روان‌پزشک بالینی ساکن ایران اما می‌گوید خواستگار اجاره‌ای ممکن است راه حل سخیفی برای رقابت‌های خانوادگی باشد اما راه احیای منزلت و کرامت فرد یا کاهش خشونت کلامی در خانواده نیست:

«ما نیازمند آموزش و فرهنگ‌سازی هستیم. کیمیا می‌بایست اعتماد به نفسش را تقویت کند. باید باور داشته باشیم هیچ‌کس اجازه ندارد دختر دم‌بختی را که یا شرایط مناسب یا قصد و اراده‌ای برای ازدواج ندارد، مورد خشونت کلامی قرار دهد یا او را با تعداد خواستگارانش و با خط‌‌کش مسائلی که الزاما به دنیای خصوصی آن فرد مربوط است، قضاوت کند.»

او می گوید مراجعانی داشته که برای رهایی از این فشارهای خانگی، تن به ازدواج‌های خطرناک و نامعقول داده‌اند: «مجرد بودن یک عیب، نقص یا فاجعه نیست بلکه یک ویژگی است و تا زمانی که خودتان به این امر ایمان نداشته باشید ممکن است تحت فشارهای عدیده مجبور به انتخاب‌هایی شوید که بعضا خطرناکند. متاسفانه سیستم تربیتی و نگرش اجتماعی به مقوله دختران مجرد انسانی نیست و زمینه فرار، روی آوردن به مواد مخدر، ازدواج‌های نامعقول و حتی خودکشی و افسردگی را افزایش می‌دهد. بهترین راه این است که به افراد ظاهرا دلسوزی که مرتب در خانواده در حال فشار آوردن به خانم‌های مجرد فامیلند، به شیوه کاملا محترمانه و دوستانه  بگویید شیوه زندگی شخصی‌تان، فقط به خود شما مربوط است.»

خواستگار اجاره‌ای منحصر به ایران نیست

شغل «خواستگار اجاره‌ای» در برخی کشورهای متعصب و سنت‌زده که قوانین حمایت‌گری نسبت به زنان ندارند، سال‌ها پیش از ایران متداول بوده است.

 «فریال نجاح»، دانشجوی پاکستانی‌تبار آمریکایی رشته مردم‌شناسی کالج فوتهیل در شهر لوس آلتوس کالیفرنیا در این مورد یک تحقیق محلی انجام داده و می گوید این شغل در بسیاری از مناطق پاکستان زیر پوست و لایه های زیرین زندگی مردم عادی وجود دارد.

 فریال می گوید در جریان تحقیقش متوجه شده این موضوع الزاما مختص پاکستان نیست و در بسیاری از کشورهای مسلمان با وانمود کردن این که یک دختر خواستگارهای متعدد دارد، او را از شر قضاوت‌های بیرونی نجات می‌دهند.

در بسیاری کشورها از جمله هند، اندونزی، مالزی، عربستان، امارات و برخی دیگر از  کشورهای عربی موضوع خواستگار نمایشی مرسوم است و به باور فریال الزاما به خانواده‌های مسلمان محدود نمی‌شود بلکه حتی در خانواده‌های هندو، جینیسم‌ها و سیک‌ها هم رخ می‌دهد.

فریال به کمپین دوستان «سیتا» اشاره می‌کند. دختر جوانی که در یکی از دانشگاه‌های پنجاب تحصیل می‌کرده و دوستانش برای نجات او از شر کتک‌های شبانه‌روزی پدر و برادرانش، یکی دیگر از دانشجویان هم‌کلاسی را قانع می‌کنند تا به عنوان خواستگار نمایشی وارد بازی شود و سیتا را از این تحقیر شبانه‌روزی که هیچ طرفدار و هواخواهی ندارد، نجات دهد.

او می گوید این ماجرا برای ما شاید یک موضوع طنز تلقی شود و ما با شنیدنش حتی به این شوخ طبعی مبتکرانه بخندیم اما در مواردی به اسیدپاشی به صورت دختری منجر شده که خواستگار نداشته است.

کارگر فقیر سابق، خواستگار نمایشی امروز

به تلفنی که کیمیا در اختیارم گذاشته زنگ می‌زنم و نقش یک مشتری مشتاق را بازی می‌کنم. نادر را به من معرفی می‌کنند که یک خواستگار اجاره‌ای خوش بر و روست. تلاش زیادی برای جلب اعتماد نادر می‌کنم. یک هفته زمان می‌برد تا او به من اعتماد کند و مطمئن باشد که من پلیس یا عضو یک خانواده فریب خورده نیستم و قصد انتقام‌جویی ندارم.

او متولد روستای کلاته یا «چاله قلعه» قزوین است و زندگی سخت و فقیرانه‌ای داشته. نادر دیپلم ردی است. او تا سال‌ها در یک کارخانه موزاییک‌سازی در اطراف کلاته کار می‌کرده و شب‌ها هم همان جا می‌خوابیده، تا اینکه یکی از دوستانش پیشنهاد می‌دهد که او با بر و روی زیبا و قد و بالای موزونش، می‌تواند پولی به مراتب بیشتر از برش دادن سنگ موزاییک دربیاورد و این جور می‌شود که او را به یک دلال در حوزه برگزاری مراسم ختم و عروسی با سیاهی لشکر اجاره‌ای  یا خواستگار اجاره‌ای آشنا می‌کند. او این روزها توانسته یک آپارتمان ۴۵ متری در منطقه شهر زیبای تهران اجاره کند و از خوابیدن در سوله موزاییک‌سازی نجات پیدا کند.

نادر می‌گوید تا به حال ۱۵ یا ۱۶ بار نقش خواستگار را بازی کرده است:

«من فکر می‌کنم با این کار به دخترانی که در خانه‌هایشان مورد خشونت، آزار و طعنه و کنایه و تحقیر قرار می‌گیرند، کمک می‌کنم. چه ایرادی دارد اگر زندگی یک نفر آرامش پیدا کند و از تحقیر کلامی نجات یابد؟»

بیشتر بخوانید:

قتل برای رسیدن به رستگاری

آنها مرگ را به طلاق ترجیح می‌دهند

زن، انسان یا ناموس همگانی؟

به گفته نادر آنها لباس داماد قلابی را خودشان می‌دهند: «بسته به موقعیت خانواده عروس لباس می‌پوشم. مثلا خواستگاری رفتن برای دختری که ساکن تهرانسر یا قلعه مرغی است و پدرش معلم است برای من ۱۰۰ هزار تومان بیشتر سود ندارد و مجبور نیستیم از شیرینی فروشی سرشناس یا گل فروشی گران قیمت خرید کنیم. صاحب کار هزینه همه تشریفات را می‌دهد. البته که به جز من یکی دو زن و مرد جا افتاده هم به عنوان پدر و مادر و خواهرانم ما را همراهی می‌کنند و همه آنها هم اجاره‌ای هستند. برنامه‌ریزی با خودشان است و فقط مرا توجیه می‌کنند که موقعیت دختر چیست و با پدرش چه‌طور حرف بزنم و بگویم که چه‌طور به دخترشان علاقه‌مند شده یا کجا او را ملاقات کرده‌ام.»

برخی مراسم خواستگاری اما بسیار پرهزینه هستند و برای نادر هم بیش از بقیه مراسم می‌صرفند: «یک مورد رفتیم سعادت آباد. کل خانواده مادری و پدری را دعوت کرده بودند که کلاس بگذارند. ما هم مجبور شدیم با ماشین اجاره‌ای بی ام دبلیو برویم و سه ماشین دیگر، کاروان خواستگاری را همراهی می‌کردند. فقط دسته‌گلی که سفارش دادیم نیم میلیون تومان آب خورد. سفارش دهنده هم خود عروس خانم بود که از طعنه و کنایه‌های والدینش عاصی شده بود. طبیعتا از این قبیل مراسم درآمد بیشتری دارم. جالب است که در این مراسم باشکوه فقط خود دختر از تقلبی بودن من اطلاع داشت و فردای آن روز خانواده‌اش اصرار کرده بودند که به خواستگار مناسبی که من بودم پاسخ مثبت بدهد. کل ماجرا نفس‌بر بود تا تمام شد. بعد هم یک گوشه ایستادیم و دستمزدها را گرفتیم و هر کسی رفت سوی آلونک خودش.»

نادر می‌گوید به عنوان یک خواستگار اجاره‌ای بارها دلش برای دخترانی که به این بازی سخیف تن داده‌اند سوخته و به خوبی درک می‌کند که آنها یا خانواده‌هایشان تحت چه فشارهای سخت اجتماعی‌ای، تن به چنین رفتار ریاکارانه‌ای می‌دهند.

فروردین
۱۸
۱۳۹۳
خواستگاری و ماهیت حقوقی آن
فروردین ۱۸ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۲
, , ,
image_pdfimage_print

khastegariکارتون: shadabtor.ir

حسین رئیسی – پژوهشگر حقوقی

یکی از روزهای گرم تابستان او، آماده ملاقات با مردی می شد که تصمیمش را برای ازدواج به او بگوید. پیش از این آنها چندین بار با هم ملاقات کرده بودند و این ملاقات برای او سرنوشت ساز بود. در همین اثناء مادرش متوجه می شود که بیشتر از همیشه به خودش می رسد و خیلی شیک لباس پوشیده است، مادر کنجکاو شده و مثل همیشه تا تمام ماجرا را نداند آرام نمی گیرد، برای همین سراغ دختر سی ساله اش می رود و از اومی پرسد چرا اینقدر به خودش رسیده است، دختر که ظاهرا” رابطه خوبی با مادر دارد و اساسا” از خردسالی اجازه مخالفت با نظر او را نداشته، صادقانه همه جزئیات را می گوید:” قرار ملاقات با خواستگارم را دارم تا به او پاسخ دهم. ” با شنیدن این حرف مادرش نیز با عجله آماده شده و به او می گوید: مگر تو بی صاحبی من هم همراه تو می آیم و نباید تنها بروی. در بین راه مادرش به او می گوید که کنار هم می نشینیم و هر زمان من پایم را به پای تو زدم فورا به بهانه ای، من و خواستگارت را تنها می گذاری، چندی نمی گذرد که این اتفاق می افتد و مادر لگدی ناچیز نثار دختر می کند. او می رود و حدود ده دقیقه بعد باز می گردد، وقتی می رسد، مادر می گوید شما به درد هم نمی خورید و بهتر است که ازدواج نکنید!

 او نمی داند چه حرف هایی میان آنان رد وبدل شده است، حتی اجازه ندارد در این باره سوال کند، چون همیشه مادرش تصمیم گیرنده نهایی بوده است، مادرش با او می گوید: هیچ مادری بد دخترش را نمی خواهد!

سرانجام او با مرد دلخواهش ازدواج نمی کند و همسرش را که امروز برای جدا شدن از او به دفتر من مراجعه کرده مادرش انتخاب کرده است.  او امروز می فهمد که تصمیمات مادرش برای زندگی و آینده او نه تنها سودی برایش نداشته بلکه به زیانش هم تمام شده است و هنوز حسرت کسی را دارد که مادرش مخالف ازدواجشان بود!

چه میزان از سرنوشت انسان ها در دست خانواده ها قراردارد؟ تاثیر خواستگاری بر سرنوشت افراد چگونه است؟ در پاسخ باید گفت: خواستگاری در نظام حقوقی و فرهنگی جامعه ایران تاثیر مهمی بر زندگی آینده دو طرف ازدواج دارد. به هر میزان که امکان ارتباط آزاد و معاشرت بین دخترها و پسرها، زنان و مردان محدودتر باشد، به همان میزان نوع خواستگاری و تاثیر آن متفاوت خواهد بود. برای روشن شدن این موضوع به تشریح ماهیت حقوقی خواستگاری خواهیم پرداخت.

خواستگاری در اصطلاح حقوقی به معنی درخواست رسمی مرد از زن برای آغاز رابطه نامزدی با قصد ازدواج است. این اتفاق هیچ تعهد حقوقی برای دو طرف ایجاد نمی کند، اما مبنای تعهدات و توافقات بعدی آنها قرار خواهد گرفت. ماهیت حقوقی خواستگاری نیز از این تعریف جدا نیست. بنابراین تعریف، ماهیت حقوقی و رفتارهای عملی در خواستگاری بشرح زیر مورد توجه قرار می گیرد.

    1. خواستگاری خواستن مرد از زن برای ازدواج است،  در حالیکه در عمل خواستگاری خواستن از خانواده دختر است نه از خود او، آنچه بیش از همه چیزبه ماهیت خواستگاری آسیب می زند، اینکه در مجلس خواستگاری اراده  و خواست واقعی زنان و دخترانی که مورد خواستگاری هستند، کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
    2.  خواستگاری زنان از مردان با هیچ مانع حقوقی روبرو نیست. محدود سازی خواستگاری مردان از زنان مانع جدی برای بسیاری از دختران است تا بتوانند با افرادی که مورد علاقه انها است پیشنهاد ازدواج بدهند!
    3. خواستگاری یک مجلس چند نفره نیست، این موضوع یک فرایند است که از زمان پیشنهاد اولیه هریک از طرفین به یکدیگر تا تصمیم نهایی به ازدواج و یا عدم ادزواج استمرار دارد. این امر ابزاری است برای ارزیابی سلایق و ایجاد هماهنگی ها لازم بین دو طرف.
    4. از آنجایی که صرفا اراده آزاد و قصد واقعی طرفین می تواند ایجاد پیوند ازدواج نماید، در خواستگاری نیز آزادی اراده دو طرف اهمیت دارد و اختلال در اراده هر یک از زن ومرد، می تواند ماهیت خواستگاری را تغییر دهد و به مقدمه ای برای ازدواج اجباری تبدیل شود.

به هرمیزان که نقش اطرافیان در خواستگاری برجسته تر از نقش زن و مردی که قصد ازدواج دارند بشود، به همان میزان آزادی اراده آنها مختل می گردد، و به هر میزان که این آزادی و اراده مختل گردد، امکان آغاز زندگی سالم و برابر بین زن و مرد کاهش می یابد.

  •  خواستگاری وعده ازدواج است که بر اساس ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی ایجاد تعهد برای ازدواج نمی نماید. در این ماده قانونگذار تلاش کرده است تا صرف وعده ازاواج را فاقد اثر تعهدی برای طرفین معرفی نماید، اما در ماده ۱۰۳۶ همین قانون نگاه سنتی به خواستگاری را وارد قانون کرده است، و بیان داشته که هریک از طرفین که در اثر خواستگاری مخارجی کرده است و طرف مقابل بدون علت موجه آنرا بهم بزند، باید خسارت طرف دیگر را بپردازد. اگر ماهیت خواستگاری ایجاد الزام نمی کند، بر هم زدن آن نیز نباید موجب تحمل خسارت برای بر هم زننده نماید، این موضوع ماهیت حقوقی  به خواستگاری می دهد و طرفین را نسبت یکدیگر به نوعی در مقابل مخارجی که متحمل می شوند، متعهد می سازد.
  • یکی از موضوعات مهمی که در خواستگاری مورد توجه است، موضوع مشروعیت و یا عدم مشروعیت ارتباط بین دختر و پسر و چگونگی آن است.  تمام نویسندگانی که مقالات و کتاب هایی در این بار در ایران منتشر کرده اند، بدون استثناء نگرانی خود را از این واقعه پنهان نکرده اند. در حالی که زمان آن فرا رسیده است تا خواستگاری را از شکل سنتی آن خارج ساخته و آنرا بجای یک مراسم مختصر به یک فرایند موثر بر زندگی متشرک تبدیل سازیم. از این جهت می توان به خواستگاری به عنوان یک فرآیند نگاه کرد. به این فرآیند نمی توان به صورت لحظه ای نگاه کرد و به یک پاسخ مثبت یا منفی محدود ساخت.

 

ماهیت خواستگاری در آشنا کردن طرفین با همه جوانب شخصیتی یکدیگر بسیار اهمیت دارد، اهمیت این موضوع  تابجای است که از ارزیابی خانواده های یکدیگر و موقعت اجتماعی طرف مقابل  فراتر می رود. و امکان تعامل با یکدیگر برای بررسی امکان زندگی مشترک ولو اینکه خواستگاری و پیشنهاد به ازدواج در اثر عشق شدید و متعاقب آن باشد یا نه،را فراهم می سازد. بررسی امکان تعامل مناسب برای زندگی زیر یک سقف می تواند زن و مرد را از قرار گرفتن در موقعیت های خشونت زا و نارحت کننده احتمالی آینده مصون نگهدارد.

 

  • گاهی خواستگاری به شکل سنتی آن همراه با دروغ، ریاکاری، پنهان کاری است. خواستگاری همراه با وعده های دروغین و فریب کاری می تواند از یک طرف برای شخص دروغ گو و فریب کار مسئولیت کیفری ایجاد نماید.  و از طرفی دیگر چنانچه عقد ازدواج به دلیل وعدههای دورغ صورت گیرد، امکان فسخ ازدواج و مسئولیت کیفری برای دروغ گو در پی داشته باشد. مسئولیت کیفری ناظر به این موضوع در ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی بیان شده است.

 

بنابرانی تدلیس و فریب در ازدواج که عمدتا در ایام خواستگاری روی می دهد، موجب می شود تا زن و در مواردی مرد را در معرض خشونت ناشی از دروغ و رفتارهای ضد اخلاقی وهمراه با فریبکاری و تدلیس قراردهد.

 

  • به هر میزان که امکان تحقیق و تفحص افراد در زمان خواستگاری و توجه به رفتارهای مختلف یکدیگر بیشتر و نزدیک تر باشد امکان فریب و یا دروغ گفتن به یکدیگر ازدست می رود و یا کمتر می شود و امکان ایجاد زندگی مشترک همراه با شناخت بیشتر و عمیقتر فراهم می سازد.
  • معاشرت زن و مرد در ایام خواستگاری ضرورت دارد و نمی تواند نامشروع شناخته شود. خواستگاری بدون توافق اولیه برای گفتگو امکان پذیر نیست، از این رو موضوع عدم مشروعیت معاشرت بین دختر و پسری که قصد ازدواج دارند، ولو به ازدواج منجر نگردد، از نظر حقوقی نمی توان نامشروع دانست، و باید بر اساس قصد آنها و رضایت شان برای معاشرت پیش از ادواج، به این قصد احترام گذشت و محدودیت حقوقی بی مورد در ان اعمال نکرد تا امکان ارزیابی طرفین از یکدیگر بیشتر و راحت تر گردد، درنتیجه امکان ازدواج سالم تر و همراه با شناخت بیشتر و همه جانبه برای آنها فراهم خواهد شد.
  • نکته آخر اینکه، ماهیت حقوقی خواستگاری نمی تواند در دنیای سنتی خود باقی بماند و صرفا به بردن دسته گل و صرف چای و شیرینی دو خانواده یا آشنایان دو خانواده با هم و شنیدن بله یا خیر پدر یا مادر دختر محدود گردد. این سنت به شکل کنونی اش  نمی تواند امکان ازدواج سالم و توام با شناخت را فراهم نماید.  بلکه این موضوع باید به اراد آزاد دو طرف مرتبط و وابسته گردد، و بر اساس آن امکان معاشرت در ایام خواستگاری بین آنها فراهم گردد، تا از یک طرف شناخت از یکدیگر آسان شود و از طرفی دیگر امکان فریب در ازدواج و یا پنهان کار در زمان ازدواج وجود نداشته باشد و سایر موانع بی مورد نیز برای طرفین فراهم نسازد. بنابراین شایسته است تا خواستگاری را از صحنه سوالات بی موردی مانند آقازاده چکاره است، را تبدیل به صحنه ای که اراده آزاد زن و مردی برای ارزیابی زندگی  مشترک احتمالی آینده خودشان شکل گرفته و نزدیک شده است و حق معاشرت آنها پیش از ازدواج تبدیل نماییم و از نظر ماهیت حقوقی از این حق حمایت شود.