صفحه اصلی  »  خشونت مالی
image_pdfimage_print
آبان
۲۴
۱۳۹۷
عمرت را که داده‌ای، پولت را هم بده!
آبان ۲۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: 	dimaberkut/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: dimaberkut/depositphotos.com

معین خزائلی

خشونت اقتصادی که به عنوان استثمار اقتصادی یا سوء استفاده اقتصادی نیز شناخته می‌شود، پس از خشونت کلامی‌ و روانی از شایع‌ترین خشونت‌های خانگی علیه سالمندان بوده و به دلیل وجهه پنهانش عواقب مخرب بیشتر و امکان کشف کمتری دارد.

از منظر بین‌المللی این نوع از خشونت علیه سالمندان بسیار فراگیر بوده و بسیاری از کشورها با ایجاد سازمان‌ها و موسسه‌های ویژه و تبیین قوانین مخصوص سعی در حمایت از افراد سالمند در برابر این نوع از خشونت خانگی کرده‌اند.

تنها در آمریکا بنا بر گزارش‌های  موسسه ملی حمایت از بزرگسالان در ایالات متحده، از هر ۹ سالمند یک نفر به نوعی در طول دوران سالخوردگی خود خشونت و استثمار اقتصادی را تجربه می‌کند.

موضوع خشونت اقتصادی علیه سالمندان در ایران متاسفانه به دلیل عدم وجود آماری روشن در این زمینه و نیز خلاء‌های قانونی بسیار و همچنین عدم وجود سازمان یا موسسه‌ای دولتی و غیر‌دولتی (مربوط به آن)، مورد بی‌توجهی و بی‌مهری فعالان مدنی، کنشگران و نیز وکلای دادگستری و حقوقدانان قرار گرفته و با وجود شواهد بسیار مبنی بر گستردگی آن در ایران، هنوز جدی گرفته نشده است.

خشونت اقتصادی علیه سالمندان چیست؟

به طور کلی هر گونه اِعمال فشار مالی بر فرد سالمند از جمله در مضیقه قرار دادن او یا عدم رفع نیاز مالی در صورت بضاعت و همچنین سلب استقلال مالی و اقتصادی فرد سالمند از طریق دخالت نابه‌جا در مسائل مالی شخصی او و نیز هر گونه استفاده بدون اجازه و رضایت از اموال و دارایی‌های فرد سالمند، به عنوان خشونت اقتصادی شناخته می‌شود.

از این منظر خشونت، سوء استفاده و استثمار اقتصادی فرد سالمند ممکن است به صورت عمدی و با قصد و هدف قبلی یا به صورت کاملا غیر عمدی و صرفا به دلیل افکار و عقاید غلط یا اشتباه سهوی در انجام وظیفه صورت گیرد.

در سوء استفاده و استثمار اقتصادی غیر عمد آنچه که پایه این خشونت را شکل می‌دهد وجود تفکری‌ست که بر اساس آن فرد سالمند و سالخورده ناتوان از درک اوضاع اقتصادی روز تشخیص داده شده و از این رو اجازه تصمیم‌گیری در مورد وضعیت اقتصادی خود و به ویژه اموال شخصی‌اش از او گرفته می‌شود.

در حقیقت آنچه در این نوع از خشونت اقتصادی هدف قرار می‌گیرد استقلال مالی و اقتصادی فرد سالمند برای تصمیم‌گیری در مورد اموال و دارایی‌های خود و در نتیجه وابسته شدن او به فرد استثمار‌کننده است؛ هر چند آزارگر تعمدی در رفتار خود مبنی بر آزار یا سوء استفاده از فرد سالمند نداشته باشد.

از معمول‌ترین موارد خشونت غیر عمد اقتصادی علیه سالمندان، مسدود سازی امکان دسترسی به حساب بانکی شخصی و نیز مسدود سازی امکان تصمیم‌گیری در مورد املاک و اموال غیر منقول است به نحوی که اختیار هر گونه دخل و تصرف در اموال و دارایی‌ها به طور کامل از فرد سالخورده سلب می‌شود و تحت نفوذ مطلق فرد آزارگر قرار می‌گیرد.

همچنین استفاده نادرست از اموال فرد سالمندی که به هر دلیل اختیار اموالش تحت اختیار فرد دیگری گذارده شده (مانند خرید وسایل و اموال غیر ضروری و گران یا تحمیل بار مالی نابه‌جا بر دوش سالمند)، اگر آگاهانه و از روی قصد نباشد، از جمله موارد رایج خشونت غیر عمد اقتصادی علیه سالمندان است.

از طرف دیگر سوء استفاده و استثمار عمدی سالمندان بیشتر در بین سالمندانی که مبتلا به بیماری‌های مربوط به اختلال حواس و حافظه هستند، دیده می‌شود. البته این بدان معنی نیست که سالمندان غیر مبتلا از خشونت اقتصادی عمدی در امان می‌مانند. به عنوان مثال سالمندانی که تنها زندگی کرده و برای تامین نیازهای روزانه خود به دیگران وابسته هستند نیز از جمله قربانیان معمول سوء استفاده عمدی اقتصادی خواهند بود.

بیشتر بخوانید:

کودک همسری، داستان یک جنایت

زنان دارای معلولیت، قربانیان سکوت قانون در ایران

سالمندان؛ قربانیان پنهان خشونت خانگی

قرض کردن پول از دیگران به اسم سالمند بدون اطلاع او، قرض کردن پول از سالمند و پس ندادن آن، تحمیل مخارج زندگی بر دوش سالمند بدون رضایت او، استفاده و تصاحب بدون اجازه و رضایت حقوق ماهانه، پول، وسایل منزل و املاک سالمند، عدم تامین نیازهای مالی فرد سالمند در صورت استطاعت مالی، اِعمال فشار روحی و روانی بر سالمند به منظور متقاعد کردن او در هزینه کردن دارایی خود در یک زمینه به‌خصوص مانند فشار بر او در امضای دسته چک شخصی، اِعمال فشار بر فرد سالمند مبنی بر نوشتن وصیت‌نامه یا وکالت‌نامه علی‌رغم میل باطنی، تلاش برای فریب سالمند در راستای منافع دیگران و علیه منفعت شخصی مثلا به منظور عقد یک قرارداد مالی، کلاهبرداری، خیانت در امانت، تقلب در ارائه صورت‌حساب‌های مالی به فرد سالمند به منظور دریافت وجه بیشتر و …، از جمله شایع‌ترین موارد خشونت اقتصادی عمدی علیه سالمندان هستند.

سالمندان از آنجا که ممکن است دچار اختلال حواس، بی‌حوصلگی یا اعتماد بیش از حد به افراد باشند، معمولا اهداف مناسبی برای سوء استفاده و استثمار اقتصادی‌اند. ضمن اینکه اساسا ممکن است به دلیل کهولت سن در مواردی که پی به نیت آزارگر و استثمار کننده می‌برند، در برابر او واکنشی نشان ندهند. در مواردی هم که فرد آزارگر از افراد نزدیک به سالمند است، ‌آنان به دلایلی مانند وابستگی به او یا حفظ آبروی خود و خانواده، معمولا از ایستادگی یا اقدام قانونی علیه او خودداری می‌کنند.

از سوی دیگر با توجه به پیشرفت تکنولوژی در زمینه‌ امور بانکی، سالمندان ممکن است به راحتی بازیچه تقلب و سوء استفاده فرد استثمار کننده شوند. به علاوه افراد سالمند، به ویژه آنها که تنها زندگی می‌کنند، به طور معمول نیاز به کمک دیگران داشته و از این رو ممکن است به طور خواسته یا ناخواسته هدف استثمار اقتصادی آنها قرار گیرند.

از آنجا که اساسا ذات و ماهیت خشونت اقتصادی تمامیت‌خواهانه و بر پایه قدر‌ت‌طلبی و کنترل مطلق یک رابطه است، خروج از چنین رابطه معیوبی برای افراد جوان‌تر قربانی خشونت اقتصادی مشکل است؛ چه رسد به آنکه قربانی، سالمند باشد.

اما خشونت اقتصادی علیه سالمندان علاوه بر وابسته کردن قربانی به آزارگر اثرات مخربی بر احساسات و نیز کرامت و اعتماد به نفس فرد قربانی گذارده و او را از نظر روانی آزرده و حساس می‌کند به نحوی که فرد قربانی ممکن است دچار حس ترس و عدم امنیت دائمی‌ شده و به افسردگی حاد دچار شود.

ضمن اینکه به طور معمول فرد آزارگر یا استثمار کننده در این نوع از خشونت علیه سالمندان از نزدیک‌ترین افراد به او هستند به طوری که در ۹۰ درصد موارد، فرد سالمند قربانی این نوع خشونت از سوی اعضای نزدیک خانواده خود (فرزندان یا نزدیکان قابل اعتماد) است و آنان از او سوء استفاده مالی می‌کنند.

چه باید کرد؟

خشونت و سوء استفاده اقتصادی از سالمندان در برخی کشورها به صورت جداگانه و مشخص جرم‌انگاری شده و قوانین مدون و معینی در مورد آن وجود دارد. ضمن اینکه در این کشورها سازمان‌ها و موسساتی متشکل از کمیته‌های دولتی یا غیر دولتی به طور ویژه در این زمینه فعال هستند و هدف آنها حمایت از سالمندان در برابر انواع خشونت از جمله خشونت اقتصادی است.

در ایران تنها به جز در یک مورد (زمانی که فرزندان فرد سالمند از تامین نیازهای مالی او در صورت استطاعت مالی سر باز می‌زنند)، قوانین موضوعه هیچ اشاره‌ای به حقوق اقتصادی سالمندان یا اعمال مجرمانه احتمالی علیه آنان (در موارد خشونت اقتصادی خانگی) نکرده‌اند.

بر این اساس تنها تامین مالی والدین سالخورده بر اساس ماده ۱۱۹۶ قانون مدنی بر عهده فرزندان گذارده شده و تمرد از اجرای آن در صورت داشتن توانایی مالی بنا بر ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده، جرم‌انگاری شده است.

این عدم پرداختن به موضوع خشونت اقتصادی علیه سالمندان در قوانین موضوعه ایران در حالی است که عدم تامین نیاز مالی از سوی فرزندان تنها بخش کوچکی از موارد خشونت اقتصادی علیه سالمندان را تشکیل داده و دایره خشونت‌های اِعمال شده بسیار بیشتر از آن است.

به عنوان مثال در زمینه تلاش برای فریفتن سالمند از طریق ارائه اسناد یا فاکتورهای دروغین، قوانین ایران هیچ قانون مجزا و مشخصی برای زمانی که قربانی فردی سالمند است، ندارد؛ اگرچه در صورت شکایت فرد سالمند یا شخص دیگری به نمایندگی از او می‌توان با استناد به مواد فصل پنجم قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده قانون مجازات اسلامی‌ مصوب ۱۳۹۲ حق ضایع شده فرد سالمند را باز پس گرفت.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

همچنین در موارد استفاده یا تصاحب دارایی‌ها و املاک فرد سالخورده، قوانین کلی قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده در مورد خیانت در امانت (مواد ۶۷۳ و ۶۷۴) و نیز قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری (به ویژه ماده یک) می‌تواند برای استیفای حق سالمند مورد استفاده قرار گیرد. ضمن اینکه مواد ۶۶۸ و ۶۶۹ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده در موارد اجبار یا اکراه فرد سالخورده به انجام عملی مالی، می‌توانند مورد استناد قرار گیرند.

در عین حال اما در تمامی‌ این موارد بار حقوقی اثبات جرم همچنان بر عهده مدعی (فرد سالمند) است که با توجه به شرایط او غیر عادلانه و غیر منطقی به نظر می‌رسد، چرا که به طور معمول احتمال فریفته شدن فرد سالمند یا تحت اجبار و اکراه قرار گرفتن او یا مورد خیانت واقع شدن او با توجه به شرایط کهولت سن و اضمحلال قوه درک و تحلیل از دیگران بیشتر بوده و از این رو نمی‌توان با توجه به استنادات عقلی و منطق عادی، با این موضوع برخورد کرد.

به این ترتیب برای حمایت از حقوق مالی و اقتصادی سالمندان  در این موارد به قوانین حمایتی مشخص و ویژه نیاز است و جای خالی این قوانین در شرایط امروز ایران به شدت احساس می‌شود. موضوعی که نیاز بیشتر به فعالیت کنشگران، فعالان مدنی و حقوقی را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

با وجود این اما در شرایط فعلی استفاده از/ استناد به قوانین اشاره شده فوق در صورت شناسایی موارد خشونت خانگی اقتصادی علیه سالمندان -به ویژه استفاده از ماده ۵۹۶ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده- می‌تواند مسکنی برای این خلاء قانونی باشد. (۱)

–          پانویس:

۱. ماده ۵۹۶ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده: «هر کس با استفاده از ضعف نفس شخصی یا هوی و هوس او یا حوایج شخصی افراد غیر رشید به ضرر او نوشته یا سندی اعم از تجاری یا غیرتجاری از قبیل برات، سفته، چک، حواله، قبض و مفاصاحساب یا هر گونه نوشته‌ای که موجب التزام وی یا برائت ذمه گیرنده سند یا هر شخص دیگر می‌شود، به هر نحو تحصیل نماید، علاوه بر جبران خسارات مالی به حبس از شش ماه تا دو سال و از یک میلیون تا ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود و اگر مرتکب، ولایت یا وصایت یا قیمومت بر آن شخص داشته باشد مجازات او علاوه بر جبران خسارات مالی از سه تا هفت سال حبس خواهد بود.»

شهریور
۲۵
۱۳۹۵
با احساسی که زمینه‌ساز خشونت‌ است، چطور کنار بیاییم؟
شهریور ۲۵ ۱۳۹۵
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, , , ,
Photo: logoboom/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: logoboom/bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است. 

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

سوال: زنی ۴۸ ساله هستم که با آقای ۶۲ ساله، هفت سال زندگی مشترک دارم. (ازدواج بدون قرارداد یا زندگی بدون ازدواج) او مرد خوبی است اما به شدت خسیس است و من عاشق او هستم. عشق موجب شده تا من این خصلت او را نادیده بگیرم. همین طور وقتی با برخوردهایی که می‌تواند مصداق خشونت باشد مواجه می‌شوم، واکنش درستی نشان نمی‌دهم. سوال من این است که چطور باید با عشقی که خود زمینه خشونت را برای من فراهم می‌کند، کنار بیاییم؟

پاسخ: دوست عزیز خوشحالم از اینکه سوال خود را مطرح کردید. برای این‌که این مسئله تنها سوال شما نیست و در بین قربانیان خشونت خانگی در تمام دنیا رواج دارد. لذا پاسخ من به شما می تواند برای خیلی‌ها گره‌گشا باشد.

دو نکته در سوال شما هست که ممکن است اذهان را به سوی خود منحرف کند. یعنی ممکن است بعضی از خوانندگان فکر کنند که وضعیت شما به دلیل رابطه خارج از ازدواج و یا به خاطر تفاوت سنی نسبتا زیادی است که با ایشان دارید. اینطور نیست. انواع خشونت خانگی در میان همه زوج‌ها با هر ویژگی که فکرش را بکنید رواج دارد.

آمارها متفاوت است ولی رایج ترین آنها  که به نقل از صندوق زنان سازمان ملل متحد است، می‌گوید از هر سه زن یکی تحت خشونت خانگی است. خشونت خانگی یکی از جرائمی است که کمترین میزان شکایت و گزارش را دارد. یعنی تعداد قربانیان خاموش، چند برابر کسانی است که شکایت می‌کنند و به هر طریق سعی می‌کنند خشونت خانگی را از خود دفع کنند. اما علت این مسئله چیست؟

بازی کردن در زمین خشونت‌گر

محققان معتقدند که تحمل خشونت خانگی عمدتا ریشه روانی دارد. در موارد زیادی، قربانی سعی می‌کند وضعیت خود را توجیه منطقی کند و سرانجام نتیجه می‌گیرد که تقصیر خودش است. درست همان فکری که خشونت‌گران می‌خواهند به قربانیان خود تحمیل کنند. رابطه میان خشونت‌گر و قربانی را می‌توان به اعتیاد به قمار تشبیه کرد. معتادین به قمار می‌دانند که کار بدی می‌کنند ولی با تکیه بر بردهای ریز و درشتی که در طول زمان داشته‌اند، همیشه منتظرند تا با یک برد عظیم، قمار را کنار بگذارند.

بسیاری از خشونت‌گران به دلیل ابتلا به اختلالات شخصیتی دارای دو جنبه رفتاری متضاد هستند. یعنی وقتی خشونت اعمال نمی‌کنند و به اصطلاح حالشان خوش است، همسرانی بسیارعاشق پیشه، مهربان، شوخ و دوست‌داشتنی هستند. قربانیان به خاطر لذت زیاد آن لحظات، خشونت را تحمل می‌کنند و به خود وعده می‌دهند که او روزی برای همیشه تبدیل به همان همسر ایده‌آل خواهد شد. با تحمل کردن، آن روز هرگز نخواهد رسید و متاسفانه بعضی از این قربانیان با همان امید، حتی توسط خشونتگر خود به قتل می‌رسند.

عشق؟ یا سندرم استکهلم؟

«ولی من عاشقش هستم» یکی از رایج‌ترین جملاتی است که می‌توان از زبان قربانیان خشونت خانگی شنید. این احساس مسموم که عشق نامیده می‌شود، طی یک فرایند بسیار پیچیده‌ توسط فرد خشونتگر شکل می‌گیرد. اولین قدم در این راه هم خرد کردن و بی‌ارزش و اعتبار کردن هویت و شخصیت قربانی است. کسی که عاشق خشونت‌گر خود است، بدون شک برای خودش ارزشی قائل نیست. این مسئله در ابعاد اجتماعی سال‌ها پیش باعث مباحث علمی بسیار زیادی شد و نام «سندرم استکهلم» به خود گرفت که البته هنوز به صورت رسمی در کتاب مرجع اختلالات روانی تایید نشده است.

در یک رابطه سالم، دو طرف حتی اگر عاشق یکدیگر هم باشند، حضانت از نفس، شخصیت و احترام خود را فراموش نمی‌کنند. شما برای این‌که بتوانید با دیگران یک رابطه متعادل برقرار کنید، باید اول خودتان را دوست داشته باشید. در غیر این‌صورت کسی شما را دوست نخواهد داشت. مسلما کسی که  برای خودش احترام قائل نیست، مورد احترام دیگران هم قرار نمی‌گیرد. همیشه به یاد داشته باشید که عشق و بی‌حرمتی در یک جا جمع نمی‌شوند، چه رسد به عشق و پرخاشگری.

عدم استقلال مالی و خشونت

پاره‌ای از شرایط و خصوصیات هست که افراد را مستعد گرفتار شدن در روابط خشونت‌بار می‌کند. از جمله این‌که خشونت‌گران معمولا قربانیان خود را از میان کسانی انتخاب می‌کنند که در حوزه‌های دیگر زندگی ضعیف هستند. مثلا کسانی که استقلال مالی ندارند، و از مهارت و تخصصی هم برخوردار نیستند. یا افرادی که از خانواده‌های نابسامانی هستند که امکان حمایت از فرزند خود را ندارند. این‌ها همه طعمه های بسیار خوبی برای یک رابطه خشونت‌بار هستند. آنطور که از سوال شما برمی‌آید حدس می‌زنم که از استقلال مالی برخوردار نیستید.

نوع خشونتی که بر شما اعمال می‌شود را مشخص نکرده‌اید. همانطور که قبلا گفته‌ام خشونت تنها فیزیکی و به صورت ضرب و شتم نیست. خشونت خانگی چهره‌های متفاوتی دارد ولی نقطه مشترک همه آنها این است که از خشونت روانی آغاز می‌شود. در مورد سایر انواع خشونت در رابطۀ شما مطمئن نیستم ولی موردی که ذکر کرده اید، خشونت اقتصادی نام دارد که معمولا با انواع دیگری از خشونت خانگی نیز همراه است.

حرمت و امنیت شما اولویت اول است

به هرحال پیشنهاد می‌کنم که عشق را یکبار دیگر برای خود معنا کنید و این بار یادتان باشد که حتما باید حرمت و امنیت خود را بر هر چیزی مقدم بدارید. برای مشکلات این چنینی راه حل آسانی وجود ندارد. تنها می‌توان با درایت سختی آنرا به حداقل رساند ولی سختی هرگز کاملا برطرف نمی‌شود. تغییر به طور کلی در هر زمینه ای کار آسانی نیست. برای همین هم هست که انسان‌ها آنقدر نسبت به تغییر مقاوم هستند. تا کنون تجربه شکستن دست خود یا یکی از نزدیکان خود را داشته‌اید؟ بعد ازاینکه گچ دست باز شد، مشاهده می‌کنید که عضلات خشک شده و تقریبا تکان نمیخورند. در آن‌حال پزشک جلسات متعدد فیزیوتراپی را تجویز می‌کند تا حرکت را به دست فرد بازگرداند. این کار با درد زیادی همراه است. مشاهده می‌کنید که حتی دست ما به آن وضعیت نامناسب خو گرفته و در مقابل تغییری که صد در صد مفید و حتی لازم است با درد واکنش منفی نشان می‌دهد. آیا چاره‌ای جز تحمل درد هست؟ آیا می‌توان دست را به خاطر درد به حال خود رها کرد تا همانطور کج و کوله و بی حرکت باقی بماند؟ وضعیت قربانیان خشونت خانگی هم همین‌طور است و چاره ای جز کشیدن سختی و خروج از این رابطه یا تغییر آنرا ندارند.

اردیبهشت
۲۷
۱۳۹۵
خشونت اقتصادی، وابستگی تا مرز بردگی
اردیبهشت ۲۷ ۱۳۹۵
پادکست
۰
, ,
image_pdfimage_print

خشونت اقتصادی روشی معمول برای به‌دست آوردن قدرت و اعمال کنترل در یک رابطه است. در واقع خشونت اقتصادی نوعی از سوءاستفاده مالی از شریک زندگی است که به کاهش ظرفیت قربانی برای حمایت از خود و وابسته شدن او به شریک دیگر منجر می‌شود. اشکال خشونت اقتصادی می‌تواند آشکار یا پنهان باشد.

آذر
۲۰
۱۳۹۴
وقتی پول ابزار قدرت و کنترل می‌شود
آذر ۲۰ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
پول-ایران
image_pdfimage_print

کا‌ترین رابینسن

ترجمه: یاسمن علایی

پول تو جیبی را که در کودکی می‌گرفتید به خاطر بیاورید؛ آن را برای خریدن چیز مهمی پس‌انداز می‌کردید و یا در‌‌ همان لحظه با بی‌قراری تا مغازه می‌دویدید و همه آن را یک‌جا خرج می‌کردید و بعد هم دچار شوک قندی از خرید آن همه شکلات می‌شدید.

حالا تصور کنید که در بزرگسالی این خرجی را بگیرید. اما این‌بار نه از طرف والدین‌تان که از شریک زندگی‌تان. این خرجی نه تنها برای‌تان احساس لذت و هیجان نمی‌آورد بلکه با حس زندانی بودن، نا‌امیدی و شاید خشم و انزجار همراه باشد. شاید این خرجی برای خرید اقلام روزانه کافی باشد، اما ممکن است این‌طور نباشد و شریک زندگی‌تان هم همیشه رسید خرید‌های‌تان را چک کند.

پول در یک رابطه می‌تواند یک عامل اضطراب‌برانگیز باشد. وقتی پای مشکلات مالی، قبض‌های پرداخت نشده و ملاحظات و صرفه‌جویی‌های لازم برای جمع کردن اندوخته برای آینده در میان باشد، پول می‌تواند به یک منبع مناقشه و کش‌مکش تبدیل شود. در یک رابطه سالم، هر یک از طرفین رابطه احساس می‌کند که در هر تصمیم‌گیری نظر او هم مهم تلقی می‌شود، حتی وقتی این تصمیم‌گیری در مورد پول باشد.

در رابطه‌ای که در آن به‌نحوی خشونت فیزیکی یا عاطفی برقرار است معمولا شخص خشونت‌گر به قدرت و کنترل خود در زمینه مالی وسعت می‌بخشد. این کار خشونت مالی یا اقتصادی نام دارد و تشخیص آن کار آسانی نخواهد بود. خشونت مالی می‌تواند در موارد خفیف زمانی اتفاق بیافتد که شخص خشونت‌گر برای شریک زندگیش مشخص کند که چه چیزهایی را باید و چه چیزهایی را نباید بخرد، و اما می‌تواند به اندازه‌ای شدید باشد که شخص خشونت‌گر شریک زندگیش را حتی برای دسترسی به حساب پس‌اندازشان نیز محدود کند.

این خشونت می‌تواند شکل‌های مختلفی به خود بگیرد:

  • شخص به شریک زندگی‌اش خرجی می‌دهد و سپس به دقت نحوه خرج کردن آن را زیر نظر می‌گیرد و یا پس از هر خرید خواستار رسید آن می‌شود.
  • حقوق شریک زندگیش را در حساب بانکی خود واریز می‌کند و از دسترسی او به آن جلوگیری می‌کند.
  • از دسترسی شریک زندگی خود به حساب‌های بانکی جلوگیری می‌کند.
  • از کار کردن شریک زندگی‌اش جلوگیری می‌کند و یا ساعات کاری او را محدود می‌کند.
  • حد تعیین شده برای کارت‌های اعتباری‌‌ای را که به نام شریکش است پشت سر می‌گذارد و یا با نپرداختن قبوض کارت‌های اعتباری موجب تخریب اعتبار بانکی او می‌شود.
  • از شریک زندگیش و یا از خانواده او پول می‌دزدد.
  • بدون اجازه شریک زندگیش از حساب پس‌انداز کودکان‌شان پول برداشت می‌کند.
  • از دادن پول، غذا، لباس یا دارو به شریک زندگیش امتناع می‌کند.
  • با وجود زندگی در منزل شریک زندگیش از کار کردن و یا هرگونه مشارکت در امور خانه سر باز می‌زند.
  • شریک زندگیش را مجبور می‌کند تا مالیات برگشتی‌اش را به او بدهد و یا تمام مالیات برگشتی مشترک‌شان را برای خود مصادره می‌کند.

وقتی یک شریک خشونت‌گر کنترل امور مالی را در دست دارد، برنامه‌ریزی برای داشتن آینده‌ای مستقل از او دشوار خواهد بود. خوشبختانه سازمان‌های بسیاری وجود دارند که به قربانیان خشونت‌های خانگی و سوء‌استفاده‌های مالی یاری می‌رسانند. این گروه‌ها می‌توانند با ایجاد برنامه‌هایی از قربانیان این روابط که حال تصمیم به ترک شریک زندگی‌شان گرفته‌اند حمایت کنند و همچنین به ثبات و استقلال مالی و خودکفایی آن‌ها یاری رسانند.

منبع: The Hotline