صفحه اصلی  »  خشونت علیه کودکان
image_pdfimage_print
اسفند
۹
جمعیت ۳ تا ۷ میلیونی کودکان کار ایرانی
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
57320272
image_pdfimage_print

جمعی از اعضای انجمن علمی اقتصاد شهری ایران از بنیاد امور خیریه مهرانه قلب سفید که در زمینه کودکان کار فعالیت می کند بازدید کردند.

به گزارش ایسنا، در این بازدید دکتر سید محسن طباطبایی مزدآبادی دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران با بیان اینکه بر اساس کنوانسیون حقوق کودک، هر فرد شاغل زیر ۱۸ سال دارای کار سخت، کودک کار محسوب می شود، گفت: محرومیت از سوادآموزی و شرایط اقتصادی نامناسب، مسکن نامناسب، گرایش به بزهکاری به دلیل الگو برداری از همنوعان و اطرافیان و نبود الگوی صحیح اعتیاد، سوء استفاده جنسی و جسمی و بی خانمانی از جمله آسیب هایی است که کودکان کار را تحت تاثیر قرار می دهد.

کارشناس مسائل اقتصاد شهری آمار کودکان کار ایران را بین ۳ تا ۷ میلیون عنوان کرد و گفت: این رقم برای تهران نیز ۲۰ هزار نفر تخمین زده می شود اما به دلیل اینکه اغلب کودکان کار هیچ گونه ثبت هویتی ندارند آمار دقیقی در این زمینه مشاهده نشده است.

طباطبایی مزدآبادی با اشاره به اینکه برخلاف خیلی از تصورات الزاما همه کودکان کار باندی و سازمان یافته نیستند، افزود: برخی از خانواده ها به ویژه مهاجرین برای تامین مخارج زندگی خود به ویژه در شرایط رکود اقتصادی کودکان خود را مجبور به کار می کنند و لذا در بررسی ها و تحقیقات باید به ابعاد اقتصادی موضوع نیز توجه ویژه داشته باشیم.

این کارشناس مسائل شهری مداخله مثبت در موضوع کودکان کار را نیازمند پیوست های فرهنگی غنی نیز دانست و تاکید کرد: بدون در نظر گرفتن هنجارهای بومی و نهادینه شدن جوامع نمی توان در این زمینه اقدام مثبتی قرار داد و حتی امکان اینکه برخی مداخلات به وخامت وضعیت کودکان کار دامن بزند وجود دارد.

نائب رئیس انجمن علمی اقتصاد شهری ایران با تاکید بر اینکه قانون سازمان بهزیستی، شهرداری ها، انجمن های خیریه، تشکل های غیر دولتی و ناجا را به عنوان کانون های اصلی ساماندهی کودکان کار به حساب می آورد، خاطرنشان نمود: بی برنامگی ارگان های مربوطه به دلیل حجم پایین مطالعات دانشگاهی در این زمینه منجر به لاینحل شدن موضوع ساماندهی وضعیت کودکان کار شده چراکه وقتی پژوهش دانشگاهی در یک زمینه ای موجود نباشد برنامه ریزها و متولیان قادر به تصمیم گیری صحیح نخواهند بود و سردرگمی مسولین، کارها و خدمات موازی را به دنبال خواهند داشت.

طباطبایی مزدآبادی با تاکید براینکه این کودکان را باید با دیدی باز و همه جانبه نگریست، ادامه داد: در واقع این کودکان قبل از اینکه به ترحم نیاز داشته باشند به حمایت و یادگیری مهارت های زندگی دارند.

استاد دانشگاه با بیان اینکه با در نظر گرفتن خدمات شهرداری و سایر ارگانها و حمایت مراکز خیریه ولی بازهم حفره محرومیت ، فقر و آسیب پذیر بودن این قشر به اندازه ای عمیق است که نیاز به مطالعات علمی دقیق، همت متولیان و ورود دستگاه های پیشگیرانه است، یادآور شد: بانک ها و خیرین از نظر ایجاد فرصت های شغلی و ایجاد بنگاههای اقتصادی کوچک جهت اشتغال سالم خانواده های این کودکان نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا می کنند.

در ادامه این نشست زهرا حسینی، رییس موسسه خیریه مهرانه قلب سفید، با بیان اینکه در این موسسه کودکان کار را شناسایی کرده ایم، گفت: تلفی جامعه نسبت به واقعیت های زندگی کودکان کار در برخی موارد کامل معکوس است و ضرورت دارد تا رسانه ها با ظرافت بیشتری به موضوع کودکان کار بپردازند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی انجمن علمی اقتصاد شهری ایران، وی با تشریح عملکرد این موسسه تاکید کرد: قلب سفید تلاش دارد تا به جای حمایت های مستقیم، به کودکان کار مهارت و کارآفرینی را آموزش دهد.

منبع: ایسنا

بهمن
۳۰
سند امنیت زنان در روابط اجتماعی به کجا رسید؟
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
1193
image_pdfimage_print

سند امنیت زنان در روابط اجتماعی که بنا به قانون برنامه پنجم توسعه باید تدوین می‌شد در حالی پس ازگذشت  ۵ سال هنوز وضعیت قطعی ندارد که تنها یک ماه از عمر این برنامه باقیمانده است.

تدوین سند ملی امنیت زنان و کودکان در روابط اجتماعی موضوع ماده ۲۲۷ قانون برنامه پنجم توسعه است که از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال ۹۰ به وزارت کشور ابلاغ و در نهایت اقدام در خصوص تدوین آن به دفتر امور زنان و خانواده این وزارتخانه سپرده شد اما عملا تا شروع به کار دولت یازدهم اقدام چندانی در این زمینه انجام نشد.

در دولت یازدهم، تدوین سند ملی امنیت زنان و کودکان از اردیبهشت ماه سال ۹۳ آغاز شد و پیش‌نویس مقدماتی آن در ۲۰۴ صفحه آماده و برای اعلام نظر به مراجع مربوطه ارسال شد.

پس از بررسی اعلام نظرهای واصله به دفتر امور زنان وزارت کشور و اعمال اصلاحات، ویرایش دوم سند در ۳۸۲ صفحه آماده و در مرداد ماه سال ۱۳۹۴ با امضای وزیر کشور به سازمان مدیریت و برنامه‌­ریزی ارسال شد.  سازمان مدیریت و برنامه‌­ریزی در چندین جلسه­ و با حضور نمایندگان معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و  سایر دستگاه­های مرتبط با موضوع سند، مقررکرد که سند امنیت زنان و کودکان به دو بخش زنان و کودکان تفکیک شود و بخش مربوط به کودکان برای بهره‌برداری در سند ملی حقوق کودک – که در وزارت دادگستری در حال تدوین بود- در اختیار دبیرخانه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک قرار گیرد و بخش مرتبط با زنان، تحت عنوان «سند امنیت زنان در روابط اجتماعی» دوباره تنظیم و سازماندهی شود.

نسخه نهایی سند  تحت عنوان «سند ملی امنیت زنان در روابط اجتماعی» در ۴۳۰ صفحه  توسط دفتر امور زنان و خانواده وزارت کشور تنظیم و در اسفند ماه ۱۳۹۴ به معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و سازمان مدیریت و برنامه ریزی ارسال شد. پس از گذشت حدود ۹ ماه ، فهیمه فرهمندپور- مشاور وزیر کشور در امور زنان و خانواده-تابستان سال جاری از بلاتکلیفی این سند در سازمان برنامه و بودجه انتقاد کرد. در نهایت رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور در تاریخ ۱۷ آذر ماه سال جاری سند امنیت زنان در روابط اجتماعی را به هیات دولت ارسال کرد.

با این حال ۱۸ بهمن ماه شهیندخت مولاوردی- معاون رییس جمهوردر امور زنان و خانواده- درباره آخرین وضعیت این سند گفت که جلسه سه جانبه‌ای با وزارت کشور و سازمان برنامه و بودجه برای مشخص کردن وضعیت سند امنیت زنان در روابط اجتماعی برگزار شده است  و  سازمان برنامه و بودجه درباره مرجع، نحوه تصویب و ابلاغ این سند باید تصمیم بگیرد.

اما محتوای سند امنیت زنان و کودکان در روابط اجتماعی چیست؟

این سند شامل پیشگفتار، چهار بخش اصلی مشتمل بر «کلیات سند راهبردی»، «تعاریف و مفاهیم»، «مطلوبیت­‌های اساسی راهبردی» و «تجزیه و تحلیل شناخت راهبردی»و پنج پیوست­  با عناوین «اسناد بالادستی داخلی و منابع بین‌المللی درباره موضوع امنیت زنان در روابط اجتماعی»، «روش‌شناسی، روش‌ها، فنون و ابزارهای تهیه سند راهبردی»، «خواسته‌ها و انتظارات ذی­نفعان، وظایف کلان دستگاه‌ها»، «تجزیه و تحلیل و شناخت راهبردی»، «گزارش روند تهیه پیش‌نویس سند ملی امنیت زنان در روابط اجتماعی» و ۱۲ ضمیمه برای این پیوست و فهرست منابع می‌شود.

موضوعات راهبردی سند امنیت زنان و خانواده در روابط اجتماعی شامل ۸ محور می‌شود که عبارتند از : ظرفیت‌سازی و افزایش مشارکت عمومی، مدیریت فرهنگ عمومی،زیرساخت‌ها (سازمانی، حقوقی، انسانی و اطلاعاتی)، مسؤول‌سازی و هماهنگ‌سازی و مدیریت محیط تعاملی،مدیریت سلامت زنان و کودکان (جسمانی، روانی، اخلاقی و اجتماعی)،  تحکیم خانواده، رسانه‌ها و مدیریت دانش.ذیل این محورهای هشت‌گانه ۱۸ هدف راهبردی، ۶۵ راهبرد و ۱۸۸ شاخص سنجش تعریف شده است.

به گزارش ایسنا، با توجه به انجام کارهای کارشناسی مفصل روی سند امنیت زنان و خانواده در روابط اجتماعی و نیاز کشور به اسنادی که اجرای آن در کشور باعث کاهش خشونت به‌ویژه علیه زنان شود انتظار می‌رود که تکلیف این سند تا قبل از پایان دوره دولت یازدهم مشخص شود.

منبع: ایسنا

بهمن
۲۷
افشای راز فروش پسر چهار ساله در زندان زنان
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
30503_757
image_pdfimage_print

راز سیاه فروش پسربچه یک زن معتاد در زندان زنان فاش شد. زن زندانی مراقبت از فرزند خردسالش را به زن دیگری سپرده بود اما پس از زندانی شدن وی متوجه شد فرزندش از سوی او فروخته شده است. متهم، زمانی که در مقابل بازپرس جنایی ایستاد، منکر فروش بچه شد و ادعا کرد که او را نزد خانواده‌ای ثروتمند به امانت سپرده است.

اسفند سال گذشته، زنی به نام میترا پسرش را به یکی از دوستانش به نام المیرا سپرد.مادر، اعتیاد شدید به مواد مخدر داشت به همین خاطر حوصله شیطنت‌های پسرش را نداشت.

چند روز بعد از این ماجرا بود که میترا در جریان یک سرقت، همراه مرد جوانی دستگیر و به زندان منتقل شد. بعد از آن هم هیچ خبری از پسرش پرهام و دوستش المیرا نداشت. او با این تصور که پسرش نزد المیرا است و از او مراقبت می‌کند، خیالش راحت بود.

اما چندی قبل او در زندان زنان، المیرا را دید که به جرم دزدی بازداشت شده بود. میترا همان موقع سراغ پسرش را گرفت و زن جوان به او اطمینان داد که حال پرهام خوب است و خانواده‌اش از او به خوبی مراقبت می‌کنند. اما میترا  که احساس کرده بود دوستش به او دروغ گفته است به پیگیری ماجرا پرداخت. تا اینکه المیرا لب به سخن گشود و مدعی شد پرهام را به خانواده‌ای ثروتمند فروخته و پول خوبی از این معامله به‌دست آورده است.

میترا نیز به محض اطلاع از ماجرا، بلافاصله از زن جوان شکایت کرد. به دنبال این شکایت پرونده‌ای در این خصوص تشکیل شد و برای رسیدگی، با نیابت قضایی به شعبه نهم بازپرسی دادسرای امور جنایی پایتخت ارجاع شد.

بدین ترتیب بازپرس سهرابی دستور انتقال المیرا را از زندان به دادسرا صادر کرد. متهم دیروز پس از حضور در دادسرا به بازپرس گفت: قبول دارم که میترا پسرش را برای مراقبت و نگهداری به من سپرده است اما فروش او را قبول ندارم. چون شرایط زندگی‌ام خوب نبود، پرهام را به خانواده ثروتمندی سپردم تا از او مراقبت کنند. هر زمان که شما بخواهید با آن خانواده تماس می‌گیرم و می‌خواهم که پرهام را برای دیدن مادرش به زندان ببرند. با توجه به اظهارات متهم جوان، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران دستور تحقیقات تخصصی در این خصوص را صادر کرد تا پس از مشخص شدن سرنوشت مبهم پسرک در این باره تصمیم گرفته شود.

منبع: روزنامه ایران 

بهمن
۲۶
نگهداری بلندمدت کودکان متکدی در مراکز شبه‌خانواده بهزیستی
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
57320272
image_pdfimage_print

رییس سازمان بهزیستی کشور ضمن بیان این که زمان واریز عیدی مددجویان بهزیستی مشخص نیست، از میزان آن نیز اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: مستمری مددجویان طبق موعد مقرر پرداخت خواهد شد.

انوشیروان محسنی‌بندپی ، درخصوص طرح ضربتی جمع‌آوری متکدیان که با هماهنگی فرمانداری تهران و با همکاری شهرداری تهران به مدت ۱۰ روز اجرا خواهد شد، گفت: در این طرح پوشش و ساماندهی افراد زیر ۱۵ سال برعهده بهزیستی است به طوری که پس از شناسایی، جمع‌آوری و غربالگری به بهزیستی معرفی خواهند شد.

وی افزود: اعلام آمادگی کرده‌ایم که بهزیستی تهران آمادگی پذیرش و ساماندهی تمامی کودکان زیر ۱۵ سال شناسایی شده در این طرح را دارد.

رییس سازمان بهزیستی کشور همچنین خاطرنشان کرد: مشکل بهزیستی در طرح‌های ساماندهی آن است که برای مثال اگر صبح کودک را شناسایی و پذیرش کنیم و عصر همان روز والدین آنها برای بازپس‌گیری کودک‌شان به مراکز بهزیستی مراجعه کنند به لحاظ قانونی و حقوقی هیچ منعی برای عدم تحویل کودک به خانواده نداریم و نمی‌توانیم از این امر اجتناب کنیم.

بندپی همچنین عنوان کرد: حداقل حدود ۷۰ درصد متکدیان در تهران، غیر ایرانی هستند.

وی همچنین عنوان کرد: از مردادماه سال جاری طرح جمع‌آوری و ساماندهی متکدیان را اجرا کرده‌ایم و تا حدود ۲ هفته پیش و قبل از آغاز اجرای طرح ضربتی ۱۰ روزه تعداد ۲۴۶۰ کودک زیر ۱۵ سال را پذیرش کردیم و همزمان برای والدین آنها نیز کلاس‌های مهارت‌آموزی برگزار کردیم.

رییس سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: طی رایزنی‌های صورت گرفته با آموزش و پرورش بازماندگان از تحصیل را نیز بر سر کلاس‌های درس برگرداندیم.

بندپی در ادامه بر لزوم اجرای طرح‌های ساماندهی کودکان کار و خیابان و همچنین متکدیان تاکید کرد و گفت: باید این طرح‌های جمع‌آوری و ساماندهی اجرایی شود زیرا برخی از این کودکان متصل به باندهایی هستند که از آنها برای توزیع موادمخدر، قاچاق و یا سایر جرایم سوءاستفاده می‌کنند این در حالی است که با این جمع‌آوری‌ها می‌توان از این مسائل تا حدی پیشگیری کرد.

وی افزود: فردی که از کودکی و از سنین پایین در مسیر تکدی‌گری قرار می‌گیرد، خود در آینده تهدیدی برای جامعه خواهد بود زیرا فرهنگ انجام اقدامات خلاف قانون در وی رشد خواهد کرد لذا چنانچه این شناسایی‌ها صورت بگیرد و با توجه به آنکه بهترین زمان یادگیری کودکی است، آموزش‌های مهارتی زندگی نیز به آنها ارائه شود، یا در صورت بازماندگی از تحصیل به مدارس برگردانده شوند، یا در صورت محدودیت مالی خانواده تحت پوشش حمایت‌های مالی خانواده قرار بگیرند، بسیاری از آسیب‌ها را می‌توان ساماندهی کرد.

رییس سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: در حال حاضر سازمان بهزیستی با همکاری بیش از پنج NGO این طرح را پیگیری می‌کند.

بندپی همچنین بیان کرد: در حال حاضر در حال رایزنی با قوه قضاییه هستیم تا چنانچه کودکی بیش از دو بار در طرح‌های جمع‌آوری شناسایی شده و به بهزیستی ارجاع داده شود، چه ایرانی و چه غیرایرانی باشد، نسبت به پذیرش بلندمدت آنها در مراکز شبه خانواده اقدام کنیم و در صورت مراجعه والدین نیز آنها را به خانواده تحویل نداده و آنها را رها نکنیم.

رییس سازمان بهزیستی کشور در پایان اعلام کرد: تامین محل نگهداری افراد در طرح ضربتی جمع‌آوری متکدیان برعهده شهرداری تهران بوده اما ارائه خدمات مددکاری، تربیتی، آموزشی، اجتماع‌پذیری و… برعهده سازمان بهزیستی خواهد بود.

منبع : ایسنا

بهمن
۲۵
ناپدریم به پاهایم دست می‌کشید و می‌گفت: چه پاهای پرمویی دارم
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , ,
young beautiful sad and desperate hispanic woman suffering depression looking thoughtful and frustrated at apartment balcony looking depressed at the street
image_pdfimage_print

Photo: Ocus Focus/bigstockphoto.com

برگردان: نازیلا روح‌بخش

خانه امن: این دو داستان با موضوع خشونت خانگی را جوانان روایت کرده‌اند. برای دیدن پنج داستان دیگر از زبان جوانان اینجا را ببینید.

ناپدریم از من سوءاستفاده می‌کرد. اولین باری که خاطرم میاد که این اتفاق افتاد، ۵ ساله بودم . به پاهای من دست می‌کشید و می‌گفت چه پاهای پرمویی دارم. به طرز عجیبی بدنم را لمس می‌کرد، بعد از من می‌خواست که شلوارم را در بیاورم و آن کاری که می‌خواست رو انجام می‌داد. کلا متوجه نبودم که اوضاع از چه قرار هست تا این‌که در ۱۳ سالگی متوجه شدم که مورد سواستفاده جنسی قرار گرفته‌ام. یک روز در مدرسه، این که چه حسی دارم را با یکی از دوستان جدید در میان گذاشتم. دوستم از من خواست که این مسئله را به یکی خبر بدم من هم بالاخره آن را با یکی از مسئولین مدرسه مطرح کردم، به هر حال از گفتن به مادرم آسان‌تر بود.

ناپدریم به ۵ سال زندان محکوم شد و من دیگر نباید نگران به خانه آمدن باشم.

به مرور فهمیدم که من هم از نظر جنسی‌، و هم از نظر فکری و جسمی مورد سواستفاده قرار گرفته‌ام. اوایل فکر می‌کردم این اتفاقات خیلی نرمال هست تا وقتی که متوجه شدم در اشتباه بودم و با دوستم مطرح کردم. بعد از آن کمک گرفتن آسان شد. بیشتر از یک سال هست که زیر نظر یک مشاور روانشناس هستم و اوضاع خوب پیش می‌رود. خانواده‌ام متوجه هستند که من گاهی نیاز دارم تنها باشم.

بدون حضور ناپدریم دیگه لزومی نبود که نگران نبودن مادرم در خانه باشم و نگران این‌که ناپدریم از شرایط نبودن مادرم استفاده می‌کند و به سمت من می‌آید. دیگر هیچ ترس و نگرانی ندارم و با مادرم نزدیکتر شده‌ام و راحت‌تر صحبت میکنم.

بزرگترین کمک در زندگی من حضور دوستم بود که زندگی من را تغییر داد. او از من خواست که مشکلم را مطرح کنم حتی اگر از نظر احساسی آماده نباشم. من فکر می‌کردم همه این اتفاق‌ها تقصیر من هستند بنابراین تلاش کردم اضافه وزن پیدا کنم به این امید که با چاقی من این شرایط تمام شود اما نشد. اکنون مادرم کمکم می‌کند که هر روز قوی و قوی تر بشوم.

نصیحت من: اگر کسی از شما سواستفاده جنسی می‌کند، فکر نکنید که تقصیر از شماست برای این‌که این طور نیست. فردی که سن بالاتری از شما دارد نباید که دنبال شما باشد، باید قوی باشید و به کسی در مدرسه خبر دهید. ابتدا کمی سخت است اما وقتی همه آزارها تمام شود می‌فهمید که ارزشش را داشته است.

مشاور به من کمک کرد که آدم بهتری شوم

پانزده ساله هستم. من در شرایطی بزرگ شدم که هر روز شاهد دعوای پدر و مادرم بودم ، بدتر این‌که هر وقت در میان دعوا پدر مادرم متوجه حضور من می‌شدند، از من می‌خواستند که طرفشان را بگیرم و هر دو انتظار داشتند که از آنها پشتیبانی کنم. در مدرسه هم معمولا با بچه‌ها درگیری داشتم و برام سخت شده بود که استرس و اعصابم را کنترل کنم.

سال گذشته مشاور مدرسه پرونده من را به یک انجمن محلی جوانان ارجاع داد. خانم مشاور زن خوبی بود، به من یاد داد که چطور با استرس کنار بیام. یک مشاور دیگه هم به پدر مادرم کمک می‌کند که مشکلاتشان را حل کنند.

مشاور به من فهماند که فقط من هستم که می‌توانم خودم و رفتارم را کنترل کنم و فقط با تغییر من هست که میتوانم طرز برخورد دیگران نسبت به خودم را تغییر بدهم. من یاد گرفتم که فرد مستقلی باشم و همچنین به نظرات و دیدگاه دیگران احترام بگذارم و اگر نظر آنها با من متفاوت بود با آنها جر وبحث نکنم.

مشاور کمکم کرد که فرد بهتری بشوم. او من را باور داشت وکمکم کرد که خودم را باور کنم آن هم تو شرایطی که دیگران این حس را به من نداشتند.

او با مسئولین مدرسه در مورد من صحبت کرد، آنها کمکم کردند که تکالیف مدرسه را انجام بدهم و او تشویقم کرد که تنیس و نت‌بال بازی کنم.

منبع: Bursting the Bubble

پنج داستان دیگر از زبان جوانان را اینجا بخوانید.

بهمن
۱۹
آخرین وضعیت «مونا و ندا» دو کودک آزاردیده در شهریار
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
686987_359
image_pdfimage_print

عکس: تابناک

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران در خصوص خبر ضرب و شتم «مونا و ندا» دو کودک ۱۶ و ۲ ماهه در شهریار، اظهار کرد: در تاریخ ۴ بهمن ماه با مداخله اورژانس اجتماعی شهریار بنا به دستور قضایی دو فرزند که تحت آزار و اذیت والدین قرار داشتند، به بهزیستی تحویل شد و در حال حاضر به شیرخوارگاه آمنه تحویل داده شدند.

احمد خاکی گفت: والدین این کودکان معتاد هستند، مکان مناسبی برای زندگی ندارند و فرزندان در باغی در شهریار رها شده بودند.

وی افزود: هفتم بهمن مددکاران بهزیستی به آدرس مندرج در پرونده مراجعه کردند اما کسی آنجا نبود و دقیقا در همان روز مادر فرزندان به شیرخوارگاه آمنه مراجعه کرده، مدارک هویتی فرزند بزرگتر خود را ارائه داده و اظهار کرده که فرزند کوچکتر فاقد مدارک شناسایی است و می خواهند برای وی نیز شناسنامه بگیرند.

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران ادامه داد : روز سه شنبه ۱۲ بهمن نیز مادر مجدد به شیرخوارگاه مراجعه و خواستار ملاقات با فرزندان خود شده و  این دیدار  نیز صورت گرفته است.

خاکی در ادامه در پاسخ به آنکه گفته می شود بر روی بدن کودکان  آثار جراحت شدیدی وجود دارد، گفت:فرزندان در زمان تحویل به بهزیستی از لحاظ جسمی مشکل خاصی نداشتند و فقط فرزند کوچکتر بر روی دو طرف گونه و زیر چشم چپ کبودی مشهود داشته است.

وی افزود: پس از پذیرش کودکان، اولویت کاری بهزیستی، ارائه خدمات مددکاری همه جانبه و بررسی و ایجاد شرایط مناسب برای حضور و بازگشت کودکان نزد والدین و یا اجداد پدری و مادری از طریق حکم قضایی است؛ در صورت نبود شرایط مناسب نگهداری کودکان، آنان در مراکز بهزیستی نگهداری خواهند شد.

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان تهران  در پایان گفت: در خصوص اعتیاد والدین این کودکان، بهزیستی آمادگی لازم را برای فراهم کردن شرایط درمان آنان را در مراکز بهبودی اقامتی خود دارد.

منبع: ایسنا

بهمن
۸
کیفر اعدام، قربانیان تجاوز خانوادگی را به سکوت می‌کشد
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
1280px-Alice_Pike_Barney_-_Waterlily
image_pdfimage_print
  •  ۱۹۰۰ – Waterlily – Alice Pike Barney

خشونت بس: به علت ازدحام جمعیت زندان و عدم امکان برگزاری جلسات مشاوره حضوری برای تک‌تک زندانیان، از طرف مشاور زندان مسئول شده‌ام که به زنان بند کمک کنم تا داستان‌ها، خواسته‌ها و مشکلاتشان را در قالب درد دل با امام حسین و حضرت زینب (به بهانه ماه محرم) بنویسند. هر مددجو ابتدا در کاغذی نوشته‌های خود را چرک‌نویس کرده و سپس در حضور من در دفتر بازنویسی می‌کند. چرا که نویسنده باید اطمینان داشته باشد حریم شخصی‌اش حفظ می‌شود و کسی جز مشاور زندان داستانش را نمی‌خواند.

می‌ترسیدم کسی بفهمد و آبرویم برود

* «ف» بیش از حد معمول نگران است که کسی بداند چه بر او گذشته است. ۱۹ ساله است و همان روز اولی که به بند منتقل می‌شوم به سراغم می‌آید و با تاکید بسیار اعلام می‌کند که پسرخاله خود را کشته است. درحالی‌که زندانیان عموما اصرار بر بی‌گناهی دارند او بر قاتل بودن خود پافشاری می‌کند. پای همسرش هم به اتهام مشارکت در قتل در پرونده گیر است. به او مشکوک شده‌ام که قتل را گردن گرفته باشد. یک شب در عالم شوخی و خنده از او می‌خواهم که صحنه قتل را بازسازی کند. بقیه بچه‌ها هم باور دارند که به خاطر عشق به همسر و به امید گرفتن رضایت از خانواده خاله، به دروغ اعتراف به قتل کرده است. در نهایت تصمیم به نوشتن می‌گیرد. کمی بعد هم خودش می‌خواهد که داستانش را بخوانم و درد دلش باز می‌شود و تعریف می‌کند. از کودکی برادر و پسرخاله او را مورد سواستفاده جنسی مقعدی قرار می‌داده‌اند. تا جایی که رابطه جنسی اجباری با برادر و پسرخاله برای او به‌نوعی انجام وظیفه تبدیل می‌شود: «می‌ترسیدم کسی بفهمد و آبرویم برود.» مانند اکثریت دیگر قربانیان تجاوز توسط اقوام و آشنایان نزدیک، چاره‌ای جز سکوت برای خود نمی‌یابد. در نیمه‌های سنین نوجوانی برادر دست از سواستفاده برمی‌دارد، اما پسرخاله همچنان به آزار و اذیت‌ها ادامه می‌دهد. «ف» در ۱۷ سالگی با مردی ازدواج می‌کند. بعد از ازدواج هم پسرخاله دست‌بردار نیست و یک‌بار به در خانه می‌آید و با «ف» درگیر می‌شود و پا به فرار می‌گذارد. «ف» با مشورت شوهر تصمیم به قتل پسرخاله می‌گیرد. می‌گوید که همسر، تنها اسلحه را تهیه کرده و قتل کار خود اوست.

دختران خودم هستند چرا به غریبه‌ها بدهم، خودم استفاده می‌کنم

* «میم» همسر خود را کشته است. بارها برایم از ازدواجش، از رابطه‌اش و از آن درگیری که به قتل منجر شده تعریف کرده است. دادنامه‌ها و لوایح دفاعیه پرونده او را نیز خوانده‌ام. در سن ۱۷ سالگی برخلاف میلش ازدواج کرده است. علاقه‌ای به شوهر نداشته و بعد از هم‌خوابگی‌های عموما با اکراه در حمام بدن خود را می‌شسته است. در نهایت در یک درگیری ناخواسته همسر را به قتل می‌رساند. بارها داستانش را تکرار کرده و هر بار دقت می‌کنم که مطمئن شوم همه‌چیز را راست می‌گوید. گفته‌ها تماما با آنچه از محتویات پرونده در دست دارم مطابقت دارد. بعد از مدتی طولانی و ساعت‌ها گفت‌وگو، حس می‌کنم همه‌چیز را درباره گذشته‌اش می‌دانم. تنها نقطه مبهم، پدر خانواده است. می‌دانم که زنده است اما هرگز حضور عینی ندارد. تا به حال تماسی با من نگرفته است. به نظر می‌رسد «میم» و خواهرش از او متنفرند. «میم» می‌گوید، پدر مردی هوس‌باز بوده و مادرش را یک‌عمر اذیت کرده و هرگز همسر و پدر خوبی نبوده است. می‌گوید مادر اصرار داشته او با مردی سالم و سر به راه ازدواج کند که مثل پدر نباشد و به همین دلیل بر ازدواج زودهنگام او پافشاری می‌کند. می‌خواهم با وکیل اولیای دم صحبت کنم بنابراین از «میم» برای آخرین بار می‌خواهم اگر حرفی ناگفته باقی گذاشته یا دروغی گفته است، برایم توضیح دهد. می‌خواستم مطمئن باشم که پای مرد دیگری در میان نبوده است (که البته در پرونده هرگز اسمی از شخص سومی به میان نیامده است و مسئولین زندان به همین دلیل سفت‌وسخت پشت او هستند).

چند روز بعد از زندان تماس می‌گیرد و گریه‌کنان می‌گوید: «خیلی این چند روز با خودم کلنجار رفتم. این موضوع را تا حالا برای هیچ‌کس نگفتم.» ته دلم خالی می‌شود. خیال می‌کنم می‌خواهد به رابطه با مرد دیگری اعتراف کند. (در این صورت امکان رضایت دادن اولیای دم بسیار پایین خواهد بود) ادامه می‌دهد: «پدرم همیشه ما را اذیت می‌کرد. کار به جایی رسید که یک شب سروقت خواهرم رفت. خواهرم جیغ‌وداد به راه انداخت و در خانه غوغا به پا شد. بابا می‌گفت دختران خودم هستند چرا به غریبه‌ها بدهم، خودم استفاده می‌کنم.» مادر با اصرار و تهدید، سعی بر حفظ آبرو پدر داشته و به همین دلیل این موضوع راز خانوادگی باقی مانده است. از طرفی دیگر دائما به دخترها هشدار می‌داده که هشیار بخوابید. گاهی هم بالای سر آن‌ها بیدار می‌ماند. در نهایت برای اینکه بلایی سر «میم» نیاید اصرار بر ازدواج و خروج هر چه سریع‌تر او از خانه پدری می‌کنند.

«مرد است دیگر»

در زندان زنان، آزار و اذیت جنسی توسط مردان خانواده، اقوام و خویشاوندان نزدیک، در گذشته و حالِ عده بسیاری از زنان وجود داشته است. دختری که برادر آزارگر خود را کشته است، دختر ۱۸ ساله‌ای که ناپدری را کشته است، مادر و دخترانی که پدر خانواده را به همین علت کشته‌اند و … . (در این نوشتار به خشونت جنسی زنان علیه کودکان پسر خانواده نخواهم پرداخت.) آنچه در اکثریت قریب به‌اتفاق این موارد دیده می‌شود، وفاداری قربانی به خانواده و تعهد نسبت به حفظ آبروی خانواده است. به‌ویژه در مواردی که متجاوز پدر یا برادر خانواده است. قوت غریزه جنسی «مردانه» و کنترل آن متاثر از نگرش‌ها و ارزش‌های فرهنگی نیز هست. با این حال، دیدگاه سنت‌گرا که مهارناپذیر بودن غریزه و نیاز جنسی مردان را به‌عنوان امری طبیعی و بدیهی تعریف می‌کند، عموما به قربانی این حس را القا که می‌کند که خود نیز مقصر بوده است. «مرد است دیگر، غریزه‌اش این‌گونه حکم می‌کند، زن باید هشیار باشد و بتواند خود را حفظ کند، لابد رفتار عشوه‌گرانه و اغواگرانه، پدر و برادر را به سمت او کشانده است.» چنین احساس شرمی از عوامل مهمی است که قربانی را به انتخاب سکوت سوق می‌دهد. چرا که قربانی مسبب رفتار خشونت‌آمیز است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. در مکالمه‌ای که با خاله «ف» (ولی دم) داشتم، بارها تاکید کرد دختری که ادعا می‌کند برادرش به او تجاوز کرده، تکلیفش مشخص است. گویی آنچه قباحت دارد، نه عمل تجاوز، بلکه به زبان آوردن آن توسط خواهر است. «میم» نیز درباره تعرض پدرش هرگز صحبتی نکرده است تا مورد قضاوت قرار نگیرد.

تجاوز آشکار، تجاوز پنهان

زنا با محارم، نه تنها در ایران بلکه در دیگر کشورها نیز تابویی فرهنگی به حساب می‌آید و جرم‌انگاری شده است؛ حتی در مواردی که رابطه جنسی با رضایت دو طرف صورت گرفته باشد. البته لازم به ذکر است، در خانواده‌های مردسالار و سنتی با توجه به ساختار و روابط قدرت خانواده و فرودستی زنان، بحث اراده و رضایت زن، محلی از اعراب ندارد. حتی اگر رابطه جنسی بدون اعمال زور و خشونت، بدون تقلا و مقاومت فیزیکی بزه‌دیده و در ظاهر توافقی صورت بگیرد. چرا که خشونت‌گر می‌تواند از موقعیت برتر خود نسبت به قربانی سواستفاده کند و قربانی توان روانی مخالفت نداشته باشد. در قانون مجازات اسلامی، تفاوت تجاوز آشکار و تجاوز پنهان تا حدودی به رسمیت شناخته شده است. اگرچه قانونگذار در تبصره ۲ ماده ۲۲۴ قانون مجازات، زنا با زنی که در حال بیهوشی، خواب یا مستی است و هم‌چنین زنا از طریق اغفال و فریب دختر نابالغ یا از طریق ربایش، تهدید و یا ترساندن را زنای به عنف در نظر گرفته است. اما با توجه به سن بلوغ قانونی دختران در ۹ سالگی، این حمایت دایره سنی محدودی را در برمی‌گیرد. بنابراین دامنه خشونت جنسی بسیار وسیع‌تر از آن است که در قانون مجازات جرم‌انگاری شده است. سیستم عدالت کیفری نیز از تعصبات مردسالارانه مصون نیست و قضات در مواجهه با قربانیان خشونت جنسی، گاها تمایل به در نظرگرفتن مسئولیت بز‌ه‌دیده و مقصر دانستن و سرزنش قربانی دارند. یا عموما حفظ کیان خانواده را مقدم بر هر چیز دیگر می‌شمارند و در جهت مختومه کردن این پرونده‌ها اقدام می‌کنند. از این رو، تعصبات فرهنگی تبعیض‌آمیز در دستگاه قضایی خود نیز بعضا موجب آسیب مضاعف به زنان و مانع برخورد جدی با عاملان جرایم جنسی (حتی با استناد به قوانین موجود) است.

بار سنگین تقدس نهاد خانواده

در مواردی که تجاوز در چارچوب روابط خانوادگی رخ می‌دهد، تقدس نهاد خانواده بار مضاعفی است که بر دوش قربانی می‌افتد. بنابراین آنچه در خانواده رخ می‌دهد همان‌جا باقی می‌ماند و درز پیدا نمی‌کند.

ماده ۲۲۴ قانون جدید مجازات اسلامی، حد زنا با محارم نسبی و زنای به عنف را اعدام تعیین کرده است. البته میان تجاوز به محارم و زنا با محارم تفکیک قائل نشده است. کیفر اعدام از عواملی است که تجاوزهای خانوادگی را مسکوت نگاه می‌دارد. چرا که قربانی به لحاظ عاطفی نمی‌تواند راضی به اعدام اعضای خانواده‌ خود شود. به‌ویژه در مواردی که متجاوز برادر قربانی است، خانواده عموما در مقابل افشای تجاوز مقاومت می‌کند. هم‌چنین زمانی که تنها مردان، ستون اصلی و نان‌آوران خانواده قلمداد می‌شوند، گزارش این‌گونه موارد و مواجهه احتمالی متجاوز با مجازات اعدام (در نبود راهکارها و سازمان‌های حمایتی) چالش و آسیب جدیدی برای زنانی است که نمی‌توانند خود را به لحاظ اقتصادی تامین کنند. از آنجا که اثبات تجاوز به محارم امری بسیار دشوار است، در موارد بسیاری هم سکوت نتیجه تهدید‌ها و ترس‌هایی که آزارگر برای آزاردیده ایجاد می‌کند. هنگامی‌که قربانی، علی‌رغم تمامی عوامل فرهنگی، عاطفی و روانی، اقتصادی و … تصمیم به شکایت بگیرد، همچنان موانع مهمی بر سر راه موجود است. از جمله این موانع، دشواری اثبات جرم (چهار بار اقرار، شهادت چهار مرد عادل و در نهایت علم قاضی) است. بسیاری از قربانیان هرگز موفق نمی‌شوند ادعای خود را اثبات کنند. در مواردی قربانیان از ترس مجرم شناخته شدن قید شکایت از متجاوز را می‌زنند. شهادت چهار مرد عادل که عملا غیرممکن است و متجاوزین نیز به راحتی حاضر به اقرار نیستند. از طرفی دیگر قضات تمایل چندانی به صدور حکم اعدام برای مردان خانواده را ندارند و درنتیجه ناگزیر به تبرئه آنان می‌شوند. بنابراین مجازات اعدام برای مقابله با تجاوز به محارم، در عمل ناکارآمد بوده است و جایگزینی اعدام با مجازات حبس برای برخورد با تجاوز به محارم ضروری به نظر می‌رسد.

در ایران، آماری از تجاوز به محارم به‌طور رسمی منتشر نمی‌شود. صحبت کردن از این مسئله خود به‌نوعی تابو محسوب می‌شود و ممنوع است. چرا که ممکن است تقدس خانواده در جامعه اسلامی و تحت قوانین اسلامی زیر سوال برود. در حالی‌ که بارها و بارها اخبار تجاوز پدران و برادران به دختران و خواهران خود در دیگر کشورها، در صدر اخبار بین‌المللی قرار گرفته است. تجاوز به محارم آسیبی نیست که تنها از طریق حقوقی و به‌واسطه مجازات مجرمین ریشه‌کن شود. بلکه معضلی فرهنگی است که در مرحله اول باید آن را به رسمیت شناخت و پنهان نکرد. با آموزش و آگاهی‌بخشی باید بستری برای قربانیان فراهم کرد که بتوانند از آنچه بر آنان گذاشته صحبت کنند و مورد توجه ویژه سازمان‌های حمایتی قرار بگیرند. در نهایت با تعیین مجازات کارآمد برای مجرمین، علاوه بر تامین امنیت قربانیان باید در راستای بازپروری، آموزش و اصلاح مجرمین نیز تلاش کرد.

منبع: خشونت بس 

دی
۲۹
لایحه امنیت زنان شامل کودکان متاهل نمی‌شود
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
image_pdfimage_print

مسئول تیم کارشناسی لایحه تامین امنیت زنان گفت: به این جمع‌بندی رسیدیم که افراد ۱۸ سال به بالا مشمول مقررات مندرج در لایحه تامین امنیت زنان شوند، مگر آنکه در برخی مقررات لایحه افراد دارای سن پایین‌تر نیز تحت حمایت قرار گیرند.

علی کاظمی (مسئول تیم کارشناسی لایحه تامین امنیت زنان) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره لایحه تامین امنیت زنان گفت: در بحث خشونت علیه زنان برخی کشورها مقررات جامع و منسجمی دارند و برخی کشورها به صورت پراکنده مقرراتی تدوین کرده‌اند، اما رویکرد جهانی آن است که قانون جامعی در این زمینه وجود داشته باشد.

وی با یادآوری اینکه لایحه تامین امنیت زنان چندین سال پیش تدوین شده و مقررات پیشگیرانه، برنامه‌ریزی برای نهادهای متولی امر، ایجاد نهاد ملی در این زمینه، مقررات جزایی و آئین دادرسی خاص در آن لحاظ شده است، ادامه داد: با تصویب قانون آئین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی در دو سال اخیر برخی مقررات به ویژه در بخش کیفری مربوط به این حوزه در این قوانین تصویب شد و اکنون نیاز به تکرار این قوانین در لایحه نیست.

کاظمی با بیان اینکه برخی قسمت‌های لایحه از جمله برخی قرارهای تامین و تمهیدی و نیز برخی بخش‌ها در مقررات مدنی که ممکن بود؛ مکمل این حوزه باشد باید براین لایحه اضافه شود، اظهارکرد: همچنین موارد جدیدی همچون ایجاد صندوق حمایت از زنان بزه‌دیده وارد این لایحه شده است که این لایحه را از حیث تاثیرگذاری بیشتر تکمیل می‌کند.

 مسئول تیم کارشناسی لایحه تامین امنیت زنان درباره لحاظ کردن قوانین ازدواج کودکان در این لایحه با تاکید براینکه در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد، عنوان کرد: ازدواج کودکان مساله‌ای مدنی است که ابعاد کیفری نیز دارد. در این باره نظرات مختلفی وجود دارد، یکی آنکه مقررات مربوطه به این موضوع در لایحه تامین امنیت زنان آورده شود. برخی دیگر معتقدند که جای این مقررات در لایحه نیست مگر آنکه ازدواج کودکان نوعی خشونت علیه آنان تلقی شود و نگاه دیگری می‌گوید؛ باید بحث حمایت از کودکان را در لایحه حمایت از کودکان و بحث حمایت از زنان را در لایحه حمایت از زنان ببینیم.

مسئله ازدواج کودکان فراتر از لایحه تامین امنیت زنان است

وی در این باره افزود: با توجه به نظریه سوم وقتی کودکی ۱۳ ساله ازدواج می‌کند؛ مسائل مربوطه باید در لایحه حمایت از کودکان پیش‌بینی شود، یعنی بحث ازدواج کودکان و سن آن و مقررات حمایتی این لایحه و قوانین مورد نیاز در این زمینه فراتر از لایحه تامین امنیت زنان است.

این قاضی دادگستری با بیان اینکه آوردن برخی مسائل در این لایحه بی‌مورد است، خاطرنشان کرد: مقررات مربوط به زنان همچون مباحث مربوط به ازدواج،‌ ارث،‌ انحلال نکاح در قوانین گسترده است و در این لایحه تنها مقررات مربوط به خشونت علیه زنان دیده خواهد شد.

 مسئول تیم کارشناسی لایحه تامین امنیت زنان درباره اینکه آیا این لایحه تمام زنان و دختران را تحت پوشش قرار می‌دهد یا مخصوص قشر خاصی از زنان است، گفت: در این زمینه نیز نظرات متفاوتی وجود دارد، برخی معتقدند که این لایحه باید تنها زنان متاهل را تحت حمایت قرار دهد و ضروری است دو معیار برای تعیین قلمرو شخصی لایحه وجود داشته باشد یکی آنکه افراد تحت پوشش، ۱۸ سال به بالا باشند و دوم آنکه ازدواج کرده باشند که در این صورت اگر فرد ۱۳ ساله نیز متاهل باشد، تحت حمایت این لایحه قرار می‌گیرد.

کاظمی در ادامه گفت: نگاه دیگر معطوف به سن است؛ یعنی افراد تا ۱۸ سالگی مشمول قوانین حمایت از اطفال و از ۱۸ سال به بعد مشمول مقررات این لایحه شوند. در نهایت به این جمع‌بندی رسیدیم که افراد ۱۸ سال به بالا مشمول مقررات مندرج در لایحه تامین امنیت زنان شوند مگر آنکه در برخی مقررات لایحه افراد دارای سن پایین‌تر نیز تحت حمایت قرار گیرند. در این صورت منافع کودکان بیشتر رعایت می‌شود، زیرا از یک طرف مشمول قوانین لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان و از طرف دیگر در برخی مصادیق مشمول حمایت‌های این لایحه می‌شود.

زنان قربانی قاچاق انسان تحت پوشش قرار می‌گیرند

این حقوقدان درباره نگاه این لایحه به زنان تن فروش اظهار کرد: درباره این زنان لزوما بحث خشونت مطرح نیست و ممکن است؛ فردی به صورت خودخواسته در این مسیر قرار بگیرد که خلاف قانون است؛ اما اگر یک زن قربانی خشونت شده و وارد این مسیر شود، لایحه از وی حمایت خواهد کرد و اگر فردی بنا بر میل خود وارد این مسیر شده و تحت اجبار هم نبوده باشد؛ بزهکار است و باید مورد شماتت قرار گیرد.

وی با تاکید بر اینکه این لایحه زنان مورد خشونت قرار گرفته را تحت حمایت قرار می‌دهد؛ تصریح کرد: اگر فردی خود زمینه خشونت را فراهم کند یا بزهکار باشد؛ حمایتی از وی نخواهد شد.

کاظمی با بیان اینکه گاهی به دلیل در نظر نگرفتن راهکارهای پیشگیرانه و مناسب، برخی زنان به روسپی‌گری گرایش پیدا می‌کنند، عنوان کرد: در چنین مواردی باید سازوکارهای مناسبی تدوین شده و با اقدامات پیشگیرانه مانع از ورود این زنان به مسیر تن فروشی شویم.

وی تاکید کرد: اگر زنی قربانی قاچاق انسان شده و او را به اجبار وادار به فحشا کرده‌اند؛ باید مورد حمایت قرار گیرد و در لایحه تامین امنیت زنان تبعات مواردی همچون قاچاق انسان و اجبار فرد به روسپی‌گری لحاظ شده است.

کاظمی با بیان اینکه این لایحه تاکنون ۷۰ تا ۸۰ ماده داشته است که احتمالا به این تعداد افزوده خواهد شد، عنوان کرد: این لایحه در دست بررسی کارشناسی است و کار علمی زمان می‌برد، اما احتمال دارد تا پایان سال متن جامع لایحه تدوین شود که تصویب آن می‌تواند؛ زمینه خوبی را برای حمایت از زنان در برابر خشونت ایجاد کند.

این قاضی دادگستری با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری درباره اینکه اسلام به دنبال جلوگیری از خشونت نسبت به زنان درون و بیرون از خانه است، اظهار کرد: خشونت علیه زنان از مصادیق اعلای ظلم به آنان است از این جهت رویکرد لایحه اسلامی بوده و فمنیستی نیست و هدف آن نیز حمایت از تقویت خانواده است و زن را بلاستقلال در نظر ندارد و بخش‌هایی از لایحه زن را به عنوان مادر، دختر و همسر مورد توجه قرار می‌دهد.

کاظمی خاطرنشان کرد: یکی از ویژگی‌های ممتاز این لایحه نسبت به مقررات مشابه آن است که رویکرد آن صرفا حمایت از زن بدون توجه به همسر و فرزند وی نیست، بلکه رویکرد آن است که ضمن تلاش برای حمایت از زن و رفع آسیب‌ها زمینه حضور بانشاط و سالم وی را در خانواده ایجاد کنیم. یعنی اگر همسری در اثر ناآگاهی مرتکب خشونت شده است؛ زمینه‌ای فراهم کنیم که به اشتباه خود پی ببرد و زمینه متلاشی شدن خانواده و بی‌سرپرست شدن فرزندان ایجاد نشود لذا رویکرد این لایحه در سطح کلان متفاوت از بسیاری از قوانین در سطح جهانی است.

مراکز اسکان موقت برای زنان در لایحه تامین امنیت زنان

وی درباره توسعه خانه‌های امن برای زنان در معرض خطر گفت: در این لایحه چنین خانه‌هایی به عنوان مراکز اسکان موقت مدنظر قرار گرفتند و در آن زمان که لایحه تدوین شد؛ تنها ۱۴ مورد از این خانه‌ها در کشور وجود داشت که امروز گسترش یافته است، اما مشکلی که وجود دارد نبود مقررات خاص بر این مراکز است.

این حقوقدان با بیان اینکه وجود این مراکز ابتکار خوب سازمان بهزیستی بوده است و باید در کنار آن حمایت قانونی نیز وجود داشته باشد، اظهار کرد: در این لایحه مسائلی همچون آنکه در چه مواقعی این مراکز می‌توانند یک زن را پذیرش کنند و چه اطلاعاتی می‌توانند از وی دریافت و نگهداری کنند و در چه مواردی می‌توانند از زن حمایت کنند و حتی مشخصات پرسنل این مراکز لحاظ شده است.

کاظمی با اشاره به حساس بودن موضوع پرسنل مناسب برای مراکز اسکان موقت زنان تصریح کرد: اگر این موضوع مورد دقت و توجه قرار نگیرد می‌تواند تبدیل به یک مرکز ناامن برای زنان شود و پرسنل این مراکز باید امین و متخصص بوده و فضای آن نیز مناسب باشد.

وی خاطرنشان کرد: یکی از مسائلی که باید در این لایحه مورد بازنگری قرار بگیرد؛ مساله خانه‌های امن و مراکز مددکاری است که سعی کردیم در این خصوص کار را ارتقا دهیم.

کاظمی در پایان گفت: این لایحه پس از تدوین و تهیه متن جامع آن توسط تیم کارشناسی به معاونت امور زنان ریاست جمهوری ارسال خواهد شد.

منبع: ایلنا

دی
۲۴
انشای یک دختر سیزده‌ساله: می‌خواهم وکیل شوم، نمی‌خواهم ازدواج کنم
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
51940723_48268533beccd
image_pdfimage_print

فهیمه حسن‌میری- خبرآن‌لاین

اینجا یمن نیست؛ این دختربچه‌ها هم «نجود»* نیستند؛ اما سرنوشتشان شبیه هم است. دخترانی در روستایی در ایران، سرنوشت نجود، دختر ۱۰۰ ساله‌ یمنی را دارند که تن به ازدواج اجباری داده و روز و شب را مثل یک کابوس زندگی کرده است :«در خواب و بیداری آرزو می‌کردم وقتی بیدار شدم ببینم همه‌ اینها کابوس بوده است.»

اینجا ایران است، روستایی نزدیک مشهد، یکی از مناطق حاشیه‌نشین و پرمهاجر که خانم معلم جوان، یک سال است اینجا تدریس می‌کند. جایی که تا امسال، مدرسه راهنمایی نداشته و به جز چند خانواده‌ که بچه‌هایشان را برای ادامه تحصیل به خوابگاه‌های شبانه‌روزی در مرکز منطقه می‌فرستادند، بقیه ترک تحصیل می‌کردند؛ عمدتا دختران.

طهورا احسنی، معلم جوان این روستا، در همین مدت کوتاه حضورش در بین این خانواده‌ها، دختران زیادی را دیده که به جای مدرسه، راهی چهاردیواری‌ای می‌شوند که بزرگترهایشان به آن می‌گویند «خانه‌بخت»؛ دخترانی که در ۱۳ – ۱۲ سالگی، وقتی هنوز بازی‌های کودکی و سرخوشی‌های نوجوانی‌شان تمام نشده، باید مسئولیت‌های بزرگی را قبول کنند؛ مسئولیت همسر شدن، مسئولیت مادر شدن: «دیگر زمان خیالبافی‌های دخترانه نیست. به او نشان خواهیم داد که یک زن باشد؛ آن هم یک زن واقعی.» درست مثل نجود و دختران دیگری در کشورهای مختلف که زندگی‌های مشابهی دارند «صدای ضعیفی در درونم می‌گوید: برو نجود. درست است که تو فقط یک دختربچه‌ای، اما تو یک زنی، یک زن واقعی. حتی اگر نتوانی آن را بپذیری.»

دختران دانش‌آموز می‌روند، برای همیشه می‌روند

این معلم جوان، دل پردردی از ترک تحصیل دانش‌آموزان دخترش دارد: خانواده‌هایی که بچه‌ها را به مدرسه می‌فرستند، از قشر روشنفکر این روستا هستند، با این حال تقریبا ماهی یک مورد ترک تحصیل داریم که به دلیل مشکلات خانوادگی مثل طلاق و فقر انجام می‌شود یا چون بعضی دانش‌آموزها جزو مهاجران غیرقانونی هستند، مجبور به ترک مدرسه می‌شوند. اما آنچه این ترک تحصیل را تلخ‌تر می‌کند، دخترانی هستند که دوست دارند درس بخوانند اما مجبور می‌شوند به اتفاقات ناخواسته‌ای تن بدهند. بیشتر دختران این روستا در دوران ابتدایی ترک تحصیل می‌کنند. مثلا یک خانواده‌ افغانی‌الاصل هستند که پدرشان فوت کرده. پسر بزرگ‌شان هم سواد ندارد و کارش مشخص نیست. این خانواده به دخترشان اجازه ندادند درس بخواند و به یک پسر جوان فروخته شد و به یک روستای دیگر رفت؛ در ازای ۲۰۰ هزار تومان! «من هنوز برای این نقاب سیاه، این مسافرت طولانی و دور از والدینم و این زندگی جدید در کنار مردی که حالم را به هم می‌‍زد خیلی کوچک بودم.»

و این فقط نمونه‌ای از خانواده‌های زیادی است که معلم جوان به آنها اشاره می‌کند و امیدوار است کارهای فرهنگی انجام شود، وضعیت معیشت مردم بهتر شود و رسم ازدواج دختربچه‌ها اینطور رواج نداشته باشد؛ « یک ضرب‌المثل قبیله‌ای می‌گوید: اگر می‌خواهی ازدواج شاد و موفقی داشته باشی، با یک دختر نه ساله ازدواج کن!»

والدین مدارس مختلط را دوست ندارد

احسنی از وضعیت بچه‌ها در این روستای محروم و بدون امکانات می‌گوید: بعد از گذشت چهار ماه از سال تحصیلی، تازه ۴ دانش‌آموز دختر جدید از یک روستای دیگر آوردند. این دخترها ترک تحصیل کرده بودند. اینجا چون تعداد دانش‌آموزها کم است، مدارس مختلط تشکیل می‌شود و خانواده‌‌شان به دلیل حضور پسرها در کلاس اجازه نداده بودند درس بخوانند تا این که بالاخره با پیگیری مدیر مدرسه، راضی شدند بیایند. حالا هم فقط می‌آیند امتحان می‌دهند ومی‌روند. خانم معلم، اینها را می‌گوید و در کنار خوشحالی از این اتفاق، پیش‌بینی تلخی هم دارد: این دخترها به احتمال زیاد مجبور به ترک تحصیل می‌شوند تا ازدواج ‌کنند؛ البته اگر خوش‌شانس باشند و به جوانان افغان فروخته نشوند؛ «گوشه‌ای نشسته بودم و میلی به رقص و پایکوبی با سایر زنان نداشتم، زیرا می‌دانستم زندگی‌ام دستخوش تغییری بزرگ شده است، تغییری که به نفعم نبود».

او از روزی هم می‌گوید که با نوشته‌های تلخ دانش‌آموزها مواجه شده؛ روزی که از آنها خواسته انشایی بنویسند و ۲۰ سال آینده‌‌شان را توصیف کنند. و انشاها، یکی از یکی تلخ‌تر بوده؛ مثل این: من ادامه‌ تحصیل را خیلی دوست دارم و دلم می‌خواهد درس بخوانم تا بتوانم شغل خوبی به دست آورم. برای این‌که بتوانم یک وکیل بشوم، باید مراحلی را طی کنم ولی این را هم بگویم که هر کاری سختیِ خودش را دارد. اگر کسی تحمّل نداشته باشد، نمی‌تواند موفق شود. مثلا اگر بخواهم شغل وکالت را به دست بیاورم، نباید ازدواج بکنم. من اصلا ازدواج را دوست ندارم زیرا اگر بخواهم ازدواج کنم، باید دورِ تحصیل و زحمت‌هایی را که کشیده‌ام، خط بکشم. علم چیزِ خوبی است؛ خوب‌تر از آن چیزی که فکرش را بکنید. من الآن ۱۳ سال دارم، در ۲۰ سالِ آینده احتمالا چندتا بچه دارم، برای همین ازدواج را دوست ندارم، زیرا هدفم این نیست که بعد از این همه سال درس‌خواندن و زحمت‌کشیدن، همه چیز را کنار بگذارم. حتی اگر ازدواج هم کردم و بچه‌دار هم شدم، باز باید درسم را بخوانم و یک فرزندِ خوب تحویل جامعه بدهم.

یا انشای تلخ فاطمه، که معلمش می‌گوید دختر بااستعدادی است و ناراحت است که از همین حالا، از همین کودکی، خانواده‌اش با او از خواستگاری و ازدواج حرف می‌زنند. او که می‌خواهد وکیل بشود و با معلمش از آرزوهای دور و درازش حرف می‌زند، در انشایش نوشته: در ۲۰ سال آینده مطمئنا زندگی من خیلی تغییر می‌کند، شاید ازدواج کرده باشم، ولی حتما درسم را می‌خوانم و سعی می‌کنم به خواسته‌هایم برسم. اما ازدواج کرده باشم یا ازدواج نکرده باشم، از روستایمان می‌روم به یک جای دیگر، مثلا شهر یا خارج از شهر، نمی‌دانم …

جملات داخل گیومه، عبارت‌هایی هستند از کتاب «من نجود هستم، ده ساله و طلاق‌گرفته»، نوشته دلفین مینویی با ترجمه عطیه سادات میرخانی از انتشارات هیرمند. داستان واقعی دختر فقیری که پدرش از پس مخارج فرزندانش برنمی‌آید و تصمیم می‌گیرد دختر ۹ساله‌اش را به عقد مردی بسیار بزرگتر از خودش درآورد.

دی
۲۴
یک گام برای کمک به کودکان تحت خشونت
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
KhanehAmn_child abuse_Jan_3
image_pdfimage_print

برای کمک به کودکانی که تحت خشونت قرار می گیرند، گام اول را بردارید تا بتوانید به آن ها کمک کنید . دوره آموزشی خانه امن رایگان است و در سه جلسه برگزار می‌شود و به زبان ساده تا قابل استفاده برای همه باشد.

قبل از هر جلسه برای شما متن آموزشی فرستاده می‌شود تا مطالعه کنید و در همه کلاس بحث و گفت و گو جریان دارد و استاد برای آسان شدن آموزش از پاور پوینت استفاده می‌کند.

کلاس هر سه شنبه ساعت ۸ شب برگزار می‌شود. با هر اسمی می‌توانید وارد شوید ولی حتما فرم ثبت نام را پر کنید.

همه کشورهایی که امروز در جهت کمک به کودکان تحت خشونت گام بر می دارند از آموزش شروع کرده اند تا جهانی بهتر برای کودکان خود بسازند. پس از این کلاس‌ها می‌توانید با اطلاعاتی که به دست می آورید در محیط خانواده و کار و مدرسه مفید باشید و ضمن آموزش به دیگران از تکرار خشونت جلوگیری کنید.

  • جلسه اول: نقد و بررسی کودک‌ آزاری جنسی در خانواده
  • زمان: سه‌شنبه ، ۲۸ دی، ۱۷ ژانویه ساعت ۸ شب به وقت تهران

*****

  • جلسه دوم: نقد و بررسی کودک آزاری جسمی، روانی، عاطفی و اقتصادی درخانواده
  • زمان: سه‌شنبه ، ۵ بهمن، ۲۴  ژانویه ساعت ۸ شب به وقت تهران

******

  • جلسه سوم: نقد و بررسی ساختارهای تامین‌کننده عدالت برای کودکان (مطالعه قوانین مجازات اسلامی و آیین دادرسی کیفری و تطبیق آن با اسناد بین‌المللی حقوق بشر)
  • زمان: سه‌شنبه ، ۱۲ بهمن، ۳۱ ژانویه ساعت ۸ شب به وقت تهران

*****

مدرس: حسین رئیسی، وکیل دادگستری