صفحه اصلی  »  خشونت علیه زنان
image_pdfimage_print
آذر
۲۳
۱۳۹۷
ضعف و بی‌عملی پلیس ایران در مقابل خشونت خانگی
آذر ۲۳ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Photo: 							iulianvalentin/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: iulianvalentin/depositphotos.com

مهری قاسمی

رئیس سازمان پزشکی قانونی در گفت‌و‌گو با روزنامه ایران خبر داده که حدود ۹۰ درصد کسانی که از همسرآزاری شکایت می‌کنند، زنان هستند. احمد شجاعی در عین حال از افزایش پنج و هشت دهم درصدی مراجعات درباره همسرآزاری در سال ۹۶ نسبت به سال ۹۵ خبر داده است.

شجاعی گفته است آمار مراجعان همسر آزاری در سال ۱۳۹۶، به ۸۱ هزار و ۷۲۹ نفر رسیده که سهم زنان از این نزاع‌ها، ۷۷ هزار و ۵۹ نفر و سهم مردان چهار هزار و ۶۷۰ نفر بوده است که «قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان» شده‌اند. (روزنامه ایران، ۲۳ تیر ۱۳۹۳)

روزنامه ایران اما همین گزارش را با تیتر «پنج هزار مرد پارسال از زنانشان کتک خوردند» منتشر کرد.

انتخاب تیتر این گزارش، در حالی که بیش از ۹۴ درصد خشونت‌های خانگی علیه زنان اتفاق افتاده است، تصویری کامل را از انتظار جامعه ایران در مورد خشونت‌های خانگی نمایان می‌کند. گویا که در ایران، کتک خوردن زنان در خانه عادی است و کتک‌ خوردن مردان به کنایه و طنز تبدیل می‌شود.

بیشتر بخوانید:

تربیت فقهی کودکان و فراهم شدن زمینه خشونت مجاز

شاید “شیشه پپسی” بوده باشد!

قاضی بیشتر با خشونت‌گر همدل است

عادی‌سازی خشونت علیه زنان تنها در نحوه خبررسانی رسانه‌ها نیست که پدیدار می‌شود، بلکه در نگاه نهادهای رسمی و حتی پلیس نیز بسیاری از رفتارهای خشونت‌آمیز مردان علیه زنان عادی تلقی می‌شود.

از اواسط سال ۱۳۹۵ وزارت بهداشت در ایران شبکه‌ای مجازی با عنوان «سامانه سیب» راه‌اندازی کرد که هدف آن جمع‌آوری تمامی اطلاعات بهداشتی مربوط به مردم بود. بر اساس گزارش های رسمی، تا دی‌ماه سال ۱۳۹۵ حدود ۵۹ میلیون نفر در این شبکه ثبت‌نام کرده بودند. این سامانه به مرور گسترش یافت و از تابستان سال ۱۳۹۶ بخشی برای تجمیع مراقبت‌های سلامت اجتماعی از جمله همسر آزاری و مشکلات زنان متاهل را نیز دربرگرفت.

با این همه، تعریف خشونت خانگی در این سامانه چنان است که اگر زنان در قسمت همسرآزاری، میزان ضرب و شتم صورت گرفته از سوی شوهر را گزینه «به ‌ندرت» یا «گاهی» انتخاب کنند، سامانه مزبور این موضوع را «فاقد مشکل» تلقی خواهد کرد.

چندی پیش، یکی از کاربران توئیتر که ظاهرا با این سامانه همکاری می‌کند در این‌باره نوشته بود:

«روان‌شناس از مرکز استان اومده بازدید بهش می‌گم این سامانه سیب قسمت همسرآزاری اگر در جواب سوال همسرتان شما را کتک می‌زند، تیک قسمت به ندرت یا گاهی اوقات رو بزنی می‌گه فاقد مشکل. فرمودند این‌قدر که طبیعیه، همه زن‌ها رو شامل می‌شه.»

کاربر دیگری در همین رابطه معتقد است: «تو سامانه سیب، یه قسمتی داره واسه همسر آزاری، بعد اگه در جواب آیا شوهرت کتکت می‌زنه، بزنی به ندرت یا گاهی، نتیجه رو فاقد مشکل می‌ده. فک کنم شوهره باید قشنگ هر روز سیاه کبود کنه که اون عقبیا حال کنن.»

نحوه سیاستگذاری «سامانه سیب» وزارت بهداشت ایران درباره میزان «مجاز»! خشونت علیه زنان که ضرب و شتم «گاه و بیگاه» آنان را فاقد مشکل می‌بیند، باید سیاست کلی حکومت در ایران نیز دانست. همین سیاست موجب بی‌تفاوتی پلیس در مواجهه با بسیاری از گزارش‌های خشونت خانوادگی شده است.

نویسندگان  گزارشی که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد و درباره نقش پلیس در فرهنگ خشونت خانگی تحقیق کرده بودند، معتقدند: «واقعیت این است که اقلیت کوچکی از زنان که به جست‌و‌جوی کمک از سازمان‌های رسمی یا افراد مسئول رفته‌اند نیز بیش از پیش به ماهیت مردسالارانه روابط درون جامعه پی‌ برده‌اند. پلیس نه تنها علاقه‌ای به درگیر شدن در این مسائل ندارد، بلکه بر طبق مصاحبه‌ها، بیشتر حامی متهمان بوده تا قربانیان و با زنان خشونت‌دیده با پیش‌داوری و بدرفتاری برخورد کرده است.»

نویسندگان این تحقیق به عنوان نمونه‌ای از رفتارهای نادرست پلیس از قول خانمی ۳۷ ساله با تحصیلات زیر دیپلم نوشته‌اند: «شوهرم تهدید کرد که امشب یا مرا می‌کشد یا خودش را. من زنگ زدم پلیس ۱۱۰ و پلیس آمد. شوهرم رفت دم در، دست به ریش شد که تو رو قرآن آبرو داریم و … پلیس رفت! […] من زنگ زدم از تو کمک خواستم، چرا با حرف شوهرم برگشتی؟ اگر من آن لحظه می‌گفتم گذشت کردم، بعد برو! گفتند دعوای خانوادگی است، خدا نگهدار!» (فرهنگ خشونت خانگی علیه زنان با تأکید بر نقش پلیس در کاهش آن، سهیلا صادقی فسایی، آتنا کامل قالیباف، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، بهار ۱۳۹۱، شماره ۲۶، صص ۹۹ و ۱۰۰)

مشابه این تجربه را برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز داشته‌اند. یکی از کاربران توئیتر در این‌باره نوشته است: «سال ۸۳ دوستی داشتم که همسرش کتکش می‌زد. یک بار فرار کرده بود داخل حمام و زنگ زده بود به پلیس. وقتی ماجرا را تعریف کرده بود، آقای پلیس پشت خط گفته بود: خوب اینکه طبیعیه، منم اگر عصبانی بشم دیگه یک سیلی رو به زنم می‌زنم.»

در مقاله دیگری که فصلنامه مطالعات بین‌المللی پلیس وابسته به نیروی انتظامی ایران منتشر کرده است، نویسندگان مقاله به ضعف‌های گوناگون حقوقی و غیرحقوقی پلیس در مواجهه با خشونت خانگی پرداخته و در بخشی از گزارش خود نوشته‌اند: «مانع دیگری که در مسیر پاسخ‌دهی و تعقیب کیفری بزه‌کاران خشونت وجود دارد این است که خشونت در محیط منزل در برخی موارد به عنوان یک موضوع خصوصی و خانوادگی تلقی می‌شود که تا جای ممکن پلیس نباید به آن پاسخ و واکنشی نشان دهد.»

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

آنان اضافه می‌کنند: «شاید این رویکرد از موضع پترنالیستی [جرم‌انگاری] حاکم بر فرهنگ پلیس یا فرهنگ حاکم بر جامعه نشات می‌گیرد. به هر حال و صرف‌نظر از منشا آن، این رویکرد در پلیس وجود دارد. حتی مقررات حقوق کیفری جاری نیز بر این ادعا مهر تایید می‌نهد، به گونه‌ای که عموم جرائم خشن که در منزل امکان وقوع دارند، جنبه خصوصی دارند. به عنوان نمونه فحاشی، قذف، ضرب و جرح دارای جنبه خصوصی‌اند و بدون شکایت شاکی امکان تعقیب کیفری آنها وجود ندارد. از این رو این نوع جرائم با اعلام جرم از سوی همسایگان یا اطرافیان قابل تعقیب کیفری نیست.» (پاسخ های پلیس به خشونت خانگی علیه بانوان، علی افراسیابی، لیلا سجادی، زمستان ۱۳۹۲، شماره ۱۶، ص۴۲)

نکته قابل تامل آن که در موارد متعددی از خشونت خانگی، حتی شکایت فردی که مورد خشونت قرار گرفته است (در واقع بعد از تحقق زمینه تعقیب کیفری)، منجر به مداخله پلیس و جلوگیری از خشونت در داخل خانه نمی‌شود.

در واقع بزرگ‌ترین مشکل در این زمینه، خصوصی دانستن خشونت خانگی در قوانین و همچنین سیاست‌های پلیس است.

در کتاب راهنمای پاسخ‌های مؤثر پلیس به خشونت علیه زنان که توسط نهادهای وابسته به سازمان ملل تهیه شده، آمده است: «بسیاری از مقامات پلیس خشونت خانگی را “موضوعی خصوصی” می‌دانند که بهتر است پشت درهای بسته باقی بماند. این دیدگاه منجر به نگرش‌ها و سیستم‌هایی شده است که پاسخ پلیس را به حداقل می‌رساند و پاسخ‌های تخصصی به زنان قربانی خشونت را سست می‌کند.»

نویسندگان این راهنما تاکید کرده‌اند: «پلیس نقش حیاتی در پیشگیری از خشونت علیه زنان بازی می‌کند. بخشی از این نقش چگونگی پاسخ به وقایع خشونت‌بار و اقداماتی است که باید برای حفاظت از زنان بلافاصله بعد از آن اتفاق، قبل و طی محاکمه و بعد از آن اتخاذ شود.» (کتاب راهنما در زمینه پاسخهای مؤثر پلیس به خشونت علیه زنان، دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل، قسمت پنجم به بعد)

اما واقعیت این است که رویکرد نیروی انتظامی و پلیس به خشونت خانگی در ایران، بر محور «خصوصی انگاری» این رفتارها بنا شده است و البته این نگرش نیز به دلیل حاکمیت احکام فقهی مبنی بر مجاز بودن مرد در اعمال قدرت و ولایت نسبت به همسر و کودکانش به وجود آمده و زمینه خشونت را گسترش داده است.

آذر
۱۲
۱۳۹۷
نه به خشونت در محیط کار!/ مریم نیک‏پور، روزنامه‏ نگار ـ کارشناس ارشد رسانه
آذر ۱۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
thumb
image_pdfimage_print

بیدارزنی:‌ «می‏گویم حجم کارم زیاد است و نمی‏توانم به تنهایی مسئولیت سه نفر را انجام بدهم. درحالی‏که خودش را به مرتب ‏کردن کتاب‌ها و روزنامه‌های روی میزش سرگرم می‌کند، طعنه می‏زند که توانایی خانم‌ها محدود است و آقایان را ببین که تا دیروقت سر کار می‌مانند و هیچ شکایتی هم ندارند. دلیل می‌آورم که آقایان اضافه‌کار دارند و مجبور نیستند مثل من و بقیه خانم‌های همکارم در ساعتی محدود، مقدار زیادی کار انجام دهند. با عصبانیت جواب می‌دهد که زن اضافه‌کار می‌خواهد چه‌کار؟ مگر زن خرج خانه می‏دهد و… اعتراض می‌کنم که ماه‌هاست مرخصی نرفته‌ام. پوزخند می‏زند که اصلاً برای همین است که هیچ کارفرمایی دوست ندارد کارمند خانم داشته باشد چون مدام به بهانه‌های مختلف مرخصی می‏خواهد؛ و این بحث بی‌سرانجام هر روز ادامه دارد…»

خشونت علیه خانم‌ها ابعاد گوناگونی دارد و آزار در محیط کار هم جزئی از خشونت محسوب می‏شود که با وجود اهمیتی که دارد، به دلایل مختلف کسی از آن حرفی نمی‏زند و معمولاً پنهان می‏ماند.

امروزه مشارکت زنان در نیروی کار رشد قابل ملاحظه‌ای داشته و شاهد این رشد در کشورمان هم بوده‌ایم تا جایی که حالا دیگر زنان تااندازه‌ای به مشاغلی که سال‌ها به «مشاغل مردانه» معروف بوده‌اند روی آورده‌اند. بااین‌حال همچنان دسترسی زنان به مشاغل مختلف با توجه به سوابق تحصیلی‏شان با مشکلاتی همراه و محدود است. تصور قالبی نقش جنسیتی در تبعیضِ دسترسی، نقش مهمی داشته است. از طرفی متوسط دستمزد زنان شاغل در سرتاسر دنیا خیلی پایین‏تر از مردان است. زنان در بخش‏هایی از مشاغلی که در آن‏ها دستمزد کمتری پرداخت می‏شود، بیش‏تر حضور دارند اما حتی در همان رده‌های شغلی هم به‌طور متوسط دستمزدهای پایین‌تری دریافت می‏کنند.

زنان در محیط کار عمدتاً با سه نوع خشونت مواجه می‏شوند: جنسی، جسمی و عاطفی. آمارها نشان می‏دهد در محیط‌های کاری میزان خشونت واقعی علیه زنان کم است، بااین وجود آزار جنسی معمول است. بر اساس آمارها، در کشور ما بیش‏ترین خشونت در محیط کار از نوع عاطفی و جنسی است که اغلب از طرف کارفرماها اعمال می‏شود و اثرات منفی متعددی دارد.

طبق تعاریف جامعه‌شناسی، آزار جنسی در محل کار می‏تواند استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به‌منظور تحمیل خواسته‌های جنسی باشد. این کار ممکن است شکل‏های خشنی به خود بگیرد مانند وقتی‌که به یک زن گفته می‏شود یا به یک برخورد جنسی رضایت بدهد یا اخراج می‏شود. خشونت جنسی در محیط کار تا اندازه‏ای زیرکانه است برای مثال با روش‏های گوناگون این موضوع به زن فهمانده می‏شود که پذیرفتن خواهش‏های جنسی پاداش‏هایی به همراه دارد یا چنانچه برآورده نشود، باید منتظر مجازاتی مانند نگرفتن ترفیع باشد.

مردان ممکن است شکل‏های ملایم آزار جنسی را بی‏زیان تصور کنند اما زنان اغلب آن را توهین‌آمیز می‏دانند. معمولاً از زنان انتظار می‏رود صحبت‌ها یا شوخی‌های جنسی، اشاره‌ها یا تماس‌های فیزیکی را نادیده بگیرند و به آن اهمیتی ندهند. در چنین موقعیتی زن ناچار است برای اینکه شغلش را از دست ندهد بدون اینکه به مرد توهین کند، با ملایمت او را دست به‏ سر کند. آزارهای جنسی در محیط کار انواع مختلفی دارد: آزارهای کلامی (شوخی‏های نامناسب جنسی، کنکاش در مورد زندگی خصوصی فرد و…)، آزارهای غیرکلامی (نگاه‌های شهوانی، چشم‌چرانی و…) و آزارهای فیزیکی (لمس زن، نزدیک ‏شدن زیاد هنگام کار و رابطه جنسی با زور)؛ اما خشونت علیه زنان در محیط کار به این آزارها ختم نمی‏شود.

نابرابری‏های جنسیتی، دادن حقوق کمتر به زنان، نادیده گرفتن آن‏ها برای مسئولیت‏های مهم و کلیدی در سازمان، مسئولیت‏ گریزی مردان در محیط کار، انتظار کار برابر و حتی بیش‏تر نسبت به همکار مرد و… همگی از مصادیق خشونت علیه زنان در محیط کار هستند که برای خانم‏ها تبعات منفی متعددی دارند. دسترسی به آمار دقیق خشونت علیه زنان در محیط کار دشوار است؛ اما از اعداد و ارقام مهم‏تر این است که خانم‏ها مجبور می‏شوند آن را پنهان کنند چون این موضوع در جامعه ما تابوست. خشونت در محیط‌های کاری برحسب خصوصی و دولتی‏ بودن و میزان گستردگی و اعتبار سازمان متفاوت است و معمولاً هرچه سازمان کوچک‏تر باشد و اعتبار کمتری داشته باشد، میزان خشونت در آن بیش‏تر و علنی‌تر است. موقعیت زن هم در این میان نقش مهمی دارد، به‌عنوان مثال زنان تحصیل‏کرده‏ای که در پایگاه‌های بالاتری قرار دارند از زنانی که از نظر اقتصادی در تنگنا قرار دارند و مجبورند شغل خود را حفظ کنند، کمتر خشونت می‏بینند.

باوجود اهمیت این موضوع تاکنون به‌طور جدی به آن توجه نشده و آمار و اطلاعات کاملی در این زمینه وجود ندارد. ترس از اخراج و مشکلات مالی بعد از آن، ترس از بی‌آبرویی و انگ خوردن و مشکلاتی از این دست همگی باعث می‏شوند زنان سکوت کنند و گاهی سال‏ها با این وضع کنار بیایند و حتی نتوانند مشکل خود را با همکاران یا اعضای خانواده مطرح کنند. حرف ‏نزدن درباره این خشونت‏ها موجب می‏شود ذهن زن تا مدت‏ها درگیر باشد و تا سال‏ها با احساس ترس، شرم و بار منفی آن زندگی کند و به مشکلات روحی همچون افسردگی دچار شود. ایجاد امنیت برای زنان یکی از وظایف اصلی قانون‏گذاران و مسئولان است؛ اما آشنا بودن زنان با حقوق خود در رابطه با آزارهای این چنینی اهمیت فراوانی دارد و البته فرهنگ‏سازی در پیشبرد این هدف نقش کلیدی را ایفا می‏کند. زنان باید یاد بگیرند در هیچ شرایطی با خشونت کنار نیایند، سکوت نکنند و به آن دامن نزنند.

منبع: بیدارزنی

آذر
۵
۱۳۹۷
به اندازه دیگر دخترها زیبا و سکسی نیستم
آذر ۵ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_427041625
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

رابطه‌ عاطفی من مانند هر رابطه‌ای عاشقانه و سالم شروع شد اما به سرعت تبدیل به یک «بازی‌» شد بازی‌ای که در آن من باید مطابق دستورها و خواسته‌های دوست پسر سابقم  عمل می‌کردم و خودم را تغییر می‌دادم. آزارهای او  کلامی، روانی و جنسی بودند.

او به من می‌گفت که چه بپوشم، موهایم را چطور درست کنم، با چه کسی دوست باشم و با چه کسی دوستی نکنم، چه بگویم و چه نگویم. اما بدترین آزاری که در این رابطه تجربه کردم تکرار این جمله بود که من چیزی بیش از یک  زن احمق و غرغرو نیستم و «هیچ وقت به اندازه دیگر دخترها زیبا و سکسی» نیستم.

او مرا مجبور می‌کرد با او در مکان‌های عمومی مثل مدرسه وفضاهای عمومی سکس داشته باشم. او مرا وادار می‌کرد عمل‌های جنسی خاصی انجام بدهم که هرگز علاقه‌ای به انجامشان نداشتم.

در زمان‌هایی که از این کارها فارغ بود پشت سرم یا از من شکایت می‌کرد و یا در حال توهین، بدگویی و تمسخرم بود. من زمانی متوجه این حرف‌ها می‌شدم که دوستانم آنها را برایم تعریف می‌کردند. پس از اینکه یکی از معلمان مدرسه درباره این رابطه با من صحبت کرد و راهنمایی‌ام کرد از این رابطه خارج شدم.

چگونه با مساله برخورد کردم

من بسیار گریستم و اغلب خودم را مقصر این رابطه می‌دانستم. اما کم‌کم یاد گرفتم که بفهمم این رابطه تقصیر من نبود و قوی‌تر شدم.

چگونه این وضعیت تغییر کرد؟

دوست‌پسر سابقم به تهدید و آزار حتی پس از جدایی ادامه می‌داد. او حالا دست از سرم بر داشته است اما هنوز این ترس که او می‌تواند هر لحظه آسیبی بزند در من وجود دارد.

چه چیزی به من کمک کرد؟

پس از آنکه دوست پسر سابقم را ترک کردم، دوست پسر جدیدم و یکی از معلمان مدرسه که مثل مادر دوم من است حمایت زیادی از من کردند.

توصیه من به دیگران

اگر فکر می‌کنید رابطه شما درست پیش نمی‌رود از در میان گذاشتن این مساله با دیگران نترسید. خانواده و دوستان برای همین در کنار شما هستند. هیچ وقت خودتان را برای هیچ‌چیز سرزنش نکنید.

منبع

آبان
۲۶
۱۳۹۷
خشونت علیه زنان با کلیشه‌های دوران مدرسه آغاز می‌شود
آبان ۲۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
mcrdbj9q-1380021303
image_pdfimage_print

photo: Prissy girls and macho boys. jodigreen/theconversation.com

ننسی لومبارد -ترجمه از ایمان فیروزی‌فرد//

در بسیاری از جامعه‌ها و فرهنگ‌ها، خشونت بر پایه‌ی جنسیت، مشکلی نهادینه‌شده و عمیق است. بااین‌وجود، تلاش‌ها برای به‌چالش‌کشیدن این مشکل در سطح مدرسه‌های ابتدایی به‌ندرت دیده می‌شود. دیدگاهی وجود دارد که معتقد است که کودکان یازده و دوازده‌ساله کوچک‌تر از آن هستند که خشونت را بفهمند و یا درباره‌ی آن نظر بدهند، ولی اگر می‌خواهیم با نگرش‌ها و رفتارهایی مقابله کنیم که می‌توانند به این نوع خشونت منجر شوند، این نوع نگاه باید تغییر کند.

اخیرن پژوهشی را در این زمینه در پنج مدرسه‌ی ابتدایی در سراسر گلاسگو (Glasgow) انجام داده‌ام. در این تحقیق می‌خواستم نوع نگاه و تعریف کودکان را از خشونت بررسی کنم. پذیرش خشونت مردانه علیه زنان به شکل خاص چیزی بود که در نهایت به آن پی‌بردم.

متوجه شدم که جوانان خشونت را همیشه در چارچوب جنسیت فهمیده‌اند و معنا داده‌اند. آن‌ها به درونی‌کردن خشونت به‌عنوان بخشی اساسی از هویت مردانه گرایش داشتند. آن‌ها خشونت مردانه را با استفاده از نابرابری در نقش‌های جنسیتی توجیح کردند. خشونت رخ‌داده در میان دوستان و خواهران و برادران عادی شده‌ بود و بنابراین، آن را به‌عنوان خشونت قضاوت نمی‌کردند.

پژوهش من نشان ‌داد که تنها تحت شماری از شرایط نسبتن سختگیرانه است که رفتارها به‌عنوان خشونت تعریف می‌شوند. آن‌ها موقعیت خشن را موقعیتی دربردارنده‌ی دعوای مردان بالغ در خارج از خانه می‌دانند که جراحت و مجازات‌های قانونی به‌دنبال داشته باشد. این نوع از خشونت توسط رسانه، در فیلم‌ها و روزنامه‌ها شبیه‌سازی شده است. زمانی‌که نمونه‌های فرضی، این مسیر خطی را دنبال می‌کردند، کودکان تمایل بیشتری برای خشونت نامیدن آن‌ها داشتند.

پیش‌آمدهایی که نوجوانان خودشان تجربه کرده بودند کم‌تر عنوان خشونت را به خود گرفتند. این با شیوه‌ای ترکیب شده بود که در آن، تجربه‌ی شخصی دختران از هم‌سالان خشنشان (به‌خصوص پسران) معمولن به‌دلیل بالغ‌شناخته‌نشدن آن‌ها نامعتبر دانسته می‌شد.

مسئولان مدرسه مانند معلمان بیشتر سعی بر نادیده‌گرفتن خشونت وارده توسط پسران بر دختران را دارند. زمانی که دختران به معلم‌ها شکایت کردند که یک پسر آن‌ها را هل داده یا به آن‌ها ضربه زده است، معلمان با گفتن این‌که این روش پسران برای جلب توجه است یا «این کاری است که پسرها انجام می‌دهند» سعی در عادی‌سازی آن رفتار داشتند. اگر رفتارهای خشونت‌آمیز مردان در برخورد با زنان عادی‌سازی شوند، این امکان وجود دارد که دختران با کوچک‌شمردن بدرفتاری به‌عنوان بخشی از ارتباطات بر پایه‌ی جنسیت با مردان به‌جای تشویق به مبارزه با آن به‌عنوان رفتاری اشتباه، بزرگ شوند.

به نظر می‌رسد که نقش‌های جنسیتی کلیشه‌ای با فهم نوجوانان از خشونت مردان علیه زنان در ارتباط هستند.

این به شکلی دیده شده است که هنگامی‌که صحبت از مرد و زن باشد، جوانان به یک گفتمان تفاوت (discourse of difference) استناد می‌کنند. بیشتر کودکان تفاوت جنسیتی بزرگ‌سالان را به‌عنوان روابط دگرجنسگرایانه‌ی نمادینی می‌شناسند که نقش‌های متفاوت‌ داشتن را از زنان و مردان انتظار دارد. آن‌ها از سن هم به‌عنوان نشانه‌ای در برساخت‌های جنسیتی‌شان استفاده کردند. به این معنا که هرچه فردی بالغ‌تر شود هویت جنسیتی‌اش باثبات‌تر و محصورتر می‌شود.

این موضوع می‌تواند در ارتباط با آرزوهایی که دختران برای آینده دارند بهتر توضیح داده شود. دختران به شکل خاص، به‌دلیل فهمشان از نقش‌های جنسیتی مورد انتظار، آینده‌ای محدود و آرزوهایی محصور برای خود در ذهن دارند. دختران در سن‌های جوانی هویتشان را سیال و در حال تکامل می‌بیند درحالی‌که با افزایش سن، هویت خود را ثابت و نامتعدد می‌بینند. برای مثال، در حال حاضر، دختران طیف وسیعی از آرزوهایی مانند پزشک‌شدن، فضانورد بودن، دانشمند شدن و رقصندگی است. با این وجود آن‌ها این آرزوها و فرصت‌ها را به همراه محدودبودن به دلیل ازدواج و بچه‌دار شدن می‌بینند، اما آرزوهای پسران و باورشان برای رسیدن به آن‌ها تغییر نکرد.

این نامعتبر دانستن تجربه‌های شخصی افراد از خشونت و درکشان از هویت که بر پایه‌ی جنسیت است، ضرورت ترویج برابری جنسیتی (gender equality) و کاهش دسته‌بندی‌های جنسیتی (gender divisions) را به‌منظور مقابله با این معضل اجتماعی نشان می‌دهد.

خشونت علیه زنان در نابرابری ساختاری میان زنان و مردان ریشه دارد. که هم دلیل به‌وجودآورنده‌ی نابرابری جنسیتی است و هم پی‌آمد آن. هنگامی‌که کلیشه‌ها و دسته‌بندی‌های جنسیتی ماندگار باشند، جوانان خشونت مردان علیه زنان را کم‌تر به چالش می‌کشند.

ما باید نقش خود را در این موضوع به‌عنوان افراد بالغ جدی بگیریم. می‌توانیم به آن‌ها اشتباه‌بودن هرگونه خشونت را آموزش دهیم اما باید مراقب باشیم که ممکن است هویت و شخصیت آینده‌ی کودکان را محدود کنیم. به دختران و پسران مدام گفته می‌شود که با یکدیگر تفاوت دارند یا بعضی کارها مانند ایستادن در صف‌های جداگانه در مدرسه، داشتن ورزش‌ها، اسباب‌بازی‌ها یا فعالیت‌های مختص به یک جنس، صحبت‌کردن با آن‌ها به شکل‌های متفاوت یا انتظارات متفاوت از آن‌ها داشتن به این موضوع اشاره دارند.

ترویج برابری جنسیتی به این معناست که خشونت علیه زنان دیگر یک هنجار نیست یا این خشونت توسط کلیشه‌های جنسیتی تأیید نمی‌شود. تبعیض جنسیتی (gender segregation) و دسته‌بندی جنسیتی هم باید متوقف شوند و نیاز است که تمام افراد جامعه با هرگونه خشونت علیه زنان مبارزه کنند. تازمانی‌که همه این مهم را انجام ندهند، زنان هرگز به یک جایگاه برابر دست نخواهند یافت.

***

منبع: الفبا

آبان
۱۰
۱۳۹۷
توییتر سمی: تجربه زنان از خشونت و آزار در توییتر
آبان ۱۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_702224215
image_pdfimage_print

Photo: Leremy/shutterstock.com

نیلوفر جعفری

 

اگرچه همه افراد می‌توانند مورد آزار و خشونت آنلاین قرار بگیرند اما خشونت‌های آنلاینی که زنان تجربه می‌کنند اغلب ماهیت جنسیتی دارند. بسیاری از تهدیدهای آنلاینی که علیه زنان صورت می‌گیرد جنسی هستند و به نوعی به بدن زنان مربوط می‌شوند. هدف از خشونت و آزار ایجاد یک محیط آنلاین خصمانه برای زنان است تا آنها مورد تهدید، تحقیر، ارعاب و شرمندگی قرار بگیرند و صدای‌شان خاموش شود. عفو بین‌الملل مصاحبه‌هایی با زنان انجام داده که نشان می‌دهد زنان در توییتر طیف وسیعی از آزارها و خشونت‌ها را تجربه می‌کنند به‌طوری که زندگی‌ این افراد به شدت تحت تاثیر این مساله قرار گرفته است.

خشونت و‌ آزار آنلاین علیه زنان چیست؟

بر اساس تعریفی که سازمان ملل ارائه داده خشونت علیه زنان شامل هر نوع رفتار یا عملکردی است که زنان را صرفا به دلیل زن بودن هدف قرار می‌دهد. هر نوع آسیب فیزیکی، روانی و اقتصادی می‌تواند مصداقی از خشونت علیه زنان باشد.

خشونت و آزار زنان در یک شبکه‌اجتماعی‌ مثل توییتر شامل تجربه‌های مختلفی از تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم فیزیکی و جنسی یا خشونت‌هایی است که هویت‌ زنانه را هدف قرار می‌دهند؛ مثل نژادپرستی یا ترانس‌فوبیا. خشونت‌های آنلاین حریم خصوصی زنان را نیز هدف قرار می‌دهند؛ یکی از رایج‌ترین تهدیدها در فضای آنلاین تهدید به افشای هویت و اطلاعات خصوصی یا انتشار عکس‌های تهدیدآمیز و جنسی بدون رضایت فرد قربانی است. گاهی آزارگران از یک یا چند شکل خشونت و آزار به صورت یک حمله سازماندهی شده علیه یک فرد استفاده و دیگران را نیز با خود همراه می‌کنند. در فضای آنلاین به افرادی که در این شیوه هدف قراردادن و آزاررسانی همکاری می‌کنند «ترول» می‌گویند.

آنچه در آزار وخشونت‌های آنلاین حائز اهمیت است، آن است که این خشونت‌ها می‌توانند در موقعیت‌ها و زمینه‌‌های متفاوتی رخ بدهند. سازمان عفو بین‌الملل در نوامبر ۲۰۱۷ یک نظرسنجی درباره تجارب زنان از خشونت و هراس در پلت‌فرم‌های شبکه‌های اجتماعی در ۸ کشور از جمله ایالات متحده آمریکا و بریتانیا انجام داد. این نطرسنجی نشان داد که تقریبا یک چهارم (۲۳ درصد) از زنان شرکت کننده در این نظرسنجی اعلام کرده‌اند که حداقل یک بار مورد آزار و خشونت آنلاین قرار گرفته‌اند. بر اساس این نظرسنجی، ۵۹ درصد از زنان بریتانیایی و آمریکایی اعلام کرده‌اند این ارعاب و خشونت توسط افراد ناآشنا و غریبه انجام گرفته است.

همچنین بسیاری از زنان در گفت‌وگو با عفو بین‌الملل اعلام کردند که توییت‌های خشونت‌آمیزی از سوی غریبه‌ها و افراد ناآشنا دریافت کرده‌اند.

پژوهش‌های این سازمان نشان می‌‌دهند که تهدید و ارعاب آنلاین می‌تواند تاکتیک شرکای عاطفی یا جنسی قبلی یا فعلی زنان فعال در شبکه‌های اجتماعی باشد تا بتوانند آنها را به این شیوه کنترل کنند و باعث ایجاد هراس در آنها شوند. یک پژوهش از سوی سازمان شبکه ملی ایالات متحده آمریکا برای پایان دادن به خشونت خانگی نشان می‌دهد که در ۹۷ درصد از خشونت‌های خانگی گزارش شده‌، فرد آزارگر از تکنولوژی برای ایجاد هراس، تهدید و کنترل قربانی استفاده کرده است. همچنین مشخص شده که ۸۶ درصد از قربانیان خشونت خانگی از طریق شبکه‌های اجتماعی در معرض ارعاب و تهدید قرار گرفته‌اند. در بریتانیا ۸۶ درصد از قربانیان خشونت خانگی تاکید کرده‌اند که از سوی شریک عاطفی قبلی یا فعلی خود مورد آزارو خشونت آنلاین قرار می‌گیرند.

شیوه‌های مختلف آزارگری در توییتر

توییتر بی‌رحم است. کافی است اظهارنظری وجود داشته باشد که مخالف ایده و نظر عمومی یا گروهی باشد تا آزارگر‌ها حمله‌ور شوند. یک نفرت شخصی و کینه قدیمی یا قرار گرفتن در گروه رقیب نیز می‌تواند بالقوه یک کاربر را در معرض تهدید قرار بدهد. خشونت و آزرگری در تویتتر مستقیم یا غیرمستقیم انجام می‌شود. همانطور که گفتیم بسیاری از این خشونت‌ها ماهیت جنسی یا فیزیکی دارند. لائورا بتز، یک فعال و نویسنده زن بریتانیایی در گفت‌وگو با عفو بین‌الملل از اشکال چندگانه خشونت در توییتر سخن گفته است: «خشونت آنلاین زمانی برای من شروع شد که پروژه سکسیسم روزمره را آغاز کردم… روزانه حدود ۲۰۰ پیام حاوی خشونت در سایت دریافت می‌کردم. بعد از آن این خشونت‌ها در پلت‌فرم‌های دیگری مثل توییتر و فیس‌بوک نیز آغاز شدند.»

کیت اسمورتویت،‌ کمدین بریتانیایی می‌گوید پس از اجرای یک برنامه تلوزیونی در توییتر مورد آزار و خشونت قرار گرفته و در طی ۴۸ ساعت، ۱۶۵ صفحه توییت و پیام‌های حاوی خشونت‌ دریافت کرده است. او می‌گوید در این مدت ۴ یا ۵ تهدید به مرگ و تهدید به تجاوز نیز دریافت کرده است.

تهدیدها و خشونت‌های توییتری می‌توانند قربانی را تا سرحد جنون برسانند. یک کاربر ایرانی قربانی ترول‌ها می‌گوید پس از دریافت صدها پیام تمسخر از سوی کاربران دچار حملات عصبی شده و فقط پس از گذراندن دوره‌های طولانی روان‌درمانی توانسته است از فکر آن پیام‌های حاوی نفرت و وحشت خلاص شود.

یک نگاه گذرا به توییتر فارسی خشونت گسترده علیه افراد مختلف به ویژه زنان را آشکارا نشان می‌دهد. توییت‌های فراوانی وجود دارند که خطاب به یک شخص نوشته شده‌اند و او را تهدید کرده‌اند یا به باد تمسخر و توهین گرفته‌اند. زمانی که ترول‌ها حمله‌ور می‌شوند از تحقیر شکل و ظاهر، نژاد و هویت فرد قربانی شروع می‌کنند و تا آرزو یا تهدید به مرگ پیش می‌روند. هرچه قربانی محبوبیت و دنبال‌کننده بیشتری داشته باشد و یا به موضوعات حساس بیشتری بپردازد بیشتر در معرض این نوع خشونت‌ها قرار می‌گیرد. روزنامه‌نگاران، سلبریتی‌های توییتری،‌فعالات حقوق بشر و به ویژه فعالان حقوق زنان، سیاستمداران و هنرمندان به طور خاص در معرض حملات آزاردهنده کاربران این پلت‌فرم‌ها هستند.

گزارش‌های عفو بین‌الملل نشان می‌دهند خشونت‌های آنلاین می‌توانند امنیت افراد را در زندگی واقعی افراد نیز به خطر بیندازند. در بریتانیا از هر ۵ زنی که خشونت آنلاین را تجربه کرده‌، یک نفر نگران امنیت خود و خانواده‌اش است. این تعداد در ایالات متحده آمریکا از هر ۴ زن یک نفر گزارش شده است.

پاملا مریت، فعال برابری‌طلب آمریکایی می‌گوید: «پس از ۵ سال تهدیدهای آنلاین و آفلاین، این واقعیت را پذیرفته‌ام که آماده‌ام برای کاری که انجام می‌دهم بمیرم. این اتفاق می‌تواند رخ دهد. اگر شما ۲۰۰ تهدید به مرگ دریافت کنید احتمال دارد یکی از آنها بخواهد واقعا شما را بکشد.»

جسیکا والنتی، روزنامه‌نگار آمریکایی به این نکته اشاره می‌کند که تشخیص تهدیدهای واقعی و غیرواقعی در فضای آنلاین کار بسیار دشواری است: «در دنیای واقعی شما می‌توانید بفهمید چه تهدیدی واقعی است و چه تهدیدی واقعی نیست. اما شما نمی‌توانید این کار را در فضای آنلاین انجام بدهید چون نمی‌دانید شخصی که تهدید می‌کند کیست و کجاست؟ آیا این فرد یک تهدید واقعی است یا یک بچه ۱۲ ساله است؟ شما برای تشخیص آن هیچ راهنمایی ندارید.»

برخی از زنان مشهور و فعال در فضای آنلاین به ویژه در توییتر در مقابل تهدیدهای روزمره تلاش می‌کنند خانواده‌شان را از آزارها محفوظ نگه‌ دارند. یک فعال حقوق‌بشری می‌گوید که نام خانوادگی فرزندش را تغییر داده تا مشخص نشود او فرزند چه کسی است. علاوه بر این زنان زیادی هستند که به خاطر خشونت‌ها و آزارهای مداوم تصمیم می‌گیرند به طور موقت یا دائم از فعالیت‌های آنلاین فاصله بگیرند تا بلکه بتوانند از خشونت درامان بمانند.

خشونت‌های جنسی و جنسیتی

اگرچه همه انواع خشونت‌ها و آزارها چه در زندگی واقعی و چه در فضای آنلاین نادرست و واکنش‌برانگیز هستند. اما عفو بین‌الملل می‌گوید همه زنانی که با آنها مصاحبه کرده اذعان داشته‌اند که خشونت جنسیتی آسیب‌های بیشتری برای آنها داشته است. این خشونت‌ها شامل تحقیر و توهین‌هایی است که همگی برآمده از کلیشه‌های جنسی و جنسیتی علیه زنان هستند. در این تهدیدها زنانگی به عنوان ابزاری برای اعمال خشونت استفاده می‌شود. توییتر به طور کلی فضای مناسبی برای بازتولید کلیشه‌های جنسیتی علیه زنان است. در واقع ظاهر، هوش، توانایی و قابلیت‌های زنان ابزار اصلی طنزپردازی در توییتر است که اغلب نیز به طور گسترده مورد استقبال کاربران قرار می‌گیرد. توییت‌های حاوی تحقیر‌های جنسیتی که از سوی کاربران ایرانی تولید می‌شوند نه تنها در فضای توییتر دست‌به دست می‌شوند، بلکه اغلب خوراک اصلی کانال‌های تلگرامی هستند. کانال‌های فراوانی با عنوان «توییتر فارسی» در تلگرام فعال هستند که روزمره توییت‌های تحقیر‌آمیز، تهدیدآمیز و حاوی کلیشه‌های جنسی و جنسیتی را بازتولید می‌کنند و مخاطبان فراوانی نیز دارند.

شوخی‌های جنسی با هدف تحقیر بدن زنان بخش گسترده‌ای از توییت‌های رومزره است. تجربه‌های موردی از آزار جنسی و جنسیتی زنان در این موارد کم نیست. افراد ناشناس معمولا با فرستادن پیام‌های خصوصی و با انتشار عکس‌هایی که نوعی تهدید، تحقیر و هراس برای زنان فراهم می‌کند زنان را آزار می‌دهند. فرستادن پیام‌ها یا تصاویر سکسی خصوصی بدون رضایت فرد نه تنها در توییتر بلکه در اغلب پلت‌فرم‌های شبکه‌های اجتماعی رایج است.

به نظر می‌رسد ایجاد هراس و رعب به شکل فردی یا گروهی برای مورد آزار قرار دادن زنان به بخشی از هویت اینترنت تبدیل شده است. افراد و ترول‌ها به شکل سازماندهی شده یک نفر را مورد حمله قرار می‌دهند و هر آنچه که برای آسیب‌رساندن به روح و روان یک انسان لازم است به کار می‌برند تا فعالان اینترنتی را به حاشیه یا انزوا بکشانند. هر نوع افشاگری، انتقاد و صدای مخالفی و به طور کلی هر چیزی که مورد خوشایند یک فرد یا گروه قرار نگیرد، می‌تواند بهانه‌ای برای آزار و خشونت علیه زنان باشد. آنچه در توییتر و شبکه‌های اجتماعی دیگر مشاهده می‌شود آن است که اعلام زنانگی یک تهدید بالقوه است که می‌تواند به راحتی به یک تهدید عملی تبدیل شود.

منبع: رادیو زمانه

آبان
۷
۱۳۹۷
روایت زنانی که ختنه می‌شوند…
آبان ۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
shutterstock_550024789
image_pdfimage_print

Photo: Budnichenko Oksana/www.shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین پور

زن صورتش را با روبنده سیاه پوشانده است. در پس‌زمینه و پشت سرش یک دختر نوجوان و دخترکی پنج شش ساله ایستاده­اند. با اینکه صورت دخترک شطرنجی شده، اما فضای عمومی عکس حس ناامنی را القا می‌کند. به نظر می‌رسد دخترک در انتظار تیغ تیز «سنت» است. آن‌ها دو تن از خیل دخترکانی هستند که به دایه و مادرشان اعتماد کرده­اند، اما جای زخمی همیشگی نصیبشان شده است.

 زن رو به دوربین نگاه می­کند و می­گوید : «آب دهان و دست (دختر ختنه‌نشده) درست نیست. از دست دختر ختنه‌نشده حرام است.» بی‌تردید زن پشت نقاب سیاه، خودش هم سنت شده است. «سنت» نامی است که محلی­ها برای عمل ناقص‌سازی زنان به کار می­برند.

فیلم سرخو به همت «رایحه مظفریان» ساخته شده است. این فعال و پژوهشگر برای حقوق زنانی فعالیت می­کند که در حاشیه شهرها یا مناطق فراموش‌ شده زندگی می­کنند. او در طول چند سال گذشته بخش عمده تلاشش را صرف این مساله کرده تا ثابت کند که کماکان در برخی مناطق جنوبی و غربی ایران، زیر پوست همین شهری که ما زندگی می­کنیم، عمل ختنه یا ناقص‌سازی زنان انجام می­شود که آن سرپوش می‌گذارند.

او نزدیک به هشت سال را صرف پرداختن به مساله ختنه زنان کرده و آخرین کار او مستند«سرخو»با موضوع ختنه دختران در ایران است. مستندی که در آن  با زنان قربانی و دایه­های محلی وارد گفت و گو شده است.

از او می­پرسم انگیزه و قصدش از ورود به این موضوع چه بوده است؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

دشواری‌های زنانه

دختران خاک و رنج، دختران زلزله

قتل‌های ناموسی در رده نخست

 «هدف ما در کمپین، تغییر دیدگاه عمومی نسبت به مقوله ناقص‌سازی زنان است و نه ایجاد خصم و جبهه‌گیری. خودم دنبال این بودم به کسانی پاسخ بدهم که موضوع ناقص­سازی زنان را انکار کرده و از کنار آن با بی‌توجهی عبور می­کنند. به باور من باید کوچک‌ترین مشکلات و کمبودهای مربوط به کودکان و زنان مورد توجه قرار بگیرند، چه برسد به مساله ختنه که طبیعی­ترین حق آدمی بر تن خویش است و زنان و کودکان را درگیر می­کند. بسیاری از این زنان در کودکی ناقص می‌شوند. وقتی کودکی در سن ۵ سالگی ختنه می­شود، بعدها تبدیل به زنی می­شود که در ۲۵ سالگی نیاز به داشتن رابطه جنسی و جسمی و روانی سالمی دارد و دیگر چنین چیزی برایش مهیا نیست.

زنان دایه یا قابله‌های محلی که عمل ختنه را انجام می­دهند مورد پیگرد قرار نمی‌گیرند؟

این عمل گر چه در قانون ایران جرم است، اما پیگیری­اش نیازمند شاکی خصوصی است. تصورتان را باید نسبت به زنان کننده کار کاملا تغییر بدهید. آن‌ها زنانی معمولی، خوب و مهربان هستند. این تصور که با زنانی جانی، جاهل و یا سنگدل سر و کار دارید، نادرست است. آن‌ها فقط درگیر سنت و ناآگاهی شده‌اند و این ناآگاهی ناشی از نبودن اطلاعات و آموزش کافی است.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید

خودتان آیا به دلیل تجربه شخصی به این موضوع علاقمند شدید؟

«بارها از من سوال شده شما خودتان ختنه شده­اید؟ خودتان زود ازدواج کرده‌اید؟ به باور من این دلیل خوبی نیست که کسی تا خودش تجربه شخصی در مورد یک آسیب اجتماعی نداشته باشد، نباید نسبت به آن آسیب احساس مسوولیت کند. برعکس آن هم ممکن است. من چون امکان درس خواندن داشتم و از آن جایی که از کودکی آموزش­های جنسی مناسب دیدم و مادرم در خصوص این موضوع به شدت حساس و متعهد بود، تفاوت را بیشتر حس می­کردم. در حقیقت من با انتخاب خودم این مسوولیت را پذیرفتم تا از هر طریق ممکن، بلندگویی برای زنان آسیب‌دیده باشم.»

چه چیزی باعث شد که بعد از تدوین کتاب «تیغ و سنت»، به فکر کارگردانی فیلم «سرخو» با موضوع زنان قربانی این سنت خانوادگی بیفتید؟

نخستین گام­هایم را که برداشتم، هنوز تجربه کافی نداشتم تا از همه عناصر و ظرفیت­های موجود برای مبارزه با ناقص­سازی زنان بهره ببرم و همه ابزارهای یک کمپین را بشناسم. از مقاله شروع کردم. بعدها تبدیل به کتاب شد. به برنامه‌های رادیویی و ساخت وب‌سایت رو آوردم. زمانی می­شد که به کامنت خوانندگان توجه می­کردم که با تعجب می­پرسیدند مگر چنین امری هنوز در ایران اتفاق می­افتد؟ همین اظهار نظرها دستمایه کارهای بعدی­ام شدند  بنا بر این تصمیم گرفتم از رسانه‌ای به نام فیلم و تصویر استفاده کنم تا هم‌زمان موضوع ختنه زنان را از منظر دایه­ها که کننده کارند و هم از منظر کارشناسان بررسی کنم. در واقع می­شود گفت دستم برای بیان دیدگاه‌های مختلف در جریان فیلم بازتر بود.

اما برخی می‌گویند این مساله فراگیر نیست و پرداختن به آن چندان ضرورتی ندارد؟

حدود هشت سال است در این مورد فعالیت می‌کنم .اگر امروز دوستانی هستند که منکر آنند، به این دلیل است که  گزارش­ها و فعالیت­های انجام شده را دنبال نمی کنند. آن­ها هم مانند مردم عادی به شنیده‌هایشان اکتفا می­کنند و توجهی به پژوهش­های عمیق میدانی ندارند. بر این باورم که بخشی از آگاهی امروز مردم نسبت به خطرات، شیوع و لزوم پیشگیری از ختنه دختران، از همین تلاش یا به اصطلاح صرف انرژی‌هاست. گزارش همه این موارد در سایت ما مدام منتشر می‌شود.

در این مورد آمار مشخصی هم وجود دارد؟

خیر. دقت کنید که ختنه دختران عملی نیست که در ملا عام انجام بگیرد. بنا بر این علاوه بر آمارها و گزارش‌هایی که ما منتشر می­کنیم، آمارهای پنهان و موارد سیاهی وجود دارد که قابل دسترسی نبوده و در مطالعات لحاظ نمی­شوند. این البته به این معنا نیست که دست ما خالی است و هیچ آماری وجود ندارد! کتاب تیغ و سنت با هدف همین آمارگیری نوشته شد.

حتی اگر جامعه آماری شما چندان گسترده نباشد؟

گیرم که این حرف درست باشد که نیست، اما منطقی هم نیست که هر بار بگذاریم موضوعی به نقطه بحران برسد و بعد به سمت آگاهی‌سازی عمومی و پیدا کردن راهکار مناسب برویم. دلیل ندارد الزاما به علت جامعه آماری پایین، آن را نادیده بگیریم و در قبالش سکوت کنیم. آیا این موضع‌گیری در  مورد بقیه آسیب‌ها هم صادق است؟ مثلا ما در مورد قربانیان مین، تجاوز محارم، بیماری‌های نادری مانند پروانه­ای هم دست به انکار می­زنیم چون تعداد قربانی‌ها اندک است؟

نپرداختن به مساله ختنه دختران چیزی جز غرض‌ورزی و نادیده گرفتن حداقل حقوق آدمی نیست، حالا این آمار یک نفر باشد یا هزار نفر. اینکه روی صورت مساله خط بکشیم و نخواهیم وجهه ایران را در منظر بین­المللی  خراب کنیم، دلیل مناسبی برای نپرداختن به این آسیب نیست. مگر در مورد موضوع آتنا و تجاوز به او توجه تمام سران دولت و همه فعالان اجتماعی جلب نشد؟ سریع دادگاه تشکیل و فرد خاطی محاکمه شد و حکم نیز به اجرا در آمد. یک اتفاق برای یک کودک  به حق آن همه جنجال و پیامد داشت. اما همان فعالان محترم وقتی ما خبر می­زنیم که سحر، دخترک بوکانی، به علت ختنه و خون‌ریزی زیاد راهی بیمارستان شده،  سکوت می­کنند. شاید آن‌ها منتظر مرگ امثال سحر هستند تا تلنگر بخورند و حرکتی از خود نشان بدهند. کمپین ما تا زمانی که همچنان احتمال وجود یک قربانی باشد، با تمام توان جلوی کارشکنی­ها خواهد ایستاد.

در کنار مساله ختنه و سنت، به معضل ازدواج زودهنگام کودکان هم توجه کرده‌اید.

زمانی که در مورد  ختنه دختران پژوهش می­کردم، با این موضوع هم زیاد مواجه شدم. این‌بار کمپین دیگری به راه انداختم و مفصل و دقیق به بیان مشکلات کودکان در خصوص ازدواج زودهنگام پرداختم. کتاب «حلقه» را نیز در خلال پژوهش­هایم نوشتم. البته اگر باز هم دوستان این بخش را  کوچک و بی‌اهمیت تلقی نکنند. آن‌ها بارها بدون ذکر منبع، در محافل مختلف، از اطلاعات منتشر شده ما استفاده کردند. متن را ترجمه کرده به سازمان­های بین­المللی ارائه دادند، ولی چون هدف و نیتم مشخص است، تا به حال به هیچ وجه اعتراض نکرده­ام. در جلسه­ای بودم که نماینده اداره ثبت احوال هم آنجا بود و اعتراض می­کرد که از ۸۰۰ هزار ازدواجی که در سال در ایران انجام می­شود، فقط ۲۰۰ مورد ازدواج دختر کمتر از ۱۰ سال به ثبت رسیده و این رقم قابل‌توجهی نیست که لازم باشد برای آن این همه آشوب به پا شود. در آن‌جا بود که متوجه شدم نگاه کارمند دولت به عنوان دفاع کننده و یک فعال اجتماعی به عنوان منتقد در مورد حیطه پژوهش من فرق چندانی با هم ندارند.

برای دستیابی به اطلاعات و آمار آیا با بن‌بست هم مواجه می شدید؟

سختی‌ها کم نبود. برای گرفتن مجوز از اداره علوم پزشکی در یک شهرستان دور‌افتاده، به رییس آن اداره مراجعه کردم. او گفت به هیچ عنوان امکان ندارد آمار مادران باردار کمتر از ۱۵ سال را در اختیار شما قرار بدهیم، چون ایران طبق تفاهم‌نامه‌های متعدد، موظف است جلوی بارداری‌های زیر این سن را بگیرد، ولی چون نتوانسته موفق عمل کند، به تمام اداره‌های علوم پزشکی نامه زده شده که آمار و اطلاعاتی در اختیار کسی قرار ندهید. دقت کنید این جا مشکل اصلی وجود دارد و برای کسی که دنبال روشنگری است، مانع ایجاد می‌کنند. از یک سو با سنگ‌اندازی سایر دوستان فعال در این حوزه ها مواجه هستیم و از سوی دیگر با عدم همکاری سیستم دولتی. می‌توانم بگویم کمپین‌های ما کم‌ترین حمایت را از سمت فعالین حقوق کودک و زنان دارد.

مهر
۲۶
۱۳۹۷
ما و جنبش ME TOO/ یادداشتی از معصومه ابتکار
مهر ۲۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2018-10-17 11:41:46Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com
image_pdfimage_print

Photo: khabaronline.org

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده: تامین قانونی امنیت زنان، به رفع خشونت کمک می‌کند

جامعه > خانواده – قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که اخیرا به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و به زودی توسط شورای نگهبان تایید نهایی خواهد شد، نمونه ای موثر در کشور ما بوده که می بایست با تصویب نمونه موثر دیگر یعنی لایحه قانون تامین امنیت زنان در برابر خشونت تکمیل شود. تامین قانونی امنیت زنان علاوه بر بازدارندگی، جنبه های قوی فرهنگی و اجتماعی دارد و می تواند زمینه های بروز خشونت علیه زنان از جمله تعرضات و سوء استفاده های جنسی کاهش و به تقویت نهاد مهم خانواده کمک کند.

معصومه ابتکار معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده در یادداشتی اختصاصی که برای خبرآنلاین نوشت، به بررسی جنبش می‌تو در کشورهای دنیا پرداخت.

متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

 

تار و پود جوامع توسط روابط و مناسبات میان انسان ها پیوند می خورد و شکل می گیرد. این روابط اگر براساس احترام متقابل و رعایت حقوق فردی و شهروندی تنظیم شود، ماهیت هم افزایی یافته و به رشد متقابل استعدادها در مناسبات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و کاری منجر می شود. روابط در خانواده، مدرسه، دانشگاه، محیط کار و در میدان های فعالیت اجتماعی و داوطلبانه می تواند براساس روحیه همکاری، خیرخواهی، تلاش برای تعالی جامعه، پایمال نکردن حقوق افراد، پرهیز از خشونت کلامی و رفتاری و نفی تهمت، نفرت پراکنی و تخریب شخصیت باشد که البته کار بسیار دشواری بوده و در کمتر جامعه ای چنین رخداد آرمانی شکل گرفته است.

شاید به دلیل اهمیت و دشواری چنین رویکردهایی است که قرآن کریم و تعالیم دینی در آموزه های خود بطور مبسوط و تفصیلی وارد جزییات شده اند. از جمله نقشه راه یا دستورالعمل های اجرایی ارایه کرده اند که البته براساس منشور مساوات انسان ها اعم از زن و مرد بوده و اعتبار افراد را به میزان تقوای آنها وابسته دانسته است. این منشور، رعایت عدالت و انصاف در روابط میان زن و مرد را علاوه بر رابطه زوجین در خانواده، به حدود محرم و نامحرم تسری داده و تعاریفی را برای حفظ حریم های جنسی و عزت نفس انسان ها و اعضای خانواده مطرح کرده است. در این آموزه ها احترام به پیمان خانوادگی، وفاداری به عهد، امانتداری و صدق مورد تاکید قرار گرفته تا از سوءاستفاده، تعرض به حریم فردی و تضییع حقوق و تحقیر انسان ها ممانعت شود. مثال بارز این موضوع تاکید قرآن کریم به غمض بصر است و ابتدا به مردان توصیه می کند که نگاه خود را مراقبت کنند. سپس به زنان توصیه هایی در مورد لحن صدا و نوع پوشش دارد که ناظر بر منفعت کلان فرد و جامعه است.

 

 

نظام روابط بین زن و مرد براساس تعالیم قرآن و سیره پیامبر و ائمه (ع) نظامی پیشرو بوده تا مانعی برای مشارکت اجتماعی و حضور زنان و مردان در ابعاد وسیع عمومی به وجود نیاید، در عین آنکه از احترام و کرامت زن و مرد کاسته نشود. اجرای این نظامات در دوران معاصر مانند آنچه در جمهوری اسلامی ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی به اجرا درآمده، فراز و نشیب های زیادی داشته و شاید از روح این آموزه دور شده باشد، به نحوی که تنها به موضوع تذکر رعایت حجاب آنهم فقط توسط بانوان تبدیل شده است. 

در حالی که تاکیدات قرآنی در روابط اجتماعی میان زنان و مردان با هدف آموزش مهارت های خوب زندگی کردن مانند حفظ امنیت، آزادی و کرامت انسان ها صورت گرفته، اما نحوه اجرای آن، سبب شده تا به عنوان محدودیت و حتی نادیده گرفتن آزادی و حق انتخاب افراد جامعه مطرح شود.

به بیان دیگر، متأسفانه آموزش سبک زندگی خوب ایرانی و اسلامی با روش های علمی و تربیتی شکل نگرفته است. برخوردارهای سلیقه ای توام با عتاب که به آزردگی روحی و روانی مخاطب منجر می شود، اثرات توصیه های انسانی و اخلاقی و دینی را خنثی کرده و این تعالیم مهم را بی اثر می سازد. این در حالیست که امروزه در دنیا ثابت شده سبک زندگی سالم از ابعاد جسمی و روحی به مهارت های ارتباطی و تنظیم روابط بین زنان و مردان وابسته است و جنبش فراگیرMe Too مثال بارز این ادعا به حساب می آید. امروز این موضوع به طور جدی در جوامع مختلف مطرح است که راه حل روابط محترمانه و توام با اخلاق و بدون سوءاستفاده جنسی، تحقیر و خشونت چیست و آیا قابل تحقق است؟

بسیاری از آسیب های اجتماعی ریشه در عدم خودباوری، فقدان مهارت های ارتباطی و نبود آگاهی در مورد معیارها و ملاک های موثر حقوق فردی و شهروندی دارد. معاونت رییس جمهور در امور زنان و خانواده نیز که این سوال از دغدغه هایش محسوب می شود، از حدود یک سال پیش گفت و گوی ملی خانواده را به عنوان یک راهکار مطرح کرده است

 

زمان آنست تا نوع خوانش و تفسیر خود را از اجرای ضوابط در کشورداری بعد از چهار دهه با هدف نزدیک تر شدن به روح تعالیم اسلام ناب محمدی (ص) و قرائت پیامبر و ائمه اطهار بیان کنیم و تجربیات سال های گذشته را به عنوان چراغ راه آینده قرار دهیم؛ تجربیاتی که اگر واقع بینانه، آزادمنشانه و صادقانه مد نظر باشد می تواند پلی به سوی آینده در اصلاح روابط فردی، اجتماعی، خانوادگی، بین نسلی و تقویت شئونات جامعه قرار گیرد. به علاوه اینکه این تجربیات از جنبه فراگیر انسانی و بشری می تواند دریچه ای برای سایر جوامع باشد که با وجود پیشرفت های بزرگ علمی و اقتصادی و توسعه یافتگی در بسیاری از شاخص ها، در زمینه های اجتماعی و روانشناسی دچار مشکلات عمیق و گسترده هستند.

به عنوان مثال در امریکا دونالد ترامپ سال ۲۰۱۸ را سال اورژانس ملی برای مقابله با اعتیاد اعلام کرد. ‌در آن کشور گر چه بیماری ها رو به کاهش داشته، اما نرخ خودکشی و بی خانمان ها روندی افزایشی را طی می کند. اخیراً رسانه های آن کشور اعلام کرده اند که طی ۱۰ سال اخیر چنین مشکلاتی در ۲۵ ایالت حدود ۳۰ درصد فزونی یافته است. در همین حال، ظهور جنبش و جریان اجتماعیMe Too برای افشای سوء استفاده جنسی از زنان و موضوع کودکان در کلیسای کاتولیک که پیش تر در سطحی گسترده مطرح شد نشانه های جدی آسیب های این حوزه در جوامع مختلف است. شیوع این مشکل چنان کارد را به استخوان زنان رسانده که موارد سوءاستفاده یا تعرض جنسی در همه سطوح از جمله سطح عالی سیاسی توسط افراد معروف و سلبریتی ها اعلام و بازتاب گسترده ای را در رسانه های بین المللی داشته است. تا آنجا که شکایت یک زن علیه کاوانا گزینه ترامپ برای دیوان عالی امریکا، به موردی جنجالی تبدیل شد، اگر چه متأسفانه سنای آمریکا به آن وقعی ننهاد. این جریان اعتراضی گسترده که حتی با راهپیمایی های بزرگ علیه سوءاستفاده های جنسی همراه شد، حاکی از وجود مشکلات با همه تأکیدات بر احترام و کرامت و آزادی های انسانی در آن جوامع است و اندیشمندان آنها را به بازنگری پارادایم فعلی آزادی های مفرط جنسی فرا خوانده است؛ نوع آزادی هایی که سال ها توسط بازارهای فرهنگی هالیوودی ترویج و تبدیل به روند و رویه ای در بسیاری از کشورهای دنیا شده و در زنجیره ای هماهنگ توانسته بازار کالا، لباس، هنر، رسانه، قاچاق انسان و خرید و فروش جنسی را مدیریت کند.

 

در این زمینه به طور یقین ‌قوانین اهمیت زیادی دارند. قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که اخیرا به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و به زودی توسط شورای نگهبان تایید نهایی خواهد شد، نمونه ای موثر در کشور ما بوده که می بایست با تصویب نمونه موثر دیگر یعنی لایحه قانون تامین امنیت زنان در برابر خشونت تکمیل شود. تامین قانونی امنیت زنان علاوه بر بازدارندگی، جنبه های قوی فرهنگی و اجتماعی دارد و می تواند زمینه های بروز خشونت علیه زنان از جمله تعرضات و سوء استفاده های جنسی کاهش و به تقویت نهاد مهم خانواده کمک کند.

در هرصورت نظام جامع روابط اجتماعی و حقوق بشر نیازمند آگاهی، آموزش مهارت آفرینی، قوانین بازدارنده و کسب تجربه و عبرت است تا بتوانیم با سیاست های برگرفته از فرهنگ اصیل خود و خرد بشری، جامعه ای آگاه، هوشیار، ایمن و با اخلاق داشته باشیم.

 

منبع: خبرآنلاین

مهر
۲۶
۱۳۹۷
زنان دارای معلولیت، قربانیان سکوت قانون در ایران
مهر ۲۶ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: 			photographee.eu/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: photographee.eu/depositphotos.com

معین خزائلی

تحقیر، توهین، استهزا، سوء استفاده و آزار جنسی، آزار فیزیکی به صورت ضرب و شتم، تعلل در برآورده کردن نیازهای حیاتی و روزمره، ایجاد محدودیت‌های مالی، کم‌توجهی و بد رفتاری، از جمله شایع‌ترین مواردی هستند که زنان دارای معلولیت در محیط خانواده ممکن است با آن روبه‌رو شوند. این افراد با توجه به وابستگی به نزدیکان خود و عدم استقلال فیزیکی،  در برابر این خشونت‌ها آسیب‌پذیری بیشتری دارند.

در این زمینه تحقیقی در سال ۱۳۸۸ در استان اصفهان بر روی ۷۸ زن دارای معلولیت انجام شده که نشان ‌می‌دهد تقریبا تما‌می‌ افراد مورد تحقیق همواره در معرض نوعی از خشونت خانگی از طرف نزدیکان خود قرار داشته‌اند که خشونت جسمی‌ اصلی‌ترین آنها بوده است.(۱)

این زنان عمدتا به دلیل وابستگی به دیگران برای رفع نیازهای اولیه و روزانه خود، به شدت از لحاظ عاطفی و فیزیکی به نزدیکان خود وابسته شده و از این رو زمانی که با انواع خشونت‌ها از سوی آنان روبه‌رو ‌می‌شوند، آسیب بیشتری دیده و در عین حال به دلیل همان نیاز و وابستگی، کمتر در مقام مقابله و دفاع از خود ظاهر ‌می‌شوند.

از طرفی محدودیت‌های جسمی‌ ذاتی این زنان سبب ‌می‌شود آنان توانایی کمتری در واکنش به خشونت خانگی به ویژه خشونت‌های فیزیکی و جنسی داشته و حتی در مواردی خود را مجبور به تن دادن به خواسته‌ها و آزارهای جنسی نزدیکان خود (به ویژه شوهر یا شریک زندگی) بیابند.

بیشتر بخوانید:

سالمندان؛ قربانیان پنهان خشونت خانگی

کودک بد سرپرست و خشونت خانگی

فانتزی‌های جنسی و خشونت خانگی

آمارهای منتشر شده در این مورد نیز نشان ‌می‌دهد احتمال در معرض خشونت قرار گرفتن زنان دارای معلولیت در محیط خانواده خود دو برابر بیشتر از زنان دیگر بوده و در نتیجه این قشر آسیب‌پذیری و  حساسیت بیشتری نسبت به خشونت خانگی داشته و از این رو نیز نیاز به حمایت‌های بیشتری -چه در زمینه‌ اجتماعی و چه در زمینه‌ حقوقی- دارند.

از سوی دیگر روشن است که بدون وجود الزام‌های قانونی مورد نیاز از سوی قانونگذار، در عمل نه تنها امکان تحقق حقوق اولیه زنان دارای معلولیت میسر نیست، بلکه به دلیل عدم وجود قوانین حمایتی امکان حمایت از زنان دارای معلولیت قربانی خشونت خانگی نیز بسیار محدود خواهد بود.

قانونی که وجود ندارد!

با وجود پیوستن ایران به «کنوانسیون جهانی حقوق افراد دارای معلولیت» و تصویب متن کنوانسیون در سال ۱۳۸۷ توسط مجلس شورای اسلامی، قوانین موضوعه ایران در زمینه حمایت از حقوق اولیه افراد دارای معلولیت به طور کلی و مشخصا در مورد حمایت از زنان دارای معلولیت در برابر خشونت به شدت دچار کمبود است.

از این منظر، تنها قانون مشخص در ایران که ناظر بر افراد دارای معلولیت و سازمان‌های دولتی مسئول در زمینه حمایت از آنان است، «قانون جامع حمایت از حقوق معلولان» مصوب سال ۱۳۸۳ بوده که در عمل نه تنها از زمان تصویب آن اجرایی نشده، بلکه به دلیل عنوان حقوقی آن امکان تصویب قانونی کامل‌تر و جامع‌تر را که دارای ضمانت اجرا باشد از دستگاه قانونگذاری ایران گرفته است.

در تما‌می‌۱۶ ماده این قانون اما نه تنها اشاره‌ای به حمایت از افراد دارای معلولیت در برابر خشونت و تبعیض نشده بلکه از اساس حتی اقدام به شناسایی این موضوع به عنوان یکی از مشکلاتی که این افراد همواره با آن روبه‌رو هستند نیز نکرده است.

سکوت ناعادلانه قوانین موضوعه ایران در این زمینه در حالی است که بر اساس ماده چهار کنوانسیون بین‌المللی حقوق افراد دارای معلولیت، تما‌می‌ کشورهای عضو این کنوانسیون متعهد به تصویب، اجرا و ایجاد قوانین سازگار با روح کنوانسیون و مورد نیاز برای اجرای هر چه بهتر مفاد آن هستند.(۲)

پس از الحاق ایران به این کنوانسیون در سال ۱۳۸۷، تاکنون نه تنها قانون جدیدی در این زمینه تصویب نشده، بلکه «قانون جامع حمایت از حقوق معلولان» نیز که در حقیقت چهار سال پیش از پذیرش کنوانسیون توسط ایران تصویب شده، اجرایی نشده است.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

این در حالی است که لزوم اعلام منع خشونت و تبعیض علیه افراد دارای معلولیت و نیز لزوم شناسایی این موضوع به عنوان یک ضرورت حقوقی-قانونی به حدی است که مواد ۱۵ و ۱۶ این کنوانسیون به صراحت از آنها سخن گفته و از دولت‌ها خواسته تا برای جلوگیری از وقوع آن تدابیر و ساز و کار قانونی و اجرایی در نظر گیرند.

ضمن اینکه ماده شش این کنوانسیون به روشنی با اذعان به خشونت‌هایی که زنان دارای معلولیت ممکن است با آنها روبرو باشند، آسیب‌پذیری آنها را دو چندان و تبعیض‌های پیش رویشان را چندگانه توصیف کرده است.

به علاوه بر اساس بند یک ماده ۱۶ کنوانسیون، دولت‌ها موظف به مبارزه با هر گونه تبعیض، خشونت و استثمار افراد دارای معلولیت به دلایل جنسیتی شده‌اند.

با این حال اما علی‌رغم تصویب این کنوانسیون توسط مجلس ایران و نیز تایید آن از سوی شورای نگهبان، دولت جمهوری اسلامی در عمل هیچ تلاشی برای اجرای مفاد آن انجام نداده است. از این رو نیاز به یک قانون جامع و جدید در این زمینه با هدف اجبار دولت و نهادهای دولتی و همچنین به منظور بر طرف کردن خلاء‌های قانونی بسیار در حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت -به ویژه زنان دارای معلولیت قربانی خشونت خانگی- احساس ‌می‌شود.

در این زمینه تصویب «قانون حمایت از حقوق معلولان» در اردیبهشت ماه سال جاری در مجلس ایران نیز با وجود عنوان آن، به هیچ روی کمکی به پر کردن این خلاء قانونی نکرده است، چرا که اساسا این قانون بیشتر از آن که قانونی کارآمد در زمینه حمایت از حقوق اجتماعی و فردی افراد دارای معلولیت باشد، به ویژه در موضوع مربوط به رویارویی با خشونت و تبعیض، تنها سندی تفسیری و توضیحی در مورد وظایف نهادهای دولتی در ارتباط با ظرفیت‌سازی این نهادها در زمینه ارائه خدمات به افراد دارای معلولیت است.

روشن است که در چنین شرایطی، همکاری وکلا و حقوقدانان با فعالان حوزه حقوق افراد دارای معلولیت، به ویژه تخصیص تلاش‌های سازمان یافته وکلا به ارائه کمک‌های حقوقی تخصصی به زنان دارای معلولیت قربانی خشونت خانگی و نیز لزوم آگاهی‌بخشی‌های اجتماعی با تکیه بر مفاد کنوانسیون بین‌المللی حقوق افراد دارای معلولیت، ‌می‌تواند کمک شایانی به بهبود وضعیت موجود کند.

پانویس:

۱. بررسی فراوانی و برخی عوامل موثر بر خشونت خانگی جسمی‌ علیه زنان معلول مقیم در شهرستان‌های اصفهان و فریدن، امیرمحمود حریرچی، ۱۳۸۸، تهران

۲. تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۷، تهران

مهر
۲۱
۱۳۹۷
زنان در شهر مردان
مهر ۲۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
oil painting illustrating the silhoutte of a girl on a corridor
image_pdfimage_print

Photo: shotsstudio/depositphotos.com

نیوشا صارمی

هراس از راه رسیدن یک غریبه در کوچه‌ای کم‌نور، ترس از خلوتیِ خیابان در ظهر، مچاله شدن روی صندلی تاکسی از بیم دست‌های متجاوز مردِ کناری، نگرانی از اعتماد به خودروی مسافرکشی که چند سرنشین مرد دارد، متلک شنیدن از خرد و کلانِ محله؛ از تعریف‌ از چهره و اندام تا حرف‌های رکیک جنسی، بوق ممتد خودرویی که صندلی کنار راننده را تعارف می‌زند، هجوم دست‌های غریبه روی اندام در ازدحام خیابان، دیدن آلت مردی که به هوای آدرس پرسیدن نزدیک می‌شود و …

چند زن را می‌شناسید که آزارهایی از این دست را تجربه نکرده باشند و نگران مواجهه با آزار در خیابان‌ها نباشند؟

آزار خیابانی نوعی از آزار جنسی است که از سوی یک غریبه در فضای عمومی اتفاق می‌افتد، از مرکز خرید و نمایشگاه تا وسایل نقلیه و خیابان‌ها. طیف گسترده‌ای را هم در بر می‌گیرد. آن‌قدر گسترده که اغلب می‌گویند در حقیقت هر چیزی که شما آن را نخواسته‌اید و غریبه‌ای بر اساس جنسیت‌تان در فضای عمومی به شما تحمیل می‌کند، آزار است. آزار‌دیده‌ها اغلب زنان‌اند و اقلیت‌های جنسی.

در بسیاری از موارد، طراحی شهر به کمک آزارگر می‌آید، در کوچه‌ی باریک و خلوت، روی یک پل هوایی تاریک، زیرگذری کم رفت‌وآمد، پیاده‌رویی که شمشادهای بلند محصورش کرده و…؛ فضاهایی که آن‌ها را «فضاهای بی‌دفاع شهری» می‌نامند و بعضاً آزارگران هم آن‌ها را خوب می‌شناسند.

«کوچه‌های نزدیک مدرسه ما خیلی تاریک و تو در تو بودند صبح که به مدرسه می‌رفتم همیشه چند پسر مزاحم آن‌جا منتظر بودند. متلک می‌انداختند، قربان صدقه می‌رفتند بعد که محل نمی‌گذاشتم فحش می‌دادند. یک روز صبح یکی از پسرها که صورتش را با شال پیچیده بود جلو آمد تنه زد و وقتی داد زدم، محکم از پشت بغلم کرد و خودش را به من مالید و پستانم را فشار داد و دوید و رفت، خشکم زده بود، حالم خراب شد. وقتی با چند نفر از دوستانم حرف زدم فهمیدم برای بعضی از آن‌ها هم اتفاقاتی افتاده، مثلاً شنیدم یکی از پسرها جلوی دوستم، سحر، را گرفته و آلتش را نشانش داده.» این‌‌ها را شبنم می‌گوید که حالا سال اول دانشگاه است و تا پارسال در دبیرستانی در منطقه‌ی ۱۵ تهران حوالی «افسریه» تحصیل می‌کرده است. دو سال از آن اتفاق گذشته اما شبنم هنوز با یادآوری آن دچار «حمله‌ی استرسی» می‌شود: «عرق می‌کنم و ضربان قلبم تند می‌زند، در هر کوچه و خیابانی که کمی خلوت باشد، با هر صدایی که از پشت می‌آید به خودم می‌لرزم.»

محبوبه ۵۵ ساله و کارمند است، او هم تجربه‌ی مشابهی دارد: «راستش برایم عجیب است که هنوز هم با آزار مواجه می‌شوم، هنوز متلک می‌شنوم و هنوز هم دست‌درازی می‌کنند. تو تاکسی می‌نشینی خودشان را به تو می‌مالند، تو کوچه و خیابان جلوی پای آدم نگه می‌دارند، دست‌بردار نیستند، فحش می‌دهی، داد می‌زنی، عین خیالشان نیست.»

محبوبه که ساکن یکی از شهرهای شمالی است می‌گوید در محله‌ی ما چند زمین پر از درخت است که فضای تاریکی دارد، یک بار مردی که جای پسرم بود از درخت‌ها بیرون پرید، سرم را محکم گرفت و لبش را روی لبم فشار داد بعد در تاریکی دیدیم چند پسر دیگر هم لابه‌لایِ درخت‌ها دارند بلند می‌خندند، از حرف‌هایشان فهمیدم پسر شرط بسته بوده اولین زنی که از آن‌جا رد شود ببوسد. چند بار زن‌ها را از پیاده رو به آن‌جا کشیده‌اند و دستمالی کرده‌اند، حتی جیب‌بری هم شده است. اما یک چراغ آن‌جا روشن نمی‌کنند لااقل چشم چشم را ببیند. به شهرداری و شورای شهر هم نامه‌ نوشته‌ایم اما توجهی نکرده‌اند.»

گروهی از پژوهشگران اجتماعی ایرانی در سال ۹۲ نتایج تحقیقی را منتشر کردند که بر اساس آن تاریکی و خلوتیِ بعضی از معابر، انبوه درختان در پارک‌ها، نبودِ ایستگاه اتوبوس در نزدیکیِ مدارسِ دخترانه و تنگی خیابان‌ها از جمله بسترهایی بود که زنان از آن‌ها به عنوان بسترهای ناامنی نام برده بودند. بر اساس این تحقیق در بعضی مناطق حضور اوراقچی‌ها، پارکینگ‌ ماشین‌های سنگین و تعمیرگاها‌، فضای مردانه‌ای به وجود آورده و این مناطق برای زنان فضای بی‌دفاع شهری شده است.

ایجاد فضای امن شهری و در نظر گرفتن امنیت و آرامش زنان برای تردد در شهر یکی از دغدغه‌های طراحان شهری و شهرداری‌ها در سطح بین‌المللی است. درسا جلالیان، طراح شهری در تورنتوی کانادا در گفت‌وگو با «آسو» با اشاره به این‌که دید کافی داشتن در فضاهای عمومی یکی از مهم‌ترین راه‌های امن کردن محیط برای زنان است به یکی از اصلاحاتی که «جین جیکوبز»، طراح مشهور شهری، مطرح کرده می‌پردازد: «چشمان ناظر خیابان» (eyes on the street)، یعنی نقطه‌ی کوری در فضاهای عمومی نباشد و همیشه شماری از مردم در فضا حاضر باشند و یا دید کافی داشته باشند.

جلالیان به این مثال اشاره می‌کند: «شهرداریِ یکی از شهرهای هند با هدف زیبا‌سازی، دست‌فروش‌های یک منطقه را جمع‌آوری کرد، بعد از این اقدام به طور چشم‌گیری آمار آزار خیابانی در منطقه بالا رفت. همان دست‌فروش‌هایی که منفعلانه آن‌جا به کار خود مشغول بودند مانع وقوع بسیاری از انواع آزارهای خیابانی می‌شدند و احساس امنیت بیشتری ایجاد می‌کردند.»

این طراح شهری با تأکید بر این‌که مهم‌ترین گام بررسیِ منطقه به منطقه‌ی شهرها است می‌گوید: «با تحقیق و نظرسنجی باید دلایلی که ساختار شهر به آزار زنان و یا احساس ناامنی در آنان می‌انجامد را شناسایی کرد و در صدد رفع آن برآمد. سازمان‌های غیرانتفاعی و انجمن‌های مردمیِ زیادی در سراسر دنیا مشغول جمع‌آوری این اطلاعات هستند تا خلأ اطلاعاتی در این زمینه را پر کنند. این سازمان‌ها پس از جمع‌‌آوری اطلاعات آن‌ها را به مسئولان شهری می‌دهند و البته پیگیری می‌کنند که مشکلات مدنظرشان برطرف شود.»

در ایران هم گروهی از فعالان مدنی وب‌سایتی با عنوان «دیدبان آزار» راه‌اندازی کرده‌اند که شهروندان می‌توانند در صورت مواجه شدن با آزار و یا حتی مشاهده‌ی موردی از آزارِ خیابانی آن را در وب‌سایت ثبت کنند. گردانندگان این وب‌سایت اهداف خود را این‌گونه برشمرده‌اند: «جلب توجه‌ نهادها و سازمان‌های مسئول به این موضوع و ملزم کردن آن‌ها به آموزش عمومی»، «گردآوری تجربیات مدنی و دولتیِ دیگر کشورها در راستای مقابله با آزار و اذیت جنسی به عنوان راهنمایی برای جامعه‌ی مدنی و نهادهای دولتی و شهرداری» و «توسعه‌ی ادبیات نظری و پژوهشی در حوزه‌ی آزار در فضای عمومی».

یکی از راه‌کارهای فوریِ بعضی مسئولانِ ایران در حوزه‌ی شهری برای ایجاد احساس امنیت در زنان و مقابله با ناامنی، تفکیک جنسیتی و ایجاد فضاهایی مثل پارک ویژه‌ی زنان است. برخی کارشناسان اما به این شیوه نقد دارند و آن را نه تنها ناکارآمد که در بلند مدت به ضرر زنان می‌دانند. درسا جلالیان در این رابطه می‌گوید: «در طراحی نوین شهری تلاش بر این است که شهر همه‌ی شهروندان با جنسیت‌ها و گرایش‌های مختلف جنسی را در بربگیرد، جداسازی در این مواقع یک راهکار کوتاه‌مدت است.»

قمر فلاح، جامعه‌شناس شهری نیز در همین رابطه میگوید: «ممکن است یک زن در وهله‌ی اول از این کار احساس رضایت و آرامش بکند چرا که به وضوح راحت‌تر است و از تعرضات فیزیکی هم در امان است اما در دراز مدت این جداسازی آسیب‌هایی را برای زن به همراه خواهد داشت.» به گفته‌ی او «اثر این کارها در درازمدت مشخص می‌شود. در چنین فضاهایی، زنان تنها با زنان تعامل میکنند و نظر و ایده‌ی مردان را نمی‌شنوند و از تعامل با گروه دیگر محروم می‌مانند؛ این کار به نوعی تقسیم کردن جامعه به گروه‌های کوچک است.»

این جامعه‌شناس با اشاره به زنانه و مردانه کردن تفریحات می‌گوید: «در این مدل تفریح و فراغت “شهروند” فارغ از جنسیت مد نظر نیست.» فلاح معتقد است زنان عملاً در طراحی و معماری فضاهای شهری نادیده گرفته می‌شوند: «حضور زنان در این فضاهای عمومی همواره با استرس و دلهره همراه است. زن‌ها در فضاهای عمومی مدام نگران این هستند که هر آن ممکن است مورد تعرض و آزار در درجات مختلف قرار بگیرند.»

منبع: آسو

شهریور
۲۹
۱۳۹۷
زوج ایرانی خواهان آزمایش باکرگی دخترشان دادگاهی شدند
شهریور ۲۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
tst_bkhrgy
image_pdfimage_print

Photo: iranintl.com

دادگاهی در لندن برای رسیدگی به پرونده یک زوج ایرانی تشکیل شده است که متهم به درخواست آزمایش باکرگی برای دختر ۱۸ ساله خود هستند. این زوج ایرانی همچنین متهم هستند که دختر خود سوفیا و دوست‌پسر او را به مرگ تهدید کرده‌اند و در پی آن بوده‌اند که دختر خود را برای ازدواج فامیلی و اجباری به ایران برگردانند.

میترا عیدیانی، ۴۲ساله و علی صف‌آرایی، ۵۶ساله، والدین سوفیا به‌طور اتفاقی متوجه می‌شوند که دختراشان با یکی از همکارانش، بیلی مارشال-تِلفر  دوست هستند. سپس با مراجعه به پزشک خواستار انجام آزمایش باکرگی برای دختر‌شان می‌شوند اما درخواست آنها مورد موافقت قرار نمی‌گیرد.

سوفیا: «نمی‌خواهم تست باکرگی بدهم!»

دکتر خانواده، دیوید پاول به دادگاه گفت: «پدر عصبانی و فریادزنان وارد مطبم شد و به دخترش گفت او را می‌کشد و اصرار داشت که آنها سوفیا را پیش دکتر آورده‌اند تا دکتر تشخیص بدهد بچه‌شان آیا هنوز باکره است یا نه.»

وقتی سوفیا گفت نمی‌خواهد این تست از او گرفته شود، دکتر درخواست خانواده را رد کرد.

در جلسه دادگاه کنیگزستون روایت شد که پس از بازگشت خانواده از پیش پزشک خانواده، چه اتفاقی افتاده است.

طبق این روایت، مادر که بی‌اندازه خشمگین بود، دخترش را کتک زده است. سپس پدر چاقو و قیچی بدست به‌طبقه بالای خانه و پیش آنها رفته است.

سوفیا که خارج از سالن دادگاه نشسته بود و از یک مانیتور با هیات منصفه صحبت می‌کرد، گفت: «پدرم چاقوی آشپزخانه را برداشته بود و گفت باید خودش چکم کند!»

مادر او میترا متهم است دخترش را کتک زده چون نخواسته تست باکرگی بدهد.

سوفیا گفت والدینش از او پرسیده‌اند: «اگر هنوز باکره هستی، خب چرا ثابتش نمی‌کنی؟ از چی می‌ترسی؟»

در جلسه دادگاه، تصویرهایی از سوفیا نشان داده شد که در آن آثار کبودی بر پوستش دیده می‌شود.

سوفیا همچنین گفت والدینش در مسیر مطب پزشک خانواده او را تهدید کرده‌اند تا به دکتر بگوید دوست‌پسرش به او «تجاوز کرده» است.

پدر گفته بود: «دوست‌پسرت را می‌کشم!»

در جلسه دادگاه همچنین مطرح شد که والدین سوفیا، سر کار دوست‌پسر او رفته‌ و گفته‌اند باید از آنها بترسد «چون ما مسلمان هستیم، خطرناکیم!»

بیلی، دوست‌پسر سوفیا به دادگاه گفت یک روز پس از آنکه والدین به رابطه آن دو پی برده‌اند، جلوی او را گرفته‌اند: «پدرش گفت دوباره نزدیک دخترم نیا. نمی‌خواهم نه باهاش حرف بزنی نه هیچ جور پیامی برایش بفرستی.»

بیلی می‌گوید پدر سوفیا پرسیده: «اصلا دخترم چطوری می‌تواند با یکی مثل تو باشد؟»

سپس مادر سوفیا به او گفته بود: «من مسلمانم، شوهرم هم مسلمان است و توی اخبار و اینا دیدی ما چه کارها می‌کنیم، ما خطرناکیم، مراقب باش!»

آنها همچنین باری دیگر بیلی را تهدید به قتل کرده‌اند.

سوفیا پس از این، در روز ۱۸می ۲۰۱۸ به ایستگاه پلیس ویمبلدن می‌رود، ماجرا را روایت می‌کند و کبودی‌های بدنش را نشان پلیس می‌دهد.

والدین اتهام‌هایشان از جمله سوءرفتار، مراقبت غیرقانونی و تهدید به قتل را قبول نکرده‌اند.

مادر او اتهام کتک زدن دخترش را رد کرده‌ است ولی این اتهام را پذیرفته که به وسایل دخترش آسیب رسانده، بدین‌شکل که هدفون او را شکسته است.

پروین منصور، وکیل خانواده به دادگاه گفت مسلمان نیست و مشکلی با این ندارد که سوفیا «دوست‌پسر» دارد.

جلسات بعدی دادگاه این خانواده در شهر لندن در انگلستان دنبال خواهد شد.

lمنبع: ایران اینترنشنال