صفحه اصلی  »  خشونت خانگی
image_pdfimage_print
خرداد
۳۰
۱۳۹۷
از سوختن تا سوزانده شدن
خرداد ۳۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Depositphotos_144107995_original
image_pdfimage_print

Photo: sergiodv/depositphotos.com

نعیمه دوستدار

خشونت خانگی در افغانستان

دختر نوجوان محروم از تحصیل افغانستانی که به اجبار وادار به ازدواج شده، در خانه شوهر با شکل‌های تازه‌ای از خشونت روبه‌روست. او باید همه کارهای خانه یک خانواده گسترده ۱۲ نفری را انجام دهد و نه فقط شوهر، که پدرشوهر و برادرشوهر و مادرشوهر هم او را لت و کوب می‌کنند. شنیدن خبر خودسوزی دخترانی مثل او عجیب نیست، اما چندان هم بعید نیست اگر خانواده شوهر، او را برای تنبیه بسوزانند و تن نیمه‌جانش را تحویل خانواده دهند. برای نامیدن این دختر، هر نام زنانه‌ افغانستانی را که دوست دارید انتخاب کنید.

خشونت علیه زنان به شکل‌های متنوعی در افغانستان وجود دارد: تجاوز جنسی، اجبار زنان به فحشا، آتش زدن و سوزاندن، اسیدپاشی، ایجاد جراحت و معلولیت در زنان، کتک زدن، خرید و فروش زن برای ازدواج یا وادار کردن آنها به ازدواج اجباری، جلوگیری از حق ازدواج، ازدواج با زنان قبل از سن قانونی، دشنام، تحقیر و آزار و اذیت، تبادل زنان با حیوانات زمین یا پول و …

بیش از ۱۵ سال است که برای کاهش خشونت علیه زنان در افغانستان تلاش می‌شود، اما  سازمان ملل متحد میگوید که هنوز ۸۰ درصد زنان در افغانستان از انواع خشونت آسیب می‌بینند و رنج می‌برند. بر اساس آمارها، تنها در شش ماه اول سال ۲۰۱۶، بیش از پنج هزار مورد خشونت علیه زنان در افغانستان ثبت شده است که ۲۴۱ مورد قتل زنان را نیز در برمی گیرد.

گزارش سالانه کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که اواخر سال ۱۳۹۵ هجری شمسی منتشر شده، حکایت از افزایش ۸.۶ درصدی خشونت علیه زنان دارد.

در سال ۱۳۹۵، ۵۵۷۵ مورد خشونت علیه زنان در افغانستان ثبت شده، در حالی که این رقم در سال پیش از آن، ۵۱۳۲ مورد بوده است.

۱۵۰۰ مورد خشونت فیزیکی، بیش از ۳۶۰ مورد خشونت جنسی، بیش از ۱۸۰۰ مورد خشونت‌های لفظی و روانی، و بیش از ۱۱۰۰ مورد آن خشونت اقتصادی بوده است. با این حال این آمارها تمام واقعیت‌ را نشان نمی‌دهد چرا که به دلایل فرهنگی و عرفی، بسیاری از موارد خشونت خانگی در افغانستان پنهان می‌ماند و هرگز گزارش نمی‌شود.

گاه ابعاد این خشونت‌ها فراتر از برخوردهای روانی و فیزیکی است و کار به قتل و جنایت می‌کشد. وزارت امور زنان افغانستان، اوایل سال ۲۰۱۷ اعلام کرد که تنها در عرض یک ماه،  ۲۳ زن در ولایت‌های مختلف این کشور به دلایلی چون مکتب (مدرسه) رفتن و بیرون رفتن از خانه به قتل رسیده‌اند.

بهانه‌ این نوع قتل‌ها، گاه تنها رفتن به بازار بدون داشتن محرم شرعی و کار در بیرون از خانه بوده است. برخی از این زنان هم به دلایلی چون اختلاف بر سر ارث، ازدواج بنا بر میل شخصی با وجود مخالفت اعضای خانواده، یا به دلیل اختلافات خانوادگی کشته شده‌اند. در میان این زنان، گاه دختربچه‌های دو ساله و گاه زنان میانسال و کهنسال دیده می‌شوند.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از بی‌سوادی، اعتیاد، نبود امنیت، فرهنگ معافیت از مجازات، فساد اداری، بی‌اعتمادی به نهادهای عدلی و قضایی و سنت‌های ناپسند در افغانستان به عنوان دلایل خشونت علیه زنان در این کشور نام می‌برد.

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

خشونت خانگی در پاکستان

سوئد چگونه به جنگ خشونت خانگی رفت؟

الهه‌های چشم کبود

قانون منع خشونت علیه زنان در افغانستان

قانون منع خشونت علیه زن در افغانستان را دولت اسلامی افغانستان تصویب کرده، قانونی در پی احکام مواد بیست و چهارم و پنجاه و چهارم قانون اساسی این کشور. در ماده ۲۴ قانون اساسی افغانستان پیش‌بینی شده‌ که «آزادی حق طبیعی انسان است که فقط با آزادی دیگران و مصالح عامه محدود می‌شود، یعنی هرکس می‌تواند به هر نحوی که بخواهد از حقوق خود استفاده می‌کند مگر اینکه مانع حقوق دیگران یا مصالح باشد و هیچ‌کس نمی‌تواند بر آزادی دیگری تعرض کند. دولت هم وظیفه دارد که از آزادی و کرامت انسانی حمایت کند.»

 در تفسیر این اصل، تصویب قانون منع خشونت علیه زنان به عنوان تکلیف دولت در زمینه حمایت از حقوق زنان و حفظ کرامت انسانی آنها در نظر گرفته شده است.

 قانون منع خشونت علیه زن، در سال ۱۳۸۸ در چهار فصل و ۴۴ ماده در روزنامه رسمی شماره ۹۸۹ این کشور منتشر شده‌است. براساس قانون منع خشونت علیه زن، خشونت با زنان کیفرهای مشخصی دارد که این قانون برای خشونت‌گران علیه زنان پیش بینی کرده است.

اما چرا با وجود قانونی مصوب در افغانستان باز هم آمار خشونت خانگی علیه زنان تا این حد بالاست؟

پاسخ فعالان حقوق زن افغانستان به این سوال این است که این قانون ضمانت اجرایی ندارد و خشونت‌گران مجازات نمی‌شوند و کسی نمی‌تواند آنها را به دست دادگاه و قانون بسپارد. در افغانستان خانه‌ها ناامن‌ترین مکان‌ برای زنان هستند، جایی که بیشترین شیو‌ه‌های خشونت به زنان اعمال می‌شود. نبود ضمانت اجرایی برای قانون منع خشونت علیه زنان و سهل‌گیری در اجرای این قانون و مجازات خشونت‌گران باعث شده که عاملان این نوع خشونت‌ها خود را مصون بدانند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

گام‌های مثبت دولت و مردم

در همین حال دادستانی کل افغانستان با ایجاد بخش مشخصی به منظور پیگیری خشونت علیه زنان میگوید  دادستانی ویژه منع خشونت را در ۳۴ ولایت ایجاد کرده است. براساس آمار دادستانی کل در سال ۲۰۱۶، ۱۰۳۰ پرونده خشونت ثبت شده است.  پروین رحیمی رییس دادستانی منع خشونت در دادستانی کل افغانستان، سال گذشته اعلام کرد که قانون منع خشونت علیه زنان در محاکم افغانستان استفاده می‌شود و براساس  همین قانون خشونت‌گران علیه زنان مجازات می‌شوند.

از میان پرونده‌های ثبت شده، ۵۶ مورد در دادگاه‌ها مورد رسیدگی قرار گرفته و دادگاه احکامی مانند اعدام، زندان، یا جریمه نقدی صادر کرده است.

با وجود آمارهای تکا‌ن‌دهنده‌ در زمینه خشونت علیه زنان،  فعالان حقوق زنان و مسوولان دولتی تاکید می‌کنند که وضعیت زنان افغان بعد از سقوط طالبان تا حد زیادی بهتر شده است. در دوران تسلط طالبان بر افغانستان، زنان علاوه بر خشونت‌های خانگی با خشونت سازمان‌یافته دولتی هم روبه‌رو بودند، طوری که نه تنها اجازه تحصیل و کار کردن نداشتند، بلکه حتی دسترسی به خدمات درمانی برایشان ممکن نبود و در خیابان هم مورد خشونت قرار می‌گرفتند.

امروزه حضور زنان و دختران در مدارس و دانشگاه‌ها، و میزان اشتغال آنها افزایش چشمگیری یافته است.  به دنبال همین تغییرات است که سال گذشته، وزارت امور زنان افغانستان کمپین ۱۶ روزهای برای آگاهی‌رسانی به مردم در زمینه کاهش خشونت علیه زنان راه انداخت و برنامه‌های مختلفی در کابل و سایر مناطق این کشور برگزار شد.

پس از این برنامه، دسترسی زنان خشونت‌دیده به خدمات درمانی در دستور کار وزارت‌خانه‌های دولتی قرار گرفت. از جمله وزارت صحت عامه که مقامات آن اعلامکردهاند که این وزارت زمینه دسترسی زنان به خدمات درمانی را در شهرها و ولایت‌های افغانستان فراهم کرده است. بنا بر اعلام این وزارتخانه، ۱۲ مرکز در کابل و چند ولایت دیگر برای حمایت از خانواده‌ها تاسیس شده است. اولویت این مرکزها رسیدگی به پرونده‌های خشونت علیه زنان است. همچنین خدمات روان‌درمانی نیز وجود دارد تا زنان خشونت‌دیده از نظر روانی درمان شوند.

دادستانی کل افغانستان تفاهم‌نامه‌هایی با وزارت‌خانه‌های صحت عامه و معارف این کشور امضا کرده که براساس آن، مسوولان این دو وزارت‌خانه هرگاه با پرونده‌ خشونت علیه زنان مواجه شوند، موضوع را به دادستانی کل اطلاع می‌دهند و امکان مداخله دادستانی در پرونده‌های خشونت خانگی فراهم می‌شود.

 

خرداد
۲۹
۱۳۹۷
می‌گوید: «مگر دیوانه‌ هستم که دکتر بروم!»
خرداد ۲۹ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Domestic physical violence over woman social poster. Frightened female character and male hand with belt and shadow of angry man on wall vector illustration.
image_pdfimage_print

Photo: godruma/depositphotos.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

سوال: سلام. خسته نباشید! من ۷ سال پیش ازدواج کرده‌ام و یک فرزند پسر۴ ساله دارم. شوهرم در یک کارخانه کار می‌‌کند و وضعیت مالی متوسطی دارد. پس از گذشت یک سال از زندگی مشترک مشکلاتمان شروع شد. شوهرم در خانه خیلی بدرفتاری می‌کند و همیشه مرا اذیت می‌کند. سر هر مساله کوچکی عصبانی می‌شود و داد و بیداد می‌کند و فحش و ناسزا می‌دهد. اگر جوابش را بدهم بدتر می‌کند و دیگر کنترلش را از دست می‌دهد. چند بار به او گفتم برو دکتر اما قبول نمی‌کند و می‌گوید: «مگر دیوانه‌ هستم که دکتر بروم!»

در مورد مخارج خانه هم بسیار خسیس است و حساب و کتاب همه چیز را می‌کند. چند بار هم مرا کتک زده حتی یک بار که درباره رفتن به یک عروسی دعوا کردیم چنان داد و فریاد به راه انداخت و ظرف‌ها را شکست که همسایه‌ها به پلیس زنگ زدند! همان روز من را هم با مشت زد. پلیس آمد و شوهرم گفت اختلاف خانوادگی است و آنها هم رفتند. یک بار هم با گلدان شیشه‌ای به دستم زد و دستم زخمی شد که حتی دکتر رفتم. خلاصه دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. پسرم هم از این وضعیت خیلی اذیت می‌شود. می‌خواهم به دادگاه بروم اما در اینترنت خواندم که ثابت کردن چنین چیزهایی سخت است. چگونه در دادگاه می‌توانم کارهای شوهرم را اثبات کنم؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

تقاضای طلاق و خودداری مادر از نگهداری کودک: راه‌حل قانونی چیست؟

زندانی بودن شوهر و حق طلاق برای زن

محروم کردن دختر از ارث؛ آیا امکان‌پذیر است؟

جواب: سلام خانم محترم! چه شما بخواهید شکایت کیفری کنید و چه اینکه در دادگاه خانواده تقاضای طلاق کنید، باید بتوانید خشونت‌های شوهرتان را اثبات کنید. در شکایت کیفری اثبات خشونت‌ها اهمیت زیادی دارد و اگر نتوانید اثبات کنید دادگاه به نفع شما رای نمی دهد، اما در دادگاه خانواده کمی راحت‌تر است. در قانون مجازات اسلامی و برخی دیگر از قوانین، دلایل اثبات شمرده شده‌اند که مهم‌ترین آنها عبارت است از: اقرار و شهادت.

برای اثبات خشونت‌های شوهرتان در خانه چند راه دارید. اول اینکه اگر در این چند سال شاهدی برای خشونت‌های شوهرتان داشته‌اید می‌توانید به دادگاه معرفی کنید. از جمله اقوام و آشنایان و همسایگان که حداقل یک بار شاهد رفتارهای شوهرتان با شما بوده‌اند. توجه کنید که ممکن است دادگاه خود شاهدها را احضار کند. به همین دلیل کسانی که حاضرند شهادت بدهند، در صورت لزوم باید به دادگاه هم بروند.

کار دیگری که می‌توانید انجام دهید تهیه یک استشهادیه از همسایگان است. فرمودید که یک بار همسایگان با پلیس تماس گرفتند. بنابراین بارها صدای شوهر شما را که با شما بدرفتاری می‌کرده، شنیده‌اند. در استشهادیه هر چیزی را که همسایگان شنیده و دیده‌اند ذکر می‌شود و به امضای آنها می‌رسد. هر چه قدر تعداد امضا‌کنندگان بیشتر باشد، بهتر است.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

همچنین می‌توانید در شکایت یا دادخواستی که می‌دهید، آمدن پلیس به خانه را با ذکر تاریخ و ساعت بنویسید. در این صورت دادگاه یا دادسرا اگر صلاح بداند، از مرکز پلیس استعلام می‌کند. فرمودید که یک بار به دلیل جراحت دستتان به دکتر رفتید. می‌توانید به آن دکتر مراجعه کرده و گزارش معاینه بالینی و یا نامه از ایشان بگیرید و ضمیمه شکایت یا دادخواست کنید. در صورتی که به آن دکتر دسترسی ندارید، اگر مدارکی از درمانتان باقی مانده آنها هم قابل ارائه به دادگاه هستند. به طور کلی هر چه به فکرتان می‌رسد که ممکن است در دادگاه به دردتان بخورد را جمع‌آوری کنید. در نهایت ممکن است با شکایت شما شوهرتان به بعضی خشونت‌های خود اعتراف کند. اگرچه احتمال آن بسیار کم است.

سوال: اگر از شوهرم فیلم بگیرم یا صدایش را ضبط کنم در دادگاه به درد می‌خورد؟ قاضی به این فیلم‌ها توجه می‌کند؟ یکی از دوستانم این را به من  پیشنهاد کرده است.

جواب: فیلم یا صدا به تنهایی نمی‌تواند اثبات‌کننده باشد به‌ویژه در دعاوی کیفری. اما در اصطلاح حقوقی یک اماره و نشانه است. یعنی برای اثبات خشونت‌های شوهرتان فقط فیلم یا صدا کافی نیست و دادگاه شوهرتان را محکوم نمی‌کند. اما اگر در کنار اینها دلایل دیگری ارائه دهید، فیلم هم نشانه خواهد بود و برای اثبات ادعایتان مفید خواهد بود. اگر از هنگامی که شوهرتان فحش و ناسزا می‌گوید یا شما را کتک می‌زند فیلم بگیرید، بی‌گمان تاثیر مثبتی خواهد داشت.  همچنین اگر آثاری از ضرب و جرح در بدنتان باقی است و یا اینکه شوهرتان دوباره مرتکب ضرب و جرح شد، بلافاصله به دادسرا بروید تا شما را به پزشکی قانونی معرفی کند. در این صورت پزشکی قانونی تایید خواهد کرد که شما مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌اید.

سوال: آیا شهادت خانواده خودم قبول است؟

جواب: اگر خانواده شما شاهد خشونت شوهرتان بوده‌اند، دادگاه اظهارات آنها را نیز گوش می‌دهد. اما اگر تنها دلیل اثباتی شما اظهارات خانواده‌ خودتان باشد، دادگاه این را نخواهد پذیرفت.

سوال: به نظرتان اگر شکایت کنم جواب می‌گیرم؟ آیا صلاح است شکایت کنم؟

جواب: در مورد شکایت کیفری توجه داشته باشید که فحش و ناسزا و افترا و ضرب و جرح جرم است، اما اثبات آن مشکل است. اگر آثاری از ضرب و جرح در بدنتان باقی نمانده باشد، در این مورد شکایتتان به نتیجه نمی‌رسد.  اما در مورد فحش و افترا اگر بتوانید اثبات کنید، ممکن است قاضی شوهرتان را محکوم کند. اگرچه دادگاه‌های کیفری ایران، در دعواهای خانوادگی تمایل چندانی به محکومیت شوهر ندارند. اما در مورد تقاضای صدور حکم طلاق چون خشونت همیشگی شوهر از موارد عسر و حرج است، شما با استناد به آن می‌توانید تقاضای طلاق کنید. دادگاه خانواده مساله را بررسی می‌کند و اگر خشونت را محرز بداند، حکم طلاق می‌دهد. البته اگر تصمیمتان به طلاق است بهتر است با شوهرتان در این مورد توافق کنید و رضایتش را برای طلاق توافقی جلب کنید. چون طلاق توافقی خیلی آسان‌تر و سریع‌تر به نتیجه می‌رسد.

خرداد
۱۸
۱۳۹۷
خرداد ۱۸ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
shutterstock_145456198
image_pdfimage_print

 Photo: cate_89/www.shutterstock.com

چگونه علیه خشونت خانگی لابی کنیم؟

باران خسروی

لابی کردن ابزار، استراتژی یا روشی است که در حمایت‌گری از آن استفاده می‌شود. لابی کردن در واقع یک تلاش جمعیِ هدایت‌شده برای تاثیرگذاری بر سیاست‌گذاران یا کسانی است که در تصمیم‌گیری کلان اجتماعی قدرت دارند. لابی‌ کردن در سطح کلان (Macro level)  انجام می‌شود، و نتیجه آن می‌تواند سطح کلانی را مورد تاثیر قرار دهد.

اسم اولین لابی‌گر در تاریخ ثبت‌ نشده است، اما بی‌شک از زمانی که دولت‌ها تشکیل‌ و اولین تصمیم‌های سیاسی گرفته‌شده‌اند، لابی‌گری هم وجود داشته است. لابی کردن گاهی به خاطر تصویری که از آن ارائه‌شده است، وجه مثبتی ندارد. در تصویری که فیلم‌ها و رسانه‌ها از آن داده‌اند، بیشتر  لابی‌گران متهم به بی‌اخلاقی شده‌اند. لابی کردن اما همچون حمایت‌گری ( (Advocacyاصول خود را دارد که با رعایت آن اصول می‌توانیم به اهداف موردنظر بهتر و با روشی اخلاقی نزدیک شویم.

مثال پیش رو مساله را روشن‌تر می کند. تصور کنید طرحی به منظور حمایت از محو خشونت خانگی به مجلس ارائه شده که در آن برپایی خانه‌های امن در سراسر کشور پیشنهاد شده است. شما خواهان این هستید که این طرح حتما تصویب شود. یک روش‌ کارآمد برای رسیدن به هدفتان در سطح کلان لابی‌گری است. با رعایت اصول زیر می‌توانید بهتر به هدف خود نزدیک شوید.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

گامی در مبارزه با خشونت خانگی

حمایت از خشونت‌دیده تا کجا؟

چگونه از قربانیان خشونت خانگی حمایت کنیم؟

  • برنامه مشخصی برای لابی‌ کردن داشته باشید. بدانید که مسیر لابی کردن شما از کجا آغاز می‌شود و در مسیر شما چه موانعی وجود دارد.
  • نیروهای تاثیرگذار را بشناسید و گاهی از نیروهای پرنفوذ برای لابی‌کردن استفاده کنید. نیروهای تاثیرگذار می‌تواند شامل شخصیت‌ها و افراد مهم سیاسی باسابقه و غیرسیاسی باشد.  ورزشکاران پرنفوذ و محبوب مردمی، شخصیت‌های مهم علمی و یا هنرمندان از جمله اینها هستند.شما می‌توانید از آنها در دو جهت مهم کمک بگیرید: از یک‌طرف می‌توانید از آنها بخواهید که سیاستمداران را مورد خطاب قرار دهند و پیغام‌های تبلیغاتی‌ برای اثرگذاری بر آنها بدهند  و از طرف دیگر می‌توانند گروه‌های مردمی را خطاب قرار داده و تشویق به حمایت‌گری از تاسیس خانه‌های امن کنند و یا در فرآیند لابی‌گری مشارکت کنند.
  • به عنوان یک لابی‌گر مهم‌ترین ابزارشما، اعتبار شما است. قانون‌گذاران باید به شما اعتماد کنند تا به شما اطلاعات دقیق بدهند. در نتیجه سعی کنید که یک اعتماد دو‌طرفه بسازید.
  • مهارت‌های ارتباطی قوی داشته باشید، مهارت‌های حل مشکل و اختلاف را بدانید و برای مکالمه سازنده ارزش قائل باشید.

.به کانال تلگران خانه امن بپیوندید

  • اگر پیشبرد موضوعی برای شما منفعت شخصی به همراه دارد، از لابی کردن برای آن امر بپرهیزید. مثلا اگر در مسیر تاسیس خانه‌های امن برای شغلی که شما دارید، یا موقعیت مالی که شما دارید، سود یا ضرری می‌رسد، سعی کنید خودتان را درگیر لابی‌گری نکنید، یا مستقیم در همان ابتدا منفعت شخصی‌تان را با دیگران در میان بگذارید. صادق باشید و نظر واقعی خود را بگویید و سعی در پیچیده کردن موضوع یا گمراه کردن طرف مورد لابی نداشته باشید.
  • نتیجه لابی‌کردن و جزئیات را در اختیار همه قرار دهید، مگر این که افشا نکردن به رسیدن به نتیجه مطلوب کمک کند. واقعیت این است که لابی‌کردن در کشورهای بسته خیلی سخت‌تر و پیچیده‌تر است و شفافیت گاهی معنای متفاوتی دارد. درنتیجه ممکن است ابعاد لابی کردن شما پیچیده شود و باید این موضوع را از همه طرف بسنجید.
  • از تمام رسانه‌های موجود استفاده کنید. بر شبکه‌های اجتماعی  تاثیر بگذارید  و از قدرت آنها استفاده کنید.
  • افراد زیادی را درگیر لابی کردن کنید. هر چه نیروهای بیشتری در این کار مشارکت کنند، احتمال دستیابی شما به هدف بیشتر است. می‌توانید  شماره  و راه‌های تماس با نمایندگان را در اختیار همه قرار دهید و هم‌زمان که شما ترتیب جلسه‌های خصوصی را با آن‌ها می‌دهید، از عموم جامعه هم کمک بخواهید که با آنها تماس بگیرند.
  • تجربه‌ خود را با دیگران به اشتراک بگذارید  و آنها را در جریان قرار دهید که کار شما چه دستاوردهایی برای دیگران داشته است، یا چه چیزهایی به شما در این راه کمک کرد و چه مواردی مانع کارتان بود تا اگر در آینده تلاشی مشابه انجام شد آنها بتوانند از دستاوردهای کار شما استفاده کنند.
  • دیدار با نمایندگان را محدود به یک جلسه نکنید، اما در همان یک جلسه سعی کنید هم‌چون متخصص برخورد کنید، نکته‌های مهم را یادآور شوید و  دستور ملاقات بعدی را بگیرید. گاهی جلسه اول مهم‌ترین جلسه شما است، درنتیجه باید بیشترین دستاورد را از آن یک جلسه داشته باشید.
  • رزومه کسانی که با آن‌ها لابی می‌کنید را به خوبی بشناسید، درگذشته چه کرده‌اند و برای آینده چه برنامه‌ای دارند. این به شما کمک می‌کند با دید بهتری استراتژی برخوردتان را تعیین کنید.
  • با فکر باز به جلو بروید. اگر در همان ابتدا فکر  می‌کنید که لابی‌کردن با این فرد یا گروه خاص به هیچ‌جا نمی‌رسد و با این نگرش به جلو بروید، بی‌شک با پیش آمدن اولین مخالفت از ادامه کار منصرف می‌شوید.
  • سعی کنید شیوه‌های متفاوت لابی‌کردن را هم‌زمان استفاده کنید. البته روش‌ها با توجه به این‌که گروه هدف چه کسانی هستند، متفاوت است. گاهی ما به گروه هدفمان دسترسی داریم و گاهی هم نداریم. جلسه حضوری، روش‌های نوشتاری، تماس تلفنی ، طومار امضا کردن و استفاده از رسانه همه راه‌هایی هستند که در لابی کردن به ما کمک می‌کنند.
  • در لابی کردن  اخلاقی عمل کنید. به افراد و گروه مورد هدف برای لابی، دروغ نگویید و یا وعده‌های توخالی ندهید.
  • درنهایت فراموش نکنید که لابی کردن به‌ تنهایی موثر نیست. شما همیشه باید ترکیبی از روش‌های مختلف حمایت‌گری را با هم به کار بگیرید که لابی کردن یکی از آنها است.

 

خرداد
۱۷
۱۳۹۷
مسئله رضایت در رابطه جنسی
خرداد ۱۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
shutterstock_1099853825
image_pdfimage_print

Photo: Andrii Yalanskyi/www.shutterstock.com

اسفندیار کیانی

  در نوشتار پیشین درباره مساله‌ سرزنش قربانی و اصل برائت بحث کردیم. در این بخش به جنبه‌ دیگری از سرزنش قربانی، یعنی مساله‌ رضایت (نسبت به ارتکاب عمل جنسی) و استنباط وجود رضایت در قربانی بر اساس قرائن و نشانه‌های موجود خواهیم پرداخت.

 می‌دانیم که در جرائم جنسی  به ویژه خشونت خانگی، مساله‌ رضایت مفهومی پایه‌ای و تعیین‌کننده است.  باید پیش از محکوم کردن مرتکب اطمینان پیدا کرد که این تعرض و تعدی بدون رضایت قربانی اتفاق افتاده است. در غیر این صورت وصف مجرمانه در عمل ارتکابی از بین می‌رود و آن عمل به اعتبار تعرض و تعدی بودن دیگر جرم نیست.[أ‌] اما همان‌طور که در نوشتار پیشین آمد، سرزنش قربانی پیامد نوعی پیش‌داوری در ماهیت دعوا است. در خصوص جرائم جنسی، به ویژه در حوزه‌ روابط صمیمی و در بستر خانه، بیشتر افراد به حکم ظاهرشان، مثل نحوه‌ آرایش، خال‌کوبی، لباس، شیوه صحبت، وضعیت تاهل، رفتارشان و مانند اینها مورد قضاوت قرار می‌گیرند، و این قضاوت می‌تواند فرض “رضایت” قربانی به عمل ارتکابی باشد. این قضاوت بیشتر بر اساس یک انگاره  کلیشه‌‌ای (stereotype) از یک “قربانی” ایده‌آل که در ذهن افراد می‌تواند وجود داشته باشد، پدید می‌آید.[ب‌] اما پرسشی که باید مطرح کرد این است که رضایت چیست و آیا می‌توان از ظاهر افراد رضایت آنها را نتیجه گرفت؟

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

 رضایت یک حالت ذهنی است که گاه ظهور و بروز مادی نیز پیدا می‌کند. هرچند از نشانه‌های موجود می‌توان وجود رضایت را دریافت و همیشه رضایت ابراز نمی‌شود. عدم رضایت نیز بر همین مبنا، کمابیش تنها با استناد به قرائن و شواهد خارجی و مادی موجود قابل اثبات است.[ت‌] رضایت—یا نبود رضایت—می‌تواند به دو شکل صریح و ضمنی ابراز شود. در حالت اول، یعنی ابراز صریح رضایت یا عدم رضایت، به فرض وجود دلایل اثبات‌کننده ادعا، مجال چندانی برای تصورات کلیشه‌ای برای سرزنش قربانی باقی نمی‌ماند. اما نظر به طبیعت روابط صمیمی، رضایت—یا عدم رضایت—کمابیش یا صریح ابراز نمی‌شود یا اگر هم بشود ضبط و ثبت (برای اثبات) نمی‌شود. به همین دلیل وجود یا نبود رضایت باید بر اساس قرائن و شواهد اثبات شود.[أ‌]

اما بر مبنای چه شواهد و قرائنی می‌توان رضایت را فرض کرد؟ پاسخ به این سوال هرچه باشد بی‌گمان شامل ظاهر افراد، وضعیت تاهل، و  سابقه‌ کیفری ایشان نمی‌شود. اما ناگفته پیداست که در مراحل ابتدایی رسیدگی، قربانیان بر مبنای همین امور به راحتی قضاوت می‌شوند. در دلایل‌ اثبات جرائم جنسی به ویژه در حوزه‌ خشونت خانگی، بیشتر تصور می‌شود که “مقاومت” در برابر فرد متجاوز نشانه “عدم رضایت” است. اما آیا از این گزاره می‌توان خلاف آن را نیز نتیجه گرفت؟ آیا عدم مقاومت نشانه‌ رضایت است؟ باید گفت این تصور هم زاده‌ “سرزنش  قربانی” و مبتنی بر انتظارات غیرواقعی از فرد قربانی است. ملانی راندال در بخشی از مقاله‌ خود به این موضوع، یعنی انتظار مقاومت،[ث‌] می‌پردازد. به‌طور خلاصه، او براساس مطالعه پرونده‌هایی در این خصوص، چنین استدلال می‌کند که بسیاری از تعدی‌ها و تجاوزهای جنسی بین دو طرف یک رابطه‌ صمیمی (مثل همسر یا دوست صمیمی) رخ می‌دهد و فرض—یا انتظار—مقاومت بیشتر در خصوص موردی ممکن است صدق کند که متجاوز اجنبی (فرد غریبه) باشد. نزدیکی و صمیمیت بین افراد موجب واکنش متفاوت قربانی به متجاوز می‌شود. علاوه بر این و در کنار این مساله، گاه مسائل اجتماعی، شرم، ماهیت رابطه‌ متجاوز و قربانی (مثلا بین رئیس و کارمند) موجب می‌شود تا امکان مقاومت از قربانی گرفته شود. باید افزود که به‌طور کلی گاه به حکم عقل مقاومت (در برابر یک جنایت‌کار) توجیهی ندارد و ممکن است منجر به خطر جانی برای فرد شود.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

ایده‌هایی اروپایی برای قانونگذاری علیه خشونت خانگی

قتل مجاز و قانونی

شرح ماده‌ی سه قانون خشونت خانگی نیوزیلند (۱۹۹۵)

 به هر حال باید در نظر داشت که فرهنگ سرزنش قربانی جلوه‌ها و مظاهر متنوعی دارد و همان‌گونه که اشاره شد، این نگاه می‌تواند به تمام بدنه‌ جامعه رخنه کند و آسیب‌های ناگواری را برای جامعه، فرد، و دستگاه قضایی به همراه بیاورد. در نوشتارهای آتی به برخی از نتایج این نگرش خواهیم پرداخت.

[أ‌] شاید قوی‌ترین نشانه در نظام حقوقی ایران برای احراز رضایت به عمل جنسی،  ازدواج باشد که رضایت  دوطرف را فرض می‌گیرد. البته باید افزود که ازدواج، در سایر نظام‌های حقوقی، نمی‌تواند اثبات‌گر رضایت باشد هرچند بتوان آن را قرینه قلمداد کرد.

[أ‌] یکی از عناصر جرم، رکن معنوی است که زبان ساده راجع به “قصد” مجرمانه مرتکب است. در صورتی که عملی، مثلا ورود به خانه  فردی، با رضایت فرد صاحب خانه صورت گیرد، به دلیل رضایت صاحب ملک، وجود قصد مجرمانه سالبه به انتفاع موضوع است. این امر در خصوص جرائم جنسی هم صادق است. البته در نظام حقوقی ایران، رابطه جنسی خارج از ازدواج جرم‌انگاری شده است، با این حال تفاوت بین مجازات رابطه جنسی با رضایت طرفین و تجاوز به عُنف قابل چشم‌پوشی نیست.

[ب‌] در مقاله‌ای در همین خصوص، ملانی راندال استدلال می‌کند که تصور کلیشه‌‍ای از قربانی ایده‌آل، یعنی کسی که خود موجبات وقوع جرم را فراهم و یا وقوع جرم را تسهیل کرده است، مبتنی بر انتزاعات بدون ما به‌ ازای واقعی از ماهیت تجاوز و تعدی جنسی است. مثلا در بسیاری مواقع قربانی خویشاوندی نزدیکی با مرتکب دارد و این امر موجب از بین رفتن امکان دفاع و مقاومت، که از یک فرد در شرایط عادی انتظار می‌رود، می‌شود. برای مطالعه  مقاله نک.

Randall, Melanie, “Sexual Assault Law, Credibility, and “Ideal Victims”: Consent, Resistance, and Victim Blaming,” Canadian Journal of Women and the Law, 2010, Vol.22(2), pp.397-434.

[ت‌] به زبان حقوقی، و در خصوص ادله اثبات دعوا، “رضایت” امری دشوار برای اثبات است هرچند ثبوت آن برای خود قربانی (مدعی) نیازی به دلیل ندارد، در واقع مدعی خود بدون واسطه از حقیقت وجود یا نبود رضایت آگاه است. البته دراین خصوص باید افزود که ممکن است در مواردی خاص قربانیان، تحت تاثیر آسیب‌های روانی پیشینی،  تصور کنند که مورد تعدی و تجاوز قرار گرفته‌اند اما در واقع تجاوز و تعدی در کار نباشد. در این صورت، ثبوت رضایت حتی برای خود مدعی و قربانی روشن نخواهد بود و برای فهم حقیقت نیاز به روان‌کاوی و کنکاش در جنبه‌های مختلف ادعا خواهد بود—که با تشخیص  یا تایید دادگاه می‌تواند انجام شود. یعنی قربانی ممکن است به دلیل برانگیخته شدن خاطره‌ای دردناک، مثلا از کودکی، تصور کند و باور داشته باشد که یک رفتار دیگر که سالها بعد اتفاق می‌افتد، منجر به تجاوز وتعدی به او شده است.

[ث‌] نک. راندال، پیشین، صص. ۴۱۵ تا ۴۲۳٫

خرداد
۱۷
۱۳۹۷
خشونت خانگی در پاکستان
خرداد ۱۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_66237892
image_pdfimage_print

Photo: 66237892//www.shutterstock.com

نعیمه دوستدار

 

روزنامه‌ها نوشتند که زنی اهل کراچی و مادر ۹ فرزند از شدت ضربه‌های تازیانه به سختی مجروح شده است. او یک بار از برادر همسرش به بهانه بی‌احترامی کتک خورده بود. بار دوم همسرش به  بهانه آماده نشدن غذا سر موقع او را تنبیه کرده بود. در لاهور مادری دختر ۱۸ساله‌اش را به علت خشم خانواده از ازدواج با مردی که خودش انتخاب کرده بود، کشت. در موری پنجاب، اعضای خانواده یک معلم مدرسه ۱۹ساله را برای رد کردن ازدواج اجباری به قتل رساندند. خبر قتل قندیل بلوچ، مدل مشهور پاکستانی، به دست برادرش  در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب گسترده‌ای داشت.

شنیدن چنین خبرهایی مخصوص پاکستان نیست، اما پاکستان به دلایل فرهنگی و مذهبی یکی از مهیاترین بسترها برای اعمال خشونت خانگی علیه زنان است. به گزارش دیده‌بان حقوق بشر، ازدواج کودکان در پاکستان یک مساله جدی است. ۲۱ درصد از دختران قبل از ۱۸ سالگی ازدواج می‌کنند. سال ۲۰۱۶ پیشنهادی به مجلس پاکستان ارائه شد  تا سن قانونی ازدواج به ۱۸ سال افزایش یابد و مجازاتی برای کسانی که ترتیب ازدواج کودکان را می‌دهند در نظر گرفته شود. اما این پیشنهاد به دنبال فشار شدید شورای اسلامی مجلس قانون اساسی کنار گذاشته شد. این پیشنهاد از سوی شورا «ضد اسلامی» و «سوء تفاهم‌انگیز» خوانده شد.

قانون علیه خشونت خانگی در پاکستان

 آگوست سال ۲۰۰۹  لایحه خشونت خانگی پاکستان از سوی شورای ملی این کشور تصویب شد. این قانون که ۲۸ بند دارد، تمام تعاریف و مفاهیم مربوط به حوزه خشونت، قوانین مرتبط و وظایف دولت و پلیس در این زمینه را شامل می‌شود. بر اساس این قانون، هر زن، کودک، مرد یا فرد آسیب‌پذیری که در یک رابطه خانگی با یک فرد خشونت‌گر قرار دارد، در حمایت قانون است. رابطه خانگی شامل افرادی می‌شود که با هم زندگی می‌کنند، یا به شکل ازدواج، فرزندخواندگی، خدمتکار خانگی یا خویشاوندی در کنار هم هستند.

این قانون، خشونت خانگی را شامل تمام آزارهای عمدی بر اساس جنسیت، و آزارهایی می‌داند که ممکن است به شکل  حمله، تهدید و ارعاب، محرومیت اقتصادی، ورود بی‌اجازه به سکونت‌گاه شخص خشونت‌دیده، آزار فیزیکی، آزار جنسی، آزار عاطفی و کلامی باشد.

بر اساس این قانون فرد خشونت‌دیده یا شخص دیگری به نمایندگی او می‌توانند از دادگاه تقاضای کمک کنند و دادگاه باید تاریخ تشکیل اولین جلسه دادرسی را حداقل سه روز پس از دریافت درخواست اعلام کند. در یک مهلت ۳۰ روزه شاهدان و ناظران باید برای شهادت دادن و مکتوب کردن مشاهداتشان به دادگاه فراخوانده شوند. فرد خشونت‌دیده حق برخورداری از مشاوره را دارد اما نمی‌توان او را بدون رضایت خودش از محیط خانواده بیرون برد یا او از مزایا و حقوق خانوادگی محروم کرد. دادگاه می‌تواند در صورت لزوم برای فرد در معرض خشونت اقدامات تامینی انجام دهد و مثلا نزدیک‌ترین ایستگاه پلیس را برای حفاظت از او در جریان قرار دهد. همچنین دادگاه می‌تواند در هر مرحله دستور حفاظت موقت از فرد خشونت‌دیده را صادر کند. دسترسی به درمان پزشکی ضروری برای فرد آسیب‌دیده پیش‌بینی شده و در صورت لزوم و با موافقت شخص خشونت‌دیده می‌توان او را به محل امنی مثل خانه دوستان یا خویشاوندان یا خانه‌های امن منتقل کرد.اگر موضوع دادگاه آزار جنسی کودکان باشد و این ادعا برای دادگاه ثابت شود، کودک به هیچ عنوان به متهم سپرده نخواهد شد.

 در بخش اهداف قانون آمده که این قانون برای پیشگیری از خشونت علیه زنان و کودکان توسط تشکیل دادگاه کیفری، کمیته و ماموران حفاظتی تهیه شده است. این قانون تصریح کرده که از لحظه تصویب آن، دولت‌های فدرال و استان‌ها موظفند از طریق کمیته‌های حفاظت و افسران خود از آن حمایت کنند. این قانون دولت فدرال را موظف می‌کند که اطلاعات آن را در سطح گسترده در رسانه‌های مختلف اعم از الکترونیکی و چاپی به زبان اردو و زبان‌های محلی منتشر کند و ماموران دولت، پلیس و اعضای قوه  قضاییه را  در این زمینه آموزش دهد. کمیسیون ملی وضعیت زنان (NCSW) باید به شکل دوره‌ای مقررات درباره خشونت خانگی را بررسی و در صورت نیاز آن را اصلاح کند و مطالعات و پژوهش‌های لازم درباره ریشه‌های بروز خشونت خانگی را انجام دهد.

 از این نویسنده بیشتر بخوانید:

سوئد چگونه به جنگ خشونت خانگی رفت؟

الهه‌های چشم کبود

زنان آسیب دیده امارات در برابر قانون

ارتباط با نهادهای بینالمللی ضامن موفقیت

اما تنها این لایحه نیست که در جامعه به شدت سنتی و خشن پاکستان از زنان حمایت می‌کند. نهاد زنان سازمان ملل هم با تلاش سازمان‌های مدافع حقوق زنان و حمایت دولت، قوانینی علیه خشونت علیه زنان تصویب کرده اند. برای اطمینان درباره اینکه قوانین مربوط به تهدیدهای جنسی درست اجرا می‌شوند، سال ۲۰۱۰ کمیسیون ملی مقام زن در پاکستان کمیته‌ای مرکب از نمایندگان دولت، سازمان‌های غیردولتی و جامعه مدنی و نهاد زنان سازمان ملل تشکیل داد.

سال ۲۰۱۲ رییس‌جمهور پاکستان لایحه کمیسیون ملی مقام زن  را امضا کرد و این لایحه  به قانون تبدیل شد. بر این اساس کمیسیون ملی مقام زن اختیارات تازه مالی و اداری یافت تا با کمک آنها پژوهش و بررسی در باره نقض حقوق زنان آسان‌تر شود.

«لایحه پیش گیری از رفتارهای زن‌ستیزانه» نیز لایحه دیگری است که در پاکستان تصویب شده و بر اساس آن اعمالی مانند اسیدپاشی، ازدواج اجباری، قتل‌های ناموسی و … جرم  شناخته شده و قربانیان از حمایت و پیگیری قانونی برخوردار می‌شوند.

اصلاحیه ای از این قانون با نام «نظارت و بازداری از اسید پاشی» در سنای پاکستان تصویب شد که شیوه‌هایی برای مجازات متجاوزان و حمایت از قربانیان اسیدپاشی به دولت پیشنهاد می‌داد. پاکستان همچنین قوانینی برای حمایت از زنان در برابر تهدید جنسیتی درمحیط کار و خانه تصویب کرده است.

به کانال خانه امن در تلگرام بپیوندید.

یک درس از پاکستان

بر اساس گزارش‌هایی که درباره تغییرات قانونی و فرهنگی در جامعه پاکستان برای مبارزه با خشونت خانگی منتشر شده چنین بر می‌آید که یکی از شیوه‌های موثر برای مقابله با این نوع خشونت جنسیتی، حضور نهاد زنان سازمان ملل و ارتباط با سازمان‌های غیردولتی محلی و استفاده از نتایج تحقیقات آنها در این زمینه بوده است. این نهاد به کارشناسان و فعالان جامعه مدنی پاکستان مشاوره داده تا آنها بتوانند پیش‌‌نویس لایحه‌های قانونی را تهیه کنند و پس از تصویب قوانین هم بر درستی اجرای آنها نظارت کرده است.

برگزاری میزگرد و دوره های آموزشی و سمینار در باره مسائل مربوط به برابری جنسیتی چه برای عموم مردم و چه برای فعالان نهادهای مدنی و از همه مهم‌تر درگیر کردن شخصیت‌های موثر در نهادهای دولتی و سیاستگذاران مانند نمایندگان مجلس از دیگر شیوه‌های موثر در بالا بردن آگاهی عمومی و دولتی در زمینه مبارزه با خشونت خانگی بوده است.

نهاد زنان سازمان ملل  سال ۲۰۱۱، یک کارزار ۱۶ روزه جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان برپا کرد و در همان زمان در پاکستان «کمپین یک میلیون امضا» راه‌اندازی شد. این کمپین با کمک سایر نهادها و سازمان‌هایی که برای برای محو خشونت علیه زنان و دختران کار می‌کردند، توانست رتبه اول را در میان کارزارهای مشابه کسب کند. ۴۵۰۰ نفر از مردم شامل کاربران شبکه های اجتماعی با کمک و همراهی ۱۵۰۰ نفر از فعالان زنان در پاکستان توانستند بیش از ۷۰۰ هزار امضا برای حمایت از منع خشونت علیه زنان و دختران جمع کنند. طومارهای این  تقاضا از شهرداری‌ها ۵۷ منطقه در پاکستان به نمایندگان مجلس ارائه شدند.

اردیبهشت
۲۸
۱۳۹۷
کودک آزاری، لایحه‌ای که قرار نیست تصویب شود
اردیبهشت ۲۸ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Domestic and family violence. Little girl asking for help.
image_pdfimage_print
                                                                                                                     Photo: karich/depositphotos.com/13473866/stock-photo-violence.html

 

هفته آخر اردیبهشت، هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضاییه در گفت‌وگو با ایسنا گفت: «کودک آزاری شایعی در جامعه نداریم». همین خبرگزاری اسفند سال گذشته از قول رییس اورژانس اجتماعی کشور، حسین اسدبیگی، از ۱۶ هزارمورد کودک آزاری گزارش‌شده به این مرکز در نیمه نخست سال ۹۶ خبر داده بود. آقای اسدبیگی در گزارش سایت سلامت‌نیوز این رقم را بالاتر از آمار نیم سال قبل از آن گزارش کرده بود. با این‌حال معاون قوه قضاییه، در ادامه ادعای خود، خبرهای تجاوز و قتل منتشر شده از تعدادی کودک یا تصاویر آزار جسمی آنان در شبکه‌های اجتماعی را ملاک قرار داد و گفت:« …چون خبرهای {کودک آزاری} منتشر می‌شود حتی یک مورد از آن هم انسان را آزار می‌دهد.» به نظر می‌رسد آن‌چه اغلب مقامات جمهوری اسلامی را نگران می‌کند نه آمار کودک آزاری که خبرهایی است که از اتفاقات دردناک آزار کودک منتشر می‌شود و نمایی متفاوت از آن‌چه آن‌ها انتظار دارند از جامعه ایران به نمایش می‌گذارد.

کودک آزاری از زبان اعداد

وقتی مقامات سازمان بهزیستی میزان کودک آزاری را گزارش می‌دهند، به تماس‌هایی ارجاع می‌دهند که با مرکز اورژانس گرفته شده است. این مرکز سال‌هاست برای گزارش کودک آزاری و آزار خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سازمان و نهادهای مدنی در تلاش‌ بوده‌اند تا درباره گزارش‌دهی موارد مرتبط با کودک‌ آزاری فرهنگ‌سازی کنند و حتی برخی از فعالان حقوق کودک معتقدند بخشی از افزایش آمار کودک آزاری به افزایش فرهنگ گزارش‌دادن آن مرتبط است و لزوما به معنای بالا رفتن میزان کودک آزاری در کشور نیست.

طبق قانون ۹ ماده‌ای مصوب سال ۱۳۸۱ مجلس شورای اسلامی، کودک آزاری جرم عمومی محسوب می‌شود و هر فردی که شاهد کودک آزاری باشد موظف است آن ‌را گزارش کند. با این‌حال به تاکید مقامات مسئول و تایید فعالان مدنی، همچنان نداشتن آگاهی نسبت به این قانون و سایر قوانین حمایتی برای پیشگیری از کودک آزاری، آگاهی نداشتن از تعریف و مصادیق کودک آزاری و ملاحظات فرهنگی، شرم یا باورهای خاص، باعث می‌شود تا موارد متعددی از کودک آزاری گزارش نشود.

با این‌حال حتی اگر حداکثر موارد کودک آزاری به اورژانس کشور گزارش شود، این موارد عمدتا آزار فیزیکی و در موارد معدودی کودک آزاری جنسی را شامل می‌شوند. به این ترتیب عدد کودک‌ آزاری‌های گزارش نشده بسیار بالاتر از رقمی خواهد بود که در گزارش‌های مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌شود.

کودک آزاری سیستماتیک

طبق تعریف پذیرفته شده بین‌المللی، هرگونه آسیب رساندن، اقدام یا بی‌توجهی از طرف والدین یا نگهدارنده کودک که سلامت جسم، روان یا سعادت، رفاه و منافع عالیه کودک را به خطر بیاندازد، کودک آزاری محسوب می‌شود.

به این ترتیب، دایره کودک آزاری، تنها محدود به رفتارهای خشونت‌آمیز یا در برخی موارد تجاوز جنسی برخی والدین، سرپرست کودکان و معلمان آن‌ها در مورد کودکان نیست. آن‌چه امروز و در سایه قوانین یا رعایت‌نکردن برخی قوانین در ایران اتفاق می‌افتد را می‌توان کودک آزاری سیستماتیک نام گذاشت. کودکان به خاطر جنسیت، قومیت و مذهب والدین‌شان از بدو تولد مورد خشونت حکومتی و غیرحکومتی قرار می‌گیرند.

حجاب اجباری دختران که گاه پیش از آغاز سن رسمی تکلیف یعنی نه سالگی به او تحمیل می‌شود، به دلیل احتمال بروز بیماری‌های پوستی و کاهش قدرت تحرک کودکان، به صورت مستقیم به سلامت جسم و روان آن‌ها آسیب می‌رساند. حجاب کودکان به صورت غیرمستقیم هم می‌تواند به روان کودکان و از جمله به اعتماد به نفس آن‌ها آسیب برساند. کودکان خانواده‌های بهایی که از کودکی با محدودیت و برچسب خوردن مواجه هستند، نمونه دیگر آزار سیستماتیک در جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند. این افراد تنها از سوی نهادهای رسمی خشونت را تجربه نمی‌کنند و گاه از سوی همسایگان نیز مورد آزار قرار می‌گیرند که به دلیل قانونی نبودن مذهب‌شان، امکان پیگیری قضایی نیز برای‌شان وجود ندارد.

شرایط زندگی برای کودکان افغانستانی که در برخی موارد به دلیل مهاجر بودن پدر، تا آخر عمر از گرفتن شناسنامه و داشتن هویت برای استفاده از حق تحصیل و سایر مزایای زندگی عادی محروم هستند، نمونه دیگر آزارکودک‌اند که نه توسط خانواده‌ها که از سوی حکومت اعمال می‌شود. در حالی که نزدیک به بیست سال از تصویب قانون ممنوعیت استفاده از کودکان زیر هجده سال در جنگ‌ها می‌گذرد، همچنان تبلیغات رسمی برای ترغیب کودکان به جنگ از جمله با تداوم فعالیت بسیج مدارس ادامه دارد. همچنین سال گذشته سازمان دیده‌بان حقوق بشر در مورد استفاده ایران از کودکان افغانستانی در جنگ نیابتی در سوریه خبر داد که نشان‌دهنده نقض این قانون بین‌المللی و کودک آزاری سیستماتیک توسط جمهوری اسلامی ایران است. ازدواج کودک که به صورت قانونی و زیر سن ۱۸ سال و گاه زیر سن مورد تایید مقامات مذهبی انجام می‌گیرد، نمونه دیگری است که آسیب‌های فردی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته و دارد.

برخورد حاکمیت ایران با کودکان کار، از نادیده گرفتن معضل تا دستگیری کودکان در خیابان‌ها، از دیگر نمونه‌های نقض حقوق کودک و آزار او محسوب می‌شود. وجود کودکان داخل زندان‌ها، نبود قانون و برنامه حمایتی برای کودکان افراد زندانی، برخوردار نبودن کودکانی که مجرم تلقی می‌شوند از نظام قضایی ویژه کودکان و گاه اعدام کودکان یا اعدام افرادی که در کودکی مرتکب خطا یا جرم شده‌اند و همچنین نبود دستورالعمل برای دستگیری والدین زمانی که کودک حضور دارد که گاه به دستگیری خود کودک هم منجر می‌شود، از دیگر موارد نقض حقوق کودک و کودک آزاری است که اتفاقا در حوزه عملکرد قوه قضاییه است، قوه‌ای که مقام ارشدش وجود کودک آزاری شایع در کشور را رد می‌کند.

لایحه‌ای که قرار نیست تصویب شود

حدود ده سال پیش دولت محمود احمدی‌نژاد لایحه‌ای را به مجلس داد که بعد از جرح و تعدیل بسیار برای بررسی در صحن علنی مجلس آماده شد. با تغییر دولت و روی کار آمدن آقای روحانی، لایحه از مجلس پس گرفته شد و مجددا همان لایحه نخست در سال ۱۳۹۱به مجلس فرستاده شد و تمام مراحل اداری و بررسی‌ها از سر گرفته شد. برخلاف گفته محمد علی پورمختار، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس و نماینده مردم بهار و کبودرآهنگ در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، از نظر فعالان حقوق کودک، لایحه فعلی نه «کاملا جامع و کامل» است و نه با اجرای آن کودک آزاری «به شدت» کاهش پیدا می‌کند. اما کارشناسان و فعالان حقوق کودک وجود همین قانون را به دلیل نیاز به داشتن پشتوانه حداقلی قانونی برای حمایت از کودکان ضروری می‌دانند.

روند بررسی این قانون، اظهارنظر مقامات قانون‌گزار یا مجری قانون در قوه قضاییه و مجریه درباره این قانون و به طور کلی در مورد پدیده کودک آزاری نشان می‌دهد که به نظر نمی‌رسد اراده‌ای برای تصویب این قانون وجود داشته باشد. مقامات حکومتی یا مانند آقای صادقی وجود کودک‌ آزاری را نفی می‌کنند یا مانند حبیب الله مسعودی فرید،‌ معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی، اساسا نیازی به تصویب قانون جدید نمی‌بینند و قوانین موجود را برای حمایت از کودکان کافی می‌دانند. شاید از نظر سایر مقامات جمهوری اسلامی نیز سرعت عمل دادن به تصویب این قانون یعنی پذیرش وجود کودک آزاری در حدی که نیاز به قانونی جداگانه و جامع برای حمایت از کودک وجود دارد. برخی از مقامات اجرایی بارها از رسانه‌ها به دلیل پیگیری‌شان از تصویب لایحه حمایت از کودک و نوجوان گله کرده‌اند. با وجود چنین دیدگاهی که وجود معضل اجتماعی کودک‌ آزاری را نفی می‌کند یا آن را کم اهمیت جلوه می‌دهد، این نگرانی وجود دارد که حتی بعد از تصویب قانون پرنقص فعلی نیز اقدام جدی برای فرهنگ سازی و اجرای قانون اتفاق نیفتد، به خصوص که تصویب این قانون، همچنان راه را برای نقض سیستماتیک حقوق کودک از جمله حجاب اجباری دختران و ازدواج کودکان باز می‌گذارد.

آن‌چه به عنوان راه برون رفت از بن بست فعلی باقی می‌ماند، نقش فعال‌تر رسانه‌ها و نهادهای مدنی است تا جامعه را نسبت به ابعاد نقض حقوق کودک در اثر نبود امکان حمایت از او آگاه کنند، انواع کودک آزاری را شرح دهند و مسئولیت شهروندی را در برابر کودک آزاری ترویج کنند.

منبع: بی بی سی 

اردیبهشت
۲۷
۱۳۹۷
نجات یک دختر همجنس‌گرا از رابطه خشونت‌آمیز
اردیبهشت ۲۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Color hand print, isolated on white
image_pdfimage_print

Photo: belchonock/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن:

 

چگونه دیگرانی بودهاند که از خشونت خانگی جان به در بردهاند؟ چه چیزی به آنها کمک کرده است؟ آنها چه توصیههایی برای دیگران دارند؟

داستان آیِت داستان واقعی یک زوج همجنسگراست که تمام نامها و جزییات آن تغییر داده شده است.

وقتی ما دخترها هم‌دیگر را دیدیم من در دهه ۲۰ و  او در دهه ۳۰ زندگی‌اش بود. خیلی ساده با هم آشنا و هم‌خانه شدیم. او خانه من در شهر را دوست نداشت و این شد که مرا ۲۰ مایلی از زندگی‌ام دور کرد. خیلی زود مادر‌خوانده فرزند او شدم (که عاشقش بودم) و تمام کارهایم هم حول محور مادر او (دوست دخترم) می‌چرخید. او کسی بود که به من می‌گفت هرگز نمی‌خواهد من خود را وابسته‌اش کنم. به من می‌گفت دوست دارد من نظر خودم را داشته باشم و آن را ابراز کنم اما وقتی با نظرش مخالفت می‌کردم، عصبانی می‌شد. او دوستان نزدیک و شغل مرا هم دوست نداشت. این شد که من از آنها هم دست کشیدم.

از طرف دیگر او بیشتر و بیشتر مشروب می‌خورد و بعد با من خشن‌تر می‌شد؛ هم خشونت کلامی و زبانی و هم خشونت فیزیکی. البته همیشه پس از رفتارهای خشن‌اش از من عذر می‌خواست و محبت بیش از اندازه‌ای به من می‌کرد. همین کارش هم باعث می‌شد من رنج خشونت او را فراموش کنم.

از سوی دیگر من نمی‌خواستم او یا فرزندش را از دست بدهم، پس در رابطه ماندم و سعی کردم دیدگاه‌های خودم را به او نزدیک کنم و خودم را با او وفق بدهم. با گذشت زمان اما آن‌قدر به تأیید و پول و خانه و عشق او وابسته شدم که فراموش کردم برای خوشبختی و خوشحال بودن در زندگی به چه چیزی نیاز دارم. به نظر می‌رسید که من خیلی درک می‌کنم اما به اشتباه و وقتی تهدید جدایی من مطرح شد، او مرا از خانه‌اش بیرون انداخت.

چه‌طور از پس خودم برآمدم؟

من از نظر عاطفی و احساسی خیلی تند رفتم و در نهایت چنان ضعیف شدم که از پا افتادم. دچار افسردگی عمیقی شدم و  تا مدت‌ها در سوگ بودم. بعد هم کم‌کم به نوشیدن مشروبات الکلی روی آوردم و برای فرار از تنهایی،  از خانه می‌زدم بیرون.

چگونه اوضاع تغییر کرد؟

او مرا انداخت بیرون و من حالا آن ماجرا را یک نقطه مثبت و خیر می‌بینم. او هرگز منکر رفتار خشن خود با من نشده اما به تازگی که دوست دختر دیگری پیدا کرده، دیگر به من اجازه نمی‌دهد فرزندش را ببینم و همچنان هم نسبت به من رفتاری خشونت‌آمیز دارد. البته من سراغ زندگی خودم رفته‌ام و به او اجازه نمی‌دهم به زندگی من برگردد.

به گمان من ما هر دو می‌خواهیم در زندگی هم نباشیم، اما هر کدام دلایل خودمان را داریم. من در درونم آرامم گرچه هنوز آزرده خاطرم. آزرده خاطر از اینکه عاشق کسی شدم که نمی‌توانست آن گونه که من می‌خواهم و اعتقاد دارم، مرا دوست داشته باشد.

چه چیزی به من کمک کرد تا قوی‌تر شوم؟

من از خواب غفلت بیدار شدم و دیگر نمی‌توانستم به او اجازه بدهم به من آسیب بیشتری برساند …. به سراغ درمان رفتم، مشروبات الکلی را ترک کردم، به شهر برگشتم، شغل فوق‌العاده‌ای پیدا کردم و به مدرسه برگشتم. دنبال دوستان واقعی گشتم و شروع به ارزیابی مثبت زندگی  از نگاه خودم کردم.

من دوباره خودم را کشف کردم.

یکی از دوستان صمیمی‌ام وقتی عمق درد مرا دید برای نجاتم پیش آمد. او محکم به من چسبید و اجازه داد گریه کنم، یاد بگیرم و احساس کنم. او برای شنیدن درد دل‌های من یک گوش مطمئن شد و مرا تشویق کرد. او به من کمک کرد به جای غرق شدن در بلایی که دوست دختر سابقم بر سر عقایدم آورده بود، واقع‌بین باشم. زمان و اراده و قدرت خودم هم دردهای مرا تسکین دادند.

توصیه من برای کسی که قربانی خشونت است

به دیدن یک مشاور بروید. با افراد زیادی که برای شما اهمیت قائل هستند صحبت کنید. راهی برای جدایی پیدا کنید. پس‌انداز کنید و از رابطه‌ای که در آن قربانی خشونت هستید، بیرون بزنید.

جدایی خیلی دردآور است اما وقتی خشونت به اوج برسد، رابطه دردآورتر است …. به هیچ‌کس قدرت مسلط بودن بر خودتان را ندهید، حتی کسانی که عاشق‌شان هستید.

 رابطه نباید آن‌قدرها سخت باشد … بهترین را برای خودتان بخواهید و قربانی نشوید. با رها کردن خود از خودتان دفاع کنید. کسی که واقعا شما را دوست دارد، جایی منتظر شماست. روی خودتان کار کنید و به خودتان زمان بدهید. شخص یا اشخاص مورد نظر شما وارد زندگی‌تان خواهند شد و آن وقت شما از خودتان تعجب خواهید کرد که چرا تا به حال کنار آدمی مانده‌اید که با شما خشونت می‌ورزد و بدرفتاری می‌کند. چرخه خشونت را متوقف کنید … چرخه خوشبختی خودتان را بسازید.

 

منبع به زبان انگلیسی

اردیبهشت
۲۱
۱۳۹۷
قتل مجاز و قانونی
اردیبهشت ۲۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Iran High Resolution Law Concept
image_pdfimage_print

Photo: eabff/depositphotos.com

اسفندیار کیانی

بررسی ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی

در مورد ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی که به قتل در فراش مشهور است، چه در متن‌های فقهی و چه در متن‌های حقوقی بسیار نوشته شده ‌است. در این نوشته قصد ما براین است که به جنبه‌هایی از این ماده که کمتر بررسی شده، بپردازیم. متن این ماده می‌گوید: »هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می‌تواند درهمان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد، فقط مرد را می‌تواند به قتل برساند. حکم ضرب وجرح نیز در این مورد مانند قتل است. «

درباره پیشینه‌ حقوقی و فقهی این ماده می‌توان گفت که ماده‌ یادشده گمان می‌رود از ترجمه‌ بخشی از ماده ۳۲۴ قانون مجازات فرانسه، مصوب ۱۸۱۰، الهام گرفته‌ که بیان میداشت: …» در صورتی که مردی همسر خود را درخانه مشترک زوجیت درحال زنا مشاهده کند و مرتکب قتل همسر خود و مرد اجنبی شود، از معافیت قانونی برخوردار خواهد شد«. به لحاظ فقهی هم شاید تنها منبع مورد اعتماد برای این ماده را بتوان در آرای شهید اول در کتاب دروس یافت.

از نویسنده بیشتر بخوانید:

شرح ماده‌ی سه قانون خشونت خانگی نیوزیلند (۱۹۹۵)

یک راهکار خاص برای اثرگذاری بر فرایند قانون‌گذاری در حوزه‌ی خشونت خانگی

چگونه می‌توان از سد شورای نگهبان عبور کرد؟

مهم‌ترین مساله درباره این ماده لحن تجویزگر آن در خصوص عمل قتل است. در قانون مجازات فرانسه مشاهده‌ همسر در خانه‌ مشترک در هنگام انجام عمل زنا از عوامل رافع مسئولیت کیفری به شمار می‌آمد و در نتیجه مرتکب می‌توانست از مجازات معاف شود.  اما ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی ایران با بیانی متفاوت در واقع مجوز انجام قتل را صادر می‌کند، و از منظر اصول قانونگذاری جزایی دارای اشکال جدی ا‌‌ست. با توجه به اینکه خانه نباید جایی برای کینه و خشونت‌ورزی شود، اما لحن قانونگذار در این ماده میتواند  زمینه‌ساز انجام خشونت شود. شاید اگر قانونگذار انجام قتل در این شرایط را تنها از عوامل مخففه‌ جرم می‌شمرد، این اشکال کمرنگ می‌شد.

البته باید گفت با وجود  توجیهات سنتی یا فقهی، قتل به هر بهانه‌‌ای (جز مواردی چون دفاع از خود) از نمونه‌های خشونت خانگی است. دستگاه کیفری نباید قضاوت و اجرای احکام را در اختیار افراد قرار دهد. مثلا در این ماده شرط شده که همسر نباید مُکرَه باشد و باید با اختیارِ آزاد تن به هم‌بستر شدن با مرد بیگانه داده باشد. روشن است که تشخیص این امر به سادگی امکان‌پذیر نیست، به‌ویژه که شوهر به احتمال فراوان با مشاهده‌ چنین صحنه‌ای بیشتر تحت تاثیر عواطف و نه قوه‌ عقل تصمیم خواهد گرفت.

از آثار وجود نهاد‌هایی همچون دادگاه، گذار از دادرسی‌ شخصی و اعتماد به قوه‌ای مستقل است که نه بر مبنای خشم و انتقام‌جویی که بر اساس عدالت و حق به امور رسیدگی کند. بسیاری از نمونه‌های خشونت خانگی را می‌توان در یک نگاه کلی از بقایای سنت‌ دادرسی شخصی دانست.[أ‌]

نباید فراموش کرد که این ماده تنها درباره کسانی ا‌ست که رابطه‌ همسری بین آنها برقرار است. مثلا برادر، پدر یا پدر بزرگ بر مبنای این ماده نمی‌توانند دست به قتل زده و خود را از کیفر معاف بدانند.[ب‌] همچنین شوهر به صرف مشاهده عکس، تصویر، و مانند آنها که نمایانگر رابطه همسرش با مرد دیگری باشد، نمیتواند دست به قتل و یا ضرب و جرح همسر بزند. این ماده تنها ناظر بر موقعیتی است که عمل زنا مشاهده شود و  در “همان حال” شوهر واکنش نشان دهد. نه تنها عکس و ویدیو و صدا نمی‌تواند مصداق “مشاهده” باشد، که همزمانی “مشاهده” و انجام قتل یا ضرب و جرح نیز بسیار مهم است. بر اساس این ماده شوهر نمیتواند چند ساعت یا چند روز پس از مشاهده زنا دست به خشونت بزند. دیگر اینکه این ماده تنها درباره عمل زنا بوده و غیر از آن از شمول ماده خارج است. چنانچه زوج همسر خود را در حال معاشقه با دیگری ببینید مجوز قانونی برای  خشونت ندارد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

در کنار سویه‌های حقوقی در خصوص این ماده، باید سویه‌های اجتماعی و روانی این ماده را نیز در نظر داشت. این ماده نشان از اندیشه‌ای دارد که بر پایه آن مرد و به ویژه شوهر، دارای قدرت و مجاز به خشونت است. دستگاه توزیع قدرت درقوانین، بیشتر بر اساس شناسایی قدرت برتر مرد بوده،[ت‌] و از نشانه‌های این ساختار، شناسایی حق به‌ کارگیری خشونت برای مردان است. هرچند ماده‌هایی همچون ماده ۶۳۰ از نظر قانونی میتوانند زمینه دشواری‌های فراوانی باشند، باید به ریشههای ژرفتر  این قانون‌ها نیز پرداخت. ریشههایی که موجب گسترش الگوهای نادرست و خشن در بستر خانواده میشوند. قانون‌هایی از این دست نشانه کاستی یا کژفهمی در موضوعاتی بنیادی همچون برابری بین زن و مرد است. همچنین برای فهم بهتر این ماده مبانی رابطه ازدواج باید بررسی شود. رابطه‌ای که باید بر اساس علاقه و عاطفه انسانی—نه مالکیت و نابرابری—شکل بگیرد که در نوشته‌های آینده آن را بررسی می‌کنیم.

[أ‌] شاید مثال دیگر در این خصوص در نظام‌های حقوقی، وجود نهادی به نام حق قصاص در قوانین اسلامی باشد که حق انتقام‌جویی را به افراد واگذار می‌کند.

[ب‌]  البته پدر و جد پدری بنا به ماده‌ی ۳۰۱ در خصوص قصاص در صورت ارتکاب به قتل قصاص نخواهند شد هرچند به تشخیص قاضی می‌توان مجازات تعزیر را برای قاتل متصور بود.

[ت‌]  مثلا در قانون مدنی، نه تنها در ایران بلکه بسیاری از نظامهای حقوقی دیگر، مرد “رئیس” خانواده است.

اردیبهشت
۱۹
۱۳۹۷
گامی در مبارزه با خشونت خانگی
اردیبهشت ۱۹ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: vcha/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: vcha/www.shutterstock.com

باران خسروی

لابی‌گری (Lobbying) یکی از مهم‌ترین روش‌های حمایت‌گری (Advocacy) است. گاهی لابی‌گری به‌ اشتباه  با خود حمایت گری یکی گرفته می‌شود، درصورتی‌که لابی کردن فقط یه مدل از  شیوه‌های حمایت‌گری است. در واقع همه شکل‌های حمایت گری منجر به لابی کردن نمی‌شوند، ولی لابی کردن همیشه به شکلی از حمایت‌گری است.

اصطلاح «لابی» ریشه در سنت پارلمانی بریتانیا دارد. «لابی» اتاقی است در جلوی سالن بحث و شور مجلس عوام که در آنجا اعضای پارلمان با کسانی که به دنبال بیان نظرات خود یا متقاعد کردن نمایندگان به موافقت یا مخالفت با اهداف و نظرات خاصی هستند، ملاقات می‌کنند.

 اصطلاح لابی‌گری در علوم سیاسی یک عمل و حرفه ویژه است که هدف آن تلاش برای گسترش نفوذ یک دیدگاه مشخص در دستگاه حکومتی یک کشور یا افکار عمومی است. در فرهنگ فارسی معین، لابی به این صورت تعریف‌شده: “گروه یا جریانی که تلاش می‌کنند بر هیئت حاکم یا بر کسانی در جهت منافع یا آرمان خود اثر بگذارند”.

لابی کردن محبوب همه گروه‌ها و کنشگران اجتماعی نیست. این اصطلاح گاه در معنای منفی هم به کار برده می‌شود که به معنای لابی پنهان و زد و بند سیاسی است. برخی از کنشگران مدنی به دلایل مختلف از درگیر شدن در هر نوع فعالیت لابی با قانونگذاران یاسیاستمداران پرهیز می‌کنند. چرا که عناصر ثروت و قدرت به‌راحتی می‌توانند لابی‌گری را از مسیر اصلی خود منحرف کنند.

کشورهایی که لابی را به‌عنوان بخشی از فرآیند سیاستگذاری و قانونگذاری پذیرفته‌اند، ضابطه‌مند کردن آن را هم در دستور کار قرار داده‌اند. در برخی از کشورها دفترهای ویژه‌ای به نام «دفتر لابی‌گری» وجود دارد که با دریافت پول به تلاش برای پیشبرد یک دیدگاه خاص به‌وسیله نفوذ در دولت و افکار عمومی می‌پردازند. لابی‌گرها با کمک و به‌کارگیری روش‌های حقوقی و مدیریت روابط اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود کوشش می‌کنند.

لابی‌گری و خشونت خانگی

شاید فکر کردن به تغییر قوانین و تبعیض‌های قانونی از راه لابی کردن مشکل و گاهی نشدنی به نظر برسد.  به ویژه در کشورهایی که ارتباط  گرفتن با نمایندگان راحت نیست یا نمایندگان منتخب دموکراتیک ما نیستند و به لحاظ روش کاری و ایده بسیار دور از ما به نظر می‌رسند. در این صورت فکر اینکه تغییر از طریق آنها صورت بگیرد غیرممکن به نظر می‌رسد. اما واقعیت این است که لابی کردن همیشه یکی از روش‌های مورد اعتماد وموثر بوده، اگرچه گاهی به نتیجه می‌رسد و گاهی به نتیجه نمی‌رسد. اما اگر به نتیجه برسد احتمال این‌که تغییرسریع‌تر و راحت‌ترصورت بگیرد وجود دارد. شما به‌عنوان حمایت‌گر (Advocate)  دارای دغدغه، در مسیر رفع خشونت خانگی می‌توانید از لابی‌گری به‌عنوان یکی از روش‌های حمایت‌گری (Advocacy) برای تاثیرگذاری و تغییر استفاده کنید.

در لابی‌گری همیشه این سوال مطرح می‌شود که آیا لابی کردن روش مفیدی برای تغییر قوانین و کمک به خشونت‌دیدگان است؟

 باید در نظر داشته باشیم که بهترین روش‌های حمایت‌گری، روش‌هایی است که هم ‌سطح بالای هرم قدرت را درگیر می‌کند و هم‌گروه‌های کوچک و افراد جامعه را. بنابراین لابی کردن به‌ تنهایی نمی‌تواند روش مفیدی برای تغییر قوانین و حمایت از خشونت‌دیده‌ها باشد.

 به‌عنوان‌مثال، اگر شما تمایل دارید که قانونی در خصوص حمایت از زنان در برابر خشونت خانگی تصویب شود، هم باید به چانه‌زنی و همراه کردن نمایندگان سیاسی بپردازید و با نمایندگان مختلف  جلسه بگذارید و سعی در متقاعد کردن آنها کنید، هم افراد جامعه را  در مطالبه این تغییر با خود همراه کنید. برای آنها برنامه‌های آموزشی بگذارید،  از عموم افراد جامعه بخواهید که همراه شما بشوند و با نمایندگان تماس بگیرند، یا طوماری برای امضا تهیه کنید و شروع به جمع‌آوری امضا کنید.

درواقع شما در این کنش، سه سطح کلان، میانه و خرد را درگیر کرده و احتمال بیشتری دارد که به نتیجه برسید. در نظر داشته باشید در جوامع بسته که انتخاب نمایندگان بر اساس اصول دموکراسی انجام نمی‌شود، و قوانین موجود به نفع زنان نیست و تبعیض‌آمیز است، و همچنین لابی‌گری به‌عنوان یک شغل تعریف نشده، لابی‌گری بسیار سخت‌تر است ولی غیرممکن نیست. به‌عنوان‌ مثال، در جریان “کمپین یک‌میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان” بسیاری از کنشگران اجتماعی توانستند با نمایندگان ارتباط برقرار کنند تا برای تغییر قوانین لابی کنند. حال این‌که چه قدر این لابی‌گری در رسیدن به نتیجه مطلوب کمک کرده یا نه خود بحث دیگری است.

باید در نظر داشته باشیم که گاهی نتیجه لابی‌گری همان لحظه رخ نمی‌دهد.  شما با لابی‌گری وظیفه آموزش آن نماینده را هم انجام می‌دهید که ممکن است نتیجه خود را دیرتر نشان دهد. البته همان‌طور که گفته شد لابی‌گری در همراهی با دیگر فشارهای اجتماعی شما را به نتیجه مطلوب نزدیک‌تر می‌کند.

منبع ۱، منبع ۲، منبع ۳،

اردیبهشت
۱۲
۱۳۹۷
خانه امن واقعا وجود دارد
اردیبهشت ۱۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
photo_۲۰۱۷-۰۸-۰۷_۱۴-۴۲-۰۹
image_pdfimage_print

تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران بعد از چهار سال با یک اثر جدید به سینما بازگشته است. میلانی در تازه‌ترین ساخته خود «ملی و راه‌های نرفته‌اش» بازهم به مشکلات اجتماعی با تاکید بر رفتارهای که با زنان می‌شود، پرداخته است. موضوع اصلی آخرین ساخته تهمینه میلانی خشونت خانوادگی است همزمان با اکران این فیلم در ایران و کانادا با او گفت‌وگو کرده‌ایم.

فیلم ملی و راه‌های نرفته‌اش خشونتی شبیه به آنچه در بچه‌های طلاق ارایه داده‌اید، دارد. انگار که جوانِ ملی و راه‌های نرفته‌اش همان کودک بچه‌های طلاق است. فیلم دو خشونت را نشان می‌دهد. انگار ما با یک نوع رفتار خشن خوب و یک رفتار خشن بد مواجه هستیم. رفتاری که خانواده ملیحه (ماهور الوند) با وی انجام می‌دهند به نظر رفتار مثبتی می‌آید تا اجازه ندهند وی با کسی ازدواج کند که اصلاً همسر ایده‌آلی نیست؟

رفتار خانواده ملی و مخالفت آنها با ازدواج او، نشان کمی از علاقه و بیشتر مخالفت با موقعیت اقتصادی و اجتماعی سیامک دارد. آنها سیامک را در شان خود نمی‌دانند. عقاید، خواست و نیاز ملیحه در خانواده خود اهمیتی ندارد و برای همین مصلحت او در نظر گرفته می‌شود. او همانند دختران هم طبقه‌ی خودش، باید از نطرات بزرگ‌ترها اطاعت کند و وظیفه‌ی خانه‌داری را بر دوش بکشد و اگر خطایی از او سر زد، تنبیه شود. ملی بدون هیچ تبحری در زندگی، قصد تغییر این شرایط را دارد، برای همین  زمانی که با سیامک آشنا می‌شود، تصمیم می‌گیرد همسر او شود تا خود را از شر باید و نبایدهای خانواده و مشت و لگدی که گهگدار نصیبش می‌شود رهایی یابد، غافل از آنکه بیرون از خانه هم ممکن است شرایط ایده‌آل نباشد. این رفتاری است که بسیاری از زنان  که در محیط‌های بسته بزرگ می‌شوند و خودباوری و اتکا به نفس کافی ندارند، از خود نشان می‌دهند. همانند «نیّر» که برای فرار از محیط خشن خانه، با مردی بی‌آزار، افسرده و کم هوش ازدواج کرده است.

خشونتی که خانواده مَلی و نیّر به آنها روا می‌دارند ناشی از کلیشه‌های تربیتی و تعصب کوراست. مراقبت سختگیرانه از موجودی که می‌تواند آبروی خانواده را به باد بدهد! با همین منطق اورا زیر کنترل شدید قرار می‌دهند. یکی از مخاطبین اصلی این فیلم  دخترانی با شرایط مَلی و نیّر است. ما به آنها هشدار می‌دهیم که که تصور نکنند که اگر با هر راهکاری از محیط تنگ خانه بگریزند، لزوماً موقعیت بهتری می‌یابند.

فیلم «مَلی و راه‌های نرفته‌اش» نمایشی است از چاله به چاه افتادن، که تنها فرد تصمیم گیرنده مقصر نیست، بلکه عوامل متعددی این  موقعیت تلخ را رقم می‌زنند و در نهایت دود آن به چشم همه‌ی افراد خانواده و البته جامعه می‌رود.

خشونتی که در فیلم نشان داده می‌شود بسیار آزاردهنده و عریان  است چرا به سمت این حجم از خشونت و اثرات آن رفتید؟

احتمالاً منظورتان حس خشونت و عواقب آن است، وگرنه ما در فیلم، صحنه خشن نداریم و به ‌طور مستقیم خشونت را به نمایش نمی‌گذاریم.

فکر می‌کنم معصومیت و مظلومیت مَلی که دختری پذیرنده با سقف آرزوهای کوتاه است، این حس را در شما به وجود آورده است و این عالی است. همانطور که دیدید  ما کتک خوردن و یا ضرباتی که به بدن ظریف او فرود می‌آید را  نمایش نمی‌دهیم. و فقط آثار ناشی از این رفتار خشونت‌آمیز به تصویر می‌کشیم. حتی در آفرینش درام هم مراقب بودیم اغراقی صورت نگیرد و به قول معروف با نمایش اشک و آه، اشک شما جاری نشود، بلکه با درک شرایط ناگزیر مَلی و شکسته شدن روح و جسم یک انسان بی‌پناه، درام شکل بگیرد و شما را به فکر وادارد و لازمه‌ی آن حس علاقه‌ی تماشاگران به شخصیت ملی بود که خوشبختانه موفق شدیم.

شما بعد از ساخت فیلم بچه‌های طلاق به سمت آثار دیگری همچون «آتش‌بس» و «دو زن» گرایش پیدا کردید؛ اما بعد از سال‌ها دوباره فیلمی را ساختید که درون‌مایه آن خشونت خانوادگی است. با توجه به اینکه برای بیشتر فیلم‌های خود پژوهش می‌کنید آیا همچنان معتقدید که مسئله خشونت خانوادگی بسیار مهم است؟

البته  فیلم‌های «دو زن«، «واکنش پنجم» و «زن زیادی» هم نمایشی از خشونت است، اما نه خشونت فیزیکی. بلکه خشونتی که ردی بر جای نمی‌گذارد. همچنین موضوع فیلم «نیمه پنهان» هم خشونت اجتماعی و سیاسی است.

به دلایل بسیار و در دوره‌های متفاوت، مسولین وزارت ارشاد مانع از ساخت فیلم‌هایی با محوریت زنان شدند و راه مرا سد کردند. چندین فیلمنامه نوشتم که به آنها پروانه ساخت ندادند، به ناگزیر به علایق ثانویه روی آوردم و فیلم‌هایی همچون «سوپراستار» و «آتش‌بس» را ساختم. البته نمی‌خواهم بگویم «آتش‌بس»ها یا «سوپراستار» را دوست ندارم. آنها فیلم‌های قابل توجهی هستند، که هم به لحاظ نگارش و هم ساخت، فیلم‌های سختی بودند و من بسیار دوستشان دارم اما الویت من، ساخت فیلم درباره‌ی زنان است.

مسائل اجتماعی یک شبه رخ نمی‌دهد و یک شبه نیز به ذهن من راه پیدا نمی‌کنند. در طول زندگی روزمره، با مطالعه کتب مختلف، رسانه‌ها، تحقیقات و تماسهایی که مردم با من می‌گیرند با  مشکلات اجتماعی آشناتر می‌شوم. هر مشکل اعم از حضانت، خشونت، بدسرپرست و… به صورت دسته‌بندی شده درکامپیوتر و البته  ذهن من جای می‌گیرد. همچنین برای هر موضوعی تقریباً تحقیقات و بررسی‌های جداگانه‌ای را به صورت مکتوب و شفاهی جمع‌آوری می‌کنم. از میان این تحقیقات ناگهان قصه‌ای خودش را به من تحمیل می‌کند که نتیجه آن می‌شود فیلم دو زن یا واکنش پنجم یا فیلم‌های دیگرم.

فیلم ملی و راه‌های نرفته‌اش نیز از دل همین مطالعات به وجودآمد. و با آنکه به نظر دشوار می‌آمد اما مرا رها نکرد.

چرا دشوار؟

ساخت فیلم درباره زنان آسیب‌دیده همچون زنان معتاد، خیابانی و روسپی یا حتی یک زن کارآفرین سخت نیست، زیرا ویژگی‌های داستانی و دراماتیک دارد. اما ساخت فیلم درباره زن خانه‌دار و زن نجیب خانه خیلی سخت است. چون این نوع زنان از لحاظ شخصیتی اوج و فرود کمی دارند.

ما در فیلم مَلی و راه‌های نرفته‌اش مشکلات کوچک و کمرنگ زنان خانه‌دار را کنار هم قرار داده‌ایم تا رشد پلکانی شخصیت او و خشونتی که ابعادش بزرگ‌تر می‌شود را به نمایش بگذاریم. از توهین کلامی وقتی سیامگ او را خنگ صدا می‌زند یا می‌گوید: من عاشق چشم‌های خنگ تو هستم، همچنین قطع ارتباط با خویشان و دوستان مَلی و سرانجام خشونت فیزیکی. تا جایی که مَلی دست به شکایت می‌زند تا همسرش را خاطر خشونت فیزیکی به زندان بفرستد.

تا پیش از این، نوع خشونت سیامک ناپیدا بود و مدرکی به جا نمی‌ماند، اما اینبار با کبودی و شکستگی داستان تغییر می‌کند و این سؤال را به وجود می‌آورد که چرا قانونگذار برای شکستن قلب و رو ح انسان‌ها ارزشی قائل نیست؟ در ادامه با تنبیه شدن سیامک، او شکل خشونت خود را تغییر می‌دهد. اینبار با نادیده گرفتن و بی‌توجهی به مَلی که باز هم ردی به جای نمی‌ماند. معتقدیم که این نوع از خشونت که شکل پیچیده‌تری از خشونت فیزیکی دارد گرچه نمایشی نیست، اما تاثیرات بسیار مخرب‌تری دارد. همچنین خشونت‌های جاری در جامعه که ممکن است رد فیزیکی به جا نگذارد اما تأثیر مخربی دارد.

نگاهی به دور و بر خود بیاندازید. وقتی در خیابان،  مردی در حال رانندگی به  به زنی که رانندگی می‌کند، می‌گوید: «زنیکه چه کسی به تو گواهینامه داده؟!» خشونت است. او بی‌آنکه به عواقب کلام خود فکر کند، روح زنی را که نمی‌شناسد، آزرده می‌کند.

 آیا خشونتگر متعلق به طبقه خاصی است؟

البته که نه. او می‌تواند باسواد یا بی‌سواد باشد. ثروتمند یا فقیر، مذهبی یا غیرمذهبی. حتی می‌تواند پدر خوبی باشد اما همسر خود را کتک بزند.

از نظر شما چرخه این خشونت هیچ راه فرار و پایانی برای کسی که اعمال خشونت می‌کند، ندارد؟

اگر در چرخه‌ی خشونت گرفتار شوید، احتمال ناچیزی وجود دارد که از آن خلاص شوید. مگر آنکه با آگاهی از خودتان و دلایل خشونت، قصد پایان دادن به آن را داشته باشید. خشونتی که سیامک (میلاد کی‌مرام) انجام می‌دهد از روی قصد نیست بلکه داده‌هایی که از دوران کودکی  وارد ذهن او شده؛ او را فرد خشنی بار آورده است. اگر دقت کنید در چند صحنه از فیلم، سیامک  قصد ندارد همسرش را بزند و به همین منظور  به خودزنی روی می‌آورد اما بازهم در نهایت موفق نیست و به خشونت متوسل می‌شود.

من با نظر آقای رییسی موافقم که  اگر کسی که خشونت می‌کند، نداند که باید برای آن تاوانی بدهد، قطعاً به رفتار خشن خود ادامه می‌دهد زیرا این روش را برای خود روش درستی می‌داند.

اما رفتار این فرد فقط در خانه خشن نیست آیا نباید چنین فردی با خود بیاندیشد که چرا این میزان خشن است؟

وقتی خشونت در فرد نهادینه شود، فرد  تصور می‌کند که روش او  درست است و همان روش  را دنبال می‌کند. سیامک در ناخوداگاه خود روش پدر را دنبال می‌کند. او نه تنها رفتارهای خشونت‌آمیز خانواده، بلکه تمامی اعمالی که انجام می‌دهد، از  آنها یاد گرفته است. حتی تعریف عشق نیز برای وی همان تعریفی است که از پدر و مادرش آموخته است. راه فرار از این چرخه خشونت بستگی مستقیم با این مساله دارد که خشونتگر چه کسی است برای حل این مشکل  چه میزان آگاه است. فرد خشن  باید  ابتدا بپذیرد که این رفتار غلط است و بخواهد  که به خود و خانواده و اصلاح رابطه با آنها کمک کند. در غیر اینصورت اگر  این مساله را یک امر عادی بداند طبیعی است که هیچ حرکت اصلاحی نخواهد داشت.

چه میزان خشونتی که امروز در جامعه وجود دارد ریشه در مشکلات اقتصادی دارد؟

از دید من،  نمی‌توان مسائل اقتصادی را دلیل اصلی خشونت خانگی دانست. اما خشونت‌های اجتماعی را چرا؟ به‌ویژه از زمانیکه فاصله‌ی طبقاتی رو به افزایش گذاشته است، خشونت در سطح شهر بسیار بیشتر دیده می‌شود. اما فراموش نباید کرد افرادی هم وجود دارند که از لحاظ شغلی و موقعیت اقتصادی مشکلات بسیاری دارند، اما به دلیل آموزه‌های درست کودکی، رفتار خوبی با جامعه و خانواده‌های خوددارند و فادرند مسائل را از هم تفکیک کنند. مثال عملی و علمی این مساله رفتاری است که ما در محیط‌های کاری و در خانواده انجام می‌دهیم.  اغلب ما در محیط کار دربرابر خواست‌های گاه زورگویانه روسای خود حتی اگر دستور درستی نباشد گرچه حس بدی داریم، اما تمکین می‌کنیم و هیچ چیز  نمی‌گوییم. اما ممکن است در برابر فرزند خود چنین رفتاری نداشته باشیم. یعنی در مقابل فرادست خشم خود را کنترل می‌کنیم و در مقابل فرودست آن را رها می‌کنیم. پس نتیجه می‌گیریم که گرچه احساس قابل کنترل نیست، اما خشم کاملاً قابل کنترل است. بسیاری از رفتارهای خشن اجتماعی، ریشه در مشکلات اقتصادی ندارد بلکه غالباً ریشه در تربیت نادرست و  در قوانین تبعیض آمیز حقوقی دارد که غیرقابل انطباق با زندگی امروز است. وقتی قانون به شکلی کاملاً یک طرفه بیشترین حقوق را به مرد داده است و اگر حقی برای زن قائل شده است، آن را به‌صورتی طراحی کرده است که موقعیت فرادست داشته باشد، برای خشونت خط پایانی نمی‌بینم.

 منطورتان چیست؟

حقوقی که قانونگدار برای زن در ازدواج در نظر گرفته است همچون مهریه، نفقه، مسکن و … به شکلی است که موجب می‌شود مرد همیشه در موقعیت فرادست قرار بگیرد. این نگرش به صورت اتوماتیک به مرد قدرت مالکیت زن را می‌دهد، چون به‌نوعی زن را می‌خرد. وقتی حس مالکیت در مرد به وجود می‌آید، به خود حق می‌دهد تا همان رفتاری را بکند که پیش از این در مورد رها کردن خشم به فرزندان عرض کردم. او مالک و رییس است، پس حق دارد. البته این فقط مردها نیستند که خشن هستند بلکه ما زن خشن نیز داریم،  اما نسبت آنها کمتر از مردان است. خشونتی که زنان نشان می‌دهند،  بیشتر کلامی است که موجب  تحقیر مردان می‌شود.

در بخش هایی از فیلم به ماهواره و فضای مجازی اشاره کرده‌اید اما زیاد به تاثیر آنها نپرداختید؟

قطعا روی تربیت و رفتار اقشار خاصی تاثیر گذاشته است، اما نه به آن اندازه که رسانه‌ها و فضای مجازی و تلویزیون اعلام می‌کنند. طبعا ماهواره به تنهایی نمی‌تواند علت اصلی رفتارهای غلط باشد  اما می‌تواند تشدیدکننده باشد.

 دوست ملی (ماهور الوند) که نقش آن را السا فیروزآذر بازی می‌کند به جای مبارزه با خشونت و یا فرار از آن به سمت رابطه با فردی دیگر حرکت می‌کند و به نوعی خیانت کرده است؟

معتقد نیستم که شخصیت نیر خیانت می‌کند. او زن زیبا و جوانی  است که  از محیط  خشن و نامن خانواده‌ی خود فرار می‌کند و  همسری اختیار می‌کند که خشن نباشد. اما همسر او گرچه برایش خانه ساخته است، اما قابلیت برآورده کردن نیازهای جنسی و عاطفی او را  ندارد. از آنجا که نیّر هم اتکا به نفس و آگاهی کافی در امور اجتماعی ندارد، در جهت پاسخ دادن به نیازهای خود، به زن و فرزند معشوقش، جفا و به‌نوعی خشونت روا می‌دارد که در عرف اجتماعی نامش خیانت است. عمل اوگر چه  به‌شدت آسیب زاست، اما قابل تأمل است.

متاسفانه از این قبیل ارتباطات مخرب در خانواده‌هایی که تنها با یکدیگر و در یک دایره بسته معاشرت می‌کنند، به‌وفور دیده می‌شود اما عزمی وجود دارد که حرفی از آن زده نشود و  این قبیل فجایع انکار شود!

شماره تماسی که در فیلم نشان می‌دهید و خانه امن آیا واقعا وجود دارد؟

بله واقعی است. خانه امن یک NGO است که به زنان خشونت دیده و در معرض خشونت کمک‌های حقوقی می‌کند. این مرکز توسط تعدادی از متخصصان حقوقی و روانی با هدف کمک به بهبود جامعه شکل گرفته است. این افراد،  چشمداشت مالی ندارند و در جهت سلامت جامعه، مشاوره رایگان می‌دهند. از آنجا که مراحعه‌کننده دیدار حضوری با این مشاوران ندارد، به‌سادگی مسائل خصوصی خود را با آنها در میان می‌گذارد و مشاوره می‌گیرد. جالب است بدانید نام آقای رییسی که در فیلم به مَلی مشاوره می‌دهد، نام حقوقدانی است از اعضای خانه امن، که با تماسی که با ایشان داشتم، مشاور حقوقی فیلمنامه شدند.

منبع: خبرگزاری ایلنا