صفحه اصلی  »  خشونت خانگی
image_pdfimage_print
آبان
۱۲
امارات، ‌زنان بی‌پناه در برابر خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_517282498
image_pdfimage_print

Photo: diplomedia/shutterstock.com

نعیمه دوستدار

امارات متحده عربی، که در برگیرنده چند امیرنشین در حاشیه خلیج فارس است، در سال‌های اخیر نمادی از مدرنیسم در میان کشورهای همسایه خود بوده و حتی به تازگی چند زن در این کشور به عنوان وزیر در کابینه برگزیده شده‌اند. با این حال ساختار سنتی در این کشور همچنان وجود دارد و یکی از مهم‌ترین جلوه‌های آن، خشونت فراگیر نسبت به زنان و عدم امکان پیگیری آن است.

تنها در هفت سال منتهی به سال ۲۰۱۵ میلادی، بیش از ۱۵۰۰ پرونده خشونت خانگی به مرکز زنان و کودکان دوبی گزارش شده است. این پرونده‌ها از آن زنان بالای ۱۸ سال ساکن دوبی بوده‌ که از ملیت‌های مختلف آمده و پرونده‌های آن‌ها شامل خشونت‌های فیزیکی، عاطفی یا روانی از سوی مردان خانواده است. این موارد از سال ۲۰۰۷ به شکل مستقیم یا از طریق نهادهای دولتی به این مرکز گزارش شده است.

مرکز زنان و کودکان دوبی که از طریق مداخله مستقیم، خدمات روانشناسی و ایجاد خانه‌های امن برای زنان فعالیت می‌کند، می‌گوید نمی‌توان درباره افزایش یا کاهش تعداد موارد خشونت خانگی در امارات متحده صحبت کرد، اما آنچه روشن است تعداد زنانی است که برای دریافت کمک مراجعه می‌کنند. موضوعی که نشان از افزایش آگاهی زنان این کشور دارد. این مرکز در طول دوران فعالیت خود، به بیش از ۲۰۰ زن برای مدت سه تا شش ماه سرپناه داده و و در بیش  از ۱۰ مورد خشونت خانگی بسیار شدید، زن برای سال‌ها در این مرگز زندگی کرده است.

سال گذشته این مرکز اعلام کرد که ۱۰۸ مورد خشونت علیه زنان بین ماه جولای تا سپتامبر را ثبت کرده است. تعداد قربانیان نسبت به آمار سال قبل از آن افزایش داشته است. خشونت کلامی و عاطفی، از رایج‌ترین انواع خشونت خانگی است و سپس طرد و بیرون کردن از خانه، سوءاستفاده مالی و خشونت فیزیکی و جنسی. در بسیاری از این موارد، فرد قربانی چند نوع از خشونت‌ها به طور هم‌زمان بوده است. خشونت بیشتر از سوی پدر، مادر، برادر، همسر سابق و سایر بستگان سر زده است. خشونت‌دیدگان از ملیت‌های مختلف بوده‌اند.

با وجود چنین گزارش‌ها و آمارهایی، امارات متحده عربی قانون مشخصی برای حمایت از زنان در برابر خشونت خانگی ندارد و فعالان حقوق زنان در این کشور همواره بر نیاز به وجود حمایت‌های قانونی و سیاست‌های کلان تاکید می‌کنند.

قانون خشونت خانگی در امارات متحده عربی

 به طور کلی، در مقررات کیفری قانون مجازات امارات، اعمال خشونت علیه همسر، می‌تواند به‌عنوان سوء‌استفاده از همسر تلقی شود، اما قانون این کشور نتوانسته اقدامات حفاظتی و مسئولیت‌های پلیس، دادگاه‌ها و دیگر ادارات دولتی را در برخورد با چنین سوء‌استفاده‌هایی تامین کند.

ماده ۵۳ قانون مجازات امارات متحده عربی، اعمال «مجازات از سوی شوهر به همسر و فرزندان کوچک» را مجاز می‌داند تا زمانی که این مجازات از حد مجاز شریعت تجاوز نکند. ماده ۵۶ قانون وضعیت شخصی امارات متحده عربی، زنان را مجبور می‌کند از شوهران خود اطاعت کنند. سال ۲۰۱۰ دیوان عالی فدرال امارات متحده عربی، با اشاره به قانون مجازات امارات، مجازات یا اجبار مردان به همسران خود را که موجب خشونت می‌شود، بدون ایجاد نشانه‌های فیزیکی قانونی اعلام کرد. در واقع دادگاه عالی فدرال حکمی صادر کرد مبنی بر اینکه شوهر حق دارد بر اساس ماده ۵۳ قانون زنش را تنبیه کند.

ماده ۳۳۹ قانون مجازات امارات می‌گوید که هر فردی که از نظر فیزیکی به شخص دیگری حمله کند، با بازداشت و جریمه مجازات می‌شود. در صورتی که حمله به بیماری یا ناتوانی شخص در انجام کار خود به مدت ۲۰ روز منجر شود، اگر نتایج حمله کم‌تر جدی باشد، قانون حداکثر یک سال بازداشت و ۱۰ هزار دلار معادل  ۲۷۲۳  درهم امارات جریمه تعیین می‌کند. همچنین بر اساس ماده ۱۵۶ قانون وضعیت شخصی امارات، کودکان پس از طلاق باید با مادران خود زندگی کنند، تا زمانی که پسران به ۱۱ سالگی و دختران به ۱۳ سالگی برسند. پس از این سن سرپرستی آن‌ها با پدر خواهد بود.

امارات متحده عربی سال ۲۰۰۴ کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان را تصویب کرده است. کنوانسیونی که کمیته سازمان ملل متحد بر اجرای آن نظارت می‌کند و توضیح می‌دهد که خشونت مبتنی بر جنسیت، یک نوع تبعیض علیه زنان است و از دولت‌ها می‌خواهد تا اقدامات موثر برای مبارزه با تمام انواع خشونت علیه زنان، صرف‌نظر از اینکه این عمل خصوصی یا عمومی است، انجام دهند.

سال ۲۰۱۰کمیته نظارت بر کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، از امارات متحده عربی خواست تا قوانین مربوط به خشونت علیه زنان، از جمله خشونت خانگی را تصویب کند و اطمینان حاصل کند که مجرمان تحت تعقیب و مجازات قرار می‌گیرند. این کمیته از “فقدان آمار کافی، تحقیقات و اسناد مربوط به بروز خشونت علیه زنان” ابراز نگرانی کرد و گفت واقعیت این است که زنان امارت «به طور کلی در گزارش موارد خشونت اکراه  دارند.»

بر اساس مجموعه این شرایط بود که دیده‌بان حقوق بشر با انتشار بیانیه‌ای، این کشور را به کم‌کاری و سهل‌انگاری در تصویب قوانین کارا برای جلوگیری از خشونت خانگی نسبت به زنان متهم کرد و از این کشور خواست که به سرعت در این زمینه‌ها اقدام کند. نقطه امید این است که در ماه مارچ ۲۰۱۴، رسانه‌های محلی گزارش دادند دادستان محلی ابوظبی از دادستان کل کشور درخواست کرده تا قانون جدیدی در زمینه آزار و اذیت از خانواده تهیه کند.

آبان
۱۲
خشونت خانگی، قانون، و “میان‌گونگی”
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
shutterstock_570000628 (2)
image_pdfimage_print

Photo: Namning/shutterstock.com

خشونت خانگی، قانون، و “میان‌گونگی”[۱]

اسفندیار کیانی

شاید تعریف خشونت و همین‌طور خشونت خانگی، یکی از دشوارترین جنبه‌های حقوقی خشونت خانگی باشد. همان‌طور که فهم بشر از خشونت و مصادیق آن، در سده‌های اخیر عمیق‌تر شده و خشونت (خانگی) را دربردارنده امور روانی و ذهنی نیز می‌بیند، در حالی‌ که در گذشته به سختی این‌گونه امور را می‌توانستیم ذیل خشونت بررسی کنیم[۲]. امروز هم هر تعریف و فهمی که از خشونت خانگی وجود داشته باشد، بی‌گمان دارای کاستی‌هایی‌ست.

فهم حقوق از پدیده‌ خشونت خانگی هم از این قاعده جدا نبوده است. آنچه در تعاریف خشونت خانگی تا امروز در حقوق به دست داده شده است، تجربه‌ خشونت را به تعاریف کلی فُرو کاسته است. برای نمونه، اگر به زنی افغان که در ایران یا پاکستان در خانه‌ای کار می‌کند، تعرض جنسی‌ بشود، نه در دادگاه و  نه در مراحل تحقیق، به سایر واقعیت‌ها، مانند مهاجر بودن یا نبودن آن زن، ازسوی قاضی و دادستان و نیروی پلیس توجهی در خور نمی‌شود.

روشن است که در نمونه بالا، زن به دلیل شرایط اجتماعی (پناهنده یا مهاجر بودن) بیشتر و راحت‌ترمی‌تواند موضوع خشونت قرار گیرد.[۳] این بدان معناست که در کنار “زن بودن” قربانی، مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز در پدیده‌ خشونت خانگی، نقش بسیار پررنگی دارند. بنابراین چه در مقام قانون‌گذاری و چه در شیوه رسیدگی به پرونده‌های خشونت خانگی از سوی قضات و وکلای پرونده، نباید این‌گونه جنبه‌های “تجربه‌ خشونت” را نادیده گرفت. این نگاه به پدیده‌ خشونت خانگی به ما می‌آموزد که این پدیده را تنها در چارچوب “جنس” نبینیم و برای فهم بهتر واقعیت نسبت به سایر جنبه‌های خشونت آگاه باشیم.

نمونه‌ای که در  بالا بیان شد، تنها نمونه در این مورد نیست. با همین استدلال می‌توان فهمید که چطور، مثلا زنان آفریقایی‌آمریکایی، بیش از زنان سفیدپوست مورد ظلم و خشونت خانگی بوده‌اند، چرا که مساله‌ “نژاد” هرگز در “تقاطع” با “جنسیت” و خشونت مبتنی بر آن دیده نشده است و این دو، یعنی نژاد و جنسیت هر دو جداگانه مورد توجه بوده‌اند. در واقعیت و بنا به تجربه‌ زیسته‌ خشونت، این دو—و سایر جنبه‌های زندگی اجتماعی—با هم و در یک لحظه اتفاق می‌افتند. در واقع در همین “تقاطع” بین امور مختلف است که خشونت، به‌طور خاص خشونت خانگی، ممکن می‌شود.

این مفهوم، یعنی “میان‌گونگی” از سوی کیمبرلی کرِنشا، استاد فمنیست حقوق در آمریکا، در آغاز دهه‌ نود میلادی، برای پرداختن به کاستی‌های فهم و تعریف حقوق از خشونت علیه زنان پیشنهاد شد.[۴] به بیان ساده، با عینک میان‌گونگی، جنبه‌هایی از حقیقت و واقعیت خشونت برای جامعه، افراد، و قانون روشن می‌شود که بیشتر جداگانه—و نه در ارتباط با یکدیگر— مورد بررسی قرار می‌گیرند. بنابراین می‌توان استدلال کرد که در کنار جنس، و جنسیت، مسائل دیگری نیز در وقوع خشونت نقش دارند، مانند نژاد، وضعیت تابعیت، شرایط مالی، و … .  نکته‌ دوم و شاید مهم‌تر اینکه همه‌ این امور در ارتباط با یکدیگر وقوع خشونت را تسهیل می‌کنند و باید در ارتباط با یکدیگر فهمیده شوند و نه جداگانه. فهم جداگانه از این امور فهمی منطبق با واقعیت نیست. اما همان‌طور که می‌دانیم، در عالم حقوق همواره گرایش قدرتمندی به سمت طبقه‌بندی کردن امور و جداکردن و تعریف دقیق ارائه دادن از آن‌ها وجود دارد. این ویژگی حقوق منجر به کج‌فهمی پدیده‌ خشونت خانگی شده‌است.

اگر به مثال ابتدایی این نوشته برگردیم، باید گفت که زن مورد تعرض نه تنها باید بتواند در دفاع از خود به رابطه‌ بین اهالی خانه وخود (که همراه با تعرض جنسی بوده) اشاره کند، بلکه باید وضعیت مهاجرت خود را و این که به دلیل مهاجر بودن، اهالی خانه در ارتکاب به خشونت جری‌تر شده‌اند نیز استناد کند. هر دوی این موضوعات باید مبنای دفاع از زن مذکور باشد. همین‌طور دادگاه نیز باید هر دوی این دفاعیات را بشنود چرا که به‌درستی از تقاطع و برخورد “زن” بودن قربانی و “مهاجر” بودن قربانی‌ست که (امکان ارتکاب به) خشونت پدید آمده است. این نیاز برای برخود با پدیده‌ خشونت خانگی از منظر میان‌گونگی بسیار جدی‌ست و چشم‌پوشی از آن پیامدهای ناگواری به همراه خواهد داشت.

در پایان باید گفت که از منظر سیستماتیک، خشونت به‌طور کلی و خشونت خانگی به‌طور خاص، زاده‌ ساختارهای تبعیض‌آمیز قدرت است، و این ساختارها همواره به بازتولید و تقویت یکدیگر می‌پردازند و تمرکز بر یک ساختار (مثلا جنسیت) اگر به معنای نادیده گرفتن سایر ساختارها (در همان تجربه‌ خشونت) باشد، می‌تواند کارکردی عکس داشته باشد و خود سبب پابرجایی و ماندگاری خشونت خانگی شود. میان‌گونگی اما می‌تواند حقوق را در زمینه‌ خشونت خانگی متحول کند که در نوشتارهای بعدی به سایر کارکردهای میان‌گونگی خواهیم پرداخت.

[۱] میان‌گونگی برابر واژه‌ای برای کلمه‌ intersectionality است و  بیان‌گر تجربه‌ خاص خشونت افراد­—در برابر تعاریف کلی—است.

[۲] برای نمونه و برای توضیح تاریخ تطور پدیده‌ی خشونت، به کتاب مجازات و زندان نوشته‌ میشل فوکو نگاه کنید.

[۳] مثال دیگر در این خصوص را می‌توان دربین کشورهای حوزه‌ خلیج فارس یافت که کارگران و پرستارانی را که درمنزل ایشان کار می‌کنند، به دلیل همین غفلت قانونی و ناکارامدی تعاریف، می‌توانند مورد تعرض قرار دهند و از پیگرد مصون بمانند.

[۴] برای نمونه نگاه کنید به:

Kimberlee Crenshaw, “Mapping the Margins: Intersectionality, Identity Politics, and Violence Against Women of Color,” (۱۹۹۰-۹۱) ۴۳ Stanford Law Review, 1241

آبان
۸
۲۲ خانه امن برای زنان تحت خشونت خانگی در کشور فعال است
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
ایرنا
image_pdfimage_print

Photo: irna.ir

به گزارش خبرنگار ایرنا، فریبا درخشان نیا روز چهارشنبه در نشست خبری به مناسبت افتتاح اولین خانه امن در گیلان در جمع خبرنگاران رسانه های گروهی در بهزیستی استان در رشت اظهار داشت: از این تعداد، ۱۵ مرکز غیردولتی و هفت مرکز دولتی در استان هایی از جمله مرکزی، قم، گلستان، اصفهان، چهار محال و بختیاری، ایلام، سیستان و بلوچستان ارائه خدمات می کنند.

وی با بیان این که خانه امن پناهگاهی برای اسکان زنان و کودکان همراه آنان است، افزود: این زنان به دلیل در معرض خشونت واقع شدن و یا احتمال مورد خشونت قرار گرفتن، نیاز به اسکان در محل امن دارند.

وی با اشاره به ارایه تمامی حمایت های روانی اجتماعی از زنان در خانه امن، بیان کرد: در خانه امن، مداخلات به صورت کوتاه مدت برای پاسخگویی به نیازهای اساسی مانند خوراک، پوشاک، سرپناه و امنیت و مداخله های بلند مدت شامل اقدامات تخصصی به منظور حمایت و توانمندسازی مراجعان انجام می شود و به صورت شبانه روزی در دسترس است.

مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور با بیان این که مدت زمان اقامت زنان تحت خشونت خانگی بر اساس دستورالعمل چهار ماه است، اضافه کرد: این مدت پس از بررسی های کارشناسانه قابل تمدید است.

وی با بیان این که در خانه های امن مددکار اجتماعی، روانشناسان بالینی ، مشاور حقوقی، پزشک و روانپزشک فعالیت دارند، اظهار کرد: اورژانس اجتماعی از طریق خط تلفن ۱۲۳ یکی از راه های معرفی زن تحت خشونت و پذیرش وی در خانه امن است.

درخشان نیا بیان داشت: تا پایان سال جاری، در صورت تمایل بهزیستی استان ها، خانه امن در سایر استان های فاقد این خانه، دایر می شود.

*فعالیت ۲۰۰ مرکز اورژانس اجتماعی در کشور

مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در ادامه نشست خبری در جمع خبرنگاران استان گیلان در رشت بیان داشت: در زمان حاضر ، ۲۰۰ مرکز اورژانس اجتماعی در کشور فعال است.

وی خدمات به زنان در بخش های همسر آزاری و خشونت خانگی را از جمله فعالیت های مراکز اورژانس اجتماعی بهزیستی در کشور عنوان و اظهار کرد: بر اساس فعالیت های سال گذشته، یک هزار و ۶۰۰ زن در کشور تحت خشونت قرار گرفتند که بخشی از آنها به خانه امن هدایت شدند.

درخشان نیا با بیان این که رویکرد سازمان بهزیستی حمایت از همه زنان تحت خشونت است، اضافه کرد: بر اساس طبقه بندی خشونت شامل جسمی، روانی و اقتصادی است که بیشترین خشونت ها در استان ها، جسمی و روانی است.

* افزایش شدت و میزان خشونت، زنگ خطری برای همه ماست

مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با بیان این که میزان و شدت خشونت بالا رفته ، اظهار کرد: این موضوع زنگ خطری برای همه ماست.

خشونت هر نوع بدرفتاری است که از یک نفر سر می زند و باعث آسیب دیدن یا آزار یک نفر دیگر یا چند نفر دیگر می شود، اگر کسی این نوع بدرفتاری را داشته باشد، می گوییم که او رفتار خشنی دارد و خشونت می کند و اگر کسی هم رفتار خشن او را قبول یا تحمل کند و سعی نکند که جلوی او را بگیرید، می گوییم که او قربانی خشونت یا بدرفتاری، یک آدم خشن شده است.

درخشان نیا در ادامه سخنانش با بیان این که امسال سند راهبردی حمایت های روانی اجتماعی از قربانیان خشونت در حال انجام است، تصریح کرد: این اقدام کار تخصصی است که فراخوان از دانشگاه های مادر انجام گرفته که قرار است یکی از دانشگاه های مطرح در تهران این سند راهبردی را برای ما تدوین کند.

وی در تشریح این سند بیان داشت: تمامی حمایت های روانی و اجتماعی و این که برنامه ریزی بایستی چگونه باشد تا قربانیان خشونت کمترین آسیب را داشته باشند و حتی رویکرد اجتماعی در آن مد نظر است.

وی در ادامه با اشاره به نقش مهم رسانه ها در اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی خاطر نشان کرد: بیش از ۱۶۰ فعالیت در بهزیستی تعریف شده اما مردم از همه این فعالیت ها باخبر نیستند.

نخستین خانه امن و مرکز حمایت از دختران در معرض آسیب روز چهارشنبه با حضور فریبا درخشان نیا مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور در گیلان گشایش یافت.

منبع: خبرگزاری ایرنا

شهریور
۱۵
ضرورت تعیین اشدمجازات برای اسید‌پاشی یا تجاوز به عنف
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Symbol of law and justice in the empty courtroom law and justice concept blue toned.
image_pdfimage_print
عضو هیات رئیسه فراکسیون زنان مجلس از بررسی لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت در کمیسیون قضایی دولت خبر داد.
چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۱۹

سیده فاطمه ذوالقدر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه‌ملت در خصوص لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت، گفت: در لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت مواد مختلفی آورده شده که بخش مهمی از آنها را موضوعات حقوقی و کیفری شامل می شود، هرچند پرداختن صرف به مجازات‌های کیفری برای تامین امنیت زنان درست نیست.

نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: بعد از ارایه لایحه مذکور به مجلس مفاد آن در کمیسیون‌های تخصصی ارزیابی می‌شود لذا اگر مواردی غیر از مجازات کیفری لازم در لایحه نیامده باشد، با نظرات و پیشنهادات به آن اضافه خواهیم کرد.

وی افزود: لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت باید جامع و کامل باشد؛ به نوعی که تمامی خشونت‌ها علیه زنان را در برگیرد، متاسفانه هم اکنون برای برخی خشونت‌های هیچ تعریف قانونی وجود ندارد کما اینکه مجازاتی هم برای آنها در نظر گرفته نشده است.

ذوالقدر معتقد است: محرومیت‌های اجتماعی می‌تواند یکی از مجازات خشونت علیه زنان باشد اما متاسفانه مجازات محرومیت اجتماعی برای برخی از خشونت‌ها چون اسید‌پاشی یا تجاوز به عنف بازدارنده نخواهد بود لذا در این موارد باید از اشد مجازات کیفری استفاده شود.

این نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: مجازات بازدارنده برای جلوگیری از تکرار خشونت لازم است، در حقیقت خشونت‌ها علیه زنان باید درجه‌بندی و به تناسب آثار و تبعاتی که دارد، مجازات تعیین شود.

عضو هیات رئیسه فراکسیون زنان مجلس با اشاره به جلسه این فراکسیون با معصومه ابتکار معاونت زنان ریاست جمهوری، گفت: خانم ابتکار در این جلسه اذعان داشتند که  «لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت در کمیسیون قضایی دولت است لذا به زودی به سرانجام رسیده و تقدیم مجلس می‌شود.»/

منبع: خبرگزاری خانه ملت

تیر
۲۶
“حمایت‌گری” در خشونت خانگی چیست؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Counselor listening with sympathy to a teen patient.
image_pdfimage_print

Photo: lisafx/bigstockphoto.com

باران خسروی

بار‌ها این جمله را شنیده‌اید که تغییرات اجتماعی، ناگهانی و یا به دست یک نفر به وجود نمی‌آیند.  حتی اگر تغییرات به این صورت رخ بدهند یا ماندگار نیستند و یا اجرایی شدن آن‌ها سال‌ها به درازا خواهد کشید. برای مثال، اگر قانونی بدون آگاهی مردم یا بدون درگیر شدن آنها وضع شود، قانونگذاران برای اجرایی شدن و ماندگار شدن آن قانون مشکل خواهند داشت.

یکی از بهترین روش‌های تغییر وضعیت موجود به وضعیت مثبت و ماندگاری تغییرات، “حمایت‌گری” (Advocacy) است. از حمایت‌گری تعریف‌های متفاوتی ارائه شده است. حمایت‌گری کنشی است که شما در راستای حمایت از دیگران انجام می‌دهید. این حمایت می‌تواند حمایت کلامی مانند توصیه کردن، بحث کردن، استدلال آوردن و اعتراض کردن باشد. همچنین می‌تواند اقدام عملی در حمایت از فرد، افراد یا موضوع خاصی مانند راه‌اندازی یک کمپین باشد . حمایت‌گری به دنبال تاثیرگذاری بر سطح آگاهی عمومی مردم و تغییر باورهای آنها است. حمایت‌گری همیشه همراه با یک ترکیب هماهنگ شده از شناسایی مشکلات، خلق راه‌حل، توسعه استراتژی و قدم راهبردی به سمت تغییر مثبت است.

حمایت‌گری در خشونت خانگی هم مثل همه مدل‌های حمایت‌گری در پدیده‌های اجتماعی، به دنبال تغییر وضعیت افراد خشونت‌دیده به سمت بهبود و وضعیت مثبت است. این مساله می‌تواند در سطح خُرد/فردی، گروهی/اجتماعی و یا کلان رخ بدهد.

سطح فردی: زمانی که شما برای فرد مشخصی شروع به حمایت‌گری می‌کنید نتیجه تغییر تنها به سود فرد خاص است. این فرد می‌تواند دوست شما، مُراجع یا مریض شما، عضو خانواده شما و یا فردی باشد که شما هیچ‌گونه‌ شناختی نسبت به او ندارید، ولی داستانش شما را به اندازه کافی تحت تاثیر قرار داده تا برای او حمایت‌گری کنید.

مثال: مریم دوست و هم‌کلاسی شما به‌تازگی ازدواج کرده است. شما و مریم سال‌های زیادی یکدیگر را می‌شناسید و به نظر شما رفتار مریم تغییر زیادی کرده است. مریم در کلاس ساکت است، با شما و دیگران به ندرت حرف می‌زند و بیشتر اوقات غمگین است. شما اصرار دارید که بدانید چرا مریم مثل قبل نیست و در‌‌ نهایت بعد از تلاش‌های زیاد مریم با شما صحبت می‌کند. مریم به شما می‌گوید که همسرش درخواست‌های عجیب جنسی از او دارد. او را کتک می‌زند و همیشه بدون رضایت، مریم را مجبور  به رابطه جنسی می‌کند. مریم از همسرش می‌ترسد و فکر می‌کند که دیگر نمی‌تواند در این زندگی بماند. شما می‌دانید مریم شخصیت درون‌گرایی دارد و دختر با اعتمادبه‌نفسی بوده، اما حرف‌های مریم به شما نشان می‌دهد که الان مریم اعتماد به‌ نفس  ندارد و قادر نیست به تنهایی از این شرایط خارج شود.

شما به عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •  می‌توانید با خانواده مریم صحبت کنید و آنها را به حمایت از مریم تشویق کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم  نزد وکیل رفته و یا به دادگاه بروید و در مورد حقوق ضایع شده او صحبت کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم به اداره پلیس بروید و …

درواقع با “حمایت‌گری” شما می‌توانید صدای خاموش و ضربه‌دیده مریم را به گوش اطرافیانش برسانید. شما می توانید خودتان را در جایگاه مریم قرار داده، به مریم اعتماد به نفس دهید و سعی کنید که به بهبود شرایط او کمک کنید.

سطح گروهی: تغییر در سطح گروهی زمانی اتفاق می‌افتد که که شما یا گروهی همراه شما، سعی در بهبود شرایط گروهی دیگر دارند. دراین حالت، نتیجه تغییر تنها به نفع گروه خاص مورد هدف است.

مثال: شما به‌تازگی به‌عنوان مددکار در یک درمانگاه خصوصی استخدام‌ شده‌اید. درمانگاه در‌نظر دارد که کلاس‌های آموزشی در مورد «مهارت‌های ارتباطی صحیح با کودکان» برای پدر و مادر‌ها برگزار کند تا درآمدی مضاعف برای درمانگاه ایجاد کند. شروع به ثبت‌نام  می‌کنید. فرم ساده‌ای برای ثبت‌نام دارید و سوال‌ها را از پدر و مادر‌ها هم‌زمان می‌پرسید. درطول مراحل ثبت‌نام متوجه می‌شوید که یکی از مراجعین خانم به‌شدت ساکت است و در مقابل بعضی سوالات حالت ترسیده‌ای دارد و در تمام مدت همسرش به‌جای او به سوالات پاسخ می‌دهد.

شما در‌‌ همان جلسه احساس می‌کنید که ممکن است این زن خشونت دیده باشد و به‌عنوان مددکار می‌دانید که قرار گرفتن این زن و مرد در این کلاس بدون در نظر گرفتن شرایط فرد خشونت‌دیده بی‌فایده است. از طرف دیگر فکر می‌کنید که باید حتما جلسه خصوصی با این زن بگذارید تا بتوانید کمک لازم را انجام دهید، ولی طبق قوانین شما نباید وقت زیادی صرف مراحل ثبت‌نام کنید. به این فکر می‌کنید که ممکن است تعداد بیشتری از مراجعین شما قربانی خشونت خانگی باشند و بیشتر از کلاس‌های فعلی ممکن است به کلاس‌ها یا حمایت‌های متفاوتی احتیاج داشته باشند.

به‌عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •   جلسه‌ای با روسای درمانگاه ترتیب می‌دهید و فهرستی از مشکلات  موجود را به آنها ارائه می‌دهید.
  • داستان یکی از مراجعین خودتان را برای آنها تعریف می‌کنید و توضیح می‌دهید که چگونه این مشکل بر روند کلاس‌ها تاثیر می‌گذارد.
  • به دلیل این‌که مرکز شما از طریق برگزاری این کلاس‌ها کسب در‌آمد می کند، شما باید با یک دید و راه‌حل اقتصادی وارد گفتگو شوید.
  • می‌توانید نوآور‌ بودن طرح‌ را برای آنها توضیح دهید و اینکه چگونه این طرح جدید در حمایت از خشونت‌دیدگان می‌تواند در بهبود وضعیت بیماران درمانگاه تاثیر بگذارد.

سطح کلان: تغییرات در سطح کلان زمانی اتفاق می‌افتد که گروه  بزرگی درگیر “حمایت‌گری” از یک موضوع یا یک گروه و یا فردی در سطح کلان می‌شوند و نتیجه تغییر به سود تمام افراد جامعه است و  این تغییرات اساسی‌ و بنیادی است.

مثال: شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که حمایت از زنان خشونت دیده در قوانین چندان دیده نمی‌شوند و هیچ قانونی به نفع زنان خشونت‌دیده نیست.

راه‌حل حمایت‌گر چیست؟

  • همراه گروهی از فعالان دغدغه‌مند کمپینی را برای تغییر قوانین اجتماعی راه می‌اندازید.
  • با نمایندگان صحبت می‌کنید.
  • لابی می‌کنید.

منبع اول

منبع دوم

تیر
۹
پدیده‌ای شوم در جامعه
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Aggressive man with a leather belt is abusing his wife and crying baby woman covering in the corner at home - domestic violence concept - retro style
image_pdfimage_print
Photo: andrianocz/bigstockphoto.com
نگاه حقوقی به جرم همسرآزاری و خشونت علیه زنان در ایران و بررسی مجازات‌های آن

سیدعادل حیدری وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه

همسرآزاری پدیده‌ای است که از زمان‌های گذشته در جوامع مختلف وجود داشته است. آزار روانی، جسمی، مالی و جنسی ازجمله خشونت‌هایی است که مردان علیه زنان انجام می‌دهند. خشونت علیه زنان؛ پدیده شایع و تأسف‌باری است که ابعاد گسترده آن، زمینه آسیب‌های فردی و اجتماعی متعدد را نسبت به آنها، خانواده و جامعه فراهم می‌آورد. خشونت علیه زنان دارای سابقه‌ای به وسعت تاریخ بوده و در دهه‌های اخیر به شکل خشونت مدرن، اشکال نوینی به خود یافته است و با وجود تلاش‌های بین‌المللی حقوقدانان، کارشناسان و کنشگران اجتماعی و حقوق بشری برای رفع هرگونه خشونت نسبت به آنها سونامی خشونت علیه زنان، کماکان جاری و روزافزون بوده و هزینه‌های متعددی را بر جامعه بشری و ملی دولت‌ها وارد می‌کند.
خشونت علیه زنان از منزل و خیابان تا کوچه و بیابان، به اشکال مختلف توهین و هتک حرمت، ختنه دختران و زنان، ازدواج زودهنگام آنها، استثمار عاطفی و جنسی در منازل و محافل کار و خارج از آن، طلاق قهری، تبعیض جنسیتی و نگاه‌های سنگین مردانه، آزار جنسی و تن‌فروشی پیدا و پنهان، ایراد صدمات عمدی بدنی و حیثیتی، اخراج از منزل و ممانعت از تحصیل و کار، وضع زنان بی‌سرپرست و بدسرپرست، ممانعت از ملاقات فرزند و سلب حضانت فرزندان از مادران، تضییع حقوق اساسی و شهروندی آنها، تضییع حقوق زناشویی، خانوادگی و فرصت‌های شغلی و حرفه‌ای، بن‌بست در طلاق نسبت به زنان و اجبار عینی و عملی آنها به مهرم حلال، جانم آزاد، برای رهایی از تقید زوجیت و زناشویی متلاطم خویش در طی سال‌های متعدد برای تعیین تکلیف وضع حقوقی و قانونی خود و تبعیض و تفکیک جنسیتی، به انحای مختلف دیگر و درجات متفاوت در جامعه به‌طور نسبی و فزاینده، حسب مورد، وجود داشته و محصور به قتل علیه زنان در کشور، در معنای خاص آن نیست. پرونده‌های متعدد قضائی موجود و جاری در محاکم قضائی و خانواده و وضع بحران خانواده در ایران؛ کمترین گواه بر این مهم است. علاوه بر این، با مراجعه به صفحه حوادث رسانه‌ها، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و مجازی و نیز کلانتری‌ها و ادارات آگاهی تهران بزرگ و دیگر دوایر مشابه در کل کشور (دایره ویژه قتل) و مشاهده خانواده‌ها و مراجعه‌کنندگان متعدد برای پی‌جویی و شناسایی عزیزان گم‌گشته خویش در لابه‌لای آلبوم‌های تصویری مقتولان بی‌نام و نشان مضبوط در آن ادارات؛ وضع و اهمیت خشونت فزاینده علیه زنان در جامعه بیشتر درک می‌شود! بر این اساس؛ ضروری است در مقام مدیریت خشونت فزاینده علیه زنان و افزایش ضریب امنیت انسانی و حقوق شهروندی و اساسی در بین شهروندان و جامعه، خصوصا نسبت به زنان برآمد.
واژه همسر‌آزاری که در اذهان عموم به‌عنوان خشونت شوهر علیه زن به کار می‌رود، در تمام اعصار و جوامع وجود داشته و با نهایت تأسف در جوامع امروز نیز باوجود فضای به ظاهر طرفدار حقوق زنان رو به افزایش است. آمار ۴٣‌درصدی زنان کتک‌خورده آلمانی به دست شوهرشان گویای وجود این آسیب غم‌انگیز است. باید توجه داشت که خشونت علیه زنان و به‌صورت خاص (همسران) به چند نوع مختلف است. خشونت فیزیکی و بدنی، مانند صدمه‌زدن به وسایل منزل و ضرب‌وشتم همسر، خشونت روانی و کلا‌می ‌مانند تحقیر شخصیت، چهره یا شرایط جسمانی زن، ابراز تنفر نسبت به بستگان وی و همچنین خشونت اجتماعی شامل منع اشتغال و تحصیل، ممنوعیت ارتباط با بستگان حتی به‌صورت تلفنی، خشونت اقتصادی مانند نپرداختن خرجی و درنهایت صدمات و آزارهای جنسی از طریق تحمیل نسبت به همسر و در معرض فحشا و فساد قراردادن وی به‌خاطر اعتیاد، مهمترین و شایع‌ترین انواع همسر‌آزاری مردان نسبت به زنان است.

مفهوم پدیده همسر‌آزاری
خشونت و اعمال آن از معضلات روبه‌رشد در تمامی جوامع است. این پدیده اشکال گوناگونی دارد و مردان و زنان تمامی گروه‌های سنی تحت‌تاثیر آن قرار می‌گیرند. خشونت خانوادگی به نحوه پرخاشگری اشاره دارد که در روابط زوجین رخ می‌دهد. خشونت خانوادگی گاهی‌اوقات تحت‌عنوان همسر‌آزاری، خشونت زناشویی، زن‌آزاری، شریک آزاری و عبارات دیگر توصیف شده است.
براساس تحقیقات پزشکی قانونی، همسرآزاری در تمامی طبقات اجتماعی از فقیرترین تا غنی‌ترین و حتی خانواده‌های تحصیلکرده اتفاق می‌افتد و محدود به قشر خاصی نیست. همسرآزاری به شکل‌های مختلف در جوامع بروز می‌کند و در هر خانواده‌ای با هر شرایط و موقعیت اجتماعی ممکن است نمونه‌ای از همسرآزاری وجود داشته باشد. همسر به زن و شوهر گفته می‌شود و آزار نیز به معنی معکوس‌کردن بایدها و نبایدهاست. بنابراین در تعریف همسرآزاری می‌توان گفت معکوس‌کردن بایدها و نبایدها برای زن یا شوهر همسرآزاری محسوب می‌شود. همسرآزاری را می‌توان به ۴گروه همسرآزاری روانی، مالی، جنسی و جسمی تقسیم کرد. برآورده‌نشدن هر یک از نیازها در زمینه‌های‌مالی، روانی و جنسی می‌تواند یکی از انواع همسرآزاری را به دنبال داشته باشد.
فقر، اعتیاد، بی‌دقتی در انتخاب همسر، تفاوت‌های فرهنگی، رشد اجتماعی زنان و عدم باور مردان، مرد یا زن‌سالاری، نقش رسانه‌ها در ارایه چهره‌ای نادرست از زنان و ازدواج‌های قبل از رشادت ازجمله عوامل زمینه‌ساز همسرآزاری است. درصورتی که مرد قادر به تامین نیازهای مادی همسر و خانواده‌اش نباشد، ممکن است تبعات آن به‌صورت همسرآزاری بروز کند و مرد از شرایط عادی خارج شود. از سویی اعتیاد نیز به دلیل بالابردن هزینه خانواده و ایجاد علایم افسردگی در فرد، زمینه‌ساز همسرآزاری است.

نگاه ویژه حقوق بشر به زنان
با توجه به این‌که سازمان ملل، سال‌های ١٩٩۵ – ٢٠٠۴ را دهه آموزش حقوق بشر اعلام کرده است و از آن‌جا که ناآگاهی همه انسان‌ها، به‌ویژه زنان از این حقوق آنها را از برخورداری کامل از آن حقوق باز می‌دارد، لذا آگاه‌سازی عموم، سواد‌آموزی حقوقی و ارتقای فرهنگ حقوق بشر، توسعه و صلح از طریق هماهنگی و همکاری با گروه‌های محلی و منطقه‌ای و سازمان‌های غیردولتی و نیز رسانه‌ها در سراسر جهان برای اجرای برنامه‌هایی در زمینه آموزش حقوق بشر می‌توانند موثر باشند. در این میان خشونت علیه زنان ازجمله مسائلی است که در تمام جوامع فراگیر است. خشونت‌های جنسی، جسمی و… باعث شده تا محیط امن خانه برای همسران ناامن شود. اما شناخت زنان از حقوق خود و قوانینی که به نفع آنها در جهت ایجاد امنیت و آزادی نگاشته شده سبب خواهد شد تا از میزان خشونت علیه زنان نیز کاسته شود. از سویی در فضای جامعه غربی نیز پدیده همسرآزاری گسترش یافته و اعلامیه جهانی حقوق بشر در موادی بر حفظ حقوق زنان در جهت جلوگیری از همسرآزاری تاکید کرده است. اما آنچه در میان این قوانین مهم جلوه می‌کند، میزان ظرفیت جوامع در اجرای آنهاست و باید ضمانت اجرایی در جوامع بالاخص با توجه به اعلامیه جهانی حقوق بشر وجود داشته باشد. اگرچه در سال‌های اخیر، با افزایش تعداد تشکل‌های مدافع حقوق زنان و حمایت دولت از رشد این تشکل‌ها، صداهای بسیاری در حمایت از حذف خشونت علیه زنان بلند شده است، اما هنوز قوانین حمایت‌کننده از زنان کافی نیست و زنان نیز بنابر سنت اجتماعی، در موارد بسیاری ترجیح می‌دهند بنابر مصلحت یا حفظ آبرو، خشونت‌ها علیه خویش را پنهان کنند. آیا راه‌حلی وجود دارد؟ بازنگری قوانین کشورها، یکی از نخستین راهکارها برای حذف خشونت علیه زنان تلقی می‌شود. به اعتقاد نهادهای مدافع حقوق زنان، نقاط ضعف قانونی باید آشکار و رفع شود. دولت‌ها تشویق و ترغیب شوند تا قوانین را رعایت و قوانین نامناسب را عوض کنند. در سطوحی پایین‌تر نیز باید با کمک به رشد نهادها و تشکل‌های غیردولتی زنان، به مهار اجتماعی خشونت علیه زنان مبادرت ورزید. با همکاری و توسط این تشکل‌ها، زنان باید بیشتر به حقوق خود در برابر خشونت آگاه شوند. با این وجود، حضور و نقش مردان در حذف خشونت علیه زنان، اساسی و ضروری است و بدون جلب همکاری مردان، حذف خشونت ممکن نیست. مردان هم باید وادار شوند که سکوت خود را بشکنند و وارد این وادی شوند.

منبع: روزنامه شهروند

خرداد
۲۲
پاسخ موثر به قربانیان خشونت خانگی چه ویژگی دارد؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: ia_64/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: ia_64/bigstockphoto.com

انجمن ملی مددکاران اجتماعی آمریکا

ارزیابی

  • نیازمندی‌های ایمنی فوری قربانی را ارزیابی کنید. «آیا خطر فوری شما را تهدید می‌کند؟ شریک شما هم اکنون کجاست؟ زمانی که شما مراقبت پزشکی خود را به اتمام رساندید وی کجا خواهد بود؟ آیا نیازی به امنیت دارید یا آیا می‌خواهید فورا به پلیس اطلاع داده شود؟
  • الگو و سابقه سوءاستفاده را ارزیابی کنید. تاکتیک‌های جسمی، جنسی یا روانی شریک و همچنین فشارهای اقتصادی وارد بر بیمار را ارزیابی کنید. «خشونت از کی شروع شده است؟ آیا شریکتان شما را مورد اجبار یا آسیب جنسی قرار داده است؟ آیا شریکتان به خانواده، دوستان یا حیوانات خانگی‌تان آسیب زده است؟ آیا شریکتان فعالیت‌ها، پول، و فرزندانتان را کنترل می‌کند؟»
  • ارتباط بین خشونت خانگی و مشکلات سلامتی بیمار را ارزیابی کنید. تاثیر سوءاستفاده بر روی سلامت جسمی، روانی و معنوی قربانی را ارزیابی کنید. میزان کنترل شریک بر روی قربانی تا چه اندازه است؟ «رفتار سوءاستفاده گرانه شریکتان چگونه بر روی سلامت جسمیتان اثر می‌گذارد؟ (برای مثال، ورم مفاصل، گردن یا کمر درد مزمن، میگرن و دیگر سردرد‌های مکرر، لکنت، مشکلات دید، عفونت‌های جنسی، درد مزمن لگن، زخم معده، کولون اسپاستیک، و اسهال مکرر، یبوست یا اختلالات خوردن). رفتار سوءاستفاده‌گرانه چگونه بر روی سلامت روانی‌تان اثر می‌گذارد؟ (برای مثال، افسردگی، افکار خودکشی، استرس، اختلال روانی، مشکلات سوء مصرف مواد).»
  • میزان دسترسی فعلی قربانی به گروه‌های حمایت و پشتیبانی را ارزیابی کنید. آیا منابع احتماعی که از لحاظ فرهنگی مناسب باشد در اختیار بیمار قرار دارد؟ در حال حاضر علاوه بر خدمات مراقبت از سلامت چه منابعی در دسترس است؟ «از چه منابعی استفاده می‌کنید یا در گذشته امتحان کرده‌اید؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا این منابع مفید و مناسب بودند؟»
  • ایمنی بیمار را ارزیابی کنید: آیا خطر مرگ، یا آسیب یا صدمه در پی خشونت خانگی در آینده وجود دارد؟ در مورد تاکتیک‌های شریک سوال کنید: تشدید بسامد یا شدت خشونت، تهدید به قتل یا خودکشی، استفاده از الکل یا مواد، و همچنین عواقب سلامتی سوءاستفاده‌های گذشته.

 آیا شریکتان تا به حال:

  • از سلاح در مقابل شما استفاده کرده یا شما را تهدید به استفاده از سلاح کرده است؟
  • اقدام به خفه کردن خود یا شما کرده است؟
  • شما یا فرزندانتان را برای رسیدن به خواسته‌هایش گروگان گرفته است؟
  • شما را تعقیب کرده است؟
  • به فرزندانتان آسیب زده یا آن‌ها را تهدید به آسیب زدن کرده است؟

آیا میزان سوءاستفاده بد‌تر شده است؟ آیا ترس جان خود را دارید؟ آیا شریکتان الکل یا مواد مصرف می‌کند؟ آیا تا به حال آنقدر احساس بدی داشته‌اید که نخواهید به زندگی ادامه دهید؟ آیا تا به حال به کشتن خود فکر کرده‌اید؟ آیا در گذشته دست به چنین کاری زده‌اید؟

مداخله

هدف‌های پاسخ موثر به قربانیان خشونت خانگی:

  • افزایش ایمنی قربانی و پشتیبانی از وی در محافظت از خود و فرزندانش از طریق تایید تجارب آن‌ها، ارائه پشتیبانی، و ارائه اطلاعات درباره منابع و انتخاب‌ها.
  • اطلاع رسانی به بیماران درباره محدودیت‌های حریم شخصی مثلا سوءاستفاده از کودکان یا گزارش نیازمندی‌های خشونت خانگی.
  • هدف این نیست که باعث شوید بیماران کسانی که از آن‌ها سوءاستفاده کرده‌اند را ترک کنند، یا مشکل را برای بیمار «حل» کنید، بلکه هدف ارائه پشتیبانی و اطلاعات است.

به صحبت‌های بیمار گوش کنید و پاسخ‌های تایید کننده بدهید:

۱.    «تو مستحق این شرایط نیستی. هیچ توجیهی برای خشونت خانگی وجود ندارد. تو مستحق شرایط بهتر هستی.»

۲.    «من نگرانم. این کار برای تو ضرر دارد (و ممکن است برای فرزندانت نیز ضرر داشته باشد).»

۳.    «این موضوع پیچیده است. برخی اوقات طول می‌کشد تا این مشکل حل شود.»

۴.    «تو در حل ‌این مشکل تنها نیستی. ممکن است راه حل‌هایی وجود داشته باشد. من از انتخاب‌هایت حمایت می‌کنم.»

۵.    «تو برای من مهم هستی. خوشحالم که موضوع را به من گفتی. من می‌خواهم تا ما با هم همکاری کرده تا تو در حد ممکن در امنیت و سلامتی باشی.»

۶.    «متوقف کردن سوءاستفاده وظیفه شریکت است و نه وظیفه تو»

در مورد خشونت خانگی به بیمار اطلاع رسانی کنید:

  • خشونت خانگی مشکلی رایج است و در تمامی انواع روابط اتفاق می‌افتد.
  • بیشتر خشونت‌ها ادامه پیدا کرده و پر تکرار و شدید‌تر می‌شوند.
  • خشونت در خانه می‌تواند به فرزندان آسیب بزند (اگر بیمار صاحب فرزند است).
  • خشونت خانگی بر سلامت بیمار تاثیر می‌گذارد.
  • متوقف کردن خشونت خانگی وظیفه فرد خشونت‌گر است و نه وظیفه قربانی.

به مشکلات ایمنی گوش کرده و به آن‌ها پاسخ دهید:

  • یک بروشور درباره برنامه ریزی ایمنی به بیمار نشان دهید و آن را با وی مرور کنید.
  • نظرات مختلف راجع به چگونگی خصوصی نگه داشتن اطلاعات و عدم دسترسی فرد سوءاستفاده گر به آن‌ها را بررسی کنید.
  • به بیمار پیشنهاد دسترسی فوری و ۲۴ ساعته به پشتیبانی تلفنی خشونت خانگی محلی، استانی، یا کشوری بدهید.
  • به وی پیشنهاد دهید تا در‌‌ همان زمان یا در ملاقاتی دیگر با یک پشتیبان یا وکیل صحبت کند.
  • اگر بیمار گفت که احساس می‌کند که در خطر است، حرف او را جدی بگیرید.
  • اگر بیمار در خطر جدی است و می‌خواهد تا رابطه را ترک کند، به وی توضیح دهید که بهترین راه ترک رابطه بدون اطلاع دادن به شریک است.
  • از اینکه بیمار به مکانی امن می‌رود اطمینان حاصل کنید و او را تشویق کنید تا با یک وکیل صحبت کند.
  • استقلال بیمار در تصمیم‌گیری برای درمان خود را تقویت کنید.

وی را به منابع محلی ارجاع دهید:

  • هرگونه سیستم پشتیبانی و وکالت را در زمینه مراقبت از سلامت توضیح دهید.
  • بیمار را به مراکز خدمات پشتیبانی و وکالت واقع در جامعه مانند گزینه‌های قانونی، خدمات وکالت و غیره ارجاع دهید.

گام‌های تکمیلی برای پزشکان مراقبت‌های سلامتی:

  • یک جلسه تکمیلی تعیین کنید. از اینکه بیمار به یک پزشک کمک‌های اولیه دسترسی خواهد داشت اطمینان حاصل کنید.
  • خشونت خانگی نیز مانند سایر مشکلات سلامتی (سیگار کشیدن، تغذیه ضعیف، فشار خون بالا و غیره)، معمولا نیازمند چندین مداخله در طول زمان است. از بیمار بپرسید که بعد از آخرین ملاقات چه اتفاق‌هایی افتاد.
  • سوابق پزشکی را بررسی کنید و در مورد موارد گذشته خشونت خانگی از بیمار بپرسید. این‌ها به خاطر این است تا در نگرانی بیمار شریک شوید و وی را ترغیب کنید که آزادانه در مورد مشکلات سلامتی‌اش با شما صحبت کند.
  • از بیمار بپرسید که آیا شماره تلفن یا آدرسی که بتوان در امنیت کامل با آن‌ها تماس گرفت وجود دارد یا خیر.

منبع 

خرداد
۱۸
بررسی‌ ریشه‌های جامعه‌شناختی‌ خشونت خانگی در قوانین ایران
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
vverve/bigstock.com
image_pdfimage_print

vverve/bigstock.com

*اسفندیار کیانی

برای درک عمیق‌تر مسئله‌ی خشونت خانگی، به ویژه قوانینی که موجب ترویج الگوهای خشونت‌بار در خانه می‌شوند، شاید بهتر باشد نگاهی به ریشه‌های خشونت بکنیم. به علاوه، خشونت هم مانند هر پدیده‌ی اجتماعی دیگری دستخوش تغییرات عمده‌ای شده است که برای فهم بهتر پدیده‌ی خشونت خانگی باید به آن‌ها توجه کرد.

در نظرات هانا آرنت، خشونت در خانه،[i] به شکل غریزی و تاریخی، برای برآوردن نیازهای اولیه‌ی زیستی و بنا به ضرورت، اجتناب ناپذیر بوده است.[ii] شاید به همین دلیل است که بسیاری از قوانینی که مردان را در مواضع برتر قرار می‌دهند رنگ و بو و نشانه‌هایی از نیازهای اولیه‌ی زیستی دارند.[iii] به دیگر سخن، خشونت در خانه و اُمور شخصی در واقع زاده‌ی عدم امنیت و نبود تضمینات لازم برای نیازهای اولیه‌ی زیستی بوده است و قانون هم متعاقباً از این خشونت (که در مقابله با ناامنی توجیه می‌شد) حمایت کرده است. هرچند، در گذر زمان و حتی در صورت برآورده شدن نیازهای زیستی افراد در خانه، با نهادینه شدن ساختارهای خشن چه در قوانین و چه در عرف، خشونت بدل پدیده‌ی بدخیمی می‌شود که رهایی از آن به سادگی میسر نیست. آرنت، در کتاب خود، استدلال می‌کند که راه رهایی پیدا کردن از خشونت مبتنی بر نیاز و ضرورت توسل به تشکیل جوامع[iv] بشری و سیاسی ست که در آن‌ها امکان وضع قوانین، سیاست ها، و سایر سازوکارهای زمامداری وجود دارد.[v] مشکل اما آن‌جاست که قوانین بدل به متونی می‌شوند که خود در گذار از خشونت خانگی به امنیت خلل ایجاد می‌کنند، مانند متون منجمدی که بر سر راه تغییر می‌ایستند. توضیح آن که قوانین برای نیل به اهداف غایی خود (مانند ایجاد نظم، اجرای عدالت و امنیت به ویژه در خانه ها) ابتدا می‌بایست شرایط [موجود] را ثبات بخشند، چرا که روشن است در سایه‌ی بی‌ثباتی، تشویش و هرج و مرج، هیچ امنیت و نظم و عدالتی میسر نخواهد بود. این ضرورت، عموماً قوانین را دچار نوعی محافظه‌کاری می‌کنند. شاید یکی از دلایل عدم پویایی قوانین در مواجهه با پدیده‌ی خشونت خانگی همین رویکرد (محافظه‌کارانه) ذاتی قوانین باشد.

برای روشن‌تر شدن این مطلب و برای نمونه، می‌توان نگاهی اجمالی به موضع قانون در قبال خشونت، به ویژه خشونت خانگی انداخت. نگاهی به قانون مجازات اسلامی در ایران، برای مثال، این امر را به ذهن متبادر می‌کند که گویی قانون‌گذار تلقی‌ای عمدتاً (اگر نه صرفاً) فیزیکی و جسمانی از پدیده‌ی خشونت داشته است.[vi] اما علت این توقف و مقاومت در برابر پذیرش اَشکال روانی و معنوی خشونت، که خصوصاً در خانه‌ها اهمیت به سزایی دارند، چیست؟ میشل فوکو، در کتاب خود، انتظام و مجازات: تولد زندان، به تبارشناسی مسئله‌ی خشونت می‌پردازد.[vii] مطالعه‌ی و مشاهده‌ی خشونت در پژوهش فوکو به ما می‌آموزد که در گذر از سنت به دوران مدرن، خشونت رفته رفته رنگ و بوی جسمانی خود را از دست می‌دهد و بدل به امری ذهنی می‌شود، هرچند بروز و ظهوری فیزیکی داشته باشد. به دیگر سخن، موضوع خشونت در گذشته (مثلا قرون وسطی در اروپا) به طورعمده جسم و تن افراد بوده است و امروزه ذهن و فکر آن‌ها. شاید بنابراین مشاهده بتوان گفت که قوانین مُدرن پذیرش بیشتری برای شناسایی اَشکال غیرفیزیکی خشونت دارند درحالی‌که قوانین سنتی‌تر (نظیر قوانین کیفری مبتنی بر ادیان ابراهیمی) مقاومت بیشتری در این خصوص نشان می‌دهند. حتی در مطالعات خشونت خانگی هم هنوز فهم عمدتاً جسمانی خشونت بر مفهوم غیرفیزیکی آن چیرگی دارد، اما می‌توان استدلال کرد که اغلب (اگر نه همه) خشونت های جسمانی ریشه‌های روانی و فکری دارند؛ دلایلی که خشونت‌ورز را مجاب و متقاعد به ارتکاب به عمل خشن می‌کند بی تردید تنها عوامل فیزیکی نیستند و این مسئله چه در قوانین و چه در پژوهش‌های این حوزه همواره مغفول واقع شده‌است.

اما چاره چیست؟ چطور می‌توان در فرایند قانون‌گذاری پویش ایجاد کرد؟ اگر نگاهی دوباره بیاندازیم به آراء و نظرات هانا آرنت درمیابیم که در دوران مدرن خشونت خانگی (در حوزه‌ی خصوصی) رابطه‌ی تنگاتنگی با خشونت در سطح عام و کلان تر دارد و این دو همواره درهم می‌آمیزند.[viii] این بدان معناست که پرداختن به یکی بدون توجه به دیگری نمی‌تواند مشکل خشونت را حل کند. یافتن راه حل برای پدیده‌ی خشونت خانگی در پی توجه به خشونت به صورت یک کلّ میسر می‌شود. از این رو می‌باست مسئله‌ی خشونت ساختاری در قوانین را بطور کلی مورد نقد قرار داد. باید به خاطر داشت که خشونت امری مُسری ‌ست، اگر مدارس، رسانه‌ها، و خیابان‌های شهر میزبان خشونت باشند، نمی‌توان خانه‌ها را از خشونت رها کرد. به بیان دیگر، با تبدیل شدن امر خشونت به مسئله‌ای فکری و سیال، تقسیم بندی خشونت تنها بر مبنای محل وقوع آن شاید ما را در فهمیدن و مقابله با آن دچار کژفهمی و ناکارآمدی کند. قوانین، همانگونه که گذشت، بطور ذاتی دچار نوعی مقاومت و انجماد در برابر تغییراند. اما می‌توان با تغییر دادن شرایط قوانین را نیز دچار دگرگونی کرد، یعنی برای نیل به تغییر نباید منتظر تغییر قوانین ماند و باید با پویشی همگانی از تمام سازوبرگ های موجود در جوامع انسانی (=community) استفاده کرد تا قوانین نیز تغییر کنند و این همان کارکردی ست که هانا آرنت از جوامع سیاسی، برای مقابله با پدیده‌ی خشونت، انتظار دارد. بنابراین، باید به خاطر داشت که اولاً قوانین نمی‌توانند به تنهایی با مسئله خشونت خانگی مقابله کنند، و ثانیاً مسئله‌ی خشونت می‌بایست با رو یکردی جامع مورد بررسی قرار گیرد، و برای این هدف، باید مطالعات خشونت خانگی را تا حد امکان با رویکردی میان-رشته‌ای و در ارتباط با مسائل متفاوتی چون رسانه ها، مدارس، دولت، اقتصاد و مانند آن‌ها مورد مداقه قرار داد.

[i] آنچه تحت عنوان (the Oikos (Greek: οἶκος به آن می‌پردازد که بطور اجمالی راجع است به مفهوم خانه و در مقابل حوزه‌ی عمومی و سیاسی، the Polis، قرار می‌گیرد.

[ii] See generally, Arendt H (1958) The Human Condition (Chicago: The University of Chicago Press, 1998) at p. 31

[iii] نظیر شناسایی نهاد ولایت قهری برای پدر وجدپدری در قانون مدنی ایران و آثار وتبعات منشعب از آن مانند انتخاب اقامتگاه، حقوق و مسئولیت‌های مالی و مانند آن‌ها.

[iv] واژه‌ای که در کتاب استفاده شده است the Polis می‌باشد که از نظر ریشه‌شناختی راجع به “شهرها” در یونان باستان است و از نظر معناشناختی به سیاست و جامعه سیاسی/قانونی مربوط می‌شود.

[v] Arendt, supra note ii, at 33

[vi] ممکن است اینگونه استدلال شود که امکان اثبات و تقویم خشونت غیرفیزیکی به سهولت خشونت فیزیکی وجود ندارد؛ اما باید به خاطر داشت که اثبات و تقویم خشونت فیزیکی از این سهولت برخورداست چرا که نظام های کیفری بر مبنای تلقی جسمانی از خشونت شکل گرفته و تکامل یافته اند.

[vii] See generally, Michel Foucault, Discipline and Punish: The Birth of the Prison, (New York: Vintage Books,1995)

[viii] Arendt, supra note ii, at 31

خرداد
۱۰
از روی صندلی قربانی بلند شوید
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, ,
Melancholic glance of the attractive sad woman.
image_pdfimage_print

Photo: wrangler/bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

پرسش: دو سال هست که ازدواج کردم و تا حالا بیشتر از صد بار مورد خشونت لفظى و فیزیکى قرار گرفته‌ام ولى هنوز دارم کنارش زندگى می‌کنم. خودم هم نمی‌دانم چرا! همیشه به خاطر مادرم و خانواده‌ام سکوت کردم و نخواستم آنها با خبر شوند. خیلى من را آزار می‌دهد در حدى که شب‌ها تا صبح بیدار می‌مانم. همین چند روز پیش به مادرش زنگ زده بود، تصویرى حرف می‌زدند و من را جلوى دوربین می‌زد و فحش می‌داد مادرش هم تماشا می‌کرد. آیا راه دیگری به جز طلاق وجود دارد. شاید خیلى مسخره باشد ولى من با همه این کارا دوستش دارم!

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پاسخ: دوست عزیز از این‌که دو سال این شرایط را تحمل کردید متاسفم. در عین حال خوشحالم که مثل بسیاری از قربانیان خشونت خانگی بیست سال و بیشتر تحمل نکردید. همین که این سوال را مطرح می‌کنید اولین قدم برای خلاصی از این وضعیت است.

در طول دو سال یعنی کمی بیشتر از هفتصد روز شما به گفته خودتان بیش از صد بار مورد خشونت قرار گرفته‌اید. یعنی حداقل هفته‌ای یک‌بار توسط فردی که قرار است عاشقانه با شما رفتار کند و در مقابل هرگونه آسیبی از شما حمایت کند، آزار دیده‌اید. خیلی دردناک است. نمی‌دانم آزارهای ایشان از چه زمانی و در چه مقطعی از رابطه شما آغاز شد. برای تشخیص دادن این‌که فرد خشونت‌گر است یا نه، لازم نیست از همان ابتدای آشنایی شروع به کتک زدن شما بکند، که البته بعضی‌ها می‌کنند، اما افراد خشونت‌گر سیگنال‌های رفتاری همسانی دارند که با کمی تعمق و دقت به راحتی قابل تشخیص هستند.

به‌خاطر مادر و خانواده‌ام

متاسفانه جوانان ما پیش از ازدواج این مسایل را نمی‌بینند و حتی آزارنده‌ترین رفتارهای همسر آینده خود را یا نمی‌بینند یا توجیه می‌کنند. اگر والدین از بدو تولد فرزند دختر یا پسر، با یکدیگر با محبت و احترام برخورد کنند پسر آنها می‌آموزد که بعدها همسرش را عاشقانه حرمت بگذارد و دختر آنها می‌آموزد که کوچکترین خشونتی را تحمل نکند. خانمی که به تماشای صحنه کتک خوردن شما می‌نشیند و هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد، امروز و دیروز این رفتار و رویکرد را کسب نکرده است. این‌ها همه ریشه در سالیان طولانی و حتی نسل‌های متعدد دارد. کسی باید پیدا شود و این چرخه معیوب را بشکند. شما این‌کار را بکنید اگر نمی‌خواهید این شرایط به زندگی فرزندانی که امیدوارم هنوز نداشته باشید، منتقل شود.

متاسفانه شما این آزارهای بی‌امان هفتگی را تحمل کردید. علتی که شما برای تحمل خود ذکر می‌کنید، رایج ترین علتی است که قربانیان خشونت در جوامع جمع‌گرا بیان می‌کنند: « به‌خاطر مادر و خانواده‌ام.» حقیقت این است که حتی اگر پدر و مادر هم نباشند، یا مجوز تحمل نکردن را صادر کنند، قربانیان بهانه دیگری مثل به خاطر بچه‌ها و به خاطر آبرو پیدا می‌کنند. علت اصلی اعتماد بنفسی است که یا از اول وجود نداشته و یا توسط فرد خشونتگر در هم شکسته است.

خشونت را به خاطر هیچ‌کس تحمل نکنید

به شما و سایر قربانیان خشونت خانگی توصیه می‌کنم که به خاطر هیچ‌کس هیچ‌کس هیچ‌کس حرمت، شخصیت و عزت خود را زیر پا نگذارند. همیشه احترام به خود را در اولویت همه رفتارها و ارتباطات خود قرار دهید و هرگز از آن عدول نکنید. سلطه‌پذیری هیچ تاثیر مثبتی در زندگی هیچ‌کس ندارد ولی از سوی دیگر تحقیقات نشان داده که افراد سلطه‌پذیر، حتی خودشان خود را دوست ندارند و اغلب مورد احترام کسی نیستند. آنها به مرور زمان به انواع بیماری‌های روحی و روان-تنی دچار می‌شوند، و زندگی تلخی را تجربه می‌کنند. به جای تحمل کردن ظلم به خاطر دیگران، به خاطر خودتان تحمل نکنید. گمان نکنم مادر و پدر شما راضی باشند که به خاطر آنها این‌طور زندگی کنید.

اینکه شما ایشان را دوست دارید اصلا مسخره نیست اما دردناک است. این احساس در میان قربانیان خشونت خانگی رواج دارد. دلیل این مسئله هم مثل مسئله قبلی خرد کردن شخصیت و اعتماد بنفس شما توسط همسرتان است. یک دلیل دیگر این است که اغلب افراد خشونتگر به علت عدم تعادل روانی رفتار دوگانه‌ای دارند. یعنی گاه بسیار مهربان و عاشق‌پیشه و دوست داشتنی می‌شوند. قربانیان به خاطر لذت زیادی که از آن اوقات زودگذر کسب می‌کنند، وضعیت خود را تحمل می‌کنند و محبت خشونتگر را در دل نگه می‌دارند.

از روی صندلی قربانی بلند شوید

توصیه من به شما مثل همیشه برخاستن از روی صندلی قربانی و نشستن روی صندلی مسئولیت است. مسئولیت نجات شما از این وضعیت با خودتان است. اصلا کار آسانی نیست ولی به زحمتش می‌ارزد. از والدین، خواهر و برادرها یا بزرگترهای فامیل کمک بگیرید. منظورم این نیست که از آنها بخواهید به خانه شما بیایند و همسرتان را با یک خطابه بلند بالا نصیحت کنند. این‌کار فایده‌ای ندارد. منظورم این است که از شما در مقابل او دفاع کنند. برای این‌که به محض شروع مقاومت از سوی شما، همسرتان احساس خطر کرده و سعی می‌کند به آزارهای خود بیفزاید. آنجاست که شما نیاز به حمایت دارید. با ادامه مقاومت به ویژه اگر با حمایت نزدیکان شما همراه باشد، او عقب‌نشینی می‌کند. با مشاورین حقوقی خانه امن صحبت کنید و راهکارهای قانونی خروج از این وضعیت را فراگیرید. همزمان به یک روانشناس بالینی مراجعه نمیایید تا اعتماد بنفس خود را بازسازی کنید. این کارها زمان می‌برد، در این مدت مواظب باشید اگر همسرتان با گل و شیرینی و احیانا هدیه به دیدن شما آمد و قول شرف داد که رفتارش را تغییر می‌دهد به هیچ عنوان فریب نخورید و به چاهی که در حال بیرون آمدن از آن هستید دوباره سقوط نکنید. خشونت‌گر حتی اگر بخواهد هم به تنهایی و بدون کمک تخصصی قادر به تغییر رفتار خود نیست. در آن هنگام برای او شروطی تعیین کنید که از جمله آنها می‌تواند مراجعه به روان‌پزشک و روان‌شناس بالینی برای تشخیص ریشه‌های پرخاشگری  وخشونت باشد. تا وقتی که او دست‌کم اقدام به برآورده کردن آن شرایط نکرده است، کوتاه نیایید. اگر قول داد که با برگشت شما به خانه، او همه شروط را برآورده خواهد کرد، قبول نکنید. روی خواسته های خود بایستید تا خود را نجات دهید.

خرداد
۲
وقتی قانون پشت سر قربانی نمی‌ایستد
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
817023_691
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

فریبا می‌گوید «افسر نگهبان احساس خوشایندی نداشت. مدام این پا و آن پا می‌کرد و می‌خواست هر چه سریع‌تر مرا با صورت کبود شده‌ام از محیط کلانتری دور کند، انگار که تلاش می‌کرد آشغال‌ها را بزند زیر فرش تا مبادا روح کسی را بیازارم. به همین دلیل هم توصیه می‌کرد، دو سه چک و مشت مختصر که این همه حیدرنعمتی نمی‌خواهد خواهرجان. برگرد خانه‌ات.»

وقتی در معرض خشونت خانگی قرار می‌گیریم، اولین ملجا و پناه، قانون است. چه می‌شود اگر قانون، خودش مروج خشونت یا توجیه‌کننده آن باشد؟

قربانی خشونتی که بعد از مراجعه به پلیس یا مراجع قضایی، به او توصیه می‌کنند: «برگرد سر خانه و زندگی ات، سرت را بیانداز پایین و زندگی‌ات را بکن» درگیر چه میزان از احساس ناامنی و بی‌پناهی می‌شود؟

حتی در جوامع دموکراتیکی که روح قانون، به شدت هر چه تمام‌تر در مقابل خشونت می‌ایستد و مروج خشونت نیست هم موارد متعددی از خشونت خانگی به پلیس گزارش می‌شود، با این حساب تکلیف جوامعی که قوانین خشونت‌گرا دارند ، یا قربانی، از ملجا مطمئن و امن قانونی برخوردار نیست، تکلیف خشونت چه می‌شود؟

در ایران و برخی کشورهای همجوار مانند افغانستان، پاکستان و غالب کشورهای عربی، اما قوانینی وجود دارند که زمینه‌ساز خشونت خانگی‌اند، قوانینی ظالمانه که نگاه فرودستانه‌ای به بخشی از بدنه جامعه، خصوصا زنان و کودکان دارند و اگر زنی در مقابل این قوانین قد علم کرد، او را یاغی و دارای مناسبت‌های «غیراخلاقی» می‌دانند.

در ایران نه تنها قانون مشخص و خاصی برای قربانی خشونت خانگی وجود ندارد و موارد مراجعه‌کننده به قانون تحت لوای قانون جزای عمومی ارزیابی می‌شود، بلکه قوانینی همچون اجازه پدر برای ازدواج، اجازه همسر برای خروج از کشور، قوانین مرتبط با طلاق و حضانت، قانون ارث، قانون دیه، قانون ازدواج با دخترخوانده و مسئله به رسمیت شناختن نه سال سن برای مسئولیت کیفری دختران، بستر لازم را برای بروز خشونت خانگی فراهم می‌کنند.

«شیما قوشه»، وکیل دادگستری است که غالبا پرونده مرتبط با زنان قربانی خشونت خانگی را به عهده می‌گیرد. او در مورد خلا قانونی به نام «قانون خاص خشونت خانگی» به ایسنا می گوید:

«در مورد خشونت بر زنان قانون خاصی نداریم و در هنگام رخ‌دادن چنین اتفاقاتی، باید به قانون جزای عمومی مراجعه کنیم‌. در فرهنگ ما همیشه از خانه به عنوان نهادی امن یاد شده و خانه همواره به عنوان جایی که امنیت خانواده را تامین می‌کند، مطرح است. به نظر من با کسی که در چنین فضایی دست به خشونت می‌زند، باید با شدت بیشتری برخورد کرد. در قانون جزا، عموما خشونت باید اثبات شود، اما در مورد خشونت خانگی قضیه متفاوت است و نباید نیازی به اثبات داشته باشد؛ زیرا در خانه کسی برای شهادت وجود ندارد. شهادت کودکان هم عموما مورد تایید نیست و حتی بهتر است کودکان وارد این پروسه نشوند؛ بنابراین اثبات خشونت با قوانین کنونی دشوار است. اما با نگاه ویژه به این نوع خشونت‌ها در قانون خشونت خانگی، می‌شود مسیر رسیدگی به این پرونده‌ها را تسهیل کرد.»

 همه مشکل اما عدم وجود قانون خاص و مرتبط با خشونت خانگی نیست. بخشی از مشکل این است که قوانین موجود نیز زمینه‌های بروز خشونت را فراهم می‌کنند، زنان قربانی در بهترین شکلش به سکوت و مدارا و حفظ چهارچوب خانواده دعوت می‌شوند و قوانین‌، سنت‌ها و پلیس به عنوان بازوی اجرایی این قوانین، زنان قربانی را انکار می‌کنند.

[بیشتر بخوانید: کار با پلیس برای مقابله با خشونت علیه زنان و دختران]

«مهدی آقازمانی»، جامعه شناس، در گفت و گو با خانه امن بر این باور است که انتظار تلاش از سوی حاکمیت برای اصلاح بنیادین قانون، انتظاری بیهوده است.

«از آن جایی که قوانین موجود، بر پایه اصول شریعت بنا گذاشته شده‌اند، جمهوری اسلامی تلاشی برای پایه‌ریزی و سیاستگذاری مدون و امروزی برای قدرتمند کردن زنان و کاهش خشونت خانگی نمی‌کند.»

او روح قانون فعلی در ایران را برگرفته از روح شریعت اسلامی می‌داند: « قوانین برآمده ازشریعت اسلامی، منطبق بر نیازهای مندرج در جامعه در ۱۴۰۰ سال پیش طراحی و تدوین شده‌اند. برخی حتی شرایط و قواعد اسلامی مندرج در فقه اسلامی را روایت و ترجمه‌ای از کتاب‌های یهودی و جریان قانون‌گذاری در جامعه یهودی با سابقه ۲۴۰۰ ساله می‌دانند. و طبعا این قوانین نمی‌تواند در دنیای امروزی کارکرد مناسبی داشته باشد.»

به گفته این جامعه‌شناس: «قوانینی که در ۱۴۰۰ سال پیش به عنوان شریعت اسلامی تدوین شده و کماکان هم مورد استفاده قرار می‌گیرند، قوانینی برای کنترل یک جامعه بدوی، آنهم در منطقه‌ای با مختصات و فرهنگ صحرایی به نام عربستان هستند و در یک جامعه مدرن امروزی با مختصات عصر دیجیتال، هیچ همخوانی و هماهنگی ندارند.»

«نادیا» به خانه امن می گوید: « رئیس کلانتری نارمک، مرد چاق و قد کوتاهی بود که بین دو دندان جلویی اش فاصله داشت، مردی به نام سرگرد یحیوی. مرا که روی نیمکت دید پوزخندی زد و گفت باز هم تو اینجایی؟ احساس کردم ترجیح می‌دهم بمانم و زیر ضربات شوهرم بمیرم تا با چنین تحقیری مواجه شوم.»

«زهرا روان آرام» وکیل دادگستری و مشاور مرکز دادگستری یکی از استان های جنوبی، از مراجعینش یاد می کند، قربانیانی که تحت خشونت خانگی بوده و به شدت عصبانی و دلخورند از این که قوانین دولتی  به صراحت از آنها حمایت نمی‌کند.

او می گوید ، ما در مواردی محدود قوانین مدنی حمایتگر هم داریم اما این قوانین به شدت مهجورند و با بی مهری مواجه شده‌اند.

 او به ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی اشاره می‌کند که  بر اساس آن زن و شوهر به حسن معاشرت با همدیگر توصیه شده‌اند، یا قانون ۱۱۱۵ که  به موجب آن زنی که در معرض ضرر جانی یا مالی باشد، می‌تواند خانه را ترک کرده و در عین حال هم درخواست نفقه کند.

به گفته خانم روان آرام، زن‌هایی که تحت خشونت خانگی قرار گرفته اند نباید به خاطر بی‌توجهی مراجع قضایی از شکایتشان دست بردارند. آنها حتما باید در مورد اعمال خشونت پافشاری کرده و حکم دادسرا بگیرند.

به توصیه این وکیل، قربانیان خشونت خانگی نباید از تهمت خودزنی، کتک‌کاری به قصد دفاع و انکار همسر بهراسند چرا که تجربه نشان داده‌، بسیاری مردان به خشونتی که مرتکب شده‌اند اقرار نمی‌کنند اما زنان می‌توانند از صوت و صدای ضبط شده همسرشان یا شهادت همسایگان در دادگاه به عنوان «اماره» استفاده کنند. اماره نوعی شهادت است که ارزش آن از شهادت رسمی کمتر است.

این مشاور توصیه می کند که قربانی باید تلاش کند نسبت به اتفاق افتاده تمرکز کند، هر گونه تناقض ناشی از شوک شرایط دشوار اولیه و یا ترس از حضور آزاررسان یا تهدیدهایی که آزار رسان محتملا در راهروهای دادگاه انجام می دهد، می تواند نظر قاضی را نسبت به بروز خشونت خانگی تغییر دهد.

او اظهار خوشحالی می کند از این که محتوای قوانین تصویب شده در چند سال اخیر، توجه بیشتری به مقوله خشونت خانگی دارند و قانونگذار تلاش کرده تا به قوانینی عنایت کند که در مقابل خشونت خانگی راهکارهایی بیش از گذشته ارائه می دهند.