صفحه اصلی  »  خشونت خانگی
image_pdfimage_print
آذر
۱۴
۱۳۹۷
من یک زن دارای معلولیت هستم
آذر ۱۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
Unique artistic effect brings portraiture and hand drawn watercolour techniques together
image_pdfimage_print

Photo: Victor_Tongdee/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن

چند ماه پیش از دوست‌پسر سابقم جدا شدم. من یک زن جوان با معلولیت جسمی هستم. دوست پسرم نیز معلولیت جسمی داشت. قرارهای عاشقانه ما از سال گذشته آغاز شدند. در ابتدا همه چیز عالی بود. بودن در کنار او مرا خوشحال می‌کرد و زندگیم برای مدتی سرشار از سرخوشی بود.

با گذر زمان رابطه جنسی برای او از کنار هم بودن و  با هم وقت گذراندن مهم‌تر شد.

من در مورد این مساله با او شفاف و واضح صحبت کردم و دیدگاهم در رابطه با رابطه جنسی را مطرح کردم. دوست‌پسرم به من گفت با این دیدگاه مشکلی ندارد اما پس از چند هفته سکس تبدیل به یک فشار در زندگی شد. او  به من می‌گفت عدم آمادگیم برای سکس نشان‌ می‌دهد که عشق و علاقه من غیرواقعی است. او هرگز عشق مرا نسبت به خودش خارج از تختخواب ندید و این مساله صدمه شدیدی به من زد. پس از چندین تلاش نافرجام برای نگه داشتن رابطه بالاخره تصمیم گرفتم و رابطه را بهم زدم.

حالا حتی پس از چند ماه، آسیب‌ها و زخم‌ها همچنان وجود دارند. با این حال من تلاش می‌کنم از این مشکلات عبور کنم.

می‌خواهم اینطور فکر کنم که کسی در این دنیا وجود دارد که مرا همانطور که هستم قبول خواهد کرد نه آنگونه که خودش می‌خواهد من باشم.

چگونه با این مشکل برخورد کردم

من هم روزهای خوب و هم روزهای بد دارم؛ قلبا می‌دانم تصمیم من برای ترک این رابطه درست بوده است اما این موضوع هنوز مرا آزار می‌دهد. کاش می‌توانستم او را فراموش کنم. من معمولا احساساتم را می‌نویسم و به خودم یادآور می‌شوم که انسانی خوب، دوست‌داشتنی و غم‌خوار هستم و مستحق چنین رفتاری از سوی چنین آدمی نیستم. البته من به انتقام هم فکر کرده‌ام؛ مثلا کاری کنم که او بفهمد چقدر به من آسیب زده است اما می‌دانم چنین کاری فقط رنجم را بیشتر می‌کند.

چگونه این وضعیت تغییر کرد؟

زندگی من پس از ترک این رابطه بسیار تغییر کرد. پیش از آن چندین تلاش نافرجام برای ترک او داشتم اما هر دفعه او با ایجاد احساس گناه در وجود من مانع از آن شد که این رابطه را ترک کنم. من به او می‌گفتم که در کنارش خوشحال نیستم  اما او جواب می‌داد : « من اهمیتی نمی‌دهم. ما باید با هم باشیم». من با یکی از دوستان او هم رابطه خوبی داشتم که آن را هم از دست دادم. حالا دیگر با او یا دوستانش حرف نمی‌زنم.

چه چیزی به من کمک کرد؟

دوستان من چشمانم را به روی حقیقت باز کردند. من در یک رابطه نبودم بلکه زندانی‌ای بودم که باید خواسته‌ها و نیازهای او را برآورده می‌کردم. هیچگاه باور نمی‌کردم روزی بتوانم به این شهود برسم و یا بتوانم با آن کنار بیایم اما بالاخره این کار را کردم. گاهی آرزو می‌کردم که او کتکم بزند. زیرا در این صورت پذیرفتن مشکل برایم آسان‌تر بود. اما آزارهای او احساسی و روانی بود بنابراین برایم بسیار دشوار بود که آن را بپذیرم.

توصیه من به دیگران

گاهی «ببخشید» هیچ معنایی ندارد جز اینکه طرف مقابل‌تان فقط آن را می‌گوید تا شما را در موقعیتی نگه دارد که به خواسته‌هایش برسد. این دقیقا زمانی است که وقت ترک چنین رابطه‌ای فرارسیده است. آزار روانی به اندازه آزار جسمی آسیب‌رسان است؛ بنابراین تفاوت چندانی با هم ندارند. شما شخصی منحصر به فرد هستید که استحقاق هیچکدام از این آزارها را ندارید. روح شما نیز مستحق آزار نیست.

بله درست فهمیدید! ترک یک رابطه دردناک است اما گاهی ماندن در یک رابطه دردناک‌تر است. باور کنید برای هر کدام از ما شخص مناسبی در دنیا وجود دارد.

منبع

آذر
۸
۱۳۹۷
باید او را ترک می‌کرد
آذر ۸ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Woman face, grunge design, easy all editable
image_pdfimage_print

Photo: vectorguru/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن

دوست پسر یکی از دوستانم  یک آزارگر بود. پس از ۴ سال دوستی می‌توانستم بفهمم که چه چیزی او را ناراحت می‌کند. این موضوع در یک لحظه بر من عیان شد با اینکه می‌توانستم زودتر متوجه شوم اما هیچ‌وقت به آن دقت نکرده بودم.

ما با هم در خانه دوستم بر روی یک پروژه درسی کار می‌کردیم. دوست پسرش به خانه آمد و پرسید چرا من آنجا هستم. شنیدم که به دوستم می‌گوید که من باید خانه را ترک کنم و دوستم هم باید به جای دیگری برود.

هنگامیکه دوستم دوباره به طبقه بالا می‌آمد صدای رادیو را زیاد کردم تا متوجه نشود من مکالمه‌شان را شنیده‌ام. او به من گفت مادرش زنگ زده و وقت دندان پزشک دارد اما او این قرار را فراموش کرده و همین حالا باید برود.

پیش از آنکه من موضوع را با دوستم مطرح کنم این اتفاق ۴ بار دیگر رخ داد.

اما زمانی که خودم را داخل این ماجرا کردم  و موضوع را مطرح کردم  درگیری شدیدی بین من و دوست پسرش ایجاد شد. جروبحث مفصلی به راه افتاد و او همانطور که دوستم را می‌زد سعی داشت مرا هم کتک بزند.

بعدها وقتی با دوستم درباره این موضوع حرف می‌زدم به من گفت این اتفاق فقط همان یک بار رخ داده است . من به او گفتم که بارها صدای  فریاد کشیدن دوست پسرش را شنیده‌ام و متوجه  شده‌ام که بخاطر حضور من در خانه با او درگیر شده است. من به دوستم گفتم که دوست پسرش حق ندارد او را کتک بزند چون اگر عاشق او بود این کار را نمی‌کرد. بارها به او تاکید کردم که این اتفاق‌ها تقصیر او نیست.

در نهایت او دوست پسرش را ترک کرد و از این مرحله گذر کرد. دوستم روزهای سختی را از سر گذراند اما در نهایت متوجه شد که آن دو برای هم نیستند و او باید دوستش را قبل از آنکه کشته شود ترک کند.

منبع 

آذر
۶
۱۳۹۷
داستان جسی «به کسی که مورد آزار قرار گرفته است پشت نکنید»
آذر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_415536892
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

پدر پسرم را برای اولین بار در ۱۸ سالگی ملاقات کردم. ما دوستانی مشترک داشتیم و همه چیز در ابتدا به خوبی پیش می‌رفت. او با من به شکل ویژه‌ای رفتار می‌کرد، هر روز به من توجه می‌کرد و در کل بهترین مردی بود که تا آن زمان دیده بودم. ما جوان بودیم، با هم به مهمانی‌ها می‌رفتیم و از همان ابتدا با هم مواد مصرف می‌کردیم.

۶ ماه پس از شروع این رابطه، من باردار شدم و زندگی سراسر مهمانی تمام شد. پس از کشمکش‌های فراوانی که با دنیا داشتیم بالاخره آپارتمانی گرفتیم و به آنجا نقل مکان کردیم. برای آدم‌هایی به سن و سال و جوانی ما این کار بسیار سخت بود. ما هر دو از دبیرستان ترک تحصیل کردیم در حالی که برای هزینه‌های اولیه زندگی به والدین خود وابسته بودیم.

آزارها از ماه اول بارداریم آغاز شد. تمام دوران بارداری من با نگرانی  درباره حیات خودم و فرزندم سپری شد و با این حال من اراده ترک این رابطه را نداشتم. فکر می‌کردم با به دنیا آوردن یک پسر او تغییر خواهد کرد، چون به گمانم این کار می‌توانست عشق و علاقه‌ام را نشان بدهد. اما آزارها پس از به دنیا آمدن پسرم همچنان ادامه داشت.

چگونه با مشکل مواجه شدم؟

او همواره این احساس را ایجاد می‌کرد که مقصر تمام این مسائل من هستم و اگر من آنقدر دیوانه و عصبی نبودم این اتفاقات نمی‌افتاد. از نظر او من باید می‌دانستم چه چیزهایی باعث می‌شود او از کوره در برود و می‌بایست مراقب حرف زدنم می‌بودم.

من سعی کردم کمی بیشتر از خانه بیرون بروم و این مساله بیشتر باعث برانگیختن احساس حسادت در او می‌شد.

او به مرور این آزارها را آشکارا انجام می‌داد. من  سیاه و کبود از خانه بیرون می‌رفتم، او مرا در مقابل دوستان و خانواده کتک می‌زد و به دیگران می‌گفت من چقدر دیوانه و ناسپاس هستم. رفته رفته من همه این‌ها را باور کردم.

چگونه شرایط تغییر کرد

آخرین دعوای ما وحشتناک بود. من به پلیس زنگ زدم و این باعث شد که او متهم به آزار من شود. پلیس در طی ۳ سال۱۰ بار به خانه ما آمده بودند.

چه چیزی به من کمک کرد؟

اگر دوستانم در کنارم نبودند و از من حمایت نمی‌کردند من هرگز این رابطه را ترک نمی‌کردم.

آنها بدون هیچ قید و شرطی از من حمایت کردند. هر دفعه که من خلاف توصیه‌های آنها به دوست پسرم باز می‌گشتم اگر دوباره با آنها تماس می گرفتم باز هم به من کمک می‌کردند. حتی اگر این اتفاق در نیمه شب رخ می‌داد آنها باز هم حامی من بودند. آنها همیشه به حرف‌هایم اعتماد میکردند و هیچ وقت او را برای رفتارهایش توجیه نمی‌کردند.

مشاهده تغییرات در فرزندم با بیرون آمدن از آن محیط سراسر نفرت و انزجار تاییدی بر درستی اقدام من برای ترک رابطه است، حتی اگر این کار نیاز به تلاش  یک تنه در مبارزه با این وضعیت داشت.

توصیه من به دیگران

باید درک کنید که این وضعیت تقصیر شما نیست. آنچه بر سر شما آمده هیچ ربطی به آنچه که گفته‌اید یا انجام داده‌اید ندارد. علاوه بر این همه آدم‌ها از پس ترک یک رابطه برمی‌آیند اما قسمت سخت ماجرا بازنگشتن مجدد به آن است. شما نباید به راه درستی که رفته‌اید شک کنید.

این تصمیم زمانبر و پر از اشک و آه است و زندگی شما و روابط آینده‌تان را تغییر خواهد داد.

هیچ وقت به کسی که می‌دانید مورد آزار قرار گرفته است پشت نکنید حتی اگر او نمی‌تواند رابطه‌اش را ترک کند. این کار سخت‌تر از آن چیزی است که شما تصور می‌کنید. تا زمانی‌که در چنین شرایطی قرار نگیرید متوجه سختی آن نخواهید شد.

یادتان باشد افرادی هستند که شما را باور می‌کنند و کمک‌تان خواهند کرد. شما آن فردی نیستید که فرد آزارگر القا کرده است. شما بر زندگی خودتان کنترل دارید.

منبع

آذر
۶
۱۳۹۷
داستان مصور «وقتی اهمیت دهیم»
آذر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
photo_2018-11-26_15-59-19
image_pdfimage_print

داستان مصور «وقتی اهمیت بدهیم»، اثر هنرمند و  تصویر ساز، نگین احتسابیان است. او مسئولیت مشاهده خشونت خانگی و اهمیت گزارش آن را  با دو روایت مختلف و به زبان ساده به تصویر کشیده است.

Read more …

آبان
۱۴
۱۳۹۷
گزارش خشونت خانگی در سوئد، یک وظیفه شهروندیست
آبان ۱۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Unhappy boy showing hand sign enough. Against violence. Stop the violence. Sad child closed his eyes. Portrait on the dark background. Pop Art vector  illustration
image_pdfimage_print

Photo: Gala2205/depositphotos.com

نعیمه دوستدار

یوزفین، معلم کلاس زبان سوئدی برای مهاجران، خاطرات زیادی از شاگردانش دارد که هر کدام به نوعی قربانی خشونت خانگی شده‌ بودند. او و همکارانش، بخشی از زمان خود را  صرف پیگیری این موارد و گزارش‌دهی به نهادهای مسوول می‌کنند؛ امری که برای جامعه سوئد یک مداخله مزاحم نیست و یک وظیفه شهروندی به حساب می‌آید.

 یوزفین می گوید تعداد موارد خشونت خانگی در میان مهاجران کم نیست و گاهی نتایج بدی هم دارد، چون اغلب این زنان به محض ورود از حق و حقوق خود آگاه نیستند و ممکن است سال‌ها تحت خشونت باقی بمانند. با این حال، یوزفین تایید می‌کند که مردان سوئدی هم از خشونت مبرا نیستند: «بقایای عادت به خشونت علیه زنان هنوز در آن‌ها هم پررنگ است اما فرقش این است که آن‌ها می‌دانند در صورت اعمال خشونت، سر و  کارشان با قانون است.»

کشورهای اسکاندیناوی به برابری حقوق زنان و مردان شهرت دارند اما برای بسیاری مطلع شدن از آمار خشونت خانگی در این کشورها تعجب‌انگیز است. کشور سوئد که خود را کشوری فمینیست می‌خواند، آمار قابل توجهی در خشونت علیه زنان دارد که بر اساس تحقیقات انجام شده، دلیل آن گزارش‌دهی گسترده زنان از موارد خشونت خانگی و گسترش شمول آزارهای خانگی نسبت به دیگر کشورهای اروپایی و جهان است.

 سال ۲۰۱۰ در سوئد، بیش از ۲۷۰۰۰ مورد خشونت علیه زنان بالای ۱۵ سال گزارش و ثبت شده است و به طور متوسط سالانه در حدود ۱۶ زن توسط مردی که با او روابط نزدیکی در گذشته داشته و یا اکنون دارد، به قتل می‌رسند.  تنها طی سال گذشته میلادی، ۳۵ هزار مورد خشونت گزارش شده است. این رقم انواع خشونت از جمله آزار کودکان را شامل می‌شود.

بیشتر بخوانید:

تجاوز و خشونت خانگی در قلب اروپا

از سوختن تا سوزانده شدن

سوئد چگونه به جنگ خشونت خانگی رفت؟

برای تحقق برابری جنسیتی و مقابله با خشونت خانگی، ۲۰ سال پیش سوئد اقدام به تصویب قانونی برای مبارزه با خشونت خانگی کرد. سال ۱۹۹۸ پارلمان سوئد، قانون مبارزه با خشونت علیه زنان را تصویب کرد که حاصل کار پنج ساله دو کمیته تحقیق درباره خشونت علیه زنان و سو استفاده جنسی از زنان در جامعه سوئد بود.

اکنون به دنبال سال‌ها تلاش فعالان مدنی، افشای خشونت خانگی دیگر به اندازه گذشته تابو نیست و زنان کمتری خشونت را سالیان سال پنهان می‌کنند. اداره پلیس نه تنها آزارگران خانگی را تحت تعقیب قرار می‌دهد، که پخش ویدئوهای افشا‌کننده بخشی از برنامه پلیس سوئد برای مبارزه با خشونت خانگی است.

پلیس اعلام کرده پخش این ویدئوهای افشاگر نتیجه‌بخش بوده است. به نظر مقامات پلیس، تعداد بالای گزارش‌های رسیده به پلیس از خشونت خانگی، این موضوع را نشان می‌دهد که خشونت خانگی دیگر یک مساله مخفی نیست.

هلن فورسبک، از هیات مدیره پلیس ملی سوئد، در مصاحبه‌ای گفته: «ابهامات زیادی در مورد تعداد این‌گونه شکایت‌ها وجود دارد، اما مسلم است که موارد گزارش‌شده خشونت علیه زنان در دهه اخیر افزایش داشته است. فکر می‌کنم این موضوع بیشتر به دلیل بالا رفتن آگاهی و حمایت در سطح ملی از قربانیان است.  زنان اکنون جرات می‌کنند به پلیس مراجعه و رسما شکایت کنند.»

بر اساس قانون مبارزه با خشونت خانگی سوئد، مردی که در یک رابطه نزدیک، زنی را مورد خشونت قرار دهد، به خاطر سلب شدید آسایش زن به مجازات محکوم خواهد شد. درمورد نزدیکان دیگر نیز، فردی که مرتکب خشونت شده به دلیل سلب آسایش، محکوم می شود. کسی که در یک رابطه نزدیک از خشونت استفاده می‌کند، می‌تواند به دلیل ضرب و شتم یا تهدید نیز محکوم شود.

عضو کانال تلگرام خانه امن شوید.

در کشور سوئد، اغلب مراکز کمک‌های فوری به زنان توسط سازمان های غیر‌دولتی و با کمک افراد داوطلب، اداره می‌شوند و مراکز کمک‌های فوری به زنان و حتی دختران، در تمام کشور وجود دارد. درباره این مراکز می‌توان در این وب‌سایت اطلاعات بیشتری به دست آورد.

اداره خدمات اجتماعی بیشترین مسوولیت را برای ارائه کمک به کودکان، زنان و مردانی که با خشونت از سوی نزدیکان زندگی می‌کنند، بر عهده دارد. کمون‌ها نیز مسوولند که به زنان و کودکانی  که مورد خشونت قرار گرفته‌اند، در خانه‌های امن پناه بدهند.

بر این اساس در بسیاری از کمون‌ها، دایره بحران وجود دارد که به زنان و کودکان خشونت‌دیده، کمک می‌کند. دایره بحران ویژه‌ای نیز وجود دارد که به مردان کمک می‌کند تا دست از خشونت بردارند. برای کسی که مورد تهدید و خشونت قرارگرفته و به کمک احتیاج دارد، تماس با خط تلفنی آسایش زنان راهگشاست. خط تلفنی آسایش زنان همیشه آزاد است و زنگ زدن به آن تلفن هزینه‌ای در بر ندارد. حتی لازم نیست که فرد هنگام تماس نام خود را بگوید و خود را معرفی کند. در وب‌سایت خط تلفنی آسایش زنان، اطلاعات مربوط به این موضوع به زبان‌های مختلف وجود دارد.

زنان در معرض خشونت می‌توانند به مرکز Terrafem (شماره تلفن: ۵۲۱۰۱۰ – ۰۲۰ ) نیز زنگ بزنند. کارکنان این مرکز به ۵۰ زبان خدمات ارائه می‌دهند. تماس با این مرکز در روزهای عادی هفته از ساعت ۸ تا ۱۷ ممکن است و تلفن این مرکز هم رایگان است. همچنین این امکان وجود دارد که فرد تماس‌گیرنده نام و شماره تلفن خود را بگذارد تا کارکنان Terrafem به او زنگ بزنند.

مرکز کمک‌های فوری به زنان (kvinnojour)، نیز سازمان دیگری است که کمک و پناه در اختیار زنان و کودکانی می‌گذارد که در روابط نزدیک مورد خشونت قرار گرفته‌اند.

آبان
۱۱
۱۳۹۷
می‌ترسیدم موقع خواب مرا بکشد.
آبان ۱۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
shutterstock_611064491
image_pdfimage_print

Photo: Cyrsiam/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

آن زن  را در دوران دانشگاه دیدم؛ موقعی که از او خواستم با هم قرار بگذاریم، تازه با دوست پسر قبلیش بهم زده بود. اوایل همه‌ چیز خوب بود اما خیلی زود شروع کرد به گیردادن به لباس‌های من. با ادامه یافتن رابطه‌مان تصمیم گرفتیم نامزد کنیم اما او به من فحش می‌داد و با گفتن اینکه من او را نادیده می‌گیرم ناراحتم می‌کرد. وقتی دوست‌های مذکر خودم را ملاقات یا به آنها تلفن می‌کردم حسودی می‌کرد. درحالیکه پیش از آنکه با او ملاقات کنم با آنها برای خوردن پیتزا و نوشیدنی  بیرون می‌رفتم. او مرا متهم می‌کرد که به زنان دیگر نگاه می‌کنم. تحقیرم می‌کرد و توانایی‌هایم را دست کم می‌گرفت. هیچ‌وقت قبول نمی‌کرد که اشتباه می‌کند، دو بار هم مرا زد.

وقتی از دستش ناراحت می‌شدم، می‌ترسیدم موقع خواب مرا کتک بزند یا مرا بکشد.

چطور برخورد کردم؟

وقتی متوجه شدم از رفتار او شکنجه می‌شوم، سعی کردم مدارا کنم. هرچه زمان گذشت متوجه شدم او به من علاقه‌ای ندارد. تصمیم‌ گرفتم و روی پای خودم ایستادم. وقتی جدا شدیم یکی دو ماه دوره تروماتیکی را گذراندم. خدایا! خیلی سخت بود. با کسانی که به حرفم گوش می‌کردند حرف می‌زدم. در اینترنت جستجو کردم تا بفهمم چرا باید خودم را قانع کنم که من در این رابطه گناه‌کار نبوده‌ام. کم‌کم اعتماد به نفسم را دوباره به دست آوردم.

چطور وضعیت عوض شد؟

تغییر وضعیت آهسته اتفاق افتاد. از نظر مالی خودم را از او و خانواده‌اش جدا کردم. بعد بیرون رفتن را شروع کردم و به فعالیت‌هایی که قبلا انجام می‌دادم برگشتم. این کار ارزشم را به من برگرداند. احساس مهم بودن کردم، سعی کردم از طریق تجربه خودم به دیگران کمک کنم. موقعی که به دلیل آزارهای او احساس بدی داشتم، غرورم به شدت شکسته می‌شد تا جایی که فکر می‌کردم این سرنوشتم است و باید آن را بپذیرم.

چگونه قوی‌تر شدم

او را بخاطر آزارهایی که از او دیده بودم ببخشم. بعد خانواده و دوستانم از من حمایت کردند.  تلاش کردم از چند کشیشی که از دوستانم بودند مشورت بخواهم. این آدم‌ها تنها با شنیدن حرف‌های من و همدلی‌هایشان به من کمک کردند. تلاش کردم زندگی‌ام را جمع‌وجور کنم، اهداف جدید برای خودم تعیین کردم و خودم  برای آینده آماده کردم. کنترل زندگیم را دوباره به دست گرفتم. لباس‌هایی را که او دوست نداشت دوباره پوشیدم. دست به‌ عمل زدم و دوبار خودم شدم.

پیام من به کسی که مورد آزار قرار می‌گیرد

بخاطر خدا و خودتان فورا از این رابطه خارج شوید، این جور افراد بهتر نخواهند شد، همان طور سرکه تبدیل به شراب نخواهد شد. هرچه بیشتر در رابطه خشونت‌بار بمانید وضعیت بدتر خواهد شد و در نهایت شما قربانی خواهید بود و زخم‌هایتان بزرگ‌تر و عمیق‌تر خواهد شد. اگر دور اول قربانی‌سازی باعث تغییر رفتار او نشد ترکش کنید. هیچ‌وقت فرصت دوباره‌ای ندهید. شرکای دیگری وجود دارند که صد در صد برای شما بهتر هستند. بهتر است در برزخ تنها بمانید تا اینکه با او در جهنم باشید.

مهر
۱۳
۱۳۹۷
اجبار زن به سکونت در کنار خانواده شوهر
مهر ۱۳ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
shutterstock_685236400
image_pdfimage_print

Photo: Matt Amery//www.shutterstock.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

در روابط بین زن  و شوهر محل سکونت همواره یکی از موارد اختلاف بوده است. گاهی زن و شوهر در مورد اینکه در کدام شهر، محله و یا خانه سکونت کنند، دچار اختلاف‌نظر می‌شوند. در برخی موارد یکی از دو طرف خواهان زندگی با خانواده خود است و این سبب اختلاف می‌شود. اختلاف بر مبنای مسکن گرچه طبیعی است و مشکل حادی ایجاد نمی کند، اما گاهی ممکن است پدیدآورنده خشونت خانگی شود. این مساله در ایران به‌ویژه در مورد زنان بیشتر مشاهده می‌شود. در واقع وجود قوانین تبعیض‌آمیز در مورد حق انتخاب مسکن، زنان را مجبور به اطاعت از شوهر و زندگی در منزل مورد نظر او می‌کند.

بر اساس قوانین ایران انتخاب مسکن به عهده شوهر است و زن باید از تصمیم شوهر تبعیت کند، مگر اینکه در عقدنامه و یا سند دیگری از قبل برخلاف آن شرط شده باشد. بر طبق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی ایران: «زن باید درمنزلی که شوهرتعیین می‌کند سکنی نماید مگر آنکه اختیارتعیین منزل به زن داده شده باشد.» این ماده فرض را بر این گذاشته که مرد حق تعیین مسکن را دارد. همین امر می‌تواند به نوعی خشونت خانگی را دامن زند. مرد ممکن است همسرش را به زندگی در شهر یا خانه‌ای که زن تمایل به زندگی در آنجا ندارد، ملزم کند. ممکن است شهری که مرد برای سکونت انتخاب می‌کند، فاصله بسیار دوری با محل زندگی قبلی زن و خانواده‌اش داشته باشد و این سبب شود که نتواند با  خانواده خود به راحتی دیدار کند.

مسکن متناسب با شان زن

در انتخاب مسکن از سوی شوهر، باید شان و موقعیت اجتماعی همسر در نظر گرفته شود. مرد گرچه حق انتخاب مسکن را دارد، اما نمی‌تواند مسکنی انتخاب کند که به روشنی با شان و منزلت زن در تعارض باشد. شان و موقعیت اجتماعی زن بر اساس زندگی قبل از ازدواج و یا وضعیت زندگی خویشاوندان نزدیک او تعیین می‌شود. موقعیت مالی زن، شغل او، موقعیت اجتماعی پدر و مادر و مسائلی از این دست موقعیت اجتماعی زن را تعیین می‌کند. به عبارت دیگر مرد باید با رجوع به عرف، مسکنی مناسب با وضعیت زن تهیه کند. البته منظور این نیست که مرد موظف به تهیه مسکنی کاملا برابر یا برتر از مسکن قبل از ازدواج زن است، بلکه باید شرایطی نزدیک به آن داشته باشد.

بر اساس ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی: «نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.» از متن ماده پیداست قانونگذار تهیه مسکن متعارف و متناسب با وضعیت زن را مورد نظر قرار داده و آن را از وظایف مرد دانسته است. با توجه به اینکه یکی از موارد نفقه مسکن مناسب است، زن در صورت عدم تهیه مسکن مناسب می‌تواند به دادگاه رجوع کرده و بخواهد که شوهرش را ملزم به تهیه مسکن مناسب کند. البته باید توجه کرد در عمل دادگاه‌ها نسبت به عدم تمایل زن به سکونت در خانه‌ای که شوهر در نظر گرفته، توجه چندانی نمی‌کنند.

قانون انتخاب مسکن را بر عهده شوهر گذاشته و  چون متناسب نبودن مسکن با شان زن یک مساله عرفی است، راه برای اعمال سلیقه در تفسیر باز است. اگر زن خانه مشترک را به صرف اینکه تمایلی به زندگی در آن ندارد و یا از محل سکونت خانواده‌اش دور است ترک کند، مرد می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و درخواست الزام او به تمکین یعنی بازگشت به خانه مشترک را بکند. اگر زن به دستور دادگاه عمل نکند، ناشزه محسوب شده و حق نفقه را نخواهد داشت. اسقاط حق نفقه در این مواقع  خود نوعی خشونت اقتصادی علیه زن است.

زندگی با خشونت‌گر

الزام زن به سکونت در خانه مشترک هنگام بروز خشونت خانگی، زن را وادار می‌کند که با خشونت‌گر خود در یک محل زندگی کند. اگر زنی از یک طرف در خانه خشونت ببیند و از طرف دیگر مجبور به زندگی در آن خانه باشد، خود را در معرض تکرار خشونت از سوی خشونت‌گر قرار می‌دهد.  به همین دلیل قوانین بسیاری از کشورها برای زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی خانه‌های امنی را پیش‌بینی کرده‌اند. البته در حقوق ایران قانونگذار پیش‌بینی کرده که در برخی موارد، زن می‌تواند خانه مشترک را ترک کند. بر طبق ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی ایران: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.»  این ماده تا حدودی توانسته مبنایی برای زنان قربانی خشونت خانگی باشد تا در هنگام ترک خانه مشترک از حقوق مالی خود محروم نشوند. بنابراین هر چند زن موظف است در خانه ای که شوهر تعیین می‌کند سکونت کند، اما اگر از طرف مرد خشونتی اعمال شود زن می‌تواند خانه مشترک را ترک کند.

مورد دیگری که می توان به آن اشاره کرد الزام زن به سکونت در کنار خانواده شوهر است. در جامعه ایران گاهی مشاهده می‌شود که مرد پس از ازدواج در کنار خانواده خود زندگی می کند، یا برخی اعضای خانواده خود را در خانه سکونت می‌دهد. به عنوان مثال ممکن است مردی  پدر و مادر پیر خود را در خانه خود سکونت دهد. معمولا در این گونه مواقع همسر به دلایل مختلفی تمایل به زندگی در کنار خانواده شوهر ندارد و حتی گاهی زن از طرف خانواده شوهر قربانی خشونت خانگی است. خشونت‌های کلامی فراوان‌ترین نوع خشونت در این گونه موارد است. قوانین ایران در این مورد مقرراتی را پیش‌بینی نکرده‌اند. از یک طرف می‌توان گفت که فرزندان موظف به نگهداری از پدر و مادر ناتوان خود هستند، اما از سوی دیگر باید گفت که زن الزامی به زندگی در کنار خانواده شوهر ندارد.

مهر
۱۲
۱۳۹۷
ماجرای ژاکلین: «می‌خواستم از فرزندم دفاع کنم»
مهر ۱۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
shutterstock_193392650
image_pdfimage_print

Photo: Dmitri Ma/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

من از مردی آزارگر و خشونت‌طلب یک فرزند دارم. پیش از به دنیا آمدن بچه، او مرا مورد خشونت قرار نمی‌داد، آن‌ موقع فقط آدمی با شخصیتی نامطمئن و متزلزل بود. وقتی فرزندم به دنیا آمد او اهرم فشاری برای تسلط بر من پیدا کرد. شوهرم احساس می‌کرد کودک همه وقت مرا گرفته است. اگر بچه او را نیمه شب بیدار می‌کرد مقصر من بودم؛ سرم را به دیوار می‌کوبید و یا وقتی دخترم صبح‌ها بخاطر بازی و سروصدا از خواب بیدارش می‌کرد بر سر بچه فریاد می‌زد. با این حال من به این زندگی ادامه می‌دادم چون گمان می‌کردم وقتی بچه بزرگتر شود شوهرم تغییر خواهد کرد.

یک روز بچه مشغول آواز خواندن با یک شوی تلوزیونی بود که پدرش از تخت‌خواب بیرون آمد و شروع به داد و فریاد کرد. از او خواستم کوتاه بیاید اما این کار باعث شد از کوره دربرود و به سمتم حمله‌ور شود. ضربات او به قدری محکم بود که باعث کبودی چشم‌هایم شد اما تنها چیزی که برایم مهم بود دفاع از بچه بود. دقیقا همان روز بود که خانه را ترک کردم. شوهرم هم علاقه‌ای به بودن با ما نداشت.

چطور کنار آمدم

پیش از اینکه او را ترک کنم با مادرم تماس گرفتم. پیش از آن چیزی به کسی نگفته بودم چون این مساله باعث شرم و خجالتم بود؛ من نمی‌خواستم کسی از دست شوهرم عصبانی باشد. اجاره خانه را کنسل کردم و او را از خانه بیرون انداختم. خودم هم تا ۶ ماه با خانواده‌ام زندگی کردم تا بتوانم خود را بازیابی کنم.

چگونه وضعیت تغییر کرد

حالا من درس می‌خوانم و فرزندم را به مهدکودک می‌فرستم. من هنوز تنها هستم و اعتماد کردن به مردها برایم دشوار است.  در این لحظه تنها زندگی کردن برایم خوشایند است و از اینکه چنین مردی را ترک کرده‌ام خوشحالم. اما بزرگترین تغییر مثبت در زندگی دخترم اتفاق افتاده است؛ او حالا قوی و خوشحال است و با شادی آواز می‌خواند. می‌دانم که او تحت خشونت قرار گرفته است و برای اینکه بتواند به خود متکی باشد به من احتیاج دارد؛ او باید بتواند به من تکیه کند.

چطور قوی‌تر شدم

مادرم از ابتدا به من کمک زیادی کرد. او مانع از آن شد که دوباره به این رابطه برگردم و در مراحل قانونی همراهیم کرد. اما بزرگترین کمک بازگشت شان و منزلتم بود. من اکنون شادتر و قوی‌تر هستم و ارتباط نزدیکتری با فرزندم دارم. حالا که از دور به ماجرا نگاه می‌کنم از اینکه چرا در رابطه با چنین مردی مانده بودم از خود تعجب می‌کنم. اکنون آزادم که هر جا می‌خواهم بروم، هر کسی را که دوست دارم ببینم، هرکاری که می‌خواهم بکنم و از همه مهم‌تر دخترک نازنیم می‌تواند هر وقتی که بخواهد برقصد و آواز بخواند ( و البته که من او راه همراهی می‌کنم.)

به قربانی آزارو خشونت چه خواهم گفت

به نقش قربانی تن ندهید؛ شما یک انسان هستید و به اندازه هر کس دیگری در زندگی حق دارید که شاد باشید، آواز بخوانید و برقصید؛ بیخیال به مردی که این را نمی‌خواهد. وقتی مورد آزار و سواستفاده قرار می‌گیرید از یاد می‌برید که شما مهم‌ترین فرد زندگی‌تان هستید و فکر می‌کنید آن به اصطلاح همراه و شریک زندگی مهم‌ترین فرد زندگی‌تان است؛ کسی که می‌خواهد این نمایش را به تنهایی اجرا کند.

پس بلند شو، از این رابطه بیا بیرون و پشت سرت را نگاه نکن.

می خواهم به کسانی که مثل من فرزندی دارند بگویم اگرچه که مهم است فرزندتان هم پدر داشته باشد و هم مادر اما از آن مهم‌تر داشتن حق امنیت به عنوان یکی از حقوق اساسی انسان است. من معتقدم شریک آزارگر یک والد آزارگر است.

مهر
۶
۱۳۹۷
یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی
مهر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Photo: Syda Productions/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Syda Productions/www.shutterstock.com

“پروژه آگاهی‌بخشی درباره خشونت خانگی DVAP ” ابتدا در اکتبر ۱۹۸۱ یک روز را به عنوان روزی برای اتحاد نام‌گذاری کرد. هدف این روز ایجاد همبستگی و پیوند میان همه حمایت‌گرانی بود که برای پایان دادن به خشونت علیه زنان و کودکان تلاش می‌کردند.

اندکی بعد این روز تبدیل به یک هفته مخصوص مبارزه با خشونت خانگی شد که بیشتر به برگزاری یادبود برای جانباختگان خشونت خانگی و برپایی جشن نجات برای نجات‌یافتگان اختصاص داشت. سرانجام در سال ۱۹۸۷، ماه اکتبر به نام ماه آگاهی‌بخشی درباره خشونت خانگی نامیده شد.

خشونت خانگی را می‌توان مساله همه جامعه دانست. هر کسی ممکن است در چارچوب روابط خانوادگی قربانی خشونت خانگی و یا حتی خشونت‌گر باشد. بر اساس آمارها بخش زیادی از قربانیان و نجات‌یافتگان خشونت خانگی زنان هستند. البته باید دقت کرد که خشونت خانگی با خشونت علیه زنان یکی نیست. قربانیان خشونت خانگی ممکن است علاوه بر زنان شامل کودکان، افراد دارای معلولیت، سالمندان، دگرباشان و یا حتی مردان باشند. از سوی دیگر خشونت علیه زنان نیز به طور انحصاری در داخل خانه و یا بستر خانوادگی رخ نمی‌دهد. این خشونت ممکن است در خیابان، محیط کار و … باشد.

با توجه به اینکه ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر به عنوان شانزده روز نارنجی به طور اختصاصی به مساله خشونت علیه زنان پرداخته می‌شود، خانه امن تصمیم گرفت تا در ماه اکتبر به دیگر گروه‌های درگیر در خشونت خانگی بیشتر توجه کند.

به همین دلیل هفته اول ماه اکتبر (۱ تا ۸ اکتبر/ ۹ تا ۱۶ مهر) را هفته مبارزه با خشونت خانگی علیه سالمندان نامیدیم.

هفته دوم اکتبر (۸ تا ۱۵ اکتبر/ ۱۶ تا ۲۳ مهر) را به مساله خشونت خانگی علیه کودکان اختصاص دادیم.

هفته سوم ماه اکتبر (۱۵ تا ۲۲ اکتبر/ ۲۳ تا ۳۰ مهر) را هفته خشونت خانگی علیه افراد دارای معلولیت نامیدیم.

و سرانجام هفته چهارم (۲۲ تا ۲۹ اکتبر/ ۳۰ مهر تا ۷ آبان) را بیشتر در مورد خشونت خانگی علیه دگرباشان جنسی خواهیم نوشت.

در این ماه با خانه امن همراه شوید تا بیشتر درباره خشونت خانگی بخوانیم و بدانیم. گاآ

شهریور
۳۰
۱۳۹۷
چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم
شهریور ۳۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_785222245
image_pdfimage_print

Photo: 13_Phunkod/shutterstock.com

باران خسروی

همه ما دیده‌ایم چگونه سازمان‌ها، از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها در راستای اهداف خود استفاده می‌کنند.  همه ما داستان‌هایی شنیده‌ایم که چگونه متخصصان رسانه، با دست‌کاری هوشمندانه مطبوعات، به بهبود یا تخریب یک تصویر کمک کرده‌اند. مثال بارز،  چهره‌پردازی رسانه‌ها و حمایت از یک نامزد انتخاباتی با اهداف خاص سیاسی است که می‌تواند موجب پیروزی او شود.

 «همان‌طور که از واژه‌ رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های فردی به فرد یا افراد دیگر. امروزه معمولا آنچه به‌عنوان رسانه در گفتگوها و مقاله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه‌های ارتباطی (Communication Media)  اشاره دارد. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانه‌های ارتباطی به وجود آمدند که با رسانه‌های جمعی(Mass Media) تفاوت دارند. رسانه‌هایی که امروزه به عنوان شبکه‌های اجتماعی یا Social Media شناخته می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها شبکه‌سازی است.»

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید از رسانه‌ها به نفع هدف خود استفاده کنید. در سال‌های اخیر بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاست‌گذاران، از رسانه‌های ارتباطی و اجتماعی برای تغییرات اجتماعی و فرهنگ‌سازی استفاده کرده‌اند که البته بسته به ساختار سیاسی و اجتماعی آن جامعه، نوع استفاده از آن رسانه متفاوت بوده است.

 در این مطلب به این می‌پردازیم که شما به عنوان یک حمایت‌گر، چگونه می‌توانید در راستای هدف خود که محو خشونت خانگی است، از رسانه‌ها بهره ببرید.

شما تنها نیستید

همان‌طور که می‌دانید، خشونت‌دیده به شدت می‌تواند ایزوله  و تنها شود، احساس گناه کند، احساس این که مقصر اوست و در این مسیر تنهاست. امروز افراد می‌توانند شناخته یا ناشناخته، روایت‌هایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. رسانه یک ابزار قوی در انتقال و به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها بوده است، مثلا هشتگ من‌هم (#Metoo) که چندی پیش در رسانه‌های اجتماعی داغ شد، هم‌صدایی و حمایت‌گری جامعه‌ای را نشان می‌داد که سعی در برچسب‌زدایی و شرم‌زدایی از قربانی بودن دارد. در عین حال نشان داد که خشونت امری جهانی است و مرز، رنگ و طبقه نمی‌شناسد. در نتیجه شاید بتوان گفت، رسانه توانایی این را دارد که درد مشترک یا مساله مشترک را جهانی کند و احساس تنهایی در این مساله را از قربانی بگیرد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮی از ﺗﺠربه‌های دﺳﺖ اول

یکی از راه‌هایی که رسانه‌ها در بحث خشونت خانگی می‌توانند اثرگذار باشند، بحث استفاده از تجربه‌های دیگران است. آن‌ها که در شرایط مشابه ما بوده‌اند، چه کرده‌اند و چه مسیری رفته‌اند.  همچنین رسانه‌ها به ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش کمک می‌کنند. آن‌ها می‌توانند افراد را به صورت آن‌لاین و از راه دور آموزش دهند و به این ترتیب روش‌های یادگیری و آموزش سنتی را بشکنند.

اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن :

رسانه‌ها منابع خوبی در یادگیری هستند. البته این یادگیری می‌تواند هم اثر خوب و هم اثر بد داشته باشد. در واقع رسانه ها می‌توانند تاثیر منفی داشته باشند، همان طور که داشته اند. به عنوان مثال انتقاد بارزی که به رسانه‌ها همیشه وجود داشته است، این است که خود به بازسازی خشونت کمک می‌کنند.  اما در عین حال رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در یادگیری و بالا بردن دانش عمومی در مورد خشونت خانگی داشته باشند.  مثال برنامه‌های آموزشی است که هدف آن‌ها کمک به خشونت‌دیده است یارسانه‌های اجتماعی که در سال‌های اخیر نقش عمده‌ای در بالابردن دانش افراد عمومی جامعه در بحث خشونت خانگی داشته است.

دسترسی به سرویس :

رسانه‌ها می‌توانند دسترسی به سرویس را بسیار راحت‌تر کنند. از یک طرف تبلیغات رسانه‌ای و از طرف دیگر به اشتراک‌گذاری تجربه افراد در رسانه از خدماتی که از سرویس‌های مختلف اجتماعی گرفته‌اند، بسیار کمک کننده است . به عنوان مثال سرویس مشاوره‌ای که بعضی از برنامه‌ها می دهند. یا اگر شما اگر قربانی خشونت هستید، کافی است جستجوی کمی در صفحه‌ رسانه‌های اجتماعی مختلف داشته باشید و به راحتی صفحه‌ سازمان‌های کمک‌دهنده به قربانیان را پیدا کنید و از آن‌ها کمک بخواهید.

رسانه‌ها مرزها را می‌شکنند

در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند، که در پرتو آگاهی‌دهی آن‌ها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و  ساکنان زمین  به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند. به این وسیله رسانه‌ها به راحتی می‌توانند تجربه‌های کشورهای مختلف و مسیری که در محو خشونت خانگی رفته‌اند را به ما نشان دهند.

رسانه‌ها و حمایت از کمپین‌ها

 رسانه‌ها نقش عمده‌ای درحمایت از کمپین‌های آگاهی‌رسانی داشته‌اند. از طریق ابزار رسانه، بسیاری از کمپین‌ها توانسته‌اند پیغام خود را به صورت سریع‌تر و راحت‌تر به مخاطب مردمی برسانند و در سطح گسترده‌ای بر مساله خشونت خانگی تاثیر بگذارند و در جهت تغییرات اجتماعی پیش ببرند.

تاثیر رسانه‌ها بالاتر از این مواردی است که اشاره شده است و همان‌طور که گفته شد این تاثیر گاهی مخرب هم هست. اما شما می‌توانید با توجه به هدف حمایت‌گری خود، از رسانه‌ها  با هوشمندی و آگاهی استفاده کنید و بهره مثبت ببرید تا به  هدف محو خشونت خانگی، تغییرات اجتماعی و حمایت خاص از خشونت‌دیدگان کمک کنید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳