صفحه اصلی  »  خشونت خانوادگی
image_pdfimage_print
مرداد
۵
۱۳۹۷
علت «قتل‌های خانوادگی» در ایران از نگاه یک جامغه‌شناس؛ «فرهنگ زیاده‌خواهی»
مرداد ۵ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
shutterstock_1126785392
image_pdfimage_print

 

جامعه > آسیب‌ها – ایسنا نوشت: پلان اول: در شهریور ماه ٩۶ قتل عجیبی در تهران به وقوع پیوست. یک مدرس دانشگاه با دعوت از والدینش از شهرستان به تهران ، پدر و مادرش را در دفتر کارش واقع در خیابان پاسداران به قتل رساند. او بعد از بازگشت به خانه، همسر و پسر ١۴ ساله خود را هم کشت و نهایتا خودکشی کرد. اما چرا؟ ظاهر ماجرا در دست‌نوشته‌ باقی‌مانده از او می‌گفت علت انجام این قتل‌ها بدهی هشت میلیارد تومانی بوده.

 

پلان دوم: شهریور ۹۶، پدری دو دختر ١٩ و ٢٢ ساله خود را به قتل رساند و سپس با قرص برنج خودکشی کرد. این حادثه در حالی رخ داد که مادر خانواده به مدت ۵٠ روز خانه را ترک کرده بود.

پلان سوم: شهریور ماه سال ٩۶ یک نفر از مأموران کلانتری بعد از گذشتن تنها شش ماه از ازدواجش ، همسر و پدر و مادر همسرش را به گلوله بست که در این حادثه ، همسرش جانش را از دست داد.

این‌ها تنها سه پرونده با عنوان «قتل‌های خانوادگی» است که در آن اعضای خانواده، قربانی جنایت یک عضو آن می‌شوند؛ داستان‌هایی که دیگر داستان نیستند؛ داستان‌هایی که شاید قرار بوده همان مادری که جلوی چشم فرزندش به قتل رسیده یا پدری که فرزندش را کشته، برای هم بخوانند.

اما چرا یک عضو خانواده که از آن به عنوان مهمترین نهادهای بشری یاد می‌شود، باید دست به چنین جنایتی بزند؟

«احمد بخارایی»، مدرس دانشگاه، با اشاره به قتل‌هایی که قاتل و مقتول عضو یک خانواده هستند، می‌گوید: بر اساس آمارها در سال ٩۶ حدود ٣٠٠ مورد قتل خانوادگی رخ داده و این عدد تنها بخشی از آماری است که به طور رسمی ثبت شده؛ زیرا در فرهنگ و تفکر بعضی افراد در برخی مناطق کشور و برخی اماکن و محله‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها ، گزارش قتل‌های خانوادگی، رفتاری هنجار شکنانه تلقی می‌شود و افراد ترجیح می‌دهند این دسته از قتل‌ها پوشیده بماند.

این مدرس دانشگاه همچنین از افزایش سه برابری آمار قتل‌های خانوادگی در سه دهه اخیر خبر می‌دهد؛ روندی که به گفته او می‌تواند ادامه پیدا کند.

به عقیده بخارایی ، دستیابی به هویت اجتماعی یکی از عوامل تشکیل خانواده است؛ اما در سطوح بالاتر برخی افراد بعد از تشکیل خانواده دچار فقر و مشکلات مالی شده و به این ترتیب یکی از علت‌های قتل‌های خانوادگی شکل می‌گیرد. در این شرایط در زمانی که نرخ بیکاری در جامعه افزایش می‌یابد و نیازهای معیشتی افراد که برای رفع همان نیازها تشکیل خانواده داده‌اند برطرف نمی‌شود ، بحران اقتصادی از جامعه به خانواده منتقل می‌شود.

بخارایی همچنین معتقد است « فرهنگ ما فرهنگ مصرفی و زیاده‌خواهی است و ما عادت نکردیم به حداقل‌ها راضی شویم» و می‌افزاید: زمانی که الگوهای فرهنگی و موانع اقتصادی در هم تنیده شوند ، برون‌داد آن ها وقوع قتل‌های خانوادگی است .

این جامعه شناس با بیان اینکه « در بین قتل‌های خانوادگی زن‌ها بیشتر نقش مقتول را ایفا می‌کنند و مردها قاتل» ادامه می‌دهد: انتقام‌گیری و تبعیض اجتماعی نیز از دلایلی است که گاهی به قتل‌های خانوادگی منجر می‌شود. در این رابطه در موضوع تبعیض‌ها باید اصلاحات قانونی صورت بگیرد و در بحث انتقام‌گیری نیز پخش آموزش‌های مهارکردن کینه در صدا و سیما و تدریس آنها در در مدارس می‌تواند تاثیرگذار باشد.

وی در توضیح «اصلاح تبعیض‌ها» ادامه می‌دهد : در زمان خیانت مرد به زن، قانون پشتوانه زن نیست ، اما بالعکس در زمان خیانت زن به مرد ، قانون پشتوانه مرد است.

وی از بدترین پیامدهای قتل‌های خانوادگی را سکوت زنان می‌داند و می‌گوید: برخی زنان بعد از اطلاع پیدا کردن از موارد مشابه قتل‌ و ناملایمات ، زمانی که از سوی اعضای خانواده مورد ظلم قرار می‌گیرند ، حاضر به تن‌دادن به ظلم می‌شوند و سکوت می‌کنند؛ چون از حمایت قانونی برخوردار نیستند و این امر متاسفانه ناشی از ساختار مردسالارانه در جامعه ماست.

به عقیده بخارایی، عدم درک شرایط نوین خانواده‌ها نیز می‌تواند آمار قتل های خانوادگی را افزایش بدهد.

وی برای نمونه می‌گوید: اگر فرزندی دیر به خانه بر می‌گردد در ذهن والدین این تفکر نقش می‌بندد که او در حال انجام عمل نادرست و کج‌روانه‌ای بوده؛ در حالی که لزوما نمی‌توان قضاوتی این‌چنینی داشت.

به گفته‌ این جامعه‌شناس، همچنین « در جامعه‌ای که «انزواگزینی» رواج پیدا کند و افراد به مشارکت خوانده نشوند، افراد منزوی دست به خودکشی یا مصرف مواد مخدر می‌زنند. در حال حاضر نیز مصرف مواد مخدر در میان نوجوانان و جوانان اعم از دختران و پسران افزایش پیدا کرده و میانگین سن اعتیاد نیز در میان دختران کاهش داشته است .»

این مدرس دانشگاه همچنین به یک موضع دیگر به عنوان « تأیید رویه انتقام‌گیری از سوی افراد» اشاره می‌کند و می‌گوید که « بعد از مدتی تعداد افرادی که از این رویه به جای مراجعه به قانون استفاده می‌کنند افزایش می‌یابد، همچنین با افزایش قتل‌ها استفاده از آلت‌های قتاله نیز رایج می‌شود.»

بخارایی در ادامه در ارتباط با راههای کاهش خشونت نیز می‌گوید: انتقام‌گیری در زمان‌های گذشته مختص برخی خرده‌فرهنگ‌ها بود و گفته می‌شد در صورت نیاز، خود افراد انتقام می‌گیرند و ریش‌سفید قبیله هم این مسئله را تایید و تجویز می‌کرد، حتی فردی که مرتکب قتل می‌شد قاتل محسوب نمی‌شد ، اما در حال نمی‌توان به این ر وش عمل کرد و باید برای مقابله با این شکل از خشونت از طریق آموزش‌های فروکش خشونت، اقدام کرد.

بخارایی در پایان به مسائل اقتصادی هم اشاره می‌کند و می‌گوید که توجه به اشتغال‌زایی و کاهش نرخ بیکاری به ویژه در جامعه شهری، می‌تواند به کاهش این دسته از قتل‌ها کمک بسیاری کند.

منبع: خبرآنلاین

تیر
۶
۱۳۹۷
جامعه‌شناسی خودکشی
تیر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
shutterstock_1108945703
image_pdfimage_print

 

Photo: Lightspring/www.shutterstock.com

مقدمه: آنچه در این تحقیق آمده است شرحی بسیار اجمالی در مورد خودکشی و علل آن می باشد. دراین تحقیق برآن بودیم تا درابتدا تعریف مختصری ازخودکشی،علل آن وراه های پیشگیری از خودکشی را ارائه دهیم

،نظریات جامعه شناسان را بررسی کنیم و سرانجام نگاهی اجمالی به پدیده ی خودکشی درایران داشته باشیم و به همین منظورمطالب را به دوبخش نظری خودکشی و  بررسی تجربی خودکشی تقسیم کردیم .

 

 

بخش اول : بررسی نظری خودکشی 

۱- خودکشی

پدیده خودکشی که ازعوارض مهم دنیای صنعتی عصرحاضراست  بیشترمتأثر از نا به سامانی ها ،اختلال های روانی و نابرابری های اجتماعی است . دورکیم درکتاب ” تقسیم کار ” خود براین اعتقاد است که ” خودکشی همراه با تمدن ظاهر می شود و یا حداقل آن چه به شکل خودکشی  در جوامع فروتر ملاحظه می شود ، خصوصیات ویژه ای دارد …” . (دورکیم ،    ۱۳۵۹: ۲۸۴) (ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۶)

در سال ۱۷۳۷ دفونتن برای نخستین بار کلمه   Suicideدرفرانسه به کار برد که بعداً آکادمی علوم فرانسه در سال ۱۷۶۲ آن را پذیرفت . (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۷۳)

باتاموردراثر خود “جامعه شناسی” ،آورده است که دورکیم درتحقیق خود قصد آن  داشته که  بین میزان خودکشی و درجه ی پیوستگی افراد  درگروه های اجتماعی ( همبستگی و انسجام اجتماعی) رابطه برقرارکند ومعتقد است که هدف دورکیم این بود که میزان خودکشی در گروه های مختلف اجتماعی را به خصایص مشخصه ی این گروه ها ربط دهد و به این طریق علل اجتماعی خودکشی را کشف نماید .( باتامور، ۲۵۳۵ : ۵۱,۲۵ )

دورکیم طبیعت بشر را با رجوع به مفهوم واقعیت های اجتماعی تبیین می کند . به نظر وی واقعیت های اجتماعی طرق عمل کردن ، فکر کردن و احساس کردن است که تا حدودی بین شماری از مردم مشترک است که این واقعیت ها نسبت به افراد اموری خارجی و بیرونی محسوب می شوند و بر وی اقتدار آمرانه ای را اعمال می کنند. ( محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ : ۱۲۰ )

درزندگی شهرنشینی کنونی، جمعیت بسیار زیاد  درشهرها وعدم تجانس افراد با هم واحساس غربت ، تنهایی وکم ‌شدن تعداد افراد خانواده‌ها و کاهش‌یافتن محبت خانوادگی ،افزایش استقلال فردی ،هم‌چشمی‌ها و پیداشدن آرزوهای دور و دراز زندگی مادی ، خواستن‌ها و نتوانستن‌ها، فرارازخانواده و پناه‌بردن به اجتماع نا آشنا ، سرگشتگی درمیان ارزش‌های متضاد زندگی شهری جدید، ناتوانی درمبارزه با دشواری ها وشکستها و نومیدیها، محرومیت درعشق توام با فقر مادی  وسرانجام ضعف یا رنجوری شخصیت آن چنان ناراحتی‌هایی ایجاد می کند که فرد خود را در نابودی وپوچی  جستجو می کند و دست به خودکشی میزند.

(پایان نامه:  TH30015ff, http://www.irandoc.ac.ir/Database/The-int.htm )

 

۲-۱- رفتار های قبل ازخودکشی

 

معمولاً افرادی که اقدام به خودکشی می کنند دارای برخی خصوصیات رفتاری مشترک هستند ؛ اغلب در سطح اقتصادی پایین جامعه قرار دارند و یا این که دچار افسردگی می باشند .

اضطراب مزمن ، افسردگی ، تهدید به خودکشی و … از نشانه های مهم رفتاری هستند که منجر به خودکشی می شوند . این افراد اغلب تصور می کنند که با مشکلی بزرگ وغیر قابل تحمل روبه رو هستند که تنها چاره باقی مانده مرگ است .( تایلر ،۱۳۷۶ :۴۶,۴۵ )

رفتارهای خودکشانه نتیجه تعامل پیچیده عوامل پزشکی – اجتماعی و خانوادگی می باشد . تغییرات اجتماعی که ممکن است با افزایش خودکشی جوانان مرتبط باشد عبارتند ازعوامل افزایش دهنده ی افسردگی کودکی ، کاهش ثبات خانوادگی و افزایش دسترسی به سلاح . (طباطبایی ،۱۳۸۴ : ۲۷)

دراروپا بزرگترین موج خودکشی جوانان طی جنگ جهانی بودو  ازدلایل آن می توان به بیکاری دسته جمعی ، ناکامی های ناشی ازآن حتی در بین افراد با تحصیلات بالا ، کاهش اعتقادات مذهبی ،مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان و اثرات طلاق بر کودکان اشاره کرد .( محمدی ، ۱۳۸۳: ۲۱۴ )

عوامل بسیاری به نسبت های خودکشی بستگی دارند مانند جنس مذکر ، بیوه گی ، مجرد یا مطلقه بودن ، تمرکز جمعیت ، بحران های اقتصادی ، سکونت در کلان شهرها و شهر های بزرگ ، سابقه اختلافات خانوادگی در زمان کودکی ،اختلالات روانی و بیماری های جسمی . ( استنگل ،۱۳۴۷ :۲۳ )

می توان عومل مؤثر برشیوع خودکشی را به صورت زیر دسته بندی کرد :

جنس: در تمام سنین مردها سه برابر زن ها خودکشی موفق داشته اند در حالی که زن ها سه برابر مردها اقدام به خودکشی می کنند .

سن :خودکشی و بیشتر از آن ژست و فکر خودکشی در نوجوانان افسرده دیده می شود . (خودکشی سومین عامل مرگ ومیر نوجوانان است .)

مذهب:میان یهودیان و کاتولیک ها ، خودکشی نسبت به پروتستان ها کمتر است ومیان مسلمانان به خصوص طبقات مذهبی که ازایمان بیشتری  برخوردار باشند تصورمی شود از تمام مذاهب کمتر باشد.

وضعیت تأهل : خودکشی میان افراد مجرد دوبار بیشتر از افراد متأهل است و برای مطلقه وبیوه چهار تا ده بار بیشتر از کسانی است که  با همسر خود زندگی می کنند.

شغل

نژاد : در امریکا اغلب خودکشی سفیدپوستان از سیاه پوستان بیشتر است.

شرایط اقلیمی : اثربادهای خنک مثل ” فون” دردره‌های کوه آلپ وحتی در شمال ایران ، به ویژه درگرگان ، باعث حالت تهییج و تشویش بالایی  می‌شود .خطرات خودکشی در هوای خشک قاره‌ای، یا در بهار هنگام افزایش فشار جوی افزایش می‌یابند.

سلامت جسمی وروانی

محیط زندگی : زندگی در شهرهای بزرگ خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهد. (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۸۷-۸۵) (اشراقی ،مجله جغرافیای ایران)

 

 

۱-۲-۱ شاخص های مهم رفتاری قبل از خودکشیwww.zibaweb.com

افسردگی ؛ افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy  ( غمزدگی )

گیسختگی در روابط صمیمانه ی شخصی

سابقه ی خودکشی در خانواده

سابقه ی اقدام به خودکشی فرد

انزوای اجتماعی

الکلسیم و اعتیاد

فقر ومحرومیت مزمن

رفتارهای پرخاشگرانه در خانه یا محیط اجتماعی

صحبت مستقیم یا غیر مستقیم درباره ی خودکشی

تغییرات ناگهانی در رفتار مانند بی قراری غیرعادی ، ناآرامی و یا انتقال از افسردگی به حالت خوشی و شادمانی که باعث پوشاندن حالات روانی اصلی می شود

بیماری های روانی

از دست دادن ،همسر ،والدین ،فرزندان ،نزدیکان و دوست صمیمی

سابقه بستری شدن در بیمارستان روان پزشکی

آزار و رنجیدگی از نوع غیر قابل تحمل برای فرد (طباطبایی ،۱۳۸۴ : ۲۸) (تایلر ،۱۳۷۶ :۴۶,۴۵ ) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۲۶۰ )

 

 

۲-۲-۱- افسردگی 

همان طور که قبلاًاشاره شد افسردگی از مهم ترین رفتارهای منجر به خودکشی است ؛ احساس بی ارزشی، احساس گناه و اندیشیدن درباره مرگ،خودکشی یا اقدام به خودکشی از شایع ترین نشانه های افسردگی است ؛ فاربر و ولیمتن (۱۹۷۰) بیان کرده اند که هنگام افسردگی شدید ،شخص معمولاً دوراندیشی خود را از دست داده و از لحاظ عاطفی ، توانایی حل مشکلات را نداشته وبه دلیل محدودیت جریان فکری قادر به انتخاب راه حلی جز خودکشی نیست .(کلمن،۱۳۷۶:۶۷۷)

و نیز گفته شد که منظور افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy  است .

علایم Depression عبارتند از : اختلال در اشتها ، اختلال در خواب ، فقدان انرژی ،احساس بدبینی ،هیجان روانی و حرکتی ، گاهی غمگین و گاهی شاد وهیجانی اشتغال ذهنی در مورد مرگ و خودکشی ،خستگی پذیری .

واز  علایم Melancholy  می توان به بی خوابی ،سوءهاضمه ،منزوی و غیر فعال شدن ،خودداری از حرف زدن و خوردن ،احساس شدید تقصیر و گناه و بیچارگی، اضطراب  و گریه بی اراده ، اعتراف نکردن به افسردگی اشاره کرد که درنهایت فرد تصورمی کند درد اوغیر قابل علاج است وتنها راه چاره خودکشی است .(دانش ،۱۳۷۹ :۱۸۴,۱۸۳ ) (محمد خانی ،۱۳۸۱: ۳۸ ) ( ریئس دانا ،۱۳۸۰: ۱۸۵-۱۷۹)

 

 

۳-۱- شیوه های خودکشی

وسایل خودکشی بسته به سهولت ،تقلید و هنجارهای اجتماعی وزمانی، تقلید می کند . روش های خودکشی درغرب نسبت به سال های ۱۹۶۰ که از گازهای مخرب و سمی استفاده می شد تغییر کرده است . شایع ترین روش خودکشی در امریکا ،اسلحه گرم است .( ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۶) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱: ۱۰۳ )

شایع ترین روش خودکشی درایران خودسوزی و پس از آن دارآویختگی است.

به طور کلی از ۵۰ سال قبل تا کنون می توان روش های خودکشی را چنین برشمرد : حلق آویز کردن ،مسموم کردن ، به کاربردن اسلحه های سرد ،غرق کردن ،پرتاب ازبلندی ،خود را به زیروسایل موتوری سنگین انداختن و بالاخره خودسوزی و استفاده از سلاح های گرم .

•    شیوه های خودکشی به موارد ذیل قابل تقسیم هستند :

•    شیوه های رنج آور : سقوط از بلندی ،سلاح گرم و سرد ،تصادف عمدی و  خودسوزی .

•    شیوه های خفه کننده : غرق شدگی ، خفگی با گازها و دود ذغال و  حلق آویز کردن .

•    شیوه های مسموم کننده : املاح آرسنیک ، داروهای خواب آور ،  الکل و سموم شیمیایی  .

•    و برخی شیوه های مشکوک که به تشخیص پزشکی قانونی بستگی دارد  مانند ضربات چاقوی مشکوک ،خفگی های مشکوک و غیره .

امروزه عامل تقلید ،پیچیدگی های شخصیتی و روانی ،تأثیربربازماندگان شیوه های مرگ گوناگونی را نزد فرد خودکش به همراه دارد .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۱۰۴,۱۰۶,  ۱۰۳ ) (ریئس دانا،۱۳۸۰ :۱۷۶ )

(محمدی،۱۳۸۳ :۲۱۶ )

 

 

۲- انواع خودکشی 

نظریه پردازان تقسیم بندی های مختلفی از  انواع خودکشی ارائه داده اند که مشهورترین آن تقسیم بندی دورکیم است .

 

 

۱-۲- انواع  اجتماعی خودکشی (طبقه بندی دورکیم )

دورکیم استدلال کرد  که هرچه فردخود را  از زندگی اجتماعی منفک سازد ، اجتماع یکپارچگی خود را از دست می دهد ودرنتیجه با ضعیف و ناتوان شدن گروه های اجتماعی که فرد بدان ها وابسته است ، فرد کمتر به آنها وابستگی پیدا می کند و به خود وابسته می شود و” تنها  قواعد رفتاری را که برمبنای منافع شخصی اش استوارباشد ،می پذیرد “. و سرانجام درنتیجه این خود فردی دربرابرخود اجتماعی ،فرد به خود خواهی یا فردگرایی افراطی خواهد رسید. دورکیم خودکشی را به چهار دسته تقسیم کرده است

 

 

۱-۱-۲- خودکشی خودخواهانه:

دورکیم این نوع خودکشی را خاص جوامع و اجتماعاتی که دارای فلسفه وسنت فرد گرایی ،استقلال طلبی افراد،خوداتکایی و خودکفایی می باشند ،می داند .

در چنین جوامعی به واسطه ی میزان کنترل اجتماعی و فشار جمعی بسیار کم ،تضعیف روح جمعی  ،بی طرفی سازمان های اجتماعی در مسئولیت های فردی ، غلبه مناسبات و روابط ثانویه و رسمی بر روابط اولیه ونخستین و عدم تعلق عمیق فرد به گروه ،کمبود یا اختلال شدید همانند سازی با گروه های اجتماعی و عدم پشتیبانی اجتماعی و سرپرستی عاطفی و روانی سازمان ها از فرد سبب افزایش تمایل او به خودکشی در شرایط بحرانی  می گردد. در این جوامع افراد شدیداً به اراده خود وابسته اند و رفتار خود را بنا به میل شخصی اشان تنظیم می کنندو ارزش های حاکم بر جامعه در انتخاب آنها  تأثیری ندارد البته این میزان فردگرایی بسته به جوامع متفاوت ، تغییر می کند .

دورکیم برای توجیه خودکشی خودگرایانه به مسایل روانی توجه نمی کند ، “اگر چه توضیح علل خودگرایانه خود به معنی پذیرش نوعی علل روانی است ولی دورکیم بررسی روانی آسیب های اجتماعی را ازمطالعاتش دورمی کند ” .

خودکشی خودخواهانه ،خود نیز به دو قسم است ؛ نوع مالیخولیایی که با نوعی سستی و احساس فتورهمراه است وحالات افسردگی و انفعال شدید درافراد دیده می شود . نوع اپیکوری که با احساس بی میلی و بی اشتهایی به صورت امری واقعی وغیرخیالی درفرد به شدت راه یافته است ،اورا نسبت به هرچه در پیرامون است بی میل ،بی تفاوت و خونسرد می سازد .

(تنهایی ، ۱۳۷۴ : ۱۴۲- ۱۴۱ ) (دورکیم ،۱۳۷۸ :۳۲۳-۱۶۱ ) (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۲-۱۳۱ ) ( شیخاوندی ،۱۳۷۳ : ۶۹  )(قائمی ،۱۳۶۴ : ۱۱۳)

ویتنی پوپ استدلال دورکیم رادرباره ی خودکشی خودگرایانه به اختصار زیر جمع بندی می کند :

” هر چه میزان کنش متقابل اجتماعی کم تر باشد ، احساسات جمعی ضعیف تر است ؛هرچه احساسات جمعی ضعیف تر باشد ،یگانگی اجتماعی ضعیف تر است ؛هر چه یگانگی اجتماعی ضعیف تر باشد ،افراد کمتر به منافع اجتماعی نظر دارند ؛ هر چه افراد کم تر به منافع اجتماعی نظر داشته باشند ،در زندگی معنای کم تری می یابند و میزان خودکشی اجتماعی زیادتر می شود . ”  (کیویستو ،۱۳۸۰ : ۱۴۰ )

 

 

۲- ۱-۲- خودکشی دگر گرایانه :

خودکشی دگر خواهانه بیشتردرجوامع ابتدایی و به صورت یک وظیفه اجتماعی تجلی پیدا می کند ؛ مثل رسم ساتی هندوان یا خودکشی مردان درآستانه سالمندی وافراد بیماردرقبایل فیجی ومانگا . خودکشی خوخواهانه عموماً متلعق به دنیای جدید و با رشد تکنولوژی وفرد گرایی ارتباط دارد .(دورکیم ،۱۳۷۸ :۲۵۴-۲۵۳ )

در این گونه جوامع میزان کنترل و فشار گروهی به شدت بالا ، تعلق گروهی بسیار عمیق و همانند سازی با گروه بسیار شدید است تا حدی که موجودیت فردی مستقل از موجودیت گروهی نامفهوم قلمداد می شود وکه درمجموع می توان گفت که دراین گونه جوامع ،تقسیم کار محدود ، احساس همبستگی بالا و پیوند  و احساس  یگانگی به علت همانندی شرکت درآداب و رسوم مشترک می باشد و قابل تقسیم به سه دسته ی اجباری ،اختیاری و هوشمندانه است .

در نوع اجباری خودکشی به عنوان یک وظیفه ی اجتماعی محسوب می شود ؛خودکشی دگرگرایانه ی اختیاری به گونه ای اطلاق می شود که فرد داوطلبانه به استقبال مرگ می رود اما در نوع سوم کناره گیری فرد از خود و چشم پوشی از دنیا به دلیل تمجید وستایش فرهنگ جامعه از این عمل است.(محسنی تبریزی،۱۳۷۳ : ۱۳۴ )

 

 

۳- ۱-۲- خودکشی آنومیک:

خودکشی آنومیک معلول عدم تعادل ،دگرگونی ساختاری ،وقفه ناگهانی شدید یا تغییرات عمیق و سریع سازمان ها ونظام های اجتماعی است که خوداین عوامل معلول کسادی سازمان اقتصادی ،ازهم پاشیدگی ارزش های سنتی ، تورم ،تغییر حکومت وانقلاب و.. است . و کنش افراد به وسیله ی هنجارهای روشن  و قاطع ، تکوین نیابد . چهار شاخص در بوز این نوع خودکشی مؤثر است :تغییرات سریع اجتماعی، آشفتگی در نظام جمعی و نظم عمومی جامعه ، داشتن مشاغل حرفه ای و لیبرال، طلاق و در نتیجه ی آن اغتشاش در روابط بین هدف ووسیله ی خانواده.(محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۷- ۱۳۵) ( شیخاوندی ، ۱۳۷۳ : ۶۹ )

 

 

۴- ۱-۲- خودکشی تقدیرگرایانه :

این خودکشی نوعی عکس العمل به بازبینی ،کنترل و تنظیم اجتماعی جامعه است ؛زمانی که جامعه به حد مفرط و شدیدی دست به ” ایجاد نظمی دستوری ” می زند و( فرد به شدت تحت انقیاد و تقلید اجتماعی قراردارد وهرچیزی تحدید شده ،کنترل شده ،منظم ،خشک و بی روح است ). دراین مواقع حق گزینش از افراد سلب شده  و فرد تحت شرایط اجباری ، نمی تواند اهداف و راه های رسیدن به آنها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن دهد.  (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۷) (شیخاوندی ، ۱۳۷۳ :۷۰ )

آسیب شناسی جامعه شناسی دورکیم عمدتاً دو حالت دارد : مشکل درنظام اجتماعی ومشکل درگروه های کوچک داخل اجتماع و یا افراد .  به طورکل می توان گفت که ” خودکشی دگر گرایانه و خودگرایانه ، ازپیوستگی شدید و پیوستگی ضعیف افراد ناشی می شود در حالی  که خودکشی ناشی ازبی هنجاری (آنومیک )  وخودکشی تقدیرگرایانه ،ازدخالت ونظارت بیش ازحد ناشی می شوند “.

( تنهایی ،۱۳۷۴ :۱۴۲-۱۴۱ ) (تایلر ،۱۳۷۶ : ۱۶ )

 

 

۲-۲- انواع روانی خودکشی

اسکیرول  معتقد است که در جنون تمام علایم دیوانگی دیده می شود .اما نمی توان گفت که خودکشی نوعی خاص از دیوانگی است ولی درعین حال این امکان نیز وجود دارد که ” خود کشی جز در حالتی از جنون رخ نمی دهد ”  . (دورکیم ، ۱۳۷۸ :۲۲, ۳۴-۲۹ )

•    دورکیم با توجه به تحقیقات ژوسه و موردوتور انواع خودکشی ناشی از بیماری  روانی را به چهار دسته طبقه بندی می کند :

•    خودکشی ناشی از مالیخولیا : این نوع خودکشی یا مربوط به وهم و خیال است یا به تصورات هذیان آمیز بیمار به خاطر فرار از یک خطر تصوری یا شرمساری خیالی  ویا اطاعت از یک دستور مرموز که از بالا دریافت کرده است ،خود را  می کشد.

•    خودکشی مالیخولیایی ناشی از حزن واندوه : از حالت کلی افسردگی مفرط و اندوه بی پایان ناشی می شود که به سبب آن بیمار روابطی را که با اشخاص دارد ،افراد و چیزهایی که او را احاطه کرده اند ،نتواند به صورت سالم و به درستی ارزیابی کند و در این حالت توهمات و هذیانها مانند حالت کلی آن ثابت هستند.

•    خودکشی ناشی از وسوسه : هیچ انگیزه ای –نه حقیقی و نه خیالی –موجب خودکشی نمی شود ،بلکه تنها ایده ای ثابت مرگ بدون دلیل قابل بیان ،فکر بیمار را به اعلاء درجه تسخیر می کند گویی این یک نیاز غریزی است که تفکر و استدلال بر آن تأثیر ندارد .

•    خودکشی ناشی از انگیزه آنی با غیر ارادی : خودکشی حاصل یک فشار درونی غیر ارادی است وناگهانی که بی مقدمه هر گونه مقاومت را از او سلب می کند و نه در واقعیت و نه در مخیله مریض هیچ علت وجودی پیدا نمی کند . (دورکیم ،۱۳۷۸ : ۳۴-۲۹ )

این طبقه بندی با مطالعه برروی بیماران روانی انجام شده است . اما لومبرزو خودکشی را به چهرنوع مستقیم ، غیر مستقیم، ساختگی  ومضاعف طبقه بندی می کند؛

نوع مستقیم عبارت است ار ارتکاب عملی که اتمام آن ،مرگ فرد را به دنبال دارد.

نوع غیر مستقیم به عمل فردی اتلاق می شود که ابتدا به دلیل ترس و بیماری های متعدد ، افراد دیگر را می کشد و به اعدام محکوم می شود .

نوع ساختگی به عمل افرادی گفته می شود که تظاهر به داشتن میل شدید به خودکشی دارند ولی بعد از اقدام به خودکشی فقط زخمی می شوند .

ونوع مضاعف که عبارت است از مجموعه ی قتل و خودکشی یا دو خودکشی در یک مکان وزمان .(اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۱۱۵-۱۱۴)

می توان گفت که به دو دلیل شیوع خودکشی دربیمارستان های روانی بیشتر ازعامه مردم است  : اول اینکه استعداد بیمار روانی آشکارا بالاترازحد متوسط است و دوم اینکه تمام بیماران بستری  در بیمارستان شدیداً تحت مراقبت هستند تا اعمال خودکشانه پیدا نشود .(استنگل ،۱۳۴۷ :۷۴ )

 

 

۳- اهداف خودکشی

علیرغم اینکه تصور می شود خودکشی یک اقدام خصوصی است ،خودکشی ناشی از یک برخورد اجتماعی عمیق است؛” گرچه هدف خودکشی منحصراًنابودی فرد است ،لیکن هم چنین عمل تجاوز کارانه ایست علیه افراد دیگر ” .  (اسنتگل  ،۱۳۴۷ :۱۱ )

•    برخی صاحب نظران معتقدند که اقدام به خودکشی دارای اهدافی همانند میل به انتقام جویی ، احساسات توأم با نومیدی ، خیال پردازی های پیوستن به هم و یکی شدن مجدد( خودکشی در سالگرد های فوت  نزدیکان ) و میل به کشتن ومیل به مردن است و می توان ازچهار مفهوم در مورد رفتار خودکشانه از نظر بیچلر نام برد:

•    گریزنده : هنگامی که خودکشی به عنوان فرار از وضعیتی تحمل ناشدنی ،تلقی می شود .

•    پرخاشجو : هنگامی که شخص منتحر ،قصد آزار یا جلب توجه دیگران را دارد .

•    ایثارگرانه : خودکشی معطوف به برخی عقاید سیاسی یا اخلاقی است.

•    مضحک : هنگامی که فرد خودکش با زندگی  ومرگ به قمار بپردازد .

•    (تایلر ،۱۳۷۶ :۵۷ ) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۸۰-۷۹)

 

 

۴- علل خودکشی

دورکیم برای تبیین علل خودکشی نخست مطرح کرد که “به هم پیوستگی اجتماعی در هر جامعه ای یا در میان هر دسته ای ازمردم ممکن است عادی یا آسیب شناختی باشد” و ویتنی پوپ می گوید این حالات ” به وضعیت گروه ها یا شرایط اجتماعی که باعث می شوند افراد خودشان را بکشند ” اشاره دارد. (کیویستو ،۱۳۸۰ :۱۳۷ )

دورکیم با توجه به آمارهای قرن ۱۹ در اروپا به این نتیجه می رسد که خودکشی یک پدیده اجتماعی است و “خودکشی را حاصل جمع شدگی عوامل گوناگون ،تأثیرات خانوادگی ، اجتماعی ،دینی وهمه ی واقعیت های اجتماعی و ناشی ازدرهم ریختگی قوالب وازهم پاشیدگی نظام اجتماعی و گسستگی روابط در جامعه و در نتیجه احساس تنهایی و مطرود بودن فرد می داند . ” عواملی هم چون علل آسیب شناختی روانی شامل بیماریهای جسمی و روانی نظیر افسردگی ،علل اقتصادی نظیر بیکاری ،اخراج از کار ،ورشکستگی و یا از دست دادن پایگاه اجتماعی ، علل عاطفی  و اختلاف ها و درگیری های خانوادگی ازمهم ترین علل اقدام به خودکشی و خودکشی محسوب می شوند ،اما برخی معتقدند که ازمهم ترین علل خودکشی می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

•    احتیاج به جلب توجه و کسب شهرت

•    احتیاج به تنبیه دیگران

•    فرار از مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی

•    شک در ارزش وجودی یا به عبارت دیگر احساس بی ارزشی (محسنی تبریزی،۱۳۷۳ :۱۲۰)(مسکنی ،۱۳۸۳ :۲۳-۲۱) ( قائمی ،۱۳۶۴ :۱۱۴ )

خصوصیات مشترک انواع خودکشی

 

(اشنایدمن، ۱۳۷۸ :۱۵۷)

 

۱-۴- بررسی انگیزه های خودکشی 

دورکیم نشان داد که تغییرات در میزان خودکشی از طریق روان شناختی و زیست شناختی قابل تبیین نیست و چگونگی تفاوت میزان های خودکشی را بیان نمود و براین باور بود که خودکشی بیماری اجتماع در حال تغییر است و نشانهی تضعیف هنجارهای تنظیم کننده ی رفتار است . و نرخ بالا در کشورهای در حال صنعتی شدن رابه دلیل وجود “آنومی ” یا تضعیف هنجارهای نظم دهنده به رفتار می دانست .دورکیم و فروید علی رغم تفاوت های بسیاری که درنظریات خود با یکدیگردارند دریک زمینه اشتراک عقیده دارند . هردواعمال فرد را درنتیجه ی نیروهای پرتوانی که فرد کنترل محدودی روی آنها دارد ،می دانند .دورکیم این نیروها را در “اجتماع ” وفروید آنها را در “ضمیر ناخودآگاه ” جایگزین می دانست ؛ البته دورکیم دو دسته علت فرااجتماعی را نیز بر می شمرد که عبارتند از آمادگی های اندامی –روانی وخصوصیات محیط طبیعی .وی معتقد به وجود تمایل به خودکشی درسرشت انسان  است  واشاره می کند که تأثیر آب وهوا که غیر مستقیم بر اندام ها اثر می گذارند را نباید نادیده گرفت . (استنگل ،۱۳۴۷ :۶۳) (دورکیم ،۱۳۷۸ :۲۲-۲۱ )(سخاوت ،۱۳۸۲ : ۶۵)

علل خودکشی را می توان در پنج مقوله ی مورد بررسی قرار داد :

•    شخصیت و تجربه های مراحل اولیه کودکی

•    عوامل فرهنگی

•    یگانگی اجتماعی

•    شرایط اقتصادی

•    تجدد طلبی (ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۳-۲۳۰ )

 

 

۱-۱-۴- عوامل روانی 

۱-۱-۱-۴- تجربه های اولیه ی کودکی :

برخی از انواع خودکشی دوران بزرگ سالی را می توان به تجربه های خانوادگی و بعضی ویژگی های شخصیتی چون از دست دادن یکی از والدین ،طرد عاطفی دراز مدت ، فرزند ارشد بودن و اقدام به خودکشی بستگان نسبی مربوط دانست  .

البته علت های دیگری نیز دست اندر کارند مانند افسردگی خودانگیختگی ، بدبینی ، خودپنداری منفی ، انفعال ،درون گرایی و تضاد فکری .(ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۳-۲۳۰)

کودکانی که به خودکشی تمایل دارند وعموماًفرزند ارشد خانواده اند ؛پدرو مادر معتاد به مواد مخدر و الکل دارند و زیر فشارهای بیشتر و فزاینده تری قرار داشته  که این فشار در اوان نوجوانی شدت می یابد.البته برخی عوامل هم چون کاتالیزور در سرعت بخشیدن به این اقدام مؤثر هستند ؛ مرگ پدر بزرگ یا مادر بزرگ ،طلاق والدین ، فروپاشی خانواده و یا ازدواج مجدد والدین از این دسته اند .این فشارهای روانی به گزینش راه کار های متفاوت نزد افراد گوناگون می گردد که پاسخ دراغلب زنان ،نوجوانان ، اقشار پایین تر اجتماع  به صورت خودکشی با مصرف زیاد دارو بروز می کند.( نلسون وایرزائل ،۱۳۷۶ :۳۱۸)( کوکرین ،۱۳۷۶ : ۱۹۲ )

 

 

۲-۱-۱-۴- انگیزه های روانی :

دکتر ادوین اشنایدمن پنج گروه نیاز روانی که منجر به خودکشی می شود را این گونه می داند:

– برآورده نشدن نیاز به عشق ،مقبول واقع نشدن ،تعلق و عضویت در گروه

– عدم کنترل ،پیش بینی ناپذیری و بی نظمی

– خودانگاره ی نامطلوب و اجتناب از شرم ،شکست و سرخوردگی

– قطع روابط مهم و حساس

– عصبانیت ،خشم و نفرت ( اشنایدمن ،۱۳۷۸ :۴۰)

برای بررسی زمینه های روانی  دیگر خودکشی چهار حالت زیر را به نقل از پیکل ، پروسوف و مایرز (۱۹۷۵)بر می شمریم  :

الف- بحران های ارتباط بین فردی :تعارض و قطع ارتباط بین فرد که از طریق اختلافات ، جدایی ،طلاق یا شکست در عشق به علت مرگ که منجر به تمایل فرد به خودکشی می شود .

ب- شکست و خودکم ارزشی:اغلب خودکشی ها در اثراحساس  بی ارزشی در فرد ایجاد می شود .

ج- تعارض درونی : فرد خودکش به علت تعارض درونی و جدال فکری در شخص به دلیل مشکلات بین فردی و شکست در امور زندگی و عدم درک معنی زندگی و مرگ ایجاد میشود و فرد دچار اضطراب دائمی است.

د- از دست دادن معنی و امید : ناامیدی و گسترش آن در تصورات ذهنی فرد ، باعث احساس بیهودگی در زندگی وی می شود . (کلمن ،۱۳۷۶ : ۶۷۷-۶۷۶ )

گلدر در الگوی علت شناسی خودکشی خود سه دسته از عوامل مؤثر بر خودکشی نام می برد بدین شرح :

•    عوامل زمینه ساز : عواملی که بسیاری از آنها از اول در زندگی وجود داشته و موجب آسیب پذیری فرد در مقابله با عواملی که در زمان شروع بیماری اثر می گذارند ،می شوند و شامل زمینه ها ژنتیکی، عوامل فیزیکی ،روان شناختی واجتماعی در شیرخوارگی و کودکی نیز می شوند .www.zibaweb.com

•    عوامل آشکار ساز : وقایعی هستند که در مدت کوتاهی قبل از وقوع یک بیماری یا اختلال رخ می دهند و به عنوان عامل تسریع کننده آن ظاهر می شوند ؛این عوامل ممکن است فیزیکی ،روان شناختی یا اجتماعی باشند و شامل مسایل روزمره نیز می شود .

•    عوامل تداوم بخش: دوره ی اختلال یا بیماری را پس از وقوع آن طولانی می سازد و در پیشیری و درمان لازم است به این عوامل توجه شود .( محمدخانی ،۱۳۸۱ : ۲۲)

دکتر روس بیان می کند  که افسردگی ،الکلیسم ، اعتیاد دارویی ، اسکیزوفرینا و اختلالات شخصیتی ازعلل عمده در اختلالات روان پزشکی خودکشی است .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ : ۷۹ )

احساس فقدان از عوامل بسیار مهمی است که دکتر بک (۱۹۸۹)بدان ها اشاره کرده است :

•    دختری که به علت سوختگی زیبایی خود را از دست داده است .

•    مرد جوانی که به علت قطع آلت تناسلی یا ضایعه ی نخاعی و یا به طور مادرزادی از قدرت جنسی کافی برخوردار نمی باشد و ناتوان ازارضای همسربعد ازازدواج است .

•    رسوایی اجتماعی

•    انحرافات جنسی و اخلاقی

•    ورشکستگی مادی

•    شکست تحصیلی

•    وغیره . ( اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۲۷۵,۲۷۰ )

 

 

۲-۱-۴- عوامل فرهنگی

اگر خودکشی رانوعی آنومی بنامیم ،دیاگرام زیر بیانگر ایجاد آنومی در جامعه است :

رشد سریع اقتصادی← ثروت ناگهانی ← ثروت / فقر← فقر غیر قابل تحمل ← تصویر/ قول آرزوهای بلند پروازانه← آرزوهای بی حد ← از هم پاشیدگی  هنجارهای سنتی ← عدم ارضای نیازهای بی حد ← نارضایتی اجتماعی که سرانجام به آنومی  منجر می گردد.( رفیع پور ،۱۳۷۸ :۱۹)

دورکیم و کونیک در رابطه با ارتباط خاص فقر و ثروت اشاره کرده اند که  با رشد سریع اقتصادی – اجتماعی ،ساختار پایدار نیاز اقشارمتحول شده و آنومی پدید می آید .(همان )

مذهب از علل فرهنگی در مطالعه خودکشی است ؛نرخ خودکشی در افرادی که به طور دائمی به فکرخدا و عبادت هستند،  بسیار از لائیک ها پایین تر است و شاید بتوان این گونه توجیح کرد که مشغله و باور ذهنی درباره ی خدا ، از” ورود آگاهی های مزاحم به فضای درونی فرد ” جلوگیری می کند و فرد به مسائلی از این قبیل بی اعتنا می ماند و از میزان خودکشی اش به طرز قابل توجهی کاسته می شود .(ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۶۸ )

شاید عامل مذهب در کشورهای مذهبی تر (کاتولیک و مسلمانان ) به این دلیل عامل بازدارنده باشد که خودشی فردبرای خانواده یک ننگ و رسوایی قلمداد شود و فرهنگ مذهبی جامعه آن  را عملی مذموم و نکوهش شده بداند و مردم نیز از اعلام خودکشی افراد خانواده خود خودداری کنند .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۱۴۷ )

بی شک مهم ترین شاخص فرهنگی در مطالعه خودکشی رویدادهای منفی و اختلالات خانوادگی است که اهم آنان را می توان این گونه ذکر کرد : انتظارات بسیار بالا  یا پایین والدین ،انعطاف ناپذیری خانواده ،طرد شدگی و بی توجهی و برخورد مسایل عاطفی کودکان و اقتدار طلبی نامناسب یا افراطی آنان.( محمدخانی ،۱۳۸۱ :۲۵ )

 

 

۳-۱-۴- عوامل اجتماعی که این علل قابل تقسیم به دو گونه علل اجتماعی – طبیعی و علل اجتماعی-انسانی می باشد.

۱-۳-۱-۴- علل اجتماعی – انسانی

دورکیم نخستین کسی بود که علت های زیستی ،اقلیمی وروانشناختی رابرای تبیین رفتارهای اجتماعی رد کرده و طرق جامعه شناختی را برای درک واقعیت های اجتماعی ارائه داد . منشأ جریان های خودکشی نه ازفرد که ازجامعه است که درواقع علل واقعی وحقیقی خودکشی اند ؛ نیروهای اجتماعی از جامعه ای به جامعه دیگر و از گروهی به گروه دیگر ،ازمذهبی به مذهب دیگر فرق می کند و  ” این علل ازگروه بر می خیزد نه از افراد تک تک ” .( ستوده ،۱۳۷۸ :۲۲۳ ) ( سلیمی و داوری ،۱۳۸۰ : ۳۸۴ )

اعتقاد اساسی دورکیم این بود که حقایق اجتماعی را باید به عنوان واقعیت های خارجی نسبت به فرد درنظرگرفت و مطالعه کرد . مؤسسات اجتماعی مانندگروه های خانوادگی و مذهبی که نیروهای خارج از فرد محسوب می شوندو جامعه شناس از آنجایی که با واقعیت های معینی روبه رو بود ،می بایستی اجباراً عینی باشد ؛خودکشی یکی از این  واقعیت هاست .(استنگل ،۱۳۴۷ : ۵۴ )

خودکشی می تواند به علت انسجام اجتماعی  در جوامع یا نظم اجتماعی  ایجاد شود  که در صورت فشار بی حد هریک از این ویژگی ها شاهد شکل گیری یکی از انواع خودکشی هستیم

خودکشی گرچه آشکارا یک عمل کاملاًشخصی بود ،اما فقط با بررسی کم وکیف جامعه ای که شخص به آن تعلق دارد،می تواند توجیه شود و بدین ترتیب هر جامعه ای دارای نوعی تمایل مشترک به خودکشی بود که با نسبت خودکشی بیان می گردد  وتا زمانی که مشخصات جامعه تغییر نکند ،ثابت باقی می ماند . این تمایل مشترک جامعه فرد را تحت تأثیر قرار می داد و می توانست او را وادار به خودکشی کند.هراندازه فرد وابستگی نیرومندتری به گروه های اجتماعی داشته باشد ، احتمال وقوع خودکشی کمتر است .( استنگل ،۱۳۴۷ : ۵۴ )

تبیین دورکیم از نظم اخلاقی و اجتماعی این بود که نظم اجتماعی تحقق پذیر است و طبق نظریات دورکیم جامعه ازطریق پیوند دادن افراد به ارزش ها وهنجارهای گروهی ،آن ها را یک پارچه می کند  و یا ازطریق تعیین اهداف و راه های رسیدن به آنها به تعدیل امیال و آرزوهای بالقوه ی نامحدود افراد می پردازد . (تایلر ، ۱۳۷۶ : ۱۵ )

” هر فردی به طور جمعی دارای تمایل به خودکشی است وبه میزانی که گروه های اجتماعی که فرد جزیی از آن هاست هماهنگ و یکپارچه و متشکل  ومنظم و باقاعده باشد ،خودکشی کمتر است ” . نرخ خودکشی اجتماعی مدلی برای پیش بینی علل خودکشی فردی است تا مدلی برای تبین انگیزش های فردی . (محسنی تبریزی ، ۱۳۷۳ :۱۴۱ )

دورکیم بعد ازکشف این واقعیت که علت برخی ازانواع خودکشی را می توان دربی هنجاری یافت ، خودکشی ناشی از بی هنجاری را به عنوان شاخص درجه ی معمولاً غیرقابل اندازه گیری یکپارچگی اجتماعی به کار برد . استدلال دورکیم به این شرح بود که: ” این امر خود نشان می دهد که خودکشی را باید یک رخدادبه هنجار و عادی قلمداد کرد اما افزایش ناگهانی میزان خودکشی در برخی از گروه های جامعه و یا کل جامعه یک رخداد نا به هنجار و نشان دهنده ی اختلال های نوپدید در جامعه است  “. ( کوزر ،۱۳۸۰ :۱۹۳ )

دورکیم مفهموم بی هنجاری را برای اشاره به این فرض به وجود آورد که در جوامع امروزی معیارها و هنجارهای سنتی بی آنکه توسط هنجارهای جدیدی جایگزین شوند ، تضعیف می شوند . بی هنجاری هنگامی وجود دارد که  معیارهای روشنی برای راهنمایی فرد در حوزه ی معنی از زندگی اجتماعی وجود ندارد؛در این شرایط به عقیده ی دورکیم مردم احساس از دست دادن حس جهت یابی  ونگرانی می کنند که ازعواملی اجتماعی است که بر  تمایل به خودکشی تأثیر می گذارد. ( گیدنز ،۱۳۸۳ : ۱۵۹ )

آشکارا خودکشی را نمی توان کجروی نامید اما بی هنجارهای جامعه وانحرافاتی که در جامعه رخ می دهد ، بستری مناسب برای بروز آن است .

اختلال های زیر زمینه های اجتماعی پیدایش کجروی است :

 

 

•    قطبی شدن هنجاری: تمرکز فشارهنجاری بر بخش خاصی از جامعه ،ضعف و یا فقدان آن نسبت به بخش های دیگر که احساسی را مبتنی ر ضروری نبودن پای بندی به هنجارها در افراد آن بخش ایجاد می کند .

•    تضاد هنجاری : وجود هنجارها یا مجموعه هنجارهای متضاد در خصوص برخی امور اجتماعی که از پیامدهای آن تقسیم شدن نیروهای کنترل کننده ی اجتماعی به دو گروه و خنثی شدن نیروهای هنجاری هر یک در مصاف با دیگری است .

•    بی هنجاری: وضعیتی که اموراجتماعی بدون امکان درنظرگرفتن هر گونه هنجاری ،صورت می پذیرد که افراد بی حد و حصر ،کنترل ناپذیرند . (سلیمی و داوری ،۱۳۸۰ :۲۲۶)

صفت آمرانه بودن و بازدارندگی جامعه از ان جهت است که کلاً زندگی اجتماعی یک زندگی نومیک و به هنجار است و این بازدارندگی به دو صورت انجام پذیر است :

الف –  روح یا وجدان جمعی که در انسجام مکانیکی قانون تنبه گرا  ومناهی تجلی یافته است .

ب – میان بستگی متقابل که محصول افزایش تفکیک اجتماعی است ودر انسجام ارگانیکی قانون تصحیح گرا متجلی است .  ( محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ : ۱۴۱-۱۴۰ )

در خودکشی ناشی از فشارهای اجتماعی که از مرز توان روحی وشخصیتی فرد گذشته و اورا از پای در می آورند دو بحث وارد است :

رفتار وراثتی انتحاری  : خودکشی را نمی توان پدیده ای دانست که  از راه وراثت و از والدین به فرزندان منتقل می شود ،اما رفتارهای پر تنش والدین ،فشارهای خانوادگی ،اقدام به خودکشی والدین یا یکی از نزدیکان به عنوان زمینه های اقدام به خودکشی تلقی شود .

تقلید کردن فرد از دیگران   : سرایت را می توان بین افراد مشاهده کرد و یا حتی آنرا نمودی فردی دانست . ( مثل سرفه کردن در طی یک مجلس سخنرانی )

در عوض واگیری که از طریق سرایت منتقل می شود ،نمودیست جمعی که بستر تمامی جامعه است . تقلید صرفاً یک پدیده ی روانشناسی است زیرا حتی بین افرادی که هیچ ارتباطی با هم ندارند نیز دیده می شود و  در واقع اشاعه تقلید به تنهایی توانایی آن را ندارد که آنها را به یکدیگر پیوند دهد . برای تقلید لازم نیست بین آن ها وجه اشتراک فکری یا اخلاقی یا تبادل خدمات یا حتی زبان مشترک وجود داشته باشد .( دورکیم ، ۱۳۷۸ :۱۱۷ )

سرایت ← نمودی فردی                      واگیر← نمودی جمعی

(آرون،۱۳۸۱: ۳۷۹ ،  ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۲ )

 

 

از نظر دورکیم نظام تقسیم کار در جامعه دو وجه دارد : ۱- تفکیک یا تمایز اجتماعی    ۲- میزان همبستگی یک عنصر با عنصر دیگر و شکل گیری پدیده ای به نام خودکشی در جامعه به وجه دوم نظام تقسیم کار بستگی دارد و می دانیم که دورکیم همبستگی را به دو نوع  مکانیکی و ارگانیکی تقسیم می کند؛ که نوع اول در جوامعه ساده و بدون تقسیم کار یا با تقسیم کار محدود وجود دارد و نوع دوم خاص جوامع پیشرفته و دارای تقسیم کار پیچیده است . ( کارکنان نصر آبادی ، ۱۳۸۲ : ۴ )

نرخ خودکشی اساساً یک پدیده ی اجتماعی است ونه فردی و بستگی  به علل بیرونی دارد که بر فرد سلطه دارد. به نظر دورکیم در واقع تمایل اخلاقی فرد خودکش به ارتکاب عمل یک عامل و متغییر کلیدی در خودکشی است ،نه تجارب فردی و شخصی وی . (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۴۱ ) . به نظر دورکیم ،فردگرایی محصول جامعه است ،نتیجه ویژگی های معین جوامع صنعتی مدرن که در نهایت از رشد تقسیم کار ناشی می شود . وی در معنای کلی تر استدلال می کند که تغییرات  ساختاری اجتماعی که در نتیجه گسترش تقسیم کار پدید می آمد به خودی خود برای به وجود آوردن اساس جدید همبستگی اجتماعی کافی نیست .( کیویستو ، ۱۳۸۰ : ۱۴۵-۱۴۴ )

زمانی که حمایت از باورها ،نگرش ها و ارزش های شخصی از طریق در انزوا قرار دادن و جدایی او از گروه ونیز نابود کردن رشته هی دوستی وی سلب می شود ،او دیگر نمی تواند از طریق تعامل چشم گیر با دیگران به آنها ببخشد . فرایندهای روانی در رابطه با فرد وگروه یعنی وضعیتی که در آن اقدامات فرد در تماس مستقیم با دیگران بر وی فشار وارد می کند تا هماهنگ با آنها قضاوت کرده ،باور نموده یا عمل نماید و تأثیر آنها را بپذیرد را در تداوم عام “هم آوایی ” خطاب می کنند . طبق یافته های محققان ،هر گاه فردی برد وهنجار خود را توسعه داده و هنجارها تمایل به همگرایی دارند ،همگرایی چندان بزرگ نیست و هر گاه  افراد به عنوان اعضای یک گروه برای نخستین بار همان وضعیت بی ثبات و غیر نظام مند روبه رو می شوند ،آنها تشکیل برد ومعیار عجیبی برای گروه می دهند و هر گاه بعداً در قالب فرد با همین وضعیت روبه رو شوند ، آن ها آن را براساس برد و معیاری که با خود ازگروه می آورند ،درک می نمایند .( کوهن ، ۱۳۷۷ : ۱۲۵,۱۲۱)

“به هر حال خودکشی با تمدن ظاهر می شود یا حداقل آنچه به شکل خودکشی در جوامع فروتر ملاحظه می شود ،خصوصیات ویژه ای دارد و تیپ مخصوصی از این خودکشی را می سازد ” و بنابراین ارزش ین دو نوع از نظرگاه نشانه شناسی یکسان نمی شود . در میان اقوام فروتر ،خودکشی یک عمل نا امیدانه نیست بلکه نوعی از خودگذشتگی است . به عکس خودکشی واقعی و اندوه بار بیمارگونه در میان اقواام متمدن یافت می شود و حتی توزیع آن از جنبه ی جغرافیایی نظیر توزیع تمدن است .(دورکیم ،۱۳۵۹ : ۲۸۴ )

خودکشی از عوارض مهم دنیای صنعتی عصر حاضر شناخته شده وبیشتر معلول نا به سامانی ها و اختلال های روانی و نابرابری های اجتماعی است . دورکیم از نابه سامانی به مفهوم فقدان یا از هم پاشیدگی هنجارها سخن می گوید و این مفهومی است که در بررسی های خودکشی نقش مهمی را بازی می کند .( ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۶ ) پدیده های اجتماعی همانند بحران های اقتصادی ،تطبیق نارسای کارگران با شرایط کار ،خشونت و دعاوی افراد در برابر اجتماع رانیز می توان در این امر مؤثر دانست و خودکشی یکی از ده عامل عمده مرگ در جهان صنعتی امروز شناخته شده است ( همان ). در فرا راه رشد و توسعه ی اقتصادی ، هرچه بر پیچیدگی روابط و مناسبات اجتماعی افزوده می شود ،فاصله ی طبقاتی از هم بیشتر می شود وسرخوردگی ها فزونی می یابد ودرنهایت به افزایش تعداد خودکشی منجرمی شود ؛ ازهم گسیختگی پیوندهای سنتی وهمبستگی های اجتماعی و نیز بیگانه شدن با ارزش ها و هنجارهای جامعه خودی ،موجب فزونی نرخ خدکشی در جامعه ها به ویژه در جامعه صنعتی گردیده است .( ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۲۲ )

در کشور های کمتر توسعه یافته ،میزان خودکشی به تناسب رشد سریع شهرنشینی و بحران های اجتماعی – اقتصادی ناشی از آن بالا رفته است . شهرنشینی و گشودگی به سوی دنیای امروزی ،ضروری است که وقتی خارج از اراده و منافع عمومی و به دوراز رهبری و خرد وفادارانه به توسعه ی انسانی و پایداری و همگانی شکل می گیرد ،تناقض آفرین می شود و غمباری اجتماعی و فردی را به جای آن می نشاند . ( ریئس دانا ، ۱۳۸۰ : ۱۶۵-۱۶۳ )

هر چه جوامع صنعتی تر ،شهری تر ،بزرگتر و متمرکز تر و در عین حال فردگرا تر و منفعت طلب تر و عقل گراتر می شوند ،میزان خودکشی بالا می رود ،گر چه این رقم ممکن است با نوسانات و تغییرات همراه باشد . در محیط های صنعتی تر ،فرد منزوی تر و محیط ِ  “ناسازگاری بخش ” و موجد  روان پریشی فردی است و فرد پا به مرحله ی بحرانی می گذارد که در آن احساس بیهودگی و ابهام بیشتری می کند . ( ریئس دانا ،۱۳۸۰ : ۱۶۳ ). خودخواهی و هنجار گسیختگی از عوامل اصلی خودکشی در دنیای مدرن است ؛هنجار گسیختگی به معنای ضعیف بودن قانون یا نبودن هنجار است و قابل تقسیم به دو دسته است: ۱- هنجار گسیختگی مزمن ؛که به دلیل ضعف تدریجی کنترل اجتماع به وجود می آید.

۲- هنجار گسیختگی بحرانی : به علت تغیرات ناگهانی در وضعیت فردی خاص(طلاق ،از دست دادن همسر یا فرزند) به وجود می آید یا در نهاد های اجتماعی (رکود و رونق اقتصادی ) طبق آمار سازمان بهداشت جهانی ،ایران به عنوان کشوری که در حال گذار به جهان صنعتی است ،دچار تضاد شدید بین باور ها و واقعیت ها شدن ،انگیزه ی خودکشی در افراد را بالا می برد و افرد در مرحله صنعتی شدن دچار دوگانگی می شوند .( استونز،۱۳۸۳ :۸۲)

 

 

۲-۳-۱-۴- علل اجتماعی- طبیعی

نظر ” لمبرزو ” این است که گرما فرد را به خودکشی تحریک می کند و نه فرا رسیدن نخستین گرما یعنی اختلاف و تضاد بین رفتن فصل سرما و شروع فصل گرما . دورکیم استدلال می کند که این نظریه از اساس بی اعتبار است زیرا در صورت صدق نظریه ،منحنی تغییرات ماهانه خودکشی می بایست در پاییز وزمستان به صورت افقی باقی بماند و در زمان معین ناگهان با بروز اولین علایم فصل گرما بالا رود و همان طور هم ناگهانی پایین آید .                    ( دورکیم ، ۱۳۷۸ : ۱۰۳)

دورکیم بر این اعتقاد است که محیط طبیعی به طور مستقیم بر زندگی اجتماعی تأثیر ندارد و “مخصوصاً طبیعی نیست که محرک برای رفتار خودکشی است “. و بنا بر تحقیقات وی دلیل آن که از ژانویه تا ژوئیه ،مرگ های ارادی بیشتری رخ می دهند ،اثر مخرب گرما بر اندام ها نیست بلکه به علت تراکم و فشردگی زندگی اجتماعی است .( همان : ۱۱۵ )

عملکرد انسان در شرایط آب وهوایی گوناگون ،متفاوت است.ازنقطه نظر روان شناسی ،انسان در هوای آفتابی بیش از هوای بارانی احساس راحتی می کند.، خطرات خودکشی در هوای خشک قاره ای یا دربهارهنگام افزایش فشار جوی افزایش می یابد.( اشراقی ، “تاثیر فزاینده‌ی آب و هوا بر خودکشی افراد در فصول مختلف ” : نشریه ی الکتریکی جغرافیای ایران )

ممکن است گرمای بیش از حد و ناتوانی در حل وتخفیف آن وقتی نوع پوشش خاصی اجباری شود ،تمایلات خودکشانه بر انگیزد. در این مورد گرمای سخت برای فرد غیر قابل تحمل می شود و موجب رنجش وآزردگی را در فرد فراهم می سازد و سرانجام می تواند به خودکشی منجر شود . ( ریئس دانا ،۱۳۸۰ : ۱۸۳ )

چندی پیش محققان بریتانیایی اعلام کردند که آفتاب بهاری از عوامل افزایش دهنده ی  میزان خودکشی در این فصل است. مطالعات در کشورهای اسکاندیناوی و کانادا نشان داده است که میزان یک نوع ماده شیمیایی موسوم به “سروتونین” در مغز که احساس شادی به همراه می آورد، در افرادی که خودکشی می کنند بسیار کم است.سایر مطالعات نشان داده است که فرد هرچه بیشتر در معرض آفتاب قرار گیرد، میزان تولید سروتونین نیز در مغز او افزایش می یابد. ( اشراقی ، “تاثیر فزاینده‌ی آب و هوا بر خودکشی افراد در فصول مختلف ” : نشریه ی الکتریکی جغرافیای ایران)

همچنین اثر مخرب الاینده های شیمیایی را در افزایش نرخ خودکشی نمی توان نادیده گرفت. به نوشته ی پایگاه اینترنتی دانشگاه کارولینای شمالی ، بسیاری از صنایع ، مواد آلاینده ی خود را وارد محیط می کنند که می تواند افزون بر ایجاد عوارض جسمی ،اختلالات روحی را نیز درساکنان مناطق اطراف خود ایجاد کنند که ازمهمترین این گازها ، گاز سولفید هیدروژن است که با افزایش آن موارد خودکشی نیز افزایش خواهد داشت .(مرکزاطلاعات فنی ایران:  http://www.tici.info/default.aspx?dir=Learn_min&file=al%2084-htm)

 

 

۴-۱-۴ –  عوامل اقتصادی

نارسایی های اقتصادی درافزایش و شیوع نرخ خودکشی تأثیر به سزایی دارند. آ. هنری و جی . شورت دریکی از بنیادی ترین مطالعات درباره ی میزان های خودکشی دریافتند که خودکشی دردوره های کساد اقتصادی اقزایش می یابد ؛ خودکشی درمیان گروه های متعلق به پایگاه بالا ، نسبتاً شایع تراست و حال آن که قتل عمد به طورنسبی درمیان گروه های پایین تررواج دارد.   ( تایلر، ۱۳۷۶ : ۲۷ )

بیکاری ،اخراج از کار ، ورشکستگی مالی ، فقر و تنگ دستی  از علل اقتصادی مهم در رابطه با افزایش خودکشی هستند . بیکاری دسته جمعی و ناکامی های ناشی از آن از شاخص های عمده در بزرگترین موج بیکاری بعد از جنگ جهانی در بین جوانا ۱۵ تا ۲۴ ساله در کشورهای صنعتی بود . ( محمدی ، ۱۳۸۳ : ۲۱۴ ) ( اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۲۷۵ )www.zibaweb.com

هنری و شورت معتقدند که در دوره های کساد اقتصادی شاهد افزایش  نرخ خودکشی در میان افراد در پایگاه های بالاتر هستیم . ( تایلر ، ۱۳۷۶ : ۲۷ )

 

 

۵- تبیین خودکشی : نظریه جامعه شناختی خودکشی

دورکیم در مطالعات خود به این نتیجه رسید که در کشورهای کاتولیک مذهب خیلی کمتر از کشورهای پروتستان مذهب ودر کشورهایی با مذهب مختلط ،حد وسط این دو میزان است و این به دلیل این نیست که مذهب پروتستان کمتر از کاتولیک ،خودکشی را مذموم دانسته بلکه به دلیل رشد فردگرایی درجوامع پروتستان مذهب است و افراد این جوامع که دارای روحیه ی پرس وجوگری هستند در حالی که کاتولیک ها با حفظ سیمای سنتی خود از انسجام و یپارچگی بیشری برخوردارند ,به عبارت دیگربا کاهش سطح همبستگی اجتماعی ،خودکشی افزایش پیدا می کند . ( توسلی ،۱۳۷۴ : ۱۴۶ )

استنتاج کلی دورکیم این است که نرخ خودکشی اجتماعی هرجمعیتی تنها با عطف به نتایج و آثار میزان تغییرات دردرجات انسجام اجتماعی و یکپارچگی گروهی قابل تبیین است . وی هم چنین در صدد بود نرخ خودکشی را بدون کنترل متغییرهای  سن وجنس توضیح دهد. روش دورکیم جهت حصول به متغیر های علّی ِ تعیین کننده ی نرخ خودکشی عبارت است از :

۱- حذف عوامل فوق اجتماعی از رابطه ی علّی

۲- اقدام به نوعی تعمیم اخص درباب ارتباط بین نرخ خودکشی اجتماعی و میزان همبستگی و تشکل اجتماعی

در سخن دورکیم ،منش اجتماعی شامل کیفیت هایی مانند “چگونگی عمل ، تفکر و احساس ” به حساب می آیند . البته ا در نظر گرفتن عناصر ی “واقعه اجتماعی ” ،آن هم بدان سب که دورکیم مانند وبر خصوصیات این پدیده را صرفاً د رحالات ذهنی شخص جستجو نمی کند و به واقعیت های خارجی که خود را بر فرد تحمیل می کند هم ،توجه دارد. ( سلیمی و داوری ، ۱۳۸۰ : ۲۰۹ )

تارد معتقد بود که رفتار و اعمال هر فرد در اجتماع ناشی از تقلید است و افراد با تقلید از عادات و رفتار دیگران ،روابط اجتماعی خود را برقرار می کنند. دورکیم همچنین به انتقاد ازنظریات تارد پرداخته است و تقلید دررفتارهای اجتماعی را رد می کند  وبا واضح سازی اهداف  و روش های جامعه شناسی به آن جنبه ی علمی داده و عقیده دارد که افکار و رفتار افراد تابع نمودهای اجتماعی است مه ناشی از مجموعه ی تجربیات و آرمان های جامعه است که عقاید و اسلوب های انسان به طور ناخود آگاه بدان وابستگی دارد .  ( دانش ،۱۳۷۹ :۳۰۶-۳۰۴ )

از دهه ٧٠ میلادی به بعدنظریه دورکیم پیرامون خودکشی،به ویژه آنجاکه مسأله ارتباط میان خودکشی ومذهب مطرح است،به لحاظ تئوریک و تجربی وروش شناختی موردسؤالات جدی قرارگرفته است.

فرانک ون در مقاله ای با عنوان “Denomination , Religious Context, and Suicide: Neo- Durkheimian Multilevel Explanation Tested with  Individual and Contextual data”دراین قسمت به برخی ازاین ایرادات اشاره می شود:

١- نظریه دورکیم”پروتستانها بیشترازکاتولیکها خودکشی می کنند” بعد ازوی بصورت یک قانون عام  فراگیروهمیشگی جامعه شناسی درآمد. این درحالی است که نتایج برخی تحقیقات خلاف آن را نشان می دهد.تحقیقات انجام شده پیرامون”خودکشی” درکشورهلند برای مدت ١٩٧٣تا ١٩٧۶نشان میدهد درگروهی ازپروتستانها(پروتستانهای ارتدوکس)طی این مدت میزان خودکشی کمترازکاتولیکها بوده است ودرگروه دیگری ازپروتستانها (پروتستانهای لیبرال)میزان خودکشی بیشترازکاتولیکها بوده است. بنابراین به نظریه ی دورکیم نباید به صورت یک قانون جهان شمول و همیشگی جامعه شناسی نگریست.

٢- نظریه خودکشی دورکیم نظریه ای است که پدیده خودکشی را فقط درسطح کلان وکلی بررسی کرده اما فاقد تجزیه وتحلیل این پدیده در سطوح خردتروبا استفاده ازاطلاعات کافی و فردی است. منتقدانی چون جونزوانیل به مسأله “جمع گرایی”دورکیم وکم بهادادن به نقش افراد وعدم جمع بندی اطلاعات مربوط به ویژگی های فردی کسانی که اقدام به خودکشی دورکیم تلقی کرده اند.

٣- نظریه دورکیم عمدتا ًبا تکیه برآمارهای کلی جمع آوری شده ازکشورها تدوین وفرمولیزه شده است. به عقیده منتقدانی چون پاپه و دانی گلیس و دیگران،پدیده خودکشی می بایست در سطوح جغرافیایی کوچکتر یعنی مناطق محدودمورد بررسی قرارمی گیرد زیرا درغیراینصورت از مسأله تأثیر ویژگیهای محیط سکونت بر پدیده خودکشی غفلت خواهد شد.(اشتباه اکولوژیک)

۴- برخی منتقدان مثل آتکینسون ، دای و داگلاس اساساً عقیده دارند میزان خودکشی درپروتستان ها و کاتولیک ها مساوی بوده وهست اما کاتولیکها بیشتر از پروتستانها مسئله خدکشی را به عنوان”علت مرگ”پنهان کرده وخودکشی کاتولیکها دردفاتر ثبت احوال معمولاًکمتراز پروتستان ها ثبت و گزارش میشود؛ به عنوان مثال ون پاپل و دای درمطالعات خود مشاهده کردند که در هلندطی سالهای١٩١٠-١٩٠۵تفاوت میزان خودکشی کاتولیکها و پروتستانها  ناشی”کم گزارش شدن” نرخ واقعی خودکشی کاتولیکها به دفاترومرجع رسمی بوده است.

البته نویسندگان این مقاله ایرادات منتقدین را قبول نداشته و در ادامه مقاله به آن پاسخ داده اند(Van, 2005: 799-801)

اساس نظریه ی خودکشی را می توان روی مشخصات پویایی ،فشارها ،یگانگی و جذابیت سازمان ها و گروه های اجتماعی در میزان تعلق وهمانند سازی فرد در رابطه با گروه های  اولیه و ثانویه در اجتماع ،تعیین کننده گستردگی ،نوع و انگیزه ی خودکشی استوار است . ( اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۱۱۱)

جی گیبز و دبلیو مارتین جامعه شناسان امریکایی اظهار داشتند که حتی این قسمت اساسی نظریه دورکیم را نمی توان موضوع آزمایش رسمی و تجربی قرار داد ،بدان سبب که او هیچ تعریف کاری و عملیی را از همبستگی اجتماعی مد نظرش ارائه نکرده است ولی هر دوی آن ها درمورد تأثیرهمبستگی برخودکشی با دورکیم اتفاق نظر دارند و معتقدند که میزان خودکشی یک جمعیت با ثبات و دوام روابط اجتماعی در درون آن جمعیت رابطه معکوس دارد . ( تایلر ،۱۳۷۶ : ۲۴ )

به عبارت دیگر می توان اشاره داشت که جامعه ،فرد رابه خودکشی ،دیگرکشی و یا رفتار متعادل تشویق می کندوریشه های رفتار خودکشانه دررفتار متقابل جامعه قرار دارد.( اسلامی نسب ،۱۳۷۱ : ۱۱۱) . از دیگر نظریات در باب خودکشی می توان به دیدگاه مارکسیستی اشاره کرد ؛ آن ها خودکشی را پدیده ای مرتبط با ساخت سرمایه داری جامعه می داند و لذا از راه مشاهده ی رفتارگرایی ،از بیرون قضیه  به داخل قضیه موضوع را ارزیابی می کند و فقط به رابطه ی بین محرک و بازتاب توجه دارد. آسیب شناسی اجتماعی مارکسیستی در زمینه ی خودکشی ،فقط به سادگی پدیده  را مرتبط با ساخت سرمایه داری نمی بیند و آن را همان جا رها نمی کند و دراین دیدگاه خودکشی را باید هم  درمتن شخصیت و دگرگونی آن و هم محرک های ریشه ای و ساختی و هم آخرین محرک ها بررسی کرد .( ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۱ )

جی. جاکوبز ،دورکیم و بسیاری ازنظریات دیگر جامعه شناسان را که به بررسی میزان خودکشی پرداخته اند به دلیل اعتقادی که در موردتبیین پدیده ی خودکشی  بدون مطالعه فرد منتحر ،مورد انتقاد قرار داده است .وی استدلال می کند که فرد به منظور اقدام به خودکشی ،در وهله ی نخست باید چنین پنداردکه با مشکلی لاینحل و غیرقابل تحمل روبه روست ،دوم این که مرگ را تنها چاره بیابد و در نهایت وضعیت را غیرقابل کنترل ببیند .( تایلر ،۱۳۷۶ :۵۵ )

 

 

۶- راه های پیشگیری از خودکشی 

کاملاً پیداست که خودکشی پدیده ای است که ممکن است درهر قشری از جامعه اتفاق بیفتد ،اما تلاش در کاهش عوامل تنش زای محیطی ،خانوادگی ،تحصیلی وسازمان ها و آموزش بهداشت روانی ازطریق رسانه ها ی گروهی می تواند ازراه کارهایی باشد که ازروند رو به رشد نرخ خودکشی در جوامع بکاهند . ( مسکنی ، ۱۳۸۳: ۲۳ )

دورکیم ثروت ناگهانی دربرابرفقررا یک عامل بحران زا می بیند و نشان می دهد که تحت تأثیراین عامل برخی ازاشکال رفتارهای انحرافی نظیر خودکشی افزایش می یابد که خود این عامل مولود تغییرات شتاب زده ی اجتماعی – اقتصادی است که به موجب ازهم  پاشیدگی هنجارهای سنتی یعنی وضعیت سریع آنومی می گردد. کونیک در تکمیل نظریه وی چنین آورده است : ” فقر به تنهایی بیشتر به عنوان یک عامل ثبات بخش در جامعه تأثیر می گذارد و در آن صورت فقر غیر قابل تحمل می شود و انسان می کوشد با همه ی ابزار ممکن از وضعیت فقر بیرن آید و در نتیجه ی این اعمال رفتار انحرافی رشد می کند “. ( رفیع پور ،۱۳۷۸ :۱۸ )www.zibaweb.com

مذهب از عواملی است که نرخ خودکشی را کاهش می دهد اما نه به این دلیل که در محکومیت خودکشی نسبت به اخلاق دینی تردید کمتری دارد و نه مفهوم خدا القا کننده ی اقتداری استثنایی بر اراده ی افراد است بلکه مذهب ،مجموعه ای از اعتقادات و اعمال مشترک نزد پیروان خود است که” سنتی و در نتیجه الزامی است ” در پایان این فصل نظری اجمالی بر برخی اقدامات پیشگیرانه در مورد خودکشی خواهیم داشت :

۱٫    مشاوره ، راهنمایی و حمایت فرد و روان درمانی فرد

۲٫    همبستگی اجتماعی درحد اعتدال باقی بماند و درتعیین سرنوشت و مسیرزندگی افراد ،هم مصالح فردی و هم مصالح جمعی به یک اندازه درنظرگرفته شوند و فشار و نظم اجتماعی درحد معقول و مطلوب باشد .

۳٫    احساس هویت اجتماعی در افراد تقویت شود زیرا باعث از بین بردن انزوای اجتماعی و غیرهدفمند کردن زندگی فرد می شود و افرادجامعه بر اساس آن ،جایگاه و منزلت واقعی خود را کسب می کنند.

۴٫    اشاعه فرهنگ احترام به حقوق انسانی و اصلاح الگو های ارتباط بین زن ومرد .

۵٫    تعمیق باورها و نگرش های دینی با به کار گیری شیوه ی تبلیغی مؤثر.

۶٫    مقابله با آداب و رسوم غلط اجتماعی درباره ی زنان.

۷٫    آشنا کردن خانواده با علایم و دگرگونی های رفتاری فرد قبل از خودکشی .

۸٫    ایجاد خانه ی سلامت وخطوط تلفن بحران.

۹٫    پیش بینی واحد درسی “حقوق  و دانش خانواده “در آموزش و پرورش.

۱۰٫    ۱۰)بررسی محیط زندگی افرادی که در خطرند .

۱۱٫    ۱۱)تعلیم و تربیت روحانیون ،پرستاران ، پلیس، معلمان و سایر مسئولینی که با افراد زیادی ذر تماس هستند.

۱۲٫    و همین طور باید تصویر فرد از خود و آینده اش را هموراه با عقاید مذهبی روشن کرد چرا که از موانع بسیار با اهمیت در پیشگیری از خودکشی می باشد .(کارکنان نصر آبادی ،۱۳۸۲: ۵ ) (کاوه امیدی ،۱۳۸۲ :۱۰۱- ۸۸ ) (کلمن ، ۱۳۷۷ : ۶۸۸ )

 

بخش دوم – بررسی تجربی خودکشی : مورد ایران

 

۱- علل خودکشی در ایران

در ایرن مطالعه ی دقیقی در مورد خودکشی صورت نگرفته است زیرا آمار پزشکی قانونی گویا نیست  وبسیاری از افراد خودکشی افراد خانواده ی خود را ننگ وبی آبرویی تلقی کرده و از افشای آن خودکشی می کنند.درکشوآمارهایی وجود دارد که حاکی از آنکه سالیانه  ۵ تا ۷ هزار نفرازطریق خودکشی  جان خود را می گیرند که نیمی از آن ها در شهرهای بزرگ ،یک چهارم در شهرها کوچک ومتوسط و بقیه در روستاها انفاق می افتد . دکتر قرایی مقدم معتقد است که نگاه سنتی خانواده ها به مسأله خودکشی که درکشورما وجود دارد موجب گردیده است تا به آماردقیق و صحیح دسترسی نداشته باشیم زیرا دربسیاری ازشهرهاخودکشی هر یک ازافراد خانواده موجب بی حیثتی و بی آبرویی خانواده می شود همین دلیل به مخفی کردن نوع مرگ می انجامد.( ریئس دانا ، ۱۳۸۰ :۱۸۷)(ستوده ،۱۳۷۱ :۲۳۹ )

 

 

علل خودکشی در ایران :

۱٫اختلافات زناشویی ،عشق و تمایلات شدید عاطفی وعلل ناموسی

۲٫ناراحتی های روانی ،شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی

۳٫مشکلات ناشی از شکست های تحصیلی واسترس ها وفشار های روانی و روحی ناشی از آنها(فشار های عاطفی ،فشار های تحصیلی مانند کنکور، نقایص جسمی و فیزیکی در نسل جوان)و احساس پوچی وبی هدفی وافسردگی

۴٫فقر و تنگدستی،بیکاری ،اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادی

۵٫مسائل و معضلات زندگی شهری  و وضعیت نا به سامان زندگی

۶٫ازهم پاشیدگی گروه های اجتماعی مانند خانواده ، شغلی ، خویشاوندی ، دوستی و..

۷٫اعتیاد به مواد مخدر ، الکل و داروهای توهم زا

۸٫ضعیف شدن اعتقادات مذهبی

۹٫عدم استقلال واجبار در پیروی از مقررات سنتی

۱۰٫بر ملا شدن اسرار و حقایق خصوصی زندگی فرد.( ستوده ،۱۳۷۴ : ۲۴۰ )

 

۲- رابطه خودکشی با سن- جنس

 

طی تحقیقاتی که درکشورهای مختلف صورت گرفته نتایج به دست آمده حاکی ازآن است که مردها بیش اززنان خودکشی می کنند واغلب آنان درگروه سنی ۶۵-۴۵ ساله قراردارند . اوج اقدام به خودکشی درمیان زنان ومردان ایرانی درگروه سنی ۲۴-۱۸ ساله می باشد.درایران نوجوانان و جوانان ازیک طرف و زنان ازطرف دیگردو قشری هستند که بیشترازسایرین دست به خودکشی می‌زنند. تحقیقات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوردرسال ۱۳۸۲ خودکشی ۲۴۸۶ زن و ۱۴۸۱مرد را نشان می‌دهد و آمار وزارت بهداشت ازانجام حداقل ۱۳ خودکشی در روز با میانگین سنی ۲۹ سال خبر می‌دهد. طبق این آمار نسبت خودکشی مردان به زنان ۵/۲ به یک و گاه ۵/۴ به یک است.در یک طرح پژوهشی که در سال ۱۳۵۲ در کشور ، مشخص گردید که خودکشی در میان مردان وزنان جوان متأهل به دلیل درهم ریختگی ارزش های اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه نا به سامانی نهاد خانواده افزایش یافته است.(رشید یاسمی ، ۱۳۴۵: ۱۰۰)

درتحقیقی که در سال های ۴۷-۱۳۴۵ بر روی افرادی که اقدام به خودکشی کرده بودند صورت گرفت ، جامعه مورد مطالعه شامل ۸۳۹ مرد و ۶۲۳ زن بوده و نتایج زیر حاصل پژوهش فوق است: خودکشی زنان در گروه سنی ۱۹-۱۵ ساله بیشتر است، اما بیشتر خودکشی های مردان مربوط به فاصله سنی ۳۴-۱۵ سال می باشد. این بررسی اختلاف های خانوادگی را مهم ترین انگیزه خودکشی عنوان می کند(۲۶%) و بعد از آن مسایل اقتصادی را دومین دلیل انجام انتحار معرفی می کند.

در سال ۱۳۴۹ نیز بررسی ای بر روی ۳۶۲۷ مورد انجام می گیرد که در بین آنها ۱۴۱۵ نفر مرد و ۲۲۱۲ نفز زن بوده اند. که باز حکایت از غلبه زنان خودکش بر مردان خودکشی کننده دارد. دکتر “امان الله قرائی مقدم”  با اشاره به تغییرات به وجود آمده درروند خودکشی ایرانیان طی سه دهه اخیرمعتقد است که نسبت خودکشی زنان و مردان نسبت به ده سال گذشته تغییرکرده است، قبل از سال ۱۳۷۰ نسبت خودکشی زنان به مردان ۵ به ۲ بود اما در ۱۰ سال گذشته نسبت خودکشی مردان به زنان ۳ به ۲ افزایش یافته است.

وی همچنین عامل خودکشی مردم ایران درسطح کلان را وجود “آنومی” یا نوعی بی هنجاری می خواند و پریشانی فکر، نابودی نظم منطقی فکری و دچار تشتت آرا بودن را که منجر به خودکشی افراد می شود از نتایج این بی هنجاری می داند.دکترعباس محمد اصل خودکشی را عملی تعمدی برای نابودی فرد می داند و آن را در سه سطح کلان ،میانه وخرد بررسی می کند.

۱- سطح کلان : از سویی ضعف هنجارها و درهم ریختگی ارزشی و از سوی دیگر فقدان حمایت های مدنی از فردیت رو به رشد شخص،موجب بروز خودکشی می شود.

۲- سطح میانه : فقدان تناسب میان فردیت افراد با هنجارهای اجتماعی و تضاد نمادهای معرفتی الگوهای جدید با ذهنیت و باورهای افراد که به دلیل وجود مدیریت ناکار آمد در سطح جامعه به وجود می آید.

۳- سطح خرد:مجوع این عوامل موجب بروز یک کنش اعتراضی می شود که فرد طی آن تلاش در آسیب رساندن به خود یا جامعه را دارد.(همان )

بر اساس گزارش مرکز امار ایران طی سال های ۱۳۸۲-۱۳۷۵ ، در گروه سنی ۲۴-۱۸ ساله در زنان و گروه سنی ۳۴-۲۵ ساله در مردان بالاترین تعداد اقدام به خودکشی دیده می شود .زنان بیشتر ازمردان اقدام به خودکشی می کنند ولی نرخ خودکشی ( منجر به فوت ) در مردان بیشتراست ؛رقم بالا درخودکشی مردان به تفکیک استان دراستان تهران و درزنان مربوط به لرستان بوده است.(سالنامه آماری کشور ۱۳۸۲ )

خانم حیدری درتحقیق خود اشاره دارد که شایع ترین روش خودکشی در مردان دارآویختگی، استفاده ازمواد مخدر،استفاده ازترکیب تریاک ودارو وسقوط از بلندی  و هم چنین دربین زنان خودسوزی، استفاده از دارو وجود دارد و روش هایی دیگری همانند برق گرفتگی ،بریدگی با چاقو نیز وجود دارد. ایلام بیشترین آمار خودسوزی را در کشور دارد واستان های کرمانشاه ، همدان، لرستان ، کهگیلویه و بویر احمد و گلستان در رتبه ای بعدی قرار دارند .(اسلامی نسب، ۱۳۷۱ : ۱۰۴)

به طور نسبی اقدام به خودکشی در زنان نسبت به سال ۱۳۷۵ کاهش داشته ولی چشمگیر نبوده و به عکس نرخ اقدام به خودکشی مردان روندی رو به افزایش داشته است و ازاین تعداد اقدام به خودکشی ،مردان اغلب خودکشی کرده در حالی که فوت شدگان در زنان نسبت به اقدام به خودکشی کمتر است.با توجه به سالنامه ی آماری کشوردرسال ۱۳۸۲  نمودارزیررا برای نشان دادن این اختلاف بین اقدام به خودکشی و مرگ ،رسم کرده ایم ؛همان طورکه نمودارها نشان می دهند اختلافی که وجود داردبه دلیل  جلب توجه تنبیه ،ترعیب ، اظهار ندامت و پشیمانی و.. می باشد.

 

مطالعات دیگری درمورد پدیده ی خودکشی درکشوروجود دارد به عنوان مثال در شهر قزوین نرخ خودکشی درمردان ۵/۲ برابر زنان می باشد یا درایلام که سالانه حدود ۴۰۰ مورد خودکشی در جمعیت ۵۸۰ هزار نفری ایلام اتفاق می افتد و۲۲۰ نفر زن و۱۸۰ مرد این انار را به خود اختصاص داده اند . (امیدی ملایری ، ۱۳۸۲ : ۱۰۱-۸۸)(ستوده ،۱۳۷۱ : ۲۴۰ ).

 

۳-زنان و خودکشی

طبق اخبار سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور ، آخرین آمار خودکشی زنان در ایران در مقایسه با سایر کشورها حاکی از پایین بودن این میزان نسبت به کشورهای اروپا ، آفریقای شمالی ، اقیانوسیه وآسیای شرقی درحالی که ازکشورهای امریکای لاتین ، مرکزی و جنوبی بالاتر است. درسال ۱۳۷۹ معاون اجتماعی مرکزامورمشارکت زنان گزارشی با عنوان “گزارش ملی خودکشی زنان”انجام دادند و به تفکیک استان ها به بررسی خودکشی زنان پرداخته بودند .آن ها درتحقیقات خود به روش های جامعه شناسی استناد جسته ونقش عوامل اجتماعی وبیرونی را در بروزاین پدیده متذکر شده اند. طبق بافته های آنان دراستان های کردستان ،سمنان ،کهگیلویه و بویر احمد،مرکزی ،هرمزگان ،یزد و سیستان وبلوچستان نرخ خودکشی به نسبت سال۱۳۷۷ افزایش داشته است و دو استان تهران وسیستان وبلوچستان کمترین نرخ خودکشی را به خود اختصاص داده اند. همچنین میزان خودکشی زنان در دو استان ایلام و کرمانشاه بیشتر از مردان بوده است و بیشترین میزان خودکشی در گروه‌های سنی بالای ۲۵ سال است.

دکتر فاطمه ملوک باشی روانشناس معتقد است گر چه در ایران خودکشی در مردان بالاتر از زنان است ولی در زنان به طور خاص ، موارد خودکشی در گروه سنی ۲۴ _ ۱۸ سال بیشترین میزان را دارد که عمدتاً به صورت مصرف دارو و خودسوزی است. (مسکنی ،۱۳۸۳ :۲۲)

مدیر کل امور اجتماعی وزارت کشور با اشاره به تحقیقات کشورتا سال۱۳۸۳  اعلام کرد که زنان بیشتر از مردان اقدام به خودکشی کرده‌اند و علت اصلی آن را اختلافات خانوادگی و باورهای متضاد زنان و مردان درزندگی مشترک دانست؛زیرا در بسیاری ازشهرهای کشور و علی‌الخصوص روستاها مردان خود را صاحب اختیارومالک زنان می‌دانند و ازآنان انتظار اطاعت، پذیرش مطلق عقاید مردان و عدم حضور درعرصه اجتماع را دارند.در تحقیقی هدف  آن بود تا رابطه ی بین سطح تحصیلی زنان و تمایل آنان به اافکارخودکشی و آسیب رساندن به همسرسنجیده شود و نتیجه چنین به دست آمد که داشتن سطح تحصیل بالاتربه شکل گیری خودپنداره های مثبت تردرفرد یاری می کند ودراین حالت توهین ها وتحقیرهای همسررا دلیل برضعف وحقارت خود ندانسته وبرآن باورند که همسرانشان دارای مشکل اند ؛ بنابراین عزت نفسشان حفظ می شود و تمایل به خودکشی در آنها کاهش می یابد. زیرا آنها راه های جبرانی ومنابع حمایتی همانند شغل و منزلت اجتماعی را دارند که باعث کاهش مشکلات ناشی از خشونت همسرانشان می شود .(خسروی ،۱۳۸۳ :۱۱۱-۱۰۹ )

منابع

 

 

الف- منابع فارسی :

۱-آرون ، ریمون. ۱۳۸۱٫مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی .باقر پرهام (مترجم). تهران : انتشارات علمی و فرهنگی .

۲-ابوالحسن تنهایی، حسین. ۱۳۷۴٫ درآمدی برمکاتب ونظریه های جامعه شناسی . تهران : انتشارات مرندیز.

۳-استنگل ، اروین .۱۳۴۷٫ خودکشی و قصد خودکشی . حمید صاحب جمع (مترجم) .تهران : انتشارات اشرفی .

۴-استونز ،راب.۱۳۸۳٫متفکران بزرگ جامعه شناسی. مهرداد  میردامادی (مترجم) .تهران : انتشارات مرکز.

۵-اسلامی نسب ،بجنوردی. ۱۳۷۱٫بحران خودکشی.تران :نشرفردوس.

۶-اشنایدمن، ادوین. ۱۳۷۸٫ روانشناسی خودکشی: ذهن خودکشی گرا. مهرداد فیروزبخت(مترجم ). تهران : انتشارات رسا.

۷-امیدی ملایری ، کاوه. ۱۳۸۲٫” نگاهی به علل وعوامل خودکشی ” .فصل نامه ی علمی- کاربردی معاونت اجتماعی ناجا. پیش شماره ی اول .صص ۱۰۱-۸۸٫

۸-باتامور، تی. بی. ۲۵۳۵٫جامعه شناسی. سید حسن منصور و سید حسن حسینی کلجاهی (مترجمان ) . تهران : انتشارات جامعه واقتصاد.

۹-تایلر، استیو. ۱۳۷۶٫ جامعه شناسی خودکشی و علی موسی نژاد (مترجم) . تهران: انتشارات اصفهان .

۱۰- توسلی ،غلام عباس. ۱۳۷۴٫ نظریه های جامعه شناسی ۱ . تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.

۱۱- حمیدحق‌گو، پرویز.۱۳۵۲٫ پایان نامه :خودکشی. دانشگاه تهران،دانشکده علوم اجتماعی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران. ۱۳۵۲-۱۳۴۷:

۱۲- جمیلی کهنه شهری، فاطمه. ۱۳۸۵٫  جزوه ی درس نظریه های جامعه شناسی . دانشگاه الزهراء.

۱۳- خسروی ،زهره . ۱۳۸۳٫ “بررسی رابطه همسر آزاری با تمایل به افکار خودکشی و آسیب رسانی به همسر در زنان شهر تهران ” . فصل نامه ی علمی- پژوهشی مطالعات زنان .سال دوم . شماره ی ۶٫ تهران . صص۲۹۳-۲۷۵ .

۱۴- دانش ،تاج الزمان . ۱۳۷۹٫ مجرم کیست: جرم شناسی چیست . تهران : انتشارات کیهان.

۱۵- دورکیم، امیل. ۱۳۵۹٫ تقسیم کاراجتماعی .حسن حبیبی( مترجم ). تهران : انتشارات قلم.

۱۶- دورکیم، امیل . ۱۳۷۸٫ خودکشی. نادر سالار زاده امیری( مترجم ) . تهران : انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

۱۷- دهخدا،علی اکبر.۱۳۴۷٫ لغت نامه . زیرنظرمحمد معین .تهران : انتشارات دانشگاه تهران.

۱۸- رشید یاسمی، هوشنگ. ۱۳۴۵٫ پزشکی قانونی و طب کار. تهران : انتشارات دانشگاه تهران.

۱۹- رفیع پور ،فرامرز. ۱۳۷۸٫ آنومی یا آشفتگی اجتماعی . تهران : انتشارات سروش.

۲۰- ریئس دانا، فریبز . ۱۳۸۰٫ بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات سازمان بهزیستی کشور.

۲۱- ستوده ،هدایت الله .۱۳۷۸٫آسیب شناسی اجتماعی . تهران : آوای نور.

۲۲- سخاوت،جعفر.۱۳۸۲٫ جامعه شناسی انحرافات اجتماعی. تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.

۲۳- سلیمی ، علی و محمد داوری. ۱۳۸۰ . بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات آوای نور.

۲۴- شیخاوندی، داور. ۱۳۷۳٫ جامعه شناسی انحرافات ، آسیب شناسی جامعوی .تهران : انتشارات مرندیز.

۲۵- طباطبایی ، سید موسی . ” تشخیص و پیشگیری از خودکشی جوانان” . ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی، آموزشی اصلاح و تربیت. شماره ی ۴۱٫ سال چهارم . مرداد ماه ۱۳۸۴٫ تهران : صص۲۷-۳۰٫

۲۶- قائمی، علی. ۱۳۶۴٫ آسیب ها وعوارض اجتماعی: ریشه یابی ، پیشگیری ، درمان . تهران: انتشارات امیری.

۲۷- کارکنان نصرآبادی،محمد.”خودکشی از دیدگاه جامعه شناسی”. ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی اصلاح و تربیت. شماره ی ۱۷ . سال دوم . مرداد ۱۳۸۲ . صص ۳-۶٫

۲۸- کلدی ، علیرضا واردشیر گراوند. ” بررسی خوکشی در شهرستان کوهدشت”. فصلنامه ی علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال دوم . شماره ۶٫ زمستان ۱۳۸۱٫ تهران:صص ۲۷۵-۲۹۳٫

۲۹- کلمن ، جیمز سی. ۱۳۷۶ . روانشناس نابه هنجار و زندگی نوین . کیانوش هاشمیان (مترجم). تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا.www.zibaweb.com

۳۰- کوزر ، لوئیس. ۱۳۸۰٫ زندگی و اندیشه ی بزرگان جامعه  شناسی. محسن ثلاثی (مترجم). تهران: انتشارات علومی.

۳۱-  کوهن، رابرت. ۱۳۷۷٫ تغییر نگرش و تأثیر اجتماعی . علیرضا کلدی(مترجم) . تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی.

۳۲- کوکرین ، ریموند . ۱۳۷۶٫ مبانی اجتماعی بیماری های روانی . فریده براتی سده و بهمن بخاریان (مترجمان). تهران : انتشارات رشد.

۳۳- کیویستو، پیتر. ۱۳۸۰٫ اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی . منوچهر صبوری(مترجم). تهران : انتشارات نی.

۳۴- گیدنز، آنتونی. ۱۳۸۳٫ جامعه شناسی .منوچهر محسنی(مترجم). تهران : انتشارات نی.

۳۵- محسنی تبریزی، علیرضا . “ملاحظاتی درباب نظریه ی خودکشی دورکهایم” . نامه ی علوم اجتماعی. شماره ی ۷٫ دوره ی جدید. ج ۳ . زمستان ۱۳۷۳٫ تهران . صص۱۴۹-۱۱۷٫

۳۶- محمد خانی، شهرام . ۱۳۸۱٫ پیشگیری از  خودکشی جوانان و نوجوانان : راهنمایی عملی برای معلمان و مشاوران مدارس ومتخصصان بهداشت روان . تهران: انتشارات طلوع دانش.

۳۷- محمدی، زهرا . ۱۳۸۳٫ بررسی آسیب های اجتماعی زنان در دهه ی ۱۳۸۰- ۱۳۷۰ . تهران: انتشارات شورای فرهنگی اجتماعی زنان.

۳۸- مسکنی ، زهرا. مهر ۱۳۸۳ .”نگاهی به خودکشی و علل آن در جامعه “. ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی اصلاح و تربیت . سال سوم .شماره ی ۳۱ . تهران:۲۳-۲۱٫

۳۹- نلسون، ریتا ویلکس  و الن سی .ایزرائل. ۱۳۷۵٫ اختلال رفتاری کودکان. محمد تقی منشی طوسی ( مترجم ). مشهد : انتشارات آستان قدس رضوی.

۴۰- سالنامه ی آمار کشود سال ۱۳۸۲٫

 

ب- منابع اینترنتی:

 

۴۱٫http://www.iranhealers.com/moduhes.php?name=news&file=article&sid=633

۴۲٫ http://www.mehrnews.com/fa/Default.aspx?t= socialAndoccaption

۴۳٫ http://www.7sang.com/mag/2005/09/10/report-suicide-iran.htm  ۴۴٫http://irwomen.com/lindex.php

۴۵٫ http://www.tehanpi.org/content/view/11/1

http://www.fpm.ir/archive/no_175/farsi/articles/.46

TH30015ff,http://www.irandoc.ac.ir/Database/The-int.htm 47.

۴۸٫ http://shafaghuniver.persianblog.com/shafaghuniver_archive.html      ۴۹٫ http://www.fpm.ir/archive/no_175/farsi/articles/01.htm

۵۰٫ http://www.ofoghnews.com/news/001528.php

۵۱٫ http://www.persiangeo.com/content/view/264/2

۵۲٫ http://www.tici.info/default.aspx?dir=Learn_min&file=al%2084-htm 53.http://www.persianspring.org/content/fa/tellfriends.htm?aHR0cDovL3d3dy5wZXJzaWFuc3By

aW5nLm9y

Zy9mYS93aHlzdWNpZGUuaHRt

۵۴٫ http://www.dbase.irandoc.ac.ir/00099/0009934/0htm

۵۵٫ http://shafaghuniver.persianblog.com/shafaghuniver_archive.html

 

ج- منبع انگلیسی:

۵۶٫ Van Tubergen, Frank, Manfred Te Grotenhuis & Wout Ultee. 2005.” Denomination, Religious Context, and Suicide: Neo- Durkheimian Multilevel Explanation Tested with Individual and Contextual data ” AJS: American Journal of Sociology .Volume 111.Number 3. (November 2005).chicago:797-823

منبع: سایت تخصصی مددکاری اجتماعی ایران

تیر
۴
۱۳۹۷
پای یک زن در میان است
تیر ۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
IMG_38471
image_pdfimage_print

 

Photo:shahrvand-newspaper.ir

امیرحسین خواجوی|  با صدور حکم قصاص پزشک تبریزی کم‌کم رازهای جنایت این پرونده مرموز برملا می‌شود. پرونده‌ای پرحاشیه و مبهم که نزدیک به دو سال از رسیدگی آن در دستگاه قضائی می‌گذرد. دو قصاص برای قتل همسر و مادربزرگ حکمی است که دادگاه تبریز درنهایت برای متهم این پرونده صادر کرده است. این حکم برای تأیید به دیوان عالی کشور ارسال شده و اولیای دم این پرونده منتظرند تا درنهایت قاتل دخترشان به دار مجازات آویخته شود؛ پدر و مادر «المیرا خانلو» دختر جوانی که مهر ماه ‌سال ٩۵ همزمان با ایام محرم به طرز مشکوکی به دلیل مسمومیت در بیمارستان جان سپرد و پس از چند روز همسر این دختر جوان یعنی دکتر علیرضا صلحی به‌ عنوان مظنون اصلی این پرونده دستگیر شد.

البته در آن حادثه مادربزرگ متهم هم به دلیل مسمومیت جان سپرد تا ابهامات این پرونده جنجالی بیشتر شود. اطلاعات ناقص و مبهم باعث شد تا این پرونده حاشیه زیادی داشته باشد. در سکوت مقامات قضائی و انتظامی، ابهام، حاشیه، تردید و جنجال جای همه چیز را در این پرونده گرفت. البته اظهارات ضدونقیض  متهم هم به این حواشی دامن می‌زد. درنهایت اما مراحل بازجویی این پرونده به پایان رسید و از مهر ماه ‌سال گذشته برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد. مراحل دادگاه هم در همان سکوت خبری یکی پس از دیگری برگزار شد و درنهایت در آخرین روزهای ‌سال گذشته خبر اتمام دادگاه و صدور حکم نهایی از سوی مقامات قضائی آذربایجان ‌شرقی دوباره همه نگاه‌ها را به این پرونده و سرنوشت متهم اصلی این پرونده معطوف کرد.

حالا دو حکم قصاص برای علیرضا صلحی آخرین خبر این پرونده است. با وجود این او هنوز به قتل اعتراف نکرده اما همه شواهد و مدارک نشان می‌دهد که او با استفاده از قرص فسفین یا همان قرص برنج همسر و مادربزرگش را به قتل رسانده است. اما انگیزه او از این جنایت چه بوده، چرا یک پزشک شناخته‌شده باید همسر و مادربزرگش را به قتل برساند و حتی جان پدر، مادر و برادر خودش را هم به خطر بیندازد؟ این‌که او با همسرش مشکل داشته یا ماجرا چیزی دیگری بوده است؟ این پرسش‌هایی است که با وجود اعلام حکم قصاص هنوز هم برای خیلی‌ها مبهم و رازآلود است. همین شد تا به سراغ پدر المیرا رفتیم و برای دقایقی با او همکلام شدیم که در ادامه می‌خوانید:

 

 

 المیرا چندمین بچه شما بود؟

من دو دختر داشتم. المیرا بچه بزرگ من بود. من و مادرش هم خیلی به او علاقه داشتیم. با این‌که نزدیک دو ‌سال از آن حادثه می‌گذرد، همسرم هنوز هم بی‌تاب است. بیشتر شب‌ها از خواب می‌پرد و برای المیرا گریه می‌کند. آرزوهای زیادی برای او داشتیم، اما داغ این دختر به دلمان ماند. کاش هیچ‌وقت با علیرضا آشنا نمی‌شد.

 حکم قصاص علیرضا قطعی است؟

بله؛ چند روز پس از آخرین جلسه دادگاه حکم به ما ابلاغ شد. اواسط اسفند ماه ‌سال گذشته بود که ما از طریق وکیل پرونده از این حکم مطلع شدیم.

 چند جلسه دادگاه برگزار شد؟

 ۴ جلسه بود. اولین جلسه مهر ماه‌ سال ٩۶ بود و آخرینش هم اسفند بود و من در همه جلسات حاضر بودم.

 با توجه به حضور شما در همه جلسات دادگاه، علیرضا به قتل اعتراف کرد؟

نه او هنوز هم دروغ می‌گوید و همه چیز را انکار می‌کند. از همان روز اول دروغ می‌گفت. اوایل می‌گفت غذا نذری بوده، بعد گفت دخترم قرص لاغری می‌خورده و همان باعث مرگ او شده است. هر بار یک داستان جدید تحویل ما می‌دهد. همه ادعاهای او هم بررسی شده و دادگاه آن را رد کرده است. گزارش پزشکی قانونی هم وجود قرص برنج در غذا را تأیید کرده و علت مرگ هم مسمومیت با این قرص بوده است. با وجود این، او همچنان انکار می‌کند.

 در این مدت با علیرضا یا خانواده او صحبت کرده‌اید؟

با خودش که نه، اما خانواده‌اش چندبار با ما صحبت کردند. آنها هم می‌گفتند که پسرشان قاتل نیست؛ اما صحبت دیگری نشده است.

 یعنی برای گرفتن رضایت با شما تماسی نداشتند؟

هنوز نه، چون حکم از سوی دیوان تأیید نشده است.

 علت یا انگیزه احتمالی او چه بوده؟

این پرونده هنوز در حال رسیدگی است و جزییاتی دارد که بیان‌کردنش شاید درست نباشد؛ اما تا جایی که ما اطلاع داریم پای یک خانمی در میان بوده. علیرضا برای همین دست به این جنایت زده است.

 بیشتر توضیح دهید؟

علیرضا و المیرا به واسطه یکی از دوستان دخترم با هم آشنا شدند. البته همسر او هم با علیرضا دوست بود. درواقع این خانم این دو را با هم آشنا کرد اما چند ماه قبل از آن حادثه علیرضا با این خانم ارتباط گرفته است؛ از همان زمان هم رفتارش به کلی تغییر کرد. مدارک کافی وجود دارد و مسائل دیگری هم هست که الان نمی‌توانم آن را بیان کنم.

 آن خانم هم از طرف دادگاه احضار شد؟

او خارج از کشور است و دسترسی به او نیست. از همسرش هم هیچ رد و نشانی به دست نیامده اما وجود ارتباط علیرضا با این خانم

 قطعی است.

 اگر این انگیزه قتل المیرا باشد، چرا مادربزرگش را به قتل رسانده، ضمن آن‌که اگر اقدامات به موقع پزشکی نبود، احتمال داشت پدر و مادر و برادر علیرضا هم در اثر مسمومیت کشته شوند؟

همه اقدامات او حساب‌شده و از روی نقشه قبلی بوده. درواقع از سم در غذا‌ها طوری استفاده کرده که المیرا کشته شود. علیرضا از قبل سناریوی این جنایت را نوشته بود، به همه چیز آن هم فکر کرده بوده اما کهولت سن مادربزرگش و مرگ او در اثر مسمومیت نقشه او را خراب کرد؛ درواقع او فقط می‌خواسته المیرا را به قتل برساند.

 علیرضا سابقه پرخاشگری یا رفتار مشکوک داشت؟

نه، اصلا. یعنی از وقتی که با ما آشنا شد، همیشه موجه و آرام بود. دوستانش هم خیلی به او اعتماد داشتند. همان‌طور که گفتم رفتارش یکدفعه تغییر کرد. البته در بررسی‌های انجام‌شده مشخص شد که یک‌بار هم در دوران دانشجویی در زمان امتحانات پایان ترم، همکلاسی‌هایش را مسموم کرده بوده تا خودش نمره بالایی بگیرد.

 یکی از حکم‌های قصاص به دلیل قتل مادربزرگش صادر شده است. یعنی خانواده خودش هم می‌خواهند او

 اعدام شود؟

 دایی علیرضا رضایت نداده است. البته من شنیدم که در ازای دریافت دیه از قصاص او منصرف می‌شود.

 

منبع: روزنامه شهروند

خرداد
۳۱
۱۳۹۷
دهنت رو شیرین کن ناپدری عزیزم
خرداد ۳۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
depositphotos_76879817-stock-illustration-hipster-cat-dressed-up-in
image_pdfimage_print

Photo: mart_m/depositphotos.com

مونا زارع طنزنویس

شیرینی دوازدهم را برداشت و چپاند توی دهانش و گفت: «گفتی چی میخونی؟» پارچ شربت را به طرفش هل دادم، چون می‌دانستم احتمالا تا الان تمام دیواره‌های گلویش با گرده‌های شیرینی بَتونه شده و تا چند دقیقه دیگر خفه می‌شود. گفتم: «درسم تموم شده» شربت را هورت کشید و یخ‌هایش را با دندانش خرد کرد. مامان توی زندگی‌اش اشتباه زیاد کرده. مثلا همین که وقتی فهمیده من را حامله است، خودش را از بالای پله‌های خانه پرت نکرده پایین. اما بدترین و نابخشودنی‌ترین اشتباهش بعد از مرگ بابا ازدواجش با این نره‌غول است. باورش سخت است اما با هم توی کلینیک حیوانات آشنا شدند. یعنی یک روز مامان گفت دلش برای بابا تنگ شده و فکر یک جایگزین است که بهش پیشنهاد دادم بهتر است روی آدمیزاد حساب باز نکند، چون همان بابا و مرگش برایمان کافی بود. قرار شد مامان برود گربه بگیرد تا سرش با آن گرم شود که با این فریدون برگشت. مثل این‌که او هم آمده بوده آن‌جا تا خودش را از تنهایی دربیاورد و می‌خواسته سمندر برای خودش بخرد که چشمشان به هم افتاده. همان روز هم به بهانه این‌که حیوان چقدر خرجش بالاتر از انسان است، به این نتیجه رسیدند که حقوق حیوانات چطور اجازه می‌دهد این طفلکی‌ها را توی آپارتمان نگه داریم و تصمیم گرفتند پس همدیگر را دعوت کنند به آپارتمانشان. دقیقا همان روز بود که مامان عاشق این مردک با قد ۱۹۰ شد و من ترجیح می‌دادم حضانتم را بدهند بابا که توی قبرش با او بزرگ شوم تا با این مرد که هر صبح چهار تا نان باگت را از مغز گوسفند و سس مایونز پر می‌کند و می‌خورد. آدم‌ها وقتی سن و سالشان می‌رود بالاتر، رفتارهای پرخطرشان شکل دیگری می‌گیرد. ‌به حساب این‌که جوانی نکرده‌اند و حالا این دو روز آخر را خوش بگذرانند، ممکن است هم خودشان را به کشتن بدهند و هم سه نسل بعد از خودشان را در آن غرق کنند. از سری رفتارهای پرخطر مامان این بود که بعد از یک هفته آشنایی گفت، ما با این سن‌و سال با یک نگاه طرفمان را می‌شناسیم و روح و جسم‌مان کشش چند ماه آشنایی را ندارد. همین شد که این جمعه آشنا شدند، جمعه بعد داشتیم توی چلوکبابی آقا فریدون کوبیده عروسی‌شان را می‌خوردیم و همان شب آقا فریدون با وانت اسباب اثاثیه‌اش را آورد خانه‌مان. راستش مامان همیشه عاشق بابا بود. عاشق حرف‌زدنش، خندیدنش، تیپ و قیافه‌اش، جذبه‌اش و هر چیزی که داشت. برای همین تا آقا فریدون آمد بالا و عرقش را خشک کرد، مامان زیرشلواری بابا را برایش آورد. هرچند قد زیرشلواری تا زانوهایش بود اما معلوم بود مامان می‌خواهد شوهر سابقش را توی این مرد پیدا کند و این روزهای تنهایی را بدون آرامبخش بگذراند، اما وقتی این را برای خود مامان گفتم، لحظه‌ای رفت توی فکر و زد زیر خنده و گفت: «بابات خدابیامرز به اون ریزه پیزه‌ای توی فریدون بیشتر گم میشه تا پیدا بشه. این چرت و پرتا چیه میگی تو قرن ۲۱؟» مامان و فریدون چندسالی داشتند با هم زندگی می‌کردند تا این‌که یک روز فریدون از خوردن دوازده شیرینی مسموم قلبش ایستاد و با خوردن شربت سیانوری بعدش جادرجا خشک شد. من هم برای مامان یک گربه خریدم و با پارچه زیرشلواری بابا برایش پیشبند و کلاه دوختیم. این‌طوری به صلاح همه بود!

منبع: روزنامه شهروند

خرداد
۲۸
۱۳۹۷
زنی که همسرش را داخل بشکه سیمان دفن کرد
خرداد ۲۸ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2018-06-18 09:00:42Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com¤ÿͬ¥aY8
image_pdfimage_print

Photo: /www.khabaronline.ir

جامعه > حوادث – باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: سرهنگ مکرم از دستگیری زنی که همسرش را داخل بشکه سیمان دفن کرده بود، خبر داد.

 سرهنگ حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ اظهار کرد: در ساعت ۲۲:۰۰ یکشنبه مورخه ۱۳۹۷/۰۳/۲۷ خانمی با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و عنوان داشت که همسرش را به قتل رسانده است. بلافاصله موضوع به کلانتری ۱۴۸ انقلاب اعلام شد و مأموران با حضور در محل وقوع جنایت، در پشت بام یک ساختمان چهار طبقه در خیابان اسکندری شمالی اطلاع پیدا کردند که خانمی ۴۳ ساله اقدام به دفن کردن جسد همسر ۵۸ ساله اش کرده و روی جسد را نیز با سیمان پوشانده است.

وی افزود: با اعلام خبر به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ و دادسرای امور جنایی، تیم بررسی صحنه اداره دهم پلیس آگاهی و بازپرس کشیک ویژه قتل در محل جنایت حاضر؛ پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد» تشکیل و تحقیقات از متهمه (همسر مقتول) آغاز شد.

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با توجه به دفن شدن جسد در داخل بشکه سیمان، موضوع جهت خارج کردن جسد به آتش نشانی اعلام شد؛ با حضور مأموران آتش نشانی، جسد از داخل بشکه سیمان خارج و مشخص شد که جسد مقتول پیش از دفن شدن توسط همسرش سوزانده شده است.

 

اعترافات همسر مقتول

همسر مقتول با اعتراف صریح به سوزاندن و نهایتا دفن کردن جسد همسرش، در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: از همان آغاز زندگی با همسرم اختلافات شدیدی داشتیم و حتی پس از تولد دخترمان این اختلافات همچنان ادامه داشت. در مورخه ۱۳۹۷/۰۳/۲۴ با همسرم درگیری لفظی پیدا کرده بودم که ناگهان مرا مورد ضرب و شتم قرار داد. می‌دانستم که همسرم علاقه شدیدی به شیرموز دارد؛ یک لیوان شیرموز آماده کرده و داخل آن داروی خواب آور ریختم. زمانی که همسرم آبمیوه را نوشید، بیهوش شد و من پس از چند ساعت به بالای سرش رفتم. بدنش کاملا سرد شده بود و نفس نمی‌کشید؛ ترسیده بودم؛ جسد را داخل پتو پیچیده و از محل سکونتمان در طبقه چهارم به پشت بام خانه منتقل کردم؛ جسد را داخل یک بشکه فلزی قرار داده و روی آن بنزین ریختم. شعله‌های آتش بسیار بلند بود؛ از ترس اینکه همسایه‌ها متوجه موضوع شوند، بلافاصله آتش را خاموش کردم؛ فردای آن روز مجددا به پشت بام رفته و جسد را اینبار به شیوه‌ای دیگر آتش زدم، اما، چون دود ناشی از آتش بسیار شدید بود، همسایه ساختمان روبرو به این موضوع اعتراض کرد و من ناچار به خاموش کردن دوباره آتش شدم. گیج و سردرگم شده بودم که با جسد چه کار کنم؛ ناگهان متوجه کیسه سیمان بالای پشت بام شدم؛ سیمان را داخل بشکه ریخته و با تهیه بتون جسد را داخل آن دفن کردم.

دو روز از این موضوع گذشت؛ بوی شدید ناشی از فساد جسد، ساختمان را پر کرده بود و همین موضوع باعث اعتراض شدید همسایه‌ها شده بود؛ در مورخه ۱۳۹۷/۰۳/۲۷ و پس از تاریک شدن هوا، برای پیدا کردن چاره‌ای برای خلاص شدن از بشکه حاوی جسد به پشت بام رفته بودم که ناگهان دخترم نیز برای پیدان کردن علت بوی شدید ناشی از فساد جسد، به پشت بام آمد و با دیدن بشکه، به ناچار موضوع مرگ پدرش را با او در میان گذاشتم؛ سرانجام تصمیم گرفتم تا موضوع را به پلیس اطلاع دهم و به همین علت با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفته و موضوع مرگ همسرم را به پلیس اطلاع دادم.

 

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهمه به ارتکاب جنایت و صدور قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، متهمه طی روز جاری (۱۳۹۷/۰۳/۲۸) و برای انجام معاینات به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات از وی جهت تکمیل پرونده در دستور کار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دارد.

منبع: خبرآنلاین

خرداد
۲۵
۱۳۹۷
خواهرکشی
خرداد ۲۵ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
mans hands behind bars in jail or prison
image_pdfimage_print

Photo: willeecole/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین پور

کسی که قرار است رابط من با ساکنان بند اشرار باشد می‌گوید که روزها تلفنش را خاموش می‌کند و آن را فقط نیمه‌شب تا چهار سپیده­دم به وقت ایران روشن می­‌کند. آنها تمام شب بیدار و روزها خوابند تا ذهن‌شان درگیر سرعت اندوهبار زمان در آن چهاردیواری کسالت‌بار نباشد. قرار است پیش از تماس گرفتن با تلگرام پیام بفرستم.  آنجا زندان است و یک گوشی معمولی اندروید بین چهار تا هشت میلیون معامله می‌­شود. اگر گوشی تلفن آقای رابط لو برود باید سال‌های زیادی کارت تلفن و سیگار نخ به نخ بفروشد تا از نو توانایی خرید یک گوشی تازه را پیدا کند.

قرار است یک نفر را بفرستد بند شش، سالن هفده پی آقا صابر. می­گوید «صابر» با اینکه به جرم کاردآجین کردن خواهرش در بند خطرناک اشرار نگهداری می­‌شود، اما اصلا شبیه به قاتل­ها نیست. مرد آرامی که پی شر نمی­گردد و بر خلاف بیشتر اهالی آنجا مشغول زد و بند، مصرف مواد، خرید و فروش و یا کلاهبرداری از بقیه نیست.

آقا صابر ظهر یک روز مرداد  سال ۸۶ خواهرش را در یکی از محله‌های حاشیه دهستان دوبلوک فیروزکوه با بیست و هفت ضربه چاقو تکه‌پاره کرده است. خواهرش زنی مهربان، صبور و مورد احترام مردم محل بود. زنی که لباس اهالی محل را می­‌دوخت و به عفت و پاکدامنی شهرت داشت.

آقا صابر اما به جرم خیانت، با آن شیوه بی‌رحمانه او را از دایره زندگی بیرون انداخت و حالا ده سال است خودش هم در بند موسوم به اشرار که زندانی‌ها از آن به نام بند «آدم‌خواران» یاد می‌کنند، اسیر شده و کابوس خواهر جوانمرگ شده یک دم رهایش نمی­‌کند. مردی که موضوع پرونده‌اش را این طور نوشته‌­اند: «قتل خانوادگی با انگیزه ناموسی».

رابط می گوید با آقا صابر با احترام حرف بزنم. مراقب باشم مبادا سوال بی‌ربطی بپرسم چون او به نام و یاد خواهرش خیلی حساس است.

صدای آن سوی خط صدای یک مرد غمگین و خسته است. به صدای یک قاتل شباهت ندارد. بیشتر شبیه صدای مرد قماربازی است که تمام هستی­ را به یک آن باخته باشد.

آقا صابر می­گوید «بله. من همه چیز را در یک ساعت نفرین‌شده مردادماه سال ۸۶ باختم. نه از آن مدل باختن‌هایی که بشود از نو جبرانش کرد. از آن باخت‌هایی که راهی برای برگشت نگذاشته است. در تمام ده سال گذشته روزی نبوده که آرزوی مردن نکنم. فقط برای این که بار معصیتم بیشتر نشود، خودکشی نکرده‌ام.»

چه شد آقا صابر؟ می‌شود قصه زندگی خود را تعریف کنی؟

قصه قابل عرضی نیست خواهرم. حکایت درد است. حکایت بغض. خواهرم حمیرا چند سالی از من بزرگتر بود. بعد از مرگ پدر و مادرم که به فاصله سه سال از همدیگر دنیا را ترک کردند، مسوولیت بزرگ کردن مرا به عهده گرفت. در حقم هم مادری کرد، هم خواهری. همه کس و کار من در این دنیا بود. تنها پشت و پناهم. با اینکه به خاطر خوش برو رویی و خوشنامی خواهان زیاد داشت ازدواج نکرد تا برای من کسب و کار و خانه و خانواده راه بیندازد. یک مغازه جوشکاری برایم ردیف کرد و برایم زن گرفت. خیلی از مشتری‌ها به حرمت خواهرم می‌­آمدند مغازه. اوضاع مالی هر دوی‌مان خوب نبود اما کلی عزت و اعتبار داشتیم. تا اینکه منوچهر آمد خواستگاری حمیرا. او خوش قد و بالا بود اما کسب و کار درستی نداشت. بعد از اینکه من زن گرفتم، حمیرا ساکن خانه مخروبه پدری بود و اموراتش با خیاطی برای اهالی محل می­گذشت. در و همسایه می­گفتند خوبیت ندارد یک زن تنها که از قضا زیباست، در یک خانه قدیمی بی در و پیکر تنها بماند. همین شد که من او را تشویق کردم با آقا منوچهر ازدواج کند.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

دشواری‌های زنانه

دختران خاک و رنج، دختران زلزله

قتل‌های ناموسی در رده نخست

خودش مایل نبود؟ یعنی ازدواجش اجباری بود؟

نمی‌شود اسم اجباری رویش گذاشت اما اگر من تحت فشارش نمی­‌گذاشتم از آن زن‌هایی بود که دلش می­‌خواست مستقل و تنها بماند. آنها دستی به سر و روی خانه کلنگی مرحوم پدرم کشیدند. من هم به حرمت همه آن سال‌های مادری حمیرا، سهم خودم را به او بخشیدم  و حمیرا زندگی مشترک مختصرش را آنجا شروع کرد.

از ازدواجش راضی بود؟

اوایل بله. اما مشکل اساسی اینجا بود که منوچهر تن به کار نمی‌داد. بسیار تن لش و تنبل بود. حمیرا یک تنه کار می­کرد. شبانه‌روز سرش روی بساط خیاطی خم بود و آقا منوچهر هم کارش شده بود دود کردن سیگار و پذیرایی از دوستان بی‌کار. من مانده بودم خرج و برج آن همه میهمانی مجردی از کجا جور می‌شود؟ تا اینکه از یک دوست مورد وثوق شنیدم شوهر حمیرا قمار می‌­کند. توی قمارخانه­‌های زیرزمینی حاشیه شهر.

با حمیرا در این مورد حرف نزدید؟

این بزرگترین اشتباه زندگی من بود. من باید با خواهرم در این مورد حرف می‌زدم. در طول ده سال گذشته هزار بار این جمله را با خودم تکرار کرده‌ام که باید دردش را می­‌شنیدم. اما سکوت کردم. فکر کردم اگر محتاج کمک بود خودش لابد می­گفت. همین اندازه که سهم ارثیه‌ام را به او بخشیده بودم کافی نبود؟

با این همه مهری که به خواهرتان دارید چطور آن اتفاق افتاد؟

باورتان نمی­‌شود. ما با اینکه سایه پدر و مادر بالای سرمان نبود هیچ وقت آدم‌های بی‌آبرویی نبودیم. دعوا نمی­‌کردیم. حرمت هم‌ را داشتیم. هنوز هم باور نمی‌کنم که چنین اتفاقی بین ما رخ داده است. مدتی بود منوچهر توی گوش من می­‌خواند که زیر سر خواهرم بلند شده و رفتارش مشکوک است.  چندین بار با حمیرا به شوخی و در لفافه حرف زدم ولی حمیرا گفت منوچهر را دوست دارد و اینها توهم است. از طرفی خیالم راحت بود چون می­‌دیدم مردم کوچه و محله به خواهرم اعتماد و باور کامل دارند. چطور می‌شود زنی خیانتکار باشد و هیچ کدام از در و همسایه رازش را نفهمند. دوستان منوچهر به گوشم رسانده بودند که در یک ماجرای قمار تمام هست و نیستش را باخته و به خاک سیاه نشسته است. اما خواهرم در این مورد یک کلمه هم به من نگفت.

فکر قتل چطور به ذهنتان خطور کرد؟

اصلا انگیزه‌ای در میان نبود. من هیچ طرحی از قبل نداشتم. یک روز منوچهر آمد و گفت مردی که خواهرم با او خیانت می­کند را پیدا کرده، آدرس و نام کسی را داد که تقریبا چند کوچه آن سوتر از خانه پدری­ام منزل داشت. فردا جوشکاری را تعطیل کردم و از صبح زود حوالی خانه خواهرم کشیک دادم. ساعت هشت و نیم صبح بود که خواهرم رفت به همان آدرسی که منوچهر داده بود و در زد. مرد جوانی با خوشرویی در را باز کرد. تمام وجودم پر از خشم شده بود. خواهرم تا ساعت دو همان جا ماند و وقتی از خانه خارج شد باز هم توسط همان مرد جوان همراهی شد. مردک در حالی که می­‌خندید و با خواهرم پچ‌پچ می‌کرد یک کیسه دست خواهرم داد. او هم کیسه را گرفت و زیر چادرش پنهان کرد و به سمت خانه راه افتاد. دنبالش رفتم. طبق قرار قبلی منوچهر توی حیاط خانه منتظرمان بود. از حمیرا پرسید کجا بودی؟ حمیرا گفت رفته بودم بازار دنبال سوزن چرخم که شکسته است. منوچهرگفت پس کو سوزن؟ او جواب داد آن شماره سوزن را گیر نیاوردم. یک آن حالم را نفهمیدم. به نظرم رسید آن زن خیانتکار به راحتی دروغ می‌گوید. چاقوی آشپزخانه را از داخل سینی هندوانه‌ای که منوچهر برای دوستانش روی تخت سیمی حیاط گذاشته بود برداشتم و به سمت حمیرا حمله کردم. بعد از آن واقعا هیچ به خاطرم نمی­‌آید. اما پزشکی قانونی می‌گوید من ۲۷ ضربه عمیق به خواهرم وارد کردم.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید

او را به بیمارستان نرساندید؟

او همان جا و با همان ضربات اولیه درگذشت . در واقع بر اساس گزارش پزشکی قانونی تعدادی از ضرباتی که من وارد کرده بودم بعد از مرگ او وارد شده بود.

همسرش شما را متوقف نکرد؟ یا همسایه ها؟

نه . همسرش به نظر می­رسید شوکه شده! کلون در بسته بود و حمیرا هم غافلگیر شد. هیچ فریادی برای درخواست کمک از او بلند نشد.

اینجای گفت و گو صدای گریه­‌های آقا صابر گفت و گو را متوقف می­کند. گریه‌اش درد دارد، درد پشیمانی و حسرت. می‌گوید ای کاش به اندازه ارزنی کنترل ذهنش را در دست داشت. می­‌گوید برای مردم بنویسید این راه را نروند. راه بی‌بازگشتی است. سراسر اشتباه و خطاست. هیچ وقت آدم گذشته نخواهید شد. برای همیشه نابود می­‌شوید. حتی اگر با چشم­‌های خودتان خیانت همسر یا خواهرتان را دیدید بهتر است به مراجع قضایی مراجعه کنید.

از آقا صابر می پرسم حمیرا واقعا خیانتکار بود؟

پوزخند می‌زند: نه. خواهرم بعد ازاینکه منوچهر خانه پدری را در قمار باخته بود، برای بازپس گرفتن آن شروع کرده بود پرستاری از یک خانم پیری که در همسایگی بود. آن مرد هم پسرهمان پیرزن بود وهیچ ارتباط نامتعارفی با حمیرا نداشت.

چرا حمیرا جریان پرستاری و مراقبتش از آن خانم سالمند را پنهان کرده بود؟

او  آن قدرعزت نفس داشت  و بزرگواربود که ماجرا را برای حفظ غرور شوهرش پنهان نگاه داشته بود. همان روز اول تحقیقات پلیس، به شب نکشیده تمام حقیقت روشن شد و من از همان روز تا الان در یک جهنم درونی در حال مرگ تدریجی هستم. هر شب تصویر خون‌آلود او که سعی می­کرد توضیح بدهد برایم زنده می­‌شود. حتی برای یک ثانیه قادر نشدم فراموشش کنم. صبح به محض اینکه بیدار می­شوم چهره خواهرم را جلوی رویم حاضر و نشسته می‌بینم که می‌پرسد چرا؟ گناه من چه بود؟ این خیال مرا کشته! تو را خدا بنویسید مردم اسیر خشم آنی نشوند. کاری نکنند که بقیه عمرشان در جهنم پشیمانی و حسرت بگذرد.

الان وضعیت پرونده شما چطور است؟

من همین روزها باید آزاد بشوم . اما ذوق آزادی ندارم. با توجه به اینکه حمیرا وارثی نداشت و شوهرش هم رضایت داده بود، طبق ماده ۶۱۲ به ده سال حبس محکوم شدم. راستش آزادی کابوسم شده است. نمی­‌خواهم از اینجا بیرون بروم. تمام این سال‌ها امکان استفاده از مرخصی را نادیده گرفتم. نمی­‌خواهم باز هم آن کوچه‌ها را ببینم، همسایه­‌ها را، همه آن کسانی که می­‌دانند خواهرم چقدر زن شرافتمند و خوبی بود…. دعا کنید همین روزهای اندک باقی‌مانده عمرم به دنیا نباشد و بروم پیش خواهرم.

آقا صابر گریه می‌کند. یک نفر تلفن را از دستش می­گیرد و تلفن را قطع می‌کند. من به این فکر می­کنم که چند درصد از آن پنج هزار زن مقتولی که سالانه به خاطر «دفاع از شرف و ناموس خانواده» جان خود را از دست می‌دهند، بی‌گناه بودند؟

خرداد
۱۷
۱۳۹۷
معرفی کتاب «درباره حقوق زنان بیشتر بدانیم»
خرداد ۱۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
حقوق-زنان
image_pdfimage_print

Photo: bidarzani.com

وقتی صحبت از ازدواج به میان می­آید، یک پیوند عاطفی محکم بین زن و مرد تصور می‌شود که شایسته است، ‌اما در کنار آن زنان و مردان باید از حقوق خود در خانواده نیز اطلاع کافی داشته باشند تا بتوانند در مقاطع مختلف زندگی راه‌حل مناسبی انتخاب کنند.

کتابچه‌ی حاضر، حاوی اطلاعات کلیدی و کاربردی در حوزه‌ی قوانین مربوط به زنان و خانواده ازجمله؛ حقوق مالی و غیرمالیِ مربوط به ازدواج و طلاق، خشونت خانوادگی و … است. در این متن، به زنان آموزش داده می‌شود که هنگام مواجهه با مشکلات، چگونه می‌توانند از راه‌های آسان‌تر به حقوق خود دست یابند. در همین راستا، انواع شروط ضمن عقد،‌ مزایا،‌ و نحوه‌ی ثبت آن شرح داده می‌شود. با در نظر گرفتن این شروط، زن و شوهر زندگی مشترک را با شرایط یکسان‌تری آغاز می‌کنند. به‌علاوه در شرایط نابرابر حقوقی که حق زن ضایع می‌شود، این شروط می‌تواند تا حدودی امنیت روانی زن را تأمین کند. امنیت روانی شوهر نیز تا حدودی تأمین می‌شود. چراکه بدون حقوق مساوی، بخش عمده‌ی مسئولیت زندگی و تصمیم‌گیری‌ها بر عهده‌ی مرد است. این حالت علاوه بر این‌که زن را به انفعال می‌کشاند، فشار بیش از اندازه‌ای به شوهر تحمیل می‌کند. همین امر ممکن است منشأ مشکلات زیادی نظیر بدخلقی شوهر و بی‌تفاوتی زن نسبت به زندگی مشترک شود. از همه مهم‌تر این شروط باعث می‌شود زن و شوهر بر اساس علاقه باهم زندگی ‌کنند، نه به‌اجبار قانون؛ بنابراین، خانواده‌ها بهتر است در ابتدای ازدواج  به‌جای چانه‌زنی بر سر حلقه‌ی ازدواج، مراسم عروسی مفصل و مهریه،به شروطی فکر کنند که می‌تواند زمینه‌ساز زندگی برابرتر و بهتری برای زوج جوان باشد.

نسخه پی دی اف کتابچه »درباره حقوق زنان بیشتر بدانیم« : زهرا مینویی وکیل پایه یک دادگستری

نسخه پی دی اف جلد کتابچه «درباره حقوق زنان بیشتر بدانیم»، طراح: مریم نوروزنیا

این کتابچه توسط «بیدار زنی (تا قانون خانواده برابر سابق)» و «خشونت بس» منتشر شده است. برای دریافت هر‌گونه اطلاعات بیشتر در رابطه با حقوق خانواده یا ارائه‌‌ی پیشنهاد، با ما در تماس باشید.

منبع: بیدار زنی 

اردیبهشت
۵
۱۳۹۷
روایت کاترینا
اردیبهشت ۵ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Hand drawn vector illustration or drawing of a tied woman with a blindfold on her eyes, representing the social problem of violence against women
image_pdfimage_print

«…پدرم هرگز دلیل سوء رفتار با مرا به من توضیح نمی‌داد غیر از اینکه می‌گفت همه‌اش تقصیر من است…»

پدرم بسیار بد اخلاق بود و فکر می‌کنم صرف‌نظر از فرهنگی که در آن بزرگ شده بود٬ اخلاق بدی داشت. از سوی دیگر، او هم نسبت به برادرم و هم من و یا درمورد دیگران نگرش‌هایی داشت که فرهنگی – یا قویتر بودند. بعضی از مردان از فرهنگ خود به عنوان بهانه‌ای برای خشونت استفاده می‌کنند. با این حال پدرم هرگز دلیل سوء رفتار با مرا به من توضیح نمی‌داد غیر از اینکه می‌گفت همیشه تقصیر من است یا به خاطر کارهایی است که من انجام می‌دهم یا نمی‌دهم. مسئله همیشه در مورد من بود نه در مورد او، اما از سوی دیگر همیشه از من انتظار داشت که «یک دختر یونانی خوب» باشم و یقیقناً من یک دختر یونانی خوب نیستم.

بنابراین با اینکه پدرم هرگز دلیل خود برای سوء رفتار با مرا توضیح نمیداد جزء اینکه میگفت همهاش تقصیر من است و هیچ ربطی به رفتار او ندارد، توقعات فرهنگی که از من داشت باعث میشد احساس کنم او را ناراحت می‌کنم. آن توقعات فرهنگی روی برادرم هم تأثیر می‌گذاشت. پدرم، مثل تمام مردان یونانی، در ارتش یونان خدمت کرده بود. می‌توانم به وضوح زمانی را به یاد آورم که برادرم خیلی کم سن بود٬ یادم نیست چه کار می‌کرد، اما یادم می‌آید به خاطر کارهایش مانند نظامیان ارتش یونان تنبیه می‌شد. به نظر پدرم این کار روشی منطقی برای تنبیه یک کودک دبستانی بود زیرا او پسری یونانی بود که باید یک مرد یونانی می‌شد.

پدرم با خانواده‌اش اختلافات زیادی داشت؛ چرا که عاشق مادرم که آلمانی‌الاصل بود شده و به همین خاطر خارج از جامعه یونان ازدواج کرده بود. خانواده پدرم٬ مادرم را نپذیرفتند. اولین بار زمانی که او برادرم، یعنی یک پسر، را به دنیا آورد از طرف خانواده پدرم پذیرفته شد اما با عدم پیروی از رسم و رسوم یونانی برای نامگذاری نوزاد دوباره از چشم آنها افتاد. فکر می‌کنم این یکی از چند مورد معدودی بود که مادر پافشاری کرد و پدرم نمی‌خواست نزد خانواده‌اش بازگردد و به آنها بگوید که پسرش به درستی نامگذاری نشده است. تولد برادر من در آخرین لحظه ممکن ثبت شد.

اختلافات پدرم با خانواده‌اش دلیل دیگری برای بد خلقیاش بود. یونانی بودن او بر توقعاتش از اینکه رفتار درست چگونه است تأثیر می‌گذاشت. واقعیت این است که من یک «دختر یونانی خوب» نیستم – بنابراین هر چه بیشتر از تصویر ذهنی پدرم از آنچه من باید بشوم دور می‌شدم، بیشتر مواخذه می‌شدم. البته٬ فکر می‌کنم اگر یونانی هم نبود، باز هم از من ایراد می‌گرفت و بسیار بداخلاق بود. از مادرم نسبت به من انتظار کمتری می‌رفت. من کسی بودم که می‌بایست دختر یونانی خوب باشم. خاطره آزار  دهنده از مادرم این بود که او در اتاق خواب در بسته‌اش بود و در بسته بود.

صحبت کردن در مورد تجربیاتم

تمایل مردم برای گوش دادن و درگیر شدن با داستان من٬ به عنوان یک کودک و یک بزرگسال٬ یک مشکل بوده است. این قضیه واقعاً باعث ناراحتی مردم میشود. در مورد آسیب مغزی خیلی تمرین میکنم و قبلاً وقتی که میگفتم سرم در اثر خشونت آسیب دیده است، مردم تحمل شنیدن صحبتهای مرا نداشتند، زیرا انگار آنها را آزار میداد. ممکن است مردم به شما بگویند «اگر نمیخواهی در مورد آن حرف بزنی مشکلی نیست٬ چون نمیخواهم شما را ناراحت کنم» اما در واقع حرف دل آنها این است که «نمیخواهم باعث ناراحتیام شوی». تقریباً متوجه شدهام که میتوان در مورد خشونت و یا در مورد معلولیت صحبت کرد، اما اگر این دو موضوع را با هم ترکیب کنی، مردم طاقت شنیدن آن را ندارند.

به خاطر دارم که یکبار در نوع تجربهای که داشتم کاملاُ احساس تنهایی میکردم و به شدت به دنبال فرد دیگری میگشتم که تجربهای مشابه داشته باشد. الان که پانزده سال از آن زمان گذشته، متأسفانه زنان و مردان زیادی را دیده و میشناسم که تجربیات این چنینی داشتهاند، اما از آنجا که اکثر مردم جامعه توان شنیدن این داستانها را ندارند، این سکوت به وجود آمده که باعث میشود احساس کنی کاملاً تنها هستی.

مردم میتوانند داستانهایی درباره معلولیت ناشی از سوانح جادهای یا بیماریهای مزمن را بشنوند، اما توان شنیدن داستان معلولیت ناشی از سوء رفتار یکی از اعضای خانواده را ندارند. اگر بگویید معلولیت شما در نتیجه ضرب و شتم در خیابان به وجود آمده، مردم توان شنیدن آن را دارند. منظورم این است که بحث وارد حوزه «این کار درستی نیست» میشود، اما باز مردم واکنش بهتری نشان میدهند تا اینکه بدانند ضرب و شتم از سوی یکی از اعضای خانواده بوده است.

زمانی خشونت برای من اتفاق میافتاد که کودکان به افشای موارد تجربه کردن سوءرفتار تشویق نمیشدند. خوشبختانه الان همه چیز بهتر شده است. میتوان امیدوار بود که به عنوان مثال، اگر به عنوان یک فراری دستگیر شده و به پاسگاه برده شوید و بگویید به جای بازگشتن نزد پدرتان حاضرید هرجایی بروید، آنها از شما سؤال میپرسند. در حقیقت وقتی که من و برادرم سر از بیمارستان درآوردیم، مطمئن نیستم که آن زمان از ما چه پرسیدند، اما میتوان امیدوار بود که الان کارکنان بیمارستان در پرسیدن سؤال بهتر عمل میکنند. میتوان امیدوار بود که الان مردم آگاهی بیشتری دارند. میتوان امیدوار بود که مردم ناگفته‌های بازماندگان را بهتر از قبل می‌فهمند، چه برسد به زمانی که آشکارا درخواست کمک می‌کنید. اگر از بین این همه آدم به کسی پناه ببرید٬ میتوان امیدوار بود که کسی حداقل از شما سؤالی می‌پرسد. ممکن است برای بازگویی داستان خود آماده باشید یا نباشید، اما حداقل امیدوارید که این سوال مطرح شده است. علاوه بر اینکه می‌خواهید افرادی از شما بپرسند چه اتفاقی برایتان افتاده است٬ مشکل است بدانید می‌خواهید کجا بروید، حتی اگر بخواهید درخواست کمک کنید اطلاعات لازم برای اینکه کجا بروید را ندارید.

چگونه سازمان‌ها و دیگران می‌توانند کمک کنند

وقتی به برخی از واکنش‌هایی که هنگام صحبت با مردم داشتم فکر می‌کنم٬ توصیف پاسخ من به آنها سخت است، زیرا این موضوع مربوط به تأثیر پاسخ من روی احساسات افراد می‌شود. «نبایدها» از نصحیت‌های مادرانه نشأت می‌گیرد و «بایدها» هم همینطور.

خاطرم هست یک روز با معلم‌ام در مورد اینکه اگر کاری بکنم چگونه کشته می‌شوم صحبت می‌کردم- حالا لزوماً منظورم این نبود که کشته می‌شوم، بلکه منظورم این بود که من نگران این مسئله هستم که پدرم مرا تنبیه کند و عکس‎العمل‌اش این بود که «این اتفاق نخواهد افتاد»، اما من خیلی ترسیده بودم و دلم آرام نمی‌گرفت. به گمانم این مثال دیگری از نیاز به این پرسش است که «واقعاً پشت این ترس چیست؟» می‌دانم که گوش کردن به داستان زندگی بعضی از مردم سخت است اما اگر نتوانید به داستان افراد گوش کنید٬ مسئله برایشان حتی سخت‌تر می‌شود.

اگر لازم است برای آنچه می‌شنوید از کسی کمک بگیرید٬ پس حتماُ کمک بگیرید. ممکن است به عنوان یک مددکار لازم باشد در مورد چیزهایی که به شما گفته شده با کسی صحبت کنید چون ممکن است ندانید با آنچه مردم به شما داده‌اند چکار کنید و بهترین راه این است که با کسی صحبت کنید یا چون این قضیه مشکل و ناراحت کننده است.

به نظر شبیه نصیحت‌های مادرانه می‌رسد، اما واقعیت این است که  اجازه دهید کسی داستان زندگی خود را بگوید و محترمانه به آن گوش کنید مهمترین کار است. از اینجا به بعد مسئله این است که حالا چکار می‌توانیم بکنیم و اگر پاسخ از دید مددکار «نمی‌دانم» است، پس بهترین پاسخ این است: «کمی تحقیق و بررسی می‌کنم و بعد برمی‌گردم پیشتان.»

طبق تجربه‌ام فرستادن زنان نزد پلیس بهترین پاسخ نیست – احتمالاً بیشتر مواقع بدترین پاسخ است. ممکن است پلیس بهتر شده باشد، اما یادم هست که یکبار وقتی که نمی‌خواستم پدرم در هیچ جایی نزدیکم باشد متوجه شدم او در صدد خرید یک محیط کار در نزدیکی جایی است که من زندگی می‌کردم. مسلماً چیزی که آن زمان نیاز داشتم، یک حکم مداخله بود، اما نمی‌دانستم چه درخواستی بکنم. بنابراین وقتی به پاسگاه رفتم، شروع کردم به تعریف داستانم. در نهایت مرا به اتاق مصاحبه بردند و دو پلیس با من مصاحبه کردند. تصمیم گرفتند که شخص دیگری با من صحبت کند، و آنها مرا نیم ساعت در اتاق مصاحبه معطل گذاشتند. آنها با دو کارآگاه برگشتند٬ و وادارم کردند که تمام داستانم را دوباره تعریف کنم. آنها مرا مجبور کردند چندین بار داستانم را تعریف کنم٬ آنقدر که گیج شدم. آنها انواع سوالات را از من پرسیدندکه هیچ ربطی به علت حضور من در آنجا نداشت مثلاُ سؤالاتی درباره ناتوانی‌هایم. سپس آنها پرسیدند آیا می‌خواهم شکایت کنم یا نه، اما بعد گفتم که نمی‌توانم چون مسئله مربوط به خیلی وقت پیش بود. شیوه‌ای که آنها با من مصاحبه کردند افتضاح بود. من بدون دریافت اطلاعاتی که لازم داشتم آنجا را ترک کردم زیرا نمیدانستم چه باید بپرسم و پلیس درک نمی‌کرد که من به چه چیزی نیاز دارم. مشکل این بود که نمی‌دانستم در واقع باید بپرسم: « می‌توانید به من اطلاعاتی مورد حکم مداخله بدهید تا تصمیم بگیرم که آیا می‌خواهم این کار را انجام دهم یا نه.» این قضیه مربوط به چندین سال پیش بود، پس امیدوارم الان عملکرد پلیس بهبود یافته باشد.

زنان معلول به اطلاعات مربوط به خشونت جنسیتی دسترسی ندارند؛ همه چیز خیلی وحشتناک است. اگر شما زنی هستید که خدمات معلولیت دریافت می‌کنید، اطلاعاتی را در مورد معلولیت خود دریافت می‌کنید، اما تقریباً هیچ گونه اطلاعات کلی مربوط به جامعه دریافت نمی‌کنید. استثنائاتی وجود دارد و برخی از مددکاران فوقالعاده هستند، اما اگر از برنامه روزانه استفاده کنید، در یک مؤسسه تجاری کار میکنید یا در یک واحد مسکونی مشترک (CRU) زندگی کنید، شانس شما برای دریافت اطلاعات مربوط به خشونت خانوادگی کم است.

هنگامی که در مورد خدمات عمومی گسترده تر فکر کنیم، اوضاع بهتر است، اما به غیر از مسائل دسترسی فیزیکی، مددکارانی وجود دارند که فکر نمی‌کنند برای کار با افراد دارای مشکلات شناختی و ارتباطی قابل توجه مهارت‌های لازم را داشته باشند. زمانی که شما برای سازمانی کار کنید فراتر از وظایف خود عمل می‌کند٬ موضوع نیاز به کار بیشتر با زنان معلول یک مشکل است. اطلاعات موجود در فرمت‌های مختلف یک مسئله است – آنها وجود دارند، اما چطور دست شما به آنها می‌رسد؟ هنوز می‌توان گفت «خیلی سخت است» و به عنوان مثال چند تا از سازمان‌های کم درآمد اجتماعی می‌توانند هزینه خدمات مترجمان ناشنوا را پرداخت کنند؟

موضوع منابع یک مشکل است. من فکر میکنم آگاهی و تمایل بیشتری وجود دارد- که در هر مددکار با مددکار دیگر متفاوت است – اما موانع منابع وجود دارد، مانند اینکه چند پناهگاه فیزیکی قابل دسترسی وجود دارد؟ و در مورد آن چه کاری از دست آنها ساخته است؟

شهریور
۲۳
۱۳۹۵
فکر میکردم باجناقم با همسرم ارتباط دارد، کشتمش
شهریور ۲۳ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
635641683425024824
image_pdfimage_print

مردی که باجناقش را با شک ارتباط او با همسرش به رگبار بسته بود با حکم قضات دادگاه کیفری استان تهران به قصاص نفس محکوم شد.

١٠ بهمن ٩٣ کشف بقایای جسد مردی ٣۵ ساله در زمین‌های کشاورزی جنوب تهران، ماموران پلیس را به محل کشاند. تحقیقات نشان میداد که مقتول چندی پیش با اصابت گلوله‌های کلاشینکف به قتل رسیده و جسدش پس از دفن، توسط حیوانات وحشی از خاک بیرون کشیده شده است. همزمان هویت مقتول نیز کشف شد و تحقیقات از خانواده او به جریان افتاد. آنها مدعی شدند که باجناق ٢٢ ساله پدرشان چندی پیش با او درگیر شده و آنها را به قتل تهدید کرده است. با کسب این سرنخ، دستگیری متهم به جریان افتاد و او که همزمان با روز قتل از محل سکونتش متواری شده بود، پس از مدتی بازداشت شد. مرد جوان در همان بازجویی‌های ابتدایی به قتل اعتراف کرد و گفت: «مدتی قبل از حادثه شک کرده بودم که باجناقم با همسرم ارتباط دارد. وقتی از این بابت مطمئن شدم، به غرب کشور سفر کردم و کلاشینکف خریدم. روز حادثه، مقتول را به بهانه پیدا کردن زیرخاکی به بیابان‌های اطراف حسن‌آباد کشاندم و آنجا با اسلحه به رگبار بستم. وقتی کشته شد، جسدش را همانجا دفن کردم و متواری شدم.»

با ثبت اعتراف متهم، پرونده برای صدور حکم در اختیار شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده قرار گرفت اما از آنجا که متهم خود را به جنون زده بود، دستور انتقال او به پزشکی قانونی صادر شد. متهم در کمیسیونی پنج‌نفره تحت معاینه قرار گرفت تا با تایید سلامت روانی‌اش، مشخص شود که برای فرار از مجازات خود را به جنون زده است. به این ترتیب، جلسه دادگاه برگزار شد و اولیای دم خواستار قصاص متهم شدند. آنها گفتند: «پدرمان بی‌گناه بود و متهم او را کشت. ما درخواست قصاص او را داریم.»

در ادامه متهم پشت جایگاه ایستاد و با بی‌گناه خواندن مقتول، گفت: « فکر می‌کردم باجناقم با همسرم ارتباط دارد. یک بار همسرم را تعقیب کردم و دیدم که به خانه او رفت. همین باعث شد که شکم به یقین تبدیل شود و نقشه قتل باجناقم را بکشم. چند روز قبل از حادثه به غرب کشور رفتم و کلاشینکف خریدم. روز حادثه اما نمی‌دانستم که سلاح روی رگبار است. وقتی انگشتم را روی ماشه گذاشتم، ناگهان چندین گلوله شلیک شد. می‌دانم که باجناقم بی‌گناه بود برای همین تقاضای بخشش ندارم. من هرگز به خاطر کشتن یک آدم بی‌گناه خودم را نمی‌بخشم و خواستار مجازات خودم هستم.» در پایان دادگاه، قضات وارد شور شدند و متهم را به جرم قتل عمد به قصاص نفس محکوم کردند.

منبع: روزنامه اعتماد

شهریور
۲۲
۱۳۹۵
قتل شوهر برای یک شک
شهریور ۲۲ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
Girl with red hair vampire murderer psycho halloween theme studio shot bloody woman
image_pdfimage_print

Photo: Lemon Seed/Bigstockphoto.com

بازسازی صحنه قتل خیابان جماران پس از ١٠ ماه در خانه مادربزرگ و نوه‌اش (محل قتل) انجام شد. ساعت ١٢ ظهر ٢٣ آبان ماه سال گذشته ماموران کلانتری ١٢٣ نیاوران در جریان کشته شدن مادربزرگ و نوه‌اش در خانه‌ای قدیمی در منطقه جماران قرار گرفتند.

ماموران با جسد زن ٧٠ ساله‌ای در راه پله‌های ساختمان همراه با جسد نوه ٢٩ ساله‌اش روبه رو شدند. همسر قربانی جنایت و یکی دیگر از نوه‌های این خانواده نیز پس از قتل ناپدید شده بودند و تحقیقات برای دستگیری آنها ادامه داشت. تا اینکه روز ٨ آذر ماه زن و پسرعموی مقتول با مراجعه به پلیس خود را تسلیم ماموران کردند.

با گذشت ١٠ ماه از زمان جنایت و با توجه به اعترافات همسر و پسر عموی مقتول بازسازی صحنه جنایت دیروز ساعت ١٠:٣٠ دقیقه در محل حادثه در خیابان جماران، خیابان سبزی، کوچه کامیار با حضور ماموران اداره ١٠ پلیس آگاهی تهران وبازپرس مدیر روستا و تیم تشخیص هویت برگزار شد. فریبا (همسر مقتول) و هومن (پسرعموی مقتول) سوار برخودروی پلیس آگاهی تهران در محل جنایت حاضر شدند. صحنه جرم از همان روز جنایت دست نخورده مانده بود و آثار خون روی فرش‌ها دیده می‌شد.

فریبا ابتدا با چهره‌ای آرام به بازپرس مدیر روستا و در برابر دوربین تیم تشخیص هویت گفت: با هومن داخل خانه بودیم که صدای زنگ به صدا در آمد. متوجه شدیم رسول است و توجهی به صدای زنگ نکردیم اما رسول دست بردار نبود تا اینکه پس از دقایقی صدای رسول ازداخل راهروی ورودی ساختمان به گوش رسید. ترسیده بودیم و رسول مدام مرا صدا می‌کرد و می‌خواست در را به رویش باز کنم. به ناچار در را به رویش باز کردم که ناگهان با دیدن هم درگیر شدیم. داشتم به رسول توضیح می‌دادم که هومن برای حل مشکلات‌مان به خانه ما آمده است اما او شروع به سرو صدا کرد و مادربزرگش را که در طبقه بالای ما زندگی می‌کند صدا زد. در این لحظه هومن با رسول درگیر شد که من برای ساکت کردنش ضربه‌ای به او زدم. ناگهان دیدم مادربزرگش از پله‌ها پایین می‌آید.

او با دیدن ما به سمت در رفت تا اهالی محل را باخبر کند که دستش را گرفتم و ضربه‌ای به شانه او زدم و این در حالی بود که هومن و رسول با هم درگیر بودند. مادربزرگ رسول مقاومت می‌کرد که از پشت با چاقوضربه به او زدم و او همانجا جان باخت. پس از برداشتن لباس هایم وقتی قصد خروج از خانه را داشتیم هومن ضربه دیگری به مادربزرگش زد و با اطمینان از مرگ هر دو آنها پا به فرار گذاشتیم.

در لحظات پایانی بازسازی صحنه جنایت فریبا که به آرامی این مراسم را شروع کرده بود شروع به گریه کرد و ادعا می‌کرد که همسرش به او خیانت کرده و به خاطر همین قصد جدایی از او را داشته است و همه ماجرا اتفاقی بود و هیچ نقشه قتلی نکشیده بودیم. ساعت ١١:٣٠ جلسه بازسازی صحنه جنایت پشت درهای بسته تمام شد و متهمان برای تحقیقات بیشتر به اداره ١٠ پلیس آگاهی تهران منتقل شدند.

منبع: روزنامه اعتماد