صفحه اصلی  »  خشونت جنسی
image_pdfimage_print
بهمن
۱
تجاوز خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می‌کنند
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Hands touching frosted glass. Conceptual scream for help, depression, stress, panic
image_pdfimage_print

Photo: PHOTOCREO Michal Bednarek/Bigstockphoto.com

ماهرخ غلامحسین پور

امسال دوستی مجازی‌مان وارد چهارمین سال متوالی شده، در طول این چند ساله و بعد از آشنایی با او، ذهنم نسبت به موضوع تجاوز به پسر بچه‌ها به شدت حساس و دردناک شده است. خود به خود بین آدم‌های دور و برم دنبال نشانه‌ها می‌گردم، مدام فضای مجازی را می‌کاوم. شاید مطلبی تسلادهنده یا هدایت‌کننده پیدا کنم و لینک مطلب را به امید کمکی هرچند ناچیز برایش کپی–پیست کنم. او با کسی حرف نمی‌زند. عملا دوست نزدیکی ندارد. میلی هم برای مراجعه به مشاور یا روانکاو ندارد. اما به من اعتماد کرده و به شدت مراقب هستم مبادا اعتمادش را از دست بدهد.

پس از مصاحبه با یک قربانی خشونت خانگی که با اقبال رسانه‌ها مواجه شد برایم ایمیل زد. اولش با شرم و به سختی حرف می‌زد. آن روزها نمی دانستم چرا؟ باید تلاش می‌کردم تا جمله‌هایش به نتیجه برسند و بتوانم توجهش را جلب کنم. مادرش را به خاطر نداشت. بعد از تولد پسرش، خانه را ترک کرده بود.عمه‌ایی که مسئولیت نگهداری‌اش را داشت در سن چهارسالگی به علت ابتلای به سرطان درگذشته بود و درست بعد از مرگ عمه مهربان، زندگی فاجعه بار او شروع شده بود. پدرش که کارگر یک کارخانه در حاشیه شهر تهران بود از پنج سالگی تا یازده سالگی، به صورت پیوسته به او تجاوز می‌کرد. بخش دردناک ماجرا اینجاست که او نمی‌دانسته این شکل رابطه خشونت بار، بخشی از تعریف متداول و هر روزه رابطه پدر- فرزندی نیست. او فکر می‌کرده همه پدرها همین‌اند. تا اینکه یک روز که از شدت درد و بی اختیاری مدفوع پیش دوست همکلاسی‌اش می نالیده و از او می‌پرسیده که او با این مسئله چه می‌کند؟ تازه آن موقع فهمیده چرا همه جای روحش درد می‌کند و خودش هم می ترسیده باورش کند.

اجازه می‌گیرم برای نوشتن این سطرها، شانه‌اش را بالا می اندازد و می‌گوید «به هر حال او مرده و هیچ کس هم نیست که مرا بشناسد.» هر بار از او می خواهم به مشاوره یا روانکاوی تن بدهد اما از هزینه بالای این خدمات لوکس درایران می‌گوید و تقریبا همه مکالمات‌مان به این جمله ختم می شود: «ماهرخ! ای کاش همه اینها رخ داده بود اما او نبود. کاش کس دیگری بود…..» و من مچاله می‌شوم. توی دلم و آه می کشم.

نرینگی دستکاری شده، عامل سکوت دهشتبار

بعد از حرف زدن‌های مداممان حس می‌کنم پسرانی که قربانی خشونت خانگی‌اند، به مراتب شرایطی دردناک‌تر و پیچیده‌تر از دخترانی را تجربه می کنند که در شرایط مشابه قرار گرفته‌اند.

اینجا حرف از تجاوز یک ناظم به دانش آموز، تجاوز وحشیانه یک مربی فوتبال به پسران علاقمند به این ورزش، تجاوز چند نفر به پسرکی نوجوان بعد از آشنایی در فضای مجازی بی‌تاک، یا تجاوز یک راننده جانی به پسرکی که با دلخوشی از مدرسه برمی گشته، نیست… صحبت از اتفاق تلخ‌تر و دهشتبارتری است که پایه‌ها و بنیان اعتماد هر انسانی را می‌تواند تا ابد به ویرانه‌ای غیر قابل ترمیم بدل کند. صحبت از تجاوز پدر، برادر، دایی، عمو، پسر خاله و پدر بزرگ به پسرکانی است که دلشان به امنیت خانه و کسانی گرم است که نقطه اتصالشان به زندگی هستند.

کسی حرفی نمی‌زند

با واکاوی موضوع متوجه می شوید که در این مورد حرف‌های زیادی زده نشده. به ندرت کسی از تجاوز خانگی به پسران می نویسد. چرا که قربانیان ذکور تجاوز خانگی، طرح این مسئله را دون‌شآن عنصر مردانگی و نرینگی می دانند که با آن هویت می‌یابند.

 آنها سال‌های متوالی با این درد کهنه خو می‌کنند، از پس و پیش احساساتشان، خشم و نفرت و پرخاشگری می‌بارد. حول ماجرا می‌چرخند و فقط به یک نقطه نمی‌پردازند. آنهم خود درد است. تاول عفونت باری که قلبشان را مریض کرده است، درد ناشی از تجاوز خانگی ….غالبشان از طرح آن گریزان و ترسانند.

آنها سکوت می کنند و چه بسا هر کدام از آن آزاردیدگان ، تبدیل به آزاررسانانی دیگر خواهند شد. افکار عمومی هنوز هم خاطره تلخ کشتارهای «محمد بیجه» را از خاطر نبرده است. مرد جوانی که بیست و دو کودک را در پاکدشت تهران مورد تجاوز قرار داد و کشت، چون از خشم ناشی از تجاوز جنسی دوران کودکی رنج می برد.

نمی‌توانیم گزارش بدهیم

خانواده کودک رنجور شده، از ترس انگی که به پسر آزاردیده خواهد خورد و فاعلیت جنسی‌اش را زیر سوال می برد، در پی اثبات آن نیستند. گاهی ممکن است فردی که مورد سوء‌استفاده قرار گرفته به علت ترس و تهدید از سوی فرد آزاررسان و آسیبی که ممکن است به جانش برسد، در این مورد سکوت کرده باشد.

 اما همیشه نشانه‌ها و روایت‌هایی برای تردید نسبت به این موقعیت دشوار برای سایر اعضای خانواده وجود دارد.

نام و نشانی ریحانه را هم او به من می دهد. «ریحانه» پرستار بیمارستان زعیم است. بیمارستانی حوالی پاکدشت. او می‌گوید کودکان متعددی را به آنجا می‌آورند که از ناحیه مقعد زخمی هستند. درمان می‌شوند و به قربانگاه و مسلخشان برمی‌گردند.

«ما نمی‌توانیم گزارش بدهیم چون وقتی از کودک می‌پرسیم انکار و پنهانکاری می‌کند. خانواده‌اش می‌گویند به خاطر یبوست مدام و ترومای ناشی از سفتی مدفوع به این وضعیت دچار شده. ممکن است در مواردی این ادعا درست باشد اما مواردی هست که به شکل آشکاری می شود پنهان‌کاری و ترس والدین را دید. کودک از اسپاسم و درد در ناحیه مقعد رنج می برد.»

تصور می کنم حتی اگر نسبت به کلمه «متعدد» مردد باشم، حتی یک مورد هم می‌تواند دهشتناک باشد. کودکی که به علت عوارض ناشی از تجاوز، دچار زخم و شقاق شده، بقیه اعضای خانواده هم خبردار شده‌اند، او را درمان می کنند و باز هم به همان محیط دهشتبار قبلی برمی گردانند.

او می گوید کودکان مبتلا به «فیشر» یا همان زخم مقعدی ممکن است علاوه بر ضربه‌های سخت روحی ناشی از تجاوز، ساعت‌ها به علت درد ناحیه مقعد در زمان اجابت مزاج، از رفتن به توالت امتناع کنند.

آمارهای مخفی مانده

به راحتی می شود فهمید که به ندرت، زخم چرکین تجاوز خانگی علیه پسران سرباز می‌کند. شاید یکی از دلایل پنهانکاری و سکوتی که خانواده قربانی در پیش می‌گیرند، مجازات‌های سنگینی است که جامعه و قانون برای فرد متجاوز در نظر گرفته است. ممکن است فرد قربانی سکوت کند چون نمی‌خواهد عضو دیگر خانواده را با مجازات‌هایی از آن دست روبرو کند.

تنها آمار موجود برمی گردد به گفت و گوی سال ۱۳۹۱ «اسماعیل احمدی مقدم»، فرمانده سابق نیروی انتظامی ایران با روزنامه قانون که در آن گفت‌وگو درباره آمار پرونده‌‌های به ثبت رسیده در مورد تجاوز به پسران زیر ۱۵ سال اظهار نظر کرده بود. او گفته بود:«از نهصد پرونده ثبت شده درباره تجاوز در سال ۱۳۹۰، حدود ۴۰ درصد آمار مربوط به تجاوز به زنان و ۶۰ درصد آن مربوط به مردان بوده که بیشتر این افراد در گروه سنی زیر ۱۵ سال بوده اند.»

 

آبان
۱۴
خشونت علیه زنان، از خانه تا خیابان
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
violence-against-women-1169348_960_720
image_pdfimage_print

Photo: CC0 Public Domain

نیکزاد زنگنه

پدیده «خشونت[۱]»، رفتاری است که برای آسیب رساندن به دیگری از کسی سر می‌زند و دامنه آن از تحقیر و توهین، تجاوز، ضرب و جرح تا تخریب اموال و دارایی و قتل گسترده است (سروستانی، ۱۱۳: ۱۳۸۶). سازمان بهداشت جهانی[۲] (WHO) خشونت را تهدید و یا اعمال عامدانه زور و قدرت علیه خود، افراد، گروه یا اجتماعات دیگر تعریف می‌کند که با احتمال بالایی به جراحت، آسیب جسمی، محرومیت و مرگ منجر می‌شود.

پدیده خشونت را می‌توان بر اساس سطح، شدت، محل ارتکاب، هویت خشونت دیده و … طبقه‌بندی کرد. خشونت‌های جنسیت محور[۳] یکی از این طبقه‌بندی‌ها محسوب می‌شود. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد[۴] (UNFPA) خشونت جنسیت محور را نوعی از خشونت تعریف می‌کند که فارغ از طبقه اجتماعی، قومیت/نژاد، مذهب و … اتفاق می‌افتد و افراد آن را به دلیل جنسیتشان تجربه می‌کنند. عمده قربانیان این نوع خشونت دختران، زنان و دگرباش‌های جنسی هستند. براساس تعریف اعلامیه منع خشونت علیه زنان[۵]، «خشونت علیه زنان» به معنی هر عمل خشونت‌آمیز بر اساس جنس است که به آسیب یا رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر بشود، یا احتمال آن وجود داشته باشد، ازجمله تهدیدات یا اعمال مشابه، اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود. آنچه در این مجال به آن خواهیم پرداخت، بررسی خشونت علیه زنان (و دختران) در حوزه خصوصی، عمومی، قانونی و مجازی است.

خشونت علیه زنان در حوزه خصوصی

«خشونت خانوادگی[۶]» از شایع‌ترین انواع خشونت است که در حوزه خصوصی اتفاق می‌افتد و میان افرادی رخ می‌دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی به یکدیگر پیوند خورده‌اند. خشونت‌های خانوادگی عمدتا جرم وابسته به جنسیت خاص محسوب می‌شود که مردان به زنان روا می‌دارند و درواقع از رفتار جنس غالب در جامعه نشات می‌گیرد (سروستانی، ۱۳۰:۱۳۸۶). همان‌طور که پیش‌تر گفته شد این یادداشت به بررسی خشونت علیه زنان می‌پردازد از این رو مقولات خشونت علیه کودکان (کودک‌آزاری[۷])، سالمندان (سالمند آزاری[۸]) و مردان که در زمره خشونت‌های خانوادگی طبقه‌بندی می‌شوند، در مجال دیگری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

انواع خشونت خانوادگی علیه زنان عبارت است از:

خشونت روانی- کلامی[۹]

خشونت روانی- کلامی رفتاری است که شرافت، آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشه‌دار می‌کند. این رفتار به‌صورت انتقاد، ناروا، تحقیر، بددهنی، تمسخر، توهین، فحاشی، متلک و تهدیدهای مداوم به طلاق دادن یا ازدواج مجدد اعمال می‌شود. با وجود اهمیت تاثیر این نوع خشونت بر زنان و کودکان هنوز خسارت‌ها و پیامدهای ناشی از آن ارزیابی نشده است (کار، ۳۵۳:۱۳۸۰). تعیین مصادیق خشونت روانی-کلامی برخلاف انواع دیگر خشونت معمولا دشوار است. با این حال می‌توان این نوع خشونت را در اقدامات زیر دسته‌بندی کرد: نسبت دادن لقب‌های جنسیتی و توهین‌آمیز، خشم‌های غیرقابل کنترل، طعنه زدن، هتاکی و دشنام دادن، انتقاد مداوم، تحقیر کردن، سرزنش کردن، منت گذاشتن، بی‌تفاوتی، قهر، مقابله به مثل، تمسخر کردن، مقصر شمردن، اعمال محدودیت و کنترل (مقاله بررسی مصادیق خشونت کلامی – روانی و راهبردهای زنان در مواجهه با خشونت خانوادگی، بازیابی از سایت جهان زن: ۲۶ مهر ۱۳۹۵).

بر اساس اغلب تحقیقات انجام شده در ایران، خشونت روانی- کلامی، اولین رتبه را در میان انواع خشونت خانگی علیه زنان دارد. طبق نتایج طرح ملی، زنان ایران در میان انواع ۹ گانه خشونت خانگی، بیشتر تحت خشونت‌های روانی و کلامی قرار دارند. ۵۲.۷ درصد از کل پاسخگویان در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی دقیقا اعلام کرده‌اند که از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی این نوع خشونت بوده‌اند. میانگین وقوع این نوع خشونت برای زنانی که درگیر آن بوده‌اند، ۱۰ بار بود. یافته‌های تحقیقی که در زمینه خشونت خانگی در خانواده‌های تهرانی صورت گرفته نیز نشان می‌دهد که میزان خشونت عاطفی مردان علیه زنان در خانواده‌ها تقریبا دو برابر خشونت جسمانی است (مقاله بررسی وضعیت، عوامل و آثار خشونت خانوادگی علیه زنان در ایران، بازیابی از سایت خشونت بس: ۲۶ مهر ۱۳۹۵).

خشونت جسمی[۱۰]

خشونت جسمی به شیوه‌های گوناگون مانند کتک زدن، شکنجه و قتل انجام می‌شود (کار،۱۳۸۰: ۲۹۲). به بیان دیگر خشونت جسمی نوعی اقدام فیزیکی و اعمال هرگونه صدمات بدنی برای آسیب رساندن، ترساندن یا کنترل کردن زن است که در اشکال مختلفی مانند سیلی زدن، ضرب و شتم، پرتاب کردن اشیاء به سمت زن، سوزاندن اندام‌ها و… روی می‌دهد (اعزازی، ۸۱:۱۳۸۳). برخی از انواع خاص خشونت جسمی در ایران ختنه زنان (ناقص سازی جنسی زنان) و اسیدپاشی است.

براساس آمار منتشر شده در ایران، خشونت جسمی دومین خشونت خانوادگی رایج علیه زنان است. نتایج طرح ملی در سال ۲۰۰۴ این نکته را تایید می‌کند به طوری که در این گزارش، رتبه دوم از انواع خشونت مورد بررسی به خشونت فیزیکی یا جسمی تعلق دارد که ۳۷.۸ درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود، آن را تجربه کرده‌‌اند (مقاله بررسی وضعیت، عوامل و آثار خشونت خانوادگی علیه زنان در ایران، بازیابی از سایت خشونت بس: ۲۶ مهر ۱۳۹۵).

خشونت جنسی[۱۱]

خشونت جنسی به مطالبه و برقراری اشکال نامتعارف روابط جنسی که منجر به آزار جسمی یا روانی فرد شود؛ برقراری رابطه جنسی که برخلاف میل و اراده فرد یا با اغفال او صورت گیرد یا در فرضی که وجود چنین رابطه‌ای به لحاظ روانی یا جسمی زیان رسان به حال فرد باشد یا در شرایط مکانی و زمان نامتعارفی صورت گیرد؛ هرگونه سوءاستفاده جنسی، بهره‌کشی از جسم زن، بدون رضایت او ازجمله اجبار به تن‌فروشی، آلت‌نمایی و امثال آن گویند.

در ایران به دلیل تابوها و قوانین موجود، آمار واقعی از خشونت جنسی علیه زنان وجود ندارد. اغلب زنان این خشونت‌ها را انعکاس نمی‌دهند و همچنین به واسطه قوانین مدنی که تمکین خاص را از وظایف زنان می‌داند به‌ویژه خشونت جنسی اعمال شده بر زنان متاهل منعکس نمی‌شود. در حالی که خشونت جنسی ممکن است در حیطه زندگی خصوصی، زناشویی و خانوادگی، اتفاق بیفتد و به‌صورت الزام به تمکین از شوهر یا رابطه محارم با یکدیگر در حلقه خویشاوندی علیه زن اعمال شود (کار، ۳۴۶:۱۳۸۰).

نتایج پژوهش بررسی خشونت خانگی در ۲۸ مرکز استان این امر را تایید می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که وقوع خشونت‌های جنسی و ناموسی در سطح ملی با رقم ۱۰.۲ درصد پایین‌ترین رتبه را نسبت به انواع خشونت‌های خانگی دیگر به خود اختصاص داده است. اما پژوهشگران این طرح ملی اعلام کرده‌اند که با توجه به وجود نوعی الزام، جبر هنجاری، عرفی و حتی شرعی درباره اظهار چنین خشونت‌هایی در جامعه و فرهنگ ایران، به طور تلویحی می‌توان میزان کم این نوع خشونت‌ها را ناشی از خودسانسوری و نزاکت زنان موردمطالعه دانست. در تحقیقی که در بابل انجام شده، ۱۳ درصد قربانیان اعمال فشار و خشونت جنسی را در روابط جنسی عنوان نمودند. نتایج برخی تحقیقات آمار به مراتب بالاتری را نشان می‌دهند، به طوری که، بر اساس نتایج تحقیقی که در کرمان انجام شده است، ۲۸.۶ درصد زنان خشونت جنسی را تحمل کرده بودند. انواع خشونت جنسی شامل مجبور کردن به دیدن عکس‌ و فیلم‌های خلاف اخلاق عمومی، اجبار به روابط زناشویی ناخواسته یا غیرمتعارف، توقع از زن جهت ارضای مردان، میل مفرط جنسی مردان، و رها کردن همسر بعد از ارضای مرد است (مقاله بررسی وضعیت، عوامل و آثار خشونت خانوادگی علیه زنان در ایران، بازیابی از سایت خشونت بس: ۲۶ مهر ۱۳۹۵).

خشونت اقتصادی[۱۲]

این نوع خشونت که سوءاستفاده اقتصادی[۱۳] یا سوءاستفاده مالی[۱۴] نیز نامیده می‌شود، از رایج‌ترین انواع خشونت به‌ویژه در رابطه خانوادگی و زناشویی است که کمتر بدان پرداخته شده است. در بسیاری از نقاط جهان، زنان به نیروی کار بی جیره‌ و مواجب هستند و چنان چه مردان خانواده نخواهند از خود، سخاوتی نشان دهند، ادامه زندگی زنان به مخاطره می‌افتد. گاه دچار سوءتغذیه می‌شوند و گاه حتی به ابتدایی‌ترین ضروریات زندگی دسترسی ندارند. افراد ذکور خانواده گاهی حتی زنان را از درآمد یا ارث خود محروم می‌کنند (کار، ۳۶۵:۱۳۸۰ ). خشونت اقتصادی یکی از قدرتمندترین و نافذترین روش‌ها برای نگه داشتن فرد قربانی در یک رابطه خشونت‌آمیز و حتی تحت‌فشار قرار دادن او برای بیرون آمدن از وضعیت دشوار است. خشونت اقتصادی که روشی معمول برای به‌دست آوردن قدرت و اعمال کنترل در یک رابطه است درواقع نوعی از سوءاستفاده مالی از شریک زندگی است که به کاهش ظرفیت قربانی برای حمایت از خود و وابسته شدن او به شریک دیگر منجر می‌شود. اَشکال خشونت اقتصادی می‌تواند آشکار یا پنهان باشد اما به هر جهت، این نوع خشونت به محدود کردن شریک زندگی در دسترسی به منابع مالی یا اطلاعات درباره چگونگی کسب و خرج درآمد مالی خانواده منجر می‌شود. از انواع مختلف خشونت اقتصادی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: منع زن از اشتغال، گرفتن فرصت‌های اشتغال یا ایجاد اختلال در کار زن با ایجاد مزاحمت مداوم در محل کار یا اعمال خشونت‌های دیگر در هنگام تلاش برای گرفتن فرصت‌های شغلی جدید، کنترل نحوه خرج درآمد زنان، اجازه ندادن به زنان برای داشتن حساب بانکی مستقل، امتناع از دادن پول یا کمک هزینه، منع حضور زن در سرمایه‌گذاری یا تصمیم‌گیری کلان مالی، منع حضور زن در آموزش‌های شغلی و فرصت‌های ارتقا، وادار کردن زن به امضای چک براساس این افسانه که محکومیت‌های مالی برای زنان جدی نیست، منع دسترسی زن به ‌حساب مشترک یا ایجاد بدهی بالا در حساب مشترک، امتناع از اشتغال و کمک به درآمد خانواده، منع دسترسی زن یا فرزندان به تامین نیازهای پایه‌ای مانند تامین غذا و دارو، سرقت اموال، هویت یا ارثیه زن و وادار کردن زن به اشتغال در یک کسب و کار خانگی بدون عایدی مالی معین است. خشونت اقتصادی بسته به موقعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌تواند مصادیق دیگری نیز داشته باشد (مقاله وجه ناپیدای خشونت خانوادگی، بازیابی از وب‌سایت خشونت بس: ۲۶ مهر ۱۳۹۵).

خشونت اجتماعی

خشونت اجتماعی به کنترل مناسبات اجتماعی و اقتصادی زنان در رابطه خانوادگی و زناشویی گویند که مانع رشد اجتماعی و فکری و آموزشی آنها می‌شود یا در آن خلل و محدودیت ایجاد می‌کند (قاضی طباطبایی و دیگران، ۱۳۸۳)؛ اعم از هرگونه انزوای اجباری، اعمال سنت‌های آسیب‌رسان اعم از خون بس، ناف بری، زن به زن؛ ازدواج اجباری و ازدواج در سن پایین (زیر ۱۸ سال)؛ ممانعت از ازدواج علیرغم میل فرد.

بر اساس نتایج طرح ملی (۱۳۸۳)، رتبه سوم در میان انواع خشونت‌ها با رقم ۲۷٫۷ درصد متعلق به خشونت‌های «ممانعت از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی» است که شامل ایجاد محدودیت در ارتباط‌های فامیلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از کاریابی و اشتغال و ایجاد محدودیت در ادامه تحصیل و مشارکت در انجمن‌های اجتماعی است. (قاضی طباطبایی و دیگران، ۱۳۸۳: ۷۸) نتایج تحقیقی که در شهر اردبیل انجام شده است نتایج مشابهی را نشان می‌دهد به طوری که طبق نتایج آن، در ۳۰ درصد خانواده‌ها خشونت اجتماعی وجود دارد (نریمانی و آقا محمدیان، ۱۳۸۴).

خشونت علیه زنان در حوزه عمومی

آزار جنسی در محیط کار

خشونت علیه زنان در محیط کار می‌تواند به مسائل ناقض حقوق زنان در محیط کار مانند دریافت دستمزد نابرابر برای کار یکسان، نبود فرصت ارتقای شغلی به‌ویژه در پست‌های مدیریتی میانه و کلان، نبود امکانات نگهداری فرزند در محل کار و … اطلاق شود اما آنچه به طور مشخص در اینجا موردبحث است، مسئله آزار جنسی زنان در محیط کار است.

آزار جنسی در محل کار به‌صورت جهانی به‌عنوان تبعیض جنسیتی و نقض حقوق بشر در سراسر دنیا محکوم است و بیش از ۷۵ کشور قوانینی را برای محکوم کردن آن وضع کرده‌اند. در تحقیقاتی که در ۱۱ کشور اروپایی انجام شده بود، ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان در محل کار مورد آزار قرار می‌گیرند، این آمار برای مردان ۱۰ درصد است. در میان کشورها در اتریش ۸۱ درصد زنان در محیط کار مورد آزار قرار گرفته‌اند و کم‌ترین آزار در محیط کار در اروپای شمالی مربوط به کشور سوئد است که رقم آن ۲ درصد است. در انگلیس این آمار ۵۴ درصد و در آمریکا ۴۴ درصد است. مطابق با قانون کار آمریکا آزار در محیط کار نوعی از تبعیض جنسی است چرا که «شرایط، موقعیت‌ها و امتیازات» اشتغال را دگرگون می‌کند و بدون دلیل موجه موجب اختلال در کار افراد بر اساس جنسیتشان می‌شود (Hersch, 2005). آزار جنسی در محیط کار به هرگونه عمل یا تهدید به خشونت فیزیکی، آزار و اذیت، ارعاب و هرگونه رفتار خشونت‌آمیز علیه کارکنان گفته می‌شود. این خشونت می‌تواند در محیط کار و یا خارج از آن رخ دهد. آزار جنسی محیط کار ممکن است از طرف مدیری یا رئیس، همکاران و یا ارباب‌رجوع اتفاق بیفتد. بر اساس تعریف بر اساس تعریف صندوق توسعه سازمان ملل برای زنان (UNIFEM) آزار شخص (کارمند یا متقاضی کار) به خاطر جنسیتش غیرقانونی است.

آزارهای جنسی در محیط کار انواع مختلفی دارد: آزارهای کلامی مانند گفتن داستان‌ها، شوخی‌ها و طنزهای جنسی، پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی شخصی یا جنسی فرد، کنایه‌های جنسی در گفتار، اظهارنظر در مورد ظاهر و پوشش فرد، دادن پیشنهادات یا دعوت جنسی ناخواسته، درخواست‌های مکرر برای قرار ملاقات یا رابطه خارج از کار، توصیفات و نظرات جنسی یا معذب سازنده راجع به شکل یا کیفیت اعضای بدن مزاحمت‌های غیرکلامی نشان دادن تصاویر نامناسب جنسی، چشم‌چرانی و چشمک زدن، فرستادن و ارسال نامه، یادداشت، پیامک و تصاویر جنسی، مزاحمت‌های فیزیکی یا جسمی، لمس کردن ناجور و نامناسب، نوازش کردن، سر راه شخص ایستادن و مانع عبور شدن، برخورد جنسی به زور، نزدیک شدن زیاد به زن در موقع کار از مصادیق این نوه خشونت است. زنان شاغل در مشاغل فرودست و پاره‌وقت و زنان دارای سرمایه اقتصادی و اجتماعی پایین، بیشتر در معرض این نوع آزار قرار می‌گیرند.

آزار خیابانی

آزار خیابانی به هر نوع عمل و کلام جنسی گفته می‌شود که در مکان‌های عمومی رخ می‌دهد. آرامش جسمی و روانی یک فرد را از بین می‌برد و در او نوعی احساس ترس، تهدید، ناامنی، توهین و بی‌احترامی ایجاد می‌کند. آزار خیابانی می‌تواند شامل خواسته‌ها و توجه‌های جنسی یا هرگونه آزار بدنی و کلامی با هدف جنسی و بدون رضایت طرف مقابل و به‌صورت اجباری باشد. متلک‌پرانی، فحش و ناسزا دادن، خطاب قرار دادن کسی با تقلید صدا یا درآوردن هر نوع صدای جنسی، بوق زدن، آلت نمایی، لمس کردن، چشم‌چرانی، دادن توجه ناخواسته و در بالاترین سطح ممکن یعنی تجاوز از مصادیق آزارهای خیابانی علیه زنان هستند (دفترچه ارتقای آگاهی خیابان باید امن باشد، تاریخ بازیابی از وب‌سایت خشونت بس: ۲۶ مهر ۱۳۹۵).

خشونت علیه زنان در حوزه قانون

از این نوع خشونت می‌توان به عنوان خشونت حقوقی یا سیاسی نیز یاد کرد. خشونت قانونی علیه زنان می‌تواند به دو صورت عمده اتفاق بیفتد.

  • تصویب قوانین ناقض حقوق پایه‌ای زنان: بر اساس مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسانی فارغ از جنسیت، نژاد، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده دیگری باید حق آموزش، اشتغال، ازدواج یا پایان دادن به آن، فرزندآوری و … را داشته باشند. این در حالی است که بنابر قانون‌های متعددی این حقوق پایه‌ای محدود یا نقض می‌شوند.
  • سوءاستفاده از کاستی‌ها و خلاءهای قانونی برای تحت‌فشار قرار دادن و اعمال سلطه به زنان: مثلا شوهر از طلاق همسر در شرایطی که زن اصرار به متارکه دارد (سوءاستفاده از حق طلاق) یا مخالفت با نگهداری فرزندان توسط زن (سوءاستفاده از حق حضانت). از این اقدامات که به عنوان ابزاری برای اعمال سلطه در سایر حوزه‌ها استفاده می‌شود.

خشونت علیه زنان در دنیای مجازی

بر اساس گزارشی که کمیسیون پهنای باند سازمان ملل متحد[۱۵] در سال ۲۰۱۵ منتشر کرده است، سه چهارم زنانی که از اینترنت استفاده می‌کنند، هدف برخی از انواع خشونت آنلاین قرار گرفته‌اند. خشونت آنلاین[۱۶] یا سایبری[۱۷] که با عنوان «خشونت سفید» نیز شناخته می‌شود، به انواع اقدامات خشونت‌آمیز علیه زنان اطلاق می‌شود که در فضای اینترنت صورت می‌گیرد. استفاده از اینترنت برای کسب اطلاعات، عکس یا ویدئو از زندگی شخصی زنان و تهدید یا اقدام به انتشار آن به‌منظور اخاذی یا انتقام‌گیری یا تحت‌فشار قرار دادن برای ایجاد رابطه جنسی، آزار جنسی زنان از طریق ارسال پیام، عکس یا ویدئوهای جنسی، پیگیری کردن زنان برای ایجاد رابطه، زیر نظر داشتن شبانه‌روزی فعالیت‌های سایبری زنان و گذاشتن کامنت‌ها یا پیام‌های شخصی جنسی یا خشونت‌آمیز (سرکوب‌کننده و حاوی فحاشی) از مصادیق خشونت آنلاین محسوب می‌شود. این نوع خشونت در ادامه انواع دیگر خشونت با هدف اعمال سلطه بر خشونت دیده برای رسیدن به اهداف مختلف صورت می‌گیرد. دامنه این خشونت می‌تواند از تهدید به انتشار/انتشار عکس‌های شخصی، سفر یا مهمانی زنان برای وادار کردن آنها به برقراری رابطه جنسی یا پرداخت پول تا انتشار عکس‌های شخصی، سفر یا مهمانی یک چهره سیاسی برای بدنام کردن و متوقف کردن پیشرفت وی در عرصه عمومی گسترده باشد. با توجه به گستردگی دامنه این نوع خشونت در سراسر جهان، تمهیدات قانونی بسیاری برای مقابله با آن اندیشیده شده است. در ایران نیز خشونت آنلاین علیه زنان ذیل عنوان کلی جرایم رایانه‌ای قابل پیگیری است.

در یک بررسی انجام شده در ایران، ۳۷.۹ درصد از پاسخگویان تجربۀ مستقیم آزار جنسی و جنسیتی در فضای مجازی را داشته‌اند که ۸۴.۳ درصد آنها زن بوده‌اند. انواعی که بیشتر تکرار شده‌اند شامل زیر نظر گرفتن در فضای مجازی (۵۳.۸ درصد)، دریافت پیام‌ها یا درخواست‌های ناخوشایند جنسی (۴۷.۹ درصد) و توهین به خانواده (۴۰.۷ درصد) بوده است. ۸ درصد افراد بیش از ۱۲ ماه مورد آزار جنسی یا جنسیتی در فضای مجازی بوده‌اند. در ۵۷ درصد از موارد، افراد تجربه قبلی آزار در جنسی در فضای مجازی را داشته‌اند. ۲۶ درصد توسط یکی از آشنایان (شریک زندگی عاطفی، آشنا، دوست، همکار، فامیل) و ۲۴ درصد توسط ناشناس مورد آزار قرار گرفته‌اند. (مقاله پژوهش آزار جنسی و جنسیتی در فضای مجازی، بازیابی از سایت خشونت بس: ۱ آبان ۱۳۹۵)

منابع

کتاب:

اعزازی، شهلا (۱۳۸۳)، خشونت خانوادگی و خشونت اجتماعی، مجموعه مقالات آسیب‌های اجتماعی ایران، ص۹۱-۷۹

صدیق سروستانی، رحمت‌الله (۱۳۸۶)، آسیب‌شناسی اجتماعی (جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی)، انتشارات سمت

قاضی طباطبایی، محمود؛ محسنی تبریزی، علیرضا؛ مرجایی، سیدهادی (۱۳۸۳). طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان در ۲۸ مرکز استان کشور، جلد اول (گستره خشونت خانگی در ایران)، مرکز امور زنان ریاست جمهوری، دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و وزارت علوم تحقیقات و فناوری.

نریمانی، محمد و آقامحمدیان شعرباف، حمیدرضا (۱۳۸۴). بررسی میزان خشونت مردان علیه زنان و متغیرهای مرتبط با آن در میان خانواده‌های ساکن در شهر اردبیل. اصول بهداشت روانی، ۷(۲۸-۲۷)، ۱۰۷-۱۱۳٫

کار، مهرانگیز (۱۳۸۰)، پژوهش درباره خشونت علیه زنان در ایران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

Hersch, Joni. 2005. Sexual Harassment in Workplace. IZA World of Labor 2015: 188 doi: 10٫۱۵۱۸۵/izawol.188 | Joni Hersch © | October 2015 | wol.iza.org

مقاله و وب‌سایت:

جواهری، جلوه (۱۳۹۳)، مقاله بررسی وضعیت، عوامل و آثار خشونت خانوادگی علیه زنان در ایران، وب‌سایت خشونت بس

زنگنه، نیکزاد (۱۳۹۴)، مقاله وجه ناپیدای خشونت خانوادگی، وب‌سایت خشونت بس

زنگنه، نیکزاد و جلوه جواهری (۱۳۹۳)، مقاله بررسی مصادیق خشونت کلامی – روانی و راهبردهای زنان در مواجهه با خشونت خانوادگی، وب‌سایت خشونت بس

بخش خشونت وب‌سایت سازمان بهداشت جهانی

بخش خشونت جنسیت محور وب‌سایت صندوق جمعیت سازمان ملل متحد

بخش انتشارات وب‌سایت زنان سازمان ملل متحد درباره خشونت سایبری

دفترچه ارتقای آگاهی خیابان باید امن باشد، وب‌سایت خشونت بس

کارگر، سیمین‌دخت (۱۳۹۵) پژوهش آزار جنسی و جنسیتی در فضای مجازی، ترجمه سیمین فروهر، وب‌سایت خشونت بس

منبع – نیکزاد زنگنه – خشونت بس

مهر
۱۶
اکتبر ماه بیداری زنان در امریکا
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
business, people, cooperation and team work concept - close up of creative team sitting at table and holding hands on top of each other in office
image_pdfimage_print

Photo: dolgchachov/bigstock.com

اکتبر، ماه آگاهی‌بخشی دررابطه با خشونت‌های  خانگی در ایالات متحده است؛ ماهی که به عنوان ماه بیداری زنان نام گذاری شده است .

در همین راستا دولت ایالات متحده از بیش از سه دهه پیش خشونت علیه زنان را به عنوان نقض حقوق بشر که با پی آمدهای گسترده ای همراه است معرفی کرده است. دولت اوباما نیز به نوبه خود سعی کرد با انتصاب میلان ورویر، فعال دیرینۀ حقوق زنان و حقوق بشر، به سمت نخستین سفیر سیار ایالات متحده در امور جهانی زنان، رهبری و هماهنگی لازم را برای مبارزه با پدیده خشونت  خانگی را فعال و با هدف پیشگیری و مقابله با آن پیش ببرد .

در این ماه دهها فعالیت در سراسر آمریکا اعم ازبرگزاری کنفرانس ، کلاس های آموزشی، نمایشگاه ، جمع آوری پول برای فعالیت های داوطلبانه ، کمپین های آن لاین برگزار شود تا صدای قربانیان خشونت شنیده شود. ماه اکتبر ، ماه همه سازمان های زنانی است که برای محو خشونت خانگی تلاش می کنند .

طبق یافته های خدمات پژوهشی کنگره  آمریکا نزدیک به ۳۵۰ برنامه دولتی وابسته به هشت نهاد فدرال در زمینه مبارزه با خشونت خانگی فعالیت می کنند. از این تعداد، ۲۲ درصد آنها در آفریقا، ۲۱ درصد در اروپا ، ۱۷ درصد در نیمکرۀ غربی، ۱۴ درصد در آسیای جنوبی و مرکزی، ۱۴ درصد در آسیای شرقی و اقیانوسیه، و ۲ درصد در خاورمیانه فعالیت می کنند و براساس یافته ها ۱۰ درصد این برنامه ها در سطوح گسترده جهانی درجریان بوده اند.

به‌نوشته روزنامه نیویورک‌تایمز، باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در بیانیه‌ای که در این رابطه صادر کرده است می‌گوید که نرخ خشونت خانگی علیه زنان نسبت به دو دهه گذشته در این کشور کاهش داشته است اما در کشوری که در آن یک‌چهارم زنان و یک‌هفتم مردان در طول عمر خود خشونت خانگی را تجربه می‌کنند کارهای بسیاری برای انجام دادن در این رابطه وجود دارد.¹

عزم جدی برای مبارزه با خشونت

طبق یافته های خدمات پژوهشی کنگره، آژانس توسعۀ بین المللی ایالات متحده (USAID) و وزارت امور خارجه (DoS) نهادهای اصلی ایالات متحده هستند که برنامه های بین المللی این کشور را به منظور مبارزه با خشونت علیه زنان به اجرا می گذارند. آژانس ها و نهادهای دیگری که برنامه هایی به منظور مبارزه با خشونت علیه زنان را در بر می گیرند، عبارتند از وزارت دفاع، وزارت خدمات بهداشتی و انسانی، وزارت دادگستری، وزارت کار، وزارت امنیت ملی، و سپاه صلح.

برای مبارزه با خشونت در امریکا آمریکا عزمی جدی وجود دارد. قانون منع خشونت علیه زنان که توسط جو بایدن، سناتور وقت ایالات متحده، تدوین و در سپتامبر ۱۹۹۴ با امضای رئیس جمهوری رسماً ابلاغ شد، اولین قانونی بود که واکنش جامعی به این مشکل در سطح ملی پدید  آورد. ایالات متحده به یاری این دستاور تاریخی، توانسته است گام های بلندی در مبارزه به این معضل جهانی بردارد هرچند ریشه های این معضل تاریخی هنوز به طور کامل نخشکیده است.

 هدف قانون منع خشونت علیه زنان بهبود نوع واکنش نظام جزایی ایالات متحده به خشونت علیه زنان و افزایش خدمات در دسترس قربانیان بود. به موجب این قانون، هر ۵۰ ایالت موظف شدند احکام حمایتی صادره در سایر حوزه های قضایی را معتبر بدانند و به مورد اجرا بگذارند و جرایم خشونت خانگی فدرال جدیدی نیز تعریف شد. این قانون همچنین صدها میلیون دلار بودجه در اختیار عموم قرار داد و یک خط امداد تلفنی ملی برای قربانیان خشونت خانگی ایجاد کرد. در پی این دستاورد دو حزبی، دوره جدیدی از مسئولیت پذیری در مبارزه برای پایان دادن به خشونت علیه زنان آغاز شد.

 در تمام این سال هایی که از تصویب این قانون می گذرد، واکنش کشور به خشونت خانگی، خشونت افراد غیر متاهل، تجاوز جنسی و تعقیب و ایجاد مزاحمت تقویت شده است. جوامع نیازهای خاص قربانیان را تشخیص می دهند و نسبت به نتایج مثبت همکاری کارشناسان و متخصصان در نظام قانون مدنی و کیفری، نمایندگان قربانیان، و دیگر ارائه دهندگان خدمات آگاهند. با کمک بودجه هایی تخصیصی تحت این قانون، واحدهای ویژه در نیروهای پلیس و دفترهای دادستانی از لحاظ تعداد بیش از هر زمان رشد داشته است. مهم تر از همه، مراکز بیشتری وجود دارد تا قربانیان برای دریافت کمک – پناهگاه اضطراری و خدمات بحران و همچنین خدمات حقوقی، مسکن موقت و خدمات برای کودکان شان به آنها روی بیاورند.²

مسامحه نکنید

خشونت براساس جنسیت یا به عبارتی دیگر خشونت خانگی آسیب اجتماعی است که کم و بیش در همه جوامع جهان اعم از جوامع توسعه یافته، درحال توسعه و توسعه نیافته دیده می شود. عمده تفاوت این پدیده در این کشورها نحوه عرضه آن و برخورد با آن است که در کشورهای مختلف فرق می کند. در بسیاری از جوامع با آن به شدت مخالفت می شود و متخلفان مجبور به پرداخت هزینه های سنگین مادی و معنوی می شوند درحالیکه در بعضی دیگر جوامع با آن مسامحه می شود و جدیتی در قبال خشونت گرایان اعمال نمی شود حال آنکه متاسفانه جوامعی هم هستند که به طور ضمنی آن را تایید کرده و د رمواردی هم با اشاره به مصادیقی از سنت یا  باورهای دینی شیوه هایی از این سوء برخورد را ترویج می کنند

براساس گمانه های علمی و مطالعات  آماری یک سوم زنان در سراسر جهان خشونت را در زندگی خود تجربه کرده یا خواهند کرد. با این همه ، بسیاری از کشورها قانونی برای پیشگیری از این امر ندارند گزارشی که چندی پیش توسط دبیر کل سازمان ملل منتشر شد حاکی از آن است ۱۰۲ کشور عضو سازمان ملل متحد هیچ قانون ویژه ای در رابطه با خشونت خانگی ندارند و این در حالی ست که بسیاری از کشورهای توسعه یافته به لحاظ اقتصادی یا کشورهای درحال توسعه نسبت به این امر مسامحه دارند.

با وجود گام های مهمی که در بسیاری از کشورها به  جلو برداشته شده است هنوز بسیاری از زنان در جوامع توسعه یافته با موانع و نابرابری های بسیاری دست به گریبان هستند. قتل های ناموسی ، ازدواج کودک و خشونت خانگی مبتنی بر تفکر مالکانه با نگاههای دینی، مذهبی یا سنتی در بسیاری از جوامع باعث شده که عملا نیمی از جمعیت آن کشورها در محاسبات توسعه، اشتغال، کارآفرینی، سازندگی و برنامه ریزی به حساب نیایند و این جوامع به راحتی نتوانند از نیمی ازظرفیت بالقوه خود استفاده کرده و عملا نرخ بیسوادی، فقر، توسعه نیافتگی و بیکاری به صورتی ارگانیک و اندام وار افزایش می یابد.

۱-

۲-

مهر
۶
قربانیان خشونت خانگی چه حقوقی باید داشته باشند؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
cross-processed photo of an abused woman with black and blue and bloody eyes
image_pdfimage_print

Photo: sswartz/bigstockphoto.com

ترجمه: مهتاب صمیمی

سازمان حامیان حقوق بشر با مشارکت «نهاد رسیدگی به امور زنان سازمان ملل» قسمت‌هایی را به دستورالعمل فعالیت‌های مرکز دانش و تحقیقات مجازی زنان سازمان ملل اضافه کردند. هدف این نهاد مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران است.

متن کامل این دستورالعمل و همچنین قسمت‌های دیگر که مربوط به انواع دیگر خشونت علیه زنان است در بخش «قانون‌گذاری» این وب‌سایت موجود است.

حقوق قربانیان

  • بیانیه حقوق قربانیان باید به گونه‌ای در قانون درج شود که امنیت قربانیان، نهاد زنان، و گروه کمک‌رسانی تامین و از تکرار اعمال خشونت بر فرد قربانی جلوگیری شود. این قانون باید موانعی را که باعث می‌شود قربانی به دنبال راهی برای نجات و امنیت خود نباشد از میان بردارد. از جمله این موانع می‌توان از نگرانی قربانی در مورد حضانت فرزند، در دسترس نبودن خانه‌های امن، و کمک‌های قانونی نام برد. برای مثال قانون اسپانیا احترام و رسیدگی به حقوق قربانیان را در ماده ۱۷ تضمین می‌کند.

* برای اطلاعات بیش‌تر می‌توانید گزارش جلسه گروه متخصص بین دولتی را که به منظور بررسی و به روز رسانی کردن استراتژی‌های نمونه و شاخصه‌های ارزیابی عملکرد – اقدام نوین از میان برداشتن خشونت علیه زنان در راستای پیشگیری از جرم و ایجاد عدالت کیفری – در بانکوک (بین ۲۳ تا ۲۵ مارچ ۲۰۰۹) برگزار شد را مطالعه کنید.

همچنین: نسخه انگلیسی مبارزه با خشونت علیه زنان  (شورای اروپا) – حداقل استانداردهایی را که گروه‌های حمایتی و خدمات‌رسانی باید آن‌ها را مد نظر قرار دهند – در این لینک موجود است.

  • «بیانیه حقوق قربانیان» باید قربانیان را از راه‌های قانونی و خدماتی که دولت در اختیار آن‌ها قرار داده است تا برای نجات خود اقدام کنند مطلع کند.
  • قانون باید پلیس را ملزم به انجام مسئولیت‌های خاصی برای حمایت از حقوق قربانیان کند. به قسمت مسئولیت‌های پلیس مراجعه کنید.
  • قانون باید مشخص کند که رسیدگی و خدمات‌رسانی به قربانی مشروط به هماهنگی خاصی با مقامات دولتی نیست.
  • خدمات حمایتی باید شامل حمل و نقل به خانه‌های امن، کمک‌های اضطراری، و دیگر برنامه‌های حمایتی برای قربانیان و خانواده آن‌ها باشد.
  • قانون باید مشخص کند که تنها با رضایت قربانی می‌توان وی را به خانه‌های امن انتقال داد. برای مثال، ماده ۱۴ قانون پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی سال ۲۰۰۷ مالدوا (قانون مالدوا) مشخص می‌کند که قربانیان تنها به درخواست خود می‌توانند در خانه‌های امن اسکان داده شوند و چنان‌چه قربانی به سن قانونی نرسیده است با رضایت نماینده قانونی وی.
  • قانون باید نهاد (های) مسئول حمایت از قربانیان و هم‌چنین مسئولیت‌های آن‌ها را مشخص کند.
  • قانون باید سیستم دادگاهی که به امور قربانیان و پرونده‌های آن‌ها رسیدگی می‌کند را ملزم کند که همواره کارکنانی را برای کمک به قربانیان در انجام پروسه‌های دادگاه حاضر داشته باشند. به خشونت خانگی: طرح نمونهمراجعه کنید.

مثال: قانون برزیل درخواست ایجاد دادگاه‌های مخصوص رسیدگی به خشونت خانگی علیه زنان را داده است که در آن گروه کمک‌رسانی از افراد مختلفی با تخصص‌های گوناگون از جمله روان‌شناس، حقوق‌دان، و گروه سلامت درمانی تشکیل شده است. این گروه باید گزارش‌های کارشناسانه خود را در اختیار قضات، بازجویان، و وکلا قرار دهند. (ماده ۲۹-۳۰)

مثال: قانون اسپانیا مشخص کرده است که تمامی دادگاه‌های رسیدگی به خشونت علیه زنان باید کارکنان خود را از قضات گرفته تا کارمندان در مورد خشونت مبتنی بر جنسیت و هم‌چنین آسیب‌پذیری قربانیان آموزش دهند. (ماده ۴۷)

  • قانون باید به قربانیان کمک‌های مالی برساند. قربانیان چنان‌چه استقلال مالی نداشته باشند نمی‌توانند برای نجات خود از خانه فرار کنند. قانون باید هم به طور کوتاه ‌دت و هم بلند‌مدت به قربانیان کمک‌های مالی برساند و برای آن‌ها ایجاد کار و یا در کاریابی به آن‌ها کمک کند.

مثال: قانون برزیل از دادگاه‌ها می‌خواهد تا رسیدگی به امور قربانیان را در برنامه‌های فدرال، ایالتی، و منطقه‌ای در نظر بگیرند. دادگاه‌ها باید انتقال پست قربانیان را چنان‌چه کارمند دولت باشند تضمین کنند. هم‌چنین اگر قربانی مجبور باشد محل کار خود را ترک کند، شغل وی باید تا ۶ ماه تضمین شود. (ماده ۹)

مثال: قانون اسپانیا سیستم جامعی برای کمک‌رسانی به قربانیان دارد: حقوق کار در ماده ۲۱، کمک مالی در ماده ۲۷، و اولویت برای کمک هزینه خرید مسکن در ماده ۲۸٫

منبع: حامیان حقوق بشر

مرداد
۲۵
الگوی ثابتی برای مقابله با خشونت علیه زنان وجود ندارد
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
جنبش-زنان-در-ایران
image_pdfimage_print

معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده تاکید کرد: از هر سه زن در جهان، یک نفر قربانی خشونت جنسی و جسمی می‌شود و ۳۵ درصد زنان جهان خشونت جسمی و جنسی را تجربه کرده‌اند.

شهیندخت مولاوردی در نشست واکاوی خشونت علیه زنان، علل، ابعاد و راهکارهای آنکه روز گذشته در سالن اجتماعات کانون وکلای دادگستری مرکز برگزار شد با اشاره به اعلامیه جهانی رفع خشونت علیه زنان، گفت: این کنوانسیون به رغم اینکه از سال ۱۹۹۹ در دستور کار قرار گرفته اما ۱۶ سال است که همچنان شاهد اعمال انواع خشونت علیه زنان در جهان هستیم. به تازگی نیز فضای مجازی به روش‌های دیگر خشونت علیه زنان اضافه شده و تمام مرز‌ها را در نوردیده و در هر زمان و مکانی قربانی می‌گیرد.

وی ادامه داد: گاهی اوقات نیز تاثیر تحریک قربانی خشونت یعنی بیانات، رفتار و اخلاق قربانی در بروز خشونت تاثیرگذار است البته عوامل فرهنگی، اقتصادی و قانونی در تداوم خشونت ممکن است تاثیر داشته باشد.

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده در پایان به عواقب و آسیب‌های خشونت علیه زنان اشاره کرد و گفت: خشونت تحت هر شرایطی هزینه‌های مادی و معنوی به جامعه تحمیل می‌کند.

به گفته وی ساختار نابرابر قدرت میان زن و مرد، بحث جنسیت، الگوهای سنتی، پنهان‌کاری و تضاد منافع از علل و ماهیت خشونت علیه زنان هستند.

منبع: ایلنا 

مرداد
۱۵
از هر چهار دختر یک نفر، و از هر شش پسر یک نفر قبل از ۱۸ سالگی مورد تعرض جنسی قرار می گیرد
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
bigstock-Little-Girl-Crying-In-The-Corn-65201929-e1452866920346
image_pdfimage_print

Photo: DMPhoto/Bigstock.com

تقریبا همه والدین، مراقبان کودکان یا معلمان به شما خواهند گفت که صحبت کردن راجع به روابط جنسی اگر نگوییم سخت ترین کار، یکی از سخت ترین مسائلی است که والدین و معلمان با آن روبرو هستند.ممکن است احساس کنند قادر نیستند پاسخگوی سؤالاتی باشند که بچه ها معمولاً می پرسند یا اگر این موضوع از لحاظ فرهنگی موضوع حساسی باشد، شاید از صحبت راجع به آن خودداری کنند.

«ارتباط لمسی خوب ، ارتباط لمسی بد» (یا ارتباط لمسی امن و ناامن) ربطی به رابطه جنسی ندارد بلکه به امنیت مربوط می شود.والدین و مراقبان خوب، به بچه ها نحوه عبوراز خیابان، استفاده از چاقو یا نحوه مواجهه ایمن با آتش سوزی را یاد می دهند. به همین ترتیب، بچه‌ها باید فرق بین ارتباط لمسی «خوب» و «بد» را نیز یاد بگیرند.

از هر چهار دختر یک نفر، و از هر شش پسر یک نفر قبل از ۱۸ سالگی مورد تعرض جنسی قرار می گیرد.

باورهای نادرست درباره تعرض جنسی به کودکان

تعرض جنسی اتفاقی نادر است

حقیقت: حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد بزرگسالان گزارش می دهند که وقتی بچه بودند، به نوعی در معرض لمس کردن نامناسب و مکرر یا رابطه جنسی کامل و آزارهای جنسی مختلف قرار گرفته اند. تعرض تقریباً همیشه قبل از پیشرفت بیشتر، با صحبت ها و لمس کردن نامناسب آغاز می شود.

تعرض جنسی تنها در برخی کشورها اتفاق می افتد

حقیقت: مطالعات متعددی ثابت کرده اند که تعرض جنسی در همه کشورها صرف نظر از فرهنگ، زبان، سطح اجتماعی و اقتصادی، نژاد و دین رخ می دهد. سن قانونی برای رابطه جنسی با رضایت طرفین در کشورهای مختلف، متفاوت است اما تعرض جنسی بنا به تعریف قوانین محلی در تمامی کشورها رخ می دهد!

تعرض جنسی تنها در محلات فقیرنشین اتفاق می افتد

حقیقت: این که کودکانی که در سطح اقتصادی و اجتماعی پایینی زندگی می کنند، بیشتر در معرض تعرض جنسی قرار دارند درست نیست، این مسئله به هیچ وجه به این گروه از کودکان محدود نمی شود. بچه ها در تمامی سطوح اجتماعی به این عارضه دچار می شوند.

تعرض جنسی تنها برای دخترها اتفاق می افتد

حقیقت: تحقیقات نشان می‌دهند که تا سن ۱۲ سالگی، پسران و دختران به طور مساوی در معرض این تعرض قرار می گیرند. بعد از سن بلوغ، دختران بیشتر از پسران مورد تعرض قرار می گیرند.

تعرض جنسی تنها برای بچه هایی اتفاق می افتد که خانواده های مشکل دار و از هم پاشیده دارند

حقیقت: احتمال تعرض به بچه هایی که از خانواده های مشکل دار می آیند، بیشتر است. با این حال، بچه هایی که در خانواده های باثبات زندگی می کنند نیز مورد تعرض قرار می گیرند. یک خانواده سالم و بدون مشکل به بچه ها در بهبودی هر چه سریعتر از یک تعرض جنسی کمک می کند، اما چنین خانواده ای نمی تواند از آنها در برابر این حادثه محافظت کند. در این باره، آگاهی از ارتباط لمسی خوب و بد و این که چه اقدامی باید صورت گیرد، کمک بزرگی تلقی می شود.

افراد متعرض، در اجتماع مشکل دارند و به راحتی قابل تشخیص هستند

حقیقت: افراد متعرض معمولاً شبیه من و شما هستند. هیچ روش قطعی و نهایی برای تشخیص یک متعرض از روی ظاهرش وجود ندارد. بسیاری از آنها مردان خانواده دار و بچه دار با شغل های آبرومند مثل پزشکی، معلمی، روحانیت و غیره هستند.

افراد متعرض همیشه غریبه هستند

حقیقت: این یکی از خطرناک ترین باورهای غلط است. ۷۰ درصد افراد متعرض رابطه فامیلی مستقیم با کودک دارند. ۲۰% دیگر چهره ای کاملاً آشنا برای خانواده هستند و به راحتی و آزادانه به بچه ها دسترسی دارند

درباره لمس کردن آموزش دهید

آموزش مفاهیم زیر به کودکان می تواند آسیب پذیری آنها در برابر تعرض را کاهش دهد:

– اسم درست تمامی اعضای بدن از جمله اندام های خصوصی یا جنسی را به کودکان یاد دهید
– در مورد کودکان خردسال، قانون «لباس زیر» را به کار ببرید: هر عضوی از بدن که با لباس زیر یا لباس شنا پوشانده می شود، عضو خصوصی بدن است.
– فرق بین ارتباط لمسی (خوب/امن ) یا ( بد/ناامن ) را یاد دهید

ارتباط لمسی خوب / امن: لمس کردن، در آغوش گرفتن و بوسیدن از سوی افرادی که کودک دوستشان دارد و حس خوبی به او می دهند که عبارتند از:
– در آغوش گرفتن هنگام بیدار شدن و بوسه شب بخیر از سوی مامان و بابا
– قلقلک دادن توسط پدربزرگ و مادربزرگ یا خواهر و برادر
– در مورد کودک خردسال، کمک به پاک شدن بعد از دستشویی رفتن یا حمام گرفتن
– معاینه پزشک در حضور یک بزرگسال مورد اعتماد

ارتباط لمسی بد / ناامن: لمس کردن هایی که باعث ناراحتی یا درد در کودک می شود. اینها، لمس کردن هایی هستند که:
– درد دارند، مثل هل دادن، زدن، گاز گرفتن یا مشت زدن
– برای اعضایی رخ می دهند که جزو مناطق خصوصی بدن هستند یا کودک نمی خواهد لمس شوند
– به هر شکلی باعث ناراحتی و وحشت کودک می شود
– به اجبار صورت می گیرند یا باید «مثل یک راز» بمانند

کودکان حق دارند بدن خود را کنترل کنند

– کودکان «رئیس» بدن خود هستند و کنترل می کنند که چه کسی و چگونه به آنها دست می زند، حتی با یک جمله ساده مثل «قلقلکم نده»
– هیچ گاه کودک را مجبور به بغل کردن یا بوسیدن نکنید یا وادارش نکنید اجازه دهد کسی که نمی خواهد او را بغل کند یا ببوسد حتی اگر یکی از بستگان باشد. آنها باید یاد بگیرند که کار قابل قبولی است که مؤدبانه بگویند «نه»

به کودکان خردسال (زیر ۴ سال)، قانون «نه – دور شو – بگو» را یاد دهید تا اگر کسی با او ارتباط لمسی «بد» یا ناامن برقرار کرد، از این قانون استفاده کند:

تا جایی که می توانی با صدای بلند داد بزن نه!
هر چه سریعتر از آن شخص دور شو
ماجرای لمس بد را به یک بزرگسال مورد اعتماد بگو

در مورد کودکان بزرگ تر (۴ ساله یا بیشتر)، شاید بهتر باشد اطلاعات بیشتری به آنها بدهید و موقعیت را برای او شرح دهید:

بگو نه!

– به آن شخص بگو که از این کار خوشت نمی آید و دوست نداری به تو دست بزند
– کمک بگیر. تا جایی که می توانی با صدای بلند جیغ بکش

سریع دور شو! از آن شخصی که خوشت نیامد به تو دست بزند فرار کن

– هر کاری می‌توانی بکن تا از کسی که دارد بدجوری به تو دست می‌زند و حس بدی به تو می‌دهد دور شوی
– دیگر هیچ وقت با آن شخص تنها نمان

اگه کسی جور بدی به تو دست زد، به کسی که به او اعتماد داری بگو چه اتفاقی افتاد

– نگذار تهدیدهای آن شخص تو را بترساند تا فرار نکنی یا سکوت کنی

اگر شخصی به تو دست زد یا از تو خواست این موضوع مثل یک راز بین خودتان بماند، از خودت بپرس «آیا این راز من را اذیت می کند؟»

– رازهایی را که اذیتت می کند پیش خودت نگه ندار. برو پیش کسی که به او اعتماد داری مثلاً برو پیش پدر یا مادر، یکی از بستگان، معلم یا دکترت.
– چیزهای غافلگیرکننده را مخفی نگه دار، نه رازها را. چیزهای غافلگیرکننده موضوعاتی هستند که برای یک مدت کوتاهی مخفی نگه می داری و با گفتن آنها یک نفر را خوشحال می کنی. ولی رازها چیزهایی هستند که به تو می گویند هیچ وقت به کسی نگویی و وقتی آنها را با – کسی در میان می گذاری، باعث ناراحتی دیگران می شود.
– اگر کسی که پیش او می روی و این موضوع را برایش تعریف می کنی، حرف هایت را باور نکرد، پیش دیگری برو و این کار را آنقدر تکرار کن تا کسی حرفت را باورت کند و به تو کمک کند

به خودت باور داشته باش. تو هیچ کار اشتباهی نکردی

بیشتر بخوانید

مرداد
۱
نیم قرن زندان برای زنی که برای هرویین اجازه داد به دختر یازده ساله‌اش تجاوز شود
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
3671BA3200000578-3699566-image-m-11_1469028804368
image_pdfimage_print

زنی از ایالت اوهایو آمریکا که دختر یازده‌ ساله‌اش را برای رابطه جنسی در اختیار کسی که ازاو هرویین می‌گرفت، قرار داده بود به ۵۱ سال زندان محکوم شد. به گزارش گلوبال نیوز قاضی این دادگاه، لسلی گیز،‌ می‌گوید: در سابقه سه سال و نیم قضاوتش این بدترین جرمی است که در دادگاه او مطرح شده است.

اپریل کورکورن، ۳۲ ساله، به جرم‌های متفاوتی که به تجاوز به دختر ۱۱ ساله‌اش منجر شده است اعتراف کرده است. او پس از آن که پولی برای خرید هرویین‌اش نداشت دخترش را در عوض هرویین در اختیار موادفروش قرار می‌داد تا به او تجاوز شود. انواع رابطه جنسی میان این کودک یازده ساله و این مرد ۴۲ ساله اتفاق افتاده که برخی از آنها توسط دوربین هم ضبط شده است. شندل ویلینگام، مواد فروش هرویین، که به این کودک یازده ساله تجاوز کرده است، در انتظار دادگاه خود است.

کودک قربانی اعتیاد مادر هم به همراه پدر و خانواده پدری‌اش در یک ایالت دیگر زندگی می‌کند. مادر بزرگ این کودک به خبرنگاران گفته است: تصور نمی‌کند نوه‌اش هرگز از این فاجعه رهایی پیدا کند. بعید می‌دانم او هرگز زندگی نرمال را تجربه کند.

برگردان خبر: خانه امن

تیر
۳۱
آزار به سبک ایرانی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Azar
image_pdfimage_print

آزار در وسیله نقلیه – صحنه‌ای از فیلم پریدن از ارتفاع کم

ماهرخ غلامحسین‌پور

«نشسته بودم صندلی ردیف چهارم یا پنجم. سمت شیشه. درست خاطرم نیست. دختر جوانی هم بغل دست من نشسته بود. قرار بود بروم تهران برای ثبت نام دانشگاه و شرایط مالی پدرم جوری نبود که هر بار بتوانم برای رفت و آمدم از هواپیما استفاده کنم. بعد از شام و نماز وقتی اتوبوس از خرم آباد به سمت تهران حرکت کرد، من هم چشمم گرم خواب شد. نمی‌دانم چقدر خوابیده بودم که لرزش چیزی را روی سینه‌ام و زیر بغلم حس کردم. چشمم را که باز کردم پنجه مرد پشت سری را دیدم که بین صندلی و شیشه،  لغزیده بود زیر سینه‌ام و داشت مرا لمس می‌کرد. نفس‌های تند و شهوانی‌اش را پشت سرم حس می‌کردم. خودم را کشیدم کنار و تا تهران به دختر بغل دستی‌ام چسبیدم. شهامت این را نداشتم که به راننده خبر بدهم چون حتی مطمئن نبودم با گفتن آنچه رخ داده بود خود راننده به فکر آزارم نمی‌افتاد.» این را شیده وقتی به او زنگ می زنم تا در مورد تجربه احتمالی آزار خیابانی اش بپرسم با صدایی گرفته برایم تعریف می کند.

این‌ها کابوس‌های سیاه تلخی هستند سمج و چرب و چسبناک که ماندگار ذهن  می‌شوند و قابل فراموش شدن نیستند.

پازل آزار خیابانی در ایران

محمد کریم آسایش، کارشناس جامعه شناسی، که در این مورد تحقیق و پژوهش هایی هم انجام داده بر این باور است که آزار خیابانی زنان در ایران پازلی است که قطعات سیاست، فرهنگ، جامعه و حتی برنامه ریزی و طراحی شهری آن را شکل می دهند و چهره خاصی از پلشتی‌اند.

این جامعه‌شناس می‌گوید: ترویج خشونت و ایدئولوژی فرودستی زنان، تهدیدهای رسمی، و الویت‌های امنیتی حاکم بر جامعه که به جای آزارگران خیابانی، به قربانیان به اتهام بدحجابی و بدپوششی حمله می‌کند، از دلایل افزایش خشونت است. این کارشناس مسایل جامعه‌شناسی، ادامه می‌دهد: نگاه فرودستانه فرهنگ به زنان که با ایدئولوژی سیاسی فرودستی زنان تقویت می‌شود و گاهی اشکال مدرن هم دارد در کنار فرهنگ سکوت، که زنان را وا می‌دارد در برابر آزار خیابانی به دلیل احساس شرم و هراس از مقصر قلمداد شدن، سکوت کنند، در افزایش این شکل از خشونت موثرند.

خشونت روزمره

شنیدن متلک‌های جنسی هر روزه و تماس بدنی اجباری و ناخواسته برای غالب زنان ایرانی امری عادی و هر روزه است. حتی در موارد بسیاری، خود قربانی هم تلقی خشونت‌باری از این تعرض‌ها ندارد و تصور می‌کند اتفاقی عادی و معمولی رخ داده است. یا دست‌کم بر این باور است ماجرا ارزش سر و صدا کردن ندارد.

مینا تا مدتها فکر می‌کرده این اتفاقی که برایش رخ داده بخشی از زندگی روزمره هر زن ایرانی است. او از واهمه شماتت شدن و مقصر قلمداد شدن، در مورد ترس‌هایش با کسی حرف نمی‌زده است:

ایام عید نوروز بود. من و مادرم به خیابان باغ سپهسالار رفته بودیم برای خرید کفش. غروب و دم برگشتن سوار اتوبوس شدیم. آن روز‌ها اتوبوس‌ها هنوز هم زنانه و مردانه نشده بود. روی صندلی وسط اتوبوس نشسته بودم و مرد جوانی هم بالای سرم ایستاده بود. مدت کمی که گذشت احساس کردم که پای آن مرد، مدام با پای من تماس پیدا می‌کند. اولش تصور کردم که به خاطر شلوغی اتوبوس و کمبود جا و حرکت ماشین این اتفاق به طور ناخودآگاه پیش می‌آید، اما بعد از چند دقیقه متوجه عامدانه بودن جریان شدم. شرمم شد به مادرم چیزی بگویم ولی در عالم نوجوانی اولین فکری که به ذهنم رسید قفل کردن زانو‌هایم بود و بعد از آن جعبه کفشم را جلوی زانویم گذاشتم تا از این تماس ممانعت کنم اما نه تنها کارش را متوقف نکرد بلکه با سماجت عجیبی سعی می‌کرد با فشار پا، جعبه کفش را کنار زند و زانوهای مرا لمس کند. ماجرا برایم چندش آور بود و وقتی به مقصد رسیدیم آن مرد من و مادرم را تعقیب می‌کرد. برمی‌گشتم و پشت سرم را نگاه می‌کردم و حتی تا مدتی هر وقت می‌خواستم بروم مدرسه نگران بودم که آن مرد هنوز هم تعقیبم می­کند.

اگر لمس شدید، سکوت نکنید!

نازلی ایرانی، کارشناش روانشناسی و مشاور امور خانواده، با این پیش فرض که غالب مزاحمان خیابانی از اختلالات جنسی رنج می‌برند توصیه می‌کند: اگر مزاحمت یک آزارگر در حد خشونت کلامی است از کنار آن عبور کنید چون آزارگر شما در پی جلب توجه شماست و ممکن است در صورت برخورد اعتراضی به شما آزار برساند. اما اگر مزاحم جنسی پایش را فراتر از کلام گذاشته و شما را لمس کرد یا کاری کرد که عزت نفس و احساس امنیت شما به شکل جدی خدشه دار شد، در آن صورت بی‌تردید با الفاظ قاطع و محکم به او تذکر بدهید و مقابلش بایستید. به خاطرتان باشد که شما نباید خودتان را سرزنش کنید یا احساس گناه را در درونتان بپرورانید. بی‌تردید شما در پیش آمدن آن موقعیت بی‌گناه بوده‌اید ، پس به کودک درونتان توجه کنید و او را نوازش کنید و بگویید که درک می کنید که حقش نبوده تا مورد تعرض و تعدی قرار بگیرد و دقت کنید که غالب آزارگران جنسی در خیابان یا مراکز عمومی از نوعی اختلالات روانی رنج می‌برند.

دخترم فقط ده سال داشت

گاهی این آزارگران بیمار از تعرض به کودکان نیز ابایی ندارند. فاطمه از تجربه آزار دخترش در مترو می­گوید: «دوسال پیش با دخترک ده ساله‌ام توی مترو تهران بودیم می‌رفتیم بازار بزرگ. شلوغ بود و دخترم به وضوح آشفته بود. پیاده که شدیم گفت یک نفر در آن شلوغی از پشت لمسش می‌کرده و من چنان برآشفته بودم که انگار دنیایم خراب شده بود. دخترکم فقط ده سالش بود. بعد از آن سعی کردم اطلاعاتش را بالا ببرم و توجیهش کنم که در برابر برخوردهایی از این قبیل سکوت نکند. تمام تلاشم را کردم تا محافظت کردن از خودش را یاد بگیرد اما او هنوز هم به هیچ قیمتی حاضر نیست سوار مترو بشود.

تمام اتوبان را تا خانه یک نفس دویدم

گاهی می‌شود که آزارگران جنسی خیابانی، شما را در یک محیط بسته یا فضای تنگ و کوچک یک وسیله نقلیه‌گیر می‌اندازند، عورت‌نمایی و دست‌درازی می‌کنند و شما آن دم احساس می‌کنید دنیایتان به آخرین نقطه نزدیک شده است. تهمینه می‌گوید در چنین وضعیت مشابهی،  تهدید کرده که خودش را از ماشین بیرون می‌اندازد و در بهت و وحشت «تمام اتوبان را تا خانه یک نفس دویدم.»

ساعت ۹ شب یکی از روزهای مهرماه سال ۱۳۸۸ بود. به خوبی آن شب به خاطرم مانده، محل کارم اسکان بود و تاکسی‌های شهرک همیشه در ایستگاه ونک می‌ایستادند اما آن شب اصلا تاکسی نبود. بیست دقیقه‌ای منتظر ایستادم تا یک ماشین مسافرکش جلویم ایستاد. به خاطر راحتی­اش صندلی جلو نشستم. مسیر ماشین که به اتوبان همت افتاد، سعی کردم کمربندم را ببندم اما نمی‌شد. دستش را دراز کرد که کمکم کند اما دستش را مالاند به سینه­هایم. ترسیدم اما خیال کردم شاید اتفاقی بوده. کمی بعد با یک لحن کرخت و بم شروع کرد به حرف زدن که « بدنت شبیه ورزشکارهاست، سفت به نظر می­رسی» به در ماشین نگاه کردم قفل نبود.

بعدش گفت «منم سال‌هاست ورزش می‌کنم. می‌خوای بدنم رو ببینی؟» کمربندم را آزاد کردم او هم در این فاصله اندک کمربندش را باز کرده بود و داشت زیپ شلوارش را پایین می‌کشید.

در را باز کردم و شروع کردم به جیغ کشیدن و تهدید کردم که اگر ماشین را نگه نداری خودم را پرت می کنم بیرون. وسط اتوبان نگه داشت و من تمام اتوبان تا خانه را یک نفس دویدم.

فاحشه منو می‌زنی! قسمت اول این نوشته را در خانه امن بخوانید.

تیر
۳۱
«نه یعنی نه» به چه معناست؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
Photo: sylv1rob1/Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: sylv1rob1/Bigstock.com

محسن فرشیدی

«یک لحظه‌ی تاریخی»، «بزرگترین تغییر و تحولِ حقوقی چند سالِ اخیر»، «انقلابی برای زنان» این‌ها از جمله تیترهایی بودند که رسانه‌های آلمانی بعد از تصویبِ قانونِ «نه یعنی نه» نوشتند. قانونی که بدون حتی یک رای مخالف در حضور ۶۰۱ نماینده‌ی بوندس‌تاگ(پارلمان آلمان) در برلین تصویب شد.

ساعت ۱۲:۳۵ دقیقه‌ی پنج‌شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۵ برای زنان (و همچنین مردان) در آلمان لحظه‌ای تاریخی بود. نزدیک به چهار دهه از مطرح شدنِ این موضوع که هرگونه تعرض جنسی و تماس فیزیکی بدون رضایت باید به عنوان تجاوز جرم‌نگاری شود می‌گذرد. هر چند سال یک‌ بار، این خواسته از یک طرف از سوی کنشگرانِ برابری‌خواهِ جنسیتی و از سوی دیگر نمایندگان پارلمان به بحث گذاشته شده و هربار  بی‌نتیجه پایان یافته است تا این‌که در نهایت و در هفته‌ی گذشته «نه یعنی نه» تبدیل به قانون شد.

قانونِ «نه یعنی نه» چه می‌گوید؟

به شکلی خلاصه؛ هر گونه خشونت و تعرض جنسی باید آسان‌تر اثبات و مجازت شود. تا قبل از این و مطابق پاراگراف ۱۷۷ از قوانین جزایی کشور آلمان اثبات موضوع تجاوز و خشونت جنسی از سوی قربانی پیچیده و بسیار دشوار بوده است. قربانیان گفته‌اند که برخی از وکلا آن‌ها را به دلیل طولانی و پیچیده بودنِ روند دادرسی از ادامه‌ی شکایت خود در این سال‌ها منصرف کرده‌اند.

پاراگراف ۱۷۷ ،  «اجبار به رابطه‌ی جنسی؛ تجاوز به عنف» نام دارد و شامل ۵ بخش اصلی است که اثباتِ هر کدام از آن‌ها می‌تواند از شش‌ماه تا پنج‌سال حبس را برای متجاوز به همراه داشته باشد. به هر میزان که قربانی بیشتر در خطر قرار گرفته باشد. برای مثال و طبق بخش سوم این پاراگراف، اگر تجاوز یا تهدید به آن، همراه با سلاح باشد و خطر جانی را نیز به همراه داشته باشد، مجازات شدیدتر می‌شود. اما موضوع مورد اختلاف میان فعالین حوزه زنان و قانون‌گذاران نه این موارد، که طریقه‌ی اثبات آن‌ها توسط قربانی بوده است.

تا به امروز قربانیان(عموما زنان) باید در دادگاه ثابت می‌کردند که با حداکثر توان کوشش کرده‌اند تا از خود دفاع کنند. این تلاش می‌توانست مقاومتِ فیزیکی باشد یا با صدای بلند فریاد زدن. قربانی باید همچنین اثبات می‌کرد که در شرایطی محصور شده گرفتار شده و امکان فرار را به هیچ وجه نداشته است. علاوه بر این، شرایط بدنی او باید در حالتی از وحشت و شوک قرار گرفته باشد. اثباتِ هر کدام از این موارد در روند دادرسی پیچیده و دشواری‌های فراوانی داشته است.

قانون «نه یعنی نه» بر همگی این موارد خط بطلانی می‌کشد و عدم رضایتِ قربانی را برای اثبات تجاوز کافی می‌داند. اضافه بر این؛ دو بخش دیگر نیز به این پاراگراف اضافه خواهد شد. اول: اگر ثابت شود که تجاوز جنسی به شکل گروهی بوده است، تمام اعضای آن گروه، در هر سطحی که در آن نقش و یا حضور داشته باشند را می‌توان تحت پیگرد قانونی قرار داد. دوم: چنانچه متجاوز یا متجاوزان از پناهندگان یا مهاجران باشند، ادامه بررسی پرونده‌ی اقامت آن‌ها متوقف و مقدمات اخراج آن‌ها در اولین فرصت ممکن مهیا می‌شود.

اهمیت رضایت طرفین در یک رابطه‌ی جنسی

رضایت طرفین در یک رابطه‌ی جنسی مهم‌ترین شرطِ ایجادِ آن است. هر گونه لمس و برخورد فیزیکی یا اجبار به برقرار کردنِ یک رابطه، می‌تواند شکلی از خشونت و تجاوز باشد. در یادداشتی که پیش از این در خانه امن منتشر شده در مورد اهمیت آن آمده است: «شرط اول برای برقرار کردن یک رابطه‌ جنسی، رضایت طرفین است. بدین معنا که اصرار بر شروع و یا ادامه دادنِ یک رابطه، در صورتی که هر کدام از طرفین بدان رضایت نداشته باشند، می‌تواند به خشونت بیانجامد. اصرار بر ادامه‌‌ چنین رابطه‌ای مصداق تجاوز نیز خواهد بود. اهمیت رضایت طرفین به همان اندازه که میان دو فرد نه چندان آشنا اهمیت دارد، میان همسران نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. امروزه در بسیاری از کشورها از رابطه‌ بدون رضایت همسران نیز لحاظ حقوقی در تعاریف خشونت و تجاوز قرار می‌گیرد. بنابراین اطمینان حاصل کردن از رضایت افرادی که در یک رابطه‌ جنسی هستند از شروط اولیه و مهم شکل‌گیری و ادامه‌ آن است.» از سال ۱۹۹۷ تجاوز جنسی در بستر زناشویی در آلمان به عنوان جرم شناخته می‌شود.

عوامل اصلی تغییر قانون جهتِ حمایت بیشتر از قربانی خشونت و تجاوز

هر چند با پیشرفت‌های فناوری، ارتباطات و رشدِ آگاهی عمومی در جوامع بشری، قوانین نیز مدرن‌تر و همراستا با این پیشرفت‌ها تغییر کرده‌اند، اما شاید بتوان سه عامل اصلی در سال‌های گذشته را منجر به تغییر پاراگراف ۱۷۷ و در نهایت تصویب «نه یعنی نه» دانست.

اول) پیگیری مستمر فعالان حقوق زنان: ۳۵ سال از اولین باری که مدیر مسئول بزرگترین مجله فمینیستی آلمان “اِما EMMA”  در موردِ لزومِ تغییر قانونِ مرتبط با خشونت‌های جنسی مقاله‌ای را منتشر کرد می‌گذرد. آلیس شوارتسر مدیر مسئولِ این مجله  در بخشی از مقاله‌ای که در سال ۱۹۸۱ نوشت تاکید کرد: «سال‌های سال است که وکلا و فعالین حقوق زنان از لزوم بازنگری قانون جهت حمایت از قربانیان تجاوز که در اکثر مواقع زنان هستند صحبت کرده‌‌اند. اما تا به امروز نتیجه‌ای حاصل نشده است. تجاوز و خشونت علیه زنان اگر چه شاید به مرگ منجر نشود، اما یک قتل است، آن‌زمان که روانِ یک انسان کشته می‌شود. و آن مرگِ روح در یک بدنِ زنده است که اغلب دیده نمی‌شود.» وی در ادامه‌ی این مقاله مواردی از تجاوز را مثال می‌زند که بواسطه‌ی پاراگراف ۱۷۷ در روندهای پیچیده‌ی دادرسی در نهایت  به محکومیت متجاوز نرسیده است. قبل و بعد از آن و به خصوص در سال‌های گذشته، کنشگرانِ برابری جنسیتی در این کشور بر لزوم تغییر این بند از قانون همواره اصرار ورزیده‌اند و استمرار و  تلاش‌هایشان یکی از دلایل اصلی بررسی، بازنگری و در نهایت تغییر قانون بوده است.

دوم) ماجرای لیزا لهن فینک: تابستان سال ۲۰۰۸ فیلمی از لیزا لهن فینک که مدلی مشهور در برنامه‌های تلویزیونی آلمان است در اینترنت پخش شد. این ویدئوی کوتاه در فاصله‌ای کم بیش از ده میلیون بار دیده شد و به سرعت به یکی از خبرهای اصلی رسانه‌های آلمان تبدیل شد. در این فیلم دو مرد نشان داده‌ می‌شوند که در حال برقراری رابطه جنسی -تجاوز- به لیزا هستند. او در ابتدای این رابطه به روشنی جلوی دوربین عدم رضایت خود را نشان می‌دهد. اما گفته شد آن دو مرد که یکی از آن‌ها دوست پسر سابق لیزا بود به او دارویی داده‌اند که وی تعادل خود را از دست داده و امکان مقاومت بیشتر از او سلب شده است. هر چند او به روشنی  «نه» می‌گوید، اما در روند دادرسی این پرونده این موضوع از سوی دادگاه رد می‌شود و بیشتر بر روی انتشار فیلم خصوصی تمرکز می‌شود. همین موضوع موجب خشمِ فعالین حقوق زنان در آلمان شد. مجله‌‌ی اشپیگل آنلاین که مخاطبان بسیاری دارد در وب سایت اینترنتی خود خواستارِ تغییر قوانین و حق‌خواهی برای قربانیان تجاوز و خشونت جنسی از جمله لیزا شد. ضرورتِ بازنگری در قوانین مرتبط با خشونت و تجاوز مجدد در صدر خبرها قرار گرفت.

سوم) ماجرای شب سال نو در کلن: اولین لحظاتِ سال ۲۰۱۶  با سال‌های دیگر یک تفاوت اساسی داشت و آن آزار جنسی گسترده‌ی زنان در خیابان‌های شهر کلن بود. آن شب چه اتفاقی افتاد؟ «سه روز بعد از شب سال نو، اولین گزارش‌ها مبنی بر اذیت و آزار و تعرض به زنان در شهر کلن منتشر شدند. در یک مورد گزارشی از تجاوز نیز مخابره شد و به فاصله‌ یک روز این اخبار تمام فضای رسانه‌ای آلمان را در بر گرفت. همزمانی این موضوع با ورود صدها هزار پناهنده‌ جدید به آلمان در سال گذشته، باعث چالش‌های جدی و جدیدی  میان مردم، احزاب و سیاستمداران این کشور شد.» پس لرزه‌های سیاسی و اجتماعی بعد از ماجرای شب سال نو با برکناری رییس پلیس شهر از سمت خود ادامه پیدا کرد و مجدد بحث تغییر قوانین مرتبط با خشونت و تجاوز را بر سر زبان‌ها آورد. چند هزار نفر در شهرهای مختلف تظاهرت کردند و خواستار تغییر قوانین شدند. گستردگی این موضوع در جامعه، این‌بار موضوع را از برنامه‌ها و میزگردهای تلویزیونی به سطح جامعه آورد.

– خشونت و تعرض جنسی فراگیر است

زنان قربانیان اصلی انواع خشونت‌ها در آلمان هستند. این را آمارهای دولتِ این کشور میگوید.« بر اساس مطالعه‌ای که وزارت خانواده، سالمندان، جوانان و زنان  آلمان در سال‌ ۲۰۰۴ صورت داده و منتشر کرده است، ۴۰ درصد زنان آلمانی که بالاتر از ۱۶ سال دارند حداقل یک‌بار یکی از اشکال خشونت جسمی یا جنسی را تجربه کرده‌اند. ۲۵ درصد از این خشونت‌ها توسط شریک زندگی فعلی یا سابق زنان صورت گرفته است. ۴۲ درصد زنان آلمانی یکی از اشکال خشونت روانی را در زندگی تجربه کرده و بیش از نیمی از زنان خشونت دیده دچار مشکلات جدیِ فیزیکی شده‌اند که توسط پزشک به ثبت رسیده است. همگی این آمارها نشان می‌دهند که خشونت علیه زنان فراگیر است و به سال گذشته و هجوم پناهجو‌ها به آلمان محدود نمی‌شود.»

کشور آلمان و این تاریخچه تنها یک نمونه است. با وجود این‌که در بسیاری از کشورها موضوع خشونت و تجاوز به عنوان جرم به رسمیت شناخته می‌شود، اما در بسیاری مواقع آن طور که باید این قوانین اجرا نمی‌شوند. به دلیل جهانی بودن و گستردگی این موضوع، دخالتِ موثرترِ سازمان ملل در توصیه و اجبار تمامیِ کشورهای عضو جهت تصویب قوانین سختگیرانه‌تر مقابل متجاوزان و همچنین حمایت از قربانیان از جمله اقداماتی است که ضروری به نظر می‌رسد.

وجود قوانینِ سختگیرانه جهت کاهش و محو تجاوز جنسی به همان سان که اهمیت زیادی دارند، اما شرطِ کافی نیستند. در کنار آن  آموزش و فرهنگ‌سازی نیز دارای اهمیت بسزایی هستند. جامعه‌ی امن و به دور از خشونت خواهد بود، که برابری جنسیتی و حقوق و فرصت‌های برابر برای کلیه شهروندان آن فارغ از جنس، جنسیت و یا گرایش جنسی آن‌ها تضمین شده باشد.

تیر
۲۸
فاحشه منو می‌زنی!
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
أزار35335266039201055
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

سکوت به خشونتگرا نیرو می دهد.

به انتهای کوچه رسیده بودیم. هر سه نفرمان دانشجوی ترم دوم رشته ادبیات دانشکده سه گوش اهواز بودیم. صلات ظهر بود. روزانه از چهار راه امام تا سه گوش را پیاده گز می‌کردیم، معصوم و بی‌هوا و کلاسور‌ها توی شرجی بی‌امان هوا زیر دستمان عرق می‌کردند، چند قدم مانده به انتهای کوچه، مردی که جلوی رویمان قدم برمی داشت، برگشت به سویمان، آنی نشده بود که دستش را کرد توی لیفه شلوارش و آلتش را گرفت رو به ما و شروع کرد به خندیدن. رنگ از رویمان پریده بود و هر کداممان به سمتی از کوچه باریک پیش رو فرار کردیم این خاطره هنوز هم بعد از بیست و اندی سال به روشنی در ذهنم باقی مانده است.

به راستی کدام یک از ما حداقل یک تجربه دردناک آزار و خشونت خیابانی تبدیل به کابوس‌های شبانه‌مان نشده؟ تا به حال با هیچ زنی هم­صحبت نشده‌ام که به روشنی و صراحت بگوید هرگز دست درازی و آزار جنسی خیابانی را تجربه نکرده است. در انبان ذهن تک به تک ما بی‌تردید یک مشت خاطره تلخ و تاریک آزارهای اتوبوسی، لمس‌های دردناک فضای تنگ و تاریک تاکسی یا متلک‌های رکیک جنسی ته کوچه‌ها نقش بسته و رد ملتهبش پاک نشدنی است.

برای شنیدن روایت‌های مختلفی از آزارهای خیابانی با چند نفر از دوستان و همکارانم تماس می‌گیرم. گر چه روایت‌ها متفاوتند اما همه این شنیده‌ها در یک نقطه مشترکند، «احساس تحقیر و تجربه خشونتی نادلپذیر و تلخ که از خاطر نمی‌رود.»

باور نمی‌کردم کسی حرمت زن باردار را نگه ندارد

زن های باردار معمولا در فرهنگ و عرف ما معصوم و مقدسند، حرمت دارند و تعرض و خشونت جنسی به آنان در باور عمومی به شدت مذموم است. «آرزو» اما در روزهای پایانی بارداریش تجربه تلخ آزار خیابانی را از سر گذرانده است: «هفتهٔ آخر بارداری‌ام را می‌گذراندم. به سلمانی رفته بودم که سر و صورتی صفا بدهم و برای زایمان آماده باشم. شکم برجسته‌ام حتی از زیر پالتوی کلفتی که پوشیده بودم پیدا بود. آن دم و آن لحظه دلم می‌خواست تنها باشم. دوست داشتم که روزهای آخر، زمان تنهایی‌ام را با خودم سپری کنم برای همین درخواست همسرم برای رفت و برگشتم را رد کردم.

زیر پل سید خندان منتظر تاکسی بودم. جلو‌تر از من آقایی با ظاهر موجه ایستاده بود. تا سوار تاکسی شدم او هم پرید و سوار شد و خودش را به من چسباند. هنوز تاکسی راه نیفتاده بود که لغزش پنجهٔ کثیفش را روی سینه‌ام حس کردم. شوکه شده بودم. نه برای اینکه اولین بار بود که این‌طور به من دست درازی می‌شد، برای اینکه باور نمی‌کردم کسی حرمت زن باردار را نگه ندارد و این‌طور بیشرمانه به زنی که کودکی در شکم دارد، آزار جنسی برساند.

برای اولین بار در این جور مواقع، شروع کردم به فریاد کشیدن. تا توانستم از ته دل جیغ کشیدم و زار زدم. راننده با دستپاچگی بعد از پل نگه داشت و از آن آقای ظاهرا محترم درخواست کرد که هر چه زود‌تر پیاده شود. مسافرین دیگر از خجالت یا ترس حتی نیم نگاهی هم به من که گریه می‌کردم نمی‌انداختند. واقعا نمی‌فهمیدم و هنوز هم نمی‌فهمم که چطور انسانی با خوی حیوانی می‌تواند به یک زن باردار آسیب جسمی یا روحی برساند. هنوز از با یادآوریش بغض می‌کنم و می‌لرزم»

مامور گشت ارشاد گفت برویم با این دو تا حالش را ببریم!

تلخون می‌گوید خاطره بسیاری از آزارهای خیابانی در ذهنش باقی مانده و فراموش نشده‌اند. از او می‌خواهم به چند مورداشاره کند و او قصه‌اش را در سه اپیزد برایم تعریف می‌کند: «نه ساله بودم. به اتفاق خواهر و مادرم رفته بودیم خیابان شاه­آباد تا برایم کفش تق تقی بخرند. به جایش صندل لا انگشتی طلایی خریدیم. پول صندل را که پرداختیم دستی، باسن کوچک و دخترانهٔ من را فشرد. ترسیدم. خیلی ترسیدم. برگشتم و نگاه کردم. مرد کوچک اندامی بود با صورت تراشیدهٔ براق و سیبیل خنجری. دو سمت سیبیلش را برایم تا به تا تکان داد. احساس گناه کردم. چرا؟ نمی‌دانم. اما چشم‌های تیله وار و گردان و سبیل‌های خنجری و چهرهٔ شهوانی مردی کوچک اندام پوشیده در کاپشن و شلوار جین در خاطره‌ام حک شد.

بار دوم پانزده ساله بودم، تابستان بود و فضا از عطر پیچک امین‌الدوله آکنده، من، مست و سرخوش و معصوم، ساعت ۲ نیمه شب نوزدهم ماه رمضان، شب قدر، شب ضربت خوردن امام اول شیعیان، از احیا باز می‌گشتیم. با مادرم و خواهرم، هرسه پوشیده در چادر سیاه! مردی از کنارمان رد شد. شنیدم که گفت: «حالا با این دو سیر و نیم گوشت چه کنم؟»معصوم و نادان، طوطی وار برای مادرم تکرار کردم. مادر ریز جثهٔ سراپا پوشیده در چادر سیاهم تنها پاسخ داد: وااا! و من خیال کردم دعوتی بوده به سحری شب قدر. و در همین بلاهت ماندم تا بیست و سه سالگی!

اما دردناک ترین بخش ماجرا اینجاست؛ سال ۱۳۷۲ است. بیست و دوساله‌ام و دانشجو و به طور غم‌انگیزی محجوب. روزی از روزهای خرداد است. همراه یکی از دوستانم از پشت تالار وحدت به خیابان خارک می‌رسیم. دو سرباز جوان پشت سرمان می‌آیند. متلکی می‌گویند. سر ظهر است و خیابان نسبتا خلوت. هراس برمان می‌دارد. قدم تند می‌کنیم. هنوز پشت سرمان می‌آیند با خنده‌های بلند و زننده. نزدیک پارک دانشجو که می‌رسیم قلب‌هایمان در گلویمان می‌تپد. نزدیکمان شده‌اند. کلمات رکیکشان به گوش می‌رسد. به سمت پارک می‌دویم. آه، ماشین گشت ارشاد آنجاست، پیش به سوی امنیت. نزدیک ماشین که می‌شویم درست یک لحظه پیش از اینکه نفس راحت از شش‌های خسته­یمان بیرون بزند، نگاه لزج دو مامور گشت ارشاد روی مانتوهای سیاه و گشاد و بد قواره‌مان می‌لغزد و ناباورانه می‌شنویم: «چطوره به جای معتادا تا خلوته این دوتا رو بندازیم تو ماشین بریم حالشو ببریم.» با حنجره‌ای به خشکی چوب و نفسی تنگ دوستم را نگاه می‌کنم، چشمانش از حیرت و وحشت گشاد شده و رنگش زرد خاکستری است….. »

فاحشه منو می‌زنی!؟

«سولماز» در این مورد می‌گوید «وقتی به خشونت و آزار خیابانی فکر می‌کنم خاطرات زیادی ته ذهنم زنده می‌شود. متاسفانه من انواع خشونت را تجربه کرده‌ام از دستمالی توی تاکسی و خیابان گرفته تا استفاده از الفاظ رکیک. اما بد‌ترین خاطره‌ام به یک شب گرم تابستانی و حوالی پارک ساعی برمی گردد. برای رفتن تا میدان ونک از جلوی پارک ساعی سوارتاکسی شدم. جلو نشسته بودم شیشه سمت من پایین بود. نگاهم رو به خیابان بود و قبل از من همه مسافر‌ها پیاده شده بودند. زیرپل همت بود که احساس کردم چیزی روی رانم حرکت می‌کند، هیچ وقت اتفاق تلخ آن شب را فراموش نمی‌کنم. صورتم داغ شده بود و دست راننده روی رانم مانده بود. جیغ زدم. اولین واکنشم این بود که با آرنجم توی صورتش کوبیدم. جالب است که همزمان با واکنش من او شروع کرد به فحش‌های رکیک دادن. «فاحشه منو می‌زنی؟» ماشین را به حاشیه خیابان کشاند. به خاطرم نمانده با چه حالی از آن پیاده شدم. فقط تا وقتی دور شدم صدای فحش‌های رکیکی که می‌داد را می‌شنیدم. به سمت پله‌های منتهی به خیابان گاندی می‌دویدم. معمولا در مواجهه با این اتفاق‌ها کمتر می‌ترسیدم و خودم را قوی و قدرتمند می‌دیدم. در مقابل دست درازی‌های خیابانی هرگز سکوت نمی‌کردم و غالبا کارم به کتک کاری می‌کشید.

هنوز هم از رهگذری که آدرس می‌پرسد می‌ترسم

اما «مریم واحدی» تجربه دیگری دارد: «خسته و کوفته از در شرکت زدم بیرون. با چهره‌ای بی‌رنگ و خسته و لباسی ساده و اداری. به روال همیشه راهم را گرفتم از سرازیری مهناز و رفتم به سمت خیابان بهشتی. خانه‌ام توی خیابان اصلی بود. سر چهار راه اندکی منتظر شدم تا چراغ عابر پیاده سبز شود. مردی تقریبا ۵٠ ساله با کت و شلوار اتو کشیدهٔ گران قیمت کنارم ایستاده بود.

فقط یک ثانیه نگاهم با او تلاقی کرد و بعد هم که چراغ، سبز شد و ما به آن سوی خیابان رفتیم. توی پیاده رو قدم‌های او را پشت سرم حس کردم اما به خیالم رسید که شاید مسیر او هم از این سو باشد. نزدیکی‌های خانه شنیدم که صدایم کرد: «خانم! ببخشید» ایستادم و به عقب نگاه کردم. «ببخشید سوالی داشتم» لحنش آنقدر مودبانه و ظاهرش آنقدر موقر بود که یقین کردم در پی آدرسی است. لبخند زدم که یعنی بفرمایید اما لبخند روی لبم ماسید. «تا حالا یه…. پونزده سانتی رو از نزدیک دیدی؟» به سرعت دور شدم. حالا من بودم و پیاده روی خلوت و ضعف و خشمی که نمی‌دانستم باید چطور مهارش کنم. فقط تا خانه دویدم. از آن روز به بعد از هر رهگذری که می‌خواهد آدرسی بپرسد می‌ترسم.»

می‌گفت من نبودم

«سارا دماوندیان»، روزنامه نگار و جزو آدم های خوش شانسی است که می‌گوید تجربه زیادی از آزارهای خیابانی نداشته و فقط چند بار این شرایط را تحمل کرده است: «خاطره‌ای که همیشه ته ذهنم باقی مانده و باقی خواهد ماند مربوط به دوران نوجوانی من است. شاید ۱۵ یا ۱۶ ساله بودم که همراه مادر و خاله‌ام برای خرید راهی یک خیابون شلوغ شدیم. لابلای شلوغی و ازدحام جمعیت احساس کردم یک نفر از پشت دارد آزارم می‌دهد. اولش سکوت کردم. رفتیم و روبروی یک مغازه ایستادیم. برگشتم و دیدمش. لبخند می‌زد. تمام وجودم با آن یک لبخند فرو ریخت. کمی که خیابان خلوت‌تر شد دیدم باز می‌خواهد به نوع نزدیک بشود. دیگر نتوانستم تحمل کنم. و شروع کردم به داد و فریاد و اشک ریختن. جمعیت جمع شدند مادرم که کمی از من جلو‌تر می‌رفت با شنیدن صدای من به سمتم برگشت و من مرد آزارگر را نشانش دادم. مردی بود کچل و حدودا ۴۰ ساله با سبیل باریک. وقتی رفتم و پیراهنش را کشیدم صورتش را به سمت من برگرداند و من چهره‌اش را دیدم. می‌گفت من نبودم. اما مردم امانش ندادند و کتکش زدند و بدو بیراه حواله‌اش کردند. از آن زمان سال‌ها می‌گذرد، شاید چیزی حدود ۲۰ سال، اما هرگز آن لحظه اضطراب و دهشت و آن حس تلخ را فراموش نکرده‌ام و نمی‌کنم.

این‌ها و هزاران هزار تجربهٔ زیسته دیگر بخشی از کابوس‌های هر روزه ما زنان از آزارهای جنسی خیابانی و بین راهی است. آزارهایی که غالبا در برابرشان سکوت می کنیم چون در صورت اعتراض، از واکنش افکار عمومی واهمه داریم، ما معمولا با سرزنش کردن قربانی و مقصر دانستنش خو کرده ایم و این باور و تصور عمومی وجود دارد که لابد بد و نامناسب برخورد کرده ایم و مستحق خشونت بوده ایم، غالبا وقتی زنی از تجربه آزار جنسی اش در سطح خیابان حرف می زند با این سوال مواجه می شود که «مگر چه پوشیده بودی؟»

قسمت دوم این گزارش را بخوانید: آزار به سبک ایرانی