صفحه اصلی  »  خشونت اقتصادی
image_pdfimage_print
شهریور
۸
۱۳۹۶
بی ردی از کبودی
شهریور ۸ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
depressed barefoot woman in long elegant golden dress  sit on  floor,  full body shot, above
image_pdfimage_print

Photo: coka/bigstockphoto.com

دنا دادبه

سمیه زنی ۳۸ ساله است با مدرک کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی. پدرش کارمند سپاه بود و سمیه از ۱۳ سالگی عاشق همکار پدرش شد که ۱۵ سال از او بزرگتر بود. او دوره کودکی‌ و نوجوانی‌ را در جلسه‌های عزاداری حاج منصور ارضی گذرانده بود و همسرش را در همان دوران انتخاب کرده بود. همسری مذهبی که این روزها فضای آرام خانه‌ را پریشان کرده است.

سمیه گاهی اوقات در دوران دبیرستان احساس می‌کرد مفصل‌هایش تیر می‌کشند و حتی گاهی از شدت درد خوابش نمی‌برد، ولی هیچ وقت مشکل را جدی نگرفته بود. به محض فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان ازدواج کرد و هیچ وقت فرصت نکرد این مشکل را با پزشک در میان بگذارد.

اما چند سالی است که سمیه متوجه شده درد همیشگی ناشی از بیماری آرتریدروماتویید یا همان روماتیسم مفصلی است. روماتیسم مفصلی موجب التهاب، درد و تورم مفاصل بدن می‌شود. این بیماری معمولا مزمن است و در دراز مدت می‌تواند موجب تخریب مفصل شود. این بیماری می‌تواند در هر سنی بروز کند ولی بیشتر در سن ۴۰ تا ۶۰ سالگی دیده می‌شود. روماتیسم مفصلی در زنان سه برابر بیشتر از مردان شایع است.

این روزها اما چیزی که بیش از همه سمیه را رنج می‌دهد، بیماری‌ نیست بلکه تغییر رفتار همسرش است. همسرش که روزهای اول با دلداری و همراهی در انجام معاینات و آزمایش‌های پزشکی باعث دلگرمی‌ شده بود، حالا تبدیل به غریبه‌ترین و دلسنگ‌ترین فرد زندگی‌اش شده است.

 او به وکیل خانه امن می‌گوید:« برای این که رشد سریع بیماری‌ را مهار کنم، ناچارم قرص‌های مخصوصی استفاده کنم که بسیار گران هستند و باید از خارج از ایران تهیه شوند. همسرم هر بار که زمان سفارش قرص‌ها می‌رسد، بهانه‌ای درست می‌کند، دعوایی راه می‌اندازد تا خرید قرص‌ها را به تاخیر بیندازد. قرص‌ها که به تاخیر می‌افتند، توان حرکتی من کم می‌شود و مجبور می‌شوم روی زمین بخزم. نمی‌توانم درست راه بروم، بنشینم و از همه مهم‌تر نمی‌توانم کارهای خانه را انجام دهم. همسرم هفته‌ها با من قهر می‌کند و در طول این روزها مرا به فحش و ناسزا می‌بندد.»

وکیل خانه امن از او می‌پرسد که آیا منبع درآمدی دارد یا نه؟ سمیه در پاسخ می‌گوید:« بعد از دانشگاهم کار می‌کردم ولی شدت بیماری‌ اجازه نداد به کارم ادامه دهم. این شد که به لحاظ مالی وابسته به همسرم هستم.»

سمیه بزرگترین مشکلش را عدم همکاری همسرش در پرداخت هزینه دارو عنوان می‌کند.

حمایت‌گران خشونت خانگی بر این باور هستند که خشونت اقتصادی علیه زنان یکی از بی‌صداترین و در عین حال شدیدترین انواع خشونت است. خشونت اقتصادی در دادگاه‌های ایران به سختی و حتی در بیشتر پرونده‌ها غیرقابل اثبات است. خشونت اقتصادی نه ردی از کتک بر چهره باقی می‌گذارد و نه اثر کبودی از جنس لگد.

خشونت اقتصادی چیست؟

سازمان «شبکه ملی برای پایان دادن به خشونت اقتصادی»، خشونت اقتصادی را اینگونه تعریف می‌کند:

«خشونت اقتصادی خشونت رایجی است که خشونت‌گر به منظور به دست آوردن قدرت و کنترل بر روی قربانی مرتکب می‌شود. این خشونت ممکن است به صورت پنهانی و یا آشکار باشد اما در کل، شامل تاکتیک‌هایی برای محدود کردن یا از بین بردن دسترسی شریک زندگی به دارایی‌ها یا پنهان کردن اطلاعات مربوط به آن است.»

این سازمان انواع خشونت اقتصادی را این گونه دسته‌بندی می‌کند :

– منع قربانی از اشتغال

– سلب کار یا فرصت‌های شغلی با تهدید،، آزار و اذیت قربانی در محل کار و یا ایجاد تشنج قبل از جلسه‌ها یا مصاحبه‌های مهم

– کنترل چگونگی استفاده از درآمد خانواده

– جلوگیری از دسترسی قربانی به حساب‌های بانکی

– منع قربانی  از شرکت در آموزش شغلی یا فرصت‌های پیشرفت

– مجبور کردن قربانی برای نوشتن چک‌های هنگفت یا پرداخت مالیات جعلی

– بالا بردن حجم بدهی در حساب‌های مشترک و یا گرفتن وام‌های اعتباری سنگین

– قبول نکردن پیشنهادهای شغلی به منظور وارد کردن فشار اقتصادی بر خانواده و یا کمک نکردن به درآمد خانواده

– فراهم نکردن و یا محدود کردن منابع مالی برای قربانی یا کودکان خانواده برای تامین نیازهای اساسی مانند غذا و دارو

– مخفی کردن دارایی‌ها

– سرقت هویت قربانی، اموال یا ارث

– مجبور کردن قربانی به کار در تجارت خانواده بدون پرداخت هزینه

– رد درخواست پرداخت مالی برای  حمایت از کودک در روند طلاق با پنهان کردن دارایی

خشونت اقتصادی در قوانین ایران

قبل از هر چیز باید گفت که قانون‌گذار ایران نه تنها به موضوع خشونت خانگی و به دنبال آن خشونت اقتصادی اشاره نکرده، بلکه این حق را برای مرد قایل شده که با دلیل و بی دلیل هر زمان که اراده کرد همسرش را طلاق دهد. با این وجود در پرونده سمیه، همسر او در عین حال که شرایط عاطفی، روحی و اقتصادی زندگی سمیه را در تنگنا قرار داده، حاضر به طلاق او نیست. حال می‌خواهیم بدانیم با شرایط موجود در قوانین ایران، چه گزینه‌هایی برای سمیه وجود دارد.

اجبار شوهر به پرداخت نفقه

قانون مدنی ایران می‌گوید نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن مانند مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی. سمیه می‌تواند با مراجعه به مجتمع قضایی خانواده دادخواست اجبار به پرداخت نفقه ارائه دهد چرا که بر اساس ماده ۱۱۱۱ زن می‌تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند. دراین صورت قاضی، میزان نفقه را معین وشوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.

اجبار شوهر به طلاق

در این پرونده در صورتی که سمیه به دلیل آسیب جسمی و روانی ناشی از اهمال همسرش در پرداخت هزینه‌های درمانی (عسر و حرج)، تمایل به ادامه زندگی مشترک نداشته باشد، می‌تواند با مراجعه به نزدیک‌ترین مجتمع قضایی محل سکونتش درخواست طلاق دهد.

ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی می‌گوید:« در مورد زیر زن می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند و در صورتی که برای محکمه ثابت شود که ادامه  زناشویی برای زن موجب عسر و حرج است، می‌تواند برای جلوگیری از ضرر، مرد را مجبور به طلاق کند و در صورت سرپیچی مرد، با اجازه از حاکم شرع، زن را طلاق دهد. تبصره این ماده، عسر و حرج را تعریف می‌کند.»

طبق این تبصره، عسر و حرج به معنی به وجود آمدن وضعیتی است که ادامه زندگی را برای زن با مشقت همراه ساخته و تحمل آن را مشکل می‌کند. همین تبصره مواردی از مصادیق عسر و حرج را برمی‌شمرد اما در انتهای تبصره اضافه می‌کند که اگر وضعیت پیش آمده خارج از مصادیق عنوان شده باشد، در صورت تشخیص قاضی می‌تواند از مصادیق عسر و حرج محسوب شده و دادگاه بر اساس آن حکم طلاق صادر کند.

بررسی مقایسه‌ای کشورها

هند سال ۲۰۰۵ خشونت اقتصادی را جرم‌انگاری کرد و برای فرد خشونت‌گری که با خشونت اقتصادی باعث آسیب اعضای خانواده خود می‌شود، یک سال حبس و جریمه نقدی در نظر گرفت.

آمریکا هم انواع خشونت خانگی از جمله خشونت اقتصادی را جرم‌انگاری کرده و هر ایالت مجازات خاصی برای آن در نظر گرفته است. همچنین قانون توانبخشی و امنیت اقتصادی، به منظور آزادی و برابری بیشتر اقتصادی قربانیان خشونت خانگی، با ارائه کمک‌های فوری سعی کرده تمهیداتی جهت اولویت آن‌ها در شرایط استخدامی، جبران خسارت بیکاری و ممنوعیت تبعیض شغلی فراهم کند.

کشورهای اروپایی هر یک رویکرد متفاوتی به خشونت اقتصادی علیه زنان داشته‌اند. تقریبا همه آنها خشونت اقتصادی را به طور کلی زیر مجموعه خشونت خانگی عنوان کرده‌ و برای آن مجازات‌های مختلف در نظر گرفته‌‌اند. رویکرد بعضی از کشورها بیشتر جنبه پیشگیرانه و بازدارنده داشته و بعضی دیگر جنبه تنبیهی. با این همه حتی در کشورهایی مانند کشورهای اسکاندیناوی که جنبه پیشگیرانه قوی‌تر از جنبه تنبیهی است، آمار نشانگر این است که هنوز میزان خشونت خانگی بالا و حتی در بعضی موارد بیش از دیگر کشورهای اروپایی است. همین موضوع اهمیت زیاد پرداختن به موضوع خشونت خانگی، خصوصا خشونت اقتصادی علیه زنان را نشان می‌دهد، چرا که خشونتی بی سروصدا اما کشنده است.

دی
۲۴
۱۳۹۵
خشونت اقتصادی تصاحب اموال همسر، قانون چه می‌گوید؟
دی ۲۴ ۱۳۹۵
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Struggle between the two rivals (arm wrestling). Image is black and white toned isolated.
image_pdfimage_print

Photo: SvetaZi/Bigstockphoto.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! من ۷ سال قبل ازدواج کردم. دو سال پس از ازدواج صاحب یک فرزند شدم اما متاسفانه شوهرم سه سال پیش در اثر بیماری فوت کرد. الان پسرم پنج ساله است. یک سال و نیم قبل دوباره ازدواج کردم. این مرد هم قبلا یک ازدواج ناموفق داشت اما فرزندی نداشت. به هر حال قول و قرارهایی گذاشتیم و ازدواج کردیم. از همسر سابقم مقداری پول مانده بود و یک ماشین و رهن خانه. وقتی با این مرد ازدواج کردم ایشان چون خانه نداشت به خانه من آمد. آن مقدار پولی هم که از همسر سابقم مانده بود به شوهرم دادم تا یک مغازه باز کند. ماشین هم تقریبا در اختیار ایشان است.
پس از مدتی متوجه شدم که ایشان مشکلات رفتاری دارد. مرتبا با پسر من بدرفتاری می کند و حتی یکبار به صورتش سیلی زد. اوایل فکر می کردم اصلاح می شود اما روز به روز رفتارش بدتر شد. مرتبا فحش و ناسزا می دهد. مخارج خانه را نیز به درستی تامین نمی کند. می گوید که من وظیفه ندارم خرجی پسر تو را بدهم. برو از پدربزرگش بگیر در حالی که مغازه اش را با پولی که متعلق به من و پسرم است راه اندازی کرده است.

همچنین مرتبا با دوستانش خوشگذرانی می کند و حتی بعضی شبها به خانه نمی آید از آنجا که خانواده ام نیز مخالف ازدواجم با این مرد بودند به آنها هم نتوانستم مساله را بگویم. خیلی در مضیقه هستم. فکر می کنم اشتباه کردم که با ایشان ازدواج کردم. چند سوال از شما دارم. آیا مسئول تامین هزینه من و پسرم ایشان نیست؟ چطور می توانم پولی را که به او دادم پس بگیرم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. بر اساس قانون مدنی ایران نفقه زوجه بر عهده زوج است. بنابراین شوهرتان موظف به پرداخت هزینه زندگی است. اما از آنجا که پسرتان فرزند ایشان نیست پرداخت نفقه در این مورد بر عهده شوهرتان نمی باشد. نفقه فرزندتان اگر جد پدری اش زنده باشد با ایشان بوده و اگر نباشد با شما است. اما در مورد پولی که به ایشان داده اید می توانید نسبت به مطالبه آن اقدام کنید.

ابتدا با ایشان صحبت کنید اگر آن پول را ندهد به دادگستری بروید و اظهارنامه تنظیم کنید. اظهار نامه برگه ای است دارای دو قسمت. در یک قسمت شما از شوهرتان سوال می کنید. در قسمت مربوطه بنویسید که در تاریخ فلان مبلغ فلان به شما به عنوان قرض داده ام و هم اکنون خواهان دریافت مبلغی که دادم می باشم. این اظهارنامه به ایشان ابلاغ می شود. ایشان می توانند پاسخ دهند یا ندهند. به هر حال اگر در اظهارنامه به نوعی اعتراف و اقرار کرد که از شما پول قرض گرفته کار شما راحت خواهد بود. به دادگاه حقوقی می روید و با تنظیم دادخواستی و با استناد به اقرار خودش در اظهار نامه وجه را مطالبه می کنید. اما اگر در اظهارنامه اقراری انجام ندهد در دادگاه حقوقی باید اثبات کنید که پولی را به ایشان قرض داده اید. اگر شاهدی دارید به دادگاه معرفی کنید. اگر به حسابش واریز کرده اید، فیش بانکی را به دادگاه ارائه دهید. به طور کلی باید هر سندی که بتواند دادن پول را اثبات کند به دادگاه ارائه کنید.

پرسشگر: من می خواهم از ایشان طلاق بگیرم. چون فکر می کنم که رفتارهای شوهرم در روحیه پسرم تاثیر بدی داشته است. چه کار باید بکنم؟ آیا می توانم مهریه ام را نیز مطالبه کنم؟

وکیل خانه امن: اگر قصد جدایی دارید ابتدا با شوهرتان صحبت کنید و ایشان را راضی به طلاق توافقی نمایید. چون طلاق توافقی بسیار راحت تر و سریع تر به نتیجه می رسد. اما اگر ایشان موافقت نکرد به دادگاه خانواده رجوع کرده و دادخواست صدور حکم طلاق بدهید. در دادخواست کلیه مشکلاتتان را توضیح داده و با اعلام بدرفتاری ها و خشونت‌های شوهرتان عنوان کنید که در وضعیت عسر و حرج قرار داشته و قادر به ادامه زندگی با ایشان نیستید. دادگاه در این مورد تصمیم گیری خواهد کرد. در مورد مهریه می توانید مهریه تان را جداگانه یا طی دادخواست طلاق مطالبه کنید. دادگاه در نهایت همسرتان را محکوم به پرداخت مهریه می کند. اگر شوهرتان تمکن مالی نداشته باشد پرداخت مهریه تقسیط می شود.

آذر
۱۸
۱۳۹۵
دیدن مادرت شرط دارد: کل حقوق ماهیانه‌ات
آذر ۱۸ ۱۳۹۵
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , ,
Business woman has to choose between two way. Business option conceptual
image_pdfimage_print

Photo: leolintang/ bigstockphoto.com

شرط دیدن مادرم این بود که همه حقوق ماهیانه خود را به حساب همسرم بریزم و من از ترس آن که مبادا بعد از طلاق دو پسرم را از من بگیرد سکوت می‌کردم.

نام من فروغ است و پس از گرفتن لیسانس علوم سیاسی ازدواج کردم. همسرم از اقوام بود و گاه گاهی او را در مهمانی‌ها و مراسم مختلف می‌دیدم و یک بار هم که خانوادگی به کیش رفتیم او هم با خانواده‌اش همسفر ما بود و پس از چند ماه به خواستگاری من آمد و در نهایت با توافق خانواده‌ها ازدواج کردیم.

قبل از ازدواج من در اداره دولتی شروع به کار کرده بودم و او هم مخالفتی با کار کردن من نداشت. پس از ازدواج باردار شدم و دوقلو پسردار شدم. زندگی سریع می‌گذشت و همسر من اندکی خسیس و اندکی هم شکاک بود ولی مادرم همیشه می‌گفت گل بی‌عیب خداست و من آرزو می‌کردم پس از به دنیا آمدن بچه‌ها بهتر می‌شود.

البته دروغ نگویم باورم این بود که زندگی الکی نیست که با این قبیل مشکلات اساسش را به هم بزنم و تلاش می‌کردم که با روش‌های مختلف رفتار او را آرام آرام تغییر دهم.

پسران من به دنیا آمدند و واقعا بزرگ کردن دو قلو برای من راحت نبود و برای همین تصمیم گرفتم که پس از تمام شدن مرخصی زایمان، مرخصی بدون حقوق بگیرم. تصمیمی که همسرم به شدت با آن مخالفت کرد.

هر وقت دعوا می‌کردیم به زور با من همبستر می‌شد

آغاز مشکلات جدی ما هم از همان روزی شروع شد که من این موضوع را با او مطرح کردم. او به شدت عصبانی شد و از کلماتی مانند مفت خور و بی‌عرضه و خونه من خونه خاله نیست مفت بخوری راست راست بچرخی استفاده کرد. برای اولین بار در حالی‌که من خیلی ناراحت بودم و بچه ها از صدای داد او ترسیده بودند و گریه می‌کردند با من همبستر شد.

خوشبختانه خانه پدر و مادر همسرم دو کوچه با ما فاصله داشت و من پس از تمام شدن مرخصی زایمانم در حالیکه هنوز آن ها را شیر می‌دادم راهی کار شدم. با پدر و مادر شوهرم حرف زدم و آن‌ها قول دادند که با او حرف می‌زنند ولی نه تنها حرف‌های آن ها تاثیر نداشت همسر من روز به روز خسیس‌تر می‌شد و همیشه پدر و مادر من و او بودند که سعی می‌کردند به عنوان کادو یا عیدهای مختلف بعضی مایحتاج من و بچه ها را تامین کنند.

او حتی حاضر نبود من و بچه‌ها را به یک پارک ببرد و همیشه حساب پول بنزین و استهلاک ماشین را می‌کرد و متاسفانه هر وقت به او اعتراض می‌کردم به زور با من همبستر می‌شد. انگار من یک زن غریبه هستم و در آن زمان هیچ محبتی نسبت به من نشان نمی‌داد و نمی‌دانست که این کارش از خسیس بودن و همه رفتارهایش بدتر است.

دیدن ماردم شرط داشت: کل حقوق ماهیانه‌ام 

کم کم شروع کرد به گفتن این که همه چیز زیر سر مادرت است و این عفریته می‌خواهد زندگی من را نابود کند و اجازه نداری مادرت را ببینی. چند ماه اول مادرم را یواشکی خانه مادر شوهرم می‌دیدم و یا او برای دیدن من به محل کار من می‌آمد ولی همسرم فهمید و با بهانه این که تو پول پنهان می‌کنی و به خانواده ات پول می‌دهی روی من فشار گذاشت که حقوق ماهیانه‌ام مستقیم به شماره حساب او واریز شود.

مقاومت من را که دید گفت شرط من برای دیدن مادر و پدرت همین است که گفتم و من تسلیم شدم. خسته شده بودم و افسرده و همیشه منتظر یک حادثه بودم. بچه هایم در آستانه کلاس اول بودند و حال روحی پسرها از من بدتر بود. مادرش هم توانایی بزرگ کردن دو قلوها را نداشت ولی جرات نداشت که بگوید من بچه‌ها را نگه نمی دارم.

از آن زمان حقوق من که قبلا هم کاملا در خانه خرج می‌شد یک سره راهی حساب بانکی ایشان شد و من احساس می کردم که دیگر هیچ قدرت دفاعی در برابر او ندارم. دچار خستگی و ناامیدی مطلق بودم و تنها امیدم دیدن خانواده‌ام، هر دو هفته یک بار بود .

مشاوری که زندگی من را عوض کرد

اداره ما مدتی یک مشاوره خانواده رایگان داشت و من از همین فرصت استفاده کردم و هر هفته به او مراجعه می‌کردم. می دانستم اگر طلاق بگیرم بچه‌ها را از من می‌گیرد و درست یا غلط به جدایی فکر نمی‌کردم ولی مشاور خانواده به من توصیه کرد به دنبال درآمدی دیگر ولو اندک باشم و همین پیشنهاد او نور کوچکی به قلب من باز کرد.

تمام دوران کودکی و تا قبل از ازدواجم پدر و مادرم من را کلاس زبان گذاشته بودند و با این که زبان انگلیسی فرار است من شروع به تقویت خودم در زمینه ترجمه کردم . مشاور مهربان که سنش کمتر از من بود رابط من شد با یک دارالترجمه و برای من کار می‌آورد و پول‌هایش را به حساب خواهرم می‌ریخت.

پول‌های جمع‌شده برای من فقط پول نبودند راهی برای نجات و حتی بازگشت آرام سلامتی روحی من هم بودند طوری که یک بار او به من شک کرده بود و حتی به روی من آورد که چه خبر شده تازگی‌ها رنگ و رخت باز شده ولی من نشنیده می‌گرفتم و فقط می گفتم اداره کلاس ورزشی در نمازخانه برای خانم‌ها گذاشته که فکر کنم روی من تاثیرخوبی گذاشته و می دانستم که حتما او ته و توی کلاس ورزش را هم در می‌آرود.

مشاور خانواده با آنکه از اداره ما رفته بود ولی با من همچنان ارتباط داشت و تلاش می‌کرد بدون آنکه روی من فشار بگذارد و یا من را قضاوت کند فقط کمک کند که من قوی شوم.

پسرانم که چهارده ساله شدند من یک روز اسباب و اثاثیه ام را بستم، بچه‌هایم را به مادر شوهر مهربانم سپردم و به خانه پدرم که دیگر در این دنیا نبود برگشتم. با مدارکی که در این مدت از او جمع کرده بودم اقدام به درخواست طلاق کردم‌. دوران طلاق من ۲ سال طول کشید و در این مدت برای پسرانم گواهی رشد گرفتم. مهریه‌ام را دریافت کردم و حالا با پسرانم در خانه کوچکی که مثل بهشت است زندگی می‌کنم.‌

من زندگی خود را مدیون مشاور جوان خانواده هستم‌. مدیون کمک‌های آرام و گام به گام او که جرات و اعتماد به نفس را آرام و گام به گام به من برگرداند. مدیون دختر جوانی که امروز خودش مادر شده و همچنان نه به کارش که به کمک‌های داوطلبانه‌اش به افرادی چون من ادامه می دهد. [اگر شما هم مایل به همکاری داوطلبانه با خانه امن هستید این فرم را پر کنید.]

نجات قربانی خشونت ممکن است زمان‌بر باشد ولی ممکن است. همچنان که من نجات یافتم. همسر من فکر می کرد با زور و اجبار و تهدید و محروم کردن خانواده‌اش از همه چیز همیشه دنیا به کام او می‌چرخید، ولی من به کمک آن مشاور جوان و پشتیبانی خانواده توانستم دنیای خودم را جور دیگری بچرخوانم، آن‌طوری که مطابق میل من و فرزندانم بود.

مهر
۹
۱۳۹۵
به مناسب روز جهانی سالمند: آنها پدر و مادرهایشان را می‌کشند
مهر ۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , ,
Photo: painless/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: painless/bigstockphoto.com

صبا امیدوار

آگهی کرده بود، مردی ۷۵ ساله ده روز است از خانه بیرون رفته و بازنگشته، سه روز بعد جسد پدر را برایش آوردند، نمی‌دانست برادرش یک روز صبح دست پدر را گرفت اول به بانک رفت حساب بازنشستگی‌اش را خالی کرد و بعد در همهمه بازار تجریش رهایش کرد به امان خدا. پدرحافظه‌ نداشت، چشم نداشت و اصلا باور نداشت که چه شده. عابران گفته بودند همانطور که داد می‌زد: «محسن جان»، «محسن جان» تصادف کرد.

براساس آمار‌های غیررسمی ۸۷ ‌درصد سالمندان در طول عمر خود برای یک‌بار هم که شده آزار و اذیت را تجربه می‌کنند.

سال گذشته فرید براتی سده، رییس دبیرخانه شورای ملی سالمندان در روزنامه اعتماد نوشت، بررسی ۶۱ مورد پرونده سالمند آزاری در پزشکی قانونی یکی از استان‌های ایران نشان می‌دهد که، کمترین موارد سالمند آزاری، جسمی و بیشترین آنها آزار و بهره‌کشی‌های مالی بوده است. به گفته براتی، یکی از اصلی‌ترین سالمند آزاری‌ها در کشور که از دیر باز هم در ایران وجود داشته و به نظر می‌رسد بسیاری، اصولا آن را در زمره آزار رساندن به سالمندان نمی‌دانند، بهره‌کشی و استثمار مالی از این قشر است.

هم پولشان را می گیرند؛ هم جانشان را

آنها زود می‌میرند، در طول دوران سالمندیشان دستشان حتی به جیب خودشان هم نمی رسد‌، پول همه عمرشان را به خودشان نمی‌دهند، هم پولشان را می گیرند؛ هم جانشان را.

پژوهشگران در یک مطالعه دریافته‌اند که تنها ۹ درصد سالمندانی که مورد آزار قرار گرفته‌ا‌ند، زنده می‌مانند، در حالی که این عدد در سالمندانی که در شرایط مناسب نگهداری می‌شوند به ۴۰ درصد می‌رسد.

بنا به این تحقیقات، ۹۱ درصد از سالمندانی که مورد آزار قرار می‌گیرند فوت می‌کنند و تنها ۹ درصد آنها زنده می‌مانند.

انواع خشونت مالی از سالمندان

محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری ساکن کانادا سواستفاده مالی از سالمندان را اینگونه تقسیم بندی می کند.

او می گوید، در مضیقه مالی قرار دادن سالمندان و یا سلب استقلال اقتصادی آنها،  بعد از خشونت روانی، ازعمومیت بیشتری در مورد سالمندان برخوردار است.

به گفته او، سالمندانی که تحت این نوع از خشنونت قرار می‌گیرند به سه گروه قابل تقسیم هستند.

گروهی که اندوخته مالی ندارند و یا به جهت قرار نداشتن درپوشش بیمه‌های تامین اجتماعی و یا نداشتن حقوق بازنشستگی دچار فقر و وابستگی اقتصادی به خانواده یا دیگران شده و دقیقا به جهت همین وابستگی اقتصادی، قربانی خشونت هستند.

گروه دیگر ازسالمندان، اموال و اندوخته مالی دارند، اما اموال و دارایی نقدی و غیرنقدی خود را به هر دلیل از جمله به عنوان تقسیم ارث در زمان حیات، به فرزندان و نزدیکان خود می‌بخشند و در نتیجه مانند سالمندان گروه اول به دلیل عدم دارایی دچار وابستگی اقتصادی به خانواده شده و مورد خشنونت اقتصادی یا در معرض مضیقه مالی از سوی خانواده می‌گیرند.

و گروه دیگر که علی‌رغم اینکه در دوران سالخوردگی دارای اموال و دارایی هستند و اندوخته مالی خود را نیز رسما بین اعضای خانواده یا افراد دیگر تقسیم یا نبخشیده اند ولی تسلط و استیلائی بر اموال و دارایی خود ندارند تا حدی که حتی حق دسترسی به حساب بانکی و یا حق تصمیم گیری واداره یا حق مالکیت بر اموال از آنها از سوی اعضای خانواده یا افراد دیگر سلب  شده است.

خشونت‌ را چطور می‌توان محدود کرد؟

از این وکیل دادگستری راهکاری می‌پرسم برای محدود شدن این خشونت‌ها بر سالمندان، او می‌گوید، برای پیشگیری از قرار گرفتن در برابر خشونت اقتصادی در دوران سالخوردگی لازم است که اولا افراد به دوران سالمندی بعنوان پدیده‌ای قابل انتظار و اجتناب ناپذیر نگریسته و تدابیری اتخاذ کنند وابستگی اقتصادی به خانواده یا دیگران نشوند و دوم سالمندان باید از تقسیم یا ببخش همه اموال و دارایی خود تحت هر عنوان از جمله تقسیم ارث، در زمان حیات پرهیز کنند و تا آنجا که ممکن است اداره اموال و دارایی هایشان را خودشان بر عهده گرفته تا از سلب استقلال اقتصادی خود جلوگیری کنند.

اما حسین قاضیان جامعه شناس ساکن آمریکا تعریف دیگری از خشونت اقتصادی در سالمندی دارد، او می گوید، من شخصاً تعبیر «بدرفتاری مالی» یا اقتصادی را بر «خشونت» ترجیح می‌دهم.

به نظراو بهتر است تعبیر خشونت را در شکل «خشونت جسمی» محدود کنیم. این جامعه شناس ادامه می‌دهد، اما بدرفتاری مالی یا خشونت اقتصادی اصطلاحی است که معمولاً ناظر است به روابط زوج‌ها و عموماً در چارچوب خانواده. مقصود اشاره به موقعیتی است که یکی از زوج‌ها از منابعی به اندازه‌ی دیگری برخوردار نیست. در نتیجه٬ طرف بهره‌مند تر به دلیل موقعیت برتر مالی و نیاز طرف فروتر٬ از آن موقعیت برتر برای بدرفتاری و تحمیل و اجبار به دیگری استفاده یا بهتر بگوییم سوء‌استفاده می‌کند.

به این ترتیب٬ آن نوع بدرفتاری مالی که یکی از زوج‌ها در قابل زوج سالمند (یا یکی دیگر از اعضای خانواده در قبال عضو سالمند دیگر٬ مثلاً فرزند در قابل یکی از والدین سالمند یا هر دوی آن‌ها) انجام می‌دهد٬ مصداقی است از بدرفتاری مالی با سالمندان.

از قاضیان پرسیدم آیا تغییر و بی ثباتی  در ساختار خانواده ، می تواند باعث افزایش پیرآزاری شود؟

او گفت، بی‌ثباتی خانوادگی تاثیر مستقیمی بر بدرفتاری مالی ندارد. از طرف دیگر بدرفتاری هم لزوماً موجب بی‌ثباتی نمی‌شود. در واقع ممکن است خانواده‌ای که در آن بدرفتاری مالی وجود دارد٬ از ثبات برخوردار باشد٬ زیرا برای طرفی که زیر ضرب این بدرفتاری است٬ به صورت بالفعل انتخاب چندان بهتری وجود ندارد و در زندگی خانوادگی باقی می‌ماند بدون این که آن زندگی از کیفیت لازم برخوردار باشد.

قانون چه می‌گوید؟

محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری مقیم کانادا از مجازات‌هایی می گوید که قانون مشخصا برای پیر آزاری تعریف کرده است.

او می گوید: پدیده سالمند آزاری بطور کلی در قوانین ایران بطور مشخص و خاص مورد بحث یا جرم انگاری قرار نگرفته و این موضوع بیشتر تحت مقررات کلی مطرح شده، اما با این حال در مواردی خاص و بطور محدود در قوانین موضوع بزه‌دیدگی سالمندان مورد پیش بینی قانونی قرار گرفته است.

 از جمله در مورد ترک انفاق سالمندان  بعنوان اشخاص واجب النفقه که مطابق ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده مورد جرم انگاری واقع شده است.

ماده ۶۳۳ قانون مجازات اسلامی هم می‌گوید: هرگاه کسی شخصاً یا به دستور دیگری طفل یا شخصی را که قادر به محافظت از خود نیست را در محلی که خالی از سکنه است رها کند، به حبس از شش ماه تا دو سال و یا جزای نقدی از سه میلیون ریال تا دوازده میلیون ریال محکوم خواهد شد و چنانچه این اقدام سبب وارد آمدن صدمه یا فوت شود رها کننده حسب مورد به پرداخت دیه یا ارش و یا قصاص محکوم می شود .

از این وکیل دادگستری رسیدم، راه کارهای قانونی برای جلوگیری از خشونت بر سالمندان چیست؟

او معتقد است ، بخش عمده ای از راه کارها و تدابیر لازم برای جلوگیری از این نوع خشونت باید توسط خود سالمند اتخاذ شود .

اما به گفته او، حمایت از سالمندان در اصول قانون اساسی به جهت جلوگیری از خشونت اقتصادی علیه آنها مورد توجه قرار گرفته است از جمله در بند ۴ اصل بیست و یکم  به طور ویژه  ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی‌سرپرست در جهت تضمین حقوق زن مورد تاکید قرار گرفته است.

همچنین در اصل بیست و نهم نیز، برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی به صورت بیمه و از این قبیل  را حقی همگانی دانسته است که دولت موظف است آن را برای تمامی افراد کشور از جمله سالمندان تأمین کند.

این وکیل دادگستری با اشاره به بندهای دیگر قانون می گوید، علاوه بر اینها داشتن مسکن متناسب با نیاز برای عموم مردم در اصل سی و یکم ذکر شده که شامل سالمندان نیز می شود .

منشور حقوق سالمندان

این وکیل به قانون حمایت از سالمندان  اشاره می کند و می گوید، بر اساس منشور حقوق سالمندان که براساس قانون برنامه سوم توسعه‌ جهت رسیدگی به وضعیت رفاهی سالمندان تنظیم شده از جمله این موارد است .

بر اساس قانون برنامه سوم توسعه‌  سازمان بهزیستی کشور مکلف است در جهت ساماندهی  سالمندان نیازمند در سال اول برنامه سوم نسبت به تهیه،‌تدوین و اجرای طرح ساماندهی اقدام کند.

او می گوید، براساس آئین نامه اجرایی این قانون منظور از ساماندهی‌، بهبود روش زندگی و ارتقای کیفیت آن و ایجاد رضایت اززندگی در سالمندان ازطریق ارائه خدمات رفاهی‌، بهداشتی‌، درمانی و توانبخشی با رعایت سیاست هایی چون فراهم ساختن امکان تداوم حضور سالمند در جامعه، تأکید بر حفظ موقعیت و جایگاه سالمند در خانواده ، تأمین حداقل نیازهای اساسی سالمندان نیازمند ، تأکید بر حفظ احترام‌، شأن و حرمت سالمند ، است .

از همه مهمتر در ماده ۲۲ این آیین نامه قید شده که به منظور پیشگیری از اعمال خشونت علیه افراد سالمند در خانواده و جامعه ضروری است ‌دستگاه‌های ذی‌ربط ضمن پیشنهاد و جلب حمایتهای قانونی اقدامات لازم را انجام دهند. البته با پایان یافتن مدت زمان اجرای برنامه سوم توسعه ، اجرای کامل این قانون نیزدر ابهام قرار دارد .

جمعیت آنها در حال رشد است

مهرماهی که گذشت، فرید براتی سده رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان بهزیستی کشور از تصویب برنامه پیشگیری و مقابله با سالمندان آزاری خبر داد.

سالمندانی که برآوردها نشان می دهد رشد جمعیت آنها  تا سال ۱۴۰۴ سه برابر رشد جمعیت کشور می شود.

در میان آنها، گروهی هستند که از دیگر همسالان خود آسیب‌پذیرترند. آنها سالمندانی هستند که ممکن است با فرد آسیب‌رسان در یک مکان و زیر یک سقف زندگی کنند.

سالمندانی که دچار بیماری‌های متعدد و ناتوانایی‌های جسمی هستند که باعث وابستگی‌ بیشتر آنها می‌شود.

آنها از نظر اجتماعی منزوی‌ترند و هیچ ارتباطی با دنیای خارج ندارند و از طرد یا کنار گذاشته شدن و بی‌توجهی واهمه دارند یا دچار افسردگی و زوال عقل می‌شوند.

حسین قاضیان جامعه شناس می گوید، امروزه پول نقشی مهم‌تر از هر وقت دیگر پیدا کرده٬ حتی در تعیین منزلت – گرچه شاید به شکل ظاهری و نمایشی. وقتی سالمندان از نظر اقتصادی در مضیقه باشند٬ با توجه به کاهش توانایی‌های بدنی٬ می‌توان انتظار داشت که اقتدار آن‌ها هم در تصمیم‌گیری‌ها هم کاهش می‌یابد. کاهش اقتدار البته می‌تواند روندی طبیعی باشد٬ اما اگر سالمندان دائما آن را با میزان اقتدار پیشین مقایسه کنند از نظر روانی روزگار  سختی را از سر خواهند گذراند.

بیشتر بخوانید: خشونت علیه سالمندان در اسناد بین‌المللی و قوانین ایران

یشتر بخوانید: سالمندانی که احساس بی‌حرمتی می‌کنند

مهر
۹
۱۳۹۵
خشونت اقتصادی تصاحب اموال همسر، قانون چه می‌گوید؟
مهر ۹ ۱۳۹۵
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Photo: GCammarata/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: GCammarata/bigstockphoto.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! من ۷ سال قبل ازدواج کردم. دو سال پس از ازدواج صاحب یک فرزند شدم اما متاسفانه شوهرم سه سال پیش در اثر بیماری فوت کرد. الان پسرم پنج ساله است.