صفحه اصلی  »  خشونت اقتصادی
image_pdfimage_print
دی
۲۴
خشونت اقتصادی تصاحب اموال همسر، قانون چه می‌گوید؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Struggle between the two rivals (arm wrestling). Image is black and white toned isolated.
image_pdfimage_print

Photo: SvetaZi/Bigstockphoto.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! من ۷ سال قبل ازدواج کردم. دو سال پس از ازدواج صاحب یک فرزند شدم اما متاسفانه شوهرم سه سال پیش در اثر بیماری فوت کرد. الان پسرم پنج ساله است. یک سال و نیم قبل دوباره ازدواج کردم. این مرد هم قبلا یک ازدواج ناموفق داشت اما فرزندی نداشت. به هر حال قول و قرارهایی گذاشتیم و ازدواج کردیم. از همسر سابقم مقداری پول مانده بود و یک ماشین و رهن خانه. وقتی با این مرد ازدواج کردم ایشان چون خانه نداشت به خانه من آمد. آن مقدار پولی هم که از همسر سابقم مانده بود به شوهرم دادم تا یک مغازه باز کند. ماشین هم تقریبا در اختیار ایشان است.
پس از مدتی متوجه شدم که ایشان مشکلات رفتاری دارد. مرتبا با پسر من بدرفتاری می کند و حتی یکبار به صورتش سیلی زد. اوایل فکر می کردم اصلاح می شود اما روز به روز رفتارش بدتر شد. مرتبا فحش و ناسزا می دهد. مخارج خانه را نیز به درستی تامین نمی کند. می گوید که من وظیفه ندارم خرجی پسر تو را بدهم. برو از پدربزرگش بگیر در حالی که مغازه اش را با پولی که متعلق به من و پسرم است راه اندازی کرده است.

همچنین مرتبا با دوستانش خوشگذرانی می کند و حتی بعضی شبها به خانه نمی آید از آنجا که خانواده ام نیز مخالف ازدواجم با این مرد بودند به آنها هم نتوانستم مساله را بگویم. خیلی در مضیقه هستم. فکر می کنم اشتباه کردم که با ایشان ازدواج کردم. چند سوال از شما دارم. آیا مسئول تامین هزینه من و پسرم ایشان نیست؟ چطور می توانم پولی را که به او دادم پس بگیرم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. بر اساس قانون مدنی ایران نفقه زوجه بر عهده زوج است. بنابراین شوهرتان موظف به پرداخت هزینه زندگی است. اما از آنجا که پسرتان فرزند ایشان نیست پرداخت نفقه در این مورد بر عهده شوهرتان نمی باشد. نفقه فرزندتان اگر جد پدری اش زنده باشد با ایشان بوده و اگر نباشد با شما است. اما در مورد پولی که به ایشان داده اید می توانید نسبت به مطالبه آن اقدام کنید.

ابتدا با ایشان صحبت کنید اگر آن پول را ندهد به دادگستری بروید و اظهارنامه تنظیم کنید. اظهار نامه برگه ای است دارای دو قسمت. در یک قسمت شما از شوهرتان سوال می کنید. در قسمت مربوطه بنویسید که در تاریخ فلان مبلغ فلان به شما به عنوان قرض داده ام و هم اکنون خواهان دریافت مبلغی که دادم می باشم. این اظهارنامه به ایشان ابلاغ می شود. ایشان می توانند پاسخ دهند یا ندهند. به هر حال اگر در اظهارنامه به نوعی اعتراف و اقرار کرد که از شما پول قرض گرفته کار شما راحت خواهد بود. به دادگاه حقوقی می روید و با تنظیم دادخواستی و با استناد به اقرار خودش در اظهار نامه وجه را مطالبه می کنید. اما اگر در اظهارنامه اقراری انجام ندهد در دادگاه حقوقی باید اثبات کنید که پولی را به ایشان قرض داده اید. اگر شاهدی دارید به دادگاه معرفی کنید. اگر به حسابش واریز کرده اید، فیش بانکی را به دادگاه ارائه دهید. به طور کلی باید هر سندی که بتواند دادن پول را اثبات کند به دادگاه ارائه کنید.

پرسشگر: من می خواهم از ایشان طلاق بگیرم. چون فکر می کنم که رفتارهای شوهرم در روحیه پسرم تاثیر بدی داشته است. چه کار باید بکنم؟ آیا می توانم مهریه ام را نیز مطالبه کنم؟

وکیل خانه امن: اگر قصد جدایی دارید ابتدا با شوهرتان صحبت کنید و ایشان را راضی به طلاق توافقی نمایید. چون طلاق توافقی بسیار راحت تر و سریع تر به نتیجه می رسد. اما اگر ایشان موافقت نکرد به دادگاه خانواده رجوع کرده و دادخواست صدور حکم طلاق بدهید. در دادخواست کلیه مشکلاتتان را توضیح داده و با اعلام بدرفتاری ها و خشونت‌های شوهرتان عنوان کنید که در وضعیت عسر و حرج قرار داشته و قادر به ادامه زندگی با ایشان نیستید. دادگاه در این مورد تصمیم گیری خواهد کرد. در مورد مهریه می توانید مهریه تان را جداگانه یا طی دادخواست طلاق مطالبه کنید. دادگاه در نهایت همسرتان را محکوم به پرداخت مهریه می کند. اگر شوهرتان تمکن مالی نداشته باشد پرداخت مهریه تقسیط می شود.

آذر
۱۸
دیدن مادرت شرط دارد: کل حقوق ماهیانه‌ات
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , ,
Business woman has to choose between two way. Business option conceptual
image_pdfimage_print

Photo: leolintang/ bigstockphoto.com

شرط دیدن مادرم این بود که همه حقوق ماهیانه خود را به حساب همسرم بریزم و من از ترس آن که مبادا بعد از طلاق دو پسرم را از من بگیرد سکوت می‌کردم.

نام من فروغ است و پس از گرفتن لیسانس علوم سیاسی ازدواج کردم. همسرم از اقوام بود و گاه گاهی او را در مهمانی‌ها و مراسم مختلف می‌دیدم و یک بار هم که خانوادگی به کیش رفتیم او هم با خانواده‌اش همسفر ما بود و پس از چند ماه به خواستگاری من آمد و در نهایت با توافق خانواده‌ها ازدواج کردیم.

قبل از ازدواج من در اداره دولتی شروع به کار کرده بودم و او هم مخالفتی با کار کردن من نداشت. پس از ازدواج باردار شدم و دوقلو پسردار شدم. زندگی سریع می‌گذشت و همسر من اندکی خسیس و اندکی هم شکاک بود ولی مادرم همیشه می‌گفت گل بی‌عیب خداست و من آرزو می‌کردم پس از به دنیا آمدن بچه‌ها بهتر می‌شود.

البته دروغ نگویم باورم این بود که زندگی الکی نیست که با این قبیل مشکلات اساسش را به هم بزنم و تلاش می‌کردم که با روش‌های مختلف رفتار او را آرام آرام تغییر دهم.

پسران من به دنیا آمدند و واقعا بزرگ کردن دو قلو برای من راحت نبود و برای همین تصمیم گرفتم که پس از تمام شدن مرخصی زایمان، مرخصی بدون حقوق بگیرم. تصمیمی که همسرم به شدت با آن مخالفت کرد.

هر وقت دعوا می‌کردیم به زور با من همبستر می‌شد

آغاز مشکلات جدی ما هم از همان روزی شروع شد که من این موضوع را با او مطرح کردم. او به شدت عصبانی شد و از کلماتی مانند مفت خور و بی‌عرضه و خونه من خونه خاله نیست مفت بخوری راست راست بچرخی استفاده کرد. برای اولین بار در حالی‌که من خیلی ناراحت بودم و بچه ها از صدای داد او ترسیده بودند و گریه می‌کردند با من همبستر شد.

خوشبختانه خانه پدر و مادر همسرم دو کوچه با ما فاصله داشت و من پس از تمام شدن مرخصی زایمانم در حالیکه هنوز آن ها را شیر می‌دادم راهی کار شدم. با پدر و مادر شوهرم حرف زدم و آن‌ها قول دادند که با او حرف می‌زنند ولی نه تنها حرف‌های آن ها تاثیر نداشت همسر من روز به روز خسیس‌تر می‌شد و همیشه پدر و مادر من و او بودند که سعی می‌کردند به عنوان کادو یا عیدهای مختلف بعضی مایحتاج من و بچه ها را تامین کنند.

او حتی حاضر نبود من و بچه‌ها را به یک پارک ببرد و همیشه حساب پول بنزین و استهلاک ماشین را می‌کرد و متاسفانه هر وقت به او اعتراض می‌کردم به زور با من همبستر می‌شد. انگار من یک زن غریبه هستم و در آن زمان هیچ محبتی نسبت به من نشان نمی‌داد و نمی‌دانست که این کارش از خسیس بودن و همه رفتارهایش بدتر است.

دیدن ماردم شرط داشت: کل حقوق ماهیانه‌ام 

کم کم شروع کرد به گفتن این که همه چیز زیر سر مادرت است و این عفریته می‌خواهد زندگی من را نابود کند و اجازه نداری مادرت را ببینی. چند ماه اول مادرم را یواشکی خانه مادر شوهرم می‌دیدم و یا او برای دیدن من به محل کار من می‌آمد ولی همسرم فهمید و با بهانه این که تو پول پنهان می‌کنی و به خانواده ات پول می‌دهی روی من فشار گذاشت که حقوق ماهیانه‌ام مستقیم به شماره حساب او واریز شود.

مقاومت من را که دید گفت شرط من برای دیدن مادر و پدرت همین است که گفتم و من تسلیم شدم. خسته شده بودم و افسرده و همیشه منتظر یک حادثه بودم. بچه هایم در آستانه کلاس اول بودند و حال روحی پسرها از من بدتر بود. مادرش هم توانایی بزرگ کردن دو قلوها را نداشت ولی جرات نداشت که بگوید من بچه‌ها را نگه نمی دارم.

از آن زمان حقوق من که قبلا هم کاملا در خانه خرج می‌شد یک سره راهی حساب بانکی ایشان شد و من احساس می کردم که دیگر هیچ قدرت دفاعی در برابر او ندارم. دچار خستگی و ناامیدی مطلق بودم و تنها امیدم دیدن خانواده‌ام، هر دو هفته یک بار بود .

مشاوری که زندگی من را عوض کرد

اداره ما مدتی یک مشاوره خانواده رایگان داشت و من از همین فرصت استفاده کردم و هر هفته به او مراجعه می‌کردم. می دانستم اگر طلاق بگیرم بچه‌ها را از من می‌گیرد و درست یا غلط به جدایی فکر نمی‌کردم ولی مشاور خانواده به من توصیه کرد به دنبال درآمدی دیگر ولو اندک باشم و همین پیشنهاد او نور کوچکی به قلب من باز کرد.

تمام دوران کودکی و تا قبل از ازدواجم پدر و مادرم من را کلاس زبان گذاشته بودند و با این که زبان انگلیسی فرار است من شروع به تقویت خودم در زمینه ترجمه کردم . مشاور مهربان که سنش کمتر از من بود رابط من شد با یک دارالترجمه و برای من کار می‌آورد و پول‌هایش را به حساب خواهرم می‌ریخت.

پول‌های جمع‌شده برای من فقط پول نبودند راهی برای نجات و حتی بازگشت آرام سلامتی روحی من هم بودند طوری که یک بار او به من شک کرده بود و حتی به روی من آورد که چه خبر شده تازگی‌ها رنگ و رخت باز شده ولی من نشنیده می‌گرفتم و فقط می گفتم اداره کلاس ورزشی در نمازخانه برای خانم‌ها گذاشته که فکر کنم روی من تاثیرخوبی گذاشته و می دانستم که حتما او ته و توی کلاس ورزش را هم در می‌آرود.

مشاور خانواده با آنکه از اداره ما رفته بود ولی با من همچنان ارتباط داشت و تلاش می‌کرد بدون آنکه روی من فشار بگذارد و یا من را قضاوت کند فقط کمک کند که من قوی شوم.

پسرانم که چهارده ساله شدند من یک روز اسباب و اثاثیه ام را بستم، بچه‌هایم را به مادر شوهر مهربانم سپردم و به خانه پدرم که دیگر در این دنیا نبود برگشتم. با مدارکی که در این مدت از او جمع کرده بودم اقدام به درخواست طلاق کردم‌. دوران طلاق من ۲ سال طول کشید و در این مدت برای پسرانم گواهی رشد گرفتم. مهریه‌ام را دریافت کردم و حالا با پسرانم در خانه کوچکی که مثل بهشت است زندگی می‌کنم.‌

من زندگی خود را مدیون مشاور جوان خانواده هستم‌. مدیون کمک‌های آرام و گام به گام او که جرات و اعتماد به نفس را آرام و گام به گام به من برگرداند. مدیون دختر جوانی که امروز خودش مادر شده و همچنان نه به کارش که به کمک‌های داوطلبانه‌اش به افرادی چون من ادامه می دهد. [اگر شما هم مایل به همکاری داوطلبانه با خانه امن هستید این فرم را پر کنید.]

نجات قربانی خشونت ممکن است زمان‌بر باشد ولی ممکن است. همچنان که من نجات یافتم. همسر من فکر می کرد با زور و اجبار و تهدید و محروم کردن خانواده‌اش از همه چیز همیشه دنیا به کام او می‌چرخید، ولی من به کمک آن مشاور جوان و پشتیبانی خانواده توانستم دنیای خودم را جور دیگری بچرخوانم، آن‌طوری که مطابق میل من و فرزندانم بود.

مهر
۹
به مناسب روز جهانی سالمند: آنها پدر و مادرهایشان را می‌کشند
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , ,
Photo: painless/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: painless/bigstockphoto.com

صبا امیدوار

آگهی کرده بود، مردی ۷۵ ساله ده روز است از خانه بیرون رفته و بازنگشته، سه روز بعد جسد پدر را برایش آوردند، نمی‌دانست برادرش یک روز صبح دست پدر را گرفت اول به بانک رفت حساب بازنشستگی‌اش را خالی کرد و بعد در همهمه بازار تجریش رهایش کرد به امان خدا. پدرحافظه‌ نداشت، چشم نداشت و اصلا باور نداشت که چه شده. عابران گفته بودند همانطور که داد می‌زد: «محسن جان»، «محسن جان» تصادف کرد.

براساس آمار‌های غیررسمی ۸۷ ‌درصد سالمندان در طول عمر خود برای یک‌بار هم که شده آزار و اذیت را تجربه می‌کنند.

سال گذشته فرید براتی سده، رییس دبیرخانه شورای ملی سالمندان در روزنامه اعتماد نوشت، بررسی ۶۱ مورد پرونده سالمند آزاری در پزشکی قانونی یکی از استان‌های ایران نشان می‌دهد که، کمترین موارد سالمند آزاری، جسمی و بیشترین آنها آزار و بهره‌کشی‌های مالی بوده است. به گفته براتی، یکی از اصلی‌ترین سالمند آزاری‌ها در کشور که از دیر باز هم در ایران وجود داشته و به نظر می‌رسد بسیاری، اصولا آن را در زمره آزار رساندن به سالمندان نمی‌دانند، بهره‌کشی و استثمار مالی از این قشر است.

هم پولشان را می گیرند؛ هم جانشان را

آنها زود می‌میرند، در طول دوران سالمندیشان دستشان حتی به جیب خودشان هم نمی رسد‌، پول همه عمرشان را به خودشان نمی‌دهند، هم پولشان را می گیرند؛ هم جانشان را.

پژوهشگران در یک مطالعه دریافته‌اند که تنها ۹ درصد سالمندانی که مورد آزار قرار گرفته‌ا‌ند، زنده می‌مانند، در حالی که این عدد در سالمندانی که در شرایط مناسب نگهداری می‌شوند به ۴۰ درصد می‌رسد.

بنا به این تحقیقات، ۹۱ درصد از سالمندانی که مورد آزار قرار می‌گیرند فوت می‌کنند و تنها ۹ درصد آنها زنده می‌مانند.

انواع خشونت مالی از سالمندان

محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری ساکن کانادا سواستفاده مالی از سالمندان را اینگونه تقسیم بندی می کند.

او می گوید، در مضیقه مالی قرار دادن سالمندان و یا سلب استقلال اقتصادی آنها،  بعد از خشونت روانی، ازعمومیت بیشتری در مورد سالمندان برخوردار است.

به گفته او، سالمندانی که تحت این نوع از خشنونت قرار می‌گیرند به سه گروه قابل تقسیم هستند.

گروهی که اندوخته مالی ندارند و یا به جهت قرار نداشتن درپوشش بیمه‌های تامین اجتماعی و یا نداشتن حقوق بازنشستگی دچار فقر و وابستگی اقتصادی به خانواده یا دیگران شده و دقیقا به جهت همین وابستگی اقتصادی، قربانی خشونت هستند.

گروه دیگر ازسالمندان، اموال و اندوخته مالی دارند، اما اموال و دارایی نقدی و غیرنقدی خود را به هر دلیل از جمله به عنوان تقسیم ارث در زمان حیات، به فرزندان و نزدیکان خود می‌بخشند و در نتیجه مانند سالمندان گروه اول به دلیل عدم دارایی دچار وابستگی اقتصادی به خانواده شده و مورد خشنونت اقتصادی یا در معرض مضیقه مالی از سوی خانواده می‌گیرند.

و گروه دیگر که علی‌رغم اینکه در دوران سالخوردگی دارای اموال و دارایی هستند و اندوخته مالی خود را نیز رسما بین اعضای خانواده یا افراد دیگر تقسیم یا نبخشیده اند ولی تسلط و استیلائی بر اموال و دارایی خود ندارند تا حدی که حتی حق دسترسی به حساب بانکی و یا حق تصمیم گیری واداره یا حق مالکیت بر اموال از آنها از سوی اعضای خانواده یا افراد دیگر سلب  شده است.

خشونت‌ را چطور می‌توان محدود کرد؟

از این وکیل دادگستری راهکاری می‌پرسم برای محدود شدن این خشونت‌ها بر سالمندان، او می‌گوید، برای پیشگیری از قرار گرفتن در برابر خشونت اقتصادی در دوران سالخوردگی لازم است که اولا افراد به دوران سالمندی بعنوان پدیده‌ای قابل انتظار و اجتناب ناپذیر نگریسته و تدابیری اتخاذ کنند وابستگی اقتصادی به خانواده یا دیگران نشوند و دوم سالمندان باید از تقسیم یا ببخش همه اموال و دارایی خود تحت هر عنوان از جمله تقسیم ارث، در زمان حیات پرهیز کنند و تا آنجا که ممکن است اداره اموال و دارایی هایشان را خودشان بر عهده گرفته تا از سلب استقلال اقتصادی خود جلوگیری کنند.

اما حسین قاضیان جامعه شناس ساکن آمریکا تعریف دیگری از خشونت اقتصادی در سالمندی دارد، او می گوید، من شخصاً تعبیر «بدرفتاری مالی» یا اقتصادی را بر «خشونت» ترجیح می‌دهم.

به نظراو بهتر است تعبیر خشونت را در شکل «خشونت جسمی» محدود کنیم. این جامعه شناس ادامه می‌دهد، اما بدرفتاری مالی یا خشونت اقتصادی اصطلاحی است که معمولاً ناظر است به روابط زوج‌ها و عموماً در چارچوب خانواده. مقصود اشاره به موقعیتی است که یکی از زوج‌ها از منابعی به اندازه‌ی دیگری برخوردار نیست. در نتیجه٬ طرف بهره‌مند تر به دلیل موقعیت برتر مالی و نیاز طرف فروتر٬ از آن موقعیت برتر برای بدرفتاری و تحمیل و اجبار به دیگری استفاده یا بهتر بگوییم سوء‌استفاده می‌کند.

به این ترتیب٬ آن نوع بدرفتاری مالی که یکی از زوج‌ها در قابل زوج سالمند (یا یکی دیگر از اعضای خانواده در قبال عضو سالمند دیگر٬ مثلاً فرزند در قابل یکی از والدین سالمند یا هر دوی آن‌ها) انجام می‌دهد٬ مصداقی است از بدرفتاری مالی با سالمندان.

از قاضیان پرسیدم آیا تغییر و بی ثباتی  در ساختار خانواده ، می تواند باعث افزایش پیرآزاری شود؟

او گفت، بی‌ثباتی خانوادگی تاثیر مستقیمی بر بدرفتاری مالی ندارد. از طرف دیگر بدرفتاری هم لزوماً موجب بی‌ثباتی نمی‌شود. در واقع ممکن است خانواده‌ای که در آن بدرفتاری مالی وجود دارد٬ از ثبات برخوردار باشد٬ زیرا برای طرفی که زیر ضرب این بدرفتاری است٬ به صورت بالفعل انتخاب چندان بهتری وجود ندارد و در زندگی خانوادگی باقی می‌ماند بدون این که آن زندگی از کیفیت لازم برخوردار باشد.

قانون چه می‌گوید؟

محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری مقیم کانادا از مجازات‌هایی می گوید که قانون مشخصا برای پیر آزاری تعریف کرده است.

او می گوید: پدیده سالمند آزاری بطور کلی در قوانین ایران بطور مشخص و خاص مورد بحث یا جرم انگاری قرار نگرفته و این موضوع بیشتر تحت مقررات کلی مطرح شده، اما با این حال در مواردی خاص و بطور محدود در قوانین موضوع بزه‌دیدگی سالمندان مورد پیش بینی قانونی قرار گرفته است.

 از جمله در مورد ترک انفاق سالمندان  بعنوان اشخاص واجب النفقه که مطابق ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده مورد جرم انگاری واقع شده است.

ماده ۶۳۳ قانون مجازات اسلامی هم می‌گوید: هرگاه کسی شخصاً یا به دستور دیگری طفل یا شخصی را که قادر به محافظت از خود نیست را در محلی که خالی از سکنه است رها کند، به حبس از شش ماه تا دو سال و یا جزای نقدی از سه میلیون ریال تا دوازده میلیون ریال محکوم خواهد شد و چنانچه این اقدام سبب وارد آمدن صدمه یا فوت شود رها کننده حسب مورد به پرداخت دیه یا ارش و یا قصاص محکوم می شود .

از این وکیل دادگستری رسیدم، راه کارهای قانونی برای جلوگیری از خشونت بر سالمندان چیست؟

او معتقد است ، بخش عمده ای از راه کارها و تدابیر لازم برای جلوگیری از این نوع خشونت باید توسط خود سالمند اتخاذ شود .

اما به گفته او، حمایت از سالمندان در اصول قانون اساسی به جهت جلوگیری از خشونت اقتصادی علیه آنها مورد توجه قرار گرفته است از جمله در بند ۴ اصل بیست و یکم  به طور ویژه  ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی‌سرپرست در جهت تضمین حقوق زن مورد تاکید قرار گرفته است.

همچنین در اصل بیست و نهم نیز، برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی به صورت بیمه و از این قبیل  را حقی همگانی دانسته است که دولت موظف است آن را برای تمامی افراد کشور از جمله سالمندان تأمین کند.

این وکیل دادگستری با اشاره به بندهای دیگر قانون می گوید، علاوه بر اینها داشتن مسکن متناسب با نیاز برای عموم مردم در اصل سی و یکم ذکر شده که شامل سالمندان نیز می شود .

منشور حقوق سالمندان

این وکیل به قانون حمایت از سالمندان  اشاره می کند و می گوید، بر اساس منشور حقوق سالمندان که براساس قانون برنامه سوم توسعه‌ جهت رسیدگی به وضعیت رفاهی سالمندان تنظیم شده از جمله این موارد است .

بر اساس قانون برنامه سوم توسعه‌  سازمان بهزیستی کشور مکلف است در جهت ساماندهی  سالمندان نیازمند در سال اول برنامه سوم نسبت به تهیه،‌تدوین و اجرای طرح ساماندهی اقدام کند.

او می گوید، براساس آئین نامه اجرایی این قانون منظور از ساماندهی‌، بهبود روش زندگی و ارتقای کیفیت آن و ایجاد رضایت اززندگی در سالمندان ازطریق ارائه خدمات رفاهی‌، بهداشتی‌، درمانی و توانبخشی با رعایت سیاست هایی چون فراهم ساختن امکان تداوم حضور سالمند در جامعه، تأکید بر حفظ موقعیت و جایگاه سالمند در خانواده ، تأمین حداقل نیازهای اساسی سالمندان نیازمند ، تأکید بر حفظ احترام‌، شأن و حرمت سالمند ، است .

از همه مهمتر در ماده ۲۲ این آیین نامه قید شده که به منظور پیشگیری از اعمال خشونت علیه افراد سالمند در خانواده و جامعه ضروری است ‌دستگاه‌های ذی‌ربط ضمن پیشنهاد و جلب حمایتهای قانونی اقدامات لازم را انجام دهند. البته با پایان یافتن مدت زمان اجرای برنامه سوم توسعه ، اجرای کامل این قانون نیزدر ابهام قرار دارد .

جمعیت آنها در حال رشد است

مهرماهی که گذشت، فرید براتی سده رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان بهزیستی کشور از تصویب برنامه پیشگیری و مقابله با سالمندان آزاری خبر داد.

سالمندانی که برآوردها نشان می دهد رشد جمعیت آنها  تا سال ۱۴۰۴ سه برابر رشد جمعیت کشور می شود.

در میان آنها، گروهی هستند که از دیگر همسالان خود آسیب‌پذیرترند. آنها سالمندانی هستند که ممکن است با فرد آسیب‌رسان در یک مکان و زیر یک سقف زندگی کنند.

سالمندانی که دچار بیماری‌های متعدد و ناتوانایی‌های جسمی هستند که باعث وابستگی‌ بیشتر آنها می‌شود.

آنها از نظر اجتماعی منزوی‌ترند و هیچ ارتباطی با دنیای خارج ندارند و از طرد یا کنار گذاشته شدن و بی‌توجهی واهمه دارند یا دچار افسردگی و زوال عقل می‌شوند.

حسین قاضیان جامعه شناس می گوید، امروزه پول نقشی مهم‌تر از هر وقت دیگر پیدا کرده٬ حتی در تعیین منزلت – گرچه شاید به شکل ظاهری و نمایشی. وقتی سالمندان از نظر اقتصادی در مضیقه باشند٬ با توجه به کاهش توانایی‌های بدنی٬ می‌توان انتظار داشت که اقتدار آن‌ها هم در تصمیم‌گیری‌ها هم کاهش می‌یابد. کاهش اقتدار البته می‌تواند روندی طبیعی باشد٬ اما اگر سالمندان دائما آن را با میزان اقتدار پیشین مقایسه کنند از نظر روانی روزگار  سختی را از سر خواهند گذراند.

بیشتر بخوانید: خشونت علیه سالمندان در اسناد بین‌المللی و قوانین ایران

یشتر بخوانید: سالمندانی که احساس بی‌حرمتی می‌کنند

مهر
۹
خشونت اقتصادی تصاحب اموال همسر، قانون چه می‌گوید؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Photo: GCammarata/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: GCammarata/bigstockphoto.com

موسی‌ برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! من ۷ سال قبل ازدواج کردم. دو سال پس از ازدواج صاحب یک فرزند شدم اما متاسفانه شوهرم سه سال پیش در اثر بیماری فوت کرد. الان پسرم پنج ساله است. یک سال و نیم قبل دوباره ازدواج کردم. این مرد هم قبلا یک ازدواج ناموفق داشت اما فرزندی نداشت. به هر حال قول و قرارهایی گذاشتیم و ازدواج کردیم. از همسر سابقم مقداری پول مانده بود و یک ماشین و رهن خانه. وقتی با این مرد ازدواج کردم ایشان چون خانه نداشت به خانه من آمد. آن مقدار پولی هم که از همسر سابقم مانده بود به شوهرم دادم تا یک مغازه باز کند. ماشین هم تقریبا در اختیار ایشان است.
پس از مدتی متوجه شدم که ایشان مشکلات رفتاری دارد. مرتبا با پسر من بدرفتاری می کند و حتی یکبار به صورتش سیلی زد. اوایل فکر می کردم اصلاح می شود اما روز به روز رفتارش بدتر شد. مرتبا فحش و ناسزا می دهد. مخارج خانه را نیز به درستی تامین نمی کند. می گوید که من وظیفه ندارم خرجی پسر تو را بدهم. برو از پدربزرگش بگیر در حالی که مغازه اش را با پولی که متعلق به من و پسرم است راه اندازی کرده است.

همچنین مرتبا با دوستانش خوشگذرانی می کند و حتی بعضی شبها به خانه نمی آید از آنجا که خانواده ام نیز مخالف ازدواجم با این مرد بودند به آنها هم نتوانستم مساله را بگویم. خیلی در مضیقه هستم. فکر می کنم اشتباه کردم که با ایشان ازدواج کردم. چند سوال از شما دارم. آیا مسئول تامین هزینه من و پسرم ایشان نیست؟ چطور می توانم پولی را که به او دادم پس بگیرم؟

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. بر اساس قانون مدنی ایران نفقه زوجه بر عهده زوج است. بنابراین شوهرتان موظف به پرداخت هزینه زندگی است. اما از آنجا که پسرتان فرزند ایشان نیست پرداخت نفقه در این مورد بر عهده شوهرتان نمی باشد. نفقه فرزندتان اگر جد پدری اش زنده باشد با ایشان بوده و اگر نباشد با شما است. اما در مورد پولی که به ایشان داده اید می توانید نسبت به مطالبه آن اقدام کنید.

ابتدا با ایشان صحبت کنید اگر آن پول را ندهد به دادگستری بروید و اظهارنامه تنظیم کنید. اظهار نامه برگه ای است دارای دو قسمت. در یک قسمت شما از شوهرتان سوال می کنید. در قسمت مربوطه بنویسید که در تاریخ فلان مبلغ فلان به شما به عنوان قرض داده ام و هم اکنون خواهان دریافت مبلغی که دادم می باشم. این اظهارنامه به ایشان ابلاغ می شود. ایشان می توانند پاسخ دهند یا ندهند. به هر حال اگر در اظهارنامه به نوعی اعتراف و اقرار کرد که از شما پول قرض گرفته کار شما راحت خواهد بود. به دادگاه حقوقی می روید و با تنظیم دادخواستی و با استناد به اقرار خودش در اظهار نامه وجه را مطالبه می کنید. اما اگر در اظهارنامه اقراری انجام ندهد در دادگاه حقوقی باید اثبات کنید که پولی را به ایشان قرض داده اید. اگر شاهدی دارید به دادگاه معرفی کنید. اگر به حسابش واریز کرده اید، فیش بانکی را به دادگاه ارائه دهید. به طور کلی باید هر سندی که بتواند دادن پول را اثبات کند به دادگاه ارائه کنید.

پرسشگر: من می خواهم از ایشان طلاق بگیرم. چون فکر می کنم که رفتارهای شوهرم در روحیه پسرم تاثیر بدی داشته است. چه کار باید بکنم؟ آیا می توانم مهریه ام را نیز مطالبه کنم؟

وکیل خانه امن: اگر قصد جدایی دارید ابتدا با شوهرتان صحبت کنید و ایشان را راضی به طلاق توافقی نمایید. چون طلاق توافقی بسیار راحت تر و سریع تر به نتیجه می رسد. اما اگر ایشان موافقت نکرد به دادگاه خانواده رجوع کرده و دادخواست صدور حکم طلاق بدهید. در دادخواست کلیه مشکلاتتان را توضیح داده و با اعلام بدرفتاری ها و خشونت‌های شوهرتان عنوان کنید که در وضعیت عسر و حرج قرار داشته و قادر به ادامه زندگی با ایشان نیستید. دادگاه در این مورد تصمیم گیری خواهد کرد. در مورد مهریه می توانید مهریه تان را جداگانه یا طی دادخواست طلاق مطالبه کنید. دادگاه در نهایت همسرتان را محکوم به پرداخت مهریه می کند. اگر شوهرتان تمکن مالی نداشته باشد پرداخت مهریه تقسیط می شود.

شهریور
۲۴
مولاوردی: از زنان تولیدکننده حمایت می‌کنیم
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%81%d9%82%d8%b1
image_pdfimage_print

معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده گفت: این معاونت از تولیدکنندگان داخلی به منظور رونق محصولات تولیدی آنان حمایت می کند.

شهیندخت مولاوردی در جریان بازدید از نهمین نمایشگاه زنان و تولید ملی در محل بوستان گفتگو افزود: حمایت از تولید داخلی و ملی در رونق اقتصادی کشور نیز تاثیر جدی دارد به همین منظور با حمایت از این موضوع گام های موثری در راستای افزایش فعالیت های اقتصادی به ویژه در میان زنان ایرانی برداشته می شود.
وی با بیان اینکه با حمایت از زنان توانمند ایرانی به ویژه زنان سرپرست خانوار می توان شاهد افزایش مشارکت اقتصادی زنان باشیم، ادامه داد: نقش زنان در تبیین اقتصاد مقاومتی نیز به خوبی قابل مشاهده است و باید در این زمینه تلاش های جدی صورت گیرد.
معاون رییس جمهوری در امور زنان و خانواده عصر سه شنبه با حضور در محل سالن همایش های بوستان گفتگوی تهران، از بخش های مختلف نهمین نمایشگاه زنان و تولید ملی بازدید کرد.
شهیندخت مولاوردی در جریان این بازدید ضمن حضور در غرفه های مختلف این نمایشگاه با توضیحات دست اندرکاران در جریان جزئیات برگزاری این نمایشگاه قرار گرفت.
نمایشگاه زنان و تولید ملی به منظور معرفی تولیدات زنان بدسرپرست و بی سرپرست به شرکت های تولید کننده پوشاک و سایر کالاها از ۱۸ تا ۲۶ شهریورماه برپا است.

منبع: خبرگزاری آنا

شهریور
۱۹
هیچ وقت نزدیک نشدیم، هیچ‌وقت نگذاشت کار کنم
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Photo: AntonioGuillem/Bigphotostock.com
image_pdfimage_print

Photo: AntonioGuillem/Bigphotostock.com

در میان انواع خشونت خانوادگی، «خشونت اقتصادی[۱]» علیه زنان که سوءاستفاده اقتصادی نیز نامیده می‌شود، از رایج‌ترین انواع خشونت به‌ویژه در رابطه خانوادگی و زناشویی است که کمتر بدان پرداخته شده است. خشونت اقتصادی یکی از قدرتمندترین و نافذترین روش‌ها برای نگه داشتن فرد قربانی در یک رابطه خشونت‌آمیز و حتی تحت‌فشار قرار دادن او برای بیرون آمدن از وضعیت دشوار است. خشونت اقتصادی روشی معمول برای به دست آوردن قدرت و اعمال کنترل در یک رابطه است. درواقع خشونت اقتصادی نوعی از سوءاستفاده مالی از شریک زندگی است که به کاهش ظرفیت قربانی برای حمایت از خود و وابسته شدن او به شریک دیگر منجر می‌شود. اَشکال خشونت اقتصادی می‌تواند آشکار یا پنهان باشد اما به هر جهت، این نوع خشونت به محدود کردن شریک زندگی در دسترسی به منابع مالی یا اطلاعات درباره چگونگی کسب و خرج درآمد مالی خانواده منجر می‌شود. نکته مهم در بحث خشونت اقتصادی این است که این نوع از خشونت معمولا در ترکیب با انواع دیگر خشونت مانند خشونت روانی، کلامی یا جسمی ظاهر می‌شود؛ به این ترتیب که یا دلیل آن‌هاست و یا هم‌عرض با این خشونت‌ها ایجاد می‌شود. روایت زیر تجربه زیسته زنی ۶۰ ساله و دارای ۳ فرزند از یک زندگی مشترک خشونت‌آمیز است:

سوم راهنمایی ترک تحصیل کردم. چون دو تا خواهرم فوت شده بودند و ذهنم درگیر اونها بود. یکی تصادف کرد و یکی دو سال بعد تومور مغزی گرفت. بعدش دیگه حوصله درس خوندن نداشتم. ۷ تا بچه بودیم.

داستان ازدواج من با معرفی دوستی در پایگاه بسیج شروع شد. بعد از معرفی اومدن منو دیدن و پسند کردن. از من نه بود و از اونا آره. هنوزم از من نه است و از اونا آره. بعد ۳۲سال هنوز اون مشکل رو داریم. مهریه‌ام ۱۰۰ هزار تومن بود. من دوست داشتم ۱۴ سکه مهریه‌ام باشه پدرم مخالفت می‌کرد. می‌گفت بیا ۱۴ تا یه قرونی بهت می‌دم برو. نه شوهر کن و نه هیچی. اون موقع فکر می‌کرد سکه ارزشی نداره. گفتم اگه به اختیار شماست که هیچی. زندگی روال خودش رو طی کرد. پسردار شدم، دختردار شدم اما چیزی بین ما درست نشد.

چند سالی خرجی بهم داد. شاید ۳-۴ سال. تقریبا ۷۰ تا ۷۵. روزی ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ شروع کرد. اندازه اینکه نون بگیرم، کره بگیرم، پنیر بگیرم، ماست بگیرم. چیزای جزیی صبونه رو. بقیه رو خودش می‌گرفت بعد دید مزه می‌ده من کلی برکت دارم و یه خورده می‌ده و من کلی زیادش می‌کنم، به تدریج زیاد کرد و به ۷۰۰۰ تومان رسید. دید با این پول کلی مهمونی می‌دم. واسش سنگین شد. همه فهمیدن من با این خرجی همه کار می‌کنم. خودم می‌خرم و می‌ذارم، واسش گرون تموم شد. همه از من تشکر می‌کردن جای اینکه ازون تشکر کنن. سوزش داشت، قطع کرد.

اوایل ازدواجمون تو خونه حموم نداشتیم، آب‌گرم‌کن نداشتیم. می‌رفتیم بیرون باید ۵ تومان پول حموم می‌دادیم نمره. ۳ تومان حمام عمومی بود. همونارو نمی‌رفتم پولمو جمع می‌کردم. خونه آب گرم می‌کردم خودمو می شستم. فقط یه پول حموم می‌داد و نون صبحانه. وقتی فهمید تو خونه کتری گرم می‌کنم و اون پول رو پس‌انداز می‌کنم خیلی براش زور داشت، همونم بعد یه مدت قطع کرد. دیده بود همه جوره سعی می‌کنم پس‌انداز داشته باشم، براش قابل‌قبول نبود.

بعد از ازدواج پس‌انداز برام مهم شد. جمع می‌کردم براش کادو می‌خریدم. سالگرد ازدواجمون سال اول یه کاپشن خیلی گرون خریدم براش. یکی دو بار پوشید گفت سایزم نیست و رنگش رو دوست ندارم. با دوستش رفت کاپشن رو عوض کرد و یه دست‌دوم گرفت پوشید. خیلی برام گرون تموم شد اما باز براش شلوار می‌خریدم، پیرهن می‌خریدم. همیشه بهترین و بالاترین رو براش گرفتم اما قدر نمی‌دونه. جوراب معمولی اون موقع ۱ تومان بود. جورابم سوراخ که می‌شد می‌گفتم پول بده نمی‌داد. می‌گفت بدوز. می‌گفتم بدوزم زیر پامه، پامو اذیت می‌کنه. می‌گفت ۲ تا رو هم بپوش.

جنگ بود. می‌رفت جبهه مجبور بود حقوق رو بذاره خونه. می‌گفت بنویس چی خریدی. برمی‌گشت دونه دونه می‌خوند، جمع می‌زد ده بار که ببینه جایی نبرده باشم. کاری نکرده باشم. خیلی تو مضیقه بودم. گفتم اصلن نمی‌خوام می‌رم خونه مامان اینا می‌مونم. اومدی مرخصی می‌ریم خرید.

هیچ‌وقت نگذاشت کار کنم. خاله‌ها و دخترخاله‌هاش کار می‌کردن. تولیدی لباس بودن، لباس می‌آوردن خونه. می‌دید اونارو، دوست نداشت؛ مادرش آرایشگر بود. حتی زن داداشش، همه زنای خانواده‌اش اکثرا کار می‌کردن. می‌رفت اینارو می‌دید که خونه نیستن و حتی تو خونه ام مشغولن و قیچی می‌کنن کلافه می‌شد. دوست داشت خانواده کنار هم باشن. اما من بااینکه خانه‌دارم و کار هم نمی‌کنم اما در کنار هم نیستیم هیچ‌وقت. خودش می‌خواست که بره سر کار. می‌تونست تقسیم کنه با هم بریم سر کار. وقتی اون نیست، منم نیستم. با هم میایم، ۱-۲ ساعت کار خونه تمام می‌شد دیگه. مگه چقدر کار داره؟ می‌تونستیم در کنار هم باشیم. واقعن دوست داشتم کار کنم اما اصرار نکردم چون دیدم همیشه پاپیچ می‌شه. اما بهش می‌فهموندم من اگه بخوام درآمد داشته باشم، راحت می‌تونم. هیچی به اسمم نیست. خونه راضی نمی‌شد کار کنم. کلاسم می‌رفتم آموزش می‌دیدم، می‌آوردم خونه رنگ بزنم انجام بدم خیلی بد نگاه می‌کرد. دید بدی داشت. اول برای خونه درست می‌کردم بعد دیدم مشتری دارم تک‌وتوک می‌خرن ازم. درست کردم خریدن یه مدت خیلی کوتاهی. بعد گفت تو داری بت‌پرستی می‌کنی. بت رو ترویج می دی تو زندگی مردم. چون مجسمه بود. شیشه بود. اسب بود. آدم بود. می‌گفت داری اینارو رواج می دی. همین رو بهونه کرد کارم تعطیل بشه. با کلی ضرر و زیان مجسمه ها رو گذاشتم در مغازه آقایی که ازش خریده بودم. گفتم بفروش هرموقع فروختی پولمو بده. اونم دکور مغازه‌اش کرده. بازم اون یه جوری داره استفاده می بره و من ضرر می کنم. تو این سال‌ها طلا اینا سعی کردم اضافه کنم، پس‌انداز کنم، مرتب وام بگیرم. همیشه بهش گفتم صاحب هرچی شدی، من باید می‌شدم نه تو. درسته کار نکردم اما چون هیچ‌وقت هیچی ازت نخواستم همه این چیزا مال منه.

هیچ‌وقت آتو دستش ندادم. من حریف همه فامیل بودم. اگه ۵۰ نفر زنگ می‌زدند می‌گفتم بیام خونه تون، بدو شام درست کن، بهترین سفره، بهترین پذیرایی، تزئینات. بعد صبح رفت سر کار عصر اومد گفت از صبح چکار کردی؟ بوی سبزی پیچیده. گفتم صبح پول ازت گرفتم برم گوشت و مرغ بگیرم دیدم حوصله ندارم. ۱۸ کیلو سبزی خریدم از صبح پاک کردم. شستم. خورد کردم سرخ کردم. بسته‌بندی کردم. کل خونه رو هم جارو زدم، حیاطم شستم، کل راه پله رو هم جارو دستمال کردم، اما تو فقط بوی سبزی رو می‌شنوی. بقیه رو نمی‌بینی.

بچه‌ها هم خیلی بغض دارن ازش. هیچ پولی دست پسرم نداده تا حالا. فقط پول سرویس و مدرسه و لوازم‌تحریر می ده. هرچی بخوایم بخریم می گه خودم باشم موقع خرید. بهونه اس البته. دوست نداره خرج کنه. دوست داره پس‌انداز کنه. یه علتش هم اینه که میگه تو با نداری من بهترین سفره رو انداختی، بهترین مهمونی رو دادی، بهترین لباسارو پوشیدی، همیشه بهترین بودی. دوس داره همینو به بچه‌ها هم یاد بدم اما بچه‌ها هنوز نمی تونن اینو درک کنن. از دید منفی به باباشون نگاه می کنن. حالا دیگه چه باباشون پول بده چه نده، براشون بده است چون خاطرات خوشی ندارن بچه ها.

همیشه شوهرم می‌گفت باید پول رو پس‌انداز کنه برای مبادا. گفتم مبادا کی هست؟ ازدواجه، خونه خریدنه، ماشین خریدنه. چطور این مبادا فقط برای تو هست؟ ماها نباید یه چیزی برای خودمون داشته باشیم. اگه جشنی چیزی باشه، فامیل خودش باشه خودش می‌ده، فامیل من باشه می‌گه من نمیام خودتون برید. بعد می‌گیم خب پول؟ می‌گه ندارید، نرید. فامیل خودش باشه می‌ره، بهترین و بالاترینم می‌ده. اگه عروسی باشه نیاز باشه پول باشه نمیاد. با اینکه رو همه چیز حساسه و همش کی می‌ری؟ ساعت چند می‌ی؟ کی میای؟ می‌کنه ولی اگه پای پول وسط باشه، ساکت می‌شه. در حالت‌های دیگه گوشیم زنگ بزنه جواب ندم، قشقرق به پا می‌کنه. داد و هوار راه می‌اندازه کجا بودی؟

برای بچه‌ها هضمش سنگینه. من بغض می‌کنم ولی برام عادی می‌شه میگم همینه دیگه چکار کنم؟ ولی بچه‌ها دوست دارن باباشونم یه گوشه زندگیشون باشه. منم دوست دارم ارتباط داشته باشن؛ اما همیشه یه ضد و نقیضی بوده. من بیشتر با بچه‌ها اخت گرفتم و صمیمی‌ام. مرور زمان برای رابطه مون سردی آورده. یه حس درونی دارم که درک می‌کنم طرفم رو. هیچ‌وقت نزدیک نشدیم.

*این تجربه با موافقت مصاحبه شونده منتشر شده است.

[۱] Economical violence

منبع: خشونت بس

شهریور
۱۱
بازی کردن در زمین خشونتگر
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Little girl suffering bullying raises her palm asking to stop the violence
image_pdfimage_print

Photo: airdone/bigstockphoto.com

نعیمه دوستدار

«چرا ولش نمی کنی بروی؟ ازش شکایت کن. انگار خودت هم بدت نمیآید که روزی یک فصل کتک بخوری، این آدم چه چیزش قابل دوست داشتن است؟ اصلا چطوری میگویی هنوز دوستش داری؟ دیگر برای من از کارهاش تعریف نکن، آبغوره هم نگیر

حرفها مثل پتک روی مغزش فرود میآمدند. باد، هم خراش صورتش را میسوزاند و هم هوهویش کلافهاش میکرد. از کافه برگشت خانه و وقتی کلید انداخت، از لای در نیمه باز اتاق خواب، او را دید که روی تخت خوابیده و چراغها را روشن نکرده. تصویر خودش را دید در آیینه کنار در، ترسیده و پف کرده و خراشیده.

 کیفش را گذاشت توی کمد و رفت توی آشپزخانه و یک مشت برنج ریخت توی کاسه برای شام.

قربانیان خشونت خانگی تنها قربانی خشونت فیزیکی یا روانی فرد خشونتگر نیستند. حلقه متصل به زنجیره خشونتی که این افراد را در خود اسیر می‌کند، خشونت کسانی است که در قالب دلسوز و راهنما و مشاور، قربانی را به خاطر خشونتی که بر او می‌رود سرزنش می‌کنند و این سرزنش، عامل بازدارنده‌ای است که مانع خروج شخص از وضعیت نابهنجار خود می‌شود و گاهی حتی او را به واکنش دفاعی از موقعیت خود وا می‌دارد.

ویژگی خشونت خانگی چیست؟

در خاطره بسیاری از قربانیان خشونت خانگی سرزنش اطرافیان حضور پررنگی دارد. نسرین افضلی فعال حقوق زنان و پژوهشگر می‌گوید که برای درک یک فرد قربانی خشونت خانگی باید نخست تفاوت خشونت خانگی را با انواع دیگر خشونت درک کرد: «باید بیبنیم چرا این مفهوم وجود دارد و چرا دو نوع خشونت تعریف می‌کنیم: خانگی و غیرخانگی؟ مگر نه اینکه خشونت یعنی رفتار فیزیکی یا روانی خشونت‌آمیز، چرا ما نیاز داریم صفت خانگی به آن اضافه کنیم؟

علتش این است که بعد از سال‌ها تحقیقات در مورد انواع خشونت‌ها، محققان متوجه شدند نوعی از خشونت هست که علایم و نتایج متفاوتی دارد و فرق دارد با خشونت‌های دیگر. واکنش آدم‌ها چه اعمال کننده چه قربانی در این نوع خشونت با انواع دیگر فرق دارد. بنابراین برایش تعریف دیگری ارائه دادند؛ به این معنی که خشونت خانگی چون در فضای صمیمی از سوی نزدیک‌ترین افراد -به طور خاص زن و مردی که با هم در رابطه عاطفی و جنسی هستند یا در روابط همجنسگرا- و در روابط دگرجنسگرا بیشتر از سوی مرد بر زن اعمال می‌شود، با دیگر انواع خشونت تفاوت دارد. علتش به همین بر می‌گردد که وابستگی عاطفی وجود دارد و فرد نمی‌خواهد قبول کند کسی که دوستش داشته یا همچنان دوستش دارد، به او خشونت می‌کند. یا مثلا ممکن است فرزندانی وجود داشته باشد که به خاطر آنها مواجهه‌ فرد با خشونت فرق دارد. نمی‌خواهد او را ترک کند یا همان رفتاری را که در مقابل دیگرانی که به او خشونت می‌کنند، با او داشته باشد.»

وابستگی مالی موقعیت زن را شکننده می‌کند

علاوه بر اینها وابستگی مالی به خصوص در فضای سنتی مردسالار در ایران که تقسیم جنسیتی نقش‌ها در آن وجود دارد، یعنی مرد زن را تامین مالی می‌کند و زن وظیفه خانگی دارد، به ویژه زن را در موقعیت شکننده‌ای قرار می‌دهد که نمی‌تواند به راحتی از رابطه بیرون بیاید.

نسرین افضلی می‌گوید: «فشارهای اجتماعی هم در فضای سنتی و مردسالار وجود دارد. جامعه چون خانواده را محل سوختن و ساختن و مدارا می‌داند، به زن هم فشار می‌آورد که خود را در ساختار خشونت نگه دارد. نکته بعدی احساس تحقیر است. چون زن در بیان مجدد دوباره تحقیر می‌شود و به همین دلیل ترجیح می‌دهد کسی نداند که او در معرض خشونت است.»

برای قرابناین خشونت خانگی پذیرش واقعیت تلخی که به آنها نشان می‌دهد بخش مهمی از عمر، زمان و عاطفه خود را صرف یک رابطه شکست خورده کرده‌اند آسان نیست. پزیرش این مساله اغلب زمانی طولانی طلب می‌کند و عوارض روانی و عاطفی دارد. فرد خشونت دیده سرمایه عاطفی و انسانی خود را برباد رفته می‌بیند.

[در همین رابطه بخوانید: خشونت اقتصادی با زنان: وابسته بمان!]

ساختار اجتماعی ایران نسبت به زن خشن است

نکته دیگر نداشتن حمایت‌های قانونی و رسمی در خارج از خانه ات. نسرین افضلی می‌گوید که ساختار جامعه‌ای مانند ایران نسبت به زنان خشن است: «مهم‌ترین چیز در ایران نابرابر قدرت در ساختار خانواده و حتی خارج از خانواده در رابطه دوست دختر و دوست پسرها با اینکه رابطه رسمی نیست، در صورت رسیدن به مراحل قانونی، باز  این مرد است که دست بالا را دارد.

خشونت در خانواده به وسیله قانون ثتبیت شده. برای زن راحت نیست که از خانه بیرون برود، اما مرد انواع راه‌های قانونی را دارد که زن را سرکوب کند: کنترل اقتصادی، تهمت زدن، گرفتن حضانت، ممنوع‌الاشتغال کردن، ممنوع التحصیل کردن و ممنووع‌الخروج کردن. زن از ترس پیامدهای حقوقی قضیه، نمی تواند به سادگی از رابطه خشونت‌آمیز خارج شود.»

همه اینها در شرایطی است که خشونت خانگی هنوز در قوانین ایران جرم‌انگاری نشده و حتی در مقابل بلکه بخشی از فرهنگ و قانون رسما خشونت علیه زنان را به عنوان حق مردان به رسمیت شناخته و محترم شمرده است.

نسرین افضلی می‌گوید: «حالا با تمام این شرایط در صورت ماندن در رابطه تقصیر را به گردن زن می اندازند که اگر ناراحت است چرا نمی‌آید بیرون؟ زنی که از تمام ابزارهای اقتصادی اجتماعی قانونی محروم است باز محکوم است که چرا از رابطه خارج نمی‌شود یا خشونت را گزارش نمی‌کند. تمام اینها خشونت مضاعف است در جامعه‌ای مثل ایران.»

[در همین رابطه بخوانید: از پدرسالاری تا مردسالاری: راهی که بسیاری از زنان نمی‌روند]

قربانی را مقصر ندانیم

رضا کاظم زاده، روانشناس مقیم بلژیک می‌گوید: «قربانی خشونتی که هنوز در رابطه است، به خصوص در رابطه‌ای دراز مدتی که فرد در آن ارتباطات عاطفی اقتصادی و جنسیی دارد وضعیت پیچیده‌ای از نظر روانی و اجتماعی دارد. در چنین مواردی اگر شخص مورد سرزنش قرار بگیرد، سرزنشگران باید آگاه باشند که در مسیر فرد خشونتگر دارند گام بر می‌دارند. برای اینکه بتوان فردی را در یک وضعیت خشونت برای دراز مدت نگاه داشت، یکی از روش‌های مهم خشونتگران این است که اعتماد به نفس فرد را از او بگیرند. هر چه بیشتر اعتماد به نفس فرد را بگیری و شخصیتش را خرد کنی، او توانایی تغییر وضعیتش را بیشتر از دست می‌دهد. وقتی فرد قربانی را سرزنش کنیم در همان مسیر خشونتیم. هم تصویر او از خودش و عزت نفسش را از بین می‌بریم، این از اهداف خودآگاه و در موارد ناخودآگاه فرد خشونت‌ورز است.»

کاظم زاده درباره نحوه برخورد با قربانیان خشونتی که برای مشاوره، همفکری یا دردل به نزد دوستان و نزدیکان می‌روند می‌گوید: «در مورد فردی که در این موقعیت قرار دارد، نباید قضاوت کرد. نباید فراموش کرد که معمولا کسانی که دراز مدت در رابطه می‌مانند خیلی از امکانات اولیه را از دست داده‌اند. اعتماد به نفس و عزت نفس فرد ضعیف شده. خشونتگر، معمولا ارتباطات همسرش را با دنیای بیرون از بین می‌برد یا کاهش می‌دهد. اگر کسی با ما صحبت می کند، خود این صحبت کردن جرات و جسارت می‌خواهد و شاید ما از افراد معدودی بوده‌ایم که او به ما اعتماد کرده.»

این روانشناس توصیه می‌کند که به فرد خشونت دیده فرصت حرف زدن بدهیم: «باید روی احساس امنتیش کار کرد، باید جایگزین‌ها و دورنماهای قابل قبولی در مقابلش وجود داشته باشد. او باید امکان‌های دیگری را که موجود است ببیند. قربانیان خشونت خانگی، در خیلی از موارد حتی در خارج از ایران بدون اینکه دوستانشان بدانند ده‌ها بار خانه‌های امن می‌روند اما بعد از مدتی به خاطر تنهایی یا فرزندنشان، یا به خاطر بعضی از امکانات یا نگرانی از آینده دوباره به آن رابطه بر می‌گردند. پس مساله تنها خروج از خانه نیست، بلکه تصویر آینده خیلی مهم است. باید خیلی صبور بود. کسانی که آشنایی ندارند ممکن است در خطر قضاوت و همه مسایل را به فرد برگرداندن بیفتند، اینکه به فرد خشونت دیده بگوییم که تو ضعیفی و خودت می‌خواهی که در این شرایط بمانی، تنها بازی کردن در زمین فرد خشونتگر است.»

بیشتر بخوانید: چرا از روابط خشونت‌آمیز جدا نمی‌شویم؟

خرداد
۱۷
نقش خشونت اقتصادی در کاهش اعتماد‌به‌نفس قربانی
پادکست
۰
,
image_pdfimage_print

ترس از تنهایی و نگرانی‌ از نبود حمایت‌های لازم، فرد خشونت‌دیده را برخلاف آن‌چه که تصور می‌شود به فرد خشونت‌گر وابسته‌تر می‌کند و به مرور زمان از اعتماد‌به‌نفس او نیز کاسته می‌‌شود. با بررسی و تحقیق‌های صورت‌گرفته زنانی که استقلال اقتصادی دارند کم‌تر مورد خشونت قرار گرفته‌اند و در صورت بروز خشونت‌ خانگی امکان خروج از چنین رابطه‌ای برای آن‌ها آسان‌تر بوده است.

خرداد
۱۴
دزدی اینترنتی پسر ۱۴ ساله از حساب پدر
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Cybersecurity_keys
image_pdfimage_print

Photo: Public Domain

فرمانده انتظامی‌شهرستان فسا استان فارس از کشف پرونده برداشت غیر مجاز از حساب فردی میانسال که توسط پسر ۱۴ ساله اش انجام شد، خبر داد.

سرهنگ علی شیبانیان گفت: مردی ۴۵ ساله ساکن شهرستان فسا با مراجعه به پلیس فتای این شهرستان، مدعی برداشت مبلغ حدود ۲ میلیون تومان ظرف ۵ روز از حساب خود به صورت اینترنتی خبر داد.

وی در گفت‌وگو با پایگاه خبری پلیس فتا، افزود: در این خصوص پرونده قضائی تشکیل و رسیدگی به آن آغاز شد که با انجام اقدامات فنی پلیس فتا فرد متهم و عامل برداشت که پسر ۱۴ ساله شاکی است شناسایی شد.فرمانده انتظامی‌شهرستان فسا گفت: زمانی که شاکی پرونده با شوق زیاد از کشف پرونده به پلیس فتا مراجعه کرد و متوجه شد که عامل برداشت پسر ۱۴ ساله خودش بوده است، در بهت فرو رفت.سرهنگ شیبانیان افزود: بررسی‌های انجام شده در این خصوص نشان داد که این نوجوان با خرید نرم افزار از یکی از سایت‌های معتبر اینترنتی حساب پدرش را خالی کرده است.وی گفت: والدین بایستی در نگهداری رمز و اطلاعات حساب خود دقت و از در اختیار قرار دادن آن اطلاعات به افراد جلوگیری نمایند، تا از بروز این حوادث در امان باشند.

منبع: آرمان

دی
۲۴
خشونت اقتصادی، وجه ناپیدای خشونت خانوادگی
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
پول-ایران1
image_pdfimage_print

در میان انواع خشونت خانوادگی، «خشونت اقتصادی[۱]» علیه زنان که «سوءاستفاده اقتصادی[۲]» یا «سوءاستفاده مالی[۳]» نیز نامیده می‌شود، از رایج‌ترین انواع خشونت به‌ویژه در رابطه خانوادگی و زناشویی است که کمتر بدان پرداخته شده است. خشونت اقتصادی یکی از قدرتمندترین و نافذترین روش‌ها برای نگه داشتن فرد قربانی در یک رابطه خشونت‌آمیز و حتی تحت‌فشار قرار دادن او برای بیرون آمدن از وضعیت دشوار است.

تعریف خشونت اقتصادی

خشونت اقتصادی روشی معمول برای به‌دست آوردن قدرت و اعمال کنترل در یک رابطه است. درواقع خشونت اقتصادی نوعی از سوءاستفاده مالی از شریک زندگی است که به کاهش ظرفیت قربانی برای حمایت از خود و وابسته شدن او به شریک دیگر منجر می‌شود. اَشکال خشونت اقتصادی می‌تواند آشکار یا پنهان باشد اما به هر جهت، این نوع خشونت به محدود کردن شریک زندگی در دسترسی به منابع مالی یا اطلاعات درباره چگونگی کسب و خرج درآمد مالی خانواده منجر می‌شود.

اشکال خشونت اقتصادی

از انواع مختلف خشونت اقتصادی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

– منع زن از اشتغال

– گرفتن فرصت‌های اشتغال یا ایجاد اختلال در کار زن با ایجاد مزاحمت مداوم در محل کار یا اعمال خشونت‌های دیگر در هنگام تلاش برای گرفتن فرصت‌های شغلی جدید

– کنترل نحوه خرج درآمد زنان

– اجازه ندادن به زنان برای داشتن حساب بانکی مستقل

– امتناع از دادن پول یا کمک هزینه

– منع حضور زن در سرمایه‌گذاری یا تصمیم‌گیری کلان مالی

– منع حضور زن در آموزش‌های شغلی و فرصت‌های ارتقا

– وادار کردن زن به امضای چک براساس این افسانه که محکومیت‌های مالی برای زنان جدی نیست

– منع دسترسی زن به ‌حساب مشترک یا ایجاد بدهی بالا در حساب مشترک

– امتناع از اشتغال و کمک به درآمد خانواده

– منع دسترسی زن یا فرزندان به تامین نیازهای پایه‌ای مانند تامین غذا و دارو

– سرقت اموال، هویت یا ارثیه زن

– وادار کردن زن به اشتغال در یک کسب و کار خانگی بدون عایدی مالی معین

خشونت اقتصادی بسته به موقعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌تواند مصادیق دیگری نیز داشته باشد.

پیامدهای خشونت اقتصادی

آثار کوتاه مدت و بلند مدت خشونت اقتصادی می‌تواند ویرانگر باشد. دسترسی به دارایی‌ها برای یک نجات یافته به‌منظور ایمن ماندن نیازی اساسی در کوتاه مدت است. بدون دسترسی به دارایی‌ها و اموال، امکان نگهداری از فرزندان و تهیه مسکن مناسب وجود ندارد. پس عجیب نیست که برخی از افراد در رابطه خشونت‌آمیز می‌مانند یا بعد از مدتی دوباره به آن برمی‌گردند. برای کسانی که موفق می‌شوند از رابطه خشونت‌آمیز بیرون بیایند و در کوتاه مدت از خود مراقبت کنند، چشم‌اندازهای بلندمدت‌تری شکل می‌گیرد. داشتن کارت‌های اعتباری منقضی یا بدون موجودی، مرخصی‌های متناوب، سابقه کاری نامنظم و مسائل حقوقی ناشی از مشکلات خانوادگی باعث می‌شود این افراد در کسب استقلال، امنیت و آرامش به‌شدت با مشکل رو به رو شوند.

[۱] Economic violence against woman

[۲] Economic abuse

[۳] Financial abuse

منبع: خشونت بس