صفحه اصلی  »  ختنه زنان
image_pdfimage_print
بهمن
۱۷
۱۳۹۷
خشونتی به نام سنت
بهمن ۱۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_714580543
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/www.shutterstock.com

ختنه زنان یکی از مهم ترین مصادیق خشونت علیه زنان و کاری غیر انسانی است که با ناقص‌سازی زنان در سنین کودکی، پیامدهای بسیار ناگواری را برای تمام عمر آنها رقم میزند. رواج این اقدام در برخی مناطق کشور، موجب شد تا برخی علما و مراجع نیز نسبت به آن واکنش نشان دهند. به عنوان مثال، آیت الله العظمی سیستانی در پاسخ به یک استفتاء که از ایشان پرسیده شده است:« آیا ختنه دختران واجب است یا فقط مستحب و سنت است؟» جواب دادند: « اگر منظور از ختنه دختر بریدن پوسته عضو جنسی زن باشد، صحیح آن است که این کار سنت شرعی نیست، بلکه در صورتی‌ که به دختر آسیب برساند حرام می‌باشد. و اما قطع خود عضو جنسی زن و یا قطع قسمتی از آن به یقین جنایتی در حق دختر محسوب می‌شود و برای والدین هیچ‌گونه مجوزی در اقدام به آن وجود ندارد.»

دیدارنیوز در این خصوص، با کامیل احمدی مردم شناس و پژوهشگر که کتابی نیز در همین موضوع با عنوان « به نام سنت» نوشته و توسط نشر شیرازه منتشر شده است و فیلمى را هم با همین عنوان در آپارات در دسترس عموم قرار داده است، گفتگو کرده است. در ادامه، متن این گفتگو را بخوانید.

ختنه زنان خشونتی زیسته در فرهنگ
کامیل احمدی، انگیزه پژوهش خود در خصوص ختنه زنان را مشاهده تلاش‌های یونیسف در آفریقا در مبارزه با این پدیده دانست و گفت: پس از پایان تحصیلات و بازگشت به ایران، موضوع ختنه زنان را در میان زنان خانواده خودم دنبال کردم و متوجه شدم این رسم و آیین در میان مردم شهر‌های پیرانشهر، نقده، سردشت، بوکان و مهاباد، در گذشته رواج داشته و در آن زمان هم، کم و بیش دیده می‌شد. پس از این بود که کار میدانی خودم را که مدت ۸ سال طول کشید با موضوع ختنه زنان، در چهاراستان ختنه خیز ایران آغاز کردم.
احمدی در مورد رابطه میان مذهب و ختنه زنان گفت: ختنه زنان عملی است که بر اساس سنت های فرهنگی، عرفی و با توجیهات مذهبی و دینی انجام می شود. این مساله از حیث دینی، فارغ از دین اسلام یا هر دین دیگری است. بالاترین آمار ختنه زنان در جهان متعلق به آفریقا است و در میان یهودیان اتیوپی و اریتره، مسلمانان نیجریه، سومالی و سودان و طیفی از مسیحیان رواج دارد، بنابراین ختنه زنان یک پدیده اجتماعی و فارغ از دین است.
این پژوهشگر در ادامه به مناطق ختنه خیز در ایران اشاره کرد و گفت: در ایران در مناطق کردنشین آذربایجان غربی، بخش‌هایی از اورامانات، کردستان، بعضی از مناطق کرمانشاه و با درصد بالایی در هرمزگان و جزایر قشم، بندر آفتاب، بندرچارک، هرمز و میناب انجام می‌شود.از حیث گرایش مذهبی، عمل ختنه زنان در میان فرقه شافعی و سنی‌ها انجام می‌شود و در بعضی ازشهرها و روستاهایی که حدفاصل بین مناطق سنی‌نشین و شیعه‌نشین هستند نیز این عمل انجام می‌شود.

ختنه زنان ناقض حقوق بشر

این مردم شناس، ختنه زنان را به عنوان یکى از سنتهاى آسیب زا (HTP) بر شمرد که جامعه جهانى، آن را مصداق خشونت علیه زنان و کودکان دانست. ختنه زنان چهار نوع یا درجه دارد و در این عمل، تمام یا قسمتی از آلت تناسلی دختربچه در قسمت کلیتوریس بریده می‌شود که از منظر حقوق بین الملل، این عمل ناقص حقوق بشر، خشونت علیه زنان و عملى غیر قانونى است و براساس قوانین و تعهدهاى بین المللى که اکثر کشور‌ها از جمله ایران امضا کرده اند ممنوع اعلام شده و مجازات کیفرى براى والدین و ختان‌ها در پى دارد. خوشبختانه در ایران حفیف‌ترین نوع ختنه انجام می‌شود.

هدف از ختنه زنان چیست؟

کامیل احمدی در توضیح هدف از ختنه زنان گفت: هدف نهایى از انجام این عمل، کاهش میل جنسی زن بوده و در بخشی از مناطق به دلایل مختلفی از جمله پیروى از سنت های اشتباه انجام می شود. وی ادامه داد: در برخی مناطق جهان نیز این عمل به منزله مرحله ای برای عبور از کودکی به زنانگی است، در برخی مناطق نیز به عنوان نوعی طب سنتی یا باور عامه انجام می شود، به این معنا که در این مناطق اعتقاد دارند که در بدن دختربچه ها خون سیاه یا خون کثیف وجود دارد و این عمل باعث می شود که این خون از بدن وی خارج شود، اما هدف و خاستگاه اصلی آن، همان کاهش یا کنترل میل جنسی زن، پیش از ازدواج است.
وی در ادامه صحبت خود به وجود ارتباط بین ختنه دختران و پدیده کودک همسری اشاره کرد و گفت: در مناطقی که ختنه دختربچه ها رایج است، ازدواج دختربچه ها نیز شیوع بیشتری دارد. به این معنا که در اغلب مناطق که روستایى بوده و از فقر اقتصادى و فرهنگى رنج مى برند، برای کاهش میل جنسی دختر و اینکه او بعد از رسیدن به سن بلوغ، وارد رابطه جنسی خارج از ازدواج نشود او را ختنه می‌کنند و دقیقا به همین علت نیز دختربچه را وادار به ازدواج زودهنگام می‌کنند که این موضوع نشان می‌دهد مردم این مناطق به ارتباط خارج از چارچوب ازدواج، تعصب نشان می‌دهند.
ضرورت آگاهی بخشی در خصوص ختنه زنان
کامیل احمدی در بخش ارائه راهکارها به موضوع ضرورت آگاهی بخشی در مناطق ختنه خیز اشاره کرد و گفت: خوشبختانه آمار ختنه زنان  در ایران کاهش چشمگیری داشته که این مساله، دلایل متعددی دارد، از جمله مرگ ختانها در اثر کهولت که عمل ختنه را انجام می‌دهند و دنبال نشدن این حرفه توسط جوانترها، آگاه شدن مردم از طریق ابزارهای مدرن و رسانه‌ها و کم رنگ شدن سنت‌های فرهنگی غلط و ناقض حقوق انسانی؛ متاثر از نفوذ آگاهی های مدرن به درون آگاهی و فرهنگ عامه در مناطق ختنه خیز.
این پژوهشگر حوزه آسیب های اجتماعی با تاکید بر وجود آسیب های پایدار در زنان ختنه شده گفت:  کاهش میل جنسی زن در روابط زناشویی  از جمله این آسیب‌ها است که شدت آن با توجه به نوع و عمق برش متفاوت است.
وی در پایان افزود: این عمل به وسیله تیغ های غیر استاندارد و حتی تیغ ریش تراشی و آن هم بدون بى حسى به صورت غیربهداشتی انجام می شود که باعث از بین رفتن سنسورهای حساس زن شده و رضایت جنسی او را در زمان زناشویی مختل می کند. خون ریزی و عفونت از دیگر پیامدهای ختنه زنان است.
منبع: قطره
آبان
۲۶
۱۳۹۶
سرخو، روایت زنانی که سنت می‌شوند…
آبان ۲۶ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
سرخو
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور

زن صورتش را با روبنده سیاه پوشانده است. در پس‌زمینه و پشت سرش یک دختر نوجوان و دخترکی پنج شش ساله ایستاده­‌اند. با اینکه صورت دخترک شطرنجی شده، اما فضای عمومی عکس حس ناامنی را القا می‌کند. به نظر می‌رسد دخترک در انتظار تیغ تیز «سنت» است. آن‌ها دو تن از خیل دخترکانی هستند که به دایه و مادرشان اعتماد کرده‌­اند، اما جای زخمی همیشگی نصیبشان شده است.

 زن رو به دوربین نگاه می­‌کند و می‌­گوید : «آب دهان و دست (دختر ختنه‌نشده) درست نیست. از دست دختر ختنه‌نشده حرام است.» بی‌تردید زن پشت نقاب سیاه، خودش هم سنت شده است. «سنت» نامی است که محلی­ها برای عمل ناقص‌سازی زنان به کار می‌­برند.

فیلم سرخو به همت «رایحه مظفریان» ساخته شده است. این فعال و پژوهشگر برای حقوق زنانی فعالیت می­‌کند که در حاشیه شهرها یا مناطق فراموش‌ شده زندگی می‌­کنند. او در طول چند سال گذشته بخش عمده تلاشش را صرف این مساله کرده تا ثابت کند که کماکان در برخی مناطق جنوبی و غربی ایران، زیر پوست همین شهری که ما زندگی می­‌کنیم، عمل ختنه یا ناقص‌سازی زنان انجام می­‌شود که آن سرپوش می‌گذارند.

او نزدیک به هشت سال را صرف پرداختن به مساله ختنه زنان کرده و آخرین کار او مستند«سرخو»با موضوع ختنه دختران در ایران است. مستندی که در آن  با زنان قربانی و دایه­‌های محلی وارد گفت و گو شده است.

از او می­‌پرسم انگیزه و قصدش از ورود به این موضوع چه بوده است؟

 «هدف ما در کمپین، تغییر دیدگاه عمومی نسبت به مقوله ناقص‌سازی زنان است و نه ایجاد خصم و جبهه‌گیری. خودم دنبال این بودم به کسانی پاسخ بدهم که موضوع ناقص­‌سازی زنان را انکار کرده و از کنار آن با بی‌توجهی عبور می­‌کنند. به باور من باید کوچک‌ترین مشکلات و کمبودهای مربوط به کودکان و زنان مورد توجه قرار بگیرند، چه برسد به مساله ختنه که طبیعی­‌ترین حق آدمی بر تن خویش است و زنان و کودکان را درگیر می­‌کند. بسیاری از این زنان در کودکی ناقص می‌شوند. وقتی کودکی در سن ۵ سالگی ختنه می­‌شود، بعدها تبدیل به زنی می‌­شود که در ۲۵ سالگی نیاز به داشتن رابطه جنسی و جسمی و روانی سالمی دارد و دیگر چنین چیزی برایش مهیا نیست.

زنان دایه یا قابله‌های محلی که عمل ختنه را انجام می­‌دهند مورد پیگرد قرار نمی‌گیرند؟

این عمل گر چه در قانون ایران جرم است، اما پیگیری­‌اش نیازمند شاکی خصوصی است. تصورتان را باید نسبت به زنان کننده کار کاملا تغییر بدهید. آن‌ها زنانی معمولی، خوب و مهربان هستند. این تصور که با زنانی جانی، جاهل و یا سنگدل سر و کار دارید، نادرست است. آن‌ها فقط درگیر سنت و ناآگاهی شده‌اند و این ناآگاهی ناشی از نبودن اطلاعات و آموزش کافی است.

خودتان آیا به دلیل تجربه شخصی به این موضوع علاقمند شدید؟

بارها از من سوال شده شما خودتان ختنه شده­‌اید؟ خودتان زود ازدواج کرده‌اید؟ به باور من این دلیل خوبی نیست که کسی تا خودش تجربه شخصی در مورد یک آسیب اجتماعی نداشته باشد، نباید نسبت به آن آسیب احساس مسوولیت کند. برعکس آن هم ممکن است. من چون امکان درس خواندن داشتم و از آن جایی که از کودکی آموزش‌­های جنسی مناسب دیدم و مادرم در خصوص این موضوع به شدت حساس و متعهد بود، تفاوت را بیشتر حس می­‌کردم. در حقیقت من با انتخاب خودم این مسوولیت را پذیرفتم تا از هر طریق ممکن، بلندگویی برای زنان آسیب‌دیده باشم.

چه چیزی باعث شد که بعد از تدوین کتاب «تیغ و سنت»، به فکر کارگردانی فیلم «سرخو» با موضوع زنان قربانی این سنت خانوادگی بیفتید؟

نخستین گام­‌هایم را که برداشتم، هنوز تجربه کافی نداشتم تا از همه عناصر و ظرفیت­‌های موجود برای مبارزه با ناقص‌­سازی زنان بهره ببرم و همه ابزارهای یک کمپین را بشناسم. از مقاله شروع کردم. بعدها تبدیل به کتاب شد. به برنامه‌های رادیویی و ساخت وب‌سایت رو آوردم. زمانی می‌­شد که به کامنت خوانندگان توجه می­‌کردم که با تعجب می­‌پرسیدند مگر چنین امری هنوز در ایران اتفاق می­‌افتد؟ همین اظهار نظرها دستمایه کارهای بعدی­‌ام شدند. بنا بر این تصمیم گرفتم از رسانه‌ای به نام فیلم و تصویر استفاده کنم تا هم‌زمان موضوع ختنه زنان را از منظر دایه‌­ها که کننده کارند و هم از منظر کارشناسان بررسی کنم. در واقع می­‌شود گفت دستم برای بیان دیدگاه‌های مختلف در جریان فیلم بازتر بود.

اما برخی می‌گویند این مساله فراگیر نیست و پرداختن به آن چندان ضرورتی ندارد؟

حدود هشت سال است در این مورد فعالیت می‌کنم .اگر امروز دوستانی هستند که منکر آنند، به این دلیل است که  گزارش­ها و فعالیت­‌های انجام شده را دنبال نمی‌کنند. آن­‌ها هم مانند مردم عادی به شنیده‌هایشان اکتفا می­‌کنند و توجهی به پژوهش‌­های عمیق میدانی ندارند. بر این باورم که بخشی از آگاهی امروز مردم نسبت به خطرات، شیوع و لزوم پیشگیری از ختنه دختران، از همین تلاش یا به اصطلاح صرف انرژی‌هاست. گزارش همه این موارد در سایت ما مدام منتشر می‌شود.

در این مورد آمار مشخصی هم وجود دارد؟

خیر. دقت کنید که ختنه دختران عملی نیست که در ملا عام انجام بگیرد. بنا بر این علاوه بر آمارها و گزارش‌هایی که ما منتشر می­‌کنیم، آمارهای پنهان و موارد سیاهی وجود دارد که قابل دسترسی نبوده و در مطالعات لحاظ نمی­‌شوند. این البته به این معنا نیست که دست ما خالی است و هیچ آماری وجود ندارد! کتاب تیغ و سنت با هدف همین آمارگیری نوشته شد.

حتی اگر جامعه آماری شما چندان گسترده نباشد؟

گیرم که این حرف درست باشد که نیست، اما منطقی هم نیست که هر بار بگذاریم موضوعی به نقطه بحران برسد و بعد به سمت آگاهی‌سازی عمومی و پیدا کردن راهکار مناسب برویم. دلیل ندارد الزاما به علت جامعه آماری پایین، آن را نادیده بگیریم و در قبالش سکوت کنیم. آیا این موضع‌گیری در  مورد بقیه آسیب‌ها هم صادق است؟ مثلا ما در مورد قربانیان مین، تجاوز محارم، بیماری‌های نادری مانند پروانه‌­ای هم دست به انکار می‌­زنیم چون تعداد قربانی‌ها اندک است؟

نپرداختن به مساله ختنه دختران چیزی جز غرض‌ورزی و نادیده گرفتن حداقل حقوق آدمی نیست، حالا این آمار یک نفر باشد یا هزار نفر. اینکه روی صورت مساله خط بکشیم و نخواهیم وجهه ایران را در منظر بین­‌المللی  خراب کنیم، دلیل مناسبی برای نپرداختن به این آسیب نیست. مگر در مورد موضوع آتنا و تجاوز به او توجه تمام سران دولت و همه فعالان اجتماعی جلب نشد؟ سریع دادگاه تشکیل و فرد خاطی محاکمه شد و حکم نیز به اجرا در آمد. یک اتفاق برای یک کودک  به حق آن همه جنجال و پیامد داشت. اما همان فعالان محترم وقتی ما خبر می­‌زنیم که سحر، دخترک بوکانی، به علت ختنه و خون‌ریزی زیاد راهی بیمارستان شده،  سکوت می­‌کنند. شاید آن‌ها منتظر مرگ امثال سحر هستند تا تلنگر بخورند و حرکتی از خود نشان بدهند. کمپین ما تا زمانی که همچنان احتمال وجود یک قربانی باشد، با تمام توان جلوی کارشکنی­‌ها خواهد ایستاد.

در کنار مساله ختنه و سنت، به معضل ازدواج زودهنگام کودکان هم توجه کرده‌اید.

زمانی که در مورد  ختنه دختران پژوهش می‌­کردم، با این موضوع هم زیاد مواجه شدم. این‌بار کمپین دیگری به راه انداختم و مفصل و دقیق به بیان مشکلات کودکان در خصوص ازدواج زودهنگام پرداختم. کتاب «حلقه» را نیز در خلال پژوهش­‌هایم نوشتم. البته اگر باز هم دوستان این بخش را  کوچک و بی‌اهمیت تلقی نکنند. آن‌ها بارها بدون ذکر منبع، در محافل مختلف، از اطلاعات منتشر شده ما استفاده کردند. متن را ترجمه کرده به سازمان­‌های بین­‌المللی ارائه دادند، ولی چون هدف و نیتم مشخص است، تا به حال به هیچ وجه اعتراض نکرده‌­ام. در جلسه‌­ای بودم که نماینده اداره ثبت احوال هم آنجا بود و اعتراض می­‌کرد که از ۸۰۰ هزار ازدواجی که در سال در ایران انجام می‌­شود، فقط ۲۰۰ مورد ازدواج دختر کمتر از ۱۰ سال به ثبت رسیده و این رقم قابل‌توجهی نیست که لازم باشد برای آن این همه آشوب به پا شود. در آن‌جا بود که متوجه شدم نگاه کارمند دولت به عنوان دفاع کننده و یک فعال اجتماعی به عنوان منتقد در مورد حیطه پژوهش من فرق چندانی با هم ندارند.

برای دستیابی به اطلاعات و آمار آیا با بن‌بست هم مواجه می‌شدید؟

سختی‌ها کم نبود. برای گرفتن مجوز از اداره علوم پزشکی در یک شهرستان دور‌افتاده، به رییس آن اداره مراجعه کردم. او گفت به هیچ عنوان امکان ندارد آمار مادران باردار کمتر از ۱۵ سال را در اختیار شما قرار بدهیم، چون ایران طبق تفاهم‌نامه‌های متعدد، موظف است جلوی بارداری‌های زیر این سن را بگیرد، ولی چون نتوانسته موفق عمل کند، به تمام اداره‌های علوم پزشکی نامه زده شده که آمار و اطلاعاتی در اختیار کسی قرار ندهید. دقت کنید این جا مشکل اصلی وجود دارد و برای کسی که دنبال روشنگری است، مانع ایجاد می‌کنند. از یک سو با سنگ‌اندازی سایر دوستان فعال در این حوزه ها مواجه هستیم و از سوی دیگر با عدم همکاری سیستم دولتی. می‌توانم بگویم کمپین‌های ما کم‌ترین حمایت را از سمت فعالین حقوق کودک و زنان دارد.

بهمن
۱۸
۱۳۹۵
چند نکته درباه ختنه زنان در ایران
بهمن ۱۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
9
image_pdfimage_print

عکس: سایت ناقص‌ساری جنسی زنان http://www.stopfgmiran.com/

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

امروز، ششم فوریه، روز جهانی عدم هرگونه مدارا با خشونتی به نام «ناقص‌سازی جنسی» یا «ختنه» زنان است. بریدن بخشی از اندام جنسی زنان هنوز هم نه در یک کشور آفریقایی روی نقشه، که در بخش‌­هایی از استان­‌های هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی انجام می‌شود.

 هنوز هم دخترکانی در روستاهای حوالی کنگ، بندر خمیر، جزیره هرمز، کیش، قشم، اورامان و کامیاران، پاوه، نوسود، شاهو و بسیاری از روستاهای دور و نزدیک استان‌های هرمزگان، کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به بهانه مراعات سنت و عرف، بخشی از اندام جنسی‌شان را با تیغ تیز نادانی از دست می‌دهند و برای همیشه داغ خشونت را بر تن و روح‌شان حس می‌کنند.

می‌توان گفت در طول سال‌های اخیر با فعالیت و روشن‌گری تعداد اندکی از محققان و کنش‌گران یا فعالان محلی، از میزان این عمل خشونت‌بار کاسته شده است، اما کماکان آمارهای موجود نشان می‌دهد که دخترکان تازه متولد‌شده در برخی از استان‌های ایران در معرض خطر ناقص‌سازی جنسی هستند. گرچه نام ایران در لیست ۲۹ کشور ختنه‌کننده زنان که توسط یونیسف به ثبت رسیده، ذکر نشده است، اما نمی‌توان انکار کرد که قریب به ۶۰ تا ۸۰ درصد زنان ساکن هرمزگان و ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان کردنشین به تیغ تیز سنت سپرده شده‌اند.

رایحه مظفریان یکی از پژوهش‌گرانی است که در طول چند سال اخیر جهت آموزش مردم استان‌های درگیر، وقت بسیاری صرف کرده و کتاب «تیغ و سنت» را هم در مورد نتایج تحقیقات میدانی‌اش در این رابطه منتشر کرده است. متن زیر گفتگوی خانه امن با رایحه مکارمی مظفریان در مورد معضل ختنه در ایران است.

به نظر شما وضعیت ختنه زنان در ایران نسبت به سایر کشورها قابل طرح و پیگیری است؟

نوع و درجه ختنه زنان در ایران با سایر کشورها مثلا مصر متفاوت است، در ایران نهایتا کلیتوریس مورد آسیب قرار می‌گیرد و البته گزارش‌هایی هم وجود دارد که گاهی بافت لب‌های کوچک هم آسیب دیده‌اند، اما در این‌که هنوز این عمل در برخی مناطق ایران به شدت زنده و حتی نگران‌کننده است هیچ شکی وجود ندارد.

کدام یک از مناطق ایران بیش‌ترین آمار ختنه زنان را دارد؟

یکی از مناطقی که معضل ناقص‌سازی جنسی زنان در آن رایج‌تر است، منطقه قشم است که به علت همجواری‌اش با دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، و اینکه یک جزیره و محیط بسته‌ای است، طبیعتا هنوز هم به طور دقیق روی این مسئله کار نشده است. بعد از آن می‌توان به استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی اشاره کرد.

اما اهالی برخی مناطق، مثلا مردم کردستان با انتشار گزارش‌هایی از این دست، وجود ختنه زنان را به کلی انکار کرده و جبهه می‌گیرند.

شیوع ختنه زنان در مناطق کردنشین را فقط من به عنوان یک محقق، تایید نمی‌کنم بلکه خود کردها هم طبق گزارش‌هایی که سال گذشته در همین تاریخ منتشر شد، شیوع معضل ختنه زنان در مناطق کردنشین را تایید می‌کنند. می‌توانید به تحقیقاتی که دکتر عثمان محمودی در این مورد انجام داده است مراجعه کنید. یا تحقیقات کامیل احمدی و خانم‌ها فاطمه کریمی و پروین ذبیحی را مد نظر قرار بدهید. در این مورد هم‌صدایی وسیعی وجود دارد، گرچه نمی‌شود انکار کرد که در مناطق کردنشین میزان ختنه زنان درچند سال اخیر به صورت قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

به چه علت؟

شاید به علت همجواری کردستان ایران با کردستان عراق و فعالیت‌های فرهنگی که فعالان حقوق زن در کردستان عراق انجام می‌دهند و در تلویزیون‌های‌شان در مورد قبح این عمل صحبت می‌کنند. اما برای ما به عنوان پژوهش‌گر این حوزه حتی یک قربانی هم زیاد است و قابلیت توجه دارد. تمام تلاش‌مان این است که بتوانیم توجیه کنیم که این عمل چه روی یک نفر و چه روی صدها هزار زن انجام شود، معنای برابر و خشونت‌باری دارد.

میزان پراکندگی عمل ناقص‌سازی زنان در استان‌های مختلف را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بر اساس نتایج تحقیقات خودم و سایر دوستانی که در این مورد پژوهش‌هایی انجام داده‌اند، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد در برخی مناطق کردنشین و رقمی حول و حوش ۶۰ تا ۸۰ درصد در استان هرمزگان این اتفاق رخ داده است.

نرخ پراکندگی جغرافیایی عمل ختنه در سطح استان‌های مورد نظر یکسان است؟

خیر. در برخی مناطق همین استان‌ها ممکن است این عمل اصلا انجام نشود. منظور ما مثلا از مناطق کردنشین، کل مناطق این استان نیست. تفاوت بین شیعه و سنی هم در میزان پراکندگی مسئله ختنه زنان بارز است.

یعنی اهل تشیع اصلا زنان را ختنه نمی‌کنند؟

برخی از اهل تشیع نیز به خاطر همجواری‌شان با مناطق سنی‌نشین این عمل را انجام می‌دهند.

تاریخچه ختنه زنان به کجای تاریخ برمی‌گردد؟

انسان‌شناسان هنوز دلیل قانع‌کننده یا خط روشنی برای ختنه زنان پیدا نکرده‌اند. آن‌چه مسلم است، این است که ریشه ختنه به آفریقای مرکزی برمی‌گردد. این عمل از یک اسطوره آفریقایی آغاز شده و بعد از آن در مصر و فراعنه رواج پیدا کرده و بعد از آن قوم بنی‌اسرائیل که مایل بوده است طبقه خاص و الیت را نشانه‌گذاری و از طبقه محروم جامعه و یهود جدا کند، این عمل را باب می‌کند تا یکسان‌سازی طبقات اجتماعی را انجام دهد.

یعنی ختنه ریشه مذهبی ندارد؟

خیر. قرآن هیچ اشاره‌ای به این ماجرا نکرده است. مثلا اینکه الزام کند که باید ختنه انجام شود. ولی روایاتی وجود دارد که طبق آن روایات است که اهل تسنن نسبت به انجام این سنت پافشاری می‌کنند.

الان در همان مناطق سنی‌نشین هم وضعیت بهتری حکم‌فرماست چون آن‌ها تفهیم شده‌اند که اسلام به سلامت انسان‌ها بهای بسیاری می‌دهد و زندگی شاد را برای همه افراد جامعه روا می‌دارد و چون عمل ختنه زنان خطرناک است، بهتر است جلوی آن گرفته شود.

به هر حال در کشورهای آفریقایی ختنه زنان بین تمامی ادیان انجام می‌شود. مسلمان، مسیحی، بی‌دین، یهودی و سایر مکاتب و مذاهب هم به دلیل سنت و فرهنگ آن را انجام می‌دهند.

چرا این پدیده در برخی استان‌های کشور اصلا وجود ندارد و در برخی استان‌های دیگر شایع است؟

در مناطق جنوبی و در میان اهل تسنن شاید بتوان علت شیوع آن را پیگیری کرد اما دلیل قانع‌کننده‌ای برای این‌که چرا این عمل به استان کردستان هم کشیده شده و چرا در برخی استان‌های خاص در کشور انجام می‌شود، وجود ندارد. شاید کردها به علت نزدیکی به اعراب از این سنت و فرهنگ تاثیر پذیرفته‌اند چون این سنت در طول تاریخ از آفریقا به اعراب منتقل شده است.

نظر مراجع عظام در مورد ختنه چیست؟ آیا آن‌ها این عمل را تایید می‌کنند؟

در بین مراجع اهل تشیع تقریبا یک هم‌صدایی وجود دارد. پیش از این، این طور نبود و آن‌ها می‌گفتند مثلا جایز است اما واجب نیست. اما امروز می‌گویند چون عرف اجتماعی نیست انجام آن لزومی ندارد اما در بین اهل تسنن که دست یافتن به اجماع دشوارتر است، برخی‌ها موافقند و آن را واجب می‌دانند و برخی دیگر مستحب.

تیر
۳۰
۱۳۹۵
ناقص‌سازی اندام جنسی دختران مصداق روشن کودک‌آزادی است
تیر ۳۰ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
16269657529_41520b5c79_z
image_pdfimage_print

 Photo: MONUSCO Photos / Flickr.com

رایحه مظفریان جامعه شناس و پژوهشگر مقیم شیراز توضیح می دهد که رواج  پدیده ناقص سازی اندام جنسی زنان -مثلاً – در استان هرمزگان چنان وسیع است که نه فقط هشتاد در صد زنان قربانی این سنت شده اند، بلکه حدود شصت تا پنجاه در صد آنها مایلند دخترانشان را نیز به قربانگاه این سنت قدیمی بفرستند!

برای اولین بار ،این هفته صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در توضیح پدیده دردناک ناقص سازی اندام جنسی دختران از عبارت “کودک ازاری” استفاده کرد. رئیس صندوق جمعیت سازمان ملل که با رسانه ها مصاحبه میکرد،ضمن محکوم کردن این نوع ویژه ی کودک آزاری تاکید کرد که برای بریدن قسمت هائی از بدن انسان، کمترین عذری قابل قبول نیست و باید این اعمال را متوقف کرد.
از آنجا که گزارش های رسمی سازمان ملل متحد درباره میزان شیوع این سنت غیر انسانی، نشان می دهد که هم اکنون بیش از ۲۰۰ میلیون زن و دختر در حدود سی کشور جهان قربانی این ناقص سازی جنسی شده اند و بسیاری از آنان هم در سنین کودکی متحمل این اتفاق ناگوار می شوند، در نتیجه چه بسا از همین روست که عبارت “کودک آزاری” در مورد این اقدام بکار گرفته شده است.
متاسفانه در ایران نیز عمل ناقص سازی اندام جنسی دختران، در برخی از مناطق کشور هنوز هم رواج دارد و اینک چند سالی است که بویژه فعالان جامعه مدنی بقصد مبارزه با این پدیده شوم، در مناطقی که این سنت قدیمی هنوز رایج است،به فعالیت مشغولند تا شاید هر چه بیشتر آنرا منزوی کنند.

در گفتگوئی با خانم رایحه مظفریان ، جامعه شناس و پژوهشگر و نویسنده کتاب ” تیغ و سنت” از او درباره وضعیت و میزان رواج این سنت بسیار قدیمی در مناطق مختلف ایران و نیز چگونگی مقابله با آن پرس و جو کرده ایم. خانم مظفریان که علاوه بر تحقیقات خود در این زمینه ، از بنیان گزاران ” کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران” است، درباره میزان رواج و پهنه جغرافیائی حضور این پدیده در میان مردم، از چهار منطقه آذربایجان غربی (مناطق کرد نشین آن) ، استان کردستان،استان کرمانشاه و استان هرمزگان نام می برد و اضافه می کند که از نظر رواج این سنت بیشترین آمار مربوط به استان هرمزگان است و در این استان هم زنان و دختران جزیره قشم بیشترین رقم قربانیان را بخود اختصاص داده اند.
بروایت خانم مظفریان در هرمزگان حدود هشتاد در صد زنان ختنه شده اند و تقریباً حدود شصت تا پنجاه در صد از آنان هم اکنون تمایل دارند که دخترانشان را ختنه کنند. در کردستان هم زنان بین سی تا پنجاه در صد ختنه شده اند.

آیا ختنه دختران یک رهنمود مذهبی است؟
نکته مهمی که در سخنان این پژوهشگر قابل توجه است این که اخیراً شیوع اسلام سلفی در مناطقی مثل کردستان و هرمزگان باعث شده است که سنت ناقص سازی اندام جنسی زنان دوباره رواج پیدا کند و بعنوان سنتی که گویا از ” پیغمبر به میراث رسیده است” این روزها قوی تر شود.
این در حالی است که رایحه مظفریان اظهار اطمینان می کند که این پدیده ارتباطی با اسلام ندارد و یک پدیده سنتی در برخی مناطق محسوب می شود. او مثال می زند که در میان مسلمانان مالکی در ایران ختنه دختران ممنوع است. اما در میان مسلمانان مالکی در آفریقا رواج دارد. یا موضوع ختنه دختران در میان یهودیان اتیوپی رواج فراوانی دارد و حتی در مهاجرت به اسرائیل هم آنها این سنت را با خود حفظ می کنند.
بروایت رایحه مظفریان در ایران بیشترین کسانی که این سنت را رعایت می کنند شافعی ها هستند. اما بخشی از شیعیانی هم که در جوار شافعی ها در مناطق محروم زندگی می کنند این سنت را بدقت اجرا می کنند.

روحانیت در مقابل این پدیده چه برخوردی دارد؟
برخوردهای تردید امیز و گاه متناقض روحانیون سنی و شیعه در مقابل این پدیده نشان می دهد که منابع اسلامی در این مورد یا اصلاً پاسخی ندارند و یا نشانه های مبهم و متفاوتی برجای گذاشته اند.
بعقیده رایحه مظفریان که همراه با بسیاری از فعالان دیگر مدنی می کوشند بیاری قوانین موجود در کشور – از جمله قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی – هواداران این سنت را از اعمال خود برحذر دارند، روحانیون در این زمینه با تشتت اراء روبرو هستند.
او می گوید در کردستان دو روحانی اهل تسنن علیه این سنت موضع گرفته اند. ولی بقیه شیوخ سنی که در جنوب کشور زندگی می کنند نسبت به این عمل اظهار نظر نکرده اند.
در میان روحانیون اهل تشیع ، آیت الله مکارم و صانعی این عمل را ممنوع اعلام کرده اند . این در حالی است که فتوای آیت الله خامنه ای ناقص سازی اندام جنسی زنان را ” جایز ” توصیف کرده و لی اضافه کرده است که ” واجب ” نیست.
در عراق نیز که آیت الله سیستانی قبلاً آشکارا ناقص سازی زنان را حرام نمی دانست ، اخیراً با توجه به اینکه داعشی ها در مناطق تحت حاکمیت خود این عمل را واجب اعلام کرده اند ، او طی فتوای جدید این کار را حرام دانسته است.
به این ترتیب واضح است که برای داوری درباره این سنت مخربی که به قرن های گذشته تعلق دارد ، در میان روحانیون هیچ اجماعی بوجود نیامده است.
انفعال دولت ها در مقابله با این سنت زن ستیز و سکوت مقامات مذهبی در مقابل آن ، همه ی بار این وظیفه دشوار ، بقصد مقابله با این پدیده شوم را بدوش نحیف کنشگران اجتماعی می اندازد که گاه با دست خالی ، ولی اراده ای آهنین روستاهای دورافتاده کشور را به امید روشنگری و آگاهسازی در می نوردند.

منبع: بیژن برهمندی – رادیو فرانسه 

تیر
۲۹
۱۳۹۵
باید تیغ مسلمانی بزنیم، روایت‌هایی درباره ختنه‌ دختران در ایران
تیر ۲۹ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
photo_2016-07-14_19-02-50
image_pdfimage_print

لی‌لا ملاحی‌زاده: در جامعه‌ی ما همه‌ی مادرها وظیفه‌ی خودشان می‌دانند که دختران خود را در سنین کودکی سنت کنند، در ظاهر بدون دخالت مردها و اصولا این مسئله از نظر آن‌ها ربطی به مردها ندارد؛ البته نه اینکه مردها به‌کل درباره‌ی سنت دخترانشان بی‌اطلاع باشند، منتها وارد جزئیات نمی‌شوند و این موضوع را به زن‌ها محول کرده‌اند.

سنت دختران با مشورت و مشارکت مادر و مادربزرگ‌ها و دیگر زن‌های فامیل صورت می‌گیرد. آن‌ها هستند که با همدیگر هماهنگ می‌کنند و دخترانشان را در موعد معین سنت می‌کنند. این کار را جزء سنت پیشینیان خود می‌دانند و با دنباله‌روی و حرف‌شنوی خاصی که در جامعه‌ی سنتی وجود دارد، به این کار مبادرت می‌کنند.

این روایت، بخش کوتاهی است از گفت‌وگوهایی که در سال ۱۳۸۰ با چند دایه از چند محله قدیمی و روستا در بندرعباس و قشم، انجام شده است. اولین مصاحبه را به تنهایی انجام دادم اما در گفت‌وگوهای بعدی دوستم همراهم بود.

دیدار با دو دایه از محله‌های قدیمی بندرعباس

پاییز ۱۳۸۰- اولین دایه‌ای که با او درباره‌ی ختنه‌ی دختران صحبت کردم، ساکن محله‌ی خودمان -که از محله‌های قدیمی بندرعباس است- بود و در همان‌جا دختران را ختنه می‌کرد. از او سوال‌هایی راجع به ختنه‌ی دختران کردم که ایشان فقط بر تیغ مسلمانی تاکید کرد و گفت: در حال حاضر در اینجا، ختنه کمتر شده و تازگی‌ها بعضی‌ها می‌گویند که ختنه برای دختران لازم نیست و فقط یک سنت است و هر کس به سنت پیامبر پایبند است دخترش را نزد من می‌آورد تا ختنه‌اش کنم. تکه‌ای کوچک، خیلی کم از کلیتوریس را جدا می‌کنم. به گفته‌ی این خانم، ختنه هیچ آسیبی به دختر نمی‌رساند.

گفته‌های او را برای دوستم ارسال کردم. ایشان به بندر آمدند و پرس‌وجوهایی را شروع کردیم. بار دیگر به اتفاق دوستم همراه با پرسشنامه‌ای که با خود آورده بود، سراغش رفتیم. این بار همه‌چیز را منکر شد و گفت: حالا دیگر من ختنه نمی‌کنم.

بدون اینکه اطلاعات جدیدی بگیریم منزل او را ترک کردیم. اما بعدها با پرس‌وجو متوجه شدم هنوز هم ختنه انجام می‌دهد.

دومین دایه که با او صحبت کردیم، ۷۵ ساله بود از اهالی یکی دیگر از محله‌های قدیمی بندرعباس که گفت ۳۵ یا ۴۰ سالی می‌شود که دایگی می‌کند. این کار را از مادرش یاد گرفته بود و ختنه هم می‌کرد، مادرش هم ختنه می‌کرده. عقیده داشت ختنه سنت پیامبر است و دختر یا پسر فرقی نمی‌کند، باید تیغ مسلمانی بزنیم. عقیده داشت هر کس ختنه نکند، کافر است و از نظر فیزیکی، ختنه نقش مهمی در زیبایی آلت دارد و باعث می‌شود کلیتوریس رشدش با بریدن، متوقف و دراز و آویزان نشود.

بعد از نحوه‌ی بریدن، سن ختنه کردن و رنگ باختن این سنت قدیمی گفت:

با انگشت شست و اشاره، سر کلیتوریس را می‌گیرم و تا جایی که رگ زیر انگشتم نزند، همان قسمت را قطع می‌کنم، که فقط پوست است به اندازه‌ی یک دانه عدس. البته هرچه بچه بزرگ‌تر باشد، بیشتر می‌برم چون کلیتوریس بلندتر است.

 تا حالا هیچ بچه‌ای زیردست من نمرده، ولی خونریزی چرا یکی دو مورد داشتم که تا یک ربع نیم ساعت بعد از ختنه شدیداً خونریزی می‌کردند و بچه‌هایی بودند که [موقع ختنه] خیلی خودشان را تکان می‌دادند و بی‌تابی می‌کردند.

 من خیلی‌ها را ختنه کرده‌ام. چه در محله‌ی خودمان، چه در  محله‌های دیگر.

 قبلاً که می‌توانستم بروم و پادرد نداشتم، خودم به خانه‌ها می‌رفتم و دختران را ختنه می‌کردم. گاهی چند دختر را جمع می‌کردند و خبرم می‌کردند که بروم، گاهی هم فقط یک دختربچه. حالا که زمین‌گیر شده‌ام و نمی‌توانم بروم، مادران، دختران خود را به این جا می‌آورند برای ختنه.

سر هر زایمان به همراه مادرم می‌رفتم تا یاد بگیرم، اما دخترانم علاقه‌ای به این کار نداشتند و می‌گفتند کثیف است و دوست نداریم.

۲۰ سال پیش، بیشتر بچه‌ها را در سنین ۷-۸ سالگی ختنه می‌کردم ولی حالا در محله‌ی خودمان، بیشتر بچه‌ها را در نوزادی یا دو سه‌ماهگی ختنه می‌کنم. در حال حاضر کسی به من مراجعه نمی‌کند، شاید به دلیل کهولت سنم است و لرزش دستانم.

بعد از صحبت با این دو دایه، سراغ دایه‌ای از روستایی در جزیره‌ی قشم رفتیم؛ ماما خدیجه.

دیدار با ماما خدیجه از روستایی در جزیره قشم

۲۸ بهمن ۸۰- خانه‌ی ماما خدیجه مثل بیش‌تر خانه‌های روستا دیوارهایی دارد کوتاه از خشت. در نگاه اول آدم فکر می‌کند با تلی انباشته از گل که خانه را از کوچه جدا کرده روبه‌رو است و رگبارهای هرازگاهی هم به طبیعی جلوه دادن این دیوارها کمک می‌کند.

کوبه‌ی دری فرسوده و قدیمی را می‌کوبیم و پس از چندی، صدایی نه چندان زنانه از آن‌سوی در، که: آمدم. آمدم!

در  به روی ما باز می‌شود.

آمنه، دختری که راهنمای ماست، برای سلام و احوالپرسی با ماما خدیجه جلو می‌رود و ما را به او معرفی می‌کند و او با نگاه شیرین عسلی‌اش از دو دریچه‌ی برقع سیاه‌رنگ و صدایی مهربان با ما احوالپرسی می‌کند و ما را به درونِ سرا می‌خواند.

کنج حیاط خانه، دو گاو که گردنشان با طنابی -به چوبی کوبیده بر زمین- بسته‌شده، میان علوفه و پهن لم داده‌اند. به ساوات[۱] می‌رسیم با پا گذاشتن روی سِونِدی[۲] که در آن پهن است صدای قرچ قرچ چوب‌های سوند بلند می‌شود، در ساوات چهار جَحله[۳] آویزان است برای نگهداری آب.

ماما خدیجه درِ چوبی اتاق را باز می‌کند،  با باز شدن ِ در، بوی تند روغن نارگیل سوخته مشامم را می‌آزارد. حال همراهانم هم بهتر از من نیست. داخل می‌شویم درحالی‌که ماما خدیجه می‌خواهد بهترین جای اتاق،  بنشاندمان، اما جایی پیدا نمی‌کند. نزدیک در، روی تَک[۴] ولو می‌شویم.

اتاق تقریباً تاریک است و تنها از درزهای روزنه‌ای، تیغه‌ی باریکی از روشنایی به زحمت به درون  می‌خزد. ماما خدیجه وقتی کلید لامپ را می‌زند متوجه می‌شویم پیرمردی گوشه‌ی اتاق روی بالش چمباتمه زده که پایش با پارچه‌ای کهنه، پیچیده شده.

تمام اثاثیه‌ی اتاق، دو حصیر پوسیده از الیاف پلاستیکی در حال پودر شدن و کهنه تَکی رنگ‌باخته و چند پشتی با روکش‌هایی چرک مرده و دنده‌هایی خردشده از فشار قوزک دست‌ها به پهلوی‌شان که اگر دیوار، تکیه‌گاهشان نبود مچاله و کج می‌شدند.

روی تنها طاقچه‌ی اتاق و لبه‌ی پنجره چوبی‌اش، آینه‌ای شکسته- نیمه و گلدانی ازگل‌های پلاستیکی سیاه شده از فضله‌ی مگس‌ها.

نزدیک پیرمرد، منقل آتش و قابلمه‌ای سیاه شده از دود و قوطی سبزرنگ روغن نارگیل که با حرارت زغال‌هایی افروخته، بوی تند و آزارنده‌ای را در هوا می‌پراکند، دیده می‌شد.

ماما خدیجه که دقایقی پیش از اتاق خارج شده بود، با بشقابی از پفک و بیسکویت به اتاق برمی‌گردد. متوجه دود پیچیده در اتاق می‌شود، تازه یادش می‌آید روغن نارگیل را از روی زغال‌ها بردارد و بی‌آنکه به شوهرش اخم کند با لبخندی روغن را از حرارت زغال دور می‌کند.

به طرف ما می‌آید و بیسکویت تعارفمان می‌کند. دوست داشتم پیرمرد حضور نداشت تا راحت‌تر با هم و با ماما خدیجه حرف بزنیم. اما مثل اینکه گرم‌ترین اتاقشان همین بود و پیرمرد هم دلش نمی‌آمد این مجلس زنانه را ترک کند!

از ماما خدیجه خواستیم تا برقعش را باز کند، بازش کرد. صورتش مثل  عکس‌های  حضرت مریم روی دیوار بعضی خانه‌ها بود به همان معصومیت و زیبایی ولی بدون آن هاله‌ی نورانی و کمی چروکیده.

ماما خدیجه از خواندن «باسنک[۵]» برای ما دریغ نمی‌کند، از ناف زمین می‌خواند. دختر ماما خدیجه و مادر آمنه به جمع ما می‌پیوندند و برایمان آواز دسته‌جمعی می‌خوانند.

– دُختُن (دختران) سنت اکنیم، خدا قبول بکنت الحمدالله رب‌العالمین

– خیلی وقتِ دختن سنت می‌کنی؟

– دوروبر ۵۰-۴۵ سال می‌شه که دختن سنت اکنم.

– از کسی یاد گرفتی؟

– از حاجی مریم مم شیخ محمد صالح، ما می‌رفتیم همراهش نگاه می‌کردیم به کاری که می‌کرد، آدم دل بزرگ می‌خواد.

– می‌دانی چند سال است که سنت انجام می‌دهند؟

– از روزی که دنیا بوده. سنت دختن از روزی که دنیا بوده، چه دختر چه پسر باید ختنه بکنیم. از روزی که خدا خلقت به بنده کرده دخت به دختی، چوک (پسر) به چوکی باید سنت بشه.تیغ مسلمانی باید بزنی!

ماما خدیجه از ختنه می‌گوید، ختنه دختران. او امیدوار است این کارش را خدا قبول کند، او فکر می‌کند با ختنه کردن دختران، نقش مهمی در پیاده کردن اسلام دارد و به خودش می‌بالد که سنت پیامبر را به جای می‌آورد.

– ماما خدیجه بیا کمی نزدیک‌تر، شما با چه وسیله‌ای می‌بری؟

– می‌کشیم دوا سرخو (مرکورکرم یا دواگلی)، بعد وا تیغ مکینه[۶] می‌بریم.

او حتی می‌خواهد روش کارش را در ختنه کردن به ما یاد بدهد. او برایمان توضیح هم می‌دهد که چه طور می‌توانیم این کار را انجام بدهیم.

طرز بریدن و اندازه‌ای را که باید کلیتوریس بریده شود به ما نشان می‌دهد، تکه‌ای از چادر مرا می‌گیرد مچاله می‌کند،  طوری آن را میان انگشتانش می‌گیرد که انگار سر کلیتوریس را میان دو انگشت گرفته است.

– چند نفر با هم سنت می‌کنی؟

۶ یا ۷ نفر، بعضی وقت‌ها یک نفر، دو نفر.

– از یک تیغ برای چند نفر استفاده می‌کنی؟

– دو، سه نفر یک تیغ، بعد تیغ کند می‌شه.

– چه وقتی ختنه می‌کنی؟

– وقتی انبو، شیشک زد (موقع شکوفه دادن درختان سپستان[۷])، فصل جووا (بهار)، خرداد، بعد از تعطیلی مدارس.

– چندسالگی سنت می‌کنی؟

۴، ۶، ۷، ۹، ۱۰، ۱۵ سالگی.

هشت، نشته (هشت‌سالگی، سنت نمی‌کنم، نیستی می‌آورد)

پنج، رنجه (پنج‌سالگی سنت نمی‌کنم، رنج می‌آید)

سوُ، سُکِن (سه‌سالگی سنت نمی‌کنم، نحس است)

به دل خودم که باشه این سال‌هایی که گفتم سنت نمی‌کنم. اما اگر خانواده گفتن بکن، سنت می‌کنم.

– پانزده‌سالگی بزرگ نیست؟

– بله ولی مسکین بودن کسی نبوده به آن‌ها بگه.

بعد رو می‌کند به من می‌گوید:

– در هنگام، دختری بود که سنت نکرده بود، شبیه تو بود دختر! اگه می‌گفتی مالِ هنگامی، می‌گفتم تویی. او را سنت کردم.

-نوزادان را سنت می‌کنی؟

– من نه! نوزاد نمی‌برم، کوچک است به دست نمیاد.

– خیلی می‌بری؟

– نه ای کودوکو (یک‌ذره)، اندازه‌ی ارزن، خیلی کوچک، اندازه‌ای که مسلمان شه.

– اگر سنت نکند چه می‌شود؟

– اگر دختر سنت نکنه مست می‌شه.

-سنت  نکنیم کافر است، مثلا اگر کسی بد بود، اختیار دهن خود نداشت، نفرین کرد، می گن مگه تو تیغ مسلمانی از روت رد نشده که این رفتار می‌کنی؟

– تو جزیره [قشم] کسی هست که ختنه نکرده باشد؟

– پیش ما کسی نیست که ختنه نکرده باشه، همه سنت کردم الحمدالله. در شهر دیگه شاید!

– غیر مسلمان هم انجام می‌دهند؟

– نمی‌دانم.

– بوده که موقعی که بریدی خیلی خونریزی بکنند؟

– کمی می‌بریم، پوستش اگه روی رگ تیغ بره خیلی خونریزی می کنه.

– پیش شما بوده که چنین شود و رگ بریده شود؟

– پیش من نه الحمدالله رب‌العالمین از برکت خدا، اما بوده پیش دایه‌های دیگه، آن هم تقصیر دایه نبوده، تقصیر کسی بوده که دختر را خوب نگه نداشته.

– بیشتر چه کسانی دخترانشان می‌آورند؟ پدرها هم شده که دخترانشان را بیاورند؟

– همه مادرها می‌آورن، پدرها نه. بیشتر من به خانه‌شان می‌رم. صد تا یکی می‌آورن به خانه‌ی من.

– جشن می‌گیرید؟ مثل ختنه‌ی پسرها؟

– بله، باسنک می‌زنن، حنا به دست‌وپاهایش می‌دهن.

– قربانی می‌کنید؟

– بله، برای دختر مرغ و خروس قربانی می‌کنیم، شیرینی بین بچه‌ها تقسیم می‌کنیم، کهرِ (بز) صد تا یکی قربانی می‌کنیم. اما برای پسر کهرِ قربانی می‌کنیم.

– دخترها چه می‌کنند؟

– کمی از ترس گریه می‌کنن، بعضی‌ها هم خیلی گریه می‌کنن. مسئله‌ای نیست صدایشان بیرون بره.

– تکه‌ای که جدا می‌کنید چه‌کار می‌کنید؟

– تو سوراخ دیوار می‌گذاریم، (پس می‌خوریم؟! با خنده)

– چقدر استراحت می‌کنند؟

– نه! سنت بکن برو بازی کن، استراحت نمی‌خواد.

– الان کم شده یا بیشتر؟

– الان هم ختنه می‌کنیم، در دوبی هم ختنه می‌کنند. آنجا در بیمارستان ختنه می‌کنند، دکتر انجام می‌دهد.

– دکتر محلی؟

– نه دکتر درس‌خوانده.

– گشته (عود) دود می‌کنی؟

– نه! بوی خوش، بَده. آن موقع، زن زایمان که کرد، گشته دود می‌کنیم، برای عروس گشته دود می‌کنیم.

ماما خدیجه آن‌قدر مهربان است که دلمان می‌خواهد ساعت‌ها بنشینیم و به حرف‌هایش گوش بدهیم ولی باید برویم دنبال ماجرا از زبان‌های دیگر.

در ادامه‌ی سفرمان به روستای هُلُر[۸] در جوار درگهان به دیدار دو دایه‌ای که از قدیم می‌شناختمشان رفتیم و یک بیست‌وچهار ساعتی  مهمانشان بودیم. حرف‌های آن دو هم همان حرف‌های ماما خدیجه بود.

آن‌ها هم ختنه را کامل شدن دین می‌دانستند و می‌گفتند تیغ، ابزار مسلمانی است و اگر دختر را ختنه نکنی آب و غذای دستش حرام، نمازش باطل و خودش هم کافر است.

سخنی با خوانندگان

این مطلب، بخشی از گفت‌وگوهای بسیاری بود که با دایگان انجام داده‌ام. شاید بهتر باشد اشاره کنم چطور کنجکاو به کنکاش درباره‌ی سنت دختران در جامعه‌ام شدم. روزی دوستم کتابی برایم آورد با عنوان «زنان زیر سایه‌ پدرخوانده‌ها». نوشین احمدی خراسانی در این کتاب، به موضوع ختنه‌ی دختران در مصر و سنگسار زنان در ایران اشاره کرده بود. این باعث شروع سؤالاتی در ذهن من شد که چرا به ختنه‌ی دختران در ایران اشاره‌ای نکرده است؟ و این بود که با همراهی دوستم و دوستانش در تهران، تحقیقی را در این زمینه آغاز کردیم؛ که به مصاحبه با بیش از ۱۶۰ زن ختنه شده و دایه و گفتگوی جمعی با اهالی چند روستا در منطقه جنوب ایران انجامید.

با بسیاری از زنان موضوع را در میان گذاشتیم و با هم به گفتگو نشستیم. برای هم از چگونگی و پیشامدِ سنت شدنمان صحبت کردیم و با یادآوری خاطره‌ی آن روز چهره در هم کشیدیم. برای آن درد، ترس و لرزیدن  پاهایمان از دیدن رگه‌های خونِ بعد از ختنه، مادرانمان و آن زن ختنه کننده را نکوهش کردیم و گاه به این درد مشترک به دیده‌ی طنزی تلخ نگاه کردیم و کلی با هم خندیدیم.

وقتی درباره‌ی ختنه زنان می‌گوییم، فایده‌ی این گفتمان به چه کسانی خواهد رسید؟ آیا فایده‌اش فقط به کسانی می‌رسد که بتوانند آن را موضوعی کنند برای گرفتن بورسیه و تحصیل در کشورهای دیگر، دعوت به مجالس و کنگره‌های بین‌المللی و پرداختن به آن با کلمات قلمبه‌سلمبه‌ی دانشگاهی و برچسب افسردگی زدن به زنان ختنه شده از دریچه علم روانشناسی؟ اگر چنین است پس جایگاه مردم در این تحقیقات کجاست؟ آیا فقط ابزاری برای بحث‌های روشنفکری‌اند؟

ما اما در پی راهی بودیم برای رهایی از این سنت خشونت‌باری که بیش از ۱۴ سال در موردش با صدای بم صحبت کردیم، نگران بودیم چگونه  از ختنه سخن بگوییم که مبادا زیرزمینی شود و این نگرانی‌ها باعث شد بیش از ۱۶۰ مصاحبه‌ای که انجام دادیم، همان‌طور روی زمین بماند و ترجیح دادیم با دقت بیشتری به موضوع بپردازیم. در دهه‌ی پیش، سخن راندن از این مقوله آسان نبود، شاید منجر به مقاومت در شیوخ و ملاها می‌شد و چه‌بسا الآن هم بشود. خوشبختانه، طی این سال‌ها، مقاله‌هایی منتشر شد، کتاب «گل صحرا» ترجمه شد. کتاب «تراژدی تن» در سال ۸۹ و کتاب دیگری به نام «تیغ و سنت» در سال ۹۴ منتشر شد. ما سنت زدگان می‌گوییم: ما نمی‌خواهیم اگر سنت شدیم، در بیرون از این‌جا ما را عقب‌مانده یا ناقص بدانند و اگر سنت نشدیم، در جایی که زندگی می‌کنیم پلید، نجس و ظالم بخوانندمان. ما نمی‌خواهیم وقتی لیوان آب گوارایی را با دستان کوچکمان برای پدربزرگ می‌بریم، بگوید از دست تو خوردن  این آب حرام است.


پانوشت‌ها:

[۱] ساوات یا ساباط: سایه‌بان‌های اتاق‌هاست. در جنوب به دلیل آنکه هوا خیلی گرم می‌شود، اکثر خانه‌های قدیمی دارای ساوات هستند. اهالی خانه در عصر جلوی درب اتاق می‌نشینند و استراحت می‌کنند.

[۲] سوند، حصیری زمخت و خشن و یکی از صنایع‌دستی مردم در جنوب ایران از جمله استان هرمزگان در شهرستان‌های قشم، میناب و … است. سوند از شاخ و برگ درخت نخل و در ابعاد ۴ ، ۶ و ۸ متری ساخته می‌شود و برای ساختن سایبان، خانه‌های روستایی، انباری، کپر، آغل احشام و حریم باغ‌ها استفاده می‌شود. (میناب جنوب، ۱۰ آذر ۱۳۹۳)

[۳] کوزه گلی مدوری که مردم جنوب ایران در گذشته در آن آب شرب نگهداری می‌کردند.

[۴] حصیر با برگ نخل

[۵] باسنک یا واسونک نوعی آواز زنان در جزیره قشم است.

[۶] نوعی تیغ اصلاح که در گذشته بیشتر برای اصلاح ریش مورداستفاده بود.

[۷] درخت انبو یا سپستان در نواحی جنوبی ایران، به‌ویژه کرانه‌های خلیج‌فارس پراکندگی دارد.

[۸] روستایی با قدمت ۴۰۰ ساله در حومه بندر درگهان و ۱۸ کیلومتری شهر قشم قرار دارد. (ویکی پدیا)

منبع: لی‌لا ملاحی‌زاده – خشونت بس 

بهمن
۱۷
۱۳۹۴
ختنه زنان، خشونتی که هنوز قربانی می‌گیرد
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
a portrait  for violence against women with white ribbon
** Note: Slight graininess, best at smaller sizes
image_pdfimage_print

Photo: sognolucido/Bigstock.com

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

امروز، ششم فوریه، روز جهانی عدم هرگونه مدارا با خشونتی به نام «ناقص‌سازی جنسی» یا «ختنه» زنان است. بریدن بخشی از اندام جنسی زنان هنوز هم نه در یک کشور آفریقایی روی نقشه، که در بخش‌­هایی از استان­‌های هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی انجام می‌شود.

 هنوز هم دخترکانی در روستاهای حوالی کنگ، بندر خمیر، جزیره هرمز، کیش، قشم، اورامان و کامیاران، پاوه، نوسود، شاهو و بسیاری از روستاهای دور و نزدیک استان‌های هرمزگان، کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به بهانه مراعات سنت و عرف، بخشی از اندام جنسی‌شان را با تیغ تیز نادانی از دست می‌دهند و برای همیشه داغ خشونت را بر تن و روح‌شان حس می‌کنند.

می‌توان گفت در طول سال‌های اخیر با فعالیت و روشن‌گری تعداد اندکی از محققان و کنش‌گران یا فعالان محلی، از میزان این عمل خشونت‌بار کاسته شده است، اما کماکان آمارهای موجود نشان می‌دهد که دخترکان تازه متولد‌شده در برخی از استان‌های ایران در معرض خطر ناقص‌سازی جنسی هستند. گرچه نام ایران در لیست ۲۹ کشور ختنه‌کننده زنان که توسط یونیسف به ثبت رسیده، ذکر نشده است، اما نمی‌توان انکار کرد که قریب به ۶۰ تا ۸۰ درصد زنان ساکن هرمزگان و ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان کردنشین به تیغ تیز سنت سپرده شده‌اند.

رایحه مکارمی مظفریان یکی از پژوهش‌گرانی است که در طول چند سال اخیر جهت آموزش مردم استان‌های درگیر، وقت بسیاری صرف کرده و کتاب «تیغ و سنت» را هم در مورد نتایج تحقیقات میدانی‌اش در این رابطه منتشر کرده است. متن زیر گفتگوی خانه امن با رایحه مکارمی مظفریان در مورد معضل ختنه در ایران است.

به نظر شما وضعیت ختنه زنان در ایران نسبت به سایر کشورها قابل طرح و پیگیری است؟

نوع و درجه ختنه زنان در ایران با سایر کشورها مثلا مصر متفاوت است، در ایران نهایتا کلیتوریس مورد آسیب قرار می‌گیرد و البته گزارش‌هایی هم وجود دارد که گاهی بافت لب‌های کوچک هم آسیب دیده‌اند، اما در این‌که هنوز این عمل در برخی مناطق ایران به شدت زنده و حتی نگران‌کننده است هیچ شکی وجود ندارد.

کدام یک از مناطق ایران بیش‌ترین آمار ختنه زنان را دارد؟

یکی از مناطقی که معضل ناقص‌سازی جنسی زنان در آن رایج‌تر است، منطقه قشم است که به علت همجواری‌اش با دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، و اینکه یک جزیره و محیط بسته‌ای است، طبیعتا هنوز هم به طور دقیق روی این مسئله کار نشده است. بعد از آن می‌توان به استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی اشاره کرد.

اما اهالی برخی مناطق، مثلا مردم کردستان با انتشار گزارش‌هایی از این دست، وجود ختنه زنان را به کلی انکار کرده و جبهه می‌گیرند.

شیوع ختنه زنان در مناطق کردنشین را فقط من به عنوان یک محقق، تایید نمی‌کنم بلکه خود کردها هم طبق گزارش‌هایی که سال گذشته در همین تاریخ منتشر شد، شیوع معضل ختنه زنان در مناطق کردنشین را تایید می‌کنند. می‌توانید به تحقیقاتی که دکتر عثمان محمودی در این مورد انجام داده است مراجعه کنید. یا تحقیقات کامیل احمدی و خانم‌ها فاطمه کریمی و پروین ذبیحی را مد نظر قرار بدهید. در این مورد هم‌صدایی وسیعی وجود دارد، گرچه نمی‌شود انکار کرد که در مناطق کردنشین میزان ختنه زنان درچند سال اخیر به صورت قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

به چه علت؟

شاید به علت همجواری کردستان ایران با کردستان عراق و فعالیت‌های فرهنگی که فعالان حقوق زن در کردستان عراق انجام می‌دهند و در تلویزیون‌های‌شان در مورد قبح این عمل صحبت می‌کنند. اما برای ما به عنوان پژوهش‌گر این حوزه حتی یک قربانی هم زیاد است و قابلیت توجه دارد. تمام تلاش‌مان این است که بتوانیم توجیه کنیم که این عمل چه روی یک نفر و چه روی صدها هزار زن انجام شود، معنای برابر و خشونت‌باری دارد.

میزان پراکندگی عمل ناقص‌سازی زنان در استان‌های مختلف را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بر اساس نتایج تحقیقات خودم و سایر دوستانی که در این مورد پژوهش‌هایی انجام داده‌اند، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد در برخی مناطق کردنشین و رقمی حول و حوش ۶۰ تا ۸۰ درصد در استان هرمزگان این اتفاق رخ داده است.

نرخ پراکندگی جغرافیایی عمل ختنه در سطح استان‌های مورد نظر یکسان است؟

خیر. در برخی مناطق همین استان‌ها ممکن است این عمل اصلا انجام نشود. منظور ما مثلا از مناطق کردنشین، کل مناطق این استان نیست. تفاوت بین شیعه و سنی هم در میزان پراکندگی مسئله ختنه زنان بارز است.

یعنی اهل تشیع اصلا زنان را ختنه نمی‌کنند؟

برخی از اهل تشیع نیز به خاطر همجواری‌شان با مناطق سنی‌نشین این عمل را انجام می‌دهند.

تاریخچه ختنه زنان به کجای تاریخ برمی‌گردد؟

انسان‌شناسان هنوز دلیل قانع‌کننده یا خط روشنی برای ختنه زنان پیدا نکرده‌اند. آن‌چه مسلم است، این است که ریشه ختنه به آفریقای مرکزی برمی‌گردد. این عمل از یک اسطوره آفریقایی آغاز شده و بعد از آن در مصر و فراعنه رواج پیدا کرده و بعد از آن قوم بنی‌اسرائیل که مایل بوده است طبقه خاص و الیت را نشانه‌گذاری و از طبقه محروم جامعه و یهود جدا کند، این عمل را باب می‌کند تا یکسان‌سازی طبقات اجتماعی را انجام دهد.

یعنی ختنه ریشه مذهبی ندارد؟

خیر. قرآن هیچ اشاره‌ای به این ماجرا نکرده است. مثلا اینکه الزام کند که باید ختنه انجام شود. ولی روایاتی وجود دارد که طبق آن روایات است که اهل تسنن نسبت به انجام این سنت پافشاری می‌کنند.

الان در همان مناطق سنی‌نشین هم وضعیت بهتری حکم‌فرماست چون آن‌ها تفهیم شده‌اند که اسلام به سلامت انسان‌ها بهای بسیاری می‌دهد و زندگی شاد را برای همه افراد جامعه روا می‌دارد و چون عمل ختنه زنان خطرناک است، بهتر است جلوی آن گرفته شود.

به هر حال در کشورهای آفریقایی ختنه زنان بین تمامی ادیان انجام می‌شود. مسلمان، مسیحی، بی‌دین، یهودی و سایر مکاتب و مذاهب هم به دلیل سنت و فرهنگ آن را انجام می‌دهند.

چرا این پدیده در برخی استان‌های کشور اصلا وجود ندارد و در برخی استان‌های دیگر شایع است؟

در مناطق جنوبی و در میان اهل تسنن شاید بتوان علت شیوع آن را پیگیری کرد اما دلیل قانع‌کننده‌ای برای این‌که چرا این عمل به استان کردستان هم کشیده شده و چرا در برخی استان‌های خاص در کشور انجام می‌شود، وجود ندارد. شاید کردها به علت نزدیکی به اعراب از این سنت و فرهنگ تاثیر پذیرفته‌اند چون این سنت در طول تاریخ از آفریقا به اعراب منتقل شده است.

نظر مراجع عظام در مورد ختنه چیست؟ آیا آن‌ها این عمل را تایید می‌کنند؟

در بین مراجع اهل تشیع تقریبا یک هم‌صدایی وجود دارد. پیش از این، این طور نبود و آن‌ها می‌گفتند مثلا جایز است اما واجب نیست. اما امروز می‌گویند چون عرف اجتماعی نیست انجام آن لزومی ندارد اما در بین اهل تسنن که دست یافتن به اجماع دشوارتر است، برخی‌ها موافقند و آن را واجب می‌دانند و برخی دیگر مستحب.

بهمن
۱۷
۱۳۹۴
دیگر هیچ وقت این کار را نخواهم کرد
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , ,
Asiya_newsbanner
image_pdfimage_print

ترجمه: خانه امن

آسیه حامد مدتی از عمر خود را صرف ختنه زنان کرده است. به یاد نمی‌آورد که چند دختر را ختنه کرده ولی حالا می‌داند که چه تاثیراتی داشته است: «دختران و زنان به خاطر مشکلات فیزیکی که ناقص‌سازی جنسی زنان به وجود آورده از احتباس ادرار و خون‌ریزی رنج برده‌اند.»

آسیه می‌گوید به خاطر این عمل زنان در مواقع زایمان با خطر جانی روبه‌رو می‌شوند. البته آسیه این موضوع را در هنگام اجرای این عمل نمی‌دانست. به عنوان قابله فکر می‌کرد که با این کار به دختران کمک می‌کند تا اینکه دو سال پیش در دوره آموزشی‌ای که توسط انجمن آفار برگزار شد شرکت کرد. می‌گوید: «این دوره به من نشان داد که من چقدر دختران را به خاطر ناآگاهی رنجانده‌ام.»

امروز او از همه برای مقابله با ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج کودکان دعوت می‌کند.

آسیه در برنامه‌‌ای در منطقه آفامبو اتوپیا، که ناقص‌سازی جنسی زنان در کودکی – اغلب وقتی هفت‌روزه هستند – انجام می‌گیرد شرکت می‌کند. این برنامه توسط صندوق جمعیت سازمان ملل متحد حمایت می‌شود و جوامع را درخصوص خطرات ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج کودکان آموزش می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند تا این سنت‌ها را رها کنند.

به عنوان بخشی از این تلاش، آسیه در یکی از کمیته‌های محلی که به افزاریش آگاهی در این مورد می‌پردازد کار می‌کند. چنین کمیته‌هایی در هفت ناحیه مختلف آفامبو تاسیس شده‌اند که از نماینده‌ای از رئیس قبیله، اداره محلی، رهبر مذهبی، و نماینده جوانان تشکیل شده است.

اعضای کمیته موضوعات مخنلفی را چند ماه در سال به بحث می‌گذارند و تاثیرات مختلف ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج کودکان بر دختران می‌پردازند.

ناقص‌سازی جنسی زنان باعث شوک، خون‌ریزی و عفونت می‌شود و می‌تواند به زایمان طولانی، خون‌ریزی بیش از حد هنگام زایمان و حتی مرگ منجر شود. ازدواج کودکان نیز به سلامتی دختران آسیب می‌رساند. بسیاری از دختربچه‌های عروس قبل از اینکه از نظر فیزیکی به سن بلوغ برسند حامله می‌شوند، که ممکن است منجر به آسیب‌های جبران‌ناپذیری در هنگام حاملگی و زایمان شود.

اما هنوز قانع کردن مردم به ترک این سنت‌ها مشکل است. برخی توسط مذهب‌شان ترغیب می‌شوند و برخی باور دارند که ازدواج کودکان و ناقص‌سازی جنسی زنان از رابطه جنسی قبل از ازدواج جلوگیری می‌کند؛ رابطه جنسی‌ای که برای خانواده و قبیله شرم بزرگی است.

گرچه آسیه یک مدافع پرشور لغو ناقص‌سازی جنسی زنان شده است اما هنوز گاهی درخواست‌های مبنی بر انجام این عمل به او داده میشود. آسیه می‌گوید: «به آن‌ها می‌گویم که هرگز دختری را در معرض خطر و رنج ناقص‌سازی جنسی زنان قرار نمی‌دهم.»

علی‌رغم این چالش‌ها، آسیه می‌گوید مردم به سختی قانع می‌شوند که به ازدواج کودکان و ناقص‌سازی جنسی زنان پایان دهند.

تجارب آسیه به عنوان کسی که این عمل را انجتم می‌داده و قابله به استدلا‌های او اعتبار می‌دهد، و با اقتدار در مورد آسیب‌هایی که شاهد آن بوده صحبت می‌کند. او زنان را ترغیب می‌کند که در درمانگا‌ها تحت نظر پزشکان متخصص زایمان کنند تا این‌که در خانه این کار را انجام دهند.

«وقتی با یک زن حامله روبه‌رو می‌شوم اطمینان حاصل می‌کنم که با درمانگاه محل تماس گرفته شود و آن‌ها آمبولانس بفرستند.»

تلاش‌های او اعضای تاثیرگذار جامعه خود را قانع کرده که سلامت، خوشبختی، و حقوق بشر دختران باید در اولویت باشد.

آسیه به‌عنوان کسی که عمل ناقص‌سازی جنسی زنان را برای مدت طولانی انجام می‌داده، به همه نشان می‌دهد که هیچ‌وقت برای تغییر نظر دیر نیست.

منبع: UNFPA

بهمن
۱۷
۱۳۹۴
ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
1
image_pdfimage_print

رایحه مظفریان

میناب یکی از شهرستان‌های شرقی استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است. مذهب اصلی مردمان این شهرستان شیعه است در حالی که به دلیل همجواری با شهرستان سیریک تعدادی از اهالی نیز پیرو مذهب سنی هستند.

هما احدی و همکاران، پژوهشی با عنوان “شیوع و میزان آگاهی و نگرش زنان سنین باروری شهر میناب در مورد ختنه زنان” (۱۳۸۱) در حوزه‌ی علوم پزشکی و خدمات بهداشتی-درمانی انجام داده‌اند. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، ۴۰۰ زن ۱۵ تا ۴۹ ساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی شهر میناب به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و مبتنی بر هدف گزینش شدند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسش‌نامه‌ی پژوهشگر ساخته، سنجش میزان آگاهی و نگرش از طریق مصاحبه‌ی نیمه سازمان یافته و هم‌چنین به کمک فهرست مشاهده جمع آوری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی، مجذور کای و واریانس یک طرفه تحلیل شد.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شیوع “ختنه” ۷۰ درصد بود که در بین زنان ختنه شده، ختنه‌ی درجه یک۴/ ۸۷ درصد و ختنه‌ی درجه‌ دو ۶ / ۱۲ درصد بود. میانگین نمره‌ی آگاهی در گروه ختنه شده در مورد بهداشت باروری ۶/۱ ± ۱/۲ و گروه ختنه نشده ۷/۱± ۰۵/۳ از ۱۳ نمره و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ).  میانگین نمره‌ی نگرش گروه ختنه شده ۹/۱۰± ۵/۳۶ و گروه ختنه نشده ۰/۹± ۷/۴۷ و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ). ب ین آگاهی و درجه‌ی ختنه و بین نگرش و درجه‌ی ختنه ارتباط مثبت معنی دار آماری وجود داشت(۰۰۱/۰> p ).

2

نتیجه‌ی این پژوهش: ضعیف بودن آگاهی و نگرش افراد مورد مطالعه، لزوم آموزش مردم منطقه و اهمیت مراکز بهداشتی-درمانی در افزایش سطح آگاهی و تغییر نگرش‌های مردم را نشان می‌دهد.

پیرو این پژوهش نگارنده سفری به چند روستای این منطقه داشت تا وضعیت رواج ناقص سازی جنسی زنان را در میان اهل تشیع بعد از گذشت ۱۳ سال بررسی کند. مهم‌ترین عامل در ترویج این سنت، حضور زنانی به نام دایه محلی و خواست مادرانی است که هم‌چنان تمایل دارند دختران خود را ختنه کنند. در این میان عوامل بازدارنده‌ی زیادی وجود دارد که می­تواند به توقف این عمل در مناطق کمک کند: عواملی مانند آگاهی بخشی عمومی از طریق رسانه‌ها، پزشکان، معلمان و مهم‌تر از همه پیشوایان مذهبی.

اگرچه ناقص سازی جنسی زنان به درجات مختلف هم‌چنان در شهرستان‌های استان هرمزگان انجام می‌شود ولی برخی از دایه‌های محلی دیگر به انجام این عمل مشغول نیستند. در مصاحبه با برخی از دایه‌ها، آن‌ها اظهار می­کردند که حدود سی سال پیش به انجام این عمل اشتیاق داشتند ولی با حضور پزشکان و ملاهای شیعی، دیگر این عمل رایج نیست اگر چه هم‌چنان از مهارت‌های خود برای مراقبت‌های پیش از زایمان مادران باردار استفاده می‌کنند.

بیش‌تر دایه‌ها شیوه‌ی انجام عمل را با دست نشان می‌دهند و نوک انگشت اشاره را میزان برش کلیتوریس کودک تخمین می‌زنند. شیوع ختنه‌ی دختران در میان اهل تسنن بیش از تشیع است. در روستاهای سنی نشین دختران بیش‌تری هم‌چنان با نام سنت ختنه می­شوند. بیش‌ترین آمار ختنه‌ی دختران در استان هرمزگان مربوط به جزیره‌ی قشم است. در اکثر روستاهای این جزیره حداقل یک دایه وجود دارد که با داشتن تجربه‌ی کافی دختران روستا را در سنین مختلف ختنه می‌کند.

در خلال جستجوها متوجه شدم که همسر راننده که شیعه هم بودند تاکنون دوبار دختر کوچک چهار ساله‌اش را نزد دایه برده است تا او را ختنه کنند و هر دو بار دایه از انجام عمل سر باز زده است چرا که معتقد بوده که اندازه‌ی کلیتوریس دختر کوچک است و هنوز برای انجام عمل آمادگی ندارد.

3

با همسر راننده و دختر کوچکشان پیش دایه محلی رفتیم. این دایه محلی سنی است و هم‌چنان دختران را ختنه می‌کند. دایه معتقد است اگر چه در قرآن اسمی از ختنه برده نشده است ولی به همان دلیل که پسرها ختنه می‌شوند دختران را نیز باید ختنه کرد. ابزار کار این دایه نیز تیغ می‌باشد. او توضیح می‌دهد که تکه پوست مانند و ابتدایی کلیتوریس را می‌کشد و بخش کوچکی از آن را با تیغی که از قبل خریده است می­برد و به میزان بسیار کمی محل برش خونریزی دارد. سپس محل برش با پنبه‌ی آغوشته به الکل تمیز می‌شود. حدود سه یا چهار روز هم هنگام ادرار محل برش سوزش خواهد داشت. دایه علت ختنه شدن دخترها را این می­داند که آن‌ها بتوانند مسلمان واقعی شوند و قرآن بخوانند و غذا و آبی که از دست آن‌ها گرفته می‌شود، حلال باشد. او دخترهای خودش را نیز ختنه کرده است: “اول دختر خودم بعد دخترهای مردم، اول نوه‌های خودم بعد نوه‌های مردم را ختنه می‌کنم. در منطقه‌ی ما فرقی بین شیعه و سنی نیست و پیروان هر دو مذهب دختران خود را ختنه می‌کنند”. دستمزد این دایه حدود ۵۰۰۰ تومان برای هر بار ختنه کردن یک دختر است. اگر کسی هم توان پرداخت این مبلغ را نداشته باشد، از او پول نمی‌گیرد.

اکثر دایه ها از مادر یا مادربزرگ خودشان یاد گرفته اند چرا که در گذشته پزشک و طبیبی نبوده است. سن ختنه در دختران متفاوت است و این تفاوت به میزان بزرگی و کوچکی کلیتوریس بستگی دارد.

از همسر راننده می‌پرسم به چه دلیل تا این حد برای ختنه شدن دخترش پافشاری می‌کند؟ او توضیح می دهد که به دلیل این که این سنت از دیرباز رسم بوده است او دوست دارد تا دخترش هم مانند خودش ختنه شده باشد. هم‌چنین او معتقد است که این رسم از هوس‌بازی دختران جلوگیری می‌کند. او می‌گوید: “مانند سوزن زدن به فرد مریض، ختنه کردن دختران هم توکل می‌خواهد. باید دل فرد راضی باشد تا توان این را داشته باشد که با تیغ کار کند. تمام خواهرها و خواهرزاده‌های من هم ختنه شده‌اند.”

۶ فوریه‌ی هر سال، روز جهانی پایان دادن به ناقص سازی جنسی زنان نام گرفته است. تاکنون ۲۹ کشور در لیست کشورهایی قرار گرفته‌اند که این عمل در آن‌ها هم‌چنان رواج دارد. هنوز نام ایران و بیش از ۱۰ کشور دیگر در لیست جهانی سازمان بهداشت جهانی و یونیسف قرار نگرفته است. در مناطقی از غرب و جنوب ایران نیز، هم‌چنان دخترانی قربانی نقص عضو جنسی می‌شوند. اما موادی در قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است که می‌توان از آن‌ها برای جرم انگاری مثله کردن دختران استفاده کرد:

ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت.

ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است.

ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است.

ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

منبع: گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

بهمن
۱۷
۱۳۹۴
ناقص‌سازی جنسی زنان در فقه و حقوق ایران
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
ختنه-1
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه‌لو، پژوهشگر حقوقی

ناقص‌سازی جنسی زنان یا ختنه زنان پدیده‌ای است که ریشه‌های تاریخی دارد. رواج این پدیده در برخی از مناطق ناشی از باورهای سنتی و آداب و رسوم و یا اعتقادات مذهبی است. دلیل هرچه باشد، پزشکان معتقدند انواع ناقص‌سازی جنسی زنان زیان‌های جبران‌ناپذیری‌ را به همراه دارد.

در بیانیه مشترکی که سازمان بهداشت جهانی، یونیسف، یونسکو، کمسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر سازمان‌های وابسته به سازمان ملل علیه ناقص‌سازی زنان منتشر نموده‌اند صریحا عنوان شده‌است که هیچ سود پزشکی برای ختنه زنان شناخته نشده‌ است و در عوض مشخص شده ‌است که این عمل برای زنان از بسیاری جهات مضر و خطرناک است.

سازمان بهداشت جهانی برآورد کرده است که سالیانه بیش از سه میلیون زن و دختر در ۲۸ کشور جهان برخی از آفریقا، برخی از کشورهای آسیایی و کشورهای خاورمیانه در معرض عمل بریدن آلت تناسلی هستند و با عوارض آن زندگی می‌کنند.

مضرات ناقص‌سازی جنسی زنان باعث شده است که در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای برچیدن این پدیده صورت گیرد. یکی از این تلاش‌های بین‌المللی اختصاص یک روز برای مبارزه با ختنه زنان است. ۶ فوریه از طرف کمسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد روز جهانی عدم هرگونه مدارا با ناقص‌سازی جنسی زنان اعلام شده است  هم اکنون از نظر بسیاری از فعالان حقوق زنان و کودکان، ختنه زنان نوعی خشونت فیزیکی علیه زن محسوب می‌شود.

کشور ایران نیز از جمله کشورهایی است که پدیده ختنه زنان در آن وجود دارد. به همین دلیل لازم است  است بررسی شود این پدیده در ایران چه جایگاهی داشته و قوانین و مقررات و فقه اسلامی  در مورد آن چه احکامی دارند.

بررسی فقهی

در مورد پدیده ختنه زنان فقهای شیعه نظراتی ارائه داده‌اند. از فقهای عصرهای پیشین نیز نظراتی در این مورد موجود است. از میان این فقها چندین نفر به این موضوع اشاره کرده و آن را مستحب دانسته‌اند. به عبارتی این فقها با تاکید بر واجب نبودن ختنه زنان آن را منع نکرده و جایز می‌دانند.

محقق حلی، شهید اول، شهید ثانی و علامه مجلسی از فقهایی هستند که ختنه زنان را واجب ندانسته اما آن را ممنوع نیز نمی‌دانند بلکه آن را مستحب نیز دانسته‌اند.

برخی از فقهای معاصر نیز در مورد این پدیده اظهار نظر کرده‌اند که بعضی آن را مستحب دانسته و برخی آن را مستحب و واجب ندانسته و مخالف آن هستند و حتی آن را حرام می‌دانند.

آیت‌الله خویی در این زمینه معتقد است:«مستحب است دختر را نیز ختنه کنند، هرچند بالغ شود و بهتر است دختر را در سن هفت سالگی ختنه کنند.»

آیت‌الله مکارم شیرازی معتقدند که ختنه کردن و زنان نزد علمای شیعه به اجماع و اتفاق واجب نیست؛ ولی حکم به استحباب آن کرده‌اند. در مورد طریقه آن در روایات تصریح شده که آن عضو مخصوص از ریشه برداشته نشود، بلکه تنها قسمت بالای آن برداشته شود.

 آیت‌الله صانعی بیان می‌دارند که:  ختنه دختران، مستحب نبوده و نیست. و یک امر مردمی و خواسته افراد در زمان‌ها و مکان‌ها بوده و جهتش همان حسن و زیبایی و کرامت نزد شوهر است. وجوب آن حتی اگر از نظر فقهی و حکم اولی آن، فی حد نفسه قابل اثبات باشد، چنانچه موجب بروز ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی و ضرر گردد و نیز علت و فایده‌ای بر آن مترتب نباشد، و… چه رسد به همه آن‌ها، به خاطر آن امور و آن شرایط باید قائل به حرمت و عدم جواز در این‌گونه زمان‌ها شد.

آیت‌الله محمدحسین فضل‌االله  معتفدند که: ختنه زنان ساخته و پرداخته اسلام نبوده وسنت و مستحب نیست. بلکه اسلام  آن را جزء امور پسندیده اجتماعی به حساب آورده است که می‌شود آن را جزء سنت‌ها و رسوم مورد عمل آن زمان (جاهلی) برشمرد. در ادامه آیت‌الله فض‌ االله روایت  بیان می‌دارد و می‌فرمایند: پیامبر (ص) در پرداختن به موضوع ختنه آن را مطلقا مباح نمی‌شمارد، بلکه نوعی نفرت را در آن برمی‌شمارد. حتی از فرمایش «فلا تنهکی ولاتستاصلی» هم می‌توان تحریم شرعی ختنه را فهمید. چرا که اصولی‌ها معتقدند ظاهر نهی همان حرمت است، مگر اینکه دلیلی بر عدم آن وجود داشته باشد.

(نظرات فقهی فوق از مقاله «ختنه زنان از دیدگاه فقه، حقوق پزشکی» نوشته مسعود بسامی اخذ شده است»)

همچنین آیت‌الله سیستانی در مخالفت خود با ناقص‌سازی جنسی زنان بیان داشته‌اند که: «گر منظور از ختنه دختر بریدن پوسته عضو جنسی زن (خروسه) باشد، صحیح آنست که این کار سنت شرعی نیست، بلکه در صورتی که به دختر آسیب برساند حرام است. و اما قطع خود عضو جنسی زن و یا قطع قسمتی از آن به یقین جنایتی در حق دختر محسوب می‌شود و برای والدین هیچ‌گونه مجوّزی در اقدام به آن وجود ندارد.»

با دقت در نظریات فوق مشخص می‌شود که فقها در مورد ختنه زنان اختلاف نظر دارند. برخی آن را جایز و برخی آن را حرام می‌دانند. از این رو نمی‌توان گفت که ناقص‌سازی جنسی زنان از دستورات اسلام بوده است. با توجه به اینکه مضرات جسمی و روحی این عمل هم اکنون آشکار شده است، هیچ دلیلی برای تجویز شرعی آن و یا ممنوع ندانستن آن وجود ندارد. بسیاری از فقهایی هم که ختنه زنان را حرام ندانسته‌اند در ادامه به عدم جواز آن در صورت وقوع ضرر تاکید کرده‌اند.

بررسی قانونی

 بررسی حقوق ایران نشان می‌دهد که قوانین در این زمینه ساکت است. البته قابل ذکر است بریدن آلت تناسلی در حقوق ایران در قالب قطع عضو جرم بوده و حسب مورد مرتکب به دیه یا ارش محکوم می‌شود. بر طبق ماده ماده ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی: «قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد…» برخی‌ها معتقدند از این ماده می‌توان ممنوعیت ختنه زنان را برداشت کرد اما با توجه به اینکه مقررات مربوط به دیه از فقه اخذ شده و تعداد قابل توجهی از فقها ختنه زنان را ممنوع ندانسته‌اند نمی‌توان گفت آن نوعی از ناقص‌سازی جنسی مرسوم زنان در ایران که ختنه زنان نامیده می‌شود، مشمول این ماده بوده و جرم است چرا که بر اساس اصل ۱۶۷ قانون اساسی ایران در موارد سکوت یا نقص و اجمال قوانین باید به منابع فقهی مراجعه شود.  به همین دلیل نمی‌توان صراحتا گفت که این پدیده در ایران غیرقانونی است.

از همین رو لازم است قانون‌گذار ایران با وضع مقرراتی این پدیده را صراحتا ممنوع کند. هم اکنون که سال‌هاست تلاش برای برچیدن این پدیده شکل گرفته و علم پزشکی نیز مخالفت خود را با آن اعلام کرده است و از طرف دیگر موازین شرعی نیز اصراری بر انجام این عمل ندارند، شایسته است قانون‌گذار ایران هر نوع از ناقص‌سازی جنسی زنان را جرم‌انگاری کند. البته لازم به ذکر است که مبارزه با این پدیده صرفا با جرم‌انگاری آن محقق نخواهد شد بلکه لازم است با فرهنگ‌سازی، باورها و آداب و رسوم غلط و زیان‌آور برچیده شود. برای این کار لازم است علاوه بر وضع قانون، تدابیر فرهنگی در مناطقی که این پدیده رواج دارد پیش‌بینی و به اجرا در آید.

بهمن
۱۷
۱۳۹۴
تیغی که زندگی زنان را مثله می‌کند
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Help me. Little poor miserable girl  standing near window and begging for help while  holding her hand on glass
image_pdfimage_print

Photo: Yacobchuk/Bigstock.com

نعیمه دوستدار

«آن‌شب شش سالگی خود را به یاد می‌آورم که گرم و آرام در بستر خود خوابیده بودم. در آن حالت دلپذیر نیم‌خواب و نیم‌بیدار و با آن خواب‌های رنگارنگ کودکی که چون پریان خیالی با سرعت ولی آرام و بی صدا از برابرم می‌گذشتند، در درون بسترم حرکت چیزی شبیه به یک پنجه سرد و زمخت را احساس کردم که به لمس و جست‌وجوی بدن من سرگرم بود. گویی به دنبال چیزی می‌گشت. همزمان با آن، پنجه دیگری به همان بزرگی، سردی و زمختی اولی، بر دهان من قفل شد تا مرا از فریاد زدن باز دارد. آن‌ها مرا به حمام بردند. چیزی شبیه یک گیره آهنی را به یاد می‌آورم که دست‌ها، بازوان و ران‌های مرا در خود می‌فشرد، طوری که قدرت هرگونه حرکت یا مقاومت را از من سلب می‌کرد. ناگهان به نظرم رسید که لبه تیز فلزی به میان ران‌هایم رفت و پاره گوشتی را از آن نقطه بدن من جدا کرد. فریادی از درد زدم و دستی که دهان مرا می‌فشرد نتوانست مانع خروج آن شود، زیرا آنچه که حس کردم فقط احساس یک درد معمولی نبود، آتش سوزانی بود که سراسر جسم مرا در خود می‌گرفت. چند لحظه بعد حوضچه سرخی از خون را در اطراف کمرم گسترده دیدم. گریه را سر دادم و مادرم را به کمک خواندم. اما بدترین ضربه لحظه‌ای بود که به دور خود نگاه کردم و او را در کنار خود ایستاده دیدم. بله اشتباه نمی‌کردم، این خود او بود که درست در وسط افراد غریبه، با آنان حرف می‌زد و لبخند تحویل‌شان می‌داد، انگار که آن‌ها همین چند لحظه پیش در مراسم تکه پاره کردن دخترش شرکت نکرده بودند…»

نوال سعداوی، «چهره عریان زن عرب»

دست‌کم ۲۰۰ میلیون زن و دختر در سراسر جهان قربانی ختنه زنان شده‌اند. این تعداد ۷۰ میلیون نفر بیشتر از آمار سال ۲۰۱۴ است. به دلیل همین آمار شوکه‌کننده، بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل در نیویورک امسال به مناسبت روز جهانی عدم مدارا با ختنه زنان، گفته که هیچ‌گاه پایان دادن به این اقدام این‌چنین فوری نبوده است.

به نظر سازمان ملل، بریدن آلت جنسی زنان تحت عنوان «سنت و آیین» و عمل ناقص‌‌سازی اندام جنسی زن، مصداق بارز «شکنجه» است. به همین دلیل این سازمان روز بین‌المللی عدم هرگونه مدارا با ناقص‌سازی جنسی زنان زنان را تعیین کرده تا به عنوان یکی از روزهای آگاهی‌دهنده بین‌المللی مورد حمایت سازمان ملل، ۶ فوریه هر سال، مبارزه با ناقص‌سازی جنسی زنان (ختنه زنان) را در مرکز توجه جامعه جهانی قرار دهد.

نخستین بار، ۶ فوریه ۲۰۰۳ استلا اوباسانجو،، بانوی اول نیجریه این روز را پیشنهاد کرد. سپس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل این روز را به عنوان یکی از روزهای بین‌المللی سازمان ملل تصویب کرد.

بر اساس گزارش‌های جهانی، در هر ۱۰ ثانیه در جهان دختری ختنه می‌شود. ختنه زنان بیش از هر جایی همچنان در آفریقا رواج دارد. دلیل ختنه زنان اغلب مذهبی و فرهنگی است و گفته می‌شود که هر سال دو میلیون نفر قربانی مثله جنسی دختران می‌شوند.

ایران و باقیماندههای یک سنت دیرین

خیلی‌ها تصور می‌کنند که ختنه زنان در فرهنگ و سنت ایرانی وجود ندارد اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که در برخی از مناطق ایران هم این عمل خشن روی زنان انجام می‌شود.

همین امسال، کامیل احمدی، نتایج پژوهشی را منتشر کرده که نشان می‌دهد این عمل در چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و هرمزگان رواج دارد. این پژوهشگر می‌گوید که ختنه دختران آیٔینی با قدمت بسیار است که با وجود نقض وجوه مختلف حقوق جنسی زنان، امروزه همچنان رواج دارد. برخی باورها، هنجارها، نگرش‌ها و نظام‌های سیاسی و اقتصادی در ادامه یافتن این سنت در ایران نقش دارند.

بر اساس این پژوهش حدس زده می­‌شود حدود ۷۰ درصد از ختنه زنان در چهار استان ذکر شده رواج داشته باشد. از بین هزار نفری که در ۸۵ روستا مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، مشخص شده که آذربایجان غربی بیشترین آمار ختنه‌شدگان را دارد.

در ایران، ختنه زنان بیشتر روی دختران کمتر از ده سال صورت می‌گیرد. در استان‌های ایلام و لرستان این عمل درست قبل از ازدواج صورت می‌گیرد و در برخی از موارد هم پس از تولد اولین فرزند ختنه انجام می‌شود. در استان هرمزگان اما معمولا دختربچه‌ها را در سن‌های پایین ختنه می‌کنند.

زنان را چطور ناقص میکنند؟

تنها شباهت عملی که روی زنان انجام می‌شود با ختنه مردان، در بریدن بخشی از آلت تناسلی است با این تفاوت که بخشی که از آلت مردان بریده می‌شود، آلت جنسی آن‌ها را ناقص نمی‌کند اما در عملی که بر زنان انجام می‌شود، عضو جنسی ناقص می‌شود.

بر اساس تقسیم‌بندی سازمان بهداشت جهانی، این عمل به چهار شکل ممکن است انجام شود: برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس (کلیتوریدکتومی)، برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس و لب‌های کوچک فرج با بریدن لب‌های بزرگ یا بدون آن، تنگ کردن مجرای مهبل با ایجاد یک مهر و موم پوششی با قطع کردن و تغییر مکان دادن لب‌های کوچک یا لب‌های بزرگ با یا بدون برش کلیتوریس، و نوع چهارم شامل هرگونه عمل خطرناک دیگر روی آلت تناسلی زنان به مقصودی غیر پزشکی مانند: سوراخ کردن، سوزن زدن، شکافتن و غیره.

در اغلب نقاط جهان از جمله ایران، این عمل پنهانی و در شرایط غیربهداشتی انجام می‌شود. داروی بیهوشی وجود ندارد و فرد درد بسیار شدیدی را تحمل می‌کند.

افرادی که به شکل سنتی مسئول انجام این عمل هستند، محل خونریزی را با خاکستر، داروهای محلی یا بتادین و الکل تمیز می‌کنند.

برای انجام این عمل خشن بر روی زنان و دختران، استدلال‌های بدون پشتوانه‌ای در جوامع سنتی ارائه می‌شود. آنها می‌گویند که این عمل تضمین کننده پاکی زن و تضمین‌کننده سلامت مرد و کودکی است که از زن متولد می‌شود. برخی معتقدند که بوهای بد با این عمل از بدن زن حذف می‌شود اما یکی از مهم‌ترین دلایل سنتی انجام این عمل کنترل یا کم کردن میل جنسی زنان است.

نتیجه این سنت خشونت بار اغلب دامنگیر است و تا پایان عمر همراه آن زن می‌ماند. ختنه آمیزش را برای زنان دردناک می‌کند و دلیل بریده شدن کلیتوریس که مهم‌ترین اعصاب جنسی در آن قرار دارد، این زنان اغلب به ارگاسم نمی‌رسند. برخی موارد ناباروی به دلیل ختنه هم وجود دارد.

شرایط غیر بهداشتی باعث می‌شود که زنان با عوارضی مثل عفونت‌های شدید روبه‌رو شوند و به دیلیل همین عفونت‌ها انتقال بیماری‌هایی مثل هپاتیت و اچ آی وی هم بیشتر شود. همه اینها جدا از عوارض روانی و روحی حاصل از ناقص شدن عصو جنسی زنان است.

بنبست قانونی و بیتمایلی ایران به مداخله در ختنه زنان

گرچه در ایران مناطقی که ختنه در آنها انجام می‌شود، چندان وسیع نیستند و برخی شواهد نشان می‌دهد که با بالارفتن تحصیلات و آگاهی‌ نسل‌های جدید تا جدودی از انجام این عمل کاسته شده، اما همچنان مردمانی هستند که بر سنت‌های پیشین خود پای می‌فشادند. زنان نسل‌های قبلی و مادران، از حامیان اصلی این سنت خشن هستند که آنها نیز به نوعی خود را مسوول پاسداری از ارزش‌های مردسالارانه می‌دانند.

 با این حال مداخله چندانی از سوی حکومت ایران برای کنترل اعمال این خشونت بر زنان صورت نمی‌گیرد.

به علاوه، قوانین ایران از ختنه دختران نامی ‌نبرده‌ است و چون قانونی وجود ندارد، نمی‌توان برای حمایت از دختران نسبت به ناقص‌سازی جنسی اقدامی کرد. تنها نقطه اتکا، قوانینی هستند که آن‌ها مثله کردن بدن را قابل مجازات می‌دانند.

اما بر مبنای قوانین بین‌المللی، از آنجا که ایران به کنواسیون منع خشونت علیه زنان نپیوسته، نمی‌توان بر مبنای حقوقی مثل حق حیات، تمامیت بدن، حمایت از زنان در برابر قربانی شدن، حق سلامت ذهنی و جسمانی و حمایت از زنان در برابر خشونت‌های خانوادگی از حقوق زنانی که ختنه شده‌اند، حمایت کرد.

نکته امیدی دیگری که برای حامیان حقوق زنان و کودکان وجود دارد، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان است که در ماده یک، هرنوع صدمه به کودکان و نوجوانان اعم از جسمی، روانی و اخلاقی را ممنوع کرده است. ماده ۴ این قانون، علاوه بر ممنوعیت هرگونه شکنجه مجازات حبس و جزای نقدی را برای مرتکب قرار داده است.

ماده ۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان هم کودک آزاری را جرم عمومی می‌شمارد که  نیازی به شاکی خصوصی ندارد و شاید بتوان با تکیه بر این قوانین از برخی از قربانیان مثله کردن جنسی زنان حمایت کرد.

با وجود اینها نبودن نهادهای مردم‌نهادی که بتوانند به شکل مستقل این مساله را پیگری کنند، در کنار بی‌تمایلی حکومت از ورود به آن، در کنار انکار مردم مناطقی که این عمل در آنها کم و بیش انجام می‌شود، موضوع را تا حدی از دسترس پژوهشگران خارج می‌کند. با این حال فعالان این حوزه امیدوارند که با آموزش مردمی، به خصوص آموزش دایه‌ها و ماما‌های محلی که ادامه‌دهندگان اصلی این سنت‌اند و با جلب حمایت روحانیون مذهبی در آن مناطق، در کنار آموزش کادر بهداشتی و درمانی فعال در این محل‌ها و جلب مشارکت دولت، بتوان باقی‌مانده‌های این عمل خشن را بر روی زنان از میان برد.