صفحه اصلی  »  ختنه دختران
image_pdfimage_print
مهر
۱۹
۱۳۹۶
خشونت علیه دختران
مهر ۱۹ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , ,
portrait of two years old sad blonde girl
image_pdfimage_print

Photo: WildCat78/bigstockphoto.com

به مناسبت روز جهانی کودکان دختر

نعیمه دوستدار

دختربچه‌ها هنوز در جهان به روزی اضافه بر روز جهانی کودکان نیاز دارند. مشکلات آن‌ها به مشکلات عمومی کودکان جهان خلاصه نمی‌شود، بلکه شکل شدیدتر همان‌هاست، به اضافه خشونت‌های وابسته به جنسیت که استمرار آن‌ها تا سال‌های بزرگسالی به مشکلات جهان نابرابر برای زنان پیوند می‌خورد. آن‌ها نه تنها در محیط خانواده با تبعیض جنسیتی، خشونت خانگی و ضرب و شتم مواجه‌اند، که از آنها توقع می‌رود درس و تحصیل را ترک کنند، ازدواج کنند و باردار شوند. کار خانگی، کار در مزرعه و کار برای کمک به مخارج زندگی، شرایط روزمره زندگی آنهاست.

۱۹ دسامبر سال ۲۰۱۱، مجمع عمومی ملل متحد قطعنامه‌ای به تصویب رساند و در آن روز یازدهم اکتبر را روز جهانی دختران اعلام کرد. بر اساس این قطعنامه، هدف از این نام‌گذاری به‌ رسمیت شناختن حقوق دختران است در زمانه‌ای که دختران در سراسر جهان با چالش‌ها و معضلات جدی مواجه هستند و برای حل مشکلات آن‌ها باید راهکاری جهانی یافت. به گفته سازمان ملل متحد سرمایه‌گذاری کشورها در تامین حقوق اولیه افراد از جمله حق دختران برای بهره‌مند بودن از بهداشت و تحصیل می‌تواند فقر، خشونت و عقب‌افتادگی در این جمعیت انسانی را به صورت محسوسی کاهش دهد.

حق برخورداری از امنیت، سلامت، آموزش، زندگی سالم و مطلوب برای دختران با این هدف که در بزرگسالی و به عنوان یک زن، از تمامی حقوق خود برخوردار شوند.

اما گزارش‌ها و آمار و اطلاعاتی که از کشورهای مختلف منتشر می‌شود، نشان می‌دهد که هنوز تعداد زیادی از دختران در دوران دبستان و سال‌های ابتدایی دبیرستان مجبور به ترک تحصیل می‌شوند، بسیاری از آن‌ها به امکانات بهداشتی و سلامتی دسترسی ندارند و تحت فشار فرهنگ و سنت‌های کهنه وادار به ازدواج می‌شوند.

دختران از دو جنبه زن بودن و کودک بودن، محور فعالیت و اقدام مشترک دو نهاد بین‌المللی یعنی کمیته محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان و کمیته حقوق کودک قرار دارند.

نوامبر سال ۲۰۱۴، کمیته منع تبعیض علیه زنان و کمیته حقوق کودک، نظریه تفسیری مشترکی در رابطه با رویه‌های زیان‌بار علیه دختران منتشر کردند.

این نظریه تفسیری مشترک برای تبیین تعهد دولت‌های عضو کنوانسیون حقوق کودک در ارتباط با رویه‌های زیان‌بار است. برخی از مصادیق رویه‌های زیان‌بار علیه دختران شامل کشتن نوزادان دختر و گزینش جنسیتی قبل از تولد، ناقص‌سازی جنسی دختران، ازدواج زود و اجباری و جرایم ناموسی است.

مهم‌ترین شکل‌های خشونت علیه دختران

تعداد زیادی از دختران نوجوان در حالی که باید تحصیل کنند و آموزش ببینند، از نظر جامعه و والدین باید برای ازدواج و مادری آماده شوند: وضعیتی که آن‌ها را مجبور به ترک تحصیل می‌کند. اما حتی برای آن‌ها که فرصت ادامه تحصیل پیدا می‌کنند، دسترسی به اطلاعات پایه در مورد سلامت، حقوق بشر و حقوق جنسی و باروری دشوار است. کمبود امکانات آموزشی آن‌ها را در مقابل صدمه جسمی و روانی آسیب‌پذیر می‌کند.

عامل اصلی تداوم این خشونت‌ها، کلیشه‌های جنسیتی است. کلیشه‌های جنسیتی مشکلات زنان و دختران را عادی و قابل پذیرش نشان می‌دهد. به همین دلیل از جمله مفاد مهم کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، تعهد امضاکنندگان کنوانسیون به تغییر کلیشه‌های جنسیتی است.

سال گذشته سازمان نجات کودکان گزارشی منتشر کرد که آمارهای تکان‌دهنده‌ای از وضعیت دختران خردسال در آن آمده است. بر اساس گزارش این سازمان بیش از ۷۰۰ میلیون زن زیر ۱۸ سال در سراسر جهان مجبور به ازدواج شده‌اند.

این معضلات در مورد برخی گروه‌های آسیب‌پذیر دختران مانند اقلیت‌های نژادی یا دختران در طبقات فقیر یا نواحی حاشیه‌ای شهرها بیشتر است.

در ایران ازدواج زود هنگام، محرومیت از تحصیل، ختنه، خشونت خانگی از شکل‌های رایج اعمال خشونت نسبت به دختران است.

بر اساس تعریف صندوق کودکان ملل متحد یونیسف، ازدواج کودکان هر ازدواجی اعم از رسمی یا غیر رسمی است که در آن یکی از طرفین یا هر دو زیر سن ۱۸سال باشند. در بسیاری از کشورهای دنیا ازدواج کودکان زیر سن قانونی،  جرم‌انگاری و غیرقانونی شده است. در ایران اما مساله ازدواج کودکان حل نشده باقی مانده است. ازدواج زودهنگام در سال‌های اخیر در ایران چنان فراگیر شده که انتشار آمار آن، برخی از نمایندگان مجلس را به تلاش برای پیگیری طرحی برای بالا بردن سن ازدواج دختران واداشته است.

بر اساس قانون مدنی ایران، سن قانونی ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال تعیین شده است. با این حال در ماده ١٠۴١ قانون مدنی آمده است: “عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ١٣‌ سال تمام شمسی و پسر‌ قبل از رسیدن به سن ١۵‌سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.”

آمارهای ثبت احوال ایران نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳، نزدیک به ۴۲۰هزار دختر زیر ۱۵سال در ایران ازدواج کرده‌اند. همچنین بر اساس آخرین آماری که یونیسف در اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی منتشر کرد، ۱۷درصد از دختران ایرانی زیر ۱۸سال و سه درصد نیز زیر ۱۵سال ازدواج می‌کنند.

عوارض ناشی از بارداری و زایمان یکی از مهم‌ترین علت‌های مرگ دختران در سنین ۱۵ تا ۱۹ سال در سطح جهان است و سالانه به ۷۰ هزار مرگ منجر می‌شود.

بنا به این گزارش، نوزادان مادران کمتر از ۱۸ سال نیز ۶۰ درصد بیشتر از سایر نوزدان با خطر مرگ و بیماری روبه‌رو هستند.

به گفته مرکز آمار ایران، سیستان و بلوچستان بیشترین زنان ازدواج کرده زیر ۱۵ سال را دارد.

مشکل محرومیت از تحصیل هم یکی از مهم‌ترین جلوه‌های خشونت علیه دختران در ایران است که در بسیاری از موارد ریشه‌های خانوادگی دارد. براساس نتایج مرکز پژوهش‌های مجلس در سال تحصیلی گذشته، سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل در ایران وجود داشته و دختران از اصلی‌ترین گروه‌های بازمانده از تحصیل در ایران بوده‌اند.

فقر خانواده و نداشتن امکان مالی برای خرج تحصیل، مشارکت فرزندان در اقتصاد خانواده و کودکان کار از دلایلی است که کودکان را از مدرسه رفتن باز می‌دارد و همه این دلایل در مورد  فرزندان دختر شیوع بیشتری دارد.

سال گذشته علی زرافشان، معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش ازدواج‌های زودهنگام در برخی استان‌ها را مانع از ادامه تحصیل دانش‌آموزان دختر اعلام کرده بود.

ناقص‌سازی جنسی دختران یا همان عملی که ختنه خوانده می‌شود، بیش از ۲۰۰ میلیون زن را در جهان قربانی کرده و بر اساس برخی از پژوهش‌ها که در سال‌های اخیر در ایران انجام شده، هنوز هم  در برخی از مناطق ایران ناقص‌سازی جنسی روی دختران و زنان انجام می‌شود.

 کامیل احمدی، نتایج پژوهشی را منتشر کرده که نشان می‌دهد این عمل در چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و هرمزگان رواج دارد.

بر اساس این پژوهش احتمالا حدود ۷۰ درصد از ختنه زنان در این شش استان انجام می‌شود.

در ایران ختنه زنان بیشتر روی دختران کمتر از ده سال صورت می‌گیرد. در استان‌های ایلام و لرستان این عمل درست قبل از ازدواج و در برخی از موارد هم پس از تولد اولین فرزند ختنه انجام می‌شود. در استان هرمزگان دختربچه‌ها را در سن‌های پایین ختنه می‌کنند.

بر اساس همین شرایط، سرمایه‌گذاری برای ارتقای کیفیت و کمیت آموزش و ایجاد امکانات برابر تحصیلی و ارتقای سلامت و تغذیه مناسب در سنین نوجوانی در کنار مقابله با شکل‌های مختلف خشونت جنسی، جسمی، روانی علیه دختران در خانواده و مدرسه و جامعه و تدوین قوانین ملی و بین‌المللی برای مقابله با ازدواج و ختنه دختران بیش از هر زمان دیگری نیاز جامعه امروز ایران و جهان است.

شهریور
۲۵
۱۳۹۵
مجازات‌های جدید برای ختنه زنان در مصر
شهریور ۲۵ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Photo: Shtoff/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: Shtoff/Bigstockphoto.com

قانون تشدید مجازات سخت برای ختنه زنان توسط پارلمان مصر تصویب شد. در تاریخ ۳۱ اوت ۲۰۱۶ قانون تشدید مجازات سخت برای ختنه زنان توسط پارلمان مصر تصویب شده که یک گام مثبت به سمت از بین بردن این عمل به شمار می‌رود، اما قوانین بیشتر و اصلاحات دیگری همچنان مورد نیاز هستند. مقامات مصری باید مطمئن شوند که قوانین و سیاست‌ها در خصوص ختنه زنان از جمله پاسخگو کردن مدیران مراکز درمانی که اجازه انجام چنین عملی را می‌دهند به اجرا در میاید.

اصلاحات جدید قانون مجازات برای کسانی که به انجام ختنه زنان (ناقص سازی جنسی) مبادرت می‌کنند از پنج تا هفت سال زندان و برای کسانی که با این عمل منجر به ناتوانی دائمی یا مرگ می‌شوند تا ۱۵ سال زندان در نظر گرفته‌است.

  منبع:  سازمان دیده‌بان حقوق بشر

تیر
۳۰
۱۳۹۵
ناقص‌سازی اندام جنسی دختران مصداق روشن کودک‌آزادی است
تیر ۳۰ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
16269657529_41520b5c79_z
image_pdfimage_print

 Photo: MONUSCO Photos / Flickr.com

رایحه مظفریان جامعه شناس و پژوهشگر مقیم شیراز توضیح می دهد که رواج  پدیده ناقص سازی اندام جنسی زنان -مثلاً – در استان هرمزگان چنان وسیع است که نه فقط هشتاد در صد زنان قربانی این سنت شده اند، بلکه حدود شصت تا پنجاه در صد آنها مایلند دخترانشان را نیز به قربانگاه این سنت قدیمی بفرستند!

برای اولین بار ،این هفته صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در توضیح پدیده دردناک ناقص سازی اندام جنسی دختران از عبارت “کودک ازاری” استفاده کرد. رئیس صندوق جمعیت سازمان ملل که با رسانه ها مصاحبه میکرد،ضمن محکوم کردن این نوع ویژه ی کودک آزاری تاکید کرد که برای بریدن قسمت هائی از بدن انسان، کمترین عذری قابل قبول نیست و باید این اعمال را متوقف کرد.
از آنجا که گزارش های رسمی سازمان ملل متحد درباره میزان شیوع این سنت غیر انسانی، نشان می دهد که هم اکنون بیش از ۲۰۰ میلیون زن و دختر در حدود سی کشور جهان قربانی این ناقص سازی جنسی شده اند و بسیاری از آنان هم در سنین کودکی متحمل این اتفاق ناگوار می شوند، در نتیجه چه بسا از همین روست که عبارت “کودک آزاری” در مورد این اقدام بکار گرفته شده است.
متاسفانه در ایران نیز عمل ناقص سازی اندام جنسی دختران، در برخی از مناطق کشور هنوز هم رواج دارد و اینک چند سالی است که بویژه فعالان جامعه مدنی بقصد مبارزه با این پدیده شوم، در مناطقی که این سنت قدیمی هنوز رایج است،به فعالیت مشغولند تا شاید هر چه بیشتر آنرا منزوی کنند.

در گفتگوئی با خانم رایحه مظفریان ، جامعه شناس و پژوهشگر و نویسنده کتاب ” تیغ و سنت” از او درباره وضعیت و میزان رواج این سنت بسیار قدیمی در مناطق مختلف ایران و نیز چگونگی مقابله با آن پرس و جو کرده ایم. خانم مظفریان که علاوه بر تحقیقات خود در این زمینه ، از بنیان گزاران ” کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران” است، درباره میزان رواج و پهنه جغرافیائی حضور این پدیده در میان مردم، از چهار منطقه آذربایجان غربی (مناطق کرد نشین آن) ، استان کردستان،استان کرمانشاه و استان هرمزگان نام می برد و اضافه می کند که از نظر رواج این سنت بیشترین آمار مربوط به استان هرمزگان است و در این استان هم زنان و دختران جزیره قشم بیشترین رقم قربانیان را بخود اختصاص داده اند.
بروایت خانم مظفریان در هرمزگان حدود هشتاد در صد زنان ختنه شده اند و تقریباً حدود شصت تا پنجاه در صد از آنان هم اکنون تمایل دارند که دخترانشان را ختنه کنند. در کردستان هم زنان بین سی تا پنجاه در صد ختنه شده اند.

آیا ختنه دختران یک رهنمود مذهبی است؟
نکته مهمی که در سخنان این پژوهشگر قابل توجه است این که اخیراً شیوع اسلام سلفی در مناطقی مثل کردستان و هرمزگان باعث شده است که سنت ناقص سازی اندام جنسی زنان دوباره رواج پیدا کند و بعنوان سنتی که گویا از ” پیغمبر به میراث رسیده است” این روزها قوی تر شود.
این در حالی است که رایحه مظفریان اظهار اطمینان می کند که این پدیده ارتباطی با اسلام ندارد و یک پدیده سنتی در برخی مناطق محسوب می شود. او مثال می زند که در میان مسلمانان مالکی در ایران ختنه دختران ممنوع است. اما در میان مسلمانان مالکی در آفریقا رواج دارد. یا موضوع ختنه دختران در میان یهودیان اتیوپی رواج فراوانی دارد و حتی در مهاجرت به اسرائیل هم آنها این سنت را با خود حفظ می کنند.
بروایت رایحه مظفریان در ایران بیشترین کسانی که این سنت را رعایت می کنند شافعی ها هستند. اما بخشی از شیعیانی هم که در جوار شافعی ها در مناطق محروم زندگی می کنند این سنت را بدقت اجرا می کنند.

روحانیت در مقابل این پدیده چه برخوردی دارد؟
برخوردهای تردید امیز و گاه متناقض روحانیون سنی و شیعه در مقابل این پدیده نشان می دهد که منابع اسلامی در این مورد یا اصلاً پاسخی ندارند و یا نشانه های مبهم و متفاوتی برجای گذاشته اند.
بعقیده رایحه مظفریان که همراه با بسیاری از فعالان دیگر مدنی می کوشند بیاری قوانین موجود در کشور – از جمله قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی – هواداران این سنت را از اعمال خود برحذر دارند، روحانیون در این زمینه با تشتت اراء روبرو هستند.
او می گوید در کردستان دو روحانی اهل تسنن علیه این سنت موضع گرفته اند. ولی بقیه شیوخ سنی که در جنوب کشور زندگی می کنند نسبت به این عمل اظهار نظر نکرده اند.
در میان روحانیون اهل تشیع ، آیت الله مکارم و صانعی این عمل را ممنوع اعلام کرده اند . این در حالی است که فتوای آیت الله خامنه ای ناقص سازی اندام جنسی زنان را ” جایز ” توصیف کرده و لی اضافه کرده است که ” واجب ” نیست.
در عراق نیز که آیت الله سیستانی قبلاً آشکارا ناقص سازی زنان را حرام نمی دانست ، اخیراً با توجه به اینکه داعشی ها در مناطق تحت حاکمیت خود این عمل را واجب اعلام کرده اند ، او طی فتوای جدید این کار را حرام دانسته است.
به این ترتیب واضح است که برای داوری درباره این سنت مخربی که به قرن های گذشته تعلق دارد ، در میان روحانیون هیچ اجماعی بوجود نیامده است.
انفعال دولت ها در مقابله با این سنت زن ستیز و سکوت مقامات مذهبی در مقابل آن ، همه ی بار این وظیفه دشوار ، بقصد مقابله با این پدیده شوم را بدوش نحیف کنشگران اجتماعی می اندازد که گاه با دست خالی ، ولی اراده ای آهنین روستاهای دورافتاده کشور را به امید روشنگری و آگاهسازی در می نوردند.

منبع: بیژن برهمندی – رادیو فرانسه 

آبان
۱۶
۱۳۹۳
 من دختری هستم که در هفده سالگی ختنه ام کرده اند          
آبان ۱۶ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۵
, , , , ,
image_pdfimage_print

Parisa-Safarpour-227x300

پریسا صفرپور- فارغ التحصیل رسانه و هنر

می‌گوید بنویسید اسمم گلتاب است. سی و هفت ساله و ساکن شهرستانی در استان فارس. از معدود دختران ایرانی است  که ختنه اش کرده اند. وقتی یک زن، که طبیعت سهم زیادی از لذت جنسی به او نداده است این را می شنود؛ چهره در هم می کشد. گویی از سینه آویزانش کرده اند. این مصاحبه جزییات دارد، درد دارد و سانسور بردار نیست.

ممنونم که قبول کردید با من و خواننده‌ها حرف بزنید اگرچه می‌دانم از نظر امنیت خانوادگی بسیار آسیب‌پذیر هستید.

حدود سال هشتاد هم برای دختر مالک باغی که برادرم مراقبش بود درد دل کردم و او قول داد اگر با او برای روزنامه‌ای که کار می‌کرد مصاحبه کنم، ناشناس بمانم  و کسی بعد از آن مزاحم من و زندگی‌ام نشود. مصاحبه کردم، ولی مسئولین نگذاشتند  چاپ شود. اما شاید شما بتوانید چاپ کنید.  من می‌خواهم مردم بدانند که در مناطقی ازفارس، خوزستان، کردستان، آذربایجان، بندرها، سیستان و بلوچستان هنوزاتفاقات اینگونه می‌افتد و به فکر باشند.

شاید بهتر باشد واضح تر از مشکلاتتان با کمی جزییات صحبت کنیم. چندساله بودید که ختنه شدید؟

هفده سالم بود که موقع خودارضایی مادرم مچم را گرفت. خدا می داند مثل تابه نان پزی شدم از بس مرا کتک زد، سیاه سیاه شدم. فردای آن روز هم با خاله هایم برداشتند مرا بردند خانه زنی که دختران و زنان را ختنه در یک زیرزمین می کرد.

خودتان خبر داشتید که برای ختنه شدن آنجا هستید؟

من از حرف های عمه و خاله و زن های دورهم شنیده بودم که دختر باید ختنه بشود. مثلاً دختر خاله‌ام در دوازده سالگی ختنه شده بود. الان فهمیده ام که به تصمیم مادر و جسم دختر هم بستگی دارد. ما دخترها هرگز در این رابطه حرف نمی زدیم. خیلی زشت بود از آلت تناسلی و مسائلی که می‌گفتند زن و شوهری است حرف بزنیم. بنابراین من می دانستم ولی خیال می کردم از سر من گذشته است. نه می‌پرسیدم و نه می‌خواستم بدانم که چرا تا به حال یعنی هفده سالگی انجام نشده است. ولی وقتی من را برای این کار بردند خیلی وحشت کرده بودم. دائم می‌گفتم مگر من چه دارم که بخواهند ببرند. باورکنید وقتی من را روی آن تخت خوابانده بودند فکر می کردم شاید مادرم نمی‌داند آلت تناسلی من چه شکلی است و خیال کرده چیزی اضافه و آویزان دارم. دخترعمویی هم داشتم که می‌دانستم ختنه شده است ولی چون شوهر کرده بود با اینکه هم سن بودیم نمی گذاشتند هم کلام شویم. یک بار در بیمارستان بستری بود پانزده ساله بودیم، گفت دکتر و پرستارها گفتند این مرض هایی که هر دقیقه می‌گیرم از ختنه هست. مادرش و زن های دیگر به او گفتند خجالت بکش حرف نزن. ساکت باش.اینطوری دهان امثال او بسته می‌شد که ما نفهمیم. یعنی اگر یکی هم می خواست اعتراض کند زنان دیگر مانع می‌شدند.

و سرنوشت شما در آن زیرزمین عوض شد؟

سرنوشتم فکر نمی‌کنم چون بالاخره ما دخترهای روستایی در آن منطقه به زور شوهر داده می‌شویم به خصوص اگر مثل من زیبا نباشیم و ترشیده هم شده باشیم. درهفده سالگی دیگر من ترشیده بودم.اما روح و روان و جسمم را هم از من گرفتند. هنوز خاطرۀ تلخ خاله هایم و مادرم که مرا خواباندند و دست و پاهایم را بستند با من است. تقلاهای مرا با کتک خاموش کردند. بعد زنی که ختنه می کرد و خانم دکتر صدایش می کردند، داد و بیداد کرد که کولی بازی در نیاورم. الان خودم در آشپزخانه بیمارستان کار می‌کنم و می دانم بعضی ها به هرکسی که لباس سفید تن کرده دکتر می گویند. این هم خدا خیرش    ندهد حتماً همینطوری بود. البته پیر بود و بعدها فهمیدم مادر وعمه هایم را نیز او ختنه کرده است.

پس زن های خانوادۀ شما اکثراً خودشان قربانی بودند! …و با وجود این دخترهای خودشان را هم درگیر کردند؟

این یک رسم است. کسی به عنوان قربانی و ظلم و اینها نگاهش نمی کند. برایشان مثل ختنه پسرهاست. فقط نمی‌فهمند که زن اصل موضوعش برداشته می شود. عین اینکه کل آلت تناسلی مرد بریده شود. من صاف شده ام. ازهمان موقع تا به حال هزارنوع مرض زنانه گرفته ام. قارچ رحم، عفونت ادراری، عفونت دهانه رحم، میل جنسی بد، میل هست از نظر روانی ولی از نظر جنسی هیچ چیز نداری که خوشحالت کند. هرچقدرتوضیح بدهم باز هم شما درک نمی کنید چه می‌گویم چون شرح دادنی نیست.

بیهوش شدید؟

بله به محض اینکه چاقو را گذاشت روی بدنم فهمیدم دارد می برد…

منظور من بیهوش کردن شما قبل از عمل است!

نه خانم چه بیهوشی؟ فقط از یک شیشه‌ای مثل شیشه پنی سیلین با یک سرنگ بزرگ یک چیزی مثل آب کشید گفت بی حس می‌کند، به اطراف آلت تناسلی ام در کشاله ران زیر شکم زد. همان خودش خیلی درد داشت انگار یک هویی سه چهارتا پنی سیلین برای شما بزنند. بعد از دو دقیقه رفت و برگشت و گفت خوب دیگر دارو عمل کرده و حالا بی حس است. کلی منت گذاشت و پول اضافی هم گرفته بود برای آن دارو که به گفته او کمیاب است چون جنگ تازه تمام شده بود و به گفته او این چیزها را همه‌کس ندارند و گیر آوردنش سخت است و تو تا به حال نجس بودی حالا سر پیری آورده‌اند. من بخاطر گل روی مادرت قبول کردم و این حرف ها.

و در تمام مدت شما بسته شده بودید به تخت؟ کمی توضیح می‌دهید چطور شما را بی حرکت کرده بودند؟

من دختر لاغر مردنی بودم. به نظرم چهل کیلویی بیشتر وزن نداشتم. دست های مرا بالای تخت بسته بودند. مادرم روی شکم و سینه‌ام افتاده بود تا تکان نخورم. وقتی نفسم داشت بند می‌آمد قول دادم تکان نخورم ولی بعد موقع عمل دوباره افتاد روی شکم و سینه ام. خاله های تنومندی هم داشتم که از اطراف پاهایم را گرفته بودند و از لگن چسبانده بودند به تخت تا محل مورد نظر برای مثلاً خانم دکتر قابل رویت و قابل دسترس باشد.

شما گفتید که از شدت درد بیهوش شدید. یعنی اینکه داروی بی حسی عمل نکرده بود.

متأسفانه نه، چون اطراف جایی که می‌خواست ببرد بی حس شده بود. وقتی کل برجستگی میل جنسی مرا برید و دو طرف لبه ها را هم دوخت همه را احساس کردم اما قدرت تکان خوردن نداشتم یعنی یک نوع بیهوشی همراه با درد. در‌واقع مثل غش کردن. نمی‌دانم چطور توضیح بدهم.

 دلیل ختنۀ دختران در منطقه شما چه بود گلتاب؟ ما می‌دانیم که در کشورهای مختلف اکثراً در آفریقا و بعضی کشورهای مسلمان این کار انجام شده برای از بین بردن میل جنسی زن یا برخی ربطش داده‌اند به اسلام. آیا برای تو و منطقۀ شما هم همین موضوع صدق می کرد؟

بله همین میل جنسی برایشان دردسر است. می گویند که دختر نباید داشته باشد تا خراب نشود و به راه بد نرود. از شوهرهم توقعی نداشته باشد. من بعدها از خواهرم شنیدم مادرم قصد نداشته این کار را با ما بکند ولی وقتی دیده است من خودارضایی می‌کنم خیال کرده به راه بد هم کشیده می‌شوم و خیابانی می‌شوم پس تصمیمش عوض شده است و دو خواهر دیگرم نیز در نه سالگی و پنج سالگی به تیغ سپرده شدند. خاله ها می‌گفتند دیگر نگذار مثل این پیر بشوند و زورت نرسد.

البته احتمال اینکه کسی از آن منطقه با شما ازدواج نکند هم وجود دارد یعنی اگر ختنه نشوید شما را طاهر نمی‌دانند.

 مادرها از وحشت اینکه میل جنسی دختر رشد کرده او را ختنه می‌کنند. البته عده‌ای هم می‌گویند با ختنه نشان می‌دهید وقت شوهر کردنش رسیده و بالغ شده است. ولی خوب طوری آدم وحشت می کند که دیگر اصلاً مرد که نزدیکت رد بشود می میری.

از ازدواجتان برایمان می‌گویید و اینکه چرا بچه‌دار نشدید؟

تا بیست و هفت سالگی از نظر خانواده ترشیده شدم و چون زیبا نیستم و خواهان نداشتم  بالاخره به زور مرا به  یک مرد پنجاه و شش ساله اهل منطقه خودمان دادند که زن و بچه داشت و می‌گفت از همسرش راضی نیست. در عین حال قول گرفت که بچه نداشته باشیم چون خودش هشت فرزند دارد. چهار پنج سال پیش دام و کشاورزی اش را به بچه هایش سپرد و به این شهر کوچک آمدیم تا به گفتۀ او ازغرغرهای پیرزن یعنی زن اولش راحت باشیم. من هم مشغول کار در بیمارستان شدم . همین که اعتراض نمی‌کند از نظر خانواده‌ام بهترین شوهر دنیاست. البته مرد بدی نیست حداقل یک سرپناه دارم که اسیر دست زن برادر و شوهرخواهر و نان‌خور آن‌ها وقتی پدر و مادرم بمیرند نباشم. حالا شوهرم پیر شده  و کمتر تقاضای رابطه زناشویی دارد ولی بالاخره برای من کمش هم وحشت آور است.

 نظرمردهای جامعۀ کوچک شما در رابطه با این ناقص سازی چیست؟ مثلاً شوهرتان. آیا با او درد دل کرده‌اید؟

فکر می‌کنند از هزاران سال پیش بوده و باید باشد. مثلاً شوهر من وقتی می‌گویم چیزی از میل جنسی نمی‌فهمم می‌گوید یعنی از من ناراضی هستی؟

هرگز تلاش نکرده اید برای آگاه سازی مردم در این زمینه کاری انجام بدهید؟ شما به عنوان یک قربانی بهترین سند برای حل مشکل آیندگان در این زمینه هستید.

نه خانم اصلاً امکانش برایم نیست. چهاربرادرم، پسرهای شوهرم، برادرشوهرهایم و پسرعموهایم همگی چون من در بیمارستان کار می‌کنم چندبار اوائل کتکم زدند. حتی یکبار شوهرم را هول دادند خورد به دیوار پیرمرد، خدا رحم کرد. می‌خواستم بروم پاسگاه شکایت کنم ولی شوهرم گفت سه طلاقه ات می‌کنم اگر چنین غلطی بکنی همینطوری زیادی پر رو شده‌ای دیگر همین یک کارت مانده است. نه متأسفانه همین که با شما حرف می‌زنم شاید یکی یک جایی یک کاری بکند.

آبان
۱۵
۱۳۹۳
مبارزه با آمار بالای ازدواج کودکان در تانزانیا
آبان ۱۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

Jangwani Girls school newsbanner

عکس: UNFPA/RCO/Selemani _ معلمان و دانش آموزان در مدرسه راهنمای دختران جانگ وانی ” Jangwani”در  “دارالسلام تانزانیا “که  در مراسمی برای حقوق دختران در  کمپین ملی ” به ازدواج کودکان پایان دهید” شرکت کردند .

 ١۵ سپتامبر ٢٠١۴ (٢۴ شهریور ١٣٩٣)

نوشته: ساوییچه وامونزا (Sawiche Wamunza)

ترجمه: اهورا افشار

دارالسلام، تانزانیا – در استان «مارا» والدین دختری به نام «هپینس» (Happiness) فکر می‌کردند که وی در دوازده سالگی به سن ازدواج رسیده است، دیگر او را به مدرسه نفرستادند. برنامه داشتند او را ختنه کنند و به عقد مردی درآورند که خودشان انتخاب کرده بودند. ولی هپینس به این چیزها تن نداد.

وی از خانه پدری گریخت و به مرکز «ماسانگا» پناه برد که از طرف «صندوق جمعیت سازمان ملل متحد» حمایت می‌شود. کارکنان این مرکز ٨ ماه تلاش کردند والدین وی را قانع کنند که او را دوباره به مدرسه بفرستند. بالاخره دل پدر و مادرش به رحم آمد و هپینس توانست تحصیلات خود را ادامه دهد. ولی او همچنان در مرکز ماسانگا زندگی می‌کند و آرزو دارد که از سایر دخترانی که شرایط مشابهی قرار دارند به اندازه خودش حمایت شوند.

برای این کار کمپینی راه اندازی شد که از کودکانی مانند هپینس که تحت فشار قرار دارند ازدواج کنند، حمایت کند. بدین ترتیب، روز ٢۴ آگوست (برابر با ٢ شهریور) کمپین ملی و دولتی «منطقه عاری از ازدواج کودکان» با همکاری سازمان هایی از قبیل صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، «شرکت گراسا ماکل که امانات و سپرده ها را نگهداری می کند» (Graça Machel Trust)، «انجمن منزلت کودکان» (Children’s Dignity Forum) و «کانون زنان در رسانه‌های تانزانیا» (Tanzania Media Women’s Association)، برای پایان دادن به پدیده ازدواج کودکان راه اندازی شدند.

این کمپین که در استان “مارا” شروع به کار کرده است با مردم ارتباط برقرار می‌کند که آنان را از حقوق دختران و مسئولیت آحاد مردم برای احترام به آن آگاه سازد. این کمپین بخشی از طرح گسترده‌تر اتحادیه آفریقا برای خاتمه دادن به ازدواج کودکان است.

هپینس به صندوق جمعیت سازمان ملل متحد گفت: «من خیلی خوشحالم که این کمپین امروز آغاز به کار کرد. فکر می‌کنم کمک کند که صدای دختران بی‌صدای استان مارا و کل تانزانیا باشد.»

«اعضای قبیله‌ام می‌خواستند ازدواج کنم»

سرگذشت دختر ١٣ ساله‌‌‌‌‌ای به نام «پیلی» که او هم در استان “مارا” سکونت دارد، همانند طنین یک صدا، شبیه سرگذشت هپینس است. پیلی اظهار داشت: «اعضای قبیله‌ام می‌خواستند ختنه‌ام کنند و‌ ازدواج کنم. مادرم مرا نجات داد و به مرکز ماسانگا برد.» هپینس و پیلی از اندک دخترانی در این منطقه هستند که توانستند از ازدواج زودهنگام و ختنه پیش از آن که محقق شود فرار کنند.

تانزانیا دارای یکی  از بالاترین آمار ازدواج کودکان در دنیاست. بر اساس آمار سلامت و شاخصه‌‌های جمعیتی در سال ٢٠١٠، به طور متوسط تقریبا از هر ۵ دختر ۲ نفر از آنها قبل از رسیدن به سن ١٨ سالگی ازدواج می‌کنند. در تانزانیا، قانون ازدواج ١٩٧١ هنوز معتبر است که اجازه می‌دهد دختران ١۵ ساله با رضایت والدین ازدواج کنند و یا حتی دختران ١۴ ساله در صورتی که دادگاه با تقاضای ازدواج موافقت کند.

سوفیا سیمبا، وزیر توسعه اجتماعی، جنسیت و کودکان، در روز آغاز کمپین در دارالسلام گفت: «ازدواج کودکان چالش بزرگی را برای کشور به وجود می‌آورد. این یکی از دلایل اساسی ترک تحصیل، فقر و مرگ و میر مادران است، برای اینکه مادران توانایی مراقبت از خود و کودکشان را ندارند.»

معمولاً ازدواج کودکان همراه ختنه دختران است چرا که نشان دهنده آن است که دختران به مرحله زنانگی رسیده اند. دخترانی که فرض می‌شود به سن ازدواج رسیده‌اند معمولاً دیگر به مدرسه نمی‌روند برای اینکه انتظار می‌رود مسئولیت‌های خانگی شوهرشان را به دوش بگیرند. چنین سنت هایی حقوق دختران را نقض می‌کند. در نتیجه دخترانی که مثل هپینس و پیلی که از حقوق خود مطلع‌اند، بهتر می‌توانند از خود دفاع کنند.

گراسا ماکل، همسر رئیس جمهور موزامبیک، و همچنین رئیس شرکت Graça Machel Trust اظهار داشت: «می‌توان در یک نسل به ازدواج کودکان خاتمه داد.» ولی وی می‌افزاید: «تغییر، تنها از طرف بزرگسالان ممکن نیست. باید نوجوانان و جوانان نیز خواهان آن باشند. باید در ذهنشان حک بشود.»

فعالیت و عکس العمل

برای اطمینان حاصل کردن از اینکه کمپین موفقیت‌آمیز است، صندوق جمعیت سازمان ملل و همکارانش خواهان سرمایه گذاری بیشتر در نهادهایی که از زنان و دختران محافظت می‌کنند و همچنین سرمایه گذاری بیشتر در سلامت جنسی و بهداشت و حقوق باروری هستند. آنان همچنین از افزایش حداقل سن ازدواج به ١٨ سالگی و اجباری کردن آموزش متوسطه برای همه نوجوانان پشتیبانی می‌کنند.

ناتالیا کامن (Natalia Kanem)، نماینده صندوق جمعیت سازمان ملل در تانزانیا در مراسم افتتاحیه کمپین گفت: «ضروری است که در مورد دختران سرمایه گذاری کنیم. تحصیل بیشتر و ازدواج دیرتر به خانواده سالم‌تر و غنی‌تر می‌انجامد. دختری که دیرتر ازدواج می‌کند توانیی بیشتری دارد تصمیم بگیرد در چه زمانی می‌خواهد بچه‌دار شود و چند بچه می‌خواهد داشته باشد.»

این کمپین در دیگر مناطقی که ازدواج کودکان در آن رواج دارد، به زودی آغاز به کار خواهد کرد.

بنجامین مکاپا (Benjamin Mkapa)، رئیس جمهور سابق تانزانیا اظهار داشت: «من فکر می‌کنم آنچه امروز انجام می‌دهیم در سایر نقاط کشور چراغی روشن می‌کند. ما تا وقتی که تمام تانزانیا منطقه عاری از ازدواج کودکان اعلام شود متوقف نمی‌شویم.»

صندوق جمعیت سازمان ملل همچنین از تاسیس «دفتر جنسیت و کودکان» در مراکز پلیس حمایت می‌کند که در آن افراد تعلیم‌دیده به مسائل زنان و دختران رسیدگی می‌کنند. در سراسر کشور این مراکز تاسیس می‌شوند و اولویت با مناطقی است که آمار ختنه دختران و ازدواج کودکان در آن بالاست.

انتظار می‌رود همچنان که دختران بیشتری مثل پیلی به حقوقشان دست می‌یابند و استعدادهای بالقوه خود را پرورش می‌دهند، حمایت مردم از این کمپین هم بیشتر شود.

هپینس به صندوق جمعیت سازمان ملل متحد گفت: «خوشحالم که ختنه نمی‌شوم و می‌توانم به مدرسه بروم. تا زمانی که نوجوان هستم ازدواج نمی‌کنم.»

مرداد
۳۰
۱۳۹۳
قتل های ناموسی و مواد ۲۲۰ و ۶۳۰ مجازات اسلامی
مرداد ۳۰ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

عاطفه به همراه یک پسر به وسیله ماموران منکرات شهرستان کنگاور بازداشت شد . پلیس این موضوع را به پدر عاطفه اطلاع می دهد . پدر دختر را از پلیس تحویل می گیرد و وقتی به خانه می رسند او را با ضربات متعدد چاقو به قتل می رساند .مادر عاطفه نیز که برای حفاظت از دختر خود مداخله کرده بود؛ با ضربات چاقوی همسرش ضربات مجروح می شود . پدر عاطفه پس از دستگیری در زندان تهدید کرده که اگر آزاد شود دختر ۱۶ ساله اش را نیز به قتل می رساند.۱
فرشته نجاتی نیز دختری ۱۸ ساله بود که پس از دو سال زندگی با مردی که ۱۸ سال از او بزرگتر بود، به خانه پدرش بازگشت. اما پدرش به اتهام رابطه نامشروعی که هیچ گاه اثبات نشد، او را سر برید.۲
داستان زنانی که به وسیله پدر یا برادر و حتی پسران خود و به نام حفظ ناموس و شرف کشته می شوند اگر چه دردناک است ولی دیگر تکراری است . تکرار می شود و از دست فعالان حقوق زن و حقوق بشر کاری ساخته نیست چرا که قوانین ایران نیاز به تغییر جدی برای مقابله با این قبیل قتلها دارد .در ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی آمده است «در صورتی که پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه و تعزیر محکوم خواهد شد.

در ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی نیز آمده است: «هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره (ناراضی) باشد، فقط مرد را می تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح نیز مانند قتل است. ۳
به گفته کارشناسان حقوقی، این دو ماده، به نوعی مجوز قتل های ناموسی را صادر کرده و با استناد به این دو ماده است که مرتکبان قتل های ناموسی با کمترین مجازات روبرو شده و از چنگال عدالت می گریزند.متاسفانه در ایران آمار دقیقی از قتل های ناموسی نیست ولی بر براساس همین آمارهای موجود ۱۵ درصد قتل‌ها در ایران ، در سالهای ۹۱ و ۹۲ تحت عنوان “ناموس” بوده.

طبق آمار صندوق جمعیت سازمان ملل متحد سالانه نزدیک به ۵ هزار زن در دنیا تحت عنوان “حفط شرف و ناموس” به قتل می‌رسند و ایران یکی از مناطقی است که این قبیل قتل ها در آن اتفاق می افتد . نکته دردناک دیگر اینکه در نظام‌های طایفه‌ای و عشیره ای، زن باید مو به موی قوانین طایفه و عشیره را رعایت کند و این زن است که می تواند مردی را سرشکست یا سربلند کند .تخطی از قوانین عشیره یا طایفه و یا رسوم محلی آن باعث شکسته شدن غرور و آبرو مرد می شود و حیثیت مرد را لکه‌دار می‌کند. به باور عشیره‌ی لکه ننگ تنها با خون زن شسته می‌شود. به همین دلیل همیشه سوءظن به زنان وجود دارد و هر ارتباط مشکوک یا شایعه و خبری می‌تواند به قتل زنها منجر شود.

این حس بدبینی نه تنها در میان مردان نسبتبه زنانشان وجود دارد، بلکه در میان برادران به خواهران و پدران به دختران هم وجود دارد . در کنار سایر عوامل، “روابط عشیره‌ای” حاکم بر برخی مناطق را علت وقوع قتل‌های ناموسی می‌‏داند: «در این مناطق عشیره حرف اول را می‌زند. اگر رئیس عشیره گفت این زن باید کشته شود، باید کشته شود. منتها در کردستان ایران رئیس عشیره نیست، اینجا رئیس خانواده است؛ پدر است، پسر است، برادر است، پسرعموست و مردهای نزدیک فامیل که فرمان قتل زن را صادر می‌‏کنند».

همین چند هفته پیش براساس خبری از خبرگزاری های داخلی از ایران در شهر تربت جام دو دختر جوان به دلایل ناموسی به دست پدرشان کشته شد ند چند هفته پیش نیز مردی به نام عارف عزیزی در یکی از شهرهای اطراف ارومیه، دخترش به اسم مهناز را به دلیل (مسائل ناموسی و اخلاقی) به قتل رساند. در سه ماه پایانی سال ۱۳۹۱ تنها در شهر مریوان و روستاهای اطراف آن سه مورد قتل ناموسی رخ داده که مقتولان زن بودند؛ دو مرد نیز در پیرانشهر قربانی قتل ناموسی شدند.

بر اساس گزارش نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، تنها در سال ۱۳۸۸ در شهر اهواز ۱۵ زن قربانی قتل ناموسی شدند. بر اساس همین گزارش، در سال ۱۳۹۰ در کل ایران ۳۴۰ زن قربانی قتل ناموسی شدند. بیشتر این قتل‌ها در مناطق کردستان و خوزستان اتفاق افتاده است . ۴چندی پیش نیز رییس کل دادگستری استان کرمان ،علی توکلی در ارتباط با قتل‌های ناموسی که دراین استان اتفاق افتاده بود به خبرگزاری ایسنا گفت : این قتل‌ها قطعا قتل عمد محسوب شده و هیچ توجیهی ندارد . ریشه بسیاری ازاین قتل‌ها که در منطقه جنوب استان کرمان اتفاق می‌افتد، ناموسی است، یعنی به صرف ارتباط یک دختر و پسر، خانواده دختر مرتکب قتل دختر یا خواهر خود می‌شوند که این رفتار غیرشرعی و غیرانسانی است. او از سران طوایف، متنفذان منطقه، ائمه جمعه و جماعات و دست‌اندرکاران امور فرهنگی خواسته است که این دیدگاه و باور را تغییر دهند. ۵

قبل از این مقام قضایی استان کرمان، آبان ماه سه سال پیش بود که دادستان عمومی و انقلاب تهران خواستار تشدید مجازات قتل‌هایی مبنی بر جنسیت به‌ویژه قتل‌های ناموسی و حذف یا اصلاح ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی شده بود . دادستان تهران که سه سال رییس کل دادگستری استان خوزستان بوده، معتقد است که «قتل‌های ناموسی در چند استان مطرح است و این قتل‌ها ناشی از سوءظن‌های اثبات‌نشده‌ای در این جوامع است .

همین که مردان به خواهر، ‌همسر، دختر یا سایر نزدیکان خود سوءظن داشته باشند همین سوءظن برای ارتکاب آن‌ها به قتل کافی است و نیاز به اثبات و شهود ندارد. جنایت‌های ناموسی یا قتل ناموسی به ارتکاب خشونت و اغلب قتل زنان یک خانواده به دست مردان خویشاوند خود گفته می‌شود. این زنان به علت «ننگین کردن شرافت خانواده خود» مجازات می‌شوند. این ننگ موارد گوناگونی را شامل می‌شود؛ از خودداری از ازدواج اجباری، قربانی یک تجاوز جنسی بودن، طلاق گرفتن تا رابطه با جنس مخالف یا ارتکاب زنا. برای این‌که فردی قربانی جنایت‌های ناموسی شود، فقط این گمان که او آبروی خانواده را بر باد داده ‌است کافی ا‌ست.و این در حالی است که در سال ۲۰۰۰ مجمع عمومی سازمان ملل قطع نامه ای برای از بین بردن قتل های ناموسی تصویب کرد که ۱۲۵ کشور آن را امضا کردند و متاسفانه ایران آن را امضا نکرد.

http://www.balatarin.com/permlink/2014/5/28/358183 1
۲- https://www.balatarin.com/links/recent
۳ – http://www.ghavanin.ir/detail.asp?id=1232
۴- http://bidarzani.com/9526
۵- http://www.jamejamonline.ir/NewsPreview/1142242637777501390

تیر
۱۵
۱۳۹۳
مرثیه ای برای ختنه دختران
تیر ۱۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

Close up of a girl's face FB -

عکس: jahannews

مهری ملکوتی: وکیل- پژوهشگر

دیری است فعالان حقوق زن در ایران با فاجعه ختنه زنان آشنا شده اند. دیری است آنها برای کسب اطلاعات بیشتر به مناطقی از ایران که ختنه زنان، یک رسم و آئین غیر قابل تغییر است، سفر کرده و با تحقیقات میدانی بر اطلاعات خود در این باره افزوده اند. در این دید و بازدیدها به این نتیجه رسیده اند که مادران و زنان خانواده، نقش اول را در تحقق این گونه از خشونت خانگی ایفا می کنند و ختنه دختران را برای حفظ ناموس و بکارت آنها، لازم می دانند. گاهی بدون وجود مبانی معتبر دینی، آن را در جای دستور دینی که غیر قابل تغییر است اعلام می کنند. جمع آوری اطلاعات در این زمینه، باعث شده که نقش دولت در کنترل ختنه زنان عمده بشود. از طرف دیگر فعالان حقوق زن به نقش های آموزشی رسانه ها و نقش فقها و حقوقدانان و پزشکان و وزارت بهداشت، بسیار بها می دهند و پرسش هائی را طرح کرده و به اشتراک می گذارند. آیا ایران و مجموعه نهادهای حکومتی در بند کنترل ختنه دختران هستند؟ آیا وجدان پزشکی در ایران در این باره از خود حساسیت نشان داده است؟ آیا وجدان حقوق بشری در برابر ستمی که از سوی خانواده ها بر دختران خردسال به نام سنت و آئین روا داشته می شود، آزرده شده است؟ حقوقدانان ایرانی تا کنون چه تدابیری برای کنترل آن اندیشیده اند؟

۱ – چرا دولت ساکت است؟

این پرسش مهمی است. نمی توان بدون اعتنا نسبت به مشکلات دولت در این حوزه های سنتی، به سرزنش دولت پرداخت. باید ابتدا این مشکلات را درک کنیم و سپس به بررسی راه حل بپردازیم.

می دانیم اهل تسنن که اقلیتی از ساکنان مناطق خاصی از ایران را تشکیل می دهند، بر رسم و آئین ختنه دختران خرد سال ، بسیار تاکید دارند. دولت ترجیح می دهد باورهای این اقلیت را دست کم در موارد خاص، که با احساسات مذهبی آنها در چارچوب خانه هاشان در آمیخته  و اجرائی می شود، مورد هجوم قرار ندهد. برخورد دولت ها با آن چه در ارتباط با باورهای اقلیت ها، ایجاد چالش های جدی می کند، آسان نیست و دولت ایران تا کنون ترجیح داده است، از این برخورد ها خودداری کند و موجبات غلیان احساسات و نارضایتی بیشتر آنها را فراهم نسازد. البته در نواحی خاصی از ایران، شیعیان هم نسبت به این رسم و آئین وفاداری نشان می دهند، ولی تعدادشان کمتر است. این است که برخورد شدید و جدی و نسنجیده  با ختنه دختران خردسال از سوی دولت، بلافاصله به رویاروئی با اقلیت سنی تعبیر می شود که ایجاد نگرانی می کند و آن را به مصلحت نمی دانند.

با وجود مشکلاتی که دولت ایران با آن رو به روست، باید به این ضرورت اندیشید که چگونه می توان با هدف کنترل ختنه دختران، به دولت ایران کمک کرد تا ابتکار عمل را با قبول حداقل واکنش های قومی و اقلیتی، در دست بگیرد. این جاست که تشکل های خاص مردمی، آگاهی رسانی پزشکان به خصوص پزشکان اهل تسنن، روحانیون اهل تسنن و روشنگری های محلی از سوی کارشناسان اهل تسنن، می تواند بستر مناسبی را برای دخالت سنجیده و مدیریت شده نهادهای حکومتی فراهم سازد.

بنابراین مسئله را باید در یک مجموعه ملی طرح کرد و دولت را در این برنامه انسانی تنها نگذاشت. کدام نهادها و کارشناسان می توانند راهکارهائی را ارائه بدهند که در روابط دولت با اهل تسنن  کمترین تنش ایجاد بشود؟  یا به اندازه ای هشیارانه راهکارها را انتخاب کنند که مشارکت آنها پشتوانه قانونگذاری بازدارنده بشود؟ البته این شکل از مبارزه سهل نیست، اما غیرممکن هم نیست.

۲ – نهادهای تاثیرگذار

هنگامی که به مسئله در یک مجموعه ملی نگاه می کنیم، بلافاصله دو نهاد توانمند مدنی پیش رو مجسم می شود:  نظام پزشکی ایران و کانون وکلای دادگستری ایران.

همچنین دو نهاد دینی تاثیرگذار، ذهن را به خود مشغول می کند :  حوزه ها و مدارس علمیه شیعه و مدارس سنی که می توانند آن چه را که از جمله ضروریات اسلامی نیست و به مسلمین و بهداشت جسم و جان آنان صدمه می زند، تشخیص داده و بر ضرورت توقف اجرای آن، با ادله و سند تاکید کنند.

برای ایجاد مسئولیت در این نهادها که کمتر به مسائلی مانند ختنه دختران خرد سال می پردازند و آن را به سلیقه خانواده ها وا می گذارند، همیاری دولت را باید افزود.  به این معنا که دولت ، مطبوعات و رسانه ها را در طرح مسئله و پیدا کردن راهکارهای دینی و پزشکی و قانونی، آزاد بگذارد و فرهیختگان اهل سنت و شیعه را در این بحث مهم اجتماعی به مشارکت برانگیزد تا کرامت انسانی بخش بزرگی از دخترکان ایرانی، از حمله و هجوم نوع بسیار خطرناکی از خشونت خانگی که زیر نام دین اجرا می شود،  رها بشود. کار این مجموعه ملی اطلاع رسانی است و پس آن گاه است که قوه قانونگذاری مکلف به تصویب قوانین بازدارنده می شود. قوه قضائیه با هدف اجرای آن قوانین در مناطق مختلف کشور، بازوهای درمانی و مددکاری اجتماعی را تقویت می کند تا این قربانیان را شناسائی کنند و با مرتکبین،  نشست های اقناعی داشته باشند. و قوه مجریه را مکلف می کند تا با استناد به کنوانسیون حقوق کودک که جمهوری اسلامی ایران آن را امضا کرده است، با ایجاد مراکز درمانی و آموزشی به خصوص برای مادران، به یاری دختران خردسالی بشتابند که هرگاه مثله کردن اندام زنانه آنان ادامه داشته باشد، این معضل اجتماعی، تبدیل به بحران می شود و مورد سوء استفاده تبلیغاتی افراد و گروههائی قرار می گیرد که اراده کرده اند، همه کاستی ها را به اسلام نسبت بدهند.

قوه مقننه برای تصویب قوانین بازدارنده نیاز به پشتوانه های دینی دارد که ائمه جمعه و مولوی ها و مدارس شیعه و سنی می توانند برای آن بسترسازی کنند.

به علاوه حقوقدانان و وکلای مدافع با حمایت وسیع نهاد کانون وکلای دادگستری، از توانائی لازم برای اعلام نظریه های حقوقی که می تواند شیوه های قانونی غلبه بر این معضل را به بحث بگذارد، برخوردارند. این نهاد که در ذات خود، باید نسبت به ستمگری بر کودکان به شدت حساسیت نشان داده و قوه مقننه را در جریان صدماتی که بر روح و روان کودکان دختر وارد می شود، بگذارد، چنانچه از ذات و علت وجودی خود، الهام بگیرد، بحث اجتماعی با ویژگی های حقوقی، برای قانونگذاری کشور بهتر قابل فهم می شود .

قوه قضائیه برای کنترل قانونی بحران به همکاری پزشکان که در نهاد نظام پزشکی کشور از قدرت اطلاع رسانی کافی برخوردار است، به شدت نیاز دارد. اگر نظام پزشکی، درمانگاهها، پزشکان واورژانس ها را مکلف کند تا موقعیت دخترکان ختنه شده و جراحت دیده را که مراجعه می کنند، به بازوهای قضائی گزارش بدهند، قوه قضائیه بهتر می تواند اجرای قوانین بازدارنده را ( در صورت تصویب ) اجرائی کند.

اما از آن بیش و پیش از تصویب قوانین بازدارند برای ختنه زنان، نظام پزشکی کشور و اعضای قسم خورده آن، باید به این قناعت وجدانی برسند که در بولتن های نظام پزشکی و در مطب پزشکان و در بیمارستان ها و درمانگاهها، با انتشار مطالب و نصب بروشورها و پوستر هائی که گزارشگر پیامدهای زیانبار ختنه دختران است، مردم را نسبت به ستمی که بر دختران خود روا می دارند، آگاه کنند.

پزشکان روستا چنانچه از طریق نظام پزشکی آموزش های لازم را ببینند، به خصوص پزشکان زن، می توانند نقش مهم و بی همتائی در شناسائی  ابعاد گوناگون این معضل اجتماعی ایفا کنند. همچنین اختصاص پایان نامه های پزشکی و پیشنهاد آن به دانشجویان پزشکی و بهیاری و پرستاری، گام استواری است برای مقابله با ختنه دختران خرد سال.

نقش وزارت آموزش و پرورش از طریق حساس کردن آموزگاران و مربیان نسبت به خطرات فردی و اجتماعی ختنه دختران خرد سال، می تواند دگرگون ساز بشود. مادران اغلب در برابر معلم و دبیر و مربی، گوش شنوائی دارند و این صنف تاثیرگذار می تواند به مادران در مناطق خاصی کمک کند تا با زیان های ختنه دختران شان بهتر آشنا بشوند.

نتیجه گیری

مبارزه با ختنه دختران، بدون همیاری عموم نهادهای حقوقی، پزشکی، اموزشی، دینی و دولتی ممکن نیست اجرائی بشود. دولت را باید با انواع اطلاع رسانی متقاعد کرد تا فضا را برای طرح مسئله آماده کرده و به نهادهای تاثیرگذار به شرح بالا آزادی عمل بدهد تا با حفظ احترام نسبت به اقلیت مسلمان سنی و دستجاتی از شیعیان که این سنت را وحیانی تصور می کنند، موجبات پایان بخشیدن به این ظلم آشکار نسبت به دخترکان ایرانی را فراهم کند.

واضح است که یک چنین شبکه سازی حساس و توانمند، هنگامی به ثمر می رسد که مددکاران اجتماعی و فعالان حقوق زن و کودک، قدرت ایجاد نهادهای مردم نهاد را در حدی که لازم است، داشته باشند.

“خانه امن” از هر نظریه ابتکاری که به این فاجعه خاتمه بدهد استقبال می کند و بستر گشوده ای است که حقوقدانان ایرانی، وکلای مدافع و قربانیان، می توانند مشکلات کار را با هدف طرح و رفع آن، انتشار دهند.

در حال حاضر وضع به اندازه ای بحرانی است که دختران صدمه دیده از ختنه، قدرت حق خواهی و مراجعه به وکیل برای پاسخگو کردن افراد خانواده و زنانی که ختنه دختران را در جای یک شغل انتخاب کرده اند ندارند. ختنه دختران توسط این زنان به صورت کاملا غیر بهداشتی انجام می شود و در مواردی دختر را برای همیشه از کامیابی جنسی محروم می سازد یا موجبات عفونت دائمی در اندام جنسی و تناسلی او را فراهم می کند.

آیا این درجه از تعدی به بدن دختران معصوم ایرانی، ارزش بررسی و پیدا کردن راه حل و برخورد جدی با آن را ندارد؟

بهمن
۱۵
۱۳۹۲
دست زنان هم در کار است
بهمن ۱۵ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

ows3v5p2evcox2fow94y

عکس: .pjiran.ir

مهری ملکوتی: وکیل- پژوهشگر

 به بحث گذاشتن آن دسته از مسائل خانوادگی که مناسبات دوستانه افراد خانواده را به سمت و سوی دشمنی و نفرت هدایت می کند، این فایده را دارد که زبان ها باز شده و نگاه نسبت به دعاوی خانوادگی همه جانبه می شود. برای مثال “خانه امن” در همین دوران نزدیک به یک سال از فعالیت خود، توانسته با بررسی نامه های رسیده، به نتایجی برسد که تازگی دارد. یکی از این نتایج، کشف انواعی از خشونت خانگی است که زنان مرتکب آن می شوند. خشونت خانگی از سوی زنان ، متوجه فرزندان می شود. این خشونت ها جسم و روح فرزندان را برای تمام عمر، مجروح می کند. انواعی از این خشونت ها که به “خانه امن” گزارش می شود،  به اندازه ای جدی است که “خانه امن” نمی تواند قربانیان خشونت های مادران را نادیده بگیرد و سخنان آنها را ناشنیده بگذارد. اینک به چند نمونه استناد می شود:

ختنه دختران

درست است که این رسم و آئین سنتی در آن دسته از خانه هائی که اجرا می شود، با توافق بزرگان خانواده اعم از زن و مرد،  صورت می گیرد، اما زنان در اجرای آن نقش تعیین کننده  دارند تا آن جا که گاهی بر درد و شکنجه دختری که ختنه شده به صورتهای گوناگون می افزایند.  اخیرا دختر نوجوانی با خانه امن تماس گرفت که می گفت در ۷ سالگی ختنه شده . از آن پس همیشه مشکل داشته. قاعدگی پر درد، عفونت و خیلی مشکلات دیگر. حالا خواستگار دارد و باید قبل از شب عروسی برود دکتر تا دوختگی بدنش را باز کنند. اما مادراجازه نمی دهد و می گوید ممکن است خانواده داماد فکر کنند که دخترشان دست خورده است.  دختر به شدت از عروسی می ترسد و می گوید مادرم در مورد خواهر بزرگترم همین گونه رفتار کرد و من شاهد دردها و رنج های خواهرم از شب عروسی تا یک سال بعد از آن بوده ام.

از طرفی در مناطقی که ختنه دختران به صورت غیر بهداشتی انجام می شود، زنانی هستند که عمل ختنه را انجام می دهند و پول می گیرند.  مردان حق دست زدن به اندام دختر و انجام عمل ختنه را ندارند.  در این موارد قانون خاصی برای حفظ بهداشت جنسی دختران یا ممنوعیت ختنه آنان به تصویب نرسیده است. بنابراین قانون از دختران حمایت نمی کند. دختری که با خانه امن تماس گرفته بود می خواست بداند قانون در این باره چه می گوید و چگونه می تواند به کمک قانون، مادرش را ملزم کند تا او را پیش از عروسی نزد جراح برده و دوختگی را باز کنند. در این باره قانون ساکت است. مادر به نام ترس از آبرو، سبب می شود دخترش شکنجه بشود و از شب عروسی تا سرحد مرگ و خودکشی بترسد. زنان شاغل در زمینه ختنه دختران هم بدون مانع قانونی به مثله کردن اندام جنسی دختر بچه ها ادامه می دهند.

در برخورد با فرزندان هم جنس گرا

اطلاعات رسیده به “خانه امن” نشان از آن دارد که مادران هم نسبت به فرزندان همجنسگرا خشونت می ورزند. در این برخوردها نقش خواهران در برابر خواهر یا برادر همجنسگرا به شدت خشونت آمیز است. نمونه های رسیده فراوان است. دختران و پسران جوانی که از همجنسگرائی خود مطلع می شوند و همجنسگرائی در رفتار و کردارشان ظاهر می شود، توسط اعضای خانواده مورد تحقیر و تمسخر قرار می گیرند و در این برخوردها کمتر دیده شده که حتی مادر یا خواهر عضو همجنسگرای خانواده با او مدارا و مهربانی کنند. عموم اعضای خانواده در خشونت ورزی و تحقیر و تمسخر عضو همجنسگرا با یکدیگر توافق نظر دارند.

کنترل بکارت

جمعی از مادران ایرانی،  بکارت دختران خود را با بردن آنها به مطب پزشکی پیاپی کنترل می کنند.  دختران در جریان این معاینه ها به شدت آزرده و افسرده می شوند.  این خشونت روانی زیر نام حفظ آبرو از سوی مادران نسبت به دختران اعمال می شود. از سالها پیش جمعی از خانواده ها از بیم آن که مبادا خانواده داماد شایع کنند که عروس باکره نبوده، دخترشان را پیش از عقد نزد پزشک می برند تا پزشک گواهی باکره بودن دختر را امضا کند. اما در موارد دیگر هم که بحث ازدواج دختر مطرح نیست، مادران تردیدهای خود را با این شیوه رفع می کنند. پس از آن است که رابطه عاطفی مادر و دختر صدمه می بیند و گاهی تا آخر عمر التیام نمی یابد.

جمع بندی

البته این درجه از حساسیت و نگرانی مادران، ریشه در فرهنگ دارد.  دخالت مردم در زندگی خصوصی یکدیگر امری رایج و پذیرفته شده است. اما حتی با وجود این پیش فرض ها نمی نوان بر رفتار خشونت آمیز مادران با فرزندان دختر که به انگیزه کنترل بکارت انجام می شود، صحه گذاشت. اگر قرار باشد خانواده های ایرانی راه و رسم خشونت زدائی را در مناسبات خود انتخاب کنند، همه اعضای خانواده باید بتوانند نقش های خود را تغییر بدهند. در بسیاری موارد رفتار مادر بیش از رفتار پدر اثرگذار است و اعتماد به نفس فرزندان را تضعیف می کند.