صفحه اصلی  »  خانواده
image_pdfimage_print
آبان
۱۰
۱۳۹۷
آیا مرد می‌تواند در صورت بیماری همسرش ازدواج مجدد کند؟
آبان ۱۰ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
shutterstock_1200066157
image_pdfimage_print

Photo: romi49/shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال: سلام! من در مورد مشکل دخترعمویم می‌خواستم  با شما مشورت کنم. دخترعموی من ۱۱ سال پیش ازدواج کرده و یک پسر۸ ساله دارد. متاسفانه مدتی است که بیماری ام.اس دارد. گاهی حالش خوب است و گاهی بد. وقتی حالش بد است توانایی حرکت کردن را از دست می‌‌دهد و باید استراحت کند. دکتر گفته احتمال دارد بدتر هم بشود. بیماری دخترعمویم مشکلات خانوادگی برایش ایجاد کرده است. شوهرش زیاد مراعات حالش را نمی‌کند و مرتب کنایه و یا حرف‌های ناخوشایندی به او می زند. همیشه سرکوفت می‌زند که تو از اول مریض بودی و من را بدبخت کردی. این باعث می‌شود حال دخترعمویم از لحاظ روحی و روانی بدتر شود. خانواده شوهرش هم پرجمعیت است و مرتب به خانه آنها رفت و آمد دارند. خانواده عمویم بیشتر در شهرستان هستند و زیاد نمی‌توانند کمکی به او بکنند. چند وقت پیش شنیدم که شوهرش به او توهین کرده و گفته چقدر باید بیماری تو را تحمل کنیم. به هر حال دخترعمویم تصمیم گرفته به خانه پدرش بیاید. چند روز پیش با من صحبت کرد و مشورت خواست. مثل اینکه خانواده شوهرش قصد دارند برایش زن دوم بگیرند.  سوال من این است که آیا مرد می‌تواند در صورت بیماری همسرش ازدواج مجدد کند؟

پاسخ: با سلام! متاسفم از مشکلی که پیش آمده است. بر طبق بند ۴ ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده سال ۱۳۵۳، در صورتی که زن دچار بیماری صعب‌العلاجی شود طوری که دوام زندگی زناشویی برای طرف دیگر مخاطره‌آمیز باشد، شوهر می‌تواند با مراجعه به دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد. البته دادگاه با توجه به میزان بیماری زن حکم صادر می‌کند. یعنی اگر بیماری ام.اس دخترعمویتان امکان درمان داشته باشد، دادگاه این اجازه را صادر نخواهد کرد. اما اگر دادگاه بیماری را صعب‌العلاج تشخیص دهد، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

معلولان و کنترل‌گری؛ خشونت به نام محبت

روایت کاترینا

چالش‌های شهادت یک ناشنوا در دادگاه

سوال: اینکه شوهر مرتب به ایشان طعنه می‌زند و او را تحت فشار روانی قرار می‌دهد، آیا راه قانونی برای برخورد وجود ندارد؟

پاسخ: متاسفانه تا این حد رفتار شوهر جرم نیست. اگر توهین صریحی انجام شود، می‌توان شکایت کرد اما طعنه زدن و یا تحت فشار روانی قرار دادن در قوانین مورد توجه قرار نگرفته‌اند و با توسل به قانون نمی‌توان با آن برخورد کرد.

سوال: آیا دخترعمویم می‌تواند بدون اجازه شوهرش خانه را ترک کند و به خانه پدرش برود؟

پاسخ: ایشان می‌تواند خانه را ترک کند. یعنی شوهرش حق ندارد به زور مانع ترک خانه شود، اما اگر بدون دلیل موجه باشد حق نفقه ایشان ساقط خواهد شد. بر اساس ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف، ضرر بدنی، مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.» بنابراین با توجه به اینکه می‌گویید شوهر دخترعمویتان ایشان را تحت فشار قرار داده، شاید بتوان با استناد به این ماده گفت که دخترعمویتان حق ترک خانه را دارد. توجه کنید که اگر کار به دادگاه بکشد، این مساله توسط قاضی بررسی شده و طبق نظر ایشان دخترعمویتان شامل این ماده می‌شود. اگر قاضی تشخیص بدهد که دخترعمویتان در خانه متضمن ضرر نفسی یا شرافتی می‌شود، ایشان شامل ماده خواهد شد، اما اگر این مساله را تشخیص ندهد و شوهر تقاضای الزام به تمکین کند، خانم باید به خانه برگردد و اگر برنگردد نفقه‌اش ساقط می شود.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال: ما احساس می کنیم که شوهر دختر عمویم قصد دارد او را طلاق بدهد. اول اینکه آیا می‌تواند طلاق دهد و دوم اینکه اگر طلاق بدهد حضانت بچه با کیست؟

پاسخ: بله شوهر هر موقع بخواهد می‌تواند همسر خود را طلاق بدهد و نیازی به ارائه دلیل و توجیه ندارد. در مورد حضانت فرزند بر طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی ایران: «برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت‌سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره – بعد از هفت‌سالگی در صورت حدوث اختلاف ، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است.» با توجه به اینکه فرزند ۸ سال دارد، حضانت به پدر واگذار می‌شود، اما اگر مادر مخالفت کند و خواهان حضانت باشد، دادگاه در این مورد تصمیم می‌گیرد. اگر شوهر مشکل خاصی از جمله اعتیاد و یا سابقه خشونت نداشته باشد، حضانت به ایشان واگذار خواهد شد. به هر حال دادگاه در این مورد تصمیم‌گیری می‌کند.

سوال: اگر دخترعمویم بداند که در صورت طلاق فرزندش را از او می‌گیرند، به هیچ وجه جدا نمی‌شود و مجبور است در خانه شوهرش بماند و تحمل کند. این به نظرتان قانون درستی است؟

پاسخ: متاسفانه قوانین ایران در مورد حضانت مشکلاتی دارند. خیلی وقت‌ها زن‌ها مجبور به تحمل خشونت می‌شوند تا در کنار فرزندانشان بمانند. مشکل دیگر اینکه اگر مرد یک‌طرفه هم طلاق بدهد، بازهم تغییری در وضعیت حضانت پیش نمی‌آید. یعنی اگر دخترعموی شما به دلیل فرزندش حاضر به طلاق نباشد، اما شوهرش طلاق دهد بازهم حضانت بر طبق مطالبی که گفته شد  به پدر واگذار می‌شود.

سوال: سوال آخر اینکه اگر دخترعمویم بدون اینکه طلاق بگیرد، با فرزندش به خانه پدرش برود، آیا شوهر می‌تواند بچه را از او بگیرد؟ آیا بیماری حق مهریه را از بین می‌برد؟

پاسخ: این مساله در قانون ذکر نشده اما با توجه به اینکه پدر ولی قهری طفل محسوب می‌شود و اختیار تصمیم‌گیری در مورد او را دارد، به احتمال بسیار دادگاه با تقاضای ایشان مبنی بر برگرداندن طفل موافقت می‌کند. در مورد مهریه، زن در هر حال می‌تواند مهریه خود را مطالبه کند، چه قبل از طلاق و چه بعد از آن. بیماری دخترعمویتان حق مهریه را از بین نمی‌برد.

خرداد
۹
۱۳۹۷
مجرد در خانواده
خرداد ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
Isfahan, Iran - April 24, 2017: In niches of Khaju bridge are schoolboys dressed in strict suits, these students are participants of a children's choir that will sing for a television recording.
image_pdfimage_print

Photo: grigvovan/depositphotos.com

واقعه‌ی تعرض جنسی به گروه بزرگی از دانش‌آموزان دبیرستانی در غرب تهران، به خبر اول رسانه‌ها در روزهای اخیر تبدیل شده است. هرچند بعید است کسی از میزان خشونت، کیفیت گفتمان جنسیتی حاکم و رواج آزار جنسی دانش‌آموزان در دبیرستان پسرانه بی‌خبر باشد، ولی ابعاد این خبر و مستنداتش چنان گسترده است که حتی مدیران آموزش پرورش که معمولا تمایلی به پاسخ‌گویی ندارند نیز واکنش نشان داده‌اند. بنا به گزارش اولیه‌ی خبر‌آنلاین، والدین یکی از دانش‌آموزان متوجه تغییر رفتار پسر خود می‌شوند و پس از چندی با کمک یک روانشناس علت اصلی این تغییر رفتار مشخص می‌شود؛ آزار جنسی گروه گسترده‌ای از دانش‌اموزان توسط یکی از مسئولان مدرسه.

در این بین سوالی مهم مطرح است، اگر والدین آن دانش‌آموز فرزند خود را نزد روانشناس نمی‌بردند چقدر ممکن بود از این ماجرا پرده برداشته شود؟ اگر روانشناس مذکور نقش واسط را بین قربانی و خانواده‌اش بازی نمی‌کرد چه می‌شد؟ بیاییم فرض کنیم که ما قربانیان چنین ماجرایی هستیم (و چه بسا واقعا هم باشیم). چگونه و تا چه حدودی این داستان را برای پدر و مادرمان تعریف می‌کردیم؟ آیا عجیب نیست داستانی که حالا در رسانه‌های اجتماعی با جزییات بیان می‌شود، روزی قابل مطرح شدن در درون خانواده‌های قربانیان نبوده؟

به نظر می‌رسد نه برای قربانی و نه برای ما شاهدانِ تراژدی، زبانی برای انتقال بحران‌هایی که در حوزه‌ی «تابو» شکل می‌گیرند وجود ندارد. در این مورد بخصوص، داستان از آنجایی تراژیک‌تر و مضحک‌تر می‌شود که مکان وقوع تعدیْ یک مدرسه است. نهادی که منطقاً قرار است محل آموزش و تحصیل علوم مختلف من‌جمله ادبیات و زبان فارسی باشد. در چنین مکانی‌ست که دانش‌آموزان از بیان بی‌واسطه‌ی مسئله‌ای چنین بغرنج و حیاتی به زبان فارسی به خانواده‌هایشان عاجز بوده‌اند [۱]. این در صورتی است که ظاهرا نه آن مسئول خاطی در بیان فرامین و فانتزی‌هایش به همان دانش‌آموزان مشکل زبانی داشته و نه دانش‌آموزان مشکلی در دریافت منظور این فرد، چرا که در آن محیطِ «مجردی»، «خانواده» حضور نداشته است.

کلمه‌ی «مجرد» در فارسی ایرانی هرچند به صورت رسمی، مثلا در فرم‌های استخدامی (مجرد-متاهل)، جنسیت خاصی ندارد، ولی در کاربرد روزمره‌ عموماً معنای مردانه‌ای دارد. در مقابل هر ظرفی که فعالیت خانوادگی در آن انجام می‌شود، می‌توان ظرف مجردی‌اش را هم متصور شد: از کوپه‌ی قطار گرفته تا خانه و سفره‌خانه (به یاد دارم تا اواسط دهه‌ی هشتاد بلیط سینما هم خانواده/مجردی داشت). این گفتمان مجردی-خانواده آن‌چنان قدرتمند است که حتی مسئولینی که علاقه‌مندند، ولو به صورت نمایشی، خود را پیگیر حضور زنان در استادیوم‌ها نشان دهند، از ترکیب «حضور خانواده‌ها» استفاده می‌کنند. دبیرستان‌ پسرانه شاید نه اولین ولی یکی از موثرترین نهادهایی است که دوگانه‌ی مجردی-خانوادگی را برای پسران ترسیم می‌کند. در دبیرستان‌ها، پسران با خشونت به درون دایره‌ی مجردی هل داده می‌شوند و هر آن‌چه بیرون از این دایره قرار می‌گیرد تحت نام «خانواده» تعریف می‌‌شود. به این ترتیب آینده‌ای برای پسران تصویر می‌شود که خارج از این دوگانگی نیست: یا مجرد عضلانی خوشگذران خشن منزوی یا خانواده.

زبان فارسی هم تابع این دوگانگی است، ادبیاتی که در منازل و پیش خانواده‌ها به کار می‌رود اغلب زمین‌ تا آسمان با زبان به‌کار رفته در جمع‌های دوستی مجردی مردانه فاصله دارد. برقراری هر پلی میان این دو جهان و دو زبان از هر دو طرف ناممکن بوده و تقبیح می‌شود. خانواده حاضر نیست «احترام» و «حرمت» ساحتش به خطر بیفتد و قدمی به سوی فهم جهان مجردی بردارد و روابط میان پسران و مردان جوان را آن گونه‌ که هست ببینید، و در فرهنگ «مردانگی-مجردی» نیز اذعان به ضعف، درخواست کمک و ابراز عدم علاقه به مسائل جنسی جایی ندارد.

در دبیرستان‌های پسرانه، زبان و ادبیات اعتراض به بی‌عدالتی و تعرض جنسی آموزش داده نمی‌شود ولی پیش‌نیازهای پادگانی به خوبی تدریس می‌شوند. سربازی پسران را مرد می‌کند، اما آنها فقط به شرط آنکه مردانگی و شاخص‌های خشن و برتری‌طلبانه‌اش را در دبیرستان خوب فرا بگیرند، در پادگان دست بالاتر را خواهد داشت.

پانوشت:

١) افرادی که رسوایی اخلاقی «پرس‌تی‌وی» را به خاطر دارند احتمالا به یاد دارند که در فایل صوتی مربوطه قربانی که در طول مکالمه فارسی صحبت می‌کرد، ناگهان در هنگام اشاره به آزارهای جنسی از زبان انگلیسی استفاده می‌کرد.

اردیبهشت
۵
۱۳۹۷
اجبار به تن‌فروشی از طرف شوهر خواهر
اردیبهشت ۵ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , ,
shutterstock_371169425
image_pdfimage_print

Photo: Polonez/www.shutterstock.com

موسی برزین

پرسش:

سلام، خسته نباشید!

در همسایگی ما یک دختری زندگی می‌کند  که پدر و مادرش چند سال پیش فوت کرده‌اند و به همین دلیل او که جایی برای رفتن نداشته در سن ۱۶ سالگی به خانه خواهر خود می‌آید. خواهرش بسیار بزرگ‌تر از خودش است و شوهر خواهر هم یک مرد معتاد و مواد‌فروش است. وضعیت مالی‌شان هم خیلی بد است. خلاصه برخی‌ها در محله می‌گویند این مرد خواهر زنش را مجبور به همخوابگی با مردان می‌کند. یعنی این دختر را می‌فروشد و در قبالش مواد یا پول می‌گیرد. خواهر این دختر نیز اصلا اعتراضی ندارد. من شنیده‌ام که این آقا خانمش را هم مجبور به این کار می‌کرده است. الان این دختر ۲۱ سالش است. پدر من یک سوپر مارکت در محله دارد و من هم بعضی وقت‌ها به او کمک می‌کنم. این دختر هم مرتب برای خرید به مغازه ما می‌آید و بعضا چند کلمه‌ای با هم صحبت می‌کنیم. چند روز پیش برای خرید سیگار آمده بود با صورت کبود. پرسیدم چه شده و او گفت شوهر خواهرش او را زده. بعد تعریف کرد که شوهر خواهرش مجبورش کرده به خانه چند مرد برود و شب را با آنها بگذراند. این دختر هم قبول نکرده و شوهر خواهرش به شدت کتکش زده. واقعیتش می‌خواهم یک کاری بکنم چون دلم برایش می‌سوزد اما نمی دانم راهش چیست و از کجا باید شروع کنم. آیا این دختر می‌تواند شکایت کند؟

پاسخ:

سلام!

متاسفانه پدیده اجبار به تن فروشی از طرف اعضای خانواده به کرات مشاهده شده است. مخصوصا افراد معتاد بیشتر اقدام به این کار می‌کنند. برخی پژوهش‌ها در ایران نشان می‌دهند تعداد قابل توجهی از تن فروشان زن، به اجبار یکی از اعضای خانواده خود همچون همسر و پدر به این کار مبادرت کرده‌اند. بر اساس داده‌های یک طرح پژوهشی با عنوان «ارزیابی سریع وضعیت تن فروشی در شهر تهران با تاکید بر رفتارهای پرخطر مرتبط با ایدز» که در سال ۱۳۸۶ از سوی سعید مدنی قهفرخی به سفارش وزارت بهداشت و دفتر جمعیت سازمان ملل متحد انجام شد، ۲۷ درصد زنان مورد مطالعه در این پژوهش، اولین تن فروشی خود را به اجبار یکی از اعضای خانواده خود انجام داده‌اند.

اما پاسخ به پرسش شما: در قوانین ایران جرم خاصی با عنوان اجبار به تن فروشی وجود ندارد؛ گرچه در قانون مجازات اسلامی جرمی با عنوان «قوادی» وجود دارد که بر اساس آن می‌توان از کسانی که فردی را مجبور به تن فروشی می‌کنند، شکایت کرد.

قوادی عبارت است از به هم رساندن دو یا چند نفر برای زنا یا لواط. ماده ۲۴۳ قانون مجازات اسلامی می‌گوید: «حد قوادی برای مرد ۷۵ ضربه شلاق است و برای بار دوم علاوه بر ۷۵ ضربه شلاق به عنوان حد، به تبعید تا یک سال نیز محکوم می‌شود که مدت آن را قاضی مشخص می‌کند و برای زن فقط ۷۵ ضربه شلاق است.»

در مورد شوهر خواهر این خانم نیز این جرم صادق است. بنابراین ایشان می‌تواند به دادسرا رفته و شکایت کند. البته باید اثبات شود که شوهر خواهر این خانم، او را مجبور به این کار می‌کند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

پرسش:

اگر این دختر برود بگوید من مرتکب رابطه جنسی شدم آیا برای خودش خطر ندارد؟ آیا خودش را نمی‌گیرند؟

پاسخ:

متاسفانه در حقوق ایران چنین مشکلی وجود دارد. گرچه در قوانین اگر شخصی مجبور به عمل مجرمانه‌ شود مسئولیت کیفری ندارد اما اجبار یعنی وضعیتی که اراده فرد را سلب کند. در مورد مساله‌ای که شما مطرح کردید این سوال پیش می‌آید که آیا این دختر نمی‌توانسته از همخوابگی با مردان امتناع کند؟ آیا اراده وی به کلی سلب شده است؟ و ….

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

۱۵ ساله بود که شوهرش دادند

نگذاشت دختر نابینا مدرسه برود

شوهرم مرا وادار به فروش مواد می‌کند

با وجود این در قانون مجازات مقرراتی وجود دارد که می‌توان با استناد به آن برداشت کرد که در مواردی که فرد از طرف دیگری در اثر تهدید مجبور به زنا می‌شود مسئولیت نداشته و مجازات نخواهد شد.

بر اساس تبصره دو ماده ۲۲۴ قانون مجازات «هرگاه کسی با زنی که راضی به زنای با او نباشد در حال بی‌هوشی، خواب یا مستی زنا کند رفتار او در حکم زنای به عنف است. در زنا از طریق اغفال و فریب دادن دختر نابالغ یا از طریق ربایش، تهدید یا ترساندن زن اگرچه موجب تسلیم شدن او شود نیز حکم فوق جاری است.»

اما با توجه به اینکه در این تبصره وضعیت زانی و رفتار او در نظر گرفته شده و در موضوع بحث ما زانی خود اجبار و اکراهی انجام نداده و این اجبار از ناحیه دیگری بوده است، بنابراین نمی‌توان زنا را به عنف دانسته و مجازات آن را نسبت به زانی محقق دانست اما از ضابطه ارائه شده در این ماده یعنی رفع مسئولیت به دلیل مورد تهدید و ترس قرار گرفتن زانیه، می‌توان برداشت کرد که فرقی بین اینکه تهدید و ترساندن از ناحیه زانی بوده باشد یا دیگری وجود ندارد. یعنی نسبت به مسئولیت قربانی تهدید یا ترس، فرقی نمی‌کند که این تهدید از ناحیه چه کسی بوده است بلکه مهم این است که در اثر تهدید، اراده و خواست زانیه سلب شده باشد

پرسش:

به نظرتان چه کار می‌توانیم بکنیم؟

پاسخ:

اولین اقدامی که لازم است انجام شود دور شدن این خانم از خانه شوهر خواهرش است. این خانم به نحوی باید محل زندگی خود را جدا کند چون تا ایشان در منزل شوهر خواهرش زندگی می‌کند در معرض انواع خشونت‌هاست. در این راستا می‌توانید با اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی تماس بگیرید. در مورد اقدام قضایی پیشنهاد می‌شود به دادسرا مراجعه شده و از خواهر شوهر شکایت شود. گرچه این شکایت مشکلاتی را داشته و اثبات اجبار سخت است اما به هر حال دادگاه در این مورد تحقیق کرده و ممکن است خود مدارکی را پیدا کند. این خانم هم اگر شاهدی دارد می‌تواند به دادگاه معرفی کند. ضمن اینکه اگر شوهر خواهر مواد فروش است شما می‌توانید این مساله را به نیروی انتظامی گزارش دهید تا به این دلیل و تحت این عنوان، مورد پیگرد قرار بگیرد.

اردیبهشت
۳
۱۳۹۷
جامعۀ ناشنوای ایران، فناوری‌ها و رسانه‌های تصویری
اردیبهشت ۳ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
تلویزیون-و-زبان-اشاره
image_pdfimage_print

Photo: //medn.me/qdt4hw

در تعطیلات نوروز امسال با بالاگرفتن هیجان مردم برای تماشای برنامه‌های تلویزیونی محبوب همچون «کلاه‌قرمزی»، بار دیگر جامعۀ ناشنوا درخواست خود مبنی بر حق استفادۀ برابر از رسانۀ ملی را اعلام کرد و گرچه همچنان در این راه مسیر طولانی پیش روی خود می‌بیند، اما پیروزی‌هایی هم به دست آورد، از جملۀ آنها دسترسی به بعضی برنامه‌ها از طریق زیرنویس بود. گرچه خدمات زیرنویس نه از تلویزیون ملی که با کار داوطلبانۀ بعضی افراد و از طریق کانال‌های تلگرام انجام شد. این یادداشت با نگاهی به تغییرات اخیر به موضوع تلویزیون  و فناوری‌های تصویری و نقش آن در جامعۀ ناشنوای ایران می‎پردازد.

محرومیت

یکی از معانی دورافتادگی و محرومیت با مفهوم دوری جغرافیایی از مرکز به ذهن تداعی می‌شود، دور ماندن از تغییرات فرهنگی، هنجارها و اطلاعات و امکانات تازه در «مرکز» است که به مرور باعث محرومیت‌های گستردۀ دیگر در حوزه‎های مختلف زندگی افراد می‌شود. وضعیت ناشنوایان در ایران تا سالهای طولانی شبیه وضعیت زندگی افراد در نقاط دورافتادۀ جغرافیایی بوده است، با اینکه بسیاری از آنها در شهرهای بزرگ و پرجمعیت با امکانات متوسط به بالا زندگی کرده‌اند. زیرا همواره دسترسی آنها به اطلاعات و مفاهیم رایج در جامعه یک دسترسی محدود و پر از مانع بوده است. رادیو، تلویزیون و سینما بدون زیرنویس یا مترجم برای ناشنوایان کارایی ندارد. همچنین به دلیل مشکلات و بحرانهای آموزش، بسیاری از ناشنوایان با روزنامه، مواد چاپی و متن اخبار و گزارش‌ها به زبان فارسی هم غریبه‏ مانده‌اند. تا دهۀ اخیر هم به جز رادیو-تلویزیون رسمی و کتاب و مطبوعات رسمی، منبع دیگری در کشور موجود نبود که افراد از طریق آن به دنیای اطلاعات و هنر و دانش و سرگرمی وصل شوند.

انزوا در خانواده

بسیاری از ناشنوایان تجربه‎ها و خاطرات تلخی از جمع خانواده و فامیل در حضور تلویزیون دارند. زمان پخش برنامه‎های پرطرفدار تلویزیونی همۀ خانواده با علاقه و هیجان آن برنامه را باهم تماشا می‎کنند، بحث می‌کنند و گاه می‌خندند. اگر عضو ناشنوا از آنها بخواهد موضوع برنامه را برایش ترجمه کنند گاهی چند جملۀ مختصر دریافت می‎کند و گاهی هم با عصبانیت و بی‎حوصلگی اعضای خانواده مواجه می‎شود. دلیل این وضعیت گاهی به ناآشنا بودن اعضای خانواده با زبان اشاره و نابلدی آنها مربوط است، و اینکه ترجمۀ همزمان کار آسانی نیست و گاهی نیز مستقیماً به تبعیض ساختارمند علیه ناشنوایان مربوط است؛ به این ترتیب که افراد شنوا گمان می‎کنند لازم نیست عضو ناشنوای خانواده هم به طور برابر از همۀ موضوعات باخبر باشد یا مثلاً شاید موضوعات پیچیده‌تر را نفهمد و از این رو برای توضیح موضوعات مختلف به او تلاشی نمی‎کنند.

فرزندان شنوا

در مورد والدین ناشنوا وضعیت خانوادگی پیچیدگیهای دیگری هم دارد. پدر یا مادر ناشنوا عموماً از فرزندان شنوای خود در امور مختلف کمک می‌گیرند. مهمترین کمک فرزندان ترجمۀ برنامه‌های تلویزیونی مورد علاقه و نیز همراهی با آنها در مراجعات پزشکی و اداری مختلف است. درواقع فرزندان این نوع خانواده‌ها پل ارتباطی والدین خود با جامعۀ بزرگتر هستند. این فرزندان به دلیل آنکه زبان اشاره را از نوزادی با پدر و مادر خود همچون یک زبان مادری یاد گرفته‎اند، تسلط بالایی به زبان اشاره دارند. همچنین به زبان گفتاری محیط (فارسی، ترکی، کردی، عربی، بلوچی،…) هم به خوبی مسلط هستند. به همین دلیل فرزندان شنوای پدرومادر ناشنوا مترجمان کارآمدی هستند، اما مشکلات بسیاری نیز در این وضعیت وجود دارد. این افراد چون از کودکی نقش کمک‌رسان به پدرومادر خود را ایفا کرده‌اند فشارهایی بسیار بیشتر از کودکان دیگر متحمل می‎شوند. وابستگی ناشنوایان به افراد شنوای خانوادۀ خود بسیار شدید است و همین امر مشکلات زیادی، گاهی عاطفی و گاهی حقوقی پیش می‎آورد. تفکر قابل قبول و رایج این است که هر فرزندی که شنواست وظیفه دارد به والدین ناشنوای خود خدمات‌رسانی کند و این موضوع باری سنگین به دوش آنان است.

زبان اشارۀ طبیعی

حضور مترجم زبان اشاره در تلویزیون در بسیاری کشورها سالهاست رواج یافته است. در ایران نیز در اواخر دهۀ هفتاد، برای اولین بار مترجم زبان اشاره در تلویزیون سراسری ایران، شبکۀ دو، برنامۀ خانواده ظاهر شد. این امر شاید رویداد مهمی برای جامعۀ ناشنوایان به شمار می‌رفت اگر شخصی که ترجمه همزمان را انجام می‌داد از زبان اشارۀ طبیعی قابل فهم برای ناشنوایان استفاده می‌کرد و نه «فارسی اشاره‌ای» که نوعی تغییر دادن آوا به تصویر است بدون آنکه راحت و روان برای ناشنوا قابل فهم باشد. اخبار ناشنوایان نیز  ـ که بیشتر مورد علاقۀ افراد شنوای ایران است- تاکنون عملاً کمک چندانی به اطلاع‏رسانی به ناشنوایان نکرده زیرا نظام جملات در این برنامه طبق دستور زبان فارسی است. به این ترتیب که گوینده، جملات فارسی را با معادل‏‌هایی در زبان اشاره جایگزین می‌‏کند. این شیوه یک شیوۀ مصنوعی است و با زبان اشارۀ طبیعی ناشنوایان همخوانی ندارد.

تغییرات جدید و همبستگی بیشتر

همانطور که گفته شد عدم دسترسی به آموزش برابر و غیرقابل فهم بودن برنامه‌های تلویزیونی مانع اصلی دستیابی ناشنوایان به اطلاعات و مسائل روز بوده و این عدم دسترسی موجب محرومیت‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی در این جامعه شده است. اما این وضعیت در دهۀ اخیر با تکنولوژی‌ها و امکانات جدید رو به تغییر است. ناشنواهائی که از موبایل و کامپیوتر و اینترنت استفاده می‌کنند با علاقه از این امکان برای افزایش سطح آگاهی خود بهره می‌گیرند و تعداد آنها به سرعت رو به افزایش است. اخیراً  اپلیکیشن تلگرام در میان ناشنوایان بسیار طرفدار پیدا کرده و بسیاری از نخبگان و فعالان ناشنوا از آن برای ضبط و پخش سریع ویدئوهایی به زبان اشاره استفاده می‌کنند. درواقع کمبود امکانات آموزش رسمی در کشور، تا حدی به شیوه‎های غیررسمی جبران می‌شود. شاید یکی از دلایلی که سرانجام ناشنوایان توانستند حرف خود را به جامعۀ شنوا، فعالان حقوق معلولان و سرانجام به مسئولان برسانند همین امر بوده باشد. زیرا اینترنت و برنامه‎های ضبط و پخش آسان فیلم، تحول بزرگ و مثبتی برای زبان اشارۀ ایرانی و هویت‎شناسی ناشنوایان ایران ایجاد کرده است و ناشنوایانی که به دلیل دور بودن از یکدیگر امکان مکالمه و ارتباط نداشته‌‏اند، اکنون می‏‌توانند از گوشه و کنار با هم از مشکلات خود سخن بگویند و همین به همبستگی بیشتر آنها و پیشرفت زبانی و اجتماعی آنها کمک می‎کند.

چشم‌انداز آینده

جامعۀ ناشنوا درحال تلاش و تکاپو است که حق دسترسی به مترجم حرفه‌ای زبان اشاره را هم برای امور شهروندی و هم در تلویزیون به دست آورد. تلاش دیگر این جامعه در راستای معرفی و به رسمیت شناختن «زبان اشارۀ طبیعی» به جای «فارسی اشاره‌ای» است. زیرا همانطور که گفته شد فارسی اشاره‌ای زبانی طبیعی نیست و درک آن دشوار است.

استخدام مترجم حرفه‌ای از یک سو و مطالبۀ زیرنویس فارسی برای برنامه‌های پرطرفدار دو مسیری است که جامعۀ ناشنوا برای احقاق حقوق شهروندی خود در پیش گرفته است. تکنولوژی‌های جدید زبانی و زبانشناسی به راحتی می‎توانند امکان زیرنویس برنامه‎های تلویزیونی و سینمایی را برای ناشنوایان فراهم آورند تا وابستگی آنان به افراد شنوا برای درک برنامه‎های تلویزیونی کاهش یابد. تنها مسئله ایجاد اراده به تغییر و بهبود اوضاع در سازمان‌های مرتبط با امور ناشنوایان است.

اسفند
۲۱
۱۳۹۶
نگاهی به عملکرد بهزیستی در سال۹۶
اسفند ۲۱ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
bigstock-Sad-Woman-Alone-On-Street-Subw-109476173-e1484062803727
image_pdfimage_print
Photo: Ocus Focus/bigstockphoto.com
در برخورد با آسیب‌های اجتماعی اولین نهادی را که مسؤول می‌دانیم، بهزیستی است؛ در کنار آن هرگاه نام معلولان می‌آید، نگاه‌ها به سمت بهزیستی می‌رود؛ همچنین برای بهبود وضعیت معیشتی بسیاری از گروه‌ها به سراغ بهزیستی می‌رویم. بر همین اساس حجم فعالیت‌های بهزیستی بالاست؛ البته بسیاری از فعالیت‌هایش با همکاری و هماهنگی سایر ارگان‌ها به انجام می‌رسد.

سازمان بهزیستی با وجود آن‌که در حوزه‌های مختلفی در حال فعالیت است اما در بررسی عملکرد یکساله‌اش می‌بینیم سرانجام بسیاری از طرح‌های مطرح‌شده از سوی این نهاد نامشخص است.

به گزارش مهرخانه، در برخورد با آسیب‌های اجتماعی اولین نهادی را که مسؤول می‌دانیم، بهزیستی است؛ در کنار آن هرگاه نام معلولان می‌آید، نگاه‌ها به سمت بهزیستی می‌رود؛ همچنین برای بهبود وضعیت معیشتی بسیاری از گروه‌ها به سراغ بهزیستی می‌رویم. بر همین اساس حجم فعالیت‌های بهزیستی بالاست؛ البته بسیاری از فعالیت‌هایش با همکاری و هماهنگی سایر ارگان‌ها به انجام می‌رسد.

زنان آسیب‌دیده و راه‌اندازی مراکزی که به انجام نرسید

فروردین‌ماه احمد خاکی، معاون اموراجتماعی بهزیستی استان تهران از راه‌اندازی مراکز غیراقامتی حمایت از زنان آسیب‌دیده و ویژه (مراکز راه نو) خبر داد. مراکز حمایت و بازپروری دختران و زنان در معرض آسیب اجتماعی حاد یا آسیب‌دیده اجتماعی (ویژه) به مراکزی اطلاق می‌شود که طبق وظایف قانونی محوله، دختران و زنان در معرض آسیب اجتماعی حاد و زنان ویژه را نگهداری یا به‌صورت غیرشبانه‌روزی تحت پوشش داشته و با ارائه خدمات تخصصی نظیر مددکاری اجتماعی، روان‌شناسی، بهداشتی، زمینه‌های توانمندسازی و بازگشت آن‌ها به زندگی سالم را از طریق پیوند مجدد با خانواده، آموزش، ایجاد اشتغال، کسب درآمد مشروع، ازدواج و تشکیل خانواده فراهم می‌کند.

در تعریف دختران و زنان در معرض آسیب اجتماعی حاد نیز آمده است: زنانی که به دلایلی همچون متشنج بودن خانواده، اغفال و… از کانون خانواده دور شده یا با سوء‌تفاهم از خانواده اخراج شده‌اند، به این ترتیب فاقد سرپرست مؤثر بوده و آمادگی، درایت یا توان کافی اقتصادی برای زندگی مستقل را نداشته و احتمال آسیب‌پذیری و برقراری روابط خارج از عرف در آن‌ها وجود دارد. همچنین زنانی که از طریق ایجاد روابط نامتعارف، کسب درآمد و گذران معیشت کرده یا به ارزش‌های اخلاقی اجتماعی پایبند نبوده و علی‌رغم مبادرت به روابطی، از این عمل انگیزه کسب درآمد را ندارند که این‌گونه افراد پس از تحمل مجازات قانونی به دلیل فقدان مکان زندگی و عدم پذیرش اجتماعی توسط مراجع قضایی به مراکز بازپروری معرفی می‌شوند یا به‌صورت خودمعرف برای بهره‌گیری از خدمات حمایتی و بازپروری مراجعه می‌کنند.

در آن زمان عنوان شد که ۲ مرکز بازپروری «آصف» ویژه افراد زیر ۱۸ سال و همچنین مرکز بازپروری «ارشاد» ویژه افراد بالای ۱۸ سال فعالیت کرده و شهرستان مجری این طرح نیز شمیرانات است. اما پس از آن اطلاعاتی از راه‌اندازی مرکزی جدید شنیده نشد.

سند ملی سالمندان

ابتدای امسال مسؤولان سازمان بهزیستی اعلام کردند که سند ملی سالمندان تدوین شده و به زودی به سازمان برنامه و بودجه کشور ارسال می‌شود تا در هیأت دولت تصویب و عملیاتی شود و طبق موارد پیش‌بینی‌شده در برنامه ششم توسعه، بخش‌هایی از آن در سال‌های مختلف این برنامه اجرا خواهد شد.

سرانجام پس از چندین ماه امیدواری برای تصویب این سند، در روز سوم دی به تصویب رسید.

از دیگر مباحث مطرح‌شده در حوزه سالمندان اعطای مجوز به سمن‌هایی با عناوین فرزانگان و مراکز نگهداری روزانه بود.

بیمه مراقبتی طولانی‌مدت

بیمه مراقبتی طولانی‌مدت به سالمندی که تحت مراقبت خود یا فرد دیگری است، تعلق می‌گیرد. در سند سالمندی به طور واضح به این موضوع اشاره شده است. اطلاعی از به سرانجام رسیدن این طرح وجود ندارد.

بانک اطلاعات سالمندان

بحث بانک اطلاعات سالمندان جزو موضوعاتی بود که ابتدای امسال به‌عنوان یکی از جدی‌ترین برنامه‌های بهزیستی در حوزه سالمندان مطرح شد. پس از آن در مردادماه از برگزاری اقدامات و جلسات اولیه برای ایجاد بانک اطلاعات جامع سالمندان خبری منتشر شد. اما از آن زمان به بعد صرفاً تاکیداتی بر ایجاد این بانک اطلاعاتی منتشر می‌شد و خبری دقیق در رابطه با شروع به کار جمع‌آوری اطلاعات سالمندان منتشر نشد.

راه‌اندازی کلوپ‌های سالمندی

به گفته مسؤولان سازمان بهزیستی کلوپ‌های سالمندی از دیگر بحث‌هایی است که به دنبال اجرای آن بوده‌اند. قرار بود در این کلوپ‌ها، به هر آن‌چه اوقات فراغت سالمندان را پر می‌کند، بپردازند. براساس قول مسؤولان قرار بود این کلوپ‌ها تا پایان سال ۹۶ راه‌اندازی شود که شاهد این اتفاق نبودیم.

راه‌اندازی دانشگاه نسل سوم

دانشگاه نسل سوم، برنامه‌ای دیگری است که بهزیستی در حوزه سالمندان تصمیم به اجرای آن داشت و طبق اعلام مسؤولان در اوایل سال جاری دو دانشگاه آماده بودند. در این طرح، کلیه آموزش‌هایی که در درجه اول برای سالمندان و در درجات بعدی برای اعضای خانواده و افراد مرتبط با سالمندان نیاز است، ارائه می‌شود. هدف از این آموزش‌ها این است که سالمندان به‌روز شوند، بتوانند در جامعه اثرگذار باشند و به سالمندان دیگر نیز آموزش دهند.

به گفته مسؤولان قرار بود در سال ۹۶ حتماً از این طرح بهره‌برداری شود. هرچند پس از مدتی به‌طور جدی مطرح شد که قرار است دانشگاه سالمندان در دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان راه‌اندازی شود اما هیچ خبری از راه‌اندازی یا عدم راه‌اندازی آن منتشر نشد. البته پیش از این برای اولین‌بار در ایران در سال ۱۳۹۱ دانشگاه علوم پزشکی زاهدان اقدام به راه‌اندازی دانشگاه نسل سوم کرده بود.

(در همین زمینه: آموزش سالمندان در نخستین دانشگاه سالمندان کشور/ باید برای روبه‌روشدن با سالمندی جمعیت آماده شویم)

طرح مراقبین خانگی و مشکل کمبود بودجه

تیرماه معاون توانبخشی سازمان بهزیستی از تحت پوشش قرار گرفتن ۱۰ هزار نفر از سالمندان و معلولان کشور در طرح مراقبین خانگی طی سال‌های اخیر خبر داد و اعلام کرد که طبق برآوردهای صورت‌گرفته در نظر داشتیم این طرح را برای ۲۵۰ هزار معلول اجرایی کنیم اما متأسفانه کمبود بودجه و اعتبارت مانع اجرای آن شد.

براساس این طرح افراد از کانون خانواده فاصله نمی‌گیرند و از تعداد متقاضیان برای نگهداری در مراکز شبانه‌روزی بهزیستی کاسته می‌شود. در مرحله اول مراقب خانگی از بین اعضای خانواده انتخاب می‌شود و در صورت نداشتن خانواده، تعیین مراقب از خارج از خانواده صورت می‌گیرد. البته از سوی سازمان بهزیستی کشور مبالغی به عنوان کمک‌هزینه نگهداری به مراقبان تعلق می‌گیرد. در این طرح به وسایل مورد نیاز معلول نیز توجه شده است؛ به طوری‌که اگر برای نگهداری معلول در منزل به تهیه تجهیزات ویژه و خاص از جمله تخت مخصوص و مناسب‌سازی محیط نیاز باشد، از سوی بهزیستی تأمین می‌شود. پیش از آغاز به کار، مراقبین خانگی در دوره‌های آموزشی سازمان بهزیستی شرکت می‌کنند و با نحوه مراقبت از سالمندان و معلولان آشنا می‌شوند. ۲ نوع مراقب برای معلولان و سالمندان در این طرح پیش‌بینی شده است.

(در همین زمینه: سند ملی سالمندان و پیش‌بینی حمایت‌هایی از خانواده‌ها/ ورود بنیادهای زیر نظر بهزیستی به موضوع مراقبین خانگی)

(در همین زمینه: طرح مراقبین خانگی و توجه ویژه به زنان سالمند/ برنامه‌هایی برای پرکردن اوقات فراغت زنان سالمند)

سامانه الکترونیک ثبت مداخلات طلاق

سامانه الکترونیک ثبت مداخلات طلاق به‌صورت پایلوت در پنج شهر خراسان رضوی اجرا شد و قرار بود تا پایان فروردین ماه نقاط قوت و ضعف آن بررسی شود و در سال ۹۶ به ۱۱ استان کشور توسعه یابد. اما در فروردین‌ماه اعلام شد که تا پایان سال راه‌اندازی سامانه الکترونیک ثبت مداخلات طلاق در تمام استان‌ها اجرا می‌شود. همچنین اعلام شد که تا پایان خرداد در ۱۰ استان با بیشترین نرخ طلاق راه‌اندازی می‌شود. تهران، البرز، اصفهان، فارس، گیلان، مازندران، مرکزی، قم، کرمانشاه، خراسان رضوی و خوزستان (بدون ترتیب) بیشترین نرخ طلاق کشور را دارند.

براساس این سامانه، افراد قبل از ورود به دادگاه‌ها و ثبت رسمی دادخواست طلاق و پیش از آن‌که بخواهند وارد چرخه وکلا شوند، از همان ابتدا به چرخه خدمات مددکاری و روان‌شناسی ورود پیدا می‌کنند و در جهت حل منازعات زناشویی آن‌ها اقدام می‌شود. بررسی‌های اولیه نشان داد که ۱۸ تا ۲۰ درصد زوجینی که از طرف دادگستری به مراکز این سامانه ارجاع داده شده‌اند، در پیگیری ۶ ماهه تا یک‌ساله به سازش رسیده‌اند.

با وجود وعده‌هایی برای راه‌اندازی این طرح در ۱۰ استان تا پایان خرداد، سرانجام در شهریورماه و در ۱۱ استان راه‌اندازی شد. در دی‌ماه نیز اعلام شد که ۱۹۵ مرکز مداخله کاهش طلاق در کشور ایجاد شده است و در آخرین اخبار در نیمه اسفندماه، کرمانشاه نیز جزو دارندگان این سامانه شد. با این وجود خبری از اجرای آن در کل استان‌ها مطرح نشد.

(در همین زمینه: راه‌اندازی سامانه الکترونیک ثبت مداخلات طلاق در تمام استان‌ها)

(در همین زمینه: شیب رشد طلاق کاهش یافته است، نه طلاق/ تفاوت مراکز مشاوره ناجا و بهزیستی)

راه‌اندازی مرکز مشاوره خانواده در کنار دادگاه‌ها

براساس اعلام مسؤولان بهزیستی در دی‌ماه، قرار بود تا پایان سال ۱۳۰ مرکز مشاوره خانواده در تهران در کنار دادگاه‌ها تشکیل ‌شود که هنوز خبری از آن نیست.

افزودن شیفت به سامانه تلفنی خط ملی اعتیاد

ابتدای امسال عنوان شد که یکی از اولویت‌های مرکز توسعه و پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی در سال ۹۶ افزودن یک شیفت کاری به سامانه خط ملی اعتیاد است که در صورت اجرای این طرح، مدت زمان فعالیت این سامانه تا ساعت ۱۲ شب افزایش پیدا می‌کند.

آبان‌ماه مسؤولان بهزیستی اعلام کردند که اضافه نکردن خطوط ملی اعتیاد، ناشی از همکاری نکردن لازم از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر در تأمین اعتبار مورد نیاز برای گسترش این سامانه تلفنی است.

سند راهبردی کنترل و کاهش طلاق

مردادماه مسؤولان بهزیستی از تدوین سند کنترل و کاهش طلاق در کشور خبر دادند. به گفته آن‌ها سند کنترل و کاهش طلاق در مرحله‌ای است که باید چند نشست کشوری داشته باشیم تا نظرات تمام دستگاه‌ها اخذ شود؛ زیرا لزوماً سازمان بهزیستی به تنهایی نباید فعالیت کند و در این فرآیند نقش تمام دستگاه‌ها پیش‌بینی می‌شود.

در آن زمان و مطابق اعلام بهزیستی پیش‌بینی می‌شد سند راهبردی کنترل و کاهش طلاق نیز تا پایان امسال رونمایی ‌شود. با این وجود براساس اطلاعات منتشرشده، اولین جلسه بررسی این سند در تاریخ ٨ اسفند امسال برگزار شده است و به نظر نمی‌رسد در روزهای پایانی سال شاهد به نتیجه رسیدن آن باشیم.

(در همین زمینه: سند راهبردی کنترل و کاهش طلاق تا پایان سال رونمایی می‌شود)

خانه امن

اردیبهشت‌‌ماه اعلام شد که خانه‌های امن استان‌های تهران، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و رضوی و آذربایجان شرقی به صورت مستقل فعالیت می‌کنند و در سال جاری این مراکز در کشور توسعه خواهند یافت؛ به طوری‌که تعداد خانه‌های امن کشور به ۱۵ واحد خواهد رسید. بر این اساس خانه‌های امن در استان‌های بوشهر، قزوین، هرمزگان، ایلام، اصفهان، خوزستان و خراسان شمالی نیز فاز غربالگری و شناسایی را به اتمام رسانده و در سال جاری به‌صورت مستقل راه‌اندازی خواهند شد.

در سوم مرداد همزمان با افتتاح خانه امن در گرگان اعلام شد که در سطح کشور ۲۲ خانه امن وجود دارد که از این تعداد ۱۵ خانه امن در اختیار بخش خصوصی و ۷ خانه امن در اختیار بخش دولتی قرار دارد.

(در همین زمینه: چرا ظرفیت خانه‌های امن کم است؟/ شماره‌هایی که افراد در معرض خشونت خانگی می‌توانند با آنها تماس بگیرند)

تدوین پروتکل آموزش به مرتکبین خشونت

تدوین و تصویب پروتکل آموزش به مرتکبین خشونت نیز یکی از برنامه‌های معاونت امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در سال جاری بود؛ به ‌طوری‌که برگزاری دوره‌های مخصوص مرتکبین خشونت به‌منظور کاهش خشونت آن‌ها انجام بگیرد. البته از سرانجام این طرح نیز اطلاعی در دست نیست.

تدوین سند حمایت از قربانیان خشونت

از زمستان سال ۹۵ پیش‌نویس سند حمایت از قربانیان خشونت در سازمان بهزیستی آغاز شد. پس از برگزاری جلساتی سرانجام در مردادماه اعلام شد که این سند راهبردی در حال تدوین است و باید به‌روزرسانی شود.

غربالگری اوتیسم

تیرماه غربالگری اوتیسم توسط سازمان بهزیستی در قالب برنامه ملی غربالگری، تشخیص و مداخله آنلاین در اختلال طیف اوتیسم در سراسر کشور در تمامی استان‌های کشور که دارای مراکز روزانه آموزشی و توانبخشی اختلال طیف اتیسم هستند، به‌صورت آنلاین آغاز به کار کرد.

در این برنامه، تمامی کودکان ۲ تا ۵ ساله مراجعه‌کننده به پایگاه‌های غربالگری و تشخیص آن استان (مراکز روزانه آموزش و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم)، توسط والدین و با راهنمایی مربیان و کارشناسان آموزش‌دیده، از نظر احتمال دارابودن علایم این اختلال، مورد سنجش و غربال قرار خواهند گرفت. سپس در صورت مشکوک‌بودن کودک به ابتلای این اختلال، اجرای آزمون تشخیصی انجام می‌شود و در صورت قطعی‌شدن تشخیص، کودک به مراکز آموزشی و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم استان جهت مداخلات مرکزمحور و خانواده‌محور ارجاع می‌شد.

(در همین زمینه: رنج‌های کودکان مبتلا به اوتیسم در سایه فقدان خدمات بیمه‌ای)

اورژانس اجتماعی

اردیبهشت‌ماه اعلام شد که مقرر شده در سال جاری، ۱۴۰ مرکز اورژانس اجتماعی جدید در شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر تأسیس شود. بار دیگر در مردادماه مسؤولان بهزیستی اعلام کردند که در حالی‌که تاکنون ۱۹۰ مرکز اورژانس اجتماعی داشتیم، برای اولین‌بار امسال ۱۶۰ اورژانس اجتماعی جدید را راه‌اندازی می‌کنیم. با این وجود سرانجام در روزهای آخر شهریور فعالیت ۱۵۰ مرکز اورژانس اجتماعی در سراسر کشور آغاز شد.

افتتاح مراکز مداخله در بحران

مرکز مداخله در بحران یکی از مراکز بهزیستی است که با هدف کنترل و کاهش بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی از طریق ارائه خدمات فوری و تخصصی لازم به افراد آسیب‌دیده اجتماعی یا در معرض آسیب اجتماعی راه‌اندازی و در ابتدای سال جاری ۲۴ مرکز مداخله جدید افتتاح شد.

پرداخت دیه زنان سرپرست خانوار

اردیبهشت‌ماه اعلام شد که بهزیستی دیه جرایم غیرعمد ۲۰ زن سرپرست خانوار را پرداخت کرد. بر این اساس دیه ۱۵ زن سرپرست خانوار از ۱۵ استان کم‌برخوردار و پنج زن سرپرست خانوار شهرستان‌های استان تهران پرداخت شد. به گفته مسؤولان بیش از ۹۰ درصد این زنان، ناخواسته سر از زندان درآورده‌اند و کانون خانواده آن‌ها از هم گسیخته شده است.

راه‌اندازی مرکز ترک اعتیاد زیر ۱۸ سال

اردیبهشت‌ماه اعلام شد که سازمان بهزیستی مرکزی را برای افراد زیر ۱۸ سال شامل کودکان بی‌سرپرست و بد‌سرپرست که از سوی نیروی انتظامی به بهزیستی ارجاع داده می‌شوند در نظر گرفته است و در این مرکز کار سم‌زدایی انجام می‌شود. این افراد پس از طی فرآیند درمان، در صورتی‌که شرایط لازم برایشان فراهم باشد، به خانواده برگشته و در غیر این صورت، به مراکز سازمان بهزیستی از جمله شبه‌خانواده‌ها ارجاع داده می‌شوند.

براین اساس در زاهدان یک مرکز برای دختران و یک مرکز برای پسران راه‌اندازی شد. عمده گروه هدف این مراکز کودکانی هستند که سرپرست ندارند یا سرپرست‌شان فاقد وجاهت قانونی برای نگهداری از این کودکان است. مثلاً هر دو سرپرست ممکن است در زندان یا معتاد باشند یا نتوانند خانواده را اداره کنند. در زاهدان حدود ۱۱۰ تا ۱۱۵ کودک دختر و پسر درمان شدند

مراکز کودک و خانواده

مراکز کودک و خانواده یکی از مراکز روزانه برای کمک به کودکان کار و خانواده‌های آن‌هاست. طی سال جاری مرکز حمایتی آموزشی کودک و خانواده در پیشاهنگی کرج افتتاح شد و قرار بود گسترش یابد اما اطلاعی از افتتاح مراکز جدید شنیده نشد.

مراکز تارک

کودکانی که عمدتاً بدسرپرست یا گاهی بی‌سرپرست هستند، برای ورود به مراکز