صفحه اصلی  »  خانواده
image_pdfimage_print
آذر
۲۶
شوهرم کتکم می‌زند، چطور طلاق بگیرم؟
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
Photo: HalfPoint/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: HalfPoint/Bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه‌لو – وکیل خانه امن

پرسشگر: سلام! خانم ۴۰ ساله‌ای هستم که دو فرزند دارم. شوهرم در خانه خیلی بدرفتار است، به طوری که بر سر مسائل کوچک مرا مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. به خاطر بچه‌هایم تا حالا تحمل کرده‌ام اما دیگر نمی‌توانم. چند روز پیش پس از بازگشت از یک مهمانی به بهانه اینکه نباید حرفهایی را می‌زدم و اینکه به برخی‌ بی‌احترامی کرده‌ام مرا به شدت کتک زد. بینی من شکست و پیشانی‌ام به شدت آسیب دید. به درمانگاه رفتم و معالجه شدم.

فکر نمی‌کنم که رفتار شوهرم تغییر کند و اصلاح شود چون سالهاست که همین رفتار را دارد. قبلا هم بار‌ها مرا کتک زده است حتی یک بار مقابل خانواده‌اش به من سیلی زد. وقتی هم که می‌گویم چرا چنین رفتاری می‌کنی می‌گوید من شوهرت هستم و طبیعی است عصبانی بشوم. می‌گوید تقصیر خودت است که کارهایی می‌کنی که من عصبانی می‌شوم.

به هر حال من الان در خانه برادرم هستم و قصد دارم از او شکایت کنم و طلاق بگیرم. راه دیگری برای من باقی نمانده است. لطفا راهنمایی کنید که چطور می‌توانم شکایت کنم؟

وکیل خانه امن: متاسفم از وضعیت پیش آمده برای شما. ایا منظورتان از شکایت این است که می‌خواهید نسبت به ضرب و جرح شکایت کنید؟

پرسشگر: بله. هم نسبت به ضرب و جرح و هم می‌خواهم جدا بشوم.

وکیل خانه امن: نسبت به ضرب و جرح می‌توانید شکایت کیفری کنید و شوهرتان را تحت تعقیب قرار دهید. جنایت عمدی بر عضو یا‌‌ همان ضرب و جرح بر اساس حقوق ایران جرم بوده و مجازات‌هایی برای آن پیش‌بینی شده است.

قانون مجازات اسلامی فردی را که عمدا فرد دیگری را مورد ضرب و جرح قرار دهد مجرم می‌داند و مجازات او را قصاص، دیه و در برخی موارد تعزیر از جمله حبس تعیین کرده است. بدین ترتیب اگر مردی هرگونه آسیبی به جسم یا منافع همسر خود وارد کند مجرم محسوب می‌شود و قربانی می‌تواند در دادگاه علیه وی شکایت کرده و مجازاتش را بخواهد.

مجازات ضرب و جرح عمدی قصاص و دیه است که در اکثر موارد به دلیل عدم امکان اجرای قصاص، مجازات دیه در نظر گرفته می‌شود. دادگاه با توجه به میزان آسیب و نظریه پزشکی قانونی مقدار دیه را معین و مرتکب را به پرداخت آن ملزم می‌کند. مقررات و مقدار دیه در مواد ۴۴۸ الی ۷۲۷ قانون مجازات اسلامی بیان شده است.

پرسشگر: پس مجازات ایشان فقط دیه خواهد بود؟

وکیل خانه امن: بستگی به آسیب‌های وارده به شما دارد. علاوه بر مجازات دیه، در برخی موارد ممکن است شوهری که همسر خود ضرب و جرح همسر خود پرداخته است به مجازات حبس نیز محکوم شود. با این توضیح که اگر ضرب و جرح منجر به آسیب شدیدی در بدن شود و یا مرتکب از سلاح سرد یا گرم استفاده کرده باشد، مجازات حبس به میان خواهد آمد. بر اساس ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات): «هرکس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که ‌موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به ‌مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل‌ مجنی‌علیه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه ‌اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم‌ تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم‌ خواهد شد و در صورت درخواست مجنی علیه مرتکب به پرداخت ‌دیه نیز محکوم می‌شود. تبصره ـ در صورتی که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد مرتکب به سه ماه تا یک ‌سال حبس محکوم خواهد شد.»

بنابراین اگر وضعیت شما با ماده فوق مطابقت می‌کند احتمال محکوم شدن ایشان به حبس نیز وجود دارد اما اگر آسیب در حد شکستن بینی و یا خراش و کبودی باشد فقط حکم به دیه داده می‌شود. در این مورد دادسرا شما را به پزشکی قانونی معرفی می‌کند و پزشکی قانونی پس از معاینه میزان و کیفیت آسیب‌ها را گزارش می‌کند. این گزارش در جریان دادگاه در اختیار قاضی پرونده قرار می‌گیرد.

پرسشگر: برای شکایت باید به کجا مراجعه کنم؟

وکیل خانه امن: باید به دادسرای حوزه خانه مشترکتان بروید و شکایت خود را مطرح کنید. توجه کنید که تمامی مدارک و شواهدی که ضرب و جرح را ثابت می‌کند باید ارائه دهید. به عنوان مثال گزارش درمانگاهی که به آنجا مراجعه کردید، استشهادیه از همسایگان و آشنایان مبنی بر ضرب و جرح، شهادت فرزندانتان و دیگر کسانی که از موضوع اطلاع دارند از جمله مواردی است که می‌تواند در دادگاه ادعای شما را ثابت کند.

پرسشگر: در مورد طلاق چطور؟ آیا می‌توانم طلاق بگیرم؟

وکیل خانه امن: یکی از مواردی که برای زن حق جدایی ایجاد می‌شود ضرب و جرح و سوء‌رفتار شوهر است. برای تقاضای طلاق شما باید به دادگاه خانواده مراجعه کنید. در دادخواست رفتارهای شوهرتان را توضیح دهید و مدارک لازم از جمله پرونده درمانی و استشهادیه محلی را ضمیمه کنید. دادگاه اگر تشخیص دهد که زندگی برای شما سخت و غیر قابل تحمل شده حکم طلاق را صادر خواهد کرد. اما قبل از اینکه یک طرفه تقاضای طلاق بدهید با شوهرتان صحبت کنید تا به طلاق توافقی راضی شود زیرا طلاق توافقی خیلی راحت‌تر به نتیجه می‌رسد. در مورد جنبه‌های مالی نیز اگر توافق کنید که بر اساس توافق عمل می‌شود اگر توافق نکنید دادگاه شوهرتان را ملزم به پرداخت مهریه و اجرت المثل می‌کند.

مهر
۲۲
یائسگی، افزایش خطر خشونت‌های بالقوه؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
Photo: soupstock/Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: soupstock/Bigstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

از وقتی شوهر تهمینه سرش جای دیگری گرم شده، او ساعت های بیشتری را برای وارسی تنش جلوی آینه می گذراند. دقتش به ریزترین چروک­ها، به برآمدگی شکمش و به چربی هایی که با گذر زمان و با چهاربار بارداری زیر پوستش دویده، به تمام بی مهری ها و کم محلی هایی که در طول چند سال اخیر تاب آورده، به شب هایی که شوهرش جاکن شده و رختخوابش را انداخته وسط آشپزخانه و جلوی چشم عروس ها و دامادهایش، از او دوری کرده، بیشتر شده است.

شش سال پیش اولین بار تهمینه متوجه بی وفایی همسرش شد. روزهایی که خیال می کرد کشتی شکسته زندگی پرتلاطمشان به لنگرگاه صلح و آرامش رسیده و حالا وقتش شده که بعد از این همه سال بچه داری، درکنار همسرش به یک سکون و آرامش نسبی برسد و سالهای بازنشستگی شان را بگذرانند.

آن روزها آخرین دخترشان هم ازدواج کرده و رفته بود. عکس دخترک را که در جیب کت همسرش دید دعواشان بالا گرفت. درست همسن و سال آخرین دخترشان بود که چند ماه پیش، جشن خانه بخت رفتنش را گرفته بودند. مرد اولش انکار کرد اما به سرعت تسلیم شد. او چیزی گفت که تمام باور تهمینه به همراهی سال های طولانی عمرش فرو ریخت. «قرار نیست من تا بمیرم عمرم را پای زن سترونی مثل تو حرام کنم.»

چندی بعد در یک یاداشت اتفاقی از قول همسرش به دخترک بیچاره ای که به امید نان و نوایی لابد وارد زندگی شان شده بود خواند: « بگذار این زنک آویزان رهایم کند، این گند چاله دهان، بعدش هر چه تو بگویی؛ چشم.»

تهمینه این روزها زود عصبانی می شد، بدخلق و زودرنج و بی حوصله بود، مدام احساس گُرگرفتگی می کرد. تمام سال های جوانی اش در بچه آوری و تربیت فرزندانش گذشته بود، و حالا بدون آنکه آمادگی ذهنی اش را داشته باشد، به جرم یائسه شدن، طرد شده و جایش را با زن جوانتری عوض کرده بودند.

یائسگی هم زنانه و مردانه دارد

دکتر ابوطالب صارمی، رئیس مرکز تحقیقات سلولی صارم در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا، علاوه بر زودرنجی و بدخلقی که از عوارض کاهش استروژن

 در زمان یائسگی است به  تغییرات فشار خون، سوءهاضمه، جوش زدن صورت، خشکی بدن، کاهش میل جنسی، بی خوابی ، گر گرفتگی و یا احساس سرما و گرمای بی دلیل در این دوران اشاره می کند.

از آن جایی که یائسگی و کاهش هورمون های استروژن در زنان همراه با ازبین رفتن قابلیت باروری است، این باورغلط وجود دارد که فقط زنانند که تجربه یائسگی را از سر می گذرانند. اما دکتر صارمی در همین گفت و گو تاکید می کند که یائسگی الزاما به دنیای زنانه تعلق ندارد.

به یائسگی مردان “آندروپوز” گفته می‌شود و علایمی مانند تغییرات رفتاری، عصبانیت، عرق کردن، گر گرفتن، احساس سرما، کاهش تمایلات جنسی، خستگی و به تدریج پیری زودرس، پوکی و شکستگی استخوان و حتی سرطان پستان در دوران یائسگی مردان نیز وجود دارد.

دکترکاظم فصیحی در مورد یائسگی مردان به خانه امن می گوید: «کاهش هورمون جنسی مردانه یا تستوسترون شباهت های بسیاری با وضعیت زنان در دوران یائسگی ایجاد می کند. آنها با کاهش میل جنسی و احساس غم و رنج مواجه می شوند، فعالیت جسمی کمتری دارند، خوابشان با عدم تعادل مواجه می شود، استرس دارند و عضلاتشان به تدریج کاهش پیدا می کند و با اینکه توانایی باروری خود را حفظ می کنند اما درگیر افسردگی، دیابت و سندرم متابولیک می شوند.»

شاید اگر مردان میانسال نسبت به بروز یائسگی مردانه، عوامل، نشانه ها و تغییرات فیزیکی شان آگاهی داشته باشند و بدانند که توانایی های فیزیکی شان دائمی و ماندگار نخواهد بود، کمتر، بی محابا و بی دریغ،  مرتکب خشونت خانگی نسبت به همخانه سالیانشان در روزگار یائسگی شوند.

آنچه که برای دوران یائسگی باید بدانیم!

شهناز نیازی کارشناس روانشناسی و علوم تربیتی به مسئله کم شدن میل جنسی در زمان یائسگی اشاره می کند:«در روزهای میانسالی، زن‌ها با کاهش میل جنسی بیشتری مواجه اند. شاید به همین دلیل است که در این شرایط تحت خشونت های سخت روانی قرار گرفته و طردشدگی را عمیقا تجربه می کنند. ازدواج مجدد مردان در این دوران بیشتر از سایر دوره های زندگی است.»

او تاکید می کند که:«مسئولیت حفظ و نگهداری خانواده عمدتا بر دوش زن هاست، مردها به مسائلی همچون بچه داری و خانه داری کمتر درگیرند، وقت آزاد بیشتری دارند. چون وقتشان در بیرون از چهاردیواری خانه می گذرد، به لحاظ روانی کمتر تحت فشارند. در نتیجه امکان توجه به نیازهای جنسی و جسمی شان را در دوران میانسالی با فراغت بیشتری دارند.»

این مشاور به احساس طردشدگی زنان اشاره می کند:« در این دوران زنها بیشترین احساس طردشدگی را تجربه می کنند. احساس غم و حس عمیق خواستنی نبودن ، چیزی است که زنان میانسال را آزار می دهد. آنها از طرف مرد زندگی شان با بی میلی روبرو می شوند و تنشان کمتر جذاب و درگیر کننده است.»

طبیعی است که فرزندان از مادر دور شده اند. زنها به انزوا رو آورده اند و کمتر در مرکز توجه اند. جسمشان دچار تغییرات شده است. خودشان را در آینه می بینند. جسمشان نسبت به گذشته تحلیل رفته و کمتر توجه جلب می کند، مجموعه این تغییرات، احساس طردشدگی ایجاد کرده و کمبود هورمون ها به افسردگی، یاس و پوچی زنان یائسه دامن می زند.

از این کارشناس در مورد راه کنترل این وضعیت دشوار و رسیدن به تعادل را می پرسم: « در وهله نخست زنها باید به خودشان، سلامتی و زیبایی و احساس آرامششان تمرکز کنند. برای خودشان وقت بگذارند و به پزشک مراجعه کنند. آنها بایستی مسئله هورمون درمانی را جدی بگیرند و استرس های ناشی از کمبود هورمون را کنترل کنند. دقت کنند داروهایی که می خورند به لحاظ جسمی آنها را قوی تر نگه می دارد، آنها به مشاوره و همراهی نیازمندند چون یک مشاور خوب می تواند به تقویت اعتماد به نفسشان کمک کرده و در نحوه مواجه با همسر و فرزندان ، یاری گرشان باشد.»

او اما پاشنه آشیل و شیوه موثر تقویت قدرت زنان میانسال را در افزایش فعالیت های اجتماعی می داند: « شاید در این دوران چندان ضروری به نظر نرسد و آنها میل بسیاری به خانه نشینی داشته باشند، اما فعالیت اجتماعی ، کمک های داوطلبانه در گروه های خیریه، سفرهای دسته جمعی و فعالیت های گروهی می تواند زنان طردشده در میانسالی را به سمت قدرت و زندگی برگرداند.»

به گفته او «همراهی با گروه همسالان بسیار تسلا دهنده است. مسافرت های گروهی با هم سن و سالها یا دوستان قدیمی ، ورزش دسته جمعی و کشف علاقمندی های مشترک در یک گروه مشخص، می تواند احساس مفید بودن ایجاد کرده و نیازهای روحی شان را ارضا کند. در این شرایط وقتی به حس زیبای مفید بودن برسند، قطعا بهتر می توانند با مشکلی که در دنیای شخصی شان ایجاد شده و با تغییرات دنیای کوچک شخصی شان تطبیق پیدا کرده و احساس خشم و افسردگی شان را در قالب فعالیت های اجتماعی و کارآمد هدایت کنند.»

مهر
۲۲
دیگر تحمل این زندگی را ندارم
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Face emotional expression of sadness. Unhappy worried thinking woman depressed girl deep in thought. Female contemplating life.
image_pdfimage_print

Photo: Voy/ Bigstockphoto.com

کاش آن روز که به قول خودم عاشق شده بودم، کمی هم به حرف های دلسوزانه پدر و مادرم می اندیشیدم تا این طور بدبخت و شرمگین نشوم. ۱۱سال از بهترین روزهای جوانی ام را با مردی که هیچ بویی از انسانیت نبرده، سپری کردم و تنها سوختم و ساختم، چراکه باعث همه بدبختی هایم خودم بودم. اصرارهای من برای رضایت دادن پدرم به ازدواج با «معراج»، در واقع پا گذاشتن به دنیای واهی بود که آن را در ذهن مغشوشم ساخته بودم و نتیجه آن جز فلاکت و بیچارگی، چیز دیگری نبود و …

زن ۲۸ساله ای که رنگ به رخسار نداشت و غمی دردناک در چهره پریشانش نمایان بود، به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد، گفت: در دوره دبیرستان با یکی از همکلاسی هایم که به تازگی وارد مدرسه شده بود، دوست شدم و خیلی زود رابطه ما با یکدیگر صمیمانه شد. «هدی» برادری بزرگ تر از خودش داشت که گاهی اوقات جلوی در مدرسه منتظرش می ماند و این باعث آشنایی من و برادر هدی شد. مدت زیادی از این ماجرا نگذشته بود که هدی شروع به تعریف و تمجید از من کرد و مدعی شد این ها گفته های برادرش است که در خانه درباره من صحبت کرده است.روزها می گذشت و من دلباخته «معراج» شده بودم و به طور پنهانی با او رابطه تلفنی برقرار کردم. مدتی بعد، خانواده هدی به خواستگاری ام آمدند. پدرم در همان ابتدا، رفتارها و گفتارهای معراج و خانواده اش را نپسندید و اعلام مخالفت کرد. اما من که عاشق معراج بودم، آن قدر پافشاری کردم که پدرم مجبور به رضایت شد و ما به عقد یکدیگر در آمدیم. زمان زیادی از ازدواجمان نگذشت که متوجه اشتباهم شدم ولی چاره ای جز صبر و تحمل نداشتم. معراج زیر بار مسئولیت خانه و زندگی نمی رفت و به هر بهانه ای از پدرم تقاضای پول می کرد. هر بار که پدرم مبالغ زیادی برای تأمین هزینه های زندگی ما می داد، من دچار عذاب وجدان می شدم، چراکه انتظار چنین زندگی را نداشتم که معراج برایم ساخته بود ولی او هیچ ابایی از این موضوع نداشت و تأمین خرج و مخارج زندگی مان را وظیفه پدرم می دانست.من با سختی و مشقت، روزگار می گذراندم ولی او به خوشگذرانی با دوستانش و زنان خیابانی می پرداخت و هر زمان که اعتراض می کردم، عنوان می کرد چرا خودت قبل از ازدواج با من ارتباط داشتی؟! در این میان، جرأت هیچ گلایه و شکایتی نزد پدر و مادرم را نیز نداشتم، چراکه از ابتدا آینده ام را پیش بینی می کردند ولی اصرار خودم موجب بنای این زندگی فلاکت بار شد. با این که چند ماهی است باردار شده ام اما معراج هیچ توجهی به من ندارد و باز هم به کارهای ناشایست خود ادامه می دهد. من در زندگی با معراج کمبودها و سختی های زیادی را تحمل کردم ولی خیانت های او را دیگر نمی توانم نادیده بگیرم و تحمل این زندگی خفت بار را ندارم.

منبع: رکنا 

مهر
۱۶
اتفاقی تکان‌دهنده در حوالی اراک: حراج سه نوزاد!
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , , ,
1409730079077_3ghol-8-th3
image_pdfimage_print

Photo: isna.ir

با اختلاف یک دقیقه، پا به این دنیا گذاشته‌اند اما سرنوشت هر سه‌شان یکسان بوده است. آنها به این خاطر که زودتر از موعد متولد شده‌اند، همچنان در دستگاه نگهداری می‌شوند.

به گزارش ایسنا، «میزان» در ادامه نوشت: مادرشان ۳۳ ساله است و همسر دوم مردی شده که هنوز درگیر پرداخت مهریه همسر اولش است.

در روستای آنها دختر که سنش از ۳۰ سال می‌گذرد باید حتما به خانه بخت برود و «مژگان» به اجبار خانواده، با مردی که ۲ سال از خودش بزرگ‌تر بوده و از همسر اولش جدا شده، ازدواج کرده است.

آنها درگیر مشکلات عدیده‌ای هستند و مژگان و سعید هیچ گاه نتوانسته‌اند از پس مخارج زندگی‌شان برآیند.

آنها در روستایی در حوالی شازند از توابع استان مرکزی زندگی می‌کنند و مرد خانواده کار مشخصی ندارد. با این شرایط، او از همان ماه‌های نخست زندگی مشترکشان تاکید زیادی به فرزندآوری داشته و سرانجام پس از گذشت ۳ سال، خواسته مرد با تولد «نیکا»، «سارا» و «خورشید» برآورده می‌شود. مردی که می‌خواسته پدر یک فرزند شود، حال با تولد سه قلوها غافلگیر شده و به فکر فروش فرزندانش افتاده است.

او در ابتدا، بهای ۴۰ میلیون تومان را برای هر یک از فرزندان خود تعیین کرده اما زمانی که با استقبال خریداران تهرانی مواجه نشده است، قیمت در نظر گرفته برای فرزندانش را پایین آورده است.

فاطمه یزدان‌پور – مددکار اجتماعی موسسه خیریه مهرآفرین – توضیحاتی را در رابطه با وضعیت زندگی مژگان و تلاش‌های همسر او برای فروش فرزندانش مطرح کرده است.

وی در این رابطه می‌گوید: یک هفته قبل، مژگان برای وضع حمل به یکی از بیمارستان‌های اراک مراجعه می‌کند. او به این خاطر که توان پرداخت هزینه‌های بیمارستان را نداشته از طرف مددکاران بیمارستان به موسسه خیریه مهرآفرین معرفی می‌شود.

وی می‌افزاید: زمانی که با مژگان مواجه شدیم او اعلام کرد که همسرش قصد دارد سه قلوها را به فروش برساند.

این مددکار اجتماعی با اشاره به تولد زودهنگام سه‌قلوها می‌گوید: به علت شرایط ویژه مادر، سه‌قلوها ۴۰ روز زودتر از موعد مقرر به دنیا می‌آیند و به همین خاطر باید در دستگاه نگهداری می‌شدند.

یزدان‌پور می‌افزاید: همان زمان شرایط را برای بستری‌ماندن سه‌قلوها در بیمارستان فراهم کردیم و مقرر شد این ۳ نوزاد در دستگاه نگهداری شوند تا به شرایط عادی بازگردند.

وی آشنایی پدر نوزادان با یک زن در بیمارستان را یکی از اصلی‌ترین دلایل تشویق پدر به فروش فرزندان خود می‌داند و می‌گوید: روزی که ۳ قلوها متولد شدند، «سعید» پدر سه نوزاد با یک زن که خود را کارمند بازنشسته یکی از نهادهای دولتی معرفی کرده، آشنا می‌شود. با توجه به انگیزه پدر سه قلوها برای فروش نوزادانش، بحث فروش آنها مطرح می‌شود. او در ابتدا برای هر کدام از آنها قیمت ۴۰ میلیون تومان را تعیین می‌کند اما پس از چانه‌زنی‌های زیاد، حاضر می‌شود هر کدام از نوزادان خود را به بهای ۲۰ میلیون تومان بفروشد.

این مددکار اجتماعی می‌افزاید: مادر نوزادان موضوع فروش سه‌قلوها را فاش کرد و ما نیز متوجه شدیم که پدر قصد دارد فرزندان خود را به دست یک زن بسپارد تا راهی تهران شود و نوزادان را به یک خانواده واگذار کند. این طور به نظر می‌رسید که پدر در حال جر و بحث برای افزایش بهای نوزادان است تا علاوه بر کسب درآمد، مبلغی را نیز به پدر و مادر خود بدهد.

یزدان پور از ارسال گزارش مددکاری به دادستانی خبر می‌دهد و می‌گوید: گزاش مددکاری و وضعیت فرزندان با همکاری اورژانس اجتماعی در اختیار دادستان قرار گرفت و خوشبختانه با حکم دادستان اراک، مقرر شد سه قلوها به علت عدم صلاحیت خانواده، برای نگهداری از فرزندان به سازمان بهزیستی واگذار شوند.

وی از ارائه خدمات به مادر نوزادان خبر می‌دهد و می‌گوید: مژگان اکنون تحت نظارت موسسه ما قرار دارد و خدمات بهداشتی و درمانی به او ارائه می‌شود.

منبع: ایسنا

مهر
۸
افق‌های جهانی پیش روی خانواده
این سو و آن سو خبر
۰

Photo: Rido81/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: Rido81/bigstockphoto.com

آنچه در بحبوحه این نبرد جهانی باید در نظر داشت، این است که خانواده را نمی‌باید به‌تنهایی مکانیسم تولید و بقای نسل انسانی، و یا مکانیسمی اجتماعی در جهت حیات و جامعه‌پذیری و مرکز عطوفت دانست. تنها در نظر گرفتن هم‌زمان این دو کارکرد اساسی است که تعریف حقیقی خانواده را به‌دست می‌دهد و می‌تواند روند صحیح خانواده را از روند ناصحیح آن مشخص کند.
نهاد خانواده، اولین، اصلی‌ترین و کوچک‌ترین واحد اجتماعی است. خانواده از آغاز تاریخ بشر وجود داشته و اکنون، حتی با گذر دهه‌ها از پیدایش تفکرات فمینیستی و فردگرا، همچنان جدال نه بر سر انهدام آن، که بر سر اشتراک آن است. فمینیست‌های خانواده‌گرا، عنوانی است برای آن دسته فکری در جریان فمینیسم که به بازگشت این مکتب به خانواده و بهره‌برداری از ظرفیت‌های آن برای زنان فرامی‌خواند. از سوی دیگر، جریان موسوم به «اقلیت‌های جنسی» که هم‌جنس‌گرایان بخشی از آن را تشکیل می‌دهند، با ایجاد دعاوی حقوقی برای ثبت قانونی ازدواج، به‌دنبال بهره‌مندشدن از مزایای این ثبت حقوقی، همچون سرپرستی کودکان به فرزندخواندگی و بحث‌های مالیاتی، هستند.

اگرچه گفته می‌شود این پایبندی به خانواده و مفاهیم همزاد آن، نظیر همبستگی و عطوفت انسانی، بیشتر جنبه ابزاری داشته و در خدمت اهداف فکری جریاناتی چون فمینیسم است، بااین‌حال، تجربه زیسته زنان (و مردان) در جوامعی که بیشتر دستخوش تغییرات خانواده و فردگرایی شده‌اند (جوامع غربی)، حاکی از آن است که زندگی بدون مفاهیم وابسته خانواده حتی برای انسان مدرن نیز غیرقابل تصور است. بروز انواع خانواده‌‌های تک‌والد، هم‌خانگی (بدون ازدواج)، هم‌جنس‌گرایی مصر برای ثبت ازدواج و حائزشدن نام خانواده، و گسترش رسم فرزندخواندگی، اگرچه در متون اساسی بین‌المللی و حقوقی معضل تلقی می‌شوند، اما به‌نوعی نشان‌دهنده زنده بودن گرایش افراد در جوامع بشری مدرن به اصل خانواده نیز است.

اهمیت خانواده در حیات بشری به‌گونه‌ای است که یکی از دغدغه‌های سازمان‌های بین‌المللی و سازمان ملل بوده و روز جهانی خانواده (۱۵ می)، سال جهانی خانواده در هر ۱۰ سال (۱۹۹۴، ۲۰۰۴، ۲۰۱۴، …)، نشست‌ها و کمیسیون‌های تخصصی برای رسیدگی و بررسی ابعاد آن، را شاهد هستیم که بعضاً به‌طور مستقیم، و گاه به‌طور غیرمستقیم، ناظر بر نهاد خانواده هستند. کنوانسیون حقوق کودک و کمیته محو کلیه اشکال خشونت علیه زنان دو نمونه عمده از سازوکارهای بین‌المللی هستند که روند فعالیت‌های آنها تأثیر غیرمستقیم بر وضعیت خانواده دارد. به‌نظر می‌رسد فعالیت‌های آن بخش از سازمان‌های بین‌المللی که به صورت مستقیم بر نهاد خانواده نظارت دارند، از سوی مکانیسم‌های دسته دوم که تأثیر آن بر خانواده به‌صورت غیرمستقیم است (کنوانسیون حقوق کودک و …)‌، در تعارضی ناپیدا قرار می‌گیرد، به‌این‌صورت که تلاش‌های دسته اول در جهت حفظ خانواده در مفهوم سنتی آن، و فعالیت‌های دسته دوم نهادها، در جهت خدمت به تحولات در حال بروز نظیر جریانات فمینیستی، برابری و تشابه نقش‌های جنسیتی، همجنس‌گرایی، آزادی جنسی، و از این قبیل قرار می‌گیرد.

حاصل این جدال مفهومی، پیدایش خانواده‌های چندپاره و چندگانه با تمامی چالش‌های حقوقی آن است. برای مثال، مبارزه سازمان ملل (در قالب سیدا) با ازدواج دختران زیر ۱۸ سال تحت عنوان یکی از اشکال خشونت از سویی، و از سوی دیگر، آزادی روابط جنسی برای کودکان زیر ۱۸ سال در کشورهای غربی، منجر به ایجاد شرایط پیچیده حقوقی در زمینه شرایط و حقوق این دختران (و پسران)‌ در صورت فرزندآوری قبل از سن قانونی است. در این شرایط، وضعیت حقوقی دخترانی که در عقد ازدواج صاحب فرزند شده‌اند، کاملاً روشن است. درحالی که دخترانی که بدون ازدواج صاحب فرزند می‌شوند، به‌لحاظ قانونی جایی میان کودک (زیر سن قانونی) و والد، سرگردان هستند.

به‌علاوه، بروز و ظهور انواع درهم‌آمیخته‌ای از انواع مدل‌های هم‌زیستی که مدعی نام خانواده‌ هستند، نظیر زوج‌های هم‌جنس، زوج‌های همجنسی که کودک یا کودکانی را به فرزندی گرفته و یا به شیوه‌های پزشکی نوین (مسیرهای غیرطبیعی باروری)‌ صاحب فرزند شده‌اند، افراد مجرد که به‌تنهایی حضانت کودکی را برعهده گرفته‌اند، افرادی که در اثر هم‌خانگی یا ارتباط جنسی گذرا صاحب فرزند شده‌اند (خانواده‌های تک‌والد)، و انواع دیگر، بر پیچیدگی‌ موضوع افزوده است.

و اما، خود این موضوع، سبب پیدایش نبردی تمام عیار میان «حامیان خانواده سنتی» به‌معنای پایبندی به خانواده به‌عنوان نهاد حاصل از «ازدواج یک زن و یک مرد که کارآیی فرزندآوری به‌روش طبیعی را دارا هستند»، و کلیه اشکال مورد اشاره از خانواده جدید شده است. در این جدال جهانی که بیش از هرجا در کشورهای توسعه‌یافته، میان راست‌های مذهبی و جریانات فمینیستی و همجنس‌گرا در جریان است، کلیه سبک‌های زندگی نودرآمد نظیر سقط جنین، رابطه جنسی فراازدواجی یا پیش از ازدواج، همجنس‌گرایی، روش‌های پیشگیری از بارداری، روش‌های باروری غیرطبیعی، و از این قبیل عامل تزلزل نهاد خانواده شناخته شده و طرد می‌شوند.

جریانات مقابل نیز بیکار نبوده و تلاش می‌کنند تا از طریق تولید روایت، داستان، فیلم، و محصولات رسانه‌ای مختلف، تبلیغات، و لابی‌گری در انتخابات ملی و محلی، و نیز در سطح سازمان ملل، به جلب دلسوزی مردمی و جریان‌سازی نظری برای تغییر رویه‌های حقوقی بپردازند تا از این طریق، به جریان و حیات خود مشروعیت بخشند.

آنچه در این میان نباید فراموش کرد، وضعیت افراد جامعه بشری است که هر یک عضوی از یک خانواده محسوب می‌شوند. در کشورهای توسعه‌یافته، خصوصاً کشورهای اسکاندیناوی، که خود مهد ظهور جریانات نوظهور خانواده هستند، کودکان، زنان، و سالمندان، از حقوق و مزایای کم‌نظیری تحت عنون خدمات عمومی خانواده، بهره‌مندند. این در حالی است که در کشورهایی که حامی جریان خانواده سنتی هستند، نظیر کشورهای خاورمیانه و کلیه کشورهای درحال‌توسعه یا توسعه‌نیافته، به‌دلیل معضلات اقتصادی و مدیریتی متعدد، خانواده دستخوش شرایطی نامطلوب است که می‌تواند آن را از درون دچار تزلزل کند.

آنچه در بحبوحه این نبرد جهانی باید در نظر داشت، این است که خانواده را نمی‌باید به‌تنهایی مکانیسم تولید و بقای نسل انسانی، و یا مکانیسمی اجتماعی در جهت حیات و جامعه‌پذیری و مرکز عطوفت دانست. تنها در نظر گرفتن هم‌زمان این دو کارکرد اساسی است که تعریف حقیقی خانواده را به‌دست می‌دهد و می‌تواند روند صحیح خانواده را از روند ناصحیح آن مشخص کند. چراکه بروز انواع خانواده‌های غیرهم‌خون و ناکارآمد در تولید نسل طبیعی را تنها می‌توان حاصل این تفکیک کارکردی دانست.

منبع: مهرخانه

مهر
۶
کاهش زمان گفت‌وگوهای خانوادگی ایرانیان به هفده دقیقه در روز
این سو و آن سو خبر
۰
,
Photo: AntonioGuillem/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: AntonioGuillem/bigstockphoto.com

معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده گفت: متاسفانه با توسعه فضای مجازی میزان گفت وگو های خانوادگی در ایران به ۱۷ دقیقه در روز رسیده است.

شهیندخت مولاوردی در جشنواره خانواده و کودک (تجلیل از زنان و کودکان موفق و زوجین جوان تحت پوشش بهزیستی) که در کرج بزگرار شد، با بیان اینکه چنین ایام و مناسبت‌هایی فرصت های ویژه‌ای برای تامل ایجاد می‌کند، گفت: باید به نیازمندی‌های خانواده سالم و پایدار در کشور توجه بیشتری کنیم.
وی تصریح کرد: از آنجا که نمی توان نسخه‌ای واحد برای خانواده ایرانی در نطر گرفت؛ باید متناسب با نیازهای خانواده ها برنامه ریزی و سیاست گذاری شود.
مولاوردی همچنین از توسعه فضای مجازی و کم رنگ شدن ارتباط درون خانواده ها سخن به میان آورد و گفت: متاسفانه با گسترش ارتباطات درفضای مجازی، ارتباط کلامی خانواده ها از دو ساعت به ۱۷ دقیقه در روز کاهش یافته است.
وی در ادامه بر ضرورت حمایت از زنان شاغل در جامعه تاکید کرد و گفت: بسته جامع حمایت از زنان شاغل با مشارکت سازمان مدیریت و برنامه ریزی در حال تدوین است.
معاون رئیس جمهور در اموز زنان و خانواده تصریح کرد: همچنین سند حمایت از مشارکت زنان و سند توسعه توانمندی زنان طی ماه های آینده به تصویب خواهیم رساند.
منبع: ایسنا
شهریور
۳۱
تهدید به افشای اسرار خانوادگی، قوانین ایران چه می‌گوید؟
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
Photo: Ammentorp/bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Ammentorp/bigstock.com

موسی برزین خلیفه لو

«پنج سال پیش از طریق یکی از همکلاسی هایم با پسری آشنا شدم. پس از چند ماه با او ازدواج کردم. اما متاسفانه چند ماه پس از ازدواج اختلافات جدی با شوهرم پیدا کردیم. شوهرم آدم بدبینی بود و مرا بسیار اذیت می کرد. به دلایل متعددی تصمیم به جدایی گرفتم. به هر حال پس از سه سال زندگی مشترک تقضای طلاق دادم و نصف مهریه ام را بخشیدم. دادگاه حکم طلاق صادر کرد و مهریه ام را قسط بندی کرد و شوهرم موظف شد که هر ماه یک سکه پرداخت کند. پس از طلاق دو ماه شوهرم مهریه را پرداخت کرد اما از ماه سوم دیگر پرداخت نکرد. یک روز با من تماس گرفت و گفت که باید همدیگر را ببینیم.  در یک رستوران قرار گذاشتیم. شوهر سابقم در تلفن خود چند ویدئو به من نشان داد. ایشان در دوران زندگی مشترکمان از من به صورت مخفیانه عکس گرفته بود در حالی که برهنه بوده ام. همچنین از رابطه جنسی مان نیز فیلم تهیه کرده بود. به من گفت که یا باید مهریه ام را ببخشم و یا اینکه این تصاویر را منتشر می کند. الان مرتبا مرا تهدید می کنند. اگر آن فیلمها منتشر شود آبروی من می رود. از طرف دیگر من الان قصد ازدواج دارم و با انتشار آن فیلمها ازدواجم مشکل می شود…»

دشمنی پس از طلاق

این صحبت‌های خانمی بود که چند سال پیش برای مشاوره تماس گرفته بود. بسیار درمانده شده و می ترسید.

معمولا پس از طلاق نوعی خصومت و کینه بین زن و شوهر سابق ایجاد می‌شود. در برخی موارد طرفین به انتقام از یکدیگر اقدام می کنند و در برخی موارد اسرار زندگی مشترک ابزاری می شود برای باج گرفتن و یا ممانعت از احقاق حق. با توجه به بافت فرهنگی ایران، انتشار تصاویر برهنه زن و یا رابطه جنسی هر چند با شوهر، بدون شک آسیب‌های روحی قابل توجهی متوجه زن خواهد کرد. حساسیت این موضوع باعث شده است که برخی مردان این امر را حربه و ابزاری برای تحمیل خواسته های خود نمایند. قانون‌گذار برای جلوگیری از وقوع چنین مواردی، تدابیری را پیش بینی کرده و برخی از مصادیق مرتبط را جرم انگاری کرده است.

مجازات انتشار

قانون «نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیر مجاز می‌کنند.» مصوب ۱۳۸۶ نیز مقرراتی در این زمینه پیش بینی کرده است. بر طبق ماده ۵ این قانون: «مرتکبان جرائم زیر به دو تا پنج سال حبس و ده سال محرومیت از حقوق اجتماعی و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم می‌شوند: بند الف-وسیله تهدید قرار دادن آثار مستهجن به منظور سوء استفاده جنسی، اخاذی، جلوگیری از احقاق حق یا هر منظور نامشروع و غیر قانونی دیگر…» بنابراین از آنجا که مهریه یک حق است، چنانچه شوهر تصاویر برهنه همسر خود را ابزاری برای تهدید و اجبار به گذشت از مهریه قرار دهد به مجازات این ماده محکوم خواهد شد و قابل ذکر است در این ماده منتشر شدن تصویر شرط نیست، بلکه همینکه تصاویر وسیله اخاذی یا ممانعت از احقاق حق قرار گرفت موضوع مشمول این ماده می شود. چنانچه این تصاویر منتشر و توزیع شوند مرتکب به مجازات‌های دیگری که در قانون جرایم رایانه ای مصوب ۱۳۸۸ ذکر شده و یا در قانون «نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت های غیر مجاز می کنند» محکوم می‌شود.

جرم‌انگاری تهدید

در قانون مجازات اسلامی نیز تهدید جرم‌انگاری شده است. بر اساس ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات): «هرگاه کسی دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی و یا به افشاء سری نسبت به خود یا بستگان او نماید، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را کرده یا نکرده باشد به مجازات شلاق تا ( ۷۴ ) ضربه یا زندان از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

همان‌طور که از متن ماده پیداست جرم تهدید طیف وسیعی از رفتارهای تهدیدآمیز را شامل می شود. بنابراین می توان گفت در صورتی که شوهر با قصد مجرمانه اقدام به تهدید همسر خود نماید، مجرم محسوب می‌شود. از این رو اگر شوهر تهدید نماید که در صورت عدم بخشش مهریه، تصاویر برهنه زن را منتشر خواهد کرد، به مجازات این ماده محکوم خواهد شد.

هر تهدیدی جرم نیست

باید توجه داشت که هر گونه تهدیدی نمی تواند جرم تلقی شود لذا لازم است مواد مرتبط با تهدید به صورت منطقی تفسیر شود به عبارتی تفسیر موسع و جرم دانستن هرگونه رفتار تهدید آمیز برخلاف اصول حقوق کیفری است. لذا با استناد به این ماده نمی توان تهدیدهای شوهری را که قصدی بر تهدید نداشته و صرفا در حین مشاجره به زبان آورده است را جرم تلقی نمود. همچنین هرگونه تهدید را نیز نمی توان شامل این ماده دانست. به طور کلی خصوصا در روابط خانوادگی، این ماده را باید تا حد امکان مضیق و محدود تفسیر نمود. به هر حال بر اساس این ماده یکی از مصادیق خشونت غیر فیزیکی علیه زن یعنی تهدید جرم است و زن در قبال آن حق تعقیب کیفری و مجازات را خواهد داشت.

اما مساله مهم دیگر در مورد تهدید در رابطه زن و شوهر یا پس از انحلال زندگی مشترک، مساله اثبات است. اگر تهدید در خانه و در جریان زندگی مشترک صورت گرفته باشد، تهدید شونده نمی تواند به راحتی آن را اثبات کند زیرا افراد خانواده معمولا حاضر به شهادت نمی شوند و تهدید شونده نمی تواند مدرکی برای اثبات تهدید ارائه دهد. به عنوان مثال اگر موردی را که در اول مطلب ذکر شد را در نظر بگیریم می توانیم بگوییم چنانچه این خانم به دادگاه مراجعه کند، به سختی می تواند ادعای خود را ثابت کند. شوهرسابق فیلم‌ها و عکس‌ها را در گوشی خود نگاه داشته و قطعا خانم بدان دسترسی ندارد. در صورت دسترسی به آنها نیز خانم نمی تواند اثبات کند که شوهر سابق آنها را وسیله ای برای تهدید قرار داده است. به عبارتی در این مورد خانم هم باید تصاویر را به دست آورد و هم باید اثبات نماید که شوهر سابقش از طریق این تصاویر وی را مجبور به بخشش مهریه می کند. اما در این مورد پیشنهاد شد که حتی اگر احتمال اثبات کم باشد شکایت شود زیرا نفس این شکایت می تواند شوهر را از تصمیم خود بازدارد و اگر در نهایت شوهر اقدام به انتشار تصاویر نمود، شکایت سابق می تواند در اثبات امر کمک کرده باشد. به هر حال تهدید در روابط خانوادگی جرم بوده قربانی می تواند تقاضای تعقیب کیفری نماید.

شهریور
۱۶
بخشش، پایان قتل همسر به خاطر تلگرام
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
635545207586640850
image_pdfimage_print

مردی که همسرش را به دلیل عضویت در تلگرام به قتل رسانده بود با رضایت اولیای دم از قصاص نجات یافت. او تصور می‌کرد همسرش در کانال‌هایی فعالیت می‌کند که مردان زیادی در آن عضو هستند.

۲۷ اسفند پارسال کشف جسد زنی جوان در خانه‌اش به کلانتری ۱۱۱ هفت چنار اطلاع داده شد. با حضور ماموران در محل مشخص شد جسد متعلق به مادر ۳۵ ساله خانواده است که به دلیل فشار بر گردن خفه شده است. همزمان با صدور دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیق از پسر مقتوله آغاز و مشخص شد که «شک پدر خانواده به همسرش» منجر به وقوع درگیری و قتل شده است. پسر ۲۲ ساله به کارآگاهان گفت: «مدتی بود که پدرم به خاطر عضویت مادرم در شبکه‌های اجتماعی به او شک کرده بود. شب حادثه، از من خواست به خانه خواهرم بروم تا بتواند اختلافاتش را با مادرم حل کند اما روز بعد، با من تماس گرفت و گفت سری به خانه بزن. وقتی رفتم، با جسد مادرم روبه‌رو شدم که با جوراب خفه شده بود.»

با ثبت اظهارات پسر مقتوله، کارآگاهان دستور تحقیق از پدر خانواده را صادر کردند اما به دلیل ناپدید شدن ناگهانی او همزمان با روز حادثه، در انجام آن ناکام ماندند. سرانجام و در شرایطی که فرضیه «وقوع قتل از سوی پدر خانواده» تقویت شده بود، متهم ۴۰ ساله پس از ۱۹ روز زندگی پنهانی، خود را به کلانتری معرفی و در همان ابتدا به قتل همسرش اعتراف کرد. او به کارآگاهان گفت: «همسرم از مدتی قبل در گروه‌های تلگرامی عضو بود که مردان زیادی در آن فعالیت داشتند. من مخالف این عضویت بودم برای همین چند بار از او خواستم از این گروه‌ها بیرون بیاید اما قبول نکرد. در یک مقطعی هم از او خواستم سر کار نرود که نپذیرفت. احساس می‌کردم این رفتار او باعث ایجاد فاصله عاطفی بین ما شده. تا اینکه روز حادثه، پسرم را به خانه دخترم فرستادم تا با همسرم خصوصی حرف بزنم اما وقتی پسرم رفت، دوباره با همسرم دعوایم شد و اول با چاقو دو ضربه به دستش زدم و بعد با جوراب خفه‌اش کردم. ترسیده بودم برای همین فرار کردم و صبح با پسرم تماس گرفتم و گفتم به مادرت سر بزن. حدودا ۱۹ روز در شهرهای مختلف بلاتکلیف بودم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را به پلیس معرفی کنم.»

با ثبت اعترافات متهم، پرونده برای صدور حکم در اختیار شعبه نهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی کشکولی قرار گرفت و صبح دیروز جلسه رسیدگی به آن با حضور متهم و اولیای دم برگزار شد. در ابتدای جلسه، دختر، پسر، مادر و پدر مقتوله، بدون قید و شرط متهم را بخشیدند تا او از قصاص نفس نجات یابد. پس از آن متهم پشت جایگاه ایستاد و با تکرار درخواست بخشش از اولیای دم گفت: «من و همسرم مشکلی با هم نداشتیم و سال‌ها با هم زندگی کردیم. تا اینکه او وارد تلگرام شد و در کانال‌هایی فعالیت کرد که مردهای زیادی در آن بودند. سر همین موضوع با هم درگیر شدیم و او به خانه مادرش قهر کرد. روز حادثه، پسرم او را به خانه برگرداند اما من از او خواستم که پیش خواهرش برود تا بتوانم با مادرش خصوصی حرف بزنم و اختلافاتم را حل کنم. اما دوباره با هم دعوای‌مان شد و من با چاقوی آشپزخانه دو ضربه به دستش زدم که بلافاصله پشیمان شدم و زخمش را با شال بستم. طرف‌های ساعت ۴ صبح، همسرم گفت می‌خواهد به خانه مادرش برود که مخالفت کردم. او هم یک جوراب زنانه دور گردنش انداخت و تهدید به خودکشی کرد. خیلی عصبانی شدم و به سمتش رفتم. دو طرف جوراب را کشیدم و خفه‌اش کردم.»

متهم در آخرین دفاعیات خود بار دیگر از اولیای دم تقاضای بخشش کرد. در پایان دادگاه نیز قضات وارد شور شدند تا رای نهایی را صادر کنند؛ سه تا ۱۰ سال حبس در انتظار متهم خواهد بود.

منبع: اعتماد

شهریور
۱۰
افزایش حمایت‌های قانونی و حفاظتی از زنان درلایحه ‌تامین امنیت ‌زنان
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
Two Woman's open hands making a protection gesture  isolated on green background.Property insurance and security concept.
image_pdfimage_print

Photo: CebotariN/Bigstock.com

معاون زنان‌ وخانواده ریاست‌جمهوری بخش مجازات لایحه ‌تامین امنیت‌زنان در‌برابر خشونت را ضامن اجرایی این قانون خواند وگفت: در این‌ لایحه مجموعه تدابیر بازدارنده، آموزشی و پیش‌گیرنده، قانونی و حفاظتی لحاظ شده است.

شهیندخت مولاوردی در توضیح آخرین وضعیت لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت در دولت، گفت: لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت به صورت جامع تهیه شده و در حال طی کردن مراحل نهایی خود در دولت است، در واقع بخش قضایی و مجازات‌ها مربوط به خشونت علیه زنان که پیش از این از لایحه مذکور منفک شده بود به این لایحه اضافه شد تا به صورت جامع تقدیم مجلس شود.

معاون زنان و خانواده ریاست جمهوری با بیان اینکه چند گروه کارشناسی لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت را بررسی می‌کنند، تصریح کرد: لایحه مذکور برای دو بار در کمیسیون لوایح دولت بررسی شده و یک بار دیگر نیز به این کمیسیون ارجاع خواهد شد تا اصلاحات نهایی انجام گیرد و به هیات دولت و پس از آن مجلس تقدیم شود.

وی افزود: در لایحه ‌تامین امنیت زنان در برابر خشونت مانند تمام قوانین موجود در دنیا برای مقابله با خشونت علیه زنان، مجموعه تدابیر درنظر گرفته شده است، در حقیقت تدابیر بازدارنده، آموزشی و پیش‌گیرنده، همچنین تدابیر قانونی و حفاظتی برای حمایت از زنان در لایحه مذکور لحاظ شده است.

مولاوردی با بیان اینکه بخش مجازات‌های لایحه ‌تامین امنیت زنان در برابر خشونت ضمانت اجرایی این قانون خواهد بود، یادآور شد: ۱۰ ماده قانونی، قانون مجازات اسلامی و قانون تعزیرات حکومتی اصلاح شده به همراه پیشنهادات جدید در بخش مجازات لحاظ شده است، در خصوص مجازات قانونی با قوه قضاییه به تفاهم هم رسیده‌ایم تا روند تصویب لایحه با سرعت بیشتری طی شود.

معاون زنان و خانواده ریاست جمهوری، افزود: این معاونت ریاست جمهوری تلاش می‌کند تا لایحه ‌تامین امنیت زنان در برابر خشونت را به زودی به مجلس ارائه کند.

ستاد حقوق‌بشر قوه قضاییه به نقل از خانه ملت

شهریور
۳
آموزش مهارت‌های لازم برای داشتن خانواده‌ پایدار در آمریکا
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Wedding_rings
image_pdfimage_print

رشته‌ای در دانشگاه “نورث وسترن” (در ایالت ایلینوی آمریکا) تدریس می‌شود که به دانشجویان می‌آموزد چگونه یک خانواده سالم داشته باشند.

تحقیقات نشان می‌دهد که شادی در زندگی تحت‌تأثیر کیفیت و چگونگی ازدواج افراد است؛ درحالی‌که طلاق دومین واقعه اضطراب‌آور در زندگی است که ممکن است هر کسی آن را تجربه کند. با این حال برای تقریباً نیمی ‌از همه زوج‌هایی که ازدواج می‌کنند، احتمال این‌که طلاق بگیرند وجود دارد و بسیاری از زوج‌ها هم در روابط خود احساس ناخشنودی می‌کنند و به‌طور کامل راضی نیستند.

اساتید رشته “ازدواج ۱۰۱” در دانشگاه نورث‌وسترن می‌خواهند این روند را تغییر دهند. هدف آنها این است که به دانشجویان کمک کنند تا در طول زندگی خود روابط عاشقانه پایداری داشته باشند. دانشجویان هفته‌ای یک‌بار کنفرانس داده و در قالب گروه‌های کوچک‌تر به بحث و تبادل نظر درباره موضوعاتی از قبیل خیانت، اعتیاد، پرورش کودک و مسائل زناشویی می‌پردازند.

در نگاه نخست، شاید تشکیل کلاس‌های تحقیقاتی دانشگاهی برای چنین موضوعی بیهوده به نظر برسد، اما اساتید این رشته معتقدند واحدهای آن به هیچ عنوان ساده و معمولی نبوده و همین امر موجب شده است برای حدود ۱۴ سال متوالی در این دانشگاه تدریس شود. اساتید “ازدواج ۱۰۱” معتقدند دانشگاه زمان مناسبی است برای دانشجویان تا بتوانند درباره روابط‌شان در آینده مطالبی بیاموزند.

الکساندرا سولومون استاد دانشگاه و درمان‌گر خانواده که با انستیتو خانواده دانشگاه نورث‌وسترن همکاری می‌کند، در این باره می‌گوید: “تمام سال‌های دانشگاه در این‌جا صرف این می‌شود که دانشجویان درباره این بیندیشند که چه کسی هستند؟ چه کسی را عاشقانه دوست دارند و به عنوان شریک زندگی چه می‌خواهند؟ ما در این‌جا درباره این‌که چه چیزی منجر به یک رابطه سالم می‌شود، به تفصیل و با حوصله کار می‌کنیم و آموزش می‌دهیم”. اساتید این رشته که همراه با مصاحبه با افراد متأهل و ارائه مقالات علمی ‌ارائه می‌شود، آن را نوعی مقابله علیه مشکلات بالقوه زندگی می‌دانند.

تاریخچه تحصیلات آکادمیک درباره ازدواج در آمریکا
آموزش مسائل مربوط به ازدواج در آمریکا در ابتدا به عنوان راهی برای بررسی مسائل جنسی زنان آغاز شد. استفانی کونتز رییس شورای خانواده معاصر (یک مؤسسه مردم‌نهاد و تحقیقاتی آمریکایی درباره خانواده‌های آمریکایی) و نویسنده کتاب “ازدواج، یک تاریخ” در این‌باره می‌گوید: “آموزش ازدواج صدها سال با هدف‌گذاری بر روی زنان رواج داشته است. برای سال‌ها تصور می‌شد که این وظیفه زنان است که ازدواج و زندگی متأهلی را ادامه دهد”.

در طول دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ترس از آزارهای جنسی و آینده تأهل بسیاری از طرفداران علم به‌نژادی (علم اصلاح نژاد انسان) همچون “پل پاپنو” را بر آن داشت تا نسبت به مشاوره‌های ازدواج حساس شوند. پل پاپنو خود در این‌باره چنین می‌نویسد:”اگر ما می‌خواهیم اوضاع جمعیت را بهبود بخشیم، نباید ازدواج را از افرادی که شایسته آن هستند سلب کنیم، بلکه باید کاری کنیم آن‌ها بتوانند ازدواج کنند”.

رشته‌های دانشگاهی مرتبط با ازدواج در طول سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم و درست زمانی که نرخ ازدواج بسیار بالا بوده و زنان تشویق می‌شدند که خانه‌دارانی شاد باشند، محبوب‌تر شد. کونتز در این‌باره چنین توضیح می‌دهد: “در آن زمان آموزش درباره ازدواج با تأکید بر کلیشه‌های جنسیتی، نژادی، عقاید طبقاتی درباره وضعیت‌های تأهل ایده‌آل پیش می‌رفت. عقلانیت حاکم در آن زمان این‌گونه بود که تنها راه داشتن یک ازدواج موفق آن است که زن آن دسته از آرزوهایش که حس برتری‌جویی مرد را تضعیف می‌کند را رها کرده و به خواسته‌های شوهرش اولویت بدهد”. به عنوان مثال کالج مهندسی دانشگاه نیویورک “جوایز همسر خوب” را به زنانی اعطا می‌کرد که شوهران خود را بر خود مقدم دانسته و با فراهم‌کردن آرامش و امنیت خاطر برای همسران خود باعث تمرکز حواس آن‌ها در درس‌ها می‌شدند.

طرح ازدواج سالم و موافقت نمایندگان با آن
موج دیگری در زمینه علاقه به تداوم تحصیلات آکادمیک درباره ازدواج حدود یک دهه قبل اتفاق افتاد. زمانی که دولت جورج بوش ابتکاری را با عنوان “طرح ازدواج سالم” برای بهبود اوضاع ازدواج مطرح کرد و با موافقت نمایندگان کنگره در هر دو حزب مواجه شد.

هر چند این طرح نیز با انتقاداتی روبه‌رو بود. متیو جانسون مدیر آزمایشگاه مطالعات ازدواج و خانواده در دانشگاه بینگهمتون در نیویورک در این‌باره چنین می‌گوید: “ما نمی‌دانستیم که آیا ادبیات علمی‌ موجود درباره ازدواج‌، در مورد خانواده‌های با درآمد کم نیز کاربرد دارد یا خیر؟؛ چراکه بیشتر آن‌ها برای خانواده‌های متوسط جامعه در نظر گرفته شده بودند. برخی در جوامع علمی ‌و دانشگاهی تلاش می‌کردند این‌گونه نشان دهند که صرف بودجه برای آموزش ازدواج زوج‌های کم‌درآمد خروجی لازم را نداشته باشد، اما صدای ما توسط کسانی که احساس می‌کردند این کار ارزش ریسک‌کردن را دارد شنیده شد”.

کلاس‌های آموزش ازدواج برای دانش‌آموزان دبیرستانی
این روزها کلاس‌های آموزش ازدواج بیشتر بر روی دانش‌آموزان دبیرستانی و به عنوان کلاس‌های اقتصاد و یا سلامت در خانه هدف‌گذاری شده است؛ این‌که دانش آموزان بیاموزند چگونه ساختار خانواده بر ایجاد یک فرزند خوب می‌تواند مؤثر باشد، این‌که روابط پایه‌ای و مهارت‌های ارتباطی درست را یاد بگیرند یا حتی توانایی این را پیدا کنند که حداقل برای ۲۴ ساعت از یک نوزاد نگه‌داری کنند.

“ازدواج ۱۰۱” و آموزش خودشناسی برای دستیابی به رابطه صحیح خانوادگی
“ازدواج ۱۰۱” دانشگاه نورث‌وسترن در میان رشته‌های دانشگاه‌های هم‌طراز بسیار منحصر به فرد است؛ چراکه به طور مفهومی ‌و مستقیم بر روی یادگیری‌های تجربی و خودشناسی برای تمرین حقیقی آموزش عشق‌ورزیدن و رابطه صحیح خانوادگی متمرکز شده است.

خانم سولومون در این‌باره می‌گوید: “درحالی‌که فرهنگ عامه غالباً عشق را به عنوان امری تصادفی و شانسی جلوه می‌دهد، آموختن این‌که چگونه به درستی عاشق کسی باشیم، مربوط به احساسات نیست”.

دانشجویان در این کلاس‌ها چه می‌آموزند؟
خودشناسی نخستین گام برای داشتن یک رابطه خوب است
سولومون در این‌باره می‌گوید: “ساختار این رشته بر اساس تصحیح یک سوءتعبیر است. برای این‌که ازدواج کارکرد خوبی داشته باشد، شما باید شخص درست و مورد نظر باشید. پیام ما شاید به نحوی مغایر با فرهنگ رایج باشد. تمرکز ما بر این است که آیا شما خود شخص درست و مورد نظر برای ازدواج هستید یا خیر؟ از آن‌جاکه ما در این کلاس‌ها با جوانان ۱۹-۲۰ و ۲۱ ساله روبه‌رو هستیم، بهترین کار این است که به آن‌ها کمک کنیم درک کنند خود چه کسی هستند؟ کجا هستند؟ از کجا آمده‌اند؟…؛ که اگر پاسخ این‌ها را بدانند به مرحله‌ای رسیده‌اند که می‌توانند شخص دیگری را در زندگی خود وارد کنند.

بحران‌های خانوادگی اجتناب‌ناپذیر هستند، اما می‌توان آموخت که چگونه با آن‌ها مواجه شویم
اساتید این رشته بر این باورند که خودشناسی و خودکاوی بدون دانستن این‌که فرد از کجا آمده، غیرممکن است. سولومون می‌گوید: “دانستن گذشته و این‌که در چه خانواده‌ای رشد کرده‌اید، به شما کمک می‌کند بفهمید در حال حاضر چه‌جور انسانی هستید و چه ارزش‌هایی دارید”؟ برای این‌که دانشجویان متوجه شوند چه چیزهایی نگاه آنها نسبت به عشق را ساخته و پرداخته می‌کنید، اساتید دانشگاه از آنها خواستند تا با والدین خود درباره روابطشان مصاحبه کنند.

به دانشجویان می‌آموزیم خود را قربانی ندانند
هنگامی ‌که شما دقیقاً می‌دانید که چرا رفتاری را انجام داده‌اید، بهتر با بحران‌ها – بحران‌هایی که در هر رابطه طولانی‌مدت قطعاً بروز می‌کنند- مواجه خواهید شد. این‌گونه است که خودآگاهی و خودشناسی به شما کمک می‌کند از رفتارهایی که طرف مقابل‌تان را در موضع دفاعی قرار می‌دهد، اجتناب کنید. اساتید این رشته به دانشجویان می‌آموزند سرزنش‌کردن، ساده‌انگاری‌های مبالغه‌آمیز و این‌که همواره خود را به عنوان یک قربانی در رابطه با طرف مقابل فرض کنند، جزو خصوصیات زوج‌های ناشاد بوده و منجر به ازدواج‌های شکست‌خورده می‌شود.

همچنین در این کلاس‌ها به دانشجویان می‌آموزند به جای این‌که بحران‌ها را به نحوی که حتماً باید در آن یک نفر برنده و یک نفر بازنده باشد، ببینند، بتوانند آن را موقعیتی فرض کنند که به آنها کمک می‌کند به عنوان دو انسان دوشادوش یکدیگر ایستاده و با مشکلات مواجه شوند.

یک ازدواج موفق نیازمند داشتن مهارت است
بی‌شک اصلی‌ترین مسأله در این رشته این است که پرورش روابط خوب، نیازمند مهارت است. عشق، مفهومی ‌رمانتیک است و اگر بخواهیم درباره مهارت‌سازی و مهارت‌های ارتباطی صحبت کنیم، شاید کمی‌ غیررمانتیک به نظر برسد، اما این مسأله واقعاً مهم است. یکی از اسطوره‌های محبوب فرهنگ ما درباره ازدواج این است که باید ازدواج را ساده بگیریم، اما واقعیت آن است که بیشتر ما مهارت‌های لازم برای ازدواج را نداریم. به همین دلیل است که در کلاس‌های “ازدواج ۱۰۱” علاوه بر مصاحبه با والدین، لازم است دانشجویان مصاحبه‌هایی با زوج‌های پیر و جوان در سنین متفاوت انجام داده و با کنکاش درباره پاسخ سؤالات تخصصی هدفمند، بتوانند منطق درست و صحیحی بین مطالب تئوری آموخته‌شده در کلاس‌ها و واقعیت‌های زندگی این زوج‌ها پیدا کنند.

شما و همسرتان نیازمند رسیدن به یک جهان‌بینی مشترک هستید
علی‌رغم اهمیت تعامل مناسب، باز هم بهترین تعامل‌ها نمی‌توانند به زوج‌هایی که دنیا را کاملاً متفاوت از یکدیگر می‌بینند، کمک کنند. یکی از متونی که در این رشته تدریس می‌شود کتاب “آیا عشق ما مستدام خواهد بود؟” نوشته سام‌ هامبرگ است. هامبرگ در کتاب خود چنین می‌نویسد :”برای این‌که مردم در ازدواج خود شاد باشند، نه تنها باید حرف طرف مقابل را بفهمند، بلکه باید تجربه‌ای که پشت کلمات او نهفته است را نیز به درستی درک کنند”.

اساتید این رشته به دانشجویان خود می‌آموزند که درصورتی‌که بدانند در زندگی چه چیزی برایشان مهم است، چه ارزش‌هایی را لحاظ می‌کنند، در مسائل روزمره زندگی چه اموری برایشان اهمیت دارد و اولویت‌های جنسی‌شان چه چیزهایی است؟ و در کل اگر بدانند “چه کسی هستند؟”، آن‌گاه مطمئناً در موقعیت بهتری خواهند بود که درک کنند با چه کسی جهان‌بینی مشترکی دارند.

یکی از موارد مورد توجه در این گزارش، آموزش مسائل مربوط به ازدواج در دانشگاه‌هاست. این‌که برای حدود ۱۴ سال این رشته در یکی از دانشگاه‌های معتبر آمریکا تدریس می‌شود، نشان از دغدغه‌مندی و شناخت واقعیت‌های جامعه امروزی در نظام آکادمیک آمریکا دارد. این در حالی است که به نظر می‌رسد در جامعه ایرانی که خانواده جزو مهم‌ترین و مقدس‌ترین نهاد جامعه است، این نگاه علمی‌ و آکادمیک کمتر لحاظ شده و اغلب در کلاس‌های آموزشی و مشاوره‌های متفرقه به آن پرداخته می‌شود که این خود جای تحلیل و بررسی بیشتر دارد. نکته قابل توجه دیگر تأکید برگزارکنندگان این رشته بر خودشناسی جوانان است؛ امری که سبب مسئولیت‌پذیری و تعهد در روابط شده و می‌تواند موجب پایداری خانواده باشد.

مفهوم دیگری که در این گزارش قابل تأمل است این است که در این کلاس‌ها پیشگیری از شکل‌گیری ازدواج‌های نابه‌سامان قبل از درمان ازدواج‌های شکست‌خورده مورد بررسی قرار گرفته و سعی می‌شود با مفهوم ازدواج به عنوان امر ساده‌ای که در هر زمان و مکان قابل انجام است، مقابله شود.

منبع: مهرخانه