صفحه اصلی  »  خانه امن در ایران
image_pdfimage_print
مرداد
۴
۱۳۹۶
پیشگیری از خشونت خانگی
مرداد ۴ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
Cop arresting a man for domestic violence and female victim in the background
image_pdfimage_print

Photo: Innovated Captures/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

خشونت خانگی یک پدیده آنی نیست که با اعمال خشونت شروع و با پایان آن تمام شود. خشونت خانگی فرآیندی است که  پیش از انجام آن شروع شده و ممکن است پس از رخداد خشونت نیز ادامه پیدا کند. خشونت خانگی زاییده انگیزه‌ها و ریشه‌های گوناگونی است که اثر آن پس از رخداد خشونت هم باقی می‌ماند.

خشونت خانگی را در سه مرحله می‌توان بررسی کرد.  مرحله اول پیش از رخداد  است. انگیزه‌ها و بسترهای مختلفی سبب خشونت خانگی می‌شود. در این مرحله  بحث پیشگیری مطرح می‌شود. مرحله دوم هنگام ارتکاب خشونت خانگی است. در این مرحله اعمال فیزیکی و غیرفیزیکی که منجر به خشونت خانگی می شود و همچنین شرایط ارتکاب آن و وضعیت خشونت‌گر باید در نظر گرفته شود. مرحله سوم و آخر پس از خشونت خانگی است. پس از رخداد خشونت خانگی شاهد پیامدهایی در فرد قربانی و نزدیکان او مانند فرزندانش خواهیم بود.

بدون شک پیشگیری از خشونت، بهتر از درمان آن و یا مجازات خشونت‌گر است. بدون ریشه‌یابی نمی‌توان اقدام به پیشگیری کرد. به همین دلیل ضروری است قوانین کشورها تدابیر پیشگیرانه و بازدارنده اعمال کنند.

قانونگذاری

در حقوق ایران برخی مقررات پیشگیرانه مشاهده می‌شود . ماده ۱۱۱۵ قانون مقرر داشته در صورتی که بودن زن در خانه مشترک باعث ضرر جسمی یا جانی به وی شود، می‌تواند خانه را ترک کند و این سبب از بین رفتن حقوق مالی او نخواهد بود. در ماده ۷ قانون حمایت خانواده  هم صدور دستور موقت در مورد حضانت فرزندان به صورت فوری پیش‌بینی شده است.

با این حال  می‌توان گفت قوانین ایران  راه را برای گسترش خشونت خانگی هموار کرده است. نبود تعادل و توازن بین حقوق مرد و زن در خانواده و اعطای اختیارات بیش از حد به مردان در رابطه با خانواده خود، موجب شده تا فرد خشونت‌گر از پیامد عمل خود ترسی نداشته باشد. برخی از شکل‌های خشونت خانگی جرم‌انگاری نشده و نبود قوانین حمایتی از کودکان، دلیل دیگری برای گسترش خشونت خانگی در ایران است.

قانونگذاری صحیح یکی از مهم‌ترین اقدامات برای پیشگیری از خشونت خانگی است. از این رو پیشنهاد می‌شود یک قانون منسجم و فراگیر با در نظر گرفتن تمامی جنبه‌های خشونت خانگی تصویب شود. جرم‌انگاری انواع مختلف خشونت‌های جسمی از جمله ضرب و جرح، جرم‌انگاری خشونت جنسی علیه کودکان، ممنوع کردن تجاوز زناشویی، پیش‌بینی‌هایی برای جلوگیری از خشونت کلامی و افزایش سن ازدواج به حداقل ۱۸ سال از جمله موردهایی است که قانونگذار ایران برای پیشگیری از خشونت خانگی باید در دستور کار قرار دهد.

آموزش

یکی از موثرترین تدبیرها برای پیشگیری از خشونت خانگی آموزش است. آموزش در دوران کودکی می‌تواند میزان قابل‌توجهی خشونت را کاهش دهد. این آموزش باید به صورت علمی، فراگیر و از دوره ابتدایی شروع شود. ممکن است در جامعه‌ای بر اساس عرف و باورهای نادرست، عملی که واقعا زیان‌بار است خشونت خانگی قلمداد نشود. آموزش است که به انسان قدرت تشخیص باورهای درست را از نادرست می‌دهد. همچنین رفتار مناسب، کنترل خشم و اعتقاد به اصول اخلاقی در دوران کودکی شکل می گیرد.  به همین دلیل ضروری است در سیستم آموزشی کشور واحدهای درسی در رابطه با مهارت‌های کنترل خشم و شیوه برخورد با خشونت خانگی ارائه شود. کودکان لازم است با حقوق و آزادی‌های خود آشنا شده و شیوه مسالمت‌آمیز حل اختلاف را آموزش ببینند.

نظام آموزشی ایران از دوران ابتدایی تا دانشگاه، هیچ آموزشی در رابطه با این موضوع ندارد. در مورد خشونت علیه کودکان نیز به نظر می‌رسد، نبود آموزش‌های لازم ممکن است کودک را در دام خشونت به ویژه خشونت جنسی قرار دهد. تا کنون نمونه‌های زیادی از خشونت جنسی علیه کودکان در ایران گزارش شده است. اگر کودک شیوه رویارویی صحیح با کسی که قصد خشونت دارد را بداند، احتمال ناکامی فرد خشونت‌گر افزایش می‌یابد.

خدمات تامین اجتماعی به زنان فاقد درآمد

عامل دیگری که در ایران سبب بروز خشونت خانگی بر زنان می‌شود، نداشتن شغل، درآمد و استقلال اقتصادی است. زنانی که برای گذران زندگی محتاج به شوهران خود باشند، در صورت بروز خشونت مجبور به تحمل آن می‌شوند. چنانچه زنی شغل و درآمد داشته باشد، امکان مستقل شدن و ترک خانه را دارد.  زنان خانه‌دار اما توان مالی برای برقراری زندگی مستقل را ندارند. از این رو بهتر است تدابیری برای حمایت از زنان خانه‌دار و فاقد درآمد پیش‌بینی شود.

پلیس ویژه و آموزش ضابطین دادگستری

با توجه به اینکه خشونت خانگی بیشتر دور از چشم عموم مردم و در خانه اتفاق می‌افتد، ماموران پلیس برای جلوگیری یا مداخله در خشونت خانگی با مشکل روبرو هستند. این مشکل به ویژه در ایران که باورهایی چون عدم دخالت در زندگی دیگران وجود دارد، بیشتر است. ضابطین قوه قضاییه هم در مورد خشونت خانگی آموزش لازم را نمی‌بینند. شاید تشکیل پلیس ویژه و یا اختصاص تعدادی از نیروهای منتخب و آموزش‌دیده  پلیس زن برای برخورد با خشونت خانگی مفید باشد.

فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها

راهکار دیگری که می تواند در پیشگیری از خشونت خانگی تاثیرگذار باشد، فرهنگ‌سازی و  آموزش همگانی شهروندان از رسانه‌های عمومی است. رسانه‌های عمومی می‌توانند با تهیه برنامه‌های صوتی و تصویری، شهروندان را در مورد خشونت خانگی مطلع کرده و در فرهنگ‌سازی موثر باشند. نمایش زشتی‌های خشونت خانگی می‌تواند جامعه را نسبت به آن حساس کرده و فرصت اعمال خشونت را محدود کند.

رادیو و تلوزیون دولتی ایران اما سیاستی در مورد خشونت خانگی ندارند. بی‌توجهی دولت به فرهنگ‌سازی در زمینه خشونت خانگی  همراه با بافت سنتی و مذهبی جامعه ایران، سبب شده تا انواعی از خشونت خانگی امری عادی تلقی شود. حتی در برخی مناطق، خشونت نشانه‌ای از درستی، غیرت و مردانگی به شمار می‌رود. چنین باورهایی بستر مناسبی برای بروز خشونت خانگی خواهند بود. رسانه های دولتی می‌توانند نقش موثری در اصلاح چنین باورهایی داشته باشند.

تاسیس خانه‌های امن

وجود پناهگاه‌هایی که قربانیان خشونت خانگی بتوانند در آنجا برای مدتی سکونت کنند، هم حمایت از قربانیان است و هم تدبیر پیش‌گیری از تکرار خشونت خانگی است. شخصی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته باید به محل دیگری منتقل شود تا مجبور به تحمل خشونت نباشد. در نمونه‌هایی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است در جامعه مکان‌هایی مخصوص برای سکونت موقت آنها وجود داشته باشد. این مکان‌ها با نام‌های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می‌شوند.

در بسیاری از کشورها این مکان‌ها از طرف دولت و یا نهادهای غیردولتی تأسیس شده و مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی هستند. این مکان‌ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت‌بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده که تکرار خشونت خانگی گاهی به این دلیل است که قربانی محلی برای سکونت نداشته و ناچار با خشونت کنار آمده و آن را تحمل می‌کند.  وجود خانه‌های امن این فرصت را به قربانی می‌دهد که خانه‌ای را که در آن پیوسته مورد خشونت است ترک کرده و به مکانی امن برود.

تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد

تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که قربانیان خشونت خانگی خود به تنهایی نمی‌توانند با آن مقابله کنند.  به همین دلیل نقش سازمان‌های مردم‌نهاد که دارای انسجام و منابع انسانی و مالی هستند در پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانیان بسیار موثر است. در ایران این سازمان‌ها از لحاظ تعداد بسیار کم بوده و سازمان‌های کنونی هم با دشواری‌های بسیاری روبرو هستند. تقویت این سازمان‌ها و حمایت دولت از آنها می تواند گام موثری برای پیشگیری از خشونت خانگی باشد.

اردیبهشت
۲۰
۱۳۹۵
خانه‌های امن در ایران: چرا زنان احساس ناامنی می‌کنند؟
اردیبهشت ۲۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
photo:  R_Tavani/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: R_Tavani/Bigstock.com

نعیمه دوست‌دار

زن تماس می‌گیرد و سفارش پیتزا می‌دهد. می‌گوید که دو تا پیتزا می‌خواهد و خیلی عجله دارد چون یک بچه هم دارد که گرسنه است. مرد می‌گوید که چه جور پیتزایی می‌خواهد: با پپرونی یا قارچ؟ زن می‌گوید مهم نیست، فقط عجله دارد. مرد آدرس را می‌پرسد: کد پستی را چک می‌کند و ۱۵ دقیقه بعد، با ماشین پلیس اجتماعی به در خانه زن می‌رسد. زن در خانه پیش شوهرش است که او را کتک زده. بچه ترسیده و گرسنه است. مرد را با خودشان می‌برند و زن را به خانه امن منتقل می‌کنند. این ماجرا در سوئد اتفاق افتاده است. هم زن و هم کسی که پای تلفن پلیس اجتماعی نشسته، درباره نحوه گزارش خشونت خانگی آموزش دیده‌اند.

سوئد کشوری است که از سال ۱۹۷۸ خانه‌های امن را راه انداخته است. نتیجه وجود این خانه‌ها و وجود بخشی در پلیس که به خشونت خانگی می‌پردازد، البته خشونت خانگی را در این کشور از بین نبرده اما نوعی مسئولیت اجتماعی در اشخاص به وجود آورده که دربرابر وقوع خشونت خانگی بی‌تفارت نباشند. اگر در خانه‌ای خشونت اتفاق بیفتد، خیلی احتمال دارد که همسایه‌ها به سرعت موضوع را به پلیس اطلاع دهند. زنان بسیاری هم به کارکرد این خانه‌ها اعتماد دارند.

ایجاد و تاسیس خانه‌های امن و وجود اورژانس‌های اجتماعی مستقر در پلیس یا نهادهای حمایتی شاید یکی از بدیهی‌ترین شیوه‌های مداخله در زمینه خشونت خانگی باشد اما در ایران سابقه تاسیس خانه‌های امن چندان طولانی نیست.

در سال‌های گذشته به دلیل احساس نیاز به چنین مداخلاتی، برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد اقدام به تاسیس چنین مکان‌هایی کرده بودند که مشهورترین آن خانه خورشید بود. در دولت نهم و دهم جلوی فعالیت‌های سازمان‌های مردم‌نهاد تا حد زیادی گرفته شد. به به دلیل نگاه امنیتی به فعالیت‌ نهادهای مردم‌نهاد اکنون این سازمان‌ها کمرنگ و ضعیف شده‌اند.

گفته می‌شود که در ۲۴۰ شهر کشور اورژانس اجتماعی و پناهگاه‌های موقت وجود دارد که زنان خشونت دیده می‌توانند در هر شرایطی به آن‌ها مراجعه کنند، اما موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران می‌گوید که به علت نبود تبلیغات که با محدودیت‌هایی روبه‌رو است، این پناهگاه‌ها به خوبی معرفی نشده‌اند. مشخص نیست که محدودیت در تبلیغات برای این خانه‌ها چه دلیلی دارد اما همین عامل باعث شده که به گفته آقای چلک با این‌که ۱۶ سال است که مراکز اسکان موقت زنان پناه‌جو در کشور راه‌اندازی شده، تعداد محدودی به این پناهگاه‌ها مراجعه می‌کنند. خانه‌های امن از سال ۱۳۷۸ با راه‌اندازی اورژانس اجتماعی، کم و بیش راه افتاده، مراکزی رایگان و شبانه‌روزی که فرد می‌تواند به طور میانگین ۲۱ تا  ۴۱ روز در این مراکز زندگی کند اما موسوی چلک می‌گوید که «به دلیل برخی هنجارهای غلط فرهنگی و ترس از آبروریزی اغلب زنان خشونت‌دیده جرأت مراجعه به این مراکز را ندارند.»

بهمن‌ماه ۱۳۹۳ خبر تاسیس ١٨ خانه امن در سراسر کشور اعلام شد. ولی‌الله نصر، مدیرکل امور آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی گفته بود که گسترش خانه‌های امن در سراسر کشور در دستور کار سازمان بهزیستی قرار دارد و در استان‌هایی که این مراکز وجود ندارد، افراد می‌توانند به مراکز مداخله در بحران و اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی استان مراجعه کنند و تقاضای مداخلات روانشناسی و مددکاری کنند. حسین اسدبیگی رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی هم می‌گوید که در حال حاضر ۱۹۰ شهرستان در کشور با ۲۹۸ خودرو «ون» به مراکز اورژانس اجتماعی و مراکز مداخله در بحران مجهز هستند

براساس آیین‌نامه اورژانس اجتماعی باید در شهرستان‌های بالای ۵۰ هزار نفر اورژانس اجتماعی وجود داشته باشد اما به دلیل کمبود اعتبار ۱۴۰ شهرستان بالای ۵۰ هزار نفر اورژانس اجتماعی ندارند.

اما درباره شیوه تاسیس این خانه‌ها و نگاه حاکم بر آن‌ها تردیدهایی وجود دارد. همان‌طور که دادگاه‌ها و قضات زنان خشونت‌دیده را تشویق به ادامه زندگی و شرکت در دوره‌های اجباری مشاوره برای ادامه زندگ می‌کنند، خدمات این خانه‌ها نیز بر تحکیم بنیان خانواده، آموزش مهارت‌های زندگی، کنترل خشم و… تاکید دارد.

 نگرانی از این‌که ممکن است وجود خانه‌ها امن خانواده را از بین ببرد، حتی در شهیندخت مولاوردی معاون امور زنان ریاست جمهوری هم دیده می‌شود. او در اظهارنظری پس از انتشار گزارش‌های اعمال خشونت شدید خانگی بر زنی به نام اعظم در ایران گفته است: «به طور قطع ایجاد این‌گونه خانه‌ها ضرورت دارد البته با ملاحظات مذهبی و بومی خودمان، چراکه برخی این‌گونه تصور می‌کنند که وجود این خانه‌ها منجربه فروپاشی خانواده می‌شود یا زمینه را برای فروپاشی آماده می‌کند در حالی که معتقدیم باید این امر با در نظر گرفتن استانداردها و معیارها و چارچوب‌های خاص خود انجام شود چون چاره‌ای نداریم که در برخی موارد مکان‌ها و پناهگاه‌هایی برای زنان و کودکان بی‌پناه داشته باشیم تا شرایط به حالت عادی برگردد.»

این در حالی است که خانه‌های امن در کشورهای دیگر، اغلب نقطه پایان یک رابطه خشونت‌بار هستند نه نقطه شروع زندگی اما تفکر خانواده‌محور حاکم در ایران، به دنبال ارائه مشاوره و بازگرداندن زنان به خانه است.

چرا این خانهها امن نیستند؟

اما آیا زنان خشونت‌دیده تمایلی به مراجعه به این خانه‌ها دارند و اگر ندارند دلیلش چیست؟

خط ۱۲۳ شماره اورژانس اجتماعی در ایران است که هم ممکن است با مراجعه مستقیم به زنان خشونت‌دیده کمک کند، هم آدرس و نشانی خانه‌های امن را در اختیار آن‌ها بگذارد. اما واقعیت این است که بسیاری از زنان یا از وجود این خدمات خبر ندارند یا اگر دارند، آن را حامی خود نمی‌بینند.

مائده زنی ساکن یک شهرستان کوچک در استان خراسان است. او درباره خانه‌های امن چیزی نشنیده اما می‌گوید که اگر شهرشان خانه امن هم داشته باشد، او جرات مراجعه به آن را نخواهد داشت: «شما فکر کنید که من یک شب بیرون خانه باشم. شوهرم حتما مرا می‌کشد. من حتی جرات ندارم پس از دعوا به خانه پدر و مادرم بروم. اگر به خانه امن بروم، حتما به من تهمت فاحشگی می‌زند. اگر من بروم خانه امن، باید کسی امنیت جانی مرا تضمین کند.»

یک زن جنوبی هم به خانه امن می‌گوید: «اگر قرار باشد بروم خانه امن، دیگر یعنی کار به جایی رسیده که جای برگشت نیست. اگر برنگردم، باید بتوانم برای خودم خانه‌ای جور کنم. باید بتوانم زندگی خودم و بچه‌هایم را بچرخانم. با کدام پول؟ با کدام کار؟ برای همین است که صدایم در نمی‌آید.»

زنان خشونت‌دیده اغلب از ترس امنیت جانی و نداشتن تضمینی برای تامین آینده خود از مراجعه به این مراکز خودداری می‌کنند با این حال ولی‌الله نصر، مدیرکل امور آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی می‌گوید که بودجه‌ای برای تامین ودیعه مسکن برای زنان و دخترانی که در مراکز اقامتی سازمان بهزیستی، اعم از خانه‌های امن حضور دارند، وجود دارد: «رقم ودیعه مسکن با توجه به مکان، محل، شهر و استان متفاوت بوده و در‌صورتی که تیم تخصصی ما تشخیص دهد که فرد نیاز به زندگی مستقل دارد ودیعه مسکن به وی تعلق گرفته و رقم آن عموما از ١۵میلیون‌ تومان به ‌بالاست.»

نگرانی برای فرزندانی که در خانه و نزد فرد خشونت‌گر باقی می‌مانند عامل دیگر نگرانی زنان و خودداری آن‌ها از مراجعه به خانه‌های امن است. شریفه، زنی افغان و همسر مردی ایرانی است: «بچه‌هایم را چطور ول کنم و بروم؟ من که در خانه هستم آن‌ها کتک می‌خورند. وای به این‌که نباشم. اگر بروم جایی، آن‌ها را می‌کشد. می‌مانم که مراقب آن‌ها باشم.»

در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا یکی از اولین اقدامات پلیس اجتماعی یا خانه‌های امن انتقال فرزندان از خانه به خانه‌های امن و پیش مادر است، قوانین ایران حضانت فرزندان را به مردان داده و گرفتن آن نیازمند طی روند دشوار قضایی است.

خشونت خانگی در ایران، بخشی از چرخه‌ای است که پیش از خلوت خانه‌ها، در قوانین و در نگاه حاکم بر جامعه وجود دارد و وجود خانه‌های امن با وجود لزوم وجود آن‌ها، تضمینی برای استمرار نیافتن این خشونت‌ها و حمایت‌های امنیتی و پلیسی برای زنان نیست. زنان می‌دانند که مراجعه به این خانه‌ها به معنی برخورداری از حمایت کامل نیست و بالاخره باید به خانه خود برگردند؛ اتفاقی که به خاطر عواقبش از آن خودداری می‌کنند.