صفحه اصلی  »  خانه امن
image_pdfimage_print
فروردین
۱۳
چهار کلید اساسی برای وکلای قربانیان خشونت خانگی در آیین دادرسی کیفری
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , ,
Legal blind justice Themis metal statue with scales in chain in law firm offices photo.
image_pdfimage_print

دنا دادبه

خشونت خانگی در قوانین ایران جرم‌انگاری نشده است اما چطور می‌توان در چارچوب فعلی قوانین ایران، از قربانیان خشونت خانگی دفاع کرد.

تعریف خشونت خانگی کار ساده‌ای نیست و با توجه به عدم جرم‌انگاری آن در ایران، این تعریف دشوارتر هم هست. در یک تعریف عمومی می‌توان گفت خشونت یکی از اعضای خانواده علیه یکی دیگر از اعضای خانواده، اعم از نسبت خونی یا زناشویی، خشونت خانگی است. مصادیق بارز خشونت، خشونت‌های جسمی و جنسی است، اما صدمه‌های اقتصادی و روانی هم در صورت استمرار و به شرطی که با هدف و نیت کنترل قربانی انجام شوند، را نیز می‌توان از جمله مصدایق خشونت خانگی دانست.

آیین دادرسی کیفری جدید مصوب سال ۱۳۹۲ با همه نقص‌ها و نقاط ضعفش، چه راه‌کارها و ابزاری به لحاظ حقوقی در اختیار وکلا قرار داده است تا با استفاده از آن بتوانند دادرسی دعاوی مرتبط با خشونت خانگی را تسریع یا تسهیل کنند؟ و  این که این ابزار بر کدام یک از مصادیق خشونت خانگی ناظر است؟

حال قصد داریم بدانیم آیین دادرسی کیفری جدید مصوب سال ۱۳۹۲ با همه نقص‌ها و نقاط ضعفش، چه راه‌کارها و ابزاری به لحاظ حقوقی در اختیار وکلا قرار داده است تا با استفاده از آن بتوانند دادرسی دعاوی مرتبط با خشونت خانگی را تسریع یا تسهیل کنند؟ و  این که این ابزار بر کدام یک از مصادیق هشت‌گانه خشونت خانگی ناظر است؟

نقش دادستان

یکی از مواد قانون آیین دادرسی کیفری جدید که می‌توان از آن به نفع قربانی خشونت خانگی بهره گرفت، ماده ۱۱ و ۷۰ این قانون است. تعقیب جرایم ارتکابی علیه کودکان و نوجوانان در ماده ۳ و ۴ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان و بر اساس ماده ۱۱ و ۷۰ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ بر عهده دادستان است.

واقعیت این است که این ماده، راه را برای کشاندن جرم کودک‌آزاری و خشونت خانگی از فضای خلوت و خصوصی خانواده‌ها به کل جامعه باز کرده است.

ماده ۱۱ این قانون می‌گوید:« تعقیب متهم و اقامه دعوی از جهت حیثیت عمومی بر عهده دادستان و اقامه دعوی و درخواست تعقیب متهم از جهت حیثیت خصوصی با شاکی یا مدعی خصوصی است.»

مداخله دادستان و به عبارت بهتر به میان آوردن دادستان در موضوعات مرتبط با خشونت خانگی در حقیقت فضای خشونت خانگی را از حالت خصوصی به سطح عمومی‌تری می‌کشاند و باعث می‌شود سکوت حاکم بر دعاوی خشونت خانگی با پادرمیانی دادستان شکسته شود.

ماده ۷۰ همین قانون نیز مقرر کرده است:« در مواردی که تعقیب کیفری، منوط به شکایت شاکی است و بزه‏دیده، محجور است و ولی یا قیم نداشته یا به آنان دسترسی ندارد و نصب قیم نیز موجب فوت وقت یا توجه ضرر به محجور شود، تا حضور و مداخله ولی یا قیم یا نصب قیم و هم‌چنین در صورتی که ولی یا قیم خود مرتکب جرم شده یا مداخله در آن داشته باشد، دادستان شخصی را به‌عنوان قیم موقت تعیین و یا خود امر کیفری را تعقیب می‌کند و اقدامات ضروری را برای حفظ و جمع‌آوری ادله جرم و جلوگیری از فرار متهم به‌عمل می‌آورد.»

یکی از نقاط قوت این ماده این است که در صورتی که ولی یا قیم، خود دست به خشونت خانگی زده باشد و یا مرتکب جرمی علیه قربانی خشونت شده باشد، می‌توان از دادستان درخواست کرد تا در اسرع وقت فردی را به عنوان قیم مشخص کند و یا حتی خود دادستان، تعقیب جرم را بر عهده بگیرد.

از سوی دیگر فردی که قربانی خشونت خانگی شده است نیز می‌تواند خود به دادستان مراجعه کرده و شکایت کتبی و یا شفاهی خود را تسلیم کند و دادستان بر اساس ماده ۶۹ همین قانون موظف است این گونه شکایت‌ها را در هر زمانی از شب و روز قبول کرده و به آن ترتیب اثر دهد.

نقش سازمان‌های مردم‌نهاد

ماده ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری مقرر می‌کند:« سازمان‏های مردم‏نهادی که اساس‌نامۀ آنها در زمینۀ حمایت از اطفال و نوجوانان، زنان، اشخاص بیمار و دارای ناتوانی ذهنی یا جسمی، محیط‌ زیست، منابع‌ طبیعی، میراث ‌فرهنگی، بهداشت‌ عمومی و حمایت از حقوق ‌شهروندی است می‏توانند نسبت به جرایم ارتکابی در زمینه‏های فوق اعلام جرم کنند و در تمام مراحل دادرسی شرکت کنند.»

این ماده در اصلاحیه پیشنهادی سال ۱۳۹۲ تفاوت چشمگیری با ماده فعلی داشت. سازمان‌های مردم‌نهاد در اصلاحیه سال ۱۳۹۲ ضمن اعلام جرم، حق ارائه ادله جرم و اعتراض به رای صادره را نیز داشتند در حالی که در اصلاحیه تصویب شده سال ۱۳۹۴ فقط حق اعلام جرم دارند.

بسیاری از حقوقدانان معتقدند حداکثر امکانی که درحال‌ حاضر برای اجرای حق‌ دادخواهی این‌گونه سازمان‌ها  وجود دارد، این است که آن‌ها صرفا می‏توانند در زمینه جرایم ارتکابی مربوط به موضوع فعالیت‌شان به دادگستری اعلام جرم کنند نه شکایت. از سوی دیگر با توجه به این که در حقوق‌کیفری مفهوم شکایت، متفاوت از مفهوم اعلام ‌جرم است و در جرایمی که دارای جنبه عمومی هستند هر شخصی می‌تواند اعلام‌ جرم کند و تعقیب مجرم را از دادستان بخواهد؛ در حقیقت حضور سازمان‌ها در جرایم مرتبط با خشونت خانگی بدون قائل شدن حق اقامه دلیل و اعتراض، چیزی بیش از  یک  فرد تماشاچی در روند دادرسی تلقی نمی‌شود.

هرچند در نهایت ماده ۶۶ ناقص بوده و حیطه دخالت سازمان‌های فعال حقوق زنان و کودکان را در جریان دادرسی خشونت خانگی محدود کرده است ولی واقعیت این است که هنوز هم می‌توان از نوآوری اعلام جرم سازمان‌ها در قانون جدید آیین دادرسی کیفری بهره برد. اهمیت این ماده در حقیقت آن جایی روشن می‌شود که خشونت خانگی در فضای محدود و محکوم به سکوت خانواده باقی مانده و اعضای خانواده جرات و یا توانایی اعلام جرم ندارند و سازمانی مردم‌نهاد ارتکاب جرم در فضای خانه را به دادگستری اعلام می‌کند.

ادعای خسارت معنوی

ماده ۱۴  قانون جدید آیین دادرسی کیفری جدید می‌گوید: « شاکی می‌تواند جبران تمام ضرر و زیان‌های مادی و معنوی و منافع ممکن‌الحصول ناشی از جرم را مطالبه کند.» تبصره همین ماده خسارت معنوی را هرگونه  صدمات روحی یا هتک حیثیت و اعتبار شخصی، خانوادگی یا اجتماعی می‌داند و مقرر کرده است که دادگاه می‌تواند علاوه بر صدور حکم به جبران خسارت مالی، به رفع زیان از طرق دیگر از قبیل الزام به عذرخواهی و درج حکم در جراید و امثال آن حکم دهد.

همانطور که می‌دانیم خشونت رفتاری و کلامی، اقتصادی، حقوقی و ممانعت از رشد اجتماعی از عمده‌ترین بخش‌های خشونت خانگی در ایران است که متاسفانه اقرار به قربانی بودن آن در ایران بسیار کم‌رنگ است. دلیل آن شاید این است که تعداد بسیار زیادی از زنان، کودکان و نوجوانان ایرانی حتی متوجه نیستند قربانی چنین خشونتی هستند و به زعم خود فکر می‌کنند اخلاق فرد خشونت‌گر را باید تحمل کرد.

واقعیت اما این است که این ماده نقطه ضعف بزرگی به همراه دارد و آن وجود ابهام در معیار جبران خسارت معنوی است. هرچند این ماده به دادگاه اجازه می‌دهد خسارت معنوی را به صورت «مالی» جبران کند، اما پرسش مهم این است که کیفیت این جبران چیست؟ دادگاه براساس چه معیاری مبلغ خسارت مالی را مشخص می‌کند؟ این ایراد یکی از موانع مهم جبران خسارت معنوی خصوصا در موضوعات خشونت خانگی در ایران است.

ارائه معیاری مشخص و صریح توسط قانون‌گذار در این ماده می‌توانست سهم عمده‌ای در ایجاد رویه قضایی و زنده کردن خسارت معنوی ایفا کند. فراموش نکنیم کیفیت جبران خسارت معنوی، هم‌سنگ جبران پذیری اصل آن است زیرا وقتی معیاری برای جبران نباشد، آرام آرام، اصل نیز کم‌رنگ و فراموش می‌شود و یا تشتت افکار و رویه‌ها، دادگاه‌های بالاتر را به واکنش منفی وادار می‌کند و بعد از مدتی کوتاه، رویه قضایی از صدور حکم در این خصوص منصرف می‌شود.

نقش میانجی

ایجاد نهاد میانجی‌گری یکی از رویکردهای جدید قانون آیین دادرسی کیفری محسوب می‌شود که مانند سازمان‌های مردم‌نهاد، مشارکت افراد جامعه را در سرنوشت قضایی قربانی خشونت خانگی (بزه‌دیده یا بزهکار) به دنبال دارد. این رویکرد علاوه بر این که جلوه‌ای از عدالت ترمیمی‌ (به معنی ترمیم خسارات و آثار ناشی ازجرم توسط بزهکار) است، یکی از روش‌های مرسوم قضازدایی نیز محسوب می‌شود.

همان‌طور که می‌دانیم بزهکاران در بسیاری موارد، خود قربانی خشونت خانگی هستند و چه بسا همان خشونت خانگی زمینه را برای ارتکاب جرم آن‌ها فراهم کرده است. با در نظرگرفتن این امکان می‌توان گفت  میانجی‌گر قادر است شرایطی فراهم کند که بزهکار و بزه‌دیده قربانی خشونت، قبل از مواجهه با دادرسی کیفری و مجازات، از روش گفتگو و مذاکره در خصوص راه‌های جبران خسارت به سازش برسند.

میانجیگری کیفری، فرآیندی سه جانبه است که براساس توافق قبلی بزه دیده و بزهکار با حضور شخص ثالث به نام میانجی‌گر یا میانجی، به منظور حل و فصل اختلاف‌ها و مسائل مختلف ناشی از ارتکاب جرم، آغاز می‌شود. بند «الف» ماده یک آئین‌نامه میانجیگری در امور کیفری(مصوب۸/۹/۱۳۹۴ رئیس قوه قضائیه) نیز در تعریف میانجیگری می‌گوید:« میانجیگری فرآیندی است که طی آن بزه‏ دیده‏ و متهم با مدیریت میانجیگر در فضای مناسب درخصوص علل، آثار و نتایج جرم انتسابی و نیز راه‌های جبران خسارات ناشی از آن نسبت به بزه ‏دیده‏ و متهم گفت‌وگو نیز کرده و در صورت حصول سازش، تعهدات و حقوق طرفین تعیین می‌شود.»

 بند «ث» همین ماده نیز مقرر می‌کند:« فرآیند میانجیگری؛ مجموعه اقداماتی است که طی آن با مدیریت میانجیگر و با حضور بزه ‏دیده‏ و متهم و در صورت ضرورت سایر اشخاص مؤثر در حصول سازش از قبیل اعضای خانواده، دوستان یا همکاران آنها و نیز حسب مورد اعضای جامعه محلی، نهادهای ذیربط رسمی، عمومی‌و یا مردم نهاد، برای حل و فصل اختلاف کیفری با یکدیگر به گفت‌وگو و تبادل نظر پرداخته، در صورت حصول توافق، موافقت‌نامه‌ای را تنظیم و برای مقام قضایی مربوط ارسال می‌‏شود.»

فروردین
۱۰
در صورت سکونت در مسکن نامناسب، زن می تواند تمکین نکند  
خشونت خانگی و قانون
۰
, , , , , , , , , , , ,
Refusing, stop violence against women. A young girl with her hand away and rejects violence of someone. Tears and crying. Black background. Focus on the face.
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه لو – پژوهشگر حقوق

گرچه خشونت خانگی از لحاظ مفهومی کما بیش روشن بوده و به هزر رفتار خشونت آمیز یک عضو علیه عضو دیگر خانواده اطلاق می شود، اما مصادیق خشونت خانگی نسبت به هر جامعه ای ممکن است متفاوت باشد. وجود برخی آداب و رسوم و باورهای مذهبی و یا فرهنگ حاکم بر افراد می تواند مصادیق و موارد متعددی از خشونت خانگی را به وجود آورد. یکی از مسائلی که در جامعه ایران از قدیم الایام رواج داشته است، زندگی با خانواده شوهر یا زن در یک محل است. گرچه این امر رفته رفته بسیار کم رنگ شده و هم اکنون بیشتر زوج ها تمایل به زندگی مستقل دارند، اما بازهم شاهد اختلاف در مورد زندگی با خانواده همسر هستیم. در برخی موارد به دلیل فقدان شرایط مالی مناسب زن و شوهر پس از ازدواج مجبور به اقامت در خانه خانواده خود می شوند در برخی موادر نیز فرد به دلیل سالخوردگی والدین خود، آنها را در خانه خود سکونت می دهد. در هر دو مورد استقلال محل سکونت خدشه دار می شود.

زندگی با مادر و پدر شوهر یکی از مواردی است که معمولا باعث بروز اختلاف بین زن و شوهر ها می شود. بعضا مشاهده می شود که برخی از مردان، همسر خود را مجبور به نگهداری از پدر و مادر خود می کنند در حالی که همسر راضی به زندگی کردن در کنار آنان نیست. همین امر باعث بروز تشتت در خانواده و بعضا خشونت خانگی می شود. برخی از مراجعه کنندگان به خانه امن چنین مشکلی را داشته اند. به عنوان مثال خانمی با مرکز مشاوره خانه امن تماس گرفته و اظهار می کرد که شوهرش مادر ۷۰ ساله خود را به خانه آنان آورده است. این شوهر همسر خود را مجبور به نگهداری از مادر شوهر می کرده است. علاوه بر آن افرادی که به دیدار مادر سالخورده می آمده اند زحمات مضاعفی برای وی ایجاد کرده بودند. همین مساله سبب بروز اختلاف بین ایشان و همسرش شده بود. این زن و شوهر در نهایت نتوانسته بودند به توافق برسند و زن خانه را ترک کرده بود.

شاید بتوان تعداد زیادی از این گونه موارد را ذکر کرد اما سوال مهم در این موارد این است که از لحاظ حقوقی آیا زن یا مرد می تواند خانواده خود را به صورت دائم در خانه سکونت داده و همسر خود را موظف به نگهداری از آنان کند؟ و یا اینکه آیا زن موظف به سکونت در منزل خانواده مرد است؟

بر اساس قوانین ایران حق انتخاب مسکن بر عهده شوهر است اما این بدان معنا نیست که شوهر بتواند بدون توجه به وضعیت زن، وی را مجبور به سکونت در هر خانه ای که خود صلاح بداند کند. یعنی اینکه در انتخاب مسکن توسط شوهر، لازم است شان و موقعیت اجتماعی وی در نظر گرفته شود. این بدان معنی است که مرد گرچه حق انتخاب مسکن را دارد اما نمی تواند مسکنی انتخاب کند که آشکارا با شان و منزلت زن در تعارض باشد. شان و موقعیت اجتماعی نیز بر اساس زندگی قبل از ازدواج زن و یا وضعیت زندگی اقربای نزدیک زن تعیین می شود. موقعیت مالی زن، شغل وی، موقعیت اجتماعی پدر و مادر وی و مسائلی از این قبیل، موقعیت اجتماعی زن را تعیین می کند. به عبارتی مرد باید با رجوع به عرف، مسکن مناسبی با وضعیت زن تهیه کند. البته این بدان معنا نیست که مرد موظف به تهیه مسکنی کاملا برابر یا برتر از مسکن قبل از ازدواج زن است بلکه لازم است نزدیک به آن باشد. از ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی این مساله به خوبی قابل برداشت است. بر اساس این ماده: «نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض» همانطور که از متن ماده پیداست قانونگذار تهیه مسکن متعارف و متناسب با وضعیت زن را مد نظر قرار داده و آن را از وظایف مرد دانسته است. بنابراین اگر زندگی در خانه خانواده شوهر متعارض با شان زن باشد می تواند از آن امتناع کند.  زن در صورت عدم تهیه مسکن مناسب می تواند به دادگاه رجوع کرده و بخواهد که شوهرش را ملزم به تعیین مسکن مناسب کند. ضمانت اجرای دیگر این است که اگر سکونت در مسکن نامناسب، خطر ضرر شرافتی به زن را ایجاد کند، وی می تواند زندگی مشترک را ترک کرده و تمکین نکند. بر طبق ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی ایران: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علی حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.»  بنابراین دو ضمانت اجرا در این مورد وجود دارد یکی مراجعه به دادگاه و الزام شوهر و دومی عدم تمکین.

اما در فرضی که شوهر خانواده خود را در منزل خود سکونت دائم می دهد تا از آنان نگهداری کند در این مورد  قوانین ساکت هستند فقط در قانون مدنی ذکر شده است که نفقه پدر و مادر بر عهده اولاد است. شاید از این مقرره بتوان استنباط کرد که نگهداری از پدر و مادر سالخورده و ناتوان نیز بر عهده اولاد است. اگر از لحاظ اخلاقی هم به مساله نگاه شود، می توان گفت فرزندان موظف به تامین مخارج زندگی والدین خود و مکلف به نگهداری از آنان هستند. قطعا چه از لحاظ حقوقی و چه از لحاظ اخلاقی نمی توان فرزندی را هر چند متاهل از زندگی در کنار پدر و مادر خود بازداشته و مانع نگهداری کردن از آنان شد. اما در برخی موارد این حق و وظیفه با حقوق دیگری تعارض پیدا می کند. فرزندی خواهان نگهداری از پدر و مادر ناتوان خود د از طرف دیگر همسر رضایتی به زندگی با خانواده همسرش را نداشته و تمایلی به نگهداری از آنها ندارد. بنابراین در این مواقع از یک طرف شوهر موظف به تهیه مسکن مناسب و مستقل برای زن است از طرف دیگر لازم است از والدین خود نگهداری کند. قطعا الزام به نگهداری از والدین توسط همسر معارض با قوانین است اما زندگی با پدر و مادر حقی قانونی است .

فروردین
۷
دلایل خیانت زوج های عاشق پیشه به یکدیگر
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
father and daughters dance
image_pdfimage_print

این فقط مردها نیستند که خیانت می‌کنند، بلکه خانم‌ها نیز این کار را انجام می‌دهند؛ بنابراین بهتر است به جای اینکه این مشکل را به جنگ جنسیت تبدیل کنیم، به دنبال علت خیانت‌بگردیم.

دلایل خیانت زوجین در زندگی زناشویی

یکی از ویژگی‌های ازدواج، تعهد و پایبندی هر یک از همسران نسبت به یکدیگر و حقوق متقابل است، به‌گونه‌ای که این تعهد شالودهٔ زندگی مشترک است؛ در غیر این صورت اعتماد متقابل بین همسران یا اعضا خانواده کم‌تر و کم‌تر خواهد شد. در سبب‌شناسی خیانت، دلایل متعددی را می‌توان برشمرد. تفاوت‌های شخصیتی بین افراد مختلف و تفاوت‌های فرهنگی جوامع گوناگون و حتی وضعیت‌های مختلف باعث می‌شود این دلایل و عوامل متفاوت باشند. باید بدانیم این فقط مردها نیستند که خیانت می‌کنند، بلکه خانم‌ها نیز این کار را انجام می‌دهند؛ بنابراین بهتر است به جای اینکه این مشکل را به جنگ جنسیت تبدیل کنیم، به دنبال علت خیانت‌ها بگردیم.

در این زمینه، ویلیام گلاسر، روان‌شناس نامی، بیان می‌دارد: زوج‌ها زندگی مشترکشان را با عشق شروع می‌کنند، اما می‌بینند صمیمیت اولیه به‌تدریج رنگ می‌بازد. با گذشت زمان زندگی برخی از همسران به جدایی کشیده می‌شود، اما اکثریت به زندگی مشترکشان با آهنگی یکنواخت و ملال‌آور ادامه می‌دهند و برای تحمل این زندگی به مشروبات الکلی، پرخوری، استفاده از مواد مخدر یا ارتباطات نامشروع روی می‌آورند. به عقیدهٔ این روان‌شناس، مهم‌ترین انگیزهٔ زن و مرد متأهلی که به‌سوی روابط نامشروع کشیده می‌شوند، تجربهٔ مجدد صمیمیت فردی و جنسی است. چیزی که دیگر آن را در زندگی مشترکشان نمی‌یابند؛ بنابراین جذابیت روابط نامشروع بدین دلیل است که هیچ یک از طرفین، عیب‌جویی، سرزنش و شکوه نمی‌کنند یا نق نمی‌زنند. در ادامه برخی از دلایل خیانت مردان و زنان را به‌صورت تفصیلی می‌خوانید.

برگرداندن حس فردیت و استقلال

یک نظریه بر این عقیده است که انگیزهٔ چنین عملی تمایل افراد به برگرداندن حس فردیت و استقلالی است که در چهارچوب ازدواج تضعیف شده است. فرد ممکن است از نظر عاطفی به حدی از بلوغ هیجانی نرسیده باشد که بتواند در مقابل ناراحتی یا نارضایتی همسر، تمامیت خود را حفظ کند؛ به همین دلیل با جستجوی یک رابطهٔ جدید در واقع در جست‌وجو و بازسازی خود جدید است.

اطمینان خاطر از جذابیت برای جنس دیگر

برخی از افراد در پی نیاز به اطمینان خاطر از اینکه هنوز برای جنس دیگر جذاب و خواستنی هستند، به رابطهٔ خارج از ازدواج رو می‌آورند. به‌واقع، در روابط طولانی این سؤال برای برخی پیش می‌آید که آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر. تمایل به یافتن پاسخ این پرسش ممکن است آنان را به رسیدن به اهداف غیرمشروع شان سوق دهد.

عدم‌ رضایت از ازدواج و برآورده‌ نشدن نیازهای عاطفی

یکی از عوامل اصلی خیانت، روابط زن و شوهر است. زمانی که بین همسران، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد فرد به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی به‌وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود فرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود. همسرانی که به هر دلیلی از محبت و توجه مرد زندگی خود محروم باشند، معمولاً وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند ممکن است دچار انحراف شوند.

دلایل خیانت زوج های عاشق پیشه به یکدیگر

 باید بدانیم این فقط مردها نیستند که خیانت می‌کنند، بلکه خانم‌ها نیز این کار را انجام می‌دهند؛

انگیزه‌ای برای پایان‌ دادن ازدواجی که دیگر رضایت‌ بخش نیست

رفتارهای زشت، نق‌زدن‌های دائمی، نزاع‌ها و مجادله‌های فراوان دستورالعمل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصور برخی همسران، البته به غلط، خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه است و بهتر از آسپرین به درمان سردرد کمک می‌کند.

عدم‌ دسترسی به رابطهٔ جنسی در چهارچوب ازدواج

برخی از همسران در روابط زناشویی با همسر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست بدهند یا کم‌تر به این موضوع اهمیت بدهند که این امر ممکن است باعث فشارهای روانی و جسمانی به همسر و منجر به کج‌روی او شود.

انتقام

اگر چه همه برای انتقام‌ جویی از همسرشان به آن‌ها خیانت نمی‌کنند، اکثراً احساس می‌کنند، حال که خیانت دیده‌اند، آن‌ها نیز مجاز به مقابله به مثل هستند. برخی تصور می‌کنند باید طعم تلخ دارویی را که به آن‌ها خورانده شده به همسرشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که بر سر همسرشان آمده بشوند.

کسب هیجان و تنوع

بعضی مواقع هم رابطهٔ خارج از ازدواج فقط به منظور کسب هیجان و تنوع اتفاق می‌افتد؛ یعنی هیچ شکایت یا نارضایتی خاصی در ازدواج وجود ندارد فقط برخی افراد به دنبال هیجان رابطهٔ خارج از ازدواج هستند. در واقع پنهان‌کاری و راز موجود در یک رابطهٔ غیرقانونی به جذابیت رابطهٔ خارج از ازدواج می‌افزاید.

محیط خانوادگی نامطلوب

در میان علل دیگر عهد شکنی می‌توان محیط خانوادگی را بررسی کرد. بی‌وفایی یکی از والدین ممکن است باعث بی‌اعتمادی فرزندان شود؛ زیرا کودکان والدین خود را سرمشق قرار می‌دهند و آن‌ها را ایده‌آل‌ترین افراد منبع قدرت می‌پندارند. ممکن است تصور کنند پدر و مادر کامل‌ترین انسان‌های روی زمین هستند؛ از این رو سعی به تقلید از رفتار آن‌ها می‌کنند. تعارضات بین والدین، کشمکش‌ها، مسائل عاطفی نگرش نوجوانان را نسبت به ازدواج تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. تجارب کودکی رفتار بزرگسالی را شکل می‌دهد. والدین بی‌وفا، مُهر تأیید بر بی‌وفایی می‌زنند و آن را برای فرزندان خود قابل‌توجیه می‌کنند. این کودکان در آینده ممکن است از برقراری رابطهٔ صمیمانه بر پایه اعتماد متقابل اجتناب کنند و به‌راحتی با برقراری رابطهٔ سطحی با همسر خود یا دیگری به زندگی خود و دیگران ضربه وارد کنند.

سایر علل مؤثر

برخی مطالعات نیز نشان می‌دهد عوامل دیگری نیز در بروز خیانت مؤثر هستند؛ به عنوان مثال سن عامل مهمی است. افراد بین هجده تا سی‌سال تقریباً دوبرابر افراد بالای پنجاه‌سال احتمال رابطهٔ خارج از ازدواج دارند. نگرش آسان‌گیر و علاقهٔ زیاد به رابطهٔ جنسی با میزان رابطهٔ خارج از ازدواج همبستگی دارد. شرایط زندگی و کاری نیز نقش مهمی در رابطهٔ خارج از ازدواج دارد. گمنامی موجود در سفرها، جمعیت و گمنامی موجود در شهرهای بزرگ نیز به احتمال ایجاد این گونه روابط اضافه می‌کنند. افرادی که روابط ضعیفی با دوستان، اقوام و آشنایان برقرار می‌کنند یا از فعالیت‌ها و تعهدات مذهبی کم‌رنگی برخوردارند، بیشتر احتمال خیانت به تعهد ازدواج را دارند. همچنین احتمال بی‌وفایی در افرادی که تحصیلات عالیه دارند، در مقایسه با افرادی که از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند، بسیار بیشتر است. پژوهشی دیگر تأثیر عواملی را بر روابط خیانت بررسی کرده‌اند که عبارت‌اند از: تعداد فرزندان، طلاق قبلی، رضایت پیش از ازدواج، آمادگی برای ازدواج، داشتن دوستانی که روابط خارج از زناشویی داشته‌اند و گذشتهٔ اجتماعی.

منبع: خبرگزاری آریا 

اسفند
۲۵
داستان اسحاق، یک قربانی غیرعادی
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , , , , ,
bigstock-Depressed-Man-Portrait-81247451
image_pdfimage_print

Photo: igor stevanovic/bigstock.com

برگردان: لاله پیشدادی

اسحاق یک قربانی عادی خشونت خانگی نیست چراکه یک دکتر میانسال است! هرچند تحصیلکرده بودن وی مانع از آزارها و خشونت‌های همسرش علیه او نشده است‌.

ما اسحاق را زمانی ملاقات کردیم که به علت یکی از موارد خشونت همسرش روانه اورژانس بیمارستان شده بود. مددکار اجتماعی حاضر در بیمارستان اطلاعات ما را به اسحاق داده بود و او بلافاصله با ما تماس گرفت.

اسحاق داستان خشونت‌های کلامی٬ جسمی و روانی همسرش را نه تنها عامل از دست دادن آرامشش که باعث بیکاری و از دست دادن شغلش می‌داند. او هشت سال پیش ازدواج کرد و از همان آغاز زندگی مشترک همسرش انواع بدرفتاری‌ها را چه در حریم خصوصی‌ و چه در عموم دائما تکرار کرده است.

همسرش او را با نام‌ها و الفاظ زشت خطاب قرار داده و آن‌چنان موجب آزار او شده که خواب شب را از او گرفته است! به عنوان یک دکتر که استراحت کافی تاثیر حیاتی در نحوه انجام کارش دارد٬ نداشتن خواب بعد از یک درگیری شبانه با همسرش باعث بروز اشتباه کاری در روز بعد و نهایتا اخراج از محل کارش شده است.

در آخرین مورد خشونت٬ همسرش در خیابان او را با چاقو تهدید کرده و قصد ضربه زدن بر گردنش را داشته که اسحاق توانسته دست حامل چاقو را بگیرد و مانع ضربه زدن شود ولی همسرش با دست دیگر به صورت اسحاق مشت می‌کوبد که باعث آسیب به بینی٬ شکسته شدن شیشه عینک و خونین شدن صورتش می‌شود. فردی که در خیابان شاهد این درگیری بوده به پلیس زنگ می‌زند ولی تا زمانی که پلیس برسد همسر اسحاق فرار می‌کند.

داستان اسحاق یادآور این است که خشونت خانگی برای هرکسی فارغ از جنسیت٬ سن٬ نژاد٬ مذهب و رتبه اجتماعی می‌تواند اتفاق بیافتد و مردان نیز می‌توانند قربانیان خشونت‌ خانگی باشند و از تجربه‌های ناگوار رنج ببرند.

در مؤسسه «افق امن» به تمام افرادی که مورد خشونت و سوءاستفاده قرار گرفته‌اند شانس رهایی و ساختن دوباره زندگی داده می‌شود. علاوه بر آن امکانات عبور از بحران و رسیدن به آرامش و اعتماد برای‌شان فراهم می‌شود. در مورد اسحاق٬ هیچ‌گونه قضاوت و پیش‌داوری وجود ندارد بل‌که در مسیر گذر از بحران پیش آمده به او یاری می‌رسانیم.

مؤسسه «افق امن» امکان مشاوره را برای اسحاق فراهم کرد و او را به دادگاه خانواده ارجاع داد تا بتواند حکم مصونیت در قبال همسرش را دریافت کند. با توجه به سابقه خشونت‌ها و گزارش پلیس٬ اسحاق به آسانی توانست حکم مصونیت را بگیرد.

اسحاق نیاز به مشاوره داشت و ما این امکان را برایش فراهم کردیم و نهایتا معلوم شد که او به نوعی از آسیب‌های روانی ناشی از تجربه‌ خشونت خانگی رنج می‌برد که مانع از خواب شبانه‌اش شده و مدام در حال دیدن کابوس صحنه‌های خشونت است.

اسحاق به چیزی بیش از مشاوره نیاز داشت. برای او روان‌درمانی لازم بود٬ بنابراین او را به یک مرکز بهبود سلامت روانی معرفی کردیم. علاوه بر این٬ خدمات حقوقی مورد نیاز را برایش به عنوان یک قربانی خشونت خانگی فراهم کردیم و در حال حاضر اسحاق تمام ابزار و امکانات لازم جهت بهبودی و فراموش کردن تجربیات تلخ را دارد و به سوی آینده‌ای بهتر و امن‌تر پیش می‌رود.

بی‌تفاوت نباشید: خشونت خانگی می‌تواند برای هرکسی صرف نظر از سابقه و زمینه فردی پیش بیاید. شما می‌توانید از قربانیان خشونت خانگی حمایت کنید تا از بحران عبور کنند و اعتمادبه‌نفس رویارویی با مشکلات‌شان و حل آن‌ها را پیدا کنند.

منبع: safehorizon

دی
۲۱
خانه‌هایی امن برای زنانی که شرایط ناامن دارند
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Fearful battered woman peeking through the blinds to see if her husband is home while calling for help
image_pdfimage_print

Photo: Daxiao Productions/bigstockphoto.com

در سال ۹۳ سازمان بهزیستی خانه‌های امن را در کشور راه‌اندازی کرد تا زنان و دخترانی که از طرف بستگان درجه یک، اقوام و… دچار خشونت می‌شوند و امکان زندگی در محل اسکان خود را ندارند، به این خانه‌ها مراجعه کنند.

سال ۱۳۹۳ بود که سازمان بهزیستی خبر از راه‌اندازی خانه‌های امن برای زنان و دختران در معرض خشونت‌های خانگی داد. ۲ سال از آغاز به کار این خانه‌ها گذشته است و هم‌اکنون ۱۸۸ خانه امن در استان‌های کشور وجود دارند و به جز آن‌ها، مراکز مداخله در بحران نیز در راستای حمایت از زنان ایجاد شده‌اند.

خانه‌های امن؛ مکانی برای زنان خشونت‌دیده
خانه امن به محلی گفته می‌شود که زنان خشونت‌دیده در هر ساعتی از شبانه‌روز با یک تلفن به آن راه پیدا می‌کنند. آدرس‌های این خانه‌ها مخفی است و وقتی زنی در این رابطه به اداره پلیس مراجعه می‌کند، مأموران پلیس او را به نزدیک‌ترین خانه امن می‌رسانند اما بعضی از این خانه‌ها تلفن مستقیم دارند و زنانی که با این شماره تماس بگیرند، از سوی یکی از کارمندان به محل خانه برده می‌شوند. در سال ۹۳ سازمان بهزیستی خانه‌های امن را در کشور راه‌اندازی کرد تا زنان و دخترانی که از طرف بستگان درجه یک، اقوام و… دچار خشونت می‌شوند و امکان زندگی در محل اسکان خود را ندارند، به این خانه‌ها مراجعه کنند. همچنین، در خانه‌های امن آموزش‌هایی در رابطه با تحکیم بنیان خانواده، مهارت‌های زندگی، کنترل خشم و… به افراد ارایه می‌شود و آن‌ها می‌توانند از خدمات مشاوره استفاده کنند.

تمدید مدت اقامت در خانه‌های امن برای زنانی که نیاز دارند
در ابتدای کار قرار بر این بود که زنانی که دچار مشکلات و خشونت‌های خانگی شده‌اند، تنها به مدت سه ماه از اقامت در خانه‌های امن بهره‌مند شوند اما تیرماه سال جاری، انوشیروان محسنی‌بندپی؛ رییس سازمان بهزیستی اعلام کرد که محدودیت زمانی برای اقامت در این خانه‌ها برداشته شده و اگر مشاور مربوطه به این اطمینان برسد که در صورت ترخیص فرد آسیب‌دیده، او دوباره به چرخه آسیب باز نمی‌گردد، آن وقت فرد ترخیص می‌شود؛ در غیر این صورت، مدت اقامت فرد در خانه امن تمدید خواهد شد.

زنانی که به هر دلیل مجبور می‌شوند شب را بیرون از خانه سپری کنند، می‌توانند با اورژانس ۱۲۳ بهزیستی تماس بگیرند تا در خانه‌های امن اسکان داده شوند. همچنین، زنانی که با خشونت و آزار مواجه می‌شوند، می‌توانند با این شماره تماس بگیرند تا با توجه به نیاز موردنظر، خدمات تلفنی، حضوری و حتی خدمات شبانه‌روزی به آن‌ها ارایه شود. برای زنانی هم که امنیت جانی آن‌ها از سوی خانواده و اطرافیان در خطر است، شرایط نگهداری شبانه‌روزی فراهم می‌شود. همچنین، تیمی متشکل از روانشناسان و مددکاران درصدد حل مشکلات فرد با خانواده‌اش هستند.

سال گذشته از ۱۲۰۰ زن در خانه‌های امن نگهداری شد
دی ماه سال جاری نیز حبیب‌الله مسعودی‌فرید؛ معاون اجتماعی سازمان بهزیستی از تصمیم برای راه‌اندازی خانه‌های امن در تمامی استان‌های کشور خبر داد. او اعلام کرد سال گذشته ۱۲۰۰ زن در معرض آسیب و خشونت خانگی در این مراکز نگهداری شده‌اند و از ابتدای سال تاکنون نیز ۸۰۰ نفر به این مراکز مراجعه کرده‌اند.

در نظر گرفته شدن بحث خانه‌های امن در لایحه تأمین امنیت زنان
شهیندخت مولاوردی؛ معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده در اردیبهشت ماه سال جاری از در نظر گرفته شدن بحث خانه‌های امن در لایحه تأمین امنیت زنان خبر داد و گفت: در بخش حفاظتی و حمایتی این لایحه، بحث خانه‌های امن در نظر گرفته شده که البته متناسب با ویژگی‌های بومی و مذهبی جامعه خودمان است و با آن‌چه تحت عنوان شِلتر(shelter)  در دیگر کشور‌ها مطرح است، تفاوت دارد؛ هرچند که امروزه تا حدودی این نوع از خانه‌ها در کشور شکل گرفته است اما در حال حاضر، استاندارهای مورد نظر را ندارند و زنان به‌صورت ۲۴ ساعته و یا ۴۸ ساعته می‌توانند در آن‌جا بمانند.

البته اظهارات مولاوردی مبنی بر پذیرش زنان به‌صورت ۲۴ یا ۴۸ ساعته در خانه‌های امن، توسط نصر؛ مدیر کل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی تکذیب شد و او اظهار داشت: ما تا زمانی که احساس ‌کنیم زن باید در مرکز ما باشد، از او نگهداری می‌کنیم و مدت زمان هم چندان برای ما مهم نیست؛ هرچند سیاست اصلی ما آن است که زن به کانون خانواده خود بازگردد.

منبع: مهرخانه

مهر
۹
روز جهانی سالمند، روزی برای همه
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
1833
image_pdfimage_print

خانه امن: جهانی سالمند، اول اکتبر، بهانه‌‌ای است برای خانه امن تا به مقوله خشونت خانگی علیه سالمندان بپردازد. انواع خشونت خانگی علیه سالمندان در بافت‌های حقوقی و اجتماعی قابل بررسی است. صباامیدوار در مطلبی با عنوان آنها پدر و مادرهایشان را می‌کشند،به پدیده‌ای سالمندآزاری و نیز خشونت اقتصادی علیه آنان می‌پردازد و در گفتگو با حسین قاضیان، جامعه شناس، و محمد اولیایی‌فرد، حقوق‌دان، این موضوع تلخ اجتماعی را واکاوی می‌کند. ماهرخ غلامحسین‌پور هم در نوشته سالمندانی که احساس بی‌حرمتی می‌کنند به خشونت علیه سالمندان پرداخته است. اگر به جنبه حقوقی و قانونی این موضوع علاقه دارید، نوشته موسی‌ برزین خلیفه‌لو، پژوهشگر حقوقی، را تحت عنوان خشونت علیه سالمندان در اسناد بین‌المللی و قوانین ایران بخوانید. همین طور در این روز جهانی سالمند درباره امکان خط زندگی و امکانات آن برای سالمندان بدانید: الو خط زندگی! نیازهای سالمندان برآورده شدنی‌است.

اگر شما هم به همکاری داوطلبانه با خانه امن برای محو خشونت خانگی علاقه دارید، فرم همکاری با خانه امن را پر کنید.

مهر
۶
قربانیان خشونت خانگی چه حقوقی باید داشته باشند؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
cross-processed photo of an abused woman with black and blue and bloody eyes
image_pdfimage_print

Photo: sswartz/bigstockphoto.com

ترجمه: مهتاب صمیمی

سازمان حامیان حقوق بشر با مشارکت «نهاد رسیدگی به امور زنان سازمان ملل» قسمت‌هایی را به دستورالعمل فعالیت‌های مرکز دانش و تحقیقات مجازی زنان سازمان ملل اضافه کردند. هدف این نهاد مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران است.

متن کامل این دستورالعمل و همچنین قسمت‌های دیگر که مربوط به انواع دیگر خشونت علیه زنان است در بخش «قانون‌گذاری» این وب‌سایت موجود است.

حقوق قربانیان

  • بیانیه حقوق قربانیان باید به گونه‌ای در قانون درج شود که امنیت قربانیان، نهاد زنان، و گروه کمک‌رسانی تامین و از تکرار اعمال خشونت بر فرد قربانی جلوگیری شود. این قانون باید موانعی را که باعث می‌شود قربانی به دنبال راهی برای نجات و امنیت خود نباشد از میان بردارد. از جمله این موانع می‌توان از نگرانی قربانی در مورد حضانت فرزند، در دسترس نبودن خانه‌های امن، و کمک‌های قانونی نام برد. برای مثال قانون اسپانیا احترام و رسیدگی به حقوق قربانیان را در ماده ۱۷ تضمین می‌کند.

* برای اطلاعات بیش‌تر می‌توانید گزارش جلسه گروه متخصص بین دولتی را که به منظور بررسی و به روز رسانی کردن استراتژی‌های نمونه و شاخصه‌های ارزیابی عملکرد – اقدام نوین از میان برداشتن خشونت علیه زنان در راستای پیشگیری از جرم و ایجاد عدالت کیفری – در بانکوک (بین ۲۳ تا ۲۵ مارچ ۲۰۰۹) برگزار شد را مطالعه کنید.

همچنین: نسخه انگلیسی مبارزه با خشونت علیه زنان  (شورای اروپا) – حداقل استانداردهایی را که گروه‌های حمایتی و خدمات‌رسانی باید آن‌ها را مد نظر قرار دهند – در این لینک موجود است.

  • «بیانیه حقوق قربانیان» باید قربانیان را از راه‌های قانونی و خدماتی که دولت در اختیار آن‌ها قرار داده است تا برای نجات خود اقدام کنند مطلع کند.
  • قانون باید پلیس را ملزم به انجام مسئولیت‌های خاصی برای حمایت از حقوق قربانیان کند. به قسمت مسئولیت‌های پلیس مراجعه کنید.
  • قانون باید مشخص کند که رسیدگی و خدمات‌رسانی به قربانی مشروط به هماهنگی خاصی با مقامات دولتی نیست.
  • خدمات حمایتی باید شامل حمل و نقل به خانه‌های امن، کمک‌های اضطراری، و دیگر برنامه‌های حمایتی برای قربانیان و خانواده آن‌ها باشد.
  • قانون باید مشخص کند که تنها با رضایت قربانی می‌توان وی را به خانه‌های امن انتقال داد. برای مثال، ماده ۱۴ قانون پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی سال ۲۰۰۷ مالدوا (قانون مالدوا) مشخص می‌کند که قربانیان تنها به درخواست خود می‌توانند در خانه‌های امن اسکان داده شوند و چنان‌چه قربانی به سن قانونی نرسیده است با رضایت نماینده قانونی وی.
  • قانون باید نهاد (های) مسئول حمایت از قربانیان و هم‌چنین مسئولیت‌های آن‌ها را مشخص کند.
  • قانون باید سیستم دادگاهی که به امور قربانیان و پرونده‌های آن‌ها رسیدگی می‌کند را ملزم کند که همواره کارکنانی را برای کمک به قربانیان در انجام پروسه‌های دادگاه حاضر داشته باشند. به خشونت خانگی: طرح نمونهمراجعه کنید.

مثال: قانون برزیل درخواست ایجاد دادگاه‌های مخصوص رسیدگی به خشونت خانگی علیه زنان را داده است که در آن گروه کمک‌رسانی از افراد مختلفی با تخصص‌های گوناگون از جمله روان‌شناس، حقوق‌دان، و گروه سلامت درمانی تشکیل شده است. این گروه باید گزارش‌های کارشناسانه خود را در اختیار قضات، بازجویان، و وکلا قرار دهند. (ماده ۲۹-۳۰)

مثال: قانون اسپانیا مشخص کرده است که تمامی دادگاه‌های رسیدگی به خشونت علیه زنان باید کارکنان خود را از قضات گرفته تا کارمندان در مورد خشونت مبتنی بر جنسیت و هم‌چنین آسیب‌پذیری قربانیان آموزش دهند. (ماده ۴۷)

  • قانون باید به قربانیان کمک‌های مالی برساند. قربانیان چنان‌چه استقلال مالی نداشته باشند نمی‌توانند برای نجات خود از خانه فرار کنند. قانون باید هم به طور کوتاه ‌دت و هم بلند‌مدت به قربانیان کمک‌های مالی برساند و برای آن‌ها ایجاد کار و یا در کاریابی به آن‌ها کمک کند.

مثال: قانون برزیل از دادگاه‌ها می‌خواهد تا رسیدگی به امور قربانیان را در برنامه‌های فدرال، ایالتی، و منطقه‌ای در نظر بگیرند. دادگاه‌ها باید انتقال پست قربانیان را چنان‌چه کارمند دولت باشند تضمین کنند. هم‌چنین اگر قربانی مجبور باشد محل کار خود را ترک کند، شغل وی باید تا ۶ ماه تضمین شود. (ماده ۹)

مثال: قانون اسپانیا سیستم جامعی برای کمک‌رسانی به قربانیان دارد: حقوق کار در ماده ۲۱، کمک مالی در ماده ۲۷، و اولویت برای کمک هزینه خرید مسکن در ماده ۲۸٫

منبع: حامیان حقوق بشر

شهریور
۱۱
پرسش‌های رایج: کار کردن با قربانیان خشونت خانگی
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
bigstock-Psychiatris-Gives-A-Diagnosis-89414102-e1457123286973
image_pdfimage_print

Photo: Kasia Bialasiewicz/Bigstock.com

خانه امن: وکلایی که با قربانیان خشونت خانگی کار می‌کنند، می‌دانند که ارائه مشاوره حقوقی به این مراجعان یا دفاع از آن‌ها در دادگاه می‌تواند چالش‌های خاص خود را داشته باشد. این متن به شما کمک خواهد کرد که نیازها و نگرانی‌های خاص قربانیان خشونت خانگی را درک کنید تا بتوانید روابطی توأم با اعتماد با آن‌ها برقرار کرده و به مؤثرترین شکل ممکن از آن‌ها دفاع حقوقی کنید. اطلاعات این سند، برگرفته از تجربیات مجرب‌ترین وکلای ایرانی و همچنین پاسخ‌های سؤالات نظرسنجی از خود قربانیان خشونت خانگی است.

خیلی مشکل است کاری کنم که موکلم تجربه خود را با من در میان بگذارد تا من بتوانم از آن اطلاعات برای طرح پرونده حقوقی  استفاده کنم. چطور می‌توانم وی را تشویق کنم که حرف دل خود را بزند؟

یکی از بهترین راه‌ها این است که تأکید کنید تمامی ارتباطات بین شما و موکلتان صد درصد خصوصی و محرمانه خواهد بود. ممکن است از نظر قربانیان خشونت خانگی به دلایلی چون حس شرمسازی، گناه، و مخصوصا نگرانی درباره امنیت‌شان و صحبت کردن درباره تجربه‌های‌شان با دیگران کار سختی باشد؛ چه طرف مقابل وکیل باشد، چه یکی از اعضای خانواده، و چه یک دوست.

در همان ابتدای تعامل و گفتگو، به آن‌ها اطمینان دهید که همه حرف‌هایی که به شما می‌گویند محرمانه خواهد ماند. این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا نگرانی‌‌شان درباره امنیت و ترس از این‌که شریک پرخاش‌گر متوجه صحبت آن‌ها با وکیل شود کاهش یابد. اگر در دفتر خود کارمندی دارید، حواستان باشد که حتما مقررات محرمانه بودن و همچنین اهمیت آن را درک می‌کند؛ به موکل‌تان بگویید که کارمندان شما درست مثل خودتان از معیارهای محرمانه ماندن و حفظ اسرار پیروی می‌کنند.

اگر پس از آن‌که به موکلم اطمینان بدهم که مکالمات ما خصوصی و محرمانه باقی خواهد ماند، هنوز در ارتباط برقرار کردن با وی مشکل داشته باشم چه کنم؟

ممکن است قربانیان خشونت خانگی حتی پس از تضمین محرمانه بودن باز هم تمایلی نداشته باشند که صادقانه و بی‌پرده درباره تجربه خود صحبت کنند، مخصوصا در اولین تعاملاتی که با آن‌ها دارید. وکلا باید صبور باشند و سعی کنند ترس و حساسیت‌های موکل خود را درک کنند. ممکن است زمان بیش‌تری نیاز باشد تا آن‌ها بی پرده از تجربه خود سخن بگویند، اما انجام توصیه‌های زیر می‌تواند به بهبود ارتباط بین شما و موکل‌تان کمک کند:

  • با حساسیت و به طور فعال گوش کنید:به چشم‌های موکل‌تان نگاه کنید، طوری رفتار نکنید که انگار تمرکز ندارید و ایمیل و تلفن خود را چک نکنید. چنین رفتاری ممکن است نشانی از بی‌اعتنایی تلقی شود و در موکل‌تان فاصله ایجاد کند. هنگامی که موکل‌تان با شما صحبت می‌کند، از تکنیک‌های گوش دادن کلامی و غیرکلامی فعال استفاده کنید.
  • قضاوت نکنید:از جملاتی مانند «چرا زودتر پیش من نیامدی» یا «چرا اجازه دادی چنین اتفاقی برایت بیفتد» استفاده نکنید. چنین جملاتی باعث می‌شوند موکل‌تان بیشتر احساس گناه و شرمندگی کند، و اگر حس کند که شما درباره او قضاوت خواهید کرد، از تجربیات خود صادقانه صحبتی نخواهد کرد. از چنین جملاتی استفاده کنید: «می‌فهمم، خیلی برایت سخت است. می‌توانی به من کمک کنی بهتر درک کنم که آن موقع چه وضعیتی داشتی؟» و همواره احترام و عزت خود را به او نشان دهید.
  • روند قانونی را با شفافیت توضیح دهید:هنگامی که با موکل خود درباره روند قانونی صحبت می‌کنید، از زبان فنی و حقوقی استفاده نکنید چون ممکن است متوجه نشود. مراحل، مفهوم‌ها، و عواقب احتمالی را با حداکثر شفافیت توضیح دهید و وی را تشویق کنید اگر چیزی را متوجه نمی‌شود بپرسد.
  • ارتباط برقرار کردن با خود را آسان کنید:بعضی اوقات، موکل‌ها وقتی برای اولین بار وکیل‌شان را می‌بینند دچار ترس می‌شوند. انجام کارهای کوچکی مثل بیرون کشیدن صندلی برای نشستن کنار موکل به جای نشستن پشت میز می‌تواند این حس را کمی کاهش دهد و باعث شود که شما از نظر موکل قابل اطمینان‌تر باشید و ارتباط با شما آسان‌تر شود.
  • بیشتر توجه کنید:به عنوان وکیل، قطعا شما برنامه پرمشغله‌ای دارید و احتمالا بر روی چندین پرونده کار می‌کنید. موکل شما از خشونت خانگی رنج می‌برد و نیاز دارد که حس کند صرفا یک موکل عادی نیست. گفتن چنین جملاتی مانند «هر وقت خواستی می‌توانی با من تماس بگیری» یا وقت دادن به آن‌ها تا جایی که ممکن است می‌تواند کمک کند که حس نکنند فقط یکی از ده‌ها موکل عادی دیگر هستند.

در گرفتن جزئیات از موکلم برای اقامه دعوی حقوقی مشکل دارم. چطور می‌توانم این کار را انجام دهم؟ 

اگرچه در اختیار داشتن جزئیات خشونت علیه موکل شما برای اقامه دعوی اهمیت زیادی دارد، باید بدانید که صحبت کردن درباره جزئیات تجربه خشونت برای موکل‌تان می‌تواند خیلی سخت باشد. بدانید که قربانیان خشونت خانگی معمولا «استرس پس از سانحه» را تجربه می‌کنند که می‌تواند بر درک و حافظه آن‌ها به شکل‌های زیر تأثیر بگذارد:

  • تجربه مجدد:خاطرات رویداد(ها) می‌تواند برای ضمیر خودآگاه آن‌ها مزاحمت ایجاد کند و هرگز از بین نرود. در موارد جدی‌تر، این خاطرات خود را به شکل بازگشت و مرور گذشته یا کابوس‌های مکرر نشان می‌دهد. بعضی قربانیان حس خود را چنین توصیف می‌کنند که انگار دائما «درگیر» ضربه‌ای هستند که آن را تجربه کرده‌اند.
  • تحریک‌پذیری بیش از حد:یک قربانی ممکن است طوری رفتار کند که انگار همیشه در حالت «آماده باش» یا «پر استرس»، آشفته و عصبی است. اتفاقات کوچک مانند گریه کردن بچه یا آژیر آمبولانس می‌تواند خاطرات بحران را بیدار کند.
  • اجتناب یا بی‌حسی:یک قربانی خشونت خانگی ممکن است هر کاری کند تا از موقعیت یا محرکی که یادآور ضربه گذشته است اجتناب کند. ممکن است تمایل داشته باشد از «خود درمانی» استفاده کند و برای حس نکردن درد روانی یا برای ایجاد فاصله عاطفی از روابط نزدیک، از مشروبات الکلی یا دارو به مقدار زیاد استفاده کند.

سایر واکنش‌های رایج افرادی که استرس پس از سانحه را تجربه می‌کنند عبارتند از: شوک، زودرنجی، بی‌خوابی، خشم، احساس گناه، غصه، غم، بی‌حسی عاطفی، حس درماندگی، و مشکل در داشتن حس شادی یا محبوب بودن.

صبور باشید و درک کنید که ممکن است زمان ببرد تا آن‌ها بتوانند درباره چنین مسئله شخصی و خصوصی‌ای صحبت کنند؛ مسئله‌ای که ممکن است در آن‌ها حس شرمندگی و خجالت ایجاد کند. گفتن چنین جملاتی به صورت رک و مستقیم مانند «اگر تمام جزئیات را به من نگویی، نمی‌توانم کمکت کنم» باعث می‌شود موکل از شما رانده شود. در مورد خشونت فیزیکی، ممکن است به مدرک پزشکی نیاز داشته باشید. بدانید که ممکن است موکلتان از رفتن به پزشک طفره برود، مخصوصاً اگر نوع خشونت، جنسی باشد.

راه‌های دیگر برای ایجاد اعتماد بین من و موکلم چیست؟

هیچ راه آسان و سریعی برای ایجاد اعتماد بین شما و موکل‌تان وجود ندارد. تأکید کردن بر اینکه ارتباطات شما محرمانه خواهد بود و استفاده از تکنیک‌های بالا کمک خواهند کرد، اما خشونت خانگی مسئله پیچیده‌ای است. یکی از بهترین روش‌ها برای ایجاد اعتماد بین شما و موکلتان تمرکز بر روی امنیت وی است. این مسئله نه تنها به شما کمک می‌کند با آن‌ها همکاری کنید، بلکه مهمترین نکته‌ای است که هر فردی اعم از وکیل، دوست، یا عضوی از خانواده که با قربانی خشونت خانگی سر و کار دارد یا صحبت می‌کند باید در ذهن داشته باشد. در زیر، چند راه برای انجام چنین کاری ارائه شده است:

  • برنامه‌ریزی امنیت:در طی اولین ملاقات با موکل خود، حتما از پروتکل‌های ارتباطات برای تضمین امنیت موکل‌تان استفاده کنید. با استفاده از امن‌ترین و بی‌خطرترین راه ممکن، از آن‌ها بخواهید که با شما ارتباط برقرار کنند، و در صورت امکان، باید روزها یا زمان‌های خاصی را برای شما تعیین کنند تا با آن‌ها تماس بگیرید. ممکن است موکل شما نخواهد مستقیماً با او تماس بگیرید، بنابراین صادقانه به وی بگویید که از طریق یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستانش با او در تماس خواهید بود. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره برنامه‌ریزی امنیت، به وبسایت ما رجوع کنید.
  • در مورد جلسات انعطاف‌پذیر باشید: مثلاممکن است موکل‌تان فکر کند شاید کسی او را هنگام ورود به دفتر یک وکیل ببیند و به همسر پرخاش‌گرش بگوید، و به همین دلیل از ملاقات با شما در دفترتان راحت نباشد. اگر چنین مسئله‌ای وجود دارد، پیشنهاد بدهید که می‌توانید او را بیرون از دفتر در جایی که راحت است ملاقات کنید. چنین جایی می‌تواند پارک، کافی شاپ، یا هر جایی باشد که او انتخاب ‌می‌کند. به آن‌ها پیشنهاد بدهید که اگر مایل هستند، شما می‌توانید از طریق تلفن با آن‌ها صحبت کنید و بدین ترتیب دیگر خطری وجود ندارد که کسی آن‌ها را با وکیل ببیند.
  • بگذارید یک فرد مورد اعتماد در جلسات حاضر باشد.قبل از اولین ملاقات‌تان، اجازه بدهید موکل‌تان بداند که می‌تواند یکی از اعضای خانواده یا دوستی مورد اعتماد را همراه خود بیاورد. مخصوصا اگر وکیل مرد باشد و موکل زنی است که از خشونت شوهرش رنج می‌برد، ممکن است موکل زن دوست نداشته باشد چه در جمع و چه در خلوت با یک وکیل مرد، جلسه‌ای داشته باشد چون می‌ترسد شوهرش غیرتی و رفتارش خشن‌تر از گذشته شود. اگر چنین است، پیشنهاد بدهید که با موکل‌تان در حضور یک دستیار یا مشاور زن جلسه خواهید داشت. از قبل اطمینان حاصل کنید که موکل شما با این موضوع راحت است و دستیار یا مشاور شما اهمیت محرمانه ماندن و حفظ اسرار موکل را به خوبی می‌داند.

اگر موکلم به توصیه‌های من عمل نکرد، چه کاری انجام بدهم؟

 تمایل نداشتن  موکل برای پیروی از توصیه‌های وکیل، مانند اجتناب از شکایت کردن یا حضور نیافتن در دادگاه، یکی از رایج ترین چالش‌های وکلایی است که با قربانیان خشونت خانگی سر و کار دارند. چنین چیزی می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد، به‌ویژه اگر زمان زیادی روی پرونده وی کار کرده، و اسناد و مدارک آماده کرده باشید، و ترتیب شهادت دادن شهود را به دادگاه ارائه کرده باشید. این را درک کنید که اولا موکل شما به شهامت بسیار زیادی نیاز دارد تا برای گرفتن کمک نزد شما بیاید، و این‌که نگرانی وی از قضاوت‌های خانواده و دیگران، ترسش از امنیت، یا این باور که مشکلات بین وی و همسر پرخاشگرش «می تواند بهبود یابد» ممکن است مانع از این شود که توصیه‌های شما را عملی کند. همچنین ممکن است به منظور انجام اقدامات و پیش‌قدم شدن، به زمان بیشتری نیاز داشته باشد تا عواقب احتمالی اعمالش را عمیقا بسنجد، درک کند و در نهایت آن‌ها را بپذیرد.

اطلاعات بیش‌تر در بسته‌های آموزشی خانه امن

مرداد
۱۵
از هر چهار دختر یک نفر، و از هر شش پسر یک نفر قبل از ۱۸ سالگی مورد تعرض جنسی قرار می گیرد
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
bigstock-Little-Girl-Crying-In-The-Corn-65201929-e1452866920346
image_pdfimage_print

Photo: DMPhoto/Bigstock.com

تقریبا همه والدین، مراقبان کودکان یا معلمان به شما خواهند گفت که صحبت کردن راجع به روابط جنسی اگر نگوییم سخت ترین کار، یکی از سخت ترین مسائلی است که والدین و معلمان با آن روبرو هستند.ممکن است احساس کنند قادر نیستند پاسخگوی سؤالاتی باشند که بچه ها معمولاً می پرسند یا اگر این موضوع از لحاظ فرهنگی موضوع حساسی باشد، شاید از صحبت راجع به آن خودداری کنند.

«ارتباط لمسی خوب ، ارتباط لمسی بد» (یا ارتباط لمسی امن و ناامن) ربطی به رابطه جنسی ندارد بلکه به امنیت مربوط می شود.والدین و مراقبان خوب، به بچه ها نحوه عبوراز خیابان، استفاده از چاقو یا نحوه مواجهه ایمن با آتش سوزی را یاد می دهند. به همین ترتیب، بچه‌ها باید فرق بین ارتباط لمسی «خوب» و «بد» را نیز یاد بگیرند.

از هر چهار دختر یک نفر، و از هر شش پسر یک نفر قبل از ۱۸ سالگی مورد تعرض جنسی قرار می گیرد.

باورهای نادرست درباره تعرض جنسی به کودکان

تعرض جنسی اتفاقی نادر است

حقیقت: حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد بزرگسالان گزارش می دهند که وقتی بچه بودند، به نوعی در معرض لمس کردن نامناسب و مکرر یا رابطه جنسی کامل و آزارهای جنسی مختلف قرار گرفته اند. تعرض تقریباً همیشه قبل از پیشرفت بیشتر، با صحبت ها و لمس کردن نامناسب آغاز می شود.

تعرض جنسی تنها در برخی کشورها اتفاق می افتد

حقیقت: مطالعات متعددی ثابت کرده اند که تعرض جنسی در همه کشورها صرف نظر از فرهنگ، زبان، سطح اجتماعی و اقتصادی، نژاد و دین رخ می دهد. سن قانونی برای رابطه جنسی با رضایت طرفین در کشورهای مختلف، متفاوت است اما تعرض جنسی بنا به تعریف قوانین محلی در تمامی کشورها رخ می دهد!

تعرض جنسی تنها در محلات فقیرنشین اتفاق می افتد

حقیقت: این که کودکانی که در سطح اقتصادی و اجتماعی پایینی زندگی می کنند، بیشتر در معرض تعرض جنسی قرار دارند درست نیست، این مسئله به هیچ وجه به این گروه از کودکان محدود نمی شود. بچه ها در تمامی سطوح اجتماعی به این عارضه دچار می شوند.

تعرض جنسی تنها برای دخترها اتفاق می افتد

حقیقت: تحقیقات نشان می‌دهند که تا سن ۱۲ سالگی، پسران و دختران به طور مساوی در معرض این تعرض قرار می گیرند. بعد از سن بلوغ، دختران بیشتر از پسران مورد تعرض قرار می گیرند.

تعرض جنسی تنها برای بچه هایی اتفاق می افتد که خانواده های مشکل دار و از هم پاشیده دارند

حقیقت: احتمال تعرض به بچه هایی که از خانواده های مشکل دار می آیند، بیشتر است. با این حال، بچه هایی که در خانواده های باثبات زندگی می کنند نیز مورد تعرض قرار می گیرند. یک خانواده سالم و بدون مشکل به بچه ها در بهبودی هر چه سریعتر از یک تعرض جنسی کمک می کند، اما چنین خانواده ای نمی تواند از آنها در برابر این حادثه محافظت کند. در این باره، آگاهی از ارتباط لمسی خوب و بد و این که چه اقدامی باید صورت گیرد، کمک بزرگی تلقی می شود.

افراد متعرض، در اجتماع مشکل دارند و به راحتی قابل تشخیص هستند

حقیقت: افراد متعرض معمولاً شبیه من و شما هستند. هیچ روش قطعی و نهایی برای تشخیص یک متعرض از روی ظاهرش وجود ندارد. بسیاری از آنها مردان خانواده دار و بچه دار با شغل های آبرومند مثل پزشکی، معلمی، روحانیت و غیره هستند.

افراد متعرض همیشه غریبه هستند

حقیقت: این یکی از خطرناک ترین باورهای غلط است. ۷۰ درصد افراد متعرض رابطه فامیلی مستقیم با کودک دارند. ۲۰% دیگر چهره ای کاملاً آشنا برای خانواده هستند و به راحتی و آزادانه به بچه ها دسترسی دارند

درباره لمس کردن آموزش دهید

آموزش مفاهیم زیر به کودکان می تواند آسیب پذیری آنها در برابر تعرض را کاهش دهد:

– اسم درست تمامی اعضای بدن از جمله اندام های خصوصی یا جنسی را به کودکان یاد دهید
– در مورد کودکان خردسال، قانون «لباس زیر» را به کار ببرید: هر عضوی از بدن که با لباس زیر یا لباس شنا پوشانده می شود، عضو خصوصی بدن است.
– فرق بین ارتباط لمسی (خوب/امن ) یا ( بد/ناامن ) را یاد دهید

ارتباط لمسی خوب / امن: لمس کردن، در آغوش گرفتن و بوسیدن از سوی افرادی که کودک دوستشان دارد و حس خوبی به او می دهند که عبارتند از:
– در آغوش گرفتن هنگام بیدار شدن و بوسه شب بخیر از سوی مامان و بابا
– قلقلک دادن توسط پدربزرگ و مادربزرگ یا خواهر و برادر
– در مورد کودک خردسال، کمک به پاک شدن بعد از دستشویی رفتن یا حمام گرفتن
– معاینه پزشک در حضور یک بزرگسال مورد اعتماد

ارتباط لمسی بد / ناامن: لمس کردن هایی که باعث ناراحتی یا درد در کودک می شود. اینها، لمس کردن هایی هستند که:
– درد دارند، مثل هل دادن، زدن، گاز گرفتن یا مشت زدن
– برای اعضایی رخ می دهند که جزو مناطق خصوصی بدن هستند یا کودک نمی خواهد لمس شوند
– به هر شکلی باعث ناراحتی و وحشت کودک می شود
– به اجبار صورت می گیرند یا باید «مثل یک راز» بمانند

کودکان حق دارند بدن خود را کنترل کنند

– کودکان «رئیس» بدن خود هستند و کنترل می کنند که چه کسی و چگونه به آنها دست می زند، حتی با یک جمله ساده مثل «قلقلکم نده»
– هیچ گاه کودک را مجبور به بغل کردن یا بوسیدن نکنید یا وادارش نکنید اجازه دهد کسی که نمی خواهد او را بغل کند یا ببوسد حتی اگر یکی از بستگان باشد. آنها باید یاد بگیرند که کار قابل قبولی است که مؤدبانه بگویند «نه»

به کودکان خردسال (زیر ۴ سال)، قانون «نه – دور شو – بگو» را یاد دهید تا اگر کسی با او ارتباط لمسی «بد» یا ناامن برقرار کرد، از این قانون استفاده کند:

تا جایی که می توانی با صدای بلند داد بزن نه!
هر چه سریعتر از آن شخص دور شو
ماجرای لمس بد را به یک بزرگسال مورد اعتماد بگو

در مورد کودکان بزرگ تر (۴ ساله یا بیشتر)، شاید بهتر باشد اطلاعات بیشتری به آنها بدهید و موقعیت را برای او شرح دهید:

بگو نه!

– به آن شخص بگو که از این کار خوشت نمی آید و دوست نداری به تو دست بزند
– کمک بگیر. تا جایی که می توانی با صدای بلند جیغ بکش

سریع دور شو! از آن شخصی که خوشت نیامد به تو دست بزند فرار کن

– هر کاری می‌توانی بکن تا از کسی که دارد بدجوری به تو دست می‌زند و حس بدی به تو می‌دهد دور شوی
– دیگر هیچ وقت با آن شخص تنها نمان

اگه کسی جور بدی به تو دست زد، به کسی که به او اعتماد داری بگو چه اتفاقی افتاد

– نگذار تهدیدهای آن شخص تو را بترساند تا فرار نکنی یا سکوت کنی

اگر شخصی به تو دست زد یا از تو خواست این موضوع مثل یک راز بین خودتان بماند، از خودت بپرس «آیا این راز من را اذیت می کند؟»

– رازهایی را که اذیتت می کند پیش خودت نگه ندار. برو پیش کسی که به او اعتماد داری مثلاً برو پیش پدر یا مادر، یکی از بستگان، معلم یا دکترت.
– چیزهای غافلگیرکننده را مخفی نگه دار، نه رازها را. چیزهای غافلگیرکننده موضوعاتی هستند که برای یک مدت کوتاهی مخفی نگه می داری و با گفتن آنها یک نفر را خوشحال می کنی. ولی رازها چیزهایی هستند که به تو می گویند هیچ وقت به کسی نگویی و وقتی آنها را با – کسی در میان می گذاری، باعث ناراحتی دیگران می شود.
– اگر کسی که پیش او می روی و این موضوع را برایش تعریف می کنی، حرف هایت را باور نکرد، پیش دیگری برو و این کار را آنقدر تکرار کن تا کسی حرفت را باورت کند و به تو کمک کند

به خودت باور داشته باش. تو هیچ کار اشتباهی نکردی

بیشتر بخوانید

مرداد
۱۲
نکاتی که در کار با قربانیان خشونت خانگی باید بدانیم
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: YakobchukOlena/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: YakobchukOlena/ Bigstock.com

ارزیابی

پیش از ارزیابی:

  • محیط های ساکت، خصوصی دفتر خود را برای انجام مصاحبه شناسایی کنید
  • مشخص کنید که آیا هنوز خطری وجود دارد و این که خشونت‌گر کجا است
  • در صورتی که هر دو طرف حاضر شدند، برای جدا کردن طرفین برنامه داشته باشید
  • گزینه‌های ارجاعی خود، مانند برنامه خشونت خانگی محلی را به خاطر داشته باشید
  • خود را با پروتکل‌های بین شما و مرکز ارائه دهنده خدمات خشونت خانگی آشنا کنید – در صورتی که چنین مرکزی وجود ندارد، برای وی وکیل بگیرید.
  • آیا او نیازهای خاصی دارد؟
  • برای کودکانی که ممکن است با خود بیاورد چه فضایی وجود دارد؟
  • به یاد داشته باشید:
  • مصاحبه با فردی در رابطه با سوءاستفاده یا تجاوز در مقابل فرزندان درست نیستا.
  • از کودکان نباید به عنوان مترجم استفاده شود یا از آن ها درخواست شود تا گفته‌های بزرگسالان را تایید کنند یا به والدینشان بگویند که شما چه گفته‌اید.

غربال‌گری عمومی

تمرین کنید و روش پرسش مختص خود را داشته باشید. مانند آن چه در زیر آمده است:

  • متوجه شده‌ام که تعدادی از موکلان من… (نگران روابطشان هستند، و ترس هایی دارند که صحبت درباره آن ها ممکن است سخت باشد) بنابراین این سوالات را از تمام کسانی که می بینم می پرسم…
  • وضعیت زندگی شما چگونه است؟
  • آیا اتفاقی در خانه می افتد که باعث شود احساس ناامنی کنید؟
  • به نظر می رسد نگرانی خاصی درباره امنیت/شریک زندگی‌تان دارید؟
  • از این موضوع بیشتر برای من بگویید.
  • از رابطه تان به من بگویید. چه چیزی از رابطه شما خوب است… و چه چیزی خیلی خوب نیست؟
  • تصمیم گیری های در مورد پول در زندگی شما چگونه گرفته می شود؟ در مورد نظم چطور؟
  • آیا شریکتان هرگز غیرتی شده و رفتارهای سلطه گرایانه دارد؟
  • در این صورت… از این موضوع بیشتر برای من بگویید.
  • وقتی که شریک تان عصبانی می شود چه اتفاقی می افتد؟
  • چیزهایی که باعث ترس شما می شود را توصیف کنید.
  • احساستان در مورد شریکتان را توصیف کنید.
  • آیا تا به حال هرگز نگران امنیت فرزندانتان بوده اید؟
  • اگر بله… از این موضوع بیشتر برای من بگویید.

سوال در مورد سوءاستفاده یا خشونت

  • آیا کسی باعث شده که احساس راحت نبودن بکنید؟
  • آیا در زندگی تان کسی هست که از او بترسید؟
  • آیا کسی شما را مجبور به انجام کاری که دوست ندارید کرده است؟ یا با شما کاری کرده باشد که شما دوست نداشته باشید؟
  • آیا این شخص شما را تهدید به آسیب کرده است؟
  • آیا این شخص هرگز به شما آسیب رسانده است؟
  • اگر با سایر افراد صحبت کنید یا با دوستانتان بیرون بروید آیا از حرف هایی که این شخص ممکن است بزند یا کارهایی که ممکن است با شما بکند می ترسید؟

پاسخ به خشونت خانگی

حتما:

  • دلیل وقفه شخص برای فاش کردن اطلاعات را در نظر داشته باشید.
  • از پرسیدن مستقیم این که آیا وی قربانی خشونت خانگی است خودداری کنید.
  • در صورت وجود خشونت خانگی یا خشونت هنگام دوستی، نام شریک یا نامی که او را صدا می زنند را پرسیده و از آن استفاده کنید.
  • حرف های شخص را باور کنید.
  • به آن ها یادآوری کنید که مقصر نیستند.
  • وعده هایی که نمی توانید انجام دهید را ندهید.
  • به شخص اجازه دهید تا در مورد قدم های بعدی هر چقدر که می خواهد تصمیم بگیرد – حتی شخصی با معلولیت شناختی هم درباره کارهایی که می خواهد بکند و اتفاقاتی که قرار است بیفتد احساساتی دارد.
  • تایید کنید که اگر هر زمانی وی نیاز به صحبت کردن داشت می توانید به حرف های او گوش کنید و می تواند با خیال آسوده با شما حرف بزند یا این که می توانید به او کمک کنید تا شخصی با چنین تجاربی پیدا کرده و با وی حرف بزند.
  • وی فرد مجرم را می شناسد و برایش اهمیت زیادی قائل است، پس خشونت را محکوم کنید نه فردی که به او آسیب رسانده است.
  • نباید:
  • … کسی را مجبور به حرف زدن کنید
  • …از این که شخصی از حرف زدن خودداری می کند برداشت شخصی کنید
  • …تهدید کنید که موضوع را به کسی می گویید…و نیز قول ندهید که موضوع را به کسی نگویید زیرا ممکن است مجبور باشید
  • …شخص خشونت‌گر را با استفاده از عنوان روابطه‌شان صدا نزنید
  • …از وی بپرسید «چه کاری کردی که باعث ناراحتی یا عصبانیت طرف مقابل شد؟»
  • استفاده از سوالات مستقیم

سوالاتی بپرسید که به صحبت در مورد کنترل، ترس، خشونت، تهدید (شامل نگرانی در مورد فرزندان) می رسد…

  • آیا (شریکتان) شما را از رفتن به سر کار/مدرسه/کلیسا، دیدن یا تماس با دوستان و خانواده منع می کند؟ آیا وی زمانی که تلویزیون تماشا می کنید اجازه استفاده از زیرنویس را به شما نمی دهد؟ آیا پول شما را کنترل می کند، یا ابزار کمکی شما را می گیرد؟ (ابزار کمکی ممکن است شامل واکر یا توالت، ویلچر، دستگاه TTY، کامپیوتر، تلفن های دارای نور فلش یا نور زنگ در، ابزارهای کمک شنوایی، تخته های ارتباطی و غیره می شود.)
  • اگر (شریکتان) مراقبت کننده شما نیز است، آیا از دادن داروهایتان خودداری می کند یا از گفتن این که چه دارویی مصرف می کنید به شما سر باز می زند؟
  • آیا (شریکتان) تا به حال شما/مشکل ناشنوایی/یا معلولیت شما را مسخره کرده است؟
  • آیا (شریکتان) شما را تهدید به آسیب رساندن به شما، فرزندانتان یا خودش کرده است؟
  • آیا (شریکتان) تا به حال شما را هل داده، به شما لگد، کتک زده، سعی در خفه کردن شما یا آسیب رسانی به هر نحو دیگری داشته است؟
    • در این صورت، بدترین قسمت را به من بگویید. جدیترین قسمت این آسیب رسانی ها چه بوده است؟
  • چه چیزی باعث شد امروز تماس بگیرید؟
  • آیا ممکن است به من بگویید که چه اتفاقی افتاد؟
  • آیا این اتفاق قبلا نیز افتاده بود؟
  • در گذشته چه چیزی به شما کمک می کرد؟
  • آیا فکر می کنید دوباره موثر است؟
    • اگر این طور فکر نمی کنید، شرایط چه فرقی کرده است که دیگر موثر نیست؟
  • دوست داشتید چه اتفاقی می افتاد؟
  • من چطور می توانم به شما کمک کنم؟

خشونت خانگی و آمار سلامت روانی

خشونت خانگی تاثیر قابل توجهی بر سلامت روانی دارد

در مطالعه زنانی  که مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته‌اند:

  • نرخ PTSD بین ۵۴% تا ۸۴%.
  • نرخ افسردگی بین ۶۳% تا ۷۷% .
  • نرخ اضطراب بین ۳۸% تا ۷۵%.
  • حملات اضطراب و بی خوابی
  • فکر/اقدام به خودکشی
  • به طور میانگین، نیمی از زنانی که در این محدوده سلامت روانی بوده اند یا هم اکنون مورد سوءاستفاده یکی از نزدیکان خود هستند یا در گذشته این مسئله را تجربه کرده اند.
  • خشونت خانگی یکی از دلایل اصلی اقدام به خودکشی در زنان است
  • خشونت خانگی در بر دارنده ۸ شاخص از ۱۰ شاخص اصلی سلامت برنامه مردم سالم ۲۰۱۰ است که شامل خطر مشکلات سلامت روانی می شود.
  • نزدیک به ۹۰% زنان بی خانمان که بیماری روانی نیز دارند، در کودکی و بزرگسالی مورد سوءاستفاده شدید قرار گرفته اند.
  • زنانی که در بزرگسالی تجربه سوءاستفاده را داشته اند تاثیرات منفی روانی بیشتر نسبت به زنانی که چنین تجربه ای نداشته اند پذیرفته اند؛ همچنین زنانی که هم در بزرگسالی و هم در کودکی تجربه سوءاستفاده را داشته اند تاثیرات منفی روانی بیشتر نسبت به زنانی که فقط در یکی از این دوران مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند داشته اند.
  • اختلالات روانی خاص مرتبط با خشونت بین فردی شامل استرس حاد و اختلالات استرس پس از سانحه، سایر اختلالات اضطرابی مانند اختلال ترس و اختلال وسواس فکری-عملی، اختلالات جسمانی و خوردن، افسردگی و کج خلقی اساسی، اختلالات تجزیه ای و تشخیص محور II مانند اختلال شخصیت مرزی و همچنین اختلال عملکرد جنسی، خود زنی و سوء مصرف مواد می‌شود

تشخیص دوگانه:

  • نتایج مطالعه ای ۵ ساله بر روی ۲۰۰۰ زن که به طور همزمان اختلالات سلامت روانی و سوءاستفاده از مواد و سابقه تروما داشتند، نشان داد که زنانی که هر سه مشکل را دارند پس از درمان می توانند با مشاوره ای که هر سه نیاز آن ها را مورد توجه قرار می دهد بهبود پیدا کنند.
  • زنان مورد سوءاستفاده در خطر رو به افزایش سوءاستفاده از مواد هستند.
  • نمرات سوءاستفاده های بین زن و شوهر قوی ترین پیش بینی کننده اعتیاد به الکل زنان بود.
  • زنانی که سابقه خشونت خانگی داشتند در مقایسه با افرادی که چنین سابقه ای نداشتند، به میزان بیشتری احتمال مصرف مواد مختلف در دوران بارداری و پیش از آن را دارا بودند.

منبع: Pennsylvania Coalition Against Domestic Violence