صفحه اصلی  »  حمایت از خشونت‌دیده
image_pdfimage_print
شهریور
۷
۱۳۹۸
مراحل ترک رابطه ناسالم و خشونت‌آمیز
شهریور ۷ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: iofoto/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: iofoto/depositphotos.com

باران خسروی

ترک آزارگر و یک رابطه ناسالم راحت نیست و معمولا چندین مرحله وجود دارد که ممکن است خشونت‌دیده قبل از پایان دادن به رابطه ناسالم خود تجربه کند. اگر شما در یکی از این مراحل مانده‌اید و نمی‌توانید رابطه را ترک کنید، کاملا عادی است.

ترک یک رابطه کار سختی است و به این هم ربطی ندارد که شما چه قدر در این زمینه آگاهی دارید یا مطلع هستید. دانستن مراحل ترک به شما کمک می‌کند تصویر بهتری از خود قبل از ترک رابطه داشته باشید.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

معمولا این مراحل برای هر کس با توجه به نوع خشونت‌، نوع رابطه و شخصیت خشونت‌دیده  و سطح توانایی خشونت‌گر متفاوت است و گاهی خشونت‌دیده ممکن است قبل از رسیدن به مرحله نهایی و ترک رابطه، در میان این مراحل حرکت کند.

قطعا یادگیری و دانستن این مراحل به شما کمک می‌کند تصویر بهتری داشته باشید و زودتر به رابطه ناسالم خاتمه دهید.

۱.خشونت در حال وقوع است:

مرحله خشونت نشان‌دهنده زمانی است که خشونت هر روز رخ می‌دهد، اما خشونت‌دیده هنوز خود را به عنوان قربانی یا خشونت‌دیده شناسایی نکرده است. در این مرحله، آزار، چشم‌انداز خشونت‌دیده از خود را تغییر داده است، به این معنی که شخصیت خشونت‌دیده تحت تاثیر و شکل گرفته بر اساس نگاه خشونت‌گر است.

۲. خشونت‌دیده آزار را انکار می‌کند:

در طول مرحله انکار، بسیاری از خشونت‌دیدگان احساس می‌کنند کنترلشان را از دست داده‌اند. آنها همیشه در حال عذرخواهی هستند و همیشه احساس شرم و ترس با آن‌هاست. در این مرحله، بسیاری از خشونت‌دیدگان به طور کامل تشخیص نداده‌اند که در یک رابطه خشونت‌آمیز هستند.

جداسازی خانواده و دوستان در این مرحله آغاز می‌شود.

۳. نشانه‌های تشخیص آزار آشکار می‌شود:

گاهی اوقات یک عضو خانواده یا دوست نزدیک کمک می‌کند تا خشونت‌دیده تشخیص دهد در یک رابطه خشونت‌آمیز است. اعضای خانواده، دوستان و حتی همکاران قادر به کمک به فرد برای شناسایی نمونه‌هایی از آسیب جسمی، ذهنی یا عاطفی هستند که در این رابطه در حال حاضر در حال وقوع است. هنگامی که فرد در نهایت آزار را تایید می‌کند، مراحل دیگر رخ می‌دهند.

۴. احساسات خشونت‌دیده تغییر می‌کند:

هنگامی که خشونت‌دیده خود را به عنوان آزار دیده شناسایی می‌کند، به دنبال آن احساساتش تغییر می‌کند. این تغییرات عاطفی برای هر خشونت‌دیده‌ای می‌تواند شکلی متفاوت داشته باشد و برای هر کس منحصر به فرد است. با این حال، پاسخ عاطفی خشونت‌دیده به طور معمول شبیه فرایند غم و اندوه است که شبیه از دست دادن یکی از عزیزان است و کم‌کم تبدیل به این احساس می‌شود که خشونت‌دیده به خشونت‌گر اهمیت نمی‌دهد.

مشخص نیست که مدت این دوره چه قدر است، اما در این مرحله است که قدرت و انگیزه خشونت‌دیده برای فرار تقویت می‌شود.

۵. خشونت‌دیده انگیزه کافی را برای ترک رابطه دارد:

مرحله انگیزه نشان‌دهنده نیاز فرد به باز پس گرفتن کنترل خود و کنترل زندگی خود است. در این مرحله خشونت‌دیده ممکن است به دنبال یافتن منابع حمایتی موجود و برنامه‌ریزی برای مراحل بعدی زندگی‌اش قبل از تلاش اولیه برای فرار از آزارگر باشد.

۶. رخ‌ دادن آزار و زنده شدن انگیزه خشونت‌دیده:

هنگامی که خشونت‌دیده انگیزه کافی برای ترک پیدا کرده باشد، به احتمال زیاد اگر یک رویداد رخ دهد، خشونت‌دیده رابطه را ترک می‌کند. رویداد ممکن است آسیب فیزیکی یا ترس از آسیب شدید یا حتی مرگ باشد.

۷. خشونت‌دیده فرار می‌کند:

خشونت‌دیدگان در این مرحله خود را از محل و شخص آزارگر دور کرده‌اند و در جهت بهبود، امنیت خود را اولویت اصلی قرار داده‌اند.

بیشتر بخوانید:

سازمان‌های حمایت‌ از خشونت‌دیده چه می‌کنند؟

چگونه امنیت را در پروسه حمایت‌گری بالا ببریم؟

حمایت‌گران چگونه قانون را به نفع زنان عوض می‌کنند؟

مسیر درمان

اگر شما در یک رابطه ناسالم هستید و به این مرحله رسیده‌اید که آزارگر خود را ترک کنید، پیشنهادهای زیر را برای کمک در سفر خود به سمت امنیت در نظر بگیرید.

▪       ترک رابطه تنها آغاز درمان و بهبود است. شما زمان‌هایی را تجربه خواهید کرد که احساس پشیمانی می‌کنید و به شدت دلتان برای آزار‌گر تنگ می‌شود و ممکن است حتی به بازگشت به رابطه هم فکر کنید. اطمینان حاصل کنید که احساساتتان را از واقعیتی که آزار رخ داده است جدا کنید و یادتان نرود که آن رابطه سالم و امن نیست.

▪       آماده باشید که خشونت‌گر در موقعیت‌های خصوصی یا عمومی از شما بارها عذرخواهی کند و این مکالمات حتی می‌تواند در حالتی رخ دهد که آزار‌گر گریه می‌کند یا برای شما هدایای گران‌قیمت می‌آورد. یادتان نرود که همه این حرکت‌ها از طرف شریک شما کارهای خوبی است اما تا زمانی که شریک زندگی شروع به دریافت و ادامه دادن جلسات مشاوره‌ای برای رفتار خود انجام ندهد، تغییرات کمی رخ خواهد داد و امکان ادامه آزار همیشه وجود دارد چرا که ریشه آزار و احتمال تکرار الگوهای رفتارهای آزارگری هنوز هم وجود دارد.

▪       قبل از ورود به یک رابطه جدید، مهم است که وقت خود را برای بهبودی کامل بگذارید. قبل از شروع هر رابطه مهم است که اعتماد به نفس و احساس عزت نفس خود را تقویت کنید؛ مخصوصا قبل از دادن احساسات، زمان و انرژی خود به شخصی دیگر.

برای خودتان وقت بگذارید و به گذشته‌تان فکر کنید به طوری که بتوانید با نگاه به گذشته، عاقلانه‌تر برای آینده خود برنامه‌ریزی کنید. حتما برای کمک به خود به مشاوره بروید. در طول رابطه ناسالم معمولا آزارگر شخصیت منحصر به فرد خشونت‌دیده را می‌شکند و از بین می‌برد. سعی کنید خود واقعی‌تان را دوباره کشف کنید. یادتان نرود که شما هیچ‌گاه سزاوار آن خشونت نبوده‌اید و در واقع هیچ‌کس سزاوار خشونت نیست.

منبع ۱

منبع ۲

 

مرداد
۱۵
۱۳۹۸
همدردی کافی نیست، راهگشا باشید!
مرداد ۱۵ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
Photo: SIphotography/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: SIphotography/depositphotos.com

معین خزائلی

همان‌طور که پیش از این در دو مطلب از مجموعه «زنان برای زنان» آمد، در جوامعی مانند ایران که در آنها تفکیک جنسیتیِ بر پایه مذهب و سنت فراگیر است، مناسب‌سازی محیط‌های درگیر با خشونت‌ دیدگان در خشونت خانگی مانند مراکز قضایی و پلیس با استفاده از افسران پلیس زن و همچنین قضات مشاور زن می‌تواند نقش موثری ایفا کند در تشویق و ترغیب زنان خشونت دیده به گزارش و پیگیری قضایی خشونتی که رخ داده است.

در این میان اما تشویق، ترغیب و آماده‌سازی زنان خشونت دیده در خشونت خانگی به مراجعه به مراکز انتظامی-قضایی برای گزارش خشونت واقع شده و درخواست کمک، اقدامی است که عمدتا در بین جمع دوستان و همجنسان روی می‌دهد.

در کشورهایی مانند ایران، در نبود مراکز حمایت اجتماعی مانند خانه‌های امن و سازمان‌های مدنی حمایت‌گر که در آنها خشونت دیدگان با دریافت مشاوره‌های ویژه برای گزارش جرم آماده می‌شوند، این جمع دوستان همجنس است که مشکلات ناشی از خشونت خانگی معمولا در آنها به بحث گذاشته شده و به عنوان درد دل از سوی خشونت دیدگان مطرح می‌شود.

از سوی دیگر، در این جوامع زنان عمدتا به دلیل تفکرات مذهبی و سنتی، مشکلات زناشویی خود را تنها با همجنسان خود در میان گذاشته و صحبت در باره این مسائل با مردان دیگر، حتی در مقام مشاور یا پزشک، اقدامی غیرمعمول است.

از این رو نقش این زنان به ویژه پزشکان، پرستاران، بهیاران و مشاوران خانواده نباید تنها به همدردی و ایفای نقش به عنوان یک گوش شنوا محدود بماند.

در چنین شرایطی ارائه راهکار مناسب به خشونت دیدگان برای خلاصی از خشونت بسیار موثر خواهد بود چرا که در عمل این توصیه‌های مطرح شده در جمع دوستان همجنس یا از سوی پزشک یا مشاور همجنس معتمد است که عمدتا از سوی خشونت دیدگان مورد توجه قرار می‌گیرد.

در مواجهه با یک خشونت دیده در خشونت خانگی چه باید کرد؟

اولین اقدام در مواجهه با یک خشونت دیده در خشونت خانگی شنیدن صحبت‌های اوست. به تجربه ثابت شده است که زنان خشونت دیده در خشونت خانگی از آنجا که محیط خانه را ناامن می‌یابند، جمع دوستان همجنس خود را به مکانی برای تخلیه فشارهای روحی و روانی خود تبدیل کرده و نیازمند صحبت در مورد مشکلاتشان هستند.

از این رو به صحبت‌های خشونت دیده تا رسیدن او به آرامش روحی نسبی گوش بدهید و تلاش کنید تا شرایط او را درک کنید.

در عین حال اما تنها شنیدن صحبت‌های خشونت دیده در مورد تجربه تلخ او از خشونت و ابراز همدردی صرف با او کافی نیست، چرا که در این شرایط آنچه یک خشونت دیده از خشونت خانگی بیشتر به آن نیازمند است، راهکاری عملی و موثر برای بهبود شرایط و خلاصی از موقعیت خشونت‌زاست؛ هر چند خودِ او درخواستی مستقیم برای این امر نداشته باشد یا تمایلی به شنیدن به آن نشان ندهد.

در چنین شرایطی به جای شنونده صرف بودن، فعال بوده و توصیه کنید. تلاش کنید خشونت‌ دیده را به مسیری هدایت کنید که در آن گزارش خشونت به مراجع قضایی یکی از گزینه‌های اصلی پیش روی او باشد.

برای قرار گرفتن در این مسیر، خشونت واقع شده را به طور مشخص و معین محکوم کنید. تلاش کنید حتما از اصطلاحاتی که در آنها بر خشونت خانگی تاکید شده، استفاده کنید. یعنی صراحتا به خشونت دیده بگویید که خشونت واقع شده خشونت خانگی یا تجاوز زناشویی است.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

استفاده از کلمات مناسب به خشونت دیده نشان خواهد داد آنچه بر او گذشته نه یک اتفاق ساده، بلکه خشونتی است که مشخص و تعریف شده بوده و به همین دلیل نام ویژه دارد. از این رو به هیچ وجه خشونت واقع شده را با استفاده از تفاسیری مانند «همه زن و شوهرها دعوا می‌کنند»، «اختلاف نمک زندگی است»، «مشاجره خانوادگی در همه خانواده‌ها هست» و … کوچک نشمرده و آن را به یک اختلاف ساده بین زوجین تقلیل ندهید و به جای آن سعی کنید به خشونت دیده نشان دهید که آنچه اتفاق افتاده، موضوع مهمی است که ممکن است دوباره روی دهد و به همین دلیل بهتر است او از متخصصان امر در این زمینه کمک بگیرد.

در این زمینه ترغیب خشونت دیده به گزارش خشونت از طریق مراجعه به پلیس یا دادسرا و مشورت با یک وکیل می‌تواند بهترین گزینه عملی برای او باشد. در عین حال اما باید توجه داشت به دلیل فقدان خانه‌های امن در ایران برای سکونت خشونت دیده در آنها تا زمان رسیدگی قضایی به موضوع، حفظ امنیت خشونت دیده از اولویت‌های اصلی است. به همین خاطر از ترغیب او به ماجراجویی و ارائه راهکارهایی که ممکن است همچنان امنیتش را در خانه به خطر بیندازد، خودداری کنید. در عین حال به یاد داشته باشید که او خود خشونت دیده شرایط است نه بانی آن. از همین رو از توجیه خشونت واقع شده و هر گونه ملامت خشونت دیده خودداری کرده و تلاش کنید تا به درستی روشن شود که او به هیچ وجه در خشونت واقع شده مقصر نبوده و نخواهد بود.

این موضوع از آن نظر حائز اهمیت است که به تجربه ثابت شده برخی از زنان در هنگام مواجهه با یک همجنس خشونت دیده خشونت خانگی، در راستای کمک به امنیت او به غلط خشونت دیده را تشویق به تغییر رفتار کرده و در عمل رفتار سابق او را سبب اعمال خشونت معرفی می‌کنند. این در حالی است که هیچ رفتاری از سوی زن نمی‌تواند و نباید توجیهی برای اِعمال خشونت از سوی شوهر تلقی شود. به همین دلیل به جای سرزنش خشونت دیده یا ارائه راهکار به تغییر رفتار، به او کمک کنید تا درک درستی از موقعیت خود به عنوان یک بزه دیده به دست آورد.

سعی کنید به خشونت دیده نشان دهید که اشکال خشونت خانگی متفاوت بوده و تنها محدود به خشونت فیزیکی نیست؛ گرچه عینی‌ترین نوع آن است.

بیشتر بخوانید:

فانتزی‌های جنسی و خشونت خانگی

دولت‌ها برای مبارزه با خشونت خانگی علیه دگرباشان جنسی چه کرده‌اند؟

حمایت کیفری از آسیب‌ دیدگان در خشونت خانگی

اگر حرفه‌تان به گونه‌ای است که احتمال برخورد با خشونت دیدگان در خشونت خانگی در آن زیاد است (پزشک زنان، ماما، پرستار و بهیار زنان، مشاور خانواده و …)، سعی کنید اطلاعات خود را از موضوع خشونت خانگی، موارد وقوع، اقدامات مورد نیاز و تا حدودی قوانین مرتبط به آن افزایش داده و تا حد امکان با وکیلان مورد اعتماد و یاری‌رسان در تماس باشید.

از آنجا که مهم‌ترین هدف کمک به خشونت دیده برای خلاصی از محیط خشونت‌زاست، از این رو از ماجراجویی‌های اولیه (گاه سیاسی) یا جنسیتی خودداری کرده و در همه حال منفعت خشونت دیده را مقدم بر همه چیز در نظر بگیرید.

تجربه نشان داده است یکی از دلایل عدم تمایل خشونت دیدگان در خشونت خانگی به گزارش موضوع، وابستگی عاطفی آنان به فرد خشونت‌گر است. از همین رو از توهین به خشونت‌گر پیش روی خشونت دیده خودداری کرده و به جای آن تلاش کنید به او نشان دهید که اقدام خشونت‌گر در اِعمال خشونت بر او، اقدامی غیرانسانی و خلاف عشق و علاقه است.

در عین حال از بدبخت نشان دادن خشونت دیده به دلیل داشتن چنین شوهر/پارتنری خودداری کنید چرا که ممکن است او را به واسطه تلاش در جهت حفظ عزت نفس و غرورش، در موضع دفاعی قرار داده و از گزارش ماجرا و درخواست کمک منصرف کند.

آگاه باشید که حتی همه‌ وکیلان دادگستری نیز از تمامی پیچ و خم‌ها و زوایای پیدا و پنهان قوانین اطلاع نداشته و بر آنها مسلط نیستند. از این رو اگر حرفه‌تان وکالت نیست و از قوانین و مسائل حقوقی آگاهی ندارید، راهکار قانونی ارائه نداده و خشونت دیده را دلخوش یا گیج نکنید و به جای آن، او را به یک وکیل یا مشاور حقوقی معتمد و حامی خشونت دیدگان در خشونت خانگی معرفی کنید.

بدانید که ممکن است برای شهادت در دادگاه یا نزد پلیس احضار شوید. از این رو اگر شاهد وقوع خشونت بوده‌اید یا علائم آن را دیده یا شندیده‌اید، پیش‌قدم شده و به خشونت دیده اعلام کنید که برای حمایت از او آماده و حاضر به دادن شهادت هستید.

اما همواره به خاطر داشته باشید که هرگز به طور پنهانی و بدون کسب رضایت خشونت دیده اقدام به گزارش خشونت واقع شده به پلیس نکنید (البته نه در مواردی که شاهد وقوع خشونتی هستید که در جریان است) چرا که این اقدام ممکن است جان و امنیت خشونت دیده را به خطر بیندازد.

تاکید می‌شود که این موضوع در مواقعی قابل اجراست که اِعمال خشونت به پایان رسیده و شخص خشونت دیده شما را از وقوع آن آگاه ساخته است. در غیر این صورت در موارد مشاهده وقوع خشونت در همسایگی خود، به سرعت پلیس را در جریان بگذارید.

مرداد
۴
۱۳۹۸
زنان برای زنان (بخش اول)
مرداد ۴ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Photo: studiostoks/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: studiostoks/depositphotos.com

معین خزائلی

یکی از دلایلی که همواره از سوی وکیلان دادگستری و فعالان حقوق زنان به عنوان دلیلی بر عدم تمایل آسیب دیدگان خشونت خانگی، به ویژه زنان، در مراجعه به پلیس و گزارش خشونت واقع شده مطرح می‌شود، نامناسب بودن برخورد نیروهای پلیس با خشونت دیدگان و به دنبال و در نتیجه آن، عدم توجه به شکایت آنان از طریق بی توجهی، عادی جلوه دادن خشونت و سرزنش خشونت دیده است.

در همین زمینه یافته‌های یک پژوهش که در سال ۱۳۹۰ در تهران انجام شده حکایت از اعتماد نداشتن آسیب دیدگان خشونت خانگی، به ویژه زنان، به پلیس و در نتیجه عدم تمایل به گزارش موارد وقوع خشونت دارد.

بر اساس این پژوهش تنها بخش کوچکی از این خشونت دیدگان اقدام به گزارش خشونت علیه خود به پلیس کرده و باقی ترجیح داده‌اند مشکل خود را به طریق و از راه دیگری حل کنند. ضمن اینکه آسیب دیدگانی هم که اقدام به گزارش خشونت واقع شده به پلیس کرده‌اند از عدم رسیدگی و بی توجهی پلیس به اظهارات خود ناراضی بوده‌اند. (۱)

از سوی دیگر پژوهش دیگری نیز نشان می‌دهد تنها ۳۵ درصد از موارد وقوع خشونت خانگی در ایران به پلیس گزارش شده و ۶۵ درصد دیگر اساسا حتی به مرحله رسیدگی پلیس به عنوان مرحله پیش از رسیدگی قضایی نمی‌رسند.

بر اساس این پژوهش از میان ۱۸۰ مورد شکایت خشونت خانگی، در ۱۲۸ مورد خشونت دیدگان حاضر به پیگرد قانونی فرد خشونت‌گر نشده‌اند. (۲)

در این میان جدای از اعتماد نداشتن به پلیس به دلیل باور به ناتوانی این نیرو در حمایت از خشونت دیدگان در خشونت خانگی که خود ناشی از وجود قوانین ناکارآمد حمایتی از جمله جرم انگاری نشدن مستقل خشونت خانگی است، به تجربه ثابت شده که ساختار مردسالارانه این نیرو در ایران نیز یکی از دلایل اصلی عدم تمایل زنان آسیب دیده در خشونت خانگی برای مراجعه به پلیس و گزارش خشونت است. ساختاری که به ویژه در جامعه ایران، با توجه به تفکیک جنسیتی آن با تاکید بر بعد مذهبی و دینی‌اش، به مراتب زنان خشونت دیده را در جایگاه آسیب پذیری بیشتر قرار می‌دهد.

افسران پلیس زن و نقش حمایت‌گری اجتماعی

امروزه نقش حمایت‌گری اجتماعی پلیس جدای از نقش اقتدارگرایانه آن موضوعی است که در بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفته و از این رو برنامه‌ها و دستورالعمل‌های ثابت و کاربردی فراوانی در مورد این جنبه از فعالیت‌های این نیرو در این کشورها به اجرا در می‌آید.

پلیس از آنجا که در قریب به اکثریت موارد اولین ملجاء و پناهگاه قانونی و دفاعی برای آسیب دیدگان و بزه دیدگان جرم است، نقش به سزایی در حمایت از خشونت دیدگان ایفا می‌کند.

در این میان پذیرایی از خشونت دیده و بزه دیده به عنوان یک فرد نیازمند حمایت و نه صرفا یک شاکی (بر خلاف نقشی که عموما شاکیان در دادسراها یا دادگاه‌ها دارند)، ایجاد شرایط امن برای او، تشویق و ترغیب بزه دیده به گزارش جرم به روش قانونی، دادن حس اطمینان به حمایت از او و همچنین ایجاد شرایط مطلوب برای تشویق خشونت دیده به منظور صحبت کردن و ارائه جزییات، از جمله اقداماتی هستند که جنبه حمایت‌گری اجتماعی پلیس در آن‌ها مشهود است و تاثیری جدی در ایجاد شرایط مطلوب برای افزایش تمایل بزه دیدگان به مراجعه به پلیس خواهند داشت.

در راستای این نقش، استفاده از افسران پلیس زن به ویژه در مواردی که بزه دیده کودک یا زن باشد، امروزه به رویه‌ای معمول و کاربردی برای پلیس در بسیاری از کشورها تبدیل شده و گزارش‌های فراوانی از تشکیل موفقیت‌آمیز کلانتری‌های زنان به ویژه در کشورهایی که در آنها شکاف و تفکیک جنسیتی همچنان پابرجاست، منتشر شده است.

بر همین اساس، رسیدگی به جرایم خشونت خانگی با تاکید بر حمایت از زنان آسیب دیده از این خشونت، یکی از فعالیت‌هایی است که افسران پلیس زن در نقش حمایت‌گری اجتماعی خود در کشورهایی مانند هند، پرو، بنگلادش، اندونزی، برزیل و شیلی انجام می‌دهند.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

وجود سال‌ها فرهنگ مردسالاری در ساختار اجتماعی و فرهنگی این کشورها و همچنین نقش دین و مذهب به عنوان یک عنصر اجتماعی پر نفوذ در میان روابط اجتماعی به علاوه فرهنگ غالبی که در آن زنان خود مقصر خشونت خانگی اِعمال شده بر آنان شناخته می‌شوند، سبب شده است زنان در این کشورها تمایلی به مراجعه به پلیس برای کمک گرفتن در موارد وقوع خشونت خانگی نداشته باشند. در چنین شرایطی به اعتراف گزارش‌ها، تشکیل کلانتری‌های زنان و استفاده از افسران پلیس زن برای ترغیب و تشویق زنان به گزارش موارد خشونت خانگی بسیار مفید و موثر بوده‌اند.

در همین زمینه نیاز خشونت دیده به حمایت روحی و روانی از طریق همدردی با او و درک احساسات او نسبت به شرایط و خشونت رفته بر او از یک سو و برخورد همراه با احترام و صمیمیت از طریق برقراری ارتباط نزدیک و دوستانه با او، رفتاری است که به نظر می‌رسد در شرایط دشوار روحی و روانی خشونت دیده، از عهده افسران پلیس مرد برنیاید. به ویژه اینکه فرهنگ غالب مردسالار سبب می‌شود که هم خشونت دیده و هم افسر پلیس مرد، هر چند به طور ناخواسته، در چرخه‌ای از قدرت نابرابر جنسیتی گرفتار شوند که این وضعیت ممکن است به حس سرزنش خشونت دیده در مقصر دانستن او در وقوع خشونت از سوی مامور پلیس مرد منجر شود. ضمن اینکه خود فرد خشونت دیده نیز به دلیل وجود چنین فرهنگ غالبی احتمالا از نشان دادن احساسات واقعی‌اش نسبت به خشونت‌گر خودداری کرده و در نهایت ممکن است از پیگیری منصرف شود.

از سوی دیگر، تاکید بر خصوصی، خانوادگی و ناموسی تلقی شدن مسائل بین زوجین در جوامع عموما سنتی همراه با نقش‌های سنتی زنان و مردان، سبب می‌شود که زنان خشونت دیده در خشونت خانگی همواره از بیان تمام جزییات روی داده در صحبت با افسران پلیس مرد، به ویژه در مواردی که خشونت تا حدودی رنگ و بوی جنسی داشته باشد، خودداری کرده و در روند رسیدگی مقدماتی که همان گزارش وقوع جرم به پلیس است، بار دیگر در موقعیت ضعف قرار بگیرند.

در چنین شرایطی است که وجود افسران پلیس زن می‌تواند اعتماد آسیب دیدگان و بزه دیدگان خشونت خانگی را نسبت به پلیس افزایش داده و آنان را به گزارش خشونت و مراجعه به پلیس در موارد وقوع آن ترغیب کند. اگرچه روشن است که این نقش حمایت‌گری اجتماعی از سوی افسران پلیس زن نیاز به اقدام عملی قانونی در تعقیب مجرم و مجازات او و وجود حمایت‌های قانونی لازم از خشونت دیده دارد و صرف ارائه این حمایت‌ها کافی نخواهد بود.

نقش زنان پلیس در ایران

در ایران اما ورود زنان به نیروی پلیس با تصویب تبصره‌ای از سوی مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۸ (۳) میسر شده و از آن زمان تا کنون بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، زنان فراوانی به استخدام پلیس درآمده و در این نیرو مشغول به کار شده‌اند.

با وجود این اما عمده فعالیت نیروهای زن در پلیس ایران معطوف شده است به رسیدگی به جرایم انجام شده از سوی زنان و به ویژه برخورد با آنچه که از سوی نیروی انتظامی بی‌حجابی و بد حجابی خوانده می‌شود.

در همین زمینه ماده ۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۹۴ نیز وظیفه نیروهای زن پلیس به عنوان ضابط قضایی را «بازجویی و تحقیقات از زنان و افراد نابالغ» تعیین کرده است.

تنها کلانتری زنان در ایران نیز اگرچه به گفته سرهنگ خدیجه خزایی، فرمانده این کلانتری «با هدف پیشگیری از آسیب‌های خاص زنان و رسیدگی به جرایم زنان» در سال ۱۳۸۲ در مشهد تشکیل شده، اما عمده فعالیت آن به وظایف تصریح شده در قانون محدود مانده و نقش حمایت‌گری اجتماعی پیدا نکرده است.

اصلی‌ترین این وظایف مشخص شده در قانون اما به گفته سرهنگ جلال میرزابیگی، معاون هماهنگ کننده انتظامی استان ایلام در سال ۹۶، «حضور در ماموریت‌هایی است که بایستی در آنها جهت صیانت از ارزش‌های دینی از پلیس زن استفاده گردد از جمله بازرسی مرتبط با بانوان، آزمون راهنمایی و رانندگی مخصوص زنان، انگشت نگاری بانوان، بازدید اماکن خاص زنانه و مبادی ورود و خروج از کشور.»

بیشتر بخوانید:

بهره‌کشی والدین از کودکان: دولت چه می‌کند؟

قربانیان خشم و ناموس

نسبت حاشیه‌نشینی با خشونت خانگی علیه کودکان

تصریح آیین‌نامه‌ها و قوانین موضوعه در ایران در این زمینه در حالی است که اساسا یکی از اهداف اصلی به کارگیری زنان در نیروهای پلیس (جدای از فرصت شغلی برابر با مردان و انجام وظایف مربوط به جرایم زنان) حمایت از آسیب دیدگان زن به ویژه در جرایم مربوط به خشونت علیه زنان و به ویژه در کشورهایی است که در آنها ساختار قدرت اجتماعی و فرهنگی همچنان بر پایه‌های مردسالاری و تفکیک‌های جنسیتی استوار است.

از سوی دیگر اما برخی گزارش‌های منتشر شده در مورد فعالیت‌های حمایت‌گری اجتماعی زنان پلیس در ایران در موارد برخورد با آسیب دیدگان خشونت، به ویژه خشونت خانگی، نشان می‌دهد که اکثر آنان رضایتی از برخورد زنان پلیس ندارند.

ترغیب به صبر و تحمل در برابر خشونت‌گر و به نوعی سرزنش خشونت دیده از جمله رفتارهای نامناسبی بوده که از مراجعه‌کنندگان در این زمینه گزارش شده است.

از این رو به نظر می‌رسد جای خالی زنان در پلیس ایران به عنوان یک نیروی حمایت‌گر اجتماعی به ویژه در برخورد با زنان خشونت دیده در خشونت خانگی محسوس است و این عدم حضور، خود می‌تواند از جمله علل تمایل نداشتن زنان خشونت دیده برای مراجعه به کلانتری‌ها و گزارش خشونت واقع شده، باشد.

پانویس:

۱. فرهنگ خشونت خانگی علیه زنان با تاکید بر نقش پلیس در کاهش آن، سهیلا صدقی فسایی و آتنا کامل قالیباف، ۱۳۹۰، تهران

۲. شکوه نوابی نژاد، رییس انجمن ایرانی مطالعات زنان، آذر ماه ۱۳۹۴.

۳. تبصره ماده ۲۰ اصلاحی قانون مقررات استخدامی ناجا مصوب ۱۳۷۸: «نیروی انتظامی می‌تواند از خدمات پرسنل زن در مواردی از قبیل آزمون‌های راهنمایی و رانندگی، بازرسی زنان، صدور گذرنامه برای زنان، اداره زندان‌های زنان استفاده کند و اولویت در این گونه مشاغل با پرسنل انتظامی زن است.»

تیر
۱
۱۳۹۷
پسران ترس خورده امروز؛ مردان دیگرآزار فردا
تیر ۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: aletia/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: aletia/depositphotos.com

راضیه امیری

وقتی با عنوان خشونت خانگی روبه‌رو می‌شویم، ناخودآگاه در خیال خود مرد خشمگینی را تصویر می‌کنیم که زن بی‌پناهی را به باد کتک گرفته است. این تصویری کلیشه‌ای و سنتی از مساله خشونت خانگی است. تصویری که قابلیت بالایی برای ایجاد یک دوقطبی دارد. دو قطبی خیر و شر. سپیدی و سیاهی. زنان مظلوم و ستم کشیده‌ای که مورد آزار مردان بیدادگر قرار گرفته‌اند.

این تصویر به تمامی‌ غلط نیست، اما از آنجا که درگیر کلی‌نگری است با مساله غامض خشونت خانگی به صورت بسیط و ساده برخورد می‌کند و از واکاوی لایه‌های پنهان آن سر باز می‌زند: سنجشی که برای درک پدیده خشونت خانگی لازم است و البته بایستی هر دو سوی رابطه را در نظر بگیرد و سعی کند از خلال اشک‌های زن و خشم و هوار مرد به این پرسش پاسخ دهد که چه می‌شود که یک زن به خود اجازه می‌دهد در چنین موقعیتی قرار بگیرد و چه می‌شود که یک مرد در چنین جایگاه دل‌آزاری قرار می‌گیرد؟

در راستای چنین بحثی می‌توان از فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» مثال زد. در این فیلم به کارگردانی «تهمینه میلانی» سعی شده است به این مساله پرداخته شود. البته در این فیلم شخصیت زن ستمدیده -«ملیحه»- بیشتر در مرکز توجه است و اکثر نگاه‌ها بر روی او و خشونتی است که از سوی «سیامک» -همسرش- بر او جاری می‌شود. خشونتی که صرفا در خشونت فیزیکی خلاصه نمی‌شود و بیم و هراس از چگونگی رفتار سیامک از پس هر نگاه و رفتار زن، بر دل و جان ملیحه سایه افکنده است.

بیشتر بخوانید:

کودکانی که صدای‌شان به گوش‌ها نمی‌رسد

چطور با کسی که در معرض خشونت است صحبت کنیم

خانه امن واقعا وجود دارد

با این حال اما کارگردان تلاش داشته است در کنار به تصویر کشیدن خشونت نفرت‌انگیز سیامک، این پرسش مخاطب خود را بی‌پاسخ نگذارد که چرا سیامک به صورت بیمارگونه‌ای ملیحه را اذیت می‌کند. خصوصا که در خلال فیلم مشاهده می‌کنیم سیامک به ملیحه علاقه‌ای عاشقانه نشان می‌دهد. درواقع، شکاک بودن سیامک آمیخته با علاقه مفرطی‌ست که او نسبت به ملیحه نشان می‌دهد.

برای نمونه می‌توان به دو سکانس از فیلم برای تایید این مساله اشاره کرد.

به عنوان مثال وقتی در خرید عروسی، سیامک از ملیحه می‌خواهد که گردن خود را بپوشاند، ملیحه با حالتی آمیخته به شوخی و جدی خطاب به او می‌گوید: «مگه تو گشت ارشادی؟!» و سیامک نیز با یک لحن عاشقانه می‌گوید: «بله و هم دیوونه تو!»

در سکانسی دیگر و پس از آنکه آزار سیامک اوج می‌گیرد، ملیحه نزد خانواده خود می‌رود و سیامک نیز با حالتی متنبه و پشیمان درباره رفتار شنیع خود می‌گوید: «دست خودم نیست. اینقدر دوستت دارم وقتی یکی به تو نگاه می‌کنه حس می‌کنم انگار داره به مال من دست درازی می‌کنه.»

اما چرا این علاقه سیامک به آزار بی‌وقفه ملیحه منتهی می‌شود؟ شاید در نگاه نخست بتوان گفت این علاقه مشحون از نگاه مردسالارانه و نگاه کالایی به زن است. چنان که خودش می‌گوید وقتی کسی به ملیحه نگاه می‌کند انگار به «مال او» دست درازی می‌شود. اما کارگردان سعی می‌کند در فیلم مساله‌ای دیگر را نیز به میان بکشد و آن نوع رفتار پدر سیامک در خانه در زمان کودکی سیامک است.

هنگامی‌که سیامک ملیحه را کتک می‌زند و پدر سیامک که از ویلچر استفاده می‌کند از همسرش می‌خواهد که به کمک ملیحه برود، مادر سیامک با تلخی به او می‌گوید: «خودت یادش دادی، خودت هم جلوش رو بگیر».

با چنین مکالمه‌ای این مساله برای مخاطب مطرح می‌شود که پدر سیامک نیز در خانه به اصطلاح دست بزن داشته است. چنانکه مادر سیامک در صحنه‌ای دیگر می‌گوید وقتی سیامک را حامله بود روزی ۱۰ لگد از همسرش می‌خورد. یک بار نیز سیامک که ظاهرا از رفتار خشن خود در مقابل ملیحه ابراز ندامت می‌کند، خاطره‌ای تلخ از کودکی خود را یادآوری می‌کند؛ وقتی کودک بود و برای خرید نان رفته بود، پول نان را گم کرد و وقتی به خانه برگشت، از پدرش کتک بسیار بدی خورد تا آن حد که دستش شکست و او دیگر پدرش را دوست نداشت و دلش هرگز با او صاف نشد.

از سوی دیگر پژوهش‌ها و مطالعات مرتبط هم نشان دادهاند احتمال زورگویی، پرخاشگری و رفتارهای مجرمانه در کودکانی که در خانه‌هایی پر از خشم، نزاع و خشونت بزرگ شده‌اند، بیشتر از کودکان دیگری‌ست که زندگی در چنین محیطی را تجربه نکرده‌اند.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

بهناز مهرانی، مشاور و روانشناس نیز در این زمینه به «خانه امن» می‌گوید: « اساس رفتارهای آدمی‌ یادگیری است و این فرایند تا پایان عمر ادامه دارد. کودکان یادگیری را از خانواده آغاز می‌کنند و رفتارهای درست و غلط، ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها، هنجارها و ناهنجاری‌ها را از این طریق می‌آموزند. خشونت و پرخاشگری هم از جمله همین رفتارها هستند.»

این روان‌شناس که در ایران در زمینه حقوق کودکان نیز فعالیت مدنی داشته است در ادامه و در توضیح بیشتر می‌گوید: «کودک به دو شکل در خانواده خشونت را می‌آموزد: ۱- تنبیه بدنی. والدینی که فاقد مهارت‌های فرزندپروری هستند برای کنترل کودکان از تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی استفاده می‌کنند. تنبیه‌ شونده هم غالبا تبدیل به تنبیه کننده می‌شود. ۲- کودکان روش‌هایی را که والدین برای حل مسائل و مشکلات خود به کار می‌برند یاد می‌گیرند. چنانچه والدین فاقد مهارت‌های کافی برای حل اختلافات خود با یکدیگر و با سایر افراد باشند و از رفتارهای خشونت‌آمیز استفاده کنند، کودک نیز خشونت را به عنوان یک راهکار حل مساله خواهد شناخت».

با این حال شاید بتوان گفت این حکمی‌ قطعی و کلی نیست و تحقیقاتی هم هستند که نشان میدهند با وجود اینکه گرایش به خشونت در بزرگسالی در میان کودکان مبتلا به خشونت خانگی بالاست، اما نهادهای مدنی  نیز می‌توانند نقشی کنترل کننده داشته باشند و از تاثیر سوء و منفی خشونت خانگی بر روند رشد و تربیت کودکان بکاهند.

با توجه به اشاره بالا به نقش نهادهای مدنی، شاید در اینجا بد نباشد گریزی به «خانه امن» زده شود. نهادی که سعی می‌کند بنا به تعریفی که از خود ارائه می‌دهد خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی مورد هدف قرار دهد و در راستای پیشگیری از آن و مقابله با آن فعالیت کند.

در فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» نیز شماره تماس مشاور خانه امن، دریچه امدادی بود برای ملیحه تا بتواند با صدای مردی روبه‌رو شود که بر خلاف اطرافیانش سعی می‌کرد با درک مشکل او، به او یاری برساند.

خانه امن اما تنها برای امثال ملیحه نیست و می‌تواند پناهگاه مشورتی برای دیگر آزاردیدگان نیز باشد؛ از جمله والدینی که نگران آینده کودکان خود هستند. والدینی که نمی‌خواهند کودکان‌شان تبدیل به مردانی مانند سیامک شوند.

دی
۷
۱۳۹۶
سوئد و حمایت از زنان خشونت‌دیده
دی ۷ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_245823847
image_pdfimage_print

Photo: Rolf_52/shutterstock.com

نعیمه دوستدار

یوزفین، معلم کلاس زبان سوئدی برای مهاجران، خاطرات زیادی از شاگردانش دارد که هر کدام به نوعی قربانی خشونت خانگی شده‌ بودند. او و همکارانش، بخشی از زمان خود را  صرف پیگیری این موارد و گزارش‌دهی به نهادهای مسوول می‌کنند؛ امری که برای جامعه سوئد یک مداخله مزاحم نیست و یک وظیفه شهروندی به حساب می‌آید.

 یوزفین می گوید تعداد موارد خشونت خانگی در میان مهاجران کم نیست و گاهی نتایج بدی هم دارد، چون اغلب این زنان به محض ورود از حق و حقوق خود آگاه نیستند و ممکن است سال‌ها تحت خشونت باقی بمانند. با این حال، یوزفین تایید می‌کند که مردان سوئدی هم از خشونت مبرا نیستند: «بقایای عادت به خشونت علیه زنان هنوز در آن‌ها هم پررنگ است اما فرقش این است که آن‌ها می‌دانند در صورت اعمال خشونت، سر و  کارشان با قانون است.»

کشورهای اسکاندیناوی به برابری حقوق زنان و مردان شهرت دارند اما برای بسیاری مطلع شدن از آمار خشونت خانگی در این کشورها تعجب‌انگیز است. کشور سوئد که خود را کشوری فمینیست می‌خواند، آمار قابل توجهی در خشونت علیه زنان دارد که بر اساس تحقیقات انجام شده، دلیل آن گزارش‌دهی گسترده زنان از موارد خشونت خانگی و گسترش شمول آزارهای خانگی نسبت به دیگر کشورهای اروپایی و جهان است.

 سال ۲۰۱۰ در سوئد، بیش از ۲۷۰۰۰ مورد خشونت علیه زنان بالای ۱۵ سال گزارش و ثبت شده است و به طور متوسط سالانه در حدود ۱۶ زن توسط مردی که با او روابط نزدیکی در گذشته داشته و یا اکنون دارد، به قتل می‌رسند.  تنها طی سال گذشته میلادی، ۳۵ هزار مورد خشونت گزارش شده است. این رقم انواع خشونت از جمله آزار کودکان را شامل می‌شود.

درباره تجربه کشورهای دیگر بخوانید:

امارات، ‌زنان بی‌پناه در برابر خشونت خانگی

حتی از الهه‌ها هم کاری بر نمی‌آید!

از سوختن تا سوزانده شدن

برای تحقق برابری جنسیتی و مقابله با خشونت خانگی، ۲۰ سال پیش سوئد اقدام به تصویب قانونی برای مبارزه با خشونت خانگی کرد. سال ۱۹۹۸ پارلمان سوئد، قانون مبارزه با خشونت علیه زنان را تصویب کرد که حاصل کار پنج ساله دو کمیته تحقیق درباره خشونت علیه زنان و سو استفاده جنسی از زنان در جامعه سوئد بود.

اکنون به دنبال سال‌ها تلاش فعالان مدنی، افشای خشونت خانگی دیگر به اندازه گذشته تابو نیست و زنان کمتری خشونت را سالیان سال پنهان می‌کنند. اداره پلیس نه تنها آزارگران خانگی را تحت تعقیب قرار می‌دهد، که پخش ویدئوهای افشا‌کننده بخشی از برنامه پلیس سوئد برای مبارزه با خشونت خانگی است.

پلیس اعلام کرده پخش این ویدئوهای افشاگر نتیجه‌بخش بوده است. به نظر مقامات پلیس، تعداد بالای گزارش‌های رسیده به پلیس از خشونت خانگی، این موضوع را نشان می‌دهد که خشونت خانگی دیگر یک مساله مخفی نیست.

هلن فورسبک، از هیات مدیره پلیس ملی سوئد، در مصاحبه‌ای گفته: «ابهامات زیادی در مورد تعداد این‌گونه شکایت‌ها وجود دارد، اما مسلم است که موارد گزارش‌شده خشونت علیه زنان در دهه اخیر افزایش داشته است. فکر می‌کنم این موضوع بیشتر به دلیل بالا رفتن آگاهی و حمایت در سطح ملی از قربانیان است.  زنان اکنون جرات می‌کنند به پلیس مراجعه و رسما شکایت کنند.»

بر اساس قانون مبارزه با خشونت خانگی سوئد، مردی که در یک رابطه نزدیک، زنی را مورد خشونت قرار دهد، به خاطر سلب شدید آسایش زن به مجازات محکوم خواهد شد. درمورد نزدیکان دیگر نیز، فردی که مرتکب خشونت شده به دلیل سلب آسایش، محکوم می شود. کسی که در یک رابطه نزدیک از خشونت استفاده می‌کند، می‌تواند به دلیل ضرب و شتم یا تهدید نیز محکوم شود.

در کشور سوئد، اغلب مراکز کمک‌های فوری به زنان توسط سازمان های غیر‌دولتی و با کمک افراد داوطلب، اداره می‌شوند و مراکز کمک‌های فوری به زنان و حتی دختران، در تمام کشور وجود دارد. درباره این مراکز می‌توان در این وب‌سایت اطلاعات بیشتری به دست آورد.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

بومی اما جهانی: مبارزه با خشونت علیه زنان

کودکانی که به دنیا نیامده قربانی‌اند

خشونت علیه دختران

اداره خدمات اجتماعی بیشترین مسوولیت را برای ارائه کمک به کودکان، زنان و مردانی که با خشونت از سوی نزدیکان زندگی می‌کنند، بر عهده دارد. کمون‌ها نیز مسوولند که به زنان و کودکانی  که مورد خشونت قرار گرفته‌اند، در خانه‌های امن پناه بدهند.

بر این اساس در بسیاری از کمون‌ها، دایره بحران وجود دارد که به زنان و کودکان خشونت‌دیده، کمک می‌کند. دایره بحران ویژه‌ای نیز وجود دارد که به مردان کمک می‌کند تا دست از خشونت بردارند. برای کسی که مورد تهدید و خشونت قرارگرفته و به کمک احتیاج دارد، تماس با خط تلفنی آسایش زنان راهگشاست. خط تلفنی آسایش زنان همیشه آزاد است و زنگ زدن به آن تلفن هزینه‌ای در بر ندارد. حتی لازم نیست که فرد هنگام تماس نام خود را بگوید و خود را معرفی کند. در وب‌سایت خط تلفنی آسایش زنان، اطلاعات مربوط به این موضوع به زبان‌های مختلف وجود دارد.

زنان در معرض خشونت می‌توانند به مرکز Terrafem (شماره تلفن: ۵۲۱۰۱۰ – ۰۲۰ ) نیز زنگ بزنند. کارکنان این مرکز به ۵۰ زبان خدمات ارائه می‌دهند. تماس با این مرکز در روزهای عادی هفته از ساعت ۸ تا ۱۷ ممکن است و تلفن این مرکز هم رایگان است. همچنین این امکان وجود دارد که فرد تماس‌گیرنده نام و شماره تلفن خود را بگذارد تا کارکنان Terrafem به او زنگ بزنند.

مرکز کمک‌های فوری به زنان (kvinnojour)، نیز سازمان دیگری است که کمک و پناه در اختیار زنان و کودکانی می‌گذارد که در روابط نزدیک مورد خشونت قرار گرفته‌اند.