صفحه اصلی  »  حمایت‌گری
image_pdfimage_print
دی
۱۴
۱۳۹۷
لزوم گزارش خشونت خانگی؛ از اخلاق تا قانون
دی ۱۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
Photo: 									everett225/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: everett225/depositphotos.com

معین خزائلی

«زن و شوهر دعوا کنند/ ابلهان باور کنند»، «چهار دیواری/ اختیاری» و «دعوا ناموسی است/ دخالت نکنید» …

این جمله‌ها و جملات دیگری از این دست، تنها اندک نشانه فرهنگی است که در آن واکنش در برابر مورد خشونت و آزار خانگی واقع شدن همسایه، فامیل یا حتی یک خانواده ناآشنا در خیابان، تابو تلقی شده و افراد به شدت از آن منع شده‌اند.

بر مبنای این تفکر، تمامی اتفاقات و جریانات داخل یک خانواده بین زوجین یا فرزندان و والدین، حتی خشونت و آزار، امری داخلی و خصوصی محسوب شده که دیگران حق دخالت در آن ندارند. به ویژه اگر خشونت واقع شده بین زوجین باشد که در آن صورت موضوع ناموسی بوده و هر گونه تلاش برای دخالت در آن، از تلاش برای حل مشکل تا نجات قربانی خشونت، خود گناهی نابخشودنی است.

تفکری که در آن شاهدان خشونت، عملا تبدیل به تماشاگرانی می‌شوند که برای توجیه عدم واکنش خود اقدام به سرزنش قربانی به دلیل عدم تلاش برای خروج از محیط و شرایط خشونت‌زا کرده و عدم مداخله خود را به عدم تمایل قربانی برای نجات گره می‌زنند. حال آنکه در حقیقت در بسیاری از موارد وقوع خشونت خانگی، عدم تلاش قربانی برای خروج از شرایط یا گزارش آن، نه به دلیل عدم تمایل او، بلکه به دلیل ناتوانی اوست.

بیشتر بخوانید:

حقوقی که از افراد دارای معلولیت دریغ می‌شود

عمرت را که داده‌ای، پولت را هم بده!

کودک همسری، داستان یک جنایت

در واقع ناتوانی قربانی برای نجات خود از شرایط موجود، به ویژه در زمانی که قربانی خشونت کودک یا سالمند باشد، خود نشان‌دهنده نیاز وافر او به مداخله و کمک دیگران دارد.

در چنین شرایطی، در حالی که آمارها نشان از افزایش ۲۰ درصدی خشونت خانگی در ایران می‌دهد (۱)، تنها کمتر از ۳۵ درصد از این خشونت‌ها گزارش شده و در نتیجه تنها کمتر از ۳۵ درصد از قربانیان امکان دریافت کمک‌های حمایتی و نجات از بحران برایشان فراهم می‌شود. ضمن اینکه اساسا بیشترین قربانیان خشونت خانگی در ایران (۴۰ درصد) کودکانی هستند که با توجه به صغر سنی، خود به هیچ‌ وجه امکان ایجاد شرایطی برای نجات خود را ندارند.

در چنین شرایطی است که دخالت در موارد وقوع خشونت خانگی به نفع قربانی و تلاش برای نجات او و در واقع گزارش خشونت واقع شده به مقامات، اقدامی ضروری و واجب بوده و در حقیقت عدم انجام آن امری مذموم و ناپسند به شمار می‌رود.

مسئولیت قانونی گزارش جرم

به طور کلی الزام به گزارش موارد وقوع جرم فاحش، جدای از یک وظیفه اخلاقی و اجتماعی، در بسیاری از جوامع یک وظیفه شهروندی محسوب می‌شود که افراد بر اساس تعهدات شهروندی خود ملزم به انجام آن هستند.

از این منظر، حقوق شهروندی افراد در جامعه ایجاب می‌کند به منظور حمایت از نظم و امنیت آن، کمک به یکدیگر و نیز لزوم مشارکت مردم در مبارزه با جرم و ناهنجاری‌های اجتماعی، تک تک افراد نسبت به جرم و خشونت بی‌تفاوت نبوده و برای مبارزه بهتر با آنها و در راستای ممانعت از ارتکاب جرم و نیز سهولت در پیگرد قضایی مجرم و مجازات مجرم، دست‌کم در صورت مشاهده وقوع جرم آن را گزارش کنند.

در همین زمینه برخی کشورها پا را از این نیز فراتر گذاشته و این الزام اخلاقی و شهروندی را تبدیل به الزامی قانونی همراه با مسئولیت و ضمانت اجرا کرده‌اند.

به عنوان مثال در فرانسه، بر اساس قانونی که از سال ۱۹۴۱ در این کشور اجرا می‌شود، گزارش وقوع جرایم خشن و جدی، الزامی قانونی بوده که ترک آن سبب ایجاد مسئولیت کیفری برای افراد خواهد شد و بر اساس آن فرد خاطی حتی ممکن است علاوه بر جریمه نقدی، به حبس تا سه سال محکوم شود.

همچنین بر اساس ماده ۲۲۳ قانون کیفری این کشور، اساسا خودداری از کمک به دیگران در مواردی که نیاز به کمک فوری بوده و شخص نیز توان و امکان رساندن کمک را داشته باشد، ممنوع است و افراد در صورت ارتکاب، دارای مسئولیت قانونی خواهند بود.

خودداری از کمک به دیگران در موارد وقوع تصادفات رانندگی و عدم گزارش سانحه به پلیس در کشورهای حوزه اسکاندیناوی نیز جرم بوده و مرتکب آن با جریمه و مجازات‌های دیگر روبه‌رو خواهد شد.

در ایران اما از منظر قانونی، قوانین موضوعه جمهوری اسلامی در زمینه الزام به گزارش جرم در مورد افراد عادی ساکت بوده و تنها در موادی محدود (ماده ۳ و ۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری، الزام به گزارش جرایم مربوط به اختلاس و ارتشاء، ماده ۲۰ قانون شکار، ماده ۲۵ قانون مبارزه با مواد مخدر) بر الزام مقامات دولتی (نیروهای نظامی و انتظامی، کارمندان دولت، پزشکان و …) آن هم در موارد مشخص تاکید کرده است.

از این رو بر اساس قوانین فعلی ایران هیچ الزام قانونی‌ای برای گزارش موارد وقوع جرم برای افراد وجود نداشته و در صورت عدم انجام آن نیز هیچگونه مسئولیتی متوجه افراد نخواهد بود.

مسئولیت قانونی گزارش خشونت خانگی

طبیعت پنهانی و پتانسیل مخفی خشونت خانگی به عنوان نوعی از اِعمال خشونت در جامعه، سبب شده است الزام به گزارش موارد وقوع آن، به ویژه در زمان‌هایی که قربانی کودک یا سالمند باشد، تبدیل به قانونی همراه با مسئولیت‌های قانونی برای افراد شود.

در فرانسه بر اساس مواد ۴۳۲، ۴۳۳ و ۴۳۴ قانون کیفری جدید این کشور بر لزوم گزارش موارد خشونت خانگی به جد تاکید شده است. ضمن اینکه الزام به گزارش موارد وقوع کودک آزاری و خشونت خانگی علیه کودکان در زمره الزام به گزارش موارد وقوع قتل در نظر گرفته شده و در صورت اثبات مشاهده وقوع آن توسط فردی و عدم گزارشش، فرد مورد نظر با قاطعیت تحت پیگرد قضایی قرار خواهد گرفت که تا سه سال زندان در انتظارش خواهد بود.

در مورد خشونت علیه سالمندان و سالمند آزاری نیز تقریبا رویه مشابهی حاکم بوده و بر لزوم گزارش وقوع آن به شدت تاکید شده است.

از این منظر در این قانون از کودکان و سالمندان به عنوان افرادی یاد شده که «بالقوه آسیب‌پذیر» بوده و به حمایت‌های ویژه اجتماعی نیاز دارند.

در کانادا، اگرچه شاهدان وقوع خشونت خانگی الزامی به گزارش جرم به پلیس ندارند، اما در صورت خواست دادگاه مبنی بر حضور در آن برای ادای شهادت، به صورت قانونی ملزم به انجام بوده و در صورت استنکاف از آن با پیگرد قضایی روبه‌رو خواهند شد.

همچنین با وجود عدم الزام قانونی، پلیس این کشور در کتابچه‌های آموزشی خود به طور جدی از شهروندان خواسته تا موارد وقوع خشونت خانگی در همسایگی خود را حتما به پلیس گزارش کنند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

در عین حال اما در کانادا نیز گزارش وقوع خشونت علیه کودکان زیر ۱۶ سال الزامی بوده و عدم اجرای آن همراه با مسئولیت قانونی است.

در آمریکا، بریتانیا، استرالیا و قریب به اکثریت کشورهای اتحادیه اروپا نیز اگرچه گزارش موارد وقوع خشونت خانگی برای تمامی افراد جامعه همراه با الزام قانونی نیست، اما انجام آن برای پزشکان، پرستاران، بهیاران، مددکاران اجتماعی، کارکنان سازمان‌های حمایتی اجتماعی و بیمه، الزامی و اجباری است؛ حتی اگر قربانی با انجام آن مخالفت کرده یا تمایلی برای دریافت کمک نشان ندهد.

در این کشورها همچنین صرف وجود شک مبنی بر وقوع خشونت خانگی برای وجود الزام قانونی کافی بوده و نیازی به شواهد متقن یا مشاهده عین وقوع خشونت نیست.

در ایران اما با توجه به همان اصل کلی عدم الزام قانونی در گزارش موارد وقوع جرم، افراد همچنان هیچ مسئولیتی در قبال گزارش موارد وقوع خشونت خانگی ندارند. به علاوه اینکه اساسا هیچ مسئولیتی نیز برای پزشکان یا کارکنان بیمارستان‌ها و مراکز حمایتی مبنی بر گزارش وقوع خشونت خانگی با توجه به قوانین فعلی و در حال اجرا تعریف نشده است.

الزام به گزارش خشونت خانگی؛ مقاومت شورای نگهبان در برابر اصرار مجلس

افزایش چشمگیر موارد وقوع خشونت خانگی در ایران در سال‌های اخیر و نیز رویکرد جامعه جهانی در زمینه مبارزه با آن، قانونگذار ایرانی را نیز سرانجام بر آن داشت تا با تصویب قوانینی مرتبط با این موضوع (قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان و لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت) بر لزوم گزارش موارد وقوع آن تاکید کرده و عدم گزارش آن را توسط افراد، با مسئولیت قانونی و کیفری همراه کند (مواد ۳۷ و ۳۸ لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت و ماده ۱۷ قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان).

با وجود این اما مقاومت گسترده و شدید نهادهای پر قدرت دینی و سنتی در ایران به ویژه شورای نگهبان در برابر این قوانین سبب شده است تا به حال هیچ‌کدام از این قوانین به مرحله اجرا نرسند.

این مقاومت در برابر لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت به حدی است که سبب شده این لایحه همچنان در مجلس ایران مورد رسیدگی قرار نگیرد و مسکوت بماند.

از سوی دیگر، در حالی که یکی از اصلی‌ترین پیامدهای عملی تاکید قانون بر لزوم گزارش جرم، نشان دادن اهمیت آن جرم از سوی قانونگذار در جامعه و جدیت مبارزه با آن است، عدم تاکید قانونگذار بر لزوم گزارش موارد خشونت خانگی به ویژه در ساختار مردسالارانه جامعه ایران، موجب بی‌توجهی عمومی به قربانیان این نوع از خشونت شده است. ضمن اینکه اساسا مبارزه با خشونت خانگی و کمک به قربانیان آن به دلیل ماهیت مخفی و پنهان آن، بدون مشارکت و همکاری افراد جامعه در شناسایی قربانیان و متجاوزان کاری سخت و طاقت‌فرسا خواهد بود. از این رو دست‌کم تصویب دو ماده واحده مجزا در زمینه خشونت خانگی به منظور الزامی کردن گزارش موارد وقوع آن در شرایط فعلی لازم و ضروری به نظر می‌رسد. موادی که تا زمان تایید احتمالی قوانین اشاره شده از سوی شورای نگهبان و اجرایی شدن آنها، می‌تواند در شرایط فعلی کمک شایانی به فعالان، کنشگران و سازمان‌های فعال در زمینه مبارزه با خشونت خانگی کند.

–         پانویس:

۱. رضا جعفری سدهی، رییس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی ایران، اردیبهشت ماه سال جاری خبر از افزایش ۲۰ درصدی موارد وقوع خشونت خانگی در ایران داده بود.

آذر
۲۹
۱۳۹۷
حمایت‌گران چگونه قانون را به نفع زنان عوض می‌کنند؟
آذر ۲۹ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Sofia, Bulgaria - October 19, 2015: Young boy is enjoying more than a thousand pink balloons prepared to be released in memory of every woman died from breast cancer last year.
image_pdfimage_print

Photo: Belish/depositphotos.com

باران خسروی

در بسیاری از جوامع، قوانین توانسته‌اند نقش مهمی در کم‌رنگ‌ کردن خشونت و پررنگ کردن امنیت خشونت‌دیدگان داشته باشند. با تصویب قانون‌های منع خشونت علیه زنان، فراهم آوردن سیستم‌های حمایتی و پیوستن به کنوانسیون‌های منع خشونت علیه زنان، بسیاری از این جوامع توانسته‌اند دستگاه‌ها و راه‌کارهایی را برای حمایت از خشونت‌دیدگان راه‌اندازی کنند. متاسفانه اما ایران جزو کشورهایی است که پیوستن به کنوانسیون منع خشونت علیه زنان را رد کرده است.

از سوی دیگر تلاش‌های فعالان زنان برای تصویب قوانین حمایت از خشونت‌دیدگان، پیوسته هزینه‌های زیادی برای آنان داشته است؛ گرچه یکی از دستاوردهای خوبی که بدون شک نادیده گرفتن نقش جامعه مدنی در به وجود آمدن آن منصفانه نیست، بحث لایحه «تامین امنیت زنان در برابر خشونت» است.

این لایحه در سال ۱۳۹۵ در دولت اول حسن روحانی  و از سوی «معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری» تدوین شد و شهیندخت مولاوردی، معاون سابق امور زنان و خانواده رئیس جمهوری، آن را به‌عنوان مهم‌ترین لایحه مربوط به حوزه زنان معرفی کرده است.

اما از زمان تدوین، این لایحه همواره با مخالفت برخی اصول‌گرایان و تندروها مواجه بوده است و تاکنون راه‌های زیادی رفته و در پیچ و خم‌های دولتی گوناگون اعم از هیات وزیران و قوه قضاییه، بارها مسکوت گذاشته شده است.

بیشتر بخوانید:

حمایت‌گران مراقب خودشان باشند

نقش استراتژی در حمایت‌گری و خشونت خانگی

چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم

این روزها خبر این است که لایحه تامین امنیت زنان وارد مرحله نهایی خود شده است و از تمامی مراجعی که باید در مورد این لایحه نظر می‌داده‌اند گذشته و اصلاحات و ویرایش‌هایش انجام شده است. گرچه خبرها حاکی از آن است که بعد از اصلاحات و ویرایش‌های فراوان، نگاه جنسیتی از این لایحه گرفته شده، اما به هر حال به نظر می‌رسد اگر این لایحه تصویب شود گام رو به جلویی در حوزه محو خشونت علیه زنان برداشته خواهد شد.

فرد یا افراد علاقه‌مند به عنوان حمایت‌گر یا گروهی از حمایت‌گران می‌توانند نقشی مهم و کلیدی در تسریع تصویب این لایحه داشته باشند: اول این‌که با نوع فعالیت خود می‌توانند توجه همگانی را در این مورد بالا ببرند و دوم این‌که با روش‌های حمایت‌گر گروهی ممکن است بتوانند به تصویب لایحه سرعت بخشند.

اما در نظر داشته باشید در جوامع بسته که انتخاب نمایندگان بر اساس اصول دموکراسی انجام نمی‌شود و قوانین موجود به نفع زنان نیست و تبعیض‌آمیز است، تغییر قوانین بسیار سخت‌تر است. البته این امر غیرممکن نیست ولی نیاز به استفاده از روش‌ها و الگوهای متفاوت‌تر یا خلاقانه‌تری دارد؛ در عین‌ حال که در همه این موارد رعایت امنیت حرف اول را می‌زند.

در اینجا به چند روش که در مسیر حمایت‌گری می‌تواند به تسریع تصویب لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت کمک کند، اشاره می‌شود:

  • یادگیری از روش گذشتگان: یادمان نرود در تاریخ این اولین بار نیست که حمایت‌گران می‌خواهند قانون مهمی را به تصویب برسانند. خواندن و یادگیری از راه‌ها و روش‌هایی که فعالان زنان و حمایت‌گران در گذشته، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران پیموده‌اند، می‌تواند روشنگر خوبی در این مسیر باشد.
  • تبادل نظر: به احتمال زیاد گروه حمایت‌گری شما تنها گروه موجود خواهان تغییر نیست. بنابراین در نظر بگیرید اگر هسته اصلی گروه شما در تهران فعالیت می‌کند، حتما با گروه‌ها و فعالان زنان در دیگر شهرهای ایران ارتباط برقرار کنید. صرف این‌که حوادث سیاسی بیشتری در تهران رخ می‌دهد نباید باعث شود قدرت حمایت‌گران شهرهای دیگر نادیده گرفته شود. از فعالان زنان و گروه‌های دیگر بخواهید با نمایندگان یا گروه‌های تاثیرگذار و قدرتمند در شهرهای دیگر ارتباط بگیرند و با هم تبادل نظر کنند.
  • شناسایی عناصر قدرت، ذینفعان و تاثیرگذاران: یکی از مهم‌ترین اهداف شما باید شناسایی چهره‌ها و افرادی باشد که قدرت تاثیرگذاری زیادی در تسریع رسیدگی به این لایحه دارند. این افراد ممکن است در میان نمایندگان یا در سمت‌های بالای دولتی باشند یا ممکن است هیچ‌ ربطی به سیاست نداشته باشند و تنها چهره‌ای مطرح و مردمی باشند که می‌توانند روی سطح افکار جامعه و روی همراهی مردم تاثیر بگذارند. مثلا یک چهره سیاسی قدیمی محبوب یا یک چهره هنری محبوب یا هر فرد خاص دیگر. مهم در این‌جا قدرت مشروعیت، کاریزما و تاثیرگذاری است.
  • کمپین‌سازی: کمپین یک تلاش سازمان‌ یافته‌ است که به سمت هدف مشخصی حرکت می‌کند و معمولا دنبال تأثیرگذاری بر روند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری یا تغییر یک موضوع یا بحران اجتماعی است. در واقع کمپین یا کارزار یک فعالیت فراگیر هدفمند است که در یک بازه زمانی مشخص اجرا می‌شود. درباره این لایحه می‌توان کمپین مشخصی به راه انداخت. مهم این است که بتوان با انتخاب اسم مناسب برای آن، پیام درست آن را همگانی کرد تا علاقه‌مندان به آن بپیوندند.
  • آموزش: یکی از اهداف کمپین‌ها و از اهداف مهم حمایت‌گری بالا بردن آگاهی عمومی است که این امر بدون در نظر گرفتن عنصر آموزش امکان‌پذیر نیست. فراموش نشود که دانش قدرت است و انتقال این قدرت می‌تواند ابزار قدرتمندی برای شما باشد.

آموزش می‌تواند از خود و گروه خود شروع شود: مدام بخوانید و یاد بگیرید تا بتوانید برای هر نوع سـوال یا تغییر استراتژی آماده باشید. سعی کنید در طول مسیر حمایت‌گری، عموم را هم آموزش دهید. مثال می‌تواند روش کاری کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز باشد. ممکن است بگویید که آموزش نیازمند زمان و درگیری افراد است. باید بدانیم که در حمایت‌گری ما باید همواره دنبال روش‌های خلاقانه آموزش باشیم و جنبه و نگاه سنتی به آموزش را از یاد ببریم. شما حتی گاهی با یک توییت ساده می‌توانید دیگران را آموزش دهید یا مثلا وقتی با نمایندگان صحبت می‌کنید باید در تلاش باشید که تنها هدفتان لابی کردن نباشد و سعی کنید در عین حال درصدد آموزش نمایندگان در خصوص مواردی باشید که از آن آگاه نیستند. اگر در حال جمع‌آوری امضا هستید سعی کنید حتی شده به صورت کوتاه برای افراد وقت بگذارید و در مورد تاثیر تصویب لایحه، آموزش دهید.

  • نوشتن: ‌سعی کنید در وب‌سایت‌هایی که دسترسی دارید یا در شبکه‌های اجتماعی خود درباره اهمیت تصویب این لایحه بنویسید و در این باره مطالب آموزشی منتشر کنید. مطالب شما می‌تواند مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با افراد متخصص، تجربیات دیگر کشورها یا خبرهای روند تصویب لایحه باشد.
  • لابی با نمایندگان: ارتباط با نمایندگان شاید یکی از مهم‌ترین حرکت‌های شما باشد. شاید فکر کردن به تغییر قوانین از راه لابی کردن با نمایندگانی که منتخب ما نیستند و به لحاظ روش کاری و ایده بسیار دور از ما به نظر می‌رسند، گاهی مشکل و گاهی نشدنی به نظر برسد، اما واقعیت این است که لابی کردن همیشه یکی از روش‌های مورد اعتماد و موثر بوده، اگرچه گاهی به نتیجه می‌رسد و گاهی به نتیجه نمی‌رسد که اگر به نتیجه برسد، احتمال این‌که تغییر سریع‌تر و راحت‌تر صورت بگیرد، وجود دارد.

به هر حال تمام نمایندگان دید یکسانی درباره این موضوع ندارند. سعی‌ کنید وقت اصلی خود را روی نمایندگانی بگذارید که با شما موافق هستند و از آن‌ها بخواهید که با نمایندگان دیگر ارتباط بگیرند، مخصوصا کسانی که ممتنع هستند و شما به صورت دقیق نمی‌دانید در کجا ایستاده‌اند. شما می‌توانید از نمایندگان موافق مشورت بگیرید و ببینید چگونه ممکن است بتوانید ارتباط بهتری  با مخالفان برقرار کنید.

خود شما هم می‌توانید با آن‌ها قرار ملاقات بگذارید و مخصوصا اگر نماینده شهر شما هستند،‌ شاید راحت‌تر بتوانید از این نکته استفاده کنید که برای مردم شهر شما این موضوع مهم است.

در نظر بگیرید که لابی کردن یک مهارت است و نیازمند یادگیری فن گوش‌ دادن و مکالمه سازنده. اگر شما فکر می‌کنید این مهارت را ندارید و ممکن است در طول مکالمه عصبانی شوید یا فضا را ترک کنید، سعی کنید افرادی را در گروه خود انتخاب کنید که هم به لابی‌ کردن معتقد هستند و هم مهارت لازم را در این زمینه دارند. لابی گاهی می‌تواند از طریق گروه‌های دیگر نیز باشد که مورد تایید شما هستند.

  • تقویت مهارتهای ارتباطی: در حمایت‌گری تقویت مهارت‌های ارتباطی بسیار مهم است، مخصوصا در مورد همراه کردن مخالفان. مثلا در صحبت با نمایندگان، مهارت‌های ارتباطی و مکالمه خیلی مهم است. شما نمی‌خواهید از زبان آن‌ها برای مکالمه استفاده کنید و در عین حال هم نمی‌خواهید از زبانی استفاده کنید که بسیار از زبان آن‌ها دور است. سعی کنید از قابل فهم‌ترین و ساده‌ترین ادبیات، با پشتوانه ارقام و آمار واقعی استفاده کنید.
  • ایجاد حس همدردی: همدردی ابزاری بسیار قوی‌ست و ایجاد آن می‌تواند با قرار دادن مخالفان در موقعیت خشونت‌دیدگان، برانگیخته شود. فرقی نمی‌کند که طرف مخالف ما مرد باشد یا زن. سعی کنید به آن‌ها نشان دهید چگونه تصویب این لایحه می‌تواند زندگی آن‌ها را به صورت مثبت مورد هدف قرار دهد. مثلا اگر در حین صحبت با مخالفی با خنده و تمسخر او رو‌به‌رو شدید و از جمله کلیشه‌ای «این قانون ضد مردان است» استفاده شد، به او یادآوری کنید که این قانون می‌تواند چه نقشی در راستای حقوق فرزندان، مخصوصا دختران داشته باشد.
  • پیامک، تماس تلفنی و ایمیل زدن: قطعا دسترسی و دیدار با نمایندگان برای همه مقدور نیست، اما پیامک زدن یا تماس تلفنی می‌تواند برای همه راحت باشد. به دفتر نماینده خود زنگ بزنید و اگر جواب ندادند، برای آن‌ها پیغام بگذارید و درخواست خودتان را به صورت شفاف مطرح کنید.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سعی کنید پیام شما مشخص باشد و از گذاشتن پیام بلند خودداری کنید. گاهی تماس تلفنی سخت است و تکست زدن راحت‌تر. سعی کنید متن کوتاهی آماده کنید و به نماینده‌‌تان یا نماینده‌های دیگر و افراد مسئول پیامک بزنید.

یکی از کارهای کمپین شما می‌تواند پیدا کردن شماره نمایندگان باشد. در یک فراخوان همگانی از عموم افراد جامعه بخواهید همراه شما شوند و با نمایندگان تماس بگیرند. ایمیل زدن هم به همین روش می‌تواند به شما کمک کند.

  • جمع کردن امضا: طومار نویسی و بیانیه‌ نویسی همواره در طول فعالیت‌های حمایت‌گری مورد توجه بوده است. خوب است اگر بتوانید بیانیه‌ای با لغات قدرتمند و قابل فهم برای همگان بنویسید و همچنین بتوانید امضاهای زیادی از گروه‌های مختلف داشته باشید. در بیشتر بیانیه‌ها وقتی عدد به میلیون می‌رسد می‌تواند توجه جهانی به خود جلب کند.
  • نقش روزنامهنگاران: بدون شک در کشورهای بسته که روزنامه‌ها توان و آزادی بیان زیادی ندارند، دست‌یابی به روزنامه یا رسانه‌ای که درخواست شما را منعکس کند، سخت است اما، یکی از بهترین روش‌ها ارتباط با روزنامه‌نگارانی است که حساسیت جنسیتی دارند و سال‌هاست در این حوزه قلم می‌زنند. اگر این روزنامه‌نگاران فعال هستند می‌توانید از آن‌ها بخواهید در این‌ مورد بنویسند یا با نمایندگان مصاحبه کنند یا کمپین شما را پوشش بدهند. اگر روزنامه‌نگاران قبلا فعالیت داشته‌اند، می‌توان از آن‌ها خواست از شبکه خود استفاده کنند و زمینه ارتباط شما با دیگر همکارانشان را فراهم آورند. فراموش نکنید بسیاری از فعالان زنان سابق یا کنونی و بسیاری از حمایت‌گران زنان، شغلشان روزنامه‌نگاری است و آن‌ها می‌توانند گروه‌های همبستگی قوی‌ای باشند.
  • شبکه‌های اجتماعی: استفاده از شبکه‌های اجتماعی یکی از قدرتمندترین روش‌های اطلاع‌رسانی است و شما می‌توانید خود رسانه خود باشید. این روزها طوفان‌های توئیتری قدرت زیادی در همگانی کردن پیام شما دارند. مخصوصا که بیشتر مسئولان کشور هم در شبکه‌های اجتماعی مثل توئیتر فعال هستند. شما می‌توانید خواست همگانی خود را در باب تصویب این قانون به صورت هشتگ در آورید و از عموم بخواهید در ساعت مشخص یا در روزی مشخص در به اشتراک گذاشتن این هشتگ کمک کنند.

قطعا هشتگ‌ها و پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی به تنهایی نمی‌توانند موثر باشند اما می‌توانند بخش کوچکی را مورد هدف قرار دهند.

باید توجه داشته باشیم قدرت هشتگ‌ها زمانی در آموزش تاثیرگذار است که افراد به صورت سرسری تنها به اشتراک‌گذاری نپردازند و شروع به تحقیق و کنکاش درباره موضوع کنند یا پشت آن هشتگ داستان قوی و تاثیرگذاری وجود داشته باشد تا بتواند توجه عمومی زیادی را جلب کند.

  • حمایت گرفتن از جامعه جهانی: همزمان با کمپین‌های داخلی می‌توانیم از افراد و گروه‌های فعال زنان یا حمایت‌گران دیگر کشورها بخواهیم در همرسانی درخواست تصویب به ما کمک کنند. گاهی پیام جامعه زنان مسلمان دنیا ممکن است اثری بیشتر از پیام داخلی داشته باشد. برخی سازمان‌های بین‌المللی نیز قدرت بیشتری در پیام‌رسانی دارند و گاهی می‌توان با گروه‌های مهم و تاثیرگذار داخلی و خارجی لابی کرد.
  • تبدیل تهدیدها به فرصت: در نهایت همیشه به خاطر داشته باشید برای مخالفت آماده باشید و از تهدیدهای پیش آمده به عنوان فرصت استفاده کنید. به عنوان مثال مخالفت یک نماینده شاید برای کمپین شما بد هم نباشد تا با پررنگ کردن جنبه‌های منفی پیام مخالف، به نتیجه مطلوب‌تری برسید.

فهرست منابع:

منبع اول

منبع دوم

منبع سوم

آذر
۱۷
۱۳۹۷
حمایت‌گران مراقب خودشان باشند
آذر ۱۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
,
Photo: 					piotr_marcinsk/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: piotr_marcinsk/depositphotos.com

باران خسروی

پدر و مادرها، معلم‌ها، پرستاران، پزشکان، مشاوران، مددکاران اجتماعی و هر گونه فعالیت کاری و حرفه‌ای دیگری که به نوعی افراد را درگیر ارتباط با مردم و شنیدن داستان‌های آن‌ها می‌کند، جزو مشاغل سخت و طاقت‌فرسا محسوب می‌شوند.

 به همین منظور همیشه در این نوع شغل‌ها توصیه می‌شود افراد در روند مراقبت و توجه به دیگران، مراقبت و توجه به خود (Self Care) را هم فراموش نکنند. حتی بعضی سازمان‌ها به این منظور برای کارمندان خود تسهیلاتی خاص در نظر می‌گیرند: مثل مرخصی گرفتن مخصوص مراقبت از خود (Self Care Day) یا مرخصی سلامت روان (Mental Health Day)، یا در اختیار قرار دادن مشاور در سازمان‌های بزرگ برای کارمندان یا پرداخت هزینه مشاورو روا‌‌ن‌شناس به‌عنوان جزوی از هزینه بیمه کارمندان.

بیشتر بخوانید:

نقش استراتژی در حمایت‌گری و خشونت خانگی

اگر هشتگ‌ها منجر به تغییر اجتماعی نشوند

چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم

حمایت‌گری (Advocacy) از خشونت‌دیده جنس کاری شبیه به این مشاغل دارد، مخصوصاً اگر حمایت‌گری حرفه تخصصی شما باشد و شما به دلیل حرفه‌ای بیشتر اوقات روز یا شب را درگیر حمایت‌گری از خشونت‌دیدگان باشید، مثل شغل مددکاری اجتماعی، مشاوره، کسانی که در خانه‌های امن کار می‌کنند، پاسخ‌دهندگان تماس‌های اضطراری خشونت یا کسانی که در سازمان‌های حفاظت از منافع خشونت‌دیدگان به صورتی مشغول کار هستند. به دلیل جنس کار، حمایت‌گران (Advocates) می‌توانند به‌راحتی دچار فرسودگی شغلی (Burn Out) و استرس آسیب‌زای ثانویه* (Secondary Trauma Stress) شوند و در نهایت هر دو این‌ها می‌تواند منجر به عوارض جانبی غیرمتعارف مانند کاهش فعالیت مفید، احساس گناه یا بی‌کفایتی، کابوس، افزایش احساس ناامیدی، پارانویا، اختلال استرس پس از آسیب روانی (PTSD) و ارتباط‌‌گریزی از خانواده یا دوستان یا هزاران مشکل دیگر شود.

کلید اجتناب از این عوارض جانبی منفی (به غیر از ترک کار یا بی‌خیالی و رفتن به یک جزیره خوش آب و هوا) منوط به توجه جدی به استراتژی‌های مراقبت از خود است.

در اینجا چندین راه برای شروع مراقبت از خود معرفی‌ می‌شود:

نشانه‌های فرسودگی شغلی را شناسایی کنید

خستگی و انفجار از نشانه‌های آشکار فرسودگی شغلی است اما نشانه‌های ظریف‌تری نیز وجود دارد که باید نسبت به آن‌ها حساس بود. یکی حس حساسیت است، احساس این‌که بدون تو، همه‌ چیز از بین می‌رود. در نتیجه حواس شما همیشه سمت کار است.

از نشانه‌های دیگر احساس نومیدی است، احساس این‌که هر چه انجام می‌دهید بی‌فایده است. به احساسات مختلف اهمیت بدهید و بدانید که این احساسات می‌توانند نشانه‌هایی از فرسودگی بالقوه باشند.

در مورد استرس آسیب‌زای ثانویه آموزش ببینید

از متخصصان در خصوص این موضوع بپرسید و آموزش لازم را در این زمینه ببینید تا بتوانید آن را بهتر درک کنید و علائم آن را در خود و همکاران خود تشخیص دهید.

عامل و باعث یادآوری تراما (Trigger) را شناسایی کنید

اگر شما حمایت‌گر یا خشونت دیده هستید، صحبت کردن با دیگر خشونت‌دیدگان و شنیدن داستان‌های آن‌ها می‌تواند یک عامل یادآوری و ایجادگر تراما باشد. با یادگیری برخی از تکنیک‌های پایه‌ای در مهارت و کنترل ذهن، از مرور خاطرات و ایجاد دوباره تراما جلوگیری کنید.

با همکاران خود صحبت کنید

احساسات خود را به اشتراک بگذارید. همکاران شما ممکن است بینش مفید‌تری داشته باشند چرا که ممکن است تجربه‌ای شبیه دوره شما را سپری کرده باشند. بپرسید آن‌ها در این موقعیت چه می‌کنند. در نظر داشته باشید که گاهی نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم واقعاً صحبت‌های چه کسی ممکن است مفید باشد. در نتیجه سعی کنید با ذهن و قلب باز به دیگران گوش دهید.

دوستانی خارج از محیط کار داشته باشید

همکاران نباید تنها دوستان شما باشند. همیشه دوستانی خارج از حوزه کار داشته باشید و در حوزه‌های دیگر زندگی با آن‌ها معاشرت کنید تا به زندگی خود تعادل ببخشید.

برای آموزش حمایت‌گری ثبت‌نام کنید

حمایت‌گران جوان نسبت به حمایت‌گران قدیمی ممکن است بیشتر فرسودگی شغلی و استرس آسیب‌زای ثانویه را تجربه کنند. دلیل این امر می‌تواند این باشد که حمایت‌گران با تجربه‌تر، دانش و منابع بیشتری برای تکیه‌ بر کار خود دارند. ارتباطات خود را گسترش دهید و هر زمان که می‌توانید به آموزش خود ادامه دهید؛ مخصوصاً آموزش حمایت‌گری.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

مرور پرونده

از مدیران و مسئولان خود بخواهید پرونده‌های کار خودشان با خشونت‌دیده‌ها را با شما در میان بگذارند تا بتوانید یاد بگیرید که آن‌ها در چه مسیری پیش رفته‌اند و چه‌طور ممکن است در آینده به چالش برخورد کنید. از آن‌ها بپرسید که آن‌ها در موقعیت‌های دشوار چه کرده‌اند و برای مراقبت از خود چه توصیه‌ای دارند.

تنظیم انتظارات

همان‌طور که می‌دانید، شما قادر به کمک به همه نیستید. گاهی برخی خشونت‌دیدگان آماده کمک گرفتن نیستند و گاهی اوقات شرایط فراتر از کنترل است و نتیجه ایده‌آل را از دسترس شما خارج می‌کند. استانداردهای بیش از اندازه و غیرمعمول نداشته باشید و بدانید که کجا این استاندارد بالاتر از حد انتظار است و باید از آن عبور کرد.

مرزها را معین کنید

حمایت‌گری کار شماست -شاید اشتیاق شما- اما زندگی شما نیست. یک برنامه «بدون ایمیل پس از هفت روز» برای خود بسازید، گوشی خود را در تعطیلات آخر هفته در ارتباط با کار چک نکنید، خبرهای ناراحت‌کننده را در آخر هفته نخوانید و هر کاری لازم است انجام دهید تا یک زندگی بیرون از کار برای خود داشته باشید.

به یک گروه پشتیبانی بپیوندید

از همسالان خود یاد بگیرید و مکانیسم‌های مقابله با مشکلات را در جلسات گروهی با هم مبادله کنید.

با یک درمانگر صحبت کنید

حمایت‌گران بیشتر شاهد رنج‌ها در جامعه هستند. گوش دادن به افرادی که مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته‌اند یا آن را سال‌ها قبل تجربه کرده و هرگز به کسی نگفته‌اند کار ساده‌ای نیست. اگر از شنیدن روایت آدم‌ها دچار اضطراب، افسردگی یا اختلال استرس می‌شوید، حتماً به دنبال گرفتن مشاوره حرفه‌ای باشید.

برای ناهار بیرون بروید

حداقل یک‌بار در روز از دفتر یا فضای کار خود خارج شوید، در خارج از منزل یا محل کار غذا بخورید یا ساعات ناهار قدم بزنید.

ورزش را فراموش نکنید

ورزش استرس زدای بی‌نظیری است که هم به بدن و هم به ذهن شما کمک می‌کند.

خلاق باشید

خود را از طریق نوشتن، نقاشی کردن یا هر گونه تلاش هنری الهام گرفته، سرگرم و خالی کنید.

روح خود را تغذیه کنید

با چیزی بیشتر از خودتان ارتباط برقرار کنید. گاهی رفتن به مسجد، کلیسا یا اماکن مذهبی ممکن است به شما کمک کند. برای گروهی رفتن به یوگا و انجام مدیتیشن کمک می‌کند و گروهی با رفتن به طبیعت ارتباط برقرار می‌کنند و بدین‌ وسیله سعی می‌کنند به لحاظ روحی و فکری به خود برسند.

راهنمای کار دیگران شوید

شاید کار کردن با حمایت‌گران جدید و زیر بال گرفتن آن‌ها مثل کار اضافی به نظر برسد، اما در ذهن داشته باشید، آن‌ها در کار متخصص خواهند شد و آن‌وقت می‌توانند به شما کمک کنند و از حجم کار شما کم کنند.

یادآوری خاطرات خوب

یک مجموعه از کارت‌های تبریک از همکاران یا کارت‌های تشکر خشونت‌دیدگان داشته باشید. داستان‌های موفقیت‌آمیز خود را جایی بنویسید و هر وقت ناامید شدید سراغ آن‌ها بروید.

ساخت جعبه کمک به خود و یادگیری تکنیک‌های ساده مهار استرس

جعبه کمک به خود، مجموعه‌ای از استراتژی‌هایی است که شما برای مقابله با خواسته‌های سنگین کار خود دارید. این ابزار برای هر کسی متفاوت است و حتی ممکن است در طول زمان برای یک فرد تغییر کند. در یک وضعیت استرس‌زا، شما می‌توانید در عرض چند ثانیه با انجام چند کار کوچک به مهار استرس خود کمک کنید ( فشار دادن یک توپ، دوش آب گرم گرفتن، نفس عمیق کشیدن یا پیاده‌روی).

عادت‌های ساده مانند این‌ها و اضافه کردن آن‌ها به برنامه روزانه شما می‌تواند در طولانی‌مدت بسیار به شما کمک کند.

در نهایت فراموش نکنید مراقبت از خود در بسیاری از اشکال وجود دارد و اینجا تنها به چند نمونه از آن‌ها اشاره شد.

سعی کنید روش‌های مراقبت از خود را یاد بگیرید و به‌ صورت کلی این مسئله را جدی بگیرید.

پانویس:

* استرس آسیب‌زای ثانویه: اشاره به مشکلی دارد که در آن فرد مبتلا، خود به‌ صورت مستقیم حادثه یا تراما را تجربه نکرده است، بلکه در اثر شنیدن داستان یا کار با کسی که تراما را به صورت دست اول تجربه کرده، در او ایجاد شده است.

منابع:

منبع اول

منبع دوم

منبع سوم

مهر
۲۴
۱۳۹۷
نقش استراتژی در حمایت‌گری و خشونت خانگی
مهر ۲۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: 	EmiliaU/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: EmiliaU/depositphotos.com

باران خسروی

 توسعه استراتژی (strategy) موثرترین و کارآمدترین راه برای شروع حمایت‌گری (Advocacy) است.

حمایت‌گری و کمپین سازی یک تاکتیک یا یک رویداد نیست بلکه مجموعه ای از فعالیت‌های هدفمند را در برمی‌گیرد که در راستای یک تغییر بنیادین پیش می‌رود. تغییری که معمولاً با دیدگاه سازمان شما، گروه شما یا شخص شما هماهنگ است.

استراتژی درواقع شامل تصمیم‌گیری در این باره است که مقصد کجاست و رسیدن به آن چگونه خواهد بود.

چرا برنامه‌ریزی استراتژی برای کار حمایت گری مهم است؟

داشتن یک استراتژی یا برنامه راهبردی برای تلاش‌های حمایت‌گرایانه به شما کمک می‌کند تا:

●       دیدگاه و اهداف خود را مشخص کنید.

●       ذی‌نفعان (stakeholder) را شناسایی کنید و راه‌های دست‌یابی به آن‌ها را بررسی کنید.

●       بدانید نقشه تغییرات شما چه مسیری دارد.

●       بتوانید به‌ راحتی محیط داخلی و خارجی را تجزیه‌ وتحلیل کنید.

●       یک جهت روشن برای تعیین گام‌های بعدی داشته باشید.

تعیین استراتژی و پیاده‌سازی آن نقش مهمی در تسهیل فعالیت‌های حمایت‌گرایانه شما دارد. همان‌طور که اشاره شد استراتژی یک چارچوب برای تصمیم‌گیری در مورد نحوه بازی است و به همین دلیل طراحی استراتژی به شما کمک می‌کند راحت تر به هدف حمایت‌گری خود برسید.

بسیاری از اصول برنامه‌ریزی کمپین‌ها و کار حمایت‌گری شبیه برنامه‌ریزی برای یک پروژه است. شما باید بدانید قرار است به چه هدفی برسید و راه رسیدن به آن چیست. چه کسی، چه زمانی، چه کاری را انجام خواهد و شما چگونه می‌توانید نتایج کار را پیگیری کنید. همچنین این کار نیازمند انعطاف است تا بتوانید به رویدادهایی که اتفاق می‌افتد پاسخ درست بدهید و اگر ایجاب کرد، روش خود را تغییر دهید.

یک برنامه موفق استراتژی از قبل نیازمند تحقیق و فکر کردن زیاد است. در این مسیر مهم است بدانیم که چرا باید استراتژی داشته باشیم و چه زمانی بهترین وقت اجرای برنامه است. در نتیجه برنامه‌ریزی و طراحی استراتژی بیش از هر چیز نیازمند یادگیری و آموزش است تا بتوانید تأثیرات دائمی داشته باشید و درعین‌ حال خطرات کار را محاسبه کنید.

به‌ عنوان‌ مثال شما به‌ عنوان گروهی از فعالان حقوق زنان باخبر هستید که لایحه تأمین امنیت زنان که لایحه‌ای در جهت مقابله با خشونت علیه زنان است، ماه آینده در مجلس وارد مرحله نهایی رای‌گیری می‌شود و در نظر دارید در همین راستا کمپینی برای حمایت و تصویب قانون مورد نظر راه بیندازید. برای تشکیل و پیشبرد هدف اما باید نقاط قوت و ضعف گروه یا سازمان خود را بشناسید و بدانید که بازیگران کلیدی در پیشبرد این هدف چه کسانی هستند؟

همین‌طور لازم است بدانید که چگونه باید این افراد را با هم در ارتباط قرار دهید و باید بدانید چگونه این افراد در طول زمان در ساختن بخش بعدی هدف شما به شما کمک خواهند کرد.

به عنوان مثال باید بدانید آیا شما یا مردم نقش بیشتری دارید یا نمایندگان مجلس؟

پاسخ به این پرسش به شما در ترسیم بخش بعدی کار کمک می‌کند چرا که به شما کلیت کار را نشان می‌دهد. مثلاً باید بدانید اگر این لایحه در مجلس تصویب نشد شما بعد از آن چه نقشه‌ای دارید و اگر تصویب شد چه؟

بعد از ترسیم کلیت کار، شما باید کار را به هدف‌ها و موضوعات کوچک‌تر تقسیم کنید تا دست‌یابی به آن راحت‌تر باشد.

ساختاربندی فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی طرح اجرایی در مرحله بعدی قرار می‌گیرد.

چه زمانی؟

بهترین زمان برای توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری قبل از شروع کار است. مهم است که شما یک تصویر واضح از جایی  که ایستاده‌اید و آنچه می‌خواهید به‌ دست بیاورید داشته باشید.

پیش از توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری از خود بپرسید:

●       چرا اکنون زمان لازم برای تغییر قوانین خشونت‌آمیز علیه زنان در کشور است؟

●       چرا ذی‌نفعان باید به مساله خشونت علیه زنان اهمیت دهند؟

●       چرا تصمیم‌گیرندگان باید اکنون  وارد عمل شوند؟

●       چه مدارکی داریم که در این روند به ما کمک می‌کند؟

●       آیا در این زمان این هدف می‌تواند تغییراتی را که می‌خواهیم به دنبال داشته باشد؟ (این موضوع باید روشن بشود)

●       آیا جامعه ظرفیت تغییرات بعد از تصویب قانون را داد؟

در نهایت به یاد داشته باشید انتخاب زمان برای پیاده‌سازی یک طرح حمایتی اغلب به‌ اندازه آنچه امیدوار هستید به‌دست آورید، اهمیت دارد.

چه کسانی؟

برنامه راهبردی می‌تواند به‌ صورت جداگانه یا با مشورت با سایر ذی‌نفعان طراحی شود. اگر شما شرکا یا متحدانی دارید، در نظر بگیرید که اکنون بهترین زمان درگیری آن‌هاست. در این مورد باید بدانید که این موارد اهمیتی ویژه دارند:

●       روشن‌سازی در مورد اینکه با چه کسی کار می‌کنیم و چه کسی باید متقاعد شود.

●       قدرت رسمی و قدرت غیررسمی کیست؟ چه کسی قدرت تغییر را دارد؟ آیا اشخاصی هستند که قدرت خاصی داشته باشند -مثلاً استاد دانشگاه یا روحانی یا کسانی که از دولت قبلی بازنشسته شده‌اند.

●       چه کسی خنثی است و چگونه می‌توان او را تبدیل به طرفدار خود کرد؟

●       متحدان و مخالفان ما چه کسانی هستند؟ چه کسانی از نمایندگان مجلس ممکن است با ما موافق باشند و چه کسانی مخالف شدید هستند؟

●       در دولت چه سازمانی مسئول پیگیری امور زنان است؟

●       آیا دولت هیچ پیمان‌نامه بین‌المللی‌ای در خصوص منع خشونت علیه زنان امضا کرده است؟

●       آیا تا به‌ حال نمایندگان مجلس در این خصوص اظهارنظر کرده‌اند؟

●       چگونه به نمایندگان دسترسی پیدا کنیم؟

●       نقش گروه‌های خارج از کشور و برنامه خارج از کشور در راستای موضوع خشونت علیه زنان چیست؟

●       نقش رسانه‌ها چیست؟ چه رسانه‌ای را باید درگیر کنیم؟

●       چه کسی مسئول احترام، اجرا و محافظت از حقوق زنان است؟

●       آیا ما باید با سازمان‌های دیگر مانند سازمان‌های جامعه مدنی کار کنیم یا بخش خصوصی؟

●       به چه کسانی باید گوش دهیم؟

●       آیا ما باید مردم را برای حمایت از هدف خود بسیج کنیم؟

چطور؟

تجزیه‌ و تحلیل چشم‌انداز اولیه شما در نظرگیری ذی‌نفعان و تجزیه‌ و تحلیل مشکلات کمک زیادی به شما خواهد کرد و به‌ عنوان پایه‌ای برای توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری مهم خواهد بود و به شما کمک خواهد کرد که به سمت درگیر کردن و داشتن گروه‌های همراه پیش بروید.

همزمان اما باید این موارد را نیز در نظر گرفت:

●       چگونه می‌توانیم برنده شویم؟

●       چه چیزی باید تغییر کند؟

●       بهترین تاکتیک‌ها و رویکردها برای تأثیر‌گذاری بر اهداف چیست؟

●       تغییر سیستم از کجا می‌تواند باشد و کجا در برابر تغییر مقاومت وجود دارد؟

●       چگونه می‌توانید اطمینان حاصل کنید که پیام خود را دریافت می‌کنید و روی آن عمل می‌کنید؟

تهیه یک برنامه واضح و موثر

در نهایت اما باید برنامه عملیاتی خود را با پاسخ‌گویی به همه پرسش‌ها بسازید و اجرا کنید  و ببینید که چگونه طرح کار می‌کند  تا بتوانید تصمیم بگیرید که چه چیزی را حفظ کنید و چه چیزی را تغییر دهید یا متوقف کنید.

در واقع در این مرحله به این پرسش پاسخ می‌دهید که چگونه می‌توانید اطمینان حاصل کنید پیام مورد نظر خود را دریافت می‌کنید و روی آن عمل می‌کنید؟

پانویس:

منبع ۱

منبع ۲

MacDonald, A. (n.d.). 3 Planning your advocacy strategy. Retrieved from https://www.savethechildren.org

مهر
۶
۱۳۹۷
خشونت خانگی و الزام وجود قانون کیفری مستقل
مهر ۶ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
Photo: Africa Studio/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Africa Studio/www.shutterstock.com

معین خزائلی

به طور کلی رویکرد قوانین موضوعه در ایران به مساله خشونت خانگی، رویکردی مدنی و حقوقی بوده و نه تنها مجموعه قوانین مدون کیفری در این کشور اساسا مفهومی‌ مجرمانه را تحت عنوان خشونت خانگی به رسمیت نشناخته، بلکه از سوی قانونگذار تلاشی هم برای جایگزینی مفهومی‌ مشابه یا نزدیک به آنچه امروزه به عنوان خشونت خانگی شناخته می‌شود نیز صورت نگرفته است.

برخورد دستگاه قضایی ایران هم به تبعیت از قوانین مدون خود به موضوع خشونت خانگی به جای آنکه به مثابه برخورد با امری مخل امنیت فردی و اجتماعی باشد، بیشتر برخوردی مبتنی بر هنجارهای اخلاقی است و از این رو نگاه به آن بیشتر مانند نگاه به یک ناهنجاری اجتماعی است تا یک فعل مجرمانه.

این رویکرد در عمل سبب شده است علی‌رغم وجود الزام و وجوب دینی مبنی بر حرمت برخی اعمال که می‌توانند از جمله موارد خشونت خانگی محسوب شوند و همچنین تاکید قوانین مدنی موضوعه بر ممنوعیت آنها، به دلیل جرم‌انگاری نشدن این اعمال، مرتکبان آنها بدون مواجهه با هر گونه مجازاتی، صرفا مشمول یک سری از محدودیت‌ها شوند که عملا نه تنها سبب تنبه آنان نشده بلکه پتانسیلی نیز برای بازدارندگی ندارند.

ببشتر بخوانید:

کودک بد سرپرست و خشونت خانگی

فانتزی‌های جنسی و خشونت خانگی

پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانیان در ترکیه

به عنوان مثال با وجود اینکه در دنیای امروز خشونت فیزیکی به عنوان یکی از شایع‌ترین انواع خشونت خانگی در بسیاری از کشورهای دنیا در زیر مجموعه قوانین کیفری و تحت عنوانی مشخص و شناخته شده، به رسمیت شناخته می‌شود و ارتکاب آن به عنوان فعلی مجرمانه با عنوانی مختص به خود مورد بررسی قرار می‌گیرد، در کشورهایی مانند ایران که شالوده نظام حقوقی‌شان بر قوانین غیر قابل تغییر دینی استوار است، این موضوع هنوز با چالش‌های فراوان روبه‌روست.

از این منظر قوانین موضوعه ایران خشونت فیزیکی خانگی را به عنوان یک فعل مجرمانه مستقل مورد شناسایی قرار نداده و از این رو هر گونه موارد ارتکاب آن را مشمول همان قوانین مدون مربوط به اِعمال خشونت فیزیکی به صورت کلی (ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی) دانسته است. (۱)

این یکسان انگاری و عدم اختصاص عنوان مجرمانه مستقل در عمل سبب شده است که نتوان مرتکب خشونت فیزیکی خانگی را به صرف ارتکاب آن مجرم شناخت و تحت پیگرد قانونی قرار داد؛ چرا که از طرفی بر اساس قوانین ایران به طور کلی ضرب و شتم اشخاص و اِعمال هر گونه خشونت فیزیکی علیه آنان اساسا از جمله جرایم «علیه اشخاص» بوده و تنها در صورت شکایت شاکی خصوصی (مجنی علیه) قابل پیگرد است.

از طرف دیگر اساسا ایراد ضرب و جرح عمدی علیه اشخاص در صورتی که موجب ضمان دیه، ارش یا قصاص نشود، تنها در صورتی مجازات مرتکب را به همراه دارد که بنا به گفته ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی‌، اقدام مرتکب در ضرب و جرح «موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا موجب تجری مرتکب یا دیگران گردد.»

روشن است که در چنین شرایطی نمی‌توان به عنوان مثال مردی را به دلیل اِعمال خشونت فیزیکی علیه همسر خود، به ویژه در مواردی که موجب ضمان دیه، ارش یا قصاص نشود، تنها به صرف ارتکاب آن مجرم شناخت.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

در حقیقت بر این اساس رویکرد عملی قوانین ایران به موضوع خشونت فیزیکی علیه زن از سوی شوهر خود رویکردی کاملا حقوقی بوده و دستگاه قضایی کشور به تبعیت از قانون در صورت برخورد با چنین مواردی پس از استماع شکایت زن و کسب نظر کارشناسی پزشکی قانونی به منظور اثبات وجود آثار ضرب و شتم، تنها به صدور حکم طلاق اکتفا می‌کند.

بر همین اساس رویکرد قوانین کیفری موضوعه ایران به دیگر موارد خشونت خانگی مانند خشونت جنسی، خشونت روانی، خشونت کلامی‌ و خشونت اقتصادی نیز تقریبا مشابه بوده و در موضوعاتی مانند خشونت جنسی خانگی حتی پا را از آن نیز فراتر گذاشته و عملا امکان وقوع این نوع از آزار و خشونت خانگی را بین زوجین به صرف وجود علقه زوجیت، غیر قابل تحقق دانسته است.

الزام به وجوب قوانین مستقل و مشخص در زمینه موارد خشونت خانگی از آن روست که اساسا به دلیل وجود تفاوت‌های فراوان ماهوی و شکلی بین موارد وقوع خشونت خانگی، طرفین درگیر در آن، محیط و شرایط ارتکاب جرم و نیز راه‌های احتمالی جلوگیری از وقوع آن، یکسان انگاری این نوع از خشونت با دیگر موارد جرایم خشن در جامعه، عملا سبب عدم امکان استیفاء حق و نیز اطاله دادرسی در هنگام وقوع خشونت خانگی می‌شود.

همچنین نظر به اینکه اثبات موارد اِعمال خشونت از سوی افراد در نظام‌های حقوقی‌ای مانند ایران تابع ساز و کار خاصی است، یکسان انگاری طریقه اثبات خشونت خانگی با توجه به ساختار سنتی خانواده و قادر انگاری مطلق مردان در آن، سبب می‌شود که رسیدگی قضایی به این نوع از خشونت بدون داشتن هیچ نتیجه مثبتی و در نتیجه، دلسرد شدن شاکی (مجنی علیه) عملا در مراحل اولیه متوقف شود.

همین موضوع خود سبب کاهش انگیزه قربانیان خشونت خانگی در گزارش آن یا اقدام به درخواست کمک نیز می‌شود.

از سوی دیگر اما اتکای بیش از حد بر اصول اخلاقی و دینی در زمینه مبارزه با خشونت خانگی بدون هر گونه ضمانت اجرایی قانونی و نیز مقاومت دستگاه قضایی در ایران در برابر هر گونه جرم انگاری خشونت خانگی (۲)، در عمل موجب ایجاد دوری باطل از پروسه‌های قضایی شده است که در آن قربانی خشونت خانگی بدون هیچ حمایتی، دوباره به محیط خشونت‌زا برگردانده می‌شود یا از آغاز اقدامی‌ به منظور تغییر شرایط انجام نمی‌دهد.

 …………………………………………………………………………………….

پانویس:

۱. ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی: «هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دائمی‌ یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه گردد، در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود.»

۲. ذبیح الله خداییان، معاون حقوقی قوه قضاییه شهریور ماه سال گذشته از آنچه که «جرم‌انگاری وسیع» لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت خوانده بود به شدت انتقاد کرده و آن را یکی از دلایل اصلی مخالفت دستگاه قضایی ایران با این لایحه عنوان کرده بود.

شهریور
۳۰
۱۳۹۷
چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم
شهریور ۳۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_785222245
image_pdfimage_print

Photo: 13_Phunkod/shutterstock.com

باران خسروی

همه ما دیده‌ایم چگونه سازمان‌ها، از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها در راستای اهداف خود استفاده می‌کنند.  همه ما داستان‌هایی شنیده‌ایم که چگونه متخصصان رسانه، با دست‌کاری هوشمندانه مطبوعات، به بهبود یا تخریب یک تصویر کمک کرده‌اند. مثال بارز،  چهره‌پردازی رسانه‌ها و حمایت از یک نامزد انتخاباتی با اهداف خاص سیاسی است که می‌تواند موجب پیروزی او شود.

 «همان‌طور که از واژه‌ رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های فردی به فرد یا افراد دیگر. امروزه معمولا آنچه به‌عنوان رسانه در گفتگوها و مقاله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه‌های ارتباطی (Communication Media)  اشاره دارد. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانه‌های ارتباطی به وجود آمدند که با رسانه‌های جمعی(Mass Media) تفاوت دارند. رسانه‌هایی که امروزه به عنوان شبکه‌های اجتماعی یا Social Media شناخته می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها شبکه‌سازی است.»

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید از رسانه‌ها به نفع هدف خود استفاده کنید. در سال‌های اخیر بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاست‌گذاران، از رسانه‌های ارتباطی و اجتماعی برای تغییرات اجتماعی و فرهنگ‌سازی استفاده کرده‌اند که البته بسته به ساختار سیاسی و اجتماعی آن جامعه، نوع استفاده از آن رسانه متفاوت بوده است.

 در این مطلب به این می‌پردازیم که شما به عنوان یک حمایت‌گر، چگونه می‌توانید در راستای هدف خود که محو خشونت خانگی است، از رسانه‌ها بهره ببرید.

شما تنها نیستید

همان‌طور که می‌دانید، خشونت‌دیده به شدت می‌تواند ایزوله  و تنها شود، احساس گناه کند، احساس این که مقصر اوست و در این مسیر تنهاست. امروز افراد می‌توانند شناخته یا ناشناخته، روایت‌هایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. رسانه یک ابزار قوی در انتقال و به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها بوده است، مثلا هشتگ من‌هم (#Metoo) که چندی پیش در رسانه‌های اجتماعی داغ شد، هم‌صدایی و حمایت‌گری جامعه‌ای را نشان می‌داد که سعی در برچسب‌زدایی و شرم‌زدایی از قربانی بودن دارد. در عین حال نشان داد که خشونت امری جهانی است و مرز، رنگ و طبقه نمی‌شناسد. در نتیجه شاید بتوان گفت، رسانه توانایی این را دارد که درد مشترک یا مساله مشترک را جهانی کند و احساس تنهایی در این مساله را از قربانی بگیرد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮی از ﺗﺠربه‌های دﺳﺖ اول

یکی از راه‌هایی که رسانه‌ها در بحث خشونت خانگی می‌توانند اثرگذار باشند، بحث استفاده از تجربه‌های دیگران است. آن‌ها که در شرایط مشابه ما بوده‌اند، چه کرده‌اند و چه مسیری رفته‌اند.  همچنین رسانه‌ها به ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش کمک می‌کنند. آن‌ها می‌توانند افراد را به صورت آن‌لاین و از راه دور آموزش دهند و به این ترتیب روش‌های یادگیری و آموزش سنتی را بشکنند.

اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن :

رسانه‌ها منابع خوبی در یادگیری هستند. البته این یادگیری می‌تواند هم اثر خوب و هم اثر بد داشته باشد. در واقع رسانه ها می‌توانند تاثیر منفی داشته باشند، همان طور که داشته اند. به عنوان مثال انتقاد بارزی که به رسانه‌ها همیشه وجود داشته است، این است که خود به بازسازی خشونت کمک می‌کنند.  اما در عین حال رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در یادگیری و بالا بردن دانش عمومی در مورد خشونت خانگی داشته باشند.  مثال برنامه‌های آموزشی است که هدف آن‌ها کمک به خشونت‌دیده است یارسانه‌های اجتماعی که در سال‌های اخیر نقش عمده‌ای در بالابردن دانش افراد عمومی جامعه در بحث خشونت خانگی داشته است.

دسترسی به سرویس :

رسانه‌ها می‌توانند دسترسی به سرویس را بسیار راحت‌تر کنند. از یک طرف تبلیغات رسانه‌ای و از طرف دیگر به اشتراک‌گذاری تجربه افراد در رسانه از خدماتی که از سرویس‌های مختلف اجتماعی گرفته‌اند، بسیار کمک کننده است . به عنوان مثال سرویس مشاوره‌ای که بعضی از برنامه‌ها می دهند. یا اگر شما اگر قربانی خشونت هستید، کافی است جستجوی کمی در صفحه‌ رسانه‌های اجتماعی مختلف داشته باشید و به راحتی صفحه‌ سازمان‌های کمک‌دهنده به قربانیان را پیدا کنید و از آن‌ها کمک بخواهید.

رسانه‌ها مرزها را می‌شکنند

در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند، که در پرتو آگاهی‌دهی آن‌ها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و  ساکنان زمین  به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند. به این وسیله رسانه‌ها به راحتی می‌توانند تجربه‌های کشورهای مختلف و مسیری که در محو خشونت خانگی رفته‌اند را به ما نشان دهند.

رسانه‌ها و حمایت از کمپین‌ها

 رسانه‌ها نقش عمده‌ای درحمایت از کمپین‌های آگاهی‌رسانی داشته‌اند. از طریق ابزار رسانه، بسیاری از کمپین‌ها توانسته‌اند پیغام خود را به صورت سریع‌تر و راحت‌تر به مخاطب مردمی برسانند و در سطح گسترده‌ای بر مساله خشونت خانگی تاثیر بگذارند و در جهت تغییرات اجتماعی پیش ببرند.

تاثیر رسانه‌ها بالاتر از این مواردی است که اشاره شده است و همان‌طور که گفته شد این تاثیر گاهی مخرب هم هست. اما شما می‌توانید با توجه به هدف حمایت‌گری خود، از رسانه‌ها  با هوشمندی و آگاهی استفاده کنید و بهره مثبت ببرید تا به  هدف محو خشونت خانگی، تغییرات اجتماعی و حمایت خاص از خشونت‌دیدگان کمک کنید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

شهریور
۱۴
۱۳۹۷
خشونت خانگی، سازمان‌های مردم‌نهاد، و نظام حقوقی ایران (بخش دوم)
شهریور ۱۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: 						maxxyustas/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: maxxyustas/depositphotos.com

اسفندیار کیانی

بخش اول این مطلب را از اینجا بخوانید.

روشن است که سازمان‌های مردم‌نهاد منحصر به نهادهای تاریخی-مذهبی نظیر مرجعیت و امثالهم نیستند.[۱] همچنین نظر به شرایط فعلی نظام سیاسی ایران، شاید دشوار بتوان تصور کرد که نهاد «مرجعیت» به یک‌باره رویکردی نوین و مدرن برگزیند و بدل به حامی تغییر قوانین برای حمایت از قربانیان خشونت خانگی شود و البته شاید مقبولیت و مشروعیت تاریخی این نهاد امروز دچار چالش‌های جدی‌ای شده باشد. از این رو باید به سایر ساز و کارهای مدنی که برای نیل به عدالت کارآمد هستند توجه کافی کرد. البته استفاده از تمام ظرفیت‌های مدنی یک جامعه، خواه مذهبی خواه غیر آن، باید هدف فعالان این حوزه باشد.

با ذکر این مقدمه، در این نوشته نگاهی خواهیم کرد به بررسی سایر راهکارهای مدنی برای تغییر قوانین.

رسانه‌های مردمی، رکن حیاتی نظام‌های حقوقی پویا

از جمله نهادهای مردمی دیگر که می‌توانند در تغییر قوانین موثر باشند می‌توان به رسانه‌های مردمی اشاره کرد.[۲]

در واقع قانون چیزی جز برآیند محافظه‌کارانه‌‌ی فرهنگ یک ملت نیست. توضیح آنکه، از اهداف عمده‌ی قانونگذاری در هر جامعه‌ای تنظیم و کنترل امور جاری است. این امور جاری در جامعه چیزی جز روش و سیاق زندگی مردم نیست. بنابراین باید در نظر داشت که رابطه‌ی بین قانون و جامعه یک رابطه‌ی دوسویه است. اگر قانون تغییر کند زندگی مردم هم در پی آن تغییر خواهد کرد و اگر شکل زندگی مردم تغییر کند، قانون هم چاره‌ای جز تغییر و تطابق با میل مردم ندارد.

اما نکته‌ی مهم به لحاظ حقوقی و جامعه‌شناختی این است که تغییرات اجتماعی که صرفاً ناشی از تصویب قوانین جدید هستند -هر چند ضروری و مهم- اما از نظر پایداری و ماندگاری نمی‌توانند با تغییرات اصطلاحاً اُرگانیک که از درون جامعه می‌جوشند، برابری کنند.

از همین نویسنده بخوانید:

میان‌گونگی و خشونت خانگی

نگاهی به لایحه‌ی تامین امنیت زنان در برابر خشونت و نقش زنان در تغییرات اجتماعی

مسئله رضایت در رابطه جنسی

در واقع حمایت‌گری -در عالم حقوق و سیاست- به معنای واقعی کلمه از تغییر الگوهای رفتاری مردم ناشی می‌شود و نه تنها از تغییر سطحی و صرف قوانین. البته واضح است که قوانین کارآمد چارچوبی برای مطالبه‌ی حقوق قربانیان فراهم می‌کنند و از این باب همان‌طور که گفته شد ضروری‌اند.

بنابراین برای به روز رسانی قوانین، حمایت از قربانیان خشونت خانگی و حرکت به سمت عدالت می‌توان با در نظر گرفتن نقش الگوهای رفتاری در اجتماع، به اصلاح آنها پرداخت و تغییر قوانین را از پس تغییرات اجتماعی انتظار کشید.

در این نگاه است که نقش رسانه‌های مردم‌نهاد در تغییر قوانین و البته یکی از دلایل اصلی ترس دولت‌ها از آزادی بیان روشن می‌شود.

آموزش برای حمایت‌گری در حوزه‌ی خشونت خانگی

در ادبیات حقوق، ترویج‌ و حمایت‌گری برای تغییر را می‌توان در سه مرحله یا سه فاز بررسی کرد:

افزایش آگاهی، ظرفیت‌سازی و توانمند‌سازی[۳]  که نقش رسانه‌های مردمی در هر سه‌ی این مراحل حیاتی‌ست.

در واقع با عمومی‌سازی الگوهای رفتاری مناسب می‌توان عملاً قوانینی را که مروج یا تسهیل‌گر خشونت‌اند، متروک کرد و فشار برای تصویب قوانین منعکس کننده‌ی واقعیات جامعه را افزایش داد.

به بیان دیگر، اگر رفتار عموم مردم مطابق با قوانین نباشد، قانونگذار با دوگانه‌ی «قبول» مطالبات مردم یا «از دست دادن» مشروعیت و جایگاه خود روبه‌رو خواهد شد. در انتخاب بین این دو گزینه، دولت‌ها می‌دانند که فاصله با مردم به معنای به خطر افتادن کلیت و مشروعیت نظام حقوقی-سیاسی است و هیچ قانونگذاری عقلاً گزینه‌ی دوم را انتخاب نخواهد کرد.[۴]

در رابطه با خشونت خانگی، مثلا هر قدر که نقش زنان در جامعه امروز ایران واقعی‌تر دیده شود -که این امر میسر نخواهد بود مگر با وجود رسانه‌های مردم‌نهاد- قانونگذاران هم متوجه فاصله‌ی خطرناک بین واقعیات جاری در «خانه» و تخیلات «قانون» خواهند شد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

به عنوان نمونه فرض برتری مطلق مرد در خانه تنها به دلیل مرد بودن، امری‌ست که امروز پایه و اساسی جز وَهم و تخیل قانونگذاران ندارد که در نوشته قبلی بدان اشاره شد. رسانه‌های مردمی اما -که اتفاقا مورد استفاده‌ی مسئولان و قانونگذاران هم هستند- می‌توانند بدل به ابزار یا بستری شوند که انگاره‌های کلی و ساده‌انگارانه‌ی این‌چنینی را به چالش بکشند.

یا مثلاً در خصوص حقوق زنان در روابط زناشویی، پر واضح است که نسل جوان در جامعه‌ی امروز ایران با شیء‌انگاری[۵] زنان مخالف است و مروج تساوی بین زن و مرد در آداب زناشویی و روابط صمیمانه است.[۶]

امروز در فهم عمومی روابط صمیمانه و فرهنگ ایرانی، رابطه‌ی بین زن  و مرد را نمی‌توان رابطه‌ی «مالکیت» دانست.[۷]

مثال روشن دیگر در این زمینه افزایش آگاهی و ظرفیت‌سازی مردم در خصوص کودکان کار است.

در غیاب رسانه‌های مردمی شاید مردم ایران هرگز حتی از وسعت و عمق این پدیده‌ی شوم و دلخراش آگاه نمی‌شدند و در پی آن مجالی برای توانمند ساختن مردم هم در این زمینه به وجود نمی‌آمد.

کوتاه سخن آن‌که رسانه‌های مردم‌نهاد می‌توانند این تغییرات روشن و واضح را به گوش قانونگذاران و دولت برسانند و آنها را در معرض انتخابی حیاتی قرار دهند: انتخاب بین همراهی با مردم یا از دست دادن مشروعیت و مقبولیت عمومی.

و دقیقا به همین دلیل است که آزادی بیان رُکن اصلی هر نظام سیاسی پویا و عدالت محور است.

منابع:

[۱] برای مطالعه‌ی مفصل نقش نهاد‌های مردمی و جوامع مدنی در تغییر قانون و نظام حقوق نک.

Maria Bakolia, Legal & Judicial Development: The Role of Civil Society in the Reform Process, 24 (6) 2000, Fordham International Law Journal

[۲] برای مطالعه‌ی نقش نهادهای مردمی و خصوصا رسانه‌ها برای تغییر قوانین خشونت خانگی شاید تجربه‌ی کشور چین شایان توجه باشد. برای مطالعه‌ی بیشتر موضوع قوانین چین، رسانه‌های مردمی و خشونت خانگی نک.

Leggett, Angela. “Online Civic Engagement and the Anti-domestic Violence Movement in China: Shifting Norms and Influencing Law.” VOLUNTAS: International Journal of Voluntary and Nonprofit Organizations 28, no. 5 (2017): 2251-277.

[۳] برای مطالعه‌ی بیشتر در این خصوص و به ویژه راهبردهای ایجاد تغییرات اجتماعی نک.

Maney, Gregory M. Strategies for Social Change. Social Movements, Protest, and Contention; v. 37. Minneapolis, MN: University of Minnesota Press.

همین‌طور درباره‌ی خشونت خانگی نک.

Charlotte Ryan, Karen Jeffreys, Linda Blozie, “Raising Public Awareness of Domestic Violence: Strategic Communication and Movement Building”, in Strategies for Social Change. Social Movements, Protest, and Contention; v. 37. Minneapolis, MN: University of Minnesota Press.

[۴] البته در تاریخ بسیاری از قانونگذاران و دولت‌ها در نتیجه‌ی عدم درک این رابطه‌ی حیاتی، دست به نوعی خودکشی سیاسی زده‌اند. در حقیقت قوانین وقتی تنها بدل به ابزار کنترل شوند، به قول والتر بنجامین، منجر به «خشونت افسانه‌ای» خواهند شد و در پی آن مردم با «خشونت الهی» در پی بازیابی عدالت از دست رفته برخواهند آمد. نک.

Benjamin’s account of violence in his Critique of Violence. See, Walter Benjamin, “Critique of Violence,” in Reflections: Essays, Aphorisms, Autobiographical Writings, Edmund Jeffcott trans., Peter Demetz ed. & intro. (New York, Schocken Books, 1986), pp. 278-279.

[۵] Objectification

[۶] این تغییر فرهنگی مثلاً در قراردادهای ازدواج و شروط ضمن عقد آنها در جامعه امروز ایران مشهود است. شروط ضمن عقد مجالی را فراهم می‌کنند تا زن و مرد بتوانند بر اساس احترام و علاقه -و نه مالکیت و اجبار- به تنظیم امور حقوقی ازدواج بپردازند.  در خصوص مفهموم شی‌انگاری و خشونت خانگی (به‌خصوص علیه زنان) نک.

 Davidson, M. Meghan, and Sarah J Gervais. “Violence Against Women Through the Lens of Objectification Theory.” Violence Against Women 21, no. 3 (2015): 330-54.

همین‌طور برای مطالعه‌ی موردی شی‌انگاری زنان در کشور پاکستان نک.

Kidwai, Rubeena, and Johnson, Paula B. Domestic Violence in Pakistan: The Role of Patriarchy, Gender Roles, the Culture of Honor and Objectification/commodification of Women, 2001, ProQuest Dissertations and Theses.

[۷] هر چند در گذشته و حتا امروز، در برخی جوامع روابط زن و مرد در قالب رابطه‌ی مالکیت فهمیده می‌شوند. برای مطالعه‌ی تاریخی این نگاه به زنان نک به کتاب مفصل و خواندنی زیر:

Tannahill, Reay, Sex in History (London, Hamish Hamilton, 1980).

مرداد
۲۵
۱۳۹۷
نگاهی به لایحه‌ی تامین امنیت زنان در برابر خشونت و نقش زنان در تغییرات اجتماعی
مرداد ۲۵ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: 					BrianAJackson/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: BrianAJackson/depositphotos.com

اسفندیار کیانی

همان‌گونه که در نوشته‌های پیشین آمد، زنان -خاصه در فرهنگ ایرانی- به طور سنتی نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییرات اجتماعی ایفا می‌کنند.[۱] همین‌طور می‌توان استدلال کرد که اولین و شاید بنیادی‌ترین آموزش‌ها در بستر خانواده اتفاق می‌افتند و از این رو خانه را می‌توان مهم‌ترین نهاد متولی جامعه‌پذیری (socialization) دانست.

در لایحه‌‌ی تامین امنیت زنان در برابر خشونت (لایحه)، با در نظر گرفتن این واقعیت، نکات مثبت فراوانی برای مقابله با خشونت علیه زنان در نظر گرفته شده است و البته جای بسیاری مسائل نیز همچنان خالی مانده است. از جمله:

غفلت از مخاطبان آموزش در لایحه: مردان

گرچه در فصل دوم این لایحه به درستی به نقش آموزش در مقابله با خشونت در سطوح مختلف از جمله آموزش رسمی[۲] و غیر‌رسمی[۳] اشاره شده است، اما شاید بهتر بود در خصوص آموزش با صراحت و روشنی بیشتری به «مخاطبان آموزش» نیز پرداخته می‌شد.

آنچه در این لایحه آمده است اما بیشتر درباره «متولیان» آموزش است تا مخاطبان آن.

توضیح این‌که، نباید و نمی‌توان نقش مردان در مبارزه با خشونت علیه زنان را نادیده گرفت. مثلا اگر قانون‌گذار در ماده‌ی ۱۴ این لایحه از لزوم آموزش دفاع شخصی گفته است (که امری ثانویه و در واکنش به رفتارهای خشن است)، منطقا انتظار می‌رود که از لزوم آموزش مردان -که به گواه آمار عمده مرتکبان خشونت علیه زنان‌اند- هم سخنی بگوید.

در حقیقت اهمیت تقنین در خصوص آموزش مردان اگر بیش از آموزش دفاع شخصی نباشد، دست‌کم هم‌سنگ آن است.

همین‌طور روشن است که مردان باید در خصوص تفاوت‌ها و پیچیدگی‌های روابط با دیگران -از جمله زنان- آموزش ببینند چرا که عمده‌ی ساختارهای مخرب و خشن اجتماعی ساخته و پرداخته‌ی نظام‌های فکری «مرد‌سالار» است و انتظار می‌رود قانون با صراحت بیشتری در این خصوص برای دستگاه‌های اجرایی تعیین تکلیف کند.[۴]

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

خشونت خانگی، نهادهای مردم‌نهاد، و نظام حقوقی ایران (بخش نخست)

تحلیل قانون اروپا در مورد خشونت خانگی

مسئله رضایت در رابطه جنسی

آموزش والدین سنگ بنای تغییرات پایدار در جامعه

عدم توجه و صراحت قانون‌گذار درباره آموزش والدین منجر به نادیده انگاشتن نقش تربیتی مادران در این لایحه نیز شده است.

در واقع بارِ مبارزه با خشونت علیه زنان، خصوصا در خانه، بر دوش هم مردان و هم زنان است و نباید این واقعیت را مورد غفلت قرارداد.

والدین مولدان فرهنگ هستند و خشونت خانگی بیش از هر چیز زاییده‌ی بازتولید ساختارهای مخرب و خشن در خانواده است[۵] و البته نقش مادران در فرایند جامعه‌پذیری نقشی غیر‌قابل انکار و بی‌بدیل است.

به بیان ساده، مرتکبین خشونت علیه زنان در خانه در کنار فراگیری الگوهای خشن از صدا و سیما، جامعه، مدرسه و … از والدین خود، یعنی هم از پدران و هم از مادران خود، این الگو‌ها را فرا می‌گیرند و مادران بی‌شک نقش پررنگی در تغییر یا بازتولید این الگوهای مخرب دارند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

فاصله‌ بین زنان و مردان معمولا با ترس و خشونت پر می‌شود

نکته‌ی دیگر در خصوص آموزش برای مبارزه با خشونت (خانگی) علیه زنان، مساله‌ی فاصله و جدایی بین زنان و مردان در جامعه‌ است. یعنی چنانچه بین زنان و مردان، به طور سیستماتیک، جدایی و فاصله وجود داشته باشد، این فاصله اغلب با تصورات کلیشه‌ای و عمدتا تبعیض‌آمیز و خشن پُر خواهد شد.

در واقع ترس از «ناشناخته» که از دیربازترین ترس‌های بشر است، علت عمده‌ی خشونت علیه زنان است.[۶]

بر همین اساس شکل نظام آموزشی ایران که بر جدایی و عدم اختلاط دختران و پسران -تا پایان دوره‌ی متوسطه- تاکید دارد، آثار مخربی بر تربیت افراد می‌گذارد و منجر به اشاعه و تثبیت الگوهای مخرب و خشن می‌شود.

این فاصله‌ی مخرب را -با در نظر گرفتن موازین شرع- می‌توان دست‌کم تا سن تکلیف دختران یعنی ‌۹‌‌سالگی کنار گذاشت تا دختران و پسران بتوانند در بستری واقعی به شناخت یکدیگر و تجربه‌ی واقعی تفاوت‌های فکری و رفتاری و قابلیت‌های دیگری، دست پیدا کنند[۷]  که البته این امر مستلزم بسترسازی، آموزش و افزایش آگاهی عمومی از نتایج ناگوار تفکیک جنسی در نظام آموزشی است.

در روان‌شناسی امروز روشن است که رفتارهای خشن در خانه عمدتا ناشی از عدم شناخت واقعی و انسانی از «دیگری» است و بنابراین می‌توان استدلال کرد که کارآمدترین راه برای مقابله با خشونت علیه زنان در خانه برچیدن موانع فرهنگی و سنتی‌ای‌ست که به روابط دختران و پسران به دیده‌ی شرم‌ می‌نگرد، حال آن‌که در سایه‌‌ی این شرم، خانواده می‌تواند بدل به محیطی خشن، سرشار از تنش و اضطراب شود؛ امری که بی‌تردید -چه از منظر اخلاق، چه قانون- امری نکوهیده است و قانونگذار موظف است به نحو مقتضی  از وقوع آن جلوگیری کند.[۸]

——————————————————————————————–

[۱] مثلا زنان در ایران با توسل به رسانه‌های نو ظهور مانند توئیتر در ایجاد کارزارها و جنبش‌های اجتماعی نقش پررنگی در تغییر قوانین ایفا کرده‌اند. برای نمونه نک:

Dempsey Willis, Reilly. “Can Twitter Change the Iranian Legal Landscape for Women?” International Review of Law, Computers & Technology, 2018, 1-25.

البته بلافاصله باید اشاره کرد که نقش زنان در جامعه هرگز نباید جنبه‌ی تحمیلی داشته باشد. به بیان دیگر نباید از زنان -تنها به دلیل زن بودن- انتظار ایفای وظایفی خاص را داشت، چرا که این انتظارات اغلب در طول تاریخ بَدَل به ابزار کنترل زنان شده‌اند. از جمله این انتظارات می‌توان به تحمیل کار در خانه و نقش‌های کلیشه‌ای مانند پرستاری و امثالهم اشاره کرد. واضح است که مبنای تقسیم وظایف اجتماعی باید رضایت و میل باطنی افراد باشد و نه سنت و انگاره‌های تاریخی-فرهنگی. برای توضیح بیشتر نک. جان استوارت میل، انقیاد زنان، (ترجمه علاءالدین طباطبایی، نشر هرمس، ۱۳۹۳).

[۲]  مثلاً مواد ۱۴ (بند الف) و ۱۵

[۳] ماده‌ی ۱۶ -که به نقش صدا و سیما اشاره دارد- و ماده ۹ (بند ج) -که راجع به شهرداری‌هاست- شاید بهترین مثال‌ها در این خصوص باشند.

[۴] برای نمونه و درک بهتر اهمیت آموزش مردان برای مبارزه با خشونت نک.

Flood M. “Work with Men to End Violence Against Women: a Critical Stocktake”. Culture, Health & Sexuality. 2015; 17(sup2), pp. 159-176.

[۵] در ماده‌ی چهار (بند ک و ل) به برخی از این ساختارها اشاره شده است.

همین‌طور برای مطالعه‌ی بیشتر در این خصوص و به طور کلی نک.

McQuigg, Ronagh J. A., Author, and McQuigg, Ronagh J. A. International Human Rights Law and Domestic Violence: The Effectiveness of International Human Rights Law. Routledge Research in Human Rights Law. Abingdon, Oxon, England; New York, NY: Routledge, 2011. (esp. “tackling risk factors” & “Developing programmes for perpetrators”, ibid, pp.87-90.)

[۶] این ترس در روان‌کاوی میزونیزم (misoneism) نامیده می‌شود که ترسی دیرپا میان نوع بشر است. مثلا نک.

  1. G. Jung, Man and his Symbols (New York, Anchor Press, 1964), p. 23.

[۷] برای مطالعه ی نتایج مخرب تفکیک بر اساس جنس در آموزش و بازتولید خشونت در جامعه نک.

Lise Eliot, Pink Brain, Blue Brain: How Small Differences Grow into Troublesome Gaps–and What We Can Do about It, (Boston, Houghton Mifflin Harcourt, 2009).

[۸]  برای مطالعه‌ی مفهوم «دیگری» و رابطه با دیگری و همین‌طور خشونت علیه زنان که -به ادعای بسیاری- ناشی از همین دوگانه‌ی خود و دیگری است، نک به کتاب معروف:

Simone De Beauvoir, The Second Sex, Constance Borde and Sheila Malovany Chevallier trans. (New York, Vintage Books, 2001).

مرداد
۱۲
۱۳۹۷
خشونت خانگی، نهادهای مردم‌نهاد، و نظام حقوقی ایران (بخش نخست)
مرداد ۱۲ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
Photo: 		baavli/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: baavli/depositphotos.com

اسفندیار کیانی

در این نوشته نگاهی گذرا می‌اندازیم به روابط مدنی-سیاسی موثر بر فرایندهای قانونگذاری در نظام حقوقی ایران.

از جمله اهداف قوانین در نظام‌های حقوقی، تضمین آزادی‌ها و حقوق افراد در برابر تعدّی و تعرّض، چه از جانب اشخاص و چه دولت، در حوزه‌های عمومی و خصوصی است. اما تضمین حقوق افراد در حوزه‌ی «خصوصی»، یعنی مثلاً در خانه و در چارچوب روابط خویشی، دارای پیچیدگی‌های بی‌شماری‌ست. این پیچیدگی‌ها عمدتا منجر به عدم تصویب یا ناکارآمدی قوانین مصوب در این خصوص می‌شود. مثلا در خصوص خشونت خانگی، نظر به همین پیچیدگی‌ها، قوانین کارآمدی در نظام حقوقی ایران -مختص این حوزه- وجود ندارد یا اجرای قوانین موجود با دشواری‌های بسیاری همراه است.

فاصله بین مجاری تصویب ‌و‌ اجرای قانون (یعنی دولت، قوه قضاییه و سایر مجریان و متصدیان) و واقعیت جاری در خانه‌ها اما نه تنها منجر به نقض آزادی‌ها و حقوق افراد می‌شود که در بلند مدت می‌تواند تهدیدی جدی برای خود نظام حقوقی باشد.[۱] بنابراین ایجاد یک گفت‌وگو[۲] برای به روز رسانی قوانین هم برای نظام حقوقی حیاتی‌ست و هم برای همه‌ی قربانیان خشونت خانگی.

نقش گفت‌و‌گو در تغییر قوانین

اما پُر کردن فاصله‌ی مورد اشاره بر عهده‌ی کیست و چه نهادهایی مسئول ایجاد، نگهداری و تقویت این «گفت‌وگو» هستند؟

پاسخ این پرسش -برخاسته از ماهیت گفت‌وگو- این است که این وظیفه‌ متوجه هر دو سوی این گفت‌وگو، یعنی هم دولت و هم مردم است.

در همین راستا، در اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای است همگانی و متقابل بر عهده‌ی مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را {هم} قانون معین می‌کند: “و الموُمنون و الموُمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر.”»

بنابراین و مثلا در حوزه‌ی خشونت خانگی، مردم طی ساز و کارها و مجاری قانونی وظیفه دارند صدای خود را به گوش نهادهای دخیل در این حوزه برسانند. یکی از مجاری موجود برای نیل به این هدف،[۳] سازمان‌های مردم‌نهاد هستند که می‌توانند در چارچوب قانون در فرایند تصویب قوانین اثرگذار باشند. اما باید دید نهادهای مردم‌نهاد موثر برحوزه‌ی قوانین خشونت خانگی کُدام‌اند؟

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

میان‌گونگی و خشونت خانگی

تحلیل قانون اروپا در مورد خشونت خانگی

مسئله رضایت در رابطه جنسی

یکی از این نهادها، نهاد دینی-تاریخی «مرجعیت» است.[۴] توضیح آنکه در تاریخ معاصر ایران نمونه‌های بسیاری می‌توان یافت که مراجع به دنبال درخواست‌های عمومی و در پی مشاهده‌ی درد و محنت مردم، به صدور فتاوایی دست زده‌اند و حمایت خود را از مطالبات مردم نشان داده‌اند. شاید بهترین مثال را بتوان در جریان جنبش تنباکو یافت که به دنبال عواملی چون فقر گسترده‌ی مردم و وابستگی و فساد دولت، میرزای شیرازی به پیروی از مردم دست به صدور فتوا‌ی تاریخی مبنی بر حُرمت تنباکو زد؛ فتوایی سیاسی که مبنایش -دست‌کم علی‌الظاهر- حقوق ملت بود.

صرف‌نظر از مبنای فتوا اما آنچه اهمیت دارد میزان نفوذ[۵] و نقش پررنگ نهاد مرجعیت در سیاست و تغییر قوانین کشور است.

در مورد قوانین خشونت خانگی، به نظر می‌رسد امروز فاصله‌ی بسیاری بین تجربه‌ی زیسته‌ی مردم و تصور قانون از ساختار خانواده وجود دارد.[۶] مثال‌های فراوانی را می‌توان در این خصوص ذکر کرد که در ادامه این نوشته به برخی از آنها اشاره می‌شود.

گفت و گو برای به روز رسانی فهم حاکمیت از نهاد ریاست در خانواده

مساله‌ی ریاست و برتری مرد (ریاست) در خانواده که دلیل و عامل عمده‌ی مصادیق فراوانی از خشونت خانگی‌ست، امری‌ست که هرگز نمایانگر واقعیت امروز جامعه نیست. واضح است که نقش زنان در خانواده‌های امروزی در بسیاری موارد از جمله مدیریت، تامین معاش، اتخاذ تصمیمات مهم و … می‌تواند حیاتی‌تر و تعیین‌کننده‌تر از مردان باشد. بنابراین چنانچه این واقعیات از سوی حقوقدانان، قضات و وکلا به سمع و نظر فقها و مراجع برسد (که از طریق مکاتبه و ملاقات با دفتر مراجع میسر است)، بسیار محتمل است که بتوان استفتایی در این خصوص کرد و تعیین ریاست خانواده را در صورت بروز اختلاف، به تشخیص دادگاه سپرد.

باید توجه داشت که مبنای این فرضِ قانون (ریاست مردان بر خانواده)، آیه‌ی ۳۴ سوره‌ی نساست و خوانشی که امروز می‌توان از آیه‌ی «الرجال قوامون علی النسا» ارائه داد می‌تواند بر اساس مقتضیات جامعه باشد و مثلا «قوامون» را فقط در معنای غیر حقوقی-فقهی آن تفسیر کرد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

در واقع می‌توان استدلال کرد که با توجه به قرینه‌های متعدد در قرآن مبنی بر تساوی زن و مرد در اهلیت، فرض قیمومیت مرد بر زن در امور مدنی  و حقوقی، شاید حتی در تعارض با بسیاری از آموزه‌های اسلامی هم باشد.[۷]

بنابراین می‌توان با تشریح این مساله و نقش امروز زنان و عواقب ناگوار ناشی از برتری مطلق مرد در حریم خانه، از مراجع سوال کرد که آیا استمرار خوانش رایج قانون (ریاست مطلق مرد) به نفع نظام حقوقی‌ست یا بهتر است این آیه را تفسیر مضیق‌تر کرد و حدود آن را به امور حقوقی و مدنی بسط نداد؟

به هرحال در صورت وجود مبانی فقهی محکم و متقن می‌توان امیدوار بود تا پیش‌نویس‌ها و اصلاحاتی که به نظر وکلای مجلس و دولت می‌رسند، ضمن تضمین حقوق قربانیان، با نظام حقوقی ایران نیز همخوانی داشته باشند.

در نبود چنین پشتوانه‌هایی اما تصویب قوانین مترقی ممکن است در هر نظامی با دشواری روبه‌رو شود.

[۱] این فاصله بین حاکمیت و مردم همواره منجر به بروز خشونت می‌شود. برای خواندن مقاله‌ای در این باره نک.

Walter Benjamin, “Critique of Violence,” in Reflections: Essays, Aphorisms, Autobiographical Writings, Edmund Jeffcott trans., Peter Demetz ed. & intro. (New York, Schocken Books, 1986), pp. 278-279.

[۲] برای مطالعه درباره مفهوم گفت‌و‌گو یا دیالوگ نک

Hans-Georg Gadamer, Garrett S.J. Barden, and John Cumming, “Language as the Medium of Hermeneutic Experience”, in Truth and Method, 2nd ed. Wahrheit and Methode trans. (A Continuum Book, 2004, London: Sheed & Ward), pp. 385-483.

[۳] البته نقش رسانه‌های جمعی و مردمی در ایجاد این گفت‌و‌گو بسیار حیاتی است.

[۴] شاید تصور شود که مرجعیت امروز نهادی حکومتی و وابسته به دولت -در معنای عام- است، اما این نگاه با ماهیت و حقیقت این نهاد فاصله بسیاری دارد. نگاهی سطحی به تاریخچه‌ی این نهاد نشان می‌دهد که مراجع در بسیاری مواقع دچار تکثر رای و اختلاف نظر در امور سیاسی و حقوقی هستند و نسبت به امور جاری مواضعی بعضاً کاملا مغایر با یکدیگر دارند. بنابراین همیشه در بدنه‌ی این نهاد فُقهایی هستند که منتقد قوانین کشورند و همین تکثر آرا باید منجر به پویایی نظام حقوقی شود.

[۵] این فتوا تا حدی میان مردم نفوذ داشت که حتی تا حرم‌سرای ناصرالدین شاه هم رسید و معروف است که زنان دربار شاه که نقش پررنگی در این جنبش داشتند، قلیان‌ها را شکستند و تنباکوها را در حمایت از این حکم سیاسی آتش زدند.

[۶] البته این فاصله مختص ایران نیست و قوانین در بسیاری مواقع منعکس کننده‌ی واقعیات درباره خشونت خانگی نیستند که این خود ناشی از دشواری تنظیم امور در حوزه‌ی خصوصی یا خانه است. برای مطالعه درباره مفهوم عمومی و خصوصی نک.

 Gerald Turkel, “The Public/Private Distinction: Approaches to the Critique of Legal Ideology,” (۱۹۸۸) ۲۲(۴) Law and Society Review 801

[۷] برای نمونه نک. شرح نهج‌البلاغه ، محمد تقی جعفری، ج ۱۱، صص ۲۷۰-۲۷۱

تیر
۱
۱۳۹۷
حمایت‌گری و حفظ اسرار
تیر ۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Photo: 	Colour/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: Colour/depositphotos.com

باران خسروی

در بحث حمایت‌گری نکته‌های اخلاقی بسیاری برای حمایت‌گر وجود دارد که در  مطلب اخلاق حمایت گری از خشونت دیده به بعضی از این موارد اشاره شده است. یکی از کدهای مهم اخلاقی بحث رازداری، حفظ اسرار و مشخصات (Confidentiality) خشونت‌دیده است و صرف این که شما از مسئله یا شخص خاصی حمایت می‌کنید و برای آن زمان، انرژی و حتی کمک مالی می‌گذارید، به شما حق خاصی نمی‌دهد که بتوانید از موقعیت خشونت‌دیده استفاده غیر‌اخلاقی کنید یا اسرار خشونت‌دیده را برملا کنید. این مطلب به شما کمک می‌کند جایگاه خود را به عنوان حمایت‌گر بشناسید و در عین حال جایگاه خشونت‌دیده و حقوق او را هم در نظر بگیرید.

نقش قانون

در بیشتر کشورها، برای تقویت حفظ اسرار افراد مجازات‌هایی در قوانین در نظر گرفته شده است و انتشار یا قرار دادن اطلاعات -بدون اجازه افراد- می‌تواند برای حمایت‌گر باعث دردسر و مجازات قانونی شود. البته در بعضی کشورها این قانون تنها به افرادی محدود می‌شود که شغل یا سمتی رسمی دارند، مثل وکیل، دکتر، پرستار یا مددکار اجتماعی و ….

در بعضی کشورها اما قانون پا را فراتر گذاشته و انتشار اسرار از سمت هر شخص یا گروهی را منع کرده است. مثلا در آمریکا قانون مهمی به نام هیپا (HIPPA) وجود دارد که سازمان‌ها یا افرادی را که به اصل هیپا متعهد هستند از اینکه اطلاعات پزشکی افراد را بدون اجازه آن‌ها در اختیار کس دیگری قرار دهند، منع می‌کند.

بیشتر ما مسئله رازداری را فقط برای وکلا یا پزشکان می‌دانیم، چرا که در چنین مشاغلی مردم به دلیل نیازشان به این افراد مراجعه می‌کنند و به همین دلیل باید به آنها اطمینان داشته باشند. بر مبنای این اطمینان است که آنها اسرار خود را بیان می‌کنند تا از راهنمایی‌ها برای رفع مشکل خود استفاده کنند. اما در مسئله حمایت‌گری قانون عموما دخالت زیادی (در مجموعه حوزه‌ها) ندارد و این جریان در ایران هم به همین ترتیب است. برای همین لازم است که این مسئله از بعد فرهنگی و اخلاقی بررسی شود و افراد در این زمینه آموزش ببینند و آگاهی خود را بالا ببرند.

برای روشن شدن مسئله حفظ اسرار در بحث حمایت‌گری در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم.

بیشتر بخوانید:

گامی در مبارزه با خشونت خانگی

حمایت از خشونت‌دیده تا کجا؟

چگونه با حمایت‌گری به جنگ خشونت خانگی برویم؟

جنبه فردی

شما از شخص خاصی حمایت می‌کنید و موظف هستید تا زمانی که از او اجازه نگرفته‌اید، دست به افشای اسرار او نزنید. به عنوان مثال شما درگیر حمایت کردن از دوستی می‌شوید که مورد خشونت خانگی قرار گرفته است. شما از شرایط دوست‌تان بسیار ناراحت هستید و بسیار تلاش می‌کنید که او را از شرایط خشونت‌بار نجات دهید. در مقطعی شما به کمک دوستان و اطرافیان‌تان نیاز پیدا می‌کنید و مطمئن هستید که با کمک این افراد قطعا شرایط دوست‌تان بهتر خواهد شد. نکته مهم این است که بدون اجازه یا توافق دوست‌تان نمی‌توانید از طرف او در خواست کمک کنید، مگر این که از قبل به یک توافق در این زمینه رسیده باشید.

جنبه گروهی

فرض کنیم که شما از یک هدف مهم حمایت می‌کنید، در این زمینه کمپین راه می‌اندازید و برای پیشبرد کمپین خود به عکس یا حتی نام افراد نیاز دارید. آیا فکر می‌کنید هدف مهم شما و تغییر احتمالی‌ای که از راه این کمپین به دست می‌آید به شما این اجازه را می‌دهد که اطلاعات افراد را بدون اجازه آن‌ها منتشر کنید؟

متاسفانه امروزه در فضای مجازی کمپین‌های زیادی را می‌بینیم که بدون اجازه افراد اطلاعات آن‌ها را منتشر می‌کنند. مثلا بدون اجازه عکس آن‌ها را منتشر می‌کنند یا حتی بدون اجازه عکس می‌گیرند و بعد از آن عکس‌ها را منتشر می‌کنند و به این دلیل که هدف مهمی را برای تغییر دنبال می‌کنند، احتمالا اشکالی در روش خود نمی‌بینند.

یکی از نمونه‌های موفق قابل اشاره در این زمینه اما کمپین یک‌میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر است. در این کمپین به داوطلبان که هدف‌شان جمع‌آوری امضا بود تاکید می‌شد حتما اول از افراد بپرسند که وقت دارند یا نه، بعد مختصری درباره قوانین نابرابر توضیح دهند و حتما دفترچه آموزشی‌ای را که از قبل توسط تیم حقوقی کمپین درباره قوانین نابرابر ایران تهیه شده بود در اختیار افراد قرار دهند. در مرحله بعد از آن‌ها بخواهند که اگر دوست دارند با ذکر مشخصات (نام، نام خانوادگی و شهر محل سکونت) برگه را امضا کنند. هیچ‌کس هم این حق را نداشت که به جای دیگری امضا کند و اگر فرد آمادگی امضا کردن نداشت، فرم امضا به شخص داده می‌شد تا بعدا امضا کند و به صندوق پستی اشاره شده در دفترچه قوانین بفرستد.

همچنین به امضا‌کنندگان گفته می‌شد هدف نهایی از جمع‌آوری امضا چیست و توضیح داده می‌شد که تنها یک تیم (تیم مسند‌سازی) به امضاها دسترسی دارد و اسامی افراد در نهایت در هیچ روزنامه یا وب‌سایتی چاپ نخواهد شد.

تمام این موارد گفته شده و آموزش داده شده به داوطلبان برای جلب اعتماد، بالا بردن آگاهی عمومی و در عین حال نشان دادن امانت‌داری افراد داوطلب جمع‌آوری امضا و اعضای اصلی کمپین بود که از این بابت به نظر نمونه موفق قابل توجهی است.

اگر رعایت این اصول اخلاقی از جمله امانت‌داری مهم نبود، هر کس می‌توانست به جای اعضای خانواده و دوستان خود امضا کند و قطعا یک میلیون امضا در مدت کمی به دست می‌آمد که مشخص است نه تنها ارزشی نداشت بلکه به لحاظ اخلاقی هم کار کاملا نادرستی بود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

موقعیت شغلی

نمونه دیگر امانت‌داری از معلومات دیگران و رازداری در زمانی است که شما به لحاظ شغلی درگیر حمایت‌گری می‌شوید. به عنوان مثال ممکن است شما پرستار، دکتر، معلم، مددکار یا دارای شغلی شبیه به این گروه‌ها باشید و به واسطه شغل‌تان درگیر کار با افرادی شوید که نیازمند حمایت و حمایت‌گری شما هستند. در این موارد بهترین الگو این است که بین شما و مراجع یا مددجوی شما توافق رازداری‌ (Confidentiality agreement) امضا شود. به این معنا که شما به افراد می‌گویید هرچه آن‌ها با شما در میان می‌گذارند بین شما و آن‌ها محفوظ خواهد ماند و شما حق ندارید بدون اجازه آن‌ها در موردشان یا درباره اطلاعاتی که در اختیار شما قرار داده‌اند با کسی صحبت کنید؛ مگر این که جان آن‌ها در خطر باشد یا مورد خشونت باشند یا دادگاه از شما این اطلاعات را خواسته باشد.

استفاده از داستان

شما اما به عنوان نویسنده، محقق، پژوهشگر، دانشجو یا استاد دانشگاه نیازمند استفاده از داستان شخص خشونت‌دیده هستید و اطمینان دارید که با استفاده از این داستان‌ها حتما باعث بالا رفتن آگاهی مخاطب خواهید شد یا مطلب شما باعث روشن‌تر شدن مسائل مطرح شده از سوی شما خواهد شد.

همچنین و مهم‌تر از همه این که اگر در مورد یک ماجرای واقعی صحبت کنید، حرف شما اعتبار بیشتری خواهد داشت. در این موارد شما می‌توانید از داستان شخص استفاده کنید اما باید تمام معلومات افراد از جمله اسم،‌ سن، جنس، محل سکونت و … را تغییر دهید تا باعث شناسایی خشونت‌دیده نشوید. حساسیت این کار چنان است که حتی اگر فکر می‌کنید در میان مخاطبان شما کسانی هستند که ممکن است از روی داستان هویت شخصیت داستان شما را بشناسند (مثلا داستان شما در مورد یک سلبریتی است)، در این صورت یا نباید از آن داستان استفاده کنید یا آن قدر در وقایع داستان‌تان دست ببرید که امکان حدس زدن از مخاطب گرفته شود.

چرا حفظ اسرار مهم است؟

گاهی حمایت‌گران به دلایل زیادی حق خود می‌دانند که حفظ اسرار نکنند و توجیه‌های مختلفی دارند. مثلا:

  • موقعیت خشونت‌دیده آن قدر بد است که دیگر به این مسئله اهمیت نمی‌دهد.
  • خودمان شاهد بودیم که آن‌ها این مسئله را با دیگران در میان گذاشته‌اند و در افشای موقعیت‌شان راحت بودند.
  • خیلی از موارد وقتی از موقعیت و داستان افراد استفاده می‌کنیم یا حتی اسم و عکس افراد را اعلام می‌کنیم، به جمع‌آوری مالی کمک بهتری می‌شود.
  • برای برانگیختن حس ترحم عمومی نیازمند برملا کردن هویت افراد هستیم.
  • افراد بدون دانستن مشخصات هیچ نوع کمکی نمی‌کنند.

در نهایت کسانی هم هستند که حق خود می‌دانند به جای دیگران تصمیم بگیرند چرا که به شدت درگیر حمایت‌گری شده‌اند.

تمام موارد مطرح شده اما به شما این اجازه را نمی‌دهد که حفظ اسرار نکنید. همان‌طور که وقتی فردی به پزشک یا وکیل مراجعه می‌کند و درباره بیماری یا مشکل خانوادگی‌اش مسائلی را با او در میان می‌گذارد، پزشک یا وکیل موظف به حفظ گفته‌ها و اسرار اوست، شما هم باید فکر کنید در موقعیت همان پزشک یا وکیل هستید و بدون اجازه فرد حق انتشار یا حق بازگویی موقعیت افراد را ندارید.

یادتان نرود که با بازگویی و بر هم زدن این اصل شما اصول اخلاقی را زیر پا می‌گذارید؛ همچنان که اعتماد خشونت‌دیده را در طول پروسه حمایت‌گری از دست می‌دهید و در بسیاری از موارد باعث از بین رفتن آبرو یا خدشه‌دار شدن موقعیت افراد می‌شوید.

افزون بر این شما ممکن است با این کار سلامت روان یک فرد آسیب‌دیده را بیش از پیش به خطر بیندازید چرا که معمولا فردی که در موقعیت خشونت است آسیب‌پذیرتر از افراد دیگر است و به خاطر نیاز به کمک، کمتر شما را نقد می‌کند یا از نقد کردن شما ترس دارد. این مسئله در طول زمان به سلامت روان فرد آسیب می‌زند.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

منبع ۵