صفحه اصلی  »  حق تحصیل
image_pdfimage_print
فروردین
۹
۱۳۹۸
خانواده‌ام مانع از رفتن من به دانشگاه می‌شوند
فروردین ۹ ۱۳۹۸
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, ,
shutterstock_106636898
image_pdfimage_print

Photo: JungHyun Lee//www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

پرسش:سلام. من یک دختر بیست‌ ساله هستم که در  شهرستان  کوچکی زندگی می‌کنم.  پدرم چند سال پیش درگذشته است و من  همراه مادر و برادر بزرگ‌تر زندگی می‌کنم. مادر و برادرم خیلی با من بدرفتاری می‌کنند. همیشه من را زیر نظر دارند، به طوری که حتی برای بیرون رفتن باید از آن‌ها اجازه آنها بگیرم. امسال در دانشگاه مرکز استان قبول شدم، اما به خاطر اینکه چند ساعت با شهر ما فاصله داشت، نگذاشتند ثبت‌نام کنم. مادر و برادرم می‌گویند  حتی اجازه نمی‌دهند در دانشگاه آزاد شهر خودمان درس بخوانم. چون شهر ما  دانشگاه دولتی ندارد، به همین دلیل یا باید در دانشگاه آزاد درس بخوانم یا  به شهر دیگری بروم. خلاصه کاری می‌کنند که من اصلا به دانشگاه نروم. مادرم حقوق پدرم را می گیرد، برادرم هم مغازه لباس‌فروشی دارد و درآمدش بد نیست.  با این وجود به من پول خیلی کمی می دهند، چه برسد به هزینه دانشگاه. مادرم در خانه خیلی من را اذیت می‌کند. مرتب دعوا می کند و می‌گوید دانشگاه یعنی چه! زودتر ازدواج کن برو خانه شوهر. بدون اجازه من با فامیل و آشنایان صحبت می‌کند و برای من خواستگار می‌آورد. چند وقتی است که یکی از اقوام دورمان به خواستگاری من آمده است. مادرم سرخود قول داده و الان به من فشار می‌آورد که باید قبول کنم. آقایی که به خواستگاری‌ام آمده اصلا مناسب زندگی نیست. بسیار خشونت طلب و عصبی است. در شهرمان به دعوا کردن شهرت دارد، ضمن اینکه فوق‌العاده سنتی است. اصلا هیچ علاقه‌ای به او ندارم اما مادرم می‌گوید عشق و علاقه الکی است. خلاصه در وضعیت بدی قرار دارم. چند سوال دارم از شما و ممنون می‌شوم اگر راهنمایی کنید. آیا مادر و برادرم می‌توانند مانع رفتن من به دانشگاه شوند؟ آیا از نظر قانونی این حق را دارند؟ آیا مادرم موظف نیست هزینه‌های من را بپردازد؟

پاسخ: سلام. متاسفم از مشکلی که برای شما پیش آمده است. از لحاظ حقوقی شما چون به سن رشد رسیده‌اید، می‌توانید در مورد زندگی خودتان تصمیم بگیرید و احتیاجی به اجازه مادر یا برادر در هیچ‌چیزی ندارید. اگر می‌خواهید به دانشگاه بروید، از نظر قانون هیچ فردی نمی‌تواند مانع شما شود. اما در مورد هزینه‌های زندگی عرض شود که نفقه شما هم‌اکنون به عهده مادرتان است. نفقه نیز همان ضروریات زندگی است. بر اساس ماده ۱۲۰۴ قانون مدنی: «نفقه اقارب عبارت است از مسکن و البسه وغذا و اثاث‌البیت به‌قدر رفع حاجت با درنظرگرفتن درجه استطاعت منفق.» همان‌طور که از ماده پیداست، هزینه‌هایی که برای رفع حاجت ضروری است، شامل نفقه می‌شود.  بنابراین هزینه تحصیل در دانشگاه و موارد مشابه جزء نفقه محسوب نمی‌شوند. اگر مسوول پرداخت نفقه از پرداخت آن خودداری کند، امکان شکایت کیفری از او و الزام به پرداخت نفقه وجود دارد. بر اساس ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۱: «هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزایی یا اجرای مجازات موقوف می‌شود.» اما به نظر می‌رسد شما نمی‌توانید از این ماده استفاده کنید، زیرا که مادرتان هزینه‌های ضروری را پرداخت می‌کند. ضمن اینکه شکایت کیفری به صرف ندادن هزینه، ممکن است مشکلات دیگری را برایتان ایجاد کند.

بیشتر بخوانید:

آیا رضایت شرط ازدواج نیست؟

آیا دادگاه بچه‌ها را به من می‌دهد؟

شکنجه کودک به دست پدر: چه باید کرد؟

پرسش: نه، قصد شکایت ندارم، اما می خواهم از قوانین مطلع باشم. در مورد ازدواج چطور؟ آیا مادر و برادرم می‌توانند من را مجبور به ازدواج کند؟

پاسخ: خیر. شما به‌هیچ‌وجه مجبور به اطاعت از نزدیکانتان در مورد ازدواج نیستید. یعنی مادرتان نمی‌تواند شما را وادار به ازدواج کند. حتی در صورتی که تصمیم به ازدواج با فرد خاصی گرفته باشید، باز مادرتان از لحاظ قانونی نمی‌تواند مخالفت کند. البته اگر پدر‌بزرگ پدری‌تان زنده باشند، برای ازدواج باید از ایشان اجازه بگیرید، زیرا بر اساس قانون مدنی ایران دختران برای ازدواج باید اجازه پدر یا جد پدری را داشته باشند. اگر هر دو در قید حیات نباشند، دیگر اجازه گرفتن از اشخاص دیگر از جمله مادر لازم نیست.

پرسش: پس اینکه مادرم این همه فشار روانی به من وارد می‌کند،  قانون منعش نمی‌کند؟

پاسخ: توجه کنید که باید نوع فشار روانی مشخص شود. اگر توهین و یا افترایی صورت بگیرد، جرم اتفاق افتاده است، اما مسائل دیگر از جمله بدرفتاری، کنترل کردن یا اصرار بر ازدواج جایگاهی در قوانین ندارند. گرچه قوانین اجازه چنین رفتارهایی را نداده است، اما مقرراتی هم راجع به آن ندارد. توجه کنید که قوانین نمی‌توانند هر رفتار نادرستی را جرم‌انگاری کرده و برای آن مجازات تعیین کنند.

 عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

پرسش: به نظر شما من چه کار می‌توانم بکنم تا مادر و برادرم اصلاح شوند؟

پاسخ: بهتر است به یک مشاور خانواده رجوع کنید تا در مورد نحوه برخورد با رفتارهای مادر و برادرتان با ایشان مشاوره کنید. گفتگوی منطقی و یا واسطه کردن بزرگترها شاید راهکار مناسبی باشد. در برخی موارد شاید بتوانید اقدام قضایی انجام دهید، اما توجه کنید اقدام قانونی ممکن است رابطه شما و خانواده‌تان را بدتر کند. معمولا در مسائل خانوادگی اقدام قضایی به عنوان آخرین راه‌حل پیشنهاد می‌شود. اگر فکر می‌کنید که زندگی در خانه برای شما غیر قابل ‌تحمل است و سبب آسیب‌های روحی روانی به شما می‌شود و رفتار مادر و برادرتان نیز در آینده نزدیک اصلاح‌ناشدنی است، می‌توانید به نحوی محل زندگی‌تان را جدا کنید. به عنوان مثال اگر در دانشگاهی در شهر دیگر تحصیل کنید، به هر حال برای چندین سال از خانه دور خواهید شد. به هر حال در این موارد حتما با مشاور خانواده مشورت کنید.

اردیبهشت
۷
۱۳۹۷
جایی از این جغرافیا که درس خواندن دخترها یک امر «لوکس» است
اردیبهشت ۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_797845894
image_pdfimage_print

Photo: TOWANDA1961/www.shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

هنوز «زرملک» در زنگ زده اتاقک روستایی مدرسه را طبق معمول هر روز باز نکرده است که احساس می‌کند موجود زنده‌ی رونده‌ای پشت دیوار خشتی مدرسه می‌خزد. کل مدرسه یک اتاقک ۲۴ متری خشتی است که تا همین سه ماه پیش و قبل از اینکه دانشجویان عبوری رشته جغرافیای یکی از دانشگاه‌های کشور برای گردش علمی گذرشان به آنجا بیفتد و پول جمع کنند و یک تکه موکت خواب‌دار برایش بخرند، حتی کف پوش هم نداشت.

زرملک در انتهای دیوار خشتی کلاس، پشت پوشال‌هایی را می‌گردد که انبار شده‌اند. یکی از دخترهای کلاس سوم دبستان آنجاست. گرچه آنها کلاس ندارند و همه پایه‌ها یک جا درس می‌خوانند. دخترک با یک کبودی روی چانه و با دست‌هایی که می‌لرزند، رفته و آنجا پنهان شده.

زرملک معلم یک روستای دورافتاده در حوالی شهرستان نیکشهر استان سیستان و بلوچستان، عملا پناه بچه‌های آن حوالی است. او دست دختر را می‌گیرد. دست دخترک یخ زده است. زرملک می‌پرسد: از کی اینجایی؟

از تن یخ‌زده دخترک می‌شود فهمید احتمالا ساعت‌ها آنجا پشت پوشال‌ها پنهان بوده است. زرملک دست دخترک را می‌گیرد و او را می‌کشاند داخل کلاس. بوی ادرار می‌آید. بغلش می‌کند. پدرش صبح زود وقتی رختخواب خیس شده از شب اداری دخترک را دیده، او را با چماقی که برای دور کردن حیوانات استفاده می‌کند، با آخرین توان کتک زده. به او گفته دخترهای سن او یکی یک بچه توی بغل‌شان است. گفته الان که رختخواب خانه پدری را خیس کرده، پس‌فردا که برود خانه بخت او را با خفت و خواری برمی گردانند. گفته دیگر حق ندارد برود مدرسه و همین معلم روستا آنها را رودار کرده.

زرملک پیراهن دخترک را بالا می‌کشد. از پهلوی راستش تا دنبالچه، جابه‌جا رد کبودی و کوبیدگی چماق مانده. او حتی مطمئن نیست که استخوان دخترک شکسته یا نه؟ فکر می‌کند کلاس که تمام شد او را ببرد خانه بهداشت نیکشهر.  

***

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

دشواری‌های زنانه

دختران خاک و رنج، دختران زلزله

قتل‌های ناموسی در رده نخست

زرملک: «هنوز او را نبرده بودم خانه بهداشت که پدرش وسط درس آمد و به زور کشاندش و بردش. خواستم نگذارم اما گفت من پدرش هستم و هر کاری دلم بخواهد با او می‌کنم. گفت بهتر است حرف اضافه نزنم چون راه شکایت کردن باز است. اینجا که باشی آنقدر خشونت و فقر معمولی و جزیی از زندگی است که خودت هم کم‌کم به آن همه خشونت عریان عادت می‌کنی. بین بچه‌ها تجربه لگد خوردن، پرت کردن اشیا، مشت زدن یا با دمپایی کبود شدن، یک تجربه روزانه و معمولی است و حتی بیشتر از وعده‌های غذایی شایع است. یک روز با حرکتی سریع به سمت دانش‌آموزی قدم برداشتم تا دفترچه‌اش را بگیرم اما او به تصور اینکه می‌خواهم کتکش بزنم سریع واکنش دفاعی گرفت و به سه کنج اتاق خزید. در همان یک حرکت ساده متوجه یک ماجرای دردناک شدم. او آن‌قدر کتک می‌خورد که نسبت به هر واکنشی شرطی شده بود. هم پسرها توی خانه ضرب و شتم می‌شوند هم دخترها، اما وضع دخترها به مراتب بدتر از پسرهاست. تازه وضع بچه‌های من خوب است. همکارم حوالی روستای توتان که برای مدرسه با دست‌های خودش یک کپر زده می‌گوید هیچ‌کدام از بچه‌هایش شناسنامه و اوراق هویتی ندارند.»

***

در مدرسه یک اتاقه زرملک ۱۹ پسر جلو می‌نشینند و ۱۳ دختری که او با سر زدن هر روزه و به زور التماس و تمنا از والدین‌شان برای سودآموزی آنجا جمع می‌کند، پشت سرشان.

زرملک هفته‌ای یک بار با حقوق اندکش برای آنها صبحانه گرم درست می‌کند. دخترها روزهای اول می‌ایستادند تا پسرها آرام آرام لقمه‌های نیمرو‌ی‌شان را بگیرند و بروند کنار. هیچ‌کدام‌شان جلو نمی‌رفتند تا پسرها کار لقمه گرفتن‌شان را تمام کنند. زرملک این درد فقر و تبعیض را خوب می‌فهمد. او همان موقع به دخترها و پسرها می‌گوید که غذا خوردن یک نیاز بشری برابر است و ربطی به جنسیت‌شان ندارد. می‌گوید که همه آنها یک جور و یک شکل هستند و بهتر است با هم دور یقلاوی صبحانه جمع شوند و لقمه بگیرند. سختی می‌کشد تا بتواند این رویه را جا بیندازد که هم پسرها بهشان برنخورد و هم دخترها خیال نکنند اضافه‌خور جمع‌اند.

***

زرملک: «خیال نکنید وضع پسرها خیلی خوب است. آنها هم درگیرند اما در این معادله سراسر فقر و فشار، باری که روی دوش دخترهاست کمرشکن‌تر از پسرهاست چون پسرها در همان شرایط فقیرانه، همدلی خانواده را دارند. یک روز زنگ انشا بود. من در مورد “من وجودی” و کاراکتر و شخصیت هر کدام‌مان برای بچه‌ها حرف زدم. گفتم موضوع انشای‌مان این باشد که دلمان می‌خواهد جای چه کسی باشیم؟ به جز یک نفر از دخترها که گفته بود دلش می‌خواهد جای دخترخاله‌اش باشد -آن هم به این خاطر که همیشه از طرف مادرش با او مقایسه می‌شود و سرکوفت می‌شنود- ۱۲ دختر دیگر دل‌شان خواسته بود جای یکی از مردان زندگی‌شان باشند؛ حتی گاهی جای مردی که آدم موثر یا مهمی هم  نبود.

***

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

هزاران کودک بلوچی که در مناطق صعب‌العبور جنوب سیستان و بلوچستان زندگی می‌کنند، فاقد شناسنامه هستند. زرملک می‌گوید در همه انواع و اقسام موارد فقر و تبعیض، دخترها آسیب‌پذیرتر از پسرها هستند: «فقر اینجا یک واقعیت تلخ و غیرقابل انکار است. فقر که باشد همه خانواده را درگیر می‌کند اما دخترها از همان حداقل مواهبی که یک خانواده فقیر از آن برخوردارند هم محروم می‌شوند. نان کمتر، لباس کمتر  و حق تحصیل نابرابر.»

او این‌طور تمام می‌کند: «دخترها حصار در حصارند.»

***

زرملک وقتی برای پیگیری علت غیبت زرنگ‌ترین و باهوش‌ترین دختر کلاسش به کپر آنها مراجعه می‌کند، از مادرش می‌شنود که دخترک به خاطر نداشتن لباس و قلم و کاغذ برای نوشتن مشق روزانه مجبور به ترک تحصیل شده است. زرملک فکر می‌کند آن دختر اگر هر جایی به جز این جغرافیای نفرین زده بود، می توانست یک جراح یا نابغه علمی باشد.

***

نتایج یک تحقیق محلی از سوی «عبدالغفار بلوچ زهی» و «حسین عبداللهی» درباره عوامل موثر بر ترک تحصیل دانش‌آموزان دختر دوره ابتدایی استان سیستان و بلوچستان  که سر فصل آنها فقر و تبعیض است، ادعاهای زرملک را تایید می‌کند.

قریب به ۲۰۰ هزار دختر در این استان از سوی خانواده‌های خود از ادامه تحصیل باز می‌مانند. مهم‌ترین علت بازماندن دختران از آموزش ابتدایی، نداشتن حداقل امکانات برای شرکت در کلاس درس و فقر فزاینده است. همچنین خانواده‌ها ترجیح می‌دهند دخترها در کلاس‌های مختلط مشارکت نکنند. آنها ترجیح می‌دهند اندک سرمایه خانواده را صرف آموزش و تحصیل پسران کنند و این رویه به حدی معمول و عادی است که وضعیت محرومیت تحصیلی دختران در روستاهای دورافتاده سیستان و بلوچستان و ترک تحصیل آنها به مرحله  بسیار نگران کننده و غیر‌قابل انکاری رسیده است.

***

زرملک اما از تلاش‌هایش برای کشاندن دخترها به کلاس درس می‌گوید: «بارها و بارها مسیرهای سخت و صعب‌العبور را می‌روم و برمی‌گردم. من با آنها مشاجره می‌کنم چون خودم فرزند فقرم. من زاده همین جغرافیا هستم اما از کودکی نسبت به این تبعیض‌ها سرکش و طاغی بودم. با خودم عهد کرده‌ام یک روز این قواعد را در هم بشکنم. می‌روم سراغ پدر و مادرها. آنها حتی چندین بار تهدیدم کرده‌اند. خیلی‌های‌شان اصلا می‌گویند چه ضرورتی هست؟ راه و مسیر تا اتاقک مدرسه دور است و ممکن است یک دختر با تردد در این مسیر به مخاطره بیفتد. به هر حال آنها باید دیر یا زود بروند خانه بخت. دخترها اینجا در ۱۲-۱۳ سالگی شوهر می‌کنند، غالبا هم به عنوان زن دوم یک مرد میانسال که فقط توان سیر کردن شکم آنها را دارد. یک دست لباس و یک وعده غذای ناچیز قیمت فقر این دخترهاست. یک نان خور کمتر، بهتر.»

***

«میرهان»، دهیار یک روستای دورافتاده شهرستان فنوج است. او هم نگذاشته دخترش درس بخواند. می‌گوید هیچ‌کدام از دخترها مدرسه نمی‌روند. می‌پرسم چرا او که سواد دارد اجازه نداده دخترش درس بخواند؟ علتش را مرد بودن معلم روستا عنوان می‌کند: «هنوز آن‌قدر بی‌غیرت نشده‌ام که بگذارم دخترم برود زیر دست یک مرد درس بخواند. خودت باشی اجازه می‌دهی دخترت برود بغل دست پسرهای ده بنشیند درس بخواند؟ اصلا درس به چه کارش می‌آید. همان سوزن دوزی و آینه دوزی یاد بگیرد کافی است.»

میرهان می‌خندد و می‌گوید: «ریحان، دخترم، خوشگل است. سر دستم نمی‌ماند. همین پارسال بود که یک تاجر پولدار از افغانستان خواستارش شد. گفت مثل دو زن دیگرش سر چشمش از او مراقبت می‌کند اما من دلم نیامد او را ببرند آن ور مرز و دیگر تا زنده باشم نتوانم خبرش را بگیرم.»

او می گوید اگر مرد تاجر این سوی مرز زندگی داشت، دختر ۹ ساله‌اش را می‌داد ببرد ….

فروردین
۸
۱۳۹۷
نگذاشت دختر نابینا مدرسه برود
فروردین ۸ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
Photo: 	DesignPicsInc/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: DesignPicsInc/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

پرسش: سلام. خواهر بزرگ‌تر من که الان ۲۳ سال دارد، نابینا است. متاسفانه چون در شهر کوچکی زندگی می‌کنیم، امکانات تحصیل برای نابینایان وجود نداشت و خواهرم نتوانست به مدرسه برود. فقط یکی از آشنایان که به نابینایان درس می‌داد، گاهی که به شهرستان می‌آمد یک چیزهایی به خواهرم یاد می‌داد. در مرکز استان مدرسه و مرکز آموزشی برای نابینایان وجود دارد، اما پدرم هیچ وقت خواهرم را به این مراکز نفرستاد. ما هفت برادر و خواهر هستیم و شرایط مالی خانواده هم خوب نیست، اما نزدیکان مانع مدرسه رفتن خواهرم شدند. خیلی‌ها گفتند مدرسه برود که چه بشود و حرف‌هایی از این دست.  متاسفانه حالا خواهرم بی‌سواد است.

من به تازگی در  دانشگاه مرکز استان قبول شده‌ام و می‌خواهم خواهرم را هم به اینجا بیاورم. استعداد خوبی در هنر دارد ولی با چند نفر متخصص که صحبت کردم می گویند باید اول مدرسه برود. با پدرم که صحبت کردم مخالفت کرد و اصلا راضی نمی‌شود. از طرف دیگر خواهرم خیلی سرخورده و ناامید شده است. متاسفانه مردم در شهر ما اصلا مساله را درک نمی‌کنند. از  همان بچگی خواهرم، خیلی‌ها می گفتند که حتما پدر و مادرم گناهی کرده اند و این بچه نابینا شده است. گاهی که در کوچه بازی می‌کردیم بعضی از بچه ها خواهرم را مسخره می‌کردند. خلاصه از همان زمان من خیلی به این فکر هستم که کاری کنم تا زندگی خواهرم خوب شود و به آرزوهایش برسد. متاسفانه پدر و برادر بزرگ‌ترم مخالفت می‌کنند. من چند سوال دارم. آیا قانونی وجود دارد که بگوید پدر و مادر نمی‌توانند مانع مدرسه رفتن فرزندشان شوند؟ آیا پدرم حق دارد از تحصیل خواهرم جلوگیری کند؟ آیا نباید هزینه خواهرم را برای تحصیل و چیزهای دیگر بدهد؟ اگر پدرم رضایت ندهد می‌توانم بدون اجازه او خواهرم را پیش خودم بیاورم؟

پاسخ: سلام. بابت مشکل پیش آمده برای خواهرتان متاسفم. در ایران توجه لازم به افراد دارای معلولیت نمی‌شود و سیاست‌های حمایتی کافی در این زمینه پیش‌بینی نشده است. در مورد حق تحصیل عرض شود که از قوانین موجود برداشت می‌شود که والدین باید فرزندان خود را در مدرسه ثبت‌نام کنند. حتی در سال ۱۳۸۱ قانونی با عنوان قانون حمایت از کودکان و نوجوانان تصویب شد و ممانعت از تحصیل جرم‌انگاری شد. گرچه ممکن است گفته شود چون در شهر شما امکانات آموزشی برای افراد نابینا وجود نداشته است، پدرتان وظیفه‌ای در قبال تحصیل خواهرتان نداشته است. اما به هر حال اگر امکانات مالی برای فرستادن خواهرتان به مرکز استان داشته است، ایشان موظف به این کار بوده‌اند.

به هر حال این مساله مربوط به گذشته است و به احتمال زیاد شکایت کردن به دلیل فراهم نکردن امکانات تحصیل در آن زمان، به نتیجه نخواهد رسید. مساله دیگر این است که بر اساس قانون اساسی ایران و برخی قوانین دیگر ، دولت موظف به فراهم کردن امکان تحصیل برای همه کودکان است. ضمن اینکه بر اساس کنوانسیون افراد دارای معلولیت که ایران نیز بدان پیوسته است، لازم است دولت تدابیر لازم برای آموزش معلولین را پیش‌بینی کند.

در وضعیت کنونی خواهر شما به سن بلوغ رسیده است و خودش می‌تواند در مورد امورات مربوط به خود تصمیم بگیرد. چون خواهرتان نابینا است،  محجور  حساب نمی‌شود. فقط نابالغان و افراد دارای معلولیت ذهنی، محجور محسوب شده و نمی‌توانند در مورد خودشان تصمیم‌گیری کنند. بنابراین اگر خواهرتان بخواهد تحصیل کند یا به شهر دیگری برود و یا هر کار دیگری، پدرتان از نظر قانون حق دخالت نداشته و نمی‌تواند مانع شود. بنابراین پدرتان به هیچ وجه نمی‌تواند از تحصیل خواهرتان جلوگیری کند.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

شوهرم مرا وادار به فروش مواد می‌کند

به زور شوهرش دادند؛ خودش را کشت

از این خانه بوی مواد و فساد می‌آید

پرسش: در مورد هزینه‌ها چطور؟ آیا پدرم موظف نیست که هزینه‌های خواهرم را بدهد؟

پاسخ: بر اساس ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی ایران، نفقه اولاد بر عهده پدر است و بر طبق  ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده: «هرکس با داشتن استطاعت مالی ، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع کند؛ به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. تعقیب کیفری، منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت، در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می‌شود.»

بنابراین پدرتان موظف به تامین هزینه‌های ضروری زندگی خواهرتان است. اما در مورد اینکه هزینه تحصیل، جزء نفقه است یا نه، اختلاف نظر وجود دارد. بیشتر قضات این‌گونه هزینه‌ها را از جمله نفقه نمی‌دانند. البته شاید بتوان گفت چون خواهرتان از ابتدا تحصیل نکرده و حداقل آموزش ابتدایی برای هر فرد، از ضروریات زندگی است؛ بنابراین پدرتان باید این هزینه را متقبل شود. اما به همان دلیلی که گفته شد، در صورت طرح دعوی احتمال به نتیجه رسیدن کم است.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

پرسش: در مورد هزینه‌های درمان چه؟ منظورم این است که ما تا حالا خواهرمان را به دکتر نبردیم. البته زمانی که تازه به دنیا آمده بود، چند بار دکتر رفتند. اما به هر حال الان پزشکی پیشرفت کرده و شاید راهی باشد تا خواهرم درمان شود؟

پاسخ: ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی در مورد نفقه مقرر کرده است که: «نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج، به‌واسطه نقصان یا مرض»  با توجه به این ماده می‌توان گفت پدرتان موظف است هزینه‌های درمان خواهرتان را بپردازد. توجه کنید نفقه زمانی است که نفقه‌دهنده توانایی مالی لازم را داشته باشد. بنابراین اگر درمان خواهرتان مستلزم هزینه بسیار زیادی باشد که از توانایی پدرتان خارج است، دیگر ایشان وظیفه‌ای در قبال آن نخواهد داشت.

دی
۲۷
۱۳۹۶
مادر و برادرم نمی‌گذارند درس بخوانم!
دی ۲۷ ۱۳۹۶
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
shutterstock_431603359
image_pdfimage_print

Photo: ImageFlow/shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

پرسش: سلام. من یک دختر بیست‌ ساله هستم که در  شهرستان  کوچکی زندگی می‌کنم.  پدرم چند سال پیش درگذشته است و من  همراه مادر و برادر بزرگ‌تر زندگی می‌کنم. مادر و برادرم خیلی با من بدرفتاری می‌کنند. همیشه من را زیر نظر دارند، به طوری که حتی برای بیرون رفتن باید از آن‌ها اجازه آنها بگیرم. امسال در دانشگاه مرکز استان قبول شدم، اما به خاطر اینکه چند ساعت با شهر ما فاصله داشت، نگذاشتند ثبت‌نام کنم. مادر و برادرم می‌گویند  حتی اجازه نمی‌دهند در دانشگاه آزاد شهر خودمان درس بخوانم. چون شهر ما  دانشگاه دولتی ندارد، به همین دلیل یا باید در دانشگاه آزاد درس بخوانم یا  به شهر دیگری بروم. خلاصه کاری می‌کنند که من اصلا به دانشگاه نروم. مادرم حقوق پدرم را می گیرد، برادرم هم مغازه لباس‌فروشی دارد و درآمدش بد نیست.  با این وجود به من پول خیلی کمی می دهند، چه برسد به هزینه دانشگاه. مادرم در خانه خیلی من را اذیت می‌کند. مرتب دعوا می کند و می‌گوید دانشگاه یعنی چه! زودتر ازدواج کن برو خانه شوهر. بدون اجازه من با فامیل و آشنایان صحبت می‌کند و برای من خواستگار می‌آورد. چند وقتی است که یکی از اقوام دورمان به خواستگاری من آمده است. مادرم سرخود قول داده و الان به من فشار می‌آورد که باید قبول کنم. آقایی که به خواستگاری‌ام آمده اصلا مناسب زندگی نیست. بسیار خشونت طلب و عصبی است. در شهرمان به دعوا کردن شهرت دارد، ضمن اینکه فوق‌العاده سنتی است. اصلا هیچ علاقه‌ای به او ندارم اما مادرم می‌گوید عشق و علاقه الکی است. خلاصه در وضعیت بدی قرار دارم. چند سوال دارم از شما و ممنون می‌شوم اگر راهنمایی کنید. آیا مادر و برادرم می‌توانند مانع رفتن من به دانشگاه شوند؟ آیا از نظر قانونی این حق را دارند؟ آیا مادرم موظف نیست هزینه‌های من را بپردازد؟

پاسخ: سلام. متاسفم از مشکلی که برای شما پیش آمده است. از لحاظ حقوقی شما چون به سن رشد رسیده‌اید، می‌توانید در مورد زندگی خودتان تصمیم بگیرید و احتیاجی به اجازه مادر یا برادر در هیچ‌چیزی ندارید. اگر می‌خواهید به دانشگاه بروید، از نظر قانون هیچ فردی نمی‌تواند مانع شما شود. اما در مورد هزینه‌های زندگی عرض شود که نفقه شما هم‌اکنون به عهده مادرتان است. نفقه نیز همان ضروریات زندگی است. بر اساس ماده ۱۲۰۴ قانون مدنی: «نفقه اقارب عبارت است از مسکن و البسه وغذا و اثاث‌البیت به‌قدر رفع حاجت با درنظرگرفتن درجه استطاعت منفق.» همان‌طور که از ماده پیداست، هزینه‌هایی که برای رفع حاجت ضروری است، شامل نفقه می‌شود.  بنابراین هزینه تحصیل در دانشگاه و موارد مشابه جزء نفقه محسوب نمی‌شوند. اگر مسوول پرداخت نفقه از پرداخت آن خودداری کند، امکان شکایت کیفری از او و الزام به پرداخت نفقه وجود دارد. بر اساس ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۱: «هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزایی یا اجرای مجازات موقوف می‌شود.» اما به نظر می‌رسد شما نمی‌توانید از این ماده استفاده کنید، زیرا که مادرتان هزینه‌های ضروری را پرداخت می‌کند. ضمن اینکه شکایت کیفری به صرف ندادن هزینه، ممکن است مشکلات دیگری را برایتان ایجاد کند.

پرسش: نه، قصد شکایت ندارم، اما می خواهم از قوانین مطلع باشم. در مورد ازدواج چطور؟ آیا مادر و برادرم می‌توانند من را مجبور به ازدواج کند؟

پاسخ: خیر. شما به‌هیچ‌وجه مجبور به اطاعت از نزدیکانتان در مورد ازدواج نیستید. یعنی مادرتان نمی‌تواند شما را وادار به ازدواج کند. حتی در صورتی که تصمیم به ازدواج با فرد خاصی گرفته باشید، باز مادرتان از لحاظ قانونی نمی‌تواند مخالفت کند. البته اگر پدر‌بزرگ پدری‌تان زنده باشند، برای ازدواج باید از ایشان اجازه بگیرید، زیرا بر اساس قانون مدنی ایران دختران برای ازدواج باید اجازه پدر یا جد پدری را داشته باشند. اگر هر دو در قید حیات نباشند، دیگر اجازه گرفتن از اشخاص دیگر از جمله مادر لازم نیست.

پرسش و پاسخ‌های حقوقی دیگر را ببینید:

خشونت علیه فرزند خوانده

آیا خواهرم ازدواج موقت کند؟

بیماری ام‌.اس زن و عدم توانایی حرکت و انجام کارهای خانه

اجبار کودک به گدایی

پرسش: پس اینکه مادرم این همه فشار روانی به من وارد می‌کند،  قانون منعش نمی‌کند؟

پاسخ: توجه کنید که باید نوع فشار روانی مشخص شود. اگر توهین و یا افترایی صورت بگیرد، جرم اتفاق افتاده است، اما مسائل دیگر از جمله بدرفتاری، کنترل کردن یا اصرار بر ازدواج جایگاهی در قوانین ندارند. گرچه قوانین اجازه چنین رفتارهایی را نداده است، اما مقرراتی هم راجع به آن ندارد. توجه کنید که قوانین نمی‌توانند هر رفتار نادرستی را جرم‌انگاری کرده و برای آن مجازات تعیین کنند.

عضو کانال تلگرام خانه امن شوید.

پرسش: به نظر شما من چه کار می‌توانم بکنم تا مادر و برادرم اصلاح شوند؟

پاسخ: بهتر است به یک مشاور خانواده رجوع کنید تا در مورد نحوه برخورد با رفتارهای مادر و برادرتان با ایشان مشاوره کنید. گفتگوی منطقی و یا واسطه کردن بزرگترها شاید راهکار مناسبی باشد. در برخی موارد شاید بتوانید اقدام قضایی انجام دهید، اما توجه کنید اقدام قانونی ممکن است رابطه شما و خانواده‌تان را بدتر کند. معمولا در مسائل خانوادگی اقدام قضایی به عنوان آخرین راه‌حل پیشنهاد می‌شود. اگر فکر می‌کنید که زندگی در خانه برای شما غیر قابل ‌تحمل است و سبب آسیب‌های روحی روانی به شما می‌شود و رفتار مادر و برادرتان نیز در آینده نزدیک اصلاح‌ناشدنی است، می‌توانید به نحوی محل زندگی‌تان را جدا کنید. به عنوان مثال اگر در دانشگاهی در شهر دیگر تحصیل کنید، به هر حال برای چندین سال از خانه دور خواهید شد. به هر حال در این موارد حتما با مشاور خانواده مشورت کنید.

بهمن
۱۹
۱۳۹۵
پیشگیری از خشونت خانگی با شروط ضمن عقد
بهمن ۱۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
10426886_867708813249577_550509066695526396_n-1
image_pdfimage_print

موسی برزین- پژوهشگر حقوقی

یکی از مهمترین عواملی که می‌تواند از خشونت خانگی پیشگیری کند،  پیش‌بینی ابزارهای قانونی عادلانه در روابط زوجین است. اگر قوانین اختیارات بیشتری به یکی از زوجین اعطا کند و طرف مقابل را به نوعی زیر سلطه و کنترل قرار دهد، قطعا احتمال سوء‌استفاده از این اختیارات وجود دارد.

تئوری توازن کنترل

بر اساس  یک نظریه جرم‌شناسی به نام «توازن کنترل[i]» که توسط چارلز تیتل[ii] ارائه شده است، کنترل افراد در ارتباط با یکدیگر باید متوازن باشد. یعنی میزان کنترلی که فرد می‌تواند بر دیگران اعمال کند با میزان کنترلی که دیگران می‌توانند بر فرد اعمال کنند باید متوازن باشد. تا زمانی که این دو عامل در توازن باشد همنوایی وجود خواهد داشت و در غیر این صورت رفتارهای مجرمانه و انحراف پدید خواهد آمد. از نظر تیتل انحراف زمانی به وجود می‌آید که یک نفر نسبت به دیگری یا دیگران دارای کنترل اضافی و یا نقصان کنترل باشد. این نظریه گرچه در حوزه جرم‌شناسی مطرح شده است اما می‌تواند در مقوله خشونت خانگی نیز کاربرد داشته باشد.

در حقوق ایران ابزارهای قانونی برای کنترل زن توسط مرد وسیع است، در حالی که قوانین قدرت محدودی را به زن برای کنترل مرد داده است. این عدم توازن را می‌توان یکی از عوامل مهم اعمال خشونت خانگی علیه زنان دانست. سوال اساسی قابل طرح این است که آیا می‌توان با راهکارهایی این عدم توازن در حقوق ایران را برطرف کرد؟ در جواب این سوال می‌توانیم بگوییم که پیش‌بینی شروط ضمن عقد نکاح مهمترین ابزار برای ایجاد توازن بین زن و شوهر است. اگر قوانین ایران اختیارات بیشتری در زندگی مشترک برای مرد قائل شده است می‌توان با پیش‌بینی شروطی این اختیارات را کاست.

شروط ضمن عقد

بر اساس قانون مدنی هر شرط و قراردادی که برخلاف قانون نباشد صحیح است بنابراین زنان می توانند در حین عقد نکاح یا پس از آن شروطی را پیش‌بینی کنند تا بر اساس آن اختیارات خود در زندگی مشترک را افزایش دهند.

بر اساس یک تقسیم‌بندی کلی شروطی که در عقود ذکر می‌شوند به سه دسته تقسیم‌بندی می‌شوند:

  • شروطی که باطل هستند و عقد را نیز باطل می‌کنند. این شروط شروطی هستند که بر خلاف مقتضای ذات عقد می‌باشند. در مورد اینکه مقتضای ذات نکاح چیست اختلاف نظر وجود دارد اما می‌توان گفت رابطه جنسی از اصلی‌ترین اهداف عقد نکاح است. بنابراین اگر شرط شود که زن و شوهر هیچ رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند به نظر می‌رسد این شرط باطل و باط‌ل‌کننده عقد است.
  • شروطی که خود باطل هستند اما عقد را باطل نمی کند. به عنوان مثال اگر شرط شود که مرد هیچ گاه حق طلاق زن را نخواهد داشت و یا اینکه زن ولی قهری طفل است، این شروط باطل و اثری نخواهند داشت.
  • دسته سوم شروط جایز هستند. این دسته شروطی هستند که زن و شوهر می‌توانند پیش‌بینی کنند. هدف از این نوشته نیز توضیح این دسته از شروط است.

حقوق جایز

۱-حق اشتغال: ماده ۱۱۷۷ قانون مدنی می‌گوید: «شوهرمی‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.» این ماده علاوه بر اینکه نوعی تبعیض می‌شود ممکن است زمینه‌ساز بروز خشونت خانگی از طرف مرد باشد. به همین دلیل می‌توان ضمن عقد نکاح یا پس از آن این ماده را بلااثر کرد. زنان می‌توانند شرط کنند که حق انتخاب هر شغل دلخواه خود را داشته و شوهر نمی‌تواند به هیچ وجه زن را از اشتغال به حرفه‌ای باز دارد. با وجود این شرط، مرد نمی‌تواند در شغل زن دخالت کرده و وی را از اشتغال به شغل معینی باز دارد.

۲-وکالت در طلاق: بر اساس قانون مدنی ایران مرد هر وقت بخواهد می‌تواند زن خود را طلاق بدهد در صورتی که زن برای جدایی از شوهر خود باید دلایل محکم و قانع کننده‌ای داشته باشد. اگر زن بخواهد بدون رضایت شوهر خود طلاق بگیرد باید در وضعیت عسر و حرج قرار گیرد و این امر را اثبات کند. همین مساله باعث شده است که زنان در بسیاری از موارد مجبور به تحمل زندگی نامطلوب باشند و برخی از مردان ممکن است از عدم اختیار زن در جدایی سوء استفاده کرده و شرایط نامساعدی را بر آنان تحمیل کنند.  برای برطرف کردن این تبعیض، زنان می‌توانند در عقد نکاح یا پس از آن شرط کنند که شوهر به زن وکالت در طلاق می‌دهد تا زن هر وقت بخواهد با مراجعه به دادگاه خود را مطلقه کنند. این شرط که در بین عموم به حق طلاق معروف شده است، می‌تواند تا حد قابل توجهی ابزاری باشد برای کنترل شوهر و همچنین راهکاری برای خاتمه دادن آسان به یک زندگی مشترک نامطلوب.

۳-حق تعیین مسکن: قانون مدنی ایران مقرر کرده است که اختیار تعیین مسکن با شوهر است، و زن باید در منزلی سکونت کند که شوهر تعیین می‌کند. این مقرره نیز در مواردی باعث سوء‌استفاده شده و زن را در وضعیت سختی قرار می‌دهد. توافق بر خلاف این مققره امکان‌پذیر است از این رو زن می‌تواند شرط کند که اختیار تعیین مسکن بر عهده اوست و یا این‌که بدون موافقت زن امکان انتخاب مسکن مشترک وجود ندارد.

۴– حق خروج از کشور: بر طبق قوانین ایران زن برای خروج از کشور موظف به اخذ اجازه از شوهر است. از آنجا که حق حرکت و مسافرت یکی از حقوق اساسی انسان‌ها است، این مقرره می‌تواند این حق اساسی را از زنان سلب کند. برای رفع این مشکل زنان می‌توانند شرط کنند که زوج اجازه خروج از کشور به زن را داده و به هیچ وجه حق ساقط کردن آن را ندارد. با وجود این شرط زن تا پایان زندگی مشترک احتیاجی به اخذ اجازه برای خروج از کشور را ندارد.

۵-حق ادامه تحصیل: گرچه در مورد این‌که آیا مرد می‌تواند همسر خود را از ادامه تحصیل بازدارد یا نه توافق نظر وجود ندارد اما در موارد قابل توجهی مشاهده شده است که مردان همسر خود را از ادامه تحصیل بازداشته و در صورت ادامه تحصیل اقدام به طلاق می‌کنند. از این رو بهتر است در ضمن عقد نکاح شرط شود که زن تا هر مقطع و زمانی که بخواهد می‌تواند ادامه تحصیل بدهد.

۶-حق تنصیف دارایی: بر اساس قوانین ایران زن و شوهر چه در هنگام زندگی مشترک و چه بعد از جدایی در اموال یکدیگر شریک نمی‌باشند. در عقدنامه‌های چاپی شرطی وجود دارد که اگر طلاق با تقاضای زن نبوده و زن عدم تمکین نکرده باشد، زن مالک تا نصف دارایی مرد خواهد بود. اما از آنجا که در این شرط عنوان شده است که «تا» نصف دارایی و همچنین مشروط به عدم تقاضای طلاق از طرف زن شده است، در این عمل این شرط بدون کارکرد باقی مانده است. از این جهت زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که اموال به دست آمده در زندگی مشترک در هر صورت پس طلاق به صورت نصف تقسیم شود. می‌توان شرط نمود که صرفا اموال مرد تنصیف شود و یا اموال هر دو زوج. در صورت چنین توافقی به نظر می‌رسد وجود مهریه ناعادلانه خواهد بود هر چند زن از لحاظ قانونی می‌تواند هم مهریه داشته باشد و هم با توافق شوهر، شرط تنصیف دارایی مرد را ذکر کند.

در پایان قابل ذکر است شروط مذکور مهمترین شروطی که می‌توان انجام داد می‌باشد و به جز آنها هر شرط دیگری که برخلاف قانون نباشد قابل ذکر در عقد ازدواج است. قطعا زن یک طرفه نمی‌تواند شروط مذکور را در عقد ازدواج ذکر کند بلکه حتما رضایت و توافق مرد شرط است.

[i] Control Balance Theory

[ii] Charles R. Tittle

مهر
۱۳
۱۳۹۴
خشونتی به نام ممنوعیت تحصیل
مهر ۱۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور- روزنامه نگار

بیشترین آمار کودک آزاری در ایران توسط والدین و در خانواده اتفاق می‌افتد. اما آمارهای نیم بند موجود فقط در مورد مصادیق روشن و آشکاری از کودک آزاری است که قابلیت اثبات یا گزارش­ دهی دارند. به ندرت کسی «محروم کردن یک کودک ازتحصیل» را یکی از مصادیق بارز کودک آزاری می‌داند.

«حسین اسدبیگی» رئیس مرکز فوریت‌های اجتماعی بهزیستی کشور، هشتم تیرماه سال جاری در گفت‌و‌گو با خبرگزاری آنا گفت “ در سال گذشته بیش از هشت هزار و ۶۶۴ مورد تماس تلفنی با مرکز اورژانس‌های اجتماعی درمورد کودک آزاری وجود داشته و عمده این کودک آزاری‌ها توسط والدین انجام شده است.”

بی‌تردید اشاره او به بخش‌های آشکار کودک آزاری است. یعنی‌‌ همان بخش‌هایی که قابلیت خبررسانی یا اطلاع دهی دارند. او به مواردی مثل ممنوعیتی که برخی والدین، خصوصا در برخی از مناطق محروم کشور نسبت به تحصیل کودکانشان روا می‌دارند اشاره‌ای نکرده است. مواردی که غالبا در آمارهای موجود آسیب‌های اجتماعی شماره نشده و مورد توجه قرار نمی‌گیرد. موردی که بی‌تردید می‌تواند از مصادیق بارز کودک آزاری محسوب شود.

حق آموزش از حقوق اولیه آدمی است، حقی که تبعیض آمیز نیست و برای همه آحاد انسانی به یک نسبت قابل دستیابی است. حق تحصیل یک حق یکسان است و محدود کردن کودکان برای آموزش نوعی خشونت علیه کودک محسوب می‌شود.

«محمد دیمه‌ور»، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در آستانه بازگشایی مدارس در سال جاری در یک نشست خبری از معرفی ۲۷۵ خانواده به دستگاه قضایی خبر داد که مانع از تحصیل فرزندانشان می‌شده‌اند.

او گفت که در سال تحصیلی گذشته بیش از ۳۵ هزار دانش‌آموز بازمانده از تحصیل به مدارس بازگشته‌اند و همچنین تلاش زیادی شده تا انسداد مبادی بی‌سوادی با جدیت دنبال شود.

با اینکه اصلی سی‌ام و سی و یکم قانون اساسی به طور واضح و روشنی بر لزوم حق تحصیل تاکید کرده و با اینکه پیمان نامه جهانی کودک که ایران از سال ۱۳۷۲ به آن ملتزم شده در ماده بیست و هشتمش «آموزش و تحصیل را حق همه کودکان می‌داند» اما هنوز هم خانواده‌های بسیاری در برخی مناطق محروم کشور از آموزش و تحصیل کودکانشان ممانعت می‌کنند.

این منع، غالبا به بهانه شرایط بد اقتصادی و با هدف بهره گیری از نیروی کار کودک در خانواده اعمال می‌شود. گر چه براساس قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که در سال ۱۳۸۱ به تصویب رسیده و در ماده چهار این قانون به صراحت گفته شده که والدینی که مانع از تحصیل کودکشان می‌شوند با مجازات ۳ ماه و ۱ روز تا ۶ ماه حبس یا تا ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی مواجه خواهند بود..

حمیده علیزاده کار‌شناس ارشد جزا و جرم‌شناسی از دانشگاه تهران در مورد این سوال که آیا حق تحصیل کودکان، یکی از حقوق قانونی آن‌ها محسوب می‌شود؟ می‌گوید:حق تحصیل کودکان هم مانند حق تابعیت، یکی از حقوق اصلی آن‌ها به حساب می‌آید. مادهٔ ۲۸ کنوانسیون حقوق کودک یکی از مفصل‌ترین قوانین آن است که در ارتباط با حق برخورداری کودکان از آموزش صحبت می‌کند.

این ماده به طور مفصل از به رسمیت شناختن حق آموزش و پرورش برای کودکان توسط حکومت‌ها صحبت می‌کند. اینکه تحصیلات دورهٔ ابتدایی اجباری و رایگان باشد. اینکه هزینه‌های تحصیل بایستی رایگان یا حداقل ارزان باشد. اینکه همه بتوانند وارد مدارس عالیه شوند. اینکه همهٔ کودکان در دوران تحصیل به مشاورهٔ شغلی و حرفه‌ای دسترسی داشته باشند و اینکه حکومت‌ها تلاش کنند کودکان بازمانده از تحصیل را دوباره به مدارس بازگردانند و تعداد آن‌ها را کاهش دهند همه در این ماده لحاظ شده است. »

این کار‌شناس با اشاره به اینکه ایران حتی پیش از پیوستن به پیمان نامه جهانی کودک درسال ۱۳۳۲ اولین قانون آموزش و پرورش عمومی اجباری را به تصویب رسانده می‌افزاید: در این قانون تحصیلات در مقطع ابتدایی برای شش سال برای همهٔ کودکان اجباری و رایگان شده و والدین پس تدوین آن موظف بودند فرزندان خود را به مدارس دولتی ابتدایی بفرستند و اگر چنین اقدامی از سوی آن‌ها صورت نمی‌گرفت به «پرداخت جریمه، جبران غفلت و مسامحه بدون عذر موجه» محکوم می‌شدند. پس از آن در سال ۱۳۵۰ تعلیمات راهنمایی هم اجباری شد و در صورتی که والدین از حضور فرزندانشان در مدرسه راهنمایی ممانعت به عمل می‌آوردند به پرداخت غرامت و تحمیل مجازات حبس محکوم می‌شدند. در حال حاضر هم مطابق مادهٔ ۱۰ لایحه حمایت از کودکان ونوجوانان به ده میلیون تا پنجاه میلیون ریال جریمه محکوم می‌شوند و اگر این ممانعت از سوی والدین ادامه یابد به نود و یک روز تا یکسال حبس محکوم خواهند شد. »

از این کار‌شناس می‌پرسم پس چرا کماکان شاهد کودکانی هستیم که با وجود این مواد صریح قانونی از رفتن به مدرسه منع می‌شوند؟ او میگوید: شرط اجرای چنین قوانینی تمکن مالی والدین یا سرپرست قانونی کودک است. یعنی اگر ثابت شود که این ممانعت بعلت فقر و عدم تمکن مالی صورت گرفته، جرمی برای آن‌ها در نظر گرفته نمی‌شود. اگرچه حتی در مواردی که جرم محرز بوده این ضوابط و قوانین چندان جدی گرفته نشده و کمتر اتفاق افتاده که والدینی که مانع حضور فرزندانشان در مدارس شده‌اند جریمه یا محبوس شوند. »

آیا قانون به شکایت فردی که مثلا همسایهٔ خانواده ایست که مانع تحصیل فرزندش شده، رسیدگی می‌کند؟

«اگر والدین یا سرپرست قانونی بدون علت، مانع تحصیل فرزندشان شوند بله. کافی است به یکی از ضابطین قضایی مثل کلانتری‌ها مراجعه کنید و علیه والدین کودک اعلام جرم کنید.»

محروم کردن کودک از تحصیل نوعی خشونت روانی است

حامد فرمند، فعال حقوق کودکان نیز می‌گوید «فارغ از جنبه حقوقی این ممانعت، محروم کردن کودک از تحصیل به طور مستقیم یا غیر مستقیم اعمال خشونت روانی بر علیه اوست. »

ممکن است توضیح بدهید که در این شکل ممنوعیت منظورتان از خشونت مستقیم و خشونت غیر مستقیم چیست؟

«منظور من از خشونت مستقیم، محروم کردن او از فرصت‌هایی است که تحصیل برای او فراهم می‌کند.

اما منظورم از خشونت غیر مستقیم جایگزین‌هایی است که معمولا به دلیل‌‌ همان جایگزین‌ها کودک از تحصیل محروم می‌شود. به عنوان مصال محرومیت کودک از تحصیل و وارد شدن او به چرخه کار، نوعی خشونت علیه کودک و نقض آشکار حقوق اوست. دقت کنید وقتی از فراهم کردن فرصت‌های تحصیلی برای کودک حرف می‌زنیم به کلیشه «تحصیلات بالا و عالیه یا متخصص شدن در حوزه خاصی» اشاره نمی‌کنیم. در اینجا به طور مشخص از آموزش‌های اولیه حرف می‌زنیم. از زمینه سازی برای بالا رفتن قدرت انتخاب و ایجاد فرصت‌های متنوع برای کودک. »

اگر این مسئله تا این حد دارای اهمیت است چرا به ندرت مورد توجه فعالان حقوق کودک قرار گرفته است؟

«این طور نیست که فعالان حقوق کودک در این زمینه کاری نکرده باشند. متاسفانه فعالیت فعالان مدنی و از جمله فعالیت فعالان حقوق کودک در ایران با محدودیت‌های بسیاری مواجه است. به همین دلیل هم اطلاعات و آگاهی ما از آن فعالیت‌ها محدود است. با این همه اخبار زیادی از اقدامات انجام شده برای آموزش کودکان و خصوصا آموزش کودکان مهاجر، توسط این فعالان به گوش می‌رسد. بسیاری از فعالان حوزه کودک در زمینه آموزش کودکان، فعالیت‌های مقطعی یا دائمی داشته‌اند و تجربه‌های متفاوتی در این حوزه وجود دارد که احتمالا ما نسبت به بخشی از آن‌ها بی‌اطلاعیم. »

اما نقش دولت در این میان چطور است؟

«متاسفانه اگر هم میل و اشتیاقی برای فعالان حقوق کودک در سازمان‌های غیر دولتی وجود داشته باشد، آنچه که فعالیت آنان را نامتمرکز می‌کند و در روند این فعالیت‌ها اختلال ایجاد می‌کند، دخالت‌های بخش دولتی در مسیر تلاش‌های فعالان مدنی است. به جای تسهیل کردن روند این فعالیت‌ها نوعی ناامنی ایجاد می‌کنند.»

آموزش چه تاثیری در بهبود شرایط روانی کودک دارد؟

«آموزش و تحصیلات به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر سلامت کودکان اثر جدی و آزمون شده‌ای دارد. این تاثیرات، فارغ از محتوای آموزشی است. یعنی علاوه بر اینکه روا‌شناسان و متخصصان پیشنهاد می‌کنند تا در محتوای آموزشی به مباحثی همچون سلامت، زندگی و معرفی الگوهای سالم بپردازند، اما محیط آموزشی خود به خود تاثیر عموما مثبتی بر فرد به جا می‌گذارد. »

چرا عموما؟

«می‌گویم عموما به این دلیل که در صورت دقیق نشدن در محتوای آموزشی و در نظر نگرفتن خروجی محیط آموزشی، احتمال دریافت‌های غلط در محیط وجود خواهد داشت. با این حال پژوهش‌ها به آثار مثبت آموزش بر روی سلامت بیشتر صحه گذاشته‌اند. به طور کلی اغلب محققان بر این باورند که مقدار سال‌های بیشتر تحصیل عمومی اثر مستقیمی بر بالا رفتن سطح عمومی سلامت فرد، سالم زندگی کردن و رفتار سالم داشتن دارد. یعنی افراد تحصیل کرده آکاهی‌های عمومی بالاتری دارند و نسبت به سلامت خودشان با دقت بیشتر رفتار می‌کنند و احتمالا از الگوی رفتاری سالم تری تبعیت می‌کنند. به عنوان مثال تحقیقات نشان می‌دهد که آموزش‌های عمومی باعث می‌شود افراد درآینده و در محیط‌های کاری٬ کمتر در معرض خطر و آسیب قرار گیرند و مراقب بهتری داشته باشند. »

به اعتقاد شما با محروم کردن کودک از تحصیل و آموزش سلامت روانی او به مخاطره می‌افتد؟

«بی‌تردید. با این کار سلامت روانی او به خطر می‌افتد و رفتارهای سلامت او در معرض آسیب قرار می‌گیرند. اگر جلوگیری از آموزش به خودی خود هم به دلیل قرار گرفتن «یادگیری» جزو حقوق اولیه کودک، جرم و عملی غیر قانونی محسوب نمی‌شد، باز هم به خطر انداختن سلامت روانی کودک قطعا قابل پذیرش نبود. »

اما آنچه که یک فعال حقوق کودک باید انجام دهد؟

« اما آنچه یک فعال حوزه کودک همانند یک فعال مدنی باید بتواند انجام دهد درک شرایطی است که یک معضل اجتماعی را ایجاد می‌کند، همچنین برقراری رابطه با جامعه هدف است. یعنی به صرف اینکه ما مشکل را شناسایی کرده‌ایم، نمی‌توانیم نسبت به رفع آن به صورت ضربتی عمل کنیم. باید به دنبال راهکارهای پایداری باشیم که بتواند سلامت جامعه را تضمین کند و آنچه این سلامت را به خطر می‌اندازد مانند آموزش عمومی ندیدن، با روشی سالم برطرف کنیم.»

منابع:

ستاد حقوق بشر قوه قضاییه شیعه نیوز سایت خبری – تحلیلی الف