صفحه اصلی  »  حقوق کودک
image_pdfimage_print
آذر
۲۱
۱۳۹۷
حق سلامت کودکان: معیارها چگونه باید تعیین شوند؟
آذر ۲۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: 						Yaruta/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: Yaruta/depositphotos.com

اسفندیار کیانی

حق سلامت، یک حق بشری است که در ماده‌ی ۲۵ اعلامیه‌ی جهانی و ماده‌ی ۱۱ میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد شناسایی قرار گرفته است. این حق حیاتی به‌خصوص در مورد کودکان که نوعاً برای استیفای حقوق خود به حمایت والدین متکی هستند، اهمیت بیشتری دارد. ماده‌ی ۲۴ کنوانسیون حقوق کودک مقرر می‌دارد که کودکان حق بهره‌مندی از “بالاترین حد دست‌یافتنی سلامت” و لوازم آن (حق) را دارند.[۱]

اما ماده‌ی سوم کنوانسیون مذکور، هنجار کلی‌ای را مقرر می‌دارد که منشاء تفاسیر و خوانش‌های متعدد و بعضاً متناقضی می‌شود. بنابراین ضروری‌ است که به این هنجار نگاهی انتقادی‌تر بیندازیم.

ماده‌ی سوم کنوانسیون حقوق کودک «بهترین منافع کودک»[۲] را معیار تمام رفتارهای دولت و ماده‌ی ۱۸، همین هنجار را برای والدین تجویز می‌کند. نحوه تعیین بهترین منافع کودک از سوی دو مرجع، مثلاً والدین و دادگاه اما می‌تواند منشاء اختلاف باشد، خصوصاً در مورد سلامت روانی کودکان.

بیشتر بخوانید:

نقش ناظر خشونت چیست؟

خشونت در حضور کودکان: جرم‌انگاری یا مداوا؟

شهادت یک ناشنوا در دادگاه*

یکی از مصادیق سلامت روان، رواداری و تساهل در مواجهه با هویت‌ها، ادیان و فرهنگ‌های متفاوت است. افرادی که نسبت به “دیگری” —مثلا افرادی از دین یا شهر دیگر— داری نفرت شدید و احساس خشم —بدون دلیل مادی، روشن و متقن— هستند، امکان ارتکاب خشونت بالایی نیز دارند. تعصب کور و دُگم‌اندیشی، تهدید جدی برای سلامت روان —چه درخانه و چه در جامعه— است. در مقابل، رواداری و مهرورزی معقول نسبت به «دیگری» نشانه‌ی سلامت  و بلوغ روانی افراد است.

اما آیا در ایران رواداری ترویج می‌شود یا برعکس، دُگم‌اندیشی و تعصب‌؟

حق شرط و نفع کودک

لازم به ذکر است که ایران ضمن حق تحفّظ یا شرط به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است. مصادیق اختلاف این کنوانسیون و شرع عمدتاً شامل اُصول عدم تبعیض، تعریف سن قانونی برای شناسایی کودک و امثالهم هستند که در شرع و نظام بین‌المللی حقوق بشر تعاریف بعضاً غیرقابل جمعی دارند.[۳] بنابراین، حق شرط نمی‌تواند متوجه «منفعت کودک» و تعریف‌ آن باشد، چه این فرض نه تنها خلاف روح و متن کنوانسیون، که خلاف عقل و انصاف خواهد بود.

اما بهترین منافع کودک را چه‌طور می‌توان تقویم کرد و چه مواردی باید در این خصوص مد نظر قرار بگیرند؟ همچنین چه میزانی از تساهل و رواداری را می‌توان در خانواده‌ی ایرانی تصور کرد؟

اهمیت عقیده‌ی کودک

تامین بهترین منافع کودک میسر نیست مگر با نگاهی انسانی به کودکان. در فهم حقوقی این هنجار، همان‌طور که در نظر مشورتی شماره‌ی ۱۴ کمیته‌ی حقوق کودک در سال ۲۰۱۳ آمده است،[۴] اُمور زیر به عنوان مبانی تعریف منفعت کودک پیشنهاد شده‌اند:

الف. نظر کودک: برای سنجش و فهم منافع کودک، نظر خود کودک باید از مهم‌ترین مواردی باشد که مدنظر قرار می‌گیرد. هر چند در نگاهی صرفاً قَیّم‌مآبانه به کودک، این معیار شاید کم‌رنگ جلوه کند، اما به نظر کمیته‌ی حقوق کودک سازمان ملل، و البته بر اساس منطق و انصاف، عقیده و نظر کودک سنگ بنای این تعریف است.[۵]

ماده‌ی ۱۲ این کنوانسیون در همین راستا مقرر می‌دارد که کودکان باید آزاد باشند تا در همه‌ی تصمیمات قضایی و اداری‌ای که متوجه آنهاست نظرشان را آزادانه بیان کنند. البته میزان اتکا به نظر کودک می‌بایست بنا به شرایط، نظیر سن، میزان پختگی و تجربه و …، مورد قضاوت قرار گیرد.

این استدلال که کودک متعلق به قشری آسیب‌پذیر و وابسته است نمی‌تواند مبنایی قانونی و اخلاقی برای محرومیت کودک از حق آزادی بیان باشد، خصوصاً در مورد تصمیماتی که مربوط به زندگی اوست.[۶]

ب. هویت کودک: ماده‌ی ۸ کنوانسیون به اهمیت مسئله‌ی هویت کودک اشاره دارد. کودکان متعلق به جوامع گوناگون انسانی هستند و نمی‌توان مصداقی همه‌گیر و عام برای منفعت آنها در خصوص سلامت روانی متصور شد. بنابراین منفعت کودک را باید در فضای واقعی زندگی کودک که برساخته‌ای از ویژگی‌های فرهنگی، زبانی، قومی، مذهبی و … است، ارزیابی و تقویم کرد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

مثلاً شاید یک مراسم مذهبی برای یک کودک مناسب و برای کودک دیگر نامناسب باشد و نقض حق او بر سلامت باشد.

به عنوان مثال فرض کنیم شخص ۱۷ ساله‌ای انتخاب می‌کند که به تجربه‌ی مناسک دین خاصی مبادرت بورزد. این مثال مصداق روشن منفعت کودک است، چرا که تجربه‌ی روش‌های زندگی دیگران، تمرینی عملی برای رواداری و فهم فرهنگ‌ها، آیین‌ها و ادیان مختلف است.

در این مثال خانواده‌ها باید تشویق شوند تا به کودک حق انتخاب بدهند، چرا که در غیر این صورت نه تنها آزادی فکر بلکه حق سلامت (روانی) کودک را نیز نقض کرده‌اند. حال آنکه اگر همین فرد در سن پایین‌تری در معرض مناسکی قرار گیرد که مروج تعصب و دُگم اندیشی (چه در لباس دین و چه غیر آن) باشد، حق سلامت روانی او نقض شده است.

بنابراین به جای یک استاندارد یک خطی، می‌بایست منافع کودک در شرایط و اوضاع و احوال خاص خود فهمیده شود.

اما والدین تا چه حد آزادند که منافع کودک را تفسیر کنند؟

بنا به حق و مسئولیتی که کنوانسیون حقوق کودک برای والدین در تربیت کودکان شناسایی کرده است،[۷] می‌توان موارد دیگری را نیز در خصوص سنجش منفعت کودک متصور شد که در نوشته بعدی خواهد آمد.

[۱] Convention on the Rights of the Child, art. 24, § ۱ “[the right of the child to the enjoyment of the highest attainable standard of health and to facilities for the treatment of illness and rehabilitation of health.”

[۲] Convention on the Rights of the Child, art. 3, § ۱ “[t]he best interests of the child shall be a primary consideration.”

[۳] برای مثال تعریف سن ۱۸ سال، صرف نظر از ویژگی‌های فردی کودک نظیر جنس، از مواردی بوده است که ایران را مجبور به استفاده از حق شرط در پذیرش این عهدنامه، به دلیل مغایرت با شرع و برای حفظ استقلال حقوقی، کرده است.

[۴] General Comment No. 14 (2013), on the right of the child to have his or her best interests taken as a primary consideration (art. 3, § ۱).

[۵] Ibid, § ۵۳٫

[۶] Ibid, § ۵۴٫

[۷] Supra note 1, art. 3 § ۲٫

آذر
۱۳
۱۳۹۷
بهره‌کشی و به‌کارگیری کودکان
آذر ۱۳ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , ,
shutterstock_311810603
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

موسی برزین وکیل خانه امن

پرسش: سلام.  خواهر من سه سال پیش در اثر بیماری سرطان در سن ۴۰ سالگی  درگذشت. دو فرزند داشت که الان یکی ۹ ساله و دیگری ۱۴ ساله است. متاسفانه شوهر خواهرم معتاد بود و یک سال پیش در اثر اعتیاد او هم درگذشت. سرپرستی فرزندان به پدربزگ (پدرشوهر خواهرم) سپرده شد. او متاسفانه با بچه‌ها خیلی بدرفتاری می‌کند. ما در شهر دیگری زندگی می‌کنیم و امکان سر زدن مرتب به بچه‌ها را نداریم. شاید سالی یک یا دو بار بتوانیم آنها را ببینیم. پدربزرگ بچه‌ها نیز وضع مالی خوبی ندارد. به همین دلیل بچه‌ها را مجبور به کار کردن می‌کند. پدربزرگ خودش  مصرف‌کننده مواد مخدر است. چندی پیش از یکی از آشنایان شنیدیم که بچه‌ها را در بازار به گدایی می‌فرستد. خیلی از شنیدن این خبر ناراحت شدم. زنگ زدم به پدربزرگ و تهدیدش کردم. او هم با کمال بی‌ادبی گفت “به شما ربطی ندارد. سرپرستی بچه‌ها با من است  و هرکاری دلم بخواهد می‌کنم.”  راستش خیلی عذاب وجدان دارم. گرچه خودمان هم وضع خوبی نداریم، اما می‌خواهم از این پدربزرگ بی‌مسوولیت شکایت کنم و سرپرستی بچه‌ها را بگیرم. با همسرم هم صحبت کردم که چندان راضی نبود اما قانعش کردم. لطفا ما را راهنمایی کنید. از کجا باید شروع کنم؟ به کجا بروم؟ مگر پدربزرگ می تواند بچه ها را به گدایی بفرستد؟

پاسخ: سلام. متاسفم که چنین مشکلی برای شما پیش آمده است. تصمیم شما خوب است و باید بچه‌ها را از این شرایط اسفناک نجات بدهید. در صورت ادامه این وضعیت آینده بچه‌ها به خطر می‌افتد. شما باید هم شکایت کیفری کنید و هم اقدام به طرح دعوای حقوقی. بر طبق قوانین ایران، هر کس کودکی را اجبار به تکدی‌گری کند مجرم است و فرقی نمی‌کند که چه نسبتی با بچه‌ها داشته باشد. بر طبق ماده ۷۱۳ قانون مجازات اسلامی: «هرکس طفل صغیر یا غیررشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموالی که از طریق مذکور به دست آورده است محکوم خواهد شد.» بنابراین این ماده پدربزرگ مجرم است و نمی‌تواند بگوید چون سرپرست بچه‌ها است، می‌تواند هر کاری که بخواهد بکند.

مورد دیگر این است که چون پدربزرگ بچه‌ها را به گدایی می‌فرستد و شاید هم با آن‌ها بدرفتاری می‌کند، شما علاوه بر مورد بالا می‌توانید به علت بهره‌کشی و آزار و اذیت کودک از پدربزرگ اعلام جرم کنید. بر طبق ماده ۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان: «هرگونه خرید، فروش، بهره‌کشی و به‌کارگیری کودکان به منظور ارتکاب ‌اعمال خلاف ازقبیل قاچاق، ممنوع و مرتکب، حسب مورد علاوه بر جبران خسارات وارده‌به شش ماه تا یک سال زندان و یا به جزای نقدی از ده میلیون  ریال تا ‌بیست میلیون  ریال محکوم خواهد شد.»  با توجه به این ماده می‌توان گفت که از آنجا که تکدی‌گری نوعی بهره‌کشی از کودک و عملی است ممنوع و برخلاف قانون، کسانی که افراد زیر ۱۸ سال را مجبور به تکدی‌گری می کنند محکوم به مجازات این ماده خواهند شد. همچنین بر اساس ماده ۴ این قانون «ھرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن عمدی سلامت و بھداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع است و مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس و تا ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.» تمامی این جرم‌ها از جرایم عمومی هستند و نیاز به شاکی خصوصی ندارند، با گزارش به دادستان ایشان موظف به پیگیری است. به همین دلیل شما به دادسرای محلی که بچه‌ها سکونت دارند بروید و کتبی به دادستان اعلام جرم کنید. حتما از دادستان وقت بگیرید و شفاهی هم اعلام کنید.

پرسش: من چطور می‌توانم اثبات کنم که پدربزرگ چنین رفتارهایی با بچه‌ها دارد؟

پاسخ: از روش‌های مختلفی می‌توانید اثبات کنید. بهتر است قبل از شکایت، به محلی که بچه‌ها تکدی‌گری می‌کنند بروید و یک فیلم از آنها بگیرید. سپس از اقوام، آشنایان و افراد مطلع یک استشهادیه تنظیم کنید. هرکسی که مطلع از رفتارهای بد پدربزرگ است می‌تواند شهادت دهد. در گزارش اعلام جرم  حتما به اعتیاد پدربزرگ اشاره کنید و خواستار تحقیقات محلی از همسایگان، آشنایان و همچنین محلی که بچه‌ها در آنجا گدایی می‌کنند بشوید. مقامات دادسرا خود تمام تحقیقات را انجام خواهند داد. توجه داشته باشید که دادستان به عنوان مدعی العموم موظف به شکایت از پدربزرگ است.

پرسش: برای گرفتن بچه‌ها چه کار باید بکنم؟ آیا بچه‌ها را به من می‌دهند؟

پاسخ: هم‌زمان با اینکه شکایت کیفری می‌کنید به دادگاه خانواده بروید و دادخواست سلب صلاحیت ولی قهری و تقاضای تعیین سرپرست برای کودکان را بدهید. بر اساس ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی: «هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل و یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند.» گرچه در صدر ماده از پدر و مادر سخن گفته شده است، اما به نظر می‌رسد پدربزرگ به عنوان ولی قهری نیز شامل این ماده شود. بنابراین با توجه به این ماده شما می‌توانید با طرح شکایت، عدم صلاحیت پدربزگ را پیگیری کنید. دادگاه در این مورد به تشخیص خود تصمیم‌گیری خواهد کرد. اگر دادگاه تشخیص دهد که پدربزرگ صلاحیت سرپرستی را ندارد، ممکن است ناظر و امینی برای نظارت تعیین کند.  اگر هم دادگاه تشخیص دهد که سرپرستی کودکان با  حضور امین و ناظر نیز تامین نمی شود، کودکان بدسرپرست شناخته شده و مشمول قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بد ‌سرپرست خواهند شد.  بر اساس این قانون زمانی که پدر و مادر، پدربزرگ پدری، قیم و یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی طفل را نداشته باشند، دادگاه سرپرستی را به فرد دیگری منتقل می‌کند. بند دال ماده ۸ و همچنین ماده ۱۰ این قانون مقرراتی را در این زمینه پیش‌بینی نموده است. در این صورت شما می‌توانید تقاضای سرپرستی بچه ها را نمایید. دادگاه اگر شما را صالح تشخیص داد و اقربای نزدیکتر دیگری نیز آماده برای سرپرستی نشدند، سرپرستی کودکان را ممکن است به شما واگذار کند.

 

شهریور
۵
۱۳۹۷
طعم گس ازدواج های نارس
شهریور ۵ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
shutterstock_1125258485
image_pdfimage_print

لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان در حالی در صحن مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان تصویب شده که هنوز ایرادات زیادی بر آن وارد است.

قانونلایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان در حالی در صحن مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان تصویب شده که هنوز ایرادات زیادی بر آن وارد است. از مهم ترین مشکلات این قانون این است که درآن درباره منع ازدواج کودکان و دختران هیچ گشایشی وجود ندارد. دیروز طیبه سیاوشی، از نمایندگانی که برای به صحن رفتن این لایحه تلاش های فراوانی کرد، در گفت و گو با ایلنا گفت: در طرح افزایش سن ازدواج که با قید یک فوریت تحویل مجلس شده، دختران بین ۱۳ تا ۱۶سال برای ازدواج باید حکم قانونی از دادگاه دریافت کنند و ازدواج دختران زیر ۱۳ سال نیز ممنوع خواهد شد». این یعنی اینکه به هر حال دخترانی که به اجبار مجبورند ازدواج کنند، هیچ مصونیتی نخواهند داشت چون اذن پدر می تواند قانون را عوض کند. این در حالی است که طبق آخرین آمار رسمی ثبت‌شده در سال‌های ۹۱ تا ۹۵،۴.۹ تا ۵.۶ درصد (حدود ۴۰ هزار)از کل ازدواج‌های ثبت شده در کشور در گروه سنی ۱۰ تا ۱۴ ساله قرار دارد؛ هرچند در این گروه سنی در کنار این آمار باید وجود آمار غیررسمی را نیز در نظر گرفت؛ ازدواج‌های ثبت نشده‌ای که بین مهاجران، اتباع غیرایرانی و کودکانی که دارای مادر ایرانی و پدر غیرایرانی هستند، روی می‌دهد. از طرفی ‌مدیرکل ثبت احوال کردستان اعلام کرده است که از چهار هزار و ۵۲۰ وقایع ازدواج ثبت شده در استان کردستان در چهار ماهه سال جاری ۹۷۰ مورد معادل ۲۱درصد زنان کمتر از ۱۸ سال و در آقایان هم ۳۶ مورد معادل هشت دهم درصد کمتر از ۱۸ سال بوده است.این آمار درحالی اعلام شده است که در روزهای اخیر کارشناس مسئول مرکز بهداشت استان مرکزی نیز آمار قابل تاملی از کودک‌همسرهای یکی از شهرستان‌های استان مرکزی اعلام کرده و گفته است: در این شهرستان ۳۵ دختر زیر ۱۰ الی ۱۳ سال عقد شده‌اند. در مناطقی از ایران که عرف جامعه در آن می پذیرد که دختر در سن پایین ازدواج کند، باید قانون بازدارنده وجود داشته باشد که متاسفانه مجلس در لایحه جدید توجهی به آن نکرده است. موضوعی که طیبه سیاوشی، نماینده مردم تهران مجلس شورای اسلامی نیز اعلام کرده و گفته است: در این قبیل اتفاقات بحث فقر و فرهنگ سنتی برخی مناطق مطرح است.او تاکید کرد که بسیاری با افزایش سن ازدواج موافق نیستند و به همین دلیل باید در این رابطه تلاش بسیاری انجام داد و روی این موضوع کار کرد. سیاوشی این امیدواری را نیز داده که این موضوع خیلی زود در صحن علنی مجلس به جریان خواهد افتاد. در طرح جدید که هنوز معلوم نیست در مجلس مطرح شود و سیاوشی درباره آن صحبت کرده، آمده است:«در این طرح حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۶ سال و برای پسران ۱۸ سال پیش بینی شده است؛ در حالی که اکنون حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال است و دختران زیر ۱۳ سال تنها با مجوز دادگاه امکان ازدواج دارند؛ اما در طرح جدید دختران بین ۱۳ تا ۱۶ سال برای ازدواج باید حکم قانونی از دادگاه دریافت کنند و ازدواج دختران زیر ۱۳ سال ممنوع خواهد شد».

بیوه های کم سن از معضلات ازدواج کودکان

در بعضی از استان‌های ایران پدیده ازدواج کودکان نسبت به بخش‌های دیگر بسیار بیشتر است؛ به‌گونه‌ای که در روستاها جمعیت زیادی از دختران کم سن و سال را می‌بینیم که بیوه شده‌اند. یعنی در سن ۱۰سالگی ازدواج کرده‌و در سن ۱۳ یا ۱۴ سالگی بعد از جدایی از همسر بیوه شده‌اند. مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری کهگیلویه و بویراحمد با ابراز نگرانی از آمارهای منتشره ازدواج‌های زیر ۱۳ سال در این استان، گفته است: ثبت ۳۸۴ واقعه ازدواج زیر ۱۸ سال در این استان برای اولین بار صورت گرفته است. میرمحمدی با اشاره به اینکه ازدواج های زیر ۱۳سال در استان کهگیلویه و بویراحمد به یک پدیده تبدیل شده است، گفت: من و بسیاری از کارشناسان چنین ازدواج‌هایی را قبول نداریم و معتقدیم نباید به سمت و سوی چنین ازدواج‌هایی رفت.وی گفت: ۳۸۴ واقعه ازدواج زیر ۱۸ سال در استان کهگیلویه و بویراحمد در سال گذشته به ثبت رسیده که از این تعداد ۲۵ واقعه زیر ۱۲ سال، ۶۳ واقعه زیر ۱۳ سال و ۱۲۴ واقعه زیر ۱۴ سال گزارش شده است.همچنین از سوی دیگر معلوم نیست که این ازدواج‌ها ثبت می‌شوند یا خیر. چون هیچ وقت آمار درستی از آن‌ها بیرون نمی‌آید و آمارها بسیار با هم متناقض است. براساس قانون، ازدواج‌های زیر ۱۳ سال باید با مجوز رسمی از دادگاه و داشتن «حکم رشد» باشد که اگر این‌گونه نباشد، محضردارانی که این ازدواج ها را به ثبت رسانده‌اند، دست به کار غیرقانونی زده و متخلف هستند. البته میرمحمدی در ادامه صحبت‌هایش این را نیز گفته که در زمان ازدواج باید تمامی جوانب جسمی و روحی برای دختران و پسران در نظر گرفته شود. ما نمی‌دانیم از ازدواج‌هایی که زیر ۱۳سال در این استان شکل گرفته، چه تعداد تحمیلی یا غیرتحمیلی بوده است. چندی پیش نیز نسیم جلالی زاده، وکیل دادگستری در گفت و گو با ایسنا با اشاره به اینکه متاسفانه آمارهای رسمی و غیر رسمی خبر از ازدواج‌هایی زیر سنین تعیین شده می‌دهند که نشانگر کافی نبودن چنین قوانینی در این زمینه است، گفته بود:«نظام حقوقی ایران از ابتدا تاکنون در خصوص شرط حداقل سن برای اقدام به ازدواج، دستخوش تحولات متعددی شده و مقررات متنوعی را تجربه کرده است اما در نهایت ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران به موضوع سن قانونی ازدواج می‌پردازد». وی افزود:« مطابق ماده ۱۰۴۱ قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب ۱۳۷۰/۸/۱۴ و تبصره آن، «عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط ‌به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است». این وکیل دادگستری بیان کرد: «بر اساس این ماده، در حال حاضر سن ازدواج در ایران برای دختران ۱۳ سال تمام شمسی و برای پسران ۱۵ سال تمام شمسی است و البته ازدواج قبل از این سن نیز منوط به سه شرط است که در ادامه بیان می‌شود». وی اذن ولی را اولین شرط بیان کرد و گفت: بر این اساس باید ولی اراده خود را مبنی بر موافقت با این ازدواج اعلام کند، موافقت ولی (یعنی پدر یا جد پدری) اگرچه لازم است اما با توجه به آنچه در ماده به آن اشاره شده، کافی نیست.جلالی‌زاده دومین شرط بر اساس این قانون را رعایت مصلحت کودکان دانست و افزود: طفل یک مفهوم بسیار سیال است و تحت عنوان «غبطه»در فقه آمده و به معنای مصالح و منافع عالی کودک در ماده ۳۳ کنوانسیون حقوق کودک بیان شده اما تشخیص مصلحت کودک کار مشکلی است. وی تایید دادگاه صالح را سومین و مهم‌ترین شرط دانست و ادامه داد: مهم‌ترین شرطی که می‌تواند حقوق کودک و نوجوان را در این ازدواج‌ها تامین کند، دخالت و تایید دادگاه است. این وکیل دادگستری بیان کرد: بر این اساس دادگاه به موضوع رسیدگی می‌کند و تنها در صورتی اجازه ازدواج را می‌دهد که مصلحت کودک را احراز کند.

منبع: پایگاه خبری قانون

تیر
۲۱
۱۳۹۷
چه‌وقت باید مانع از برهنه دیده‌شدن مقابل کودک‌مان شویم؟
تیر ۲۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
shutterstock_429626740
image_pdfimage_print

کیتی هرله*، ترجمه: میناخراسانی//

اخیرا از طرف یک پدر (خانه‌دار) نامه‌ای دریافت کردم که نگرانی‌هایی درباره دوش‌گرفتن جلوی دختربچه ۳ ساله خود داشت. دغدغه‌اش این بود که از چه زمانی باید مانع آن شد که کودکان والدین‌شان را برهنه ببینند. تا پیش از این هیچ‌وقت به این صرافت نیفتاده بود، اما ناگهان با سوالات زیاد دخترش درباره آلت مردانه‌اش روبه‌رو شده بود… و نگران بود نکند دخترک بیش از حد به آناتومی بدن او دقت می‌کند.

 

این دغدغه و احساس ناراحتی مربوط به حمام‌گرفتن در مقابل کودکان منحصر به این پدر نیست و من بارها با سوالات این چنینی از سوی والدین روبه‌رو شده‌ام.

خود من از سال ۲۰۰۶  تا به‌حال یک حمام بدون ناظر نداشته‌ام و تقریبا این امر به شکل عجیبی در سکوت برگزار شده و مجبور به پاسخ‌دادن هیچ سوالی در طول حمام گرفتن نبوده‌ام. بچه‌هایم در سنین ۷ و ۹ سالگی دیگر در زمان دوش‌گرفتن من دماغشان را به شیشه حمام نچسبانده‌اند و اگر هم برای یک لحظه سرو‌کله‌شان پیدا شود، معمولا از سر اتفاق بوده است. اگرچه نگران این مسئله نیستم و متوجه شده‌ام که هر دوی آنها در این صورت معمولا قبل از بیرون رفتن می‌گویند: «متاسفم مامان، فکر کردم که بیرون آمدی». آنها خودشان به اهمیت حریم خصوصی در زمان حمام‌گرفتن پی برده‌اند و این برای من خوب است.

واقعیت آن است که یک سن مشخص برای امتناع از دوش‌گرفتن یا لباس عوض‌کردن جلوی بچه‌ها وجود ندارد. خانواده‌ها با هم فرق می‌کنند و میزان راحتی آنها درباره مسئله برهنگی مقابل کودکان متفاوت است. با این‌حال، بچه‌ها وقتی که کم‌کم از بدن خود آگاهی می‌یابند تمایل به داشتن حدی از حریم خصوصی دارند و در واقع از اینکه پدر و مادرشان را برهنه ببینند خجالت می‌کشند. اگر هنوز هم درگیر با این مسئله هستید، می‌توانید از راهنمای زیر استفاده کنید که به شما کمک می‌کند تا درباره اینکه خودتان و بچه‌هایتان در خانه چطور راحت هستید بهتر تصمیم بگیرید:

 

مراقب نشانه‌ها باشید

در سنین حدود ۶ سالگی بیشتر بچه‌ها مفهوم حریم خصوصی را درک می‌کنند و احتمالا طالب حیای بیشتر در خانه هستند. ممکن است متوجه شوید که کودک شما دیگر نمی‌خواهد با خواهر و برادرش حمام برود، در حمام و دستشویی در را پشت سرش می‌بندد و یا اینکه حتی وقت لباس عوض‌کردن هم در اتاق را می‌بندد. این به آن معناست که کودک شما در حال بزرگ‌شدن است و طالب ایجاد و داشتن یک حریم (خصوصی) است؛ این اتفاق خوبی است. بهترین کار آن است که به این مرزها احترام بگذارید تا به کودکتان نشان دهید که شما اهمیت داشتن مقداری فضای خصوصی در زمان حمام یا دستشویی و لباس‌پوشیدن را درک می‌کنید.

درباره مرزهای شخصی حرف بزنید

در حالی‌که بعضی بچه‌ها حوالی ۶ سالگی شروع به تعریف و حفظ حریم خصوصی می‌کنند، تعداد زیادی از بچه‌ها این کار را نمی‌کنند. بعضی بچه‌ها واقعا از حمام‌گرفتن با خواهر و برادرهایشان لذت می‌برند و احساس نیاز به فضای خصوصی برای حمام‌کردن ندارند. همچنین احتمال دارد که نسبت به برهنگی شما در زمان دوش‌گرفتن یا لباس عوض‌کردن نسبتا بی‌توجه به نظر برسند. درباره مرزهای خصوصی در خانواده صحبت کنید. وقتی صحبت از حیا می‌شود، همه ما حریم‌های راحت خود را داریم؛ و این مهم است که به مرزهای یکدیگر احترام بگذاریم. درباره چیزهایی مثل درزدن و اجازه‌گرفتن قبل از ورود به یک اتاق حرف بزنید. این قانون در خانه ما توسط دخترم که که ترجیح می‌داد موقع لباس‌پوشیدن برای مدرسه در اتاق تنها باشد مقرر شد. ارتباط و گفتگوی باز و صادقانه درباره مرزهای خصوصی به کودکان شما کمک می‌کند تا مفهوم احترام به حریم خصوصی را درک کنند. همچنین به آنها می‌آموزد تا مرزهای شخصی خود را معین کنند.

به نیازهای خودتان توجه کنید

اگر شما از آن دست آدم‌هایی هستند که واقعا دوست دارند پوشیده باشند، لازم نیست که به‌خاطر کودکتان تظاهر به لذت‌بردن از برهنگی کنید. در واقع وقتی پدر و مادر سطوح مختلف حیا را دارند، این در واقع به کودکان آموزش می‌دهد که همه ما با هم متفاوتیم. اگر کم‌کم درباره برهنه‌بودن در برابر کودکتان احساس ناخوشایندی را تجربه کردید و نیاز به حریم خصوصی بیشتری در زندگی داشتید، همین کار را بکنید. بهتر است که به‌جای فرارکردن و پنهان‌شدن که پیام گیج کننده‌ای به کودک می‌دهد، نیازهایتان را با او در میان بگذارید. چون نمی‌خواهید او فکر کند که برهنگی شرم‌آور یا غلط است. مثلا بگویید: «مامان الان در حمام کمی فضای خصوصی می‌خواد، بیا تا وقتی من تنهایی دوش می‌گیرم یه کار جالب برای تو پیدا کنیم که انجام بدی.»

کلید مسئله احساس راحتی است

 

در حالی‌که علم زیادی درباره روش «درست» در این باب وجود ندارد، خط قرمز، راحتی است. یک قانون کاربردی خوب آن است که والدین باید پشت سر کودک حرکت کنند. وقتی کودک شما برای لباس‌پوشیدن یا دستشویی‌رفتن خلوت می‌خواهد، دارد این پیام را می‌دهد که نیاز به حریم خصوصی را درک می‌کند. این یک نشانه خوب برای والدین است که دیگر برهنه در خانه نچرخند یا جلوی کودک دوش نگیرند. اگر بچه در این مورد دغدغه‌‌ای ندارد، آن‌را اجبار نکنید.

البته برای اینکه راحتی کلید محوری برای این مسئله باشد، مهم است که راحتی همه اعضای خانواده در نظر گرفته شود. این به معنی توجه دقیق به احساس و خواسته بچه‌ها، پدر و مادر در زمان لباس عوض‌کردن یا حمام‌رفتن است. مثلا برای من اینکه هر کدام از بچه‌ها مرا در حمام و دستشویی ببیند مسئله‌ای نیست، اما پدرشان عموما در را می‌بندد. این امر هیچوقت مسئله‌ساز نبوده و بچه‌ها حتی به‌ندرت متوجه این تفاوت شده‌اند، اما همیشه به معنی در بسته احترام می‌گذارند و به‌جای مثلا لگدزدن و باز‌کردن در، همیشه صبورانه بیرون منتظر می‌مانند. گاهی پیشرفت طبیعی که در درون خانواده اتفاق می‌افتد، بهترین راهنما برای آن است که بدانیم چه کاری را چه وقت انجام دهیم.

 

فقط کافی است که درباره‌اش نگران نباشیم و اجازه بدهیم که به‌طور طبیعی اتفاق بیفتد.

***

منبع

*روان‌درمانگر کودک و نویسنده و مشاور والدین

تیر
۲۰
۱۳۹۷
بگذارید کودکانِ والدین زندانی، شنیده شوند
تیر ۲۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_117841213
image_pdfimage_print

Photo: mayok21/shutterstock.com

معجزه برگ

نوشته حامد فرمند فعال حقوق کودک

آن روز با کیوان* پسر ۸ ساله کم حرف کمپ، تنهایی از گروه که در حال بازی در دریاچه بودند جدا شدیم و به سمت کابین رفتیم تا لباسش را عوض کند. جواب هیچ سوالی را نمی‌داد و تا آن روز هم کمتر امکان ارتباط برقرار کردن با او برایم فراهم شده بود. در اتاق می‌دانستم با دفتر نقاشی‌ام می‌توانم سرگرمش کنم اما راه دیگری برای ارتباط با او نمی‌دانستم. بی‌هوا تکه برگی از زمین برداشتم. بالاخره به حرف آمد و پرسید می‌خواهی باهاش چه کار کنی؟ هیچ ایده‌ای نداشتم و ترجیح هم دادم داستان نسازم. گفتم نمی‌دانم. تا به در اتاق برسیم، یک بغل برگ برایم جمع کرد و یکی یکی یا چندتا چندتا به دستم داد. هر دو می‌دانستیم که ممکن است این برگ‌ها به هیچ کاری نیاید، اما راه ارتباطی ما را برقرار کرد. کیوان عاشق طبیعت بود و با او می‌شد ساعت‌ها در جنگل راه رفت یا به یک برگ خیره شد.
آخرین روز کمپ، وقتی آیوا* دختر ۸ ساله کمپ دلتنگ خانه شده بود، و آن‌قدر هم با من نزدیک نبود تا از دلتنگی‌اش بگوید، و البته من تنها کسی بودم که آن لحظه در کنارش بودم، دوباره به معجزه برگ پناه بردم. گفتم می‌دانی من برگ جمع می‌کنم. او هم که تا آن لحظه جواب هیچ سوالی را نداده بود، پرسید: برای چی؟ من هم همان جواب صادقانه را دادم: نمی‌دانم. اما برگ، کار خودش را کرد. آیوا، فردا صبحش هم با لبخندی پهن‌تر از صورت کوچکش سراغم آمد و یک بغل برگ برایم آورد.
برگ‌ها را به خانه آوردم و شاید بتوانم تصویری از آن‌ها بسازم،‌ شاید هم ناچار شوم همه را دور بریزم. اما آن‌ها، راه ارتباطی من با کودکانی بودند که به خصوص به خاطر شرایط خانوادگی و حضور یک یا هر دو والد در زندان و ندانستن راه‌های بیان احساسات، ترامای جدایی از والد را با فشار روانی بیشتری تحمل می‌کنند. برگ‌ها، پل ارتباطی من و کودکانی شدند که گاه زبان و گاه موانع احساسی امکانی برای این رابطه برقرار نکرده بود.
تجربه کمپ، تجربه یگانه‌ای بود که امسال برای سومین بار تکرارش کردم. برای من، کمپ تنها بیست و چند کودک پسر و دختری که همراه‌شان بودیم نیست، تجربه‌ای است از ارتباط با میلیون‌ها کودک در آمریکا و جهان که والدین زندانی دارند و نیاز داریم تا با ابتکار،‌ راهی برای ارتباط با آن‌ها پیدا کنیم.
* اسامی این کودکان برای مراقبت از حریم خصوصی‌شان تغییر کرده است.

منبع

تیر
۱۲
۱۳۹۷
استحمام کودک ۷ ساله با سموم کشاورزی توسط پدر بی رحم
تیر ۱۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
8248555_721
image_pdfimage_print

Photo: www.yjc.ir

به گزارش خبرنگار حوزه حوادث و انتظامی گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ این روزها خبرهای کودک آزاری با جدیت بیشتری از طرف رسانه ها  منتشر می شود و مورد پیگیری قرار می گیرد.

از طرفی حساسیت مردم نسبت به وقوع هر گونه کودک آزاری در نقاط مختلف نیز افزایش پیدا کرده است و خوشبختانه مردم در گزارش دهی موارد کودک آزاری که در همسایگی و نزدیکی خود مشاهده می کنند با حس مسئولیت پذیری بیشتری نسبت به گذشته  مداخله می کنند تا شاید پادرمیانی مسئولانه آنها جان کودکی گرفتار در پنجه والدین کودک آزار و مجرمان و خلافکار را نجات بخشد.

لایحه حمایت از حقوق کودکان بالاخره هفته گذشته به ایستگاه نهایی خود یعنی به «صحن علنی» رسید و همه افراد حامی حقوق کودکان چشم انتظار بررسی و تصویب نهایی این لایحه هستند تا شاید چماق قانون بتواند ناقضان حقوق کودکان را تادیب کند و از اخبار تلخ و وحشتناکی که هر ساعت و هر روز در خصوص کودکانی که مورد اذیت و آزار قرار می گیرند کاسته شود.

طی روزهای اخیر در شبکه های اجتماعی ماجرای وقوع یک کودک آزاری وحشتناک دیگر در یکی از روستاهای شهرستان خمام در استان گیلان منتشر شده است.

ماجرا از این قرار است که سرپرستی پسری ۷ ساله پس از جدایی والدین وی از یکدیگر، به پدر خود سپرده شده است و پدر کودک بیچاره را با خود به شالیزاری واقع در یک مزرعه انتقال داده است و البته محل سکونت کودک فوق درون یک چادر در نزدیکی مزرعه قرار داشته است.

پس از حدود یک هفته از استقرار پدر و پسر در شالیزار فوق، برخی از مردم محلی وضعیت نامناسب زندگی این پدر و پسر را به اورژانس اجتماعی و نیروی انتظامی  گزارش داده اند.

تن لرزان کودک از حضور پدر کودک آزار

بر اساس گفته های شاهدان عینی شرایط کودک ۷ ساله به قدری حاد و تامل برانگیز بود که پدر این پسر بچه ۷ ساله برای استحمام وی از سموم کشاورزی موجود در مزرعه استفاده می کرده  و مردم محلی در حالی کودک را مشاهده کردند که هیچ گونه لباسی بر تن نداشته است و از شدت ترس و اضطراب به خود می لرزیده است.

پس از تماس مردم با نیروی انتظامی و اورژانس اجتماعی برای نجات جان کودک از چنگال پدر کودک آزار که به گفته برخی منابع محلی به بیماری روانی مبتلا است، نیروهای اورژانس اجتماعی در محل استقرار پدر و کودک حاضر شده و با مشاهده  وجود سلاح سرد (چکش و چاقو) در کنار پدر کودک، محل را ترک کرده و رسیدگی به موضوع را منوط به حضور پلیس برشمرده اند.

یکی از اهالی روستا مجددا به کلانتری مربوطه مراجعه کرده است و  در نهایت با پیگیری های نیروی انتظامی و قاضی کشیک پدر کودک آزار به کلانتری  منتقل شده و کودک نیز با هماهنگی های صورت گرفته  به مادر وی تحویل داده شده و نگهداری او تا صدور رای نهایی دادگاه به مادر واگذار شده است.

بر اساس گفته افراد مطلع از وضعیت کودک مورد آزار قرار گرفته ۷ ساله گیلانی، پدر این کودک به منظور ارزیابی بیماری حاد روانی به یکی از بیمارستان های تشخیص اختلالات روانی انتقال داده شده است و در حال حاضر کودک نزد مادر خود حضور دارد.

اگر اختلال روانی پدر کودک آزار خُمامی  به اثبات نرسد و به جرم کودک آزاری به زندان انداخته شود، بدون تردید او هم با شرایط فعلی که قانون مستحکمی در حمایت از کودکان وجود ندارد، مثل پدر و نامادری کودکان شکنجه شده ماهشهری می تواند  با ارائه فیش حقوقی از مخمصه بازداشت و زندان آزاد شود.

ای کاش نمایندگان مردم در خانه ملت زنگ هشدار  فوت و  آسیب دیدن کودکان مورد آزار واقع شده توسط والدین و دیگر مجرمان را  جدی بگیرند و وظیفه اصلی خود در تحقق حقوق شهروندان که بخشی از آن را کودکان شامل می شوند را ادا کنند.

گزارش از فرزانه فراهانی

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

تیر
۸
۱۳۹۷
الفبای کودک
تیر ۸ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Depositphotos_43199719_s-2015
image_pdfimage_print

Photo: gulfen//depositphotos.com

گفت و گو با رضا عبدی، فعال حقوق کودک و سردبیر سایت الفبا

زمانی که نهادهای رسمی به جنبه‌های اساسی آموزش کودکان بی‌توجهند، زمانی که جای خالی آموزش‌ روابط انسانی، کنش و واکنش‌های مثبت یا منفی جنسی، شیوه‌های بازدارنده خشونت و چگونگی مقابله با آزارگران بیگانه و خانگی احساس می‌شود، سازمان‌های مردم‌نهاد تلاش می‌کنند بار ماجرا را به دوش بکشند.

وب‌سایت الفبا این روزها برای حمایت از کودکان در مقابل خشونت‌های اجتماعی و خانگی فعالیت‌های زیادی انجام می‌دهد از جمله صداگذاری فیلم‌های آموزشی ، تولید محتوا و مقاله و تلاش برای آموزش خانواده.

«رضا عبدی» روزنامه‌نگاری که دغدغه مسائل اجتماعی دارد، از سال ۱۳۹۰ این وب‌سایت را با هدف حمایت و آموزش کودکان و حساس‌سازی جامعه نسبت به آسیب‌های اجتماعی راه‌اندازی کرده است.

تفاوت الفبا با سایر رسانه‌های فعال کودکان، جامعیت آن است. این وب‌سایت، تمامی مسائل مربوط به حوزه کودک را پوشش می‌دهد.  اطلاع‌رسانی درباره جریان‌های آموزشی و فرهنگی برای بالا بردن کیفیت زندگی کودکان هدف دست‌اندرکاران وب‌سایت الفباست.

ویدئوهایی همچون «مثل گل سرخ، ویدیویی آموزشی برای جلوگیری از تنبیه بدنی دانش آموزان»، «انیمیشنی برای جلوگیری از آزار جنسی کودکان»، انیمیشین «مدیریت رفتار نسنجیده» و «خانم دانی و مراقبت از بدن در برابر آزار جنسی» بخشی از ویدیوهای آموزشی دوبله شده  این وب‌سایت برای کودکان در مقابل آزاررسانی احتمالی است.

«رضا عبدی» با خانه امن در مورد اهداف و انگیزه‌های این گروه داوطلبانه گفت و گو کرده است.

به عنوان نخستین سوال از او درباره جایگاه آموزش در کنترل خشونت علیه کودکان می پرسم. از نظر او این سوال، یک سوال کلیشه‌ای است.

آموزش گام اول براى ایجاد هر تغییرى است. بدون آموزش و فرهنگ‌سازى هیچ امرى به خواست عمومى تبدیل نمى‌شود و فعالیت اجتماعى به ‌شدت وابسته به پشتوانه جامعه است. مگر پشتوانه دیگری هم دارد؟ اما خشونت در بسیارى موارد پنهان است. خشونت علیه کودکان نیز همیشه با رفتارهاى شدید فیزیکى همراه نیست . گاهی افراد بدون آگاهى دست به خشونت علیه کودک مى‌زنند. این روزها و پس از اتفاق‌های تلخی که برای تعدادی از دختربچه‌های ما افتاده، بحث‌های داغ و مختلفی درباره چرایی کودک‌آزاری و خشونت علیه کودکان در جامعه درگرفته است. اما من اینجا می‌خواهم از نوع کمتر دیده‌ شده خشونت علیه کودکان حرف بزنم، آن‌ هم خشونت سیستماتیکی است که کودکان ما گرفتارش هستند. مثلا نوع مواجهه سیستم آموزشى کشور با کودکان و نوجوانان. من نمى‌توانم اینجا خیلى موشکافانه و با جزییات بحث را باز کنم چون به هر حال همین موضوع هم بسیار گسترده است.

به طور مصداقی و عینی به یک نمونه از این خشونت‌های سیستماتیک اشاره می‌کنید؟

 مثلا مقوله کنکور. وجود چیزى به نام کنکور باعث شده هدف آموزش که باید آموزش مهارت‌هاى زندگى، بالندگى کودک و رشد فکرى و فرهنگى او باشد، تبدیل به ماشینى براى مواجهه موفق او با کنکور شود. تا یک دهه پیش شروع این فاجعه حدود سنین نوجوانى بود، اما امروز ما در دبستان‌ها هم این مساله را داریم. پدر و مادرها و معلمان، بى‌‌آنکه آگاه باشند، در هم‌دستى نامبارکى با برنامه‌هاى فشرده درسى در کودک ایجاد اضطراب و خستگى مى‌کنند و حق شادى و کودکى را از او مى‌گیرند. این خشونت پنهان علیه کودک است. چون تصور غالب در جامعه ما آن است که آموزش به معناى فروکردن اطلاعات در ذهن کودک است، در حالی‌که اطلاعات زیاد به هیچ وجه به معناى رشد و بالندگى نیست. در بیشتر موارد خلاقیت که یک رکن مهم رشد است قربانى می‌شود، چون خلاقیت در بستر آرامش، شادى و رهایى رشد مى‌کند و مجال بروز می‌یابد.

با این حساب مخاطب شما در الفبا افراد بزرگسال خانواده‌اند؟

بله. ما در الفبا با مادر و پدر، معلم، تصمیم‌گیران، فعالان فرهنگی حوزه کودک و عموم جامعه حرف می‌زنیم تا با هم شرایط زندگی و رشد کودکان را بهبود ببخشیم. فیلم‌های آموزشی هم درست در همین راستا قرار است تاثیرگذار باشند. هدف آموزش در عرصه‌های مختلف مربوط به کودکی است: تربیت، شناخت تن، پرهیز از کلیشه‌های جنسیتی، محیط زیست.

انیمیشن‌ها جالبند. برای من که مادر یک کودک شش ساله هستم کاملا کاربردی بودند. برنامه  بلند‌مدتی برای تولید یا صداگذاری انیمیشن‌های آموزشی دارید؟

بله. بازخوردها هم کلام شما را تایید می‌کنند. خودمان هم دوست داریم که بخش فیلم‌ها را به شکل حرفه‌ای‌تر و گسترده‌ای کار کنیم، چون مخاطب با آن ارتباط بهتری برقرار می‌کند و این مدیوم، تاثیرگذاری بیشتری نسبت به متن دارد. متاسفانه نبود امکانات و محدودیت‌های مربوط به کار داوطلبانه در ایران تا حدی دست‌وپایمان را بسته است. شاید چون هدف نهایی ما‌ رساندن صدایمان به عموم جامعه است، برای همین است که تلاش می‌کنیم بخش رسانه تصویری الفبا را تقویت کنیم

چه نهاد یا فردی شما را حمایت می‌کند؟

 الفبا اسپانسری ندارد و به‌‌ صورت داوطلبانه اداره می‌شود. توجه کنید که الفبا تنها به آسیب‌ها نمی‌پردازد، بلکه ما به مسائل مربوط به کودکی مثل آموزش و پرورش، امور فرهنگی و هنری مثل کتاب و سینما، آسیب‌های کودکی، فلسفه برای کودکان، مسائل مربوط به کودکانی با نیازهای ویژه و … می‌پردازیم. ما سعی کرده‌ایم نگاه ویژه‌ای به مبحث کودک و ارتباط او با رسانه داشته باشیم. البته این کار آسانی نیست، چون وب‌سایت ما بدون بودجه اداره می‌شود.

از چه دوره‌ای نسبت به آسیب‌ها و معضلات اجتماعی دغدغه جدی پیدا کردید؟

دغدغه‌های اجتماعی همیشه وجود دارند و نادیده ‌گرفتن آنها آسان نیست. من فکر می‌کنم توانایی ندیدن آسیب‌های اجتماعی یک خاصیت ویژه باید باشد. هر انسانی که به حد متوسطی از تجربه زیست گروهی و بلوغ اجتماعی رسیده باشد، امکان نادیده گرفتن آسیب‌های اجتماعی را نخواهد داشت. حالا میزان این کنش اجتماعی در افراد مختلف تفاوت دارد. من می‌توانم بگویم از وقتی‌ که خودم را شناختم به نوشتن و ادبیات علاقمند بودم، به حوزه فرهنگ به طور کلی علاقه داشتم و از دوران کودکی و به‌ویژه در نوجوانی به شکل جدی و متمرکزی درگیر فعالیت‌های فرهنگی در زمینه ادبیات و تئاتر شدم. روزنامه‌‌نگاری فعالیت حرفه‌ای من شد و این حرفه با مسائل اجتماعی ارتباط فعال دارد.

آسیب‌های اجتماعی به میزان تاثیرگذاری جایگاه متفاوتی دارند. به نظر شما کدام یک از معضلات، امروز زخم بیشتری ایجاد می‌کند؟

برای من دست‌کم در این برهه زمانی، بحث کودک مهم‌تر است. دلیلش آن است که کمتر به این موضوع پرداخته می‌شود. زمانی که وب‌سایت الفبا را راه‌اندازی کردم، تقریبا هیچ رسانه آنلاینی به شکل تخصصی به کودکان نپرداخته بود. در حال حاضر هستند رسانه‌هایی وابسته به برخی نهادها مثل کانون پرورش فکری و آموزش و پرورش که در حوزه ادبیات و فرهنگ کودک و نوجوان فعال هستند، یا رسانه‌های گروه‌های حامی کودک که تنها به آسیب‌های اجتماعی در حوزه کودک می‌پردازند.

هدفتان به طور مشخص چیست؟

 هدف ما در وب‌سایت الفبا بهبود و غنی‌سازی دوران کودکی است، توجه به جنبه‌های مختلف اجتماعی، روانی، تربیتی و فرهنگی زندگی کودکان.

بازخورد هم گرفته‌اید ؟

خوشحالم که به‌ویژه از مخاطبان متخصص در حوزه کودک، بازخوردهای مثبت و انرژی‌بخش می‌گیریم. هم اینجا دوست دارم بگویم که تعدادی از همکاران نویسنده و مترجم ما، در واقع از جمع مخاطبان به گروه همکاران داوطلب الفبا پیوستند. این به نظر من اتفاق فرخنده و خوشایندی است.

شما به عنوان یک کنشگر اجتماعی، تلاش داوطلبان و فعالان حقوق کودک را معنادار و موثر می‌دانید؟

بله. به نظرم آنها می‌توانند با هدف از بین بردن آسیب‌ها، اقدامات مختلفى انجام بدهند. باید صداى قربانیان را بلند کنند، کمک‌هاى افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و دولت را به‌سوى آن آسیب اجتماعى خاص هدایت کنند، خلاءهاى قانونى که موجب ایجاد یا تشدید یک آسیب اجتماعى مى‌شود را بیابند و از طریق آموزش و فرهنگ‌سازی، رفع این موانع یا خلاءهاى قانونی را به خواست عمومى جامعه تبدیل کنند و براى همه این‌ها هم باید برنامه‌ریزى کنند، روش‌ها را به شکل علمى آسیب‌شناسى کنند و بهبود دهند.

شما شرح وظایف فعالان مدنی را ذکر کردید، اما نگفتید که در ایران گروه‌های مختلف کنشگران اجتماعی، از همدلی و تعامل گروهی هم برخوردارند؟

آنها هر کدام هدف اصلى خود را پرداختن به یک دغدغه اجتماعى مشخص تعیین کرده‌اند و با اینکه در این راه ناگزیرند با هم تعامل، هم‌اندیشى و کنش جمعی داشته باشند، اما متاسفانه با یک نگاه مختصر می‌توان فهمید که گروه‌های کنشگر اجتماعی در ایران چندان تعامل و هم‌دلی ویژه‌ای با هم ندارند.

یک آسیبى که متاسفانه در فعالیت‌هاى گروه‌هاى کنشگران اجتماعى وجود دارد، وجود نوعى نگاه گعده‌اى، رقابتى و گاهى رانتى است. ( منظورم اینجا رانت ناشى از حضور یک فعال شناخته شده یا به اصطلاح سلبریتى است.)  بارها مواجه شده‌ام با گروه‌هاى فعال زنان که برخوردشان با رسانه‌های فعالان کودک و یا حتى فعالان دیگر حیطه‌های زنان بسیار گزینشى و آن‌هم با سنجه‌هاى غیرحرفه‌اى و گاهی غیراخلاقى بوده است.

به فعالان زن اشاره کردید. الفبا در مورد زنان آسیب‌دیده هم فعالیت می کند؟

به گمانم بسیارى از آسیب‌هاى اجتماعى در هم‌ تنیده هستند و روابط علت و معلولى پیچیده‌اى بین آنها برقرار است. به همین دلیل است که شما در بین پرسش‌ها مرتب از من مى‌خواهید که موضع  و اولویت خودم را بین مسائل مربوط به کودکان و مسائل زنان مشخص کنم. واقعیت این است که این ‌دو به راحتى قابل تفکیک نیست. همانطور که گفتم هدفم را ایجاد رسانه‌اى حرفه‌اى براى پرداختن به امور کودک تعیین کرده‌ام. اما مگر مى‌شود از کودک گفت ولى با مسائل مربوط به مادران بیگانه بود و یا از کنار مباحث مربوط به جنسیت، کلیشه‌هاى جنسیتى و آسیب‌هاى اجتماعى حوزه زنان عبور کرد؟ نمى‌توان براى کنش اجتماعى حد و مرز موضوعى مشخص کرد.

پی‌نوشت : برای استفاده از مطالب آموزشی الفبا به آدرس زیر مراجعه کنید

وبسایت www.alephba.org

کانال تلگرام :t.me/aleph_ba

تیر
۷
۱۳۹۷
شکل‌گیری هویت جنسیتی در کودکان
تیر ۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
alephba155
image_pdfimage_print

Photo: alephba.org

ترجمه: محمدرضا بزم‌آرا//

تفاوت جنسیت و جنس چیست؟

دختر یا پسر بودن چیزی است که به شکل خیلی طبیعی حس می‌شود. در هنگام تولد بچه‌ها بر اساس مشخصه فیزیکی‌شان مونث یا مذکر نامیده می‌شوند. مذکر یا مونث بودن به «جنس» نوزاد اشاره دارد. هنگامی‌که کودکان توانایی بروز رفتارهایشان را به‌دست می‌آورند خود را به عنوان یک پسر یا یک دختر (یا گاه چیزی میان این دو) نشان می‌دهند. این «هویت جنسیتی» آنهاست. هویت جنسیتی بیشتر کودکان با جنس آنها منطبق است. هرچند در برخی کودکان انطباق میان هویت جنسیتی و جنس‌شان چندان آشکار نیست. در این مقاله درباره رفتار درست والدین برای رشد سالم شخصیت جنسیتی کودکان بحث می‌کنیم.

 

 

هویت جنسیتی چگونه در کودکان شکل می‌گیرد؟

در حدود ۲ سالگی کودکان به تفاوت فیزیکی بین دخترها و پسرها آگاه می‌شوند. قبل از ۳ سالگی بیشتر کودکان قادرند خودشان را به عنوان پسر یا دختر بشناسند. در حدود ۴ سالگی بیشتر کودکان درک پایداری از هویت جنسیتی‌شان دارند. در طول همین مدت کودکان درباره نقش‌های رفتاری جنسیتی می‌آموزند و با «کارهای دخترانه» و «کارهای پسرانه» آشنا می‌شوند.

قبل از ۳ سالگی کودکان تفاوت اسباب‌بازی‌های دخترانه و پسرانه را متوجه می‌شوند و شروع به بازی کردن با کودکانی می‌کنند که فعالیت‌های تعریف شده برای جنسیت خودشان را انجام می‌دهند. به‌طور مثال دختران جذب عروسک و خانه بازی می‌شوند و پسرها به بازی‌های فعالانه‌تر علاقه نشان می‌دهند و از سرباز و کامیون اسباب‌بازی لذت می‌برند.

 

 

والدین چکار می‌توانند بکنند؟

همه بچه‌ها نیاز دارند فرصت آشنا شدن با نقش‌های جنسیتی متفاوت و تجربه انواع دیگر بازی‌ها را داشته باشند. مطمئن شوید محیط اطراف کودکتان بازتابی از نقش‌های متنوع جنسیتی است. مثلا:

 – کتاب‌ها و پازل‌هایی را برای کودکان تهیه کنید که مردان و زنان را در نقش‌هایی متفاوت و متنوع نشان دهد (پدرهای خانه‌دار، مادرهای شاغل، پرستارهای مرد، پلیس‌های زن و…)

– اسباب‌بازی‌های مختلفی برای بچه‌ها بخرید شامل ماشین‌های اسباب‌بازی و قطعات خانه‌سازی و عروسک و…

– کودکان در ۶ سالگی بیشتر زمان بازی‌شان را با همجنسان خود می‌گذرانند و ممکن است به ورزش‌ها و فعالیت‌هایی گرایش داشته باشند که منطبق با جنسیت‌شان است. مهم است که به کودکان اجازه انتخاب ورزش‌ها و فعالیت‌هایی که علاقه دارند را بدهید.

 

 

کودکان چگونه جنسیت‌شان را بروز می‌دهند؟

علاوه بر انتخاب بازی‌ها اسباب‌بازی‌ها و ورزش‌ها، کودکان معمولا جنسیتشان را از راه‌های زیر بروز می‌دهند:

– مدل مو و لباس

– ترجیح‌دادن نام‌های مستعار خاص

– رفتارهای اجتماعی که بازتابی از مراتب مختلف تندخویی، سلطه‌طلبی، وابستگی و ملایمت است.

– رفتارها و حرکات بدنی و سایر اعمال غیر کلامی که بخشی از هویت مردانه و زنانه است.

– ارتباطات اجتماعی شامل جنسیت دوستان، و افرادی که کودک تصمیم می‌گیرد از آنها تقلید کند.

با اینکه به نظر می‌رسد رفتارهای خاص جنسیتی کودک تحت تاثیر هویت‌یابی او از مردان و زنانی است که در زندگی‌اش دیده، احساس دختر یا پسر بودن (هویت جنسیتی) نمی‌تواند تغییر کند.

 

 

کلیشه‌های جنسیتی

در طول زمان جامعه درک کرده است که کلیشه‌های رفتاری و مشخصه مردانه و زنانه نادقیق است. در گذشته دختران تنها اجازه داشتند کارهای زنانه انجام دهند؛ با عروسک بازی کنند و آشپزی کنند. از آنها انتظار می‌رفت منفعل‌تر باشند. از پسرها جسارت و رفتارهای مردانه انتظار می‌رفت.

زمانه تغییر کرده، انتظارات ما از کارهای دخترانه و پسرانه تغییر کرده است. دختران در ورزش‌ها و عناون درسی موفق می‌شوند که به شکل سنتی مردانه به‌‌نظر می‌رسند و پسرها در کارهای هنری موفقیت کسب می‌کنند که به‌شکل سنتی زنانه دانسته می‌شود. همه بچه‌ها رفتارهایی بروز می‌دهند که نوعا از رفتارهای جنسیت متضادشان انتظار می‌رود. هیچ‌کس منحصرا رفتارهای مردانه و زنانه ندارد و این طبیعی است.

وقتی علایق یا توانایی‌های کودکی متفاوت با انتظارات جامعه از اوست، او معمولا تحت تبعیض یا خشونت قرار می‌گیرد. طبیعی است که والدین بخواهند کودکانشان توسط جامعه پذیرفته شود. با این وجود، کودکان نیاز دارند احساس راحتی داشته باشند و از خودشان راضی باشند. اگر مثلا پسرتان در ورزش موفق نیست، فرصت‌های زیاد دیگری وجود خواهد داشت که او در زمینه‌های دیگری موفق باشد. هر کودکی توانایی‌های خاص خودش را دارد و ممکن است در ابتدا خودش یا جامعه با این موضوع راحت نباشد، اما همین توانایی‌ها در صورت پرورش یافتن منشا موفقیت‌های فعلی و آتی او خواهد بود.

پس، با وجود نیرویی که کودکتان را به سوی الگوهای جدید یا سنتی جنسیتی سوق می‌دهد، به او کمک کنید تا از توانایی‌های بالقوه منحصر به فردش راضی باشد. چندان نگران این نباشید که آیا علایق و توانایی‌های فرزندتان با تعاریف فعلی جامعه از نقش‌های جنسیتی هم‌خوانی دارد یا خیر.

 

***

منبع: الفبا

خرداد
۱۶
۱۳۹۷
گفتگو در خصوص کودک آزاری
خرداد ۱۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Young girl draws about being abused
image_pdfimage_print

 Photo: lucidwaters/depositphotos.com

این گفتگو با موضوع بررسی وضعیت کودک آزاری و پیشگیری از آن با جناب اقای دکتر سعید صادقی روانشناس و معاون امور اجتماعی بهزیستی استان اصفهان انجام شده است. ضمن تشکر از ایشان مطالب گفتگو به شرح ذیل ارائه می گردد.

۱ – تعریف شما از کودک آزاری چیست و وضعیت کودک آزاری را در ایران چگونه ارزیابی می کنید؟ 

کودک آزاری بخشی از یک مشکل یا آسیب اجتماعی بنام خشونت خانگی است و بعنوان یکی از وضعیت های قابل بررسی و اولویت دار بسیاری از دولت ها و نهاد های بین المللی است . خشونت خانگی طیفی از رفتارهای آسیب رسان را در بر می گیرد که شامل همسر آزاری ، کودک آزاری ،‌سالمند آزاری ،‌ و …. می باشد ولی بدلیل عوارض شدید جسمانی – روانی – اجتماعی و حتی فرهنگی و آموزشی در اکثر معاهدات بین المللی و چشم انداز های مربوط به برنامه های سلامت روان، کودک آزاری در اولویت برنامه های پیشگیرانه و ملاحظات تخصصی قرار می گیرد و در برگیرنده گروههای سنی دختر و پسر زیر ۱۸- ۰ سال می باشد .

در کشور ما بدلایل گوناگون این موضوع مورد امعان نظر مسئولین حوزه سلامت در ابعاد جسمانی و روانی و حتی متولیان امور اجتماعی قرار گرفته است هر چند آمار دقیقی در این مورد بطور رسمی وجود ندارد ولی به نظر می رسد بتوان با ایجاد یک شبکه ثبت یکپارچه ، موارد کودک آزاری بویژه در حوزه های پزشکی قانونی و بیمارستانی و اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور و حتی قوه قضاییه اطلاعات منجسم گرد آوری نمود ، کودک آزاری یک واقعیت اجتماعی انکار ناپذیر تلقی می گردد به چند د لیل :

• کودک آزاری فرآیندی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود بدین معنا که کودکی که امروز آزار می بیند و مورد حمایت و درمان قرار نگرفته فردا خود به رفتارهای آزار گرانه و ضد اجتماعی مبادرت خواهد نمود .

• گاهی اوقات موارد کودک آزاری بویژه در حوزه های جسمانی باعث بروز آسیب های جدی و معلولیت های شدیدی می گردد که هزینه های آن سر سام آور است .

• کودک آزاری واقعیتی است که بیانگر وجود مشکلات روانی اجتماعی در حوزه خانواده و اجتماع می باشد و می تواند بعنوان شاخصی از ناکار آمدی سیستم سلامت روان و حمایت ها و مراقبت های لازم از کودکان باشد.

• در پیمان نامه جهانی حقوق کودک که دولت جمهوری اسلامی ایران نیز آن را امضا نموده دولت ها متعهد شده اند که در برابر آسیب های وارده به کودکان از آنان محافظت نمایند بنابراین بعد حقوقی و بین المللی آن نیز اهمیت پرداختن به آن را دو چندان ساخته است.

• در آموزه های دین اسلام و سیره پیامبر اعظم (ص) ائمه اطهار (علیه السلام ) و روایات متعددی بر رعایت حقوق کودک حتی از بدو انعقاد نطفه تا تولد و نامگذاری نیکو و تربیت صحیح و … شده است که و ظیفه و تکلیف شرعی مار را ضروری می سازد.

• ایجاد حساسیت های اجتماعی و پرداختی رسانه ها به این موضوع که گاهی اوقات کودک آزاری موجب مرگ هم شده است باعث بروز نگرانی و فشار افکار عمومی برای پیشگیری این مسئله شده است.

۲ – به نظر شما چه نوعی از کودک آزاری در کشور ما شایع می باشد؟

کودک آزاری اقسام مختلفی دارد که شامل جسمانی ، عاطفی و روان شناختی ،‌جنسی و غفلت است. برای مثال تنبیه بدنی شدید ، سوزاندن اندام ها و …. جسمانی تلقی می شود و ترساندن کودک ،‌داد زدن بر سر او ،‌تبعیض و ….روان شناختی و درگیر کردن کودک در فعالیت های جنسی بزرگسالان ، تصاویر مستهجن ،‌آزار جنسی و بی تفاوتی نسبت به رفع نیازهای کودک ، عدم ایجاد شرایط لازم برای رشد و تکامل یکپارچه او …. نوعی غفلت محسوب می شود.

با این احتساب به نظر می رسد باشد . ولی حساسیت اجتماعی و شواهد قابل روئیت در تمامی دنیا بر روی آزار های جسمی و جنسی است که این موضوع در رسانه ها نیز انعکاس بیشتری دارد و حتی به لحاظ قانونی و قضایی نیز قابل اثبات تر می باشد .

۳ – ضمانتهای اجرایی قوانین مرتبط با کودک آزاری را در کشورمان چگونه ارزیابی می کنید؟

در چند سال گذشته بدلیل افزایش آگاهیهای عمومی و تغییر دیدگاه مسئولین در حوزه های اجرایی ،‌قضایی و حتی پلیسی اهمیت دادن به این بحث شایعتر و عملیاتی تر گردیده است و وفاق و هم اندیشی بیشتری بین مسئولین برای طراحی برنامه های پیشگیری و حتی ارائه مداخلات تخصصی به کودکان در معرض خطر یا پر خطر قوت و سرعت گرفته است . هر چند تغییر قوانین می تواند بر اساس نیازهای فعلی در مسئله کودکان آزار دیده بر آیند کار را منطقی تر سازد برای نمونه را ه اندازی اورژانس های اجتماعی در کشور توسط سازمان بهزیستی و اختصاص خط تلفن شبانه روزی ۱۲۳ گام مهمی بوده است . اما هنوز بایستی با دیدگاه واقعبینانه تری به این مسئله نگاه کرد .

برگزاری جلسات مشترک هم اندیشی و هم افزایی کارشناسان ، اورژانس پزشکی ، قضات و سازمان های مردم نهاد نیز موجب افزایش توانمندی در این زمینه ها شده است .

۴- از نظر شما به عنوان صاحبنظر در حوزه آسیب های اجتماعی ، فرهنگ تربیت و رفتار صحیح با کودکان را چگونه می توان در جامعه نهادینه کرد؟

به لحاظ علمی تربیت، یک جریان مداوم ارتقایی است به سمت تبدیل نیرو های بالقوه فرد به توانمندیها و مهارتهای شایسته در حوزه های جسمانی ، روانی اجتماعی و حتی معنوی. تربیت پدیده ای چند جانبه است که نیاز به همگرایی در حوزه فرد – خانواده و جامعه دارد امروز نهادها و دستگاه های زیادی وجود دارند که چشم انداز و رسالتشان نهادینه سازی رفتارهای سالم و مهندسی و برنامه ریزی فرهنگی در زمینه تربیت سرمایه های انسانی مبتنی بر آموزه های دینی و چشم انداز ۲۰ ساله نظام جمهوری اسلامی است .

به نظر می رسد در حال حاضر با توجه به افزایش سطح سواد و دانش والدین و متولیان امر تعلیم و تربیت و استقرار نگرش های کارآمد در این حوزه مشکل حادی وجود ندارد اما در تبدیل آن به رفتار هنوز بایستی اهتمام جدی تری نمود .

نهادینه سازی تربیت از قبل از ازدواج با انتخاب صحیح و پایه ریزی یک خانواده سالم آغاز می شود . آموزش به زوج های جوان در حوزه فرزند پروری و مراقبت از کودکان اساس اقدامات فرهنگی برای نهادینه سازی تربیت و رفتار صحیح با کودکان است . آموزش همگانی از طریق رسانه های جمعی و کالاهای فرهنگی مکتوب نیز بسیار موثر است.

۵ – با توجه به اینکه جنابعالی با موضوع آسیب های اجتماعی و بحث کودک آزاری درگیر هستید نظر تان در مورد بهترین و موثرترین روش در پیشگیری از کودک آزاری چیست؟

اگر به کودک آزاری بعنوان جزیی از سیستم آسیب های اجتماعی نگاه کنیم . بدین معنا که کودک آزاری هم می تو اند علت بروز سایر مسکلات روانی و اجتماعی و حتی بهداشتی باشد و هم معلول آسیب های مثل سوء مصرف یا وابستگی به مواد مخدر ، ازدواج های نا موفق و طلاق ، فقر و محرومیت اجتماعی ، رسانه های مخرب باشد . پس برای پیشگیری از آن به تمام فرآیند هایی که موجب بروز ، تقویت و افزایش بار این آسیب می شود توجه نمود .

در گذشته برنامه های پیشگیرانه به اولیه ، ثانویه و ثالثیه تقسیم می شود . امروز در حوزه جرم شناسی به پیشگیری های اجتماعی و وضعی اشاره می شود . به نظر می رسد بهترین خط مشی یا سیاست در رابطه با پیشگیری ، کنترل و کاهش کودک آزاری در حال حاضر به سه بخش :

الف : همگانی : یعنی ارائه اطلاعات و مهارتهای لازم به همه اقشار جامعه و بطور کلی در بر گیرنده جمعیت عمومی می باشد .

 

ب – انتخابی : که بر اساس اطلاعات و داده های موجود و تابلوی بالینی کودکان آزار دیده به سراغ گروههای پر خطر برویم و هدف گیری ما کل یک زیر گروه پر خط باشد .

ج – موردی : که بیشتر بر اساس بروز نشانه و علایم وقوع کودک آزاری صورت می گیرد و بر مداخلات اختصاصی تاکید داد در بعد فرد و خانواده

بدیهی است برای مدیریت اجتماعی این آسیب تحلیل وضعیت فعلی ، تعیین نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدها و تدوین سیاست های لازم ضروری است .

البته نبایستی فراموش کرد در کنار ایجاد ساختارهای حمایتی و مداخله ای و اورژانس های اجتماعی از جمله ظرفیت های مردمی و سازمان های مردمی نهاد و نهادهای دینی و برنامه های اجتماع محور استفاده نمود و به تفاوت های فرهنگی ، مذهبی و جنسییتی توجه ویژه ای نمود .

هیچوقت فراموش نکنیم که همه چیز از کودکی آغاز می شود و مسئولیت سلامتی آینده کودکان بر عهده همه ما و در گروه برنامه ریزی و سیاست های امروز ماست .

 

این گفتگو توسط سرکار خانم لیلا توحیدنیا کارشناس مسئول آسیب های اجتماعی معاونت رفاه اجتماعی با جناب آقای دکتر سعید صادقی روانشناس و معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان اصفهان صورت گرفته است.

منبع: بانک اطلاعات آسیب‌های اجتماعی

خرداد
۹
۱۳۹۷
چگونه کودک‌آزاری را تشخیص دهیم؟
خرداد ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Close-up Of A Thief's Hand Wearing Gloves Stealing Green Human Figure
image_pdfimage_print

photo: AndreyPopov/depositphotos.com

درک رفتارهای کودک‌آزارانه و شناخت علائم آن ممکن است بسادگی میسر نباشد اما هوشیاری و آگاهی می‌تواند به بزرگسالان مسئول کمک کند کودکی که مورد سوء استفاده و آزار قرار دارد را از درد و رنج و مشکلاتی که تمام عمر گریبانگیرش خواهد بود شاید نجات دهند.

در ابتدا توجه به اینکه بسیار مهم است که بر اساس کنوانسیون حقوق کودک هر فرد زیر ۱۸ سال کودک (یا نوجوان) محسوب می‌شود.

هر یک از موارد زیر را که مشاهده کردید (یا اگر خود انجام دادید) کودک‌آزاری است یا دستکم احتمال کودک‌آزاری را مطرح می‌کند.

کودک‌آزاری در کل چهار نوع دارد: عاطفی (روانی)، بدنی، جنسی و غفلت و بی‌توجهی.

آزار جسمی: هر گونه لطمه یا آزار بدنی؛ هر نوع کتک زدن، تکان دادن شدید، سوزاندن، پرتاب کردن و هل دادن، مسموم کردن، خفه کردن و امثال آن.

بعنوان یک قاعده کلی هر نوع آسیب یا لطمه‌ای در بدن که یکی از سه ویژگی زیر را داشته باشد باید احتمال کودک‌آزاری را مطرح کند:

  • هر گونه علامت یا نشانه‌ آسیب در بدن کودکی که توانایی حرکت ندارد (هنوز رشد نکرده یا دچار معلولیت است)
  • در جایی از بدن که چنین آسیبی غیر معمول است،
  • هیچ توضیح یا دلیل پزشکی برای آن وجود ندارد
  • توضیح پدر و مادر/سرپرست درباره چگونگی ایجاد آسیب با ماهیت آن تطبیق ندارد یا منطقی به نظر نمی‌رسد (توجه به این موضوع برای پزشکان، کارکنان درمانی و معلمان بسیار مهم است.)
  • پدر و مادر/سرپرست رفتاری مشکوک دارند، با تاخیر از پزشک یا کادر درمانی کمک خواسته‌اند یا اصلا کمک نگرفته‌اند، برای ترخیص کودک از بیمارستان عجله دارند و اصرار می‌کنند که با بچه خوب رفتار می‌کنند.
  • پدر و مادر از هم جدا شده باشند و مراقبت از کودک گاهی بعهده همسر (یا دوست پسر/دختر) مادر یا پدر باشد.
  • کودک اغلب غم‌زده، منزوی، ترسیده یا با بهت‌زدگی ناظر است یا ممکن است چیزی بگوبد که حاکی از آزار دیدن باشد
علائم و نشانه‌های آزار جسمی توضیح؛ ویژگی‌ها
کبودی کبودی یا اثر هر نوع شیء بر بدن مثلا قلاب کمربند، کبودی‌های متعدد، هم‌اندازه و هم‌شکل
جای گاز گرفتن جای گاز گرفتن انسان (نه متعلق به کودک دیگر)، جای گاز گرفتن حیوانات (می‌تواند حاکی از غفلت و بی‌توجهی باشد)
انواع زخم زخم‌های متعدد، قرینه، هم‌شکل در جاهای غیر معمول، جای طناب بر مچ دست و پا یا گردن
سوختگی وقتی جای سوختگی شبیه یک شیء شناخته شده مثل اتو باشد؛ وقتی به نظر برسد علت، فرو کردن عضو به زور در آب جوش است
شکستگی شکستگی‌های متعدد در زمان‌های متفاوت، شکستگی‌های نهفته که در عکس رادیولوژی دیده شود
آسیب‌های سر و جمجمه بخصوص اگر در کودک زیر سه سال دیده شود، همراه با شکستگی‌های دیگر، خونریزی داخل چشم،
آسیب ستون فقرات، اعضای داخلی و دهان اگر توضیح پزشکی نداشته باشد
 
غفلت و بی‌توجهی
انواع توضیح، ویژگی‌ها
عدم رسیدگی و مراقبت درمورد نیازهای ضروری کودک (غذا، لباس، جای امن) نداشتن لباس، کفش و پوشش کافی، تکرر مشکلاتی مثل شپش سر یا گال، عدم رشد کافی متناسب با سن، بوی بد یا کثیف بودن کودک، نخوردن غذای کافی و مناسب، تنها گذاشتن کودک بدون مراقبت و سرپرستی، خانه کثیف و غیر بهداشتی، حمام نبردن و شستشوی ناکافی، تصادف
عدم رسیدگی‌های بهداشتی و درمانی و بی‌توجهی به سلامت کودک واکسن نزدن، ندادن دارو به کودک، عدم مراجعه به پزشک، مسمومیت کودک، گاز گرفتن حیوانات، در آب افتادن و خطر غرق شدن، پوسیدگی دندان،
عدم رسیدگی به آموزش و فعالیت‌های فوق برنامه مدرسه نرفتن، غیبت زیاد از مدرسه، نبود فعالیت‌های مختلف در اوقات فراغت که مانع از رشد شناختی (هوش، مهارت‌های اجتماعی، تمرکز) کودک می‌شود
نبود قاعده و قانون در خانه نداشتن استمرار در گذاشتن قاعده و اعمال آن، نبود برنامه خواب، غذا، درس و غیره
 

آزار روانی (عاطفی): این نوع آزار کمتر از انواع دیگر گزارش می‌شود یا شناسایی می‌شود اما بسیاری آن را شایع‌ترین نوع کودک‌آزاری می‌دانند. این نوع آزار معمولا با سه نوع آزار دیگر همراه است. ابتدا به انواع آزار روانی می‌پردازیم بعد به نشانه‌ها و علائم آن در کودک آزار دیده.

آزار روانی (عاطفی)
انواع توضیح، ویژگی‌ها
پرخاشگری و انتقاد بیش از حد پدر و مادر فقط به رفتارهای نامناسب کودک توجه می‌کند و با خشونت و انتقاد به آن پاسخ می‌دهند، توانایی و شخصیت کودک را زیر سوال می‌برند و او را تحقیر می‌کنند آبروی کودک را جلوی دیگران می‌برند، ایجاد احساس بی اهمیتی و ناچیز بودن در کودک
نبود محبت و عاطفه و طرد کودک در آغوش نگرفتن، عدم اظهار محبت کلامی و غیرکلامی، نداشتن رابطه صمیمانه و نزدیک، تبعیض گذاشتن بین خواهر یا برادرها
محرومیت از توجه پاداش ندادن به رفتارهای مناسب کودک، نادیده گرفتن کودک، بازی نکردن با کودک، نداشتن همبازی، غیبت زیاد از خانه یا در دسترس نبودن پدر و مادر
ناهماهنگی و رفتارهای متناقض خواسته‌های پدر با مادر با هم تناقض اساسی دارد، پدر یا مادر یک بار به رفتاری پاداش می‌دهند بار دیگر بشدت تنبیه می‌کنند، پدر یا مادر صبح خوش خلق هستند شب پرخاشگر و تندخو و کودک را طرد می‌کنند (مانع اعتماد کودک به والدین می‌شود)
تهدید به ترک کودک تهدید کودک (گاهی بعلت خطای جزئی) به بیرون انداخته شدن از خانه، سر راه گذاشتن، به یتیم‌خانه فرستادن، یا تهدید پدر و مادر که خود خانه را ترک می‌کنند (منجر به رابطه اضطرابی با والدین می‌شود)
خواسته‌ها یا استرس‌های نامناسب کتک خوردن مادر، خشونت خانگی، اعتیاد، انداختن گناه‌ها مثل طلاق به گردن کودک، استفاده از کودک برای رساندن پیام‌های خشن پدر و مادر به یکدیگر، زیر فشار گذاشتن کودک برای طرفداری از یکی از والدین، استفاده از کودک برای آشتی بین پدر و مادر، توقع اینکه کودک کارهایی را بعهده بگیرد که مناسب سنش نیست، مثل روبرو شدن با طلبکار

کودکی که از نظر روانی آزار می‌بیند رفتارهایی بروز می‌دهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمی‌شود، یا متناسب با سنش نیستند یا نشانه‌های عدم رشد کافی از جنبه‌های مختلف وجود دارد.

علائم و نشانه‌های آزار روانی کودک
رفتار کودک رفتار پدر و مادر/سرپرست
کابوس‌های مکرر با مضامین مشابه طرد کودک
اضطراب، رنج و غم شدید مقصر دانستن کودک برای هر چیز
پرهیز از ارتباط با دیگران انتظارات و توقع نابجا و نامتناسب با سن کودک (رفتاری، تحصیلی، اجتماعی)
انزوا و در دنیای خود بودن تهدید یا تنبیه نامناسب
پرخاشگری استفاده از کودک برای برآوردن نیازهای خود
رفتارهای نامتناسب با سن استفاده از کودک برای برآوردن آرزوهای دست‌نیافته خود
ترسیده و نگران با عزت نفس پایین بی‌تفاوتی وقتی که باید به کودک توجه شود
تکان دادن بدن به جلو غقب قرار دادن کودک در شرایط ترسناک، مثل شاهد خشونت خانگی بودن
رفتارهایی برای جلب توجه یا محبت کمک نکردن به رشد مهارت‌های اجتماعی کودک
صمیمیت بیش از حد با غریبه‌ها یا با پزشک و پرستار نگرانی از صحبت کردن کودک با پزشک یا پرستار بدون حضور والدین/سرپرست
بیش از حد چسبیدن به دیگران بدبینی به کودک
رابطه نامناسب با کسی که از او مراقبت می‌کند خشونت و پرخاش با کودک
اطاعت افراطی
واکنش‌های عاطفی نامناسب یا شدید که با سن تناسب ندارند و دلیل پزشکی هم ندارند
گریه و قشقرق و جنجال در سن مدرسه
خشم شدید بدون دلیل
از دست دادن علاققه به چیزها یا کارهایی که کودک قبلا به آنها علاقه داشته
گریه تسکین‌ناپذیر
کودک بسیار کمتر از گذشته احساسات مختلف نشان می‌دهد و دیگر نمی‌تواند به دیگران ابراز علاقه کند
مشکل تمرکز
واکنش‌های نامعمول به حضور برخی بزرگسالان
ادرار یا مدفوع در رختخواب (در حالی که این مشکل قبلا نبوده یا اینکه عمدا اتفاق می‌افتد) تنبیه برای شب ادراری حتی اگر پزشکان به پدر و مادر گفته باشند که غیر ارادی اتفاق می‌افتد
مشکلات خوردن (دزدیدن یا پنهان کردن غذا)
عقب بودن رشد جسمی، روانی، عاطفی و کلامی
واکنش نامناسب به معاینه پزشکی
فرار کردن
خودآزاری و آسیب زدن به خود

آزار جنسی: برای دختربچه‌ها بیشتر از پسربچه‌ها اتفاق می‌افتد، اما در پسربچه‌ها هم کم نیست. نکته مهم در رابطه جنسی رضایت هر دو طرف است. در فرد زیر پانزده سال در هر حالتی رابطه جنسی، سوء استفاده جنسی است. رابطه جنسی فرد بالای هجده سال با فرد زیر هجده سال هم آزار جنسی است.

آزار جنسی
علائم و نشانه‌ها توضیح
ترشح، زخم و خونریزی و آسیب در ناحیه تناسلی و مقعد بخصوص وقتی تکرار شود بدون وجود دلیل پزشکی
عفونت ادراری مکرر بدون وجود دلیل پزشکی
پیدا شدن اشیا مختلف در واژن یا مقعد
باز بودن غیر عادی مقعد در حین معاینه پزشکی بدون وجود دلیل پزشکی
هپاتیت بی یا زگیل تناسلی بخصوص در کودکی که هنوز به سن رابطه جنسی نرسیده (یا زیر ۱۵ سال) وقتی که تزریق خون آلوده مطرح نیست
حاملگی در نوجوانی
بیماری‌های آمیزشی وقتی کودک به سن رابطه جنسی نرسیده
خودآزاری
فرار
شب‌ادراری یا شب‌مدفوعی که قبلا وجود نداشته
خودآزاری و آسیب زدن به خود
رفتارهایی با مضامین جنسی که متناسب با سن نیست
پرخاشگری و خشونت بدون دلیل
انزوا، در خود رفتن، سکوت و تلخی
از دست دادن دوستان
خودداری از مدرسه رفتن
خودکشی
همیشه نگران و گوش بزنگ است و با کوچکترین صدا یا اتفاقی پریشان می‌شود

در ایران برای کمک‌‌گرفتن از متخصصان و سازمان‌های مسئول در مورد کودک‌آزاری می‌توانید با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید، یا با صدای یارا (خط تلفنی انجمن حمایت از حقوق کودکان).

دادستانی تهران هم شماره تلفنی را برای گزارش موارد کودک‌آزاری اعلام کرده و در استان‌های دیگر هم با بهزیستی یا دادستانی استان می‌توان تماس گرفت.

منبع: دکتر حسام فیروزی