صفحه اصلی  »  حقوق بشر
image_pdfimage_print
آذر
۳۰
۱۳۹۵
۹ قدم عملی برای مردان در مقابله با خشونت علیه زنان
آذر ۳۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
The International Men's March to Stop Rape Sexual Assault & Gender Violence. Playful opportunity for men to raise awareness in their community about the serious causes effects and remediations to men's sexualized violence against women.
image_pdfimage_print

Photo: cylonphoto/bigstockphoto.com

برگردان مرسده محرابی از روبان سفید

خشونت علیه زنان تنها زمانی‌ پایان می‌پذیرد که مردان نیز برای متوقف کردن آن دست به کار شوند. اما در مسیر پایان دادن به خشونت علیه زنان، از مردان چه کمک‌های برمی‌آید:

۱- گوش دادن به زنان

چه کسی‌ بهتر از زنی که خشونت را تجربه می‌کند در مورد خشونت علیه زنان می‌داند؟

می‌توانید از زنی که به شما اعتماد دارد بپرسید که چگونه خشونت زندگیش را تحت تاثیر قرار داده تا در این زمینه آگاهی‌ بیشتری پیدا کنید. اگر به اندازه کافی‌ راحت بود که با شما صحبت کند، به اوگوش دهید.

۲- مشکل را بشناسید، بیشتر یاد بگیرید

حقوق اولیه‌‌‌ای مانند ایمنی در خانه‌های خود، امکان راحت بیرون رفتن در شب و داشتن یک شغل به دور از آزار و اذیت، که معمولا مردان به آن دسترسی راحت‌تری دارند برای زنان متفاوت است. زنان معمولا از طرف مردانی که می‌شناسند بیشتر در معرضِ خطر هستند، کسانی مانند شوهر، دوست‌پسر، پدر، بستگان و کارفرمایان.

۳- درباره  این که چرا برخی مردان خشن هستند بیاموزید

مردان به طور طبیعی خشن نیستند. مطالعات در طول قرن گذشته نشان می‌دهد در نیمی از جوامع قبیله‌ای خشونت بسیار کمی علیه زنان، کودکان و یا علیه مردان دیگر وجود دارد. خشونت مردان نتیجه روشی‌ است که بسیاری از مردان برای ابراز مردانگی خود را در ارتباط با زنان، کودکان و یا مردان دیگر می‌آموزند.

۴-  از خود شروع کنید

تغییر، زمانی‌ انجام می‌شود که هر کدام از ما مسئولیت شخصی انجام آن را به عهده بگیریم. به عنوان مردانی که برای زن‌های زندگیمان ارزش قائل هستیم، می‌توانیم این مسئولیت را قبول کنیم تا کمک کنیم، زنان فارغ از ترس و خشونت زندگی‌ کنند. همراه داشتن یک روبان سفید، نشان‌دهنده تعهد شخصی شما برای مقابله با خشونت علیه زنان است.

۵- زبان تبعیض جنسی و جک‌هایی که باعث تحقیر زنان می‌شود را به چالش بکشید 

جک‌های که به تبعیض جنسی‌ دامن می‌زند به ساختن فضایی کمک می‌کند که انواع خشونت و سواستفاده را ممکن می‌کند.

کلماتی‌ که ارزش زن را پایین می‌آورند، بازتاب نگاه جامعه‌ای هستند که در طول تاریخ، زنان را در موقعیت درجه دو قرار داده است. یکی‌ از سخت‌ترین تمرین‌ها برای مردان به چالش کشیدن مردان دیگر در این موضوع است.

۶- شناسایی و مقابله با آزار جنسی‌ و خشونت در محل کار، مدرسه، و خانواده 

لاس زدن و شوخی تنها در صورتی که با رضایت هر دو طرف باشد قابل قبول است. اظهارات ناخواسته‌ی جنسی‌، یا پیش بردن تماس و مکالمه در جهت‌های جنسی‌، و رفتارهای از این قبیل اگر توسط طرف دیگر مورد استقبال قرار نگیرد قابل قبول نیست.

۷- پشتیبانی‌ از برنامه‌های محلی زنان

در سراسر جهان، زنانی که وقت خود را وقف مبارزه با خشونت کرده‌اند، خدمات پشتیبانی‌ برای زنانی که قربانیان خشونت هستند تشکیل داده‌اند، این خدمات حمایتی عبارتند از پناه‌گاه، مرکز بحران تجاوز جنسی‌، خدمات مشاوره، و کلینیک کمک‌های حقوقی.

۸- واکاوی رفتار خود

اگر تاکنون از لحاظ جسمی‌ در برابر یک زن رفتارِ خشونت‌آمیز داشته‌اید، شما نیز بخشی از این مشکل بوده‌اید. اگر مدت‌ها پیش اتفاق افتاده است، بپذیرید که کارتان اشتباه بوده است و در صورت امکان جبران کنید. اما اگر چنین رفتاری هنوز هم ادامه دارد، نیاز به کمک فوری دارید تا به عمق و ریشه‌ این مشکل برسید و در صدد رفعِ آن بر آیید.

۹-  همراهی با راه‌حل‌های طولانی-مدت را در دستور کار خود قرار دهید

پایان یافتن خشونت علیه زنان، یک شبه اتفاق نمی‌افتد. تغییرات در نگرش‌ها، رفتارها، و نهاد‌ها زمان می‌برد. باید در چگونگی پرورش نسل آینده تامل کنیم. باید به فرزندان خود با نشان دادن نمونه‌های درس‌آموز یاد بدهیم که تمام اشکال خشونت غیرقابل قبول هستند، و پسران ما برای مرد شدن احتیاجی‌ به کنترل و یا تسلط بر زنان، سایر مردان، یا کودکان ندارند.

 

آذر
۲۹
۱۳۹۵
۹ باورِ اشتباه درباره خشونت علیه زنان
آذر ۲۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
a violet handprint on a white background, depicting the idea of to stop violence against women, as violet is used by the feminist movement
image_pdfimage_print

Photo: nito/bigstockphoto.com

برگران: مرسده محرابی از روبان سفید استرالیا

یک: خشونت علیه زنان مسالهای است که تنها به زنان مربوط است.

خشونت علیه زنان شاید شرم‌آور‌ترین و فراگیرترین نوع نقضِ حقوقِ بشر باشد. هیچ مرزِ جغرافیایی، فرهنگی‌ یا مالی نمی‌شناسد. تا زمانی‌ که ادامه دارد، نمیتوانیم ادعای پیشرفتِ واقعی‌ به سمت برابری، توسعه و صلح را داشته باشیم.» کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد

از هر سه زن در سراسر جهان، یکی در طول عمرِ خود موردِ خشونت قرار می‌گیرد، تنها به این دلیل که زن است.

خشونت علیه زنان به اندازه ایدز یا مالاریا همه‌گیر شده است. اما به طور کلی‌ توسط عموم مردم و سیاست‌گذارانی که موفق به ایجاد برنامه و سرمایه برای ریشه کردن کردنِ آن نمی‌شوند، کم اهمیت جلوه داده می‌شود.

خشونت علیه زنان، مسالهٔ مردان نیز هست. این همسران، مادران، خواهران، دختران، و دوستانِ مردان هستند که زندگیشان با خشونت و سؤاستفاده محدود شده است. خشونت بعضی‌ از مردان، باعث بدنامی همه مردان می‌شود. این مسالهٔ مردان است چون به عنوانِ بخشی از رهبران جامعه و تصمیم گیرندگان، مردان می‌توانند نقش کلیدی در متوقف کردنِ خشونت علیهِ زنان ایفا کنند. این مسالهٔ مردان است چرا که اقلیتی از مردان با زنان و دختران با خشونت و تحقیر رفتار می‌کنند، و کمک برای ایجادِ فرهنگی‌ که خشونت‌پذیر نیست به عهده اکثریتِ است.

دو: برای جلوگیری از خشونت علیهِ زنان کاری از ما ساخته نیست.

برخی‌ از افراد فکر می‌کنند تجاوز و خشونتِ خانگی امری اجتناب‌ناپذیر است، چون مردان «این‌گونه به دنیا آمده‌اند» و خشونت علیه زنان، برآمده از زیست‌شناسی‌ و ژنتیک است. یا به این دلیل که آن دسته از افراد که مرتکب خشونت می‌شوند، «روانی» یا «دیوانه» هستند و تغییر نمی‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که خشونت علیهِ زنان، محصول آموزه‌های اجتماعی و هنجار‌ها و نا‌برابری‌های اجتماعی‌ است.

همان‌طور که نگرش‌های حامی‌ خشونت آموختی است، می‌توانند از یاد هم بروند. به همین ترتیب، جوامع و دولت‌ها می‌توانند شرایطِ اجتماعی که خشونت را تغذیه می‌کنند تغییر بدهند و آن را با شرایطی که همراه با احترام و عدمِ خشونت است جایگزین کنند.

جوامع امروزی ما دیگر نمی‌توانند بهانه‌ای برای پرخاشگری بیاورند. فرزندانِ ما، خواهرانِ ما، مادرانِ ما و مادر بزرگانِ ما حق دارند که زندگی‌ عاری از خشونت داشته باشند. دست‌آوردهای زیادی تا به امروز اتفاق افتاده، اما تغییرِ موردِ نیاز، در بسیاری از سطوح احتیاج به تلاشِ هماهنگ و پایدار دارد. همچنین نیازمند به افزایش آگاهی‌، تغییراتِ قانونی، برنامه‌های ملی عملی‌، و تحقیقات است. خشونتِ مبتنی‌ بر جنسیت به عنوان یک محصول از رفتار‌های آموخته شده شناخته شده است و می‌تواند تغییر کند، به ویژه از طریق آموزش‌هایی که کودکان، نوجوانان و جوانان از هر دو جنسیت را هدف قرار بدهد.

با ارائه یک پیامِ روشن که مردان خشونت علیهِ زنان را تحمل نخواهند کرد، کمپین روبان سفید در راستای  کمک برای پایان دادن به این مدل از نقضِ حقوقِ بشر قدم بر می‌دارد.

سه: زنان خود به تنهایی باید خودشان را از روابطِ خشونتآمیز بیرون بیاورند.

دلایل بسیاری وجود دارد که زنان در روابطِ نا‌سالم می‌مانند: که عبارتند از ترس از تشدید خشونت، وابستگی مالی‌، انگِ اجتماعی، عدمِ اعتماد به نفس، انزوا، ارزش‌های دینی و اخلاقی‌، عشق و تعهد و نگرانی برای کودکان، فشار‌های خانواد‌گی و عدمِ حمایتِ جامعه: از جمله محل اقامت مناسب و مقرون به صرفه.

مردی که با همسرِ خود با خشونت رفتار می‌کند، معمولا از طیفِ وسیعی از استراتژی‌ها استفاده می‌کند تا او را بیشتر به خود وابسته و تشویق به پیروی از خودش کند. مانندِ: نظارت بر حرکاتِ او، از بین بردن اعتماد به نفس، و تشویقِ زن به سرزنشِ خودش برای موردِ خشونت قرار گرفتن. وابستگی‌های از این قبل نیز ترک کردنِ یک رابطهٔ نا سالم را سخت می‌کنند.

چهار: بعضی سزاوارِ خشونت هستند چون خود محرک خشونت هستند

مسئولیتِ خشونت فقط و فقط بر دوش خشونت‌گر است. اکثر قربانیان همه تلاشِ خود را می‌کنند که همسر یا شریکِ خود را راضی‌ نگه دارند و از تکرارِ بیشتر خشونت جلوگیری کنند.

پنج: خشونت علیهِ زنان تنها در گروههای خاص رخ می‌دهد.

خشونت علیه زنان در تمامِ جنبه‌‌های جوامع ما، صرفِ نظر از نژاد، اعتقاداتِ مذهبی، سطحِ سواد، گرایشِ میلی، شغل، موقعیتِ اجتماعی، یا فرهنگی‌ یا پس‌زمینه‌های قومیتی رخ می‌دهد.

شش: خشونت‌گران بیمارِ عصبی یا روانی هستند

مطالعاتِ بالینی این ادعا را پشتیبانی‌ نمی‌کند. اکثریتِ قریب به اتفاقِ مردانِ خشونت‌گر از بیماری‌های روانی‌ رنج نمی‌برند و نمی‌توان آنها را به عنوانِ بیمارانِ روانی‌ توصیف کرد. اکثر این افراد مردان محترمی به نظر می‌آیند که کاملا بر خود مسلط هستند. آنها در تمام مشاغل و طبقات اجتماعی حضور دارند و معمولا خشونت آنها تنها در ارتباط با شریکِ زندگیشان و فرزندانشان آشکار است.

هفت: برخی از افراد به خشونت نیاز دارند، از آن لذت می‌برند یا به آن معتاد هستند

استفاده از خشونت یک انتخاب است: آنهایی که مرتکب خشونت می‌شوند، انتخاب می‌کنند کی‌، کجا و چگونه عمل کنند. به دور از علاقه به خشونت، قربانیان متوجه می‌شوند که خشونت، رابطه را از بین می‌برد، و بسیاری از مردم در شرایط خشونت‌آمیز در نهایت رابطه را ترک می‌کنند.

هشت: خشونت علیه زنان نتیجه استعمال مواد مخدر یا الکل است

تقریبا تعدادِ افرادِ هوشیار و مستِ خشونت‌گر مساوی است. جائی‌ که مطالعات نشان می‌دهد که مردانِ مست بیشتر شریک‌شان را موردِ خشونت قرار می‌دهند، قادر به توضیح نیستند که چرا بسیاری از مردانِ مست ( ۸۰% از مصرف کنندگانِ سنگین و دائم الخمر) همسرانِ خود را موردِ خشونت قرار نمی‌دهند! الکل و سایر مواد مخدر توسطِ خشونت‌گران استفاده می‌شوند تا مجوزی به آنها برای ابراز خشونت اجازه بدهد.

نـُه: خشونت تنها برای گروه خاصی از زنان اتفاق می‌افتد.  

تحقیقات بارها نشان داده‌اند که خشونت از تمامِ مرزها عبور می‌کند و می‌تواند برای تمامِ زنان در همهٔ موقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی‌ و خانوادگی اتفاق بیفتد.

آبان
۹
۱۳۹۳
مبارزه با ارواح، برای حفظ و دفاع از خود
آبان ۹ ۱۳۹۳
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

WoA_MonicaPaulus_300x300_EN jpg

عکس: UN/DPI/Monica Paulus

مترجم: نگار

اتهام جادوگری میان جوامع ساکن در ارتفاعات “پاپوآ گینه نو” رایج است. مردم غالبا براین باورند که مرگ، بیماری، سرقت و یا تصادف ریشه در جادوگری دارد که اغلب کار یک زن تبه کار است. مونیکا پلوس فعال حقوق بشرمحافظت از این قبیل زنان را که به اشتباه متهم می شوند به عهده دارد. او بی باک، مصمم و صریح است و زنان و دختران زیادی را که متهم به جادوگری بوده اند را از مجازات های خشونت آمیز و یا مرگ نجات داده است.

به دلیل مخالفت افکار عمومی، مونیکا برای حفاظت از این زنان،اغلب آنها را از جوامع آنها جابجا می کند. او زمین و آسمان را بهم می دوزد تا اطمینان حاصل کند که آنها به عدالت دسترسی دارند. او به دادگاه می رود و استراحت ندارد تا زمانی که مجرمان مجازات شوند، گاهی برنده است و گاهی بازنده اما مونیکا حاضر نیست تسلیم شود و دست بکشد.

“دو عامل به من کمک کرده تا به جایی که امروز هستم برسم؛ خواسته قلبی من و اینکه خودم نیز قربانی خشونت بوده ام.آن زمان که یک قربانی بودم هیچ کسی در کنار من نبودبنابراین می خواهم برای زنان دیگر کسی باشد.ما باید حامی یکدیگر باشیم و به خاطر داشته باشیم که انجام این کار ضروری است. قربانیان خیلی خوشحال می شوند اگر یک حامی برای دفاع از آنها وجود داشته باشد، این محرک من برای دفاع از حقوق بشر است.”

هر روز که می گذرد اعتقاد راسخ او به حمایت و دفاع از زنان متهم قوی تر و بیشترمی شود.

او می گوید: “شما هرگز نباید خود را به دلیل زن بودن دست کم بگیرید، هر کاری را که فکر می کنید می توانید انجام دهید؛ می توانید انجام دهید. ما باید در کنار هم بایستیم و از حقوق انسانی یکدیگر حمایت و دفاع کنیم. تا زمانی که احترام وجود نداشته باشد، دنیا تعادل ندارد.”

 ۱۵ May 2014

لینک منبع

 

 

مهر
۲۸
۱۳۹۳
همبستگی‌های حقوقی و خشونت‌های ساختاری
مهر ۲۸ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

6857604982_525dc33fe6_o

عکس: Hibr

مهناز شریف – حقوقدان و روزنامه‌نگار

کنوانسیون حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل در ۱۹۶۶ را شاید بتوان یکی از اصلی‌ترین اسناد حقوق بشری به حساب آورد که به نقش و کارکرد ایجابی دولت‌ها در تحقق حقوق بشر تاکید می‌کند. در میان تمامی اسناد حقوق بشری، این سندی یگانه است که به طور مشخص به «حقوق نسل دوم بشر» یا اصطلاحاً «آزادی‌های مثبت» می‌پردازد و نقش و کارکرد دولت را در تامین یا تضییع حقوق بشر محوری قلمداد می‌کند.

برای نمونه، در زمینه‌ حقوق خانواده یا ضرورت حمایت یا برنامه‌ریزی‌های دولتی، در ماده‌ ۱۰ این کنوانسیون می‌خوانیم:

«کشورهای طرف‌ این‌ میثاق‌ قبول‌ دارند که‌:

خانواده‌ که عنصر طبیعی و اساسی جامعه‌ است‌؛ باید از حمایت‌ و مساعدت‌ به حد اعلای ممکن‌ برخوردار گردد. به ویژه‌ برای تشکیل‌ و استقرار آن‌ و مادام‌ که‌ مسئولیت‌ نگاهداری و آموزش‌ و پرورش‌ کودکان‌ خود را به عهده‌ دارد. ازدواج‌ باید با رضایت‌ آزادانه‌ طرفین‌ که‌ قصد آن‌ را دارند واقع‌ شود.»

در پیوند با همین موضوع، باید اذعان داشت که آن سطح از خشونت ساختاری که در جوامعی به مانند ایران از طریق رژیم‌ها و ساختارهای حقوقی، در نهاد خانواده و در میان مناسبات آن اعمال می‌شود؛ به نوعی کم‌‌مانند است.

به هر روی باید پذیرفت که دولت‌‌ها از این توان تشکیلاتی برخوردارند که از طریق نظام‌هایِ حقوقیِ خود، خشونتی سازمان‌یافته و نظام‌مند را در نهاد خانواده پیاده کنند.

برای مثال در حوزه‌ برخوردهای نابرابر، تحت عنوان نظام فقه شیعه در ایران در زمینه‌ ارث، دیه، ازدواج، طلاق، حضانت کودکان و… نا برابری فراوانی بین زن و مرد وجود دارد.

همچنین بسیار تقلیل‌گرایانه باشد اگر گمان کنیم دامنه‌ «خشونت»، صرفاً به خشونت‌های جسمی محدود می‌شود.

واقعیت امر این است که گستره‌ معنایی «خشونت» را باید بسیار فراتر از خشونت‌های فیزیکی در نظر گرفت.فرضاً پنهان نمی‌توان کرد که خشونت ساختاری یا قانونی که از طریق رژیم‌های حقوقی مختلف اعمال می‌شود؛ تاثیر مخرب‌تری دارند.

به هر روی به نظر می‌رسد که دامنه‌ خشونت، نه تنها قابل فروکاستن به خشونت‌های فردی یا فیزیکی نیست و باید در سطحی کلان‌‌تر و البته عمیق‌تر به تحلیل مسئله پرداخت؛ بلکه مصونیت در برابر خشونت را نیز باید در پیوند با سایر حقوق اجتماعی و اقتصادی و مسئله‌‌ «توسعه پایدار» ارزیابی کرد. «توسعه پایدار» مفهومی حقوق بشری است که امروز در کنار «حق به صلح» و «حق دسترسی به محیط زیست سالم»، در زمره‌ «حقوق نسل سوم» طبقه‌بندی می‌شود.واقعیت این است که مبارزه با خشونت به ویژه خشونت‌های ساختاری که در قالب جوامعی همانند ایران تجربه می‌شود، تنها در گروه توسعه‌پایدار و ملازمات آن است.

اما اگر «عدم خشونت» را به عنوان یک هدف جمعی بخواهیم در نظر بگیریم، به چه ظرافت‌های اجتماعی- حقوقی باید دقت داشته باشیم؟ فرضاٌ نسبت«عدم خشونت» با کارکرد نهاد دولت و مناسبات حقوقی کدام است؟

در قطع‌نامه‌ که همان زمان در مجمع عمومی سازمان ملل، در اعلام رسمی روز بی خشونت تصویب شد، از تمامی دولت‌های عضو خواسته شده است که این روز را پاس بدارند و در راستای جهانی عاری از خشونت گام بردارند. در بخش کوتاهی از متن این قطعنامه، به نکته‌‌ مهمی اشاره شده که نگارنده بنا دارد در این یاد داشت مشخصا بر روی آن تاکید کند؛ در بخشی از این متن آمده است که عدم خشونت، مدارا، احترام کامل به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی، دموکراسی، توسعه، درک متقابل و احترام به تفاوت‌های و… همگی مجموعه‌ای هستند «هم‌بسته».

به این معنا که فرضاً شما نمی‌توانید از «دموکراسی»، «عدم خشونت» یا «صلح پایدار» صحبت کنید؛ اما هم‌زمان به بی‌عدالتی یا رفتارهای تبعیض‌آمیز حاکم در جامعه‌ خود بی‌تقاوت باشید. حقوق و آزادی‌های اجتماعی جدا از هم قابل تحقق نیست. به نظر می‌ٰر‌سد که این «ضرورت مبارزه» با بی‌حقوقی و تبعیض است که با عوامل اجتماعی و اقتصادی به وجود آورنده‌ آن برخورد شود.

همبستگیِ حقوق و آزادی‌ها در جامعه

شاید برای ما شهروندان خاورمیانه‌‌ای که سابقه‌ای طولانی از «استبداد» و« تبعیض» را تقریباً در تمامی حوزه‌ها تجربه کرده‌ایم (چه در عرصه‌ عمومی و چه در قالب نهاد‌های کوچک‌تری نظیر خانواده) درک و فهم «همبستگی‌ها حقوقی – اجتماعی» ملموس‌تر است.

فرضاً به نظر می‌رسد که ریشه‌‌های این خشونت‌های لگام گسیخته، عریان و بی‌حدی که امروزه در عراق یا سوریه شاهد آن هستیم در «نظام پایدار تبعیض‌» است. نظامی که همراه با فقر فرهنگی و برداشت‌های قشری مذهبی از اسلام، به چنان ابعادی از خشونت دست زده است که دست‌کم در تاریخ مدرن این منطقه بی‌مانند است.

به نظر می‌رسد که خشونت‌های ساختاری یا نابُردباری‌هایِ فراگیر را نیز بایستی در چنین چهارچوب‌هایی تحلیل کرد.هرچند که در این میان، از نقش پررنگ برخی از آموزه‌های سنتی-مذهبی در تحکیم و بازتولید این خشونت‌های ساختار نیز نباید غافل ماند.

فرضاً تداوم نظام مردسالاری یا ارزش‌های پدرسالارانه‌‌ که مشخصاً در بافت‌های سنتی‌تر جوامعی به مانند ایران دیده می‌شود؛ نمونه‌ی‌ مناسبی از قدرتِ مخرب این ذهنیت‌های عقب‌مانده است که به خشونت و نابُردباری موجود، بُعدی «ساختاری» و «پایدار» می‌دهد.

زمانی که شما با «خشونت ساختاری» یا تبعیض‌هایی که ریشه‌های فرهنگی-عقیدتی عمیقی دارند طرف هستید؛ باید به این نکته دقت کنید که کار مبارزه با نابردباری و رفع خشونت نیز دشوارتر می‌شود.

در جوامعی که دست‌کم قدرت سیاسی حاکم، برنامه‌‌هایی برای توسعه و زُدودن ارزش‌ها و هنجارهایِ دارد؛ ممکن است که کار کمی آسان‌تر به نظر برسد؛ اما کار مبارزه زمانی به حتم سخت‌تر خواهد شد که خود دستگاه یا ساختار سیاسی حاکم نه فقط با شما همراه نیست؛ بلکه در جهت بازتولید و ترویج این ارزش‌های خشونت‌زا نیز عمل می‌کند.

رژیم حقوقی ایران، نمونه‌ مناسبی از چنین وضعیتی است. رژیمی که ماهیتی پرتبعیض دارد و خود به خشونت‌های ساختاری دامن است. خشونت‌هایی که نه تنها در سطحی کلان عمل می‌کنند (فرضاً درمواجه با اقلیت‌های مذهبی که آشکار از حقوق برابر برخوردار نیستند) ۱بلکه در سطحی خُرد‌تر-اما گسترده‌تر نیز قابل ردگیری‌اند.

به بیانی دیگر، رژیم حقوقی خانواده در ایران، نمونه‌ کاملی از آن چیزی است که می‌تواند خشونت ساختاری یا قانونی نام گیرد.

پانویس:

۱ -برابر قانون اساسی ایران، امکان عضویت اقلیت‌های مذهبی در مجلس خبرگان یا تصدی به پست ریاست جمهوری میسر نیست. اقلیت‌های مذهبی ایران همچنین امکان کار در مشاغل قضایی را ندارند.

۲ -برای مطالعه‌ متن فارسی کنوانسیون حقوق اقتصادی اجتماعی فرهنگی می‌توانید به این پیوند مراجعه نماید.

۳- متن قطعنامه‌ سازمان ملل در معرفی روز جهانی منع خشونت دراین پیوند می‌توانیدمراجعه کنید.

مهر
۲
۱۳۹۳
قربانیان پنهان: کودکانی که والدینشان در صف اعدام هستند
مهر ۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

2403368609_32f4902d8d_b11-300x125

 عکس:  ntr23

مترجم: شبنم صبا

  “اسم من تانیاست. در زندان متولد شدم و همان روز تولدم به پدرم تحویل داده شدم. هر دو والدینم فعالین سیاسی بودند. در ماه مارچ ۱۹۸۴، زمانی که فقط یک سال داشتم، جسد مادرم که ۲۸سال داشت به خانواده مان تحویل دادند و پدرم سه روز بعد به تبعید فرستاده شد. من هیچ وقت داشتن خانواده را تجربه نکردم و به عنوان یک زن جوان نمی دانم داشتن مادر چگونه است. من مصرانه از همه کشورهایی که هنوز ” دومین پروتکل اختیاری پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ” را تصویب نکرده اند می خواهم که آن را تصویب کنند و آرزو می کنم روزی برسد که هیچ پدر و مادری اعدام نشوند و هیچ کودکی بدون حمایت پدرو مادرش نباشد. (تانیا داستان زندگی اش را در مناظره شورای حقوق بشر که درباره حقوق انسانی کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم و یا اعدام شدند تعریف کرد).

مطالعات محدودی درباره تجربه کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم؛ و یا یکی از آنان اعدام شده انجام گرفته است. هر چند از اطلاعات موجود واضح است، کودکانی که والدین خود را به دلیل محکومیت های طولانی و یا اعدام از دست داده اند از غم و اندوه و ضربه های روحی بلند مدت و عمیق رنج می برند. این فقدان می تواند به دلیل اینکه آنان اغلب بدون کمک و تکیه گاه، مانند نداشتن سر پناه، سرپرست، و عدم امکان تحصیل رها می شوند فاجعه بر انگیز باشد. این کودکان، که هیچ کس از تعداد واقعی آنها مطلع نیست، اغلب در جامعه با تحقیر و تبعیض روبرو می شوند .

معاون کمیساریای عالی حقوق بشر، Flavia Pansieri ، در میز گرد شورای حقوق بشر درباره حقوق انسانی کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم شده و یا اعدام می شوند، توجه حضار را به تمایل روز افزون کشورها، به لغو مجازات اعدام جلب کرد. به گفته وی ” بیش از ۱۵۰عضو از ۱۹۳عضو کشورهای عضو سازمان ملل متحد حکم اعدام را یا متوقف کرده اند و یا اجرا نمی کنند. “

اگر چهPansierie  اظهار کرد، کشورهای عضوی که هنوز از مجازات اعدام استفاده می کنند، باید بدانند چگونه با عواقبی که استفاده از مجازات اعدام بر روی جامعه، به خصوص بر روی خانواده افرادی که به مرگ یا اعدام محکوم شده اند، بر جای می گذارد مقابله کنند.

یک  دفتر یار حقوقی که با سازمان ” اشک های صبحگاه ” همکاری و در برخی کشورها با کودکانی که والدین شان به مرگ و یا محکومیت های بلند مدت مجازات شدند کار می کند، در پروژه ای درZhengy hou، پایتخت استان Henan چین، تجربه کودکانی که سرپرستی آنها را به عهده داشت شرح می دهد. ” معمولا” هیچ کس آنها را واقعا” نمی خواهد، حتی خانواده ها و اقوامشان، و بیشتر آنها از خانواده های تنگدست هستند. اغلب کودکانی که به اینجا می آیند حداقل به مدت یک سال اینجا می مانند اما در بیشتر موارد، برای ۱۰سال و یا بیش از آن ماندگار می شوند.”

Marta Santos Pais ، نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل برای خشونت علیه کودکان، در اظهاراتی که از سوی او برای شورا قرائت شد می گوید: “صدور حکم اعدام برای والدین، برخورداری طیف وسیعی از کودکان را از حقوقشان به خطر انداخته است.”

Bertrand de Crombrugghe ، مدیر بحث و مذاکرات، نماینده دائم بلژیک در سازمان ملل در ژنو، لزوم رویکرد “حقوق بشر دوستانه ” را بر شمرد، و بیان کرد ” کودکان نباید بهای کاری که پدر و مادرشان مرتکب شده اند بپردازند “. او گفت، دولت ها باید مسئولیت عواقب ناخواسته سیستم عدالت کیفری خود را به عهده گیرند.

شمار کودکانی که والدینشان با مجازات اعدام مواجه می شوند نامعلوم است. بهSandra Jones  دانشیار دانشگاه   Rwan تجربه این کودکان بسیار دردناک است. او می گوید که این کودکان به شدت احساس تنهایی می کنند، آنها خود را منزوی کرده و از شرم درونی رنج می برند. اغلب، این کودکان احساس می کنند باید مدافع والدین زندانی شان باشند و با وحشت  و انتظار خبر کشته شدن والدین شان زندگی کنند. به گفته او، این کودکان معمولا” مجبورند با بسیاری از مسائل روانی، افسردگی، اضطراب، مشکلات رفتاری و خشم مقابله کنند.

مرکز “چشمه امید”، یک سازمان غیر دولتی مستقر در اوگاندا، با ارائه امکانات تحصیلی ورفاه عمومی، از کودکانی که یکی از والدین آنان یا هر دوی آنها در زندان هستند حمایت می کند. به گفتهFrancis Ssuubi ، مدیر اجرائی سازمان، اگرچه آخرین اعدام در اوگاندا در سال ۱۹۹۹  انجام شد، اما هنوز ۴۰۸نفر دیگر در انتظار اعدام هستند. کودکانِ کسانی که محکوم به مرگ هستند شناسایی نمی شوند، برخی همچنان بر این باورند که جرم والدین باید با کودکان قسمت شود.

Ssubi  از کشورها درخواست کرد تا دستگاه عدالت کیفری کودک محوری را در نظر بگیرند که به کودکان اجازه تماس بین آنها و والدینشان در زندان را بدهد.

Nisreen Zerikat  ، از مرکز ملی حقوق بشر اردن، بیان داشت بسیاری از مؤسسات حقوق بشر می توانند نقش مؤثری در حفاظت از حقوق انسانی کودکانِ زندانیان محکوم به اعدام، به خصوص با تسهیل بازدید از زندان فراهم کنند.

مدرس دانشگاه ، Jorge Cardona ، از کمیته سازمان ملل متحد درباره حقوق کودکان، تاکید کرد زمانی که والدین حکم اعدام دریافت می کنند، منافع کودکان باید به بهترین وجه در نظر گرفته شود. وی بیان داشت، کشورهایی که عضو مجمع حقوق کودک هستند از نظر قانونی موظف به ایجاد ارزیابی تصمیماتی هستند که در ارتباط با کودکی اتخاذ می شود .

درآخرین گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد، با تاکید بر اینکه اینجا به یک اقدام سریع نیاز هست وضعیت کودکانی که والدینشان با مجازات اعدام روبرو بوده و نیز کودکانی که والدین آنها اعدام شده اند اشاره شده است؛ که ” بررسی کلی تاثیر سیستم اشد مجازات، شامل اثرات اجتماعی، اقتصادی و روانشناسی بر روی کودکانی که والدینشان اعدام شده یا حکم اعدام گرفته اند  “.

در تاریخ ۱۰اکتبر، روز جهانی بر علیه مجازات اعدام ، گزارشگر ویژه اعدام های فرا قضایی ، Christof Heyns  ،و گزارشگر ویژه شکنجه، Juan E.Menedez  ، از جامعه بین المللی تقاضا کرد که تلاش های جهانی برای غیر قانونی شماردن همیشگی مجازات اعدام را شدت بخشند.

کارشناسان در حالی که نگرانی عمیق خود را درباره از سر گیری اخیر اعدام ها در تعدادی از کشورها بعد از یک دوره طولانی رعایت کردن ممنوعیت اعدام ابراز کرده و اظهار می کنند: “هنوزکشورهایی وجود دارند که برخلاف استانداردهای تعیین شده قوانین بین المللی، مردمشان را همچنان اعدام می کنند “.

 لینک منبع