صفحه اصلی  »  حضانت فرزندان
image_pdfimage_print
مهر
۶
۱۳۹۶
اجبار کودک به گدایی
مهر ۶ ۱۳۹۶
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Pushkar, India - January 23, 2013: Unidentified poor street children of Indian ethnicity in Pushkar, Rajasthan, India.
image_pdfimage_print

Photo: R.M. Nunes/bigstockphoto.com

موسی برزین وکیل خانه امن

پرسش: سلام.  خواهر من سه سال پیش در اثر بیماری سرطان در سن ۴۰ سالگی  درگذشت. دو فرزند داشت که الان یکی ۹ ساله و دیگری ۱۴ ساله است. متاسفانه شوهر خواهرم معتاد بود و یک سال پیش در اثر اعتیاد او هم درگذشت. سرپرستی فرزندان به پدربزگ (پدرشوهر خواهرم) سپرده شد. او متاسفانه با بچه‌ها خیلی بدرفتاری می‌کند. ما در شهر دیگری زندگی می‌کنیم و امکان سر زدن مرتب به بچه‌ها را نداریم. شاید سالی یک یا دو بار بتوانیم آنها را ببینیم. پدربزرگ بچه‌ها نیز وضع مالی خوبی ندارد. به همین دلیل بچه‌ها را مجبور به کار کردن می‌کند. پدربزرگ خودش  مصرف‌کننده مواد مخدر است. چندی پیش از یکی از آشنایان شنیدیم که بچه‌ها را در بازار به گدایی می‌فرستد. خیلی از شنیدن این خبر ناراحت شدم. زنگ زدم به پدربزرگ و تهدیدش کردم. او هم با کمال بی‌ادبی گفت “به شما ربطی ندارد. سرپرستی بچه‌ها با من است  و هرکاری دلم بخواهد می‌کنم.”  راستش خیلی عذاب وجدان دارم. گرچه خودمان هم وضع خوبی نداریم، اما می‌خواهم از این پدربزرگ بی‌مسوولیت شکایت کنم و سرپرستی بچه‌ها را بگیرم. با همسرم هم صحبت کردم که چندان راضی نبود اما قانعش کردم. لطفا ما را راهنمایی کنید. از کجا باید شروع کنم؟ به کجا بروم؟ مگر پدربزرگ می‌تواند بچه ها را به گدایی بفرستد؟

پاسخ: سلام. متاسفم که چنین مشکلی برای شما پیش آمده است. تصمیم شما خوب است و باید بچه‌ها را از این شرایط اسفناک نجات بدهید. در صورت ادامه این وضعیت آینده بچه‌ها به خطر می‌افتد. شما باید هم شکایت کیفری کنید و هم اقدام به طرح دعوای حقوقی. بر طبق قوانین ایران، هر کس کودکی را اجبار به تکدی‌گری کند مجرم است و فرقی نمی‌کند که چه نسبتی با بچه‌ها داشته باشد. بر طبق ماده ۷۱۳ قانون مجازات اسلامی: «هرکس طفل صغیر یا غیررشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموالی که از طریق مذکور به دست آورده است محکوم خواهد شد.» بنابراین این ماده پدربزرگ مجرم است و نمی‌تواند بگوید چون سرپرست بچه‌ها است، می‌تواند هر کاری که بخواهد بکند.

مورد دیگر این است که چون پدربزرگ بچه‌ها را به گدایی می‌فرستد و شاید هم با آن‌ها بدرفتاری می‌کند، شما علاوه بر مورد بالا می‌توانید به علت بهره‌کشی و آزار و اذیت کودک از پدربزرگ اعلام جرم کنید. بر طبق ماده ۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان: «هرگونه خرید، فروش، بهره‌کشی و به‌کارگیری کودکان به منظور ارتکاب ‌اعمال خلاف ازقبیل قاچاق، ممنوع و مرتکب، حسب مورد علاوه بر جبران خسارات وارده‌به شش ماه تا یک سال زندان و یا به جزای نقدی از ده میلیون  ریال تا ‌بیست میلیون  ریال محکوم خواهد شد.»  با توجه به این ماده می‌توان گفت که از آنجا که تکدی‌گری نوعی بهره‌کشی از کودک و عملی است ممنوع و برخلاف قانون، کسانی که افراد زیر ۱۸ سال را مجبور به تکدی‌گری می کنند محکوم به مجازات این ماده خواهند شد. همچنین بر اساس ماده ۴ این قانون «ھرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن عمدی سلامت و بھداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع است و مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس و تا ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.» تمامی این جرم‌ها از جرایم عمومی هستند و نیاز به شاکی خصوصی ندارند، با گزارش به دادستان ایشان موظف به پیگیری است. به همین دلیل شما به دادسرای محلی که بچه‌ها سکونت دارند بروید و کتبی به دادستان اعلام جرم کنید. حتما از دادستان وقت بگیرید و شفاهی هم اعلام کنید.

پرسش: من چطور می‌توانم اثبات کنم که پدربزرگ چنین رفتارهایی با بچه‌ها دارد؟

پاسخ: از روش‌های مختلفی می‌توانید اثبات کنید. بهتر است قبل از شکایت، به محلی که بچه‌ها تکدی‌گری می‌کنند بروید و یک فیلم از آنها بگیرید. سپس از اقوام، آشنایان و افراد مطلع یک استشهادیه تنظیم کنید. هرکسی که مطلع از رفتارهای بد پدربزرگ است می‌تواند شهادت دهد. در گزارش اعلام جرم  حتما به اعتیاد پدربزرگ اشاره کنید و خواستار تحقیقات محلی از همسایگان، آشنایان و همچنین محلی که بچه‌ها در آنجا گدایی می‌کنند بشوید. مقامات دادسرا خود تمام تحقیقات را انجام خواهند داد. توجه داشته باشید که دادستان به عنوان مدعی العموم موظف به شکایت از پدربزرگ است.

پرسش: برای گرفتن بچه‌ها چه کار باید بکنم؟ آیا بچه‌ها را به من می‌دهند؟

پاسخ: هم‌زمان با اینکه شکایت کیفری می‌کنید به دادگاه خانواده بروید و دادخواست سلب صلاحیت ولی قهری و تقاضای تعیین سرپرست برای کودکان را بدهید. بر اساس ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی: «هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل و یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند.» گرچه در صدر ماده از پدر و مادر سخن گفته شده است، اما به نظر می‌رسد پدربزرگ به عنوان ولی قهری نیز شامل این ماده شود. بنابراین با توجه به این ماده شما می‌توانید با طرح شکایت، عدم صلاحیت پدربزگ را پیگیری کنید. دادگاه در این مورد به تشخیص خود تصمیم‌گیری خواهد کرد. اگر دادگاه تشخیص دهد که پدربزرگ صلاحیت سرپرستی را ندارد، ممکن است ناظر و امینی برای نظارت تعیین کند.  اگر هم دادگاه تشخیص دهد که سرپرستی کودکان با  حضور امین و ناظر نیز تامین نمی شود، کودکان بدسرپرست شناخته شده و مشمول قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بد ‌سرپرست خواهند شد.  بر اساس این قانون زمانی که پدر و مادر، پدربزرگ پدری، قیم و یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی طفل را نداشته باشند، دادگاه سرپرستی را به فرد دیگری منتقل می‌کند. بند دال ماده ۸ و همچنین ماده ۱۰ این قانون مقرراتی را در این زمینه پیش‌بینی نموده است. در این صورت شما می‌توانید تقاضای سرپرستی بچه ها را نمایید. دادگاه اگر شما را صالح تشخیص داد و اقربای نزدیکتر دیگری نیز آماده برای سرپرستی نشدند، سرپرستی کودکان را ممکن است به شما واگذار کند.

شهریور
۲۲
۱۳۹۶
بیماری ام‌.اس زن و عدم توانایی حرکت و انجام کارهای خانه
شهریور ۲۲ ۱۳۹۶
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Caucasian woman sick in bed with the flu
image_pdfimage_print

Photo: crysrob/bigstockphoto.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال: سلام! من در مورد مشکل دخترعمویم می‌خواستم  با شما مشورت کنم. دخترعموی من ۱۱ سال پیش ازدواج کرده و یک پسر۸ ساله دارد. متاسفانه مدتی است که بیماری ام.اس دارد. گاهی حالش خوب است و گاهی بد. وقتی حالش بد است توانایی حرکت کردن را از دست می‌‌دهد و باید استراحت کند. دکتر گفته احتمال دارد بدتر هم بشود. بیماری دخترعمویم مشکلات خانوادگی برایش ایجاد کرده است. شوهرش زیاد مراعات حالش را نمی‌کند و مرتب کنایه و یا حرف‌های ناخوشایندی به او می زند. همیشه سرکوفت می‌زند که تو از اول مریض بودی و من را بدبخت کردی. این باعث می‌شود حال دخترعمویم از لحاظ روحی و روانی بدتر شود. خانواده شوهرش هم پرجمعیت است و مرتب به خانه آنها رفت و آمد دارند. خانواده عمویم بیشتر در شهرستان هستند و زیاد نمی‌توانند کمکی به او بکنند. چند وقت پیش شنیدم که شوهرش به او توهین کرده و گفته چقدر باید بیماری تو را تحمل کنیم. به هر حال دخترعمویم تصمیم گرفته به خانه پدرش بیاید. چند روز پیش با من صحبت کرد و مشورت خواست. مثل اینکه خانواده شوهرش قصد دارند برایش زن دوم بگیرند.  سوال من این است که آیا مرد می‌تواند در صورت بیماری همسرش ازدواج مجدد کند؟

پاسخ: با سلام! متاسفم از مشکلی که پیش آمده است. بر طبق بند ۴ ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده سال ۱۳۵۳، در صورتی که زن دچار بیماری صعب‌العلاجی شود طوری که دوام زندگی زناشویی برای طرف دیگر مخاطره‌آمیز باشد، شوهر می‌تواند با مراجعه به دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد. البته دادگاه با توجه به میزان بیماری زن حکم صادر می‌کند. یعنی اگر بیماری ام.اس دخترعمویتان امکان درمان داشته باشد، دادگاه این اجازه را صادر نخواهد کرد. اما اگر دادگاه بیماری را صعب‌العلاج تشخیص دهد، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد.

سوال: اینکه شوهر مرتب به ایشان طعنه می‌زند و او را تحت فشار روانی قرار می‌دهد، آیا راه قانونی برای برخورد وجود ندارد؟

پاسخ: متاسفانه تا این حد رفتار شوهر جرم نیست. اگر توهین صریحی انجام شود، می‌توان شکایت کرد اما طعنه زدن و یا تحت فشار روانی قرار دادن در قوانین مورد توجه قرار نگرفته‌اند و با توسل به قانون نمی‌توان با آن برخورد کرد.

سوال: آیا دخترعمویم می‌تواند بدون اجازه شوهرش خانه را ترک کند و به خانه پدرش برود؟

پاسخ: ایشان می‌تواند خانه را ترک کند. یعنی شوهرش حق ندارد به زور مانع ترک خانه شود، اما اگر بدون دلیل موجه باشد حق نفقه ایشان ساقط خواهد شد. بر اساس ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف، ضرر بدنی، مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.» بنابراین با توجه به اینکه می‌گویید شوهر دخترعمویتان ایشان را تحت فشار قرار داده، شاید بتوان با استناد به این ماده گفت که دخترعمویتان حق ترک خانه را دارد. توجه کنید که اگر کار به دادگاه بکشد، این مساله توسط قاضی بررسی شده و طبق نظر ایشان دخترعمویتان شامل این ماده می‌شود. اگر قاضی تشخیص بدهد که دخترعمویتان در خانه متضمن ضرر نفسی یا شرافتی می‌شود، ایشان شامل ماده خواهد شد، اما اگر این مساله را تشخیص ندهد و شوهر تقاضای الزام به تمکین کند، خانم باید به خانه برگردد و اگر برنگردد نفقه‌اش ساقط می شود.

سوال: ما احساس می کنیم که شوهر دختر عمویم قصد دارد او را طلاق بدهد. اول اینکه آیا می‌تواند طلاق دهد و دوم اینکه اگر طلاق بدهد حضانت بچه با کیست؟

پاسخ: بله شوهر هر موقع بخواهد می‌تواند همسر خود را طلاق بدهد و نیازی به ارائه دلیل و توجیه ندارد. در مورد حضانت فرزند بر طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی ایران: «برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت‌سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره – بعد از هفت‌سالگی در صورت حدوث اختلاف ، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است.» با توجه به اینکه فرزند ۸ سال دارد، حضانت به پدر واگذار می‌شود، اما اگر مادر مخالفت کند و خواهان حضانت باشد، دادگاه در این مورد تصمیم می‌گیرد. اگر شوهر مشکل خاصی از جمله اعتیاد و یا سابقه خشونت نداشته باشد، حضانت به ایشان واگذار خواهد شد. به هر حال دادگاه در این مورد تصمیم‌گیری می‌کند.

سوال: اگر دخترعمویم بداند که در صورت طلاق فرزندش را از او می‌گیرند، به هیچ وجه جدا نمی‌شود و مجبور است در خانه شوهرش بماند و تحمل کند. این به نظرتان قانون درستی است؟

پاسخ: متاسفانه قوانین ایران در مورد حضانت مشکلاتی دارند. خیلی وقت‌ها زن‌ها مجبور به تحمل خشونت می‌شوند تا در کنار فرزندانشان بمانند. مشکل دیگر اینکه اگر مرد یک‌طرفه هم طلاق بدهد، بازهم تغییری در وضعیت حضانت پیش نمی‌آید. یعنی اگر دخترعموی شما به دلیل فرزندش حاضر به طلاق نباشد، اما شوهرش طلاق دهد بازهم حضانت بر طبق مطالبی که گفته شد  به پدر واگذار می‌شود.

سوال: سوال آخر اینکه اگر دخترعمویم بدون اینکه طلاق بگیرد، با فرزندش به خانه پدرش برود، آیا شوهر می‌تواند بچه را از او بگیرد؟ آیا بیماری حق مهریه را از بین می‌برد؟

پاسخ: این مساله در قانون ذکر نشده اما با توجه به اینکه پدر ولی قهری طفل محسوب می‌شود و اختیار تصمیم‌گیری در مورد او را دارد، به احتمال بسیار دادگاه با تقاضای ایشان مبنی بر برگرداندن طفل موافقت می‌کند. در مورد مهریه، زن در هر حال می‌تواند مهریه خود را مطالبه کند، چه قبل از طلاق و چه بعد از آن. بیماری دخترعمویتان حق مهریه را از بین نمی‌برد.

بهمن
۷
۱۳۹۳
سایه خشونت خانگی بر حضانت فرزندان
بهمن ۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۱
, , , ,
image_pdfimage_print

Olyaeifard Pic

محمد اولیایی فرد – وکیل و پژوهشگر

حضانت فرزندان خصوصا فرزند پسر و عدم پرداخت نفقه اولاد که از مصادیق خشونت خانگی محسوب می شود، موضوع جلسه مشاوره ای بود که با مادر جوانی بنام شبنم داشتم.

  شبنم با کودکی در بغل و کودک دیگری در دست به دفتر وکالتم آمد، از او خواستم مشکلش را به طور کامل بیان کند شبنم گفت: من تنها فرزند خانواده هستم و در نازو نعمت بزرگ شدم به همین جهت تا قبل از ازدواج زندگی آرام و بی دغدغه ای داشتم تا اینکه با سینا ازدواج کردم، سینا حسابدار شرکتی بود که من بعد از فارغ التحصیلی در آن مشغول به کار شدم، در همان جا بود که با سینا آشنا شدم و رفته رفته روابطمان گرم و صمیمی شد تا اینکه سینا پیشنهاد ازدواج داد و من هم پذیرفتم، اما خانواده ام از سینا خوششان نمی آمد و با این ازدواج مخالف بودند ولی با اصرار و پافشاری من در نهایت این ازدواج سر گرفت و زندگی مشترک من و سینا  اغاز شد، اما مشکل ما از جایی شروع شد که سینا شرایط ازدواجمان را زیر پا گذاشت زیرا او شرایط مرا برای ادامه تحصیل و اشتغال پذیرفته بود ولی بعد از ازدواج چون این شرایط در عقد نامه قید نشده بود به قول خود وفا نکرد و مرا خانه نشین کرد و مانع ادامه تحصیلم شد، اما این امر تنها موضوع مورد اختلاف ما نبود بلکه  دامنه این اختلاف به موضوعات دیگر هم کشیده شد و روز به روز گسترده تر می شد اما من با ساده لوحی تمام فکر کردم که شاید وجود بچه بتواند دل و فکر ما را به هم نزدیک تر کند به همین جهت به فاصله کمی دو بار حامله شدم، البته برای مدت کوتاهی بعد از تولد اولین فرزندم اوضاع کمی آرام تر شد اما بعد از تولد فرزند دومم، مجددا اختلافات ما  شروع شد ولی این بار بسیار حادتر، در واقع در هیچ موضوعی با هم تفاهم نداشتیم، من  سعی می کردم گذشت کنم ولی هر چقدر کوتاه می آمدم سینا خشن تر می شد و چهره واقعی خودش را نشان می داد، عجیب تند خو شده بود و دائم با الفاظ رکیک به من و خانواده ام توهین و هتاکی می کرد، دست پخت مرا نمی خورد و شب ها دیر و یا اصلا به منزل نمی آمد، با من هیچ معاشرتی نمی کرد و طرز لباس پوشیدن و آرایش و اندام و چهره مرا به مسخره می گرفت و دائم خودش را برای ازدواج با من سرزنش می کرد و هزار مشکل دیگر و در این بین اعتراض من حاصلی جز درگیری لفظی و فیزیکی بین ما نداشت، گاهی شک می کردم که شاید به زن دیگری علاقه پیدا کرده و یا شاید دچار بیماری روحی و روانی شده ولی علت این اختلافات هر چه که بوده اکنون دیگر تحمل این وضعیت را ندارم و تصمیم به جدایی گرفته ام اگر به طلاق توافقی رضایت داد که چه بهتر اگر نه از طریق دادگاه وارد می شوم ولی تنها نگرانی من در مورد حضانت پسر یک و نیم ساله و دختر سه ساله ام است خصوصا در مورد حضانت پسرم سخت نگرانم چون شنیده ام حضانت فرزند پسر تنها تا دو سالگی با مادر خواهد بود، لطفا در این مورد مرا راهنمایی کنید.

به شبنم گفتم: آنچه شما در مورد حضانت فرزند پسر شنیده اید مربوط به گذشته و قبل از سال ۱۳۸۲ بوده تا قبل از این سال طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی حضانت فرزند پسر تنها تا دو سالگی با مادر بود و فرزند دختر تا ۷ سالگی و پس از آن فرزند باید به شوهر سپرده می شد و این موضوع البته موجب تضیع حقوق مادر بود زیرا مادر به خاطر اینکه فرزند پسر خود را در دوران طفولیت و پس از شیر خوارگی از دست ندهد یا اساسا در بدترین شرایط حاضر به جدایی نبود و یا در صورت طلاق برای حفظ حضانت فرزند پسر خود مجبور به دادن امتیازات مالی و غیر مالی به شوهر می شد و یا در مقابل دریافت حق حضانت از بسیاری حقوق قانونی ومسلم خود شامل مهریه یا اجرت‌المثل یا نفقه معوقه صرف‌نظر می‌ کرد. اما در سال ۱۳۸۲ با توجه به مصلحت کودک و با توجه به اینکه پدر قادر به حضانت و نگهداری طفل ۲ ساله نبود ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی اصلاح شد، این ماده در حال حاضر بیان می دارد ” برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره: بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می‌باشد. ” (اصلاحی ۱۳۸۲/۹/۸ مجمع تشخیص نظام) بنابراین طبق این ماده در حال حاضر حضانت فرزندان چه پسر و چه دختر تا ۷ سالگی به عهده مادر گذاشته شده است و پس از آن نیز که حضانت باید به پدر واگذار شود، البته صلاحدید دادگاه با رعایت مصلحت طفل لازم است و ممکن است دادگاه پس از آن نیز فرزند را به پدر واگذار نکند. در واقع با اصلاح این ماده طول مدت حضانت بین مادر و پدر تقسیم شده است، یعنی مادر از بدو تولد تا ۷ سالگی از طفل پسر نگهداری می کند و از ۷ سالگی تا ۱۵ سالگی که پسر به بلوغ میرسد  پدر می‌تواند در صورت موافقت و صلاحدید دادگاه چنانچه مصلحت طفل ایجاب کند حضانت فرزند را به عهده بگیرد. البته دختر در صورت رسیدن به سن ۹ سالگی ( در صورت صدور حکم رشد )  و پسر در صورت رسیدن به سن ۱۵ سالگی از حضانت خارج شده .و شخصاً تصمیم می‌گیرند که در نزد کدامیک از والدین خود یا حتی شخص ثالثی از بستگان خود زندگی کند.

 شبنم: گفت خوشحالم که تا هفت سالگی حضانت فرزندان با من است ولی چگونه می توانم بعد از این سن هم حضانت فرزندان را به عهده داشته باشم و در واقع فرزندان را بعد از این سن به شوهرم نسپارم، پاسخ دادم: اشتباه نکنید حضانت فرزندان برای مادر یا پدر مطلق نیست و استثنائاتی دارد، در مورد محدودیت حضانت مادر ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی بیان می دارد ” اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود. ” بنابراین جنون و یا ازدواج مجدد مادر حق حضانت او را سلب می کند البته این ماده از آن جهت که شانس ازدواج و تشکیل زندگی مجدد زناشویی  مادر را برای مدت زیادی می گیرد و شاید آثار نامطلوب اخلاقی و اجتماعی داشته باشد قابل انتقاد است اما شاید توافق با شوهر برای ازدواج مجدد و هم زمان ادامه حضانت، این مشکل را حل کند و البته شاید طلاق مادر پس از ازدواج دوم، حضانت را به او بازگرداند، همچنین ماده ۱۱۷۳ در خصوص شرایط سلب حضانت از مادر یا پدر مقرر می دارد ” هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضاییه تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند. موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است:

۱- اعتیاد زیان‌آور به الکل، مواد مخدر و قمار۲ – اشتهار به فساد اخلاق و فحشا ۳- ابتلا به بیماری‌های روانی با تشخیص پزشکی قانونی ۴- سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضداخلاقی مانند فساد و فحشا، تکدی‌گری و قاچاق ۵- تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف ،

سپس ادامه دادم: بنابراین چنانچه شما به دادگاه ثابت کنید که همسرتان به واسطه  داشتن یک یا چند مورد از موارد ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی صلاحیت حضانت فرزندان را ندارد دادگاه حضانت را از او سلب کرده و به شما خواهد داد ولی باید توجه کنید که فقط حضانت با شماست نه ولایت در واقع حضانت به معنی پروردن و در اصطلاح عبارت از پرورش و تربیت که همان نگهداری مادی و معنوی طفل است. بنابراین حضانت با ولایت که مخصوص پدر و جد پدری است تفاوت دارد. اگر حضانت به مادر سپرده شود ولایت پدر و در غیاب پدر، جد پدری نسبت به کودک تا زمان حیات آنان باقی است. لذا سپردن حضانت کودک به معنی سپردن سایر امور طفل به خصوص امور حقوقی مانند معاملات یا افتتاح حساب بانکی یا خروج از کشور به مادرنیست.

 سپس شبنم گفت:  تا زمانی که حضانت به عهده مادر است آیا پدر قانونا مکلف به تامین معاش فرزندان می باشد ؟ گفتم: بله طبق ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی در صورت حیات پدر، نفقه اولاد به عهده پدراست و در نبود پدر یا عدم استطاعت مالی پدر به عهده پدربزرگ و اجداد پدری اولاد است.

بنابراین اگر حضانت فرزند به مادر سپرده شود، پدر یا پدربزرگ باید نفقه فرزند را طبق حکم دادگاه پرداخت کند نفقه اولاد عبارت از هزینه مسکن، خوراک، پوشاک، اثاث البیت وسایر هزینه‌های ضروری از قبیل درمان و تحصیل است واگر پدر ازپرداخت نفقه اولاد خود امتناع کند، به موجب ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی به سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می‌شود. این ماده بیان می دارد ” هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود رادر صورت تمکین ندهد یااز تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند دادگاه اورا از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می کند ” البته معمولا دادگاه برای تعیین مبلغ نفقه از نظر کارشناسان استفاده می کند که با مبلغ نفقه واقعی تفاوت زیادی دارد و بسیار کمتر از میزان مخارج واقعی نگهداری اولاد است در ضمن پدر یا مادر نمی توانند برای نگهداری از فرزند مطالبه اجرت کنند زیرا طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است و در صورت استنکاف از نگهداری فرزند طبق ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی دادگاه حکم به الزام خواهد داد.

با خاتمه توضیحات من، شبنم نگاهی به فرزندان خود انداخت و در حالی که غرق در افکار خود بود به همراه فرزندانش دفتر را ترک کرد.