صفحه اصلی  »  تنبیه
image_pdfimage_print
آبان
۱۸
اختلال در بینایی دانش‌آموز کرمانی ناشی از تنبیه معلم
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
2262358
image_pdfimage_print

چندی قبل بود که فیلمی در فضای مجازی دست به دست شد که گروهی از دانش آموزان محروم یک مدرسه در جنوبی ترین نقطه استان کرمان در این فیلم عنوان می کردند که معلم به دلیل عدم پرداخت شهریه آنها را تنبیه کرده است اما چند روز بعد آموزش و پرورش استان در فیلمی جدید اعلام کرد که چنین امری ساختگی است و پس از بررسی های قضایی و قانونی هم کذب بودن فیلم مورد نظر اعلام شد.

آن فیلم و دانش آموزانش هرچند برای چند روزی در راس خبرهای رسانه ها بودند اما به مرور زمان فراموش شدند.

اما روز گذشته فیلمی جدید منتشر شد که آموزش و پرورش را بار دیگر به تیتر رسانه های استان تبدیل کرد.

در این فیلم دانش آموز در یکی از مدارس شهرستان محروم فهرج در شرق استان کرمان به دلیل اینکه توسط معلمش تنبیه شده با مصدومیت  مواجه شده و بینایی چشم چپ این فرد مختل شده است.

این بار آموزش و پرورش استان کرمان در اقدامی مثبت با ورود جدی و پیگیری این مساله ضمن تاکید صحت حادثه از مردم عذرخواهی کرد و طبق بررسی های خبرگزاری مهر در مراحل ابتدایی بروز این حادثه و قبل از رسانه ای شدن، وضعیت درمانی و روند بهبود دانش آموز مصدوم را پیگیری کرده است.

سرباز معلم نیز همان روز از کار برکنار و به پادگان محل خدمتش بازگردانده شده است.

اما آنچه که در فیلم و خبرهای منتشر شده در خصوص تنبه این دانش اموز اشاره نشده است این است که این دانش آموز فهرجی نابینا نشده است و به دلیل شدت ضربه و خونریزی داخلی چشم دچار اختلال در بینایی شده و روند درمان برای بهبود کامل بیمار در حال انجام است.

به هر صورت آموزش و پرورش کرمان در اطلاعیه ای مسئولیت این حادثه را پذیرفته وعنوان کرده است؛ در پی تنبیه بدنی یکی از دانش آموزان مدرسه شهید چمران اسدآباد از توابع شهرستان فهرج، سرباز معلم متخلف برکنار و برای ادامه خدمت سربازی به پادگان اعزام و با سایر متخلفان احتمالی نیز برخورد قانونی می شود.

روابط عمومی اداره کل آموزش  و پرورش استان کرمان ضمن ابراز تاسف و عذرخواهی از این حرکت ناشایست سرباز معلم مذکور که موجب جریحه دار شدن افکار عمومی شده، بار دیگر تاکید می کند هر گونه تنبیه بدنی در مدارس تحت هر شرایطی، ممنوع و محکوم است و با متخلفان به شدت برخورد قانونی می شود.

در خصوص حادثه پیش آمده اما پدر دانش آموز مصدوم به خبرنگار مهر می گوید: فرزند من در کلاس درس در حال صحبت با هم کلاسی اش بوده که معلم با کمربند به صورتش می زند.

درخواست برخورد قانونی با معلم را دارم

محمد کدخدامنش می گوید: بعد از اطلاع از مصدوم شدن فرزندم به دلیل نبود بیمارستان در فهرج عرفان را به بیمارستان بم منتقل کردیم و مورد مداوا قرار گرفت و در همان روز مسئولان حراست آموزش و پرورش فهرج ما را همراهی کردند و گفتند پیگیریهای لازم را انجام می دهیم.

پدر این دانش آموز افزود: در حال حاضر خبر ندارم که پیگیری ها در چه مرحله ای قرار دارد اما از مسئولان می خواهم مطابق قانون با معلم برخورد شود و اجازه ندهد چنین افرادی در زمینه آموزش دانش اموزان فعال باشند.

وی گفت: نباید چندین دانش آموز را به معلمی واگذار کنند که برای حضور در این شغل تنها یک ماه آموزش دیده است.

عرفان دانش آموز صدمه دیده نیز در پاسخ به وضعیت بینایی اش گفت: بعد از اینکه کمربند به صورتم برخورد کرد روی نیمکت افتادم و چشمم دچار تورم شد و در نهایت بعد از اطلاع به والدینم به بیمارستان مراجعه کردم در حال حاضر هم بینایی چشم چپم مختل شده و مثل این است که آب صابون در چشمم است.

در پیگیریهای خبرنگار مهر مشخص شد که چشم دانش آموز نابینا نشده است و به دلیل ضربه دچار خونریزی داخلی شده است و به مرور زمان دید چشم باز خواهد گشت.

مراحل درمان تا بهبود کامل فرد مصدوم انجام می شود

امید سلاجقه، رئیس روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان در گفتگو با مهر در این خصوص بیان کرد: امروز مدیران آموزش و پرورش از دانش آموز مذکور عیادت کرده اند و تمام پیگیریهای لازم از ابتدای بروز حادثه تا کنون انجام شده است.

وی افزود: معلمی که دچار این اشتباه شده است یکی از سرباز معلم هایی است که آموزش و پرورش برای جبران کمبود نیروی انسانی جذب می کند و در دبستان مشغول به کار بوده است.

سلاجقه ادامه داد: آموزش و پرورش کرمان بیش از نیم میلیون نفر دانش آموز و ۵۰ هزار نفر معلم دارد اما به دلیل تعداد بالای دانش آموزان و پراکندگی مراکز جمعیتی با کمبود شدید معلم مواجه هستیم.

رئیس روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان گفت: برای جذب سرباز معلم ها گزینش با دقت و حساسیت بالا انجام می شود و آموزش های علمی و حتی نحوه برخورد با دانش آموزان هم به سرباز معلم ها داده می شود.

سلاجقه گفت: در حال حاضر فرد خاصی از کار برکنار شده است و روال قانونی برای حمایت از دانش آموز و برخورد با عوامل خاطی در حال انجام است.

وی افزود: دانش آموز بیمه حوادث است و البته روند درمان وی با دقت کامل توسط آموزش و پرورش رصد و پیگیری می شود و در صورت نیاز پیگیری های تخصصی پزشکی نیز انجام می شود.

شهرستان فهرج یکی از شهرستان های کویری و بسیار محروم استان کرمان است که آموزش و پرورش برای رفع مشکل کمبود معلم در مناطق روستایی و عشایری این شهرستان و سایر مناطق کم برخورد مشابه از سرباز معلم استفاده می کند.

منبع: خبرگزاری مهر

مرداد
۱۵
تنبیه کودک با هدف تربیت، خشونت است یا نه؟
پادکست
۰
,
image_pdfimage_print

در این پادکست موضوع تنبیه کودکان با حضور پروین صمدزاده، روان‌شناس و مددکار اجتماعی و محمد اولیایی‌فرد، حقوق‌دان از منظر روان‌شناسی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است.

تیر
۲۹
تنبیه کودکان ،ریشه انتقام در بزرگسالی است
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:greg westfall

خانه امن:من در کودکی تنبیه می شدم و به خودم قول داده بودم اگر بزرگ شوم و ازدواج کنم هرگز کودکم را تنبیه نخواهم کرد ولی زمانی که ازدواج کردم و ۲ پسر پشت هم به دنیا آوردم گاه و بی گاه پشت دستشان می زنم و حتی وقتی کار دارم و شیطونی می کنند پایشان را با طناب به تخت می بندم . دلم نمی خواهد ولی واقعا نمیدانم که چگونه باید برخورد کنم . همسرم شب از راه می رسد و شام می خواهد و من اگر همه وقتم را صرف این دو پسر بچه کنم نه شام داریم و نه کارهای خانه انجام می شود .همیشه هم بعد تنبیه پشیمان می شوم ولی نمی دانم با آنها چگونه رفتار کنم ؟

این گفته یکی از کاربران فیس بوک خانه امن است در پاسخ به سوالی که ما از خوانندگان پرسیده بودیم . آیا فرزند خود را تنبیه می کنید ؟ چرا و چگونه آنها را تنبیه می کنید و چه احساسی نسبت به اعمال تنبیه نسبت به کودک خود دارید ؟

کاربر دیگری می نویسد من هرگز کودکم را تنبیه جسمی نکردم ولی گاهی دخترم را در حمام حبس می کند . او دختر منظبتی نیست و همه اسباب و اثاثیه اش پخش اتاق است . یک ریز حرف می زند و به همه وسایل خانه دست می زند . بسیاری از وسایل خانه را شکسته است و با من لجبازی می کند .

واقعیت این است که کودکانی که به هر نحوی مورد تنبیه بدنی یا کلامی والدین قرار می‌گیرند در آینده بسیار نزدیک امکان دارد همان روش‌ها را برای تربیت کودکان خود به کار ببرند بدین ترتیب بدرفتاری با کودکان از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد و همچنان خشونت ادامه خواهد یافت .

از سویی دیگر معمولا تنبیه کودک در زمان سرپیچی او از دستورات یا خواسته های پدر و مادر است و یا زمانی که والدین می خواهند نظم یا قوانین و یا روش خاصی را به او آموزش دهند و کودک از پذیرش آن خواسته ها سر باز می زند .

تنبیه جسمی و روحی و روانی ، تحقیر و ناسزا و حبس کردن ، تهدید و ارعاب و ایجاد ترس به هر عنوان و شکل و دلیلی در تربیت کودک غلط است . بنابراین از این همین ابتدا باید گفت اگر فرزند خود را تنبیه می کنید درباره دلیل تنبیه حرفی نزنید و خود را توجیه کنید .

مشکل خود ما هستیم که به دلیل فقدان آموزش لازم و یا نداشتن سلامت روانی و حتی ندانستن روش های کنترل خشم دق دلی های خود را سر کودک خالی می کنیم بدون آنکه بدانیم تنبیه چه آثار سویی در روح و روان کودک باقی می گذارد و گاه تا آخر عمر زخم های ناشی از آن پاک نمی شود .

درست است که تنبیه اثر فوری دارد و ممکن است کودک را از ادامه کارش باز  ‌دارد ولی او را نسبت به زشتی کار، آگاه نمی‌ کند.بنابراین  رفتار شما اثر تربیتی ندارد،گذشته از این که اثرات منفی زیادی نیز بر روح و روان کودک باقی می‌گذارد.

تربیت درست آن است که کودک در مسیر رشد عمل خلاف را نه از ترس تنبیه، بلکه به صرف نادرست بودن آن مرتکب نشود و به مرور زمان خوب را از بد تشخیص دهد و از انجام آن سر باز زند.پس تنبیه، در درازمدت عملاً رفتار بد را حذف نمی‌کند و توقف موقتی آن عمل از ترس به بهای سنگین کاهش کارآمد کلی فرد و خوشوقتی او تمام می‌شود.

«تنبیه» در درازمدت بی‌تأثیر است و زمانی که دیگر تهدید تنبیه وجود نداشته باشد، امکان تکرار آن عمل بسیار زیاد است.بنابراین،گرچه تنبیه ظاهرا و در کوتاه مدت خیلی موثر به نظر می‌رسد، اما در واقع اثری ناپایدار برجای می‌گذارد.

یکی دیگر از کاربران فیس بوک خانه امن می نویسد:دختر من بی اشتها بود .دختری ۳ ساله که به زور غذا می خورد . من در کمال نا آگاهی او را تهدید می کردم که اگر غذا نخورد تنهایش می گذارم تا سوسک ها او را بخورند .

حالا دختر من ۲۳ ساله است . از تنهایی می ترسد . غذا از گلویش پایین نمی رود و دچار سو تغذیه شده و هر چه او را به روانشناس و روانپزشک می برم بهبود قابل توجهی نکرده است .

مجتبی که هم اکنون ۵۷ ساله است می گوید : بارها دخترانم را برای حفظ حجاب هم کتک زدم و هم ناسزا گفتم و تحقیر کردم حالا هر ۳ دخترم نه تنها حجاب ندارند بلکه از من متنفر هستند و چشم دیدن من را ندارند .

دلایل روانشناسان برای نامناسب بودن تنبیه از قرار زیر است:

آثار جسمی‌- روحی:

 تنبیه آثار جانبی و هیجانی نامطلوب بر جسم باقی می‌گذارد. کودک تنبیه شده می‌ترسد و حتی گاهی این ترس خود را به محرک‌های مختلفی که هنگام تنبیه شدن حضور دارند نیز تعمیم می‌دهد.

بی‌اثر بودن آن:

 تنبیه به کودک نشان می‌دهد که چه کار نکند، نه این که چه کار بکند. در قیاس با تقویت و تشویق، تنبیه عملاً هیچ‌گونه اطلاعاتی در اختیار ارگانیسم قرار نمی‌دهد.

اثر معکوس تربیتی:

 تنبیه علاوه بر اینکه اثر مثبت تربیتی ندارد، صدمه زدن به دیگران را توجیه می‌کند. وقتی که کودکان تنبیه می‌شوند، تنها چیزی که می‌آموزند، این است که در بعضی موقعیت‌ها صدمه زدن به دیگران جایز است.

ایجاد پرخاشگری:

 تنبیه، شخص تنبیه شده را نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران پرخاشگر می‌کند خود این رفتار نیز موجب بروز مشکلات دیگری می‌گردد چنانکه مشاهده می‌شود افرادی که از سوی مراجع کنترل کننده در جامعه که تنبیه را به عنوان وسیله ی اصلی کنترل به کار می‌برند، افراد بسیار پرخاشگری هستند و مادام که تنبیه یا تهدید تنبیه برای کنترل رفتار آنان به کار می‌رود، هم‌چنان پرخاشگر باقی خواهند ماند.

عدم اصلاح پاسخ فرد به عوامل بیرونی:

تنبیه، اغلب یک پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگر می‌سازد و به صورت غیرمستقیم به فرد عمل نامطلوب دیگری می‌آموزد مثلاً کودکی که به دلیل ریخت وپاش کردن اسباب‌بازی‌هایش تنبیه می‌شود، کودکی بهانه گیر‌ و گریه کن بار می‌آید.

افراد به‌طور غریزی به کسی که رفتارشان آنها را می‌آزارد، حمله می‌کنند، شاید نه به صورت فیزیکی، بلکه با انتقاد، عدم تأیید، سرزنش یا تمسخر بنابراین تنبیه تنها به صورت جسمی و فیزیکی نیست بلکه به صورت زبانی و روحی هم ممکن است نمایان گردد.

وقتی که والدین فرزند خود را به دلیل این که به کودکی کوچک‌تر کمک کرده، تشویق می‌کنند، یا به دلیل اینکه نمره ی ۲۰ گرفته به او مقداری پول می‌دهند، در واقع تقویت‌کننده ی مثبت را به کار برده‌اند، تقویت‌کننده‌ها ممکن است شامل موارد اجتماعی (مانند: تشویق، محبت و …) یا غیراجتماعی (مانند: چیزهای ملموس، امتیازات خاص و…) باشند.

البته قابل ذکر است که معمولاً والدین به طور غیرعمدی رفتار کودک خود را تقویت می‌کنند. هر گاه والدین تسلیم گریه‌ها یا خواسته‌های غیرمنطقی کودک شوند، نه تنها رفتار خلاف کودک را از بین نبرده‌اند بلکه همان رفتاری که قصد از میان بردنش را داشتند، تقویت کرده‌اند. بنابراین ما می‌توانیم به جای تنبیه از تقویت‌کننده‌های مثبت و منفی استفاده کنیم و کودکمان را به رفتار درست وا دار نماییم، هر چند این روش در آغاز وقت‌گیر به نظر می‌رسد، ولی زمانی که چندین بار در مقابل رفتار ناخوشایند کودک مقاومت شود، آنان یاد خواهند گرفت رفتارهایی را که والدین یا مربی به آن بی‌توجه هستند، سریع ترک کنند 

مهناز دیگر کاربر فیسبوک خانه امن راه حل می خواهد و می گوید: با پسرم چه کنم ؟ ۷ ساله است و برای هر چیزی که می خواهد گریه می کند. از مدرسه رفتن می ترسد و مرتب به من چسبیده است. تنها نمی خوابد و من مجبورم او را تنبیه کنم .

صرفنظر از آنکه ما به این خانم توصیه کردیم که حتما به روانشناس کوذک مراجعه کند ولی نکته اساسی این است که تنبیه چاره کار نیست . تنبیه از هیچ مدلی چاره کار نیست . تنبیه فقط فرزند شما را از خانواده دور کرده و او را با کوهی از مشکلات و شخصیتی تخریب شده تنها می گذارد . او را پرخاشگر و عصیانگر و یا ترسو و منزوی می کند .

شرط اول این است که قبول کنیم تنبیه جسمی و روحی و کلامی چاره ساز نیست . عصبانیت هم چاره کار نیست . در هر شرایطی پدر و مادر باید بر خود مسلط باشند و شرایط کودکی و ضروریات آن را درک کنند .

شناخت روحی و روانی والدین از کودک و شرایط محیطی کودک بزرگترین برگ برنده است. هر کودکی در شرایط مختلف نیاز به مشاوره و برخورد متفاوت دارد ولی آنچه مسلم است تنبیه چاره کار نیست. باید همه والدین بدانند که شرط اول تربیت تنبیه نکردن به شیوه های مختلفی است که شخصیت کودک را خرد می کند .

تنبیه بر خلاف ارزش های آموزشی است و منتهی به آموزش نمی شود . از نظر تمامی مشاوران کودک، کلام بهترین راه‌حل برای هوشیار کردن کودک است. کلام و دادن شناخت در طول مسیر رشد همراه با قرارداد هایی که یک کودک باید از ابتدا با آموزش با آنها آشنا شود .

خواندن داستان های جذاب که جنبه آموزشی نسبت به قراردادهای داخل منزل و حتی قراردادهای اجتماعی در مهد کودک و مدرسه دارد نیز مفید است

اگر فرزند شما در یک بازی فوتبال به دوستش حرف بدی زده است چاره آن نیست که او را دعوا کنید و یا حتی اجازه ندهید به فوتبال برود چاره این است که از دیدن یک بازی فوتبال در تلویزیون مثلا برای یک بار او را محروم کنید .

فراموش نکنید که اگر روش تنبیه را انتخاب کنید مجبورید مرتب به آن بیافزایید و کمتر نتیجه بگیرید .

به او یاد می دهید که تنها راه حل مسله خشونت است . اعتماد به نفس او را تخریب کرده و اطمینان او به محیط اطراف را سلب می کنید و در ریشه انتقام را در شخصیت او  برای یک عمر می کارید .

دی
۱۵
حق تنبیه طفل و ابهام در قانون
خشونت خانگی و حقوق
۳
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

Geraint Rowland
عکس: Geraint Rowland
نویسنده: فیروزه فروزانفر
روزنامه نگار

اختیارش را دارم تنبیه اش کردم . دزد بشه ،قاچاقی یا از دیوار مردم بالا بره ؟ آلان جلوش را نگیرم هیچوقت نمی تونم جلوش رو بگیرم .
پسربچه هشت ساله مثل بید به خودش می لرزید و شلوارش رو خیس کرده بود . دو طرف صورتش به کبودی می زد . روی پاهاش بند نبود و می لرزید و دست های لرزانش را زیر بغلش پنهان کرده بود .
افسر نگهبان بچه رو دست سرباز وظیفه سپرد تا ببردش آبدارخونه و یک استکان چایی نبات بهش بده . ازقرار همسایه ها به کلانتری زنگ زده و خبر داده بودند که ممکنه بچه زیر چک و لگد های باباش از دست بره.
افسرنگهبان بعد از اینکه بچه را فرستاد آبدارخونه به پدر بچه که از فرط عصبانیت سرخ شده بود گفت : مرد حسابی بچه ۸ ساله رو اینطوری کتک می زنی اسمش رو گذاشتی تربیت . بچه س حالا ساندویچ دوستشو برداشته ، کار بدی هم کرده ولی باید طوری بزنی که سیاه و کبود بشه . همسایه ها می گن بار اولت هم نیست وزنت رو هم کتک میزنی .

جایگاه فقهی و قانونی تنبیه کودک در قانون

قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۸۱ در ۹ ماده به تصویب رسید و عملا جرمی به نام کودک آزاری با ضمانت اجرای حبس و جزای نقدی وارد مجموعه قوانین کیفری شد که هر بند از این ماده جای بررسی حقوقی با رویکرد پیامدهای اجتماعی در آن ضروری به نظر می رسد اما ماده ای که می تواند کل این قانون را زیر سوال ببرد ماده ۷ مندرج در آن است که مقرر کرده :
” اقدامات تربیتی در چارچوب ماده (۵۹) قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ و ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی مصوب ۱۳۱۴ از شمول این قانون مستثنی است.”
همچنین در ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامی نیزچنین آمده است :
” اعمال زیر جرم محسوب نمی شود : ۱ ـ اقدامات والدین و اولیاء قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تادیب یا حفاظت آنها انجام شود مشروط به اینکه اقدامات مذکور در حد متعارف ، تادیب و محافظت باشد … ” و بر اساس ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی : ” ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی توانند طفل را خارج از حدود متعارف تادیب تنبیه نمایند .
با خواندن این ماده این سوال در اذهان حتی افراد غیر حقوقی و غیر متخصص مطرح می شود که منظور از اقدامات تربیتی چیست ؟ آیا این اقدامات تنبیه بدنی و روانی والدین را در بر می گیرد ؟ حدود این تنبیه کجاست؟ کلماتی چون متعارف و محافظت چه معنایی دارد و چگونه تعریف می شود و آیا هر قاضی می تواند بر اساس عقاید و سلیقه ازآن یک برداشت کند و در نهایت تکلیف کودکان در چنین آشفته بازاری چیست ؟
مریم فراهانی کارآموز وکالت به خانه امن می گوید : مجازات فردی که یقین بر صحت عمل خودش دارد و عرف جامعه هم آن را قبول می کند آنچنان که باید مطابق اصول مجازات نیست و مهمتر آنکه این ابهام درحدود تنبیه و تادیب و حدود متعارفی که ذکر شده کنترل کودک آزاری را نه تنها مشکل می کند بلکه قاضی و وکیل و مقامات انتظامی و اجرایی را با بلا تکلیفی روبرو کرده و تشخیص کودک آزاری برای اولیا قانونی مشکل می شود .
وی معتقد است عملا با این ماده قانونی پیشگیری از کودک آزاری امکان پذیر نیست و تغییرتفکر قانون گذاربرای اصلاح این ماده نیاز به آموزش و اطلاع رسانی دارد چرا که به نظر می رسد قانون گذار حداقل باید به فتواها و نظرات شرعی علما توجه کند هر چند که آن نظرات نیازمند استنباط جدید است ولی توجه به آن هم می تواند حدود تنبیه را مشخص کند به طور مثال آیت الله سیستانی در سوالاتی پیرامون جایگاه فقهی کودک آزاری گفته اند که تنبیه بدنی جایز نیست واگرچنین عملی صورت گرفت نباید موجب سرخی و کبودی شود و یا از ۳ ضربه سبک بیشتر شده و پس از بلوغ به احتیاط واجب همین حد هم جایز نیست . حتی ایشان معتقدند اگر پدر و مادر نمی توانند سلامتی کودک را حفظ کنند حاکم شرع می تواند حق حضانت و سرپرستی را آز آنها بگیرد .
مریم فراهانی در ادامه می گوید : آیت الله مکارم شیرازی نیز صراحتا کودک آزاری در شرع اسلام را جایزندانسته ودراستفتا شرعی در این رابطه معتقد است هر گاه پدر و مادری مرتکب چنین عملی شوند حاکم شرع می تواند آنها را تعزیر کند و اگر کاری باشد که که منتهی به فوت یا نقض عضو یا جراحتی شود دیه دارد .
این کارآموز وکالت معتقد است با توجه به جایگاه فقهی این موضوع قانون جای اشکال جدی دارد و برای همین ما با موضوع پیشگیری از کودک آزاری دچار مشکل هستیم .

ایران و کنوانسیون جهانی حقوق کودک

کنوانسیون جهانی حقوق کودک در سال ۱۹۸۹ به تصویب رسید که ۴۱ ماده آن به تمامی اختصاص به حقوق کودکان داشته و ۱۳ ماده نیز به حقوق و تکالیف کشورهای عضو می پردازد . اکثر کشورهای دنیا از جمله ایران به این کنوانسیون پیوسته اند هر چند که ایران عضویت خود را مشروط به مقررات شرع کرده است .
بر اساس ماده ۱۹ این پیمان نامه کشورها باید برای حمایت از کودکان در برابر خشونت جسمی و روانی و آزار و بی توجهی و سهل انگاری اقدامات تربیتی و قانونی و اجتماعی و آموزشی انجام دهند اما علی رغم صراحت این ماده ، آموزش و قانونگذاری و اطلاع رسانی لازم نسبت به مرزهای مشخص تنبیه و تربیت و تعریف کودک آزاری در ایران وجود ندارد . همانطور که گفته شد ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی مقرر داشته : ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی تواند طفل را خارج از حدود متعارف تادیب و تنبیه کنند و برداشت ازآن را به عرف و برداشت قاضی سپرده و به این ترتیب موجبات سو استفاده ازقانون را فراهم کرده است.
در نهایت باید گفت کودک آزاری زشت ترین عملی است که می تواند به هر شکل در یک جامعه صورت بگیرد و متولیان نیزچشم خود را برآن ببندد . جامعه ما نیازمند گسترش فعالیت های آموزشی و فرهنگی و اطلاع رسانی و برگزاری کنفرانس های متعدد پیرامون این موضوع است . متولیان فرهنگی و دولتی می توانند با طراحی واحدهای درسی در دانشگاه وآموزش قبل از ازدواج و فعال کردن رسانه ها و آموزش عمومی و درگیر کردن نهادهای کیفری و قضایی و خانواده ها گام های اساسی در کنترل و پیشگیری از کودک آزاری بردارند و به این تربیت در پیشگیری جلوه ای از خشونت در خشونت خانگی موثر واقع شوند . بدون شک قانون نیازمند تعریف هر چه صریحتر و سریعتر از کلمه تنبیه است .
http://www.childlaw.blogfa.com/post-2.aspx

http://www.unic-ir.org/hr/convenantion-child.htm

مهر
۴
مرز تنبیه و خشونت برای کودکان
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

Mark Kirchner

عکس: Mark Kirchner

 ویدا بالیخانی- روزنامه نگار

متاسفانه بسیاری از والدین برای تربیت کودکانشان خشونت بکار برده و آنرا تنبیه تلقی می کنند. این در حالی است که این تنبیهات شدید خشونت محسوب شده وصرف نظر از آسیب های جسمی ، آثار روانی بلند مدتی در کودکان بر جای می گذارد تا جایی که بعضا” دیده شده خشونت های بکار برده شده آینده این کودکان را مختل کرده و درک نادرستی از افرادی که با آنها در ارتباط هستند به آنها می دهد. در همین رابطه با خانم شهرزاد پور عبدالله روان درمانگر و مشاور خانواده در اینباره معتقدند مکن است تنها از سوی والدین بر کودکان خشونت اعمال نشود و گاها” دیده شده کودکان بوسیله خواهر و بردارهای بزرگتر خود مورد خشونت قرار گرفته اند.

 آیا تا به حال تعریف روشنی از خشونت خانگی ارائه داده شده است؟ در صورتی که پاسخ شما مثبت است تعریف آنرا با ذکر خصوصیاتش بیان کنید؟

بله، اعمال انواع مختلف خشونت مانند: خشونت جسمی ،خشونت جنسی، خشونت روحی ـ روانی و بدرفتاری در محیط خانه بین افرادی که با هم رابطه نزدیک و عاطفی  دارند را خشونت خانوادگی تعریف می کنند. در رابطه با کودکان سهل انگاری و بی توجهی به نیازهای آنان هم نوعی خشونت محسوب می شود. این خشونت می تواند بین والدین باشد و یا از سوی یکی یا هر دوی آنها به یکی و یا همه فرزندانشان اعمال شود. در مواردی هم خشونت خانگی می تواند ازطریق یکی از بچه‌ها به خواهر و یا برادرش اعمال شود. بدرفتاری، سهل انگاری و غفلت نسبت به افراد مسنی مانند: پدر بزرگ و مادر بزرگ و یکی از بزرگسال های خانواده که به دلیل نیاز مالی و یا ناتوانی جسمی در زیر سقف خانواده زندگی می کنند نیز خشونت خانگی محسوب می شود.

ما می دانیم برخی مواقع والدین برای تربیت کردن کودکانشان آنها را تنبیه می کنند و ممکن است ناخواسته و ناآگاهانه برخی تنبیهات خشونت محسوب شوند در صورت امکان بفرمایید چه نوع تنبیهاتی خشونت محسوب می شوند؟

 متاسفانه مرز تنبیه وخشونت بسیار باریک است. همانطور که گفتید بسیاری از والدین بدون آگاهی از این مرز و بدون قصد و غرضی کودکانشان را مورد خشونت قرار می دهند. هر تنبیهی خشونت نیست، ولی باید دید درک ما از تنبیه چیست؟ تنبیه و تشویق دو قطب لازم و ضروری تربیت محسوب می شوند. آنچه که خطرناک است و موجب آسیب رساندن به کودک می شود درک نادرستی است که اکثر والدین از تنبیه دارند. چیزی که روشن است این است که این تنبیه به هیچ وجه نمی تواند و نباید جسمی، روحی ـ روانی و غفلت و سهل انگاری به نیازهای کودک باشد. مهمتر اینکه باید به کودک توضیح داد برای چه کاری تنبیه می شود، در واقع تنبیه باید با گفتگو همراه باشد.  نوع و زمان تنبیه هم باید متناسب با سن کودک باشد. مثلا” کودکی اسباب بازی برادر و یا خواهرش راعمدا” می شکند، می شود به او گفت به خاطر کار بدی که مرتکب شدی باید به مدت مثلا” ۵دقیقه روی این مبل بنشینی و اجازه نداری بازی کنی. بعد از پنج یا ده دقیقه از او می خواهید که بابت کاری که کرده است از برادر و یا خواهرش معذرت بخواهد و قول بدهد دیگر چنین کاری را نکند. و تها بعد از معذرت خواهی است که می تواند به بازی ادامه بدهد. کودکی به جای رنگ کردن کتاب نقاشی روی میز یا مبل یا دیوار نقاشی کرده حق استفاده از ماژیک هایش را در آن روز از او سلب می کنید و به او توضیح می دهید که این به خاطر این است که در جایی که قرار نبوده خط کشیده است و به همین دلیل اجازه نقاشی را برای مدتی که برایش در نظر گرفته اید ندارد. مثلا زندانی کردن کودک در محیطی بسته کاری است که برخی از پدر و مادرها به غلط به عنوان روشی برای تنبیه از آن استفاده می کنند و با اعمال چنین تنبیهی حس وحشت زیادی به کودک می دهند. خاطره بدی که خیلی ها از کودکی دارند به عنوان مثال تهدید مادر خانواده به ترک خانه بوده است:”چون دختر و یا پسر بدی هستی، مامان می ره و تو دیگه مادر نداری“. کاری که موجب ایجاد حس ناامنی شدید در کودک میشود و او را وحشت زده می کند.

 تاثیرخشونت بر کودکان در بزرگ سالی و در زندگی اجتماعی آنان به چه صورت است؟

 وقتی از تاثیر خشونت حرف می زنیم باید بدانیم در مورد کدام نوع آن صحبت می کنیم. خشونت مستقیم یا غیر مستقیم. خیلی ها در کودکی شاهد این نوع از خشونت غیر مستقیم بین دیگران هستند. گاهی کودک مستقیما” مورد خشونت واقع نمی شود و شاهد خشونت والدین و یا والدین با خواهر یا برادرش است. تاثیر خشونت بر کودک به عوامل متعددی از جمله ماهیت و نوع خشونت بستگی دارد. اینکه یک بار اتفاق افتاده باشد یا کودک به طور مداوم آنرا تجربه کرده باشد. دوره سنی و مرحله رشدی که کودک در آن قرار دارد و امکاناتی که در محیط خانواده در اختیارش است، مثل برخورداری از حمایت افراد دیگر خانواده، از جمله عوامل مؤثر در این زمینه محسوب می شوند.

 میزان تماس کودک با خشونت و رابطه اش با فرد و یا افرادی که دست به اعمال خشونت در مورد او و یا دیگران می زنند یا مورد خشونت واقع می شوند هم از جمله عوامل مهم در میزان تأثیر‌پذیری کودک از خشونت است.

 تجربه غیر مستقیم خشونت و تنها شاهد آن بودن گاهی موجب بروز رفتارهای خشن درکودکی، نوجوانی و در سنین بزرگ سالی می شود. با استناد به تئوری فراگیری رفتارهای اجتماعی، حاصل تحقیقات روانشناسی به نام آلبرت باندورا، کودکان از طریق مشاهده و تقلید، مدل های متفاوت رفتاری را یاد می‌گیرند و آنرا بروز می دهند. هر چه رابطه بین افراد نزدیکتر باشد، احتمال و میزان الگوبرداری بیشترخواهد بود. به عبارتی دیگر هر چه وابستگی ما به یک نفر بیشتر باشد تمایل ما به تقلید رفتارش بیشتر خواهد بود. اگر اعمال خشونت توسط والدین کودک، مثلاً پدرش صورت بگیرد، احتمال بروز رفتار خشن از سوی کودک بسیار بالاتر خواهد بود.

 اگر بخواهیم ازتاثیر انواع مستقیم آن بگوییم من ترجیح می دهم با تاثیر خشونت کلامی شروع کنم. متاسفانه رایج ترین نوع خشونت خانگی نسبت به کودکان خشونت روحی ـ روانی است که  بیش از خشونت جسمی آسیب می رساند. خشونت کلامی، تمسخر، تحقیر، مورد شماتت قرار دادن کودک، انتظارات غیر منطقی و نامتناسب با سنش از او داشتن، او را مدام با خواهر و یا بردارانش و یا با کودکان دیگر مقایسه کردن، توانایی هایش را نادیده گرفتن و انگشت بر ناتوانی هایش گذاشتن، نادیده گرفتن نیازها و نظراتش و همه و همه موارد مشابه او را از نظر روحی آسیب پذیر می کند و رشد عاطفی او را دچار اختلال می کند. زندگی در چنین شرایطی و در ارتباط بودن با افرادی که نه تنها شرایط رشد اورا فراهم نمی کنند بلکه مانع رشد روحی ـ روانی او می شوند بر تصویری که او بعد ها از خود خواهد داشت تاثیر منفی گذاشته و از او انسانی با عزت نفس پایین می سازد که نیازهایش مناسبتی با سن او نخواهند داشت. نیازهایی که روابطه عاطفی او را تحت تاثیر قرار خواهند داد و برقراری یک رابطه سالم عاطفی را دچار مشکل خواهند کرد.

 بی تردید برخورداری از عزت نفس پایین بر روابط عاطفی کودک در سنین بزرگ سالی تاثیر گذار خواهد بود. به عنوان مثال بروز رفتارهای خشن یک نمونه آن است که، می تواند نشانه ضعف فرد در تفهیم منظورش باشد، قادر نبودن به گذاشتن حد و حدود  در روابط یا ناتوانی در نه گفتن هم از عزت نفس پایین ناشی می شود و همه اینها منجر به بروز رفتارهای ناهنجار و غیر مترقبه می شود. بروز رفتار خشن همچنان می تواند تنها الگوی رفتاری که او از کودکی با خود یدک می کشد باشد. گاهی اوقات آدم ها ممکن است به طور ناخوداگاه از آنجایی که همیشه در روابطشان یا کتک خورده اند، یا تحقیر شده اند و یا نادیده گرفته شده اند، با طرف رابطه خودشان چنان رفتار کنند تا پاسخ های مشابه بگیرند چرا که تنها در این شکل است که خود را در رابطه با دیگری احساس می کنند.

گوشه گیری، ترس، عدم موفقیت تحصیلی یا شغلی یا عاطفی، حس تنهایی، افسردگی، اضطراب و ترس های غیر منطقی، احساس گناه، شرم ومهم تر از همه ناتوانی در برخورد با مشکلات، بر زندگی اجتماعی و میزان رضایت فرد از خودش تاثیر گذار خواهند بود.

خشونت جنسی، پنهان ترین نوع خشونت است. کودکان زیادی قربانی این نوع از خشونت هستند ولی متاسفانه به دلیل پنهان ماندن این فرم از خشونت هیچ آماری از آنان در دسترس نیست. آسیب های روحی و روانی این نوع از خشونت بسیار بیشتر از انواع دیگر است. نتیجه ایی که کودک از تجربه آزار جنسی می گیرد این است که به بزرگترها و در واقع به دنیا نمی توان اعتماد کرد و همین باور می تواند به تنهایی روابط اجتماعی و عاطفی وی را به دلیل بدبینی و سوءظنی که به دیگران دارد خدشه دار کند. علاوه بر موارد فوق، اختلالات جنسی که ممکن است عدم توانایی و ترس در برقراری یک رابطه سالم جنسی باشد و یا برعکس بروز رفتارهای کنترل نشده و خطرناک جنسی هم از تبعات تجربه این نوع خشونت محسوب می شوند.

به چه صورت می توان از خشونت های بکار رفته شده در مورد کودکان اطلاع پیدا کرد اگر این خشونت ها آثار فیزیکی بر جای نگذاشته باشند؟

باز هم بسته به نوع خشونت بروز نشانه هایی در رفتار کودک می تواند حاکی از عدم بر خورداری او از یک محیط خانوادگی سالم با روابط متعادل باشد. به عنوان مثال تغییر ناگهانی در رفتار بچه مانند بروز یک سری از ترس‌ها، بی اشتهایی، پرخوری، گوشه گیری، پرخاشگری، شب ادراری، مخفی کاری، افت تحصیلی، بی انگیزه شدن و مواردی از این دست، علایمی هستند که می توانند نتیجه تجربه خشونت باشند.

متاسفانه بسیار دیده شده در مورد کودکان مخصوصا دختران خشونت های جنسی از طرف اطرافیان به کار برده شده چگونه می توان به آنها با توجه به سن کمشان این آگاهی را داد که در صورت مواجهه با این مشکل بزرگترها را در جریان بگذارند؟

 تنها راه پیشگیری از بروز چنین مسایلی در زندگی یک کودک که زندگی عاطفی و جنسی  او را بدون شک دچار اختلال می کند آموزش جنسی است. باید از خانواده و در واقع با مادران شروع کرد. به آنان آموخت چطور با بچه هایشان در مورد بدنشان صحبت کنند. به سوال هایی که از سر کنجکاوی جنسی می کنند چگونه به موقع و مناسب با سن کودک پاسخ دهند. اگر کودک مرز بایدها و نباید ها را در رابطه دیگران با خودش بداند، اگر به او یاد داده شود که بدنش متعلق به اوست و هیچکس حق ندارد با بدن او کاری بکند که او دوست ندارد، جلوی خیلی از جنایات جنسی گرفته می شود. البته این امر هم به خودی خود کافی نیست. نوع رابطه والدین به خصوص مادر با کودک میتواند تعیین کننده باشد. اولین شرط، احساس راحتی در بیان احساسات، مسایل و مشکلات بدون ترس از تنبیه و قضاوت است. شرط دوم این است که کودک بداند که باور می شود و حرفش جدی گرفته می شود. عامل اصلی سکوت قربانیان، حفظ آبروی خانوادگی و قضاوت مردم است، امری که متاسفانه عده زیادی را مجبور به سکوت کرده است. بعضی از آنها هم که موقعیتش را یافته اند برای اولین بار در پشت درهای بسته اتاق های مشاوره از تجربه تلخ شان سخن گفته اند.

 تا چه حد والدین و تا چه حد مدارس در جلب اعتماد کودکان برای اطلاع رسانی در مورد خشونت هایی که با آن مواجه هستند موثرند و چگونه می توان اعتماد کودکان را در مورد آن جلب کرد؟

 از آنجایی که اولین تجربیات کودک با دیگران در محیط خانواده شکل می گرد باید از خانواده و پیش از رفتن کودک به کودکستان یا مدرسه شروع کرد، چرا که مدرسه نمی تواند جایگزین نقش تعیین کننده والدین در تربیت کودکان باشد. آموزش جنسی حتی در کشورهای پیشرفته در سال اول دبستان صورت نمی گیرد و نباید به امید آن ماند، اگر چه که آن هم به جای خود مهم است و باید جزئی از سیستم آموزشی باشد. ارائه مجموعه ای از اطلاعات به صورت گروهی در مدارس ممکن است موجب شود خیلی از سوال ها که در ذهن کودک و نوجوان وجود دارد مطرح نگردد. در این صورت او احتمالا” سعی می کند از طرق غیر مستقیم و مثلا” با مراجعه به سایت های اینترنتی پاسخ را پیدا کند. متاسفانه در اغلب موارد اطلاعاتی که این سایت ها در اختیار می گذارند مناسب سن نوجوانان نیستند و ممکن است آنها با مطالعه شان تصور نادرستی از مسایل جنسی پیدا کنند.

مرداد
۹
به بهبود خود کمک کنید، شما ارزشش را دارید  
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

7904422188_8e4a1ed658_z

ترجمه: گ – حقیقی

راهنمای زنان در حال ترک مواد مخدربرای مواجهه با مشکلات ناشی از خشونتی که در دوران کودکی دیده اند.

گزارش زیر در مرکز درمان سوء مصرف مواد مخدر و الکل CSAT ، اداره خدمات سلامت روان و سوء مصرف مواد SAMHSA ، اداره سلامت و خدمات انسانی ایالات متحده HHS تهیه شده است.

مقدمه:

اکنون که شما تحت درمان سوء مصرف مواد مخدر هستید، احتمالا” احساسات و علائم مختلفی را تجربه خواهید کرد. این احساسات ممکن است برای شما دردناک بوده و یا دست و پنجه نرم کردن با آنها دشوار باشد. شما ممکن است دارای چنین احساساتی باشید:

  • ترس و وحشت
  • درماندگی
  • احساس گناه
  • خجالت
  • اضطراب
  • افسردگی
  • عصبانیت
  • انزجار از خود
  • مشکل برقراری ارتباط با خانواده یا دوستان
  • دیوانگی و احساس بی قراری
  • کرختی یا بی احساسی
  • تمایل به مرگ

برخی از این احساسات در میان زنانی که شروع به ترک اعتیاد می کنند رایج هستند، اما همین عواطف می توانند برای بسیاری از زنانی که قربانی کودک آزاری بوده اند قوی تر باشند. این درد می تواند آن قدر زیاد باشد که فرد دست به هر کاری بزند تا از پس احساساتش بر آید، مانند استفاده مجدد از مواد مخدر یا الکل.

بعضی از زنان تحت درمان به روشنی به یاد نمی آورند که برای اولین بار چگونه مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، اما دارای برخی از احساساتی که در این جا ذکر شد هستند. تعدادی از آنان ممکن است خاطرات سوء استفاده در کودکی را آن قدر سرکوب کرده باشند، که حتی نتوانند دلیل خشم شدید خود را توضیح دهند. اینکه چرا از شخص خاصی می ترسند، کابوس می بینند یا همیشه فکر می کنند قرار است اتفاق بدی بیافتد. گاهی آنها پس از ترک اعتیاد ودر دورانی که تحت درمان هستند، اتفاقاتی را به یاد می آورند که یادآوری آن خاطرات برایشان بسیاردردناک بوده به طوری که سعی کرده اند به وسیله مصرف مواد مخدریا الکل، از به یاد آوردنشان جلوگیری کنند.

 به هر حال ممکن است کار کردن روی خاطرات دوران کودکی یا لغزش های حافظه در دوران ترک مواد مخدر برای مواجه شدن با دردهای گذشته و تمرکز روی زندگی کنونی شما مفید باشد.

کودک آزاری (یا سوء استفاده از کودک) چیست؟

سوء استفاده از کودک معانی متعددی دارد و گاهی سخت می شود فهمید آنچه که در کودکی تجربه کرده اید سوء استفاده بوده است یا خیر. شاید در آن زمان نوع تنبیه و یا رفتارخشونت آمیزی که با شما صورت گرفته عادی به نظر می رسیده است. به همین دلیل بهتر است روی سوالات مطرح شده زیر فکر کنید. سوالاتی که موارد کودک آزاری را در بر می گیرند.

آیا به یاد می آورید فردی در زمان کودکی اعمال زیر را نسبت به شما انجام داده باشد ؟

  • شما را تنبیه یا تأدیب شدید کرده باشد؟
  • شما را آن قدر محکم کتک زده  که کبودی، بریدگی یا شکستگی استخوان به جا گذاشته است؟
  • شما را کتک یا مشت زده باشد ولو آثاری به جا نمانده باشد ؟
  • طوری با شما رفتار کرده که احساس  ناتوانی و درماندگی کرده باشید؟
  • به شما فحاشی کرده یا آزار کلامی داده است؟
  • در میان افراد خانواده و افراد نزدیک، کسی ظاهر فیزیکی شما مانند: رنگ مو، پوست، شکل بدن یا ناتوانی احتمالی شما را مورد انتقاد قرار داده یا مسخره کرده باشد.
  • با شما صحبت جنسی کرده، لباس در آوردن یا حمام کردن تان را تماشا کرده، عکس ها یا فیلم های پورنوگرافیک به شما نشان داده یا از شما به شکل نامناسبی عکس گرفته باشد؟
  • اعضای جنسی شما را لمس، یا مجبورتان کرده باشد که اعضای جنسی خود یا شخص دیگری را لمس کنید؟
  • شما را مجبور کرده دیگران را در حین اعمال جنسی نگاه کنید؟
  • شما را مجبور به مراقبت جنسی کرده باشد؟

پیامدها یا عوارض کودک آزاری

تأثیرات کودک آزاری می تواند تا زمان بزرگسالی با شما بماند. علاوه بر احساس عصبانیت، دلواپس، شرمندگی یا افسردگی ممکن است:

  • خاطرات تصویری از آزارهای گذشته را به یاد آورید
  • کابوس های مکرر داشته باشید
  • نسبت به صداهای بلند یا لمس شدن خیلی حساس باشید
  • همیشه منتظر اتفاق بدی باشید
  • اجازه بدهید دیگران از شما استفاده یا سوء استفاده کنند
  • دوران هایی از زندگی تان را به یاد نیاورید
  • احساس کرختی کنید

این احساسات می توانند هنگام اضطراب یا موقعیت هایی که خاطرات سوء استفاده شدن را به یادتان می آورد، مثل زمانی که با آشنای نزدیکی دعوا می کنید، بدتر یا شدیدتر شوند.

هر زمان احساس کردید می خواهید خودتان را آزار بدهید یا به خودکشی فکر می کردید، بلافاصله به مشاورتان تماس بگیرید.

چگونه می توان مادامی که تحت درمان هستید به مسائل کودک آزاری پرداخت؟

شاید بهتر باشد صحبت کردن درباره سوء استفاده دردناک گذشته را به زمانی که مصرف الکل را ترک کرده اید موکول کنید و درپروسه درمان بر باز شدن ذهن و الگوهای سالم رفتاری تمرکز کنید. در این مدت رابطه مستحکمی با مشاورتان برقرار کرده، دوست های جدید پیدا، و با افرادی که از مواد یا الکل سوء استفاده نمی کنند روابط جدیدی برقرارکنید. در آن زمان شاید کم کم احساس امنیت کافی برای فکر کردن به این موضوع رابه دست آورید.

با این حال اگر احساس می کنید این علایم بیش از حد شدید یا دردناک هستند باید بلافاصله به آن ها بپردازید، بدانید که می توانید هر زمانی که می خواهید یا نیاز دارید این موضوع را پیش بکشید. درهر مرحله ای از بهبود که باشید کمک در اختیارتان است. یادتان باشد زن های بسیاری روی مشکلشان کار کرده اند و امروز، زندگی شاد، سعادتمند و عاری از مواد مخدر دارند.

این به خود شما بستگی دارد که تصمیم بگیرید چه زمانی درباره تجربه سوء استفاده ای که در بچگی از شما شده با مشاورتان صحبت کنید، اما مهم است که این موضوع هر زمان که آمادگی اش دارید مطرح کنید. شاید اولین باری باشد که درباره آنچه در کودکی بر شما گذشته با کسی صحبت می کنید. شاید از صحبت کردن درباره افراد خانواده یا فردی نزدیک به شما احساس گناه یا ناسپاسی به شما دست دهد. شاید نگران واکنش خانواده تان باشید. همه این احساسات و ترس ها بسیار طبیعی هستند؛ آن ها را با مشاورتان در میان بگذارید.

گاهی به یاد آوردن تفاوت میان احساس قربانی بودن در بچگی و بزرگسالی دشوار است. در آن زمان نمی توانستید از خودتان محافظت کنید اما الآن می توانید. امروز توانایی دارید به عنوان یک فرد بالغ درباره آنچه بر شما گذشته صحبت کنید و می توانید روز به روز بهتر شوید.

مشاورتان چگونه می تواند به شما کمک کند؟

مادامی که درباره تجربه هایتان با مشاور یا درمانگر صحبت می کنید، این گفتگو ممکن است به ویژه درزمانی که خاطرات دردناک گذشته و احساساتتان اوج می گیرند و با نگاه دقیق تری به گذشته می نگرید دشوارتر شود. گاهی اوقات این احساسات شدید موجب بازگشت به مواد مخدر یا الکل می شوند. یک مشاور یا درمانگر می تواند به شما کمک کند ارتباط بین سوء استفاده شدن در گذشته و سوء مصرف مواد مخدر را در حال حاضر درک کنید. او می تواند به شما کمک کند با احساساتتان بهتر کنار بیایید تا کمتر آسیب ببینید.

همچنین مشاورمی تواند  برای ترک مواد، مشاور یا درمانگری پیدا کنید که تخصصش در کار کردن با افرادی است که قربانی کودک آزاری بوده اند. پرداختن به مسائل سوء استفاده در کودکی زمان زیادی می برد؛ باید با

روانشناسی تماس بگیرید که هم می تواند در حال حاضر وهم پس ازاتمام درمان سوء مصرف موادتان به شما کمک کند.

نکته آخر

 به عنوان زنی که در حال بهبود از سوء مصرف مواد مخدر  هستید، با چالش های مختلفی رو به رو شده اید و دوام آورده اید. تصمیم شجاعانه شما برای درمان سوء مصرف مواد مخدر حرکتی برای به قوی تر شدن خودتان است. شما لیاقت این فرصت را دارید که بهترشوید و یک زندگی شاد و سالم را پیش گیرید.

شما در آینده با مشکلاتی رو به رو می شوید اما این توانایی را خواهید داشت که اوضاع را بهتر کنید. شما می توانید این کار را کنید، همان طوری که بسیاری پیش از شما آن را انجام داده اند. یادتان باشد: شما تنها نیستید. از منابع متعدد و شبکه های حمایتی که دراختیارتان است استفاده کنید تا به شما احساس امنیت بدهند و به سوی اهدافتان پیش روید. تا زمانی که هوشیار هستید، گزینه هایتان بیشتر می شود. مادامی که رابطه ای بر پایه اعتماد  با مشاور یا درمانگر برقرار می کنید، بهتر می شوید.

شجاعتی که در کمک کردن به بهبود خودتان پیدا می کنید، می تواند روزی به فرد دیگری که در اعتیاد و درد از دست رفته است کمک کند.

با خودتان صبور باشید. بهتر شدن زمان می برد اما ارزشش را دارد چون شما ارزشش را دارید.

لینک منبع