صفحه اصلی  »  تجاوز خانگی
image_pdfimage_print
بهمن
۸
۱۳۹۵
کیفر اعدام، قربانیان تجاوز خانوادگی را به سکوت می‌کشد
بهمن ۸ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
1280px-Alice_Pike_Barney_-_Waterlily
image_pdfimage_print
  •  ۱۹۰۰ – Waterlily – Alice Pike Barney

خشونت بس: به علت ازدحام جمعیت زندان و عدم امکان برگزاری جلسات مشاوره حضوری برای تک‌تک زندانیان، از طرف مشاور زندان مسئول شده‌ام که به زنان بند کمک کنم تا داستان‌ها، خواسته‌ها و مشکلاتشان را در قالب درد دل با امام حسین و حضرت زینب (به بهانه ماه محرم) بنویسند. هر مددجو ابتدا در کاغذی نوشته‌های خود را چرک‌نویس کرده و سپس در حضور من در دفتر بازنویسی می‌کند. چرا که نویسنده باید اطمینان داشته باشد حریم شخصی‌اش حفظ می‌شود و کسی جز مشاور زندان داستانش را نمی‌خواند.

می‌ترسیدم کسی بفهمد و آبرویم برود

* «ف» بیش از حد معمول نگران است که کسی بداند چه بر او گذشته است. ۱۹ ساله است و همان روز اولی که به بند منتقل می‌شوم به سراغم می‌آید و با تاکید بسیار اعلام می‌کند که پسرخاله خود را کشته است. درحالی‌که زندانیان عموما اصرار بر بی‌گناهی دارند او بر قاتل بودن خود پافشاری می‌کند. پای همسرش هم به اتهام مشارکت در قتل در پرونده گیر است. به او مشکوک شده‌ام که قتل را گردن گرفته باشد. یک شب در عالم شوخی و خنده از او می‌خواهم که صحنه قتل را بازسازی کند. بقیه بچه‌ها هم باور دارند که به خاطر عشق به همسر و به امید گرفتن رضایت از خانواده خاله، به دروغ اعتراف به قتل کرده است. در نهایت تصمیم به نوشتن می‌گیرد. کمی بعد هم خودش می‌خواهد که داستانش را بخوانم و درد دلش باز می‌شود و تعریف می‌کند. از کودکی برادر و پسرخاله او را مورد سواستفاده جنسی مقعدی قرار می‌داده‌اند. تا جایی که رابطه جنسی اجباری با برادر و پسرخاله برای او به‌نوعی انجام وظیفه تبدیل می‌شود: «می‌ترسیدم کسی بفهمد و آبرویم برود.» مانند اکثریت دیگر قربانیان تجاوز توسط اقوام و آشنایان نزدیک، چاره‌ای جز سکوت برای خود نمی‌یابد. در نیمه‌های سنین نوجوانی برادر دست از سواستفاده برمی‌دارد، اما پسرخاله همچنان به آزار و اذیت‌ها ادامه می‌دهد. «ف» در ۱۷ سالگی با مردی ازدواج می‌کند. بعد از ازدواج هم پسرخاله دست‌بردار نیست و یک‌بار به در خانه می‌آید و با «ف» درگیر می‌شود و پا به فرار می‌گذارد. «ف» با مشورت شوهر تصمیم به قتل پسرخاله می‌گیرد. می‌گوید که همسر، تنها اسلحه را تهیه کرده و قتل کار خود اوست.

دختران خودم هستند چرا به غریبه‌ها بدهم، خودم استفاده می‌کنم

* «میم» همسر خود را کشته است. بارها برایم از ازدواجش، از رابطه‌اش و از آن درگیری که به قتل منجر شده تعریف کرده است. دادنامه‌ها و لوایح دفاعیه پرونده او را نیز خوانده‌ام. در سن ۱۷ سالگی برخلاف میلش ازدواج کرده است. علاقه‌ای به شوهر نداشته و بعد از هم‌خوابگی‌های عموما با اکراه در حمام بدن خود را می‌شسته است. در نهایت در یک درگیری ناخواسته همسر را به قتل می‌رساند. بارها داستانش را تکرار کرده و هر بار دقت می‌کنم که مطمئن شوم همه‌چیز را راست می‌گوید. گفته‌ها تماما با آنچه از محتویات پرونده در دست دارم مطابقت دارد. بعد از مدتی طولانی و ساعت‌ها گفت‌وگو، حس می‌کنم همه‌چیز را درباره گذشته‌اش می‌دانم. تنها نقطه مبهم، پدر خانواده است. می‌دانم که زنده است اما هرگز حضور عینی ندارد. تا به حال تماسی با من نگرفته است. به نظر می‌رسد «میم» و خواهرش از او متنفرند. «میم» می‌گوید، پدر مردی هوس‌باز بوده و مادرش را یک‌عمر اذیت کرده و هرگز همسر و پدر خوبی نبوده است. می‌گوید مادر اصرار داشته او با مردی سالم و سر به راه ازدواج کند که مثل پدر نباشد و به همین دلیل بر ازدواج زودهنگام او پافشاری می‌کند. می‌خواهم با وکیل اولیای دم صحبت کنم بنابراین از «میم» برای آخرین بار می‌خواهم اگر حرفی ناگفته باقی گذاشته یا دروغی گفته است، برایم توضیح دهد. می‌خواستم مطمئن باشم که پای مرد دیگری در میان نبوده است (که البته در پرونده هرگز اسمی از شخص سومی به میان نیامده است و مسئولین زندان به همین دلیل سفت‌وسخت پشت او هستند).

چند روز بعد از زندان تماس می‌گیرد و گریه‌کنان می‌گوید: «خیلی این چند روز با خودم کلنجار رفتم. این موضوع را تا حالا برای هیچ‌کس نگفتم.» ته دلم خالی می‌شود. خیال می‌کنم می‌خواهد به رابطه با مرد دیگری اعتراف کند. (در این صورت امکان رضایت دادن اولیای دم بسیار پایین خواهد بود) ادامه می‌دهد: «پدرم همیشه ما را اذیت می‌کرد. کار به جایی رسید که یک شب سروقت خواهرم رفت. خواهرم جیغ‌وداد به راه انداخت و در خانه غوغا به پا شد. بابا می‌گفت دختران خودم هستند چرا به غریبه‌ها بدهم، خودم استفاده می‌کنم.» مادر با اصرار و تهدید، سعی بر حفظ آبرو پدر داشته و به همین دلیل این موضوع راز خانوادگی باقی مانده است. از طرفی دیگر دائما به دخترها هشدار می‌داده که هشیار بخوابید. گاهی هم بالای سر آن‌ها بیدار می‌ماند. در نهایت برای اینکه بلایی سر «میم» نیاید اصرار بر ازدواج و خروج هر چه سریع‌تر او از خانه پدری می‌کنند.

«مرد است دیگر»

در زندان زنان، آزار و اذیت جنسی توسط مردان خانواده، اقوام و خویشاوندان نزدیک، در گذشته و حالِ عده بسیاری از زنان وجود داشته است. دختری که برادر آزارگر خود را کشته است، دختر ۱۸ ساله‌ای که ناپدری را کشته است، مادر و دخترانی که پدر خانواده را به همین علت کشته‌اند و … . (در این نوشتار به خشونت جنسی زنان علیه کودکان پسر خانواده نخواهم پرداخت.) آنچه در اکثریت قریب به‌اتفاق این موارد دیده می‌شود، وفاداری قربانی به خانواده و تعهد نسبت به حفظ آبروی خانواده است. به‌ویژه در مواردی که متجاوز پدر یا برادر خانواده است. قوت غریزه جنسی «مردانه» و کنترل آن متاثر از نگرش‌ها و ارزش‌های فرهنگی نیز هست. با این حال، دیدگاه سنت‌گرا که مهارناپذیر بودن غریزه و نیاز جنسی مردان را به‌عنوان امری طبیعی و بدیهی تعریف می‌کند، عموما به قربانی این حس را القا که می‌کند که خود نیز مقصر بوده است. «مرد است دیگر، غریزه‌اش این‌گونه حکم می‌کند، زن باید هشیار باشد و بتواند خود را حفظ کند، لابد رفتار عشوه‌گرانه و اغواگرانه، پدر و برادر را به سمت او کشانده است.» چنین احساس شرمی از عوامل مهمی است که قربانی را به انتخاب سکوت سوق می‌دهد. چرا که قربانی مسبب رفتار خشونت‌آمیز است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. در مکالمه‌ای که با خاله «ف» (ولی دم) داشتم، بارها تاکید کرد دختری که ادعا می‌کند برادرش به او تجاوز کرده، تکلیفش مشخص است. گویی آنچه قباحت دارد، نه عمل تجاوز، بلکه به زبان آوردن آن توسط خواهر است. «میم» نیز درباره تعرض پدرش هرگز صحبتی نکرده است تا مورد قضاوت قرار نگیرد.

تجاوز آشکار، تجاوز پنهان

زنا با محارم، نه تنها در ایران بلکه در دیگر کشورها نیز تابویی فرهنگی به حساب می‌آید و جرم‌انگاری شده است؛ حتی در مواردی که رابطه جنسی با رضایت دو طرف صورت گرفته باشد. البته لازم به ذکر است، در خانواده‌های مردسالار و سنتی با توجه به ساختار و روابط قدرت خانواده و فرودستی زنان، بحث اراده و رضایت زن، محلی از اعراب ندارد. حتی اگر رابطه جنسی بدون اعمال زور و خشونت، بدون تقلا و مقاومت فیزیکی بزه‌دیده و در ظاهر توافقی صورت بگیرد. چرا که خشونت‌گر می‌تواند از موقعیت برتر خود نسبت به قربانی سواستفاده کند و قربانی توان روانی مخالفت نداشته باشد. در قانون مجازات اسلامی، تفاوت تجاوز آشکار و تجاوز پنهان تا حدودی به رسمیت شناخته شده است. اگرچه قانونگذار در تبصره ۲ ماده ۲۲۴ قانون مجازات، زنا با زنی که در حال بیهوشی، خواب یا مستی است و هم‌چنین زنا از طریق اغفال و فریب دختر نابالغ یا از طریق ربایش، تهدید و یا ترساندن را زنای به عنف در نظر گرفته است. اما با توجه به سن بلوغ قانونی دختران در ۹ سالگی، این حمایت دایره سنی محدودی را در برمی‌گیرد. بنابراین دامنه خشونت جنسی بسیار وسیع‌تر از آن است که در قانون مجازات جرم‌انگاری شده است. سیستم عدالت کیفری نیز از تعصبات مردسالارانه مصون نیست و قضات در مواجهه با قربانیان خشونت جنسی، گاها تمایل به در نظرگرفتن مسئولیت بز‌ه‌دیده و مقصر دانستن و سرزنش قربانی دارند. یا عموما حفظ کیان خانواده را مقدم بر هر چیز دیگر می‌شمارند و در جهت مختومه کردن این پرونده‌ها اقدام می‌کنند. از این رو، تعصبات فرهنگی تبعیض‌آمیز در دستگاه قضایی خود نیز بعضا موجب آسیب مضاعف به زنان و مانع برخورد جدی با عاملان جرایم جنسی (حتی با استناد به قوانین موجود) است.

بار سنگین تقدس نهاد خانواده

در مواردی که تجاوز در چارچوب روابط خانوادگی رخ می‌دهد، تقدس نهاد خانواده بار مضاعفی است که بر دوش قربانی می‌افتد. بنابراین آنچه در خانواده رخ می‌دهد همان‌جا باقی می‌ماند و درز پیدا نمی‌کند.

ماده ۲۲۴ قانون جدید مجازات اسلامی، حد زنا با محارم نسبی و زنای به عنف را اعدام تعیین کرده است. البته میان تجاوز به محارم و زنا با محارم تفکیک قائل نشده است. کیفر اعدام از عواملی است که تجاوزهای خانوادگی را مسکوت نگاه می‌دارد. چرا که قربانی به لحاظ عاطفی نمی‌تواند راضی به اعدام اعضای خانواده‌ خود شود. به‌ویژه در مواردی که متجاوز برادر قربانی است، خانواده عموما در مقابل افشای تجاوز مقاومت می‌کند. هم‌چنین زمانی که تنها مردان، ستون اصلی و نان‌آوران خانواده قلمداد می‌شوند، گزارش این‌گونه موارد و مواجهه احتمالی متجاوز با مجازات اعدام (در نبود راهکارها و سازمان‌های حمایتی) چالش و آسیب جدیدی برای زنانی است که نمی‌توانند خود را به لحاظ اقتصادی تامین کنند. از آنجا که اثبات تجاوز به محارم امری بسیار دشوار است، در موارد بسیاری هم سکوت نتیجه تهدید‌ها و ترس‌هایی که آزارگر برای آزاردیده ایجاد می‌کند. هنگامی‌که قربانی، علی‌رغم تمامی عوامل فرهنگی، عاطفی و روانی، اقتصادی و … تصمیم به شکایت بگیرد، همچنان موانع مهمی بر سر راه موجود است. از جمله این موانع، دشواری اثبات جرم (چهار بار اقرار، شهادت چهار مرد عادل و در نهایت علم قاضی) است. بسیاری از قربانیان هرگز موفق نمی‌شوند ادعای خود را اثبات کنند. در مواردی قربانیان از ترس مجرم شناخته شدن قید شکایت از متجاوز را می‌زنند. شهادت چهار مرد عادل که عملا غیرممکن است و متجاوزین نیز به راحتی حاضر به اقرار نیستند. از طرفی دیگر قضات تمایل چندانی به صدور حکم اعدام برای مردان خانواده را ندارند و درنتیجه ناگزیر به تبرئه آنان می‌شوند. بنابراین مجازات اعدام برای مقابله با تجاوز به محارم، در عمل ناکارآمد بوده است و جایگزینی اعدام با مجازات حبس برای برخورد با تجاوز به محارم ضروری به نظر می‌رسد.

در ایران، آماری از تجاوز به محارم به‌طور رسمی منتشر نمی‌شود. صحبت کردن از این مسئله خود به‌نوعی تابو محسوب می‌شود و ممنوع است. چرا که ممکن است تقدس خانواده در جامعه اسلامی و تحت قوانین اسلامی زیر سوال برود. در حالی‌ که بارها و بارها اخبار تجاوز پدران و برادران به دختران و خواهران خود در دیگر کشورها، در صدر اخبار بین‌المللی قرار گرفته است. تجاوز به محارم آسیبی نیست که تنها از طریق حقوقی و به‌واسطه مجازات مجرمین ریشه‌کن شود. بلکه معضلی فرهنگی است که در مرحله اول باید آن را به رسمیت شناخت و پنهان نکرد. با آموزش و آگاهی‌بخشی باید بستری برای قربانیان فراهم کرد که بتوانند از آنچه بر آنان گذاشته صحبت کنند و مورد توجه ویژه سازمان‌های حمایتی قرار بگیرند. در نهایت با تعیین مجازات کارآمد برای مجرمین، علاوه بر تامین امنیت قربانیان باید در راستای بازپروری، آموزش و اصلاح مجرمین نیز تلاش کرد.

منبع: خشونت بس 

آبان
۲۱
۱۳۹۳
آزارهای جنسی و زنای با محارم
آبان ۲۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

Rudi Schlatte

عکس: Rudi Schlatte

عبدالسمیر اخی زاده – فوق لیسانس علوم جنایی

با اسارت زن، هیچ کس بیشتر از مرد مجازات نمی شود.«کارل مارکس»

چیستی خانواده

در میان تمامی نهادهای اجتماعی، خانواده نقش و اهمیتی خاص و به سزایی دارد. تمامی کسانی که در باب سازمان جامعه اندیشیده‌اند، به خانواده و اهمیت حیاتی آن برای جامعه تاکید ورزیده‌اند. به درستی هیچ جامعه‌ای چنانچه از خانواده‌های سالمی برخوردار نباشد، نمی‌تواند ادعای سلامت کند.خانواده بزرگ‌ترین حامی کودک و تأمین‌کننده آرامش و امنیت روحی و روانی اوست، اما درعین‌حال خانواده تنها زمانی می‌تواند کارکرد خودش را به درستی انجام دهد که سالم باشد. در حالی که دختران بیشترین حمایت را از خانواده خود انتظار دارند، و به مادر، خاله، عمه و خواهر بیش از سایرین متوسل می شوند. زیرا آنها را بیشتر شبیه خویش و محرم خود می یابند. و اگر خانواده به مکان ناامنی برای کودک تبدیل شود آن وقت می‌توان تصور کرد که جامعه چه وضعیت نابسامانی خواهد داشت. (فرمهمینی،فراهانی،۱۳۸۶: ۳۲)

 دختران و پسران در خانواده، مدرسه، و محله و بلکه کل اجتماع در معرض آزار قرار دارند. آنان نه تنها قربانی خشونت می شوند، بلکه برای خشونت ورزی نیز آماده می شوند. دختران آرزو دارند همچون پسران آزادانه و دوشادوش آنان بتوانند در مراحل مختلف زندگی و تحصیل، توفیق حاصل نموده و در این راه از حمایت های قانونی و تامین اجتماعی برخوردار باشند.به نظر دختران، فرصت ها و امکانات توفیق اجتماعی آنان به نحو برابر با پسران توزیع نگردیده و لذا بایستی فشار بیشتری برای پیشرفت اجتماعی متحمل شوند.(محمدی اصل،عباس،۱۳۸۸: ۴۹)

خشونت جنسی                                                                                                            

هرچند خشونت جنسی پدیده‌ای جدید نیست و یکی از معضلاتی است که بشر همواره به آن مبتلا بوده، در عصر جدید، خشونت علیه کودکان افزایش یافته است، و البته بخش عمده این کودکان نیز دختران هستند. جرائم جنسی، نسبت به پاره‌ای دیگر از جرائم و معضلات اجتماعی، جنبه تولیدی دارند و مایه گسترش آن‌ها نیز می‌شوند. برای نمونه، گسترش زنای با محارم به طور طبیعی موجب افزایش سقط‌جنین می‌شود که نه تنها معضلی اجتماعی است، بلکه در بسیاری از کشورها جرم مهم به شمار می‌آید.

زنای با محارم ممکن است به افزایش آمار کودکان نامشروع و بی‌سرپرست نیز بینجامد. که خود می‌تواند پیامدهای ناگوار برای جامعه داشته باشد.(نوبهار،رحیم،۱۳۸۹: ۵۰). امروزه در پیشرفته‌ترین کشورهای جهان، کودکان بی‌شماری از تبعات و عوارض ناشی از خشونت جنسی، به خصوص در زندگی خانوادگی رنج می‌برند و آزارهای جسمی، جنسی و روانی نه تنها تندرستی، سلامت عقل، تعادل عاطفی و روانی آن‌ها را به خطر می‌اندازد، بلکه جامعه را نیز متضرر می‌سازد. درعین‌حال در سال‌های اخیر پدیده خشونت جنسی و تجاوز به کودکان در خانواده به صورت صعودی رشد می‌یابد. آزارهای جنسی عمدتاً از جانب نزدیکان این افراد و در سنینی اتفاق می‌افتد که توانایی چندانی برای دفاع از خود و عقب زدن متجاوز ندارند. اغلب این متجاوزین را برادران یا پدران تنی یا ناتنی و گاه خویشاوندان و یا همسایگان نزدیک آن‌ها تشکیل می‌دهند. آزارهای جنسی اغلب به صورت لمس بدن، یا برهنه کردن فرد و مجبور کردنش به لمس اعضای جنسی هست. یک نمونه حاد آن را اخیراً در شهرکابل شاهد هستیم که منجر به حاملگی دختر توسط پدر وی شد. این امر که بسیار نگران کننده است، نیازمند بررسی و کاوش هست. و جا دارد که مسئولین جامعه بااحساس خطر و نگرانی از این امر آن را جدی بگیرند.

پیامدهای مخرب خشونت جنسی

یکی از عواملی که امنیت و سلامت خانواده را در معرض نابودی قرار می‌دهد، خشونت و تجاوز جنسی به کودکان است. مراد نویسنده از خشونت جنسی در خانواده تجاوز به کودک و زنای با محارم است. ساده‌ترین تعریف تجاوز جنسی به کودک عبارت است از انجام دادن عمل جنسی توسط بزرگ‌ سالان با کودکان بر خلاف رضایت آن‌ها یا زیر سن رضایت.زنا با محارم به روابط جنسی میان اقارب نسبی اطلاق می‌شود. بدترین نوع تجاوز، تجاوز جنسی توسط محارم نسبی همانند: پدر، برادر، و… است که  عواقب بسیار بد روانی بر متجاوز و  قربانی دارد. حدود ۴۰درصد کودکانی که مورد آزار و سوءاستفاده‌‌ جنسی قرار می‌گیرند، ابتدا واکنش محسوسی از خود نشان نمی‌دهند و تغییر بارزی در رفتار آن‌ها دیده نمی‌شود. اغلب کودکان پیش مدرسه‌ای در بازی با عروسک‌های خود، خشونتی را که بر آنان اعمال‌شده، نشان می‌دهند. برخی می‌کوشند این تجربه‌های تلخ را پس بزنند و هیچ‌گاه به یاد نیاورند. برخی دیگر سکوت می‌کنند، ولی از بی‌خوابی، ترس، افسردگی و پرخاشگری رنج می‌برند. این که آیا ناهنجاری‌های روانی ناشی از سوءاستفاده‌‌ جنسی درمان‌ پذیر است، بستگی به شرایط اعمال خشونت، زمان، شخصیت کودک و عوامل تعیین‌کننده‌ دیگر دارد. (دکترجنیس،۱۳۸۳: ۱۲)

علل تجاوز به کودکان و محارم نزدیک

ویژگی های رفتاری

  1. بیماری پدوفیلبا

 تجاوز جنسی به عضوی از اعضای خانواده ممکن است در اثری بیماری نیز باشد، به عنوان مثال بیماری جنسی پدوفیلیا یا میل به رابطه جنسی با کودکان یکی از عوامل تجاوز خانگی پدران به دختران یا رفتارهای نامتعارف آنان با کودکان دختر معرفی شده است.

  1. سوءمصرف الکل

اگر چه سوء مصروف الکل و مواد«افیونی» در احتمال ارتکاب به آزار گری و تشدید حملات به کودک ممکن است سهیم باشد، اما بررسی‌های موجود نقش کمی برای این موضوع قائل هستند.با این وجود سوءمصرف الکل و مواد می‌تواند همچنان یک عامل مهم در تکوین و تشدید پدیده کودک‌آزاری باشد . برای مثال ممکن است مصرف الکل و مواد موجب تشدید بدرفتاری با کودک شود چرا که الکل و مواد تأثیر منفی در توانایی‌های شناختی افراد کودک‌آزار دارد.(رابرت ال،۱۳۸۸: ۷۳).

  1. نقش بزه دیده

تحقیقات مربوط به علت شناسی جنایی تنها زمانی موفقیت‌آمیز و کامل خواهند بود، که به تجزیه و تحلیل و بررسی رفتار متقابل بزه‌کار و بزه دیده و نقشی که بزه دیده در تکوین جرم دارد پرداخته شود.

گاه علت وقوع جرم و بزه دیدگی خود قربانی است، به این معنی که بزه دیده با اعمال و رفتار خود موجبات بزه دیدگی خود را فراهم می‌کند. به عبارت دیگر بین مجرم و قربانی  یک واقعیت جرم‌شناسی وجود دارد. به گونه‌ای که گاه می‌توان گفت: بزه دیده خود یکی از عناصر و عوامل اصلی در وقوع جرم است، در تعداد قابل‌ توجهی از موارد بزه دیده، با رضایت خود، همکاری و یا تحریک و نقش اساسی در تکوین عمل مجرمانه ایفا می‌کند.بدین معنی که گاه این بزه دیده است که بزه‌ کار بالقوه را برای ارتکاب جرم  وسوسه و اغوا می‌کند «برای مثال کشش جسمانی و روانی که به طور خودآگاه یا ناخودآگاه میان زن و مرد وجود دارد، که در بسیاری از موارد انگیزه او را در حمله جنسی تا اندازه‌ای فراهم می‌آورد. خوابیدن زیر یک سقف به شکل گروهی،چگونگی لباس ،در صورت جوان شدن اطفال بایستی اتاق جداگانه  برای خوابیدن در نظر گفته شود.بنابراین،عدم رعایت نکات تربیتی بین محارم می‌تواند یکی از عوامل تجاوز جنسی در خانواده باشد.(نجفی ابرند آبادی،علی حسین،۱۳۷۹: ۶۷).

  1. گروه‌های همسالان

نظریه پیوند افتراقی ادوین ساتر لند مشهورترین نظریه از مجموعه نظریه‌های«جامعه پذیری» یا «یادگیری» در مباحث انحرافات و کج رفتاری اجتماعی است. ولی مدعی است که فرد جرم و انحرافات را در درون محله‌های خاص و یا عضویت در گروه‌های منحرف،یاد گرفته و به فردی منحرف و مجرم تبدیل می‌شود.در این میان نقش گروه‌های همسالان فرد نقشی مهمی دارد. چه آنکه فرد بیشتر تأثیر را در جریان جامعه‌ پذیری از افراد هم سن و سال خود می‌پذیرد و موافق با آن‌ها عمل می‌کند.(رجبی پور،۱۳۸۷: ۱۴۶).

  1. رسانه‌های جمعی و مطبوعات

وسایل ارتباط جمعی ممکن است در تربیت و گسترش استانداردهای اخلاقی و اعتلای سطح دانش و آگاهی و ایمان پاک و خالص بسیار موثر و قوی باشند.و برعکس امکان دارد از عوامل انحراف و بد آموزی ها و جدال و جنایت‌ها باشد. امروزه رسانه‌های گروهی به ویژه تلویزیون، رادیو و… به تمام خانه‌ها را یافته است و مردم به آسانی به تمام مطبوعات دسترسی دارند. لذا این رسانه‌ها تأثیر شگرفی در افکار تمام افراد می‌تواند داشته باشد. که عواقب مخرب آن متوجه جامعه شود. به هر حال کودکان و نوجوانان و همه افراد از این رسانه‌ها جمعی الگو می‌گیرند. و پیام آن‌ها را در یافت می‌کنند، برنامه‌های تلویزیونی و محتوای آن باید با خواسته‌ها و نیازهای روانی و خصوصیات جامعه مترقی و متحول هماهنگ باشد. در غیر این صورت نوعی از خود بیگانگی شدید در افراد به وجود خواهد آورد.به علاوه تضاد میان نسل‌ها را شکل می‌دهد و موجب تخریب و ویرانی میراث‌های گران‌ بهای فرهنگی خواهد شد.(کی نیا،۱۳۸۲: ۱۱۵۶).

علت سکوت وابستگان

در پژوهشی که درباره تجاوز جنسی پدر به دختر صورت داده ام به این نتیجه رسیدم که مادران در اکثر موارد از سوء استفاده قرار گرفتن جنسی دختر خود یا مطلع هستند و به روی خود نمی آورند یا بعد از اطلاع به خاطر ترس از پیامدهای آن، ترس از شوهر، ترس از آبروریزی، ترس از شکستن حریم خانواده و از همه مهم تر به دلیل وابستگی اقتصادی و نبود حمایت های مالی، عاطفی، و خانوادگی پس از طلاق احتمالی، لب به سخن و اعتراض نمی گشایند و حتی گاهی تمامی عصبانیت و خشم فروخفته   خود را بر سر دختران قربانی خود خالی می‌کنند. در واقع، وابستگی اقتصادی مهم ترین علت سکوت مادران نسبت به آزار جنسی فرزندانشان است. بنابراین بسیاری از زنان به علت وابستگی اقتصادی که به همسر خود دارند و نگران تأمین معاش خود هستند نه واکنش فعالانه اعتراض بلکه واکنش منفعلانه سکوت را برمی گزینند. و بعد از مدتی دچار مشکلات روحی و روانی زیادی می شوند.قضیه تجاوز به خاطره و صعیبه توسط پدرانشان به نظر می‌رسد که مشت نمونه خروار باشد، ممکن است که هزاران مورد تجاوز و سوءاستفاده جنسی خانگی توسط محارم است که هرگز به دلایلی  گزارش نشده‌اند.

علت سکونت ستم دیده‌ای جنسی

علت سکوت متضرر جنسی می‌تواند،عدم حمایت عاطفی، خانوادگی، اجتماعی، و… باشد. یا بیمی دور شدن از اعضای خانواده، نسبت دل‌ بستگی که دارد. ترس از آبروریزی، ترس از مرگ و… بنابراین، متضرر از میان بد و بدتر می آید بد را انتخاب می‌کند، چون اگر بیاید، همه چیز را بازگو شود، ممکن تهدیدهای دامن‌گیرش شود. وقتی که زنان خود را در برابر خشونت مذکر بی‌پناه احساس کنند و ناآگاهی از حقوق خود را مکمل فقدان قوانین ضد خشونت بیابند؛ در این صورت احساس ناامنی بالا می‌گیرد و آنان برای حفظ آبرو و در کنار خانواده و فرزندان ماندن،خشونت را می‌پذیرند.(محمدی اصل،عباس،۱۳۸۸: ۹۶).

طفره رفتن نهادهای ذی‌ربط

  1. عدم کنترل نهاد حکومت و قانون

 در نظریه لیبرال فمینیسم بیش از سایر نظریه‌ها بر عنصر قانونی به عنوان عامل کلیدی در ستمدیدگی زنان تاکید شده است. هدف فمینیست‌های لیبرال از طرح این بحث، دستیابی به برابری و یکسانی حقوق زن و مرد است و عمدتاً از این زاویه به مسئله نگریسته‌اند. از سوی دیگر نویسنده فمینیست و غیر فمینیست ضمن بررسی موضوع خشونت جنسی، بر ناتوانی قوای فضایی و پلیس در اجرا عدالت و احقاق حقوق زنان تاکید کرده‌اند.از دیدگاه اسلام نیز تأثیر نهادهای حکومتی و قانون بر پدیده ستم جنسی، چه در مرحله وضع قوانین و چه در مرحله اجرای آن‌ها قابل توجه است. نظارت و کنترل رسمی بر جوانان«اعم ازدختر و پسر» توسط نهادهای رسمی و دولتی که یک بخش از راهکارهای پیشگیری وضعی از جرائم جنسی محسوب می‌شود می‌تواند در کاهش چنین جرائم موثر واقع شود. در اینجا با کنترل وضعیت‌های مشرف بر ارتکاب جرم، خطر دستگیری، کشف جرم بالا رفته و اسباب انصراف مجرم فراهم می‌شود.(بستان،حسین،۱۳۸۵: ۹۰).

  1. عدم نظارت اجتماعی

یکی از ویژگی‌های جوامع مدرن که ریشه در فلسفه و روحیات فردگرایانه از یک سو و پدیده شهری شدن از سوی دیگر دارد. ضعف نظارت اجتماعی به معنای ضعف احساس مسئولیت و همدلی با دیگران است. از نتایج این امر برخی از جامعه‌شناسان آن را« بی اعتنایی تماشاچی» نامیده‌اند، بی‌اعتنایی تماشاچی یا عدم تمایل نسبت به مداخله در مشکلات دیگران، به ویژه در شهرهای بزرگ و سایر محیط‌های پر ازدحام شایع است.مردم در چنین محیط‌های به ندرت یک وضعیت را اضطراری تفسیر می‌کند و نتیجه این امر، غفلت و بی‌اعتنایی نسبت به مشکلات دیگران است.