صفحه اصلی  »  بیماری صعب العلاج
image_pdfimage_print
شهریور
۲۲
۱۳۹۶
بیماری ام‌.اس زن و عدم توانایی حرکت و انجام کارهای خانه
شهریور ۲۲ ۱۳۹۶
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Caucasian woman sick in bed with the flu
image_pdfimage_print

Photo: crysrob/bigstockphoto.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال: سلام! من در مورد مشکل دخترعمویم می‌خواستم  با شما مشورت کنم. دخترعموی من ۱۱ سال پیش ازدواج کرده و یک پسر۸ ساله دارد. متاسفانه مدتی است که بیماری ام.اس دارد. گاهی حالش خوب است و گاهی بد. وقتی حالش بد است توانایی حرکت کردن را از دست می‌‌دهد و باید استراحت کند. دکتر گفته احتمال دارد بدتر هم بشود. بیماری دخترعمویم مشکلات خانوادگی برایش ایجاد کرده است. شوهرش زیاد مراعات حالش را نمی‌کند و مرتب کنایه و یا حرف‌های ناخوشایندی به او می زند. همیشه سرکوفت می‌زند که تو از اول مریض بودی و من را بدبخت کردی. این باعث می‌شود حال دخترعمویم از لحاظ روحی و روانی بدتر شود. خانواده شوهرش هم پرجمعیت است و مرتب به خانه آنها رفت و آمد دارند. خانواده عمویم بیشتر در شهرستان هستند و زیاد نمی‌توانند کمکی به او بکنند. چند وقت پیش شنیدم که شوهرش به او توهین کرده و گفته چقدر باید بیماری تو را تحمل کنیم. به هر حال دخترعمویم تصمیم گرفته به خانه پدرش بیاید. چند روز پیش با من صحبت کرد و مشورت خواست. مثل اینکه خانواده شوهرش قصد دارند برایش زن دوم بگیرند.  سوال من این است که آیا مرد می‌تواند در صورت بیماری همسرش ازدواج مجدد کند؟

پاسخ: با سلام! متاسفم از مشکلی که پیش آمده است. بر طبق بند ۴ ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده سال ۱۳۵۳، در صورتی که زن دچار بیماری صعب‌العلاجی شود طوری که دوام زندگی زناشویی برای طرف دیگر مخاطره‌آمیز باشد، شوهر می‌تواند با مراجعه به دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد. البته دادگاه با توجه به میزان بیماری زن حکم صادر می‌کند. یعنی اگر بیماری ام.اس دخترعمویتان امکان درمان داشته باشد، دادگاه این اجازه را صادر نخواهد کرد. اما اگر دادگاه بیماری را صعب‌العلاج تشخیص دهد، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد.

سوال: اینکه شوهر مرتب به ایشان طعنه می‌زند و او را تحت فشار روانی قرار می‌دهد، آیا راه قانونی برای برخورد وجود ندارد؟

پاسخ: متاسفانه تا این حد رفتار شوهر جرم نیست. اگر توهین صریحی انجام شود، می‌توان شکایت کرد اما طعنه زدن و یا تحت فشار روانی قرار دادن در قوانین مورد توجه قرار نگرفته‌اند و با توسل به قانون نمی‌توان با آن برخورد کرد.

سوال: آیا دخترعمویم می‌تواند بدون اجازه شوهرش خانه را ترک کند و به خانه پدرش برود؟

پاسخ: ایشان می‌تواند خانه را ترک کند. یعنی شوهرش حق ندارد به زور مانع ترک خانه شود، اما اگر بدون دلیل موجه باشد حق نفقه ایشان ساقط خواهد شد. بر اساس ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی: «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف، ضرر بدنی، مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.» بنابراین با توجه به اینکه می‌گویید شوهر دخترعمویتان ایشان را تحت فشار قرار داده، شاید بتوان با استناد به این ماده گفت که دخترعمویتان حق ترک خانه را دارد. توجه کنید که اگر کار به دادگاه بکشد، این مساله توسط قاضی بررسی شده و طبق نظر ایشان دخترعمویتان شامل این ماده می‌شود. اگر قاضی تشخیص بدهد که دخترعمویتان در خانه متضمن ضرر نفسی یا شرافتی می‌شود، ایشان شامل ماده خواهد شد، اما اگر این مساله را تشخیص ندهد و شوهر تقاضای الزام به تمکین کند، خانم باید به خانه برگردد و اگر برنگردد نفقه‌اش ساقط می شود.

سوال: ما احساس می کنیم که شوهر دختر عمویم قصد دارد او را طلاق بدهد. اول اینکه آیا می‌تواند طلاق دهد و دوم اینکه اگر طلاق بدهد حضانت بچه با کیست؟

پاسخ: بله شوهر هر موقع بخواهد می‌تواند همسر خود را طلاق بدهد و نیازی به ارائه دلیل و توجیه ندارد. در مورد حضانت فرزند بر طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی ایران: «برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت‌سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره – بعد از هفت‌سالگی در صورت حدوث اختلاف ، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است.» با توجه به اینکه فرزند ۸ سال دارد، حضانت به پدر واگذار می‌شود، اما اگر مادر مخالفت کند و خواهان حضانت باشد، دادگاه در این مورد تصمیم می‌گیرد. اگر شوهر مشکل خاصی از جمله اعتیاد و یا سابقه خشونت نداشته باشد، حضانت به ایشان واگذار خواهد شد. به هر حال دادگاه در این مورد تصمیم‌گیری می‌کند.

سوال: اگر دخترعمویم بداند که در صورت طلاق فرزندش را از او می‌گیرند، به هیچ وجه جدا نمی‌شود و مجبور است در خانه شوهرش بماند و تحمل کند. این به نظرتان قانون درستی است؟

پاسخ: متاسفانه قوانین ایران در مورد حضانت مشکلاتی دارند. خیلی وقت‌ها زن‌ها مجبور به تحمل خشونت می‌شوند تا در کنار فرزندانشان بمانند. مشکل دیگر اینکه اگر مرد یک‌طرفه هم طلاق بدهد، بازهم تغییری در وضعیت حضانت پیش نمی‌آید. یعنی اگر دخترعموی شما به دلیل فرزندش حاضر به طلاق نباشد، اما شوهرش طلاق دهد بازهم حضانت بر طبق مطالبی که گفته شد  به پدر واگذار می‌شود.

سوال: سوال آخر اینکه اگر دخترعمویم بدون اینکه طلاق بگیرد، با فرزندش به خانه پدرش برود، آیا شوهر می‌تواند بچه را از او بگیرد؟ آیا بیماری حق مهریه را از بین می‌برد؟

پاسخ: این مساله در قانون ذکر نشده اما با توجه به اینکه پدر ولی قهری طفل محسوب می‌شود و اختیار تصمیم‌گیری در مورد او را دارد، به احتمال بسیار دادگاه با تقاضای ایشان مبنی بر برگرداندن طفل موافقت می‌کند. در مورد مهریه، زن در هر حال می‌تواند مهریه خود را مطالبه کند، چه قبل از طلاق و چه بعد از آن. بیماری دخترعمویتان حق مهریه را از بین نمی‌برد.

شهریور
۸
۱۳۹۶
بی ردی از کبودی
شهریور ۸ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
depressed barefoot woman in long elegant golden dress  sit on  floor,  full body shot, above
image_pdfimage_print

Photo: coka/bigstockphoto.com

دنا دادبه

سمیه زنی ۳۸ ساله است با مدرک کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی. پدرش کارمند سپاه بود و سمیه از ۱۳ سالگی عاشق همکار پدرش شد که ۱۵ سال از او بزرگتر بود. او دوره کودکی‌ و نوجوانی‌ را در جلسه‌های عزاداری حاج منصور ارضی گذرانده بود و همسرش را در همان دوران انتخاب کرده بود. همسری مذهبی که این روزها فضای آرام خانه‌ را پریشان کرده است.

سمیه گاهی اوقات در دوران دبیرستان احساس می‌کرد مفصل‌هایش تیر می‌کشند و حتی گاهی از شدت درد خوابش نمی‌برد، ولی هیچ وقت مشکل را جدی نگرفته بود. به محض فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان ازدواج کرد و هیچ وقت فرصت نکرد این مشکل را با پزشک در میان بگذارد.

اما چند سالی است که سمیه متوجه شده درد همیشگی ناشی از بیماری آرتریدروماتویید یا همان روماتیسم مفصلی است. روماتیسم مفصلی موجب التهاب، درد و تورم مفاصل بدن می‌شود. این بیماری معمولا مزمن است و در دراز مدت می‌تواند موجب تخریب مفصل شود. این بیماری می‌تواند در هر سنی بروز کند ولی بیشتر در سن ۴۰ تا ۶۰ سالگی دیده می‌شود. روماتیسم مفصلی در زنان سه برابر بیشتر از مردان شایع است.

این روزها اما چیزی که بیش از همه سمیه را رنج می‌دهد، بیماری‌ نیست بلکه تغییر رفتار همسرش است. همسرش که روزهای اول با دلداری و همراهی در انجام معاینات و آزمایش‌های پزشکی باعث دلگرمی‌ شده بود، حالا تبدیل به غریبه‌ترین و دلسنگ‌ترین فرد زندگی‌اش شده است.

 او به وکیل خانه امن می‌گوید:« برای این که رشد سریع بیماری‌ را مهار کنم، ناچارم قرص‌های مخصوصی استفاده کنم که بسیار گران هستند و باید از خارج از ایران تهیه شوند. همسرم هر بار که زمان سفارش قرص‌ها می‌رسد، بهانه‌ای درست می‌کند، دعوایی راه می‌اندازد تا خرید قرص‌ها را به تاخیر بیندازد. قرص‌ها که به تاخیر می‌افتند، توان حرکتی من کم می‌شود و مجبور می‌شوم روی زمین بخزم. نمی‌توانم درست راه بروم، بنشینم و از همه مهم‌تر نمی‌توانم کارهای خانه را انجام دهم. همسرم هفته‌ها با من قهر می‌کند و در طول این روزها مرا به فحش و ناسزا می‌بندد.»

وکیل خانه امن از او می‌پرسد که آیا منبع درآمدی دارد یا نه؟ سمیه در پاسخ می‌گوید:« بعد از دانشگاهم کار می‌کردم ولی شدت بیماری‌ اجازه نداد به کارم ادامه دهم. این شد که به لحاظ مالی وابسته به همسرم هستم.»

سمیه بزرگترین مشکلش را عدم همکاری همسرش در پرداخت هزینه دارو عنوان می‌کند.

حمایت‌گران خشونت خانگی بر این باور هستند که خشونت اقتصادی علیه زنان یکی از بی‌صداترین و در عین حال شدیدترین انواع خشونت است. خشونت اقتصادی در دادگاه‌های ایران به سختی و حتی در بیشتر پرونده‌ها غیرقابل اثبات است. خشونت اقتصادی نه ردی از کتک بر چهره باقی می‌گذارد و نه اثر کبودی از جنس لگد.

خشونت اقتصادی چیست؟

سازمان «شبکه ملی برای پایان دادن به خشونت اقتصادی»، خشونت اقتصادی را اینگونه تعریف می‌کند:

«خشونت اقتصادی خشونت رایجی است که خشونت‌گر به منظور به دست آوردن قدرت و کنترل بر روی قربانی مرتکب می‌شود. این خشونت ممکن است به صورت پنهانی و یا آشکار باشد اما در کل، شامل تاکتیک‌هایی برای محدود کردن یا از بین بردن دسترسی شریک زندگی به دارایی‌ها یا پنهان کردن اطلاعات مربوط به آن است.»

این سازمان انواع خشونت اقتصادی را این گونه دسته‌بندی می‌کند :

– منع قربانی از اشتغال

– سلب کار یا فرصت‌های شغلی با تهدید،، آزار و اذیت قربانی در محل کار و یا ایجاد تشنج قبل از جلسه‌ها یا مصاحبه‌های مهم

– کنترل چگونگی استفاده از درآمد خانواده

– جلوگیری از دسترسی قربانی به حساب‌های بانکی

– منع قربانی  از شرکت در آموزش شغلی یا فرصت‌های پیشرفت

– مجبور کردن قربانی برای نوشتن چک‌های هنگفت یا پرداخت مالیات جعلی

– بالا بردن حجم بدهی در حساب‌های مشترک و یا گرفتن وام‌های اعتباری سنگین

– قبول نکردن پیشنهادهای شغلی به منظور وارد کردن فشار اقتصادی بر خانواده و یا کمک نکردن به درآمد خانواده

– فراهم نکردن و یا محدود کردن منابع مالی برای قربانی یا کودکان خانواده برای تامین نیازهای اساسی مانند غذا و دارو

– مخفی کردن دارایی‌ها

– سرقت هویت قربانی، اموال یا ارث

– مجبور کردن قربانی به کار در تجارت خانواده بدون پرداخت هزینه

– رد درخواست پرداخت مالی برای  حمایت از کودک در روند طلاق با پنهان کردن دارایی

خشونت اقتصادی در قوانین ایران

قبل از هر چیز باید گفت که قانون‌گذار ایران نه تنها به موضوع خشونت خانگی و به دنبال آن خشونت اقتصادی اشاره نکرده، بلکه این حق را برای مرد قایل شده که با دلیل و بی دلیل هر زمان که اراده کرد همسرش را طلاق دهد. با این وجود در پرونده سمیه، همسر او در عین حال که شرایط عاطفی، روحی و اقتصادی زندگی سمیه را در تنگنا قرار داده، حاضر به طلاق او نیست. حال می‌خواهیم بدانیم با شرایط موجود در قوانین ایران، چه گزینه‌هایی برای سمیه وجود دارد.

اجبار شوهر به پرداخت نفقه

قانون مدنی ایران می‌گوید نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن مانند مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی. سمیه می‌تواند با مراجعه به مجتمع قضایی خانواده دادخواست اجبار به پرداخت نفقه ارائه دهد چرا که بر اساس ماده ۱۱۱۱ زن می‌تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند. دراین صورت قاضی، میزان نفقه را معین وشوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.

اجبار شوهر به طلاق

در این پرونده در صورتی که سمیه به دلیل آسیب جسمی و روانی ناشی از اهمال همسرش در پرداخت هزینه‌های درمانی (عسر و حرج)، تمایل به ادامه زندگی مشترک نداشته باشد، می‌تواند با مراجعه به نزدیک‌ترین مجتمع قضایی محل سکونتش درخواست طلاق دهد.

ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی می‌گوید:« در مورد زیر زن می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند و در صورتی که برای محکمه ثابت شود که ادامه  زناشویی برای زن موجب عسر و حرج است، می‌تواند برای جلوگیری از ضرر، مرد را مجبور به طلاق کند و در صورت سرپیچی مرد، با اجازه از حاکم شرع، زن را طلاق دهد. تبصره این ماده، عسر و حرج را تعریف می‌کند.»

طبق این تبصره، عسر و حرج به معنی به وجود آمدن وضعیتی است که ادامه زندگی را برای زن با مشقت همراه ساخته و تحمل آن را مشکل می‌کند. همین تبصره مواردی از مصادیق عسر و حرج را برمی‌شمرد اما در انتهای تبصره اضافه می‌کند که اگر وضعیت پیش آمده خارج از مصادیق عنوان شده باشد، در صورت تشخیص قاضی می‌تواند از مصادیق عسر و حرج محسوب شده و دادگاه بر اساس آن حکم طلاق صادر کند.

بررسی مقایسه‌ای کشورها

هند سال ۲۰۰۵ خشونت اقتصادی را جرم‌انگاری کرد و برای فرد خشونت‌گری که با خشونت اقتصادی باعث آسیب اعضای خانواده خود می‌شود، یک سال حبس و جریمه نقدی در نظر گرفت.

آمریکا هم انواع خشونت خانگی از جمله خشونت اقتصادی را جرم‌انگاری کرده و هر ایالت مجازات خاصی برای آن در نظر گرفته است. همچنین قانون توانبخشی و امنیت اقتصادی، به منظور آزادی و برابری بیشتر اقتصادی قربانیان خشونت خانگی، با ارائه کمک‌های فوری سعی کرده تمهیداتی جهت اولویت آن‌ها در شرایط استخدامی، جبران خسارت بیکاری و ممنوعیت تبعیض شغلی فراهم کند.

کشورهای اروپایی هر یک رویکرد متفاوتی به خشونت اقتصادی علیه زنان داشته‌اند. تقریبا همه آنها خشونت اقتصادی را به طور کلی زیر مجموعه خشونت خانگی عنوان کرده‌ و برای آن مجازات‌های مختلف در نظر گرفته‌‌اند. رویکرد بعضی از کشورها بیشتر جنبه پیشگیرانه و بازدارنده داشته و بعضی دیگر جنبه تنبیهی. با این همه حتی در کشورهایی مانند کشورهای اسکاندیناوی که جنبه پیشگیرانه قوی‌تر از جنبه تنبیهی است، آمار نشانگر این است که هنوز میزان خشونت خانگی بالا و حتی در بعضی موارد بیش از دیگر کشورهای اروپایی است. همین موضوع اهمیت زیاد پرداختن به موضوع خشونت خانگی، خصوصا خشونت اقتصادی علیه زنان را نشان می‌دهد، چرا که خشونتی بی سروصدا اما کشنده است.

آبان
۶
۱۳۹۳
آیا خود زنی شوهر دلیل محکمه پسندی برای طلاق است؟
آبان ۶ ۱۳۹۳
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

revisedques

آیا خود زنی شوهر دلیل محکمه پسندی هست برای اثبات عسر و حرج زن؟  آیا دادگاه به استناد آن، زن را طلاق می دهد؟

 پرسش:

زن ۴۰ ساله ای هستم و مدت ۱۶ سال است که ازدواج کرده ام. دو فرزند دختر دارم. شوهرم را همواره دوست داشته ام، اما دیگر نمی توانم او را تحمل کنم. او هر وقت از دست من یا بچه ها عصبانی می شود، به شدت خودزنی می کند. تا کنون یک بار هم دست روی من یا بچه ها دراز نکرده است. زندگی زناشوئی تلخی دارم. به هر کس گفته ام نمی توانم به این زندگی ادامه دهم، پاسخ داده اند، دادگاه با طلاق موافقت نمی کند. استدلال همگان این است که وقتی مرد احترام تو را نگاه می دارد و خودش را می زند، نمی توانی ثابت کنی که در مشقت و عسر و حرج قرار گرفته ای. انصاف هم نیست که از این مرد که به جای تو خودش را می زند جدا بشوی.  چند روز پیش خبری در روزنامه ها خواندم و به فکر فرو رفتم. زنی با همین مشکل مواجه شده و رفته دادگاه برای طلاق. البته معلوم نیست با تقاضای او موافقت کنند، ولی خوشحال شدم که در این دنیا هم درد دارم و بهتر دیدم ابتدا با شما مشورت کنم و بعد راهی دادگاه بشوم.

پاسخ:

استدلال کسانی که به شما اندرز و مشاوره داده اند کاملا غیر انسانی است. این که گفته اند مرد خوبی است و به جای آن که شما را بزند، خودش را می زند، شگفت انگیز است. چرا باید در اذهان مردم کتک خوردن زن به قدری مشروعیت داشته باشد، که آن را به رسمیت بشناسند؟ چگونه درک نمی شود که یک شوهر بیمار روانی با خود زنی و جلب ترحم زن و فرزند، زندگی را بر آنها جهنم می کند و تکرار این رفتار نه تنها زن که فرزندان را در مشقت قرار می دهد.

پرسش:

آیا دادگاه به موضوع اهمیت می دهد؟ در قانون و در موارد عسر و حرج ذیل ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی “خود زنی شوهر” در فهرست مصادیق عسر و حرج دیده نمی شود.

پاسخ:

اگر قاضی دقت نظر داشته باشد و خودزنی تکراری شوهر بر او ثابت بشود، البته آن را از مصادیق عسر و حرج تشخیص می دهد. در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، درست است که به صورت صریح خودزنی شوهر در بندهای ذیل ماده قانونی نیامده است، ولی بند های ۴ و ۵ در برگیرنده است و می تواند مورد استناد قرار بگیرد. به مفاد این بندها نگاه کنید:

بند ۴ – ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.

بند ۵ – ابتلاء زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.

بنابراین در صورت مراجعه به دادگاه و معرفی شهود و احیانا ارائه مدارک پزشکی، چنانچه بر حسب گواهی پزشکی قانونی که دادگاه آن را معتبر می شناسد، ثابت بشود بیماری روانی شوهرتان قابل درمان نیست یا “صعب العلاج” است،  و همچنین ثابت بشود این سوء رفتار استمرار دارد، آن را از مصادیق عسر و حرج می شناسد و موجبات قانونی طلاق فراهم می شود.

از طرف دیگر در سطر پایانی ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، هشیارانه و به نفع زنان بر اختیارات قاضی افزوده اند:

« موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادر نماید.»

با توجه به این بخش از قانون هم می توانید با اعتماد به نفس راهی دادگاه بشوید.

پرسش:

یک سوال دیگر. آیا این گونه رفتار در مجموعه “خشونت خانگی” قرار می گیرد؟

پاسخ:

البته. هر نوع رفتار از سوی افراد خانواده نسبت به یکدیگر که فضای زندگی خانوادگی را برای برخی یا همه پر تنش کند و در دل دیگران هراس بیندازد، مصداقی است از خشونت خانگی . همین که هر بار شما و فرزندان تان از ترس این که شوهر در جریان خودزنی صدمه ببیند یا جان خود را از دست بدهد، به خود می لرزید، به روشنی گویای آن است که درجه خشونت خانگی در زندگی خانوادگی شما به لحاظ این رفتار به شدت بالا و خطرناک است و ممکن است سرانجام به یک تراژدی منجر بشود. هم زمان ترتیب درمان شوهر و مراجعه به دادگاه را می توانید فراهم کنید. چون در هر حال حتی اگر خود را از این قید زناشوئی هم رها کنید، بهتر است به او کمک برسانید تا دست کم تا حدودی درمان بشود و آرام بگیرد. در غیر این صورت و حتی پس از طلاق ، فرزندانش که او را دوست دارند، همواره دل نگران پدر خواهند بود.

 

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»