صفحه اصلی  »  بیماری روانی
image_pdfimage_print
خرداد
۳۰
۱۳۹۶
خشونت‌گران رفتارهای دوقطبی دارند
خرداد ۳۰ ۱۳۹۶
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, ,
older woman hiding happy and sad face behind mask, concept for manic depression or bipolar or dramedy comedy drama
image_pdfimage_print

Photo: axelbueckert/bistock.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پرسش: زن جوانی هستم که به تازگی ازدواج کرده‌ام. پدرم با ازدواج من مخالف بود. اما با اصرار زیاد من، خانواده‌ام بالاخره راضی شدند.

همسر من ایرانی نیست و در خانه با هم انگلیسی صحبت می‌کنیم. دو هفته بعد از ازدواج برای اولین بار دعوایمان شد و صدایش را بلند کرد. سوتفاهمی بود که شاید به خاطر تفاوت فرهنگ و زبان ایجاد شده بود. اما او از داد زدن دست بر نمی‌داشت و تهدید کرد که من را می‌کشد.

ظرف چند ماه، دوباره موضوع چند بار تکرار شد و سرانجام تصمیم به جدایی گرفتم اما وقتی فهمیدم باردار هستم از جدایی منصرف شدم. سعی کردم او را ببخشم و به زندگی‌ام برگردم.

دوباره همین هفته پیش به خاطر یک برداشت اشتباه از صحبت‌های من از کوره در رفت و من را هول داد، زمین خوردم و زخمی شدم. به جان وسایل خانه افتاد و هر چه جلوی دستش بود را شکست. بالاخره توانستم برای یک دقیقه آرامش کنم تا برایش موضوع سوتفاهم را توضیح بدهم. وقتی متوجه اشتباه‌اش شد بغلم کرد و مرا بوسید و عذرخواهی کرد. بین دو راهی سقط جنین و زندگی زیر خشونت فیزیکی و روانی گیر افتاده‌ام. چه کنم؟ برای بچه آینده‌ام بهتر گزینه کدام است؟ دوستانم مرا به سقط و طلاق تشویق می‌کنند. اما من باور نمی‌کنم فاصله بین عشق و نفرت چنین کوتاه باشد.

پاسخ: دوست عزیز، نوشته غمگین شما با جمله ای شروع شده است که من صدها و هزاران بار در طول سال‌ها کار در این حوزه شنیده و خوانده‌ام: «خانواده‌ام  با ازدواج من مخالف بودند اما با اصرار زیاد من، بالاخره راضی شدند.»ِ پیش از پاسخ دادن به سوال شما بار دیگر نظر شما را به اهمیت نقش خانواده در پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی که قبلا در همین سایت منتشر شده است جلب می‌کنم.

خشونت توجیهی ندارد

دخترم، بگذار خاطرت را جمع کنم که رفتار همسر شما به هیچ وجه به خاطر تفاوت فرهنگی و زبانی و … نیست. اصولا به یاد داشته باشید که خشونت و پرخاشگری هرگز هیچ توجیهی ندارد. همه انسان‌های روی زمین خشمگین می‌شوند ولی تعداد کمی هستند که پرخاشگری می‌کنند. تفاوت این دو دسته افراد چیست؟ حرفی که شما می‌زنید ایده‌آل افراد پرخاشگر است. آنها همیشه می‌گویند «تو مرا عصبانی می‌کنی.»

یک بار در کلینیک مشاوره من، یک فرد بسیار تحصیل‌کرده در حضور خانواده‌اش به من گفت: «اگر این‌ها پا روی دم من نگذارند، من کاری به کار آنها ندارم!» پاسخ من به ایشان این بود: «اولا بسیار متاسفم شما دم دارید!» همگی خندیدند و فرد مورد نظر هم متوجه معنایی که در مثال عامیانه‌اش پنهان بود، شد. فقط یک حیوان است که با پا گذاشتن روی دم، فورا و بدون فکر به کسی حمله می‌کند. سوال دوم من از کسانی که این بهانه‌ها را می‌آورند این است: «آیا شما هرگز در محیط کار از رئیس خود خشمگین شده‌اید؟ آیا به ایشان پرخاش می‌کنید؟ کتکش می‌زنید؟ ناسزا می‌گویید؟ چیزی به طرفش پرتاب می‌کنید؟» پاسخ همیشه چیزی در این ردیف است: «مگر من دیوانه هستم؟!» این پاسخ نشان می‌دهد که خشونت این افراد کاملا انتخابی  است و توانایی کنترل آن را دارند.

خشونت‌گر می‌تواند خودش را کنترل کند

این مقدمه را گفتم تا شما بدانید که همسرتان توانایی کنترل خود را دارد و این شما هستید که با رفتارتان به او اجازه خشونت را می‌دهید. توصیه همیشگی من به همه افراد این است که هرگز کوچک‌ترین مورد خشونت و پرخاشگری را تحمل نکنند و با آن برخورد خیلی جدی داشته باشند. خشونت‌گران معمولا از همان ابتدای آشنایی نشانه‌های رفتاری خاصی را از خود نشان می‌دهند. شما در این مورد چیزی ننوشته‌اید. علت مخالفت پدرتان را هم ذکر نکرده اید. شاید ایشان ردپای پرخاشگری را در رفتارهای همسر شما دیده بودند. ایکاش پیش از ازدواج جوانان و والدین آنها نسبت به این مسائل حساس باشند تا از این وضعیتی که امثال شما گرفتار آن هستند، جلوگیری کنند.

من هرگز نمی‌توانم به شما توصیه‌ای در مورد سقط یا عدم سقط جنین بکنم. اما می‌توانم بگویم که مشکل شوهر شما کاملا قابل حل است و توصیه کنم که حتما و در اسرع وقت این مسئله را پیگیری کنید. این وقایع هرگز نباید در طول دوران بارداری شما تکرار شوند. در دوران بارداری حتی کسی نباید با شما با صدای بلند حرف بزند. جنین تحت تاثیر مستقیم حالات روحی و جسمی مادرش است و خوشی و ناخوشی شما روی جسم و روان او تاثیر مثبت و منفی می‌گذارد.

معمولا افراد خشونت‌گر رفتارهای دو قطبی دارند. یعنی به همان اندازه که خشونت می‌ورزند، می‌توانند مهربان و دوست داشتنی باشند که شما از آن به عنوان فاصله کوتاه بین عشق و نفرت یاد کرده‌اید. اگر همسر شما هم همین حالت را دارد، در اولین فرصت هنگامی که اخلاقش خوب است با ملایمت به او بگویید که نگران فرزندتان هستید و باید فکری به حال خشم و رفتارهای خشمگینانه خود بکند. به قول و قرارهای ایشان توجه نکنید و از او بخواهید که کمک تخصصی بگیرد. امکانات کشورهای مختلف در این رابطه متفاوت است. شما نگفته اید که کشور محل اقامتتان کجاست.  کلاس‌ها و گروه‌های تخصصی مدیریت خشم می‌تواند برای ایشان مفید باشد ولی قبل از آن باید برای تشخیص نیازهای درمانی خود به یک روان‌پزشک یا روان‌شناس بالینی مراجعه کنند. اگر این تلاش‌ها در ایشان تاثیری نگذاشت، حتما از دیگران کمک بگیرید. اگر در ایران هستید، از افراد خانواده و اگر خارج از ایران هستید از مراجع قانونی کمک بگیرید و تا وقتی که ایشان به گواهی متخصصین رفتارهای پرخاشگرانه خود را کلا  برطرف نکرده است، به زندگی مشترک باز نگردید.

دی
۴
۱۳۹۵
زنان بیوه یک و نیم برابر سایر زنان دچار اختلالات روانی مزمن هستند
دی ۴ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Portrait of thoughtful senior woman isolated on white background
image_pdfimage_print
Photo: Aletia/Bigstockphoto.com
رئیس سازمان بهزیستی گفت: جمعیت زیر ۱۵ سال کشور با جمعیت بالای ۶۰ سال در سال ۲۰۵۰ برابر می‌شود.

انوشیروان محسنی بندپی بعدازظهرامروز در کنگره بین‌المللی مطالعات اجتماعی سلامت اظهار داشت: مطالعات نشان می‌دهد، جمعیت زیر ۱۵ سال کشور با جمعیت بالای ۶۰ سال در سال ۲۰۵۰ برابر می‌شود.

وی با اشاره به اختلال شایع افسردگی گفت: آمار ابتلای زنان به افسردگی و اختلالات روانی یک‌وسه‌دهم درصد بیشتر از مردان است، ضمن اینکه این آمار در شهرهای گوناگون کشور متفاوت بوده و حتی در بعضی شهرها به ۳۶ درصد می‌رسد.
بندپی همچنین اظهار داشت: شیوع افسردگی در سنین ۱۰ تا ۱۵ سال جامعه نیز قابل دیدن و در مواردی ۲٫۵ برابر سایر دهک‌ها است که باید برای آن برنامه‌های جدی داشت.
این مقام مسؤول گفت: وسواس، نارسایی خلقی و افسردگی و اختلالات شایعی که با عوامل اجتماعی مانند فقر در ارتباط است، در برخی استان‌ها بیشتر دیده می‌شود و با سطح درآمد مالی خانواده نسبت معناداری دارد.
وی با اشاره به اینکه ۲۰۰ هزار نفر در کشور دچار اختلالات روانی مزمن هستند، افزود: مطالعات نشان داده زنان بیوه ۱٫۵ برابر سایر زنان دچار این‌گونه اختلالات هستند.
رئیس سازمان بهزیستی کشور همچنین با اشاره به آمار زنان سرپرست خانوار اظهار داشت: ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار زن سرپرست خانوار داریم که یک‌میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از آن‌ها کسانی هستند که همسرانشان فوت کرده‌اند.
بندپی در ادامه پیر شدن جمعیت کشور را مورد بررسی قرار داد و گفت: افزایش متوسط سن نیز در سلامت روان تاثیر دارد و با توجه به پیر شدن جمعیت ایران باید مراقبت‌های بیشتری از سلامت روان مردم صورت گیرد.
وی افزود: بر اساس مطالعات انجام‌شده تا سال ۲۰۵۰ جمعیت زیر ۱۵ سال با جمعیت بالای ۶۰ سال در کشور ایران برابر می‌شود و این افزایش سالمندی، نیاز به مراقبت‌های ویژه‌تری در حوزه سلامت دارد.
این مقام مسؤول خاطرنشان کرد: تحصیلات پایین و خشونت‌های خانوادگی در ایجاد اختلالات روانی تأثیر بسیار دارد و باید در این زمینه حوزه سلامت روانی کشور مداخله جدی داشته باشد.
مهر
۶
۱۳۹۵
مادری که سر پسر دوساله‌اش را برید
مهر ۶ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Horror woman behind the matte glass blood stain. Blurry hand and body figure abstraction.
image_pdfimage_print

Photo: canjoena/bigstockphoto.com

مادری در اقدامی جنون آمیز سر پسر دو ساله اش را در شهرستان هیرمند با چاقو برید.

اسماعیل صوفی، مدیر داخلی بیمارستان سید الشهدای هیرمند در رابطه با انتقال کودکی ۲ ساله به بیمارستان سید الشهدا گفت: صبح امروز پسر بچه‌ای ۲ ساله به بیمارستان سید الشهدای هیرمند

منتقل شد. وی افزود: زمانی که این پسربچه به بیمارستان منتقل شد جان خود را از دست داده بود.

مدیر داخلی بیمارستان سیدالشهدای هیرمند از انتقال جسد کودک ۲ ساله به پزشکی قانونی خبر داد و اظهار کرد: با توجه به اینکه کودک ۲ ساله قبل از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داده بود با هماهنگی‌های صورت گرفته جسد وی به پزشکی قانونی منتقل شد.

صوفی در خصوص وضعیت مادر این کودک خاطرنشان کرد: گفته می‌شود مادر این کودک به نوعی بیماری روانی مبتلا بوده و زمان انتقال کودک ۲ ساله به نام میکائیل به بیمارستان، مادر همراه کودک نبود.

وی تاکید کرد: پس از بررسی وضعیت کودک ۲ ساله مشخص شد گردن وی به وسیله چاقو بریده شده است.

منبع: خبرگزاری آنا بع نقل از میزان،

شهریور
۱۱
۱۳۹۵
دستور داشتم برادرم را بکشم
شهریور ۱۱ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Sharp Katana Sword Blade Dripping Black Color Painting
image_pdfimage_print

Photo: underworld1/Bigstockphoto.com

مرد ۴۱ ساله که در جنایتی خونین برادرش را به قتل رسانده است به بازپرس جنایی گفت: «به‌من دستور داده شده بود برادرم را بکشم. بعد از قتل به خانه آمدم و بستنی خوردم و بعد از کمی استراحت کمی تریاک کشیدم.»

این مرد صبح سه‌شنبه ۹ شهریور در جنایتی هولناک برادر ۵۲ ساله‌‌اش را در یکی از محله‌های جنوب تهران به‌قتل رساند و متواری شد.به‌دنبال اعلام خبر این جنایت بازپرس مرادی از شعبه دوم دادسرای جنایی تهران و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه شدند. آنها پس از حضور در صحنه جرم با جسد مردی روبه‌رو شدند که داخل خودروی پژو از پا درآمده بود.در تحقیقات میدانی مشخص شد مقتول راهی محل کارش بوده که توسط فرد ناشناس به قتل رسیده است.در ادامه تیم جنایی دریافتند مرد میانسال مقابل مغازه‌ای به قتل رسیده که مجهز به دوربین مداربسته است. پس از بررسی فیلم دوربین، صحنه جنایت و تصویر عامل قتل به‌دست‌آمد.زمانی که تصویر به‌دست آمده از متهم فراری به خانواده مقتول نشان داده شد، آنها اعلام کردند عامل قتل، برادر کوچک مقتول است که از نظر روحی روانی هم مشکل داشته و چندین بار برای مقتول نیز ایجاد مزاحمت کرده‌است.

با شناسایی هویت قاتل، کارآگاهان راهی خانه او شده و موفق شدند مرد جوان را ساعاتی بعد از قتل درخانه‌اش درحالی که مواد مخدر مصرف می‌کرد، دستگیر کنند.

متهم جوان دیروز برای تحقیقات در مقابل بازپرس «مرادی» قرارگرفت و درباره انگیزه‌اش گفت: «از دوران کودکی‌ام، برادرم مدام مرا مورد آزار روحی قرار می‌داد، با این حال تصمیم به‌قتل او نداشتم تا اینکه ساعاتی قبل از قتل به من دستور داده شد که او را بکشم. حالا او در آن دنیا زندگی راحتی دارد و با اینکه از مرگش ناراحتم اما چون می‌دانم درآسایش و آرامش است، خوشحالم.»وی درباره روز حادثه نیز گفت: صبح منتظر برادرم ماندم تا از خانه خارج شود، وقتی سوار ماشین شد سراغش رفتم و به او گفتم با من چه مشکلی داری؟ اما برادرم به جای پاسخ به سؤالم خندید و حرف‌های بیهوده و بی‌معنی زد، من هم او را کشتم. بعد از قتل به خانه آمدم و بستنی خوردم و بعد از کمی استراحت کمی تریاک کشیدم که دستگیر شدم.
با توجه به اظهارات متهم جوان، بازپرس جنایی دستور داد متهم برای بررسی روانی از سوی پزشکان قانونی معاینه شود.

منبع: روزنامه‌ ایران

تیر
۱
۱۳۹۵
پدربزرگ قاتل در بیمارستان روانی بستری شد
تیر ۱ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
ebnesina-hospital
image_pdfimage_print
پزشکی قانونی خراسان رضوی پس از انجام مصاحبه و معاینات دقیق پزشکی، بیماری روانی مرد ۵۸ ساله ای را تأیید کرد که نوه ۳۳ روزه اش را به طرز هولناکی در مشهد کشته بود.  به گزارش خراسان، شب هجدهم دی سال گذشته بود که مادر «آرش کوچولو» طبق معمول رختخواب کوچک او را کنار خود و مادربزرگش پهن کرد تا نوزاد ۳۳ روزه اش آرامش خوابی زیبا را در آغوش مادر احساس کند. آن شب اعضای دیگر خانواده هم در اتاق های طبقه دوم ساختمان واقع در بولوار توس مشهد به خواب رفتند اما صبح روز بعد حادثه دلخراشی همه اهالی ساختمان را در شوک فرو برد. حدود ساعت ۶ بامداد وقتی مادربزرگ «آرش کوچولو» چشمانش را گشود اثری از نوه اش نبود و رختخواب کوچک خالی او خبر از حادثه ای تلخ می داد. با فریادهای مادربزرگ دیگر اعضای خانواده هم از خواب بیدار شدند. نگرانی و اضطراب سراسر وجود مادر و دیگران را فرا گرفته بود که مشخص شد پدربزرگ آرش هم در منزل حضور ندارد. این موضوع بر نگرانی خانواده افزود چرا که پدربزرگ ۵۸ ساله به بیماری روانی مبتلا بود و حدود ۶ بار در مرکز روانپزشکی بستری شده بود.
لحظاتی بعد زنگ تلفن پلیس ۱۱۰ به صدا درآمد و خبر گم شدن «آرش کوچولو» در بی سیم های پلیس پیچید. همسایگان نیز که متوجه ماجرا شده بودند به کمک این خانواده آمدند و جست و جوها برای یافتن «آرش» آغاز شد. دقایقی بعد پدربزرگ «آرش کوچولو» با سر و وضعی آشفته و خون آلود وارد حیاط شد و آه از نهاد اعضای این خانواده برآمد. پدر آرش که به شدت عصبانی و حیران بود سعی می کرد به هر طریقی درباره سرنوشت فرزند کوچکش از پدر خود سوال کند اما پدربزرگ جملات بی ربطی را بر زبان می راند تا این که عمه آرش با خبری تکان دهنده، همه اهالی را در شوک بزرگی فرو برد.
او که در جست و جوی آرش به زمین های قطعه بندی شده در فاصله حدود هزار متری منزلشان رفته بود ناگهان با جسد غرق در خون وی رو به رو شد که به طرز فجیعی با کارد میوه خوری کشته شده بود. صدای شیون و فریاد از هر سو به هوا برخاست و بدین ترتیب، مأموران کلانتری آبکوه ماجرای این جنایت هولناک را به قاضی ویژه قتل عمد اطلاع دادند. گزارش خراسان حاکی است: با حضور قاضی سیدجواد حسینی در محل وقوع جنایت، تحقیقات در این باره آغاز و مشخص شد، پدربزرگ «آرش کوچولو» که سابقه بستری در بیمارستان روانپزشکی ابن سینای مشهد را دارد حدود یک ماه قبل از زندان آزاد شده است. او به جرم سرقت دستگیر شده و زمانی که نوه اش نوزادی ۳ روزه بود پس از تحمل ۱۵ ماه کیفر به خانه اش بازگشته بود. بررسی های قاضی ویژه قتل بیانگر آن بود که پدربزرگ نوه اش را به طرز هولناکی کشته است. بنابراین وی با صدور دستور قضایی بازداشت شد تا این که پزشکان قانونی پس از انجام معاینات و مصاحبه پزشکی بیماری روانی مرد ۵۸ ساله را تأیید کردند و بدین ترتیب قاتل «آرش کوچولو» به دستور قاضی حسینی در در بستری شد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل قانونی خود را طی کند.
خرداد
۱۴
۱۳۹۵
برای ارتقای سلامت روان زنان و دختران کار پیشگیرانه‌ای انجام نمی‌شود
خرداد ۱۴ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
depression-824998_960_720
image_pdfimage_print

Photo: Public Domain/ pixabay.com

یک عضو شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی در انتقاد از عملکرد وزارت بهداشت در حوزه سلامت روان گفت: وزارت بهداشت آن‌طور که باید به مساله بهداشت روان توجه نمی­‌کند و بهداشت روان را صرفا محدود به بیماران روانی مثل اسکیزوفرنی محدود کرده است درحالی‌که بهداشت روان بیشتر در قالب پیشگیری باید تعریف شود.

احمد علیپور (استاد تمام روانشناسی و بازرس شورای مرکزی نظام روانشناسی) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت: وزارت بهداشت آن‌طور که باید به مساله بهداشت روان توجه نمی­‌کند و بهداشت روان را صرفا محدود به بیماران روانی مثل اسکیزوفرنی محدود کرده است درحالی‌که بهداشت روان بیشتر در قالب پیشگیری باید تعریف شود.

وی افزود: متاسفانه سیاست‌های وزارت بهداشت در راستای جلوگیری از ابتلای مردم به بیماری‌های روانی و ارتقای سلامت روان نیست و نظام سلامت کشور به این مساله به عنوان پیشگیری و ارتقا سلامت روان توجه نمی‌کند.

در وزارت بهداشت ساز و کاری برای جمعِ نظرات کارشناسان نیست

این استاد تمام روانشناسی با انتقاد از عملکرد دفتر سلامت روان وزارت بهداشت گفت: ساز و کاری در دفتر سلامت روان برای جمع کردن نظرات متخصصان و کارشناسان دیده نمی‌شود و عملکرد این دفتر فقط محدود شده به بیماران روانی بستری مثل اسکیزوفرنی که در بیمارستان‌ها تخت‌هایی را به خود اختصاص می‌دهند.

وی با اشاره به اینکه وزارت بهداشت یک لایحه سلامت روانی تنظیم کرده و به دولت فرستاده است، گفت: بسیار عجیب است که در این لایحه؛ سلامت روان معادل بیماری روانی بستری تلقی شده است درصورتی‌که برای ایجاد سلامت روان باید به مراحل قبل از بیماری توجه کرد.

این عضو شواری عالی سازمان نظام روانشناسی با تاکید بر اینکه بودجه سلامت روان فعلا براساس تخت بیمارستانی تنظیم می‌شود، گفت: بیماری روانی آخرین مرحله از آسیب‌های روانی است و باید به مراحل پیش از ابتلا به بیماری ‌های روانی و شرایط سلامت روان در جامعه نیز توجه شود.

سلامت روان باید از سنین مدرسه دنبال شود

وی تصریح کرد:  سلامت و بهداشت روان باید از سنین مدرسه دنبال شود درحالی‌که برنامه‌ریزی برای این مساله در وزارت بهداشت و درمان و آموزش و پرورش وجود ندارد. دانش آموزانی که در مدرسه دچار ناسازگاری هستند و از مدرسه اخراج می‌شوند، بعدا بیمار می شوند چراکه قبل از بیمار شدن این نوجوانان برای سلامت روان آن‌ها برنامه‌ای وجود ندارد.

علیپور ادامه داد: متاسفانه وزارتخانه‌های بهداشت و آموزش پرورش کمترین هماهنگی را در این زمینه باهم ندارند و از نظرات متخصصان روانشناسی در آموزش پرورش کمک گرفته نمی‌شود؛ به دلیل اینکه عمده عوامل ایجادکننده سلامت روان خارج از وزارت بهداشت است، هیچ بودجه‌ای در وزارت بهداشت به این موضوع اختصاص داده نمی‌شود.

تعداد مبتلایان به بیماری روانی رو به افزایش است

وی با اشاره به اینکه نادیده گرفتن علت‌ها و صرفا پرداختن به معلول به حل مساله کمک نمی‌کند، بیان کرد:  وقتی راه برای اینکه تخت‌های بیمارستانی اضافه شوند، بازگذاشته می‌شود و جلوی آن گرفته نمی‌شود؛ باید این انتظار را داشته باشیم که با ادامه وضع موجود تعداد مبتلایان به بیماری روانی افزایش پیدا کند.

برای ارتقای سلامت روان زنان و دختران پیشگیری نمی‌شود

این عضو شورای عالی سازمان نظام روانشناسی تاکید کرد: درحال حاض در خصوص زنان و دختران هیچ‌گونه کار پیشگیرانه که موجب ارتقا سلامت روان شود تا از ابتلا به بیماری‌های روانی کاسته شود، انجام نمی‌شود.

وی با اشاره به نقش سلامت روان در افزایش خودکشی در جامعه گفت: خودکشی به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی به‌جای اینکه مورد توجه قرار بگیرد،  نادیده گرفته شده و گاها علت‌های فوت درصورتی‌که خودکشی باشد، اعلام نمی‌شود.

۹۰ درصد افرادی که خودکشی می‌کنند؛ بیماری روانی دارند

وی با بیان اینکه تحقیقات نشان داده است، ۹۰ درصد کسانی‌که خودکشی می‌کنند، بیماری روانی دارند، تصریح کرد: البته عکس این مساله صادق نیست ولی مشخص است که وقتی بیماری روانی زیادتر می‌شود، خودکشی هم افزایش پیدا می‌کند. وزارت بهداشت باید متوجه شود که بهداشت روان محدود به وزارت بهداشت نیست و خیلی سازمان‌ها ازجمله صداوسیما،‌ بهزیستی،‌ آموزش پرورش و وزارت ورزش باید درگیر سلامت روان شوند.

علیپور با بیان اینکه موضوع سلامت روان یک مساله جمعی است و اراده جمعی را می‌طلبد، گفت: باید برنامه‌های دقیقی برای ارتقای سلامتی داشته باشیم چراکه سلامت روان نیز از سلامت جسم جدا نیست و خیلی از بیماری‌های جسمی ریشه روانی و اجتماعی دارند.

منبع: ایلنا

بهمن
۸
۱۳۹۴
خشونت و بیماری روانی: آیا این دو با هم رابطه‌ای دارند؟
بهمن ۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
man in front of his mirror  man in front of his mirror  in shadow  white background
image_pdfimage_print

Photo: OSTILL/Bigstock.com

ترجمه: نرگس ثابتی

یک فرض معمول که در هات‌لاین شنیده‌ایم این است که علت خشونت، شرایط سلامت روانی شریک زندگی است. برای مثال بیماری‌هایی مانند اختلال دوقطبی، افسردگی، اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، شخصیت خودشیفته، شخصیت مرزی یا شخصیت ضداجتماعی. در عین این‌که این‌ها همگی شرایط خاص سلامت روانی هستند، به‌خودی‌خود نمی‌توانند علت خشونت باشند. در «راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم» (DSM5) هیچ‌جا گفته نمی‌شود که یک بیماری روانی به تنهایی می‌تواند علت خشونت از سوی یک شریک در یک رابطه باشد؛ با این همه، چند بیماری و ناهنجاری معدود هستند که می‌توانند خطر بروز الگوهای آزارگرانه در یک رابطه و در جنبه‌های دیگر زندگی را افزایش دهند. بیماری روانی تمامی جنبه‌های زندگی فرد، ازجمله کار، تعامل با دوستان، ارتباط با خانواده و روابط فردی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در مقابل، خشونت اساساً روابط فردی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و معمولاً بر جنبه‌های دیگر زندگی تأثیری ندارد. رفتار خشونت‌آمیز در یک رابطه عاطفی نزدیک و بیماری روانی دو مسئله جدا از هم هستند.

از آنجا که رفتارهای خشونت‌آمیز اصولا در روابط عاطفی نزدیک اتفاق می‌افتند، معمولا شریک خشونت‌گر رفتارهای منفی یا آسیب‌زننده خود را در روابط با دوستان، همکاران یا اعضای خانواده خود بروز نمی‌دهد. یک شریک خشونت‌گر برای همه آدم‌ها غیر از شریک زندگی خود، یک «ماسک مصنوعی» به چهره می‌زند. وقتی دیگران می‌روند و قربانی و شریک خشونت‌گر با هم تنها می‌مانند، آن ماسک کنار می‌رود و قربانی آن روی دیگر شریک خود را که دیگران هرگز نمی‌توانند ببینند، می‌بیند. این‌که قربانی تنها کسی است که این رفتار را می‌بیند، باعث انزوای او می‌شود، زیرا ممکن است فکر کند ـ و فرد خشونت‌گر هم حتی ممکن است بگوید ـ که هیچ‌کس حرف او را باور نخواهد کرد، زیرا هیچ‌کس دیگری شاهد این رفتارهای خشونت‌آمیز نبوده است. این مسئله کار را برای فرد خشونت‌گر آسان‌تر می‌کند تا باعث شود که قربانی خود را مسئول این رفتار خشونت‌آمیز بداند و درنتیجه منزوی‌تر شود.

لاندی بنکرافت، نویسنده چرا «او چنین می‌کند؟» (۲۰۰۲) تصریح می‌کند که «ارزش‌های اخلاقی شریک خشونت‌گر ناسالم است، نه روان آن‌ها» (صفحه ۳۸). بله، این افراد در هنگام عصبانیت و استفاده از آزار جسمی یا زبانی ممکن است یک شریک خشونت‌گر دارای بیماری روانی به نظر برسند. اگر بیماری روانی علت این خشونت باشد، شریک در هنگام عصبانیت، اعضای خانواده، دوستان و همکاران خود را هم با فریاد یا کتک آزار می‌دهد. اما در خشونت خانگی، فرد خشونت‌گر معمولا فقط بر سر شریک خود فریاد زده و یا او را کتک می‌زند.

خشونت و بیماری روانی ممکن است با هم تلاقی داشته باشند. مواردی از افرادی که هم بیماری روانی دارند و هم شریک زندگی خود را مورد خشونت قرار می‌دهند وجود دارد. همچنین افراد بسیاری هستند که بیماری روانی دارند اما شریک‌هایی حامی و سالم هستند. اگر شریک شما دارای بیماری روانی است و نسبت به شما رفتار خشونت‌آمیز دارد، باید به یاد داشته باشید که بیماری روانی و رفتارهای خشن شریک را باید دو چیز جدا از هم دانست و مورد درمان قرار داد. این دیگر به عهده فرد خشونت‌گر است که به دنبال حمایت لازم بوده و برنامه لازم برای مدیریت و درمان بیماری روانی خود را طراحی کند و در برابر رفتارهای خشونت‌آمیز خود پاسخگو باشد. اگر شریک شما مسئولیت رفتارهای خود را به عهده نمی‌گیرد، معترف به رفتار اشتباه خود در آزار شما نیست، و به دنبال کمک کارشناسانه برای درمان خود نیست، معنای آن این است که نمی‌خواهد رفتار خود را عوض کند. در این‌صورت، این خشونت در روابط شما ادامه خواهد یافت و به مرور زمان بیشتر هم خواهد شد.

 پرسش‌های زیر می‌تواند برای شما روشن سازد که رفتار شریک‌تان خشونت است یا خشونت همراه با بیماری روانی:

آیا شریک من سر دیگران (دوستان، همکاران ، اعضای خانواده) هم داد و فریاد می‌کند؟

آیا شریک من دیگران را هم مجبور می‌کند که به او بگویند کجا و با که هستند؟

آیا شریک من دیگران (خارج از رابطه دو نفره ما) را هم کتک می‌زند؟

آیا شریک من دیگران را تحقیر می‌کند یا با کلامی مورد خشونت قرار می‌دهد؟

آیا شریک من دیگران را تحت فشار قرار می‌دهد که کارهایی که دوست ندارند انجام دهند؟

آیا شریک من افرادی را که با حرف او موافق نیستند تهدید می‌کند؟

اگر پاسخ بیشتر این سوال‌ها منفی بود، به احتمال زیاد شریک شما فردی خشونت‌گر بدون ابتلا به بیماری‌ روانی است. اگر هم پاسخ بیشتر این سوال‌ها مثبت بود، ممکن است شریک‌تان هم فردی خشونت‌گر و هم مبتلا به نوعی بیماری یا مشکل روانی است. کتاب لاندی بنکرافت، به نام «باید بمانم یا بروم؟»، فصلی درباره تشخیص و تمایز بین مشکلات روانی شریک و رفتارهای خشونت‌آمیز دارد. به علاوه، تماس با یک شبکه حمایت‌گر، از جمله مشاور یا وکیل متخصص در مسائل خشونت خانگی می‌تواند در تصمیم‌گیری به شما کمک کند.

حتی اگر شریک شما مبتلا به بیماری روانی باشد، این به هیچ‌وجه توجیه رفتار خشونت‌آمیز او نیست. خشونت انتخاب یک فرد برای حفظ قدرت و کنترل روی فردی دیگر است. اگر شریک شما رفتاری خشونت‌آمیز دارد، فارغ از اینکه مبتلا به بیماری روانی باشد یا نه، حق ندارد چنین رفتاری با شما داشته باشد. شما همواره و در صددرصد مواقع مستحق داشتن رابطه‌ای سالم، عاشقانه، حمایت‌گرانه، و امن هستید.

منبع: هات‌لاین

دی
۲۶
۱۳۹۳
غفلت و سوء استفاده از کودکان
دی ۲۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

5654716173_f6e1a567a1_b

عکس: Frank de Kleine

ترجمه: اهورا افشار

شناسایی، پیشگیری و گزارش کودک آزاری

کودک آزاری بیشتر از کبودی و شکستگی استخوان ها است. گرچه سوء استفاده فیزیکی آشکارتر است، ولی دیگر انواع سوء استفاده، مثل غفلت و سوء استفاده روانی نیز عواقب منفی و پایداری به جای می‌گذارند. هر چه زودتر کودکان تحت سوء استفاده حمایت شوند، شانس آنها برای بهبودی و شکستن چرخه سوء استفاده (به جای تکرار آن) بیشتر خواهد بود. با دانستن علائم سوء استفاده و اینکه شما در این باره چه کاری می‌توانید بکنید، می‌توانید زندگی یک کودک را تغییر دهید.

غفلت و سوء استفاده از کودکان چیست؟

سوء استفاده از کودکان بیشتر از کبودی و شکستگی استخوان ها است. گرچه سوء استفاده فیزیکی به علت جای زخم هایی که به جای می‌گذارد تکان‌دهنده است ولی همه انواع سوء استفاده قابل مشاهده نیست. دیگر انواع سوء استفاده از کودکان شامل موارد زیر می‌شود: نادیده گرفتن نیازهای کودکان، تنها گذاشتن آنها بدون نظارت بزرگسالان یا در شرایط خطرناک و یا ایجاد احساس بی‌ارزشی یا حماقت در کودکان. سوء استفاده از هر نوعی که باشد موجب مضرات روانی جدی در کودکان می‌شود.

باورهای درست و نادرست دربارهغفلت و کودک آزاری

باور نادرست اول: سوء استفاده یعنی اعمال خشونت.

واقعیت: سوء استفاده فیزیکی تنها یکی از انواع کودک آزاری است. غفلت و سوء استفاده روانی می‌تواند به همان اندازه زیان بار باشد و از آنجایی که تشخیص آن سخت‌تر است، احتمال مداخله دیگران کمتر است.

باور نادرست دوم: تنها انسان های بد کودکانشان را آزار می‌دهند.

واقعیت: گرچه آسان است که بگوییم تنها انسان های بد از کودکانشان سوء استفاده می‌کنند، مسئله همیشه به این آسانی نیست. همه سوء استفاده کنندگان عمداً به کودکانشان ضرر نمی‌رسانند. خیلی‌ها خودشان قربانی سوء استفاده بوده‌اند و راه دیگری برای بزرگ کردن کودکانشان بلد نیستند. برخی‌ها ممکن است دچار اختلالات روانی و یا معتاد باشند.

باور نادرست سوم: در خانواده‌های خوب از کودکان سوء استفاده نمی‌شود.

واقعیت:سوء استفاده از کودکان مختص خانواده‌های فقیر یا نواحی بد شهر نیست بلکه در تمام اقشار اقتصادی، فرهنگی و قومیتی وجود دارد. گاهی خانواده‌هایی که به نظر می‌آید از هر نظر مرفه هستند، مشکلات خود را پشت درهای بسته پنهان کرده‌اند.

باور نادرست چهارم: سوء استفاده کنندگان از کودکان معمولاً غریبه‌ها هستند.

واقعیت: گرچه کودک آزاری توسط غریبه‌ها نیز اتفاق می‌افتد، در بیشتر مواقع اعضای خانواده هستند که از کودکان سوء استفاده می‌کنند.

باور نادرست پنجم: کودکان تحت سوء استفاده همیشه در بزرگسالی به کودک آزاری دست می‌زنند.

واقعیت: درست است که احتمال ادامه چرخه کودک آزاری در کودکان تحت سوء استفاده بیشتر است، چرا که آنها آنچه که در کودکی تجربه کرده‌اند دوباره در بزرگسالی تکرار می‌کنند. ولی بسیاری از بزرگسالان که در کودکی تحت سوء استفاده قرار داشته‌اند، انگیزه زیادی برای حفاظت از فرزندانشان علیه سوء استفاده دارند و مبدل به والدین ممتازی می‌شوند.

تاثیرات غفلت و سوء استفاده از کودکان

تمام انواع غفلت و سوء استفاده از کودکان موجب مضرات پایداری در کودکان می‌شوند. بعضی از این زیان ها ممکن است زخم فیزیکی باشد ولی آسیب‌های روانی ماندنی هم وجود دارد که به نظرات کودک درباره خودشان، توانایی داشتن روابط سالم و توانایی عملکرد در خانه، در محل کار و مدرسه ضرر می‌رساند. چنین آسیب ها شامل موارد زیر است:

  • عدم اعتماد و مشکلات در روابط با دیگران: اگر نتوانید به والدین خود اعتماد کنید، به چه کسی می‌شود اعتماد کرد؟ کودک آزاری توسط والدین یا پدر و مادر خوانده، اساسی‌ترین رابطه کودک را مختل می‌کند. مسئولیت والدین این است که نیازهای جسمی و روانی کودکان را برطرف کنند. بدون این بنیاد، مشکل است بتوانید به دیگران اعتماد کنید یا اینکه بدانید به چه کسی می‌توان اعتماد کرد. این امر ممکن است باعث شود که به علت ترس از قرار گرفتن تحت کنترل یا سوء استفاده دیگری، نتوانید روابط پایداری داشته باشید. همچنین ممکن است این مسئله در روابط شخصی مشکل ساز باشد چرا که رابطه خوب و سالمی را تجربه نکرده‌اید و نمی‌دانید معنای آن چیست.
  • احساس بی‌ارزشی و آسیب دیدگی. اگر در کودکی بارها به شما گفته شده که «بچه بدی» و یا «نادانی» هستید بسیار مشکل خواهد بود که بر این احساسات غلبه کنید. ممکن است که اینها را باور کرده باشید و به عنوان واقعیت پذیرفته باشید. بزرگسالان ممکن است که به دنبال کار یا تحصیلات بیشتر نباشند چرا که فکر نمی‌کنند که می‌توانند از عهده آن برآیند یا اینکه سزاوارش هستند. قربانیان سوء استفاده جنسی معمولاً احساس آسیب دیدگی دارند برای اینکه این نوع سوء استفاده با احساس شرم و ننگ همراه است.
  • ناتوانایی ابراز و کنترل احساسات: کودکان تحت سوء استفاده نمی‌توانند با خیال راحت احساسات خود را بیان کنند. در نتیجه، احساسات در دلشان می‌ماند و به شکل های غیر منتظره‌ای فوران می‌کند. بزرگسالانی که در کودکی تحت سوء استفاده قرار داشته‌اند ممکن است به شکل غیر قابل توجیهی احساس اضطراب، افسردگی و یا عصبانیت کنند. آنها ممکن است برای فرار از چنین احساسات دردناکی به الکل یا مواد مخدر پناه ببرند.

انواع کودک آزاری

انواع مختلف سوء استفاده از کودکان وجود دارد که ویژگی اصلی همه آنها تاثیراتی است که بر روی روان کودک می‌گذارند. کودکان احتیاج به توانایی پیش بینی حوادث، ساختار و خط قرمزهای مشخص دارند. باید اطمینان داشته باشند که والدینشان امنیت آنها را فراهم خواهند کرد. کودکان تحت سوء استفاده نمی‌توانند پیش بینی کنند والدینشان چگونه واکنش نشان خواهند داد. دنیای آنها ترسناک و غیر قابل پیش بینی و بدون نظم و مقررات است. سوء استفاده هر شکلی که بگیرد (از سیلی گرفته تا دشنام یا حرف تند، سکوت سخت یا نداستن اینکه آیا امشب شام روی میز خواهد بود یا نه) تاثیر یکسانی بر کودکان دارد: احساس ناامنی، تنهایی و عدم مراقبت توسط والدین.

سوء استفاده روانی از کودکان

در انگلیسی این ضرب المثل وجود دارد که «چوب و سنگ ممکن است استخوان هایم را بشکنند ولی حرف های کسی نمی‌تواند آزاری به من برساند.» ولی این گفته درست نیست. بالعکس، سوء استفاده روانی می‌تواند به شدت به سلامت روانی کودک آسیب برساند و پیشرفت اجتماعی وی را مختل کند و موجب مضرات پایدار روانی شود. نمونه‌های چنین کودک آزاری شامل موارد زیر است:

  • تحقیر دائم و ایجاد احساس شرم
  • دشنام دادن و مقایسه دائم با دیگران
  • گفتن اینکه «بچه بدی» است، «به هیچ دردی نمی‌خورد»، «بچه می‌خواستم که عصای دستم باشه، نه بار دوشم»، یا اینکه «کاشکی بچه نداشتم»
  • دائم فریاد زدن، تهدید یا قلدری کردن
  • به عنوان تنبیه با کودک حرف نزدن و او را نادیده گرفتن
  • تماس بدنی بسیار کم: در آغوش نگرفتن یا نبوسیدن کودکان و نشان ندادن دیگر علائم محبت
  • کودک را در معرض خشونت یا آزار دیگران قرار دادن: توسط والدین، خواهر یا برادر یا حتی حیوانات خانگی

غفلت از کودکان

غفلت که یکی از متداول‌ترین اشکال کودک آزاری است یعنی فراهم نکردن نیازهای اساسی کودک: غذا، لباس، بهداشت و یا نظارت بزرگسالان. غفلت از کودکان به آسانی قابل تشخیص نیست. بزرگسالان ممکن است به دلیل مشکلات فیزیکی یا روانی نتوانند از فرزندانشان مراقبت کنند (مثلاً به علت آسیب دیدگی در تصادف، افسردگی معالجه نشده، یا اضطراب). گاهی ممکن است که استفاده از الکل یا مواد مخدر قضاوت پدر یا مار را مختل کند به شکلی که نتواند کودکان را در محیط امن نگه دارد.

نوجوانان ممکن است علائم غفلت را نشان ندهند برای اینکه عادت کرده‌اند مشکلات خود را از دنیای خارج پنهان کنند یا اینکه نقش والدین را بازی ‌کنند. ولی در هر صورت، نیازهای جسمی و روانی کودکانِ تحت غفلت برطرف نمی‌شود.

سوء استفاده جسمی از کودکان

سوء استفاده جسمی یعنی آسیب یا صدمه فیزیکی زدن به کودک. ممکن است که این رفتار نتیجه تلاش عمدی برای آزار دادن کودک باشد. ولی ممکن است که نتیجه تنبیه شدید بدنی هم باشد، مثلا استفاده از کمربند برای زدن کودک یا تنبیه بدنی که برای سن و شرایط جسمی کودک مناسب نیست.

بسیاری از والدین کودک آزار اصرار دارند که رفتارشان تنها برای تنبیه کودکان بوده است برای اینکه به کودکان درس دهند که چگونه باید رفتار کنند. ولی بین تنبیه بدنی و سوء استفاده فیزیکی فرق زیادی وجود دارد. هدف تنبیه بدنی یاد دادن تشخیص درست و غلط است نه اجبار کودکان به اینکه همیشه در ترس زندگی کنند.

سوء استفاده فیزیکی یا تنبیه بدنی

سوء استفاده فیزیکی، بر خلاف تنبیه بدنی، ویژگی‌های زیر را دارد:

  • غیرقابل پیش بینی: کودک نمی‌داند که چه چیزی ممکن است باعث عصبانیت پدر یا مادر شود. مقررات و خط قرمزهای تعریف شده‌ای وجود ندارد. کودک همیشه در ترس است و مطمئن نیست چه رفتاری ممکن است موجت حمله فیزیکی شود.
  • فوران خشم و عصبانیت: والدین کودک آزار از روی خشم و آرزوی کنترل کردن دیگران عمل می‌کنند نه اینکه با مهر و محبت رفتار مناسب را به کودکان آموزش دهند. هرچه پدر یا مادر عصبانی‌تر باشد، سوء استفاده شدیدتر می‌شود.
  • استفاده از ترس برای کنترل رفتار: والدین کودک آزار ممکن است باور داشته باشند که باید کودکان از آنها بترسند که رفتار مناسبی داشته باشند. برای همین به آزاری جسمی روی می‌آورند که کودکان درست رفتار کنند. ولی آنچه کودکان می‌آموزند این است که چه کار کنند که کتک نخورند، نه اینکه چطور رفتار مناسب از خود نشان دهند.

سوء استفاده جنسی از کودکان: یک نوع کودک آزاری پنهان

سوء استفاده جنسی از کودکان به طور بخصوصی مشکل ساز است چرا که موجب ایجاد لایه‌های متعدد شرم و گناه می‌شود. مهم است گفته شود که سوء استفاده جنسی مستلزم تماس فیزیکی نیست. کودک را در معرض مواقع یا عکسها و مقالات جنسی قرار دادن هم سوء استفاده جنسی است، حتی اگر تماس بدنی در کار نباشد.

گرچه اخبار در مورد سوء استفاده جنسی از کودکان ترس برانگیز است، بدتر از آن این است که سوء استفاده جنسی معمولاً توسط کسانی انجام می‌شود که کودک آنها را می‌شناسند و می‌بایست بتوان به آنها اعتماد کرد، یعنی معمولاً خویشاوندان نزدیک. بر خلاف باورهای بسیاری از مردم، سوء استفاده جنسی مختص دختران نیست. دختران و پسران هر دو تحت سوء استفاده جنسی واقع می‌شوند. ممکن است که سوء استفاده جنسی از پسران به علت احساس شرم و ننگ اجتماعی، کمتر از آنچه هست گزارش شود.

مشکل احساس شرم و ننگ در مورد سوء استفاده جنسی از کودکان

به علاوه آسیب بدنی که سوء استفاده جنسی از کودکان ممکن است موجب شود، عوامل روانی پایدار و شدیدی هم به وجود خواهد آمد. کودکان تحت آزار جنسی، با احساس شرم و گناه دست و پنجه می‌زنند. ممکن است احساس کنند که مسئول سوء استفاده هستند و به نحوی تقصیر خودشان است. این ممکن است در آینده مبدل به حس نفرت از خویشتن و یا مشکلات جنسی شود: یا بی قید و بندی در امور جنسی یا عدم توانایی ایجاد روابط صمیمی با شریک زندگی.

احساس شرم در کودکان تحت آزار جنسی باعث می‌شود که ابراز این امر برای آنها بسیار مشکل باشد. ممکن است فکر کنند کسی حرفشان را باور نخواهد کرد، یا اینکه از دستشان عصبانی خواهد شد یا اینکه خانواده‌شان از هم پاشیده خواهد شد. به علت این مشکلات، اتهامات دروغی آزار جنسی متداول نیست. پس اگر کودکی به شما اینقدر اعتماد کرد که چنین امری را با شما در میان بگذارد، آن را نادیده نگیرید. حرفش را جدی بگیرید.

علائم اخطار غفلت و سوء استفاده از کودکان

هر چه کودک آزاری زودتر تشخیص داده شود، احتمال بهبودی و درمان کودک بیشتر می‌شود. کودک آزاری همیشه آشکار نیست. دانستن علائم اخطار دهنده غفلت و سوء استفاده از کودکان موجب می‌شود شما بتوانید که مشکل را هر چه زودتر شناسایی کنید و برای کودک و حتی فرد آزاردهنده، کمک مورد نیاز را فراهم کنید.

البته واضح است که تنها مشاهده این علائم حتماً به این معنا نیست که واقعاً کودکی تحت سوء استفاده قرار دارد. مهم است که اگر فکر کردید که احتمالاً مشکلی وجود دارد بیشتر توجه کنید و روند تکرار علائم اخطار دهنده و رفتارهای کودک آزاری را تشخیص دهید.

علائم اخطار دهنده سوء استفاده روانی از کودکان

  • انزوا طلبی، ترس یا اضطراب شدید از اینکه کودک کار نادرستی انجام داده‌ است.
  • رفتارهای افراطی (نق زدن بیش از حد، مطالبه بیش از حد، کناره گیری یا پرخاشگری بیش از حد)
  • عدم دلبستگی به والدین
  • رفتار نامناسب برای گروه سنی (یا رفتار بزرگسالان مثل مراقبت از دیگر کودکان، یا رفتار بچه‌گانه به نسبت سن مثل نیاز داشتن به بغل کردن، مکیدن انگشت شست یا بدخلقی بچه‌گانه)

علائم اخطار دهنده سوء استفاده فیزیکی از کودکان

  • صدمات دائم یا توجیه نشدنی مثل جای زخم، تورم و جای بریدگی
  • همیشه مراقب بودن انگار که هر لحظه ممکن است اتفاق بدی بیفتد
  • اثر دست یا کمر بند یا آسیب های مشابه
  • فرار از تماس جسمی، ترس از حرکت‌های ناگهانی و یا ترس از بازگشتن به خانه
  • پوشیدن لباس نامناسب برای پوشاندن اثر زخم مثل پوشیدن لباس آستین بلند در روزهای بسیار گرم

علائم اخطار دهنده غفلت از کودکان

  • پوشیدن لباس نامناسب برای آب و هوا، کثیف یا بسیار گشاد یا تنگ
  • عدم رعایت بهداشت: حمام نکردن، موی نشسته یا بوی عرق
  • صدمه جسمی یا بیماری که تحت معالجه نیست
  • دائماً تنها ماندن بدون نظارت بزرگسالان یا اجازه داشتن که در محیط ناامن بازی کند
  • دائماً در مدرسه دیر کردن و یا غایب شدن

علائم اخطار دهنده سوء استفاده جنسی از کودکان

  • به سختی نشستن یا راه رفتن
  • دانستن یا علاقه نشان دادن به رفتار جنسی نامناسب برای گروه سنی یا حتی رفتار اغوا کننده
  • تلاش بسیار برای دوری از یک فرد مشخص بدون دلیل واضح
  • تلاش برای لباس عوض نکردن در حضور دیگران یا عدم علاقه به فعالیت های ورزشی و فیزیکی
  • بیماری جنسی یا بارداری به خصوص قبل از سن ١۴ سالگی
  • فرار از خانه.

کودک آزاری و عدم دلبستگی کودک به والدین

سوء استفاده شدید در سنین پایین ممکن است به عدم دلبستگی کودک به والدین (reactive attachment disorder) بیانجامد. چنین کودکانی در ایجاد روابط معمولی دچار مشکلات بسیاری هستند و نمی‌توانند به مراحل مناسب رشد دست یابند. آنها نیازمند درمان و حمایت بخصوص هستند.

عوامل خطرساز برای کودک آزاری و غفلت

گرچه کودک آزاری و غفلت در همه نوع خانواده‌ای وجود دارد حتی آنهایی که از خارج به نظر خوشحال می‌آیند، ولی کودکان در شرایط بخصوصی در خطر بیشتری هستند.

  • خشونت خانگی: مشاهده خشونت خانگی برای کودکان می‌تواند بسیار ترسناک باشد. این می‌تواند سوء استفاده روانی از کودکان باشد. حتی اگر مادر تلاش کند که از کودکان محافظت کند به طوری که در معرض خشونت فیزیکی قرار نگیرند، به هر حال این موقعیت بسیار زیانبار است. اگر شما یا یکی از خویشانتان درگیر روابط خشونت آمیزی هستید، خروج از آن بهترین راه حل برای محافظت از فرزندتان می‌باشد.
  • سوء استفاده از الکل و یا مواد مخدر: زندگی با معتادان برای کودکان بسیار دشوار است و می‌تواند به آسانی موجب کودک آزاری و غفلت شود. والدینی که مست یا نشئه هستند، نمی‌توانند از کودکان مراقبت کنند، تصمیمات درستی بگیرند یا اینکه افکار خطرناک خود را مهار کنند. سوء استفاده از مواد مخدر معمولاً به آسانی به سوء استفاده جسمی تبدیل می‌شود.
  • بیماری روانی معالجه نشده: والدینی که دچار افسردگی، اضطراب، اختلال دو قطبی (bipolar disorder) و یا دیگر بیماری های روانی هستند نمی‌توانند به آسانی از خود مراقبت کنند چه برسد به فرزندانشان. والدینی که از بیماری یا تروما روانی رنج می‌برند ممکن است از کودکانشان دوری جویند یا اینکه بدون دلیل عصبانی شوند. درمان والدین یعنی مراقبت بهتر از کودکان.
  •  نداشتن مهارت های لازم برای بزرگ کردن کودکان: بیشتر والدین هرگز مهارت های لازم برای آموزش و پرورش کودکان را یاد نمی‌گیرند. مثلاً والدینی که خود نوجوان هستند ممکن است انتظارات غیرواقعی از کودکان داشته باشند یا اینکه ندانند بچه‌های کوچک تا چه حد نیازمند مراقبت هستند. والدینی که خود در گذشته قربانی کودک آزاری بوده‌اند، تنها همین راه را برای بزرگ کردن کودکان بلد هستند. در چنین مواقعی، کلاس ها، درمان ها و گروه‌های حمایت (support groups) برای والدین، منابع مفیدی برای یادگیری مهارت های لازم پرورش کودکان به شمار می‌روند.
  • استرس و عدم حمایت: پرورش کودکان می‌تواند کار بسیار وقت گیر و دشواری باشد مخصوصاً اگر بدون حمایت دوستان و خویشان این کار را انجام دهید یا اینکه در روابط با شریک زندگی یا مسائل مالی دچار مشکل باشید. مراقبت از کودکی که دچار ناتوانانی جسمی یا روانی است یا مشکلات رفتاری دارد، نیز دشوار است. مهم است که به حمایت لازم دسترسی داشته باشید که توانایی جسمی و روانی این را داشته باشید که از فرزندانتان مراقبت کنید.

شناسایی رفتار آزاردهنده در خودتان

آیا در مواقع فوق مواردی مشاهده کردید که موقعیت خود شما را توصیف کند؟ گرچه این امر ممکن است دردناک باشد، ولی آیا شما احساس خشم یا ناامیدی می‌کنید و فکر می‌کنید چاره‌ای ندارید؟ پرورش کودکان می‌تواند یکی از چالش های زندگی باشد و ممکن است در خونسردترین افراد عصبانیت و ناامیدی ایجاد کند. اگر در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که داد و فریاد زدن معمولی بوده است، ممکن است ندانید چطور باید کودکانتان را بزرگ کنید.

دانستن اینکه شما مشکلی دارید، بزرگ ترین قدم برای درخواست کمک می‌باشد. اگر شما در محیط آزاردهنده‌ای بزرگ شده‌اید، تشخیص مشکل می‌تواند بسیار دشوار باشد. کودکان دنیایی را که در زندگی می‌کنند به عنوان دنیای معمولی می‌شناسند. ممکن است در خانواده شما معمولی بوده باشد که بی دلیل سیلی بخورید یا اینکه هل بخورید یا اینکه مادرتان آنقدر مست بوده که نتواند شام درست کند. شاید معمولی بوده است که والدین شما را احمق، «دست و پا چلفتی» و یا بی‌ارزش بخوانند. شاید برایتان معمولی بوده است که مشاهده کنید که پدرتان مادرتان را می‌زند.

ما به عنوان بزرگسال، می‌توانیم به گذشته بیاندیشیم و ببینیم که چه رفتاری طبیعی و چه رفتاری آزاردهنده بوده است. قسمت فوق این مقاله را مطالعه کنید که با انواع کودک آزاری و علائم اخطار آشنا شوید. آیا هیچ کدام از آنها برایتان آشناست؟ آیا در کودکی آن را تجربه کرده‌اید؟ موارد زیر علائم آن است که احتمالاً رفتار شما از خط قرمز عبور کرده است.

از کجا بدانم که از خط قرمز عبور کرده‌ام؟

  • نمی‌توانید خشم خود را کنترل کنید. شروع کردید آرام به باسن کودک بزنید ولی کم کم ضربه‌ها محکم‌تر و محکم‌تر شده‌اند. شروع کردید کودک را تکان دهید ولی در نهایت پرتش کردید. اگر می‌یینید که بلندتر و بلندتر داد می‌زنید و نمی‌توانید جلوی خود را بگیرید.
  • احساس می‌کنید که از نظر روانی از کودک خود فاصله گرفته‌اید. شاید آنقدر احساس ضعف و خستگی کنید که نخواهید با فرزندتان کاری داشته باشید. با وجود گذشت زمان، فقط می‌خواهید تنها باشید و کودکتان ساکت باشد.
  • فراهم کردن نیازهای روزانه کودکتان غیر ممکن به نظر می‌رسد. گرچه همه والدین برای انجام کارهای مختلف کودکان تقلا می‌کنند، از لباس تنشان کردن تا غذا دادن و مدرسه فرستادن، ولی اگر شما دائماً احساس می‌کنید که از عهده‌اش برنمی‌آیید، نشانه این است که احتمالاً مشکلی در کار هست.
  • دیگران ابراز نگرانی کرده‌اند. آسان است که به کسانی که ابراز نگرانی می‌کنند اعتراض کنید. اما به دقت ملاحظه کنید که دلایلتان چیست. آیا آن شخص کسی است که برایش احترام قائل هستید و به او اعتماد می‌کنید؟ به یاد داشته باشید که انکار، واکنش غیرمعمولی نیست.

شکستن چرخه کودک آزاری

اگر در گذشته کودک آزاری را تجربه کرده‌اید، بزرگ کردن فرزندان خودتان ممکن است احساسات و خاطرات فرونشانده شده شما را تحریک کند. این ممکن است در زمان تولد کودک و یا رسیدن او به سنی باشد که شما در آن سوء استفاده را تجربه کرده‌اید. ممکن است شوکه شوید و یا دچار عصبانیت شدید شوید. ممکن است احساس کنید که نمی‌توانید آن را کنترل کنید. ولی شما می‌توانید راه‌هایی برای مدیریت احساسات خود و شکستن چرخه رفتار گذشته بیاموزید.

به خاطر داشته باشید که شما برای کودکتان مهم ترین فرد هستید. ارزش این را دارد که رفتار خود را تغییر دهید و بدانید که در این امر تنها نیستید. کمک و حمایت در دسترس شماست.

راهنمایی برای تغییر واکنش شما

  • یاد بگیرید که چه کاری برای چه گروه سنی مناسب است و چه کاری نیست. داشتن انتظارات واقع بینانه از اینکه کودکان در چه سنی از چه کاری برمی‌آیند به شما کمک می‌کند که از رفتار طبیعی کودکان ناامید و عصبانی نشوید. مثلاً کودکان تازه متولد شده در طول شب بیدار می‌شوند و کودکان تازه براه افتاده نمی‌توانند برای مدتی طولانی ساکت در جایی بنشینند.
  • برای پرورش کودکان مهارتهای تازه‌ای بیاموزید. درحالی که یاد گرفتن کنترل کردن احساساتتان بسیار مهم است، شما همچنین نیاز دارید یاد بگیرید چه چطور باید برخورد کنید. یاد بگیرید که برای تنبیه کودک خود باید چکار کنید و چگونه خط قرمز رفتار آنها را می‌توانید به آنها آموزش دهید. برای کسب چنین اطلاعاتی می‌توانید از کلاسها، کتابها و سمینارهای والدین استفاده کنید. به علاوه می‌توانید از دیگر والدین کمک و راهنمایی بخواهید.
  • مراقب خودتان باشید. اگر شما به اندازه کافی استراحت نمی‌کنید و حمایت نمی‌شوید یا اینکه احساس می‌کنید نمی‌توانید از پس مشکلات برآیید، آسان‌تر خشمگین می‌شوید. کم خوابی (که در والدین کودکان کم سال متداول است) به بدخلقی و زودرنجی می‌افزاید و این دقیقاً همان چیزی است که شما سعی دارید از آن دوری کنید.
  • از روانشناسان کمک بگیرید. شکستن چرخه آزار ممکن است بسیار دشوار باشد مخصوصا اگر روند سوء استفاده عمیقاً شکل گرفته است. اگر می‌بینید که هرچه تلاش می‌کنید موفق نمی‌شوید وقت آن است که از دیگران کمک بگیرید چه جلسه گفتگو با روانشناس باشد، چه کلاس های برای والدین و چه مداخله‌های دیگر. کودکانتان در آینده از شما تشکر خواهند کرد.
  • یاد بگیرید که احساسات خود را کنترل کنید. اولین قدم برای کنترل احساسات این است که بدانید این احساسات وجود دارند. اگر در کودکی تحت سوء استفاده قرار گرفته‌اید ممکن است فهم طیف وسیعی از احساسات برایتان مشکل باشد. احتمال دارد در کودکی مجبور بوده‌اید احساسات خود را انکار کنید یا فرو بنشانید. اکنون ممکن است آنها بدون کنترل شما فوران کنند.

کمک به کودک تحت سوء استفاده یا غفلت

اگر فکر می‌کنید که  کودکی تحت سوء استفاده یا غفلت است چه کار باید بکنید؟ چطور باید سر صحبت را با او باز کنید؟ اگر کودکی با این مشکل نزد شما آمد چطور؟ طبیعی است که گیج شوید و ندانید چطور برخورد کنید. کودک آزاری مسئله دشواری است و صحبت کردن در مورد آن مشکل‌ می‌باشد.

به یاد داشته باشید که شما توانایی آن را دارید که موجب تغییرات بسیاری در زندگی کودک تحت آزار شوید مخصوصاً اگر سوء استفاده را به زودی متوقف کنید. در زمان صحبت با کودک تحت آزار، بهترین کار دلداری آرام و حمایت بی قید و شرط است. اگر نمی‌دانید چه بگویید بگذارید که رفتارتان گوینده باشد. به یاد داشته باشید که حرف زدن در مورد سوء استفاده ممکن است برای کودک بسیار دشوار باشد. مسئولیت شماست که او را دلداری دهید و هر کمکی از دستتان بر می‌آید دریغ نکنید.

راهنمایی برای صحبت با کودک تحت آزار

  • انکار نکنید و آرامش خود را حفظ کنید. واکنش متداول شنیدن خبر تکان دهنده‌ای مثل کودک آزاری معمولاً انکار است. ولی اگر این امر را انکار کنید و یا شوکه شوید و دل زدگی خود را ابراز کنید، احتمال دارد کودک را از ادامه حرف بازدارید. اگر چه ممکن است مشکل باشد ولی آرامش خود را حفظ کنید و دلداریش دهید.
  • سئوال و جواب نکنید. بگذارید که کودک با کلمات خود موضوع را شرح دهد. بازجویی‌اش نکنید و سئوال هایی نپرسید که او را هدایت کند که جواب بخصوصی بدهند. سئوال ها ممکن است کودک را گیج کند و ادامه حرفش را مشکل‌تر کند.
  • به کودک اطمینان دهید که تقصیر او نیست. آشکار کردن اینکه کودک تحت آزار قرار دارد برای او بسیار مشکل است. به او اطمینان دهید که شما مسئله را جدی می‌گیرید و اینکه کودک مقصر نیست.
  • امنیت از همه چیز مهم‌تر است. ممکن است فکر کنید که اگر مداخله کنید، امنیت شما و یا کودک در خطر خواهد بود. پس این کار را به عهده کسانی بگذارید که در این امر تجربه حرفه‌ای دارند. شاید بتوانید پس از مداخله اولیۀ حرفه‌ای‌ها، حمایت بیشتر فراهم کنید.

گزارش کودک آزاری به عنوان شخص گمنام

اگر فکر می‌کنید که کودکی تحت سوء استفاده قرار دارد، مهم است که برایش تقاضای کمک کنید. گزارش کودک آزاری شاید بسیار رسمی به نظر بیاید. بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند در زندگی دیگر خانواده‌ها مداخله نکنند.

فهم باورهای نادرست در مورد گزارش کودک آزاری شاید کمک کند که در صورت لزوم از اینکار دوری نجوئید.

  • نمی‌خواهم در زندگی خانوادگی دیگران مداخله کنم. کودک آزاری ممکن است در طول زندگی وی اثرات پایداری داشته باشد، بر روی روابط و اعتماد به نفس اثر منفی بگذارد و بدتر از همه؛ کودکان بیشتری را در معرض خطر قرار دهد. پس کمک کنید که این چرخه سوء استفاده شکسته شود.
  • نمی‌خواهم زندگی کسی را از هم بپاشم. اولیت اداره خدمات کودکان این است که کودک نزد خانواده بماند. گزارش کودک آزاری خود بخود به این معنا نیست که کودک از خانواده جدا خواهد شد، مگر اینکه کودک واقعاً تحت خطر باشد. ممکن است در مرحله اول منابعی از قبیل حمایت از خانواده از جمله کلاس ها برای والدین،   جدا خواهد شد.. گزارش قرار دهد. ی کمک کنید. گزارش  ادامه حرف گ طبیعی است که گیج شوید و ندایادگیری مدیریت عصبانیت به آنها ارائه شود.
  • می‌فهمند که من کودک آزاری را گزارش کردم. گزارش به عنوان شخص گمنام انجام می‌گیرد. در بیشتر شهرها، برای گزارش کودک آزاری نیازی نیست نام خود را اعلام کنید. فرد کودک آزار نخواهد فهمید که چه کسی آن را گزارش کرده است.
  • گزارش من چیزی را عوض نمی‌کند.اگر احساس می‌کنید که مشکلی در کار است، بهتر است کاری بکنید. به این ضرب المثل انگلیسی فکر کنید که «بهتر است امن باشید تا متاسف». حتی اگر تصویر کلی برایتان واضح نیست، دیگران هم ممکن است متوجه چیزهایی شده باشند و مقامات خواهند توانست روند کودک آزاری را تشخیص دهند. در غیر این صورت از کودک آزاری جلوگیری نخواهد شد.

در زمان گزارش کودک آزاری

گزارش کودک آزاری ممکن است باعث ایجاد تردید و یا دیگر احساسات منفی شود. شاید از خود بپرسید که آیا کار درستی را انجام می‌دهید یا شک کنید که مقامات برای آن اهمیتی قائل شوند. این چند راهنمایی را در مورد ایجاد ارتباط موثر مد نظر گیرید:

  • تا جایی که می‌توانید جزئیات را گزارش کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید: «والدین لباس مناسب تن کودک نمی‌کنند»، بگویید: «من در هفته گذشته سه بار دیدم که گرچه درجه هوا زیر صفر بود، بدون ژاکت و کلاه بیرون می‌دوید. دیدم که می‌لرزید و ناراحت بود. به نظر می‌رسید که می‌خواست برود داخل.» در عین حال به یاد داشته باشید که وظیفه شما نیست که ثابت کنید کودک تحت سوء استفاده یا غفلت قرار دارد. اگر تنها مظنون هستید، آن را هم گزارش کنید.
  • بدانید که شاید نتیجه کار برایتان آشکار نباشد. به علت قوانین حفاظت از حریم شخصی در آمریکا، اگر شما بارپرس رسمی نباشید، اداره خدمات کودکان شما را از نتیجه تحقیق باخبر نمی‌کند. خانواده هم ممکن است اعلام نکند که به آن دستور داده شده از خدمات اجتماعی استفاده کند. این به آن معنا نیست که هیچ کاری انجام نشده است.
  • اگر در آینده دوباره حوادثی را مشاده کردید، دوباره آن را گزارش کنید. هر گزارش کودک آزاری تصویری است از آنچه در خانه آنها انجام می‌گیرد. هر چه اطلاعات بیشتر باشد، احتمال مراقبت بهتر از کودک بالا می‌رود.

گزارش کودک آزاری در خانه خودتان یا در زمان محاکمه برای تعیین سرپرستی کودکان

گزارش کودک آزاری در خانه شما و یا مظنون بودن به کودک آزاری در زمان محاکمه برای تعیین سرپرستی از آنها، چالش ها و مشکلات خود را به دنبال دارد. شاید بترسید که اگر چیزی بگویید، شخص آزار دهنده ممکن است با شما و کودکانتان هم همانطور رفتار کند که با کودک تحت آزار. شاید بترسید که شخص آزار دهنده بتواند شواهد را پنهان کند و یا شما را عامل کودک آزاری معرفی کند. شاید از نظر فرهنگی نتوانید از او جدا شوید. این احساس شرم و انزوا را در شما تشدید می‌کند. شاید بترسید که کودکان از شما گرفته شوند.

تنها این کار را نکنید

خشونت خانگی تنها به معنای چشم های کبود شده نیست. سوء استفاده روانی و تهدید شما و فرزندانتان هم نوعی سوء استفاده است که شخص آزار دهنده برای تحکیم قدرت و کنترل خود اعمال می‌کند. ترس از دست دادن حق سرپرستی کودکان، برای زنان و مردان تحت خشونت بسیار دشوار است. اتهامات کودک آزاری در جریان طلاق و یا در طی محاکمه برای تعیین سرپرستی کودکان، به دقت بررسی می‌شود که اطمینان حاصل شود انگیزه آن انتقام جویی نیست. ولی اگر شخص آزار دهنده برای دنیای خارج، فرد قابل احترام، خوش لباس و خوش صحبت به نظر می‌آید، ممکن است احساس کنید که کسی حرف شما را جدی نمی‌گیرد. از همه بدتر اگر اتهامات شما ثابت نشود، شاید سرپرستی کودکان به فرد آزار دهنده داده شود.

بنابراین، اگر قصد جدایی دارید یا اینکه جدا شده‌اید و در مبارزه برای گرفتن حق سرپرستی کودکان هستید، ضروری است که درخواست حمایت و مشاوره حقوقی کنید. سازمان های خشونت خانگی به شما کمک می‌کنند با منابع قانونی در ناحیه خود آشنا شوید و ممکن است بتوانند برای شما وکیل بگیرند که در جلسات دادگاه حاضر شود و به شما کمک کند. سازمان های خشونت خانگی می‌توانند به شما کمک کنند برای ایمنی خود را برای خود و فرزندانتان برنامه ریزی کنید. در آمریکا همچنین می‌توانند کمک کنند که در صورت لزوم با اداره خدمات کودکان تماس بگیرید.

راهنمایی برای گزارش کودک آزاری در خانواده خودتان یا در موارد مربوط به سرپرستی کودکان

١– آرامش خود را حفظ کنید. نگذارید احساسات طرز برخوردتان را دیکته کنند. با افرادی که برای بررسی مورد شما تعیین شده‌اند (مثل کارکنان اداره خدمات کودکان، پلیس یا غیره) درد دل نکنید.

٢- همه چیز را مستند کنید. از این به بعد، همه چیز را مستند کنید از جمله تاریخ، زمان و مکان. کلیه اسناد همه افرادی را که در مورد کودک آزاری نظری دارند، نگه دارید. این شامل روانشناس، روانپزشک و دیگر پزشکان  ، افسران پلیس و معلمان می‌شود. اگر کسی در مقام حرفه‌ای اظهار داشت که به کودک آزاری مظنون است، از وی بخواهید که ظن خود را کتباً مستند کند، تا جای ممکن در یک شهادتنامه رسمی. کپی اسناد کلیه افراد حرفه‌ای را در مورد سوء استفاده از فرزندتان نگه دارید.

٣- از پزشک و روانپزشک بخواهید که کودکتان را معاینه کنند. اگر میسر است به مرکز ارزیابی کودکان مراجعه کنید.

۴– پرونده بازرسی را باز کنید. با افسران پلیس در مورد آغاز تحقیق درباره سوء استفاده از کودکتان صحبت کنید. هر باور معقول در مورد سوء استفاده و غفلت را به پلیس گزارش کنید. اگر در گذشته از ترس، اتهامات خود را گزارش نکرده‌اید، این را با پلیس نیز در میان بگذارید. اگر در گذشته کودک آزاری را گزارش کرده‌اید، به پلیس بگویید که سعی دارید از سوء استفاده مجدد جلوگیری کنید.

۵- با اداره خدمات کودکان تماس بگیرید. اگر کودک آزاری امر جنایی نیست، با اداره خدمات کودکان تماس بگیرید که تحقیق در مورد اتهامات کودک آزاری را آغاز کنند.

۶- وکیل بگیرید. وکیل بگیرید و محاکمه را برای دریافت حق سرپرستی کامل از کودکان شروع کنید که حق سرپرستی همسر آزار دهنده شما از او گرفته شود.