صفحه اصلی  »  بد سرپرست
image_pdfimage_print
مهر
۱۱
۱۳۹۷
بد سرپرست، تنهاتر است
مهر ۱۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: 		deposit123/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: deposit123/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

–         به درد اعتیادش خو کرده بودم اما این اواخر یک زخم تازه مهمان خانه کوچک ما شده بود. هنر کرده بود و این بار عاشق زن دیگری شده بود. اصرار می‌کرد جدا بشویم، اما من به خاطر دخترک سه ساله‌ام مقاومت می‌کردم.

چند ماهی وانمود کرد که از اصرار و ابرامش برای جدایی گذشته. من هم با اینکه هیچ تلاشی برای زندگیمان نمی‌کرد، همین قدر که از جدایی نمی‌گفت راضی بودم. بعد نقشه سفر به مشهد را ریخت. گفت برویم زیارت قلبمان آرام بگیرد و رفتیم. روز سوم بود که بیدار شدم و دیدم علی و دخترم نیستند. گفتم لابد بی‌خوابی به سرشان زده رفته‌اند قدمی‌ بزنند با هم اما آمدنشان به دراز کشید. دلشوره عجیبی داشتم و یک جا آرام نمی‌گرفتم. چند ساعت بعد علی را از پشت شیشه مسافرخانه دیدم که دارد عرض خیابان را به تنهایی عبور می‌کند. انگار کسی دلم را از ریشه چلاند. پس دخترم کو؟ علی به محض اینکه وارد اتاق شد گفت دیگر بهانه‌ای برای جدایی نداری. دخترت را بردم وسط حرم رهایش کردم.

مویه‌کنان تاکسی گرفتم به سمت حرم. به همه التماس می‌کردم و عکس دخترم را نشان می‌دادم. همه مردم دورم جمع شده بودند. یک نفر گفت برو به قسمت گمشدگان. شاید کسی دیده برده آنجا تحویل داده. رفتم آنجا دیدم سمیه آنجا روی نیمکت دفتر خوابیده . بس که گریه کرده بود صورتش ورم کرده بود. برش گرداندم هتل. سمیه از پدرش می‌ترسید. بقیه روزهای سفر پشت سرم پنهان می‌شد. ما جدا شدیم اما دختر ۱۳ساله‌ام مدام کابوس می‌بیند و خاطره آن روز حرم هرگز رهایش نمی‌کند.

چرا برخی فعالان حقوق کودک معتقدند کودک بد سرپرست به مراتب شرایط دردناک‌تری دارد تا کودک بی‌سرپرست؟ حتی در همین باب چند سال پیش پویشی با عنوان «بد سرپرست، تنهاتر است» با همدلی جمعیت‌های حامی‌ حقوق کودکان شکل گرفت و با اینکه کماکان در طول این چند سال این پویش نتوانسته به عنوان یک نهاد خیریه به ثبت رسمی‌ برسد، اما تلاش بسیاری برای تصویب لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان انجام داده است.

بیشتر بخوانید:

معضل نوار بهداشتی و به خطر افتادن سلامت زنان فرودست

آیا لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان می‌تواند مانع آزارگری والدین شود؟

زندگی‌‌هایی که پای منقل آن‌ها به باد می‌رود

خانه امن از کتایون نخعی که مددکار اجتماعی است و در دادگستری یکی از شهرستان‌های خوزستان برای کمک به کودکان و نوجوانان بزهکار استخدام شده، می‌پرسد چرا می‌گویند کودک بد سرپرست وضعیت وخیم‌تری دارد؟

او با لبخندی تلخ جواب می‌دهد: «من هم بعد از ۱۱سال تجربه کار با این کودکان معتقدم کودک بدسرپرست و دارای والد آزارگر، تنهاتر از کودک یتیم آواره خیابان‌هاست. کودک آواره و بی‌سرپرست حداقل می‌تواند توجه سازمان‌های مردم نهاد را جلب کند. اما کودکی که ظاهرا همه چیز دارد، خانه دارد، کاشانه دارد، پدر و والد و خانواده دارد، جایی برای دلسوزی یا حساسیت باقی نمی‌گذارد. هر روزه شاهدم که کودکان یتیم و بی‌سرپرست اندک دلسوزی افکار جمعی را در این وانفسای ویرانی جامعه به خودشان جلب می‌کنند. هر کسی می‌آید می‌گوید نذر کرده مثلا هزینه دو کودک یتیم را تامین کند. گوشه ناچیزی از کمک‌های دولتی به کودکان بی‌سرپرست و یتیم اختصاص پیدا می‌کند یا سازمانهای مردم نهاد در این باب تلاش می‌کنند دست یاری به سوی کودکان بی‌سرپرست دراز کنند، اما هیچ‌کس کودک بد سرپرست را نمی‌بیند. بد سرپرست تنهاتر است چون گرچه ظاهرا دست مهربان والد و سقفی ایمن بر سر دارد، اما هیهات که آزارگر همان کودک بی‌دفاع، زیر همان سقف ایمن و در پوشش مهر مادری یا حمایت پدری به آزار کودک مشغول است؛ کودکی که اساسا صدا و حنجره و توانی برای اظهار کمک ندارد و تنها پناه امنش همان آزاررسان ناپیدا و مغفول است. چندی پیش دادگاه مادری بود که دختر هفت ساله‌اش را عملا با قاشق کباب کرده بود. تمام تن دخترک از زخم‌های ناشی از سوختگی عفونت کرده بود، اما توی همان جلسه دادگاه دخترک چادر مادرش را گرفته بود و پشت سر او پنهان شده بود. تمام مدتی که دادگاه برگزار می‌شد من از واکنش‌ها و ترس کودک بی‌صدا گریه می‌کردم.»

سرگذشت معصومه

سرگذشت معصومه هم حکایت یکی از همان بد سرپرست‌هاست: «اولین بار که او را دیدم روی یکی از صندلی‌های قرمز درمانگاه سینا نشسته بود. چسب پشت دستش نشان می‌داد تازه از زیر سرم رها شده. چند کلمه‌ای که با او حرف زدم متوجه شدم در سن ۱۷سالگی آمده جنینش را سقط کند.

همان دیدار کوتاه اما منجر به ایجاد رابطه‌ای شد که تا امروز میان ما ادامه دارد. بعدها فهمیدم تنها دو سال داشته که مادرش در روستا به علت ابتلا به سرطان سینه درگذشته. هیچ‌کس آن روزها و در آن روستای دورافتاده نمی‌دانسته سرطان سینه از چه مقوله‌ای‌ست. زن جوان یک سال هم دوام نیاورده و بعد از مرگ مادر، پدر۲۵ ساله‌ معصومه او را انداخته ور دل خواهر خودش توی همان روستا و رفته دنبال زندگی‌اش.»

–         الان که فکرش را می‌کنم می‌توانم پدرم را ببخشم. چه راه چاره دیگری داشت یک مرد جوان ۲۵ ساله که سخت هم کار می‌کرد؟ عمه‌ام مرا تر و خشک می‌کرد و پدرم برای کار بنایی به آبادان می‌رفت و چند روزی یک بار به روستا می‌آمد تا مرا ببیند. کم کم که رفت وآمدهای پدرم کم شد شنیدم ازدواج کرده ومن حتی یک برادر دارم .نمی‌دانم چه شد که وسط گرفتاری‌های عمه بیوه‌ام که شوهرش به علت سانحه در محل کار و فرو رفتن پایش در حوضچه اسید درگذشته بود و دو پسرش که از من بزرگ‌تر بودند، بالغ شدم.

ما را در تلگرام خانه امن دنبال کنید. 

علی، پسر عمه معصومه، فقط یک سال از او بزرگ‌تر بوده اما به شدت عصبی. او مدام مادرش را کتک می‌زده و یک بار را جوری او را زیر بار کتک گرفته که دو دندان جلویش شکسته:

–         روزگار سیاهی با علی داشتم. حکومت نظامی‌ حکم فرما بود. همگی ما حتی عمه که بزرگ ما بود از علی حساب می‌بردیم چون او کارگری می‌کرد و خرج ما را می‌داد. او گاهی شب‌ها که روی پشت‌بام می‌خوابیدیم به من آزار می‌رساند. یک روز که عمه شاهد صدای قدم‌هایش و فرار بی‌محابایش بود با من حرف زد و گفت که راه چاره دیگری ندارم. بهتر از علی برایم سراغ ندارد و بهتر است با او ازدواج کنم. عمه می‌گفت ازدواج که کنید خلق و خویش بهتر می‌شود.

بد سرپرست تنهاتر است چون در انتظار معجزه می‌ماند. چون ایمان دارد که والدش او را از قلب جهنم به سرای عافیت می‌رساند. معصومه سال‌های سال یک ساک کوچک نیم‌دار با چند دست لباس کهنه و یک جفت دمپایی رنگ و رو رفته و عکس روزگار جوانی مادرش را پنهان کرده بوده توی گنجه کهنه عمه، به این امید که یک روز پدرش او را از آن خانه تاریک خواهد برد. پدرش اما هرگز برنمی‌گردد و او در نهایت یک روز به ازدواج ناخوشایند و ناخواسته با پسر عمه عصبی و خشونت‌گرش تن می‌دهد:

–         با اینکه پدر داشتم و شرایط اقتصادی پدرم به تدریج بهتر شده بود اما نه هرگز در طول این سال‌ها از من سراغی گرفت، نه اندک پولی برایم فرستاد، نه کاری کرد که بدانم به یادم بوده. یک بار هم نیامد تا مرا به خانه جدیدش ببرد و برادر و خواهرهایم را نشانم بدهد. من عملا برای هیچ‌کس وجود نداشتم و در نهایت ۱۴ سال و سه ماه بیشتر نداشتم که تن به ازدواج ناخواسته با پسر عمویم دادم. نگران تجاوز پنهانی او و از دست دادن باکرگی‌ام بودم و گفتم شاید این راه بهترین انتخاب باشد.

آن دختر ۹ساله

کتایون نخعی اما از سرگذشت تلخ دختر ۹ساله‌ای می‌گوید که هیچ‌کس در خانواده حاضر به پذیرش سرپرستی او نیست. دختر باهوش و زیبایی که به افسردگی و روان‌پریشی مبتلا شده است:

«مادر نیلوفر سه بار ازدواج کرده. نیلوفر حاصل ازدواج دوم اوست. پدر نیلوفر به جرم ماشین دزدی و قتل به زندان افتاده و به قصاص محکوم شده. مادر دخترک هم با توسل به همین موضوع از او طلاق می‌گیرد و با مغازه‌داری که همسر و سه فرزند بزرگ دارد ازدواج می‌کند. حالا اما دعوای آنها سر نیلوفر بالا گرفته و آن مرد با وجود تعهد روزهای اول، دیگر حاضر به نگهداری از دخترک نیست. حتی بارها او را کتک زده و نیمه شب از در خانه بیرون انداخته. دخترک ۹ساله بارها در دل تاریکی شب پشت در خانه مادرش به انتظار نشسته چون هیچ جا را نداشته که برود.»

نخعی اما از اینکه مادر نیلوفر هیچ دفاعی از او یا تلاشی برای تغییر شرایط دخترش نمی‌کند، شگفت‌زده و متعجب است: «مادر دخترک سالم و تندرست است. هر مادر طبیعی دیگری در چنین شرایطی قید این زندگی و ازدواج مشترک را به نفع فرزندش می‌زد. این زن می‌تواند از این مردک بی‌رحم جدا بشود و برود کار کند و از دخترش مراقبت کند، اما هیچ اصراری برای نگهداری از دخترک ندارد. دخترک افسرده و آشفته است. او در اوج بی‌پناهی مطلق بین اعضای دور ونزدیک خانواده دست به دست می‌شود. یک شب خانه این می‌خوابد یک شب خانه آن. هیچ‌کس او را نمی‌خواهد. حین جلسات مشاوره متوجه شده‌ام هوش و فراست و استعداد عجیبی دارد. گاهی می‌گویم ای کاش این همه باهوش نبود. حافظه‌اش مثل ساعت گرینویچ کار می‌کند. گاهی از خاطرات دو سالگی‌اش برای من تعریف می‌کند و صحنه‌هایی که نباید می‌دیده را به خاطر می‌آورد. هر بار که می‌رود من به قرص‌های آرام‌بخش متوسل می‌شوم و تا یک هفته روانم پریشان است تا باز برگردد. نمی‌دانم در نهایت سرنوشتش چه خواهد شد، اما نگران جانش هستم. نگران اینکه یک بار خدای نکرده به خاطر حل این مشکل، کلا صورت مساله را به کلی پاک کند.»

حسین اسدبیگی، رییس مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور سال گذشته به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته بود ۸۸ درصد کودک‌آزاری‌ها توسط والدین و خصوصا از جانب پدر انجام شده است.

در سال گذشته از مجموع کودک‌آزاری‌هایی که به مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی گزارش شده  بود، بیش از یک هزار و ۶۴۲ مورد توسط پدر، ۷۳۹ مورد توسط مادر، هشت مورد توسط خواهر و ۲۰ مورد توسط برادر انجام شده و از مجموع این موارد گزارش شده، تنها ۱۵ درصد توسط افراد غریبه انجام شده است.

فعالان حقوق کودک اما امیدوارند با اجرایی شدن لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان، امکان ایجاد سقف ایمن‌تری برای کودکان بد سرپرست فراهم شود.

شهریور
۱۹
۱۳۹۷
کودک بد سرپرست و خشونت خانگی
شهریور ۱۹ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Photo: 							altanaka/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: altanaka/depositphotos.com

معین خزائلی

خشونت علیه کودکان یکی از مهم‌ترین و رایج‌ترین اشکال خشونت خانگی بوده که دامنه پنهان و مخفی آن بسیار گسترده‌تر از موارد کشف شده و گزارش شده آن است. این نوع از خشونت خانگی که خود دارای مدل‌هایی متفاوت است، اثرات جبران‌ناپذیری بر روح و روان کودک قربانی می‌گذارد که این تاثیرات در بسیاری از موارد تا سنین بزرگسالی همراه او باقی می‌ماند و حتی در بعضی افراد خود تبدیل به دلیلی برای میل به خشونت می‌شود.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، عاملان اکثر موارد خشونت علیه کودکان، در درجه اول والدین کودک و پس از آن سرپرست‌های قانونی او از جمله ناپدری، نامادری یا اقوام نزدیکی هستند که به دلایلی سرپرستی قانونی کودک را به عهده دارند.

این افراد که در اصطلاح عرفی به آنها «سرپرستان بد» و به کودک تحت حمایت‌شان «کودک بد سرپرست» گفته می‌شود، اشخاصی هستند که در حقیقت بنا بر اماره‌های قانونی، حضانت کودک را به شکل قانونی بر عهده داشته اما به دلایلی (از جمله اِعمال خشونت علیه کودک) صلاحیت‌های لازم برای انجام این وظیفه را ندارند.

کودکان بد سرپرست، قربانیان پراکندگی قوانین در ایران

بر اساس ماده ۳۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوان بی‌سرپرست و بد سرپرست، مصوب سال ۱۳۹۲ در ایران‏‫(۱)، مسئولیت رسیدگی به وضعیت کودکان بد سرپرست از جمله پذیرش، نگهداری و مراقبت، حضانت و سرپرستی و نیز اختیار تصمیم‌گیری در مورد واگذاری قیمومیت آنها به غیر بر عهده سازمان بهزیستی کشور است.

با این حال الزام قانونی یاد شده در حالی است که دایره اِعمال این قانون روشن نیست چرا که نه تنها در این قانون هیچ تعریف روشنی از کودک بد سرپرست نشده بلکه طریقه شناسایی کودک بد سرپرست نیز روشن نیست. ضمن اینکه معیارهای «بد سرپرستی» سرپرستان قانونی کودک نیز مشخص نشده و از این رو اساسا نمی‌توان با استناد به این قانون و معیارهای تعریف شده حقوقی آن، اقدام به شناسایی کودکی به عنوان کودک بد سرپرست کرد.

از طرف دیگر، قانون مدنی ایران در ماده ۱۱۷۳ خود با اشاره به مواردی از جمله «عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادر» و «در معرض خطر قرار گرفتن صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی کودک»، این موارد را سبب سلب صلاحیت والدین دانسته و بر این اساس دستگاه قضایی را مخیر به تصمیم‌گیری در زمینه حضانت کودک در صورت وجود مشخصه‌های یاد شده در والدین کرده است. (۲)

بیشتر بخوانید:

فانتزی‌های جنسی و خشونت خانگی

چگونه کودک‌آزاری را تشخیص دهیم؟

بچه‌های چه کشورهایی بیشتر کتک می‌خورند؟

در همین زمینه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ نیز با اعلام ممنوعیت هر گونه آزار و اذیت جسمی، روانی و اخلاقی کودک، اقدام به جرم‌انگاری این اَعمال کرده و برای مرتکبان آنها نیز مجازات تعیین کرده است.

این پراکندگی قوانین در حالی است که ضمانت اجرای قانون تعیین شده از سوی قانونگذار، پروسه رسیدگی و تشخیص و نیز راه‌های احتمالی حمایت از کودک قربانی خشونت، در هر یک از این سه قانون متفاوت است. ضمن اینکه در این میان تنها قانون حمایت از کودکان و نوجوانان اقدام به جرم‌انگاری خشونت علیه کودکان کرده و دو قانون دیگر (قانون مدنی و قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست) بدون در نظر گرفتن جنبه کیفری موضوع، تنها اقدامات مدنی مانند سلب اجازه حضانت کودک را مورد توجه قرار داده‌اند.

به همین دلیل اساسا مشخص نیست که آیا اِعمال خشونت خانگی علیه کودک از سوی والدین یا سرپرستان قانونی او از مصادیق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی بوده یا ماده ۳۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست؟

ضمن اینکه روشن نیست آیا عاملان خشونت علیه کودک مشمول در چنین مواردی مشمول قانون حمایت از کودکان و نوجوانان شده و مورد مجازات قرار می‌گیرند یا تنها صلاحیت مدنی آنان به عنوان قیم قانونی مورد پرسش و تشکیک قرار می‌گیرد؟

از طرف دیگر اینکه آیا می‌توان با استناد به ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی و اثبات عدم صلاحیت والدین کودک، او را مشمول قانون «حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست» دانسته و حضانت کودک را مانند کودکان بی سرپرست برای همیشه به خانواده‌ای دیگر سپرد؟

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

نگاهی به رویه دستگاه قضایی ایران در این زمینه نشان می‌دهد با توجه به نقش تام‌‌الاختیاری والدین در فقه اسلامی و به تبع آن قوانین موضوعه ایران، سلب همیشگی حضانت از والدین شرعی و قانونی کودک با استناد به مفهموم «بد سرپرستی» کاری آسان نبوده و پیش از آن نیاز به اثبات شاخصه‌های تعیین شده در ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی دارد. این در حالی است که اساسا مفاهیم بد سرپرستی و خشونت خانگی فراتر از آن چیزی هستند که قانون مدنی ایران آن را از علل از دست رفتن صلاحیت والدین و سرپرستان قانونی کودک دانسته است.

علاوه بر اینکه انواع پنهان خشونت خانگی علیه کودکان سبب شده در عمل قوانینی مانند قانون مدنی ایران نه تنها کمکی به جلوگیری از ارتکاب این خشونت‌ها علیه کودک نکند، بلکه وجود آنها خود سبب دست و پاگیری‌های قضایی به منظور تلاش برای رها کردن کودک از محیط خطر شود.

از این رو به نظر می‌رسد قوانین فعلی موضوعه در ایران آن‌طور که باید و شاید نتوانسته‌اند موضوع کودکان بد سرپرست را پوشش داده و خلاء قانونی ناشی از پراکندگی قوانین در این زمینه سبب شده حمایت از این کودکان در برابر خشونت خانگی دشوار و بدون پشتوانه‌های قانونی لازم باشد.

در عین حال نیز در شرایط فعلی و تا پیش از تصویب کامل «لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان» و سپس تایید و ابلاغ آن، تنها روش قانونی حمایت از کودکان بدسرپرست، تمسک به سه قانون اشاره شده است.

پانویس:

۱. «به منظور انجام صحیح مسئولیت پذیرش، نگهداری و مراقبت، حضانت و سرپرستی کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست توسط سازمان بهزیستی کشور و اختیار واگذاری سرپرستی آنان به خانواده‌های واجد شرایط و موسسات، آیین‌نامه‌های اجرایی این قانون با پیشنهاد وزارتخانه‌های تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دادگستری و کشور ظرف سه ماه از تاریخ تصویب این قانون تهیه می‌شود و به تصویب هیات وزیران می‌رسد.»

۲. «هرگاه در صورت عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رییس حوزه قضایی، تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند. موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است: اعتیاد زیان‌آور به الکل، مواد مخدر و قمار. اشتهار به فساد اخلاق و فحشا. ابتلا به بیماری‌های روانی با تشخیص پزشکی قانونی. سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود به مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشا، تکدی‌گری و قاچاق. تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.»

آبان
۱۰
۱۳۹۵
بهزیستی برای نگهداری کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست بودجه کافی ندارد
آبان ۱۰ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
amir-kholoosi-4-94-th3
image_pdfimage_print

حبیب‌الله مسعودی فرید در گفت‌وگو با ایسنا، بابیان اینکه در ۱۹۴ شهر کشور، مراکز اورژانس اجتماعی وجود دارد، اظهار کرد: مطابق قانون باید در تمامی شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر مراکز اورژانس اجتماعی مستقر شود ازاین‌رو در حال حاضر در ۱۵۰ شهر کمبود این مراکز وجود دارد.
وی افزود: در سامانه ۱۲۳ که آماده دریافت موارد نیازمند به اورژانس اجتماعی است مددکاران و روانشناسان مستقر هستند تا خدمات مختلف مشاوره‌ای را ارائه دهند و چنانچه موردی نیازمند فوریت‌های خدمات سیار اورژانس بود آن را اعلام کنند.

فرید با اشاره به تعداد تماس‌های دریافتی با سامانه ۱۲۳ اورژانس اجتماعی اعلام کرد: تاکنون ۶۰۰ هزار تماس با این سامانه برقرار شده که ۱۵۰ هزار مورد آن مرتبط با فعالیت‌های اورژانس اجتماعی است.

وی با اعلام اینکه کودک‌آزاری ازجمله مواردی است که در اورژانس اجتماعی موردبررسی قرار می‌گیرد، تصریح کرد: موارد کودک‌آزاری ۸٫۵ درصد و همسر آزاری ۷٫۵ درصد ثبت‌شده است؛ همچنین درصد قابل‌توجهی از تماس‌ها نیز به مشاجرات و اختلافات خانوادگی مربوط می‌شود.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در مورد بخش‌های مختلف مرکز اورژانس اجتماعی گفت: خط تلفن ۱۲۳، تیم خدمات اجتماعی سیار اورژانس اجتماعی و پایگاه اورژانس خدمات اجتماعی از بخش‌های این مرکز به شمار می‌رود.

وی یکی از مهم‌ترین دست آوردهای اورژانس اجتماعی را در بحث برطرف کردن موضوع خودکشی دانست و گفت: ۴۲۰۰ مورد خودکشی با مداخله مددکاران اورژانس اجتماعی، مدیریت و نافرجام شد که ۱۴۰۰ نفر آقا و ۲۸۰۰ مورد خانم بوده‌اند.

این مسئول ادامه داد: بیش از ۹۰ درصد کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند در آن لحظه تعادل روحی و روانی مناسب ندارند.

فرید با تأکید بر اینکه ۸۷ درصد کودکانی که در مراکز بهزیستی نگه‌داری می‌شوند، دارای سرپرست هستند، خاطرنشان کرد: این کودکان که تعداد آن‌ها ۹۸۰۰ نفر است، به سبب اینکه والدین آن‌ها به دلایلی چون فقر،اختلالات روانی و کودک‌آزاری صلاحیت و یا توانایی نگه‌داری از فرزندان خود را ندارند، ازاین‌رو در این مراکز نگه‌داری می‌شوند.

وی افزود: برای هر کودک حداقل به‌طور سالانه به بودجه‌ای معادل ۶ تا ۸ میلیون نیازمند هستیم که برای تأمین آن به توجه مسئولان برای یاری بهزیستی نیازمند هستیم.

منبع: ایسنا