صفحه اصلی  »  باران خسروی
image_pdfimage_print
تیر
۲۴
۱۳۹۸
سازمان‌های حمایت‌ از خشونت‌دیده چه می‌کنند؟
تیر ۲۴ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: photographee/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: photographee/depositphotos.com

باران خسروی

از راه‌های کمک کردن به افراد خشونت‌دیده ارجاع آنها به مراکز و سازمان‌های حمایت‌گری است. هدف مراکز حمایت از خشونت‌دیده سرویس‌‌دهی و خدمات‌رسانی به افرادی است که به دلیل خشونت یا جرم، زندگیشان تحت تاثیر قرار گرفته است. معمولا این سرویس‌ها شامل حمایت از بازماندگان خشونت خانگی، آزار جنسی و کودک آزاری است. هدف نهایی این مراکز عموما بهبود خشونت‌دیده برای به رسیدن به نقطه تعادل در زندگی و توانمند‌سازی‌ است. در بیشتر کشورها این خدمات رایگان است و از سوی ان‌جی‌او (NGO)ها، نهادهای غیردولتی یا سازمان‌هایی با نظارت و حمایت مالی دولت ارائه می‌شود.

خدمات این مراکز شامل موارد زیر است که البته ممکن است همه سازمان‌ها این سرویس‌ها را نداشته باشند و خشونت‌دیده را به مراکزی ارجاع دهند که این خدمات را دارند.

  • حمایتگری در سطح کلان: گاهی هدف بعضی از نهاد‌های حمایت‌گر، تاثیرگذاری در سطح کلان است. این مرکز‌ها با راه انداختن کارزار (کمپین‌سازی) سعی در افزایش آگاهی عمومی دارند و گاهی با رابطه (لابی) با سیاستمداران برای تغییر قوانین تلاش می‌کنند. به عنوان مثال سازمانی را در نظر بگیرید که هدفش افزایش آگاهی عمومی در باره پایین آوردن آمار خشونت خانگی است. این سازمان‌ ممکن است قسمتی از بودجه و توان خود را صرف تغییر در سطح کلان کند. مثلا ممکن است بیلبوردهایی در سطح شهر اجاره کند تا شماره تماس خط بحران را در اختیار عموم بگذارد یا این که حمایت‌گران خود را برای تصویب قانون‌های حمایت از خشونت‌دیده به دیدار نمایندگان مختلف بفرستند.
  • حمایت از خشونت‌دیده در سطح فردی: بعضی از مراکز حمایت‌گری از خشونت‌دیده، خدماتشان در جهت بهبود و کمک به افراد خشونت‌دیده است و به عنوان مثال سعی می‌کنند در مراجع قضایی و دادگاه‌ها، در مراکز پلیس، مراکز درمانی و … همراه خشونت‌دیده باشند تا او احساس تنهایی نکند و در عین حال او را از روند پروسه ‌مطلع کنند و سعی کنند در محیط‌های ناآشنا در کنارش باشند و از حقوقش دفاع کنند.
  • عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.
  • آموزش: بعضی از این سازمان‌ها هدفشان آموزش است. این آموزش گاهی در دو سطح است. یک سطح شامل آموزش کسانی است که در این حوزه کار می‌کنند، مانند آموزش افراد سازمان‌های دیگر، قانون‌گذاران، پزشکان، ‌پرستاران، افراد متخصص، ‌داوطلبان و …. سطح دیگر آموزش هم می‌تواند شامل آموزش خشونت‌دیده باشد. مانند آموزش دسترسی به خدمات عمومی یا آموزش مهارت‌های زندگی.
  • حمایت عاطفی: یکی از خدمات مهم این مراکز، حمایت از خشونت‌دیده به منظور بهبود بخشیدن سلامت روانی فرد است. این سازمان‌ها معمولا وابسته یا در ارتباط با بیمارستان‌ها یا مراکز سلامت روانی هستند و از تیم‌های مختلف درمانی تشکیل شده‌اند.

این تیم‌ها خدمات زیر را ارائه می‌کنند اما در عین حال کارشان محدود به این موارد نیست:

  • مشاوره فردی: فرد می‌تواند مشاور، روان درمان‌گر، مددکار یا روان‌پزشک را ببیند.
  • مشاوره گروهی: فرد در جلسات گروهی همراه با دیگر خشونت‌دیدگان شرکت می‌کند. در این جلسه‌ها معمولا تسهیل‌گر مشاور یا روان درمان‌گر است و شرکت کنندگان همه به صورتی خشونت را تجربه کرده‌اند. در این نشست‌ها با کمک تسهیل‌گر، افراد تجربه خود را به اشتراک می‌گذارند و به این صورت از طریق تجربه به یکدیگر کمک می‌کنند.
  • مشاوره در بحران: افراد در صورت بحران تیم حمایتی خواهند داشت و معمولا در این تیم حتما مددکارانی خواهند بود که سعی می‌کنند فرد را در این موقعیت حمایت کنند. این حمایت شامل قرار دادن خشونت‌دیده در نقطه امن و کمک کردن و وصل کردن او به مراکز و سرویس‌های حمایتی دیگر است.
  • حمایت قانونی: این حمایت در چندین مرحله می‌تواند باشد. یک مرحله شامل بالا بردن دانش فرد از حقوق خود است. در مرحله دیگر اگر خشونت‌دیده در دادگاه یا مراکز پلیس نیاز به مشاوره قانونی داشته باشد، حمایت‌گر که معمولا وکیل یا متخصص در حوزه قانونی است خشونت‌دیده را همراهی می‌کند.

حمایت قانونی می‌تواند در موارد دیگر هم باشد. مثلا در صورتی که خشونت‌دیده جرمی مرتکب شده باشد: اگر خشونت‌دیده در جریان دفاع از خود به خشونت‌گر آسیب جدی زده باشد، حمایت‌گر کمک‌های لازم را می‌رساند. همچنین اگر خشونت‌دیده درخواست طلاق، دستور محدودیت ارتباط یا حضانت کودکان را داشته باشد، وکیلانِ حمایت‌گر می‌توانند در طول روند قضایی به صورت رایگان خشونت‌دیدگان را حمایت کنند.

از دیگر خدمات قانونی می‌توان به زمانی اشاره کرد که خشونت‌دیده نیاز به مدارک قانونی دارد، از جمله کارت هویتی یا درخواست شناسنامه یا اگر به لحاظ مهاجرتی با مشکل روبه‌روست و نیاز به دریافت ویزا دارد.

بیشتر بخوانید:

چگونه امنیت را در پروسه حمایت‌گری بالا ببریم؟

حمایت‌گران چگونه قانون را به نفع زنان عوض می‌کنند؟

حمایت‌گران مراقب خودشان باشند

  • تیم داوطلبان: معمولا تشکیل شده از افرادی است که به صورت داوطلبانه با سازمان همکاری می‌کنند و اغلب مسئولیت‌های تخصصی ندارند و کمک‌هایشان شامل موارد جزیی می‌شود. مانند کمک در حمل و نقل خشونت‌دیده یا کمک به کودکان خشونت‌دیدهگان. معمولا سازمان‌های حمایت‌گری در زمینه خشونت خانگی هر نوع داوطلبی را قبول نمی‌کنند و داوطلبان باید سوء پیشینه نداشته باشند و در این مورد چک و کنترل می‌شوند.
  • تیم مصاحبه و ارزیابی: تیم تخصصی که معمولا در بدو ورود با فرد صحبت می‌کنند تا ارزیابی کنند که به عنوان خشونت‌دیده به چه خدماتی نیاز دارد.
  • تیم مددکاری و مدیریت پرونده: معمولا وقتی فرد مددجوی این سازمان‌ها می‌شود به او مددکار یا مسئول پرونده‌ای اختصاص می‌دهند. این تیم معمولا خشونت‌دیده را به سازمان‌های حمایت‌گر دیگر ارجاع می‌دهد و مسئول تهیه برنامه امن برای اوست. در بعضی سازمان‌ها که خانه امن دارند، مددکاران در شیفت شب و در خانه‌های امن هم به خشونت‌دیده کمک می‌کنند.

در نهایت هدف آن‌ها توانمند‌سازی خشونت‌دیده است.

  • تیم خانه امن : بعضی از این سازمان‌ها خانه‌های امن دارند و در صورت خطر جانی بازگشت به خانه برای خشونت‌دیده، او را در خانه‌ امن سکونت می‌دهند. سکونت در این خانه‌ها معمولا با توجه به موقعیت خشونت‌دیده و درجه خطر موجود است و گاهی حتی خانه‌های امن، خارج از شهر و محدوده زندگی خشونت‌دیده هستند. نشانی این خانه‌ها عمومی نیست و معمولا غیر از مددکار و مسئول پرونده و کسانی که مسئول خانه امن هستند، کسی از موقعیت این خانه‌ها باخبر نیست.

همان‌طور که اشاره شد همه مراکز حمایتی همه موارد خدمات‌رسانی را ندارند اما با توجه به نیاز خشونت‌دیده سعی می‌کنند در صورت نبود خدمات،‌ خشونت‌دیده را به مراکز دیگر ارجاع دهند.

منبع اول

منبع دوم

منبع سوم

خرداد
۲
۱۳۹۸
چگونه امنیت را در پروسه حمایت‌گری بالا ببریم؟
خرداد ۲ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Photo: yacobchuk1/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: yacobchuk1/depositphotos.com

باران خسروی

همان‌طور که برای داشتن محیط کار سالم رعایت قوانین امنیتی مهم است، در حمایت‌گری هم رعایت امنیت از مهم‌ترین اصول ادامه کار است، گرچه تفاوت‌هایی بین امنیت در محیط کار روزانه شما که از آن دستمزد دریافت می‌کنید با نوع کار حمایت‌گری وجود دارد. به عنوان مثال اگر شما در یک کارخانه کار می‌‌کنید، باید از قبل بدانید که موقعیت دستگاه‌ها چگونه است. یعنی نحوه کار با دستگاه و پیچیدگی‌های آن را بدانید، از طرف کارفرما آموزش امنیت در محیط کار ببینید، دفترچه راهنمای امنیت در کار بگیرید و ….

همچنین اولین موردی که در اولین روز کار به شما نشان می‌دهند، راه‌های خروج اضطراری است که باید به خاطر بسپارید.

جنس کار حمایت‌گری اما معمولا شبیه بیشتر مشاغل درآمدزا نیست. دفترچه یا راهنمای مشخصی برای رعایت امنیت فردی وجود ندارد، جلسه آشنایی با موانع هم وجود ندارد و بنا بر موضوع حمایت‌گری و محیط حمایت‌گری، رعایت امنیت فردی متفاوت می‌شود.

در واقع در حمایت‌گری جغرافیای کار و موضوع کار روی بحث امنیت شما تاثیر می‌گذارد و تعریف امنیت را متفاوت می‌کند.

رعایت امنیت در حمایت‌گری معمولا در مقابل کسی است که در نتیجه حمایت‌گری شما ضرر می‌بیند که می‌تواند شخص متجاوز و خشونت‌گر باشد، شرکت صنعتی یا پروژه دولتی باشد یا می‌تواند نیروهای سیاسی محافظه‌کار یا خود دولت باشد.

ریسک‌های حمایت‌گری

وقتی ما در مورد حمایت‌گری و موضوعی که برایمان مهم است صحبت می‌کنیم به نوعی خودمان را در معرض ریسک و خطر قرار می‌دهیم چون به صورت عمومی‌ درباره موضوع صحبت می‌کنیم.

مثلا ممکن است در این خصوص با رسانه‌های مختلف صحبت کنیم و چهره و نام ما هم مورد شناسایی گروه‌ها قرار بگیرد. در نتیجه به راحتی می‌توانیم مورد هدف افراد مخالف قرار بگیریم.

خطر هم می‌تواند تهدیدهای کوچک یا جدی باشد، اعم از تعقیب، از دست دادن کار، آسیب جسمی‌ دیدن، دستگیری،‌ زندان یا حتی قتل.

در اینجا چند توصیه برای رعایت امنیت در پروسه حمایت‌گری آمده است که البته رعایت آن‌ها بر اساس شرایط شما متفاوت خواهد بود:

●       هزینهسنجی: اول از همه باید با ریسک‌ها آشنا شوید و بدانید کاری که می‌خواهید انجام دهید، چه قدر برای شما ریسک دارد. تهدیدها را شناسایی و بررسی کنید و برای آن‌ها آماده باشید. در عین حال فکر کنید کس یا کسانی که ضرر می‌بینند، ممکن است چگونه با شما برخورد کنند.

●       تهیه برنامه امن: برنامه شما در مقابل این تهدیدها چیست؟ وقتی که در موقعیت تهدید قرار گرفتید چه خواهید کرد؟

برنامه امن برای حمایت‌گر معمولا شبیه تهیه برنامه امن برای خشونت‌دیده است، با این تفاوت که اینجا موقعیت شما با خشونت‌دیده متفاوت است و ممکن است قدرت بیشتر در مسیر تهیه برنامه امنتان داشته باشید.

برنامه امن برای حمایت‌گر

همان‌طور که چک می‌کنید خشونت‌دیده خانه امنی دارد یا نه، برای خودتان هم چک کنید که خانه‌تان امن است یا نه. درها و قفل‌های در مهم هستند. اگر حتی برای کار حمایت‌گریتان تهدیدی وجود نداشته باشد، مهم است که خانه امنی داشته باشید. همچنین با همسایه‌ها ارتباط خوبی داشته باشید تا اگر برای شما موردی پیش آمد آن‌ها بتوانند به نزدیکان شما خبر دهند.

●       مرور و تغییر برنامه امن: شرایط تغییر می‌کند، پس برنامه شما هم نباید ثابت بماند.

●       باید امنیت کسانی را که با شما کار می‌کنند در نظر بگیرید: خاصیت کار حمایت‌گری معمولا ایجاب می‌کند شما تنها و به صورت شخصی کار نکنید. معمولا این کار یک کار گروهی است یا کار برای شخص یا گروهی خاص. به این ترتیب همیشه امنیت همکاران خود را هم در نظر بگیرید.

●       پرونده‌‌سازی از فعالیت‌های خود: سابقه‌ای از همه کارهای خود داشته باشید. اگر شما را به دادگاه کشیدند یا کار شما به مقامات قضایی کشید، همین پرونده‌‌‌سازی از فعالیت‌ها می‌تواند به شما کمک کند.

اگر شغل رسمی‌ دارید (مثل کار مددکاری) و براساس آن کار حمایت‌گری را انجام می‌دهید، سعی کنید حتما برای مراجع خود پرونده‌ای کاغذی یا آن‌لاین داشته باشید، تمام ایمیل‌های خود را پرینت بگیرید و ضمیمه پرونده کنید و تاریخ تماس‌های خود با خشونت‌دیده را داشته باشید.

البته پرونده‌سازی و داشتن سابقه همه کارها بر اساس نوع کار حمایت‌گری فرق می‌کند و برای حمایت‌گری در سطوح بالا مثلا تغییر قوانین متفاوت است و گاهی حتی لازم است حداقل ثبت فعالیت‌ها را داشته باشید؛ مثل پاک کردن ایمیل‌های روزانه.

●       همیشه مسیر کم خطرتر را انتخاب کنید: البته گاهی مسیر کم خطر رفتن جایی در حمایت‌گری ندارد، مخصوصا اگر به دنبال توجه رسانه‌ها باشیم.

●       ارتباطات با همکاران: سعی کنید کار خود را گروهی پیش ببرید و تنها در مسیر حمایت‌گری قدم برندارید. همکاران خود یا دوستان خود را در جریان روند کار خود قرار دهید و سعی کنید حتی اگر حس می‌کنید خطری شما را تهدید می‌کند، موضوع را با آن‌ها در میان بگذارید.

●       آموزش: سعی کنید آموزش لازم را در زمینه حفظ امنیت ببینید و دانش خود را بالا ببرید. این آموزش می‌تواند رسمی‌ یا غیر رسمی‌ باشد: مثلا با پرس‌‌و‌جو و مشورت با کسانی که کارشان مشابه کار شماست.

●       یادگیری حمایت‌گری برای خود: اگر در موقعیت دادگاه یا بازپرسی یا دستگیری قرار گرفته‌اید، سعی کنید از مهارت‌های حمایت‌گری اول برای خود استفاده کنید.

●       ارتباط با افراد مطمئن: با افراد قابل اطمینان کار کنید و در ارتباط باشید.

●       آمادگی برای بعد از حادثه: برنامه‌ای داشته باشید و بدانید که بعد از حادثه با چه کسانی ارتباط داشته باشید.

●       نقش پلیس: بسته به نوع فعالیت شما پلیس می‌تواند حمایت‌گر یا خود بازدارنده باشد. نقش خود و نحوه برخورد احتمالی پلیس را همواره در ذهن مرور کنید. در ضمن فراموش نکنید گاه نیروهای لباس شخصی خود را به عنوان مامور پلیس یا قانون معرفی می‌کنند. در این گونه موارد حتما از آن‌ها کارت شناسایی بخواهید یا بهترین حالت این است که با پلیس تماس بگیرید و از آن‌ها بخواهید هویت مامور شخصی را برای شما مشخص کنند.

●       قرار امن: همیشه در مواردی که احساس می‌کنید رفتن به محیطی برای شما ایجاد خطر می‌کند (مثل شرکت در تجمع)، در پایان کار با دوستان یا افراد مورد اطمینان خود قرار امن بگذارید و به آن‌ها برنامه بدهید که اگر شما تا ساعت مشخصی به قرار امن نرسیدید، چه باید بکنند.

●       گروهی کار کنید: اگر هدف شما بزرگ و موانع امنیتی زیاد است، همیشه به خاطر داشته باشید کار گروهی به نفع شماست و هزینه شما را کمتر می‌کند.

به عنوان مثال مقایسه کنید که اگر شما به خاطر فعالیت حمایت‌گری خود دستگیر شوید و کسی نداند نوع کار حمایت‌گری‌ شما چیست، واکنش‌ها تا چه اندازه می‌تواند متفاوت باشد با زمانی که شما به عنوان عضوی از یک گروه کار کنید و افراد زیادی باشند که بیرون از زندان بتوانند برای شما فعالیت کنند و به نشر اکاذیب پایان دهند.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

●       ناامید نشوید و موقعیت اعتماد و بیاعتمادی را بشناسید: درست است که کار حمایت‌گری موانع امنیتی زیادی دارد اما در عین حال حمایت‌گران، حمایت جامعه را دارند. اگر دستگیر و تهدید شدید که هیچ نوع حمایتی ندارید و همکاری یا اقرار به کارهای نکرده تنها راه نجات شماست، سعی کنید در ذهن داشته باشید که این موقعیت قابل اعتماد نیست و امید خود را از دست ندهید.

●       جزییات سفرتان را به افراد قابل اطمینان اطلاع دهید: اگر برای کار حمایت‌گری به سفر خارجی می‌روید، حتما از برنامه سفر خود و جزییات آن با افراد مورد اطمینان خود صحبت کنید و در طول سفر هم با آن‌ها در ارتباط باشید.

شماره پرواز، اطلاعات هتل (اگر برای گردشگری جایی می‌روید)، اطلاعات راننده تاکسی و جزییات قرارهای ملاقات خود را به همکار مورد اطمینان خود اطلاع دهید.

●       اطلاع‌رسانی درباره معلولیت یا بیماری: اگر معلولیت یا بیماری خاصی دارید، مساله را به یکی از افرادی که با آنان کار می‌کنید، اطلاع دهید.

●       همراه داشتن کارت شناسایی: سعی کنید در همه موارد کار حمایت‌گری، کارت شناسایی خود را همراه خود داشته باشید.

همچنین فرض کنید برای کار حمایت‌گری به شهر یا روستایی می‌روید که کسی شما را نمی‌شناسد و به هر دلیل مشکلی برای شما پیش می‌آید یا تصادف می‌کنید یا …. پس در کنار کارت شناسایی در کیف پول خود شماره تماس همکار خود را هم بگذارید که در صورت نیاز بتوانند با آن‌ها تماس بگیرند.

●       حفاظت از اطلاعات رایانه و تلفن: برای رایانه و موبایل خود کلمه عبور بگذارید. اگر رایانه شما دزدیده شود، آیا می‌توانند به راحتی اطلاعات دیگران را پیدا کنند؟

لیست شماره مخاطبان خود را حفظ کنید و هنگام ورود به شبکه‌های اجتماعی مراقب باشید. اگر از کافی‌نت استفاده می‌کنید، همیشه حواستان باشد از ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی خارج شوید. در مورد به اشتراک‌گذاری پست‌هایتان در شبکه‌های اجتماعی هم مراقب باشید که موضوعات را فقط با لیست دوستان خودتان به اشتراک بگذارید و اطلاعات شخصی خود را به اشتراک نگذارید.

●       همیشه محیط اطراف خود را شناسایی کنید: اگر در موقعیت یا فضا‌ی ناآشنا قرار می‌گیرید، همیشه بسنجید که آدم‌ها و محیط اطراف خود را تا چه اندازه می‌شناسید؟ آیا به آن‌ها اطمینان دارید؟

●       تنها نمانید: سعی کنید به‌خصوص تنها پیاده‌روی نکنید؛ مخصوصا در شب.

●       قرارهای عمومی بگذارید: قرارهایتان را در مکان‌های عمومی‌ بگذارید، مخصوصا با کسانی که برای اولین‌ بار برخورد می‌کنید. مثلا کافه‌های شلوغ یا رستوران‌های مرکز شهر، محل‌های خوبی برای چنین قرارهایی هستند.

●       به غریبه‌ها اعتماد نکنید: هرگز به خانه کسی نروید که نمی‌شناسیدش، حتی اگر شخص خشونت‌دیده باشد و از شما تقاضای کمک کند. اگر هم در موقعیتی قرار گرفتید که احساس خطر کردید، سریع محل را ترک کنید.

●       در شبکه‌های اجتماعی احتیاط کنید: هرگز اطلاعات را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک نگذارید. مثلا داستان‌ خشونت‌دیده‌ را بازگو نکنید.

البته در این مورد غیر از موضوع امنیت، مساله حفظ اطلاعات دیگران هم در میان است.

●       آموزش دفاعی ببینید: اگر امکان دارد دوره مهارت‌های دفاعی ببینید تا اگر در موقعیت خطر یا تجاوز قرار گرفتید، بتوانید از خودتان حفاظت کنید و بدانید با افراد خشن چگونه باید برخورد کنید.

بیشتر بخوانید:

حمایت‌گران مراقب خودشان باشند

حمایت‌گران چگونه قانون را به نفع زنان عوض می‌کنند؟

نقش استراتژی در حمایت‌گری و خشونت خانگی

حمایت‌گری همیشه همراه با یک ترکیب هماهنگ شده از شناسایی مشکلات، خلق راه‌حل، توسعه استراتژی و قدم راهبردی به سمت تغییر مثبت است. یکی از قدم‌های اولیه در شناسایی مشکلات بحث امنیت و داشتن برنامه امن برای حمایت‌گر است.

به عنوان مثال شما می‌خواهید قانونی را به نفع خودتان و به نفع جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنید تغییر دهید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید فعالیت‌های حمایت‌گری در جوامع بسته‌ای مثل ایران گاهی می‌توانند هزینه‌های سنگینی داشته باشند و بنابراین باید در عین پیگیری هدف مورد نظر، بسیار عاقلانه وسنجیده حرکت کنید و برای هر حرکت در نظر بگیرید که هزینه چیست و چه قدر آمادگی دادن آن هزینه را دارید و آیا اصلا دادن بعضی هزینه‌ها منطقی است یا نه.

به هر حال در جامعه‌ای که سیستم امنیتی‌اش بر اساس منطق خاصی پیش نمی‌رود، گاهی حدس زدن و پیش‌بینی این که چه حرکتی ممکن است پرهزینه یا کم‌هزینه‌ باشد، سخت است. بنابراین توصیه همیشگی این است که جانب احتیاط را در تمام فعالیت‌ها در نظر بگیرید.

منبع ۱ 

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

منبع ۵

آذر
۲۹
۱۳۹۷
حمایت‌گران چگونه قانون را به نفع زنان عوض می‌کنند؟
آذر ۲۹ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Sofia, Bulgaria - October 19, 2015: Young boy is enjoying more than a thousand pink balloons prepared to be released in memory of every woman died from breast cancer last year.
image_pdfimage_print

Photo: Belish/depositphotos.com

باران خسروی

در بسیاری از جوامع، قوانین توانسته‌اند نقش مهمی در کم‌رنگ‌ کردن خشونت و پررنگ کردن امنیت خشونت‌دیدگان داشته باشند. با تصویب قانون‌های منع خشونت علیه زنان، فراهم آوردن سیستم‌های حمایتی و پیوستن به کنوانسیون‌های منع خشونت علیه زنان، بسیاری از این جوامع توانسته‌اند دستگاه‌ها و راه‌کارهایی را برای حمایت از خشونت‌دیدگان راه‌اندازی کنند. متاسفانه اما ایران جزو کشورهایی است که پیوستن به کنوانسیون منع خشونت علیه زنان را رد کرده است.

از سوی دیگر تلاش‌های فعالان زنان برای تصویب قوانین حمایت از خشونت‌دیدگان، پیوسته هزینه‌های زیادی برای آنان داشته است؛ گرچه یکی از دستاوردهای خوبی که بدون شک نادیده گرفتن نقش جامعه مدنی در به وجود آمدن آن منصفانه نیست، بحث لایحه «تامین امنیت زنان در برابر خشونت» است.

این لایحه در سال ۱۳۹۵ در دولت اول حسن روحانی  و از سوی «معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری» تدوین شد و شهیندخت مولاوردی، معاون سابق امور زنان و خانواده رئیس جمهوری، آن را به‌عنوان مهم‌ترین لایحه مربوط به حوزه زنان معرفی کرده است.

اما از زمان تدوین، این لایحه همواره با مخالفت برخی اصول‌گرایان و تندروها مواجه بوده است و تاکنون راه‌های زیادی رفته و در پیچ و خم‌های دولتی گوناگون اعم از هیات وزیران و قوه قضاییه، بارها مسکوت گذاشته شده است.

بیشتر بخوانید:

حمایت‌گران مراقب خودشان باشند

نقش استراتژی در حمایت‌گری و خشونت خانگی

چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم

این روزها خبر این است که لایحه تامین امنیت زنان وارد مرحله نهایی خود شده است و از تمامی مراجعی که باید در مورد این لایحه نظر می‌داده‌اند گذشته و اصلاحات و ویرایش‌هایش انجام شده است. گرچه خبرها حاکی از آن است که بعد از اصلاحات و ویرایش‌های فراوان، نگاه جنسیتی از این لایحه گرفته شده، اما به هر حال به نظر می‌رسد اگر این لایحه تصویب شود گام رو به جلویی در حوزه محو خشونت علیه زنان برداشته خواهد شد.

فرد یا افراد علاقه‌مند به عنوان حمایت‌گر یا گروهی از حمایت‌گران می‌توانند نقشی مهم و کلیدی در تسریع تصویب این لایحه داشته باشند: اول این‌که با نوع فعالیت خود می‌توانند توجه همگانی را در این مورد بالا ببرند و دوم این‌که با روش‌های حمایت‌گر گروهی ممکن است بتوانند به تصویب لایحه سرعت بخشند.

اما در نظر داشته باشید در جوامع بسته که انتخاب نمایندگان بر اساس اصول دموکراسی انجام نمی‌شود و قوانین موجود به نفع زنان نیست و تبعیض‌آمیز است، تغییر قوانین بسیار سخت‌تر است. البته این امر غیرممکن نیست ولی نیاز به استفاده از روش‌ها و الگوهای متفاوت‌تر یا خلاقانه‌تری دارد؛ در عین‌ حال که در همه این موارد رعایت امنیت حرف اول را می‌زند.

در اینجا به چند روش که در مسیر حمایت‌گری می‌تواند به تسریع تصویب لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت کمک کند، اشاره می‌شود:

  • یادگیری از روش گذشتگان: یادمان نرود در تاریخ این اولین بار نیست که حمایت‌گران می‌خواهند قانون مهمی را به تصویب برسانند. خواندن و یادگیری از راه‌ها و روش‌هایی که فعالان زنان و حمایت‌گران در گذشته، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران پیموده‌اند، می‌تواند روشنگر خوبی در این مسیر باشد.
  • تبادل نظر: به احتمال زیاد گروه حمایت‌گری شما تنها گروه موجود خواهان تغییر نیست. بنابراین در نظر بگیرید اگر هسته اصلی گروه شما در تهران فعالیت می‌کند، حتما با گروه‌ها و فعالان زنان در دیگر شهرهای ایران ارتباط برقرار کنید. صرف این‌که حوادث سیاسی بیشتری در تهران رخ می‌دهد نباید باعث شود قدرت حمایت‌گران شهرهای دیگر نادیده گرفته شود. از فعالان زنان و گروه‌های دیگر بخواهید با نمایندگان یا گروه‌های تاثیرگذار و قدرتمند در شهرهای دیگر ارتباط بگیرند و با هم تبادل نظر کنند.
  • شناسایی عناصر قدرت، ذینفعان و تاثیرگذاران: یکی از مهم‌ترین اهداف شما باید شناسایی چهره‌ها و افرادی باشد که قدرت تاثیرگذاری زیادی در تسریع رسیدگی به این لایحه دارند. این افراد ممکن است در میان نمایندگان یا در سمت‌های بالای دولتی باشند یا ممکن است هیچ‌ ربطی به سیاست نداشته باشند و تنها چهره‌ای مطرح و مردمی باشند که می‌توانند روی سطح افکار جامعه و روی همراهی مردم تاثیر بگذارند. مثلا یک چهره سیاسی قدیمی محبوب یا یک چهره هنری محبوب یا هر فرد خاص دیگر. مهم در این‌جا قدرت مشروعیت، کاریزما و تاثیرگذاری است.
  • کمپین‌سازی: کمپین یک تلاش سازمان‌ یافته‌ است که به سمت هدف مشخصی حرکت می‌کند و معمولا دنبال تأثیرگذاری بر روند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری یا تغییر یک موضوع یا بحران اجتماعی است. در واقع کمپین یا کارزار یک فعالیت فراگیر هدفمند است که در یک بازه زمانی مشخص اجرا می‌شود. درباره این لایحه می‌توان کمپین مشخصی به راه انداخت. مهم این است که بتوان با انتخاب اسم مناسب برای آن، پیام درست آن را همگانی کرد تا علاقه‌مندان به آن بپیوندند.
  • آموزش: یکی از اهداف کمپین‌ها و از اهداف مهم حمایت‌گری بالا بردن آگاهی عمومی است که این امر بدون در نظر گرفتن عنصر آموزش امکان‌پذیر نیست. فراموش نشود که دانش قدرت است و انتقال این قدرت می‌تواند ابزار قدرتمندی برای شما باشد.

آموزش می‌تواند از خود و گروه خود شروع شود: مدام بخوانید و یاد بگیرید تا بتوانید برای هر نوع سـوال یا تغییر استراتژی آماده باشید. سعی کنید در طول مسیر حمایت‌گری، عموم را هم آموزش دهید. مثال می‌تواند روش کاری کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز باشد. ممکن است بگویید که آموزش نیازمند زمان و درگیری افراد است. باید بدانیم که در حمایت‌گری ما باید همواره دنبال روش‌های خلاقانه آموزش باشیم و جنبه و نگاه سنتی به آموزش را از یاد ببریم. شما حتی گاهی با یک توییت ساده می‌توانید دیگران را آموزش دهید یا مثلا وقتی با نمایندگان صحبت می‌کنید باید در تلاش باشید که تنها هدفتان لابی کردن نباشد و سعی کنید در عین حال درصدد آموزش نمایندگان در خصوص مواردی باشید که از آن آگاه نیستند. اگر در حال جمع‌آوری امضا هستید سعی کنید حتی شده به صورت کوتاه برای افراد وقت بگذارید و در مورد تاثیر تصویب لایحه، آموزش دهید.

  • نوشتن: ‌سعی کنید در وب‌سایت‌هایی که دسترسی دارید یا در شبکه‌های اجتماعی خود درباره اهمیت تصویب این لایحه بنویسید و در این باره مطالب آموزشی منتشر کنید. مطالب شما می‌تواند مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با افراد متخصص، تجربیات دیگر کشورها یا خبرهای روند تصویب لایحه باشد.
  • لابی با نمایندگان: ارتباط با نمایندگان شاید یکی از مهم‌ترین حرکت‌های شما باشد. شاید فکر کردن به تغییر قوانین از راه لابی کردن با نمایندگانی که منتخب ما نیستند و به لحاظ روش کاری و ایده بسیار دور از ما به نظر می‌رسند، گاهی مشکل و گاهی نشدنی به نظر برسد، اما واقعیت این است که لابی کردن همیشه یکی از روش‌های مورد اعتماد و موثر بوده، اگرچه گاهی به نتیجه می‌رسد و گاهی به نتیجه نمی‌رسد که اگر به نتیجه برسد، احتمال این‌که تغییر سریع‌تر و راحت‌تر صورت بگیرد، وجود دارد.

به هر حال تمام نمایندگان دید یکسانی درباره این موضوع ندارند. سعی‌ کنید وقت اصلی خود را روی نمایندگانی بگذارید که با شما موافق هستند و از آن‌ها بخواهید که با نمایندگان دیگر ارتباط بگیرند، مخصوصا کسانی که ممتنع هستند و شما به صورت دقیق نمی‌دانید در کجا ایستاده‌اند. شما می‌توانید از نمایندگان موافق مشورت بگیرید و ببینید چگونه ممکن است بتوانید ارتباط بهتری  با مخالفان برقرار کنید.

خود شما هم می‌توانید با آن‌ها قرار ملاقات بگذارید و مخصوصا اگر نماینده شهر شما هستند،‌ شاید راحت‌تر بتوانید از این نکته استفاده کنید که برای مردم شهر شما این موضوع مهم است.

در نظر بگیرید که لابی کردن یک مهارت است و نیازمند یادگیری فن گوش‌ دادن و مکالمه سازنده. اگر شما فکر می‌کنید این مهارت را ندارید و ممکن است در طول مکالمه عصبانی شوید یا فضا را ترک کنید، سعی کنید افرادی را در گروه خود انتخاب کنید که هم به لابی‌ کردن معتقد هستند و هم مهارت لازم را در این زمینه دارند. لابی گاهی می‌تواند از طریق گروه‌های دیگر نیز باشد که مورد تایید شما هستند.

  • تقویت مهارتهای ارتباطی: در حمایت‌گری تقویت مهارت‌های ارتباطی بسیار مهم است، مخصوصا در مورد همراه کردن مخالفان. مثلا در صحبت با نمایندگان، مهارت‌های ارتباطی و مکالمه خیلی مهم است. شما نمی‌خواهید از زبان آن‌ها برای مکالمه استفاده کنید و در عین حال هم نمی‌خواهید از زبانی استفاده کنید که بسیار از زبان آن‌ها دور است. سعی کنید از قابل فهم‌ترین و ساده‌ترین ادبیات، با پشتوانه ارقام و آمار واقعی استفاده کنید.
  • ایجاد حس همدردی: همدردی ابزاری بسیار قوی‌ست و ایجاد آن می‌تواند با قرار دادن مخالفان در موقعیت خشونت‌دیدگان، برانگیخته شود. فرقی نمی‌کند که طرف مخالف ما مرد باشد یا زن. سعی کنید به آن‌ها نشان دهید چگونه تصویب این لایحه می‌تواند زندگی آن‌ها را به صورت مثبت مورد هدف قرار دهد. مثلا اگر در حین صحبت با مخالفی با خنده و تمسخر او رو‌به‌رو شدید و از جمله کلیشه‌ای «این قانون ضد مردان است» استفاده شد، به او یادآوری کنید که این قانون می‌تواند چه نقشی در راستای حقوق فرزندان، مخصوصا دختران داشته باشد.
  • پیامک، تماس تلفنی و ایمیل زدن: قطعا دسترسی و دیدار با نمایندگان برای همه مقدور نیست، اما پیامک زدن یا تماس تلفنی می‌تواند برای همه راحت باشد. به دفتر نماینده خود زنگ بزنید و اگر جواب ندادند، برای آن‌ها پیغام بگذارید و درخواست خودتان را به صورت شفاف مطرح کنید.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سعی کنید پیام شما مشخص باشد و از گذاشتن پیام بلند خودداری کنید. گاهی تماس تلفنی سخت است و تکست زدن راحت‌تر. سعی کنید متن کوتاهی آماده کنید و به نماینده‌‌تان یا نماینده‌های دیگر و افراد مسئول پیامک بزنید.

یکی از کارهای کمپین شما می‌تواند پیدا کردن شماره نمایندگان باشد. در یک فراخوان همگانی از عموم افراد جامعه بخواهید همراه شما شوند و با نمایندگان تماس بگیرند. ایمیل زدن هم به همین روش می‌تواند به شما کمک کند.

  • جمع کردن امضا: طومار نویسی و بیانیه‌ نویسی همواره در طول فعالیت‌های حمایت‌گری مورد توجه بوده است. خوب است اگر بتوانید بیانیه‌ای با لغات قدرتمند و قابل فهم برای همگان بنویسید و همچنین بتوانید امضاهای زیادی از گروه‌های مختلف داشته باشید. در بیشتر بیانیه‌ها وقتی عدد به میلیون می‌رسد می‌تواند توجه جهانی به خود جلب کند.
  • نقش روزنامهنگاران: بدون شک در کشورهای بسته که روزنامه‌ها توان و آزادی بیان زیادی ندارند، دست‌یابی به روزنامه یا رسانه‌ای که درخواست شما را منعکس کند، سخت است اما، یکی از بهترین روش‌ها ارتباط با روزنامه‌نگارانی است که حساسیت جنسیتی دارند و سال‌هاست در این حوزه قلم می‌زنند. اگر این روزنامه‌نگاران فعال هستند می‌توانید از آن‌ها بخواهید در این‌ مورد بنویسند یا با نمایندگان مصاحبه کنند یا کمپین شما را پوشش بدهند. اگر روزنامه‌نگاران قبلا فعالیت داشته‌اند، می‌توان از آن‌ها خواست از شبکه خود استفاده کنند و زمینه ارتباط شما با دیگر همکارانشان را فراهم آورند. فراموش نکنید بسیاری از فعالان زنان سابق یا کنونی و بسیاری از حمایت‌گران زنان، شغلشان روزنامه‌نگاری است و آن‌ها می‌توانند گروه‌های همبستگی قوی‌ای باشند.
  • شبکه‌های اجتماعی: استفاده از شبکه‌های اجتماعی یکی از قدرتمندترین روش‌های اطلاع‌رسانی است و شما می‌توانید خود رسانه خود باشید. این روزها طوفان‌های توئیتری قدرت زیادی در همگانی کردن پیام شما دارند. مخصوصا که بیشتر مسئولان کشور هم در شبکه‌های اجتماعی مثل توئیتر فعال هستند. شما می‌توانید خواست همگانی خود را در باب تصویب این قانون به صورت هشتگ در آورید و از عموم بخواهید در ساعت مشخص یا در روزی مشخص در به اشتراک گذاشتن این هشتگ کمک کنند.

قطعا هشتگ‌ها و پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی به تنهایی نمی‌توانند موثر باشند اما می‌توانند بخش کوچکی را مورد هدف قرار دهند.

باید توجه داشته باشیم قدرت هشتگ‌ها زمانی در آموزش تاثیرگذار است که افراد به صورت سرسری تنها به اشتراک‌گذاری نپردازند و شروع به تحقیق و کنکاش درباره موضوع کنند یا پشت آن هشتگ داستان قوی و تاثیرگذاری وجود داشته باشد تا بتواند توجه عمومی زیادی را جلب کند.

  • حمایت گرفتن از جامعه جهانی: همزمان با کمپین‌های داخلی می‌توانیم از افراد و گروه‌های فعال زنان یا حمایت‌گران دیگر کشورها بخواهیم در همرسانی درخواست تصویب به ما کمک کنند. گاهی پیام جامعه زنان مسلمان دنیا ممکن است اثری بیشتر از پیام داخلی داشته باشد. برخی سازمان‌های بین‌المللی نیز قدرت بیشتری در پیام‌رسانی دارند و گاهی می‌توان با گروه‌های مهم و تاثیرگذار داخلی و خارجی لابی کرد.
  • تبدیل تهدیدها به فرصت: در نهایت همیشه به خاطر داشته باشید برای مخالفت آماده باشید و از تهدیدهای پیش آمده به عنوان فرصت استفاده کنید. به عنوان مثال مخالفت یک نماینده شاید برای کمپین شما بد هم نباشد تا با پررنگ کردن جنبه‌های منفی پیام مخالف، به نتیجه مطلوب‌تری برسید.

فهرست منابع:

منبع اول

منبع دوم

منبع سوم

آذر
۱۷
۱۳۹۷
حمایت‌گران مراقب خودشان باشند
آذر ۱۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
,
Photo: 					piotr_marcinsk/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: piotr_marcinsk/depositphotos.com

باران خسروی

پدر و مادرها، معلم‌ها، پرستاران، پزشکان، مشاوران، مددکاران اجتماعی و هر گونه فعالیت کاری و حرفه‌ای دیگری که به نوعی افراد را درگیر ارتباط با مردم و شنیدن داستان‌های آن‌ها می‌کند، جزو مشاغل سخت و طاقت‌فرسا محسوب می‌شوند.

 به همین منظور همیشه در این نوع شغل‌ها توصیه می‌شود افراد در روند مراقبت و توجه به دیگران، مراقبت و توجه به خود (Self Care) را هم فراموش نکنند. حتی بعضی سازمان‌ها به این منظور برای کارمندان خود تسهیلاتی خاص در نظر می‌گیرند: مثل مرخصی گرفتن مخصوص مراقبت از خود (Self Care Day) یا مرخصی سلامت روان (Mental Health Day)، یا در اختیار قرار دادن مشاور در سازمان‌های بزرگ برای کارمندان یا پرداخت هزینه مشاورو روا‌‌ن‌شناس به‌عنوان جزوی از هزینه بیمه کارمندان.

بیشتر بخوانید:

نقش استراتژی در حمایت‌گری و خشونت خانگی

اگر هشتگ‌ها منجر به تغییر اجتماعی نشوند

چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم

حمایت‌گری (Advocacy) از خشونت‌دیده جنس کاری شبیه به این مشاغل دارد، مخصوصاً اگر حمایت‌گری حرفه تخصصی شما باشد و شما به دلیل حرفه‌ای بیشتر اوقات روز یا شب را درگیر حمایت‌گری از خشونت‌دیدگان باشید، مثل شغل مددکاری اجتماعی، مشاوره، کسانی که در خانه‌های امن کار می‌کنند، پاسخ‌دهندگان تماس‌های اضطراری خشونت یا کسانی که در سازمان‌های حفاظت از منافع خشونت‌دیدگان به صورتی مشغول کار هستند. به دلیل جنس کار، حمایت‌گران (Advocates) می‌توانند به‌راحتی دچار فرسودگی شغلی (Burn Out) و استرس آسیب‌زای ثانویه* (Secondary Trauma Stress) شوند و در نهایت هر دو این‌ها می‌تواند منجر به عوارض جانبی غیرمتعارف مانند کاهش فعالیت مفید، احساس گناه یا بی‌کفایتی، کابوس، افزایش احساس ناامیدی، پارانویا، اختلال استرس پس از آسیب روانی (PTSD) و ارتباط‌‌گریزی از خانواده یا دوستان یا هزاران مشکل دیگر شود.

کلید اجتناب از این عوارض جانبی منفی (به غیر از ترک کار یا بی‌خیالی و رفتن به یک جزیره خوش آب و هوا) منوط به توجه جدی به استراتژی‌های مراقبت از خود است.

در اینجا چندین راه برای شروع مراقبت از خود معرفی‌ می‌شود:

نشانه‌های فرسودگی شغلی را شناسایی کنید

خستگی و انفجار از نشانه‌های آشکار فرسودگی شغلی است اما نشانه‌های ظریف‌تری نیز وجود دارد که باید نسبت به آن‌ها حساس بود. یکی حس حساسیت است، احساس این‌که بدون تو، همه‌ چیز از بین می‌رود. در نتیجه حواس شما همیشه سمت کار است.

از نشانه‌های دیگر احساس نومیدی است، احساس این‌که هر چه انجام می‌دهید بی‌فایده است. به احساسات مختلف اهمیت بدهید و بدانید که این احساسات می‌توانند نشانه‌هایی از فرسودگی بالقوه باشند.

در مورد استرس آسیب‌زای ثانویه آموزش ببینید

از متخصصان در خصوص این موضوع بپرسید و آموزش لازم را در این زمینه ببینید تا بتوانید آن را بهتر درک کنید و علائم آن را در خود و همکاران خود تشخیص دهید.

عامل و باعث یادآوری تراما (Trigger) را شناسایی کنید

اگر شما حمایت‌گر یا خشونت دیده هستید، صحبت کردن با دیگر خشونت‌دیدگان و شنیدن داستان‌های آن‌ها می‌تواند یک عامل یادآوری و ایجادگر تراما باشد. با یادگیری برخی از تکنیک‌های پایه‌ای در مهارت و کنترل ذهن، از مرور خاطرات و ایجاد دوباره تراما جلوگیری کنید.

با همکاران خود صحبت کنید

احساسات خود را به اشتراک بگذارید. همکاران شما ممکن است بینش مفید‌تری داشته باشند چرا که ممکن است تجربه‌ای شبیه دوره شما را سپری کرده باشند. بپرسید آن‌ها در این موقعیت چه می‌کنند. در نظر داشته باشید که گاهی نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم واقعاً صحبت‌های چه کسی ممکن است مفید باشد. در نتیجه سعی کنید با ذهن و قلب باز به دیگران گوش دهید.

دوستانی خارج از محیط کار داشته باشید

همکاران نباید تنها دوستان شما باشند. همیشه دوستانی خارج از حوزه کار داشته باشید و در حوزه‌های دیگر زندگی با آن‌ها معاشرت کنید تا به زندگی خود تعادل ببخشید.

برای آموزش حمایت‌گری ثبت‌نام کنید

حمایت‌گران جوان نسبت به حمایت‌گران قدیمی ممکن است بیشتر فرسودگی شغلی و استرس آسیب‌زای ثانویه را تجربه کنند. دلیل این امر می‌تواند این باشد که حمایت‌گران با تجربه‌تر، دانش و منابع بیشتری برای تکیه‌ بر کار خود دارند. ارتباطات خود را گسترش دهید و هر زمان که می‌توانید به آموزش خود ادامه دهید؛ مخصوصاً آموزش حمایت‌گری.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

مرور پرونده

از مدیران و مسئولان خود بخواهید پرونده‌های کار خودشان با خشونت‌دیده‌ها را با شما در میان بگذارند تا بتوانید یاد بگیرید که آن‌ها در چه مسیری پیش رفته‌اند و چه‌طور ممکن است در آینده به چالش برخورد کنید. از آن‌ها بپرسید که آن‌ها در موقعیت‌های دشوار چه کرده‌اند و برای مراقبت از خود چه توصیه‌ای دارند.

تنظیم انتظارات

همان‌طور که می‌دانید، شما قادر به کمک به همه نیستید. گاهی برخی خشونت‌دیدگان آماده کمک گرفتن نیستند و گاهی اوقات شرایط فراتر از کنترل است و نتیجه ایده‌آل را از دسترس شما خارج می‌کند. استانداردهای بیش از اندازه و غیرمعمول نداشته باشید و بدانید که کجا این استاندارد بالاتر از حد انتظار است و باید از آن عبور کرد.

مرزها را معین کنید

حمایت‌گری کار شماست -شاید اشتیاق شما- اما زندگی شما نیست. یک برنامه «بدون ایمیل پس از هفت روز» برای خود بسازید، گوشی خود را در تعطیلات آخر هفته در ارتباط با کار چک نکنید، خبرهای ناراحت‌کننده را در آخر هفته نخوانید و هر کاری لازم است انجام دهید تا یک زندگی بیرون از کار برای خود داشته باشید.

به یک گروه پشتیبانی بپیوندید

از همسالان خود یاد بگیرید و مکانیسم‌های مقابله با مشکلات را در جلسات گروهی با هم مبادله کنید.

با یک درمانگر صحبت کنید

حمایت‌گران بیشتر شاهد رنج‌ها در جامعه هستند. گوش دادن به افرادی که مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته‌اند یا آن را سال‌ها قبل تجربه کرده و هرگز به کسی نگفته‌اند کار ساده‌ای نیست. اگر از شنیدن روایت آدم‌ها دچار اضطراب، افسردگی یا اختلال استرس می‌شوید، حتماً به دنبال گرفتن مشاوره حرفه‌ای باشید.

برای ناهار بیرون بروید

حداقل یک‌بار در روز از دفتر یا فضای کار خود خارج شوید، در خارج از منزل یا محل کار غذا بخورید یا ساعات ناهار قدم بزنید.

ورزش را فراموش نکنید

ورزش استرس زدای بی‌نظیری است که هم به بدن و هم به ذهن شما کمک می‌کند.

خلاق باشید

خود را از طریق نوشتن، نقاشی کردن یا هر گونه تلاش هنری الهام گرفته، سرگرم و خالی کنید.

روح خود را تغذیه کنید

با چیزی بیشتر از خودتان ارتباط برقرار کنید. گاهی رفتن به مسجد، کلیسا یا اماکن مذهبی ممکن است به شما کمک کند. برای گروهی رفتن به یوگا و انجام مدیتیشن کمک می‌کند و گروهی با رفتن به طبیعت ارتباط برقرار می‌کنند و بدین‌ وسیله سعی می‌کنند به لحاظ روحی و فکری به خود برسند.

راهنمای کار دیگران شوید

شاید کار کردن با حمایت‌گران جدید و زیر بال گرفتن آن‌ها مثل کار اضافی به نظر برسد، اما در ذهن داشته باشید، آن‌ها در کار متخصص خواهند شد و آن‌وقت می‌توانند به شما کمک کنند و از حجم کار شما کم کنند.

یادآوری خاطرات خوب

یک مجموعه از کارت‌های تبریک از همکاران یا کارت‌های تشکر خشونت‌دیدگان داشته باشید. داستان‌های موفقیت‌آمیز خود را جایی بنویسید و هر وقت ناامید شدید سراغ آن‌ها بروید.

ساخت جعبه کمک به خود و یادگیری تکنیک‌های ساده مهار استرس

جعبه کمک به خود، مجموعه‌ای از استراتژی‌هایی است که شما برای مقابله با خواسته‌های سنگین کار خود دارید. این ابزار برای هر کسی متفاوت است و حتی ممکن است در طول زمان برای یک فرد تغییر کند. در یک وضعیت استرس‌زا، شما می‌توانید در عرض چند ثانیه با انجام چند کار کوچک به مهار استرس خود کمک کنید ( فشار دادن یک توپ، دوش آب گرم گرفتن، نفس عمیق کشیدن یا پیاده‌روی).

عادت‌های ساده مانند این‌ها و اضافه کردن آن‌ها به برنامه روزانه شما می‌تواند در طولانی‌مدت بسیار به شما کمک کند.

در نهایت فراموش نکنید مراقبت از خود در بسیاری از اشکال وجود دارد و اینجا تنها به چند نمونه از آن‌ها اشاره شد.

سعی کنید روش‌های مراقبت از خود را یاد بگیرید و به‌ صورت کلی این مسئله را جدی بگیرید.

پانویس:

* استرس آسیب‌زای ثانویه: اشاره به مشکلی دارد که در آن فرد مبتلا، خود به‌ صورت مستقیم حادثه یا تراما را تجربه نکرده است، بلکه در اثر شنیدن داستان یا کار با کسی که تراما را به صورت دست اول تجربه کرده، در او ایجاد شده است.

منابع:

منبع اول

منبع دوم

منبع سوم

آبان
۲
۱۳۹۷
حمایت از قربانی خشونت دیده
آبان ۲ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
,
shutterstock_1132059785
image_pdfimage_print

Photo: oleschwander/shutterstock.com

باران خسروی

وقتی زن خشونت‌دیده‌ای که برای گرفتن کمک به شما مراجعه کرده، هنوز تلاش می‌کند یا اصرار دارد که رابطه با آزارگر را حفظ کند، شما چه می‌کنید؟ آیا به حمایت خود ادامه می‌دهید یا با ناامیدی دست از کمک‌ می‌کشید؟ مطلب زیر برگرفته از راهنمایی است که با تلاش ۳ سازمان حامی قربانیان خشونت خانگی در آمریکا و بر اساس تجربه عملی مددکارن و مشاوران حقوقی آن‌ها منتشر شده است. مفاد این راهنما برگرفته از تجربه‌های مشابه حمایت‌گرانی است که بارها مشوق قطع ارتباط قربانی با فرد آزارگر بوده‌اند، اما تلاش آن‌ها با شکست روبرو شده است. ترجمه بخش‌هایی از این راهنما  با درک اهمیت و شرایط دشوار و پیچیده نجات یک قربانی خشونت خانگی صورت گرفته است. ما چه مددکار اجتماعی باشیم یا مدافع حقوق زنان یاحتی فردی معمولی که تلاش می‌کند دوست یا اعضای خانواده یا همسایه  را از چرخه خشونت نجات دهد، باید بدانیم خشونت خانگی به دلیل روابط پرفراز و نشیب عاطفی بین آزارگر و آزاردیده، یا تاریخ و تجربه مشترک تلخ و شیرین و گاه دراز مدت میان آن‌ها، وجود فرزندان و یا حتی نوع و میزان خشونت اعمال شده که گاه با مهربانی و دلجویی بعدی فرد آزارگر همراه است، ابعاد پیچیده‌ای دارد که بر نوع و کیفیت فعالیت‌های مرتبط با حمایت از قربانیان نیز تاثیر می‌گذارد. درسی که از درک این پیچیدگی‌ها باید گرفت این است که فراموش نکنیم خشونت خانگی زخم عمیقی بر جسم، احساس و خاطرات قربانی به جا می‌گذارد که مرهم گذاشتن بر آن نیاز به مراقبت صبورانه و بلندمدت دارد. راهنمای زیر یاد می‌دهد که چطور در فرآیند درمان این زخم باید صبور باشیم، به سخنان و نظرات قربانی گوش دهیم و از قضاوت عجولانه یا قطع حمایت بپرهیزیم حتی اگر او هنوز می‌خواهد در رابطه خشونت‌آمیز باقی بماند.[۱]

بیشتر زنان خشونت‌دیده در رابطه خود با شریک آزارگر فعلی یا سابق‌شان می‌مانند. ادامه این ارتباط گاه بنا به تصمیم خودشان است یا به دلیل ضرورت‌هایی که مستلزم ادامه ارتباط با فرد آزارگر است. فرزندان این زنان هم حتی اگر رابطه‌شان تمام شده باشد، هنوز احتمال زیادی وجود دارد که پدرشان را ببینند. در این شرایط باید بدانیم که همه قربانیان خشونت خانگی – و نه فقط آن‌هایی که رابطه را تمام کرده‌اند- مستحق دسترسی به منابع و حمایت در برنامه‌های مداخله و حمایت‌گری هستند.

بسیاری از شما که با قربانیان خشونت خانگی کار می‌کنید، مواردی را سراغ دارید که قربانیان هنوز با فرد آزارگر در ارتباطند. ممکن است با زن قربانی از طریق خطوط تلفنی هاتلاین صحبت کرده باشید یا این که برای او امکان رفتن به خانه امن را فراهم ساخته یا  به او اطلاعاتی را در زمینه منابع محلی و مقررات قانونی مربوط به تامین امنیت داده باشید. حتی ممکن است که به سخنان او و مشکلاتش در گروه‌های حمایتی گوش داده باشید.در این شرایط لازم است بدانید که فرزندان این زنان باید در کانون توجه فعالیت حمایت‌گری شما قرار بگیرند و همه قربانیان خشونت، بزرگسالان یا کودکانی که هنوز با فرد آزارگر در ارتباطند  از برنامه‌های حمایت‌گری شما مانند اطلاعات و منابع حفاظتی بهره‌مند شوند.

لازم است بدانید که مدافعان دارای مهارت و قدرت تاثیر، به قربانیان کمک می‌کنند تا ارتباط‌شان با فرد آزارگر را محدود کرده و زمینه را برای ترک رابطه فراهم سازند. این مساله اولین استراتژی حمایتی و یکی از موضوعاتی است که همه ما باید بدانیم. با این وجود وقتی توجه قربانی و هدف او هنوز به ماندن در ارتباط با فرد آزارگر یا ماندن در این رابطه یا بهبود رابطه کودکان با پدرشان است، ما ممکن است به عنوان مدافع این زنان از کوره در برویم. ممکن است برای در نظر گرفتن استراتژی مناسب مشکلاتی داشته باشیم و گاه ممکن است حتی ندانیم چه بگوییم یا چه کنیم.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

حال اگر با روش‌های سنتی حمایت‌گری وارد چرخه حمایت از قربانی شوید، ممکن است قربانی با این دیدگاه که شما نمی‌توانید شرایط او را درک کنید، نا‌امید شده و از دریافت کمک سر باز زند. اما بر اساس راهنمای کنونی شما باید بدانید که تعهدتان به حمایت از حق قربانی برای تصمیم‌گیری در مورد رابطه است. تصمیمی که ممکن است بر اساس ملاحظات فردی و فرهنگی گرفته شود، یا طبق ارزیابی او  به نفع فرزندش است. ما نمی‌گوییم که قربانی باید در رابطه بماند یا این که حتما رابطه را  ترک کند. البته ما معتقد نیستیم که حفظ رابطه کودکان با پدر آزارگرشان لزوما مفید و یا امن است. ما از تاثیرات فیزیکی و روانی ویرانگر خشونت آگاهیم اما با این حال می‌گوییم به حمایت‌گری ادامه داده و آن را تقویت کنید تا به بهترین نحو به قربانی کمک شود. اما گاهی ممکن است در این که چطور کار کنیم، از چه زبانی برای کمک استفاده کنیم و چطور همکاری قربانی را جلب کنیم، ارزیابی‌های متفاوتی داشته باشیم.

به طور کلی قربانیان رابطه خود را زمانی حفظ می‌کنند که ترک رابطه، شرایط زندگی آن‌ها و فرزندانشان را وخیم می‌سازد. آن‌ها معمولا گزینه‌ای برای خروج ندارند، یا منابعی در اختیارشان نیست که به راحتی رابطه نامناسب را ترک کنند. گاهی اوقات نقاط مثبتی هم در رابطه‌شان هست که آن‌ها را متقاعد می‌کند حفظ رابطه تا حدودی ارزش تحمل کنترل و خشونت را دارد. گاهی هم این فرزندان هستند که خواهان حفظ رابطه‌اند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

ترک یک رابطه در این شرایط، همیشه ریسک بالایی برای قربانی دارد. گاهی ترک یک رابطه موجب افزایش خشونت همسر یا شریک زندگی، از دست دادن فرزندان، از دست دادن محل زندگی، درآمد، شغل، بیمه بهداشتی، در خطر قرار گرفتن شرایط مهاجرت، قطع ارتباط با گروه‌های اعتقادی و حتی حمایت خانواده و دوستان می‌شود. به طور کلی ترک یک رابطه به معنای از دست رفتن ثبات مالی و حتی تامین غذای فرزندان و بی‌خانمانی است. به علاوه ترک رابطه چه تاثیری بر فرزندانشان خواهد گذاشت؟ در این شرایط بسیار دشوار یا غیر ممکن خواهد بود که فرزندان در شرایط فیزیکی یا احساسی امنی باشند.

اما چرا قربانیان بعد از ترک رابطه هنوز با آزارگر خود در تماس باقی می مانند؟

برای بسیاری از بازماندگان خشونت اصلا واقع گرایانه یا حتی مفید نیست که همه راه های ارتباطی قطع شود. اگر قربانی صاحب فرزند باشد به هر حال مسایل مربوط به سرپرستی از فرزندان یا مسایل مالی آنها دخیل در حفظ این ارتباط است. گاهی اوقات فرد آزارگر می تواند تنها منبع حمایتی یا مالی باشد که می توان در روزهای سخت از او کمک گرفت. به هر حال همیشه دلیلی متقاعد کننده برای فرد قربانی وجود دارد که رابطه اش را با شریک فعلی یا سابق آزارگرش حفظ کند.

چه باید کرد؟

آنچه در وهله اول برای یک مدافعه گر یا حامی مهم است به کار گرفتن یک دیدگاه مبتنی بر نظر و خواست قربانی است (victim defined appro The). یعنی این قربانی است که تصمیم به ترک ارتباط می گیرد یا ارتباطش را حفظ می کند و یا بین ترک و یا حفظ ارتباط قرار دارد. این دیدگاه در واقع مبتنی بر فهم نیازها، منابع، دیدگاه و حتی مولفه های فرهنگی تاثیر گذار بر تصمیم قربانی است. به کارگیری دیدگاه فوق باعث می شود که یک نگاه همه جانبه به مسایل قربانی در هنگام تعیین استراتژی های حمایتی برای او داشت. البته به خاطر داشته باشید که کار شما صرفا گوش دادن به قربانی و انجام آنچیزی نیست که او می خواهد بلکه شما نیاز به یک مشارکت فعال، پویا و حساس به فرهنگ درفرایند ارایه اطلاعات و در اختیار قرار دادن منابع دارید تا این که بتوانید به طور مناسبی به قربانی برای تصمیم گیری بهتر کمک کنید.

هدف به کارگرفتن دیدگاه مدافعه گری بر مبنای تعریف قربانی در وقع افزایش سلامت قربانی و فرزند اوست. برای این که قربانی در سلامت باشد البته که باید از چرخه خشونت و کنترل شریکش آزاد شود اما بایستی قادر به تامین نیازهای اساسی زندگی اش هم باشد. درست است که کاستن از خطر خشونت فیزیکی یا جنسی تلاش ماست اما رها کردن قربانی و فرزندانش بدون حمایت های مالی بلند مدت هم سلامتشان را تضمین نمی کند. به علاوه این رهایی او از رابطه خشونت به معنای امنیت در برابر مشکلات روانی، اعتیاد یا مشکلات مربوط به تروما نخواهد بود.

موفقیت در نجات یک قربانی و قطع رابطه با آزارگر او چیست؟

موفقیت همان چیزی است که قربانی تعریف می کند. این قربانی است که بر مبنای میزان خشونت شریکش و شرایط زندگی و فرهنگی اش تصمیم می گیرد. برای فردی که هنوز در رابطه با آزارگر خود است، تعریف موفقیت صرفا اولویت بندی برای کاهش خشونت فیزیکی نیست، این امر اگرچه بسیار مهم است اما ضرورتا ممکن است اولین یا مهمترین گزینه نباشد.

باید از هر قربانی بپرسید که به نظر او چه چیزی بهتر است و چه کاری وخامت شرایطش را کمتر یا بیشتر می کند. به طور مثال ممکن است یکی از قربانیان بگوید چه چیزهایی بهتر است انجام داد به این دلیل که شریکش دیگر بچه ها را کتک نمی زند یا این که دیگر حقوقش را  هدر نمی دهد. بنابراین این تغییر رفتارها چیزی است که برای قربانی ارزش و اولویت دارد. این همان تعریف قربانی از موفقیت است.

نکته پایانی:

برای ما ممکن است موفقیت به معنای این باشد که کسی آزار نبیند یا توسط شریکش کنترل نشود یا وقتی که کودکی در اثر خشونت خانگی آسیب جسمی و روانی نبیند. به دلیل این که می خواهیم هر قربانی کاملا و همیشه امن باشد، ممکن است با نوع تعریف قربانی از موفقیت مشکل داشته باشیم. ممکن است صرفا بهبود نسبی شرایط برای ما معنای موفقیت نداشته باشد به خصوص اگر قربانی هنوز متحمل خشونت و   کنترل از سوی همسرش است. به علاوه شنیدن قربانی لزوما به معنای صرفنظر از دیدگاه خود ما به خروج کامل از رابطه خشونت آمیز نیست اما مهم این است که ما هنوز به اقدامات حمایتی خود ادامه می دهیم و به نظر قربانی هم احترام می گذاریم در حالی که ممکن است نظر و اعتقاد خود را داشته باشیم. اما مطابق با یک برنامه سیستماتیک و متناسب با تمام سطوح ما هنوز برای پایان بخشیدن به خشونت برای همه قربانیان تلاش خود را می کنیم.

منبع

مهر
۲۴
۱۳۹۷
نقش استراتژی در حمایت‌گری و خشونت خانگی
مهر ۲۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: 	EmiliaU/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: EmiliaU/depositphotos.com

باران خسروی

 توسعه استراتژی (strategy) موثرترین و کارآمدترین راه برای شروع حمایت‌گری (Advocacy) است.

حمایت‌گری و کمپین سازی یک تاکتیک یا یک رویداد نیست بلکه مجموعه ای از فعالیت‌های هدفمند را در برمی‌گیرد که در راستای یک تغییر بنیادین پیش می‌رود. تغییری که معمولاً با دیدگاه سازمان شما، گروه شما یا شخص شما هماهنگ است.

استراتژی درواقع شامل تصمیم‌گیری در این باره است که مقصد کجاست و رسیدن به آن چگونه خواهد بود.

چرا برنامه‌ریزی استراتژی برای کار حمایت گری مهم است؟

داشتن یک استراتژی یا برنامه راهبردی برای تلاش‌های حمایت‌گرایانه به شما کمک می‌کند تا:

●       دیدگاه و اهداف خود را مشخص کنید.

●       ذی‌نفعان (stakeholder) را شناسایی کنید و راه‌های دست‌یابی به آن‌ها را بررسی کنید.

●       بدانید نقشه تغییرات شما چه مسیری دارد.

●       بتوانید به‌ راحتی محیط داخلی و خارجی را تجزیه‌ وتحلیل کنید.

●       یک جهت روشن برای تعیین گام‌های بعدی داشته باشید.

تعیین استراتژی و پیاده‌سازی آن نقش مهمی در تسهیل فعالیت‌های حمایت‌گرایانه شما دارد. همان‌طور که اشاره شد استراتژی یک چارچوب برای تصمیم‌گیری در مورد نحوه بازی است و به همین دلیل طراحی استراتژی به شما کمک می‌کند راحت تر به هدف حمایت‌گری خود برسید.

بسیاری از اصول برنامه‌ریزی کمپین‌ها و کار حمایت‌گری شبیه برنامه‌ریزی برای یک پروژه است. شما باید بدانید قرار است به چه هدفی برسید و راه رسیدن به آن چیست. چه کسی، چه زمانی، چه کاری را انجام خواهد و شما چگونه می‌توانید نتایج کار را پیگیری کنید. همچنین این کار نیازمند انعطاف است تا بتوانید به رویدادهایی که اتفاق می‌افتد پاسخ درست بدهید و اگر ایجاب کرد، روش خود را تغییر دهید.

یک برنامه موفق استراتژی از قبل نیازمند تحقیق و فکر کردن زیاد است. در این مسیر مهم است بدانیم که چرا باید استراتژی داشته باشیم و چه زمانی بهترین وقت اجرای برنامه است. در نتیجه برنامه‌ریزی و طراحی استراتژی بیش از هر چیز نیازمند یادگیری و آموزش است تا بتوانید تأثیرات دائمی داشته باشید و درعین‌ حال خطرات کار را محاسبه کنید.

به‌ عنوان‌ مثال شما به‌ عنوان گروهی از فعالان حقوق زنان باخبر هستید که لایحه تأمین امنیت زنان که لایحه‌ای در جهت مقابله با خشونت علیه زنان است، ماه آینده در مجلس وارد مرحله نهایی رای‌گیری می‌شود و در نظر دارید در همین راستا کمپینی برای حمایت و تصویب قانون مورد نظر راه بیندازید. برای تشکیل و پیشبرد هدف اما باید نقاط قوت و ضعف گروه یا سازمان خود را بشناسید و بدانید که بازیگران کلیدی در پیشبرد این هدف چه کسانی هستند؟

همین‌طور لازم است بدانید که چگونه باید این افراد را با هم در ارتباط قرار دهید و باید بدانید چگونه این افراد در طول زمان در ساختن بخش بعدی هدف شما به شما کمک خواهند کرد.

به عنوان مثال باید بدانید آیا شما یا مردم نقش بیشتری دارید یا نمایندگان مجلس؟

پاسخ به این پرسش به شما در ترسیم بخش بعدی کار کمک می‌کند چرا که به شما کلیت کار را نشان می‌دهد. مثلاً باید بدانید اگر این لایحه در مجلس تصویب نشد شما بعد از آن چه نقشه‌ای دارید و اگر تصویب شد چه؟

بعد از ترسیم کلیت کار، شما باید کار را به هدف‌ها و موضوعات کوچک‌تر تقسیم کنید تا دست‌یابی به آن راحت‌تر باشد.

ساختاربندی فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی طرح اجرایی در مرحله بعدی قرار می‌گیرد.

چه زمانی؟

بهترین زمان برای توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری قبل از شروع کار است. مهم است که شما یک تصویر واضح از جایی  که ایستاده‌اید و آنچه می‌خواهید به‌ دست بیاورید داشته باشید.

پیش از توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری از خود بپرسید:

●       چرا اکنون زمان لازم برای تغییر قوانین خشونت‌آمیز علیه زنان در کشور است؟

●       چرا ذی‌نفعان باید به مساله خشونت علیه زنان اهمیت دهند؟

●       چرا تصمیم‌گیرندگان باید اکنون  وارد عمل شوند؟

●       چه مدارکی داریم که در این روند به ما کمک می‌کند؟

●       آیا در این زمان این هدف می‌تواند تغییراتی را که می‌خواهیم به دنبال داشته باشد؟ (این موضوع باید روشن بشود)

●       آیا جامعه ظرفیت تغییرات بعد از تصویب قانون را داد؟

در نهایت به یاد داشته باشید انتخاب زمان برای پیاده‌سازی یک طرح حمایتی اغلب به‌ اندازه آنچه امیدوار هستید به‌دست آورید، اهمیت دارد.

چه کسانی؟

برنامه راهبردی می‌تواند به‌ صورت جداگانه یا با مشورت با سایر ذی‌نفعان طراحی شود. اگر شما شرکا یا متحدانی دارید، در نظر بگیرید که اکنون بهترین زمان درگیری آن‌هاست. در این مورد باید بدانید که این موارد اهمیتی ویژه دارند:

●       روشن‌سازی در مورد اینکه با چه کسی کار می‌کنیم و چه کسی باید متقاعد شود.

●       قدرت رسمی و قدرت غیررسمی کیست؟ چه کسی قدرت تغییر را دارد؟ آیا اشخاصی هستند که قدرت خاصی داشته باشند -مثلاً استاد دانشگاه یا روحانی یا کسانی که از دولت قبلی بازنشسته شده‌اند.

●       چه کسی خنثی است و چگونه می‌توان او را تبدیل به طرفدار خود کرد؟

●       متحدان و مخالفان ما چه کسانی هستند؟ چه کسانی از نمایندگان مجلس ممکن است با ما موافق باشند و چه کسانی مخالف شدید هستند؟

●       در دولت چه سازمانی مسئول پیگیری امور زنان است؟

●       آیا دولت هیچ پیمان‌نامه بین‌المللی‌ای در خصوص منع خشونت علیه زنان امضا کرده است؟

●       آیا تا به‌ حال نمایندگان مجلس در این خصوص اظهارنظر کرده‌اند؟

●       چگونه به نمایندگان دسترسی پیدا کنیم؟

●       نقش گروه‌های خارج از کشور و برنامه خارج از کشور در راستای موضوع خشونت علیه زنان چیست؟

●       نقش رسانه‌ها چیست؟ چه رسانه‌ای را باید درگیر کنیم؟

●       چه کسی مسئول احترام، اجرا و محافظت از حقوق زنان است؟

●       آیا ما باید با سازمان‌های دیگر مانند سازمان‌های جامعه مدنی کار کنیم یا بخش خصوصی؟

●       به چه کسانی باید گوش دهیم؟

●       آیا ما باید مردم را برای حمایت از هدف خود بسیج کنیم؟

چطور؟

تجزیه‌ و تحلیل چشم‌انداز اولیه شما در نظرگیری ذی‌نفعان و تجزیه‌ و تحلیل مشکلات کمک زیادی به شما خواهد کرد و به‌ عنوان پایه‌ای برای توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری مهم خواهد بود و به شما کمک خواهد کرد که به سمت درگیر کردن و داشتن گروه‌های همراه پیش بروید.

همزمان اما باید این موارد را نیز در نظر گرفت:

●       چگونه می‌توانیم برنده شویم؟

●       چه چیزی باید تغییر کند؟

●       بهترین تاکتیک‌ها و رویکردها برای تأثیر‌گذاری بر اهداف چیست؟

●       تغییر سیستم از کجا می‌تواند باشد و کجا در برابر تغییر مقاومت وجود دارد؟

●       چگونه می‌توانید اطمینان حاصل کنید که پیام خود را دریافت می‌کنید و روی آن عمل می‌کنید؟

تهیه یک برنامه واضح و موثر

در نهایت اما باید برنامه عملیاتی خود را با پاسخ‌گویی به همه پرسش‌ها بسازید و اجرا کنید  و ببینید که چگونه طرح کار می‌کند  تا بتوانید تصمیم بگیرید که چه چیزی را حفظ کنید و چه چیزی را تغییر دهید یا متوقف کنید.

در واقع در این مرحله به این پرسش پاسخ می‌دهید که چگونه می‌توانید اطمینان حاصل کنید پیام مورد نظر خود را دریافت می‌کنید و روی آن عمل می‌کنید؟

پانویس:

منبع ۱

منبع ۲

MacDonald, A. (n.d.). 3 Planning your advocacy strategy. Retrieved from https://www.savethechildren.org

مهر
۲۰
۱۳۹۷
اگر هشتگ‌ها منجر به تغییر اجتماعی نشوند
مهر ۲۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Hands show gesture symbol hashtag is viral, web, social media, network. Background is sunny urban sunset, concept for marketing, trending, blogging and internet themes
image_pdfimage_print

Photo: Valerii_Honcharuk/depositphotos.com

باران خسروی

این روزها تقریبا تمام کسانی که از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، هشتگ(Hashtag) را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اند یا خود از آن استفاده کرده‌اند. استفاده از هشتگ تنها محدود به شبکه‌های اجتماعی نیست و گاهی روی تبلیغات  و بیلبوردها هم آن را می‌بینیم.

 هشتگ برچسبی است که برای دسته‌بندی وبه اشتراک‌گذاری پست‌ها و نظرات درباره موضوعی خاص، در سطحی فراگیر و فراتر از حلقه و فهرست دوستان به کار می‌رود. اگر بخواهیم تصور دقیق‌تری از هشتگ داشته باشیم، آن را کلمه یا عبارتی متشکل از حروف واعداد تعریف کرد که بین آنها فاصله‌ای وجود ندارد و در ابتدای آن از نماد # استفاده می‌شود تا امکان شناسایی و پیگیری این موضوع برای دیگر اعضای شبکه اجتماعی آسان شود.

نقطه آغاز ورود هشتگ به شبکه‌های اجتماعی، با کریس مسینا برنامه‌نویس نرم‌افزارهای متن‌ باز بود. اوبه این نتیجه رسید که می‌تواند از هشتگ در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه توییتر استفاده کند، تا موضوعات مختلف را با آن علامت‌گذاری کند. نخستین  بار آگوست  ۲۰۰۷ در توئیتر خودش نوشت: نظر شما در مورد اینکه از # برای مشخص کردن گروه‌ها استفاده کنیم چیست؟

کاربرد هشتگ‌

‌ هشتگ‌ می‌تواند در تمامی رسانه‌های اجتماعی استفاده شود و استفاده از آن  محدودیتی ندارد. وقتی شما مکالمه یا جمله‌ای را با هشتگ‌ همراه می‌کنید، آن‌ را به راحتی در معرض دید و جستجوی دیگران  قرار می‌دهید. یک جستجوی ساده یا کلیک روی هشتگ، به راحتی کسانی را که از آن هشتگ در مطالبشان استفاده کردند، نشان می‌دهد. هشتگ راهی است آسان برای جذب، تجمیع و تشویق مردم جهت بحث و گفتگو درباره یک موضوع مشخص  و شما به عنوان کاربر فضای مجازی می‌توانید از این فرآیند استفاده کنید تا یک موضوع را داغ کنید یا  سبب آغاز یک گفتگوی اینترنتی شوید.

هشتگ و استفاده آن در حمایت‌گری

مت‌کالینز در گاردین می‌نویسد: “شبکه‌های اجتماعی  مرکز گفتگو پیرامون مسائل مهم روز است”. به این معنی که بستر گفتگو برای موافقان و مخالفان است تا ایده‌های خود را به اشتراک بگذارند و حمایت عمومی را به دست بیاورند. در این میان بسیاری از کاربران، کنشگران و حمایت‌گران تلاش می‌کنند تا با داغ کردن یک هشتگ، توجه عمومی را به موضوع مورد نظر خود جلب کنند. اما آیا  داغ کردن هشتگ‌ها باعث حمایت‌گری می‌شوند؟ یا بیشتر مثل کارهای خیرخواهانه، هدفشان تنها افزایش اعتماد به نفس کاربران است؟

حمایت‌گری از طریق هشتگ، مانند یک اعتراض مسالمت‌آمیز در خیابان است با پوسترهایی در دست و عبارت‌هایی که روی آن‌ها نوشته شده است.  هر کاربری که به شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارد، می‌تواند در آن سهم داشته باشد. اما برای سنجش تاثیر هشتگ‌ها در بحث حمایت‌گری، باید ببینیم که چه قدر هشتگ‌ها در سطح اجتماعی توان تغییر اجتماعی دارند.

هشتگ‌ها می‌توانند توجه شما را به یک رویداد خاص جلب کنند.  به عنوان مثال داغ کردن هشتگ دختران ما را بازگردانید #BringBackOurGirls  توانست یک مساله محلی در مورد ربایش دختران نیجریه‌ای از سوی گروه اسلام‌گرای افراطی بوکوحرام را  تبدیل به یک تلاش جمعی و جهانی کند که هزاران نفر  از نقاط مختلف دنیا  پیگیر آن بودند.

حمایت‌گری از طریق هشتگ در سطح جهانی ما را  متحد می‌کند و مرزها را می‌شکند. شاید بزرگترین خدمت هشتگ زدن همین بوده که یک توجه همگانی ایجاد می‌کند و  همدلی توده مردم را برمی‌انگیزد .

برای مریم هشتگ بزنید

مریم بیمار درمانگاه کوچک شماست و در طول درمان می‌فهمید مریم قربانی خشونت خانگی است. در طول زمان شما مریم را بهتر می‌شناسید و او از شما درخواست می کند برای طلاق به او کمک کنید. مریم را تشویق می‌کنید که به پزشک قانونی مراجعه کند تا مدرکی برای طلاق داشته باشد، اما در روستایی که شما کار می‌کنید هیچ نوع مرکز حمایتی، پزشکی قانونی و دادگاه خانواده وجود ندارد.  مریم هر بار باید به شهری در دو ساعتی روستا برود.  در نهایت موانع قانونی، کمبود حمایت‌ها و خدمات اجتماعی و قانونی، مریم را از طلاق منصرف می‌کند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

چندی بعد شما داستان خودسوزی مریم را می‌شنوید. شما می‌دانید دلیل این خودکشی چیست. این ماجرا شما را به شدت تحت تاثیر قرار داده و دوست دارید که تکرار این اتفاق را برای دیگران نبینید. اما شما در یک روستای دور‌افتاده کار می‌کنید و چندان توان مالی و یا سرمایه اجتماعی برای تغییر ندارید. شما می‌توانید  از حمایت شبکه‌های اجتماعی خود استفاده کنید و به کسی دسترسی ندارید.

داستان مریم را به صورت آنلاین به اشتراک بگذارید. شما می‌توانید از هشتگ خشونت خانگی یا هشتگ مریم یا هر هشتگی که به نظر شما ممکن است جذاب و مربوط باشد، استفاده کنید. از دوستان  خود در شبکه‌های اجتماعی بخواهید در بازنشر خبر کمک کنند. اگر موفق شوید و این هشتگ داغ شود، توجه افراد زیادی را جلب می‌کنید و شاید بتوانید زمینه‌ساز تغییر بزرگی شوید.

هشتگ‌ها و ایجاد تغییرات واقعی

هشتگ‌ها هم‌چنین باعث بالارفتن دانش ما از شرایط اجتماعی و محیط زیستی کشورهای دیگر می‌شود. توجه ما را به نقض حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا جلب می‌کنند و می‌توانند حس تنهایی را از شما  به عنوان قربانی بگیرند. به عنوان مثال هشتگ من هم ‌#metoo  یک جنبش جهانی راه انداخت و باعث به صدا آمدن و همراهی زنان زیادی شد و حتی تاثیر این هشتگ را می‌توان در اعتراض‌ها به بازیگران مطرح و هنرمندهای هالیوودی دید .

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

هشتگ‌ها وقتی جهانی می‌شوند قدرت زیادی می‌گیرند و افراد را در موقعیت قدرت قرار می‌دهند تا از رسانه‌هایشان برای ایجاد تغییر استفاده کنند. به این وسیله به مردم یک نقش فعال اجتماعی می دهند و تا کنون موارد زیادی رخ داده است که این قدرت را ثابت می کند. تنها پس از اینکه هشتگ #Kony2012 در اینترنت فراگیر شد، اوباما نیروهای ارتش را برای کمک به آموزش نیروهای اوگاندا برای یافتن جوزف کنی، رهبر گروه شبه‌نظامی ارتش مقاومت خدا، فرستاد.

باید توجه داشته باشیم قدرت هشتگ‌ها زمانی در آموزش تاثیرگذار است که افراد به صورت سرسری تنها به اشتراک گذاری نپردازند و شروع به تحقیق و کنکاش درباره موضوع کنند یا پشت آن هشتگ داستان قوی و تاثیرگذاری وجود داشته باشد تا بتواند توجه عمومی زیادی را جلب کند. با این که استفاده از هشتگ جایگاه خودش را در فرهنگ جهانی پیدا کرده است، اما موضوع مهم پایایی این حرکت‌ها هست. اگر هشتگ‌ها در زمان مشخص منجر به تغییر اجتماعی نشوند، می‌توانند به راحتی بمیرند. در واقع راز هشتگ‌ها درگیری عمومی است و بعد از این که گفتگو در سطح وسیعی شکل گرفت، موقعیت این به وجود می‌آید که به عنوان حمایت‌گر و فعال اجتماعی قدم‌های تغییر را بردارید.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

شما به عنوان یک حمایت‌گر نمی‌توانید تنها به یک هشتگ دل ببندید و منفعل عمل کنید. در واقع فعالیت شما نباید تنها محدود به اشتراگ گذاری یا هشتگ زدن در شبکه‌های اجتماعی باشد. حمایت گری شما باید همراه با آموزش بیشتر، درگیری بیشتر و همدلی بیشتر باشد.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

شهریور
۳۰
۱۳۹۷
چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم
شهریور ۳۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_785222245
image_pdfimage_print

Photo: 13_Phunkod/shutterstock.com

باران خسروی

همه ما دیده‌ایم چگونه سازمان‌ها، از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها در راستای اهداف خود استفاده می‌کنند.  همه ما داستان‌هایی شنیده‌ایم که چگونه متخصصان رسانه، با دست‌کاری هوشمندانه مطبوعات، به بهبود یا تخریب یک تصویر کمک کرده‌اند. مثال بارز،  چهره‌پردازی رسانه‌ها و حمایت از یک نامزد انتخاباتی با اهداف خاص سیاسی است که می‌تواند موجب پیروزی او شود.

 «همان‌طور که از واژه‌ رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های فردی به فرد یا افراد دیگر. امروزه معمولا آنچه به‌عنوان رسانه در گفتگوها و مقاله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه‌های ارتباطی (Communication Media)  اشاره دارد. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانه‌های ارتباطی به وجود آمدند که با رسانه‌های جمعی(Mass Media) تفاوت دارند. رسانه‌هایی که امروزه به عنوان شبکه‌های اجتماعی یا Social Media شناخته می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها شبکه‌سازی است.»

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید از رسانه‌ها به نفع هدف خود استفاده کنید. در سال‌های اخیر بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاست‌گذاران، از رسانه‌های ارتباطی و اجتماعی برای تغییرات اجتماعی و فرهنگ‌سازی استفاده کرده‌اند که البته بسته به ساختار سیاسی و اجتماعی آن جامعه، نوع استفاده از آن رسانه متفاوت بوده است.

 در این مطلب به این می‌پردازیم که شما به عنوان یک حمایت‌گر، چگونه می‌توانید در راستای هدف خود که محو خشونت خانگی است، از رسانه‌ها بهره ببرید.

شما تنها نیستید

همان‌طور که می‌دانید، خشونت‌دیده به شدت می‌تواند ایزوله  و تنها شود، احساس گناه کند، احساس این که مقصر اوست و در این مسیر تنهاست. امروز افراد می‌توانند شناخته یا ناشناخته، روایت‌هایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. رسانه یک ابزار قوی در انتقال و به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها بوده است، مثلا هشتگ من‌هم (#Metoo) که چندی پیش در رسانه‌های اجتماعی داغ شد، هم‌صدایی و حمایت‌گری جامعه‌ای را نشان می‌داد که سعی در برچسب‌زدایی و شرم‌زدایی از قربانی بودن دارد. در عین حال نشان داد که خشونت امری جهانی است و مرز، رنگ و طبقه نمی‌شناسد. در نتیجه شاید بتوان گفت، رسانه توانایی این را دارد که درد مشترک یا مساله مشترک را جهانی کند و احساس تنهایی در این مساله را از قربانی بگیرد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮی از ﺗﺠربه‌های دﺳﺖ اول

یکی از راه‌هایی که رسانه‌ها در بحث خشونت خانگی می‌توانند اثرگذار باشند، بحث استفاده از تجربه‌های دیگران است. آن‌ها که در شرایط مشابه ما بوده‌اند، چه کرده‌اند و چه مسیری رفته‌اند.  همچنین رسانه‌ها به ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش کمک می‌کنند. آن‌ها می‌توانند افراد را به صورت آن‌لاین و از راه دور آموزش دهند و به این ترتیب روش‌های یادگیری و آموزش سنتی را بشکنند.

اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن :

رسانه‌ها منابع خوبی در یادگیری هستند. البته این یادگیری می‌تواند هم اثر خوب و هم اثر بد داشته باشد. در واقع رسانه ها می‌توانند تاثیر منفی داشته باشند، همان طور که داشته اند. به عنوان مثال انتقاد بارزی که به رسانه‌ها همیشه وجود داشته است، این است که خود به بازسازی خشونت کمک می‌کنند.  اما در عین حال رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در یادگیری و بالا بردن دانش عمومی در مورد خشونت خانگی داشته باشند.  مثال برنامه‌های آموزشی است که هدف آن‌ها کمک به خشونت‌دیده است یارسانه‌های اجتماعی که در سال‌های اخیر نقش عمده‌ای در بالابردن دانش افراد عمومی جامعه در بحث خشونت خانگی داشته است.

دسترسی به سرویس :

رسانه‌ها می‌توانند دسترسی به سرویس را بسیار راحت‌تر کنند. از یک طرف تبلیغات رسانه‌ای و از طرف دیگر به اشتراک‌گذاری تجربه افراد در رسانه از خدماتی که از سرویس‌های مختلف اجتماعی گرفته‌اند، بسیار کمک کننده است . به عنوان مثال سرویس مشاوره‌ای که بعضی از برنامه‌ها می دهند. یا اگر شما اگر قربانی خشونت هستید، کافی است جستجوی کمی در صفحه‌ رسانه‌های اجتماعی مختلف داشته باشید و به راحتی صفحه‌ سازمان‌های کمک‌دهنده به قربانیان را پیدا کنید و از آن‌ها کمک بخواهید.

رسانه‌ها مرزها را می‌شکنند

در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند، که در پرتو آگاهی‌دهی آن‌ها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و  ساکنان زمین  به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند. به این وسیله رسانه‌ها به راحتی می‌توانند تجربه‌های کشورهای مختلف و مسیری که در محو خشونت خانگی رفته‌اند را به ما نشان دهند.

رسانه‌ها و حمایت از کمپین‌ها

 رسانه‌ها نقش عمده‌ای درحمایت از کمپین‌های آگاهی‌رسانی داشته‌اند. از طریق ابزار رسانه، بسیاری از کمپین‌ها توانسته‌اند پیغام خود را به صورت سریع‌تر و راحت‌تر به مخاطب مردمی برسانند و در سطح گسترده‌ای بر مساله خشونت خانگی تاثیر بگذارند و در جهت تغییرات اجتماعی پیش ببرند.

تاثیر رسانه‌ها بالاتر از این مواردی است که اشاره شده است و همان‌طور که گفته شد این تاثیر گاهی مخرب هم هست. اما شما می‌توانید با توجه به هدف حمایت‌گری خود، از رسانه‌ها  با هوشمندی و آگاهی استفاده کنید و بهره مثبت ببرید تا به  هدف محو خشونت خانگی، تغییرات اجتماعی و حمایت خاص از خشونت‌دیدگان کمک کنید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

مرداد
۱۷
۱۳۹۷
این زنگ خطر است
مرداد ۱۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Shadowy human figure behind a frosted glass
image_pdfimage_print

Photo: ipekmorel/depositphotos.com

باران خسروی

    همسر سابقم قبل از اینکه باهاش ازدواج کنم من رو می‌زد. حدود دو سال باهاش دوست بودم و بعد تصمیم به ازدواج گرفتیم. اما هیچ‌وقت به نظرم نرسید این زنگ خطری است، که نباید با این مرد ازدواج کنم. همیشه فکر می‌کردم علت خشونتش به خاطر کارها یا رفتارهای عجیبی است که من دارم. از بچگی، ازنظر بقیه من رفتار و اخلاق‌ عجیب غریبی داشتم. همین فلسفه رو هم توی هجده سال ازدواج در نظر گرفتم. همیشه تقصیر و اشتباه من بود و اگر می‌تونستم تغییر کنم، لابد شدت ضربات فیزیکی و خشونت کمتر می‌شد، گرچه هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاد.

شدت ضربات فیزیکی و خشونت هرروز بیشتر می‌شد و اخلاق‌های من هم هرروز بدتر می‌شد. درنتیجه فکر می‌کردم فایده‌ای نداره و من مسوول همه این خشونت‌ها هستم. کم‌کم دیگران ترکم کردن، فامیل‌های نزدیک، دخترعمه‌ها و دخترخاله‌هام، با من قطع رابطه کردن و دوستای نزدیک چندین و چندساله‌ام دیگه تمایلی به تماس یا رفت‌وآمد با من نداشتن. بچه‌های خودم هم همیشه من رو مقصرمی دانستن و حتی دخترم یک بار به من گفت “روانی”!

می تونم بگم خانواده شوهرم هم از همون اول من رو دوست‌ نداشتن و با ازدواجمان مخالف بودن، چون من یک سال‌ونیم از پسرشون بزرگ‌تر بودم. خانواده خودمم همیشه به اخلاق‌های من ایراد می‌گرفتن، به‌ویژه مادرم. می‌گفت “اگه اخلاقت رو بهتر کنی و جواب شوهرت رو ندی حتما شوهرت هم تغییر می‌کنه!”

من اخلاق‌های خاصی  داشتم، نه این قدر خاص که بگم از آدم‌های معمولی متفاوتم. خودم فکر می‌کردم اخلاق‌های خاص من اخلاقیه که ممکنه تو بیشتر افراد جامعه دیده بشه. مثلا در گذشته خیلی حساس بودم و هر کی به من چیزی می‌گفت زود بهم برمی‌خورد و گاهی قهر می‌کردم، اما درنهایت توی دلم هیچی نمی‌موند و معمولا هم زود آشتی می‌کردم.  یا با هرکسی به قول معروف نمی‌ساختم، اما باید بگم درعین‌حال دختر خیلی شادی بودم. گاهی از نظر دیگران خوشحالی و شادیم بیش‌ازحد بود، گرچه که به مرور زمان بعد از ازدواجم دیگه در اون حد شاد نبودم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

حمایت‌گری و حفظ اسرار

گامی در مبارزه با خشونت خانگی

حمایت از خشونت‌دیده تا کجا؟

اوایل بعد از به دنیا اومدن دختر اولم فکر می‌کردم افسردگی بعد از زایمان گرفتم، اما با مرور زمان هم تغییر نکردم و بعد از چندین سال ازدواج، تبدیل به یه آدم غمگین و ناراحت شدم که هیچ‌چیزی شادش نمی‌کنه. با خودم فکر می‌کردم این خصلت زندگی و بزرگ‌سال شدنه، آخه من یک مادر شاغل تمام‌وقت بودم با یک کار پراسترس. یک پسر دارم و یک دختر، و بعد از اون‌هاهم یک سقط داشتم وبچه سوم رو هیچ‌وقت نفهمیدم دختر بود یا پسر.

یه روز خیلی خسته بودم، از سرکار اومدم دیدم بچه‌ها خونه رو حسابی به هم ریختن و شوهرم نه تنها بهشون چیزی نگفته، بلکه یک انگشتشم بلند نکرد که کمکم کنه. منم باردار بودم باحالت‌های وخیم بارداری، خسته بودم و بی اعصاب. با شوهرم جروبحث کردم، مشاجره‌امون طول کشید و طبق معمول ختم شد به زدوخورد فیزیکی. این‌طور بود که به خونریزی افتادم و بچه‌ام همون شب توی بیمارستان سقط شد.

وقتی بچه بودم، یک اخلاقم رو خیلی دوست داشتم. همه می‌گفتن ستاره سر نترسی داره، از هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی ترسه. ازشنیدن این تعریف همیشه خوشحال می‌شدم، اما در طول ازدواج کم‌کم تبدیل به یک آدم ترسو، مضطرب و غمگین شدم. بعد از سقطم، کم‌کم شروع به کشیدن سیگار کردم که همین هم باعث شد چندین بار از شوهرم کتک بخورم. خودش سیگار می‌کشید اما می‌گفت سیگار مال مرده که مسوولیت زیادی توی زندگی داره.

تبدیل به یک دروغگوی متخصص شدم، به‌راحتی می تونستم دلیل بیارم که چرا نمی‌تونم سر کار به‌موقع برسم، یا چرا با بقیه تعامل اجتماعی ندارم. در طول زمان کم‌کم آرایشگر خوبی هم شدم و به خوبی تمام کبودی‌های حاصل از کتک‌های شوهرم را می‌پوشاندم. یک بار بعد از کتک خوردن، به شوهرم گفتم فکر کنم یکی از استخوان‌های دستم شکسته، بهم گفت” راه بیمارستان رو بلدی، برو”.

ازش متنفر شدم و با تمام پوستم می‌تونستم تنفر رو حس کنم. از اون به بعد خوابای پریشونم شروع شد. توی خواب می‌کشتمش، هر شب به یک طریق، گاهی هم توی کشتن ناموفق بودم وتوی خواب هم کتک می‌خوردم. کم‌کم باعث شد حتی از خوابیدن بترسم. احساس متضادی داشتم، شب‌هایی که توی خواب بهش ضربه می‌زدم،  تمام روز بعد احساس عذاب وجدان داشتم و سعی می‌کردم باهاش مهربون باشم. شب‌هایی هم که توی خواب کتک می‌خوردم، فردا شبش از خوابیدن دوباره می‌ترسیدم و در طول روز از هر حرکتی می‌ترسیدم و دوست نداشتم بخوابم، یا اگه نصف شب بیدار می‌شدم دیگه نمی‌خوابیدم. به همین دلیل همیشه در طول روز احساس خستگی و بی‌حوصلگی می‌کردم.

کم‌کم دچار بی‌خوابی شدم واختلال خواب پیدا کردم. این باعث شد روی اخلاقم هم تاثیر بگذارد. حس می‌کردم مثل قبل نمی‌تونم خوب تمرکز کنم، اصلا تمرکز نداشتم و همین باعث می‌شد که هرروز یک اشتباه بزرگ انجام بدم. احساس می‌کردم قدرت یادگیریم  را از دست دادم وخودمو مثل یک موجود خنگ می‌دیدم. همین وسط هم سر کار من رو مسوول یک پروژه جدید کردن، اما نتونستم از عهده‌اش بربیام و مدیریت اون پروژه رو از من گرفتن. چه قدر منتظر این لحظه بودم، بعد از دوازده سال کار توی اون شرکت لعنتی، اولین بار بود که این‌قدر از موقعیتم خوشحال بودم، اما انگار بدنم آماده پذیرش هیچ کار و فعالیت جدیدی نبود.

به تلگرام خانه امن بپیوندید.

احساس خشونت‌طلبی داشتم، همه رو مقصر می‌دونستم، از خودم خشمگین بودم، از شوهرم  و از بچه‌هام. انگار با یک خشم و تنفر همیشگی زندگی می‌کردم. سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده بود و هرروز دچار یک بیماری می‌شدم. همیشه سرماخورده بودم، تابستان و زمستان فرقی نمی‌کرد.

کم‌کم دلم برای خودم می‌سوخت. شروع به خوندن توی اینترنت در مورد اختلال خواب کردم و سعی کردم از دکتر دلایلش رو بپرسم. دکتر خانوادگیم من رو به متخصص اعصاب ارجاع داد، اونم یک عالمه آزمایش انجام داد و در نهایت یک روانشناس خوب رو به من معرفی کرد. هیچ‌وقت از روانشناس‌ها خوشم نمی اومد و اوایل احساس خوبی نداشتم، اما الان می‌تونم بگم به روانشناسم معتادم. یک سال طول کشید تا بفهمم مشکل و ریشه همه این تغییرات و بیماری‌ها چیه.

نمی دونم که بتونم بعد هجده سال شوهرم رو به‌راحتی ترک کنم، اما دیگه مثل قدیم احساس خشم و نفرت ندارم. خوابام بهتر شده و می دونم که اگر به خودم کمک کنم و همین‌طوری به جلسات روان‌درمانیم ادامه بدم حتما می‌تونم در آینده تصمیم بهتری برای زندگیم بگیرم.

‌‌منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

مرداد
۵
۱۳۹۷
رایزنی با نمایندگان
مرداد ۵ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
shutterstock_594488717
image_pdfimage_print

Photo: sdecoret/shutterstock.com

باران خسروی

در این نوشته قصد داریم شما را با مفهوم لابی‌گری (رایزنی) آشنا کنیم. لابی‌گری در حقیقت یکی از ابزارهای حمایت‌گری (Advocacy)  است.

لابی کردن و برقراری ارتباط مستقیم با سیاست‌گذاران، بخش مهمی از حمایت‌گری و کمپین‌سازی است. این کمپین‌سازی می‌تواند در دستیابی به تغییر سیاست موردنظر شما بسیار تاثیرگذار باشد.

لابی‌گری شیوه‌ای برای اعمال‌ نفوذ در روند تصمیم‌گیری سیاسی به نفع گروه‌های خاص یا گروه‌های فشار است. به‌عبارت‌ دیگر لابی‌گری، عمل حمایت‌گری شخصی یا خصوصی با هدف اعمال ‌نفوذ بر نهادهای حکومتی است.

از سوی دیگر لابی‌گر، شخصی (حقیقی یا حقوقی) است که در ازای دریافت پول درصدد جلب حمایت قانون‌گذار یا به عبارت کلی‌تر سیاست‌گذاران و افکار عمومی برمی‌آید. شما با لابی کردن با افراد تأثیرگذار رابطه برقرار می‌کنید و درعین‌ حال آن‌ها را آموزش می‌دهید و از آن‌ها رهبر می‌سازید.

 یکی از مهم‌ترین شیوه‌های لابی ‌کردن، جلسه حضوری با نماینده مورد نظر یا  اعضای دفتر اوست. شما در این جلسه می‌توانید در مورد این که چرا در خصوص این موضوع و تغییر شرایط، انگیزه دارید و از آن‌ها چه درخواستی دارید، صحبت کنید. درواقع در این جلسه از آن‌ها می‌خواهید که چه نقشی داشته باشند یا چه رایی بدهند.

فرض کنیم شما نماینده گروهی از فعالان حقوق زنان هستید که قرار جلسه حضوری با چند نماینده مهم مجلس گذاشته‌اید و در این جلسه قراراست  از آن‌ها بخواهید که بودجه‌ای برای راه‌اندازی  خانه امن تخصیص بدهند. این  ملاقات حضوری می‌تواند برای شما بسیار سخت باشد، چرا که وظیفه سنگینی بر دوش شما گذاشته‌ شده و نقش شما در این ملاقات بسیار مهم است.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

حمایت‌گری و حفظ اسرار

گامی در مبارزه با خشونت خانگی

حمایت از خشونت‌دیده تا کجا؟

توصیه‌های قبل از جلسه:

 

  1. مراحل وقت‌گیری با نماینده را از قبل بدانید.
  2. قبل از جلسه در مورد موضوع به خوبی تحقیق کنید. پرسش‌های مهم و کلیدی را آماده کنید.
  • آیا لابی کردن با این شخص موثر است؟ آیا کمپین در این مرحله نیازبه لابی کردن دارد؟
  • کمیته تصمیم گیرندگان نهایی چه کسانی هستند؟
  • چه زمانی این مساله در مجلس مطرح می‌شود و به رای گذاشته می‌شود؟
  • چه کسانی موافق با مساله هستند و چه کسانی در جهت مخالف ممکن است لابی کنند؟ آن‌ها که در جهت خلاف ما لابی می‌کنند هدف و یا پیام مهم‌شان چیست؟
  • آیا کمپین‌های دیگر با لابی کردن با نمانیده موردنظر درگذشته نتیجه مثبت گرفته‌اند یا نه؟
  1. نکته‌های کلیدی را برای خود بنویسید و فضای جلسه را از قبل تمرین کنید.
  2. گاهی یادآوری چند نکته مهم بهتر از این است که در جلسه همه موارد را مطرح کنید. به این صورت با حجم اطلاعات کم‌تر اما مهم‌تر به شخص، زمان پردازش  و تحلیل اطلاعات را می‌دهید و او را گیج نمی‌کنید.
  3. خواسته‌تان مشخص باشد. سعی کنید سریع سر اصل مطلب بروید و به ‌صورت مشخص در مورد موضوع مورد‌ نظر صحبت کنید.
  4. قدرت اعداد را فراموش نکنید. سیاست‌مدارن آمار، اعداد و ارقام را دوست دارند.با استفاده از آمار و ارقام، موضوع مطرح شده خود را مهم و ضروری جلوه دهید.
  5. اگر همراه داشته باشید و به‌ تنهایی به جلسه نروید بهتر است. حتی گروه‌های سه یا چهارنفری نیز توصیه می‌شود.
  6. مطمئن شوید که بعد از جلسه پیگیری کنید. نامه بفرستید یا تماس تلفنی برقرار کنید.

وقتی در جلسه هستید:

  1. مطمئن شوید که از قبل مشخص کنید چه کسی نکته‌های اصلی را خواهد گفت، چه کسی یادداشت برمی‌دارد، چه کسی به پرسش‌ها پاسخ می‌دهد و چه کسی در نهایت نامه می‌فرستد و پیگیری می‌کند.
  2. چه همراه یک گروه می‌روید و چه تنها از موارد زیر مطمئن شوید:
  • پیام شما صریح و روشن است.
  • جزییات امکاناتی که از آن‌ها تقاضا می‌کنید را بدانید.
  • خواسته نهایی‌تان را مشخص کنید.

به تلگرام خانه امن بپیوندید.

  1. تمرین کنید و خودتان را برای پرسش‌های سخت آماده کنید.
  2. سر وقت حاضر شوید.
  3. لباس مناسب بپوشید، فکر کنید برای مصاحبه کاری می‌روید. نگذارید ظاهر شما مانعی برای رسیدن پیام‌تان باشد.
  4. اگر از طرف سازمان یا گروهی می‌روید، در ابتدا عنوان شغلی و سازمان خود را معرفی کنید. جزئیاتی از سازمان خود به آن‌ها بدهید.
  5. با روی باز و رویکردی مثبت شروع کنید. مثلا اگر نماینده شما به ‌تازگی حرکت مثبتی انجام داده است، صحبت‌تان را با آن آغاز کنید.
  6. تاکید کنید چگونه این مساله می‌تواند زندگی بسیاری از شهروندان را تغییر بدهد.
  7. اگر می‌توانید داستان شخصی و تاثیرگذاری از یک فرد خشونت‌دیده تعریف کنید.
  8. به خوبی گوش بدهید. تنها سخنگو نباشید و اجازه بدهید طرف‌تان هم ‌صحبت کند.
  9. به‌ آرامی پاسخ بدهید و اگر احساساتی شدید، سعی کنید از احساسات‌تان در پررنگ کردن مساله استفاده کنید نه در توهین به آن‌ها.
  10. تهدید نکنید.
  11. اگر اسناد، مدارک یا نوشته‌ای به همراه دارید، یک نسخه از آن را به آن‌ها بدهید.

در پایان:

  1. حتماا از وقتی که گذاشته‌اند تشکر کنید، حتی اگر جلسه به آن صورتی که شما خواستید پیش نرفت. یادتان نرود که این تنها جلسه شما با این فرد نیست. شما یا افراد دیگر در آینده موضوع جلسه را پیگیری می‌کنید و نمی‌خواهید با رفتار منفی راه را بر این مساله برای همیشه ببندید.
  2. اگر به نتیجه نرسیدید، سعی کنید برای جلسه بعدی قرار بگذارید.
  3. در نهایت برای خودتان صورت جلسه‌ای بنویسید. هر آنچه از جلسه به یاد می‌آورید. هر چیزی که از جلسه یاد گرفتید. هر چیزی که به نفر بعد از شما کمک خواهد کرد.
  4. سعی در پیگیری داشته باشید.
  5. ارزیابی کنید. اگر جوابشان نه محکم باشد، گاهی وقت گذاشتن بر روی آن‌ها بی فایده است. اگر جواب شاید است، سعی کنید از روش‌های دیگر حمایت‌گری استفاده کنید و از افراد دیگری بخواهید که با آن‌ها جلسه بگذارند تا بتوانید جواب آن‌ها را به سمت بله تغییر دهید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳