صفحه اصلی  »  باران خسروی
image_pdfimage_print
بهمن
۲۵
چگونه با حمایت‌گری به جنگ خشونت خانگی برویم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_369029834
image_pdfimage_print

Photo: sindlera/shutterstock.com

باران خسروی

بار‌ها این جمله را شنیده‌اید که تغییرات اجتماعی، ناگهانی و یا به دست یک نفر به وجود نمی‌آیند.  حتی اگر تغییرات به این صورت رخ بدهند یا ماندگار نیستند و یا اجرایی شدن آن‌ها سال‌ها به درازا خواهد کشید. برای مثال، اگر قانونی بدون آگاهی مردم یا بدون درگیر شدن آنها وضع شود، قانونگذاران برای اجرایی شدن و ماندگار شدن آن قانون مشکل خواهند داشت.

یکی از بهترین روش‌های تغییر وضعیت موجود به وضعیت مثبت و ماندگاری تغییرات، “حمایت‌گری” (Advocacy) است. از حمایت‌گری تعریف‌های متفاوتی ارائه شده است. حمایت‌گری کنشی است که شما در راستای حمایت از دیگران انجام می‌دهید. این حمایت می‌تواند حمایت کلامی مانند توصیه کردن، بحث کردن، استدلال آوردن و اعتراض کردن باشد. همچنین می‌تواند اقدام عملی در حمایت از فرد، افراد یا موضوع خاصی مانند راه‌اندازی یک کمپین باشد . حمایت‌گری به دنبال تاثیرگذاری بر سطح آگاهی عمومی مردم و تغییر باورهای آنها است. حمایت‌گری همیشه همراه با یک ترکیب هماهنگ شده از شناسایی مشکلات، خلق راه‌حل، توسعه استراتژی و قدم راهبردی به سمت تغییر مثبت است.

حمایت‌گری در خشونت خانگی هم مثل همه مدل‌های حمایت‌گری در پدیده‌های اجتماعی، به دنبال تغییر وضعیت افراد خشونت‌دیده به سمت بهبود و وضعیت مثبت است. این مساله می‌تواند در سطح خُرد/فردی، گروهی/اجتماعی و یا کلان رخ بدهد.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

سطح فردی: زمانی که شما برای فرد مشخصی شروع به حمایت‌گری می‌کنید نتیجه تغییر تنها به سود فرد خاص است. این فرد می‌تواند دوست شما، مُراجع یا مریض شما، عضو خانواده شما و یا فردی باشد که شما هیچ‌گونه‌ شناختی نسبت به او ندارید، ولی داستانش شما را به اندازه کافی تحت تاثیر قرار داده تا برای او حمایت‌گری کنید.

مثال: مریم دوست و هم‌کلاسی شما به‌تازگی ازدواج کرده است. شما و مریم سال‌های زیادی یکدیگر را می‌شناسید و به نظر شما رفتار مریم تغییر زیادی کرده است. مریم در کلاس ساکت است، با شما و دیگران به ندرت حرف می‌زند و بیشتر اوقات غمگین است. شما اصرار دارید که بدانید چرا مریم مثل قبل نیست و در‌‌ نهایت بعد از تلاش‌های زیاد مریم با شما صحبت می‌کند. مریم به شما می‌گوید که همسرش درخواست‌های عجیب جنسی از او دارد. او را کتک می‌زند و همیشه بدون رضایت، مریم را مجبور  به رابطه جنسی می‌کند. مریم از همسرش می‌ترسد و فکر می‌کند که دیگر نمی‌تواند در این زندگی بماند. شما می‌دانید مریم شخصیت درون‌گرایی دارد و دختر با اعتمادبه‌نفسی بوده، اما حرف‌های مریم به شما نشان می‌دهد که الان مریم اعتماد به‌ نفس  ندارد و قادر نیست به تنهایی از این شرایط خارج شود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

شما به عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •  می‌توانید با خانواده مریم صحبت کنید و آنها را به حمایت از مریم تشویق کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم  نزد وکیل رفته و یا به دادگاه بروید و در مورد حقوق ضایع شده او صحبت کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم به اداره پلیس بروید و …

درواقع با “حمایت‌گری” شما می‌توانید صدای خاموش و ضربه‌دیده مریم را به گوش اطرافیانش برسانید. شما می توانید خودتان را در جایگاه مریم قرار داده، به مریم اعتماد به نفس دهید و سعی کنید که به بهبود شرایط او کمک کنید.

سطح گروهی: تغییر در سطح گروهی زمانی اتفاق می‌افتد که که شما یا گروهی همراه شما، سعی در بهبود شرایط گروهی دیگر دارند. دراین حالت، نتیجه تغییر تنها به نفع گروه خاص مورد هدف است.

مثال: شما به‌تازگی به‌عنوان مددکار در یک درمانگاه خصوصی استخدام‌ شده‌اید. درمانگاه در‌نظر دارد که کلاس‌های آموزشی در مورد «مهارت‌های ارتباطی صحیح با کودکان» برای پدر و مادر‌ها برگزار کند تا درآمدی مضاعف برای درمانگاه ایجاد کند. شروع به ثبت‌نام  می‌کنید. فرم ساده‌ای برای ثبت‌نام دارید و سوال‌ها را از پدر و مادر‌ها هم‌زمان می‌پرسید. درطول مراحل ثبت‌نام متوجه می‌شوید که یکی از مراجعین خانم به‌شدت ساکت است و در مقابل بعضی سوالات حالت ترسیده‌ای دارد و در تمام مدت همسرش به‌جای او به سوالات پاسخ می‌دهد.

شما در‌‌ همان جلسه احساس می‌کنید که ممکن است این زن خشونت دیده باشد و به‌عنوان مددکار می‌دانید که قرار گرفتن این زن و مرد در این کلاس بدون در نظر گرفتن شرایط فرد خشونت‌دیده بی‌فایده است. از طرف دیگر فکر می‌کنید که باید حتما جلسه خصوصی با این زن بگذارید تا بتوانید کمک لازم را انجام دهید، ولی طبق قوانین شما نباید وقت زیادی صرف مراحل ثبت‌نام کنید. به این فکر می‌کنید که ممکن است تعداد بیشتری از مراجعین شما قربانی خشونت خانگی باشند و بیشتر از کلاس‌های فعلی ممکن است به کلاس‌ها یا حمایت‌های متفاوتی احتیاج داشته باشند.

درباره حمایت‌گری بیشتر بخوانید:

هشتگ بزنید و حمایت‌گری کنید

رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی

لابی‌گری با نمایندگان در موضوع خشونت خانگی

به‌عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •   جلسه‌ای با روسای درمانگاه ترتیب می‌دهید و فهرستی از مشکلات  موجود را به آنها ارائه می‌دهید.
  • داستان یکی از مراجعین خودتان را برای آنها تعریف می‌کنید و توضیح می‌دهید که چگونه این مشکل بر روند کلاس‌ها تاثیر می‌گذارد.
  • به دلیل این‌که مرکز شما از طریق برگزاری این کلاس‌ها کسب در‌آمد می کند، شما باید با یک دید و راه‌حل اقتصادی وارد گفتگو شوید.
  • می‌توانید نوآور‌ بودن طرح‌ را برای آنها توضیح دهید و اینکه چگونه این طرح جدید در حمایت از خشونت‌دیدگان می‌تواند در بهبود وضعیت بیماران درمانگاه تاثیر بگذارد.

سطح کلان: تغییرات در سطح کلان زمانی اتفاق می‌افتد که گروه  بزرگی درگیر “حمایت‌گری” از یک موضوع یا یک گروه و یا فردی در سطح کلان می‌شوند و نتیجه تغییر به سود تمام افراد جامعه است و  این تغییرات اساسی‌ و بنیادی است.

مثال: شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که حمایت از زنان خشونت دیده در قوانین چندان دیده نمی‌شوند و هیچ قانونی به نفع زنان خشونت‌دیده نیست.

راه‌حل حمایت‌گر چیست؟

  • همراه گروهی از فعالان دغدغه‌مند کمپینی را برای تغییر قوانین اجتماعی راه می‌اندازید.
  • با نمایندگان صحبت می‌کنید.
  • لابی می‌کنید.

منبع اول

منبع دوم

دی
۳۰
هشتگ بزنید و حمایت‌گری کنید
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_625713098
image_pdfimage_print

Photo: wishmaster_yz/shutterstock.com

باران خسروی

این روزها تقریبا تمام کسانی که از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، هشتگ(Hashtag) را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اند یا خود از آن استفاده کرده‌اند. استفاده از هشتگ تنها محدود به شبکه‌های اجتماعی نیست و گاهی روی تبلیغات  و بیلبوردها هم آن را می‌بینیم.

 هشتگ برچسبی است که برای دسته‌بندی وبه اشتراک‌گذاری پست‌ها و نظرات درباره موضوعی خاص، در سطحی فراگیر و فراتر از حلقه و فهرست دوستان به کار می‌رود. اگر بخواهیم تصور دقیق‌تری از هشتگ داشته باشیم، آن را کلمه یا عبارتی متشکل از حروف واعداد تعریف کرد که بین آنها فاصله‌ای وجود ندارد و در ابتدای آن از نماد # استفاده می‌شود تا امکان شناسایی و پیگیری این موضوع برای دیگر اعضای شبکه اجتماعی آسان شود.

نقطه آغاز ورود هشتگ به شبکه‌های اجتماعی، با کریس مسینا برنامه‌نویس نرم‌افزارهای متن‌ باز بود. اوبه این نتیجه رسید که می‌تواند از هشتگ در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه توییتر استفاده کند، تا موضوعات مختلف را با آن علامت‌گذاری کند. نخستین  بار آگوست  ۲۰۰۷ در توئیتر خودش نوشت: نظر شما در مورد اینکه از # برای مشخص کردن گروه‌ها استفاده کنیم چیست؟

کاربرد هشتگ‌

‌ هشتگ‌ می‌تواند در تمامی رسانه‌های اجتماعی استفاده شود و استفاده از آن  محدودیتی ندارد. وقتی شما مکالمه یا جمله‌ای را با هشتگ‌ همراه می‌کنید، آن‌ را به راحتی در معرض دید و جستجوی دیگران  قرار می‌دهید. یک جستجوی ساده یا کلیک روی هشتگ، به راحتی کسانی را که از آن هشتگ در مطالبشان استفاده کردند، نشان می‌دهد. هشتگ راهی است آسان برای جذب، تجمیع و تشویق مردم جهت بحث و گفتگو درباره یک موضوع مشخص  و شما به عنوان کاربر فضای مجازی می‌توانید از این فرآیند استفاده کنید تا یک موضوع را داغ کنید یا  سبب آغاز یک گفتگوی اینترنتی شوید.

هشتگ و استفاده آن در حمایت‌گری

مت‌کالینز در گاردین می‌نویسد: “شبکه‌های اجتماعی  مرکز گفتگو پیرامون مسائل مهم روز است”. به این معنی که بستر گفتگو برای موافقان و مخالفان است تا ایده‌های خود را به اشتراک بگذارند و حمایت عمومی را به دست بیاورند. در این میان بسیاری از کاربران، کنشگران و حمایت‌گران تلاش می‌کنند تا با داغ کردن یک هشتگ، توجه عمومی را به موضوع مورد نظر خود جلب کنند. اما آیا  داغ کردن هشتگ‌ها باعث حمایت‌گری می‌شوند؟ یا بیشتر مثل کارهای خیرخواهانه، هدفشان تنها افزایش اعتماد به نفس کاربران است؟

حمایت‌گری از طریق هشتگ، مانند یک اعتراض مسالمت‌آمیز در خیابان است با پوسترهایی در دست و عبارت‌هایی که روی آن‌ها نوشته شده است.  هر کاربری که به شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارد، می‌تواند در آن سهم داشته باشد. اما برای سنجش تاثیر هشتگ‌ها در بحث حمایت‌گری، باید ببینیم که چه قدر هشتگ‌ها در سطح اجتماعی توان تغییر اجتماعی دارند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

هشتگ‌ها می‌توانند توجه شما را به یک رویداد خاص جلب کنند.  به عنوان مثال داغ کردن هشتگ دختران ما را بازگردانید #BringBackOurGirls  توانست یک مساله محلی در مورد ربایش دختران نیجریه‌ای از سوی گروه اسلام‌گرای افراطی بوکوحرام را  تبدیل به یک تلاش جمعی و جهانی کند که هزاران نفر  از نقاط مختلف دنیا  پیگیر آن بودند.

حمایت‌گری از طریق هشتگ در سطح جهانی ما را  متحد می‌کند و مرزها را می‌شکند. شاید بزرگترین خدمت هشتگ زدن همین بوده که یک توجه همگانی ایجاد می‌کند و  همدلی توده مردم را برمی‌انگیزد .

برای مریم هشتگ بزنید

مریم بیمار درمانگاه کوچک شماست و در طول درمان می‌فهمید مریم قربانی خشونت خانگی است. در طول زمان شما مریم را بهتر می‌شناسید و او از شما درخواست می کند برای طلاق به او کمک کنید. مریم را تشویق می‌کنید که به پزشک قانونی مراجعه کند تا مدرکی برای طلاق داشته باشد، اما در روستایی که شما کار می‌کنید هیچ نوع مرکز حمایتی، پزشکی قانونی و دادگاه خانواده وجود ندارد.  مریم هر بار باید به شهری در دو ساعتی روستا برود.  در نهایت موانع قانونی، کمبود حمایت‌ها و خدمات اجتماعی و قانونی، مریم را از طلاق منصرف می‌کند.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی

چرا ویران شدم؟

لابی‌گری با نمایندگان در موضوع خشونت خانگی

چندی بعد شما داستان خودسوزی مریم را می‌شنوید. شما می‌دانید دلیل این خودکشی چیست. این ماجرا شما را به شدت تحت تاثیر قرار داده و دوست دارید که تکرار این اتفاق را برای دیگران نبینید. اما شما در یک روستای دور‌افتاده کار می‌کنید و چندان توان مالی و یا سرمایه اجتماعی برای تغییر ندارید. شما می‌توانید  از حمایت شبکه‌های اجتماعی خود استفاده کنید و به کسی دسترسی ندارید.

داستان مریم را به صورت آنلاین به اشتراک بگذارید. شما می‌توانید از هشتگ خشونت خانگی یا هشتگ مریم یا هر هشتگی که به نظر شما ممکن است جذاب و مربوط باشد، استفاده کنید. از دوستان  خود در شبکه‌های اجتماعی بخواهید در بازنشر خبر کمک کنند. اگر موفق شوید و این هشتگ داغ شود، توجه افراد زیادی را جلب می‌کنید و شاید بتوانید زمینه‌ساز تغییر بزرگی شوید.

هشتگ‌ها و ایجاد تغییرات واقعی

هشتگ‌ها هم‌چنین باعث بالارفتن دانش ما از شرایط اجتماعی و محیط زیستی کشورهای دیگر می‌شود. توجه ما را به نقض حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا جلب می‌کنند و می‌توانند حس تنهایی را از شما  به عنوان قربانی بگیرند. به عنوان مثال هشتگ من هم ‌#metoo  یک جنبش جهانی راه انداخت و باعث به صدا آمدن و همراهی زنان زیادی شد و حتی تاثیر این هشتگ را می‌توان در اعتراض‌ها به بازیگران مطرح و هنرمندهای هالیوودی دید .

هشتگ‌ها وقتی جهانی می‌شوند قدرت زیادی می‌گیرند و افراد را در موقعیت قدرت قرار می‌دهند تا از رسانه‌هایشان برای ایجاد تغییر استفاده کنند. به این وسیله به مردم یک نقش فعال اجتماعی می دهند و تا کنون موارد زیادی رخ داده است که این قدرت را ثابت می کند. تنها پس از اینکه هشتگ #Kony2012 در اینترنت فراگیر شد، اوباما نیروهای ارتش را برای کمک به آموزش نیروهای اوگاندا برای یافتن جوزف کنی، رهبر گروه شبه‌نظامی ارتش مقاومت خدا، فرستاد.

باید توجه داشته باشیم قدرت هشتگ‌ها زمانی در آموزش تاثیرگذار است که افراد به صورت سرسری تنها به اشتراک گذاری نپردازند و شروع به تحقیق و کنکاش درباره موضوع کنند یا پشت آن هشتگ داستان قوی و تاثیرگذاری وجود داشته باشد تا بتواند توجه عمومی زیادی را جلب کند. با این که استفاده از هشتگ جایگاه خودش را در فرهنگ جهانی پیدا کرده است، اما موضوع مهم پایایی این حرکت‌ها هست. اگر هشتگ‌ها در زمان مشخص منجر به تغییر اجتماعی نشوند، می‌توانند به راحتی بمیرند. در واقع راز هشتگ‌ها درگیری عمومی است و بعد از این که گفتگو در سطح وسیعی شکل گرفت، موقعیت این به وجود می‌آید که به عنوان حمایت‌گر و فعال اجتماعی قدم‌های تغییر را بردارید.

شما به عنوان یک حمایت‌گر نمی‌توانید تنها به یک هشتگ دل ببندید و منفعل عمل کنید. در واقع فعالیت شما نباید تنها محدود به اشتراگ گذاری یا هشتگ زدن در شبکه‌های اجتماعی باشد. حمایت گری شما باید همراه با آموزش بیشتر، درگیری بیشتر و همدلی بیشتر باشد.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

آذر
۲۸
رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_369008021
image_pdfimage_print

Photo: Rawpixel/shutterstock.com

باران خسروی

همه ما دیده‌ایم چگونه سازمان‌ها، از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها در راستای اهداف خود استفاده می‌کنند.  همه ما داستان‌هایی شنیده‌ایم که چگونه متخصصان رسانه، با دست‌کاری هوشمندانه مطبوعات، به بهبود یا تخریب یک تصویر کمک کرده‌اند. مثال بارز،  چهره‌پردازی رسانه‌ها و حمایت از یک نامزد انتخاباتی با اهداف خاص سیاسی است که می‌تواند موجب پیروزی او شود.

 «همان‌طور که از واژه‌ رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های فردی به فرد یا افراد دیگر. امروزه معمولا آنچه به‌عنوان رسانه در گفتگوها و مقاله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه‌های ارتباطی (Communication Media)  اشاره دارد. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانه‌های ارتباطی به وجود آمدند که با رسانه‌های جمعی(Mass Media) تفاوت دارند. رسانه‌هایی که امروزه به عنوان شبکه‌های اجتماعی یا Social Media شناخته می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها شبکه‌سازی است.»

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید از رسانه‌ها به نفع هدف خود استفاده کنید. در سال‌های اخیر بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاست‌گذاران، از رسانه‌های ارتباطی و اجتماعی برای تغییرات اجتماعی و فرهنگ‌سازی استفاده کرده‌اند که البته بسته به ساختار سیاسی و اجتماعی آن جامعه، نوع استفاده از آن رسانه متفاوت بوده است.

 در این مطلب به این می‌پردازیم که شما به عنوان یک حمایت‌گر، چگونه می‌توانید در راستای هدف خود که محو خشونت خانگی است، از رسانه‌ها بهره ببرید.

شما تنها نیستید

همان‌طور که می‌دانید، خشونت‌دیده به شدت می‌تواند ایزوله  و تنها شود، احساس گناه کند، احساس این که مقصر اوست و در این مسیر تنهاست. امروز افراد می‌توانند شناخته یا ناشناخته، روایت‌هایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. رسانه یک ابزار قوی در انتقال و به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها بوده است، مثلا هشتگ من‌هم (#Metoo) که چندی پیش در رسانه‌های اجتماعی داغ شد، هم‌صدایی و حمایت‌گری جامعه‌ای را نشان می‌داد که سعی در برچسب‌زدایی و شرم‌زدایی از قربانی بودن دارد. در عین حال نشان داد که خشونت امری جهانی است و مرز، رنگ و طبقه نمی‌شناسد. در نتیجه شاید بتوان گفت، رسانه توانایی این را دارد که درد مشترک یا مساله مشترک را جهانی کند و احساس تنهایی در این مساله را از قربانی بگیرد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮی از ﺗﺠربه‌های دﺳﺖ اول

یکی از راه‌هایی که رسانه‌ها در بحث خشونت خانگی می‌توانند اثرگذار باشند، بحث استفاده از تجربه‌های دیگران است. آن‌ها که در شرایط مشابه ما بوده‌اند، چه کرده‌اند و چه مسیری رفته‌اند.  همچنین رسانه‌ها به ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش کمک می‌کنند. آن‌ها می‌توانند افراد را به صورت آن‌لاین و از راه دور آموزش دهند و به این ترتیب روش‌های یادگیری و آموزش سنتی را بشکنند.

اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن 

رسانه‌ها منابع خوبی در یادگیری هستند. البته این یادگیری می‌تواند هم اثر خوب و هم اثر بد داشته باشد. در واقع رسانه ها می‌توانند تاثیر منفی داشته باشند، همان طور که داشته اند. به عنوان مثال انتقاد بارزی که به رسانه‌ها همیشه وجود داشته است، این است که خود به بازسازی خشونت کمک می‌کنند.  اما در عین حال رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در یادگیری و بالا بردن دانش عمومی در مورد خشونت خانگی داشته باشند.  مثال برنامه‌های آموزشی است که هدف آن‌ها کمک به خشونت‌دیده است یارسانه‌های اجتماعی که در سال‌های اخیر نقش عمده‌ای در بالابردن دانش افراد عمومی جامعه در بحث خشونت خانگی داشته است.

دسترسی به سرویس 

رسانه‌ها می‌توانند دسترسی به سرویس را بسیار راحت‌تر کنند. از یک طرف تبلیغات رسانه‌ای و از طرف دیگر به اشتراک‌گذاری تجربه افراد در رسانه از خدماتی که از سرویس‌های مختلف اجتماعی گرفته‌اند، بسیار کمک کننده است . به عنوان مثال سرویس مشاوره‌ای که بعضی از برنامه‌ها می دهند. یا اگر شما اگر قربانی خشونت هستید، کافی است جستجوی کمی در صفحه‌ رسانه‌های اجتماعی مختلف داشته باشید و به راحتی صفحه‌ سازمان‌های کمک‌دهنده به قربانیان را پیدا کنید و از آن‌ها کمک بخواهید.

رسانه‌ها مرزها را می‌شکنند

در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند، که در پرتو آگاهی‌دهی آن‌ها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و  ساکنان زمین  به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند. به این وسیله رسانه‌ها به راحتی می‌توانند تجربه‌های کشورهای مختلف و مسیری که در محو خشونت خانگی رفته‌اند را به ما نشان دهند.

رسانه‌ها و حمایت از کمپین‌ها

 رسانه‌ها نقش عمده‌ای درحمایت از کمپین‌های آگاهی‌رسانی داشته‌اند. از طریق ابزار رسانه، بسیاری از کمپین‌ها توانسته‌اند پیغام خود را به صورت سریع‌تر و راحت‌تر به مخاطب مردمی برسانند و در سطح گسترده‌ای بر مساله خشونت خانگی تاثیر بگذارند و در جهت تغییرات اجتماعی پیش ببرند.

تاثیر رسانه‌ها بالاتر از این مواردی است که اشاره شده است و همان‌طور که گفته شد این تاثیر گاهی مخرب هم هست. اما شما می‌توانید با توجه به هدف حمایت‌گری خود، از رسانه‌ها  با هوشمندی و آگاهی استفاده کنید و بهره مثبت ببرید تا به  هدف محو خشونت خانگی، تغییرات اجتماعی و حمایت خاص از خشونت‌دیدگان کمک کنید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

آبان
۲
چرا ویران شدم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
closeup of face of young woman crying
image_pdfimage_print

Photo: olly2/bigstockphoto.com

باران خسروی

    همسرم قبل از اینکه باهاش ازدواج کنم من رو می‌زد. حدود دو سال باهاش دوست بودم و بعد تصمیم به ازدواج گرفتیم. اما هیچ‌وقت به نظرم نرسید این زنگ خطری است، که نباید با این مرد ازدواج کنم. همیشه فکر می‌کردم علت خشونتش به خاطر کارها یا رفتارهای عجیبی است که من دارم. از بچگی، ازنظر بقیه من رفتار و اخلاق‌ عجیب غریبی داشتم. همین فلسفه رو هم توی هجده سال ازدواج در نظر گرفتم. همیشه تقصیر و اشتباه من بود و اگر می‌تونستم تغییر کنم، لابد شدت ضربات فیزیکی و خشونت کمتر می‌شد، گرچه هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاد.

شدت ضربات فیزیکی و خشونت هرروز بیشتر می‌شد و اخلاق‌های من هم هرروز بدتر می‌شد. درنتیجه فکر می‌کردم فایده‌ای نداره و من مسوول همه این خشونت‌ها هستم. کم‌کم دیگران ترکم کردن، فامیل‌های نزدیک، دخترعمه‌ها و دخترخاله‌هام، با من قطع رابطه کردن و دوستای نزدیک چندین و چندساله‌ام دیگه تمایلی به تماس یا رفت‌وآمد با من نداشتن. بچه‌های خودم هم همیشه من رو مقصرمی دانستن و حتی دخترم یک بار به من گفت “روانی”!

می تونم بگم خانواده شوهرم هم از همون اول من رو دوست‌ نداشتن و با ازدواجمان مخالف بودن، چون من یک سال‌ونیم از پسرشون بزرگ‌تر بودم. خانواده خودمم همیشه به اخلاق‌های من ایراد می‌گرفتن، به‌ویژه مادرم. می‌گفت “اگه اخلاقت رو بهتر کنی و جواب شوهرت رو ندی حتما شوهرت هم تغییر می‌کنه!”

من اخلاق‌های خاصی  داشتم، نه این قدر خاص که بگم از آدم‌های معمولی متفاوتم. خودم فکر می‌کردم اخلاق‌های خاص من اخلاقیه که ممکنه تو بیشتر افراد جامعه دیده بشه. مثلا در گذشته خیلی حساس بودم و هر کی به من چیزی می‌گفت زود بهم برمی‌خورد و گاهی قهر می‌کردم، اما درنهایت توی دلم هیچی نمی‌موند و معمولا هم زود آشتی می‌کردم.  یا با هرکسی به قول معروف نمی‌ساختم، اما باید بگم درعین‌حال دختر خیلی شادی بودم. گاهی از نظر دیگران خوشحالی و شادیم بیش‌ازحد بود، گرچه که به مرور زمان بعد از ازدواجم دیگه در اون حد شاد نبودم.

اوایل بعد از به دنیا اومدن دختر اولم فکر می‌کردم افسردگی بعد از زایمان گرفتم، اما با مرور زمان هم تغییر نکردم و بعد از چندین سال ازدواج، تبدیل به یه آدم غمگین و ناراحت شدم که هیچ‌چیزی شادش نمی‌کنه. با خودم فکر می‌کردم این خصلت زندگی و بزرگ‌سال شدنه، آخه من یک مادر شاغل تمام‌وقت بودم با یک کار پراسترس. یک پسر دارم و یک دختر، و بعد از اون‌هاهم یک سقط داشتم وبچه سوم رو هیچ‌وقت نفهمیدم دختر بود یا پسر.

یه روز خیلی خسته بودم، از سرکار اومدم دیدم بچه‌ها خونه رو حسابی به هم ریختن و شوهرم نه تنها بهشون چیزی نگفته، بلکه یک انگشتشم بلند نکرد که کمکم کنه. منم باردار بودم باحالت‌های وخیم بارداری، خسته بودم و بی اعصاب. با شوهرم جروبحث کردم، مشاجره‌امون طول کشید و طبق معمول ختم شد به زدوخورد فیزیکی. این‌طور بود که به خونریزی افتادم و بچه‌ام همون شب توی بیمارستان سقط شد.

وقتی بچه بودم، یک اخلاقم رو خیلی دوست داشتم. همه می‌گفتن ستاره سر نترسی داره، از هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی ترسه. ازشنیدن این تعریف همیشه خوشحال می‌شدم، اما در طول ازدواج کم‌کم تبدیل به یک آدم ترسو، مضطرب و غمگین شدم. بعد از سقطم، کم‌کم شروع به کشیدن سیگار کردم که همین هم باعث شد چندین بار از شوهرم کتک بخورم. خودش سیگار می‌کشید اما می‌گفت سیگار مال مرده که مسوولیت زیادی توی زندگی داره.

تبدیل به یک دروغگوی متخصص شدم، به‌راحتی می تونستم دلیل بیارم که چرا نمی‌تونم سر کار به‌موقع برسم، یا چرا با بقیه تعامل اجتماعی ندارم. در طول زمان کم‌کم آرایشگر خوبی هم شدم و به خوبی تمام کبودی‌های حاصل از کتک‌های شوهرم را می‌پوشاندم. یک بار بعد از کتک خوردن، به شوهرم گفتم فکر کنم یکی از استخوان‌های دستم شکسته، بهم گفت” راه بیمارستان رو بلدی، برو”.

ازش متنفر شدم و با تمام پوستم می‌تونستم تنفر رو حس کنم. از اون به بعد خوابای پریشونم شروع شد. توی خواب می‌کشتمش، هر شب به یک طریق، گاهی هم توی کشتن ناموفق بودم وتوی خواب هم کتک می‌خوردم. کم‌کم باعث شد حتی از خوابیدن بترسم. احساس متضادی داشتم، شب‌هایی که توی خواب بهش ضربه می‌زدم،  تمام روز بعد احساس عذاب وجدان داشتم و سعی می‌کردم باهاش مهربون باشم. شب‌هایی هم که توی خواب کتک می‌خوردم، فردا شبش از خوابیدن دوباره می‌ترسیدم و در طول روز از هر حرکتی می‌ترسیدم و دوست نداشتم بخوابم، یا اگه نصف شب بیدار می‌شدم دیگه نمی‌خوابیدم. به همین دلیل همیشه در طول روز احساس خستگی و بی‌حوصلگی می‌کردم.

کم‌کم دچار بی‌خوابی شدم واختلال خواب پیدا کردم. این باعث شد روی اخلاقم هم تاثیر بگذارد. حس می‌کردم مثل قبل نمی‌تونم خوب تمرکز کنم، اصلا تمرکز نداشتم و همین باعث می‌شد که هرروز یک اشتباه بزرگ انجام بدم. احساس می‌کردم قدرت یادگیریم  را از دست دادم وخودمو مثل یک موجود خنگ می‌دیدم. همین وسط هم سر کار من رو مسوول یک پروژه جدید کردن، اما نتونستم از عهده‌اش بربیام و مدیریت اون پروژه رو از من گرفتن. چه قدر منتظر این لحظه بودم، بعد از دوازده سال کار توی اون شرکت لعنتی، اولین بار بود که این‌قدر از موقعیتم خوشحال بودم، اما انگار بدنم آماده پذیرش هیچ کار و فعالیت جدیدی نبود.

احساس سرخوردگی داشتم، همه رو مقصر می‌دونستم، از خودم خشمگین بودم، از شوهرم  و از بچه‌هام. انگار با یک خشم و تنفر همیشگی زندگی می‌کردم. سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده بود و هرروز دچار یک بیماری می‌شدم. همیشه سرماخورده بودم، تابستان و زمستان فرقی نمی‌کرد.

کم‌کم دلم برای خودم می‌سوخت. شروع به خوندن توی اینترنت در مورد اختلال خواب کردم و سعی کردم از دکتر دلایلش رو بپرسم. دکتر خانوادگیم من رو به متخصص اعصاب ارجاع داد، اونم یک عالمه آزمایش انجام داد و در نهایت یک روانشناس خوب رو به من معرفی کرد. هیچ‌وقت از روانشناس‌ها خوشم نمی اومد و اوایل احساس خوبی نداشتم، اما الان می‌تونم بگم به روانشناسم معتادم. یک سال طول کشید تا بفهمم مشکل و ریشه همه این تغییرات و بیماری‌ها چیه.

نمی دونم که بتونم بعد هجده سال شوهرم رو به‌راحتی ترک کنم، اما دیگه مثل قدیم احساس خشم و نفرت ندارم. خوابام بهتر شده و می دونم که اگر به خودم کمک کنم و همین‌طوری به جلسات روان‌درمانیم ادامه بدم حتما می‌تونم در آینده تصمیم بهتری برای زندگیم بگیرم.

‌‌منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

شهریور
۲۴
لابی‌گری با نمایندگان در موضوع خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2017-04-23 11:55:24Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com’2ÿT£%qӔ
image_pdfimage_print

باران خسروی

در این نوشته قصد داریم شما را با مفهوم لابی‌گری (رایزنی) آشنا کنیم. لابی‌گری در حقیقت یکی از ابزارهای حمایت‌گری (Advocacy)  است.

لابی کردن و برقراری ارتباط مستقیم با سیاست‌گذاران، بخش مهمی از حمایت‌گری و کمپین‌سازی است. این کمپین‌سازی می‌تواند در دستیابی به تغییر سیاست موردنظر شما بسیار تاثیرگذار باشد.

لابی‌گری شیوه‌ای برای اعمال‌ نفوذ در روند تصمیم‌گیری سیاسی به نفع گروه‌های خاص یا گروه‌های فشار است. به‌عبارت‌ دیگر لابی‌گری، عمل حمایت‌گری شخصی یا خصوصی با هدف اعمال ‌نفوذ بر نهادهای حکومتی است.

از سوی دیگر لابی‌گر، شخصی (حقیقی یا حقوقی) است که در ازای دریافت پول درصدد جلب حمایت قانون‌گذار یا به عبارت کلی‌تر سیاست‌گذاران و افکار عمومی برمی‌آید. شما با لابی کردن با افراد تأثیرگذار رابطه برقرار می‌کنید و درعین‌ حال آن‌ها را آموزش می‌دهید و از آن‌ها رهبر می‌سازید.

 یکی از مهم‌ترین شیوه‌های لابی ‌کردن، جلسه حضوری با نماینده مورد نظر یا  اعضای دفتر اوست. شما در این جلسه می‌توانید در مورد این که چرا در خصوص این موضوع و تغییر شرایط، انگیزه دارید و از آن‌ها چه درخواستی دارید، صحبت کنید. درواقع در این جلسه از آن‌ها می‌خواهید که چه نقشی داشته باشند یا چه رایی بدهند.

فرض کنیم شما نماینده گروهی از فعالان حقوق زنان هستید که قرار جلسه حضوری با چند نماینده مهم مجلس گذاشته‌اید و در این جلسه قراراست  از آن‌ها بخواهید که بودجه‌ای برای راه‌اندازی  خانه امن تخصیص بدهند. این  ملاقات حضوری می‌تواند برای شما بسیار سخت باشد، چرا که وظیفه سنگینی بر دوش شما گذاشته‌ شده و نقش شما در این ملاقات بسیار مهم است.

توصیه‌های قبل از جلسه:

 

  1. مراحل وقت‌گیری با نماینده را از قبل بدانید.
  2. قبل از جلسه در مورد موضوع به خوبی تحقیق کنید. پرسش‌های مهم و کلیدی را آماده کنید.
  • آیا لابی کردن با این شخص موثر است؟ آیا کمپین در این مرحله نیازبه لابی کردن دارد؟
  • کمیته تصمیم گیرندگان نهایی چه کسانی هستند؟
  • چه زمانی این مساله در مجلس مطرح می‌شود و به رای گذاشته می‌شود؟
  • چه کسانی موافق با مساله هستند و چه کسانی در جهت مخالف ممکن است لابی کنند؟ آن‌ها که در جهت خلاف ما لابی می‌کنند هدف و یا پیام مهم‌شان چیست؟
  • آیا کمپین‌های دیگر با لابی کردن با نمانیده موردنظر درگذشته نتیجه مثبت گرفته‌اند یا نه؟
  1. نکته‌های کلیدی را برای خود بنویسید و فضای جلسه را از قبل تمرین کنید.
  2. گاهی یادآوری چند نکته مهم بهتر از این است که در جلسه همه موارد را مطرح کنید. به این صورت با حجم اطلاعات کم‌تر اما مهم‌تر به شخص، زمان پردازش  و تحلیل اطلاعات را می‌دهید و او را گیج نمی‌کنید.
  3. خواسته‌تان مشخص باشد. سعی کنید سریع سر اصل مطلب بروید و به ‌صورت مشخص در مورد موضوع مورد‌ نظر صحبت کنید.
  4. قدرت اعداد را فراموش نکنید. سیاست‌مدارن آمار، اعداد و ارقام را دوست دارند.با استفاده از آمار و ارقام، موضوع مطرح شده خود را مهم و ضروری جلوه دهید.
  5. اگر همراه داشته باشید و به‌ تنهایی به جلسه نروید بهتر است. حتی گروه‌های سه یا چهارنفری نیز توصیه می‌شود.
  6. مطمئن شوید که بعد از جلسه پیگیری کنید. نامه بفرستید یا تماس تلفنی برقرار کنید.

وقتی در جلسه هستید:

  1. مطمئن شوید که از قبل مشخص کنید چه کسی نکته‌های اصلی را خواهد گفت، چه کسی یادداشت برمی‌دارد، چه کسی به پرسش‌ها پاسخ می‌دهد و چه کسی در نهایت نامه می‌فرستد و پیگیری می‌کند.
  2. چه همراه یک گروه می‌روید و چه تنها از موارد زیر مطمئن شوید:
  • پیام شما صریح و روشن است.
  • جزییات امکاناتی که از آن‌ها تقاضا می‌کنید را بدانید.
  • خواسته نهایی‌تان را مشخص کنید.
  1. تمرین کنید و خودتان را برای پرسش‌های سخت آماده کنید.
  2. سر وقت حاضر شوید.
  3. لباس مناسب بپوشید، فکر کنید برای مصاحبه کاری می‌روید. نگذارید ظاهر شما مانعی برای رسیدن پیام‌تان باشد.
  4. اگر از طرف سازمان یا گروهی می‌روید، در ابتدا عنوان شغلی و سازمان خود را معرفی کنید. جزئیاتی از سازمان خود به آن‌ها بدهید.
  5. با روی باز و رویکردی مثبت شروع کنید. مثلا اگر نماینده شما به ‌تازگی حرکت مثبتی انجام داده است، صحبت‌تان را با آن آغاز کنید.
  6. تاکید کنید چگونه این مساله می‌تواند زندگی بسیاری از شهروندان را تغییر بدهد.
  7. اگر می‌توانید داستان شخصی و تاثیرگذاری از یک فرد خشونت‌دیده تعریف کنید.
  8. به خوبی گوش بدهید. تنها سخنگو نباشید و اجازه بدهید طرف‌تان هم ‌صحبت کند.
  9. به‌ آرامی پاسخ بدهید و اگر احساساتی شدید، سعی کنید از احساسات‌تان در پررنگ کردن مساله استفاده کنید نه در توهین به آن‌ها.
  10. تهدید نکنید.
  11. اگر اسناد، مدارک یا نوشته‌ای به همراه دارید، یک نسخه از آن را به آن‌ها بدهید.

در پایان:

  1. حتماا از وقتی که گذاشته‌اند تشکر کنید، حتی اگر جلسه به آن صورتی که شما خواستید پیش نرفت. یادتان نرود که این تنها جلسه شما با این فرد نیست. شما یا افراد دیگر در آینده موضوع جلسه را پیگیری می‌کنید و نمی‌خواهید با رفتار منفی راه را بر این مساله برای همیشه ببندید.
  2. اگر به نتیجه نرسیدید، سعی کنید برای جلسه بعدی قرار بگذارید.
  3. در نهایت برای خودتان صورت جلسه‌ای بنویسید. هر آنچه از جلسه به یاد می‌آورید. هر چیزی که از جلسه یاد گرفتید. هر چیزی که به نفر بعد از شما کمک خواهد کرد.
  4. سعی در پیگیری داشته باشید.
  5. ارزیابی کنید. اگر جوابشان نه محکم باشد، گاهی وقت گذاشتن بر روی آن‌ها بی فایده است. اگر جواب شاید است، سعی کنید از روش‌های دیگر حمایت‌گری استفاده کنید و از افراد دیگری بخواهید که با آن‌ها جلسه بگذارند تا بتوانید جواب آن‌ها را به سمت بله تغییر دهید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

شهریور
۲۴
چگونه علیه خشونت خانگی لابی کنیم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
مجلس
image_pdfimage_print

باران خسروی

لابی کردن ابزار، استراتژی یا روشی است که در حمایت‌گری از آن استفاده می‌شود. لابی کردن در واقع یک تلاش جمعیِ هدایت‌شده برای تاثیرگذاری بر سیاست‌گذاران یا کسانی است که در تصمیم‌گیری کلان اجتماعی قدرت دارند. لابی‌ کردن در سطح کلان (Macro level)  انجام می‌شود، و نتیجه آن می‌تواند سطح کلانی را مورد تاثیر قرار دهد.

اسم اولین لابی‌گر در تاریخ ثبت‌ نشده است، اما بی‌شک از زمانی که دولت‌ها تشکیل‌ و اولین تصمیم‌های سیاسی گرفته‌شده‌اند، لابی‌گری هم وجود داشته است. لابی کردن گاهی به خاطر تصویری که از آن ارائه‌شده است، وجه مثبتی ندارد. در تصویری که فیلم‌ها و رسانه‌ها از آن داده‌اند، بیشتر  لابی‌گران متهم به بی‌اخلاقی شده‌اند. لابی کردن اما همچون حمایت‌گری ( (Advocacyاصول خود را دارد که با رعایت آن اصول می‌توانیم به اهداف موردنظر بهتر و با روشی اخلاقی نزدیک شویم.

مثال پیش رو مساله را روشن‌تر می کند. تصور کنید طرحی به منظور حمایت از محو خشونت خانگی به مجلس ارائه شده که در آن برپایی خانه‌های امن در سراسر کشور پیشنهاد شده است. شما خواهان این هستید که این طرح حتما تصویب شود. یک روش‌ کارآمد برای رسیدن به هدفتان در سطح کلان لابی‌گری است. با رعایت اصول زیر می‌توانید بهتر به هدف خود نزدیک شوید.

  • برنامه مشخصی برای لابی‌ کردن داشته باشید. بدانید که مسیر لابی کردن شما از کجا آغاز می‌شود و در مسیر شما چه موانعی وجود دارد.
  • نیروهای تاثیرگذار را بشناسید و گاهی از نیروهای پرنفوذ برای لابی‌کردن استفاده کنید. نیروهای تاثیرگذار می‌تواند شامل شخصیت‌ها و افراد مهم سیاسی باسابقه و غیرسیاسی باشد.  ورزشکاران پرنفوذ و محبوب مردمی، شخصیت‌های مهم علمی و یا هنرمندان از جمله اینها هستند.شما می‌توانید از آنها در دو جهت مهم کمک بگیرید: از یک‌طرف می‌توانید از آنها بخواهید که سیاستمداران را مورد خطاب قرار دهند و پیغام‌های تبلیغاتی‌ برای اثرگذاری بر آنها بدهند  و از طرف دیگر می‌توانند گروه‌های مردمی را خطاب قرار داده و تشویق به حمایت‌گری از تاسیس خانه‌های امن کنند و یا در فرآیند لابی‌گری مشارکت کنند.
  • به عنوان یک لابی‌گر مهم‌ترین ابزارشما، اعتبار شما است. قانون‌گذاران باید به شما اعتماد کنند تا به شما اطلاعات دقیق بدهند. در نتیجه سعی کنید که یک اعتماد دو‌طرفه بسازید.
  • مهارت‌های ارتباطی قوی داشته باشید، مهارت‌های حل مشکل و اختلاف را بدانید و برای مکالمه سازنده ارزش قائل باشید.
  • اگر پیشبرد موضوعی برای شما منفعت شخصی به همراه دارد، از لابی کردن برای آن امر بپرهیزید. مثلا اگر در مسیر تاسیس خانه‌های امن برای شغلی که شما دارید، یا موقعیت مالی که شما دارید، سود یا ضرری می‌رسد، سعی کنید خودتان را درگیر لابی‌گری نکنید، یا مستقیم در همان ابتدا منفعت شخصی‌تان را با دیگران در میان بگذارید. صادق باشید و نظر واقعی خود را بگویید و سعی در پیچیده کردن موضوع یا گمراه کردن طرف مورد لابی نداشته باشید.
  • نتیجه لابی‌کردن و جزئیات را در اختیار همه قرار دهید، مگر این که افشا نکردن به رسیدن به نتیجه مطلوب کمک کند. واقعیت این است که لابی‌کردن در کشورهای بسته خیلی سخت‌تر و پیچیده‌تر است و شفافیت گاهی معنای متفاوتی دارد. درنتیجه ممکن است ابعاد لابی کردن شما پیچیده شود و باید این موضوع را از همه طرف بسنجید.
  • از تمام رسانه‌های موجود استفاده کنید. بر شبکه‌های اجتماعی  تاثیر بگذارید  و از قدرت آنها استفاده کنید.
  • افراد زیادی را درگیر لابی کردن کنید. هر چه نیروهای بیشتری در این کار مشارکت کنند، احتمال دستیابی شما به هدف بیشتر است. می‌توانید  شماره  و راه‌های تماس با نمایندگان را در اختیار همه قرار دهید و هم‌زمان که شما ترتیب جلسه‌های خصوصی را با آن‌ها می‌دهید، از عموم جامعه هم کمک بخواهید که با آنها تماس بگیرند.
  • تجربه‌ خود را با دیگران به اشتراک بگذارید  و آنها را در جریان قرار دهید که کار شما چه دستاوردهایی برای دیگران داشته است، یا چه چیزهایی به شما در این راه کمک کرد و چه مواردی مانع کارتان بود تا اگر در آینده تلاشی مشابه انجام شد آنها بتوانند از دستاوردهای کار شما استفاده کنند.
  • دیدار با نمایندگان را محدود به یک جلسه نکنید، اما در همان یک جلسه سعی کنید هم‌چون متخصص برخورد کنید، نکته‌های مهم را یادآور شوید و  دستور ملاقات بعدی را بگیرید. گاهی جلسه اول مهم‌ترین جلسه شما است، درنتیجه باید بیشترین دستاورد را از آن یک جلسه داشته باشید.
  • رزومه کسانی که با آن‌ها لابی می‌کنید را به خوبی بشناسید، درگذشته چه کرده‌اند و برای آینده چه برنامه‌ای دارند. این به شما کمک می‌کند با دید بهتری استراتژی برخوردتان را تعیین کنید.
  • با فکر باز به جلو بروید. اگر در همان ابتدا فکر  می‌کنید که لابی‌کردن با این فرد یا گروه خاص به هیچ‌جا نمی‌رسد و با این نگرش به جلو بروید، بی‌شک با پیش آمدن اولین مخالفت از ادامه کار منصرف می‌شوید.
  • سعی کنید شیوه‌های متفاوت لابی‌کردن را هم‌زمان استفاده کنید. البته روش‌ها با توجه به این‌که گروه هدف چه کسانی هستند، متفاوت است. گاهی ما به گروه هدفمان دسترسی داریم و گاهی هم نداریم. جلسه حضوری، روش‌های نوشتاری، تماس تلفنی ، طومار امضا کردن و استفاده از رسانه همه راه‌هایی هستند که در لابی کردن به ما کمک می‌کنند.
  • در لابی کردن  اخلاقی عمل کنید. به افراد و گروه مورد هدف برای لابی، دروغ نگویید و یا وعده‌های توخالی ندهید.
  • درنهایت فراموش نکنید که لابی کردن به‌ تنهایی موثر نیست. شما همیشه باید ترکیبی از روش‌های مختلف حمایت‌گری را با هم به کار بگیرید که لابی کردن یکی از آنها است.

منبع۱

منبع ۲ 

مرداد
۱۰
اخلاق حمایت‌گری از خشونت‌دیده
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Code of Ethics - Manager with touchscreen
image_pdfimage_print

Photo: stockplusmedia/bigstockphoto.com

باران خسروی

اخلاق جایگاه مهمی در تمامی مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مدنی دارد. حمایت‌گری (Advocacy) هم مانند همه فعالیت‌های اجتماعی قواعد اخلاقی خودش را دارد.

موارد زیر گوشه‌ای از کُدهای اخلاقی حمایت‌گری برای خشونت‌دیده است:

  • شما اگر به موضوعی که روی آن کار می‌کنید علاقه و یا انگیزه کافی نداشته باشید، نمی‌توانید هیچ کمکی به خشونت‌دیده بکنید. این کار اجباری نیست. بدون علاقه شما هرگز نمی‌توانید حمایت‌گرِ خوبی باشید.
  • اگر نسبت به دیگران در راه رسیدن به هدف منابعی داریم، منابع‌مان را به اشتراک بگذاریم. با اشتراک‌گذاری منابع می‌توان سریع‌تر به خشونت‌دیده کمک‌رسانی کرد و تغییرات سریع‌تر رخ می‌دهند. به عنوان مثال: شما در حال گردآوری امضا برای نامه‌ای در جهت تغییر قوانین مربوط به خشونت خانگی هستید. به عنوان خبرنگار نسبت به گروه همراه‌تان شبکه اجتماعی و یا در کل منابع بیشتری در دسترس دارید. می‌توانید قسمتی از منابع خود را تا جایی که کارِ شما اجازه می‌دهد با دیگران به اشتراک بگذارید.
  • عرصه حمایت‌گری را عرصه رقابت نسازیم. در حمایت‌گری برد و باختی وجود ندارد. برد نهایی باید به نفع خشونت‌دیدگان و تغییر مثبت وضعیت موجود باشد. به عنوان مثال فکر نکنید که اگر شما به خشونت‌دیده کمک می‌کنید، کمک‌های شما درجایی ثبت می شود و در نهایت با گروه همراه شما مقایسه می‌شود. کار را گروهی ببینید و بدانید که برد و باخت  درنهایت بین هم تقسیم می‌شود.
  • اگر همدلی و همدردی را نیاموخته باشیم حمایت‌‌گر خوبی نخواهیم بود. خشونت‌دیده بیش از هرچیزی به همدردی شما نیاز دارد. خودتان را در جایگاه خشونت‌دیده قرار دهید و ببینید که چگونه تغییر می‌تواند زندگیِ خشونت‌دیدگان را دگرگون کند.
  • منفعت خشونت‌دیده مقدم بر منفعت سازمان یا گروه است. برای مثال: شما به عنوان مددکارِ اجتماعی در سازمان حمایت از خشونت‌دیدگان کار می کنید. گاهی ممکن است منفعت سازمان در جهتی باشد که به‌نفعِ خشونت‌دیده نباشد. شما تا جایی که می توانید باید منافع خشونت‌دیده را اولویت دهید.
  • همیشه در مسیرِ توانمند‌سازی و بالابردن دانشِ خشونت‌دیده تلاش کنید.
  • به‌روز باشید. فرآیند حمایت‌گری، فرآیند پیوسته یادگیری برای شما هم هست. دانش و آگاهی خود را در مورد حوزه خشونت خانگی بالا ببرید. از قوانین و تغییرات آن در داخل و در سطح بین المللی آگاه باشید. کمپین‌ها و کارزارهای جدید را بشناسید و دستاوردهای آن را دنبال کنید.
  • حمایت‌گرِ باید همیشه دغدغه اصلی‌اش در جهت بهبود وضعیت خشونت‌دیده باشد.
  • گوش دادن فعالانه را بیاموزید. در این صورت است که می‌توانید خواسته‌ها و دغدغه‌های خشونت‌دیده را به گوش دیگران برسانید.
  • هرگز موقعیت خشونت‌دیده را قضاوت نکنید.به عنوان مثال: اگر خشونت‌دیده تصمیم بگیرد که اکنون موقعیت این را ندارد که از همسرش جدا شود، شما نباید قضاوت کنید که او آدم ضعیفی است.
  • به جای خشونت‌دیده  تصمیم نگیرید. شما به خشونت دیده گوش می دهید، خودتان را در جایگاه آنها قرار می‌دهید، اما به جای آنها تصمیم نمی‌گیرید. شما می‌توانید با دانش و امکاناتی که می‌شناسید خشونت‌دیدگان را راهنمایی کنید، اما تصمیم نهایی با آنهاست. مثلا به خشونت‌دیده نمی‌گویید به نظر شما طلاق بهترین راه‌حل است. همچنین به جای گروهی که همراه شما در حمایت‌گری هستند تصمیم نگیرید. وقتی با گروهی هستید اجازه بدهید تصمیمات گروهی گرفته شود.
  • مساله مهم در حمایت‌گری از اشخاص بحث توانمندسازی است. چه در سطحِ کلان و چه در سطحِ خرد حمایت‌گری، نگاه شما باید توانمند‌ کردن خشونت‌دیده باشد. مثلا به عنوان یک کنشگر اجتماعی سعی کنید تغییراتی که در نظر دارید، در نهایت به نفع توانمند‌سازی خشونت‌دیدگان باشد.
  • به عقاید خشونت‌دیده و دیگرانی که همراه شما حمایت‌گری می‌کنند احترام بگذارید. مثلا اگر در فرآیند حمایت‌گری فهمیدید خشونت‌دیده نگرشِ مذهبی یا اعتقادی متفاوتی با شما دارد، آن را ملاک منصرف‌ شدن از ادامه کار یا بی‌احترامی قرار ندهید.
  • هرگز موقعیت خشونت‌دیده را با خودتان یا دیگران مقایسه نکنید.به عنوان مثال، نگویید اگر من جای خشونت‌دیده بودم خیلی بیش از این‌ها این موقعیت را ترک کرده بودم.
  • سعی کنید جانبداری را کنار بگذارید. شما باید تنها از هدف خود برای تغییر جانبداری کنید.
  • حفظ اسرار کنید. اگر از داستان زندگی خشونت‌دیده باخبر شدید، برای رسیدن به هدفتان گمان نکنید که باید آن را همه جا مطرح کنید. درست است که افراد با شنیدن داستان‌ها بیشتر تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند یا کمک مالی می کنند، ولی بدون درنظر گرفتن رضایت خشونت‌دیده و در نظر گرفتن جایگاهش، به افشای مسائل شخصی او نپردازید.
  • موقعیت افراد را به خطر نیاندازید. مثلا اگر در هنگام لابی کردن، نماینده‌ای به شما اطلاعات داد، اما علاقه‌ نداشت که اسمش فاش شود، رازداری کنید.
  • بدون اجازه مستند‌سازی نکنید، مگر این که می خواهید اسرار کار خلافی افشا شود.  در این صورت مستند‌سازی، ضبط کردن صدا یا فیلم گرفتن می‌تواند وسیله‌ای در جهت هدف شما باشد و یا ممکن است در دادگاه به شما کمک کند.
  • نگاه از بالا به پایین نداشته باشید. این نگاه که شما بهتر از خشونت‌دیده هستید که دارید برای او حمایت‌گری می کنید.
  • گاهی حمایت‌گری قسمتی از مسئولیت شغلی شما است که برای آن دستمزد‌ می‌گیرید. گاهی در موقعیتی خارج از کار قرار می گیرید، در این صورت سعی نکنید با این نگاه ببینید که شما کار نمی کنید درنتیجه مسئولیت شما به عنوان حمایت‌گر تمام شده است.
  • گاهی تغییرات بزرگ به نفعِ فرد یا گروه خاصی نیست. ممکن است به شما پیشنهادات مالی شود تا شما را از رسیدن به هدف خود بازدارد. یادتان نرود اخلاق کاری از منفعت مالی مهم‌تر است.
  • امنیت همیشه حرف اول را می‌زند. سعی کنید همیشه اول امنیت خود و خشونت‌دیده را در نظر بگیرید، بعد دست به حمایت‌گری گسترده بزنید. به عنوان مثال، خشونت‌دیده‌ای که ترسِ جانش را دارد نیاز به امنیت دارد. بعد از امنیت، قدم های بعدی برایِ حمایت‌گری تعریف می‌شود.
  • فروتن باشید. اگر کاری برای خشونت‌دیدگان انجام می‌دهید برسر آنها منت نگذارید که شما فقط این کار را برای آنها دارید انجام می‌دهید و دارید لطف می‌کنید. فراموش نکنید هر تغییر مثبتی در جامعه در نهایت به نفعِ شما نیز هست و شما با این تغییر دارید به خودتان سود می‌رسانید.
  • با خشونت‌دیده‌ای که برای او حمایت‌گری می‌کنید رابطه جنسی و عاطفی برقرار نکنید. آنها در موقعیت ضعف هستند و شما در موقعیت قدرت و این رابطه مبنای اخلاقی درستی ندارد.
  • با خشونت‌دیده صادق باشید. سعی نکنید به او دروغ بگویید با این توجیه که به نفع او است که کمتر بداند.
  • مسئولیت‌پذیر باشیم. اگر به شما مسئولیتی واگذار شده است آن را مانند کاری که در مقابل آن مزد دریافت می‌کنید مهم بدانید، برایش برنامه بریزید و مهلت انجام کار را برای خودتان مشخص کنید و کار را بدون دلیل شایسته نیمه رها نکنید.
  • اگر به هر دلیلی نمی‌توانید حمایت‌گری خود را ادامه دهید حتما خشونت‌دیده یا گروه همراه خود را در جریان قرار دهید. اگر کار در سطحِ جمعی و کلان است، نیازی نیست که دیگران را در جریان قرار دهید.
  • خشونت توجیه‌کردنی نیست. در راه حمایت از خشونت‌دیده نمی‌توانید هر وسیله ای را توجیه کنید، به‌ویژه خشونت را. نمی‌توانید فکر کنید حالا که خشونت‌گر با هیچ راهی خشونت‌دیده را رها نمی‌کند و دستگاه‌های قضایی حمایت کافی نمی‌کنند، در نتیجه خشونت تنها راه مقابله است.
  • این موارد تنها گوشه‌ای از کُدهای اخلاقیِ حمایت‌گری از خشونت‌دیده است. بعضی از این نمونه‌ها تنها برای حمایت‌گری در سطحِ خُرد در نظر گرفته می‌شود و تعدادی از این کدهای اخلاقی فارغ از نوع و جنس حمایت‌گری همیشه باید رعایت شوند.

این مطلب تالیفی است و ایده‌های آن برگرفته از منبع  زیر است.

Code of Ethics of the National Association of Social Workers

تیر
۲۶
“حمایت‌گری” در خشونت خانگی چیست؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Counselor listening with sympathy to a teen patient.
image_pdfimage_print

Photo: lisafx/bigstockphoto.com

باران خسروی

بار‌ها این جمله را شنیده‌اید که تغییرات اجتماعی، ناگهانی و یا به دست یک نفر به وجود نمی‌آیند.  حتی اگر تغییرات به این صورت رخ بدهند یا ماندگار نیستند و یا اجرایی شدن آن‌ها سال‌ها به درازا خواهد کشید. برای مثال، اگر قانونی بدون آگاهی مردم یا بدون درگیر شدن آنها وضع شود، قانونگذاران برای اجرایی شدن و ماندگار شدن آن قانون مشکل خواهند داشت.

یکی از بهترین روش‌های تغییر وضعیت موجود به وضعیت مثبت و ماندگاری تغییرات، “حمایت‌گری” (Advocacy) است. از حمایت‌گری تعریف‌های متفاوتی ارائه شده است. حمایت‌گری کنشی است که شما در راستای حمایت از دیگران انجام می‌دهید. این حمایت می‌تواند حمایت کلامی مانند توصیه کردن، بحث کردن، استدلال آوردن و اعتراض کردن باشد. همچنین می‌تواند اقدام عملی در حمایت از فرد، افراد یا موضوع خاصی مانند راه‌اندازی یک کمپین باشد . حمایت‌گری به دنبال تاثیرگذاری بر سطح آگاهی عمومی مردم و تغییر باورهای آنها است. حمایت‌گری همیشه همراه با یک ترکیب هماهنگ شده از شناسایی مشکلات، خلق راه‌حل، توسعه استراتژی و قدم راهبردی به سمت تغییر مثبت است.

حمایت‌گری در خشونت خانگی هم مثل همه مدل‌های حمایت‌گری در پدیده‌های اجتماعی، به دنبال تغییر وضعیت افراد خشونت‌دیده به سمت بهبود و وضعیت مثبت است. این مساله می‌تواند در سطح خُرد/فردی، گروهی/اجتماعی و یا کلان رخ بدهد.

سطح فردی: زمانی که شما برای فرد مشخصی شروع به حمایت‌گری می‌کنید نتیجه تغییر تنها به سود فرد خاص است. این فرد می‌تواند دوست شما، مُراجع یا مریض شما، عضو خانواده شما و یا فردی باشد که شما هیچ‌گونه‌ شناختی نسبت به او ندارید، ولی داستانش شما را به اندازه کافی تحت تاثیر قرار داده تا برای او حمایت‌گری کنید.

مثال: مریم دوست و هم‌کلاسی شما به‌تازگی ازدواج کرده است. شما و مریم سال‌های زیادی یکدیگر را می‌شناسید و به نظر شما رفتار مریم تغییر زیادی کرده است. مریم در کلاس ساکت است، با شما و دیگران به ندرت حرف می‌زند و بیشتر اوقات غمگین است. شما اصرار دارید که بدانید چرا مریم مثل قبل نیست و در‌‌ نهایت بعد از تلاش‌های زیاد مریم با شما صحبت می‌کند. مریم به شما می‌گوید که همسرش درخواست‌های عجیب جنسی از او دارد. او را کتک می‌زند و همیشه بدون رضایت، مریم را مجبور  به رابطه جنسی می‌کند. مریم از همسرش می‌ترسد و فکر می‌کند که دیگر نمی‌تواند در این زندگی بماند. شما می‌دانید مریم شخصیت درون‌گرایی دارد و دختر با اعتمادبه‌نفسی بوده، اما حرف‌های مریم به شما نشان می‌دهد که الان مریم اعتماد به‌ نفس  ندارد و قادر نیست به تنهایی از این شرایط خارج شود.

شما به عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •  می‌توانید با خانواده مریم صحبت کنید و آنها را به حمایت از مریم تشویق کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم  نزد وکیل رفته و یا به دادگاه بروید و در مورد حقوق ضایع شده او صحبت کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم به اداره پلیس بروید و …

درواقع با “حمایت‌گری” شما می‌توانید صدای خاموش و ضربه‌دیده مریم را به گوش اطرافیانش برسانید. شما می توانید خودتان را در جایگاه مریم قرار داده، به مریم اعتماد به نفس دهید و سعی کنید که به بهبود شرایط او کمک کنید.

سطح گروهی: تغییر در سطح گروهی زمانی اتفاق می‌افتد که که شما یا گروهی همراه شما، سعی در بهبود شرایط گروهی دیگر دارند. دراین حالت، نتیجه تغییر تنها به نفع گروه خاص مورد هدف است.

مثال: شما به‌تازگی به‌عنوان مددکار در یک درمانگاه خصوصی استخدام‌ شده‌اید. درمانگاه در‌نظر دارد که کلاس‌های آموزشی در مورد «مهارت‌های ارتباطی صحیح با کودکان» برای پدر و مادر‌ها برگزار کند تا درآمدی مضاعف برای درمانگاه ایجاد کند. شروع به ثبت‌نام  می‌کنید. فرم ساده‌ای برای ثبت‌نام دارید و سوال‌ها را از پدر و مادر‌ها هم‌زمان می‌پرسید. درطول مراحل ثبت‌نام متوجه می‌شوید که یکی از مراجعین خانم به‌شدت ساکت است و در مقابل بعضی سوالات حالت ترسیده‌ای دارد و در تمام مدت همسرش به‌جای او به سوالات پاسخ می‌دهد.

شما در‌‌ همان جلسه احساس می‌کنید که ممکن است این زن خشونت دیده باشد و به‌عنوان مددکار می‌دانید که قرار گرفتن این زن و مرد در این کلاس بدون در نظر گرفتن شرایط فرد خشونت‌دیده بی‌فایده است. از طرف دیگر فکر می‌کنید که باید حتما جلسه خصوصی با این زن بگذارید تا بتوانید کمک لازم را انجام دهید، ولی طبق قوانین شما نباید وقت زیادی صرف مراحل ثبت‌نام کنید. به این فکر می‌کنید که ممکن است تعداد بیشتری از مراجعین شما قربانی خشونت خانگی باشند و بیشتر از کلاس‌های فعلی ممکن است به کلاس‌ها یا حمایت‌های متفاوتی احتیاج داشته باشند.

به‌عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •   جلسه‌ای با روسای درمانگاه ترتیب می‌دهید و فهرستی از مشکلات  موجود را به آنها ارائه می‌دهید.
  • داستان یکی از مراجعین خودتان را برای آنها تعریف می‌کنید و توضیح می‌دهید که چگونه این مشکل بر روند کلاس‌ها تاثیر می‌گذارد.
  • به دلیل این‌که مرکز شما از طریق برگزاری این کلاس‌ها کسب در‌آمد می کند، شما باید با یک دید و راه‌حل اقتصادی وارد گفتگو شوید.
  • می‌توانید نوآور‌ بودن طرح‌ را برای آنها توضیح دهید و اینکه چگونه این طرح جدید در حمایت از خشونت‌دیدگان می‌تواند در بهبود وضعیت بیماران درمانگاه تاثیر بگذارد.

سطح کلان: تغییرات در سطح کلان زمانی اتفاق می‌افتد که گروه  بزرگی درگیر “حمایت‌گری” از یک موضوع یا یک گروه و یا فردی در سطح کلان می‌شوند و نتیجه تغییر به سود تمام افراد جامعه است و  این تغییرات اساسی‌ و بنیادی است.

مثال: شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که حمایت از زنان خشونت دیده در قوانین چندان دیده نمی‌شوند و هیچ قانونی به نفع زنان خشونت‌دیده نیست.

راه‌حل حمایت‌گر چیست؟

  • همراه گروهی از فعالان دغدغه‌مند کمپینی را برای تغییر قوانین اجتماعی راه می‌اندازید.
  • با نمایندگان صحبت می‌کنید.
  • لابی می‌کنید.

منبع اول

منبع دوم

اسفند
۱۰
کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
bigstock-Lost-and-alone-17960060-e1478633053670
image_pdfimage_print

Photo: soupstock/bigstockphoto.com

باران خسروی

فضای خانه‌ای که خشونت در آن رخ می‌دهد فضای پرآشوب و ناامنی است. خشونت خانگی ضربه محکمی به لحاظ روانی و فیزیکی بر خشونت دیده می‌زند. ابعاد این ضربه تنها محدود به خشونت دیده نمی‌شود، کودکان به عنوان شاهدان خشونت ممکن است بیشتر به لحاظ روانی از این خشونت تأثیر ببیند، چرا که معمولاً آن‌ها به لحاظ سنی هنوز به موقعیتی نرسیده‌اند که بتوانند سیستم دفاعی و تحلیلی در مقابل حوادث مشاهده پیش رویشان داشته باشند. صحنه‌های خشونت در ذهن کودکان معمولاً متفاوت از بزرگسالان حک می‌شود همچنان که پردازش، درک و قبول این خشونت برای آن‌ها متفاوت است.

کودکان به صورت های مختلف می توانند شاهدان خشونت باشند:

دیدن : کودک به طور مستقیم صحنه خشونت و آزار را می‌بیند.

شنیدن: کودک از اتاق دیگر صدای زرد و خورد فیزیکی یا تهدید را می‌شنود.

مشاهده بعد از حادثه: کودک آثار خشونت را روی بدن خشونت دیده بعد از حادثه می بیند. مثل خون، اشک، لکه سیاه روی بدن، ظرف و ظروف شکسته شده، خانه بهم ریخته و …

آگاهی از شرایط: کودک با درک نشانه‌های موجود از شرایط تنش در خانه آگاه است مثلا درک این که خانه مثل همیشه نیست. پدر و مادر وظایف عادی عمومی را انجام نمی دهند، فضای خانه برای کودک غمگین است و او می تواند ترس را در صورت مادر ببیند وقتی صدای نزدیک شدن همسرش را به نحوی می‌شنود مثل صدای ماشین خشونت گر که در پارکینگ پارک  می‌شود و نشان ازاین دارد که هر لحظه وارد خانه می‌شود.

کودکانی که تجربه دیدن خشونت را به نحوی داشته‌اند همیشه مضطرب هستند و می‌ترسند. آن‌ها همیشه در گارد هستند و منتظر هستند که حادثه بعدی رخ دهد. معمولاً به این دلیل که نمی‌دانند چه چیز باعث بروز خشونت می‌شود در نتیجه هرگزاحساس امنیت نمی‌کنند. آن‌ها همیشه برای خود، برای مادرشان، خواهر یا برادرشان نگران هستند، آن‌ها ممکن است احساس بی قدرت و بی ارزشی کنند.

کودکانی که در خانه پراز خشونت  بزرگ شده‌اند همیشه انتظار خانواده از آن‌ها این است که این راز را در میان خانواده نگه دارند و با کسی در این زمینه صحبت نکنند همین باعث می‌شود که همه چیز را در درون خودشان بریزند. آن‌ها ممکن است از نظر دنیای بیرونی خوب و سالم به نظر برسند اما از درون ویران باشند و از این بابت درد فراوانی بکشند. خانواده‌های آن‌ها پراز هرج و مرج و غیرقابل کنترل است و ممکن است آن‌ها خودشان را به این دلیل سرزنش کنند. آن‌ها ممکن است از خواهر، برادر یا مادر عصبانی شوند به این علت که باعث این شدند که خشونت گر عصبانی شود و فضای خانه را برای آن‌ها ناامن کند. آن‌ها ممکن است دائما احساس خشم  و خجالت کنند.

شاهدان خشونت احساس انزوا وضربه پذیری زیادی می‌کنند. آنها همیشه منتظر مورد توجه قرارگرفتن، مهرطلبی ومحبت هستند. از آنجا که خشونت دیده خود مورد خشونت هست و به نوعی قربانی در نتیجه نمی‌تواند برای کودک حضور کامل و کافی داشته باشد و او را حمایت کند.خشونت گر هم آن چنان درگیر کنترل است که نمی‌تواند کودک را درک کند بنابراین کودکان آن‌ها به لحاظ فیزیکی، روانی و احساس احساس بی سرپرستی می‌کنند.

کودکانی که شاهد خشونت هستند چه رفتارهایی نشان می‌دهند؟

پاسخ‌های هیجانی و روانی کودکانی که در معرض خشونت هستند شامل: ترس، احساس گناه، شرم، اختلالات در خواب، غم، اندوه، افسردگی و خشم است (خشم نسبت به خشونت دیده و خشم نسبت به خشونت گر).

پاسخ‌های فیزیکی شامل: دل درد، سردرد، خیس کردن رختخواب و ازدست دادن توانایی تمرکز است. برخی از این کودکان خود ممکن است مورد آزار قرار گرفته باشند و سواستفاده فیزیکی، جنسی و یا بی توجهی را تجربه کنند. دیگران ممکن است در تلاش برای نجات دادن مادر یا خواهر یا بردار خود در جریان خشونت زخمی شوند.

پاسخ‌های رفتاری کودکان در معرض خشونت ممکن است شامل: رفتارهای هیجانی غیر منتظره، خونسردی بیش از حد یا اضطراب بیش از حد باشد. آن‌ها حضور خوب در مدرسه ندارند و ممکن است توجه خیلی کم در کلاس درس نشان دهند که درنهایت به غیبت زیاد و نتیجه بد تحصیلی منجر می‌شود. آن‌ها ممکن است اختلال و تأخیر در رشد، در گفتار و مهارت‌های شناختی داشته باشند.  عصبانت  و پرخاشگری و دعوا با همسالان  از نشانه‌های دیگر است. آن‌ها ممکن است شروع به خودزنی کنند.

اثرات طولانی مدت خشونت بر روی کودک چه خواهد بود؟

 تراما: چه کودکانی که مورد خشونت هستند خود به صورت مستقیم مورد خشونت قرار بگیرند یا نه، برای مدت‌های طولانی از اثرات روانی تراما رنج خواهند برد.

درک امنیت: کودکانی که شاهد خشونت در خانه به صورت مستقیم بودند معمولاً زندگی کردن در خانه سالم و فضای امن را رد می‌کنند چرا که برای آن‌ها این فضا قابل درک نیست.

یادگیری: کودکانی که شاهد خشونت بودند معمولاً این مدل و الگو را به عنوان مدلی برای کنترل در رابطه عاطفی خود استفاده می‌کنند.

پیوند با خشونت گر: از آن جا که کودکان به صورت طبیعی تمایل به شناسایی قدرت و در نهایت پیدا کردن راه خود دارند ممکن است در جریان قدرت کم کم با خشونت گر پیوند برقرار کنند و برای خشونت دیده احترام کمتری قائل شوند. مخصوصاً که خشونت‌گر سعی زیادی خواهد داشت که در جلوی کودکان جایگاه خشونت را پایین آورد و یا ممکن است شروع به بدگویی و متهم کردن خشونت دیده به نداشتن تعادل روانی کنند و این که آن‌ها مجبور نیستند به حرف او گوش دهند. دیدن سکوت خشونت دیده و بی احترامی از سمت خشونت گربه آن‌ها می‌آموزد که آن‌ها می‌توانند به طرف دیگر رابطه‌شان بی‌احترامی کنند.

 منبع

آذر
۵
کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
orangetheworldbannercollage2016_960x450
image_pdfimage_print

Photos (L-R):UN Women/Stephanie Raison, UNDP/Tiago Zenero, UN Women/Ellie van Baaren, UN Albania/Olsi Beci, UN Women/Niels den Hollander

باران خسروی

یک سوم زنان در سراسر جهان در طول عمر خود خشونت را تجربه می‌کنند واین خشونت اغلب از طرف سمت کسی است که می‌شناسند، دوست دارند یا اعتماد دارند. براساس آمار، زنانی که در سال ۲۰۱۲ مورد قتل قرار گرفته‌اند تقریبا نیمی از آن ها توسط همسر یا اعضای خانواده‌شان کشته شده‌اند. ۶۰۳ میلیون زن در کشورهایی زندگی می‌کنند که در آنها خشونت خانگی علیه زنان، جرم محسوب نمی‌شود وطبق اطلاعات بانک جهانی، زنان ۱۵ تا ۴۴ ساله بیشتر در معرض خطر تجاوز و خشونت خانگی قرار دارند تا ابتلا به سرطان، حوادث رانندگی، جنگ و مالاریا.

خشونت علیه زنان و دختران نقص حقوق بشر است، باعث نابودی زندگی‌های بسیاری همراه با درد و رنج فراروانی شده است وجدا از رنج فردی هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی کلانی برای جامعه در بردارد. سال‌ها است فعالان حقوق زنان و فعالان حقوق بشراز راه‌های مختلف برای کاهش خشونت علیه زنان استفاده می‌کنند آن‌ها در تلاش‌اند که توجه عمومی را نسبت به این بحران بزرگ بشری جلب کنند و در عین حال همیشه در تلاش بوده‌اند که قوانین ضد زنی که باعث تقویت خشونت می‌شود را تبدیل به قوانین حمایتی از زنان خشونت دیده کنند. یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که به آن‌ها در این راه کمک کرده است ترویج گری از طریق کمپین سازی است.

کمپین چیست؟

واژه کمپین یا کارزار اشاره به یک تلاش منظم برای آوردن فشار عمومی روی افراد و سازمان‌های تأثیرگذار در جهت تغییر است. کمپین‌ها می‌توانند تبلیغاتی، سیاسی و یا اجتماعی باشند.

دسته‌بندی کمپین‌های خشونت علیه زنان:

دو نوع کمپین گسترده برای تغییر خشونت علیه زنان وجود دارد:

  • کمپین‌هایی که هدف خودشان را بر روی تغییر سیاست‌ها و قوانین جاری که باعث تبعیض عیله زنان هستند و خشونت علیه زنان هستند قرار می‌دهند.
  • کمپین‌هایی که هدف خودشان را تغییر رفتار و فرهنگ عمومی دارند. این نوع کمپین‌ها در تلاش هستند که رفتارها یا عادت‌های غلطی را که باعث افزایش خشونت علیه زنان می‌شوند را مورد هدف تغییر قرار دهند.

آگاه‌سازی عنصر خیلی مهم در هر دو نوع کمپین است که در جهت افزایش توجه عمومی و تغییر رفتار عمومی به کاربرده می‌شود.

گروه هدف :

  • یک کمپین می‌تواند بزرگ و یا کوچک باشد، می‌تواند جهانی، منطقه‌ای، کشوری و یا محلی باشد.
  • می‌تواند گروه خاصی را مورد هدف قرار دهد، به عنوان مثال : قانون گذاران، دست اندرکاران بهداشت، معلمان، مردان، زنان، جوانان و …
  • می‌تواند تمرکزش روی شکل خاصی از خشونت باشد یا خشونت علیه زنان را به صورت کلی مورد هدف قرار دهد. به عنوان مثال می‌تواند تنها روی مسئله خشونت در محل کار، آزار خیابانی، ختنه زنان، اسید پاشی یا هر شکل دیگری از خشونت علیه زنان و دختران تمرکز کند و یا به صورت کلی همه اشکال خشونت را مورد هدف قرار دهد.

مدت زمان: 

مدت زمان هر کمپین بسته به ضروری بودن مسئله می‌تواند متفاوت باشد، می‌تواند چند روز، هفته و یا ماه باشد و اگر به دنبال تغییر اجتماعی یا سیاسی در طولانی مدت باشد ممکن است سال‌ها طول بکشد.

موضوع:

  • موضوع هر کمپین بسته به هر جامعه‌ای که کمپین در آن رخ می‌دهد متفاوت است، البته از آنجا که بعضی از موارد در همه جوامع رخ می‌دهد در نتیجه موضوع یکی است و تنها شکل اجرا آن می‌تواند متفاوت باشد مثل مسئله خشونت خانگی.
  • موضوعات کمپین‌های محلی وابسته به موقعیت محلی، منابع و حمایت‌های موجود و مهارت‌های افرادی که کمپین را راه اندازی می‌کنند تعیین می‌شود. بسیاری از کمپین‌هایی که روی تغییر رفتار کار می‌کنند موضوعشان و هدفشان در جهت توانمندسازی خشونت دیده است.

چرا به کمپین‌ها در محو خشونت علیه زنان نیاز است؟

در چند دهه گذشته کمپین‌ها در دهه‌های گذشته نقش خیلی مهمی و قابل توجهی در آگاه سازی خشونت علیه زنان به عنوان شکلی از نقص حقوق بشر داشته‌اند و این که چه تأثیری به صورت کلی بر روی جامعه می‌گذارند. با وجود همه این‌ها خشونت علیه زنان همچنان در همه نقاط جهان رخ می‌دهد و هر روز شکل‌های جدیدی از خشونت هم اضافه می‌شود.

آنها مفید هستند به این دلیل که می‌توانند:

  • یک مسئله را از حوزه خصوصی به حوزه عمومی بکشانند و تبدیل به مسئله و مشکل همگانی کنند.
  • چالش کشیدن و تغییر نگرش و نفوذ در سطح گسترده
  • اطلاع رسانی در ابعاد گسترده
  • آموزش قربانیان در خصوص حقوقشان و این که چه طور می‌توانند به حقوقشان برسند
  • همگانی بین افراد و سازمان‌هایی که هدفشان کمک به قربانیان است
  • کنار هم قراردادن افراد با پس زمینه‌های متفاوت تا از یکدیگر وتجربه های یکدیگر یاد بگیرند؛ همچین باعث شبکه سازی و احتمال جنبش سازی هم هستند
  • توانمند سازی افرادی که درگیر کمپین هستند و توسعه مهارت‌های رهبری آن‌ها

نمونه‌هایی از کمپین‌های موفق در راستای رفع خشونت علیه زنان:

نمونه‌ای از کمپینی کوتاه:

قدرت خودت را بشناس: این کمپین درسال ۲۰۱۰ در دانشگاه نیوهمشایر به مدت دو ماه به اجرا درآمد. گروه هدف دانشجویان دانشگاه بودند. تمرکز این کمپین روی نقش دانجشویان به عنوان ناظران و این که چه طور می‌توانند  آزار جنسی که در دانشگاه رخ می‌دهد جلوگیری کنند. این کمپین از طریق کانال‌های ارتباطی بازاریابی اجتماعی

نمونه‌ای از کمپینی طولانی:

رهایی از ترس: در سال ۱۹۹۸ یک گروه دولتی در استرالیا  کمپینی را به مدت ۱۰ سال با همکاری مرکز عدالت کیفری راه انداخت، تمرکز کمپین روی مردان خشونت‌گر و استراتژی‌هایی برای تشویق آن‌ها برای گرفتن درمان بود، این کمپین از آن‌ها می‌خواست که با خط درمانی کمک به مردان خشونت گر تماس بگیرند، و توانست در ۲۱ ماه شروع کمپین ۶۰۰۰ تماس دریافت شد.

بین المللی: کمپین اتحاد جهانی توسط بان کی مون دبیرکل سازمان ملل در سال ۲۰۰۸ راه اندازی شده است او از دولت جامعه مدنی سازمان‌ها رسانه‌ها بخش خصوصی که در یک اقدام جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان درگیر شوند.  هرسال از ۲۵ نوامبر همزمان با روز جهانی خشونت علیه زنان تا ۱۰ دسامبر به مدت ۱۶ روز از گروه‌های مختلف در سراسر دنیا دعوت می‌شود که به این کمپین جهانی بپیوند این کمپین سعی می‌کند هر سال یک موضوع را در راستای پایان دادن خشونت در نظر بگیرد. امسال این کمپین هدفش را جمع‌آوری و کمک مالی قرار داده است. این کمپین رنگ نارنجی را به عنوان نماد و رنگی به عنوان همبستگی در این راه انتخاب کرده است.

منطقه‌ای: کمپین پایان دادن به ختنه زنان توسط امنیستی ایرلند در سال  ۲۰۱۰ راه اندازی شده است باهدف حفاظت دختران و زنان اروپایی از ختنه راه اندازی شد. براساس آمارها تخمین زده شده است که ۵۰۰ هزار دختر در اتحادیه اروپا ختنه شده‌اند. هدف این کمپین سازمان‌ها برای جلوگیری از ختنه و درمان قربانیان است.

ملی: کمپین تحمل صفر در سال ۱۹۹۲ اسکاتلندی عضو شورای شهر ادینبورک را اندازه شده در راستای هدف آموزش مردم برای جلوگیری خشونت علیه زنان

محلی:  ان‌جی‌اوی اوگاندایی «صدایت را بلند کن» باهدف راه اندازی کمپین‌های محلی کوچک در راستای بسیج مردان و زنان محلی برای تغییر نگرش در  جامع محلی  از سال ۱۹۹۹ در تلاش است.

درباره کمپین‌های بیشتری بدانید: این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

منبع ۵