صفحه اصلی  »  باران خسروی
image_pdfimage_print
اردیبهشت
۱۹
گامی در مبارزه با خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: vcha/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: vcha/www.shutterstock.com

باران خسروی

لابی‌گری (Lobbying) یکی از مهم‌ترین روش‌های حمایت‌گری (Advocacy) است. گاهی لابی‌گری به‌ اشتباه  با خود حمایت گری یکی گرفته می‌شود، درصورتی‌که لابی کردن فقط یه مدل از  شیوه‌های حمایت‌گری است. در واقع همه شکل‌های حمایت گری منجر به لابی کردن نمی‌شوند، ولی لابی کردن همیشه به شکلی از حمایت‌گری است.

اصطلاح «لابی» ریشه در سنت پارلمانی بریتانیا دارد. «لابی» اتاقی است در جلوی سالن بحث و شور مجلس عوام که در آنجا اعضای پارلمان با کسانی که به دنبال بیان نظرات خود یا متقاعد کردن نمایندگان به موافقت یا مخالفت با اهداف و نظرات خاصی هستند، ملاقات می‌کنند.

 اصطلاح لابی‌گری در علوم سیاسی یک عمل و حرفه ویژه است که هدف آن تلاش برای گسترش نفوذ یک دیدگاه مشخص در دستگاه حکومتی یک کشور یا افکار عمومی است. در فرهنگ فارسی معین، لابی به این صورت تعریف‌شده: “گروه یا جریانی که تلاش می‌کنند بر هیئت حاکم یا بر کسانی در جهت منافع یا آرمان خود اثر بگذارند”.

لابی کردن محبوب همه گروه‌ها و کنشگران اجتماعی نیست. این اصطلاح گاه در معنای منفی هم به کار برده می‌شود که به معنای لابی پنهان و زد و بند سیاسی است. برخی از کنشگران مدنی به دلایل مختلف از درگیر شدن در هر نوع فعالیت لابی با قانونگذاران یاسیاستمداران پرهیز می‌کنند. چرا که عناصر ثروت و قدرت به‌راحتی می‌توانند لابی‌گری را از مسیر اصلی خود منحرف کنند.

کشورهایی که لابی را به‌عنوان بخشی از فرآیند سیاستگذاری و قانونگذاری پذیرفته‌اند، ضابطه‌مند کردن آن را هم در دستور کار قرار داده‌اند. در برخی از کشورها دفترهای ویژه‌ای به نام «دفتر لابی‌گری» وجود دارد که با دریافت پول به تلاش برای پیشبرد یک دیدگاه خاص به‌وسیله نفوذ در دولت و افکار عمومی می‌پردازند. لابی‌گرها با کمک و به‌کارگیری روش‌های حقوقی و مدیریت روابط اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود کوشش می‌کنند.

لابی‌گری و خشونت خانگی

شاید فکر کردن به تغییر قوانین و تبعیض‌های قانونی از راه لابی کردن مشکل و گاهی نشدنی به نظر برسد.  به ویژه در کشورهایی که ارتباط  گرفتن با نمایندگان راحت نیست یا نمایندگان منتخب دموکراتیک ما نیستند و به لحاظ روش کاری و ایده بسیار دور از ما به نظر می‌رسند. در این صورت فکر اینکه تغییر از طریق آنها صورت بگیرد غیرممکن به نظر می‌رسد. اما واقعیت این است که لابی کردن همیشه یکی از روش‌های مورد اعتماد وموثر بوده، اگرچه گاهی به نتیجه می‌رسد و گاهی به نتیجه نمی‌رسد. اما اگر به نتیجه برسد احتمال این‌که تغییرسریع‌تر و راحت‌ترصورت بگیرد وجود دارد. شما به‌عنوان حمایت‌گر (Advocate)  دارای دغدغه، در مسیر رفع خشونت خانگی می‌توانید از لابی‌گری به‌عنوان یکی از روش‌های حمایت‌گری (Advocacy) برای تاثیرگذاری و تغییر استفاده کنید.

در لابی‌گری همیشه این سوال مطرح می‌شود که آیا لابی کردن روش مفیدی برای تغییر قوانین و کمک به خشونت‌دیدگان است؟

 باید در نظر داشته باشیم که بهترین روش‌های حمایت‌گری، روش‌هایی است که هم ‌سطح بالای هرم قدرت را درگیر می‌کند و هم‌گروه‌های کوچک و افراد جامعه را. بنابراین لابی کردن به‌ تنهایی نمی‌تواند روش مفیدی برای تغییر قوانین و حمایت از خشونت‌دیده‌ها باشد.

 به‌عنوان‌مثال، اگر شما تمایل دارید که قانونی در خصوص حمایت از زنان در برابر خشونت خانگی تصویب شود، هم باید به چانه‌زنی و همراه کردن نمایندگان سیاسی بپردازید و با نمایندگان مختلف  جلسه بگذارید و سعی در متقاعد کردن آنها کنید، هم افراد جامعه را  در مطالبه این تغییر با خود همراه کنید. برای آنها برنامه‌های آموزشی بگذارید،  از عموم افراد جامعه بخواهید که همراه شما بشوند و با نمایندگان تماس بگیرند، یا طوماری برای امضا تهیه کنید و شروع به جمع‌آوری امضا کنید.

درواقع شما در این کنش، سه سطح کلان، میانه و خرد را درگیر کرده و احتمال بیشتری دارد که به نتیجه برسید. در نظر داشته باشید در جوامع بسته که انتخاب نمایندگان بر اساس اصول دموکراسی انجام نمی‌شود، و قوانین موجود به نفع زنان نیست و تبعیض‌آمیز است، و همچنین لابی‌گری به‌عنوان یک شغل تعریف نشده، لابی‌گری بسیار سخت‌تر است ولی غیرممکن نیست. به‌عنوان‌ مثال، در جریان “کمپین یک‌میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان” بسیاری از کنشگران اجتماعی توانستند با نمایندگان ارتباط برقرار کنند تا برای تغییر قوانین لابی کنند. حال این‌که چه قدر این لابی‌گری در رسیدن به نتیجه مطلوب کمک کرده یا نه خود بحث دیگری است.

باید در نظر داشته باشیم که گاهی نتیجه لابی‌گری همان لحظه رخ نمی‌دهد.  شما با لابی‌گری وظیفه آموزش آن نماینده را هم انجام می‌دهید که ممکن است نتیجه خود را دیرتر نشان دهد. البته همان‌طور که گفته شد لابی‌گری در همراهی با دیگر فشارهای اجتماعی شما را به نتیجه مطلوب نزدیک‌تر می‌کند.

منبع ۱، منبع ۲، منبع ۳،

فروردین
۱۷
حمایت از خشونت‌دیده تا کجا؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: Photographee.eu/shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Photographee.eu/shutterstock.com

باران خسروی

وقتی زن خشونت‌دیده‌ای که برای گرفتن کمک به شما مراجعه کرده، هنوز تلاش می‌کند یا اصرار دارد که رابطه با آزارگر را حفظ کند، شما چه می‌کنید؟ آیا به حمایت خود ادامه می‌دهید یا با ناامیدی دست از کمک‌ می‌کشید؟ما چه مددکار اجتماعی باشیم یا مدافع حقوق زنان یاحتی فردی معمولی که تلاش می‌کند به عنوان حمایت‌گر(Advocate)، دوست یا اعضای خانواده یا همسایه  را از چرخه خشونت نجات دهد، باید بدانیم خشونت خانگی به دلیل روابط پرفراز و نشیب عاطفی بین آزارگر و آزاردیده، یا تاریخ و تجربه مشترک تلخ و شیرین و گاه دراز مدت میان آن‌ها، وجود فرزندان و یا حتی نوع و میزان خشونت اعمال شده که گاه با مهربانی و دلجویی بعدی فرد آزارگر همراه است، ابعاد پیچیده‌ای دارد که بر نوع و کیفیت فعالیت‌های مرتبط با حمایت از خشونت‌دیدگان نیز تاثیر می‌گذارد.

درسی که از درک این پیچیدگی‌ها باید گرفت این است که فراموش نکنیم خشونت خانگی زخمی عمیق بر جسم، احساس و خاطرات خشونت‌دیده به جا می‌گذارد که مرهم گذاشتن بر آن نیاز به مراقبت صبورانه و بلندمدت دارد. مهم یادگیری این نکته است که در درمان این زخم باید صبور باشیم، به سخن و نظر خشونت‌دیده گوش دهیم و از قضاوت عجولانه یا قطع حمایت بپرهیزیم، حتی اگر او هنوز می‌خواهد در رابطه خشونت‌آمیز باقی بماند.

بیشتر زنان خشونت‌دیده در رابطه خود با شریک آزارگر فعلی یا سابق‌شان می‌مانند و ادامه این ارتباط گاه بنا به تصمیم خودشان است و گاه به دلیل ضرورت‌هایی که مستلزم ادامه ارتباط با فرد آزارگر است. فرزندان این زنان هم حتی اگر رابطه‌شان تمام شده باشد، هنوز احتمال زیادی وجود دارد که پدرشان را ببینند. در این شرایط باید بدانیم که همه خشونت‌دیدگان – و نه فقط آن‌هایی که رابطه را تمام کرده‌اند- مستحق دسترسی به منابع و حمایت در برنامه‌های مداخله و حمایت‌گری هستند.

بسیاری از شما که به عنوان حمایت‌گر با خشونت‌دیده‌ها  کار می‌کنید، مواردی را سراغ دارید که آن‌ها هنوز با فرد آزارگر در ارتباطند. ممکن است با خشونت‌دیده از طریق خطوط تلفنی ضروری ۲۴ ساعته(Hotline) صحبت کرده باشید یا این که برای او امکان رفتن به خانه امن را فراهم ساخته یا  به او اطلاعاتی در زمینه منابع محلی و مقررات قانونی مربوط به تامین امنیت داده باشید. حتی ممکن است که به سخنان او و مشکلاتش در گروه‌های حمایتی گوش داده باشید.در این شرایط لازم است بدانید که فرزندان این زنان باید در کانون توجه فعالیت حمایت‌گری شما قرار بگیرند و همه خشونت‌دیده‌ها، بزرگسال یا کودکانی که هنوز با فرد آزارگر در ارتباطند، باید از برنامه‌های حمایت‌گری شما مانند اطلاعات و منابع حفاظتی بهره‌مند شوند.

لازم است بدانید که حمایت‌گران ماهر و تاثیرگذار، به خشونت‌دیده‌ها کمک می‌کنند تا ارتباط‌شان را با فرد آزارگر محدود کرده و زمینه را برای ترک رابطه فراهم سازند. این مساله اولین استراتژی حمایتی و یکی از موضوعاتی است که همه ما باید بدانیم. با این وجود وقتی توجه خشونت‌دیده و هدف او هنوز به ماندن در ارتباط با فرد آزارگر یا ماندن در این رابطه یا بهبود رابطه فرزندان با پدرشان است، ما ممکن است به عنوان مدافع این زنان از کوره در برویم. ممکن است برای در نظر گرفتن استراتژی مناسب مشکل داشته باشیم و گاه ممکن است حتی ندانیم چه بگوییم یا چه کنیم.

حال اگر با روش‌های سنتی حمایت‌گری وارد چرخه حمایت از خشونت دیده شوید، ممکن است خشونت دیده با این دیدگاه که شما نمی‌توانید شرایط او را درک کنید، نا‌امید شده و از دریافت کمک سر باز زند. اما شما باید بدانید که تعهدتان به حمایت از حق خشونت‌دیده برای تصمیم‌گیری در مورد رابطه است. تصمیمی که ممکن است بر اساس ملاحظات فردی و فرهنگی گرفته شود، یا طبق ارزیابی او  به نفع فرزندش باشد. منظور این نیست که خشونت‌دیده باید در رابطه بماند یا این که حتما رابطه را  ترک کند و یا این که حفظ رابطه فرزندان با پدر آزارگرشان لزوما مفید و یا امن است.  به عنوان حمایت‌گر باید از تاثیرات فیزیکی و روانی ویرانگر خشونت آگاه باشیم اما با این حال می‌گوییم به حمایت‌گری ادامه داده و آن را تقویت کنید تا به بهترین نحو به آن‌ها کمک شود. اما گاهی ممکن است در این که چطور کار کنیم، از چه زبانی برای کمک استفاده کنیم و چطور همکاری خشونت‌دیده را جلب کنیم، ارزیابی‌های متفاوتی داشته باشیم.

به طور کلی خشونت‌دیده‌ها رابطه خود را زمانی حفظ می‌کنند که ترک رابطه، شرایط زندگی آن‌ها و فرزندانشان را وخیم می‌سازد. آن‌ها معمولا گزینه‌ای برای خروج ندارند، یا منابعی در اختیارشان نیست که به راحتی رابطه نامناسب را ترک کنند. گاهی اوقات نقاط مثبتی هم در رابطه‌شان هست که آن‌ها را متقاعد می‌کند حفظ رابطه تا حدودی ارزش تحمل کنترل و خشونت را دارد. گاهی هم این فرزندان هستند که خواهان حفظ رابطه‌اند.

ترک یک رابطه در این شرایط، همیشه ریسک بالایی برای خشونت‌دیده دارد. گاهی ترک یک رابطه موجب افزایش خشونت همسر یا شریک زندگی، از دست دادن فرزندان، از دست دادن محل زندگی، درآمد، شغل، بیمه بهداشتی، در خطر قرار گرفتن شرایط مهاجرت، قطع ارتباط با گروه‌های اعتقادی و حتی حمایت خانواده و دوستان می‌شود. به طور کلی ترک یک رابطه به معنای از دست رفتن ثبات مالی و حتی تامین غذای فرزندان و بی‌خانمانی است. به علاوه ترک رابطه چه تاثیری بر فرزندان خواهد گذاشت؟ در این شرایط بسیار دشوار یا غیر ممکن خواهد بود که فرزندان در شرایط فیزیکی یا احساسی امنی باشند.

اما چرا خشونت‌دیده بعد از ترک رابطه هنوز با آزارگر خود در تماس و رابطه باقی می‌ماند؟

برای بسیاری از بازماندگان خشونت اصلا واقع‌گرایانه یا حتی مفید نیست که همه راه‌های ارتباطی قطع شود. اگر خشونت‌دیده صاحب فرزند باشد، به هر حال مسائل مربوط به سرپرستی از فرزندان یا مسائل مالی آن‌ها دخیل در حفظ این ارتباط است. گاهی اوقات فرد آزارگر می‌تواند تنها منبع حمایتی یا مالی باشد که در روزهای سخت از او کمک گرفت. به هر حال همیشه دلیلی متقاعد کننده برای فرد خشونت‌دیده وجود دارد که رابطه‌اش را با شریک

آزارگر فعلی یا سابق حفظ کند.

چه باید کرد؟

آنچه در آغاز برای یک حمایت‌گر  مهم است، به کار گرفتن یک دیدگاه مبتنی بر نظر و خواست خشونت‌دیده است، و اوست که تصمیم به ترک ارتباط می‌گیرد یا ارتباطش را حفظ می‌کند و یا بین ترک و یا حفظ ارتباط قرار دارد. این دیدگاه در واقع مبتنی بر فهم نیازها، منابع، دیدگاه و حتی مولفه‌های فرهنگی تاثیرگذار بر تصمیم خشونت‌دیده است. به کارگیری دیدگاه فوق باعث می‌شود که یک نگاه همه‌جانبه به مسائل خشونت‌دیده در هنگام تعیین استراتژی‌های حمایتی برای او داشت. البته به خاطر داشته باشید که کار شما صرفا گوش دادن به آن‌ها و انجام آن چیزی که او می‌خواهد نیست، بلکه شما نیاز به یک مشارکت فعال، پویا و حساس به فرهنگ درفرآیند ارائه اطلاعات و در اختیار قرار دادن منابع دارید تا این که بتوانید به طور مناسبی به خشونت‌دیده برای تصمیم‌گیری بهتر کمک کنید.

هدف از دیدگاه حمایت‌گری بر مبنای تعریف خشونت‌دیده، در واقع افزایش سلامت او و فرزند اوست. برای این که خشونت‌دیده در سلامت باشد، البته که باید از چرخه خشونت و کنترل شریکش آزاد شود، اما باید قادر به تامین نیازهای اساسی زندگی‌اش هم باشد. درست است که کاستن از خطر خشونت فیزیکی یا جنسی هدف ماست، اما رها کردن خشونت‌دیده و فرزندانش بدون حمایت‌های مالی بلند‌مدت هم سلامت‌شان را تضمین نمی‌کند. به علاوه رهایی او از رابطه خشونت، به معنای امنیت در برابر مشکلات روانی، اعتیاد یا مشکلات مربوط به آن نخواهد بود.

موفقیت در نجات یک خشونت‌دیده و قطع رابطه با آزارگر  به چه معناست؟

موفقیت همان چیزی است که خشونت‌دیده تعریف می‌کند. او بر مبنای میزان خشونت شریکش و شرایط زندگی و فرهنگی‌اش تصمیم می‌گیرد. برای فردی که هنوز در رابطه با آزارگر است، تعریف موفقیت صرفا اولویت‌بندی برای کاهش خشونت فیزیکی نیست. این امر اگرچه بسیار مهم است اما ممکن است اولین یا مهم‌ترین گزینه نباشد.

باید از هر خشونت‌دیده پرسید که به نظر او چه چیزی بهتر است و چه کاری وخامت شرایطش را کمتر یا بیشتر می‌کند. به طور مثال ممکن است یکی از خشونت‌دیده‌ها بگوید چه چیزهایی بهتر است انجام داد به این دلیل که شریکش دیگر بچه ها را کتک نمی‌زند یا این که دیگر حقوقش را  هدر نمی‌دهد. بنابراین این تغییر رفتارها چیزی است که برای خشونت‌دیده ارزش و اولویت دارد.

نکته پایانی

برای ما به عنوان حمایت‌گر ممکن است موفقیت به معنای این باشد که کسی آزار نبیند یا توسط شریکش کنترل نشود یا  کودکی در اثر خشونت خانگی آسیب جسمی و روانی نبیند. به دلیل این که می‌خواهیم خشونت‌دیده کاملا و همیشه امن باشد و ممکن است با نوع تعریف خشونت‌دیده از موفقیت مشکل داشته باشیم. ممکن است تنها بهبود نسبی شرایط، برای ما معنای موفقیت نداشته باشد، به خصوص اگر فرد مورد نظر هنوز متحمل خشونت و   کنترل از سوی همسرش می‌شود. به علاوه گوش دادن به خشونت‌دیده لزوما به معنای چشم‌پوشی از دیدگاه خود ما برای خروج کامل از رابطه خشونت‌آمیز نیست، اما مهم این است که ما هنوز به اقدامات حمایتی خود ادامه می‌دهیم و به نظر او هم احترام می‌گذاریم، در حالی که ممکن است نظر و اعتقاد خود را داشته باشیم و مطابق با یک برنامه سیستماتیک و متناسب برای پایان بخشیدن به خشونت برای همه خشونت‌دیده‌ها تلاش می‌کنیم.

*این مطلب برگرفته  و ترجمه از راهنمایی است که با تلاش سه سازمان حامی خشونت‌دیدگان خشونت‌ خانگی در آمریکا و بر اساس تجربه عملی مددکاران و مشاوران حقوقی آن‌ها منتشر شده است. مفاد این راهنما برگرفته از تجربه‌های مشابه حمایت‌گرانی است که بارها مشوق قطع ارتباط خشونت دیده با فرد آزارگر بوده‌اند، اما تلاش آن‌ها با شکست روبرو شده است. اصل این مطلب را در اینجا می‌توانید پیدا کنید.

فروردین
۱۰
چگونه از قربانیان خشونت خانگی حمایت کنیم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Shelter for abused Children
image_pdfimage_print

  photo by sangoiri

باران خسروی

اخلاق جایگاه مهمی در تمامی مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مدنی دارد. حمایت‌گری (Advocacy) هم مانند همه فعالیت‌های اجتماعی قواعد اخلاقی خودش را دارد.

موارد زیر گوشه‌ای از کُدهای اخلاقی حمایت‌گری برای خشونت‌دیده است:

  • شما اگر به موضوعی که روی آن کار می‌کنید علاقه و یا انگیزه کافی نداشته باشید، نمی‌توانید هیچ کمکی به خشونت‌دیده بکنید. این کار اجباری نیست. بدون علاقه شما هرگز نمی‌توانید حمایت‌گرِ خوبی باشید.
  • اگر نسبت به دیگران در راه رسیدن به هدف منابعی داریم، منابع‌مان را به اشتراک بگذاریم. با اشتراک‌گذاری منابع می‌توان سریع‌تر به خشونت‌دیده کمک‌رسانی کرد و تغییرات سریع‌تر رخ می‌دهند. به عنوان مثال: شما در حال گردآوری امضا برای نامه‌ای در جهت تغییر قوانین مربوط به خشونت خانگی هستید. به عنوان خبرنگار نسبت به گروه همراه‌تان شبکه اجتماعی و یا در کل منابع بیشتری در دسترس دارید. می‌توانید قسمتی از منابع خود را تا جایی که کارِ شما اجازه می‌دهد با دیگران به اشتراک بگذارید.
  • عرصه حمایت‌گری را عرصه رقابت نسازیم. در حمایت‌گری برد و باختی وجود ندارد. برد نهایی باید به نفع خشونت‌دیدگان و تغییر مثبت وضعیت موجود باشد. به عنوان مثال فکر نکنید که اگر شما به خشونت‌دیده کمک می‌کنید، کمک‌های شما درجایی ثبت می شود و در نهایت با گروه همراه شما مقایسه می‌شود. کار را گروهی ببینید و بدانید که برد و باخت  درنهایت بین هم تقسیم می‌شود.
  • اگر همدلی و همدردی را نیاموخته باشیم حمایت‌‌گر خوبی نخواهیم بود. خشونت‌دیده بیش از هرچیزی به همدردی شما نیاز دارد. خودتان را در جایگاه خشونت‌دیده قرار دهید و ببینید که چگونه تغییر می‌تواند زندگیِ خشونت‌دیدگان را دگرگون کند.
  • منفعت خشونت‌دیده مقدم بر منفعت سازمان یا گروه است. برای مثال: شما به عنوان مددکارِ اجتماعی در سازمان حمایت از خشونت‌دیدگان کار می کنید. گاهی ممکن است منفعت سازمان در جهتی باشد که به‌نفعِ خشونت‌دیده نباشد. شما تا جایی که می توانید باید منافع خشونت‌دیده را اولویت دهید.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

هشتگ بزنید و حمایت‌گری کنید

رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی

لابی‌گری با نمایندگان در موضوع خشونت خانگی

  • همیشه در مسیرِ توانمند‌سازی و بالابردن دانشِ خشونت‌دیده تلاش کنید.
  • به‌روز باشید. فرآیند حمایت‌گری، فرآیند پیوسته یادگیری برای شما هم هست. دانش و آگاهی خود را در مورد حوزه خشونت خانگی بالا ببرید. از قوانین و تغییرات آن در داخل و در سطح بین المللی آگاه باشید. کمپین‌ها و کارزارهای جدید را بشناسید و دستاوردهای آن را دنبال کنید.
  • حمایت‌گرِ باید همیشه دغدغه اصلی‌اش در جهت بهبود وضعیت خشونت‌دیده باشد.
  • گوش دادن فعالانه را بیاموزید. در این صورت است که می‌توانید خواسته‌ها و دغدغه‌های خشونت‌دیده را به گوش دیگران برسانید.
  • هرگز موقعیت خشونت‌دیده را قضاوت نکنید.به عنوان مثال: اگر خشونت‌دیده تصمیم بگیرد که اکنون موقعیت این را ندارد که از همسرش جدا شود، شما نباید قضاوت کنید که او آدم ضعیفی است.
  • به جای خشونت‌دیده  تصمیم نگیرید. شما به خشونت دیده گوش می دهید، خودتان را در جایگاه آنها قرار می‌دهید، اما به جای آنها تصمیم نمی‌گیرید. شما می‌توانید با دانش و امکاناتی که می‌شناسید خشونت‌دیدگان را راهنمایی کنید، اما تصمیم نهایی با آنهاست. مثلا به خشونت‌دیده نمی‌گویید به نظر شما طلاق بهترین راه‌حل است. همچنین به جای گروهی که همراه شما در حمایت‌گری هستند تصمیم نگیرید. وقتی با گروهی هستید اجازه بدهید تصمیمات گروهی گرفته شود.
  • مساله مهم در حمایت‌گری از اشخاص بحث توانمندسازی است. چه در سطحِ کلان و چه در سطحِ خرد حمایت‌گری، نگاه شما باید توانمند‌ کردن خشونت‌دیده باشد. مثلا به عنوان یک کنشگر اجتماعی سعی کنید تغییراتی که در نظر دارید، در نهایت به نفع توانمند‌سازی خشونت‌دیدگان باشد.

به تلگرام خانه امن بپیوندید.

  • به عقاید خشونت‌دیده و دیگرانی که همراه شما حمایت‌گری می‌کنند احترام بگذارید. مثلا اگر در فرآیند حمایت‌گری فهمیدید خشونت‌دیده نگرشِ مذهبی یا اعتقادی متفاوتی با شما دارد، آن را ملاک منصرف‌ شدن از ادامه کار یا بی‌احترامی قرار ندهید.
  • هرگز موقعیت خشونت‌دیده را با خودتان یا دیگران مقایسه نکنید.به عنوان مثال، نگویید اگر من جای خشونت‌دیده بودم خیلی بیش از این‌ها این موقعیت را ترک کرده بودم.
  • سعی کنید جانبداری را کنار بگذارید. شما باید تنها از هدف خود برای تغییر جانبداری کنید.
  • حفظ اسرار کنید. اگر از داستان زندگی خشونت‌دیده باخبر شدید، برای رسیدن به هدفتان گمان نکنید که باید آن را همه جا مطرح کنید. درست است که افراد با شنیدن داستان‌ها بیشتر تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند یا کمک مالی می کنند، ولی بدون درنظر گرفتن رضایت خشونت‌دیده و در نظر گرفتن جایگاهش، به افشای مسائل شخصی او نپردازید.
  • موقعیت افراد را به خطر نیاندازید. مثلا اگر در هنگام لابی کردن، نماینده‌ای به شما اطلاعات داد، اما علاقه‌ نداشت که اسمش فاش شود، رازداری کنید.
  • بدون اجازه مستند‌سازی نکنید، مگر این که می خواهید اسرار کار خلافی افشا شود.  در این صورت مستند‌سازی، ضبط کردن صدا یا فیلم گرفتن می‌تواند وسیله‌ای در جهت هدف شما باشد و یا ممکن است در دادگاه به شما کمک کند.
  • نگاه از بالا به پایین نداشته باشید. این نگاه که شما بهتر از خشونت‌دیده هستید که دارید برای او حمایت‌گری می کنید.
  • گاهی حمایت‌گری قسمتی از مسئولیت شغلی شما است که برای آن دستمزد‌ می‌گیرید. گاهی در موقعیتی خارج از کار قرار می گیرید، در این صورت سعی نکنید با این نگاه ببینید که شما کار نمی کنید درنتیجه مسئولیت شما به عنوان حمایت‌گر تمام شده است.
  • گاهی تغییرات بزرگ به نفعِ فرد یا گروه خاصی نیست. ممکن است به شما پیشنهادات مالی شود تا شما را از رسیدن به هدف خود بازدارد. یادتان نرود اخلاق کاری از منفعت مالی مهم‌تر است.
  • امنیت همیشه حرف اول را می‌زند. سعی کنید همیشه اول امنیت خود و خشونت‌دیده را در نظر بگیرید، بعد دست به حمایت‌گری گسترده بزنید. به عنوان مثال، خشونت‌دیده‌ای که ترسِ جانش را دارد نیاز به امنیت دارد. بعد از امنیت، قدم های بعدی برایِ حمایت‌گری تعریف می‌شود.
  • فروتن باشید. اگر کاری برای خشونت‌دیدگان انجام می‌دهید برسر آنها منت نگذارید که شما فقط این کار را برای آنها دارید انجام می‌دهید و دارید لطف می‌کنید. فراموش نکنید هر تغییر مثبتی در جامعه در نهایت به نفعِ شما نیز هست و شما با این تغییر دارید به خودتان سود می‌رسانید.
  • با خشونت‌دیده‌ای که برای او حمایت‌گری می‌کنید رابطه جنسی و عاطفی برقرار نکنید. آنها در موقعیت ضعف هستند و شما در موقعیت قدرت و این رابطه مبنای اخلاقی درستی ندارد.
  • با خشونت‌دیده صادق باشید. سعی نکنید به او دروغ بگویید با این توجیه که به نفع او است که کمتر بداند.
  • مسئولیت‌پذیر باشیم. اگر به شما مسئولیتی واگذار شده است آن را مانند کاری که در مقابل آن مزد دریافت می‌کنید مهم بدانید، برایش برنامه بریزید و مهلت انجام کار را برای خودتان مشخص کنید و کار را بدون دلیل شایسته نیمه رها نکنید.
  • اگر به هر دلیلی نمی‌توانید حمایت‌گری خود را ادامه دهید حتما خشونت‌دیده یا گروه همراه خود را در جریان قرار دهید. اگر کار در سطحِ جمعی و کلان است، نیازی نیست که دیگران را در جریان قرار دهید.
  • خشونت توجیه‌کردنی نیست. در راه حمایت از خشونت‌دیده نمی‌توانید هر وسیله ای را توجیه کنید، به‌ویژه خشونت را. نمی‌توانید فکر کنید حالا که خشونت‌گر با هیچ راهی خشونت‌دیده را رها نمی‌کند و دستگاه‌های قضایی حمایت کافی نمی‌کنند، در نتیجه خشونت تنها راه مقابله است.
  • این موارد تنها گوشه‌ای از کُدهای اخلاقیِ حمایت‌گری از خشونت‌دیده است. بعضی از این نمونه‌ها تنها برای حمایت‌گری در سطحِ خُرد در نظر گرفته می‌شود و تعدادی از این کدهای اخلاقی فارغ از نوع و جنس حمایت‌گری همیشه باید رعایت شوند.

این مطلب تالیفی است و ایده‌های آن برگرفته از منبع  زیر است.

Code of Ethics of the National Association of Social Workers

 

بهمن
۲۵
چگونه با حمایت‌گری به جنگ خشونت خانگی برویم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_369029834
image_pdfimage_print

Photo: sindlera/shutterstock.com

باران خسروی

بار‌ها این جمله را شنیده‌اید که تغییرات اجتماعی، ناگهانی و یا به دست یک نفر به وجود نمی‌آیند.  حتی اگر تغییرات به این صورت رخ بدهند یا ماندگار نیستند و یا اجرایی شدن آن‌ها سال‌ها به درازا خواهد کشید. برای مثال، اگر قانونی بدون آگاهی مردم یا بدون درگیر شدن آنها وضع شود، قانونگذاران برای اجرایی شدن و ماندگار شدن آن قانون مشکل خواهند داشت.

یکی از بهترین روش‌های تغییر وضعیت موجود به وضعیت مثبت و ماندگاری تغییرات، “حمایت‌گری” (Advocacy) است. از حمایت‌گری تعریف‌های متفاوتی ارائه شده است. حمایت‌گری کنشی است که شما در راستای حمایت از دیگران انجام می‌دهید. این حمایت می‌تواند حمایت کلامی مانند توصیه کردن، بحث کردن، استدلال آوردن و اعتراض کردن باشد. همچنین می‌تواند اقدام عملی در حمایت از فرد، افراد یا موضوع خاصی مانند راه‌اندازی یک کمپین باشد . حمایت‌گری به دنبال تاثیرگذاری بر سطح آگاهی عمومی مردم و تغییر باورهای آنها است. حمایت‌گری همیشه همراه با یک ترکیب هماهنگ شده از شناسایی مشکلات، خلق راه‌حل، توسعه استراتژی و قدم راهبردی به سمت تغییر مثبت است.

حمایت‌گری در خشونت خانگی هم مثل همه مدل‌های حمایت‌گری در پدیده‌های اجتماعی، به دنبال تغییر وضعیت افراد خشونت‌دیده به سمت بهبود و وضعیت مثبت است. این مساله می‌تواند در سطح خُرد/فردی، گروهی/اجتماعی و یا کلان رخ بدهد.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

سطح فردی: زمانی که شما برای فرد مشخصی شروع به حمایت‌گری می‌کنید نتیجه تغییر تنها به سود فرد خاص است. این فرد می‌تواند دوست شما، مُراجع یا مریض شما، عضو خانواده شما و یا فردی باشد که شما هیچ‌گونه‌ شناختی نسبت به او ندارید، ولی داستانش شما را به اندازه کافی تحت تاثیر قرار داده تا برای او حمایت‌گری کنید.

مثال: مریم دوست و هم‌کلاسی شما به‌تازگی ازدواج کرده است. شما و مریم سال‌های زیادی یکدیگر را می‌شناسید و به نظر شما رفتار مریم تغییر زیادی کرده است. مریم در کلاس ساکت است، با شما و دیگران به ندرت حرف می‌زند و بیشتر اوقات غمگین است. شما اصرار دارید که بدانید چرا مریم مثل قبل نیست و در‌‌ نهایت بعد از تلاش‌های زیاد مریم با شما صحبت می‌کند. مریم به شما می‌گوید که همسرش درخواست‌های عجیب جنسی از او دارد. او را کتک می‌زند و همیشه بدون رضایت، مریم را مجبور  به رابطه جنسی می‌کند. مریم از همسرش می‌ترسد و فکر می‌کند که دیگر نمی‌تواند در این زندگی بماند. شما می‌دانید مریم شخصیت درون‌گرایی دارد و دختر با اعتمادبه‌نفسی بوده، اما حرف‌های مریم به شما نشان می‌دهد که الان مریم اعتماد به‌ نفس  ندارد و قادر نیست به تنهایی از این شرایط خارج شود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

شما به عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •  می‌توانید با خانواده مریم صحبت کنید و آنها را به حمایت از مریم تشویق کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم  نزد وکیل رفته و یا به دادگاه بروید و در مورد حقوق ضایع شده او صحبت کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم به اداره پلیس بروید و …

درواقع با “حمایت‌گری” شما می‌توانید صدای خاموش و ضربه‌دیده مریم را به گوش اطرافیانش برسانید. شما می توانید خودتان را در جایگاه مریم قرار داده، به مریم اعتماد به نفس دهید و سعی کنید که به بهبود شرایط او کمک کنید.

سطح گروهی: تغییر در سطح گروهی زمانی اتفاق می‌افتد که که شما یا گروهی همراه شما، سعی در بهبود شرایط گروهی دیگر دارند. دراین حالت، نتیجه تغییر تنها به نفع گروه خاص مورد هدف است.

مثال: شما به‌تازگی به‌عنوان مددکار در یک درمانگاه خصوصی استخدام‌ شده‌اید. درمانگاه در‌نظر دارد که کلاس‌های آموزشی در مورد «مهارت‌های ارتباطی صحیح با کودکان» برای پدر و مادر‌ها برگزار کند تا درآمدی مضاعف برای درمانگاه ایجاد کند. شروع به ثبت‌نام  می‌کنید. فرم ساده‌ای برای ثبت‌نام دارید و سوال‌ها را از پدر و مادر‌ها هم‌زمان می‌پرسید. درطول مراحل ثبت‌نام متوجه می‌شوید که یکی از مراجعین خانم به‌شدت ساکت است و در مقابل بعضی سوالات حالت ترسیده‌ای دارد و در تمام مدت همسرش به‌جای او به سوالات پاسخ می‌دهد.

شما در‌‌ همان جلسه احساس می‌کنید که ممکن است این زن خشونت دیده باشد و به‌عنوان مددکار می‌دانید که قرار گرفتن این زن و مرد در این کلاس بدون در نظر گرفتن شرایط فرد خشونت‌دیده بی‌فایده است. از طرف دیگر فکر می‌کنید که باید حتما جلسه خصوصی با این زن بگذارید تا بتوانید کمک لازم را انجام دهید، ولی طبق قوانین شما نباید وقت زیادی صرف مراحل ثبت‌نام کنید. به این فکر می‌کنید که ممکن است تعداد بیشتری از مراجعین شما قربانی خشونت خانگی باشند و بیشتر از کلاس‌های فعلی ممکن است به کلاس‌ها یا حمایت‌های متفاوتی احتیاج داشته باشند.

درباره حمایت‌گری بیشتر بخوانید:

هشتگ بزنید و حمایت‌گری کنید

رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی

لابی‌گری با نمایندگان در موضوع خشونت خانگی

به‌عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •   جلسه‌ای با روسای درمانگاه ترتیب می‌دهید و فهرستی از مشکلات  موجود را به آنها ارائه می‌دهید.
  • داستان یکی از مراجعین خودتان را برای آنها تعریف می‌کنید و توضیح می‌دهید که چگونه این مشکل بر روند کلاس‌ها تاثیر می‌گذارد.
  • به دلیل این‌که مرکز شما از طریق برگزاری این کلاس‌ها کسب در‌آمد می کند، شما باید با یک دید و راه‌حل اقتصادی وارد گفتگو شوید.
  • می‌توانید نوآور‌ بودن طرح‌ را برای آنها توضیح دهید و اینکه چگونه این طرح جدید در حمایت از خشونت‌دیدگان می‌تواند در بهبود وضعیت بیماران درمانگاه تاثیر بگذارد.

سطح کلان: تغییرات در سطح کلان زمانی اتفاق می‌افتد که گروه  بزرگی درگیر “حمایت‌گری” از یک موضوع یا یک گروه و یا فردی در سطح کلان می‌شوند و نتیجه تغییر به سود تمام افراد جامعه است و  این تغییرات اساسی‌ و بنیادی است.

مثال: شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که حمایت از زنان خشونت دیده در قوانین چندان دیده نمی‌شوند و هیچ قانونی به نفع زنان خشونت‌دیده نیست.

راه‌حل حمایت‌گر چیست؟

  • همراه گروهی از فعالان دغدغه‌مند کمپینی را برای تغییر قوانین اجتماعی راه می‌اندازید.
  • با نمایندگان صحبت می‌کنید.
  • لابی می‌کنید.

منبع اول

منبع دوم

دی
۳۰
هشتگ بزنید و حمایت‌گری کنید
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_625713098
image_pdfimage_print

Photo: wishmaster_yz/shutterstock.com

باران خسروی

این روزها تقریبا تمام کسانی که از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، هشتگ(Hashtag) را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اند یا خود از آن استفاده کرده‌اند. استفاده از هشتگ تنها محدود به شبکه‌های اجتماعی نیست و گاهی روی تبلیغات  و بیلبوردها هم آن را می‌بینیم.

 هشتگ برچسبی است که برای دسته‌بندی وبه اشتراک‌گذاری پست‌ها و نظرات درباره موضوعی خاص، در سطحی فراگیر و فراتر از حلقه و فهرست دوستان به کار می‌رود. اگر بخواهیم تصور دقیق‌تری از هشتگ داشته باشیم، آن را کلمه یا عبارتی متشکل از حروف واعداد تعریف کرد که بین آنها فاصله‌ای وجود ندارد و در ابتدای آن از نماد # استفاده می‌شود تا امکان شناسایی و پیگیری این موضوع برای دیگر اعضای شبکه اجتماعی آسان شود.

نقطه آغاز ورود هشتگ به شبکه‌های اجتماعی، با کریس مسینا برنامه‌نویس نرم‌افزارهای متن‌ باز بود. اوبه این نتیجه رسید که می‌تواند از هشتگ در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه توییتر استفاده کند، تا موضوعات مختلف را با آن علامت‌گذاری کند. نخستین  بار آگوست  ۲۰۰۷ در توئیتر خودش نوشت: نظر شما در مورد اینکه از # برای مشخص کردن گروه‌ها استفاده کنیم چیست؟

کاربرد هشتگ‌

‌ هشتگ‌ می‌تواند در تمامی رسانه‌های اجتماعی استفاده شود و استفاده از آن  محدودیتی ندارد. وقتی شما مکالمه یا جمله‌ای را با هشتگ‌ همراه می‌کنید، آن‌ را به راحتی در معرض دید و جستجوی دیگران  قرار می‌دهید. یک جستجوی ساده یا کلیک روی هشتگ، به راحتی کسانی را که از آن هشتگ در مطالبشان استفاده کردند، نشان می‌دهد. هشتگ راهی است آسان برای جذب، تجمیع و تشویق مردم جهت بحث و گفتگو درباره یک موضوع مشخص  و شما به عنوان کاربر فضای مجازی می‌توانید از این فرآیند استفاده کنید تا یک موضوع را داغ کنید یا  سبب آغاز یک گفتگوی اینترنتی شوید.

هشتگ و استفاده آن در حمایت‌گری

مت‌کالینز در گاردین می‌نویسد: “شبکه‌های اجتماعی  مرکز گفتگو پیرامون مسائل مهم روز است”. به این معنی که بستر گفتگو برای موافقان و مخالفان است تا ایده‌های خود را به اشتراک بگذارند و حمایت عمومی را به دست بیاورند. در این میان بسیاری از کاربران، کنشگران و حمایت‌گران تلاش می‌کنند تا با داغ کردن یک هشتگ، توجه عمومی را به موضوع مورد نظر خود جلب کنند. اما آیا  داغ کردن هشتگ‌ها باعث حمایت‌گری می‌شوند؟ یا بیشتر مثل کارهای خیرخواهانه، هدفشان تنها افزایش اعتماد به نفس کاربران است؟

حمایت‌گری از طریق هشتگ، مانند یک اعتراض مسالمت‌آمیز در خیابان است با پوسترهایی در دست و عبارت‌هایی که روی آن‌ها نوشته شده است.  هر کاربری که به شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارد، می‌تواند در آن سهم داشته باشد. اما برای سنجش تاثیر هشتگ‌ها در بحث حمایت‌گری، باید ببینیم که چه قدر هشتگ‌ها در سطح اجتماعی توان تغییر اجتماعی دارند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

هشتگ‌ها می‌توانند توجه شما را به یک رویداد خاص جلب کنند.  به عنوان مثال داغ کردن هشتگ دختران ما را بازگردانید #BringBackOurGirls  توانست یک مساله محلی در مورد ربایش دختران نیجریه‌ای از سوی گروه اسلام‌گرای افراطی بوکوحرام را  تبدیل به یک تلاش جمعی و جهانی کند که هزاران نفر  از نقاط مختلف دنیا  پیگیر آن بودند.

حمایت‌گری از طریق هشتگ در سطح جهانی ما را  متحد می‌کند و مرزها را می‌شکند. شاید بزرگترین خدمت هشتگ زدن همین بوده که یک توجه همگانی ایجاد می‌کند و  همدلی توده مردم را برمی‌انگیزد .

برای مریم هشتگ بزنید

مریم بیمار درمانگاه کوچک شماست و در طول درمان می‌فهمید مریم قربانی خشونت خانگی است. در طول زمان شما مریم را بهتر می‌شناسید و او از شما درخواست می کند برای طلاق به او کمک کنید. مریم را تشویق می‌کنید که به پزشک قانونی مراجعه کند تا مدرکی برای طلاق داشته باشد، اما در روستایی که شما کار می‌کنید هیچ نوع مرکز حمایتی، پزشکی قانونی و دادگاه خانواده وجود ندارد.  مریم هر بار باید به شهری در دو ساعتی روستا برود.  در نهایت موانع قانونی، کمبود حمایت‌ها و خدمات اجتماعی و قانونی، مریم را از طلاق منصرف می‌کند.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی

چرا ویران شدم؟

لابی‌گری با نمایندگان در موضوع خشونت خانگی

چندی بعد شما داستان خودسوزی مریم را می‌شنوید. شما می‌دانید دلیل این خودکشی چیست. این ماجرا شما را به شدت تحت تاثیر قرار داده و دوست دارید که تکرار این اتفاق را برای دیگران نبینید. اما شما در یک روستای دور‌افتاده کار می‌کنید و چندان توان مالی و یا سرمایه اجتماعی برای تغییر ندارید. شما می‌توانید  از حمایت شبکه‌های اجتماعی خود استفاده کنید و به کسی دسترسی ندارید.

داستان مریم را به صورت آنلاین به اشتراک بگذارید. شما می‌توانید از هشتگ خشونت خانگی یا هشتگ مریم یا هر هشتگی که به نظر شما ممکن است جذاب و مربوط باشد، استفاده کنید. از دوستان  خود در شبکه‌های اجتماعی بخواهید در بازنشر خبر کمک کنند. اگر موفق شوید و این هشتگ داغ شود، توجه افراد زیادی را جلب می‌کنید و شاید بتوانید زمینه‌ساز تغییر بزرگی شوید.

هشتگ‌ها و ایجاد تغییرات واقعی

هشتگ‌ها هم‌چنین باعث بالارفتن دانش ما از شرایط اجتماعی و محیط زیستی کشورهای دیگر می‌شود. توجه ما را به نقض حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا جلب می‌کنند و می‌توانند حس تنهایی را از شما  به عنوان قربانی بگیرند. به عنوان مثال هشتگ من هم ‌#metoo  یک جنبش جهانی راه انداخت و باعث به صدا آمدن و همراهی زنان زیادی شد و حتی تاثیر این هشتگ را می‌توان در اعتراض‌ها به بازیگران مطرح و هنرمندهای هالیوودی دید .

هشتگ‌ها وقتی جهانی می‌شوند قدرت زیادی می‌گیرند و افراد را در موقعیت قدرت قرار می‌دهند تا از رسانه‌هایشان برای ایجاد تغییر استفاده کنند. به این وسیله به مردم یک نقش فعال اجتماعی می دهند و تا کنون موارد زیادی رخ داده است که این قدرت را ثابت می کند. تنها پس از اینکه هشتگ #Kony2012 در اینترنت فراگیر شد، اوباما نیروهای ارتش را برای کمک به آموزش نیروهای اوگاندا برای یافتن جوزف کنی، رهبر گروه شبه‌نظامی ارتش مقاومت خدا، فرستاد.

باید توجه داشته باشیم قدرت هشتگ‌ها زمانی در آموزش تاثیرگذار است که افراد به صورت سرسری تنها به اشتراک گذاری نپردازند و شروع به تحقیق و کنکاش درباره موضوع کنند یا پشت آن هشتگ داستان قوی و تاثیرگذاری وجود داشته باشد تا بتواند توجه عمومی زیادی را جلب کند. با این که استفاده از هشتگ جایگاه خودش را در فرهنگ جهانی پیدا کرده است، اما موضوع مهم پایایی این حرکت‌ها هست. اگر هشتگ‌ها در زمان مشخص منجر به تغییر اجتماعی نشوند، می‌توانند به راحتی بمیرند. در واقع راز هشتگ‌ها درگیری عمومی است و بعد از این که گفتگو در سطح وسیعی شکل گرفت، موقعیت این به وجود می‌آید که به عنوان حمایت‌گر و فعال اجتماعی قدم‌های تغییر را بردارید.

شما به عنوان یک حمایت‌گر نمی‌توانید تنها به یک هشتگ دل ببندید و منفعل عمل کنید. در واقع فعالیت شما نباید تنها محدود به اشتراگ گذاری یا هشتگ زدن در شبکه‌های اجتماعی باشد. حمایت گری شما باید همراه با آموزش بیشتر، درگیری بیشتر و همدلی بیشتر باشد.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

آذر
۲۸
رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_369008021
image_pdfimage_print

Photo: Rawpixel/shutterstock.com

باران خسروی

همه ما دیده‌ایم چگونه سازمان‌ها، از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها در راستای اهداف خود استفاده می‌کنند.  همه ما داستان‌هایی شنیده‌ایم که چگونه متخصصان رسانه، با دست‌کاری هوشمندانه مطبوعات، به بهبود یا تخریب یک تصویر کمک کرده‌اند. مثال بارز،  چهره‌پردازی رسانه‌ها و حمایت از یک نامزد انتخاباتی با اهداف خاص سیاسی است که می‌تواند موجب پیروزی او شود.

 «همان‌طور که از واژه‌ رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های فردی به فرد یا افراد دیگر. امروزه معمولا آنچه به‌عنوان رسانه در گفتگوها و مقاله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه‌های ارتباطی (Communication Media)  اشاره دارد. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانه‌های ارتباطی به وجود آمدند که با رسانه‌های جمعی(Mass Media) تفاوت دارند. رسانه‌هایی که امروزه به عنوان شبکه‌های اجتماعی یا Social Media شناخته می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها شبکه‌سازی است.»

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید از رسانه‌ها به نفع هدف خود استفاده کنید. در سال‌های اخیر بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاست‌گذاران، از رسانه‌های ارتباطی و اجتماعی برای تغییرات اجتماعی و فرهنگ‌سازی استفاده کرده‌اند که البته بسته به ساختار سیاسی و اجتماعی آن جامعه، نوع استفاده از آن رسانه متفاوت بوده است.

 در این مطلب به این می‌پردازیم که شما به عنوان یک حمایت‌گر، چگونه می‌توانید در راستای هدف خود که محو خشونت خانگی است، از رسانه‌ها بهره ببرید.

شما تنها نیستید

همان‌طور که می‌دانید، خشونت‌دیده به شدت می‌تواند ایزوله  و تنها شود، احساس گناه کند، احساس این که مقصر اوست و در این مسیر تنهاست. امروز افراد می‌توانند شناخته یا ناشناخته، روایت‌هایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. رسانه یک ابزار قوی در انتقال و به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها بوده است، مثلا هشتگ من‌هم (#Metoo) که چندی پیش در رسانه‌های اجتماعی داغ شد، هم‌صدایی و حمایت‌گری جامعه‌ای را نشان می‌داد که سعی در برچسب‌زدایی و شرم‌زدایی از قربانی بودن دارد. در عین حال نشان داد که خشونت امری جهانی است و مرز، رنگ و طبقه نمی‌شناسد. در نتیجه شاید بتوان گفت، رسانه توانایی این را دارد که درد مشترک یا مساله مشترک را جهانی کند و احساس تنهایی در این مساله را از قربانی بگیرد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮی از ﺗﺠربه‌های دﺳﺖ اول

یکی از راه‌هایی که رسانه‌ها در بحث خشونت خانگی می‌توانند اثرگذار باشند، بحث استفاده از تجربه‌های دیگران است. آن‌ها که در شرایط مشابه ما بوده‌اند، چه کرده‌اند و چه مسیری رفته‌اند.  همچنین رسانه‌ها به ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش کمک می‌کنند. آن‌ها می‌توانند افراد را به صورت آن‌لاین و از راه دور آموزش دهند و به این ترتیب روش‌های یادگیری و آموزش سنتی را بشکنند.

اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن 

رسانه‌ها منابع خوبی در یادگیری هستند. البته این یادگیری می‌تواند هم اثر خوب و هم اثر بد داشته باشد. در واقع رسانه ها می‌توانند تاثیر منفی داشته باشند، همان طور که داشته اند. به عنوان مثال انتقاد بارزی که به رسانه‌ها همیشه وجود داشته است، این است که خود به بازسازی خشونت کمک می‌کنند.  اما در عین حال رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در یادگیری و بالا بردن دانش عمومی در مورد خشونت خانگی داشته باشند.  مثال برنامه‌های آموزشی است که هدف آن‌ها کمک به خشونت‌دیده است یارسانه‌های اجتماعی که در سال‌های اخیر نقش عمده‌ای در بالابردن دانش افراد عمومی جامعه در بحث خشونت خانگی داشته است.

دسترسی به سرویس 

رسانه‌ها می‌توانند دسترسی به سرویس را بسیار راحت‌تر کنند. از یک طرف تبلیغات رسانه‌ای و از طرف دیگر به اشتراک‌گذاری تجربه افراد در رسانه از خدماتی که از سرویس‌های مختلف اجتماعی گرفته‌اند، بسیار کمک کننده است . به عنوان مثال سرویس مشاوره‌ای که بعضی از برنامه‌ها می دهند. یا اگر شما اگر قربانی خشونت هستید، کافی است جستجوی کمی در صفحه‌ رسانه‌های اجتماعی مختلف داشته باشید و به راحتی صفحه‌ سازمان‌های کمک‌دهنده به قربانیان را پیدا کنید و از آن‌ها کمک بخواهید.

رسانه‌ها مرزها را می‌شکنند

در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند، که در پرتو آگاهی‌دهی آن‌ها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و  ساکنان زمین  به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند. به این وسیله رسانه‌ها به راحتی می‌توانند تجربه‌های کشورهای مختلف و مسیری که در محو خشونت خانگی رفته‌اند را به ما نشان دهند.

رسانه‌ها و حمایت از کمپین‌ها

 رسانه‌ها نقش عمده‌ای درحمایت از کمپین‌های آگاهی‌رسانی داشته‌اند. از طریق ابزار رسانه، بسیاری از کمپین‌ها توانسته‌اند پیغام خود را به صورت سریع‌تر و راحت‌تر به مخاطب مردمی برسانند و در سطح گسترده‌ای بر مساله خشونت خانگی تاثیر بگذارند و در جهت تغییرات اجتماعی پیش ببرند.

تاثیر رسانه‌ها بالاتر از این مواردی است که اشاره شده است و همان‌طور که گفته شد این تاثیر گاهی مخرب هم هست. اما شما می‌توانید با توجه به هدف حمایت‌گری خود، از رسانه‌ها  با هوشمندی و آگاهی استفاده کنید و بهره مثبت ببرید تا به  هدف محو خشونت خانگی، تغییرات اجتماعی و حمایت خاص از خشونت‌دیدگان کمک کنید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

آبان
۲
چرا ویران شدم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
closeup of face of young woman crying
image_pdfimage_print

Photo: olly2/bigstockphoto.com

باران خسروی

    همسرم قبل از اینکه باهاش ازدواج کنم من رو می‌زد. حدود دو سال باهاش دوست بودم و بعد تصمیم به ازدواج گرفتیم. اما هیچ‌وقت به نظرم نرسید این زنگ خطری است، که نباید با این مرد ازدواج کنم. همیشه فکر می‌کردم علت خشونتش به خاطر کارها یا رفتارهای عجیبی است که من دارم. از بچگی، ازنظر بقیه من رفتار و اخلاق‌ عجیب غریبی داشتم. همین فلسفه رو هم توی هجده سال ازدواج در نظر گرفتم. همیشه تقصیر و اشتباه من بود و اگر می‌تونستم تغییر کنم، لابد شدت ضربات فیزیکی و خشونت کمتر می‌شد، گرچه هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاد.

شدت ضربات فیزیکی و خشونت هرروز بیشتر می‌شد و اخلاق‌های من هم هرروز بدتر می‌شد. درنتیجه فکر می‌کردم فایده‌ای نداره و من مسوول همه این خشونت‌ها هستم. کم‌کم دیگران ترکم کردن، فامیل‌های نزدیک، دخترعمه‌ها و دخترخاله‌هام، با من قطع رابطه کردن و دوستای نزدیک چندین و چندساله‌ام دیگه تمایلی به تماس یا رفت‌وآمد با من نداشتن. بچه‌های خودم هم همیشه من رو مقصرمی دانستن و حتی دخترم یک بار به من گفت “روانی”!

می تونم بگم خانواده شوهرم هم از همون اول من رو دوست‌ نداشتن و با ازدواجمان مخالف بودن، چون من یک سال‌ونیم از پسرشون بزرگ‌تر بودم. خانواده خودمم همیشه به اخلاق‌های من ایراد می‌گرفتن، به‌ویژه مادرم. می‌گفت “اگه اخلاقت رو بهتر کنی و جواب شوهرت رو ندی حتما شوهرت هم تغییر می‌کنه!”

من اخلاق‌های خاصی  داشتم، نه این قدر خاص که بگم از آدم‌های معمولی متفاوتم. خودم فکر می‌کردم اخلاق‌های خاص من اخلاقیه که ممکنه تو بیشتر افراد جامعه دیده بشه. مثلا در گذشته خیلی حساس بودم و هر کی به من چیزی می‌گفت زود بهم برمی‌خورد و گاهی قهر می‌کردم، اما درنهایت توی دلم هیچی نمی‌موند و معمولا هم زود آشتی می‌کردم.  یا با هرکسی به قول معروف نمی‌ساختم، اما باید بگم درعین‌حال دختر خیلی شادی بودم. گاهی از نظر دیگران خوشحالی و شادیم بیش‌ازحد بود، گرچه که به مرور زمان بعد از ازدواجم دیگه در اون حد شاد نبودم.

اوایل بعد از به دنیا اومدن دختر اولم فکر می‌کردم افسردگی بعد از زایمان گرفتم، اما با مرور زمان هم تغییر نکردم و بعد از چندین سال ازدواج، تبدیل به یه آدم غمگین و ناراحت شدم که هیچ‌چیزی شادش نمی‌کنه. با خودم فکر می‌کردم این خصلت زندگی و بزرگ‌سال شدنه، آخه من یک مادر شاغل تمام‌وقت بودم با یک کار پراسترس. یک پسر دارم و یک دختر، و بعد از اون‌هاهم یک سقط داشتم وبچه سوم رو هیچ‌وقت نفهمیدم دختر بود یا پسر.

یه روز خیلی خسته بودم، از سرکار اومدم دیدم بچه‌ها خونه رو حسابی به هم ریختن و شوهرم نه تنها بهشون چیزی نگفته، بلکه یک انگشتشم بلند نکرد که کمکم کنه. منم باردار بودم باحالت‌های وخیم بارداری، خسته بودم و بی اعصاب. با شوهرم جروبحث کردم، مشاجره‌امون طول کشید و طبق معمول ختم شد به زدوخورد فیزیکی. این‌طور بود که به خونریزی افتادم و بچه‌ام همون شب توی بیمارستان سقط شد.

وقتی بچه بودم، یک اخلاقم رو خیلی دوست داشتم. همه می‌گفتن ستاره سر نترسی داره، از هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی ترسه. ازشنیدن این تعریف همیشه خوشحال می‌شدم، اما در طول ازدواج کم‌کم تبدیل به یک آدم ترسو، مضطرب و غمگین شدم. بعد از سقطم، کم‌کم شروع به کشیدن سیگار کردم که همین هم باعث شد چندین بار از شوهرم کتک بخورم. خودش سیگار می‌کشید اما می‌گفت سیگار مال مرده که مسوولیت زیادی توی زندگی داره.

تبدیل به یک دروغگوی متخصص شدم، به‌راحتی می تونستم دلیل بیارم که چرا نمی‌تونم سر کار به‌موقع برسم، یا چرا با بقیه تعامل اجتماعی ندارم. در طول زمان کم‌کم آرایشگر خوبی هم شدم و به خوبی تمام کبودی‌های حاصل از کتک‌های شوهرم را می‌پوشاندم. یک بار بعد از کتک خوردن، به شوهرم گفتم فکر کنم یکی از استخوان‌های دستم شکسته، بهم گفت” راه بیمارستان رو بلدی، برو”.

ازش متنفر شدم و با تمام پوستم می‌تونستم تنفر رو حس کنم. از اون به بعد خوابای پریشونم شروع شد. توی خواب می‌کشتمش، هر شب به یک طریق، گاهی هم توی کشتن ناموفق بودم وتوی خواب هم کتک می‌خوردم. کم‌کم باعث شد حتی از خوابیدن بترسم. احساس متضادی داشتم، شب‌هایی که توی خواب بهش ضربه می‌زدم،  تمام روز بعد احساس عذاب وجدان داشتم و سعی می‌کردم باهاش مهربون باشم. شب‌هایی هم که توی خواب کتک می‌خوردم، فردا شبش از خوابیدن دوباره می‌ترسیدم و در طول روز از هر حرکتی می‌ترسیدم و دوست نداشتم بخوابم، یا اگه نصف شب بیدار می‌شدم دیگه نمی‌خوابیدم. به همین دلیل همیشه در طول روز احساس خستگی و بی‌حوصلگی می‌کردم.

کم‌کم دچار بی‌خوابی شدم واختلال خواب پیدا کردم. این باعث شد روی اخلاقم هم تاثیر بگذارد. حس می‌کردم مثل قبل نمی‌تونم خوب تمرکز کنم، اصلا تمرکز نداشتم و همین باعث می‌شد که هرروز یک اشتباه بزرگ انجام بدم. احساس می‌کردم قدرت یادگیریم  را از دست دادم وخودمو مثل یک موجود خنگ می‌دیدم. همین وسط هم سر کار من رو مسوول یک پروژه جدید کردن، اما نتونستم از عهده‌اش بربیام و مدیریت اون پروژه رو از من گرفتن. چه قدر منتظر این لحظه بودم، بعد از دوازده سال کار توی اون شرکت لعنتی، اولین بار بود که این‌قدر از موقعیتم خوشحال بودم، اما انگار بدنم آماده پذیرش هیچ کار و فعالیت جدیدی نبود.

احساس سرخوردگی داشتم، همه رو مقصر می‌دونستم، از خودم خشمگین بودم، از شوهرم  و از بچه‌هام. انگار با یک خشم و تنفر همیشگی زندگی می‌کردم. سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده بود و هرروز دچار یک بیماری می‌شدم. همیشه سرماخورده بودم، تابستان و زمستان فرقی نمی‌کرد.

کم‌کم دلم برای خودم می‌سوخت. شروع به خوندن توی اینترنت در مورد اختلال خواب کردم و سعی کردم از دکتر دلایلش رو بپرسم. دکتر خانوادگیم من رو به متخصص اعصاب ارجاع داد، اونم یک عالمه آزمایش انجام داد و در نهایت یک روانشناس خوب رو به من معرفی کرد. هیچ‌وقت از روانشناس‌ها خوشم نمی اومد و اوایل احساس خوبی نداشتم، اما الان می‌تونم بگم به روانشناسم معتادم. یک سال طول کشید تا بفهمم مشکل و ریشه همه این تغییرات و بیماری‌ها چیه.

نمی دونم که بتونم بعد هجده سال شوهرم رو به‌راحتی ترک کنم، اما دیگه مثل قدیم احساس خشم و نفرت ندارم. خوابام بهتر شده و می دونم که اگر به خودم کمک کنم و همین‌طوری به جلسات روان‌درمانیم ادامه بدم حتما می‌تونم در آینده تصمیم بهتری برای زندگیم بگیرم.

‌‌منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

شهریور
۲۴
لابی‌گری با نمایندگان در موضوع خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2017-04-23 11:55:24Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com’2ÿT£%qӔ
image_pdfimage_print

باران خسروی

در این نوشته قصد داریم شما را با مفهوم لابی‌گری (رایزنی) آشنا کنیم. لابی‌گری در حقیقت یکی از ابزارهای حمایت‌گری (Advocacy)  است.

لابی کردن و برقراری ارتباط مستقیم با سیاست‌گذاران، بخش مهمی از حمایت‌گری و کمپین‌سازی است. این کمپین‌سازی می‌تواند در دستیابی به تغییر سیاست موردنظر شما بسیار تاثیرگذار باشد.

لابی‌گری شیوه‌ای برای اعمال‌ نفوذ در روند تصمیم‌گیری سیاسی به نفع گروه‌های خاص یا گروه‌های فشار است. به‌عبارت‌ دیگر لابی‌گری، عمل حمایت‌گری شخصی یا خصوصی با هدف اعمال ‌نفوذ بر نهادهای حکومتی است.

از سوی دیگر لابی‌گر، شخصی (حقیقی یا حقوقی) است که در ازای دریافت پول درصدد جلب حمایت قانون‌گذار یا به عبارت کلی‌تر سیاست‌گذاران و افکار عمومی برمی‌آید. شما با لابی کردن با افراد تأثیرگذار رابطه برقرار می‌کنید و درعین‌ حال آن‌ها را آموزش می‌دهید و از آن‌ها رهبر می‌سازید.

 یکی از مهم‌ترین شیوه‌های لابی ‌کردن، جلسه حضوری با نماینده مورد نظر یا  اعضای دفتر اوست. شما در این جلسه می‌توانید در مورد این که چرا در خصوص این موضوع و تغییر شرایط، انگیزه دارید و از آن‌ها چه درخواستی دارید، صحبت کنید. درواقع در این جلسه از آن‌ها می‌خواهید که چه نقشی داشته باشند یا چه رایی بدهند.

فرض کنیم شما نماینده گروهی از فعالان حقوق زنان هستید که قرار جلسه حضوری با چند نماینده مهم مجلس گذاشته‌اید و در این جلسه قراراست  از آن‌ها بخواهید که بودجه‌ای برای راه‌اندازی  خانه امن تخصیص بدهند. این  ملاقات حضوری می‌تواند برای شما بسیار سخت باشد، چرا که وظیفه سنگینی بر دوش شما گذاشته‌ شده و نقش شما در این ملاقات بسیار مهم است.

توصیه‌های قبل از جلسه:

 

  1. مراحل وقت‌گیری با نماینده را از قبل بدانید.
  2. قبل از جلسه در مورد موضوع به خوبی تحقیق کنید. پرسش‌های مهم و کلیدی را آماده کنید.
  • آیا لابی کردن با این شخص موثر است؟ آیا کمپین در این مرحله نیازبه لابی کردن دارد؟
  • کمیته تصمیم گیرندگان نهایی چه کسانی هستند؟
  • چه زمانی این مساله در مجلس مطرح می‌شود و به رای گذاشته می‌شود؟
  • چه کسانی موافق با مساله هستند و چه کسانی در جهت مخالف ممکن است لابی کنند؟ آن‌ها که در جهت خلاف ما لابی می‌کنند هدف و یا پیام مهم‌شان چیست؟
  • آیا کمپین‌های دیگر با لابی کردن با نمانیده موردنظر درگذشته نتیجه مثبت گرفته‌اند یا نه؟
  1. نکته‌های کلیدی را برای خود بنویسید و فضای جلسه را از قبل تمرین کنید.
  2. گاهی یادآوری چند نکته مهم بهتر از این است که در جلسه همه موارد را مطرح کنید. به این صورت با حجم اطلاعات کم‌تر اما مهم‌تر به شخص، زمان پردازش  و تحلیل اطلاعات را می‌دهید و او را گیج نمی‌کنید.
  3. خواسته‌تان مشخص باشد. سعی کنید سریع سر اصل مطلب بروید و به ‌صورت مشخص در مورد موضوع مورد‌ نظر صحبت کنید.
  4. قدرت اعداد را فراموش نکنید. سیاست‌مدارن آمار، اعداد و ارقام را دوست دارند.با استفاده از آمار و ارقام، موضوع مطرح شده خود را مهم و ضروری جلوه دهید.
  5. اگر همراه داشته باشید و به‌ تنهایی به جلسه نروید بهتر است. حتی گروه‌های سه یا چهارنفری نیز توصیه می‌شود.
  6. مطمئن شوید که بعد از جلسه پیگیری کنید. نامه بفرستید یا تماس تلفنی برقرار کنید.

وقتی در جلسه هستید:

  1. مطمئن شوید که از قبل مشخص کنید چه کسی نکته‌های اصلی را خواهد گفت، چه کسی یادداشت برمی‌دارد، چه کسی به پرسش‌ها پاسخ می‌دهد و چه کسی در نهایت نامه می‌فرستد و پیگیری می‌کند.
  2. چه همراه یک گروه می‌روید و چه تنها از موارد زیر مطمئن شوید:
  • پیام شما صریح و روشن است.
  • جزییات امکاناتی که از آن‌ها تقاضا می‌کنید را بدانید.
  • خواسته نهایی‌تان را مشخص کنید.
  1. تمرین کنید و خودتان را برای پرسش‌های سخت آماده کنید.
  2. سر وقت حاضر شوید.
  3. لباس مناسب بپوشید، فکر کنید برای مصاحبه کاری می‌روید. نگذارید ظاهر شما مانعی برای رسیدن پیام‌تان باشد.
  4. اگر از طرف سازمان یا گروهی می‌روید، در ابتدا عنوان شغلی و سازمان خود را معرفی کنید. جزئیاتی از سازمان خود به آن‌ها بدهید.
  5. با روی باز و رویکردی مثبت شروع کنید. مثلا اگر نماینده شما به ‌تازگی حرکت مثبتی انجام داده است، صحبت‌تان را با آن آغاز کنید.
  6. تاکید کنید چگونه این مساله می‌تواند زندگی بسیاری از شهروندان را تغییر بدهد.
  7. اگر می‌توانید داستان شخصی و تاثیرگذاری از یک فرد خشونت‌دیده تعریف کنید.
  8. به خوبی گوش بدهید. تنها سخنگو نباشید و اجازه بدهید طرف‌تان هم ‌صحبت کند.
  9. به‌ آرامی پاسخ بدهید و اگر احساساتی شدید، سعی کنید از احساسات‌تان در پررنگ کردن مساله استفاده کنید نه در توهین به آن‌ها.
  10. تهدید نکنید.
  11. اگر اسناد، مدارک یا نوشته‌ای به همراه دارید، یک نسخه از آن را به آن‌ها بدهید.

در پایان:

  1. حتماا از وقتی که گذاشته‌اند تشکر کنید، حتی اگر جلسه به آن صورتی که شما خواستید پیش نرفت. یادتان نرود که این تنها جلسه شما با این فرد نیست. شما یا افراد دیگر در آینده موضوع جلسه را پیگیری می‌کنید و نمی‌خواهید با رفتار منفی راه را بر این مساله برای همیشه ببندید.
  2. اگر به نتیجه نرسیدید، سعی کنید برای جلسه بعدی قرار بگذارید.
  3. در نهایت برای خودتان صورت جلسه‌ای بنویسید. هر آنچه از جلسه به یاد می‌آورید. هر چیزی که از جلسه یاد گرفتید. هر چیزی که به نفر بعد از شما کمک خواهد کرد.
  4. سعی در پیگیری داشته باشید.
  5. ارزیابی کنید. اگر جوابشان نه محکم باشد، گاهی وقت گذاشتن بر روی آن‌ها بی فایده است. اگر جواب شاید است، سعی کنید از روش‌های دیگر حمایت‌گری استفاده کنید و از افراد دیگری بخواهید که با آن‌ها جلسه بگذارند تا بتوانید جواب آن‌ها را به سمت بله تغییر دهید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

شهریور
۲۴
چگونه علیه خشونت خانگی لابی کنیم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
مجلس
image_pdfimage_print

باران خسروی

لابی کردن ابزار، استراتژی یا روشی است که در حمایت‌گری از آن استفاده می‌شود. لابی کردن در واقع یک تلاش جمعیِ هدایت‌شده برای تاثیرگذاری بر سیاست‌گذاران یا کسانی است که در تصمیم‌گیری کلان اجتماعی قدرت دارند. لابی‌ کردن در سطح کلان (Macro level)  انجام می‌شود، و نتیجه آن می‌تواند سطح کلانی را مورد تاثیر قرار دهد.

اسم اولین لابی‌گر در تاریخ ثبت‌ نشده است، اما بی‌شک از زمانی که دولت‌ها تشکیل‌ و اولین تصمیم‌های سیاسی گرفته‌شده‌اند، لابی‌گری هم وجود داشته است. لابی کردن گاهی به خاطر تصویری که از آن ارائه‌شده است، وجه مثبتی ندارد. در تصویری که فیلم‌ها و رسانه‌ها از آن داده‌اند، بیشتر  لابی‌گران متهم به بی‌اخلاقی شده‌اند. لابی کردن اما همچون حمایت‌گری ( (Advocacyاصول خود را دارد که با رعایت آن اصول می‌توانیم به اهداف موردنظر بهتر و با روشی اخلاقی نزدیک شویم.

مثال پیش رو مساله را روشن‌تر می کند. تصور کنید طرحی به منظور حمایت از محو خشونت خانگی به مجلس ارائه شده که در آن برپایی خانه‌های امن در سراسر کشور پیشنهاد شده است. شما خواهان این هستید که این طرح حتما تصویب شود. یک روش‌ کارآمد برای رسیدن به هدفتان در سطح کلان لابی‌گری است. با رعایت اصول زیر می‌توانید بهتر به هدف خود نزدیک شوید.

  • برنامه مشخصی برای لابی‌ کردن داشته باشید. بدانید که مسیر لابی کردن شما از کجا آغاز می‌شود و در مسیر شما چه موانعی وجود دارد.
  • نیروهای تاثیرگذار را بشناسید و گاهی از نیروهای پرنفوذ برای لابی‌کردن استفاده کنید. نیروهای تاثیرگذار می‌تواند شامل شخصیت‌ها و افراد مهم سیاسی باسابقه و غیرسیاسی باشد.  ورزشکاران پرنفوذ و محبوب مردمی، شخصیت‌های مهم علمی و یا هنرمندان از جمله اینها هستند.شما می‌توانید از آنها در دو جهت مهم کمک بگیرید: از یک‌طرف می‌توانید از آنها بخواهید که سیاستمداران را مورد خطاب قرار دهند و پیغام‌های تبلیغاتی‌ برای اثرگذاری بر آنها بدهند  و از طرف دیگر می‌توانند گروه‌های مردمی را خطاب قرار داده و تشویق به حمایت‌گری از تاسیس خانه‌های امن کنند و یا در فرآیند لابی‌گری مشارکت کنند.
  • به عنوان یک لابی‌گر مهم‌ترین ابزارشما، اعتبار شما است. قانون‌گذاران باید به شما اعتماد کنند تا به شما اطلاعات دقیق بدهند. در نتیجه سعی کنید که یک اعتماد دو‌طرفه بسازید.
  • مهارت‌های ارتباطی قوی داشته باشید، مهارت‌های حل مشکل و اختلاف را بدانید و برای مکالمه سازنده ارزش قائل باشید.
  • اگر پیشبرد موضوعی برای شما منفعت شخصی به همراه دارد، از لابی کردن برای آن امر بپرهیزید. مثلا اگر در مسیر تاسیس خانه‌های امن برای شغلی که شما دارید، یا موقعیت مالی که شما دارید، سود یا ضرری می‌رسد، سعی کنید خودتان را درگیر لابی‌گری نکنید، یا مستقیم در همان ابتدا منفعت شخصی‌تان را با دیگران در میان بگذارید. صادق باشید و نظر واقعی خود را بگویید و سعی در پیچیده کردن موضوع یا گمراه کردن طرف مورد لابی نداشته باشید.
  • نتیجه لابی‌کردن و جزئیات را در اختیار همه قرار دهید، مگر این که افشا نکردن به رسیدن به نتیجه مطلوب کمک کند. واقعیت این است که لابی‌کردن در کشورهای بسته خیلی سخت‌تر و پیچیده‌تر است و شفافیت گاهی معنای متفاوتی دارد. درنتیجه ممکن است ابعاد لابی کردن شما پیچیده شود و باید این موضوع را از همه طرف بسنجید.
  • از تمام رسانه‌های موجود استفاده کنید. بر شبکه‌های اجتماعی  تاثیر بگذارید  و از قدرت آنها استفاده کنید.
  • افراد زیادی را درگیر لابی کردن کنید. هر چه نیروهای بیشتری در این کار مشارکت کنند، احتمال دستیابی شما به هدف بیشتر است. می‌توانید  شماره  و راه‌های تماس با نمایندگان را در اختیار همه قرار دهید و هم‌زمان که شما ترتیب جلسه‌های خصوصی را با آن‌ها می‌دهید، از عموم جامعه هم کمک بخواهید که با آنها تماس بگیرند.
  • تجربه‌ خود را با دیگران به اشتراک بگذارید  و آنها را در جریان قرار دهید که کار شما چه دستاوردهایی برای دیگران داشته است، یا چه چیزهایی به شما در این راه کمک کرد و چه مواردی مانع کارتان بود تا اگر در آینده تلاشی مشابه انجام شد آنها بتوانند از دستاوردهای کار شما استفاده کنند.
  • دیدار با نمایندگان را محدود به یک جلسه نکنید، اما در همان یک جلسه سعی کنید هم‌چون متخصص برخورد کنید، نکته‌های مهم را یادآور شوید و  دستور ملاقات بعدی را بگیرید. گاهی جلسه اول مهم‌ترین جلسه شما است، درنتیجه باید بیشترین دستاورد را از آن یک جلسه داشته باشید.
  • رزومه کسانی که با آن‌ها لابی می‌کنید را به خوبی بشناسید، درگذشته چه کرده‌اند و برای آینده چه برنامه‌ای دارند. این به شما کمک می‌کند با دید بهتری استراتژی برخوردتان را تعیین کنید.
  • با فکر باز به جلو بروید. اگر در همان ابتدا فکر  می‌کنید که لابی‌کردن با این فرد یا گروه خاص به هیچ‌جا نمی‌رسد و با این نگرش به جلو بروید، بی‌شک با پیش آمدن اولین مخالفت از ادامه کار منصرف می‌شوید.
  • سعی کنید شیوه‌های متفاوت لابی‌کردن را هم‌زمان استفاده کنید. البته روش‌ها با توجه به این‌که گروه هدف چه کسانی هستند، متفاوت است. گاهی ما به گروه هدفمان دسترسی داریم و گاهی هم نداریم. جلسه حضوری، روش‌های نوشتاری، تماس تلفنی ، طومار امضا کردن و استفاده از رسانه همه راه‌هایی هستند که در لابی کردن به ما کمک می‌کنند.
  • در لابی کردن  اخلاقی عمل کنید. به افراد و گروه مورد هدف برای لابی، دروغ نگویید و یا وعده‌های توخالی ندهید.
  • درنهایت فراموش نکنید که لابی کردن به‌ تنهایی موثر نیست. شما همیشه باید ترکیبی از روش‌های مختلف حمایت‌گری را با هم به کار بگیرید که لابی کردن یکی از آنها است.

منبع۱

منبع ۲ 

مرداد
۱۰
اخلاق حمایت‌گری از خشونت‌دیده
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Code of Ethics - Manager with touchscreen
image_pdfimage_print

Photo: stockplusmedia/bigstockphoto.com

باران خسروی

اخلاق جایگاه مهمی در تمامی مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مدنی دارد. حمایت‌گری (Advocacy) هم مانند همه فعالیت‌های اجتماعی قواعد اخلاقی خودش را دارد.

موارد زیر گوشه‌ای از کُدهای اخلاقی حمایت‌گری برای خشونت‌دیده است:

  • شما اگر به موضوعی که روی آن کار می‌کنید علاقه و یا انگیزه کافی نداشته باشید، نمی‌توانید هیچ کمکی به خشونت‌دیده بکنید. این کار اجباری نیست. بدون علاقه شما هرگز نمی‌توانید حمایت‌گرِ خوبی باشید.
  • اگر نسبت به دیگران در راه رسیدن به هدف منابعی داریم، منابع‌مان را به اشتراک بگذاریم. با اشتراک‌گذاری منابع می‌توان سریع‌تر به خشونت‌دیده کمک‌رسانی کرد و تغییرات سریع‌تر رخ می‌دهند. به عنوان مثال: شما در حال گردآوری امضا برای نامه‌ای در جهت تغییر قوانین مربوط به خشونت خانگی هستید. به عنوان خبرنگار نسبت به گروه همراه‌تان شبکه اجتماعی و یا در کل منابع بیشتری در دسترس دارید. می‌توانید قسمتی از منابع خود را تا جایی که کارِ شما اجازه می‌دهد با دیگران به اشتراک بگذارید.
  • عرصه حمایت‌گری را عرصه رقابت نسازیم. در حمایت‌گری برد و باختی وجود ندارد. برد نهایی باید به نفع خشونت‌دیدگان و تغییر مثبت وضعیت موجود باشد. به عنوان مثال فکر نکنید که اگر شما به خشونت‌دیده کمک می‌کنید، کمک‌های شما درجایی ثبت می شود و در نهایت با گروه همراه شما مقایسه می‌شود. کار را گروهی ببینید و بدانید که برد و باخت  درنهایت بین هم تقسیم می‌شود.
  • اگر همدلی و همدردی را نیاموخته باشیم حمایت‌‌گر خوبی نخواهیم بود. خشونت‌دیده بیش از هرچیزی به همدردی شما نیاز دارد. خودتان را در جایگاه خشونت‌دیده قرار دهید و ببینید که چگونه تغییر می‌تواند زندگیِ خشونت‌دیدگان را دگرگون کند.
  • منفعت خشونت‌دیده مقدم بر منفعت سازمان یا گروه است. برای مثال: شما به عنوان مددکارِ اجتماعی در سازمان حمایت از خشونت‌دیدگان کار می کنید. گاهی ممکن است منفعت سازمان در جهتی باشد که به‌نفعِ خشونت‌دیده نباشد. شما تا جایی که می توانید باید منافع خشونت‌دیده را اولویت دهید.
  • همیشه در مسیرِ توانمند‌سازی و بالابردن دانشِ خشونت‌دیده تلاش کنید.
  • به‌روز باشید. فرآیند حمایت‌گری، فرآیند پیوسته یادگیری برای شما هم هست. دانش و آگاهی خود را در مورد حوزه خشونت خانگی بالا ببرید. از قوانین و تغییرات آن در داخل و در سطح بین المللی آگاه باشید. کمپین‌ها و کارزارهای جدید را بشناسید و دستاوردهای آن را دنبال کنید.
  • حمایت‌گرِ باید همیشه دغدغه اصلی‌اش در جهت بهبود وضعیت خشونت‌دیده باشد.
  • گوش دادن فعالانه را بیاموزید. در این صورت است که می‌توانید خواسته‌ها و دغدغه‌های خشونت‌دیده را به گوش دیگران برسانید.
  • هرگز موقعیت خشونت‌دیده را قضاوت نکنید.به عنوان مثال: اگر خشونت‌دیده تصمیم بگیرد که اکنون موقعیت این را ندارد که از همسرش جدا شود، شما نباید قضاوت کنید که او آدم ضعیفی است.
  • به جای خشونت‌دیده  تصمیم نگیرید. شما به خشونت دیده گوش می دهید، خودتان را در جایگاه آنها قرار می‌دهید، اما به جای آنها تصمیم نمی‌گیرید. شما می‌توانید با دانش و امکاناتی که می‌شناسید خشونت‌دیدگان را راهنمایی کنید، اما تصمیم نهایی با آنهاست. مثلا به خشونت‌دیده نمی‌گویید به نظر شما طلاق بهترین راه‌حل است. همچنین به جای گروهی که همراه شما در حمایت‌گری هستند تصمیم نگیرید. وقتی با گروهی هستید اجازه بدهید تصمیمات گروهی گرفته شود.
  • مساله مهم در حمایت‌گری از اشخاص بحث توانمندسازی است. چه در سطحِ کلان و چه در سطحِ خرد حمایت‌گری، نگاه شما باید توانمند‌ کردن خشونت‌دیده باشد. مثلا به عنوان یک کنشگر اجتماعی سعی کنید تغییراتی که در نظر دارید، در نهایت به نفع توانمند‌سازی خشونت‌دیدگان باشد.
  • به عقاید خشونت‌دیده و دیگرانی که همراه شما حمایت‌گری می‌کنند احترام بگذارید. مثلا اگر در فرآیند حمایت‌گری فهمیدید خشونت‌دیده نگرشِ مذهبی یا اعتقادی متفاوتی با شما دارد، آن را ملاک منصرف‌ شدن از ادامه کار یا بی‌احترامی قرار ندهید.
  • هرگز موقعیت خشونت‌دیده را با خودتان یا دیگران مقایسه نکنید.به عنوان مثال، نگویید اگر من جای خشونت‌دیده بودم خیلی بیش از این‌ها این موقعیت را ترک کرده بودم.
  • سعی کنید جانبداری را کنار بگذارید. شما باید تنها از هدف خود برای تغییر جانبداری کنید.
  • حفظ اسرار کنید. اگر از داستان زندگی خشونت‌دیده باخبر شدید، برای رسیدن به هدفتان گمان نکنید که باید آن را همه جا مطرح کنید. درست است که افراد با شنیدن داستان‌ها بیشتر تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند یا کمک مالی می کنند، ولی بدون درنظر گرفتن رضایت خشونت‌دیده و در نظر گرفتن جایگاهش، به افشای مسائل شخصی او نپردازید.
  • موقعیت افراد را به خطر نیاندازید. مثلا اگر در هنگام لابی کردن، نماینده‌ای به شما اطلاعات داد، اما علاقه‌ نداشت که اسمش فاش شود، رازداری کنید.
  • بدون اجازه مستند‌سازی نکنید، مگر این که می خواهید اسرار کار خلافی افشا شود.  در این صورت مستند‌سازی، ضبط کردن صدا یا فیلم گرفتن می‌تواند وسیله‌ای در جهت هدف شما باشد و یا ممکن است در دادگاه به شما کمک کند.
  • نگاه از بالا به پایین نداشته باشید. این نگاه که شما بهتر از خشونت‌دیده هستید که دارید برای او حمایت‌گری می کنید.
  • گاهی حمایت‌گری قسمتی از مسئولیت شغلی شما است که برای آن دستمزد‌ می‌گیرید. گاهی در موقعیتی خارج از کار قرار می گیرید، در این صورت سعی نکنید با این نگاه ببینید که شما کار نمی کنید درنتیجه مسئولیت شما به عنوان حمایت‌گر تمام شده است.
  • گاهی تغییرات بزرگ به نفعِ فرد یا گروه خاصی نیست. ممکن است به شما پیشنهادات مالی شود تا شما را از رسیدن به هدف خود بازدارد. یادتان نرود اخلاق کاری از منفعت مالی مهم‌تر است.
  • امنیت همیشه حرف اول را می‌زند. سعی کنید همیشه اول امنیت خود و خشونت‌دیده را در نظر بگیرید، بعد دست به حمایت‌گری گسترده بزنید. به عنوان مثال، خشونت‌دیده‌ای که ترسِ جانش را دارد نیاز به امنیت دارد. بعد از امنیت، قدم های بعدی برایِ حمایت‌گری تعریف می‌شود.
  • فروتن باشید. اگر کاری برای خشونت‌دیدگان انجام می‌دهید برسر آنها منت نگذارید که شما فقط این کار را برای آنها دارید انجام می‌دهید و دارید لطف می‌کنید. فراموش نکنید هر تغییر مثبتی در جامعه در نهایت به نفعِ شما نیز هست و شما با این تغییر دارید به خودتان سود می‌رسانید.
  • با خشونت‌دیده‌ای که برای او حمایت‌گری می‌کنید رابطه جنسی و عاطفی برقرار نکنید. آنها در موقعیت ضعف هستند و شما در موقعیت قدرت و این رابطه مبنای اخلاقی درستی ندارد.
  • با خشونت‌دیده صادق باشید. سعی نکنید به او دروغ بگویید با این توجیه که به نفع او است که کمتر بداند.
  • مسئولیت‌پذیر باشیم. اگر به شما مسئولیتی واگذار شده است آن را مانند کاری که در مقابل آن مزد دریافت می‌کنید مهم بدانید، برایش برنامه بریزید و مهلت انجام کار را برای خودتان مشخص کنید و کار را بدون دلیل شایسته نیمه رها نکنید.
  • اگر به هر دلیلی نمی‌توانید حمایت‌گری خود را ادامه دهید حتما خشونت‌دیده یا گروه همراه خود را در جریان قرار دهید. اگر کار در سطحِ جمعی و کلان است، نیازی نیست که دیگران را در جریان قرار دهید.
  • خشونت توجیه‌کردنی نیست. در راه حمایت از خشونت‌دیده نمی‌توانید هر وسیله ای را توجیه کنید، به‌ویژه خشونت را. نمی‌توانید فکر کنید حالا که خشونت‌گر با هیچ راهی خشونت‌دیده را رها نمی‌کند و دستگاه‌های قضایی حمایت کافی نمی‌کنند، در نتیجه خشونت تنها راه مقابله است.
  • این موارد تنها گوشه‌ای از کُدهای اخلاقیِ حمایت‌گری از خشونت‌دیده است. بعضی از این نمونه‌ها تنها برای حمایت‌گری در سطحِ خُرد در نظر گرفته می‌شود و تعدادی از این کدهای اخلاقی فارغ از نوع و جنس حمایت‌گری همیشه باید رعایت شوند.

این مطلب تالیفی است و ایده‌های آن برگرفته از منبع  زیر است.

Code of Ethics of the National Association of Social Workers