صفحه اصلی  »  الکل
image_pdfimage_print
خرداد
۱۷
۱۳۹۸
مواد، الکل، خشونت
خرداد ۱۷ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Photo: artem_furman/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: artem_furman/depositphotos.com

نعیمه دوستدار

پریسا وقتی پس از یک ازدواج ناموفق با یک پزشک متخصص آزمایشگاه ازدواج کرد، به خواب هم نمی‌دید که همسرش در آزمایشگاه مواد مخدر تولید کند و  خودش و همکارانش آن را مصرف کنند.

البته شوهرش به او گفته بود در مهمانی‌ها الکل می‌نوشد، اما پریسا، اولین بار زمانی که او را در ماشین در حال کشیدن پایپ دید و متوجه شد که حالت عادی ندارد، با واقعیت روبه‌رو شد.

همین که پرس و جو کرد چرا حالتش غیرعادی است، مشت اول به صورتش خورد. از‌ آن به بعد، داستان همیشه همین بود: مواد، الکل، خشونت.

اگرچه اعتیاد به تنهایی عامل خشونت خانگی نیست اما آمارهایی وجود دارد که ارتباط آن را با میزان خشونت یا طولانی شدن رابطه همراه با آزار نشان می‌دهد.

ریشه خشونت در تمایل آزارگر برای کنترل خشونت‌دیده است و اعتیاد به مواد مخدر با این موضوع ارتباط تنگاتنگی دارد.

معمولا کسانی که مواد مخدر یا الکل مصرف می‌کنند، قدرت کنترل و بازدارندگی خود را از دست می‌دهند و همچنین سوءظن بیشتری نسبت به محیط و اطرافیان دارند. کسی که مواد مخدر مصرف می‌کند در موارد زیادی قدرت پیش‌بینی اثرات رفتارهای خود را از دست می‌دهد و به راحتی دست به خشونت می‌زند.

سوءاستفاده از مواد در میان پرونده‌های خشونت خانگی

در بیش از نیمی از پرونده‌های خشونت خانگی مصرف الکل از سوی هر دو نفر یا یکی از افراد دیده می‌شود. مصرف مواد مخدر نیز در میان زوج‌های درگیر خشونت رایج است. اگر آزارگر به الکل معتاد باشد، حتی زمانی که مست نیست هم می‌تواند طرف مقابل را مورد آزار و خشونت قرار دهد. چه بسا خشونت‌ها در زمان غیر‌مستی خشونت‌بارتر و آسیب‌‌زننده‌تر هستند. آمارها در وزارت دادگستری ایالات متحده نشان می‌دهند ۶۱ درصد از افراد آزارگر، معتاد به الکل بوده‌اند.

این وضعیت البته به معنای آن نیست که در پرونده‌های مربوط به خشونت خانگی فقط فرد آزارگر اعتیاد به مواد مخدر یا مصرف الکل دارد.

در روابط خشونت‌‌‌آمیز ناشی از سوءمصرف مواد معمولا هر دو طرف رابطه به مواد اعتیاد دارند و در مواردی نیز فقط خود فرد خشونت‌دیده دچار اعتیاد است.

در این نوع پرونده‌ها معمولا آزارگر مدعی است که خشونت از سوی او در تلاش برای کنار آمدن با فرد معتاد اتفاق افتاده است. از قضا در مواردی که خشونت‌دیده معتاد است، وضعیت خطرناک‌تر و خشونت شدیدتر است. مثلا:

ـ خشونت‌دیده ممکن است نتواند در برابر تهاجم مقاومت کند یا از نظر روانی قابلیت تشخیص میزان خطر در موقعیت را نداشته باشد.

این وضعیت حتی ممکن است خطر جانی در پی داشته باشد.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

ـ خشونت‌دیده ممکن است به دلیل ترس از پلیس و مجازات به دلیل همراه داشتن مواد و اعتیاد مایل به گزارش خشونت و شکایت از فرد خشونت‌گر نباشد.

ـ خشونت‌دیده ممکن است به دلیل خشم، افسردگی، ترس یا شرم ناشی از خشونت خانگی به مواد مخدر قوی‌تر و خطرناک‌تری پناه ببرد و باعث بدتر شدن وضعیت بشود.

سناریوی رایج در زمان وقوع خشونت خارجی اما وقتی است که هر دو نفر در یک رابطه تحت تاثیر مواد مخدر هستند.

در یک پژوهش انجام شده در کارولینای شمالی در مورد تاثیر الکل و مواد مخدر بر خشونت خانگی، ۴۱۹ زن خشونت‌دیده در خشونت خانگی مورد بررسی قرار گرفتند.

این پژوهش نشان می‌دهد بیش از نیمی از افراد آزارگر مصرف‌کننده مواد مخدر بوده‌اند و یک‌‌سوم آزارگرها شدیدا به الکل اعتیاد داشته‌اند.

همچنین ۳۰ درصد از خشونت‌دیدگان نیز گزارش داده‌اند آزارگر معتاد به مصرف کوکائین بوده است.

نکته مهم در این پژوهش آن است که ۲۵ درصد از آزارگران در روز ارتکاب به خشونت، مواد مصرف کرده‌اند.

واضح است که آمار تاثیر مواد مخدر و اعتیاد به الکل بیش از این موارد است زیرا در مواردی فرد خشونت‌دیده اصلا متوجه اعتیاد طرف مقابل نیست.

سوءاستفاده از چه موادی شایع است؟

شاید عجیب باشد اما بیشتر موادی که در زمان وقوع خشونت‌های خانگی مورد استفاده قرارگرفته‌اند برای فرد آزارگر تجویز شده‌‌اند. در این میان داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب شیوع بیشتری دارند.

در پژوهش دانشگاه کارولینای شمالی از داروهای پروزاک، پاکسیل و سیتالوپرام و همچنین تاثیر بنزودیازپین‌ها (زاناکس، کلونازپام و لورازپام) که رده‌ای از داروهای ضد اضطراب هستند بر خشونت خانگی یاد شده است.

یکی از داروهایی که تعداد زیادی از آزارگرها مصرف کرده‌اند، قرص وارنیکلین است. این دارو برای ترک سیگار تجویز می‌شود.

تمام این مواد در شرایط خاصی اگر به وسیله آزارگر یا خشونت‌دیده مصرف شوند، می‌توانند میزان خشونت یا آسیب را افزایش دهند.

در یک مقاله چاپ شده در مجله تایمز، لیست ۱۰ دارویی که می‌تواند میزان رفتارهای خشونت‌آمیز را افزایش دهد آورده شده است. وارنیکلین در صدر لیست قرار دارد و بقیه داروهای اشاره شده در ادامه آمده است:

– وارنکیلین میزان رفتارهای خشونت‌آمیز را نسبت به داروهای معمولی ۱۸ برابر می‌کند.

ـ فلوکستین و پاروکستین احتمال رفتار خشونت‌آمیز را ۱۰ برابر می‌کنند.

ـ آمفتامین و اتوموکستین که رفتاری مشابه کریستال دارند و در مواردی برای اختلال بیش‌فعالی تجویز می‌شوند، احتمال رفتار خشونت‌آمیز را تا ۹.۵ برابر افزایش می‌دهند.

ـ تریازولام یک بنزودیازپین است که برای درمان بی‌خوابی به کار می‌رود. این دارو می‌تواند میزان خشونت را تا ۸.۵ برابر بیشتر کند.

ـ  داروهای ضد افسردگی فلووکسامین ونلافاکسین و پریستیک میزان خشونت را ۸ برابر می‌کنند.

آیا مصرف مواد مخدر عامل خشونت خانگی است؟

بر اساس علم آمار، ارتباط آماری بالایی میان مصرف الکل و مواد مخدر با خشونت خانگی وجود دارد و به نظر می‌آید که می‌توان میان این دو رابطه علی و معلولی یافت، اما کارشناسان تمایلی به تایید ۱۰۰ درصد این مساله ندارند.

اگرچه احتمال اینکه افراد معتاد به الکل دست به خشونت بزنند بیشتر است اما مساله این است: افرادی که اعتیاد شدید دارند معمولا آزارگر نیستند. همچنین اکثر افراد الکلی، آزارگر نیستند.

در کتابی با عنوان «معتادان و خدمات بهداشت روان، ترک مواد مخدر و خشونت‌ خانگی»، این مساله بررسی شده است و نتیجه‌گیری نویسنده این بوده است که مواد مخدر و الکل یکی از عوامل خشونت خانگی هستند اما تنها عامل خشونت نیستند.

در این کتاب یکی از عوامل مهم خشونت‌ورزی، تجربه یا مشاهده خشونت خانگی در زمان کودکی عنوان شده است.

همچنین این کتاب به این نکته اشاره دارد که بسیاری از آزارگران برای توجیه خشونت و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت، اعتیاد خود را بهانه می‌کنند.

در این کتاب همچنین به این موضوع پرداخته شده است که بسیاری از آزارگران به هیچ ماده‌ای اعتیاد ندارند و افرادی که اعتیاد شدیدی به مواد مخدر دارند، تمایلی به خشونت ندارند.

بیشتر بخوانید:

قوانین کشور هلند در مقابله با خشونت خانگی

حتی از الهه‌ها هم کاری بر نمی‌آید!

فرانسه؛ کشوری که زنان جوانش بر اثر خشونت خانگی می‌میرند

خشونت خانگی و اختلالات روان

احتمال اینکه خشونت‌دیدگان در خشونت خانگی با طیف وسیعی از اختلالات روانی درگیر شوند بسیار زیاد است.

خشونت‌دیدگان ممکن است برای درمان مشکلات روحی و روانی ناشی از خشونت، نیاز به دارو-درمانی یا روش‌های دیگر درمان داشته باشند.

در این میان دو موضوع شایع میان زنان و مردان اعتیاد به مواد مخدر و اختلال خوردن است. یعنی خشونت‌دیده‌ای که در تلاش است تا کنترل زندگی خود را به دست بگیرد، برای تسکین درد و ترس ناشی از خشونت مزمن، به خوردن غذا و نوشیدن الکل پناه می‌‌برد.

علاوه بر اختلال خوردن و مصرف مواد، خشونت‌دیدگان در خشونت خانگی، افسردگی، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه را نیز تجربه می‌کنند.

درمان اعتیاد و کاهش خشونت خانگی

خوشبختانه همواره به تعداد کسانی که قانون جلوی آزارگری آنها را می‌‌گیرد اضافه می‌شود و آنها به کمپ‌های ترک مواد مخدر یا کلاس‌های مدیریت خشم فرستاده می‌شوند که تاثیر مهمی در فهم آنان از خشونت خانگی دارد.

هدف این برنامه‌ها کمک به این بیماران است تا بتوانند رفتار خود را کنترل کنند.

برای آنها بسیار مهم است که هم خشم و هم مصرف مواد را کنترل کنند. علاوه بر این خشونت‌دیدگان در خشونت خانگی آسیب‌های شدیدی می‌بینند که سلامت روان آنها را تهدید می‌کند. این افراد نیز باید تحت درمان قرار بگیرند. بسیار مهم است که تروما و اختلالات ناشی از خشونت به موقع و فوری درمان شوند.

اگر شما درگیر این مساله هستید یا یکی از نزدیکانتان با چنین مشکلی مواجه است، باید بدانید پایان دادن به خشونت خانگی انتهای مسیر مقابله با خشونت نیست و باید قدم‌های مهمی برای التیام آسیب‌ها برداشت.

برای کاستن از رنج خشونت، از مشاور، روان‌شناس، روان‌پزشک و متخصصان ترک مواد مخدر کمک بگیرید.

شهریور
۴
۱۳۹۴
اعتیاد به الکل،حتما باعث خشونت نمی شود
شهریور ۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:rawdonfox

خانه امن:ایرانیان سالانه ۴۲۰ لیتر الکل مصرف میکنند .این را چندی پیش معاون وزیر بهداشت ایران اعلام کرد. عددی که با واکنش های زیادی در دولت همراه شد و در نهایت روزبه کردونی مدیر کل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در یادداشتی این عدد را غیر واقعی خواند .

بنا به نوشته کردوانی سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است که میزان مصرف سرانه الکل در ایران کمی بیش از یک لیتر برای جمعیت ۱۵ سال به بالاست. این نسبت تقریبا مشابه سایر کشورهای اسلامی است و برای ایران چیزی معادل ۵۲ تا ۵۵ میلیون لیتر در سال می‌شوداما این مصرف و وابستگی چه تاثیری بر زندگی اشخاص و روابط اجتماعی انها خواهد گذاشت .

وبسایت hiddenhurtبه بررسی رابطه الکل و خشونت خانگی پرداخته که ترجمه آن را “خانه امن”می خوانید .

رابطه بین مصرف الکل و خشونت خانگی چیست؟ اگر شریک زندگی ما در زمان مصرف الکل، خشونت بورزد باز هم میتوان او را مسئول خشونت دانست؟ آزار و خشونت با قطع نوشیدن الکل، متوقف خواهد شد؟اعتیاد به الکل باعث آزار و خشونت نمی شود، اگرچه اغلب به عنوان توجیهی برای اعمال خشونت بکار میرود.

تمام معتادین به الکل ، انسانهای آزارگری نیستند و نیز تمام آزارگرها، مشکل اعتیاد به الکل ندارند.ممکن است آزارگر معتاد به الکل هم باشد اما اعتیاد او مشکلی است جدا از مسأله آزار. او معتاد به الکل است و در عین حال آزارگر هم هست.

در رسانه ها اغلب، اعتیاد به الکل و خشونت را علل و معلول یکدیگر نشان می دهند.کسی که خشونتگر نیست، چه در زمان مستی و چه در زمان هوشیاری خشونتی اعمال نمی کند، اما اگر کسی خشونتگر باشد چه در زمان مستی و چه در هوشیاری ممکن است رفتار خشونت آمیز داشته باشد. الکل دلیلی برای خشونت و یا آزار نیست.

ممکن است ما تصور کنیم که مصرف الکل باعث خشونت و آزار قربانی بوده است تا این خوشبینی را در خود بوجود بیاوریم که راه حلی آسان  برای مشکل وجود دارد.

حتی ممکن است فکر کنیم مهاجم واقعا قصد آسیب رساندن نداشته است و فقط` کنترل خود` را از دست داده است و مسئولیت اصلی متوجه او نمی شود. این باور را در خود بوجود می آوریم که با همکاری، پشتیبانی و صبر، آزار ازبین خواهد رفت و ما قادر به کنترل اوضاع خواهیم بود.

رابطه واقعی مصرف الکل و خشونت خانگی

واقعیت این است که اکثر آزارگرها، معتاد به الکل نیستند. مصرف الکل تنها قسمت کوچکی از رفتار آزاردهنده آنهاست. آزارگرها حتی آگاهانه اقدام به نوشیدن الکل می کنند تا مستی را بهانه ای برای اعمال خشونت کنند، خود را بیشتر از چیزی که هستند مست نشان می دهند تا بهتر شریک زندگی خود را تنبیه کنند. بعد از تنبیه هم طوری وانمود می کنند که چیزی از زمان مستی به یاد ندارند.

یکی از دلایل مصرف الکل وادار کردن شریک زندگی به انجام کارهایی است که آزارگر تمایل دارد. همچنین اگر آزارگر وظایفی  به عهده دارد که تمایلی به انجام آنها ندارد، مستی بهانه خوبی است که از انجام آنها سرباز زند. به احتمال زیاد در زمان مستی برای سهیم نبودن در کار خانه یا مورد توجه قرار ندادن کودک بازخواست نخواهد شد.

یکی از جنبه های استفاده از الکل برای اعمال خشونت این است که: احتمالا فرد آزار دیده برای آزارگر احساس تأسف می کند و برای تسکین او تلاش می کند حال آنکه فرد آزاردیده دچار درد و خشونت شده است. او حتی برای  حل مشکل و القا نکردن احساس گناه به آزارگر هم تلاش می کند. در واقع وظایف کاملا جا به جا شده و فرد آزارگر دیگر نیازی به مواجهه با واقعیت و عواقب کار خود را ندارد.

حتی فرد آزاردیده  گاهی این جابه جایی نقش را انتخاب می کند چون این کار توهم قدرت و ارزشمندی را به او القا می کند، او حتی خشونت آگاهانه آزارگر خود را هم انکار می کند.در این بین، آزارگر با موفقیت، مستی را دلیل ارتکاب خشونت نشان داده بدون اینکه برای رفتار و افکار خشونت آمیز خود بازخواست شده باشد.

در واقع فرد آزارگر هنگام مستی آگاهانه تصمیم می گیرد که رفتار خشونت آمیز داشته باشد و اینکه او از خود بی خود شد و یا کنترلش را ازدست داد تفکر غلطی است.

انسان حتی در زمان مستی، براساس چارچوب ارزشی خود عمل می کند، مثلا کسی که عقیده دارد نباید از بانک دزدی کرد در زمان مستی ناگهان تبدیل به سارق بانک نخواهد شد. اگر پرهیز از خشونت در چارچوب ارزشی شریک زندگی شما تعریف شده باشد، او در زمان مستی هم اعمال خشونت نخواهد کرد. اگر او در زمان هوشیاری خشونت فیزیکی داشته است در زمان مستی این امکان وجود دارد که وانمود کند کنترلش را ازدست داده و مسئولیتی هم در این شرایط برای رفتار خود ندارد و اقدام به آزار رساندن کند.

بعد از پایان مستی (هوشیاری) چه اتفاقی می افتد؟

ممکن است امیدوار باشیم که بعد از هوشیاری دیگر آزاری در کار نخواهد بود اما این خیال خامی بیش نیست. گاهی آزارگرها فقط در زمان مستی، از خشونت فیزیکی استفاده می کنند ولی نگاه دقیقتر نشان می دهد که آنها در زمان هوشیاری، خشونت روانی و عاطفی اعمال می کنند و فقط برای مدتی از خشونت فیزیکی خودداری کرده اند. زمانی که آزارگر خشونت روانی و عاطفی را ناکارآمد احساس کند به احتمال زیاد خشونت فیزیکی را دوباره از سر خواهد گرفت.

در واقع هوشیاری راه حلی برای نجات از آزار نیست چون آزار ریشه در نگرش فرد دارد.

شماری از آزارگرها هوشیاری را تبدیل به  ابزاری برای کنترل قربانی می کنند. آنها قربانی را تهدید می کنند که اگر شرایط مطابق خواسته آنها نباشد دوباره نوشیدن الکل را از سر می گیرند. تهدید های زیرکانه ای مثل: “آمدن خانواده ات به من استرس میده و همین ممکنه باعث بشه من دوباره برم سراغ الکل”.

در این مثال هدف منزوی کردن قربانی است و تهدید نیز دوباره مست شدن است (تهدید پنهان خشونت است که آزارگرآن را به زبان نمی آورد ).اعتیاد به الکل و خشونت دو مشکلی هستند که باید هر دو حل و فصل شوند. اگر فقط اعتیاد به الکل از بین برود به جای آزارگر همیشه مست، آزارگر هوشیار خواهیم داشت.

سوال هایی که باید برای پیدا کردن ارتباط بین مصرف الکل و خشونت از خود بپرسید:

آیا شریک زندگیتاتان در زمان مستی فقط شما را مورد آزار قرار می دهد؟ یا او افراد دیگر را هم می آزارد؟

آیا او در مواقعی مشخص شما را آزار می دهد؟ مثلا در اکثر مواقعی که شما و دوستانتان مهمانی برگزار میکنید یا بعد از مشاجره با یکدیگر؟

آیا شریک زندگیتاتان مست بودنش را دلیل خشونت می داند؟

اگر شما درهنگام مواجهه با خشونت و آزار، عکس العمل نشان دهید آیا شریک زندگیتان تصمیم جدی برای حل مشکل اعتیاد به الکل می گیرد؟ یا هربار بعد از پوزش و احساس شرمندگی، رویه  سابق را دوباره از سر می گیرد؟

آیا شریک زندگیتان زمان هایی که مست نیست، شما را مورد آزارعاطفی یا روانی قرار می دهد؟

مرداد
۲۹
۱۳۹۴
اعتیاد به الکل سبب فرار فرزندان می شود
مرداد ۲۹ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

مهسا علی‌بیگی

چندی است که نتایج یک پژوهش ملی منتشر شده که در اتفاقی غریب روند فرار دختران از خانه را بررسی کرده و مسئول اورژانس اجتماعی اعلام کرده است: «اکثریت دختران به‌خاطر اینکه در دامن اعتیاد و تعرض جنسی قرار نگیرند، از خانه فرار می‌کنند»؛ پژوهشی که مشخصات آن به‌طور دقیق بیان نشده است. با «شیرین احمدنیا»،‌ جامعه‌شناس و استاد دانشگاه گفت‌وگو کرده‌ایم.

‌نتایج پژوهشی که رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در زمینه فرار دختران اعلام کرده است،‌ چقدر می‌تواند قابل استناد باشد؟

اگرچه جزئیاتی از این پژوهش اعلام نشده اما ممکن است این نتایج براساس اطلاعات و پژوهش‌های پراکنده‌ای که در زیرمجموعه‌های سازمان بهزیستی جمع‌آوری شده است، اعلام شده باشد. واقعیت این است که پژوهش‌های دیگری نیز که در نهادهای دیگر و توسط پژوهشگران این حوزه انجام شده است، همین نتایج را نشان می‌دهد یعنی تعرض جنسی و اعتیاد از مهم‌ترین دلایل فرار دختران محسوب می‌شوند و درستی این نتایج دور از انتظار نیست.

‌دلیل تغییر علت فرار از خانه از خشونت خانگی به اعتیاد و تعرض جنسی را در چه می‌دانید؟

براساس اطلاعاتی که از پژوهش‌های مختلف به دست آمده است، خبر داریم که سوءرفتارهای جنسی یا به عبارت بهتر کودک‌آزاری حجم زیادی را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر می‌دانیم از دلایل اصلی خشونت خانگی نسبت به کودکان، اعتیاد به موادمخدر و مشروبات الکلی است به‌همین‌دلیل شاهد بروز و گسترش کودک‌آزاری هستیم و می‌توانیم تعرض‌های جنسی در چارچوب خانواده را هم که رو به افزایش است و مشاهدات پراکنده آن را تأیید می‌کند، در چارچوب همین خشونت‌های خانگی علیه کودکان بررسی کنیم.

تعرض‌جنسی را همان کودک‌آزاری می‌دانید؟

معمولا دختران و پسران در حال بلوغ قربانی تعرض‌های جنسی هستند. به‌همین‌ترتیب بیشترین این تعرض‌های جنسی در خانواده‌هایی اتفاق می‌افتد که دچار اعتیاد هستند. مجموع این شرایط در کنار ناآگاهی و ترس کودکان، فرار را تسریع می‌کند.

‌ناآگاهی خود قربانیان یا والدین آنها؟

هردو. اتفاقا این نوع اطلاع‌رسانی‌ها می‌تواند هشداری به خانواده‌ها باشد زیرا همان‌طور که اشاره کردم، ترس عامل بسیار مهمی در شیوع این نوع آسیب‌هاست. بسیاری از مادران حتی از اینکه دخترانشان مورد تعرض قرار گرفته‌اند، خبردار نمی‌شوند زیرا خودشان درباره این خشونت ناآگاهند و کودکان نیز می‌ترسند درباره آن حرف بزنند. از طرف دیگر خود کودکان و نوجوانان باید بیاموزند حریم شخصی‌شان چیست و خویشاوندان باید در ارتباط با آنها چه فاصله‌ای را حفظ کنند. همچنین باید بدانند کدام رفتارهای اطرافیان سوءرفتار جنسی محسوب می‌شود و باید آن را به اطلاع والدینشان برسانند.

‌این درباره خانواده‌هایی صدق می‌کند که والدین خود عامل خشونت نباشند. درباره والدینی که خودشان دست به کودک‌آزاری می‌زنند، چه راهکاری وجود دارد؟

در این زمینه متأسفانه مشکلات زیادی در ایران وجود دارد. اولا به‌طورکلی چون خشونت خانگی،‌ کودک‌آزاری و تعرض جنسی پنهان است، هرگونه مداخله در کاهش آن کار بسیار دشواری است. یکی از شیوه‌هایی که در دنیا برای کاهش این آسیب‌ها وجود دارد، وجود مراکز و نهادهای مستقلی است که کودکان می‌توانند با آنها تماس و از آنها کمک بگیرند که متأسفانه چنین چیزی در کشور ما وجود ندارد.

 از طرف دیگر قانون اجازه دخالت به نهادهای بیرون از خانه را برای حل‌وفصل این‌گونه مشکلات نمی‌دهد. بنابراین خانه که باید امن‌ترین مکان برای کودک باشد، تبدیل به مکان ناامنی می‌شود که راهی جز فرار برای کودک باقی نمی‌گذارد.

به‌همین‌دلیل فکر می‌کنم اطلاع‌رسانی‌هایی از این دست باید هشداری به مسئولان باشد تا حمایت‌های اجتماعی نسبت به گروه‌های آسیب‌پذیر مثل کودکان، زنان و حتی معلولان را افزایش دهند.

منبع: روزنامه شرق

شهریور
۲۶
۱۳۹۳
یک زیر شلواری
شهریور ۲۶ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

2841909138_4e2b93b93a_b

عکس: Ed Yourdon

داستانی واقعی از خشونت ؛ بقا، موفقیت

مترجم: نرگس نقشبند

 امیدوارم این نوشته به کسی کمک کند… فقط خود شما می دانید که چه هنگام بیمار هستید و خسته از بیمار بودن…

آسان نبود، اما هر آنچه در دنیا بخواهید همین گونه است، متأسفانه آسان نخواهد بود…

این مقدمه کتاب من است و پایان یک زندگی سیاه و آغاز یک زندگی جدید.

عنوان کتاب من اینست:

یک شورت…” داستانی واقعی درباره آزار و اذیت و خشونت، جان سالم به در بردن و پیروزی”. این کتاب در جولای ۲۰۱۲ آماده فروش شد.

درباره کتاب

 Debra Bell-Vanzant تعریف می کند که چگونه خانواده ای که در پشت درهای بسته آن آزار و اذیت، خیانت، دروغ و فریب وجود دارد خانواده ای با ظاهری عالی و از طبقه متوسط که می تواند احساسات یک دختر را خدشه دار و نابود کند.

 این زندگی بود که او هرگز نباید می شناخت. داستان، این حس و مسئولیت را به خواننده می دهد که از خود بپرسد چرا این دختر کوچک طغیان کرد و با زندگی در خیابان های شیکاگو در سن ۱۴ سالگی روبرو شد- گمشده، تنها، و در جستجوی عشق. این داستان زندگی او با مواد مخدر، آزار و اذیت و خشونت، و آزار از طرف مردان، رسوایی، شرم، از دست دادن عزت نفس و طرد کامل از سوی خانواده را در چنین سن پایینی  به تصویر می کشد.

این داستان قرار است چشم دختران جوان را بگشاید و به آنها هشدار دهد که گرگ هایی در لباس گوسفند منتظر هستند که آنها را از دست خانواده شان در آورده و به خیابان ها بکشانند. زن داستان، که دیگر نمی تواند یک کودک نام گیرد، در زندگی خود مشکلات و مسائل بسیاری را دیده اما با تلاش خود بر همه آنها پیروز شده و اکنون بیش از ۱۸ سال است که از موقعیت واقعا ناامید کننده جان سالم بدر برده است.

امیدوارم این کتاب انگیزه ای برای زنانی باشد که در حال حاضر تلاش می کنند از چرخه آزار و اذیت آزاد شوند. به لطف پروردگار، شما می توانید موفق شوید؛ نه لزوما با تقلید تلاش های این زن، بلکه از مسیری که خداوند برای شما گسترانیده است.

این داستانی جدید نیست، اما داستان من است…

 من، اینجا در پایان این راه ایستاده ام، اما هنوز در آغاز زندگی هستم که زمانی فکر می کردم هرگز آن را نخواهم دید. اما خدایا… من این راه را به لطف و بخشندگی خدا، با امید، ایمان و دعا ، با قلبی خالص و ذهنی مصمم ، و بیش از همه با دعاهای مادربزرگم و افرادی که برای من دعا کرده اند، پیموده ام. من از اعماق زندگی که مستقیم به جهنم می رفت نجات پیدا کرده ام.

 من خیلی رشد کرده ام. بخش هایی از زندگی گذشته من بوده که من برای غلبه بر آنها سالیان طولانی را صرف کرده ام، و بالاخره پیروز شدم. اما خدا…

 من با نوشتن جزییات زندگی ام به شکل یک کتاب باز، می خواستم خوانندگان بدانند که مهم نیست در زندگی از چه مسیرهایی رد شده ای یا الان درست در کجا ایستاده ای؛ روزهای روشن تری در راه است. آفتاب می تابد و بالاخره یک رنگین کمان را خواهی دید، فقط باید دست محکم خدا را بگیری و به پشت سر نگاه نکنی.

 نوشتن درباره تجربیاتم در زندگی به من کمک کرد بفهمم که من باید از میان آنچه گذشتم می گذشتم، تا به جایی برسم که امروز هستم، و ببینم که دارم به کجا می روم!

 طی کار دشوار نوشتن زندگی ام، باید به بعضی نقطه های بسیار سیاه که برایم ترسناک و دردناک بودند، برمی گشتم. گریستم، خشمگین شدم و گاه خندیدم، اما در حالی که به گذشته برمی گشتم، متوجه شدم که حقیقتا چقدر مورد رحمت قرار گرفته ام؛ چقدر خداوند به من لطف و توان غلبه بر مصائب را عطا کرده است.

آدم ها سعی کردند مرا پایین بکشند، اما من متوجه شدم که بدترین دشمنم خودم بوده ام. مواقعی هست که می توانیم آدم های دیگر را برای همه تراژدی های زندگی مان سرزنش کنیم، اما واقعا اگر بایستیم و درباره این مسئله فکر کنیم، می بینیم که ما حق انتخاب داشته ایم. به یاد داشته باشید که خدا با اراده مان به ما حق انتخاب داده است.

 دوباره دیدن آن روزهای سیاه، جدال سختی برای من بود، تا بندهایی که شیطان بر روح و روان من بسته بود باز کنم؛ موانع گذشته من. من باید می فهمیدم که همیشه وسوسه ای در زندگی من وجود خواهد داشت. من می دانم که شیطان هرگز از تلاش برای انداختن من در دام نابودی باز نمی ایستد. این دیگر به عهده من است که به خواسته خدا برای ماندن در این سوی صحنه عمل کنم.

 بسیار اشک ریخته ام و دردها و رنج های بسیاری متحمل شده ام. در این جدال رنج کشیدم تا محکم بایستم و ملبس به زر خداوند منتظر وسوسه و جدال بعدی بمانم، و این آسان نیست!

 تا زمان مرگمان همواره مشکلات و رنج ها وجود خواهند داشت، اما خدا قادر است. فقط باید تصمیم خود را بگیریم که کدام سمت صحنه نبرد بایستیم.

 می خواهم از همه افرادی که طی پیمودن آن راه نابودی آزارشان داده ام عذرخواهی کنم. فرزندانم، بسیار متاسفم که مامان، شما را در چنین زندگی قرار داده است. می خواهم به همسر سابقم، جیمز بگویم که او را برای همه رنج ها و دردهایی که بر سر من آورده، بخشیده ام.

 من خود را از همه این بارها آسوده کرده ام و از شما به خاطر اینکه بخشی از امروز قدرتمند من هستید، ممنونم؛ من همچنان برای شما دعا می کنم. از خداوندگار خود بخاطر نعمت حیات ممنونم و بیش از آن بخاطر یاری من در آمدن به آن سمت صحنه نبرد.

ما همه باید بدانیم که در زندگی مان دارای حق انتخاب هستیم. می توانید در موقعیت کنونی خود بمانید و یا خود را از افراد، مکان ها، یا چیزهای نابود کننده بیرون بکشید.

 این انتخاب شماست که در کدام راه که به آن “زندگی” می گوییم ادامه دهید.

من داستان خود درباره چگونگی غلبه بر مصائب، آزار و اذیت، الکل، مواد مخدر و موانع گذشته خود را برای شما تعریف کردم.

 اگر من توانسته ام، پس شما هم می توانید! به یاد داشته باشید که این زندگی شماست؛ این انتخاب شماست. سوال اینست که آیا تصمیم درست را خواهید گرفت و به طرف دیگر این صحنه خواهید رفت؟

دعا می کنم که تصمیم درست را بگیرید. من توانستم، پس شما هم می توانید.

لینک منبع