صفحه اصلی  »  اشکال تبعیض
image_pdfimage_print
خرداد
۴
۱۳۹۵
زن، اشتغال، مرد
خرداد ۴ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
4847_601
image_pdfimage_print

شمیم شرافت – بیدارزنی: چند سالی است که افزایش میزان تحصیلات زنان، بالا رفتن سن ازدواج و تأکید بر استقلال مالی، به حضور بیشتر زنان در بازارهای کاری منجر شده است. زنان که سال‌ها حضورشان تنها محدود به فضای خصوصی بوده‌ است و با خانه‌داری و فرزندآوری شناخته شده‌اند، آرام آرام خود را در دل فضای عمومی جای دادند و همچنان در تلاش برای تثبیت خود در این فضا هستند؛ اما این حضور با چالش‌های فراوانی رو به رو بوده است.

تعریف مفاهیم

هنگام ورود زنان در بازار کار باید در مفاهیمی که زن بودن، اشتغال و مرد بودن را تعریف می‌کنند، قدری تأمل کرد. از اسطوره‌های مربوط به باروری زنان تا آراء پوزیتیویستی کنت، زنان همواره با طبیعت پیوند خورده‌اند. زنان به علت نقش باروری خود در بسیاری از متون با واژه‌هایی همچون مراقبت، لطافت و طبیعت شناخته می‌شوند. این مفاهیم در تعریف کار زنان و نوع شغل مناسب برای آنان نیز نقش دارد. زنان مطابق با این تعاریف و به علت ایفای نقش مادرانه خود، پرستاران و معلمان خوبی هستند. همچنین به علت جذابیت ظاهری خود در مشاغل منشی‌گری می‌توانند ایفای نقش کنند. پس در ابتدای کار، برای سهولت ورود زنان به بازار کار، تعریف زن و صفات ملازم با آن نیاز به تغییر دارد. دریدا متفکر پساساختارگرای فرانسوی و همچنین جودیت باتلر[۱]، پیشنهادِ شکستن تعاریف و دوگانه‌های موجود زن/طبیعت، زن/فرهنگ و زن/مادری را که حکایت از واژگان پدرسالار دارند، پیشنهاد کرده‌اند. باید ساختارهای زبان روزمره را که مبتنی بر قدرت هستند، شکست و دوباره از نو ساخت.

بازتعریف مفاهیم

اما چنانچه زنان به مشاغلی که عمدتاً مردانه شناخته می‌شوند، همچون امور فنی، ابزاری و بیش از پیش فکری راه یابند، باید اشتغال آنان را بازتعریف کرد؛ اینکه زنان در کنار مردان کار کنند، بدون اینکه از تهدید، تبعیض، توهین و اخراج در هراس باشند. زمانی که زنان به بازار کار راه می‌یابند، در معرض تهدیدهای جنسی، کلامی و روانی قرار می‌گیرند و این مسئله، بیش از پیش به خاطر نگاه به زن، نه به عنوان انسان، بلکه یک زن است. عنصر جنسیِ متحرک که می‌تواند هر لحظه مورد مطالبه‌ مردان قرار گیرد. این باور موجب می‌شود که زنان هنگام کار، مورد آزار جنسی همکاران مرد خود قرار گیرند. در برخی موارد، این آزار حتی به صورت آگاهانه نیز توسط مردان اعمال نمی‌شود. در واقع زمانی که همکار مرد، برای ایجاد صمیمیت بیش‌تر، دست خود را بر شانه زن می‌گذارد، وی را در معرض آزار قرار داده است. مردان باید بدانند که هرگونه تماس با زن، نیازمند کسب اجازه از وی است؛ اما این آگاهی در میان بسیاری مردان وجود ندارد و موجب ناراحتی زن می‌شود. جوک‌ها و شوخی‌های جنسیتی نیز از دیگر مواردی هستند که زنان در محیط کار با آن مواجه‌اند. به گفته فیگز زمانی که زنان از حوزه خصوصی خارج‌شده و وارد حوزه عمومی می‌شوند، مردان آنان را به عنوان تهدیدی علیه خود قلمداد می‌کنند و با شوخی‌ها و جوک‌های جنسیتی همچون «مغز زنان کوچک‌تر از زنان است، زنان که نمی‌توانند و…» آنان را مورد آزار قرار می‌دهند و از اعتمادبه‌نفس آنان می‌کاهند[۲]. درنهایت عامل دیگری که در محیط کار برای زنان موجب تبعیض می‌شود، سقف شیشه‌ای است. زنان کم‌تر از مردان امکان ارتقاء می‌یابند و همواره موانعی نامرئی وجود دارد که علی‌رغم اینکه در قانون به‌صورت کتبی ثبت نشده‌اند، جلوی پیشرفت زنان را می‌گیرد. مردان با بهانه‌تراشی، ارائه دستمزد کم‌تر و ایجاد باندهای مردانه، مانع حضور زنان در عرصه‌های قدرت و تصمیم‌گیری مدیریتی می‌شوند و زنان ناچارند پس از میزانی پیشرفت، در یک مرحله در جا بزنند.

در نهایت تعاریفی که از مرد می‌شود نیز در نوع اشتغال آنان و وضعیت آنان در محیط کاری تأثیرگذار است. مردان از کودکی می‌آموزند که باید قدرتمند باشند و بتوانند با اعتماد به نفس هر آنچه می‌خواهند به دست آورند، از پدر و مادری که به کودک خود می‌گویند «مرد گریه نمی‌کند» تا والدینی که به پسرشان خاطرنشان می‌کنند «هر دختری را که انتخاب کند، برای او می‌گیرند»، همگی ناشی از تأثیر تربیت والدین بر بازتولید اندیشه‌های پدرسالار است که موجب می‌شود مرد همواره در مقایسه با دختران، خود را در موقعیت قدرت و حمایتگری بنگرد. بنابراین در محیط کار مرد احساس می‌کند که زنان به او تعلق دارند، مدیر به خود اجازه می‌دهد که ارتقاء زن را منوط به پذیرفتن درخواست‌های خود کند و… اما زنهار که این ارزش‌ها خود می‌توانند فشاری مضاعف را نیز بر قشری از مردان اعمال کنند. در واقع، قوانین و هنجارهای جامعه پدرسالار نه تنها زنان بلکه مردان را نیز مورد استثمار قرار می‌دهد. زمانی که مرد، خود را با نان‌آوری تعریف می‌کند، ناچار است به هر قیمتی هزینه‌ خانواده را مهیا کند و این امر بی‌عدالتی است.

بنابراین نمی‌توان از زن یا مرد تعریف ثابتی به دست داد. تعاریف کلان و فراروایت‌ها که در دوران مدرن به کار می‌رفت، مطابق با آراء لیوتار، دیگر کاربرد ندارد. در دنیای امروز امکان تعریف قطعی زن و مرد و بسیاری مفاهیم دیگر وجود ندارد و علاوه بر نیاز به اعمال تغییرات در تعاریف ساختاری و کلان از جنس‌ها، در گفتمان روزمره و در کنش های هر روز نیز نیازمند بازبینی اعمال و گفتار خود هستیم تا بیش از زبان، ما امکان کنترل زبان را داشته باشیم.

[۱] باتلر، جودیت. (۱۳۸۵). آشفتگی جنسیتی. ترجمه امین قضایی. نشر مجله شعر.

[۲] فیگز، کیت. (۱۳۸۸). زنان و تبعیض. ترجمه اسفندیار زند پور، به دخت مال امیری. تهران: نشر گل آذین

بیدارزنی

آذر
۲۷
۱۳۹۳
 سی سال از تصویب کنوانسیون رفع اشکال تبعیض علیه زنان گذشت
آذر ۲۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

CEDAWLogo

عکس: CEDAWLogo.jpg

سی سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۸ دسامبر۱۹۷۹ مصادف با ۲۷ آذرمفاد کنوانسیون رفع هر گونه اشکال تبعیض علیه زنان در مجمع عمومی سازمان ملل به  تصویب رسید .کنوانسیونی که برمبنای اعتقاد راسخ به اصول پایه ای حقوق بشر و احترام به ارزش ذاتی و برابری خدشه ناپذیر حقوق مردان و زنان بناشده و اصل قابل قبول نبودن تبعیض را تایید کرده است .

این کنوانسیون یک توافق نامه ارزشمند بین المللی است که دولت های عضو موظف به ترویج و تلاش برای اجرایی شدن آن هستند . از بین اعضای سازمان ملل تاکنون تنها پنج کشور ایران ، سومالی ، سودان ، سودان جنوبی و تونگا به این کنوانسیون ملحق نشده اند. دو کشور ایالات متحده آمریکا و پالائو هم کنوانسیون را امضا کرده ولی به آن نپیوسته اند . فقهای شورای نگهبان با این استدلال که کنوانسیون مغایر اصول اسلام است با پیوستن به این کنوانسیون مخالفت کردند .

این کنوانسیون مهمترین سند بین المللی در مورد تبعیض جنسیتی است و تبعیض جنسیتی را اینگونه تعریف می کند : قائل شدن به هرگونه تمایز، استثناء یا محدودیت بر مبنای جنس ، زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، مدنی و یا هر زمینه دیگرکه در یک مقدمه و ۳۰ماده تنظیم شده و اجرای آن  به عهده کمیته رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان  است که ۲۳ کارشناس در این کمیته مشغول به کارهستند. اصول کنوانسیون در برگیرنده برابری حقوقی و عرفی زن و مرد در کلیه امور از جمله زندگی خانوادگی و اجتماعی است و دول عضو این کنوانسیون طبق بند ۲ ماده ۱۸ موظفند طبق خط مشی و رهنمودهای کمیته رفع تبعیض علیه زنان، هرچهار سال یکبار گزارشهای خود را تنظیم کرده و به کمیته مربوطه ارسال دارند. ( ۱ )

طرح پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان در دو دوره زمانی متفاوت مطرح شد. اولین دوره بین سالهای ۱۳۷۴-۱۳۷۶در اواخر دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بود . وزیر امور خارجه وقت‌ طی نامه ای‌ به رئیس جمهور ضرورت الحاق ایران به کنوانسیون را یاد آور شد. در تیر ماه ۱۳۷۵دولت طی‌ تصویب کلیات پیشنهاد وزارت امور خارجه، خواستار اظهار نظر شورای عالی‌ انقلاب فرهنگی‌ شد. شورا هیاتی را برای رسیدگی به این مسئله تعیین کرد. در نهایت در ۱۴بهمن ۱۳۷۶شورای عالی‌ انقلاب فرهنگی‌ با الحاق ایران به کنوانسیون مخالفت کرد و در نتیجه مسئله الحاق ایران به کنوانسیون چندی به حاشیه رفت.

دور دوم طرح پیوستن ایران به کنوانسیون مصادف بود با دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی بین سال‌های ۱۳۸۲ـ ۱۳۷۸- که از آن به دوران اصلاحات یاد می شود. . در آذر ماه ۱۳۸۰هیئت دولت پیشنهاد کمیسیون لوایح در مورد پیوستن ایران با اعمال حق شرط را قبول کرد. یعنی ایران با این شرط به کنوانسیون می پیوندد که  مفاد کنوانسیون  با شرع مقدس اسلام مغایرت نداشته باشد.  در ۲۲اسفند ۱۳۸۱موضوع الحاق در دستور رسیدگی مجلس قرار گرفت اما بلافاصله توسط هیات رئیسه از دستور کار مجلس خارج شد  اما چون اکثریت مجلس را اصلاح طلبان تشکیل می‌دادند و عزم دولت نیز در پیوستن به کنوانسیون جزم شده بود مخالفت علما موثر واقع نشد و در ۱۷اردیبهشت ۱۳۸۲مجلس با پیوستن ایران به کنوانسیون موافقت کرد . مخالفت علما و مراجع دینی با الحاق ایران به کنوانسیون به ویژه مخالفت رهبر جمهوری اسلامی در نهایت منجر به عدم تائید طرح الحاق به کنوانسیون از سوی‌‌ شورای نگهبان شد.این امر موجب مخالفت نمایندگان مجلس شد.  در نهایت پس از شنیدن سخنان نمایندگان مخالف و موافق اینگونه تصمیم گرفته شد که لایحه الحاق به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شود.بعد از اتمام ریاست جمهوری آقای خاتمی و با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد دیگر بحثی‌ از پیوستن ایران به کنوانسیون مطرح نبود. چرا که هم نماینده دولت و هم نمایندگان مجلس که اکثریت از اردوگاه اصولگرایان بودند دیگر اعتقادی به ضرورت تصویب کنوانسیون نداشتند. پس از آن در دوران کاندیداتوری آقای روحانی  سخنگوی امور زنان کمپین حسن روحانی اعلام کرد که آقای روحانی چون خودشان حقوقدان هستند تدبیری برای پیوستن ایران به کنوانسیون خواهند اندیشید. ( ۲ )

آنچه مسلم است پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان  زمینه برای تقنین قوانینی است که به بهبود حقوق زنان کمک می کند و نه تنها موجب رشد کمی و کیفی زنان شده بلکه در روند توسعه عمومی کشور تاثیر گذار است  . با الحاق به این کنوانسیون ، مصالح و منافع زنان احیا و با اقدامات عملی روند بازنگری و اصلاح قوانین تسریع می شود

به نظر می‌رسد آنچه ضرورت امروز جامعه ماست تغییر دیدگاه‌ها و رفتارها نسبت به زن در جامعه است که عامل اصلی هرگونه تبعیض علیه زنان شده است.چنین تغییری می تواند به کاهش خشونت علیه زنان و دختر بچه ها منجر شده و آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از آن را کاهش دهد . پیوستن به چنین کنوانسیونهایی موجب بهبود چهره دولت جمهوری اسلامی شده و فشارهای کنونی بر روی دولت را کاهش می هد .