صفحه اصلی  »  اسید پاشی
image_pdfimage_print
مرداد
۲۹
۱۳۹۷
اسید پاشی مرد همسایه بر روی یک زوج آملی
مرداد ۲۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
863613
image_pdfimage_print

Photo: www.ion.ir

/عقربه ها ساعت ۲۴ روز ۲۵ مرداد را نشان می داد که صدای فریادهای یک خانواده سکوت کوچه رحیمی آمل را شکست.

حمیدرضا همراه همسر و دو پسرش قربانی جنایت اسیدی پیرمرد همسایه شده بودند. ماموران پلیس پس از این حادثه در محل حاضر شدند اما عامل اسیدپاشی از محل گریخته بود.

باجناق حمیدرضا در خصوص جزئیات این حادثه بیان کرد: آن شب حمیدرضا همراه خانواده اش برای خداحافظی به خانه پدرزنم آمده بودند، ما نیز در آنجا بودیم، پس از مهمانی  حمیدرضا همراه خانواده اش راهی خانه خودشان شد، اما آن ها نمی دانستند که پیرمرد همسایه با یک گالن ۴ لیتری پر از اسید در پارکینگ منتظر آن ها بود.

وی ادامه داد: پیرمرد پس از آنکه با حمیدرضا روبه رو شد یک پارچ پر از اسید بر سر او خالی کرد، در ابتدا سایر اعضای خانواده متوجه اتفاقی که رخ داد نشدند اما زمانی که فریادهای سوختم، سوختم پدر خانواده را شنیدند متوجه شدند که چه اتفاقی افتاده است، این در حالی بود که پیرمرد همسایه پارچ دوم را با استفاده از گالن ۴ لیتری پر کرده بود و آن را به سمت همسر حمیدرضا پاشید.

باجناق قربانی اسیدپاشی در ادامه گفت: پیرمرد اسیدپاش قصد داشت که پارچ سوم را نیز پر کند که دراین هنگام پسر حمیدرضا که پشت کنکوری است مانع او شد و پیرمرد با استفاده از میله آهنی به جان او افتاد، این در حالی بود که قطرات اسید روی پسر کوچکتر حمیدرضا نیز پاشیده شده بود.

وی بیان کرد: در همین هنگام بود که همسایه ها متوجه موضوع شدند و مانع پیرمرد شدند. دراین حادثه سر پسر بزرگتر خانواده شکسته شد، خواهرزنم از ناحیه گردن در پی اسیدپاشی مصدوم شد، پسر کوچکتر خانواده از ناحیه پا با اسید آسیب دید و حمیدرضا نیز از ناحیه سر و صورت و چشمانش آسیب جدی دید.

باجناق حمیدرضا در ادامه اظهار کرد: پیرمرد همسایه پس از این جنایت از محل حادثه فرار کرد و اکنون تحت تعقیب قرار دارد.

وی در خصوص انگیزه عامل اسیدپاشی از این اقدام گفت: ۱۰ سال پیش پیرمرد همسایه، خانه ای که در آن ساکن بود را از حمیدرضا خریده بود اما ۲۳ میلیون تومان از مابقی پول خانه مانده بود که عامل اسیدپاشی آن را پرداخت نکرده بود تا اینکه دو سال پیش حمیدرضا از او شکایت کرد و دادگاه پیرمرد اسیدپاش را به پرداخت ۷۰ میلیون تومان پرداخت کرد و او نیز پس از اینکه چند روز در زندان Prison بود مجبور شد تا بدهی خود را پرداخت کند. از همان دوران پیرمرد همسایه از حمیدرضا عقده و گرفت و چند باز نیز خودش را جلوی ماشین او انداخت تا با صحنه سازی بتواند از حمیدرضا انتقام بگیرد، به همین دلیل احتمال می رود که پیرمرد برای انتقام گرفتن دست به چنین کاری زده باشد.

بنابراین گزارش، حمیدرضا، قربانی اسیدپاشی هم اکنون در بیمارستان سوانح سوختگی ساری بستری است و تحت مراقبت قرار دارد. هنوز مشخص نیست که در پی این حادثه حمیدرضا چه میزان دچار آسیب شده است./ رکنا

منبع: ایران آنلاین

اردیبهشت
۲۱
۱۳۹۷
زخم اسید بر پیکر جامعه
اردیبهشت ۲۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Depositphotos_188311672_s-2015
image_pdfimage_print

Photo: chachar/depositphotos.com

به گزارش ایرنا، در سه ماه گذشته سه مورد اسیدپاشی در تبریز رخ داد که موجب مصدومیت ۵ نفر شد؛ این در حالی است که در سال های گذشته به ندرت در طول سال موردی از اسید پاشی در آذربایجان شرقی گزارش می شد.در نخستین حادثه اسیدپاشی در بیست و هفتم اسفند پارسال در اتوبان پاسداران تبریز یک دختر ۲۶ ساله از ناحیه صورت، گردن و دست از سوی خواستگاری که جواب رد شنیده بود، دچار آسیب جدی شد.اول اردیبهشت ماه سال جاری نیز اختلافات درون خانوادگی، حادثه اسید پاشی دیگری را موجب و زن ۳۷ ساله ای از ناحیه صورت و بازوها دچار سوختگی ۵۰ درصدی شد.اما سریال اسیدپاشی پایان نیافت و نهم اردیبهشت ماه جاری نیز مرد ۴۸ ساله ای که اقدام به اسیدپاشی به روی دو نفر دیگر در تبریز کرده بود، خود نیز قربانی اسیدپاشی و از ناحیه چشم مصدوم شد.مجموعه این رویدادهای دنباله دار، موجی از نگرانی را در بین افکار عمومی تبریز برانگیخت و این سوال را در ذهن آنها تداعی کرد که علت وقوع این حوادث مذموم چیست و چرا ادامه می یابد.

مدیرکل بهزیستی آذربایجان شرقی با اشاره به افتتاح ۱۱ مرکز اورژانس اجتماعی در شهرستان های استان طی سالجاری، گفت: در حال حاضر در ۱۶ شهرستان استان که بالای ۵۰ هزار نفر جمعیت دارند، اورژانس اجتماعی در حال فعالیت است.محسن ارشد زاده افزود: در اورژانس اجتماعی بحران ها و خشونت فردی و خانوادگی با همکاری دستگاه قضایی و نیروی انتظامی مورد پیگیری و بررسی قرار می گیرد.وی ادامه داد: خدمات مشاوره ای و روانی توسط مشاوران و مددکاران این اداره کل به افرادی که قربانی اسید پاشی شده اند، ارائه می شود.

ارشد زاده خاطرنشان کرد: برای قربانیان اسیدپاشی که به صورت خود معرف مراجعه می کنند و یا از سوی مراجع قضایی و انتظامی معرفی می شوند برنامه های مشاوره و روانشناسی برای خود فرد و خانواده او ارائه می شود.وی یادآور کرد: کسانی که مورد خشونت قرار می گیرند یک عمر دچار مشکلات روحی و روانی می شوند.مدیرکل بهزیستی آذربایجان شرقی تاکید کرد: ضروری است سطح آگاهی مردم در خصوص توجه جدی به مشکلات روانی افزایش یابد.کارشناس اورژانس اجتماعی و ارشد روانشناسی تربیتی در این مورد گفت: اسیدپاشی یکی از معضلات برزگی است که فرد را دچار عوارض روحی و روانی بسیار می کند.علی حاجی زاده افزود: فردی که قربانی اسیدپاشی شده بعد از آسیب جسمی دچار عوارض روحی می شود که بسیار بیشتر از عوارض جسمی است.وی ادامه داد: این افراد دچار استرس حاد روانی می شوند و دیدن کابوس های شبانه از جمله عوارض حالت روحی و روانی این امر است.حاجی زاده با بیان اینکه هویت این افراد دچار مشکل می شود، گفت: به نوعی ضربه شدید هویتی به آنها وارد شده و اکثر آنها دچار آسیب روانی شدید بعد از درمان می شوند.

وی با تاکید بر اینکه قربانیان اسید پاشی باید تحت درمان روانشناس قرار گیرند، افزود: این افراد شاید از لحاظ جسمی درمان شوند ولی تبعات روانی آن تا آخر عمر با آنها همراه خواهد بود.این کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی ادامه داد: دیدن قسمتی که دچار اسید پاشی شده از لحاظ روحی آسیب وارد می کند و این آسیب پذیری روحی تبعات جسمی نیز دارد که می توان به سردردهای شدید، استرس و تپش قلب اشاره کرد.

وی نسبت به انتشار اخبار اسید پاشی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها انتقاد کرد و گفت: انتشار چنین اخباری موجب ایجاد ذهنیت در فرد مجرم می شود.این کارشناس اورژانس اجتماعی خاطرنشان کرد: شاید فرد قبل از خواندن این اخبار اطلاعاتی از مشکلات جسمی و روانی نداشته باشد ولی با خواند این مطالب جری تر شده و در واقع راهکاری به افراد مجرم ارائه می شود.دادستان عمومی و انقلاب شهرستان تبریز با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی قواعد خاص و مختلفی برای اسیدپاشی تعیین شده است، گفت: حبس تا ۱۵ سال از جمله این مجازات است.موسی خلیل اللهی افزود: اگر چنانچه اسیدپاشی جنبه عمومی داشته و منجر به ایجاد اختلالات روحی و روانی مردم شود جرایم به مراتب سنگین تری برای مجرمان مترتب است.وی ادامه داد: بر این اساس اگر جرم اسیدپاشی منجر به نقص عضو و جنبه عمومی داشته باشد قانونگذار تا ۱۵ سال حبس در نظر گرفته است.خلیل اللهی اظهار کرد: در صورتی که اسیدپاشی منجر به فوت شخص شود قصاص نفس در مورد مجرم اجرا می شود.وی با اشاره به وقوع سه مورد اسیدپاشی از ابتدای امسال تاکنون در تبریز، گفت: دادستانی مرکز استان به عنوان مدعی العموم در این سه پرونده ورود پیدا کرده است و پرونده های مزبور در دست رسیدگی است.دادستان عمومی و انقلاب شهرستان تبریز یادآور کرد: علاوه بر جرایم فوق کیفری، بر اساس قانون مجازات اسلامی برای مجرمان اسیدپاشی دیه های مختلفی نسبت به نوع و نحوه آسیب دیدگی تعیین شده است.

منبع: بهار نیوز

آذر
۹
۱۳۹۵
اسیدپاشی، این بار از نوع دیگر
آذر ۹ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
mA1446367324
image_pdfimage_print

آشنایی دختر و پسر دانشجویی که با وعده ازدواج آغاز شده بود. سرانجام در جریان اسیدپاشی دختر به روی دانشجوی پزشکی با فرجامی تلخ به پایان رسید.
یاسر، پسر جوانی که ۱۷ فروردین امسال قربانی اسیدپاشی شده بود، دیروز با حضور در شعبه هشتم دادسرای جنایی تهران به تشریح جزئیات روز حادثه پرداخت. او از ناحیه صورت و سر و کمر بشدت دچار سوختگی شده است. دختر جوانی هم که متهم به اسیدپاشی است در جلسه بازپرسی حاضر شد و در حضور بازپرس به دفاع از خود پرداخت. «مینا» به بازپرس ایلخانی گفت: «پس از اینکه در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت در دانشگاهی در تهران پذیرفته شدم به تهران آمدم و با پسر جوانی به نام یاسر که دانشجوی رشته پزشکی بود آشنا شدم. بعد از مدتی او به من پیشنهاد ازدواج داد و رابطه ما ادامه یافت تا اینکه درسم تمام شد و به شهرمان رفتم. روز قبل از حادثه به تهران که آمدم یاسر از من خواست همدیگر را ببینیم. حوالی بعدازظهر به خانه یاسر رسیدم. چند ساعتی از حضورم در آنجا گذشته بود که یک دختر جوان زنگ در خانه یاسر را زد. یاسر که انگار غافلگیر شده بود، گفت: با این دختر که از کارکنان بیمارستان است قرار دارد و از من خواست به پشت‌بام بروم و منتظر بمانم، حدود یک ساعت در پشت‌بام بودم که یاسر خانه را ترک کرد و نیم ساعت بعد با غذا برگشت. موقع غذا خوردن از یاسر خواستم درباره ارتباطش با آن دختر جوان توضیح بدهد اما او جواب قانع‌کننده‌ای نداد. حدود ساعت ۱۱ شب متوجه شدم یاسر تلفنی با دختر جوان در ارتباط است که بشدت اعتراض کردم؛ سپس یاسر از من خواسته  رابطه داشت که مخالفت کردم. بعد هم داخل دستشویی رفت و با برداشتن کیسه‌ای از آنجا خارج شد؛ او مرا تهدید کرد و لحظاتی بعد ظرفی را از کیسه بیرون آورد و مایع درون آن را روی صورتم پاشید؛ درحالی که بشدت می‌سوختم او را هل دادم که ناگهان فریادش بلند شد و داد زد «سوختم.» بعد از این اتفاق صورت‌مان را با آب سرد شستیم و قصد تماس با اورژانس را داشتم که گفت خودمان به بیمارستان می‌رویم. بعد هم از من خواست اگر کسی آنجا سؤالی پرسید درباره اصل ماجرا چیزی نگویم، من هم در میانه راه بیمارستان از ماشین پیاده شدم و زمانی که بیمارستان رسیدم متوجه حضورش در آنجا شدم.
از سوی دیگر یاسر که از ناحیه صورت، سر و کمر بشدت سوخته بود به بازپرس گفت: زمانی که خواب بودم، مینا روی من اسید پاشید و من می‌توانم این موضوع را ثابت کنم. طبق مدارک پزشکی، پشت سر و کمرم دچار سوختگی بیشتری شده است و این نشان می‌دهد که من خوابیده بودم. حتی رختخوابی که در آن خوابیده بودم با اسید پودر شده است.
در پایان بازجویی با توجه به اظهارات متقاضی دختر و پسر جوان، بازپرس دستور تحقیقات بیشتر در این خصوص را صادر کرد. در حالی است که مینا متهم به اسیدپاشی، با قرار وثیقه ۸۰۰ میلیون تومانی آزاد است.

روزنامه ایران

آبان
۲۶
۱۳۹۵
ریشه روانی اسیدپاشی
آبان ۲۶ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
27
image_pdfimage_print

دکتر مهدی کریمی / روانپزشک دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

در پی خبر منتشر شده: عروس، خواهر شوهر را با اسید سوزاند

به‌طور کلی افرادی که ناگهان دست به رفتارهای پر خطر می‌زنند دچاراختلالات تفکر به صورت حاد و بیماری‌های اعصاب و روان هستند. برخی از این افراد نیز به دلیل ناتوانی درکنترل استرس در آن لحظه دچار رفتار تهاجمی می‌شوند. به‌عنوان نمونه در پرونده اسیدپاشی اخیر دو زن جوان که طرفین ماجرا عروس و خواهرشوهر هستند به دلیلی که هنوز مشخص نیست از هم کینه به دل گرفته و با هم گلاویز می‌شوند و بدون فکر و منطق دست به رفتاری پرخطر می‌زنند. این افراد به احتمال قوی به دلیل نفرت و خشمی که از هم داشته‌اند تصمیم می‌گیرند بدون هیچ فکری به هم آسیب رسانده و به بدترین شیوه روی هم اسید بپاشند در چنین شرایطی افرادی که دست به خودآزاری یا دگرآزاری می‌زنند به دلیل ضعف درمدیریت خشم در یک لحظه بدترین کارممکن را انجام می‌دهند و از خطرناک‌ترین ابزار‌ها برای آسیب رساندن به خود یا دیگران استفاده می‌کنند تا جبران‌ناپذیر باشد.

گاهی این افراد پس از ارتکاب جنایت خیلی پشیمان می‌شوند ولی افسوس که دیگر سودی نخواهد داشت و کار از کار گذشته است.با بروز چنین رفتارهای پرخطری روشن است که این افراد از بیماری اختلال شخصیت، اختلال خلقی دو قطبی، اسکیزوفرنی اختلال انفجاری متناقض و… رنج می‌برند که حتماً باید با مشاهده نخستین علائم تحت نظر متخصص قرار بگیرند، چرا که بعضی از این بیماری‌ها ریشه در کودکی داشته یا در محیط خانواده شرایطی به وجود آمده که فرد دست به چنین رفتارهای پرخطری می‌زند.بی تردید سوء مدیریت در زمان‌های استرس زا و کم تحملی باعث بروز این رفتارها می‌شود که به طورحتم باید آنها را جدی گرفت.در چنین شرایطی افراد باید بدانند از زمانی که در موقعیت یا رابطه تنش‌زایی قرار می‌گیرند، افکارشان آنها را به سوی پرخاشگری هدایت می‌کند.
بدین ترتیب با مدیریت فکر، دقت بر احساسات، میزان شدت آنها و توجه به تغییرات بدنی که اتفاق می‌افتد براحتی می‌توان از بروز رفتار پرخاشگرانه پیشگیری کرد یا آن را به حداقل رساند. گرچه مدیریت خشم در روابط اینچنینی بسیار سخت است و تخلیه خشم فقط در لحظات نخست موجب لذت فرد خواهد شد. اما اگر کمی عاقبت‌اندیشی کنیم و پیامد رفتارهای پرخاشگرانه را مد نظر قرار دهیم به طورقطع می‌توانیم رفتار را مدیریت کنیم که این امر نیاز به آموزش مهارت مدیریت خشم دارد. متأسفانه بارها خبرهایی در خصوص اسیدپاشی دیده و شنیده‌ایم ولی متأسفانه باز هم با چنین اخباری روبه‌رو می‌شویم و این زنگ خطری است که باید آن را جدی گرفت و افراد را بیشتر به سمت آرامش و مدیریت خشم پیش برد. چرا که با آموزش و آرام‌سازی ذهن افراد می‌توان از بروز چنین حوادثی پیشگیری کرد.همچنین اگر هر فردی سلامت جسم و روحش را در اولویت قرار دهد با بروز علائم پرخاشگری از سوی خود و اطرافیانش می‌تواند به مشاور و متخصص مراجعه کند و با شرکت در کلاس آموزش مهارت‌های زندگی، به بهبود کیفیت زندگی و در نهایت جامعه‌اش کمک کند، چرا که بروز چنین رخدادهایی تأثیر نامطلوبی روی افراد و تک تک اعضای جامعه می‌گذارد.

منبع: روزنامه ایران

تیر
۴
۱۳۹۴
۳۰۰ مورد اسیدپاشی در یک سال
تیر ۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:مربوط به سمیه مهری و دخترش است ، یکی از قربانیان اسید پاشی که در گذشت

خانه امن: خبر کوتاه است:مادر و دختر کوه‌دشتی قربانی اسیدپاشی شدند .این روز ها آنقدر خبر اسیدپاشی تکراری شده که گویا مثل قبل دل جامعه و مسئولان را نمی سوزاند.

امروز مادر و دختر در لرستان ، ۱۷ خرداد یک دختر در تهران و سال قبل چند دختر در اصفهان .

«زن جوان لرستانی علاوه بر این‌که مورد ضرب و شتم قرار گرفته در اثر اسیدپاشی از ناحیه صورت دچار جراحت شده اما بنا بر نظر اولیه پزشکان، بینایی وی دچار مشکل جدی نشده است.»این را مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی لرستان به ایرنا گفته است.

هوشنگ بادپی گفته: «کودک هشت‌ساله این زن از ناحیه دست و پا دچار سوختگی شده که پس از اقدامات اولیه در بیمارستان شهدای عشایر خرم‌آباد، برای ادامه درمان به بیمارستان شهید مطهری تهران اعزام شدند.»

برخی منابع محلی کوه‌دشت که این خبر را اعلام کرده‌اند نوشته اند، برادر شوهر دچار بیماری روحی روانی بوده و به برادرزاده هشت‌ساله خود اسیدپاشی کرده و زمانی که مادر کودک برای دفاع از فرزند خود اقدام کرده علاوه بر ضرب‌و‌شتم مادر، به صورت وی نیز اسید پاشیده است.

نیمه های خرداد ماه امسال هم یک مورد اسیدپاشی بر روی زن ۳۷ ساله در تهران گزارش شد .
شنیده‌ها حکایت از یک اختلاف خانوادگی داشت ، که به اسید پاشی ختم شد .

این اولین اسید پاشی در ایران نیست و قطعا آخرین نیز نخواهد بود همانطور که سال پیش وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران گفت: متاسفانه هر ماه در نقاط مختلف کشور سوختگی با اسید به علل مختلف شغلی یا دعواهای خانگی یا شخصی بوقوع می پیوندد.

سید حسن هاشمی گفته بود: اسید پاشی از جمله معقولات اجتماعی است که نپرداختن به آن موجب تشویق به ارتکاب این عمل می شود.

۳۰۰ اسید پاشی در یک سال

آمار اسید پاشی آنقدر بالا رفته که صدایش از مجلس شورای اسلامی ایران هم بیرون آمد ، سه شنبه ای که گذشت ابولفضل ابوترابی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس از ۳۰۰ مورد اسید پاشی در سالی که گذشت خبر داد .

وی گفت: در مجازات اسیدپاشی کاستی دیده نمی شود، منتهی افزایش اختلافات عاطفی به این جرم دامن زده و در حقیقت معضل فرهنگی سبب افزایش این جرم شده است.

ابوترابی در خصوص مجازات اسیدپاشی در کشور، گفت: مجازات اسید پاشی اگر از باب ضربه به نظام و محاربه باشد اعدام است اما اسیدپاشی به سایر دلایل حکم قصاص، دیه و حبس دارد.

نماینده مردم نجف آباد، تیران و کرون در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه عنوان مجازات و میزان مجازات خود بازدارنده است، تصریح کرد: اما اینکه چرا در سال های اخیر اسیدپاشی رواج یافته، به دلیل مباحث تبلیغاتی و پرداختن بیش از اندازه رسانه ها به موضوع اسیدپاشی است.

اسید ابزار مجرمانه دم دستی شده است

وی با بیان اینکه در تمامی کشورها جرایمی همچون اسیدپاشی رخ می‌دهد، گفت: کشور انگلیس در صدر میزان اسیدپاشی و با آماری بالغ بر ۳۰۰ مورد در سال است، در کشور ما نیز ۳۰۰ مورد در سال اعم از اسیدپاشی‌های مختصر و جزئی تا موارد عمقی و جانسوز را شامل می شود، متاسفانه امروز اسید مانند چاقو شده است و هماهنگونه که بزهکاران از چاقو برای ضربه زدن به مال و جسم افراد استفاده می کنند، اسید ابزار مجرمانه دم دستی شده است.

این نماینده مردم در مجلس نهم گفت: در میزان مجازات اسیدپاشی کاستی دیده نمی شود، منتهی افزایش اختلافات عاطفی به این جرم دامن زده و در حقیقت معضل فرهنگی سبب افزایش این جرم شده است.

وی با بیان اینکه نیازی به ارایه لایحه‌ای برای افزایش مجازات اسید پاشی نیست، گفت: رسانه ها لازم است تا در این زمینه کمک کرده و بدون دلیل تشویش در اذهان عمومی ایجاد نکنند، بلکه با ابلاغ شیوه های زندگی ایرانی –اسلامی سعی در کاهش این جرم کنند.

عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه رسانه‌ای کردن اسیدپاشی اصفهان در راستای آگاه سازی مردم نبود، گفت: در خصوص اسید پاشی اصفهان در سال گذشته حتی تعدادی از رسانه های غربی موضوع را مدیریت کردند تا ایجاد نگرانی کند، در حقیقت شواهد و قراین نشان می دهد موضوع اسیدپاشی اصفهان را سیاسی کردند.

لازم به ذکر است، شهیندخت مولاوردی از ارائه لایحه تشدید مجازات اسیدپاشی از سوی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به دولت خبر داده است.

آبان
۱۳
۱۳۹۳
خشونت و محدودیت‌های تازه به بهانه‌ اسیدپاشی
آبان ۱۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

BepdzgACYAAT6Rl

عکس: iranwebgard

مهناز شریف – روزنامه‌نگار و حقوق‌دان

آیا عاملان اسیدپاشی یا آنانی که چنین پروژه‌ای را از ابتدا برنامه‌ریزی و اجرا کردند، موفق شد‌ه اند که به اهداف خود برسند؟ در ورای این خشونت و توحش عریانی که بر جامعه تحمیل شد، حال بایستی نگران چه پیامدهایی بود؟

ظاهر امر این است که با واکنش به موقع و سریع کنش‌گران اجتماعی و برخی از رسانه‌های مستقل و آزاد، فضایی در کشور( به ویژه در شهرهای بزرگ و مشخصاً خود اصفهان) ایجاد شد که دست‌کم در هفته‌های اخیر، دیگر شاهد مورد تازه‌ای از اسیدپاشی در اصفهان یا سایر شهرهای ایران نباشیم. با این حال، آیا این وضعیت را باید به مثابه‌ یک موفقیت به حساب آورد و از «شکست پروژه‌ اسیدپاشان» صحبت کرد؟

نگارنده در این یادداشت سعی می‌کند نشان دهد که این ماجرا سویه‌های پنهان‌تری نیز دارد. فرضاً می‌تواند از منظر «خشونت خانگی» یا «نقض بنیادی‌ترین حقوق و آزادی‌های افراد در نهاد خانواده» به تحلیل این مسئله و پیامدهای آن نگریست.

واقعیت این است که «اسیدپاشی در ایران» پدیده‌ تازه‌ای نیست. سیر و پیشینه‌ قانون‌گذاری در این رابطه، خود گویای آن است که جامعه‌ ما ازچه هنگامی به مانند بسیاری دیگر از جوامع مردسالار‌، درگیر این مسئله بوده است و ظاهراً هم سازوکارهای قضایی پس از چند دهه راه به جایی نبرده است.[۱]

حقیقت ماجرا این است که نه پیش از انقلاب – که بحثی از قصاص مجرمان در بین نبوده- و نه بعد از انقلاب و اجرایی شدن لایحه‌ی قصاص، حاکمیت ایران نتوانسته مانع از تکرار این پدیده‌ی زن‌ستیزانه در جامعه شود..[۲]

در این مورد آخر در اصفهان که اساساً به نظر می‌رسد ما با پدیده‌‌ای سازمان‌یافته‌تر مواجه هستیم که اهداف عمومی‌تری می‌جوید و به سختی بتوان آن را در چهارچوب‌های تنگ «انتقام‌گیری شخصی» یا ایده‌هایی نظیر آن جای داد.

نقض حق رفت و آمد

شاید عینی‌ترین پیامد ماجرای اسیدپاشی‌های اصفهان این بود که: «زنان کم‌تر در عرصه‌ عمومی ظاهر شدند.»

هرچند آمار مشخص و دقیقی از «عدم حضور عمومی زنان» در پی انتشار اخبار و گزارش‌های مرتبط با اسید‌پاشی نمی‌توان ارائه داد؛ اما از میان گفت‌وگوهایی خصوصی با شهروندان اصفهان، این گونه برداشت می‌‌‌شود که دختران و زنان جوان کم‌تر در خیابان‌ها حاضر شدند.

قابل پیش‌بینی است که بخشی از این عدم حضور دختران و زنان جوان «خودخواسته» است. به این معنا که کسی یا مرجعی در ظاهر آن‌ها را ملزم به ماندن در خانه‌ها نکرده است. هرچند که خود این «عدم اجبار» را نیز می‌‌توان زیر سئوال برد. به هر حال واقعیت امر این است که یک وضعیت عینی بیرونی بر این زنان تحمیل شده است و آنها را مجاب کرده است که در خانه‌ها بمانند.

اما به نظر می‌‌رسد که این تمامی ماجرا نباشد؛ پنهان نمی‌توان کرد که پدران، برادران یا حتا شوهران پرشماری، انتشار اخبار و گزارش‌های مرتبط با اسیدپاشی‌های اصفهان را دستاویزی برای اعمال محدودیت‌های بیش‌تر بر دختران و زنان خانواده‌ کرده‌اند.

هرچند که اغلب این مردان مدعی هستند که این رفتارها از سر «دل‌سوزی» انجام می‌شود و از روی مصلحت یا برای حفظ سلامت خود دختران و زنان خانواده است؛ اما واقعیت بیرونی نهایتاً به اینجا می‌انجامد که محدودیتی بر محدودیت‌های پیشین افزوده می‌‌شود یا دست‌کم، زمینه‌ دخالت در شخصی‌ترین برنامه‌های روزانه‌ زنان در خارج از خانه فراهم می‌‌‌شود.

نقض مکرر حق پوشش

عدم حضور خواسته یا ناخواسته‌ نسبی زنان در خارج از خانه، یگانه پیامد مستقیم ماجرای اسیدپاشی‌های اصفهان نیست. بدیهی است که اجبار و دخالت مردان خانواده در شخصی‌ترین برنامه‌های روزانه‌ زنان را باید به حساب «خشونت‌های خانگی» گذاشت و در برابرش موضعی مشخص گرفت. اما مسئله تنها همین نیست.

به نظر می‌رسد حتا آن دسته از زنانی که در روزهای اوج بحران، به نوعی خطر کردند و به خیابا‌ن‌ها آمدند، معمولا در ظاهری متفاوت حاضر شدند. به این معنا که پوشش مرسوم و همیشگی خود را که ممکن است با آرایش یا رنگ‌های شاد و روشن‌ هم‌راه باشد را کنار گذاشتند و «به اجبار» ظاهری برگزیدند که کم‌تر ایجاد حساسیت کند و مطابق سلیقه ارتجاعی‌ترین اقشار جامعه بود.

نباید فراموش کرد که «حق پوشش»، از ابتدایی‌ترین حقوق و آزادی‌های همه انسان‌ها است. نقض این حق، تنها به موجب قوانین رسمی حجاب در ایران اعمال نمی‌شود؛ رویدادها یا اتفاق‌هایی از این دست که آشکارا حذف زنان از عرصه‌ عمومی جامعه را هدف گرفته است، «حق پوشش» را نیز به گونه‌ای دیگر و این بار از طریق بیم و ایجاد ارعاب در جامعه نقض می‌کند.

رانندگی زنان

بر پایه‌ گزارش‌های رسمی، بیش‌تر قربانیان اسیدپاشی‌های اصفهان سوار بر خودروهای شخصی خود بوده‌اند. «رانندگی زنان در ایران» هرچند دیر، اما دست‌کم در شهرهای بزرگ امر پذیرفته شده‌ای است. با این حال پنهان نمی‌توان کرد که بخش‌های بزرگی از اقشار سنتی‌- مذهبی‌تر به ویژه در شهرستان‌های کوچک‌، کماکان با این حق و آزادی شهروندی زنان مشکل دارند.

اسیدپاشی بر صورت زنانی که تنها سوار بر خودروهای شخصی خود هستند، می‌تواند واجد این پیام ضمنی از سوی اسیدپاشان باشد که دختران یا زنانی که تنها رانندگی می‌کنند، می‌توانند نخستین قربانیانی باشند که به زعم آنان باید از ساحت عمومی جامعه حذف شوند.

فهرست پیامدهای مستقیم ماجرای اسیدپاشی در اصفهان را کماکان می‌توان ادامه داد. می‌توان از محدودیت‌های احتمالی برای دخترانی گفت که خانواده‌هایشان در شهرستان‌ها یا روستاهای اطراف با استناد به همین اخبار و گزارش‌ها مانع تحصیل آنان در اصفهان یا شهرهای دیگر می‌شوند. می‌تواند از مخالفت پدران یا برادرانی گفت که اجازه نمی‌دهند دختر خانواده تنها بیرون برود یا بایستی ساعتی زودتر به خانه برگردد و…

واقعیت این است که «خشونت‌های خانگی» آن قدر ابعاد گسترده و وسیعی دارد و جامعه ما نیز آن قدر مستعد ارتکاب چنین رفتارهایی است که هر حادثه‌ای حتا بسیار کوچک‌تر از این نیز می‌تواند بهانه‌  برای خشونت های خانگی و نادیده گرفتن خواست و اراده‌ مستقل زنان شود.

به هر روی، به نظر می‌رسد که «ماجرای اسیدپاشی در اصفهان» را باید به مثابه‌ پروژه‌ای برنامه‌ریزی شده و عمومی‌تر قلمداد کرد که قطع‌نظر از آن که به لحاظ حقوقی – قضایی، چه سرنوشتی پیدا می‌کند؛ توانسته در لحظه، پیامدهای مخربی برجای بگذارد. پیامدهایی که بر محدودیت فعالیت‌ها یا حضور زنان در شهرستا‌ن‌ متمرکز است و معمولاً از کانال خشونت‌های خانگی نیز دنبال می‌شود.

پانویس:

۱ – نخستین قانونی که در پیوند با اسیدپاشی در ایران تصویب شده است به سال ۱۳۳۷ بر می‌گردد. برابر این ماده واحده: «هرکس عمداً  با پاشیدن اسید یا هر نوع ترکیبات شیمیایی دیگر موجب قتل کسی ‌بشود به مجازات اعدام و اگر موجب مرض دایمی یا فقدان یکی از حواس مجنی علیه گردد به حبس ‌جنایی درجه یک ( ۱۵ تا ۲۵ سال ) و اگر موجب قطع یا نقصان یا از کار افتادن عضوی از اعضا بشود به حبس جنایی‌ درجه دو از دو سال تا ده سال و اگر موجب صدمه دیگری بشود به حبس جنایی درجه دو از دو سال ‌تا پنج سال محکوم خواهد شد. مجازات شروع به پاشیدن اسید به اشخاص حبس جنایی درجه ۲ از دو سال تا پنج سال است‌. در کلیه موارد مذکور در این ماده در صورت اجرای ماده ۴۴ قانون کیفر عمومی بیش از یک درجه‌ تخفیف جایز نیست.»

۲ – برابر رژیم کیفری ایران ( ماده‌ی ۳۸۶ قانون مجازات اسلامی) اسیدپاشی عمدی می‌تواند منجر به صدور حکم قصاص شود.

آبان
۴
۱۳۹۳
طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر بحران ساز شد
آبان ۴ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

220903_694

 

عکس: تابناک

مهری ملکوتی: وکیل- پژوهشگر

 رویداد اسیدپاشی به زنان جوان که در ایران بحران ایجاد کرده است، پرسش های زیادی در ارتباط با رابطه امر به معروف و نهی از منکر با رفتار و پوشاک “زنان” و “خشونت خانگی مردان علیه زنان” ،  پیش رو می گذارد که تا کنون پیرامون آن پاسخ سنجیده ای انتشار نیافته است. خانه امن با استفاده از فرصت، مهم ترین پرسش ها را مطرح می کند:

  • آیا اسلام امر به معروف و نهی از منکر را فقط نسبت به زنان روا داشته است؟
  •  آیا خشونت ورزان شناخته شده در جامعه که برای خود دار و دسته راه انداخته اند، قدرت تشخیص مواردی که امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن مقتضی است، را دارند؟
  •  این دستجات از کدام مراجع دینی مجوز گرفته اند تا موارد امر به معروف و نهی از منکر را شخصا تشخیص بدهند؟
  •  آیا اگر اینان با زن و دختری مواجه بشوند که مورد خشونت شوهر، پدر یا برادر قرار گرفته است، وارد حوزه امر به معروف و نهی از منکر می شوند و سراغ مرد خشونت ورز می روند، یا زورشان نمی رسد، در عوض زن مجروح و زخم خورده را به باد نصیحت می گیرند؟

 این ها چند پرسش از صدها پرسشی است که زنان ایرانی پاسخ آنها را می طلبند. فقیهان و مراجعی که به صورت علنی وارد این بحث ها نمی شوند و به صورت مجمل و کلی و مبهم، پیرامون آن داد سخن می دهند، افکار زن ستیز را در کشور تقویت می کنند و برای صاحبان این افکار، توهم ایجاد می شود که گویا دستور “امر به معروف و نهی از منکر” خاص زنان صادر شده و لاغیر.

در فضای پر ابهام و پر تنش که در آن “معروف” و “منکر” را افرادی تشخیص می دهند که صلاحیت ندارند و با این ادعا به آن اعتبار می بخشند که هر فرد مسلمانی می تواند وارد حوزه امر به معروف و نهی از منکر بشود، طبیعی است که پیامد آن فاجعه است و به زنان صدمه می زند و در نهایت نظام سیاسی کشور که نیاز به ثبات و آرامش و امنیت برای بهبود سیاست های اقتصادی دارد، از آن زیان می بیند.

بنابراین بی دقتی در انتقال مفاهیم و مضامین مندرج در دستورات دینی، به جای آن که از این مفاهیم و مضامین برای خیر و مصلحت مردم استفاده بشود، نتیجه برعکس می دهد و بر پیچیدگی مسائل و بحران های اجتماعی می افزاید.

هم اکنون طرحی در مجلس در دست بررسی است که پیرامون آن حرف و سخن بسیار است. نمایندگانی که طرح “حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر” را به مجلس برده اند، پیش از آن که این طرح زیان بار را از تصویب بگذرانند، با بحرانی مواجه شدند که حتی اگر خط و ربطی با آن نداشته باشد، طرح مورد بحث را بی اعتبار می کند. طرح بستری خواهد بود برای از کف رفتن امنیت زنان به گونه ای که معلوم نیست اساسا آمران به معروف و ناهیان از منکر از کدام کفایت دینی و اخلاقی برای آن برخوردارند. اسید پاشی درست در مقطعی اتفاق افتاد و مردم را پریشان حال کرد که این طرح در دست تهیه و تصویب بود. لذا با آن که انکار می شود اسیدپاشی ها ربطی به بدحجابی دارد، در عمل نمی توان این خط و ربط را انکار کرد. آقایان مجلس به جای آن که طرح را از دستور خارج کند، به گزارش ایسنا، دیروز سه شنبه ۲۹ مهرماه، با تصویب ماده ای از طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر مصوب کردند که هیچ کس حق ندارد به عنوان آمر به معروف و یا نهی از منکر به اعمال مجرمانه مبادرت کند.

اعمال مجرمانه مندرج در ماده ۶ عبارت است از: توهین، افترا، ضرب، جرح، و قتل.

به موجب این مصوبه مرتکب طبق قانون مجازات اسلامی مجازات می شود.

نمایندگان مجلس با ۱۵۵ رای موافق، ۱۳ رای مخالف و ۳ رای ممتنع از مجموع ۲۱۷ نماینده حاضر این ماده از طرح حمایت از آمران به معروف را به تصویب رساندند.

چند نقل قول مرتبط با طرح:

  • محمد رضا خباز، معاون تقنینی معاونت پارلمانی رئیس جمهور در جلسه  بررسی طرح گفته است: « شاهد بودید که اخیرا چه اتفاقی در اصفهان رخ داد، واداشتن دیگران به معروف یک کار اجرائی است و آیا احتمال نمی دهید که باعث درگیری و ایجاد مشکل در جامعه شود؟ »
  • روزنامه جمهوری اسلامی روز سه شنبه خطاب به نمایندگان مجلس نوشته است: « واقعه اصفهان را هشداری تلقی کنند که می تواند به آنها در جریان بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر برای پی بردن به نقاط ضعف این طرح کمک کند.»

 « به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، نمایندگان در نشست علنی امروز ( چهار شنبه ) مجلس شورای اسلامی، در جریان رسیدگی به طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر ماده ۷ این طرح را با ۱۱۱ رای موافق، ۲۴ رای مخالف و ۸ رای ممتنع از مجموع ۱۹۵ نماینده حاضر در صحن تصویب کردند.»

بر اساس ماده ۷ این طرح مجازات اشخاصی که مبادرت به اعمال مجرمانه نسبت به آمر به معروف و ناهی از منکر نمایند، قابل تعویق، تخفیف و یا تعلیق نیست.

همچنین بر اساس تبصره این ماده چنانچه مجنی علیه یا اولیای دم از حق خود گذشت نمایند، جنبه عمومی جرم حسب مورد مطابق ماده ۶۱۴ از کتاب پنجم- تعزیرات- و تبصره ماده ۲۸۶ از کتاب دوم قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲/۲/۱ رسیدگی می شود.

بنابراین هنوز هم به درستی بر ضعف های طرح پی نبرده اند و به امنیت آمران به معروف و ناهیان از منکر بسیار اهمیت می دهند. ولی از امنیت قربانیان آنها آسان می گذرند.

 چرا طرح ناگهان زیر ذره بین رفت؟

این نیز پرسش دیگری است که با موضوع این یادداشت ارتباط برقرار می کند. راستی چرا؟ پیشنهاد کنندگان طرح اگر ماجرای اسید پاشی اتفاق نیفتاده بود، به پیامدهای شوم آن اندیشه می کردند؟  حالا چه طور؟ چرا با وجود پیامد شوم و قربانی شدن چند زن جوان، اساسا طرح را از دستور کار مجلس خارج نمی کنند؟ زنان نماینده هرچند تعدادشان بسیار اندک است در برابر این طرح در کدام موضع قرار داشته و دارند؟ و ده ها پرسش دیگر!

در هر حال تا همین جا هم که طرح را مجلسیان دارند با دقت نگاه می کنند، جای شکر دارد. محمد رضا باهنر که ریاست این جلسه را به عهده داشته گفته است:

« موارد دیگری از این طرح نیز اشکال دارد که در شور دوم پیشنهاد اصلاح آن را به کمیسیون خواهیم داد.»

 پیشنهاد خانه امن به مجلس

حال که طرح به بررسی مجدد گذاشته شده، انتظار می رود “امربه معروف و نهی از منکر” را فقط “زنانه” تعریف نکنند. بروند دنبال آمارهای خشونت خانگی که زنان قربانیان همیشگی آن هستند و پلیس و مراجع قضائی هم کمتر آن را جدی می گیرند. کسانی تربیت بشوند برای گزارشگری و اعزام بشوند به اورژانس های درمانی و به زنان مجروح و مصدوم در منازعات خانوادگی جرات بدهند. اعتماد به نفس بدهند تا بگویند چگونه شرف و کرامت انسانی شان پایمال خشونت مردان خانه می شود. آن وقت این آمران به معروف و ناهیان از منکر بروند سراغ مردان خشونت ورز و آنها را نهی از منکر کنند. البته به یک شرط که این آمران به معروف و ناهیان از منکر خود از سلسله مردان مرتکب خشونت نسبت به همسر، دختر، و خواهرشان نباشند.

مجلسیان یا نباید وارد این طرح می شدند یا حالا که شده اند، بار سنگین مسئولیت های رویدادهای آینده به عهده شان است. موظف اند زنان قربانی خشونت خانگی را پناه بدهند و مردان مرتکب خشونت خانگی را نهی از منکر کنند. چرا از صدا و سیما برای اجرای این مهم استفاده نمی شود. امکانات صدا و سیما که در اختیاردارند و کنترل خشونت خانگی از طریق آن میسر است.

اگر برنامه های فرهنگی در دستور کار قرار می گرفت نیازی به این همه امر به معروف و نهی از منکر نبود. اگر صدا و سیما برنامه هائی با ماهیت مخالفت با خشونت ورزی های خانوادگی، تدوین می کرد، بار قوه قضائیه سبک می شد. از خطراتی که زنان را در خانه ها تهدید می کند کاسته می شد.

اینک نه تنها از خطرات خشونت خانگی کاسته نشده، بلکه بر خطرات خشونت خیابانی به بهانه برخورد با زنان کم حجاب افزوده شده است.

مسئولیت این درجه از ظلم نسبت به زنان با کدام نهاد و مقام است؟