صفحه اصلی  »  اسیدپاشی
image_pdfimage_print
آبان
۲۷
۱۳۹۵
جزئیات دعوای عروس و خواهرشوهر که با اسیدپاشی تمام شد
آبان ۲۷ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰

Little girl suffering bullying raises her palm asking to stop the violence
image_pdfimage_print

Photo: airdone/bigstockphoto.com

پوست تیره‌اش از زیر پانسمان‌های قهوه‌ای رنگ تیره‌تر به نظر می‌آید. تمام صورتش را باندپیچی کرده‌اند و صدای نفس‌هایی که با دهان می‌کشد نصفه و نیمه می‌آید. زن جوان در اتاق‌ آی‌سی‌یو بیمارستان مطهری تهران بستری است. دکترها گفته‌اند هنوز معلوم نیست چند درصد از بینایی‌اش را بتواند به دست بیاورد.

به گزارش ایسنا به نقل از «اعتماد»، دو روز پیش صبح (روز دوشنبه) دو زن جوان را در حالی که سر و صورت و بدن‌هایشان سوخته بود به بیمارستان مطهری تهران بردند. نسبت آنها با هم عروس (فاطمه) و خواهرشوهر (مریم) بود. این دو نفر در ساعت‌های اول صبح روز دوشنبه روی صورت همدیگر اسید ریختند و دو نفری سوختند. عروس خودش را با زحمت فراوان به داخل کوچه رساند و همسایه‌ها را خبر کرد و خواهرشوهر چون چشم‌هایش نمی‌دید، داخل خانه ماند. حالا هر دو نفر در بیمارستان بستری هستند. مریم در بیمارستان مطهری بستری است و فاطمه را به علت آسیب‌دیدگی شدید چشم به بیمارستان فارابی برده‌اند. پرستار فاطمه می‌گوید: «دست‌ها و پاهایش سوختگی شدیدی دارند. با وجود درمان‌های زیاد هنوز روند سوختگی در بافت‌های بدنش ادامه دارد.»

خانه‌ای که اسیدپاشی در آن اتفاق افتاده در انتهای یکی از خیابان‌های اصلی افسریه است؛ کوچه‌ای قدیمی که کمتر اثری از ساختمان‌های کهنه در آن دیده می‌شود. حادثه در طبقه اول خانه سه طبقه اتفاق افتاده. هیچ کدام از ساکنان خانه جواب زنگ در خانه را نمی‌دهند. همسایه دیوار به دیوار که مرد جوانی است و کت و شلوار به تن دارد، می‌گوید: «مادرم ناراحتی روحی دارد از دیروز که این زن را جلوی در خانه دیده گریه می‌کند و از اینکه تنها بماند، می‌ترسد. وقتی کوچه شلوغ شد او خودش را رساند بیرون و چهره سوخته زن را دید. من همان موقع از راه رسیدم و او را داخل بردم. اما هنوز می‌ترسد و با خودش حرف می‌زند.»

او درباره همسایه دیوار به دیوارشان می‌گوید: «آنها تازه دو ماه است که به اینجا آمده‌اند. من خیلی نمی‌شناسمشان. اما مرد صبح‌های زود از خانه بیرون می‌رفت و بعدازظهرها برمی‌گشت. زن هم خانه‌دار بود. آنها با هم مشکل خاصی نداشتند. چون هیچ‌وقت صدای دعوا یا جروبحثشان نمی‌آمد. اما شنیده‌ام جروبحث‌شان با خواهرشوهرش (مریم) سر چیزهای خانوادگی بوده است.»

در این بین زن‌های همسایه در پاسخ سوال‌های ما درباره حادثه آدرس کسی را می‌دهند که با زن همسایه ارتباط نزدیک‌تری داشته. او همین که زنگ در خانه را می‌شنود آیفون را برمی‌دارد و حادثه را از همان جا این طور تعریف می‌کند: «ما دیروز توی خانه نشسته بودیم که صدای زن همسایه‌مان را شنیدیم که با لباس توی خانه در حالی که سر، صورت، بدن و پاهایش سوخته بود جلوی در ایستاده و فریاد می‌زد و از همسایه‌ها کمک می‌خواست. او با چشم‌های بسته دست‌هایش را در هوا تکان می‌داد. همسایه کناری‌شان با اورژانس تماس گرفت و همان موقع کلانتری و پلیس از راه رسیدند.»

او درباره خواهر مرد که اسید را روی زن برادرش ریخت، می‌گوید: «مریم تازه نامزد کرده بود و قرار بود خیلی زود ازدواج کند.»

زن اینها را می‌گوید که پسرش گوشی آیفون را از او می‌گیرد و می‌گوید: «مریم اول می‌خواسته زن برادرش را خفه کند. یکی از زن‌های همسایه که برای کمک داخل خانه‌شان رفته بود، می‌گفت یک پارچه سیاه روی تخت بوده که مریم می‌خواسته فاطمه را با آن خفه کند اما نتوانسته تا اینکه عصبانی شده و از آشپزخانه اسید لوله بازکنی را آورده. حجم اسید خیلی زیاد بوده.»

پسر همسایه در بنگاه معاملات ملکی همان منطقه کار می‌کند و می‌گوید: «زن و شوهر دو ماه پیش طبقه اول خانه را در بنگاه ما معامله کردند. مرد از صبح‌های زود سر کار می‌رفت و عصرها برمی‌گشت. زن هم خانه‌دار بود.»

هر کدام از همسایه‌ها که حادثه دیروز را دیده‌اند با دیده‌ها و شنیده‌های خودشان ماجرا را تعریف می‌کنند. اما همه علت ماجرا را یک اختلاف خانوادگی می‌دانند. آنها می‌گویند بعد از حادثه هنوز شوهر فاطمه را ندیده‌اند.

گفته‌های سرپرست داسرای جنایی درباره اسیدپاشی

سرپرست دادسرای جنایی تهران گفت: ساعت ٩ صبح روز دوشنبه در خیابان سی‌ام منطقه افسریه ماجرای یک اسیدپاشی به ماموران کلانتری ١۵۶ افسریه گزارش شد که عروس خانواده‌ای روی خواهر شوهرش اقدام به اسیدپاشی کرده است. فاطمه ٣٠ ساله پس از ماجرای اسیدپاشی به ماموران گفت در خانه عروسمان خوابیده بودم که ناگهان دیدم زن‌برادرم دستش دور گردنم است که با او درگیر شدم که در این لحظه زن جوان اقدام به اسیدپاشی روی من کرد که خودش نیز قربانی اسیدپاشی شد.

قاضی شهریاری در ادامه گفت: هر دو مصدوم این پرونده در بیمارستان مطهری بستری هستد و فاطمه از ناحیه سر و صورت و بدن به‌شدت آسیب‌دیده است. تحقیقات فنی و افشای راز این اسیدپاشی در دستور کار ماموران اداره ١۶ پلیس آگاهی تهران قرار گرفته است.

بنا به این گزارش یکی از زن‌ها که در افسریه تهران مورد اسیدپاشی قرار گرفت در ICU بیمارستان سوختگی شهید مطهری بستری است و دچار ۲۵ درصد سوختگی در ناحیه سر و صورت شده است. این فرد زمان انتقال به بیمارستان به‌شدت حالش وخیم بود ولی اکنون وضعیتش به حالت پایدار رسیده است. زن دیگری که حادثه‌دیده نیز دچار ۳۵ درصد سوختگی شده ولی بیشتر سمت پاهای او دچار مشکل شده که در فهرست عمل قرار گرفته است.

سوختگی ٢۵ درصدی دو زن

رییس بیمارستان مطهری نیز درباره این حادثه گفت: وضعیت یکی از خانم‌ها به دلیل اینکه دچار سوختگی شدید سر و صورت شده وخیم است. یک نفر از این حادثه‌دیدگان نیز دچار ٣۵ درصد سوختگی شده ولی بیشتر سمت پاهای او دچار مشکل شده و پزشکان اقدامات اولیه را همچون تزریق آنتی‌بیوتیک، انجام پانسمان و مایع‌درمانی انجام داده‌اند و این فرد در لیست عمل قرار گرفته است. یک نفر از حادثه‌دیدگان نیز در حال حاضر در ICU بیمارستان سوختگی شهید مطهری بستری بوده و دچار ٢۵ درصد سوختگی در ناحیه سرو صورت شده است. این فرد زمان انتقال به بیمارستان به‌شدت حالش وخیم بوده ولی اکنون با تزریق آنتی‌بیوتیک و انجام اقدامات اولیه وضعیتش به حالت پایدار رسیده است.

ده‌مرده‌ای با بیان اینکه هر دو بیمار توسط چشم‌پزشک مشاوره بینایی شده‌اند، گفت: مشخص نیست که یکی از خانم‌ها که دچار ٢۵ درصد سوختگی شده، بینایی خود را از دست داده یا خیر؛ چرا که اسید حالت خورندگی داشته و می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری را به‌همراه داشته باشد. بر اساس بررسی‌های اولیه و تحقیقات پلیس ظاهرا هر دو فرد حادثه‌دیده با یکدیگر نسبت فامیلی زن برادر و خواهر شوهر داشته‌اند. ولی با این حال اطلاعات متناقض بوده و علت قطعی این حادثه مشخص نشده است.

منبع: ایسنا

آبان
۲۶
۱۳۹۵
اسیدپاشی خانگی این بار نوعی دیگر
آبان ۲۶ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
Photo: Eldar Nurkovic/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Eldar Nurkovic/ Bigstock.com

سرپرست دادسرای جنایی تهران از وقوع یک فقره اسیدپاشی در منطقه افسریه خبر داد.

محمد شهریاری در گفت‌وگو با ایسنا با بیان این مطلب گفت: ساعت ٩صبح ۲۴ آبان در منطقه افسریه، خیابان سی‌ام، خانمی ٢٣ ساله اعلام کرد، زمانی که در منزل زن برادر خود حضور داشته و خواب بوده، مشاهده می‌کند که زن برادر وی در حال خفه کردنش است که پس از بیداری با وی درگیر شده، ولی در این حین زن برادرش اقدام به پاشیدن اسید بر صورتش می‌کند.

وی افزود: هر دو نفر مصدوم و در بیمارستان بستری هستند اما شدت مصدومیت خانمی که مورد اسیدپاشی قرار گرفته، شدید بوده و در ناحیه سر، صورت و بدن است.

شهریاری گفت: تحقیقات در خصوص صحت و سقم و انگیزه اسیدپاشی ادامه دارد.

منبع: ایسنا

آبان
۷
۱۳۹۵
روایت زندگی یک زن که قربانی اسیدپاشی برادران همسرش شد
آبان ۷ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-10-27 05:15:36Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com
image_pdfimage_print

.نمی‌شود لحظه‌ای فراموش کرد چه بلایی سر من و خانواده‌ام آورده‌اند | دولت‌ها به ما کمک نکرده‌اند

زیور پروین،‌ قربانی اسیدپاشی می‌گوید: «کینه‌ای نیستم؛ اما توی دلم احساسی دارم که فراموش نمی‌شود، اگر حکم عادلانه‌ای صادر می‌شد شاید آرام می‌گرفتم.»

روزها می‌گذرد اما ثانیه‌های تلخی که سال ۱۳۹۰ برای زیور پروین تجربه شد، از حافظه‌اش پاک نمی‌شود. زیور، زن جوانی است که سال ۱۳۹۰ در ایلام به همراه دختر ۱۸ ساله‌اش، توسط دو برادر همسرش، مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفت. دختر زیور، یثری نام داشت که تنها ۱۸ روز پس از اسیدپاشی جانش را از دست داد. اما خاطره‌ یثری هنوز که هنوز است با زیور همراه است. حتی حالا که چشم‌هایش نابینا شده، عکس‌های او را همراه دارد و به دیگران نشان می‌دهد: «این دخترم بود؛ یثری».

زیور حالا بینایی‌اش را از دست داده، دخترش را از دست داده، شنوایی‌اش کاهش پیدا کرده و آثار اسید به شدت روی صورتش باقی مانده‌اند. با همه اینها، او هنوز امیدوار است. پسرهایش را دارد و می‌گوید به خاطر آنها هم که شده، زندگی را با تمام قدرت و توانی که دارد ادامه می‌دهد، چون اگر ادامه ندهد، چه کار کند؟

گفت‌وگوی خبرآنلاین را با این قربانی اسیدپاشی که دل پردردی از حمایت نشدن دارد بخوانید؛

چه شد که قربانی اسیدپاشی شدید؟

بعد از آن که همسرم فوت کرد به اصرار خانواده‌اش به منزل برادرشوهر کوچکم رفتم تا در یکی از اتاق‌های خانه او زندگی کنیم. می‌گفتند بعد از مرگ شوهرم نباید تنها بمانم. حتی تهدیدم می‌کردند که یا فرزندانم را از من می‌گیرند یا مجبورم که به عقد برادرشوهر بزرگ متأهل درآیم. برادر شوهر بزرگم مدام به ما سر می‌زد و از من خواستگاری می کرد و من هر بار به او جواب منفی می دادم تا این که یک شب با صدای جیغ دخترم از خواب بیدار شدم و سوزش شدیدی را احساس کردم و فهمیدم چه بلایی سرمان آمده است و آنها با اسید، انتقام جواب منفی خواستگاری را از ما گرفته‌اند.



 بعد از این اتفاق تلخ، چطور با خاطره آن کنار می‌آیید؟

به خوبی آن روزها را به یاد دارم. اصلا نمی‌شود لحظه‌ای فراموش کرد که چه بلایی به سر من و خانواده‌ام آورده‌اند. خیلی‌ها ابراز همدردی می‌کنند اما تجربه ناخوشایند این اتفاق چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را درک کرد. مثل این است که از بلندی به پایین پرت شده باشی. بیدار شوی و ببینی داری می‌سوزی. ما هم چشم داشتیم، سلامتی داشتیم، مثل مردم عادی در حال زندگی بودیم که این بلا سرمان آمد. من در جریان اسیدپاشی، علاوه بر این که نابینا شدم، دخترم را از دست دادم. اما دو فرزند دیگر هم دارم که باید به خاطر آنها به زندگی ادامه بدهم. ما مسئولیت‌هایی داریم که نمی‌توانیم از آنها فرار کنیم. به هر حال زندگی بالا و پایین‌هایی دارد که هرقدر هم سخت باشد، چاره‌ای جز پذیرش آنها نداریم.

پرونده قضایی به کجا رسیده است؟

کینه‌ای نیستم اما توی دلم احساسی دارم که از بین نمی‌رود. من فکر می‌کنم کسانی که این کار را انجام می‌دهند بویی از انسانیت نبرده‌اند. کسی که ذره‌ای اخلاق و انسانیت داشته باشد، حتی در اوج عصبانیت این کار را نمی‌کند. من و خانواده‌ام بیگناه بودیم که این بلا سرمان آمد. حالا هم چیزی که می‌خواهم این است که به درستی مجازات شوند. این نیست که دوست داشته باشم اعدام شوند اما حداقل به مجازات کاری که کرده‌اند برسند. بر اساس حکمی که صادر شده، برادرشوهر بزرگترم به اعدام و ١۵‌سال زندان و دیه محکوم شده و برادرشوهر کوچکتر که مرا به این روز انداخته، تنها ١٠‌ سال زندانی می‌شود. این منصفانه نیست. من با خشونت مخالفم اما این که کسی که مرا به این روز انداخته تنها به چند سال زندان محکوم شود اصلا عادلانه نیست. چرا او نباید قصاص شود؟ چرا نباید بداند من در چه تاریکی‌ای زندگی می‌کنم؟ قانون باید بیشتر از اینها حامی افرادی باشد که مورد اسیدپاشی قرار می‌گیرند. برای بهبود سلامتی‌مان که کاری انجام نشد، دست‌کم برای احقاق حق ما درست اقدام شود. اگر حکم عادلانه‌ای صادر شود شاید کمی آرام بگیریم نه این که ببینیم همه چشمشان را بر وضعیت سخت ما بسته‌اند.

دولت یا نهادهای مختلف از شما حمایت درمانی انجام ندادند؟

ما به خیلی مراکز مراجعه کردیم ولی هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم. دولت هم کمک خاصی به ما نکرده. نمی‌دانم مگر چند مورد اسیدپاشی در کشور رخ می‌دهد که مسئولان نمی‌خواهند هزینه‌های درمانی آن را متقبل شوند؟ انواع جراحی و داروها بسیار سخت برایمان تامین می‌شود. در هر بار عمل جراحی، میلیون‌ها تومان هزینه صرف می‌شود. همین الان من برای جراحی چشم به ۱۵۰ میلیون احتیاج دارم که به آلمان بروم و شاید کمی بینایی یکی از چشم‌هایم را به دست بیاورم اما چطور باید این مبلغ را تامین کنم؟ هیچکس نیست که بگوید شما چطور زندگی‌تان را تامین می‌کنید. به جز کمی کمک مردمی که به دستم رسید، آن هم خیلی جزیی دیگر هیچ حمایتی از من صورت نگرفت. کمتر کسی می‌تواند درد و رنج ما را درک کند، درد ما یک روز و دو روز نیست و تا پایان عمر همراهمان است. هیچ مسئولی به دیدنم نیامد و هیچ‌کس به من کمک نکرد. تا الان هم خودم هرجور بوده زندگی‌ام را جمع و جور کرده‌ام. ولی همیشه در سکوت بوده‌ام و کسی از من حمایت نکرده است. اما کمک مالی مقطعی هیچ فایده‌ای برای ما ندارد. نمی‌شود به این کمک‌ها دل خوش کرد چون یک روز هست و یک روز دیگر نیست. ما احتیاج داریم یک فکر اساسی برای کمک به قربانیان اسیدپاشی انجام شود.

انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی در حال شکل‌گیری است. چقدر امیدوارید این انجمن موثر باشد؟

این کار خیلی دیر در ایران در حال انجام شدن است. هیچکس نبود به ما کمک کند اما حالا خود قربانیان دست به کار شده‌اند و با چند متخصص و حامی، قرار است این انجمن شکل بگیرد. امیدوارم این انجمن بتواند مفید و موثر باشد و نتیجه بگیرد. اینطور که من شنیده‌ام، در کشورهای دیگر هم حمایت‌هایی از طریق انجمن‌ها از افرادی که در وضعیت مشابه ما هستند انجام می‌شود که در روحیه دادن به قربانیان اسیدپاشی بسیار موثر است. معتقدم ما قربانیان اسیدپاشی باید در کنار هم باشیم و با کمک به همدیگر، کسانی را که دست به چنین کارهایی زده‌اند شرمنده و ناامید کنیم.

شما روزهای سختی را پشت سر گذاشته‌اید و حالا در نمایشگاهی شرکت کرده‌اید که شامل آثار هنری قربانیان اسیدپاشی است. با مردم حرف می‌زنید و از مشکلاتتان می‌گویید، درواقع روزهای انزوا را پشت سر گذاشته‌اید. حرفی برای دیگر قربانیان اسیدپاشی دارید؟

من با دیدن معصومه که چند‌سال پیش توسط پدرشوهرش مورد حمله اسیدی قرار گرفت و چشمانش را از دست داد، کمی روحیه گرفتم و معتقدم باید این پیام امید را به دیگران هم برسانیم. به تمام کسانی که این اتفاق برایشان افتاده، به تمام کسانی که به هر دلیلی ناامید هستند یا بیماری صعب‌العلاج دارند می‌گویم جز با مرگ، زندگی پایانی ندارد. تا وقتی زنده‌ایم باید با سختی‌ها مبارزه کنیم و تسلیم نشویم.

منبع: فهیمه حسن‌میری – خبرآنلاین

مهر
۲۹
۱۳۹۵
قربانی اسیدپاشی: قرار بود ازدواج کنیم!
مهر ۲۹ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
Photo: golubovy/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: golubovy/bigstockphoto.com

دختر جوانی که در محله گیشا قربانی اسیدپاشی نامزد جوان و خشمگینش شده بود، صبح دیروز با حضور در دادسرای جنایی تهران زوایای پنهان روز حادثه را فاش کرد. آرزو، دختر ۲۴ ساله‌ای است که ٢٩ شهریور امسال از سوی نامزدش-هومن-دریکی ازخانه‌های گیشا هدف اسیدپاشی قرار گرفت. عامل اسیدپاشی پس ازرساندن نامزدش به یک کلینیک از محل متواری شد.

با گزارش این حادثه به بازپرس محسن مدیر روستا از شعبه ششم دادسرای جنایی تهران، تحقیقات ویژه پلیسی برای دستگیری متهم فراری آغازشد.سرانجام کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران ساعاتی بعد موفق به دستگیری متهم جوان در جنوب پایتخت شدند.
با گذشت حدود یک ماه از حادثه، دختر جوان که هنوز آثار سوختگی روی دست‌هایش دیده می‌شود پس از بهبودی نسبی صبح دیروز درحضور بازپرس جنایی به تشریح جزئیات حادثه پرداخت.او پس ازپایان جلسه بازپرسی در گفت‌و‌گو با خبرنگارحوادث ایران جزئیات حادثه اسیدپاشی را تشریح کرد.

با هومن چگونه و از چه زمانی آشنا شدی؟
سه سالی بود که باهم نامزد کرده بودیم و اگر این اتفاق نمی‌افتاد قرار بود خیلی زود جشن عروسی  برگزار کنیم. اما…
از روزحادثه بگو؟
من از صبح آن روز بیرون بودم و نزدیک ۱۰ شب به خانه هومن رسیدم و بلافاصله خوابیدم اما هومن بیدار بود. او مرتب راه می‌رفت و با خودش حرف می‌زد.من هم بی‌توجه به او خوابیدم، نزدیک صبح بود که با صدای او بیدار شدم و دیدم ظرفی پلاستیکی در دست دارد و مایعی که داخل آن است را تکان می‌دهد.فکر کردم داخل ظرف چای ریخته و با این کار می‌خواهد آن را خنک کند.
یعنی معلوم نبود که داخلش اسید است؟
اصلا، رنگش هم مثل چای بود. برای همین اصلاً نفهمیدم اسید است.
شک نکردی؟
ما وسایل زیادی در خانه نداشتیم. با خودم گفتم شاید استکان‌های چای خوری کثیف است وآنها را داخل ظرف ریخته است.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
بالای سر من مدام ظرف را تکان داد و گفت می‌خواهی این مواد را بریزم روی تو. من هم به تصور اینکه چای داخل ظرف است و تا حالا خنک شده گفتم خب بریز. چند لحظه‌ای طول نکشید که باهم بحثمان شد و من خودم را به داخل حیاط رساندم. از طبقه چهارم به داخل حیاط دید دارد و من همیشه وقتی بحثمان می‌شد خودم را به داخل حیاط می‌رساندم تا همسایه طبقه چهارم با سر و صدای ما بیرون را نگاه کند و هومن نیز دعوا را تمام کند. ولی آن روز اصلاً توجه نکرد و به دعوا ادامه داد و همان‌طور که داخل حیاط بودیم روی من اسید پاشید. بدنم شروع به سوختن کرد. نمی‌دانستم چه شده که ناگهان هومن گفت اسید است و بقیه مایع داخل ظرف را نیز روی من ریخت.
با این حساب چند بار اسید پاشیده؟
بله. الان هم جای سوختگی‌ها را ببینید کاملاً متوجه می‌شوید.آثار سوختگی به صورت پراکنده روی کمر و گردنم هست.
بعد؟
وقتی فهمیدم با اسید سوخته‌ام سعی کردم تا با آب خودم را بشورم و از خانه فرار کنم.اما هومن اجازه نداد و گفت خودش مرا بیمارستان می‌برد.من می‌سوختم و داد و بیداد می‌کردم تا بالاخره همسایه طبقه چهارم رسید. همین که در را باز کردم خودم را به خیابان رساندم و هومن مرا به کلینیک رساند. زمانی که او مقابل کلینیک نگه داشت فوراً از ماشین پیاده شدم و خودم را به کلینیک رساندم اما آنجا بسته بود.
برگشتم به هومن  بگویم کلینیک بسته است که هومن با سرعت فرارکرد.
آن وقت  چه کردی؟
با پای پیاده دنبال درمانگاه بودم و هیچ کس هم مرا سوار ماشین نمی‌کرد. درنهایت آنقدر التماس کردم که یک راننده عبوری سوارم کرد و مرا به بیمارستان لقمان حکیم برد. آنجا هم مرا با آمبولانس به بیمارستان مطهری منتقل کردند.
چرا هومن این کار را کرد؟
نمی دانم. شاید چون شب نتوانسته بود بخوابد و چون من خوابیدم تصورش این بود که به او اهمیت نداده ام.
 همیشه باهم دعوا داشتید؟
دعوا داشتیم اما هرگز تصورش را نمی‌کردم روزی دست به چنین کاری بزند.
اسید را از کجا آورده بود؟
خانه ما قدیمی است و چاهش مدام می‌گیرد. لوله باز کن برای چاه گرفته بودیم که لوله را هم باز نکرد.

منبع: روزنامه ایران

پادکست تحلیل قوانین مربوط به اسیدپاشی در ایران را در خانه امن بشنوید.

مرداد
۲۵
۱۳۹۵
روایت قربانی اسیدپاشی اصفهان از رنج‌هایش و درخواست کمک از روحانی و هاشمی
مرداد ۲۵ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
,
57334490
image_pdfimage_print

سهیلا جورکش قربانی اسیدپاشی اصفهان با اشاره به ناموفق بودن جراحی‌های اخیر چشم خود که در کشور اسپانیا انجام داده، از رئیس‌جمهور و وزیر بهداشت درخواست کمک کرد تا بتواند بینایی خود را مجددا به دست آورد.

جورکش در حالی که وضعیت روحی خوبی نداشت و چندین بار به گریه افتاد، به تشریح آخرین وضعیت درمان چشم خود پرداخت و گفت: در آخرین عملی که انجام دادم بخشی از پوست دهانم را برداشتند و روی چشمم گذاشتند اما متأسفانه این پوست جذب شد. عملم موفقیت‌آمیز نبود و عمل دیگری انجام دادم. این عمل هم موفقیت‌آمیز نبود و بعد از آن دکتر تمپرانو تصمیم گرفت که قرنیه‌ای در چشمم بگذارد. قرنیه فرد مسنی را روی چشمم گذاشتند اما آن هم جذب شد و نگرفت. یک بار از خواب که بیدار شدم، دیدم دوربین از چشمم افتاده و چیزی نمی‌بینم.

وی ادامه داد: نمی‌دانم اشتباه بود یا مشکل دیگری وجود داشت اما به هر حال جذب شد و نگرفت. شرایط سختی را می‌گذرانم. هر روز من به اندازه هزار روز می‌گذرد. در تاریکی مطلق هستم و نمی‌دانم به چه گناهی در سن ۲۸ سالگی باید نابینا باشم و نتوانم چیزی ببینم.

این قربانی اسیدپاشی افزود: نمی‌توانم نابینا باشم. می‌خواهم زیبایی‌ها را ببینم و می‌دانم که موفق می‌شوم. با امید به خدا و ایمانی که دارم می‌دانم دوباره موفق می‌شوم چون خدا امیدم را ناامید نکرده است. شانسی که آوردم، عصب چشمم هنوز سالم است و به طور معجزه‌آسایی نور و حرکت دست‌ها را می‌بینم. دکتر تمپرانو، قرنیه‌ای روی چشمم قرار داده که چشمم را حفظ کند و با تشخیص خودش می‌تواند این عمل را تکرار کند اما نمی‌دانیم چه کار کنیم و در دیار غربت خیلی سردرگم هستیم.

جورکش اظهار کرد: نمی‌دانم همین عمل را تکرار کنم یا نه چون چشم من به خاطر جراحی‌های زیاد آسیب دیده و نمی‌دانم می‌تواند قرنیه را حفظ کند یا نه. سه چهار عمل ناموفق داشته‌ام ولی جلوی چشمم فقط تاریکی است که این مسئله من را خیلی اذیت می‌کند. نمی‌توانم بگویم من و پدر و مادرم چه می‌کشیم. این یک اتفاق غیر منتظره برای ما بود چرا که قرار بود یک عمل ساده انجام دهیم اما این اتفاقات افتاد. در غربت هیچ کس دادرس ما نیست. در اسپانیا، تعطیلات است و بسیاری از ایرانی‌ها و حتی مترجم‌ها رفته‌اند. دکتر هم به درستی به ما نمی‌گوید چه کاری می‌خواهد انجام دهد. فقط می‌گوید تا چشمت تثبیت شود، نمی‌توانم کاری انجام دهم.

وی افزود: نمی‌دانم جای دیگری بروم یا باز چشمم را به دست همین دکتر بسپارم. خیلی سردرگم هستیم. با تمام نامهربانی‌هایی که به من شده، خیلی‌ها از من خواستند مصاحبه کنم ولی این کار را انجام ندادم. دوست داشتم دوستان و نزدیکانم از حالم باخبر شوند چون هیچ کس از حال ما در غربت خبر ندارد. کسی نمی‌داند ما چه می‌کشیم. از مردم التماس دعا دارم چون عصب چشمم هنوز سالم است و امیدوارم با دعای مردم، خدا امیدم را ناامید نکند. می‌خواهم روی پای خودم بایستم و در سن ۲۸ سالگی نابینا نباشم. کاری به هیچ چیز دیگر ندارم. هر کسی هر نامهربانی کرده، خودش جواب پس خواهد داد. هیچ چیز برایم مهم‌تر از این نیست که دوباره سلامتی و بینایی‌ام را به دست بیاورم.

این قربانی اسیدپاشی خاطرنشان کرد: سهیلا جورکش از همه مردم دنیا التماس دعا دارد و می‌گوید من نمی‌توانم نابینا باشم. هر چقدر سختی‌های اسید را تحمل کردم و در این دو سال در تمام بیمارستان‌ها زجرکشیدم ولی نمی‌توانم نابینایی را تحمل کنم. هر کسی که می‌خواهد بداند من چه می‌کشم ۵ دقیقه چشم‌هایش را ببندد. فقط «چرا» و یک علامت سوال برای من می‌ماند.

جورکش گفت: التماس دعا دارم و می‌خواهم تمام عزیرانی را که به من کمک کردند و چشمشان به من است، رو سفید کنم و با سلامتی کامل و با بینایی به وطن عزیزم برگردم. دلم برای دوستانم، عزیزانم و اقوامم تنگ شده است. اینجا به ما سخت می‌گذرد. دعا کنید که تصمیم درست را بگیریم. این در حالی است که پلک چشم من سالم نیست و بسته نمی‌شود و نمی‌دانیم چه کاری انجام دهیم. دعا کنید که بدانیم چه کاری باید انجام دهیم. اگر خدا خواست همین عمل را تکرار کنم، برایم دعا کنید تا بتوانم دوباره بینایی‌ام را به دست بیاورم. محتاج به دعا هستم و هنوز امیدوارم.

وی افزود: هنوز امیدی هست. از دکتر هاشمی وزیر بهداشت و رئیس جمهور عزیزمان تشکر می‌کنم. درخواست دیدن ایشان را دارم. جزو آرزوهای من است که بتوانم بینایی‌ام را به دست بیاورم و رئیس‌جمهور عزیزمان را زیارت کنم. به امید اینکه روزی به جای این نامهربانی و ظلم، انسانیت، صداقت و محبت حرف اول را بزند.

این قربانی اسیدپاشی در پایان، ضمن تقدیر از وزیر بهداشت و رئیس‌جمهور از آنان درخواست کمک کرد.

سهیلا جورکش یکی از قربانیان اسیدپاشی اصفهان در سال ۹۳ بود که از همان روزهای اول وقوع این حادثه، وزیر بهداشت بر بالین او حاضر شد و روند درمانش را پیگیری کرد. آخرین عمل جراحی او پیش از انجام عمل جدید، ۱۴ خرداد امسال بود.

منبع: ایسنا

دی
۸
۱۳۹۴
کافه‌ای که توسط قربانیان اسیدپاشی اداره می‌شود
دی ۸ ۱۳۹۴
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , ,
acid-attack-cafe-MAIN
image_pdfimage_print

ترجمه: میترا پهلوان

در این کافه زنان قربانی علاوه بر پذیرایی از مشتریان با قهوه، داستان زندگی خود را برای آن‌ها بازگو می‌کنند.

تاج محل یکی از عجایب معماری دنیا به شمار می‌رود اما در فاصله کمتر از یک کیلومتر از آن، مکانی دیگر توجه مردم را به خود جلب کرده است؛ این مکان «کافه شروز» نام دارد.

روپا، یکی از پنج زنی که کافه را اداره می‌کند و خود از قربانیان اسیدپاشی است، می‌گوید: «اولین باری که گروهی از توریست‌های هندی، شجاعتم را ستودند از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم، پس از آن ما هر روز مشتری‌هایی داریم که نه فقط برای صرف قهوه بلکه برای هم‌صحبتی با ما به اینجا می‌آیند.»

مشتری‌های کافه همیشه با احساس رضایت از آن خارج می‌شوند و تنها علت آن نوشیدنی‌ها یا دسرهای عالی نیست.

این کافه در سال ۲۰۱۴ در شهر آگرا در ایالت شمالی هند، اوتاپرادش با کمک انجمن «اسیدپاشی را متوقف کنید» تاسیس شد. این انجمن برای توقف خشونت علیه زنان فعالیت می‌کند و کمک‌های مالی خود را با شعار «هر چقدر توان دارید کمک کنید» جمع‌آوری می‌کند. کمک‌های مردمی برای توان‌بخشی به  قربانیان اسیدپاشی در هند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یکی دیگر از گردانندگان کافه چانچال کوماری با ۲۰ سال سن و از قربانیان اسیدپاشی است. او پس از آنکه به درخواست ازدواج مردی پاسخ منفی داد، از سوی او مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفت. او می‌گوید: «مشتریان ما از اقصی نقاط دنیا هستند که در مورد ما در اخبار شنیده‌اند، آن‌ها به اینجا می‌آیند تا ببینند چگونه ما، زنان قربانی اسیدپاشی با زندگی و مشکلات آن کنار آمده‌ایم.»

acid-attack-cafe-INLINE1

روپا، ریتو ساینی، گیتا ماهور و نیتو ماهور به همراه کوماری که دوران ترمیم پس از پنجمین جراحی بازسازی صورت خود را پشت سر می‌گذارد در کافه کار می‌کنند. همه آن‌ها تجربه مشابهی بعد از اسیدپاشی داشته‌اند، چندین سال با درد از دست رفتن صورتشان و ضربه روحی شدید، خود را در خانه حبس کردند. پس از سال‌ها انزوا، آن‌ها با کمپین فیسبوکی «اسیدپاشی را متوقف کنید» آشنا شدند؛ این کمپین در سال ۲۰۱۳ در روز جهانی زن تشکیل شد. این کمپین قربانیان اسیدپاشی را در مراحل پزشکی و قانونی همراهی می‌کند و به آن‌ها کمک می‌کند که ترومای پس از اسیدپاشی را پشت سر بگذارند. این کافه نیز یکی از ابتکارات این کمپین است.

اسیدپاشی یک واقعیت وحشتناک در هند است. بر اساس گزارش مقامات هند سالانه بیش از هزار مورد اسیدپاشی در هند اتفاق می‌افتد و این در حالیست که اکثر موارد اسیدپاشی به علت شرمساری دختر و خانواده‌اش و یا ترس از تکرار اسیدپاشی هرگز گزارش نمی‌شوند.

کمپین ۴۳۰ مورد قربانی اسیدپاشی را شناسایی کرده است که ۳۵۰ مورد از آن در دو سال اخیر اتفاق افتاده است و ۷۰ تن از آن‌ها از خدمات کمپین استفاده کرده‌اند. ۷۰٪ از قربانیان اسیدپاشی زن هستند که بیش از نیمی از آن‌ها توسط مردانی که به خواستگاری‌شان جواب رد داده‌اند مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفته‌اند. یکی از دلایل اصلی برای بالا بودن تعداد اسیدپاشی‌ها، نبود قانون برای خرید اسید است، در هند می‌توان یک لیتر اسید را با قیمت کمتر از ۵۰ سنت خرید.

گیتا ماهور ،۴۲ ساله و دخترش نیتو، ۲۶ ساله، ۲۳ سال پیش توسط همسر گیتا مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفتند. صورت و بینایی آن‌ها دچار آسیب شدید شده است. خواهر یک ساله نیتو بر اثر شدت جراحات از دنیا رفت. گیتا و دخترش پس از این ماجرا به علت نبود هیچ‌گونه حمایت مجبور به ادامه زندگی با همسر و اسیدپاش خود شدند. برای جلوگیری از رنج هر روزه و خشونت بیش‌تر ، کمپین تصمیم گرفت تا منبع درآمدی برای آن‌ها تهیه کند تا آن‌ها بتوانند به تدریج به خانه دیگری نقل مکان کنند.

بنیانگذار انجمن می‌گوید: «وقتی قربانیان اسیدپاشی به علت از دست دادن چهره‌شان از طرف جامعه طرد می‌شوند ضربه روحی شدیدی به آن‌ها وارد می‌شود. آن‌ها نیاز دارند که مردم آن‌ها را درک کنند تا بتوانند اعتماد به نفس خود را بازیابند.»

یکی از هدف‌های انجمن فراهم کردن کلاس‌های آموزشی برای قربانیان در رشته‌های مورد علاقه آن‌هاست. ماهور در کلاس‌های شیرینی‌پزی در هتلی شرکت می‌کند و به زودی شیرینی‌ها و کیک‌هایی را به منوی کافه اضافه می‌کند. نیتو که تقریبا بینایی خود را از دست داده است از طریق یکی از داوطلبان کمپین تعلیم آواز می‌بیند، او دوست دارد از مشتریان با خواندن آواز استقبال کند. او می‌گوید با این کار آن‌ها می‌بینند که ما به خوبی با شرایط کنار آمده‌ایم.

hhhh
ساینی که ۱۹ سال دارد قبل از اسیدپاشی برای تیم ملی والیبال هند بازی می‌کرد. یکی از اقوام او به خاطر اختلاف بر سر املاک خانوادگی به صورت او اسید پاشید. او یک چشم خود را از دست داده است و دیگر قادر به همراهی تیم برای مسابقات نیست و در حال حاضر صندوق‌دار کافه است. او می‌گوید: «بعد از آشنایی من با کمپین زندگی‌ام تغییر کرد. حمایت‌های عاطفی آن‌ها باعث شد که دوباره اعتماد به نفسم را به‌دست بیاورم و بتوانم بدون پوشاندن صورتم از خانه خارج شوم. دیگر اهمیت نمی‌دهم که مردم در مورد صورت من چگونه فکر می‌کنند.»

روپا توسط نامادری‌اش در سن ۱۲ سالگی مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفت. او خیاطی ماهر است و لباس‌هایی که خود طراحی کرده و دوخته در کافه به فروش می‌رود. او می‌گوید کمپین نه تنها به ما کمک می‌کند که زندگی خود را اداره کنیم بلکه این امکان را به‌وجود می‌آورد که داستان زندگی هریک از ما شنیده شود.

یکی از مشتریان کافه می‌گوید: «من هفته‌ای حداقل یک بار به اینجا می‌آیم و فکر می‌کنم اگر اینجا نبود من هیچ‌وقت با واقعیت زندگی قربانیان اسیدپاشی آشنا نمی‌شدم. این واقعا تحسین‌برانگیز است که آن‌ها با وجود موانع زیاد به دنبال تحقق آرزوهای‌شان هستند. من ترجیح می‌دهم که به جای رفتن به مک‌دونالد یا جاهای مشابه به اینجا بیایم چون می‌دانم هزینه آن صرف کار انسان دوستانه‌ای می‌شود.

منبع: takepart

آذر
۱۶
۱۳۹۴
نگاهی به طرح جدید «مقابله با اسیدپاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن»
آذر ۱۶ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
n00000967-b
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه لو- پژوهشگر حقوقی

خانه امن: هر از چند گاهی با انتشار اخبار مربوط به اسیدپاشی اقشار مختلف جامعه واکنش‌هایی به این پدیده نشان می‌دهند اما تاکنون این واکنش‌ها مقطعی بوده و پس از گذشت مدتی از انتشار خبر اسیدپاشی هیجان‌ها فرو نشسته و این مساله تا وقوع یک اسیدپاشی دیگر در جامعه به فراموشی سپرده می‌شود، بدون اینکه اقدامی موثر برای مقابله با این پدیده برداشته شود.

در افزایش پدیده اسیدپاشی در جامعه ایران به نظر می‌رسد اکثریت بر این اعتقاد باشند که قوانین کشور در این مورد ضعف و خلاء جدی دارد و نیازمند اصلاح است. همین اعتقاد باعث شده است که مسئولان امر هم به فکر چاره بیافتند و برای قانون‌گذاری در این مورد اقداماتی را انجام دهند. گرچه به نظر می‌رسد این اقدامات نیز مقطعی است و برای ریشه‌کن کردن اسیدپاشی کافی نباشد. یکی از این اقدامات که به تازگی انجام شده است ارائه طرح «مقابله با اسیدپاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن» است. در این نوشته سعی می‌کنم به این پرسش پاسخ دهم که این طرح در صورت تصویب تا چه میزان می‌تواند با اسیدپاشی مقابله کند و همچنین چه تدابیر حمایتی‌ای برای قزبانیان اسیدپاشی پیش‌بینی کرده است.

سیر قانون‌گذاری

اولین قانون‌گذاری در مورد اسیدپاشی به سال ۱۳۳۷ باز می‌گردد. در این سال مجلس شورای ملی قانونی با عنوان «قانون مربوط به مجازات پاشیدن اسید» را تصویب کرد. این قانون مجازات اعدام را برای اسیدپاشانی که قربانیان آن‌ها به قتل می‌رسیدند پیش‌بینی کرده بود. همچنین بر اساس این قانون در مواردی که پاشیدن اسید موجب مرض دائمی یا از دست رفتن یکی از حواس می‌شد مرتکب به حبس ابد و در مواردی که موجب نقص عضو می‌شد به ۲ تا ۱۰ سال حبس و در سایر موارد به ۲ تا ۵ سال حبس محکوم می‌شد.

با انقلاب سال ۵۷ و تغییر بسیاری از قوانین، اعتبار این قانون نیز مورد شبهه قرار گرفت. قانون مجازات اسلامی، مجازات جنایات عمدی را قصاص اعلام کرد و در برخی موارد علاوه بر قصاص مجازات حبس تعزیری نیز پیش‌بینی شد. بنابراین اسیدپاشی نیز که نوعی جنایت عمدی محسوب می‌شود در شمول اصول کلی جنایات عمدی قرار گرفت و در قالب آن اصول جرم‌انگاری شد. گرچه قانون سال ۱۳۳۷ صراحتا نقض نشد اما بسیاری معتقد بودند که این قانون نسخ شده است با این وجود برخی از قضات برای تعیین مجازات حبس بدان استناد می‌کردند. این وضعیت هم اکنون نیز ادامه دارد.

ایرادات قوانین

واکنش پیش‌بینی شده در قانون مربوط به مجازات پاشیدن اسید گرچه واکنش مناسبی برای اسیدپاشی به نظر می‌رسد، اما این قانون از ضعف بزرگی رنج می‌برد و آن عدم توجه به قربانیان اسیدپاشی است. بدون شک آسیب‌های وارده به قربانی اسیدپاشی با مجازات مرتکب جبران نخواهد شد. بنابراین لازم بود قانون‌گذار تدابیری برای درمان فوری قربانیان پیش‌بینی و محلی برای تامین هزینه‌های درمانی تامین می‌کرد. به عبارتی در این قانون سیاست‌های حمایتی از بزه‌دیده مشاهده نمی‌شود.

قانون مجازات اسلامی نیز نتوانست واکنش و سیاست‌های مناسبی برای مقابله با پدیده اسیدپاشی پیش‌بینی کند. یکی از مهم‌ترین ایرادهای این قانون پیش‌بینی مجازات قصاص برای مرتکبان اسیدپاشی است. مجازات قصاص گذشته از اینکه در کل واکنش مناسبی برای جنایات نیست، به هنگام جنایات بر عضو قابلیت اجرایی ندارد. به همین دلیل مرتکب اسیدپاشی در عمل به پرداخت دیه و در برخی موارد به حبس کوتاه مدت محکوم می‌شود. بنابراین در درجه اول مرتکب متناسب با عمل مجرمانه خود مورد مجازات قرار نمی‌گیرد.

مشکل اساسی دیگر قانون مجازات اسلامی در مورد اسیدپاشی، عدم پیش‌بینی تدابیر حمایتی از قربانی جرم است. با توجه به وضعیت خاص قربانی و نیاز سریع وی به درمان و همچنین هزینه‌های هنگفت درمانی که در بسیاری موارد شرکت‌های بیمه نیز آن‌ها را متقبل نمی‌شوند، فقدان حمایت درمانی از قربانی اسیدپاشی بدون شک اثرات زیان‌بار آن را دوچندان خواهد کرد.

طرح جدید

همین نواقص و خلاء‌های قانونی باعث شد تا عده‌ای از نمایندگان مجلس طرحی را تنظیم کنند و به مجلس ارائه دهند. این طرح با عنوان «مقابله با اسیدپاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن» که در مهرماه امسال تقدیم مجلس شده و هم‌اکنون در کمسیون‌های مجلس در حال بررسی است دو مساله را مورد توجه قرار داده است. یکی مجازات مرتکب اسیدپاشی و دیگری توجه به درمان قربانی اسیدپاشی. در مورد مجازات اسیدپاشی تنظیم‌کنندگان طرح با توجه به این امر که در بسیاری از موارد امکان اجرای قصاص وجود ندارد و از طرف دیگر مجازات جایگزین دیگری نیز در قوانین پیش‌بینی نشده است اقدام به پیش‌بینی مجازات خاصی کرده‌اند.

گرچه مشخص است که نیت و هدف تنظیم‌کنندگان این طرح پر کردن این خلا و مقابله با اسیدپاشی بوده است، به نظر می‌رسد این طرح کار‌شناسانه نبوده و واکنش کیفری پیش‌بینی‌شده در آن واکنش مناسبی نیست. به این توضیح که اولا تنظیم‌کنندگان طرح مجازات محارب را برای اسیدپاشان در نظر گرفته‌اند. مجازات محارب در قانون مجازات اسلامی عبارت است از اعدام، صلب، قطع دست راست و پای چپ و نفی بلد در حالی که در ادامه ماده ۱ طرح، آمده است که این مجازات مانع از اجرای قصاص، تعزیر و دیه نخواهد شد. در نتیجه اگر فردی مرتکب اسیدپاشی شود و به مجازات قصاص محکوم شود، علاوه بر آن قاضی باید او را به مجازات محارب که ممکن است اعدام باشد محکوم کند. این امر به نظر ناعادلانه است و نمی‌تواند واکنشی مناسب برای اسیدپاشی باشد. از طرف دیگر این پیش‌بینی در برخی موارد با اصول حقوقی ایران در تعارض خواهد بود. زیرا به هر حال بر اساس قوانین کیفری ایران مجازات جنایت عمدی قصاص خواهد بود. حال اگر فردی بر اثر اسیدپاشی نقص عضو شده باشد و امکان اجرای قصاص وجود نداشته باشد، منطقی نخواهد بود به دلیل عدم امکان اجرای قصاص مرتکب را به اعدام و یا قصع دست و پا محکوم کرد.

به نظر می‌رسد بهتر است که برای اسیدپاشان مجازات حبس طولانی مدت در نظر گرفته شده و برای جبران خسارت‌های مادی و معنوی فرا‌تر از دیه، تدابیر تسهیل‌کننده‌ای پیش‌بینی می‌شد.

اما گام مثبت این طرح در ماده ۳ است. در این ماده برای تامین فوری هزینه‌های درمانی قربانی، پیش‌بینی شده است که وزارت دادگستری باید این هزینه را متقبل شود. این تدبیر که جنبه حمایتی از بزه‌دیده دارد می‌تواند تا حدودی از نتایج زیان‌بار جرم جلوگیری کند. با توجه به هزینه‌های هنگفت درمانی بزه‌دیدگان اسیدپاشی و نیاز فوری به درمان، متعهد کردن یک ارگان دولتی برای تقبل این هزینه‌ها گامی مثبت و مفید تلقی می‌شود و می‌تواند قسمتی از خسارات وارده بر آن‌ها را جبران کند. هرچند کمسیون برنامه و بودجه این ماده را از این جهت که بار مالی بر عهده دولت می‌گذارد نپذیرفته است اما در صورت تصویب نهایی انتظار می‌رود قربانیان اسیدپاشی دیگر با مشکلات درمانی مواجه نشوند. گرچه بهتر بود این ماده صراحتا ذکر می‌کرد که در صورت نیاز به درمان در خارج از کشور، دولت متولی و عهده‌دار درمان قربانی در خارج از کشور نیز باشد.

لزوم پیشگیری

در پایان لازم است ذکر شود که گرچه ورود حقوق کیفری و پیش‌بینی واکنش جزایی نسبت به جرم اسیدپاشی امری لازم و ضروری است، اما باید توجه داشت حقوق کیفری به تنهایی قادر نخواهد بود از پدیده اسیدپاشی جلوگیری و با آن مقابله کند. مسئولان لازم است تدابیر آموزشی، فرهنگی و حقوقی را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار دهند و برای خشونت‌زدایی از رفتار افراد جامعه تدابیر عمیق‌تری بیاندیشند. به عبارتی مهم‌ترین اقدامی که لازم است برای مبارزه با اسیدپاشی صورت گیرد، پیشگیری از وقوع چنین پدیده‌ای است. بدون وجود سیاست‌های پیشگیرانه، بدون شک اقدامات کیفری برای مقابله با اسیدپاشی راه به جایی نخواهند برد.

آذر
۱۳
۱۳۹۴
نگاهی به اخبار خشونت علیه زنان در سال ۹۴
آذر ۱۳ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , , ,
11667419_780592895392902_2764202821664208024_n
image_pdfimage_print

تنظیم: مریم رحمانی

بیدارزنی: خشونت علیه زنان به اشکال گوناگونی در ایران رخ می‌دهد؛ از آزارهای خیابانی و خشونت‌های خانوادگی گرفته تا شکل‌های قانونی و ساختاری‌تری از آن مانند گشت ارشاد. خشونت‌های خیابانی علیه زنان به‌شدت افزایش‌یافته است به‌طوری‌که مسئولان نیز بر این مسئله صحه گذاشته‌اند. از دیگر سو آمار رسمی‌ای از خشونت‌های خانوادگی علیه زنان وجود ندارد. تنها منابعی که در دسترس هستند گزارش‌هایی است که در رسانه‌ها منتشرشده و بسیاری از شکل‌های خشونت کلامی یا اقتصادی علیه زنان در خانواده مغفول مانده است. در ادامه گزارشی از وقایعی که در برخی جراید و سایت‌های خبری از خشونت‌های اعمال‌شده برزنان منتشر شده است، ارائه می شود.

خشونت‌های قانونی علیه زنان

در ایران علاوه بر خشونت‌هایی که ممکن است در خانواده و جامعه علیه زنان رخ دهد خشونت‌های قانونی هم دامن‌گیر زنان است به‌طور مثال نمایندگان مجلس ایران در نشست علنی یکشنبه ۵ مهر (۲۷ سپتامبر) با ۸۴ رأی مخالف، ۷۴ رأی موافق و ۱۲ رأی ممتنع با کلیات طرح اعطای تابعیت به فرزندان مادران ایرانی مخالفت کردند.

نمایندگان مخالف طرح می‌گفتند که تصویب آن مهاجرت غیرقانونی به ایران را تشویق می‌کند، به مخاطرات مرزی و اختلافات قومی، مذهبی و نژادی دامن می‌زند و به یک عمل غیرقانونی مشروعیت می‌دهد.

1

نماینده وزارت کشور ایران هم با این طرح مخالفت کرد و گفت که تصویب آن باعث تشویق مهاجرت به ایران می‌شود و برای دولت بار مالی زیادی دارد.

مخالفان طرح می‌گفتند که در ماده ۹۷۶ قانون مدنی در مورد مشکلات فرزندان مادران ایرانی چاره‌اندیشی شده است.

بند پنجم این ماده می‌گوید کسانی که از پدر خارجی در ایران به دنیا آمده اند، اگر پس از هجده‌سالگی یک سال تمام در ایران اقامت کنند می‌توانند تابعیت ایرانی بگیرند. اما موافقان طرح می‌گفتند که صدها هزار نفر بدون داشتن تابعیت ایران در این کشور زندگی می‌کنند و از امکاناتی مانند تحصیل محروم هستند که باید تکلیف آن‌ها را هرچه زودتر مشخص کرد.

بر اساس بند ۲ ماده ۹۷۶: «کسانی که پدر آن‌ها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارجه متولدشده باشند» تبعه ایران محسوب می‌شوند. این ماده مادران ایرانی را ندیده گرفته است. به دلیل مشکلات ناشی از تفاسیر مختلف قانون در خصوص فرزندان متولد از مادر ایرانی و پدر خارجی، به گفته هدی عمید وکیل در این خصوص ماده‌واحده‌ای در سال ۱۳۸۵ تصویب شد که می‌گوید فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی که در ایران متولد شد باشند می‌توانند بعد از رسیدن به سن هجده سال تمام تقاضای تابعیت ایرانی کنند. نکته عجیب و نامعقول ماجرا اینجاست که درواقع با تصویب این ماده واحده، قانون‌گذار ایرانی برای مادر خارجی که طفلی در ایران به دنیا آورده (درصورتی‌که پدر طفل، خارجی باشد) به‌صرف تولد یکی از والدین در ایران، قائل به اعطای تابعیت تولدی برای طفل است، حال‌آنکه برای طفل حاصل از مادر ایرانی که رابطه بسیار بیشتری غیر از تولد در ایران دارد، چنین حقی را نپذیرفته است.

سامانه‌ای برای دستگیری زنان!

همچنین یکشنبه ۲۴ آبان معاون اجتماعی ناجا تصریح کرد: بر اساس مواد ۶۳۸ و ۶۳۹ مجازات اسلامی، ضابط قضائی می‌تواند کسانی را که عفت عمومی را رعایت نمی‌کنند و مبادرت به کشف حجاب می‌کنند را جریمه کرده و با آن‌ها برخورد کند.

سردار منتظرالمهدی از ایجاد سامانه ثبت تخلفات در این زمینه خبر داد و افزود: این سامانه در اختیار برخی از مسئولان لشگری و کشوری و مأموران نامحسوس در سطح کشور قرارگرفته است تا درصورتی‌که رانندگان خاطی مشاهده شدند کسانی که در خودروی خود کشف حجاب کردند شماره آن‌ها ارسال و پلیس امنیت آن‌ها را احضار می‌کند. کمترین جریمه‌ای که برای آن‌ها در نظر گرفته می‌شود ممنوع الخدمات شدن است. پلیس راهور و امنیت اخلاقی نیز اگر با خودرویی که دارای شرایط اعلام‌شده است برخورد کنند می‌توانند خودرو را به پارکینگ منتقل کرده و بررسی‌های لازم را انجام دهند. پلیس راهور با توجه به حکمی که از دادستانی گرفته است اجازه دارد به محض مشاهده خودروهای خاطی آن‌ها را به پارکینگ منتقل کند خودرو به مدت یک هفته در پارکینگ متوقف می‌شود. برخی نیز جریمه نقدی می‌شوند و برخی دیگر نیز تحویل مراجع قضائی داده می‌شوند همچنین با مصادیق بدحجابی برخورد مقتضی می‌شود.

گشت-ارشاد

این در حالی است که نماینده معاونت راهبردی قوه قضائیه از افزایش ۲ برابری مزاحمت برای زنان در ایران خبر داده است. به نقل از آفتاب قنبر نژاد او گفته براساس آمار ناجا شاهد افزایش ۹۸ درصدی و دو برابر شدن مزاحمت‌های خیابانی برای زنان هستیم. اما به نظر می‌رسد نیروی انتظامی به‌جای امن کردن فضای عمومی برای زنان به ایجاد سامانه ثبت کشف حجاب در خودرو خبر اقدام کرده است.

طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده

یکی دیگر از قوانینی که خشونت ساختاری علیه زنان را دامن می‌زند طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده است که کلیات آن آبان ماه سال جاری در مجلس به تصویب رسید. طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده دارای ۵۵ ماده است که پس از تصویب کلیات آن با اختیار هیئت‌رئیسه مجلس به منظور بررسی بیشتر به کمیسیون فرهنگی مجلس ارجاع شد تا با تشکیل کارگروهی در این کمیسیون، بررسی بیشتری روی آن صورت گیرد.

مطابق ماده ٩ کلیات طرح جمعیت و تعالی خانواده، در کلیه بخش‌های دولتی و غیردولتی، اولویت استخدام به ترتیب با مردان دارای فرزند و سپس مردان متأهل فاقد فرزند و سپس زنان دارای فرزند است. همچنین پنج سال پس از تاریخ لازم‌الاجرا شدن این قانون، جذب افراد مجرد به عضویت هیئت علمی در تمامی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی دولتی و غیردولتی و معلمان مدارس در مقاطع مختلف تحصیلی، ممنوع است. تنها در صورت نبودن متقاضی متأهل واجد شرایط با تأیید بالاترین مقام دستگاه، جذب افراد مجرد بلامانع خواهد بود.

از دیگر سو طبق تبصره ۱ ماده ۲۷ این طرح، ساعت کار مادران دارای فرزند زیر ۵ سال با میزان ۱۰ درصد و در صورت رعایت فاصله‌گذاری مناسب بین فرزندان به ازای هر فرزند ۲۰ درصد و حداکثر تا سقف ۶۰ درصد کاهش می‌یابد. این تبصره این نگرانی را به وجود می‌آورد که زنان دارای این وضعیت کار خود را به طور کلی از دست بدهند.

فصل سوم این طرح به کاهش طلاق اختصاص دارد و برای رسیدن به این منظور راهکارهایی در نظر گرفته که می‌تواند فرایند طولانی طلاق گرفتن زنان را کشدار تر کرده و همچنین تعداد زیاد وکلای زن زیر ۴۰ سال را نیز از کار کردن بازدارد چراکه طبق ماده ۱۶ کانون وکلای دادگستری و مرکز امور مشاوران قوه قضائیه مکلف‌اند برای صدور مجوز وکالت دعاوی خانوادگی به وکلا، شرط تاهل، داشتن حداقل ۴۰ سال سن و نیز ۵ سال سابقه وکالت یا شغل قضایی در حوزه حقوق خانواده و یا گذراندن آموزش‌های خاص و مطلوب قوه قضائیه به منظور کمک به اولویت صلح و سازش در دعاوی طلاق را اعمال نمایند.

در فصل چهارم که به فرزند آوری اختصاص دارد طبق ماده ۲۴ مدت مرخصی شیردهی برای کارکنان زن در دستگاه‌های اجرایی، بخش‌های غیر دولتی و مشمولین قانون کار از هنگام تولد کودک به مدت ۹ ماه تمام با پرداخت حقوق و فوق‌العاده‌های مربوطه می‌باشد. این ماده نیز سبب می‌شود کارفرمایان کمتر زنان را استخدام کنند یا در صورت بارداری به‌جای رفتن به مرخصی کلا کارشان را از دست بدهند.

به علاوه طبق ماده ۱۹ کانون وکلای دادگستری و مرکز امور مشاوران قوه قضائیه مکلف‌اند تعرفه دعاوی طلاق را به گوشه‌ای اصلاح و تعیین نمایند که تلاش وکلا و قضات برای برقراری صلح بین زوجین اولی تر از طلاق باشد. همچنین در تبصره ۱ آن آمده است در هر مرحله‌ای که پرونده‌های خانواده منجر به صلح و سازش شود. وکیل استحقاق دریافت تمامی حق‌الوکاله تا آخرین مراحل رسیدگی را خواهد داشت. همچنین درتبصره ۲ ذکرشده بر اساس تعداد پرونده‌های مختومه منجر به صلح و سازش امتیاز در پرونده ارزیابی عملکرد وکیل ثبت و به نحو مقتضی برای ترفیه و ارتقای شغلی آنان منظور خواهد شد.

این ماده و تبصره‌هایی آن به‌نوعی نوشته‌شده است که بیم آن می‌رود که زنان سخت‌تر از گذشته بتوانند طلاق بگیرند و برای کاهش طلاق به‌نوعی پای منافع وکلا را نیز وسط کشیده است و به این هم قانع نشده بلکه در ماده ۲۵ نیز قوه قضائیه مکلف است در پرونده‌های طلاقی که منجر به صلح بین زوجین می شود برای قضات آن پرونده‌ها کارانه ویژه پرداخت نماید

ایجاد محدودیت برای زنان شاغل

کاهش ساعات کار کردن زنان از دیگر خشونت‌های است که مجلس علیه زنان در دستور کار خود قرار داده است. محمد اسماعیل سعیدی، عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس ۲۸ اردیبهشت از تنظیم طرحی از سوی نمایندگان مجلس خبر داد که کارفرمایان را موظف می‌کند ساعات کاری زنان را به ۳۶ ساعت در هفته محدود کنند. او اهمیت زندگی خانوادگی برای زنان را مهم‌ترین دلیل نمایندگان برای تنظیم این طرح دانسته و تصریح کرده: بانوان شاغل باید فرصت کافی برای زندگی شخصی و در کنار فرزندان و همسر بودن را داشته باشند.

اشتغال-زنان

او در این زمینه گفت: «در حال حاضر طرح به‌طور کامل تصویب‌شده و به امضای ۵۰ نفر از نمایندگان مجلس رسیده است و در نوبت طرح در صحن علنی مجلس قرار دارد.»

این طرح می‌تواند از یک‌سو به پایین آمدن حقوق زنان شاغل منجر شود و از آن‌هم زیان‌بارتر به عدم تمایل مدیران به جذب و استخدام زنان. نمایندگانی که این طرح را تصویب کرده‌اند هیچ تضمینی برای تأمین همین ۳۶ ساعت و آینده شغلی زنان ارائه نمی‌دهند.

تعطیلی خوابگاه دختران به دلیل عقاید آنان!

تعطیلی خوابگاه دختران نیز یکی دیگر از خشونت‌هایی است که علیه زنان دانشجو رخ‌داده است به‌طور مثال قاسم جان‌بابایی در نشست مشترک اولیای دانشجویان دانشگاه پیامبر اعظم (ص) با مسئولان این دانشگاه، گفت: «اعتقادات دانشجویان یکی از معضلات ما است، اگر در این دوره به مسائل اعتقادی توجه نشود، ممکن است تفکرات آن‌ها نسبت به مقدسات تغییر کند یا مورد تردید واقع شود.»

وی افزود: «سرعت فکر و عمل دانشجویان امروز بسیار بهتر از دانشجویان دیروز است اما خطراتی که امروز دانشجویان ما را تهدید می‌کند، بسیار پیچیده‌تر از گذشته است و بعضاً دانشجویان را از درس خواندن دور می‌کند.» رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران تصریح کرد: «کیفیت درس و تحصیل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی برای ما قابل قبول نیست و نیاز به هدایت و حساسیت بیشتر دانشگاه با همکاری اولیا دارد.»

جان‌بابایی بابیان اینکه ناپایداری خانواده یکی از مشکلات جامعه است، اضافه کرده است: «حساسیت و مدیریت در روابط دختر و پسر در دانشگاه نیز مورد توجه است، خانواده‌ها باید متوجه کیفیت حضور فرزندان خود در دانشگاه و خوابگاه باشند.»

وی بابیان اینکه محجوب بودنی که در نگاه فرزند و خانواده باید وجود داشته باشد، نباید مخدوش شود، ادامه داد: «حجاب‌ها و حیاها نباید از بین برود، آن شرم و حیایی که زبانزد فرهنگ ایرانی و شیعی و اصالت ما است نباید مورد خدشه قرار بگیرد.»

این مسئول با اشاره به گذشت هفته خوابگاه‌ها، خاطرنشان کرد: «در بحث خوابگاهی تصمیم داریم که ۱۰ هزار مترمربع از فضای دانشگاه را در پردیس پیامبر اعظم (ص) به ساخت خوابگاه ویژه دختران اختصاص دهیم و تمام خوابگاه‌های سطح شهر نیز در آینده‌ای نزدیک جمع می‌شوند.»

جان‌بابایی بابیان اینکه اعتبار ساخت خوابگاه نیز تا حدودی تأمین‌شده است و مشکلی در این پروژه وجود ندارد، تصریح کرد: «دانشگاه علوم پزشکی در حوزه آموزشی و امتحانات هیچ انعطاف‌پذیری و تعارفی با دانشجویان ندارد، در این زمینه سخت‌گیری و حساسیت لازم انجام می‌شود.»

ازدواج کودکان؛ خشونتی آشکار علیه دختران

از دیگر اشکال خشونت علیه زنان می‌شود به زود شوهر دادن دختران اشاره کرد. گاهی دلایل این ازدواج فقر مادی خانواده هاست اما نباید از ابزارهای تبلیغاتی رسمی هم غافل بود. برنامه‌هایی که در آن به ازدواج زودتر دختران اشاره می‌شود و سن مناسب ازدواج برای دختران را تا ۱۸ سال توصیه می‌کنند از این دست خشونت هاست. به گفته جهان صنعت آمار ۲۰ هزار نفری ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله‌ در سال ۹۳ به ۴۰ هزار و ۴۰۴ نفر رسیده است. علاوه بر این آمار ازدواج کودکان زیر ۱۴ سال‌ از ۱۰ سال پیش پنهان‌شده است و بر اساس آماری که مشاور و دبیر شورای عالی برنامه‌ریزی راهبردی سازمان تامین اجتماعی عنوان کرده است، نسبت طلاق کودکان به ازدواج آن‌ها در ۱۰ سال اخیر دو برابر شده است به‌طوری‌که هر سال ۱۱۰۰ کودک دختر ۱۴-۱۰ ساله مطلقه می‌شود.

گزارش-تصویری-از-زندگی-کوچک-ترین-پدر-ایرانی-7-480x295

یزدانی فعال حقوق کودکان در این باره گفته است با نگاهی به آمار رسمی سال ۸۵ تا شش ماه اول سال ۹۴، ۹۴۰ هزار کودک ازدواج‌کرده در آمار سال ۸۵ ثبت‌شده است که ۸۹۰ هزار نفر آنان دختر بودند. از آن سال به بعد گفتند آمار ازدواج کودکان کم شده اما افزایش پیداکرده چرا‌که ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ سال ۲۰ هزار نفر بود که در سال ۹۳ به ۴۰ هزار و ۴۰۴ نفر رسید.

او افزود: در سال‌های ۹۰-۸۶ سالی ۳۵۰ کودک زیر ۱۰ سال بر اساس «تشخیص مصلحت» ازدواج‌کرده‌اند، جالب است که در بخشی از این ازدواج‌ها مردان ۷۰ ساله نیز وجود دارند که با دختر زیر ۱۰ سال ازدواج‌کرده‌اند. این روند برای دختران افزایشی بوده است به‌طوری‌که ازدواج ۲۰ هزار دختر کودک در شش ماه اول امسال ثبت‌شده است و می‌توان پیش‌بینی کرد تا آخر سال به ۴۰ هزار نفر برسد.

تلاش برای حذف زنان از عرصه موسیقی

اعمال محدودیت‌ها برای تک‌خوانی زنان از سوی مراجع ذی‌ربط و بی ربط و گروه های خودسر! در سال ۹۴ مانند گذشته ادامه دارد. بر پایه گزارشات رسیده به آژانس خبررسانی کُردپا، یلدا عباسی که به دعوت رسمی مسئولان جشنواره ملی فرهنگ و هنر اقوام ایران به سنندج رفته بود، پس از قطع صدای وی به هنگام اجرا، علی‌رغم اصرار مدیر جشنواره، سالن جشنواره را ترک و به هتل محل اقامتش بازگشت. این خواننده جوان اهل شهرستان شیروان در استان خراسان شمالی، همچنین از دریافت لوح تقدیر جشنواره خودداری کرد.

یلدا عباسی در این باره به آژانس کردپا گفته است: من تنها به احترام حاضرین در جشنواره، در میانه اجرا سالن را ترک نکردم، زیرا بسیاری از آن‌ها به عشق من آمده بودند و من هم نمی‌توانستم آن‌ها را نادیده بگیرم.

همچنین ۲۳ آبان ماه علی جنتی٬ وزیر ارشاد در دیدار با حسین وحید خراسانی در دیدار از مراجع تقلید قم گفته «هیچ مجوزی به تک‌خوانی زنان داده نخواهد شد و جلو چاپ رمان‌های مبتذل و تفرقه‌انگیز گرفته‌شده است.»

جنتی در دیدار با وحید خراسانی گفته «وظیفه ما در این وزارتخانه این است که توسعه فرهنگ ناب و اسلامی سرلوحه کارهای خود قرار دهیم که مورد تایید رهبر معظم انقلاب اسلامی است.»

تجاوزبه زنان

تجاوز یکی از اشکال عریان خشونت علیه زنان است که آمار دقیقی از آن درایران نداریم اما نگاهی به صفحات حوادث روزنامه‌ها یا سایت‌های خبری نشان می دهد ناامنی علیه زنان در جامعه در حال افزایش است و این خشونت‌ها به شکل فردی یا گروهی علیه زنان اعمال می‌شود. در ادامه به تعدادی از اخباری که در مورد تجاوز به زنان منتشرشده است نگاهی می اندازیم

ربودن ۱۷ زن توسط دو مرد

به گزارش ایران دو دوست که به شکار زنان مسافر می‌پرداختند در جلسه تحقیق انگشت اتهام را به‌سوی یکدیگر گرفتند.

از اوایل سال جاری وقتی زن جوانی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران پرده از سرنوشت شوم خود برداشت، تیمی از اداره ۱۶ پلیس آگاهی تحت نظر بازپرس مدیر روستا از شعبه ۶ دادسرا برای دستگیری مردان وارد عمل شدند.

این زن در بازجویی‌ها گفت: ساعت ۱۰ شب گذشته از محل کار خود واقع در میدان هفت‌تیر خارج شدم و برای رفتن به سیدخندان سوار خودروی تیره‌رنگی شدم که تنها یک مسافر داشت و راننده هم پسر جوانی بود. هنوز چند قدمی نرفته بودیم که ناگهان راننده تغییر مسیر داد و وقتی من اعتراض کردم و خواستم خودرو را متوقف کنم مرد جوان دیگری که تصور می‌کردم مسافر است از صندلی جلو خودش را به صندلی عقب رساند و در حالی که گردنم را بشدت فشار می‌داد به‌گونه‌ای که مرگ را جلوی چشمانم می‌دیدم فریاد زنان خواست سکوت کنم و کمک نخواهم. چاره‌ای جز تسلیم نداشتم. خودرو به سمت اتوبان همت تغییر مسیر داد و همزمان جوان خشن پس از کتک زدن من خواست تا در برابر نیت شومش مقاومت نکنم. وی افزود: با گریه و التماس خواهش کردم تا دست از سرم بردارند اما آن‌ها بی‌اعتنا بودند.

در همان حال حرکت خودرو، مرد به سمت من حمله‌ور شد در حالی که باز گریه می‌کردم در گوشه خلوت و تاریکی من را از خودرو به بیرون پرتاب کردند و گریختند. در حالی که مأموران پلیس به تحقیق برای ردیابی این دو مرد دست‌زده بودند بازپرس جنایی با سناریوی مشابه دیگری مواجه شد که در آن زنان و دخترانی با سوارشدن به همین ماشین دچار سرنوشت تلخی شده بودند.

مأموران اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران وقتی با جرایم سریالی سیاه روبه‌رو شدند با اقدامات اطلاعاتی و پلیسی توانستند ماشین مزبور را شناسایی کنند که متعلق به مرد سن و سال داری بود که مشخصاتش با دو سرنشین جوان همخوانی نداشت. در جریان تحقیقات پلیسی و قضایی مشخص شد که بیشتر اوقات خودروی تیره رنگ در اختیار پسر ۲۵ ساله خانواده به نام فرهاد است که بارها به خاطر سرقت و مواد مخدر به زندان افتاده است. مأموران بلافاصله فرهاد را در روز هفتم تیرماه در غرب تهران بازداشت کردند.

این پسر ابتدا ادعای بی‌گناهی کرد اما وقتی در برابر دو زن جوان قرار گرفت سربه‌زیر انداخت و جرم سیاه خود را به گردن گرفت و مشخص شد. وی به همراه دوستش سعید ۲۱ ساله سوار بر خودروی پدرش با پرسه‌زنی در اوایل شب و در تاریکی هوا زنان مسافر را سوار کرده و آنان را پس از تهدید به قتل تسلیم خواسته‌های شوم خود قرار می‌دادند. با این افشاگری تلخ خیلی زود سعید نیز دستگیر شد. وی نیز پذیرفت در اقدامات سیاه دوستش وی را همراهی کرده است.

سرانجام این دو مرد به ربودن ۱۷ زن و دختر در پایتخت اعتراف کردند و گفتند که ۸ نفر از آنان را تسلیم خواسته‌های شوم خودکرده‌اند.

 همچنین ربودن دختری با خودروی کرایه‌ای خبر دیگری بود که منتشر شد. ۲۷ شهریور نیز دختر ۳۵ ساله‌ای نزد مأموران پلیس پایتخت رفت و از پسر جوانی به اتهام آدم‌ربایی شکایت کرد. به گزارش خبرانلاین این زن گفت: صبح از خانه‌ام در غرب تهران بیرون آمدم تا به محل کارم بروم. منتظر تاکسی بودم که یک خودروی سانتافه مقابلم توقف کرد و راننده خواست سوار ماشینش شوم اما من با عصبانیت از او خواستم که برایم مزاحمت ایجاد نکند. با این حال راننده دست‌بردار نبود تا اینکه بعد از چند دقیقه از ماشین پیاده شد و با زور و تهدید چاقو مرا سوار ماشینش کرد. در بین راه با التماس از او خواستم که رهایم کند اما او مرتب با چاقو تهدیدم می‌کرد که اگر سکوت نکنم مرا می‌کشد.

وی ادامه داد: در بین راه او حتی با یک خودروی پراید هم تصادف کرد و بااینکه خسارت سنگینی به خودروی پراید وارد شد، از صحنه تصادف فرار کرد. این مرد در ادامه به سمت حاشیه تهران تغییر مسیر داد و پس از توقف در محلی خلوت، با تهدید چاقو مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. با این شکایت تیمی از مأموران اداره ۱۶ پلیس آگاهی تحقیقات خود را در این زمینه شروع کردند. همزمان همان راننده پرایدی که با جوان سانتافه‌سوار تصادف کرده بود به طرح شکایت پرداخت و سرنخ مهمی را در اختیار پلیس قرار داد.

وی گفت: پس از تصادف، راننده سانتافه که سراسیمه بود پا به فرار گذاشت اما توانستم شماره پلاک ماشین او را یادداشت کنم. ماموران به بررسی شماره پلاک سانتافه پرداختند و دریافتند که چند روز قبل جوانی این خودرو را از یک مؤسسه کرایه کرده بود. مأموران با این سرنخ موفق شدند متهم پرونده را شناسایی و او را دستگیر کنند.

از دیگر خبرهای منتشرشده خبر تجاوز به دختری در مشهد است. به گزارش خبرآنلاین اوایل آبان در مشهد ماه دختری که حال مساعدی نداشت برای آن‌که خودش را به منزل برساند به کمک یکی از دوستانش از میدان جهاد پرایدی را به صورت دربست کرایه کرد تا با آن به بولوار پیروزی برود. هنوز خودرو به میدان صداوسیما نرسیده بود که دریک لحظه راننده پراید درهای خودرو را قفل کرد و در حالی که بر سرعتش به طرز وحشتناکی افزود از مسیر منحرف شد و به سمت کوهسنگی تغییر مسیر داد.

دختر جوان که متوجه ماجرا شد برای آن‌که خود را از دست مرد شیاد نجات دهد نقشه‌ای را که یک لحظه به ذهنش رسید اجرا و رو به راننده کرد و بدون آن‌که ازاین اقدام راننده خودش را مضطرب نشان دهد گفت گوشه مانتو و شالم لای در گیرکرده و این امر ناراحتم کرده است.

راننده که تصور نمی‌کرد این نقشه برای فرار باشد قفل درها را باز کرد و دختر جوان، در حالی که خودرو همچنان در حال حرکت بود همزمان با باز کردن در خود را به بیرون پرت کرد. دختر جوان براثر ضربه بی‌هوش روی زمین افتاد و راننده متواری شد

در ادامه دختر جوان که از ناحیه دست و پا دچار جراحاتی شده بود با کمک زن‌وشوهری جوان که شاهد ماجرا بودند به بیمارستان منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت.

همچنین شرق نیز خبری از تجاوز به دختر جوانی داد که خواستگار او بوده است. این زن به ماموران گفته است: «پسری که به من تعرض کرده جوانی است که به من ابراز علاقه کرده و خواستار ازدواج با من بود، وقتی از من جواب منفی شنید مرا مورد آزار قرار داد».

به گزارش شرق این دختر گفت: «ما مدتی با هم ارتباط داشتیم و آرش خیلی به من ابراز علاقه می‌کرد اما بعد از مدتی دیگر به من توجه نمی‌کرد و یک روز مدعی‌ شد به او خیانت کرده‌ام به همین خاطر هم به من تجاوز کرد و گفت این کار را کردم که یادت باشد دیگر خیانت نکنی، حالا از او شکایت دارم و این جوان باید مجازات شود».

آرش به پلیس گفت: مدت‌ها بود که با این دختر دوست بودم و واقعا عاشقش شده‌ بودم. تا اینکه یک روز وقتی با دوستم کیان بیرون رفته‌ بودم متوجه واقعیتی تلخ شدم. ما سوار ماشین بودیم ماشین را من از پدرم گرفته بودم تا با کیان دوری بزنیم. تمام مدت کیان داشت با تلفن صحبت می‌کرد معلوم بود یک دوست معمولی پشت ‌خط نیست و یک رابطه عاشقانه بین کیان و کسی که پشت خط است برقرارشده و وقتی از او پرسیدم با چه کسی صحبت می‌کنی نام دختری را آورد که من با او دوست بودم، خیلی تعجب کردم. اصلا نمی‌خواستم باور کنم به من خیانت شده ‌است از کیان همه مشخصات دختر را پرسیدم و وقتی مشخص شد واقعا به من خیانت شده، به دوستم گفتم من عاشق این دختر بودم و با خانواده‌ام صحبت کرده‌ بودم که به خواستگاری‌اش برویم حالا که این‌طور ناجوانمردانه با من رفتار کرد دیگر با او ارتباطی ندارم و خودم را کنار می‌کشم و دیگر نمی‌خواهم او را ببینم. کیان موضوع را به این دختر گفته ‌بود. او وقتی با من تماس گرفت، گفتم برایم دیگر ارزشی ندارد و نمی‌خواهم با او ازدواج کنم، همین هم باعث شد از من شکایت کند.

دختر جوان نیز دراین‌باره گفت: «آرش بارها من را موردتعرض قرار داد و بعد هم به من گفت اگر سکوت کنی با تو ازدواج می‌کنم اما حالا می‌گوید تو خیانت کردی. من از او شکایت دارم». هیئت قضائی شعبه چهارم دادگاه کیفری شماره یک استان تهران با صدور قرار بازداشت برای آرش، تحقیقات خود را دراین‌باره ادامه می‌دهد.

زورگیری و تجاوز به بهانه خواستگاری

از دیگر سو خبر آنلاین به نقل از روزنامه ایران هم نوشت روز هجدهم شهریورماه سال جاری زنی نزد مأموران کلانتری ۱۵۱ یافت‌آباد رفت تا از مردی که او را مورد تجاوز قرار داده بود شکایت کند. این زن به افسر بازجو گفت: «از چندی پیش با مردی به نام ناصر آشنا شدم که از من خواستگاری کرده بود. روز ۱۸ شهریورماه ناصر با یک خودروی سواری سر قرار آمد و به بهانه حرف زدن در‌خصوص شرایط ازدواج از من خواست تا سوار شوم که من نپذیرفتم. ناگهان ناصر به سمت من حمله‌ور شد و مرا به زور سوار خودرو کرد و با تهدید النگوهایم را از دستم درآورد و به‌سرعت گریخت». با توجه به شگرد این زورگیر، کارآگاهان سراغ سرنوشت‌های مشابهی از زنان رفتند که توسط راننده خودرو سفیدرنگی به دام افتاده بودند. وقتی این زنان شناسایی شدند، کارآگاهان فهمیدند که مرد تبهکار در همه صحنه‌ها با بی‌اعتنایی به التماس‌های این زنان اصرار داشت تا آن‌ها را تسلیم خواسته‌های شیطانی خود کند.

یکی دیگر از این زنان جوان گفت: «از حدود دو هفته پیش با جوانی آشنا شدم که خودش را ناصر معرفی کرده و پیشنهاد ازدواج داد. بعد از چند جلسه آشنایی، این مرد مرا با اغفال سوار خودرویش کرد و به‌جای خلوتی برد. در آنجا با تهدید و به‌زور النگوهایم را که دو میلیون تومان ارزش داشتند، به سرقت برد.»

زن دیگری گفت: «ساعت ۱۲ ظهر ۲۲ شهریورماه از محل کارم در اسلامشهر خارج‌شده و برای رفتن به سمت خانه سوار یک خودروی سفیدرنگ شدم. در ابتدای جاده احمدآباد، راننده تغییر مسیر داد و به سمت یک جاده خاکی حرکت کرد که با اعتراض من مواجه شد، ناگهان آن مرد به سمتم حمله کرد و با تهدید چاقو، با مشت و لگد به جان من افتاد. این مرد ابتدا اقدام به سرقت ۶۰۰ هزار تومان پول و چند تکه طلای همراهم کرد اما در ادامه متوجه شدم قصد دارد باوجود سرقت همه اموالم، مرا هدف قرار دهد که این بار در برابرش مقاومت کرده و حتی با او درگیر شدم. به همین خاطر مرا به باد کتک گرفت و در پایان مرا از خودرو به بیرون پرتاب کرد و به‌سرعت گریخت.»

با توجه به ادعاهای این زنان و شناسایی شماره پلاک ماشین مرد زورگیر، کارآگاهان موفق به شناسایی مرد ۳۰ ساله‌ای به نام مهدی شدند که بارها به خاطر جرایم خشن به زندان افتاده بود به گونه‌ای که پرونده‌اش نشان می‌داد وی از سال ۸۰ تاکنون با کلکسیون جرایمی از ضرب‌وجرح عمدی، شرکت در نزاع دسته‌جمعی، سرقت، پلیس‌بازی و اخاذی با چاقو به زندان افتاده بود.

تجاوز دسته جمعی به زنان

آبان ماه خبر تجاوز گروهی مانند آنچه چند سال قبل در نجف‌آباد اصفهان اتفاق افتاده بود در رسانه‌ها منتشر شد. خبر آنلاین به نقل از روزنامه فرهیختگان نوشت: ۱۰ نفر که سه نفرشان هم مسلح بوده‌اند، بار دیگر جنایت خمینی‌شهر اصفهان را در قزوین و در مورد دختران جوان در یک جنگل تکرار کردند.

متهمان این پرونده به گروه‌هایی که برای تفریح به مناطق باراجین و جاده زرشک در شمال قزوین رفته بودند، حمله و به دخترهای این گروه تجاوز کرده بودند. اگرچه تا امروز خبر این جنایت به هیچ عنوان رسانه‌ای نشده و از سوی مسئولان قزوین مسکوت مانده بود، گفته می‌شود به‌احتمال زیاد برای متهمان این پرونده که یک ماه پیش دستگیرشده‌اند، کیفرخواست اعدام صادرشده است. تعرض‌کنندگان هر بار پسرهای جوان را با تهدید سلاح گرم به درخت بسته و در مورد دختران اقدام به تعرض می‌کردند.

در حالی بیش از یک ماه از دستگیری ۱۰ نفری که به دختران جوان در باراجین قزوین تجاوز کرده‌اند می‌گذرد که هیچ‌یک از رسانه‌ها حتی رسانه‌های محلی قزوین در این باره خبری منتشر نکرده‌اند.

علی حسین حسینی نژاد، رئیس پلیس آگاهی استان قزوین در گفت‌و‌گو با «فرهیختگان» درباره این خبر ابتدا اظهار بی‌اطلاعی کرد و سپس گفت: «هیچ خبری از این موضوع ندارم و جزئیاتی هم نمی‌دانم.» او همچنین با طرح این پرسش که چه کسی این خبر را به شما داده است، افزود: «از هرکسی که این خبر را گرفتید جزئیات خبر را هم بگیرید.»

او در پاسخ به اینکه چطور ممکن است رئیس پلیس آگاهی استان از چنین پرونده‌ای آن‌هم یک ماه پس از دستگیری متهمان بی‌خبر باشد، توضیح داد: «شاید هم بی‌خبر نباشم، اما برای دریافت خبر باید به مقر انتظامی استان بیایید.»

از سوی دیگر، کیومرث ایمن معاون سیاسی امنیتی فرماندار قزوین، این خبر را تایید کرد و اطلاع‌رسانی درباره جزئیات این پرونده را وظیفه دادستان برشمرد. او به فرهیختگان گفت: «پرونده در دادسرا باز است و مسئولان قضایی در حال پیگیری هستند، اما تنها اطلاع‌رسانی این است که دادستانی باید درباره این پرونده جزئیات بدهد و این امر وظیفه من نیست.»

یک مسئول در اداره آگاهی استان قزوین نیز درباره این اتفاق به فرهیختگان گفت: «متهمان یک بار دست به این جنایت نزده‌اند و چندین بار با همین قصد به بالای جاده باراجین در نزدیکی فرعی زرشک رفته‌اند و دریکی از جنگل‌هایی که مردم برای پیک‌نیک می‌آمدند به دختران جوان تجاوز می‌کردند. در همه دفعاتی که متهمان دست به این اقدام زده‌اند دختران به‌تنهایی پیک‌نیک نرفته‌اند و به‌صورت گروهی به گردش رفته بودند، اما متهمان با سلاح گرم افراد را تهدید می‌کردند و پس از بستن پسران به درخت دست به این اقدام می‌زدند.»

خشونت علیه کودکان کار

روزنامه قانون، سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، گزارشی منتشر کرد که در آن از تجاوز به یک دختر ۱۱ ساله خبر داد. براساس روایت این روزنامه، زمان و مکان این تجاوز مشخص است و تصویر مستند تهیه‌شده، جزئیات تجاوز به این دختر ۱۱ ساله را از سوی شش مرد در همین ماه خورشیدی -خرداد ۹۴- در تهران نشان می‌دهد.

یک شاهد به روزنامه قانون گفته که وقتی شبانه با جمعی دیگر در تهران پرسه می‌زده، به پل یکی از بزرگراه‌های شهر رسیده و دیده که شش مرد به این دختر تجاوز جنسی کردند. او گفته این شش مرد به مواد مخدر معتاد بودند و از حالت عادی خارج‌شده بودند. دو شاهد دیگر هم آنجا بوده‌اند که با دیدن این تصویر حالشان بد شده است.

روزنامه قانون همچنین از دختربچه دیگری نوشته که در طول یک روز چهار بار شکنجه جسمی شده است و او را دریکی از خیابان‌های قیطریه پیداکرده‌اند. بنابراین روایت، این دختربچه تنها شش یا هفت سال داشته است و شاهد از او عکس‌هایی هم گرفته است.

قتل کودکان و زنان

۲۹ مهرماه روزنامه خراسان از بازسازی صحنه جنایت توسط متهم ۲۱ ساله ای که به دختر ۸ ساله ای مردادماه سال جاری تجاوز کرده واو را کشته بود، خبر داد. جنایتی که دریکی از روستاهای اطراف مشهد روی‌داده بود.

متهم گفت: آن روز عصر حدود ساعت ۵ بعدازظهر بود که دیدم دختر ۸ ساله در حالی که شال زردرنگی به سر دارد با پای پیاده به‌طرف منزلشان حرکت می‌کند. یک لحظه وسوسه‌های شیطانی به سراغم آمد که در همین حال دخترک را صدا زدم و از او خواستم دنبالم بیاید که کاری با او دارم! آن دختر هم که مرا می‌شناخت بدون هیچ حرفی دنبالم به راه افتاد. من به‌طرف مدرسه روستا حرکت کردم و او را از دیوار کوتاه مدرسه به‌سوی سرویس بهداشتی کشاندم. آنجا یک‌تخته موکت کهنه پهن بود. وقتی دخترک متوجه منظورم شد فقط اشک می‌ریخت اما من توجهی به ناله‌های او نکردم و… سپس از او خواستم تا گوشواره‌های طلایش را بیرون بیاورد و به من بدهد اما او دستانش را روی گوش‌هایش قرار داد و گفت: اگر گوشواره‌هایم را بگیری ماجرا را به مادرم می‌گویم. ولی گوش من بدهکار این حرف‌ها نبود. وقتی با مقاومت او روبه‌رو شدم در یک حالت جنون‌آمیز گلویش را فشار دادم و سپس شال زرد رنگ او را دور گردنش پیچیدم تا خفه شد و روی زمین افتاد. در این هنگام گوشواره‌هایش را سرقت کردم و در فلزی سرویس بهداشتی را نیز با نخ بستم و از محل فرار کردم. وقتی به منزلم رسیدم برای آن‌که همسرم متوجه موضوع نشود گوشواره‌های طلا را زیر فرش پنهان کردم و به داخل روستا رفتم. دیدم اهالی محل به دنبال دختر گم‌شده می‌گردند که من هم همراه آن‌ها شدم و با صحنه‌سازی اهالی را به‌طرف مدرسه کشاندم.

قتل-ناموسی

هوا تاریک شده بود که من به همراه پسرعمه‌ام وارد مدرسه شدیم. در این لحظه من با باز کردن نخی که به در سرویس بهداشتی بسته بودم فریاد زدم که او اینجاست و بدین ترتیب پیکر بی‌جان او را بیرون آوردم که با تجمع اهالی در محل مذکور، پلیس نیز در جریان قرار گرفت و دقایقی بعد وقتی قاضی ویژه قتل عمد به من مشکوک شد چاره‌ای جز اعتراف ندیدم.

کشف بدن مثله شده زنی در خیابان هم خبرساز شد. به گزارش خبرآنلاین شامگاه دوشنبه ۲۴ آبان رفتگری در حال کار در میدان شوش با بخش‌هایی از اندام‌های بدن زن جوان روبه‌رو شد و در تماس با پلیس ۱۱۰، مأموران کلانتری را به محل کشاند. در حالی که تحقیقات درباره جسد این زن در دستور کار قرارگرفته بود و مأموران در حال بررسی صحنه جنایت بودند، یک زباله گرد حوالی ساعت یک بامداد سه‌شنبه ۲۵ آبان در تماس با پلیس ۱۱۰، از پیدا شدن بخش‌های دیگر این جسد در زباله‌های خیابان مولوی خبر داد.

با مخابره این گزارش تیمی از کلانتری ۱۱۶ مولوی وارد عمل شد و جسد نیمه به صورت تخصصی در دست بررسی قرار گرفت. با توجه به شواهد و مدارک موجود در هر دو صحنه، فرضیه یکی بودن مقتول قوت گرفت و با دستور بازپرس بستان زاده از شعبه ۲ بازپرسی، تحقیقات تخصصی آغاز شد.

در تحقیقات اولیه و گزارش پزشکی قانونی مشخص‌شده همه اندام‌های پیداشده به یک نفر تعلق دارند و مقتول یک زن حدود ۳۵ ساله است. با این سرنخ و اثبات یک جنایت فجیع در جنوب پایتخت، جست‌وجو برای یافتن عامل یا عاملان جنایت و سرنخ‌های دیگر این قتل هولناک با دستور بازپرس پرونده در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

همچنین ۲۸ مهرماه روزنامه اعتماد نوشت: زنی ٢٨ ساله به دلیل وارد آمدن ضربه‌های متعدد چاقو دچار جراحت شدید شده و جان خود را از دست داده است. مادر او به کارآگاهان گفت که پسرش به نام مرتضی دخترش را به قتل رسانده است. «پسر کوچک‌ترم به مواد مخدر شیشه اعتیاد دارد برای همین او را دریکی از کمپ‌های ترک اعتیاد در حوالی چیتگر بستری کرده بودیم اما او روز گذشته فرار کرد و به خانه آمد. او مدام داد و فریاد می‌کرد. تا اینکه روز بعد – روز وقوع حادثه – بار دیگر شیشه مصرف کرد و از حالت طبیعی خارج شد.» مادر مقتول ادامه گفت: «پسرم ناگهان به آشپزخانه رفت و چاقو برداشت. دخترم آتنا آنجا بود. وقتی صدای جیغ و فریادهایش را شنیدم خودم را به آن‌ها رساندم. پسرم چند ضربه با چاقو به دخترم زد و از خانه فرار کرد. من که خیلی شوکه شده بودم با اورژانس تماس گرفتم و دخترم را به بیمارستان بردم اما او چند ساعت بعد جان خود را از دست داد.»

به علاوه به گزارش خبرآنلاین؛ حوالی ساعت ۲۲ یکشنبه ۱۱ آبان ماجرای کشف جسد زنی در خانه‌اش در محله مجیدیه در شرق تهران به کلانتری ۱۹۰ مجیدیه گزارش شد. با اعلام این خبر ماموران این کلانتری برای بررسی صحت‌وسقم ماجرا به آدرس مورد نظر رفتند و متوجه شدند زنی حدوداً ۳۰ ساله در حالی که کنار تخت خواب افتاده و شلواری دور گردنش پیچیده شده به قتل رسیده است.

بررسی‌های اولیه حکایت از این داشت که زن جوان به همراه پسر ۱۰ ساله اش در این خانه زندگی می کرده و مدتی بود که به عقد موقت مردی به نام رضا درآمده بود. رضا در بازجویی‌های اولیه به ماموران گفت: من متاهل هستم و چند فرزند دارم. طاهره چند سال پیش همسایه طبقه بالایی خانه ما بود و همان موقع بود که از او خوشم آمد و می‌خواستم که با او ازدواج کنم اما همسر اولم متوجه ماجرا شد و به همین دلیل از طاهره خواستم که از ساختمان ما برود تا من برای او خانه‌ای بگیرم و کسی بویی از ماجرا نبرد. او هم موافقت کرد و ازآنجا رفت.

این مرد ادامه داد: دو سالی بود که باهم صیغه بودیم و در این مدت ما هر روز همدیگر را می‌دیدیم و تلفنی هم صحبت می‌کردیم. آن شب من به خانه طاهره رفتم و او هم غذای نذری که از چند روز پیش داشت را گرم کرد و باهم خوردیم. بعدازآن هم با پسرش منچ بازی کردیم و حدود ساعت ۱۰٫۵ شب من از خانه شان خارج شدم. فردا ظهر پسرش با من تماس گرفت و گفت که مادرش در خانه را برای او باز نمی کند وقتی باهم به خانه شان رفتیم هر چه زنگ زدیم طاهره در را باز نکرد. از خانه صدای تلویزیون می‌آمد اما طاهره جوابگو نشد. ما هم در خانه را شکستیم و وقتی داخل شدیم جسد طاهره را در حالی که یک پتو رویش کشیده شده بود پیدا کردیم.

این مرد در برابر قاضی پرونده خود را بی‌گناه دانست و ادعا کرد که اطلاعی از این قتل هولناک در خانه همسر صیغه‌ای‌اش نداشته است. در حالی ادعاهای این مرد موردبررسی قرار می‌گیرد که تیم قضائی و پلیسی به دنبال ردی از عامل این جنایت است.

پرونده‌ای مشابه در منطقه خزانه

این جنایت درحالی رقم خورده است که ۲۰ شهریور سال جاری ماموران کلانتری خزانه نیز درجریان مرگ زن ۴۰ ساله‌ای در آپارتمانش قرارگرفته بودند. در بررسی‌ها مشخص شد که زن ۴۰ ساله‌اش بر اثر ضربات چاقو به قتل رسیده است. کسی که نخستین با جسد روبه‌رو شده بود، پسر ۱۰ ساله قربانی بود که در برابر تیم تحقیق چنین گفت: من و مادرم باهم زندگی می‌کردیم. شب گذشته من به اتاقم رفتم تا بخوابم اما مادرم در حال تماشای تلویزیون بود. صبح اما وقتی بیدار شدم هرچه مادرم را صدا زدم، پاسخی نداد. وقتی به اتاقش رفتم ناگهان با جسد او روبه‌رو شدم و وحشت‌زده پلیس را خبر کردم. قاضی دستور انتقال جسد این زن به پزشکی قانونی را صادر کرد و تیمی از کارآگاهان جنایی جست‌وجوی خود را برای شناسایی عامل یا عاملان جنایت آغاز کرده‌اند تا راز این جنایت فاش شود. در این پرونده نیز کارآگاهان به مردی رسیدند که مقتول پیش از مرگش با او ملاقات داشته است. این مظنون که یک افغانی است، در تجسس‌های تیم قضائی و پلیسی دستگیر شد و پیشروی بازپرس ایلخانی از شعبه دوم دادسرای جنایی ایستاد. با دستگیری تنها مظنون این جنایت اما هنوز علت و انگیزه این حادثه مرگبار فاش نشده است.

همچنین به گزارش خبر آنلاین خدیجه، مادر نوزاد شیرخواره سه‌ماهه‌ای ۹ اردیبهشت سال جاری به هنگام مراجعه به دندانپزشکی در ساری، از مسیر جاده میان درود- نکاء، سه‌راهی اسلام‌آباد، توسط چند جوان ربوده‌شده و جسد بی جان و مُثله شده وی، دو هفته بعد در جنگل‌های اطراف نکا پیدا شد. در پی گشت و تحقیق مراجع انتظامی و قانونی و بررسی فیلم‌های دوربین‌های مصوبه در استان و هماهنگی بین دوائر انتظامی آگاهی منطقه، سه نفر از مظنونان این جنایت هولناک و خشونت علیه زنان دستگیر شدند و دو نفر از آن‌ها، ضمن اعتراف به قتل هولناک این مادر بی‌گناه، انگیزه خویش را مبنی بر سرقت طلاهای وی، اعلام کردند.

خشونت‌های خانوادگی

از دیگر سو روزنامه ایران از جنایتی درشب دهم فروردین ماه سال جاری در روستای لوت پیغمبر از توابع شهریار خبر داد. روستائیان که در خانه‌هایشان بودند با شنیدن فریادهای کمک خواهی از خانه خارج شدند و خود را با صحنه هولناک قتل یک برادر و خواهر و زخمی شدن دو تن دیگر از اهالی روستا روبه‌رو دیدند و همزمان قاتل قمه‌کش را محاصره کردند.

تیم جنایی در تحقیقات نخست پی برد قربانیان حادثه که برادر و خواهر هستند به نام‌های حمیدرضا ۲۴ ساله و مریم ۲۸ ساله هستند. کارآگاهان در جریان تحقیقات از امید که توسط اهالی روستا دستگیرشده بود پی بردند که داماد خانواده دست به این جنایت خونین زده است.

فردای آن روز یاسر در یک عملیات ضربتی دستگیر شد و در بازجویی‌ها قتل همسرش به نام مریم را به گردن گرفت و گفت: مدت‌ها بود که با مریم اختلاف داشتم و به رفتارهای مرموز او شک کردم.

وی افزود: ابتدا رفت‌وآمدهای وی را تحت نظر گرفتم و دیدم با مردی رابطه‌ پنهانی دارد. خیلی ناراحت شدم و نقشه قتل او را طراحی کردم. از دوستم امید خواستم که در قتل همسرم به من کمک کند. عصر روز حادثه امید از من خواست که برایش مشروبات الکلی بگیرم. او پس از مصرف مشروبات الکلی خواست که به خانه پدرزنم در روستای لوت برویم. شب وقتی آنجا رسیدیم ابتدا امید زنگ در خانه را به صدا درآورد که مادرزنم در را به رویش باز کرد، همزمان من به‌زور وارد خانه شدم، حبیب برادرزنم از خانه بیرون آمد. بلافاصله با قمه او را زخمی کردم سپس مردی به نام اکبر که میهمان آنان بود از خانه بیرون آمد که او را نیز با قمه زخمی کردم و برای کشتن مریم وارد اتاق‌ها شدم و با قمه وی را کشتم. وقتی می‌خواستم با دوستم از خانه پدرزنم فرار کنیم ناگهان برادرزنم حمیدرضا که بیرون بود وارد خانه شد همزمان امید قمه را که دست من بود، گرفت و او را کشت.

همچنین  خبرآنلاین به نقل از معاون اجتماعی انتظامی استان کرمانشاه از خودکشی مردی در ۲۸ مهرماه بعد از ‌تیراندازی در یک از محلات شهر کرمانشاه خبر داد.

آمویی اظهار کرد: با حضور نیروهای انتظامی در محل مشخص شد که زنی به ضرب گلوله به قتل رسیده و در کنار او شوهر این زن نیز که اقدام به خودزنی کرده و نیمه جان بود، قرار داشت.

قتل به دلیل اختلاف خانوادگی نیز از دیگر قتل‌هایی است که رخ‌داده است. ۳۰ مهر ماه شرق از تسلیم مردی که زنش را به دلیل اختلافات خانوادگی به قتل رساند، به پلیس نوشت. متهم در اعترافاتش به پلیس گفت: «مدت‌ها بود با همسرم اختلاف داشتم. او رفتارهایی داشت که اصلا موردپسند من نبود به همین دلیل بارها باهم دعوا کردیم. کشمکش‌های ما مدتی طولانی ادامه داشت و چندین بار از منیژه خواستم رفتارش را اصلاح کند؛ اما او اعتنایی نداشت تا اینکه روز حادثه بار دیگر با هم مشاجره کردیم و وقتی دعوا بالا گرفت، از شدت خشم کنترل خودم را از دست دادم. در آن شرایط روسری را دور گردن همسرم انداختم و آن را پیچاندم. آن‌قدر محکم فشار دادم که ناگهان منیژه از حال رفت و نقش بر زمین شد. بعدازاینکه فهمیدم زنم فوت‌شده است، از ترس فرار کردم».

مهرداد در ادامه اعترافاتش گفت: «بعد از قتل مدتی در خیابان‌ها سرگردان بودم نمی‌دانستم به کجا بروم و چه‌کار کنم تا اینکه در نهایت تصمیم گرفتم خودم را تسلیم پلیس کنم».

قتل همسر با ضربات قیچی از دیگر خشونت‌های خانوادگی غم‌انگیز است که امسال رخ‌داده است. به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز، مردی همسرش را با ضربات قیچی و چوب به قتل رسانده بود، راهی بیمارستان روانی شد تا تحت درمان قرار بگیرد. این درحالی است که این زن ۸ ماهه باردار بود. بامداد ۲۴ تیرماه سال گذشته مرد میانسالی با کلانتری ۱۰۸ نواب تماس گرفت و از درگیری میان دختر و دامادش خبر داد. وی دراین‌باره به مأموران گفت: نوه‌هایم در حالی که از ترس به خود می‌لرزیدند به خانه‌ام آمدند و گفتند دامادم به‌قصد کشت دخترم را مورد حمله قرار داده است. با اعلام این خبر مأموران کلانتری همراه مرد میانسال راهی خانه‌ای قدیمی در خیابان جیحون شدند. به محض رسیدن به محل مرد صاحبخانه در حالی که یک چوب در دست داشت با دیدن پدرزنش به سمت او حمله‌ور شد که در همان حین از سوی مأموران دستگیر شد. با دستگیری داماد خشن، کارآگاهان وارد خانه دو طبقه شدند و دریکی از اتاق‌های ۱۲ متری در کمال ناباوری زن جوانی را دیدند که غرق در خون به زمین افتاده و دیگر نفس نمی‌کشد. تحقیقات نشان می‌داد فاطمه ۲۹ ساله ۸ ماهه باردار بوده و به علت وارد آمدن ضربات چوب به سرش جانش را از دست داده است.

مرد میانسال که باور نداشت دخترش را از دست داده است با بهت و حیرت در بازجویی‌ها به بازپرس پرونده گفت: در خانه بودم که ناگهان نیمه‌شب نوه‌هایم هراسان به خانه‌ام آمدند و گفتند مامان و بابا دعوایشان شده و پدرم قصد کشتن مادرم را دارد که با شنیدن این اتفاق بلافاصله با پلیس تماس گرفتم و متوجه این حادثه تلخ شدم. با اظهارات پدربزرگ، پلیس به بازجویی از یکی از فرزندان این خانواده پرداخت فرزند مقتول گفت: در همان شب همه خانواده برای گردش به بیرون رفته بودیم. خیلی خوشحال بودیم و همه چیز به‌خوبی پیش می‌رفت اما ناگهان وقتی‌که به خانه برگشتیم رفتار پدرم به کلی تغییر کرد، گفت: اینجا شیطان دارد. بلافاصله بعد از گفتن این حرف قیچی را برداشت و به مادرم حمله کرد و چند ضربه به او زد همه ما ترسیده بودیم نمی‌دانستیم چه کنیم نگران حال مادرم و جنین بودیم اما می‌ترسیدیم جلو برویم. پدرم وقتی دید مادرم هنوز زنده است با چوب به او حمله کرد و ما از ترس جان‌مان به خانه پدربزرگم پناه بردیم.

این مرد به پلیس گفت: من دیوانه هستم و سابقه بستری در بیمارستان زنجان را دارم. تحت درمان بودم و نمی‌دانم در آن شب چه شد که به همسرم حمله کردم. در آن شب با همسر و فرزندانم بیرون رفته بودیم اما وقتی رسیدیم خانه یک دفعه فاز کشتن همسرم به سراغم آمد. خودم هم نمی‌دانم چه شد که ناگهان این اتفاق افتاد و دست به قتل  همسری زدم که عاشقانه دوستش داشتم و دارم. خیلی پشیمانم با اعترافات مرد جنایتکار متهم به پزشکی قانونی فرستاده شد تا جنون وی موردبررسی قرار گیرد. بررسی‌ها نشان می‌داد این مرد دچار بیماری و اختلالات روانی است. بنابراین گزارش، بدین ترتیب مرد جنایتکار به دستور بازپرس احمد بیگی از شعبه هفتم روز یکم مهرماه سال جاری برای درمان به بیمارستان رازی منتقل شد تا تحت درمان قرار بگیرد.

همچنین روزنامه رهاورد گیلان اردیبهشت‌ماه، از وقوع قتلی خبر داد. شامگاه ۱۳ اردیبهشت به نقل از این روزنامه مرد میان‌سالی در کلاچای بعد از مشاجره با همسرش با ریختن بنزین و به آتش کشیدن خانه باعث سوختن و مرگ همسر و دو فرزند پسر ۶ و ۹ ساله‌اش شد. وی پس‌ازاین اقدام از پشت‌بام خانه فرار کرد.

به گفته همسایه‌ها باوجود تلاش مادر برای رهایی خود و فرزندانش از آتش، به دلیل میزان بالای بنزین ریخته شده و فوران آتش هر سه جان باختند. به گفته ماموران امدادگران به دلیل سوختگی بالا نتوانستند اجساد را از هم جدا کنند.

بنا به گفته‌ها، این مرد که از اعضای شورای شهر کلاچای (از توابع شهرستان رودسر) بود چندی پیش‌ازاین واقعه، بدون رضایت همسرش، زن دوم گرفته بود و همیشه با همسر اولش مشاجره داشت.

قتل ناموسی

۶ خردادماه امسال همشهری آنلاین خبر از وقوع جنایتی ناموسی در دزفول داد، به گزارش این سایت: «۲ برادر به دلیل این‌که خواهر ۱۸ ساله‌شان قصد ازدواج با مردی را داشته که آن‌ها مخالف بودند او را کشتند و تصمیم گرفتند از این جنایت فیلم‌برداری کنند تا درس عبرتی شود برای بقیه خواهرهایشان؛ اما گم‌شدن رم گوشی آن‌ها، راز این جنایت را فاش کرد.»

همچنینفرماندار رودبار جنوب، از خشونتی ناموسی به «خبر آنلاین» اطلاع داد و گفت: «از قبل بین این دو طایفه مسئله‌ای ناموسی پیش‌آمده بود و همین مسئله باعث بروز درگیری‌ها شد. قبل از این هم یکی از طایفه‌ها برای انتقام از طایفه دیگر، یک زن را گروگان گرفته بود که اعضای شورای تأمین رودبار توانستند آن گروگان‌گیری را فیصله دهند و اختلافات تا حدودی کم شد. پیش‌ازاین درگیری اخیر هم زنی که باعث اختلافات شده بود، با دستور دادستانی به‌منظور حفظ جانش به بازداشتگاه منتقل‌شده بود.» وی افزود: «یکی از مردان طایفه‌ای که با زنی از طایفه مقابل رابطه داشت، به قول خود مبنی بر ازدواج با آن زن عمل نکرد و همین باعث شد این درگیری به وجود بیاید.» فرماندار رودبار جنوب با اشاره به اینکه ضاربان دو نفر بودند، گفت: «تاکنون کسی دستگیر نشده است، اما از سران طایفه‌ها خواستیم با ما همکاری لازم را انجام دهند. حتی با عموی ضاربان هم‌صحبت کرده‌ایم که وی با ضاربان از طریق تلفن همراه ارتباط برقرار کرده و از آن‌ها قول گرفته خود را تسلیم قانون کنند.»

اسیدپاشی

دسترسی به اسید با وجود شدت گرفتن این خشونت‌ها همچنان کاهش نیافته است و این شکل از خشونت بدون وضع ممانعت‌های قانونی برای خریدوفروش اسید در حال گسترش است. سمیه مهرییکی از قربانیان اسیدپاشی که به همراه دخترش در سال ۹۰ توسط شوهرش مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود، در فروردین سال جاری به دلیل عارضه ریوی ناشی از اسیدپاشی درگذشت. همچنین خبرگزاری مهر۷ آبان ماه از اسیدپاشی در رفسنجان خبر داد و نوشت: زن ۳۰ ساله پس‌ازاینکه مورد اسیدپاشی قرار گرفت به بیمارستان علی ابن ابیطالب رفسنجان منتقل شد. درگذشته نیز بروز اسیدپاشی در شهرستان بروات در شرق استان نیز منجر به مرگ سمیه مهری و صدمه دیدن شدید فرزندانش شده بود.

904331

رضا اکبری مدیر حراست بیمارستان علی ابن ابیطالب افزود: این زن دچار ۲۰ درصد سوختگی شده که بلافاصله پس از مراجعه مورد درمان فوری قرارگرفته است و حال عمومی وی مطلوب است.

هنوز دلیل بروز این حادثه مشخص نشده است و تحقیقات در خصوص دستگیری فرد اسید پاش و انگیزه وی در حال انجام است.

همچنین خبر دیگری مبنی بر اسیدپاشی مردی بدبین بر روی همسرش در رسانه‌ها منتشر شد. به گزارش ایران ۲۷ مهرماه سال جاری مأموران کلانتری مشیریه تهران در جریان اسیدپاشی مرد ۶۲ ساله‌ای روی همسر ۵۷ ساله‌اش قرار گرفتند.

این زن از ناحیه هر دوچشم و صورت آسیب شدید دیده است. شنبه دوم آبان ماه خانواده مرد فراری در تماس با پلیس از بازگشت پدرشان به خانه خبر دادند. مأموران بلافاصله در محل حاضرشده و این مرد را که خانواده‌اش اجازه ترک خانه را به وی نداده بودند دستگیر کردند.

مرد اسیدپاش وقتی پیش روی بازپرس حسین پور ایستاد، گفت: من سال گذشته قصد جدا شدن از همسرم را داشتم اما چون شناسنامه نداشتم موفق به این کار نشدم. وی افزود: من به همسرم شک داشتم و شنیده بودم اسید چهره او را زشت خواهد کرد، با پنج هزار تومان یک لیتر اسید خریدم و وقتی زنم خواب بود روی صورت و چشم‌هایش اسید پاشیدم. باقی‌مانده اسید را هم در سطل زباله خیابان خالی کردم.

مرد اسیدپاش گفت: «با این زن پس از طلاق دادن دومین همسرم ازدواج کردم و از وی ۷ فرزند دختر و پسر دارم، وقتی از خانه فرار کردم آواره شدم و در حالی که از سرگردانی خسته شده بودم، حدس می‌زدم پس از بازگشت گرفتار می‌شوم، بازگشتم و وقتی به خانه رسیدم خانواده‌ام روی سرم ریختند و کتکم زدند می‌دانم اشتباه کردم و باید تاوان کارم را پس دهم.»

یکی از پسران این مرد اسیدپاش نیز به بازپرس حسین پور گفت: «پدر من بدبین بود و مدام توهم می‌زد. این اتفاق هم به دلیل همین توهم و شکاکی رخ داد.» پس از شنیدن ادعاهای مرد اسیدپاش و خانواده‌اش بازپرس جنایی دستور تحقیقات تکمیلی را صادر کرد و ادامه بازپرسی نیز به بعد از تکمیل پرونده و بهبودی زن اسید سوخته موکول شد چرا که هنوز مشخص نیست زن ۵۷ ساله از شوهرش شکایت کند.

مرد دیگری هم که در خواستگاری جواب نه گرفته بود روی دختر اسید پاشید. حسین فتحی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان مرند گفت شنبه نهم آبان ۹۴ ساعت ۱۷ عصر حادثه اسید‌پاشی در مرند بر دو دختر ۲۰ و ۲۲ ساله (خواهر) اتفاق افتاد که عامل اصلی این حادثه شناسایی و در مدت ۲۴ ساعت دستگیر شد. وی هدف و انگیزه اصلی متهم از اسیدپاشی، خواستگاری از زن بوده و چون جواب منفی از این خواستگاری شنیده، اقدام به این عمل کرده است.

اسیدپاشی دیگری نیز در کوه دشت امسال روی داد.به گزارش مهر تیرماه امسال مادر و دختر لرستانی در شهرستان کوه دشت مورد اسیدپاشی قرار گرفتند. بر اساس اعلام متولیان امر اسیدپاشی به دنبال نزاع خانوادگی صورت گرفته و این حادثه دو نفر مصدوم شامل یک مادر ۲۸ ساله و یک دختربچه هشت ساله داشته است.

بادپی بابیان اینکه در جریان این حادثه مادر بیشتر آسیب‌دیده است افزود: مطابق برآورد اولیه میزان سوختگی ناشی از اسیدپاشی در این زن لرستانی ۳۰ درصد بوده و عمده آسیب از ناحیه صورت، سر و گردن بود است.

مدیر روابط عمومی و امور بین‌المللی دانشگاه علوم پزشکی لرستان با تاکید بر اینکه در جریان اسیدپاشی چشمان این زن لرستانی آسیب‌ندیده است ادامه داد: دختربچه مجروح در این حادثه اسیدپاشی نیز متاسفانه از ناحیه اندامی دست و پا دچار سوختگی شده است.

بادپی با اشاره به انجام کار شسشتو و خنثی‌سازی اسید در بیمارستان خرم‌آباد اشاره کرد و یادآور شد: با توجه به اینکه سوختگی ناشی از اسید در ناحیه حساس صورت و گردن بوده است تصمیم به اعزام این مادر و دختر به بیمارستان با آمبولانس به مرکز تخصصی سوختگی در تهران گرفته شد.

این گزارش‌ها در حالی است که هنوز خبری از عاملان اسیدپاشی زنجیره‌ای اصفهان نیست اما سهیلا جورکش یکی از قربانیان اسیدپاشی که با هزینه شخصی به اسپانیا رفته بود خوشبختانه ۲۰ درصد از بینایی یک ‌چشمش را به دست آورد.

مزاحمت از طریق شبکه اجتماعی

به گزارش خبرآنلاین، زن ۳۰ ساله‌ای با شکایتی اعلام کرد یک ناشناس با ارسال پیام‌های غیراخلاقی و درخواست دوستی از طریق نرم‌افزار «واتس اپ» باعث سلب آرامش وی و خانواده‌اش شده است.

رئیس پلیس فتای استان فارس گفت: مأموران با تشکیل پرونده تحقیقات خود را جهت شناسایی متهم آغاز کردند و مشخص شد این مرد در محله‌ای که زن جوان در آنجا زندگی می‌کند، مغازه «سبزی فروشی» دارد و به واسطه خرید زیاد از متهم می‌خواهد که خرید را برایش ارسال کند بدین ترتیب سبزی فروش شماره او را به دست می آورد.

دولت و مجلس در قبال امنیت زنان مسئول اند

گزارش ارائه‌شده بی شک تنها برخی از وقایع خشونت باری است که علیه زنان رخ‌داده است و در رسانه‌ها منتشرشده‌اند. بی شک خشونت علیه زنان چه در فضای خانوادگی و چه در فضای عمومی بیش از موارد رسانه ای شده است. هر یک از ما زنان هر روز با اشکال متفاوتی از خشونت مواجه می‌شویم و به اشکال مختلف تلاش می کنیم راهبردی فردی برای کاهش آن یا مواجه با آن بکار بریم. گاهی نیز تنها سکوت می‌کنیم زیرا احساس می‌کنیم توان لازم برای مواجه با آن را نداریم یا اصلا آگاهی در مورد این که آنچه روی‌داده خشونت است نداریم مثل غیرتی شدن همسر… اما دولت‌ها بی شک موظف اند به رفع اشکال خشونت علیه زنان و شهروندان خود اقدام کنند و فضای عمومی و خصوصی را برای آنان امن نمایند. دولت می‌تواند با آموزش به پسران و دختران، آن‌ها را از مصادیق خشونت خانوادگی و خشونت علیه زنان آگاه سازد و راهکارهای صحیح برای مقابله با خشونت را به جوانان و خانواده‌ها بیاموزد. رسانه های جمعی می‌توانند بخشی از برنامه‌ها و مطالب خود را به آگاه بخشی در مورد حقوق زنان و راهکارهای مقابله با خشونت اختصاص دهند. همچنین زنان حق دارند شغل داشته باشند و در مورد بدن و سبک زندگی خود تصمیم‌گیری کنند بر عهده دولت و مجلس است که به‌جای سنگ‌اندازی در راه اشتغال زنان به آن‌ها کمک کند تا استعدادهای خود را بپرورند. همچنین اعطای تابعیت به فرزندان مادران ایرانی از حقوق بنیادی آنان است چرا که سهم زن و مرد در تولد فرزند یکسان است و از این رو نباید تبعیضی علیه زنان ایرانی شکل بگیرد. تبعیضی که به مشکلات این زنان و کودکانشان دامن می‌زند و می‌توانند آنان را به سمت بزهکاری و رفتارهای غیراجتماعی سوق دهد. بنابراین دولت و مجلس باید به وظایفی که در قبال نیمی از جامعه ایران دارند متعهد باشند به جای آن‌که با وضع قوانین به افزایش خشونت علیه زنان اقدام کنند باید قوانینی وضع کنند که فضای جامعه و خانه را برای زنان امن کند.

آذر
۱۱
۱۳۹۴
کودک قربانی اسیدپاشی هنوز چشم به راه است
آذر ۱۱ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
rana
image_pdfimage_print

ارد‌‌‌‌‌یبهشت ماه سه سال قبل بود‌‌‌‌‌ که سطلی از اسید‌‌‌‌‌، رنگین کمان کود‌‌‌‌‌کی رعنا را سیاه کرد‌‌‌‌‌. پد‌‌‌‌‌رش که اعتیاد‌‌‌‌‌ شد‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌اشت و ماد‌‌‌‌‌رش سمیه، او را تهد‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ به جد‌‌‌‌‌ایی کرد‌‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌‌، نیمه‌های شب سطلی از اسید‌‌‌‌‌ را روی او و ماد‌‌‌‌‌ر و خواهرش پاشید‌‌‌‌‌ تا زند‌‌‌‌‌گی، روی ناخوشش را به او نشان د‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌. سر رعنا به شد‌‌‌‌‌ت آسیب د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ و بینایی یکی از چشمانش را از د‌‌‌‌‌ست د‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌، بد‌‌‌‌‌نش به شد‌‌‌‌‌ت سوخت و د‌‌‌‌‌ست‌های نازنین ، خواهر بزرگ رعنا ، هم کمی آسیب د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌. سمیه مهری، ماد‌‌‌‌‌ر رعنا ، نیز آسیب شد‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ی از اسید‌‌‌‌‌ پاشی د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌. رنج‌های سمیه سه سال طول کشید‌‌‌‌‌ و با وجود‌‌‌‌‌ قول‌هایی که به او د‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌ه شد‌‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌‌ اما هیچ کمک د‌‌‌‌‌ولتی د‌‌‌‌‌ر این سال‌ها جهت د‌‌‌‌‌رمان به او انجام نگرفت. هر هفته سمیه و د‌‌‌‌‌خترش رعنا با اتوبوس برای مد‌‌‌‌‌اوا خود‌‌‌‌‌شان را از کرمان به تهران می‌رساند‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌ تا اینکه ۲۴فرورد‌‌‌‌‌ین ماه امسال، سمیه که اسید‌‌‌‌‌ ریه و شش‌هایش را تخریب کرد‌‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌‌، د‌‌‌‌‌ر بیمارستان لقمان تهران از د‌‌‌‌‌نیا رفت.

د‌‌‌‌‌رمان سخت رعنا
به گزارش سلامت نیوز، روزنامه قانون در ادامه نوشت: بعد‌‌‌‌‌ از مرگ سمیه، شرایط رعنا و د‌‌‌‌‌ختر بزرگ‌ترش پیچید‌‌‌‌‌ه‌تر ‌شد‌‌‌‌‌ و به خصوص روند‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌رمانی رعنا را سخت‌تر کرد‌‌‌‌‌. خانواد‌‌‌‌‌ه پد‌‌‌‌‌ری سمیه صلاحیت نگهد‌‌‌‌‌اری رعنا را ند‌‌‌‌‌اشتند‌‌‌‌‌ و خانواد‌‌‌‌‌ه ماد‌‌‌‌‌ری نیز د‌‌‌‌‌ر وضعی نبود‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌ که تمکن مالی و شرایطی که رعنا را هر هفته به تهران برای مد‌‌‌‌‌اوا بیاورند‌‌‌‌‌، د‌‌‌‌‌اشته باشند‌‌‌‌‌. رعنا ناچار است هفته‌ای یکبار برای ویزیت پزشکان از روستای همت آباد‌‌‌‌‌ کرمان به تهران بیاید‌‌‌‌‌ و این موضوع سبب شد‌‌‌‌‌ تا خیرین، د‌‌‌‌‌ر یک‌اقد‌‌‌‌‌ام انسان د‌‌‌‌‌وستانه به د‌‌‌‌‌نبال د‌‌‌‌‌رمان رعنا باشند‌‌‌‌‌ و امسال عمل‌های جراحی و د‌‌‌‌‌رمانی رعنا روند‌‌‌‌‌ جد‌‌‌‌‌ی تری گرفت. پس از عمل چند‌‌‌‌‌ی قبل روی سر و صورت رعنا د‌‌‌‌‌ر اصفهان، د‌‌‌‌‌و روز قبل تازه‌ترین عمل جراحی روی سر رعنا د‌‌‌‌‌ر بیمارستان شفای کرمان با کمک موسسه مهر آفرین انجام شد‌‌‌‌‌ تا امید‌‌‌‌‌ی د‌‌‌‌‌یگر برای بهبود‌‌‌‌‌ی رعنا حاصل شود‌‌‌‌‌.

د‌‌‌‌‌کتر «اصحاب یمین» فوق تخصص ترمیمی و جراح سر رعنا با اشاره به موفقیت آمیز بود‌‌‌‌‌ن عمل د‌‌‌‌‌و روز قبل رعنا می‌گوید‌‌‌‌‌: د‌‌‌‌‌ر این مرحله از عمل رعنا، د‌‌‌‌‌ستگاه تیشواکسپاند‌‌‌‌‌ر از سر رعنا خارج و قسمتی از پوست سوخته ود‌‌‌‌‌چاراسکار برد‌‌‌‌‌اشته شد‌‌‌‌‌ و با همکاری تیم جنرال اتاق عمل با سرعت هر چه تمام‌تر این کار صورت گرفت. وی می افزاید‌‌‌‌‌: باتوجه به سن کم رعنا فعلا د‌‌‌‌‌ستگاهی جایگزین د‌‌‌‌‌ستگاه قبلی نشد‌‌‌‌‌ه و حد‌‌‌‌‌ود‌‌‌‌‌ا سه ماه د‌‌‌‌‌یگر این‌کار انجام خواهد‌‌‌‌‌ شد‌‌‌‌‌. اصحاب یمین با بیان اینکه ۷۰ د‌‌‌‌‌رصد‌‌‌‌‌ از سطح پوست سر رعنا د‌‌‌‌‌چار سوختگی شد‌‌‌‌‌ه است تاکید‌‌‌‌‌ می کند‌‌‌‌‌: وسعت سوختگی زیاد‌‌‌‌‌ است و نیاز به عمل های متعد‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌ی د‌‌‌‌‌ر زمان‌های مختلفی د‌‌‌‌‌ارد‌ اما د‌‌‌‌‌ر حال حاضر عمل هایی که روی رعنا انجام می شود‌‌‌‌‌، نتایج مثبتی د‌‌‌‌‌اشته است.

پس از این عمل جراحی موفق، «عباس صاد‌‌‌‌ق زاد‌‌‌‌‌ه» مد‌‌‌‌‌یرکل بهزیستی استان کرمان نیز د‌‌‌‌‌ر عیاد‌‌‌‌‌ت از «رعنا» تاکید‌‌‌‌‌ کرد‌‌‌‌‌: همه انسان ها وظیفه د‌‌‌‌‌ارند‌‌‌‌‌ برای نجات جان انسانی‌د‌‌‌‌‌یگر کمک کنند. د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌گاه سازمان بهزیستی این است؛ افراد‌‌‌‌‌بی‌سرپرست وبد‌‌‌‌ سرپرست ویتیم باید‌‌‌‌‌ از طریق بهزیستی حمایت شوند‌‌‌‌‌ .اما می بینیم افراد‌‌‌‌‌ خیری هستند‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌ر برخی مواقع جلوتر از بهزیستی این‌گونه افراد‌‌‌‌‌ را حمایت می کنند‌‌‌‌‌. وی اد‌‌‌‌‌امه د‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌: بهزیستی کرمان برای هر گونه همکاری که لازم باشد‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌ر کنار موسسه مهرآفرین برای بهبود‌‌‌‌‌ی رعنا آماد‌‌‌‌‌گی خود‌‌‌‌‌ را اعلام می کند‌‌‌‌‌ ود‌‌‌‌‌ر اینجا لازم می د‌‌‌‌‌انم بگویم هر کود‌‌‌‌‌کی د‌‌‌‌‌ر استان کرمان نیازمند‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌رمان طولانی د‌‌‌‌‌اشته باشد‌‌‌‌‌ می تواند‌‌‌‌‌ بهزیستی را حامی خود‌‌‌‌‌ بد‌‌‌‌‌اند‌‌‌‌‌. وی د‌‌‌‌‌ر مورد‌‌‌‌‌ حمایت موسسه مهر آفرین د‌‌‌‌‌ر کشور واستان کرمان گفت:انسان‌های زیاد‌‌‌‌‌ی بود‌‌‌‌‌ند‌ که‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌ر یک مقطعی فرد‌‌‌‌‌ی را مورد‌‌‌‌‌ حمایت مالی ومعنوی خود‌‌‌‌‌ قرار د‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌ه اند‌‌‌‌‌ وبعد‌‌‌‌‌از مد‌‌‌‌‌تی د‌‌‌‌‌یگر حمایت نکرد‌‌‌‌‌ه اند‌.اما اینجا شاهد‌‌‌‌‌ این قضیه هستیم که خیریه مهر آفرین چند‌‌‌‌‌ین سال است رعنا را هم از نظر د‌‌‌‌‌رمانی هم از نظر مالی ومعنوی به نحواحسنت حمایت کرد‌‌‌‌‌ه ومی کند‌‌‌‌‌ .شخصی د‌‌‌‌‌ر کرمان پید‌‌‌‌‌ا شد‌‌‌‌‌ه که ازوقت وزند‌‌‌‌‌گی خود‌‌‌‌‌ می زند‌‌‌‌‌ تا رعنا زند‌‌‌‌‌گی سالم وشاد‌‌‌‌‌ی د‌‌‌‌‌اشته باشد‌‌‌‌‌ .

خیرین به مید‌‌‌‌‌ان آمد‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌
اما شرایط سخت و اسفبار زند‌‌‌‌‌گی رعنا و خواهرش و به همراه روند‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌رمانی پیچید‌‌‌‌‌ه آن‌ها د‌‌‌‌‌ر حالی که نه ماد‌‌‌‌‌ری د‌‌‌‌‌ارند‌‌‌‌‌ و نه پد‌‌‌‌‌ری، خیرین را به مید‌‌‌‌‌ان آورد‌‌‌‌‌ تا د‌‌‌‌‌ر نبود‌‌‌‌‌ کمک‌های شاخص د‌‌‌‌‌ولتی، آن‌ها به یاری این کود‌‌‌‌‌کان برسند‌‌‌‌‌. د‌‌‌‌‌ر این شرایط «فاطمه د‌‌‌‌‌انشور» رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران و مد‌‌‌‌‌یر موسسه خیریه مهرآفرین، حضانت رعنا و خواهرش را به عهد‌‌‌‌‌ه گرفت تا بارقه‌هایی از امید‌‌‌‌‌ برای فرد‌‌‌‌‌ای بهتر کود‌‌‌‌‌کان قربانی اسید‌‌‌‌‌ به وجود‌‌‌‌‌ آید‌‌‌‌‌. وی د‌‌‌‌‌رباره شرایط رعنا می گوید‌‌‌‌‌:‌ رعنا و نازنین د‌‌‌‌‌ر حال حاضر تحت حمایت و مد‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌کاری د‌‌‌‌‌رمانی این موسسه قرار گرفته اند‌‌‌‌‌ و با توجه به این که سال تحصیلی آغاز شد‌‌‌‌‌ه است، اقد‌‌‌‌‌امات اساسی برای تحصیل این عزیزان فراهم شد‌‌‌‌‌ و د‌‌‌‌‌ر شرایط روانی خوبی به سر می‌برند‌‌‌‌‌. این کود‌‌‌‌‌کان باحمایت کامل موسسه از خد‌‌‌‌‌مات مشاوره حقوقی و روانشناسی هم بهره‌مند‌‌‌‌‌ شد‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌. وی می‌گوید‌‌‌‌‌: صورت رعنا به د‌‌‌‌‌لیل اسید‌‌‌‌‌ پاشی صد‌‌‌‌‌مه زیاد‌‌‌‌‌ی د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ه است وپروفسورهای آلمانی رعنا را مورد‌‌‌‌‌ جراحی قرار د‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌ه‌اند‌ وتمام مخارج این جراحی توسط موسسه مهرآفرین با همیاری یاوران پرد‌‌‌‌‌اخت خواهد‌‌‌‌‌ شد‌‌‌‌‌.

ضرورت تشکیل نهاد‌‌‌‌‌ ملی حمایت ازکود‌‌‌‌‌کان
بروز خشونت‌های مختلف علیه کود‌‌‌‌‌کان و آسیب‌د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ن آنها از رخد‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌های خانواد‌‌‌‌‌گی و اجتماعی، اکنون به یکی از آسیب های جد‌‌‌‌‌ی جامعه ایرانی تبد‌‌‌‌‌یل شد‌‌‌‌‌ه است. عضو شورای شهر تهران د‌‌‌‌‌ر این باره با بیان اینکه د‌‌‌‌‌استان رعنا و رعناهای د‌‌‌‌‌یگر د‌‌‌‌‌ر این سرزمین قصه جد‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ی نیست، تاکید‌‌‌‌‌ می‌کند‌‌‌‌‌: قصه کود‌‌‌‌‌کان بد‌‌‌‌‌سرپرست که به‌واسطه د‌‌‌‌‌اشتن والد‌‌‌‌‌ین بی‌صلاحیت، متحمل این همه ظلم می‌شوند‌‌‌‌‌، تکرارد‌‌‌‌‌استان رعنا از این باب است. حال موقع آن است که مسئولان و سیاستگذاران، به خود‌‌‌‌‌ بیایند‌‌‌‌‌ و فکری به حال این کود‌‌‌‌‌کان کنند‌‌‌‌‌. وی تاکید‌‌‌‌‌ می‌کند‌‌‌‌‌: د‌‌‌‌‌ر ایران نیاز به نهاد‌‌‌‌‌ی جهت حمایت از کود‌‌‌‌‌کان تحت عنوان «نهاد‌‌‌‌‌ ملی حمایت از کود‌‌‌‌‌ک» د‌‌‌‌‌اریم. این نهاد‌‌‌‌‌ ساختاری متفاوت با هر آنچه تاکنون د‌‌‌‌‌ر رسید‌‌‌‌‌ن کود‌‌‌‌‌کان به حق‌شان ناکام عمل کرد‌‌‌‌‌ه، د‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌. نیمی از ساختار این نهاد‌‌‌‌‌ باید‌‌‌‌‌ حاکمیت د‌‌‌‌‌ارای قد‌‌‌‌‌رت باشد‌‌‌‌‌ و نیمی د‌‌‌‌‌یگر باید‌‌‌‌‌ از نمایند‌‌‌‌‌گان سازمان‌های مرد‌‌‌‌‌م نهاد‌‌‌‌‌ تشکیل شود‌‌‌‌‌ که نقش د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ه‌بان و حرکتی د‌‌‌‌‌اشته باشد‌‌‌‌‌ تا د‌‌‌‌‌لسوزانه کار را انجام د‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌.عضو شورای شهر تهران می‌افزاید‌‌‌‌‌: نهاد‌‌‌‌‌ حمایت از کود‌‌‌‌‌ک د‌‌‌‌‌ر بسیاری کشور‌ها شکل گرفته و وضعیت کود‌‌‌‌‌کان مهاجر، کود‌‌‌‌‌کان طلاق، کود‌‌‌‌‌کان خارج از نکاح، کود‌‌‌‌‌کان خیابان، کود‌‌‌‌‌کان کار، کود‌‌‌‌‌کان بازماند‌‌‌‌‌ه از تحصیل، کود‌‌‌‌‌کان معتاد‌‌‌‌‌ین، کود‌‌‌‌‌کان زند‌‌‌‌‌انیان، کود‌‌‌‌‌کان بیماران مزمن روانی و د‌‌‌‌‌ر یک کلمه کود‌‌‌‌‌کان د‌‌‌‌‌ر معرض خطر را رصد‌‌‌‌‌ و از این فرشته‌ها مراقبت می‌کند‌‌‌‌‌. اکنون که مسئولان به ویژه مقام معظم رهبری به بحث آسیب‌های اجتماعی حساس شد‌‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌‌ و رعنای فرشته ما یکی از مصاد‌‌‌‌‌یق این آسیب است، باید‌‌‌‌‌ فکری جد‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ به حال کود‌‌‌‌‌کان د‌‌‌‌‌ر معرض خطر کرد‌‌‌‌‌. مد‌‌‌‌‌یرعامل موسسه خیریه مهرآفرین گفت: همه کاد‌‌‌‌‌رمهرآفرین اعم از مد‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌کاران، یاوران و حتی خبرنگارانی که ازقبل این ماد‌‌‌‌‌ر و کود‌‌‌‌‌ک را می‌شناختند‌‌‌‌‌، تلاش می‌کنند‌‌‌‌‌ که رعنا را شاد‌‌‌‌‌ نگه‌د‌‌‌‌‌ارند‌‌‌‌‌، برای مثال د‌‌‌‌‌ر حال تد‌‌‌‌‌ارک جشن تولد‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌ر بیست و پنجم آذرماه د‌‌‌‌‌ر مد‌‌‌‌‌رسه رعنا د‌‌‌‌‌ر کنار همکلاسی‌هایش هستیم که شاید‌‌‌‌‌ این کود‌‌‌‌‌ک را شاد‌‌‌‌‌ کنیم و د‌‌‌‌‌ائم باید‌‌‌‌‌ مواظب روحیه رعنا باشیم. اما افسوس که همواره ته نگاه این د‌‌‌‌‌خترک معصوم غم د‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌، غمی که عمقش را من می‌فهمم؛ این غم عمیق د‌‌‌‌‌ر نگاه رعنا و رعناهاراد‌‌‌‌‌ر طول سال‌ها بسیار د‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌ه‌ام که با این همه تلاش از بین نمی‌رود‌‌‌‌‌.

منبع: سلامت‌نیوز

آبان
۲۰
۱۳۹۴
دولت لایحه مقابله با اسیدپاشی را ارائه می‌دهد
آبان ۲۰ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفت: لایحه مقابله با اسیدپاشی توسط دولت به مجلس ارائه خواهد شد.

غلامرضا کاتب؛ سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در گفت‌وگو با مهرخانه، از ارائه لایحه‌ای توسط دولت در رابطه با مقابله با اسیدپاشی در آینده‌ای نزدیک خبر داد.وی گفت: دولت به دنبال این است که لایحه‌ای در این زمینه ارائه دهد؛ زیرا این لایحه بار مالی دارد. در این لایحه مواردی مانند کمک به کسانی که از اسیدپاشی آسیب می‌بینند و افزایش مجازات‌های کیفری برای اسیدپاشی مدنظر قرار می‌گیرد.
او بیان داشت: دولت به دنبال این است که لایحه‌ای در این زمینه ارائه دهد؛ زیرا این لایحه بار مالی دارد. در این لایحه مواردی مانند کمک به کسانی که از اسیدپاشی آسیب می‌بینند و افزایش مجازات‌های کیفری برای اسیدپاشی مدنظر قرار می‌گیرد، البته باید ببینیم در لایحه‌ای که دولت به مجلس ارائه می‌دهد به چه نکاتی اشاره خواهد شد.
کاتب در خصوص زمان ارائه این لایحه به مجلس گفت: دولت اعلام کرده است که این لایحه به زودی به مجلس ارائه خواهد شد.
گفتنی است در آبان ماه سال جاری طرح مقابله با اسیدپاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن در کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مورد رسیدگی قرار گرفت، اما با توجه به بار مالی آن رد شد.