صفحه اصلی  »  اسلحه
image_pdfimage_print
مهر
۲۸
۱۳۹۳
زنان و خشونت مسلحانه در خاورمیانه ( قسمت پنجم)
مهر ۲۸ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

5118249163_a8c48e344c_z

عکس: Charles Roffey

ترجمه: فرخ نیک‌مرام

قسمت چهارم: شرحی درباره‌ شبکه‌ زنان سازمان ایانسا (شبکه‌ جهانی کنش در برابر سلاح‌های سبک):

  ژانویه ۲۰۱۱

نقاط شروع به فعالیت

ظرفیت سازی برای مقامات محلی و نیروهای دولتی

در ژوئن ۲۰۱۱ سازمان‌های بزرگ حقوق زنان مانند: «مرکز مشاوره و حمایت حقوقی زنان»، «جامعه‌ توسعه زنان روستایی»، «مرکز مطالعات زنان» و «جامعه‌ زنان شاغل فلسطینی برای توسعه» کارگاهی عملی با مسئولان تشکیلات خودگردان و رسانه‌ها در مورد سلاح‌های سبک، جنسیت، فرهنگ مردانه‌ اسلحه و تاثیرات خشونت مسلحانه بر زنان تشکیل دادند. دادستان کل، دکتر احمد باراک بر اهمیت انجام مطالعات علمی بر روی این مسائل تاکید کرد و برای مقابله با این مشکلات قول همکاری داد. او همچنین از هر گونه پیش نهاد برای انجام تحقیقات علمی در این زمینه استقبال کرد.

سازمان‌های زنان از همکاری پلیس برای به زنانی که مورد خشونت خانگی قرار دارند خبر می‌دهند. زنان در تعلیم پلیس و دستگاه قضایی و تشکیل گروه‌های متخصص مربوط به این مسائل نقش ویژه‌ای دارند.

 آگاهی رسانی، به خصوص در میان جوانان

«تنها راه برای رسیدن به عدالت این است که به مردم آگاهی دهیم. مخصوصا باید به جوانان یاد بدهیم که کشتن و خشونت درست نیستند. این تنها راه ماست! پارسال در یک دبیرستان از شاگردان یکی از کلاس‌هایم سوال کردم  که آیا آنان حق کتک زدن زنان را دارند یا نه. فقط یک نفر از آن شاگردان گفت که چنین حقی را ندارد! در کرانه‌ باختری رود اردن برنامه‌های زیادی در این زمینه وجود دارد ولی در بیت المقدس شرقی، بخصوص در منطقه‌ سیلوان از چنین برنامه‌هایی خبری نیست.»( مصاحبه مرکز زنان سیلوان و ابوطور، بیت المقدس شرقی، ماه می ۲۰۱۱)

بسیاری از گروه‌های خودجوش زنان ابراز آمادگی کرده اند تا برای آگاهی رسانی به جوانان فعالیت کنند. این زنان اعلام آمادگی کردند که به جوانان بیاموزند که کتک زدن یا کشتن زنان کار غلطی است. (مصاحبه در بیت المقدس شرقی، ماه می ۲۰۱۱) این زنان هم اکنون هم در حال انجام کارهای بسیار مهمی از جمله حمایت از زنان و آگاهی رسانی علیه خشونت در جوامع خود هستند، اما از کمبود منابع رنج می‌برند. حمایت برای کمپین‌ها و اطلاع رسانی می‌تواند به این گروه‌های متشکل از زنان کمک بسیار زیادی کند.

 پیشنهادات

۱٫ جمع آوری اطلاعات و تحقیقات را در تمامی سطوح تقویت کنید و این تحقیقات را افزایش دهید

همانگونه که مصاحبه‌ها نشان می‌دهد تحقیقات و جمع آوری اطلاعات در مورد ارتباط بین سلاح‌های سبک، جنسیت و خشونت علیه زنان نخستین گام و گامی بسیار مهم برای انجام سایر فعالیت‌ها است.

یک مطالعه‌ جامع باید دارای پرسشنامه‌هایی برای پلیس، وکلا، قضات، درمانگران، اپراتورهای تلفن‌های اضطراری و مددکاران اجتماعی باشد و این پرسشنامه‌ها باید به این مسائل بپردازند:

  • درمانگران: آیا در هنگام درمان جراحات به نوع سلاحی که برای ایجاد آن جراحات استفاده شده توجه می‌کنید؟
  • پلیس: آیا به تلفن‌های مربوط به خشونت خانگی پاسخ می‌دهید؟ آیا خانه را برای پیدا کردن سلاح گرم بازرسی می‌کنید؟ در موارد خشونت خانگی آیا اسلحه را ضبط می‌کنید؟
  • سرپناه‌ها و تلفن‌های اضطراری: آیا از قربانیان سوال می‌کنید که آیا آنها با اسلحه‌ گرم تهدید شده اند یا آیا عامل خشونت به این نوع اسلحه دسترسی دارد؟

علاوه بر اینها، مطالعات جامع باید شامل مصاحبه‌ جامع و عمیق با گروه‌های نمونه و جمع آوری اطلاعات مربوط به تصور افراد درمورد مفهوم اسلحه و امنیت باشد و این اطلاعات باید با توجه به سن و جنسیت پاسخ دهنده دسته بندی شوند. در کنار این فعالیت‌ها قوانین و اطلاعات پزشکی قانونی (جراحات و قتل) و آرای دادگاه‌ها در پرونده‌های از این قبیل باید مورد بررسی دقیق قرار گیرند.

۲٫ برای زنان ظرفیت سازی کنید تا بتوانند بر سیاست‌ گذاری تاثیر داشته باشند

در طول مصاحبه‌ها زنان تمایل جدی خود برای دریافت آموزش درباره‌ کنترل سلاح‌های سبک و راهبری آموزش‌ها و اطلاع رسانی به وسیله‌ خودشان را اعلام کردند. این زنان گفتند که مایل به فعالیت در سطح جوامع خود و همکاری با مسئولان محلی هستند و علاقه دارند که در این زمینه‌ها آموزش ببینند.

 از آموزش‌های آموزگاران محلی و منطقه‌ای برای گروه‌های زنان حمایت کنید

«به عنوان یک گروه فعال، ما نیاز داریم که اطلاعات بیشتری در مورد مسئله مورد نظرمان داشته باشیم. اگر ما داریم برای این شبکه در سطح محلی برنامه ریزی می‌کنیم، به نظر من ما باید در مورد تاثیرات سلاح‌های سبک بر روی زنان و این که ما چه فعالیت‌هایی درباره‌اش باید بکنیم اطلاعات دقیقی داشته باشیم. ما باید برای خودمان ظرفیت سازی کنیم.»( جلسه‌ مصاحبه با گروه نمونه، جامعه‌ توسعه زنان روستایی، سرزمین‌های فلسطین اشغالی، ماه می ۲۰۱۱)

مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که زنان بر این باورند که در مورد مسئله‌ حساس سلاح‌های سبک، در هر سه کشور برای خودشان ظرفیت سازی کنند. زنانی که می‌خواهند جامعه را تعلیم دهند باید  خود از تعلیمات لازم برخوردار باشند و کسی که این آموزگاران آینده را تعلیم می‌دهد باید:

  • ظرفیت زنان و گروه‌های زنان را افزایش دهد تا آنان بتوانند بر روی دولت‌ها و مجالس کشورهایشان تاثیر بگذارند و سیاست‌های ملی را به سوی کاهش خشونت علیه زنان و کنترل سلاح‌های سبک پیش ببرند.
  • اجرای بهتر قطعنامه‌ ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل از طریق مشارکت معنادار روز افزون زنان در آگاهی رسانی، کنترل سلاح‌های سبک و خلع سلاح را مد نظر قرار دهد.

بر اساس نتایج مطالعات چند گانه (پیشنهاد اول) جلسات آماده سازی مربیانی که آموزگاران زن را تعلیم می دهند باید شامل این موارد باشند: مفاهیم و ادبیات تخصصی سلاح‌های سبک، ابعاد جنسیتی مالکیت و استفاده از این سلاح‌ها، تاثیرات اسلحه بر روی زنان، ابزار و استانداردهای بین المللی و منطقه‌ای در مورد سلاح‌های سبک و حقوق زنان، قطعنامه‌ ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد، نقاط شروع به فعالیت در جوامع مختلف، روند کاری سازمان ملل متحد در مورد مسئله‌ سلاح‌های کوچک، توافقنامه‌ تجارت اسلحه و زنان، قوانین ملی درمورد اسلحه و ارتباط آنان با قوانین خشونت علیه زنان، نقش کمیسیون ملی سلاح‌های سبک و استراتژی‌های ارتباطی و تولید کمپین.

شرکت کنندگان در مسائلی که تخصص دارند جلسات را اداره می‌کنند و اطلاعات خود را با دیگران در میان می‌گذارند. تعلیمات باید شامل دست کم دو افسر پلیس یا ماموران دولتی باشد و در صورت امکان ۵۰ درصد از شرکت کنندگان را باید زنان ۴۰ ساله یا جوان‌تر تشکیل دهند تا به گروه‌های تخصصی زنان که در حال شکل گیری هستند قدرت بیشتری داده شود. شرکت دادن مسئولان امنیتی و دولتی کمک می‌کند که جامعه مدنی بتواند بر روی سیاست‌های مربوط به سلاح‌های سبک تاثیر بگذارد. این کار همچنین به همکاری و نزدیکی هر چه بیشتر مسئولان اجرای قوانین مربوط به اسلحه و فعالان مسائل زنان می‌انجامد. شرکت کنندگان در این جلسات به همراه مسئولان دولتی می‌توانند فعالان قدرتمندی برای پی‌گیری این اهداف باشند.

 از زنان حمایت کنید تا خود تعلیمات خود را رهبری کنند

از این که زنان به متخصصان و مسئولان منطقه‌ای در این موارد آموزش دهند حمایت کنید

«ما می‌توانیم پلیس را هم در این پروژه وارد کنیم. باید پلیس را هدف قرار داد. ما باید با پلیس گفتگو کنیم که چطور از ما مراقبت کنند. ببینید! چه کسی قانون را اعمال می‌کند؟ پلیس! ما می‌توانیم تعلیماتمان را با آن‌ها انجام دهیم.»( پیام آوران صلح/ سازمان زنان مسیحی جوان، اردن، جلسه مصاحبه با گروه نمونه، ماه می ۲۰۱۱)

زنان همچنین برای آموزش سایر افراد از جمله اعضای مذکر جامعه، درمانگران، پلیس، قضات، سرپناه‌ها و اپراتورهای شماره تلفن‌های اضطراری ابراز تمایل کردند. دو مسئله‌ خشونت مسلحانه و  خشونت علیه زنان تطابق زیادی با یکدیگر دارند و برای پاسخ مناسب به هر دو همکاری گروه‌های مختلف لازم است. مثلا مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۰ در لبنان انجام شده بود نشان داد که عدم آموزش کافی به درمانگران و نگاه آنان به خشونت، شناسایی خشونت علیه زنان و حمایت از قربانیان را محدود می‌کند. درمانگران می‌توانند آموزش ببینند تا پاسخ بهتری به خشونت علیه زنان داده شود و به گونه‌ای مناسب‌تر به جمع آوری اطلاعات کمک کنند. علاوه بر آن اداره کنندگان سرپناه‌ها برای زنان، پلیس و سایر مسئولان امنیتی باید آموزش ببینند تا بتوانند موارد خشونت مسلحانه را شناسایی کرده، به آنها واکنش مناسب نشان دهند. برای تقویت نظام قضایی، قضات، دادستان‌ها و وکلا نیز باید آموزش ببیند. این آموزش ها باید از سوی سازمان‌های زنان محلی که آموزگارانشان پیشتر تعلیمات لازم را دیده‌اند ارائه شوند.

 ۳٫ از فعالیت‌های اجتماعی و کمپین‌های زنان برای کنتری سلاح‌های سبک و خلع سلاح پشتیبانی کنید

در مصاحبه‌ها و گفتگوها در گروه‌های نمونه، زنان ابراز تمایل کردند که خود عناصری فعال و عاملان تغییر باشند. تغییر در تمامی سطوح، از جمع‌های چند نفره گرفته تا جامعه و در تصمیم گیری‌های ملی و بین المللی. زنان می‌توانند با ساختن بر روی پایه‌ ساخته شده بر اساس نتایج تحقیقات و دانش کسب شده، در مسیر تعلیم، نمایندگان موثرتری برای هدف خود باشند.

 تاثیرگذاری زنان، طراحی سیاست‌های موثر ملی، منطقه‌ای و بین المللی

«ما می خواهیم قوانینی وضع شوند. ما می خواهیم آگاهی مردم را بالا برده، این مشکل را ریشه‌کن کنیم. کمک و مداخله‌ پلیس و مقامات، بخصوص در منطقه‌ (C) به تنهایی کافی نیست. ما می توانیم یک کمپین  راه اندازی کنیم. کسی در این مورد حرفی نمی‌زند. تمام سازمان‌های زنان درباره‌ خشونت روانی و فیزیکی حرف می‌زنند ولی هیچ‌کس در مورد این زنانی که به خاطر انتقام جویی کشته می‌شوند کلامی نمی گوید. ما باید جامعه و مقامات را، شاید وزارت آموزش و پرورش را درگیر کنیم که مسئله‌ انتقام را جا بیاندازند. تا اینجای کار مدارس در این مورد کاری انجام نداده‌اند. این مسئله‌ کوچکی نیست. ما باید با کمک مساجد و سایر بنیادها اطلاع رسانی کنیم.»( جلسه‌ مصاحبه با گروه نمونه، مرکز مشاوره و حمایت حقوقی از زنان، رام‌الله، ماه می ۲۰۱۱)

در سطح سیاست گذاری، هدف باید وضع و گسترش قوانینی باشد که اززنان حمایت می‌کنند، به مسئله‌ سلاح‌های سبک می‌پردازند و مردانی که پیشینه‌ خشونت خانگی دارند را از داشتن اسلحه منع می‌ کنند. همچنین هدف باید بر اجرای این قوانین و بازرسی‌ها و نیروهایی باشد که به ابعاد جنسیتی این مسئله آگاهی داشته باشند.

 کمپین زنان در سطح جامعه، خیزش عربی؛ جوانان و آموزش صلح

«تنها راه رسیدن به عدالت آموزش دادن جوانان است. باید به آنان یاد داد که کشتار و خشونت غلط است. این تنها راهی است که ما داریم.»( مصاحبه، مرکز زنان سیلوان و ابوطور، ماه می ۲۰۱۱)

در سطح اجتماع، زنان بر این باورند که بزرگترین هدف برای آموزش و اطلاع رسانی باید جوانان باشند. رابطه‌ بین داشتن اسلحه و مردانگی باید در میان جوانان از بین برود. گروه‌های مسلح، گروه‌های جامعه‌ مدنی، درمانگران، ماموران پلیس، ماموران مرزداری، قضات و سرپناه‌های ایجاد شده برای زنان نیز باید از آموزش برخوردار شوند.

 ۴٫ شبکه‌هایی از زنان برای فعالیت در مورد مسئله‌ سلاح‌های سبک تشکیل دهید

شبکه‌ای از زنان عرب که بر مسائل جنسیت، حقوق زنان و خشونت مسلحانه متمرکز باشند می‌تواند برای سازمان‌های زنان در زمینه‌های تشریک اطلاعات و پیشبرد اهداف کمک کند.

«شبکه سازی خیلی مهم است. وحدت همیشه قدرت می‌آورد. ما می توانیم با هم ارتباط بگیریم و به یکدیگر کمک کنیم.»(مصاحبه، سازمان بشردوستانه‌ی زنان، بیروت، لبنان، ماه می ۲۰۱۱)

«من به دو نمونه شبکه فکر می‌کنم. یکی برای گروه‌های زنانی که با خشونت خانگی رو به رو هستند و یکی برای گروه‌های زنانی که به اشکال مختلف با قربانی خشونت مسلحانه کار می‌کنند. کار شبکه‌ اول این است که اطلاعات و تجربیات در آن به اشتراک گذاشته شود و کار شبکه‌ دوم این است که به زنان محروم که قربانی خشونت مسلحانه شده‌اند کمک برساند. شبکه‌ اول باید سیاست‌ها و قوانین مورد نیاز در مورد زنانی که قربانی خشونت مسلحانه می‌شوند را شکل داده معرفی کند. شبکه‌ دوم باید به زنان محروم و آسیب دیده حمایت روانشناسی و بازپروری ارائه کند و برای جلوگیری از استفاده از اسلحه به جامعه آموزش دهد. (شبکه‌ اول نیز این اهداف را دنبال می‌کند.) ما می توانیم تجربیاتمان را  ناحیه به ناحیه، میان سازمان‌های مختلف به اشتراک بگذاریم و بخشی از شبکه‌ اول شویم و کمپین‌ها و کار گروه‌های لازم را راه‌اندازی کنیم. ما تمامی امکانات و زمان مورد نیاز برای انجام این کارها را داریم.» ( مکاتبات، مرکز مطالعات زنان، بیت المقدس شرقی، ماه می ۲۰۱۱)

در یک مطالعه که در سال ۲۰۱۱ در بیت المقدس شرقی انجام گرفت، سازمان‌های جامعه محور که با توجه به کوچک بودن و پیچیده نبودنشان نسبت به سازمان‌های غیر دولتی محدودتر هستند، به همکاری با سازمان‌های دیگر ابراز تمایل کردند و این کار را به نفع خود دانستند. همچنین نیاز به پل‌های ارتباطی بین مناطق و مسائل، میان سازمان‌های بین المللی و سازمان‌های غیر دولتی منطقه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. «در حالی که تاثیرگذاری ائتلاف‌های به خصوص، ممکن است واضح نباشد، احساس کلی بر این است که همکاری بین سازمان‌های مختلف زنان که در مورد مسائل مشابه فعالیت دارند به نفع این سازمان‌هاست و این امکان  را ایجاد می‌کند که راه‌های بهتری برای همکاری پیدا شود. اما این واقعیت که تشریک اطلاعات در سطح کنونی بسیار ضعیف است کاملا مشخص بود.»

شرکت کنندگان بدون استثنا توافق داشتند که در این دو زمینه ایجاد شبکه اهمیت دارد:

  • اشتراک استراتژی‌ها برای ایجاد برنامه‌های ملی جهت اجرای قطعنامه‌ ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد
  • یادگیری ادبیات مناسب برای گفتگو در مورد مسائل حساسی مانند کنترل سلاح‌های سبک

 نتیجه گیری

اگر چه تاثیرات مخرب سلاح‌های سبک بر روی زندگی زنان در خاور میانه هنوز به خوبی نمایان نیست، واضح است که گسترش دسترسی به سلاح‌های سبک موجب آسان تر شدن نقض روزمره‌ حقوق زنان و خشونت علیه آنان شده است. مشخص است که این روند ادامه‌دار خواهد بود و زنان در منطقه خواستار توجه به این مسئله هستند. این زنان خواهان جلب توجه عموم به این مشکل و مداخله برای جلوگیری از خشونت علیه زنان و دختران شده اند.

شکستن رابطه‌ بین مردانگی و نگهداری اسلحه نه کار ساده‌ای است و نه به راحتی انجام پذیر است. اما باید برای افزایش نقش زنان در محدوده‌ سلاح‌های سبک و کنترل آن، که به طور سنتی محدوده‌ای مردانه است تلاش شود. به گفته‌ یکی از پاسخ دهندگان در این مصاحبه‌ها، زمان برای تاثیرگذاری زنان و ایجاد قوانین مورد نیاز بسیار مناسب است: «من به عنوان یک زن از وجود یک تفنگ در خانه‌ام ترس دارم. حتی اگر این مسئله حساس باشد، حتما می‌توان راهی برای فعالیت کردن در مورد آن پیدا کرد. ما باید بتوانیم. نمی شود فقط بنشینیم و بگوییم که امکان ندارد.»

مهر
۲۴
۱۳۹۳
زنان و خشونت مسلحانه در خاورمیانه ( قسمت چهارم)
مهر ۲۴ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

5118249439_279977f00d_z

عکس: Charles Roffey

ترجمه: فرخ نیک‌مرام

قسمت چهارم: شرحی درباره‌ شبکه‌ زنان سازمان ایانسا (شبکه‌ جهانی کنش در برابر سلاح‌های سبک):

  ژانویه ۲۰۱۱

سرزمین‌های فلسطینی نشین اشغالی

با توجه به این که کرانه‌ باختری رود اردن، بیت المقدس (اورشلیم) شرقی وغزه در اشغال نیروهای خارجی هستند، مسئله‌ سلاح‌های سبک در این مناطق با کشورهای دیگر کمی تفاوت دارد. از آنجایی که دراین مناطق خرید و فروش اسلحه مخفیانه انجام می‌شود، آمار درستی از شمار اسلحه‌ها در این مناطق در دست نیست. اما در سال ۲۰۰۷ تخمین زده می‌شد که حدود ۱۲۵۰۰۰ قبضه سلاح سبک در دست شهروندان این مناطق است. از سال ۱۹۶۷ بیت المقدس شرقی در اشغال اسرائیل است و غزه و کرانه‌ باختری رود اردن به صورت جدا از هم اداره می‌شوند. بخش (C) کرانه باختری که ۶۰ درصد مساحت آن را تشکیل می‌دهد تحت کنترل امنیتی اسرائیل است. بخش  (A) که حدود ۱۷٫۲ درصد از این منطقه را شامل می‌شود در کنترل کامل مدنی و امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطینی است. بخش (B) از نظر مدنی از سوی فلسطینی‌ها اداره می‌شود ولی از نظر امنیتی اسرائیل و فلسطینی‌ها به همراه هم این منطقه را اداره می‌ کنند. در چارچوب قوانین بین المللی، اسرائیل به عنوان نیروی اشغالگر مسئول امنیت این مناطق و غزه است. پیچیدگی شرایط بر سر توازن قدرت و این واقعیت که تشکیلات خودگردان تنها امنیت ۱۷٫۲ درصد از آن سرزمین را در دست دارد، کنترل سلاح‌های سبک و اعمال قوانین را با مشکلات عدیده رو به رو کرده است.

 اشغال مکرر موجب تقویت ساختار پدرسالارانه‌ قبایل شده است

در این مناطق هم داشتن اسلحه به سنن قبیله‌ای بر می‌گردد که در نتیجه‌ اشغال ممتد این سرزمین‌ها از سوی امپراتوری عثمانی، بریتانیا و اکنون اسرائیل، این مسئله بیشتر ریشه دوانده است. این اشغال‌ها به نفع قوانین و نظام عدالت قبیله‌ای تمام شده است. برای اعراب مناطق فلسطینی به طورسنتی اسلحه نماد قدرت در درگیری‌های قبیله‌ای بر سر آب، زمین، انتقام و یا حمایت از گله‌های حیوانات بوده است. گروه‌هایی که در سال ۲۰۰۵ مورد مصاحبه قرار گرفتند به نقش تشکیلات خودگردان در تقویت این قبایل و تضعیف خود تشکیلات، از طریق ارائه‌ کمک مالی به این قبیله‌ها سخن گفتند. «این باعث شد که مردم اول وفاداری خود را به خانواده‌ها و سران قبایل داشته باشند و بعد به نظام دولتی و احزاب وفاداری داشته باشند.»

خانواده‌ها معمولا یک اسلحه دارند که برای خریدش تمام اعضای آن خانواده سهم می‌گذارند. خشونت مسلحانه نه تنها بر روی قربانی و مجرم، که بر روی تمامی اعضای خانواده تاثیر دارد. در صورت وقوع خشونت مسلحانه تمامی اعضای خانواده مسئولند و باید بهای آن جرم را بپردازند. اگر راه حلی پیدا نشد، درگیری های خشونت آمیز برای انتقام شروع می‌شوند. زنان معمولا اسلحه ندارند و با خود سلاح حمل نمی‌کنند ولی هنگامی که اعضای مذکر خانواده‌ها دچار درگیری می‌شوند زنان گاها شمارزیادی از قربانیان را تشکیل می‌دهند. وقتی که مردی کشته می‌شود زن نقش نان آور خانواده را بازی می‌کند و فقرو بدهی و نگهداری از فرزندان کار بسیار دشواری است. علاوه بر تمام این مشکلات، این زنان در این مناطق همیشه احساس خطر می‌کنند و برایشان دشوار است که خانه خود را ترک کنند.

 خشونت علیه زنان؛ شدید و کمتر گزارش شده

خشونت علیه زنان در مناطق فلسطینی نشین به دلیل فرهنگ جنگ طلبی شبه نظامیان و تضادها بسیار شدید است و کمتر گزارش می‌شود. در سرشماری‌ که بین سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ انجام شد دو نوع اصلی قتل ناموسی زنان، قتل با ضرب گلوله و خفه کردن است و عاملان این جرایم ناموسی معمولا مجازات نمی‌شوند. مطالعه‌ای از دفتر مرکزی آمار فلسطینی در سال ۲۰۰۶ نشان داد که در میان زنانی که تا به حال ازدواج کرده‌اند در هر سال دست کم یک بار ۶۱٫۷ درصد از خشونت روانی، ۲۳٫۳ درصد از خشونت فیزیکی و ۱۰٫۹ درصد از خشونت جنسی رنج می‌برند. ۲۵ درصد از زنانی که هرگز ازدواج نکرده‌اند نیز در معرض خشونت فیزیکی قرار دارند و ۵۲٫۷ ازاین زنان دست کم یک باراز سوی یکی از اعضای خانواده مورد خشونت و آزار روانی قرار می‌گیرند.

قوانین در کرانه‌ باختری و غزه باقی مانده از دوران عثمانی، اشغال بریتانیا، مصر پیش از ۱۹۶۷ (برای غزه) و اردن (برای کرانه‌ باختری رود اردن) به علاوه‌ قوانین تشکیلات خودگردان و قوانین نظامی اسرائیل هستند. قضات معمولا تعلیمات لازم را ندیده‌اند و در قوانین کرانه‌ باختری و غزه ماده‌ای قانونی مربوط به خشونت خانگی وجود ندارد. پلیس و قضات از بندهای کلی‌تر قانون برای برخورد با این مسائل بهره می‌گیرند. پیش نویس قانون جزایی برای یکی کردن قوانین غزه و تشکیلات خودگردان در سال ۲۰۰۳ به شورای قانونگذاری فلسطینی پیشنهاد شد ولی همچنان به شکل پیش نویس باقی مانده است. پیش نویس جدیدی به رهبر تشکیلات خودگردان فلسطینی نیز ارائه شد ولی آن هم هنوز به تصویب نرسیده است.

 کرانه‌ باختری رود اردن

زنان این منطقه از انواع خشونت، از شهرک نشینان معمولا مسلح اسرائیلی گرفته تا ارتش اسرائیل و خانواده و جامعه‌ خود رنج می‌برند. گسترش سلاح‌های سبک در میان شهرک نشینان و حضور نظامیان اسرائیلی در بیشتر نقاط کرانه‌ باختری به این باور که اسلحه نماد قدرت است دامن می‌زند. همچنین گفته می‌شود که پس از انتفاضه‌ دوم در سال ۲۰۰۰ مردان فلسطینی با بحران مردانگی رو به رو شده اند چرا که نمی‌توانند خانواده‌ خود را در مقابل نیروی خارجی حمایت و زندگی شان را تامین کنند. این باور نیز در میان برخی وجود دارد که همین بحران مردانگی منجر به افزایش خشونت علیه زنان شده است. به گفته‌ شلبوب کورکیان «تشدید خشونت اسرائیل و تخفیف نقش مرد فلسطینی از طریق به چالش کشیدن مردانگی آنان روی هم انبار شده و بر روابط جنسیتی در خانواده تاثیر گذاشته است.» در نتیجه‌ این وقایع، سلاح‌های سبک ممکن است به عنوان روشی برای اعمال مجدد مردانگی به کار روند.

 اسلحه و مردانگی

شرکت کنندگان در مصاحبه‌های گروهی در سال ۲۰۰۵ به این نکته اشاره نمودند که جوانان برای نشان دادن موقعیت خود در میان هم سن هایشان اسلحه حمل می‌کنند و دوست دارند با دلیل یا بی دلیل تیراندازی کنند که مردانگی خود را ثابت کنند. داشتن اسلحه به آنان احساس غرور می‌دهد. در مصاحبه‌ای با یک فعال حقوق زنان در نابلس، این رابطه‌ اسلحه با مردانگی بهتر تشریح شد. او می‌گوید: «در اینجا فقط مردان از اسلحه استفاده می‌کنند. گاهی این اسلحه بخشی از شخصیت آنها می شود.» (ماه می ۲۰۱۱)

گروه‌های حقوق زنان گزارش می‌دهند که مردان جوان، بخصوص در جنوب، گاها اختلافاتشان را با برخورد مسلحانه که معمولا به کشتار ختم می‌شود حل می‌کنند. زنان باید در بلند مدت با فشارهای روانی و اجتماعی- اقتصادی این خشونت کنار بیایند. بخصوص زمانی که بیوه شده انند و باید از فرزندانشان نیزنگهداری کنند.

 اسلحه و خشونت خانگی

زنان فلسطینی درخانه هم قربانی خشونت روانی و فیزیکی در برابراسلحه هستند. تا کنون سرپناه‌های زنان و گروه‌های خدمات به زنان به مسئله‌ نقش اسلحه در هر مورد نپرداخته اند و از زنان پرسیده نمی‌شود که آیا فردی که آنان را مورد آزار قرار داده است به سلاح گرم دسترسی دارد یا خیر. زنان فلسطینی به این بنیادها اطمینان ندارند و ازانتقام خانواده‌های غیرتی خود وحشت دارند. علاوه بر این، این زنان نگرانند که اگر این موارد را به طور کامل گزارش کنند شوهرانشان سر از زندان‌های اسرائیلی در می‌آورند. پس این مشکلات معمولا تنها با اعضای بسیار نزدیک خانواده در میان گذاشته می‌شود. زنان به این سازمان ها از این رو نیز اعتماد ندارند که مبادا اطلاعاتی که به این سازمان‌ها می‌دهند بر خلاف میلشان با مسئولان فلسطینی یا اسرائیلی در میان گذاشته شود.

«چند سال پیش مردی زنش را با تفنگ تهدید می‌کرد. کلی زمان برد تا زن با مداخله پلیس موافقت کند. سپس پلیس مداخله کرده، اسلحه‌ مرد را از او گرفتند. او طلاق گرفت. پلیس الآن بخشی به نام «حمایت از خانواده» دارد که مامورانش برای این موارد آموزش دیده‌اند. با این وجود همچنان این باور وجود دارد که خشونت خانگی یک مسئله‌ خصوصی است و زنان هنوز به پلیس اعتماد ندارند. زنان از این که خانواده‌های خود را عصبانی کنند می‌ترسند. اگر از زنان بپرسید که آیا شوهرشان به اسلحه دسترسی دارد یا خیر، این سوال آنان را می‌تواند بترساند. از شما می‌پرسند: «چرا این سوال را می‌کنی؟» فکر می‌کنند این اطلاعات ممکن است به دست اسرائیلی‌ها برسد. (مصاحبه با جامعه‌ حمایت از خانواده، نابلوس، ماه می ۲۰۱۱)

نظر به این که تعداد زنانی که در مقابل آزار درخانه درخواست کمک می‌کنند بسیار کم است، احتمال می‌رود که شمار زنانی که در خانه با اسلحه شوهرانشان تهدید می‌شوند بسیار بالا باشد. این زنان از ترس این که شوهرانشان به زندان‌های اسرائیلی بیافتند ممکن است سالیان سال در همین ترس و سرکوب زندگی کنند.

 بیت المقدس (اورشلیم) شرقی      

پس از این که در سال ۱۹۶۷ اسرائیل بیت المقدس (اورشلیم) شرقی را اشغال کرد، به فلسطینیان ساکن آن مناطق «کارت شناسایی اورشلیم» داده شد. این کارت‌ها مدرک سکونت دائم این افراد است و به آنان امکان دسترسی به بیت المقدس شرقی را می‌دهد. اسرائیل داشتن و استفاده از سلاح گرم را ممنوع کرده است. بسیاری از مصاحبه شوندگان گفته‌اند که کسی در بیت‌المقدس شرقی اسلحه ندارد، چرا که خطر آن بسیار زیاد است.

با این وجود مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که همچنان اسلحه‌ها برای شادمانی در مراسم عروسی یا درگیری‌های مستقیم مانند انتقام جویی‌ها در بیت‌المقدس شرقی مورد استفاده قرار می‌گیرند اما نه به شکل آشکار.

 مطالعه‌ موردی

جنایت ناموسی، سیلوان، بیت المقدس شرقی

برگرفته از سازمان زنان سیلوان و ابوطور

این مصاحبه از ماه می ۲۰۱۱ نشان از دشواری به دست آوردن اطلاعات در مورد استفاده از اسلحه و جنایت‌های ناموسی بخصوص در بیت المقدس شرقی است که پلیس و نظام قضایی در آن به درستی فعالیت نمی‌کنند.

«ما بلافاصله در مورد دخترها خبردار نمی‌شویم. معمولا زمان می‌برد تا خبر به ما برسد. پارسال یک زن به ضرب گلوله کشته شد. آن زن بچه هم داشت. اما پدرش او را کشت و دفن کرد. تنها پس از آن که یک نفر قبر را پیدا کرد مسئله علنی شد. پدرش فکر کرده بود که او با مرد دیگری بجز شوهرش در همین خیابان ارتباط داشته. همین خیابان ابوطور. این تنها دلیلی است که من می‌دانم. شوهرش دنبالش می‌گشت. پدرش هم به روی خودش نمی‌آورد و او هم دنبالش می‌گردد. او را اینجا نکشته و در اریحا این کار را کرده بود. او را آنجا برده و در آن زمین‌ها دفنش کرده بود. ولی قبل از این که او را بکشد، سر راه آن زن از  ماشین ATM پول نقد گرفته بود. پلیس این را دنبال کرد و به او رسید. ولی این مرد چون «کارت شناسایی اورشلیم» دارد الآن آزاد است. پلیس فلسطینی نمی تواند به اینجا بیاید و پلیس اسرائیل هم اهمیت نمی‌دهد. اگر به کرانه‌ باختری رود اردن هم برود احتمالا کاری با او نخواهند داشت چون به دلایل ناموسی آن زن را کشته است.

من تنها به این دلیل از این مورد خبردار شدم که در خیابان ما زندگی می‌کردند. معمولا کسی چیزی نمی‌فهمد. اگر کسی بر سر ناموس کشته شود، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. در اسرائیل اگر دستگیر شود ممکن است دو تا سه سال زندانی برایش در نظر بگیرند. بعد هم آزاد می‌شود. از عدالت اینجا خبری نیست. یک دختر دیگر هم بود که اتهام زنا به او زدند و پدرش با گلوله در سیلوان او را کشت. هیچ کس هیچ چیز در این مورد نمی‌گوید. حرف زدن به معنای اطلاع دادن به پلیس اسرائیل است. هیچ کس در خانه تفنگ نگه نمی‌دارد چون هر لحظه ممکن است خانه‌شان را بگردند ولی کسی با کشتن مشکلی ندارد.»(مصاحبه با مرکز زنان سیلوان و ابوطور، ماه می ۲۰۱۱)

به دلیل بی قانونی در بیت المقدس شرقی، جرایم بین فلسطینیان من جمله قتل‌های ناموسی را کسی پی‌گیری و مجازات نمی‌کند. مسائل معمولا به طور غیر رسمی بین افراد و گروه‌ها حل می‌شود که در واقع به این معناست که فرد یا گروه قوی‌تر همیشه برنده است.

 غزه

در غزه شمار اسلحه‌های سبک در دوران انتفاضه‌ دوم ناگهان بالا رفت. به عکس انتفاضه‌ اول که فلسطینی‌ها به صورت مسالمت‌آمیز مبارزه کردند و راهپیمایی راه انداختند. در انتفاضه‌ دوم واکنش به سیاست‌های اسرائیل خشونت آمیز بود و در میان این خشونت‌ها خشونت مسلحانه هم وجود داشت. اکثر این سلاح‌ها از طریق مصر و با کمک دلال‌های اسرائیلی وارد غزه شدند ولی خود ساکنان غزه نیز تلاش کردند که در همان غزه سلاح‌های سبک برای استفاده‌ خود تولید کنند.

مقاومت تنها دلیل تمایل خانواده‌ها به داشتن اسلحه نیست. خانواده‌ها و افراد به دلایلی جز مقاومت‌ هم به داشتن اسلحه تمایل داشتند. در مصاحبه‌های انجام شده با گروه‌ها در سال ۲۰۰۵، ۸۹٫۶ درصد از مصاحبه شوندگان بر این عقیده بودند که تعداد اسلحه‌ها در جوامع آنها بیش از حد است.

 جنایات ناموسی و خشونت خانگی

زنان آمارجدیدی از قتل‌های ناموسی را گزارش کرده‌اند. این سوال پیش می‌آید که چندین زن جرات نمی‌کنند با برادرانشان مخالفت کنند چون برادرانشان دسترسی به اسلحه دارند؟ زنان می‌دانند که اگر کشته شوند، هیچ عواقبی برای قاتل وجود نخواهد داشت.

در غزه، تحت حکومت حماس، قوانین، زنان را در بسیاری موارد مانند ازدواج، طلاق، ارث و خشونت خانگی در موقعیت پایین تر از مردان قرار می‌دهند. تجاوز، خشونت خانگی و جنایات با انگیزه‌ ناموسی بسیار متداول است و معمولا مجازاتی در کار نیست. مطالعه‌ای که در ماه دسامبر سال ۲۰۰۹ از سوی «مرکز اطلاعات و رسانه‌های زنان فلسطینی» انجام گرفت نشان می‌دهد که ۷۷ درصد از زنان در غزه از انواع خشونت‌ها و آزارها رنج می‌برند. ۵۳ درصد از این زنان تجربه‌ خشونت فیزیکی را دارند و ۱۵ درصد تحت خشونت جنسی قرار داشته‌اند.

«در مورد جرایمی که به نام ناموس انجام می‌شوند، مجازات‌ها بسیار سبک است. حداکثر ۲ تا ۶ ماه زندانی. همیشه‌هم بهانه این است که خود زن مرتکب گناهی شده است. مثلا زن مقصر بوده و… اما معمولا تمام این حرف‌ها دروغ است و زن برای ارث یا به دلیل درگیری‌های خانوادگی کشته شده. شاید اصلا این شوهر فقط حوصله‌اش از این زن سر رفته و او را کشته است.»(مصاحبه با کمیته‌ی تکنیکی امور زنان در غزه، ژانویه‌ی سال ۲۰۱۱)

«یک بار زنی نزد ما (کمیته‌ تکنیکی امور زنان) آمد و گفت که برادرش می‌خواهد بر سر ارث او را با تفنگش به قتل برساند. ترسیده بود و از ما می‌خواست که از او حمایت کنیم. ما بلافاصله با فمینیست‌های غزه یک کمپین درست کردیم و پلیس را خبر کردیم. ما برادرش را مجبور کردیم که نامه‌ای بنویسد و در آن نامه تعهد کند که به هیچ عنوان به خواهرش آسیبی نخواهد رساند.» ( مصاحبه در غزه، ژانویه‌ی ۲۰۱۱)

واضح است که شرایط تملک اسلحه و استفاده از آن و قوانین مربوط به آن‌ها در غزه بسیار با شرایط بیت المقدس شرقی و کرانه‌ باختری تفاوت دارد. با وجود این، در میان تمام این مناطق روندهای مشابه دیده می‌شود. سلاح‌های سبک خشونت علیه زنان را آسان می‌کند، به مردان کمک می‌کند که رفتار جنسی زنان را تحت کنترل خود بگیرند. دسترسی داشتن به اسلحه و استفاده از آن همچنین عدالت فردی و نظام ناموسی و پدر سالاری را نیز در این جوامع بیش از پیش تحکیم می‌کند.

اگرچه زنان فلسطینی در مواردی در مورد سلاح‌های سبک و کنترل آنان فعالیت‌هایی داشته اند، چه دلایلی موجب شده است که این زنان نتوانند به گونه‌ای سازمان یافته تر به این مسئله بپردازند؟ چه امتیازاتی برای زنان فلسطینی وجود دارد که بتوانند از آنان استفاده کرده، در برابر سلاح‌های سبک موضع جدی بگیرند؟

 چالش‌ها

درگیری قدرت و نارضایتی از ضعف نیروهای امنیتی فلسطینی

بزرگترین چالش در برابر زنان فلسطینی پیچیدگی شرایط و عدم اجرای قانون در بسیاری از این مناطق بوده است. بر اساس گزارش اخیر «سازمان جهانی بحران» همکاری بین فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها معمولا به معنای این است که فلسطینی‌ها از راهکارهای اسرائیلی‌ها اطاعت کنند. این نیروها هم زمان برای حفظ امنیت کشور خود و همچنین «به نمایندگی از نیروی خارجی برای سرکوب مقاومت مسلحانه مردم خود در برابر اسرائیل» فعالیت می‌کنند. نظر به این که اسرائیلی‌ها باید حرکت ماموران تشکیلات خود گردان از هر شهر به شهر دیگر را تائید کنند، فعالیت برای نیروهای امنیتی فلسطینی بسیار دشوار می‌شود. زمانی که اسرائیل در بخش (A) ماموریتی انجام می‌دهد، نیروهای فلسطینی باید بلافاصله منطقه را ترک کنند. به گفته‌ نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان: «ما می دانیم که افسرانمان اگر به موقع منطقه را ترک نکنند از سوی نیروهای اسرائیلی مورد هدف قرار می‌گیرند.»

 بی اعتمادی به مسئولان و دشواری برای جمع آوری اطلاعات

شمار بسیار اندکی از زنانی که مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند علیه شوهر خود از قانون طلب حمایت می کنند. بیشتر زنان فلسطینی که قربانی خشونت خانگی هستند با سایر اعضای خانواده و فامیل حرف می‌زنند. زنانی که در گروه‌های مصاحبه شونده شرکت داشتند، عدم تمایل خود به افزایش تنش در میان خانواده خود را نیز یکی از دلایل سکوت در برابر خشونت خانگی از سوی همسرانشان دانستند. بخشی از این مشکل می‌تواند به دلیل دشواری دسترسی به پلیس و عدم اعتماد به پلیس و دادگاه‌ها به وجود آمده باشد. در نظر سنجی انجام شده بر روی گروه‌های حاضر در سال ۲۰۰۵، هیچ کدام از شرکت کنندگان به این سوال که آیا خانواده‌ آنان اسلحه دارند یا خیر پاسخ ندادند.

ادامه دارد…