صفحه اصلی  »  ازدواج کودکان
image_pdfimage_print
اردیبهشت
۲۹
مادر شدن در کودکی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Little sad girl with tears in her eyes
image_pdfimage_print

Photo: Hasenonkel//depositphotos.com

ازدواج کودکان در ایران

ماهرخ غلامحسین‌پور

مادرم هفده‌ سالش بود که مرا به دنیا آورد. شانس بیشتری نسبت به دخترهای دور و بر داشت و کمی دیر‌تر به خانه بخت رفته بود. وقتی همسر دایی حسین را با موهای شلال و صورت بزک‌کرده با سرخاب و سفیدآب آوردند خانه دایی، حتی ده سالش هم نمی‌شد و عروسک پنبه‌ای دست‌ساز مادربزرگش را توی بغلش سفت و محکم گرفته بود. این قانون تنها شامل حال دختران نمی‌شد. برادر بزرگ مادرم هم به اذن پدربزرگ وقتی چهارده سالش کامل شده بود، زن گرفت و تشکیل خانواده داد.

متاسفانه ازدواج کودکان مختص روزگار گذشته و محدود به نظام مبتنی بر کارکرد و نقش خانواده در تولید و مصرف و تلاش برای دستیابی به گشایش اقتصادی نیست. در دنیای مدرن امروز هم آمار‌ها تکان‌دهنده‌ است. بخش قابل‌توجهی از ازدواج‌ کودکان زیر پوست شهر رخ می‌دهد، اما گزارش نشده و در آمارها حساب نمی‌شوند. ازدواج کودکان در محله‌های حاشیه‌ شهرهای بزرگ یک رویه عادی و معمولی است. استان‌های سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و غربی، فارس، زنجان، حاشیه تهران، همدان و مازنداران به ترتیب و به لحاظ فراوانی در بالای این جدول قرار دارند.

گشاده‌دستی قانون برای ازدواج کودکان

بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، ازدواج دختران تا قبل از سن ۱۳ سالگی و پسران تا پیش از سن ۱۵ سالگی با اجازه ولی و به شرط مصلحت از سوی قاضی دادگاه صالح قابل انجام است. این قانون به این معناست که ازدواج بعد از سن ۱۳ برای دختران و  سن ۱۵ برای پسران منعی ندارد.

«مهرنوش» مددکار اجتماعی است. او در اتاق «مادر و کودک» اداره دادگستری یکی از شهرهای دورافتاده استان خوزستان کار می‌کند و شاهد طرح شکایت‌های دردناکی است که از سوی کودک- مادرانی مطرح می‌شود که به آنجا پناه می‌برند:

 «باورتان نمی‌شود حتی توان نگه داشتن بچه‌ای که زده بود زیر بغلش را هم نداشت. خودش واقعا بچه بود و من فکر می‌کردم هر لحظه ممکن است بچه بیفتد روی موزاییک‌های دفتر. شناسنامه و اوراق هویتی نداشت، هم خودش هم بچه‌اش! نمی‌دانستم باید چطور کمکش کنم؟ نمی‌شد فهمید دقیقا چند ساله است اما تصور نمی‌کنم بیشتر از سیزده سال داشت. از آن سیزده‌ساله‌های لاغر و درگیر سوء‌ تغذیه که شاید چند ماه گذشته نه گوشت خورده بود نه میوه. بچه را گذاشته بود روی پهلوی راستش تا بتواند وزنش را تحمل کند. گفت هشت سالش بوده که ازدواج کرده. پدرش او را به شوهرش دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان فروخته! پدرش به یک جاعل اسناد پول داده بود  تا برایش گواهی رشد تقلبی درست کنند. می‌گفت حتی بالغ نشده بود که شوهرش به او تجاوز کرد. چون اوراق هویتی نداشت مدرسه هم ثبت‌نامش نکرده بودند. حالا مردک او را توی‌‌ همان آلونک اجاره‌ای که اجاره‌اش هم پرداخت نشده گذاشته و رفته و او آمده بود بپرسد جایی هست که بتواند برای بچه‌اش شیر خشک بگیرد؟ مشکل یکی دو تا نبود. اوراق هویتی خودش و بچه، وضعیت نابسامان تغذیه، ثبت نشدن ازدواج غیرقانونی، خشونت جنسی که به گواهی پزشک مورد اعتماد دادگستری موجب انواع و اقسام قارچ‌ها و عفونت‌ها شده بود، نداشتن جایی برای زندگی و ترس از خشونت پدر. یک‌بند تکرار می‌کرد پدرم بفهمد من و این بچه را می‌کشد! مطمئنم.»

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

دشواری‌های زنانه

دختران خاک و رنج، دختران زلزله

قتل‌های ناموسی در رده نخست

«زهرا کهرام» در طول چند سال گذشته دبیر سمینار «ازدواج اجباری کودکان در محلات حاشیه» بوده است. او امسال در مراسم پایانی این سمینار گفت حتی دختر پنج‌ساله را در استان سیستان و بلوچستان شوهر داده‌اند. دو سال قبل هم به ایسنا گفت در سال ۹۴ بیش از ۲۸ هزار و ۲۴۲ کودک تا پیش از رسیدن به سن ۱۵سالگی ازدواج کرده‌اند. او تاکید کرده بود نباید در مقابل این پدیده سکوت کنیم چرا که مساله ازدواج کودکان در کشورنگران‌کننده است.

دکتر «شهلا اعزازی»، جامعه‌شناس و مدیر بخش مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران نیز این افزایش آمار را تایید و در این مورد اظهار نگرانی کرده و گفته بود  بر اساس یک پژوهش، آمار ازدواج کودکان در حال افزایش است طوری که در سال ۹۴ نسبت به سال‌های قبل، آمار این کودکان ده هزارنفر افزایش یافته است.

بعد از این هشدار‌ها بود که فراکسیون زنان مجلس ازتلاش برای تصویب طرحی برای بالا بردن سن ازدواج دختران از ۱۳ به ۱۵ سال خبر داد. طرحی که به نظر می‌رسد مخالفانی جدی دارد و عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به هر دلیل از تصویب آن ناراضی بوده و با آن مقابله می‌کنند.

 «سعیده» مددکاری است که با نمونه‌های ازدواج کودکان از نزدیک  روبرو شده است. او این پدیده را به خودی خود عامل ایجاد یک وضعیت پیچیده از خشونت می‌داند: «دقت کنید دختربچه‌ای که باید عروسک‌بازی کند یک‌باره با حذف دوران کودکی راهی مراحل زنانگی و میانسالی می‌شود. هم‌خوابگی او با همسرش در واقع نوعی تجاوز جنسی است. او در سن کودکی باردار می‌شود وگاهی حاصل این ازدواج‌ها کودکانی هستند که تولدشان ثبت نمی‌شود. خشونت فیزیکی زیادی در این فرآیند قابل مشاهده است. آنها در معرض پیچیده‌ترین شکل خشونت هستند  و گاهی به جز فقر و محرومیت از تحصیل به تن‌فروشی هم رو می­آورند. باید اقدام به خودکشی و افزایش پدیده کودک- بیوه، مشکل بهداشت باروری و بهداشت شخصی، افسردگی و اختلالات رفتاری، و جدایی از جامعه هم‌سالان و دوستان و خانواده را هم به آن مجموعه اضافه کنیم.»

خانه امن را در تلگرام دنبال کنید 

رونمایی از کتاب تحقیقی «حلقه، نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران»

مراسم رونمایی کتاب تحقیقی «نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» به قلم «رایحه مظفریان» از سوی انتشارات «روشنگران و مطالعات زنان» با استقبال مواجه شد و شاید بتوان انتشار چنین تحقیقاتی را نشانه‌ خوبی برای بازشکافی، بررسی و سرانجام اصلاح این معضل اجتماعی دانست.

این پژوهشگر به خانه امن می­گوید رسم ناخوشایند ازدواج کودکان، مختص جامعه ایران نیست: «با اینکه ازدواج کودکان هر جایی ممکن است اتفاق بیفتد اما اکثریت مردم در سراسر جهان، ازدواج کودکان را نوعی خشونت و تجاوز تلقی می‌کنند. آن‌ها بر این باورند که ازدواج کودکان ممکن است به خشونت‌های زودهنگام جسمی و جنسی، بهره‌کشی و قاچاق منجر شود و به همین دلیل هم باید در پی ریشه‌یابی آن باشیم.  من در پی بررسی آماری جامعه ایران در این مورد بودم. می‌خواستم برای این سوال که چطورمی‌توان برای آینده کودکان در معرض خطر برنامه ریزی‌ صحیحی در پیش گرفت پاسخ درستی پیدا کنم.»

رایحه مظفریان «کمپین گام به گام تا توقف ازدواج کودکان»  را هم راه‌اندازی کرده است. بادکنک نارنجی نماد این کمپین است. نماد کودکانی که به اجبار و از سر نا‌آگاهی خانواده‌ از دنیای کودکی جدا می‌شوند تا بدون تجربه کافی و طی مسیر رشد مناسب و طبیعی، راه بزرگسالی پیش از موعد را آغاز کنند.

او به خانه امن می‌گوید برای فعالیت کمپین و نوشتن کتابش تلاش زیادی کرده و یافتن علت واقعی این ازدواج‌های خشونت‌بار و زودهنگام برایش اهمیت زیادی دارد:«کتاب حلقه و تحقیقاتی که من انجام داده‌ام نتیجه ماه‌ها تلاش و سفر به نقاط مختلف ایران است. مجموعه‌ای که سرشار از ارقام و آمار است، زیرا همین آمار ازدواج و طلاق در سنین مختلف در ایران به روشن کردن وضعیت در گذشته و حال کمک می‌کند. شاید براساس آن بتوان روند آینده را پیش‌بینی کرد و برای یافتن راه‌حل گام  برداشت.»

فروردین
۲۸
۱۵ ساله بود که شوهرش دادند
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Scared boy who needs help
image_pdfimage_print

photo: vladlevickij/depositphotos.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

پرسش: سلام خدمت شما.  نامم هدی است و دانشجو هستم. مدتی است که مطالب سایت شما را می‌خوانم و برایم جالب است. موردی برای یکی از اقوام پیش آمده  که خواستم از شما راهنمایی بگیرم. خواهر عروسمان که مریم نام داشت و ساکن یک شهر کوچک بود،  سه سال پیش خودکشی کرد. خانواده‌اش با مادرم هم نسبت فامیلی دارند. این دختر را در ۱۵ سالگی شوهر دادند.

ماجرا از این قرار بوده که این دختر خیلی زیبا رو بود و به همین دلیل خواستگارهای زیادی داشت. خانواده‌اش هم خیلی سنتی و مذهبی هستند.  یک روز پدر مریم او را در راه بازگشت از مدرسه با  پسری می‌بیند و در خانه او را کتک می‌زند. پسر هم از همسایه‌ها بوده که حالا باهم دوست شده بودند. این باعث می‌شود که خانواده مریم تصمیم بگیرند او را زود شوهر بدهند. پسر خاله مریم که ۲۷ سال سن داشته، خواستگار او می‌شود. مریم خیلی از این موضوع ناراحت بوده و اصلا رضایت به ازدواج نمی‌دهد، حتی تهدید می‌کند که اگر فشار بیاورند، خودکشی می‌کند.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

شوهرم مرا وادار به فروش مواد می‌کند

نگذاشت دختر نابینا مدرسه برود

تجاوز در بستر زناشویی

به هر حال در نهایت راضی‌اش می‌کنند و مریم ازدواج کرده و به خانه شوهر می رود. آن‌طور که شنیدم پس از ازدواج خیلی افسرده شده بود. شوهرش هم فردی سنتی بوده و مانع رفتن او به مدرسه می‌شود. مریم از او خیلی می‌ترسیده و دوست نداشته با او رابطه جنسی داشته باشد. شوهرش مدام او را تحت نظر داشته و مرتب تحقیر می‌کرده است.

خلاصه پس از دو سال مریم به خانواده‌اش می‌گوید که می‌خواهد جدا شود، اما خانواده به شدت او را تحت فشار گذاشته و می‌گویند که باید به زندگی مشترک ادامه دهی. افسردگی مریم روز به روز زیادتر شد و سرانجام خودش را کشت. این ماجرا باعث شد که عروس ما با خانواده  کلا قطع رابطه کند، چون آن‌ها را مسوول مرگ مریم می‌داند. همیشه وقتی باهم صحبت می‌کنیم می‌گوید یک روز انتقام مریم را می‌گیرم. چند روز پیش که سر صحبت باز شد،  گفتم که شاید بشود از پدر و مادرت یا  شوهرش شکایت کنی .  سوال من  این است که آیا می‌شود به دلیل فشار برای ازدواج شکایت کرد؟ آیا پدر و مادر یا شوهر در قبال خودکشی مریم مسوول نیستند؟ اگر عروسمان بخواهد شکایت کند چه کارهایی باید بکند؟

پاسخ: سلام. قبل از پاسخ حقوقی به سوالتان پیشنهاد می‌کنم که همسر برادرتان را به یک مرکز مشاوره معرفی کنید، نه از این بابت که اشتباه فکر می‌کنند بلکه به این دلیل که ممکن است مشاوره روانشناسی راهکارهایی را برای چگونگی برخورد با خودکشی خواهرش ارائه دهد. از لحاظ حقوقی عرض شود که خودکشی در قوانین ایران جرم‌انگاری نشده است، به همین دلیل معاونت در خودکشی از جمله تحریک و ترغیب به آن نیز جرم نیست. فقط اگر خودکشی فرد تحت یک اجبار و اکراه غیرقابل‌تحمل باشد، به صورتی که فرد اراده خود را از دست داده و مجبور به خودکشی شود، در این صورت امکان تعقیب کیفری اجبار‌کننده در قالب قتل وجود دارد. در مورد مساله‌ای که شما تعریف کردید چنین اجبار و اکراهی وجود نداشته است و  خانم مریم در اثر فشارهای روانی ناشی از ازدواج زود هنگام و رفتارهای شوهرش خودکشی کرده است. تا این حد نمی‌توان گفت که خانواده و شوهر مریم مجرم هستند. البته در برخی کشورها اعمال این‌گونه فشارهای روانی که منجر به خودکشی قربانی شود یا جرم بوده و یا مرتکب مسوولیت مدنی داشته و ملزم به جبران خسارت است. اما در حقوق ایران چنین چیزی پیش‌بینی نشده است.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

پرسش: در مورد ازدواج زودهنگام چه؟ آیا پدر و مادرش حق داشته‌اند که مریم را در سن ۱۵ سالگی شوهر دهند؟

پاسخ: متاسفانه در قوانین ایران سن ازدواج پایین است. بر اساس قانون مدنی ایران، سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال است و حتی در برخی موارد با  حکم دادگاه امکان ازدواج زیر ۱۳ سال هم وجود دارد. به همین دلیل ازدواج مریم در سن ۱۵سالگی برخلاف قوانین نبوده است. ضمن اینکه در نهایت خود مریم عقدنامه را امضا کرده و این بدین معنی است که خودش رضایت داده است، گرچه از ته دل راضی نبوده و در اثر فشار خانواده ازدواج کرده است. به همین دلیل متاسفانه نسبت به این موضوع هم امکان شکایت وجود ندارد. به عبارتی فشار روانی در حقوق ایران جایگاهی نداشته و قانون‌گذار به آن توجه نکرده است.

پرسش: خب آیا به نظرتان این قانون ظالمانه نیست؟ یک دختر نوجوان را به زور شوهر می‌دهند و قانون هم چیزی نمی‌گوید؟

پاسخ: متاسفانه این چنین است. از یک طرف سن ازدواج در حقوق ایران پایین‌تر از استانداردهای جهانی است و از طرف دیگر راهکاری قانونی جهت جلوگیری از فشار خانواده برای ازدواج پیش‌بینی نشده است. به همین دلیل در ایران آمار ازدواج کودکان زیاد است. ازدواج در سنین پایین  خود نوعی خشونت خانگی محسوب می‌شود، چون مانع رشد فرد شده و از پیشرفت اجتماعی جلوگیری می‌کند. ضمن اینکه در این گونه ازدواج‌ها احتمال بروز خشونت خانگی نسبت به فرد کم سن و سال افزایش می‌یابد.

پرسش: سوال آخرم این است که  حالا که نمی‌شود شکایت کرد آیا امکان دارد برای ادب کردن شوهر، مهریه مریم را گرفت؟ مهریه‌اش ۴۰۰ سکه بهار ازادی بوده است. عروسمان هدفش این است که شوهر مریم هم یک جوری تاوان کارهایش را بدهد.

پاسخ: بله امکان مطالبه از ناحیه ورثه مریم وجود دارد. در اینجا ورثه مریم پدر و مادرش هستند. البته خود شوهر هم ورثه محسوب می‌شود، به همین دلیل سهم‌الارث شوهر از مهریه کسر و مابقی متعلق به پدر و مادر مریم است. یعنی با این وجود عروستان چون ورثه محسوب نمی‌شود، نمی‌تواند مهریه او را مطالبه کند.

فروردین
۱۰
وقتی «پایتخت» ازدواج کودکان را ترویج می‌کند!
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
photo_2017-09-25_03-29-45
image_pdfimage_print
photo by www.rishenews.com

واکنش ها به موضوع خواستگاری از سارا و نیکا دو کودک بازیگر در سریال پایتخت از همان روزهای اول پخش این سریال در نوروز امسال آغاز شد. حالا فعالین حقوق کودک معتقدند نمی‌توان در برابر این موج ایجاد شده از سوی تلویزیون برای ترویج ازدواج کودکان سکوت کرد و مسولین این رسانه باید در این زمینه پاسخگو باشند.

به گزارش خبرآنلاین، موضوع اصلا شوخی بردار نیست. تصور کنید، سالانه چند صد کودک تنها به دلیل جبر فرهنگی و اجتماعی، از دنیای کودکی خارج می‌شوند و انگار که به سیاره‌ای دیگر پرتاب شده باشند، به زنان و مردانی سرگردان در زندگی زناشویی تبدیل می‌شوند.

آسیب هایی که در کمین این کودکان است آنقدر زیاد است که نباید و نمیتواند، موضوع شوخی های یک سریال طنز پربییننده قرار گیرد. “ما نمیدانیم سرانجام پایتخت چه خواهد شد، اما حتی اگر موضوع خواستگاری از این دوکودک منجر به ازدواج هم نشود، تا همین جا هم نقض گسترده حقوق کودک در قالب شوخی ها و دیالوگ‌های شخصیت های سریال صورت گرفته و باید تهیه کنندگان این سریال، در این خصوص پاسخ دهند.”

واکنش ها به موضوع خواستگاری از سارا و نیکا دو کودک بازیگر در سریال پایتخت از همان روزهای اول پخش این سریال در نوروز امسال آغاز شد. حالا فعالین حقوق کودک معتقدند نمی‌توان در برابر این موج ایجاد شده از سوی تلویزیون برای ترویج ازدواج کودکان سکوت کرد و مسولین این رسانه باید در این زمینه پاسخگو باشند.

تکرار کلیشه های خطرناک!

تثبیت کلیشه‌های اجتماعی در “پایتخت”، (پربیننده ترین سریال این سالهای تلویزیون ایران) کم کم به امری تکراری و البته حساسیت برانگیز بدل شده است. از پافشاری بر کلیشه نقشِ زن در خانواده، تا امروز که معضل جدی ازدواج کودکان عملا دستمایه طنزپردازی شخصیت‌های این سریال قرار گرفته است، همگی حکایت از ادامه دار شدن روندی دارد که آگاهانه یا ناآگاهانه درصدد است، الگوی خاصی از سبک زندگی را در بین مخاطبان ترویج دهد.

ماجرا از این قرار بود که یکی از شخصیتهای سریال، موضوع خواستگاری از این دو دختر حدودا ۱۲-۱۳ ساله را برای برادران خود مطرح می‌کند. با ادامه دار شدن سریال، کم کم بر میزان شوخی‌ها و لودگی‌های حول این موضوع، توسط شخصیت های سریال دامن زده شد که همچنان نیز ادامه دارد.

در حالیکه موضوع ازدواج کودکان به خصوص در سالهای اخیر بسیار مورد توجه نهادهای مدنی قرار گرفته و حتی به طرح بحث های قانونی در زمینه بالا بردن سن ازدواج در مجلس ایران نیز کشیده شده، پخش این سریال با چنین محتوایی در نوروز امسال، نگرانی های زیادی در بین فعالین حقوق کودک ایجاد کرده است.

این درحالی است که در سال‌های گذشته موضوع ازدواج کودکان تبدیل به یک دغدغه جدی مخصوصا در جوامع محلی شده. تنها در سال ۹۴، نزدیک به ۱۳هزار کودک به واسطه طلاق بیوه شده اند، صدا و سیما به ترویج فرهنگی می پردازد که مبلغ ازدواج کودکان است.

فرشید یزدانی، پژوهشگر اجتماعی و مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، در گفتگو با خبرآنلاین با اشاره به این آمار می‌گوید: آنچه در “پایتخت” به نمایش در آمده است نمونه ای از انواع خشونت هایی است که علیه کودکان در جامعه در جریان است. خشونت علیه کودکان جنبه‌های مختلفی دارد؛ از خشونت‌های جسمی و روانی گرفته تا خشونت‌های جنسی. و نمودهای آن را می‌توان در آمار کودک‌آزاری‌ها در خانواده‌ها و مدارس، کار کودکان و ازدواج کودکان دید.

وجود۱۳ هزار کودک بیوه در ایران

یزدانی ادامه میدهد: در حالیکه مطابق آمار ثبت احوال فقط در سال ۹۴ قریب به ۱۳ هزار کودک به‌واسطه طلاق، بیوه شده‌اند، صداوسیمای ما نیز مروج اینگونه خشونت‌ورزی شده است و در سریال پر بیننده‌ای چون پایتخت دو کودک مورد معامله هستند برای ازدواج.

به گفته او این رویکرد در واقع ترویج خشونت جنسی علیه کودکان است که در لفافه‌ای از تکنیک‌های سمعی و بصری و البته موعظه‌های شبه اخلاقی؛ موعظه‌هایی که مبانی ایجابی آن عمدتا برخاسته از چارچوب‌های سلطه گری و رویکردهای مردسالارانه است، نمود پیدا می‌کند: این سریال خشونتی پنهان را چنان ترویج می‌کند که گویا امری عادی و مسلم است؛ خواستگاری از دو کودک ۱۲-۱۳ ساله و استفاده از آن به‌عنوان یکی از سوژه‌های اصلی سریال و طبیعی نشان دادن آن، بدون آنکه به مبانی انتخاب در ازدواج پرداخته شود.

این درحالیست که ازدواج یکی از بزرگترین انتخاب های هر فرد در زندگی است که باید تمامی وجوه عقلانی و احساسی فرد بر آن صحه بگذارد: در چنین شرایطی چگونه کودکی که امکان دادوستد اموال منقول (دارای سند) و غیرمنقول را ندارد، می‌تواند به عقد ازدواج درآید؟!

سلطه این نگرش، مساله ساز است

او در پاسخ به این سوال که آیا ترویج این رویکرد توسط رسانه ملی آگاهانه صورت میگیرد یا ناآگاهانه است می‌گوید: نمیتوانم به طور صریح بگویم، آگاهانه بوده یا نه،ولی حداقل با نگاه خوشبینانه می‌شود گفت که دست اندرکاران آن از حقوق کودک آگاهی درستی نداشته اند و با قالب ذهنی سنتی به آن پرداخته اند. اگر چنین باشد، بازهم این نوع نگرش برای هنرمندان مساله ساز است.

یزدانی البته این روند را ناشی از تسلط رویکرد سنتی مردسالارانه میداند و مایل نیست از این نگاه خود که طبیعتا منافع فردی آنان را نیز تامین می‌کند، کوتاه بیایید.

به گفته این فعال اجتماعی، ماندگاری لایحه حمایت از حقوق کودکان در مجلس هم ناشی از همین نگاه و عمل صدا وسیما نیز امتداد همان نگاه است.

در همین حال برخی از فعالین حقوق کودک معتقدند، صدا و سیما با پخش سریال پایتخت ۵ در ایام نوروز بار دیگر ثابت کرد که رویکردش برخلاف خواست عموم جامعه است.

هادی شریعتی، حقوقدان و فعال حقوق کودک پرداختن به موضوع خواستگاری و ازدواج دو دختر کم سن و سال است را به دور از عرف جامعه معاصر ایران می داند و میگوید: هر چند گروه دیگری از ببیندگان معتقد هستند که باید منتظر قسمت‌های پایانی این مجموعه ماند به این امید که بخش پایانی همراه با پیام اخلاقی و نکوهش ازدواج کودکان باشد. اما حتی اگر چنین پایانی را هم متصور شویم، متاسفانه نویسندگان و دست اندرکاران این مجموعه برای پیام اخلاقی مورد نظرشان، فرهنگ نادرست و ادبیاتی مبتذل را ترویج و خواستگاری از کودکان را عادی سازی کرده اند.

او ادامه می‌دهد: اگر چنین است ، در آن صورت باید پرسید آیا با هر وسیله غیر اخلاقی و غیر فرهنگی می‌توان به هدفی اخلاقی رسید؟!

به گفته این فعال حقوق کودک و عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان، محتوا و زبان طنز سریال نباید بهانه ای برای مطرح شدن یک معضل اجتماعی ، آن هم به این شکل، باشد: سوژه طنز قرار دادن آسیب اجتماعی همچون ازدواج کودکان بدون آنکه پرداخت صحیح و کارشناسانه ای در لایه های این طنز دیده شود بیشتر شبیه چشم بستن و تمسخر همه مشکلات و آسیب هایی است که کودک‌همسری آنها را تولید می کند .آسیب های مثل سقط جنین، افسردگی، طلاق، خیانت در روابط زناشویی و فقر .

پشت پرده های ازدواج کودکان در پایتخت

شریعتی، به نکته تامل برانگیزی در خصوص پشت پرده های پخش این سریال اشاره میکند و میگوید: مسئله ای که در حال حاضر باعث نگرانی فعالین اجتماعی و برخی هنرمندان شده است صرفا پخش یک سریال نیست بلکه ورود یک جریان در قالب سرمایه گذار و حامی در رسانه ملی است.

اشاره او به طور مشخص موسسه رسانه ای اوج حامی مالی مجموعه پایتخت است که پیش از این نیز مبلغ فرهنگی برخی جریان های خاص در سطوح مختلف شهری و اجتماعی بوده است.

شریعتی می‌گوید: تفکرات این گروه در بیلبوردهای خیابانی، محصولات سینمایی و تلویزیونی و در بعضی سایت ها و روزنامه ها کاملا مشهود است.

به باور این فعال حقوق کودک، سریال ها و برنامه های مشابه پایتخت به دلیل طیف گسترده و متنوع مخاطبان قدرت اثر گذاری بالایی دارند: یکی از مشکلات اصلی صدا و سیما بی توجهی و گاهی حتی خاموش کردن صدای هنرمندان صاحب نظر و فعالین اجتماعی است. رسانه ملی بدون مشورت گرفتن از صاحب نظران و متخصصان حوزه های مربوط تولیداتی مسموم به خورد مخاطب می دهد. این یعنی یک ظرفیت آموزشی و یک فرصت مناسب برای فرهنگ سازی، ترویج حقوق شهروندی و حقوق کودکان که متاسفانه این فرصت به راحتی از دست می رود و می سوزد و رسانه ملی را از رسالت اصلی خود دور می کند.

 منبع:فرارو
اسفند
۲۲
به زور شوهرش دادند؛ خودش را کشت
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Photo: hjalmeida/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: hjalmeida/bigstockphoto.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

پرسش: سلام خدمت شما.  نامم هدی است و دانشجو هستم. مدتی است که مطالب سایت شما را می‌خوانم و برایم جالب است. موردی برای یکی از اقوام پیش آمده  که خواستم از شما راهنمایی بگیرم. خواهر عروسمان که مریم نام داشت و ساکن یک شهر کوچک بود،  سه سال پیش خودکشی کرد. خانواده‌اش با مادرم هم نسبت فامیلی دارند. این دختر را در ۱۵ سالگی شوهر دادند.

ماجرا از این قرار بوده که این دختر خیلی زیبا رو بود و به همین دلیل خواستگارهای زیادی داشت. خانواده‌اش هم خیلی سنتی و مذهبی هستند.  یک روز پدر مریم او را در راه بازگشت از مدرسه با  پسری می‌بیند و در خانه او را کتک می‌زند. پسر هم از همسایه‌ها بوده که حالا باهم دوست شده بودند. این باعث می‌شود که خانواده مریم تصمیم بگیرند او را زود شوهر بدهند. پسر خاله مریم که ۲۷ سال سن داشته، خواستگار او می‌شود. مریم خیلی از این موضوع ناراحت بوده و اصلا رضایت به ازدواج نمی‌دهد، حتی تهدید می‌کند که اگر فشار بیاورند، خودکشی می‌کند.

به هر حال در نهایت راضی‌اش می‌کنند و مریم ازدواج کرده و به خانه شوهر می رود. آن‌طور که شنیدم پس از ازدواج خیلی افسرده شده بود. شوهرش هم فردی سنتی بوده و مانع رفتن او به مدرسه می‌شود. مریم از او خیلی می‌ترسیده و دوست نداشته با او رابطه جنسی داشته باشد. شوهرش مدام او را تحت نظر داشته و مرتب تحقیر می‌کرده است.

خلاصه پس از دو سال مریم به خانواده‌اش می‌گوید که می‌خواهد جدا شود، اما خانواده به شدت او را تحت فشار گذاشته و می‌گویند که باید به زندگی مشترک ادامه دهی. افسردگی مریم روز به روز زیادتر شد و سرانجام خودش را کشت. این ماجرا باعث شد که عروس ما با خانواده  کلا قطع رابطه کند، چون آن‌ها را مسوول مرگ مریم می‌داند. همیشه وقتی باهم صحبت می‌کنیم می‌گوید یک روز انتقام مریم را می‌گیرم. چند روز پیش که سر صحبت باز شد،  گفتم که شاید بشود از پدر و مادرت یا  شوهرش شکایت کنی .  سوال من  این است که آیا می‌شود به دلیل فشار برای ازدواج شکایت کرد؟ آیا پدر و مادر یا شوهر در قبال خودکشی مریم مسوول نیستند؟ اگر عروسمان بخواهد شکایت کند چه کارهایی باید بکند؟

درباره ازدواج اجباری بیشتر بخوانید:

اجبار به ازدواج، چطور از آن اجتناب کنیم؟

عروس دزدی به ازدواج اجباری منجر نشد

پاسخ: سلام. قبل از پاسخ حقوقی به سوالتان پیشنهاد می‌کنم که همسر برادرتان را به یک مرکز مشاوره معرفی کنید، نه از این بابت که اشتباه فکر می‌کنند بلکه به این دلیل که ممکن است مشاوره روانشناسی راهکارهایی را برای چگونگی برخورد با خودکشی خواهرش ارائه دهد. از لحاظ حقوقی عرض شود که خودکشی در قوانین ایران جرم‌انگاری نشده است، به همین دلیل معاونت در خودکشی از جمله تحریک و ترغیب به آن نیز جرم نیست. فقط اگر خودکشی فرد تحت یک اجبار و اکراه غیرقابل‌تحمل باشد، به صورتی که فرد اراده خود را از دست داده و مجبور به خودکشی شود، در این صورت امکان تعقیب کیفری اجبار‌کننده در قالب قتل وجود دارد. در مورد مساله‌ای که شما تعریف کردید چنین اجبار و اکراهی وجود نداشته است و  خانم مریم در اثر فشارهای روانی ناشی از ازدواج زود هنگام و رفتارهای شوهرش خودکشی کرده است. تا این حد نمی‌توان گفت که خانواده و شوهر مریم مجرم هستند. البته در برخی کشورها اعمال این‌گونه فشارهای روانی که منجر به خودکشی قربانی شود یا جرم بوده و یا مرتکب مسوولیت مدنی داشته و ملزم به جبران خسارت است. اما در حقوق ایران چنین چیزی پیش‌بینی نشده است.

پرسش: در مورد ازدواج زودهنگام چه؟ آیا پدر و مادرش حق داشته‌اند که مریم را در سن ۱۵ سالگی شوهر دهند؟

پاسخ: متاسفانه در قوانین ایران سن ازدواج پایین است. بر اساس قانون مدنی ایران، سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال است و حتی در برخی موارد با  حکم دادگاه امکان ازدواج زیر ۱۳ سال هم وجود دارد. به همین دلیل ازدواج مریم در سن ۱۵سالگی برخلاف قوانین نبوده است. ضمن اینکه در نهایت خود مریم عقدنامه را امضا کرده و این بدین معنی است که خودش رضایت داده است، گرچه از ته دل راضی نبوده و در اثر فشار خانواده ازدواج کرده است. به همین دلیل متاسفانه نسبت به این موضوع هم امکان شکایت وجود ندارد. به عبارتی فشار روانی در حقوق ایران جایگاهی نداشته و قانون‌گذار به آن توجه نکرده است.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

پرسش: خب آیا به نظرتان این قانون ظالمانه نیست؟ یک دختر نوجوان را به زور شوهر می‌دهند و قانون هم چیزی نمی‌گوید؟

پاسخ: متاسفانه این چنین است. از یک طرف سن ازدواج در حقوق ایران پایین‌تر از استانداردهای جهانی است و از طرف دیگر راهکاری قانونی جهت جلوگیری از فشار خانواده برای ازدواج پیش‌بینی نشده است. به همین دلیل در ایران آمار ازدواج کودکان زیاد است. ازدواج در سنین پایین  خود نوعی خشونت خانگی محسوب می‌شود، چون مانع رشد فرد شده و از پیشرفت اجتماعی جلوگیری می‌کند. ضمن اینکه در این گونه ازدواج‌ها احتمال بروز خشونت خانگی نسبت به فرد کم سن و سال افزایش می‌یابد.

پرسش: سوال آخرم این است که  حالا که نمی‌شود شکایت کرد آیا امکان دارد برای ادب کردن شوهر، مهریه مریم را گرفت؟ مهریه‌اش ۴۰۰ سکه بهار ازادی بوده است. عروسمان هدفش این است که شوهر مریم هم یک جوری تاوان کارهایش را بدهد.

پاسخ: بله امکان مطالبه از ناحیه ورثه مریم وجود دارد. در اینجا ورثه مریم پدر و مادرش هستند. البته خود شوهر هم ورثه محسوب می‌شود، به همین دلیل سهم‌الارث شوهر از مهریه کسر و مابقی متعلق به پدر و مادر مریم است. یعنی با این وجود عروستان چون ورثه محسوب نمی‌شود، نمی‌تواند مهریه او را مطالبه کند.

اسفند
۱۷
شهربانو امانی: ایران ۱۵ هزار دختر بیوه زیر ۱۵ سال دارد
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
17789806_303
image_pdfimage_print

 photo: farsnews

ایران

به گفته یکی از اعضای شورای شهر تهران، ایران ۱۵ هزار دختر بیوه زیر ۱۵ سال دارد. شهربانو امانی می‌گوید، زنان “اعتماد” کردند، اما نتیجه آن “خانه‌نشینی” شد. به گفته او، قوانین مرتبط با زنان در ایران عقب‌گرد داشته است.

شهربانو امانی، عضو شورای شهر تهران، روز پنجشنبه (۱۷ اسفند) مصادف با ۸ مارس، روز جهانی زن، طی یک سخنرانی با موضوع “تجربه زیستی با محوریت موانع قانونی” از جمله گفت: «ما اعتماد کردیم و نتیجه اعتمادمان این شد که خانه‌نشین شدیم. اگرچه باید بدانند که نیمی از سرمایه‌های انسانی کشور، زنان به ویژه دختران دانش‌آموخته هستند.»

خانم امانی که در دومین “کنگره ملی زنان موفق ایران” در “دانشگاه شهید بهشتی” سخنرانی می‌کرد، درباره تضییع حقوق زنان در ایران گفت: «در خیلی از روستاها در گذشته شناسنامه زنان در جیب مردان بود که خودشان می‌دانستند باید به چه کسانی رای دهند. البته اکنون وضعیت خیلی بهتر شده است».

شهربانو امانی با اشاره به اینکه «در گذشته به زنان ما ضعیفه می‌گفتند»، در عین حال افزود: «و اکنون هم در خفا همین است».

زنان به نسبت مردان سهم اندکی در بازار کار ایران دارند. این در حالی است که طی دهه‌های گذشته جامعه ایران شاهد رشد چشمگیر تحصیلات عالی نزد زنان بوده است. طبق  گزارش مرکز آمار ایران از اشتغال در سال ۱۳۹۴، از میان ۲۲ میلیون شاغل در این سال، تنها حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر زن بوده‌اند.

زنان همچنین نه تنها در رأس هیچ‌یک از قوای سه‌گانه نیستند، بلکه حضوری هم حتی در سطح وزارت در دولت کنونی ایران ندارند. تنها وزیر زن ثبت‌شده در تاریخ جمهوری اسلامی، کماکان مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت دولت دوم احمدی‌نژاد است که تازه او هم به خاطر اختلاف با رئیس جمهوری وقت، از مقام‌اش کنار گذاشته شد. حضور زنان در دیگر سطوح مدیریتی در ایران هم چندان چشمگیر نیست.

عقب‌گرد قوانین

عضو اصلاح‌طلب شورای شهر تهران همچنین در بخش دیگری از سخنان‌امروزش با تأکید بر اینکه ایران از نظر قوانین مرتبط با زنان به عقب برگشته است، گفت: «قوانینی از جمله خروج زنان با اذن همسر، صدور گذرنامه، دغدغه حضانت فرزند برای بانوان، ازدواج پدرخوانده با فرزند‌خوانده در مجلس نهم داریم. لذا درخواست دارم راهی که داریم را به خوبی پیش ببریم».

بیشتر بخوانید: هشت مارس، فضای انتخاباتی و فشار بر فعالان زن در ایران

طبق قوانین جمهوری اسلامی، زنان متأهل نمی‌توانند بدون اجازه همسر خود از کشور خارج شوند، صدور گذرنامه برای آنان نیاز به اجازه و موافقت همسر دارد و اولویت حضانت فرزند تنها تا ۷ سالگی با مادر است. از سوی دیگر، قوانین ایران این حق را به مرد می‌دهد که “با حکم دادگاه” با فرزندخوانده خود ازدواج کند.

 شهربانو امانی: ما اعتماد کردیم و نتیجه اعتمادمان این شد که خانه‌نشین شدیم

شهربانو امانی: ما اعتماد کردیم و نتیجه اعتمادمان این شد که خانه‌نشین شدیم

شهبانو امانی در بخش دیگری از سخنرانی‌اش همچنین گفت که در ایران ۱۵ هزار دختر بیوه زیر ۱۵ سال وجود دارد.

گرچه ازدواج کودکان از نظر کارشناسان و مدافعان حقوق کودک “آزار جنسی” محسوب می‌شود، اما در ایران ازدواج دختران از ۱۳ سالگی و پسران از ۱۵ سالگی قانونی است. البته ازدواج دختران و پسران قبل از این سنین نیز، “با اذن ولی و با تشخیص دادگاه منوط به رعایت مصلحت کودک”، مجاز شمرده شده است.

بیشتر بخوانید: جامعه مدنی ایران در انتظار احقاق حقوق کودکان

سن ازدواج در ایران بر مبنای “بلوغ جنسی” تعیین شده، در حالی که به گفته کارشناسان، بلوغ جنسی تنها بخشی از بلوغ  کامل محسوب می‌شود. آگاهی، آموزش و آزادی انتخاب، اساسی‌ترین شروط تشکیل خانواده هستند.

در سال ۱۳۹۳ بالاترین میزان ازدواج کودکان در ایران ثبت شده است. طبق آمار ثبت احوال ایران، در این سال بیش از ۴۰ هزار کودک پیش از پایان دوران کودکی وارد زندگی زناشویی شده‌اند.

آمارهای رسمی البته تنها محدود به ازدواج‌های ثبت‌شده در دفاتر رسمی است و چه‌بسا این تعداد به دلیل عدم ثبت ازدواج کودکان بدون شناسنامه یا عدم ثبت رسمی و قانونی ازدواج‌های چندهمسری، بسیار بیشتر از آمارهای رسمی باشد. در میان ازدواج‌های در سنین پایین، کودکان زیر ۱۰ سال نیز دیده می‌شوند. آمارها نشان می‌دهند که میان سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ سالانه بین ۱۷۶ تا ۲۲۰ کودک زیر ده سال در ایران تن به ازدواج داده‌اند.

lkمنبع: دویچه وله فارسی

اسفند
۱۴
یک میلیون کودک‌همسر در ایران و پدیده‌ صیغه کودکان
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
shutterstock_716651863
image_pdfimage_print

کامیل احمدی پژوهشگر تحقیق: صیغه محرمیت به ازدواج زودهنگام کودکان مشروعیت می‌دهد

جامعه > آسیب‌ها – سمینار بررسی عوامل تسهیل‌کننده ازدواج زودهنگام کودکان با محوریت صیغه محرمیت همراه با رونمایی از اثر تحقیقی «خانه‌ای روی آب»، امروز در دفتر مرکزی انجمن حمایت از حقوق کودکان برگزار شد.

فاطیما فردوس: در سمینار عوامل تسهیل‌کننده ازدواج کودکان، اثر تحقیقی جدید کامیل احمدی درباره صیغه محرمیت کودکان رونمایی شد.

به گزارش خبرآنلاین، کامیل احمدی، مردم‌شناس، پژوهشگر و نویسنده درباره اثر تحقیقی جدیدش به نام «خانه‌ای روی آب» گفت: «لغت صیغه بزرگسال اولین چیزی هست که با شنیدن کلمه صیغه به یاد می‌آوریم ولی صیغه نوع و انواع متفاوتی دارد که ما به صیغه بزرگسال و صیغه محرمیت می‌پردازیم و از آنجایی که بحث کلی ما درباره ازدواج کودکان است، محوریت را با صیغه محرمیت شروع می‌کنیم. یکی از کهن‌ترین رابطه‌هایی که در رفتار جنسی داریم، مذهب‌هایی است که همیشه رابطه‌های جنسی را قانونمند کرده‌اند و در قالب ازدواج آن را مشروع می‌کنند. ازدواج سنتی است که در مدنیت‌ها و مذهب‌های مختلف، برای جلوگیری از گناه و روابط خارج از عرف توجیه می‌کنند. اگر مطالعاتی در این زمینه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی داشته باشیم، می‌بینیم که دوره‌ای در تاریخ آمریکای شمالی، آمریکا، بخشی از کانادا و اروپا انقلاب جنسی شروع شد که به انقلاب هیپی‌ها و قدرت گل‌ها انجامید و ساختار معمول و کلاسیک روابط جنسی و ازدواجی را از قالب مسیحی آن خارج کرد و روابط متعدد را ایجاد و نوع نگاه به ازدواج را تغییر داد.»

احمدی در ادامه با اشاره به رابطه جنسی از نگاه اسلام گفت: «در جایی که ما به‌عنوان یک کشور اسلامی حضور داریم، ارائه‌ یک رفتار و الگوی جنسی ایمن در چارچوب ازدواج برای ما قانونمند شده و قوانینی را برای آن وضع کرده‌اند که در طول زمان اصلاح شده است. در دین اسلام ارضای نیازهای جنسی فقط و فقط از طریق ازدواج قانونمند است که مشروعیت پیدا می‌کند و غیر از آن گناه، حرام و غیرقانونی است که متعاقبا مجازات‌هایی را دربردارد. در همین میان اسلام به مصون‌سازی روابط جنسی در دو بعد عفاف و حجاب تاکید می‌کند؛ برای سالم نگه‌داشتن جامعه و همچنین پرهیز از فساد و فحشا. می‌دانیم که ازدواج در ایران یک نرم کلاسیک است که طی یک رابطه تماما قانونمند و اسلامی جاری می‌شود. در این شرایط در قانون مدنی ایران با دو شکل ازدواج مواجه می‌شویم؛ ازدواج دائم و ازدواج موقت که بخشی از صحبت ما درباره ازدواج موقت است.»

از صیغه ساعتی تا صیغه با مسکن و خوراک!

این مردم‌شناس با توضیح صیغه محرمیت گفت: «کاربرد دیگری که در صیغه وجود دارد، صیغه محرمیت است. در حقیقت آیه و کلماتی که در صیغه موقت برای حلال‌کردن دو نفر و تسهیل رابطه جنسی خوانده می‌شود، همان آیات و کلماتی است که برای صیغه محرمیت جاری می‌شود. فرق اینها نوع کاربردشان است؛ دو کودکی که نامزد و ناف‌بر هستند و ممکن است با دیدگاه خانواده‌ها دچار خطا و گناه و روابط داخل ازدواج شوند، صیغه محرمیت را بین آنها جاری می‌کنند. علاوه بر این برای فرزندخوانده‌ها هم این صیغه جاری می‌شود و کاربردهای متفاوتی دارد. نوع خاص آن برای کودکانی است که قرار است در آینده وارد رابطه ازدواجی بشوند و در دل این محرمیت و سال‌هایی که باهم بزرگ می‌شوند، روابط متعددی از قبیل روابط جنسی اتفاق می‌افتد که عواقب خاص خودش را دارد. پیشینه تاریخی صیغه به ایران باستان، زمان پیامبر و قبلتر برمی‌گردد. در همین مورد آقای رفسنجانی در سال ۶۴ در خطبه نماز جمعه درباره صیغه صحبت کردند و از آن زمان وارد قانون شد اما نقدهای جدی به آن وارد است زیرا حقوق زن رعایت نمی‌شود.»

احمدی درباره اثر تحقیقی‌اش گفت: «روش مطالعه ما بیشتر میدانی و در سه کلانشهر تهران، مشهد و اصفهان بوده است. در واقع بررسی شده که ماهیت تغییر شکل صیغه چطور بوده است؟ در گذشته یک فرد ثروتمند زنی را صیغه می‌کرد و برای او خانه‌ای می‌خرید و تمام نیازهای مالی‌اش را تامین می‌کرد ولی در این سال‌ها نوع صیغه بسیار متفاوت شده است و شبکه‌های مجازی و اینترنت کمک فراوانی به گسترش آن کرده‌اند. در حال حاضر صیغه ساعتی، شبانه، با مسکن و خوراک، زیارتی و… داریم و علاوه بر این نوع نگاه مردم به صیغه تغییر کرده است. صیغه همیشه یک قبحی داشته و هنوز هم دارد. در این ساختار همه چیز قانونمند و شرعی می‌شود. بنابراین این تسهیل رابطه جنسی به ازدواج کودکان دامن می‌زند. در واقع صیغه محرمیت به ازدواج زودهنگام کودکان مشروعیت می‌دهد و کودکان را وارد قرارداد شرعی می‌کند که روابط دیگری مانند رابطه جنسی از آن بیرون می‌آید که در بسیاری از موارد به باردارشدن و سقط‌جنین و در نهایت فشار برای ازدواج منجر می‌شود.»

لزوم مشروط کردن و محدودیت قانونی برای صیغه

او در ادامه گفت: «مهم‌ترین عامل برای صیغه محرمیت پول است؛ مرد پول می‌دهد و زن در قبال آن رابطه جنسی را می‌پذیرد. یک رابطه نابرابر که قانون‌گذار باید به آن ورود کند و این سلطه مردانه را از بین ببرد و قانون را در این خصوص اصلاح کند. در واقع باید فرصت اشتغال و کارآفرینی برای زنان فراهم شود تا از فرط ناتوانی در مسائل مالی تن به صیغه ندهند. بخش اجرایی کار شدنی است و در مجلس باید برای آن فشار لازم وارد شود. صیغه حتی با خواندن کلمات فارسی هم جاری می‌شود و نیازی به شاهد ندارد و هیچ قانونی برای آن وجود ندارد و در مقابل هیچ مسئولیتی هم ندارد. اگر صیغه‌ها ثبت شوند در قانون بازدارندگی ایجاد می‌کنند و به این راحتی جاری نمی‌شود. یکی دیگر از راهکارها اجباری کردن تحصیلات است؛ بسیاری از خانواده‌ها پس از صیغه‌کردن فرزندانشان آنها را از تحصیل منع می‌کنند. علاوه بر این مشاوره‌های سلامت و جنسی بسیار مهم است و نیاز آن حس می‌شود. اگر قانونگذار در این خصوص وارد شود، قطعا شرایط بهتر می‌شود.

وجود یک‌میلیون کودک‌همسر در ایران

در ادامه پنلی با حضور فرشید یزدانی، فعال حقوق کودک، طیبه سیاوشی، نماینده مجلس،‌ عفت‌السادات مرقاتی خویی،‌ سکسولوژیست و مطهره ناظری برگزار شد.

فرشید یزدانی، مدیرعامل و عضو هیئت‌مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان در ابتدای این پنل گفت: «ازدواج کودکان مسئله بسیار مهمی است که آمار قابل توجهی را به خود اختصاص داده است؛ در ایران نزدیک به یک‌میلیون کودک‌همسر داریم که ۳۷ هزار نفر از آنها زیر ۱۵ سال و ۱۸۰ هزار نفر زیر ۱۸ سال هستند. در واقع ۲۴ درصد از کل ازدواج‌ها مربوط به کودکان است. آمار قابل توجه دیگری مربوط به کودکان مطلقه وجود دارد که نشان می‌دهد که در سال ۹۳، ۱۵ هزار کودک مطلقه داشتیم؛ ۱۳ هزار کودک ۱۵ تا ۱۸ سال و بقیه زیر ۱۵ سال. متاسفانه نهادهای مرتبط سعی در پنهان‌کردن آمارها دارد؛ در ثبت‌احوال آمار پسران ازدواج‌کرده زیر ۲۰ سال و دختران زیر ۱۰ سال به تفکیک لحاظ نشده است. مسئله‌ای که سلطه نظام مردسالارانه را نشان می‌دهد و باید ریشه‌کن شود.»

واردکردن کودکان به دنیای بزرگسالی برابر با تجاوز به آنهاست

عفت‌السادات مرقاتی خویی، رفتارشناس جنسی، سکسولوژیست و عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره ازدواج کودکان گفت: «پارادایم‌های متفاوتی درباره ازدواج کودکان وجود دارد؛ یکی از این پارادایم‌ها می‌‌گوید که هیچ سن مشخصی برای ازدواج وجود ندارد و هر زمان که فردی احساس نیاز و تهییج کرد می‌تواند ازدواج کند. در واقع این پارادایم می‌گوید ازدواج ابزاری شرعی و قانونی برای برطرف‌کردن نیاز جنسی است و نمی‌توان گفت این طرز تفکر درست یا غلط است. در مقابل پارادایم‌هایی وجود دارد که به هرنحوی با افزایش سن ازدواج مخالفت می‌کند و می‌گوید برای جلوگیری از فساد و فحشا باید در سن پایین ازدواج کرد. در واقع کسانی با این پارادایم‌های فکری برنامه‌ریزی می‌کنند که هیچ داده‌ای از این مباحث در زندگی زیسته خود ندارند و نمی‌دانند ازدواج کودکان چه پیامدهای منفی‌ای دارد. کودکان دارای رفتارهای جنسی هستند و نمی‌توان این اصل را انکار کرد ولی باید تربیت شوند و نباید به هیچ‌وجه آنها را وارد رابطه‌های بزرگسالان کرد. در واقع اولین اصل تربیت جنسی کودکان حفظ حریم شخصی آنهاست. در غیراینصورت یا شاهد دستمالی جنسی کودکان خواهیم بود یا در بدترین حالت آن که می‌شود تجاوز. بنابراین اگر کودکی را وارد دنیای بزرگسالی کنیم ناخودآکاه او را دستمالی جنسی کرده‌ایم.»

طیبه سیاوشی، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی هم درباره تلاش‌های بسیار برای افزایش سن ازدواج به ۱۵ سال برای دختران و ۱۸ سال برای پسران اشاره کرد و گفت مخالفت‌های بسیاری وجود دارد که اجازه نمی‌دهد سن ازدواج کودکان را افزایش دهیم.

مطهره ناظری، وکیل دادگستری و رئیس هیئت‌مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان نیز درباره پروسه سن ازدواج کودکان در طول تاریخ گفت که تا قبل از انقلاب سن ازدواج دختران ۱۸ سال، پس از انقلاب ۹ سال و بعد از آن به ۱۳ سال رسیده است.

منبع: خبرآنلاین

آبان
۲۶
سرخو، روایت زنانی که سنت می‌شوند…
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
سرخو
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور

زن صورتش را با روبنده سیاه پوشانده است. در پس‌زمینه و پشت سرش یک دختر نوجوان و دخترکی پنج شش ساله ایستاده­‌اند. با اینکه صورت دخترک شطرنجی شده، اما فضای عمومی عکس حس ناامنی را القا می‌کند. به نظر می‌رسد دخترک در انتظار تیغ تیز «سنت» است. آن‌ها دو تن از خیل دخترکانی هستند که به دایه و مادرشان اعتماد کرده‌­اند، اما جای زخمی همیشگی نصیبشان شده است.

 زن رو به دوربین نگاه می­‌کند و می‌­گوید : «آب دهان و دست (دختر ختنه‌نشده) درست نیست. از دست دختر ختنه‌نشده حرام است.» بی‌تردید زن پشت نقاب سیاه، خودش هم سنت شده است. «سنت» نامی است که محلی­ها برای عمل ناقص‌سازی زنان به کار می‌­برند.

فیلم سرخو به همت «رایحه مظفریان» ساخته شده است. این فعال و پژوهشگر برای حقوق زنانی فعالیت می­‌کند که در حاشیه شهرها یا مناطق فراموش‌ شده زندگی می‌­کنند. او در طول چند سال گذشته بخش عمده تلاشش را صرف این مساله کرده تا ثابت کند که کماکان در برخی مناطق جنوبی و غربی ایران، زیر پوست همین شهری که ما زندگی می­‌کنیم، عمل ختنه یا ناقص‌سازی زنان انجام می­‌شود که آن سرپوش می‌گذارند.

او نزدیک به هشت سال را صرف پرداختن به مساله ختنه زنان کرده و آخرین کار او مستند«سرخو»با موضوع ختنه دختران در ایران است. مستندی که در آن  با زنان قربانی و دایه­‌های محلی وارد گفت و گو شده است.

از او می­‌پرسم انگیزه و قصدش از ورود به این موضوع چه بوده است؟

 «هدف ما در کمپین، تغییر دیدگاه عمومی نسبت به مقوله ناقص‌سازی زنان است و نه ایجاد خصم و جبهه‌گیری. خودم دنبال این بودم به کسانی پاسخ بدهم که موضوع ناقص­‌سازی زنان را انکار کرده و از کنار آن با بی‌توجهی عبور می­‌کنند. به باور من باید کوچک‌ترین مشکلات و کمبودهای مربوط به کودکان و زنان مورد توجه قرار بگیرند، چه برسد به مساله ختنه که طبیعی­‌ترین حق آدمی بر تن خویش است و زنان و کودکان را درگیر می­‌کند. بسیاری از این زنان در کودکی ناقص می‌شوند. وقتی کودکی در سن ۵ سالگی ختنه می­‌شود، بعدها تبدیل به زنی می‌­شود که در ۲۵ سالگی نیاز به داشتن رابطه جنسی و جسمی و روانی سالمی دارد و دیگر چنین چیزی برایش مهیا نیست.

زنان دایه یا قابله‌های محلی که عمل ختنه را انجام می­‌دهند مورد پیگرد قرار نمی‌گیرند؟

این عمل گر چه در قانون ایران جرم است، اما پیگیری­‌اش نیازمند شاکی خصوصی است. تصورتان را باید نسبت به زنان کننده کار کاملا تغییر بدهید. آن‌ها زنانی معمولی، خوب و مهربان هستند. این تصور که با زنانی جانی، جاهل و یا سنگدل سر و کار دارید، نادرست است. آن‌ها فقط درگیر سنت و ناآگاهی شده‌اند و این ناآگاهی ناشی از نبودن اطلاعات و آموزش کافی است.

خودتان آیا به دلیل تجربه شخصی به این موضوع علاقمند شدید؟

بارها از من سوال شده شما خودتان ختنه شده­‌اید؟ خودتان زود ازدواج کرده‌اید؟ به باور من این دلیل خوبی نیست که کسی تا خودش تجربه شخصی در مورد یک آسیب اجتماعی نداشته باشد، نباید نسبت به آن آسیب احساس مسوولیت کند. برعکس آن هم ممکن است. من چون امکان درس خواندن داشتم و از آن جایی که از کودکی آموزش‌­های جنسی مناسب دیدم و مادرم در خصوص این موضوع به شدت حساس و متعهد بود، تفاوت را بیشتر حس می­‌کردم. در حقیقت من با انتخاب خودم این مسوولیت را پذیرفتم تا از هر طریق ممکن، بلندگویی برای زنان آسیب‌دیده باشم.

چه چیزی باعث شد که بعد از تدوین کتاب «تیغ و سنت»، به فکر کارگردانی فیلم «سرخو» با موضوع زنان قربانی این سنت خانوادگی بیفتید؟

نخستین گام­‌هایم را که برداشتم، هنوز تجربه کافی نداشتم تا از همه عناصر و ظرفیت­‌های موجود برای مبارزه با ناقص‌­سازی زنان بهره ببرم و همه ابزارهای یک کمپین را بشناسم. از مقاله شروع کردم. بعدها تبدیل به کتاب شد. به برنامه‌های رادیویی و ساخت وب‌سایت رو آوردم. زمانی می‌­شد که به کامنت خوانندگان توجه می­‌کردم که با تعجب می­‌پرسیدند مگر چنین امری هنوز در ایران اتفاق می­‌افتد؟ همین اظهار نظرها دستمایه کارهای بعدی­‌ام شدند. بنا بر این تصمیم گرفتم از رسانه‌ای به نام فیلم و تصویر استفاده کنم تا هم‌زمان موضوع ختنه زنان را از منظر دایه‌­ها که کننده کارند و هم از منظر کارشناسان بررسی کنم. در واقع می­‌شود گفت دستم برای بیان دیدگاه‌های مختلف در جریان فیلم بازتر بود.

اما برخی می‌گویند این مساله فراگیر نیست و پرداختن به آن چندان ضرورتی ندارد؟

حدود هشت سال است در این مورد فعالیت می‌کنم .اگر امروز دوستانی هستند که منکر آنند، به این دلیل است که  گزارش­ها و فعالیت­‌های انجام شده را دنبال نمی‌کنند. آن­‌ها هم مانند مردم عادی به شنیده‌هایشان اکتفا می­‌کنند و توجهی به پژوهش‌­های عمیق میدانی ندارند. بر این باورم که بخشی از آگاهی امروز مردم نسبت به خطرات، شیوع و لزوم پیشگیری از ختنه دختران، از همین تلاش یا به اصطلاح صرف انرژی‌هاست. گزارش همه این موارد در سایت ما مدام منتشر می‌شود.

در این مورد آمار مشخصی هم وجود دارد؟

خیر. دقت کنید که ختنه دختران عملی نیست که در ملا عام انجام بگیرد. بنا بر این علاوه بر آمارها و گزارش‌هایی که ما منتشر می­‌کنیم، آمارهای پنهان و موارد سیاهی وجود دارد که قابل دسترسی نبوده و در مطالعات لحاظ نمی­‌شوند. این البته به این معنا نیست که دست ما خالی است و هیچ آماری وجود ندارد! کتاب تیغ و سنت با هدف همین آمارگیری نوشته شد.

حتی اگر جامعه آماری شما چندان گسترده نباشد؟

گیرم که این حرف درست باشد که نیست، اما منطقی هم نیست که هر بار بگذاریم موضوعی به نقطه بحران برسد و بعد به سمت آگاهی‌سازی عمومی و پیدا کردن راهکار مناسب برویم. دلیل ندارد الزاما به علت جامعه آماری پایین، آن را نادیده بگیریم و در قبالش سکوت کنیم. آیا این موضع‌گیری در  مورد بقیه آسیب‌ها هم صادق است؟ مثلا ما در مورد قربانیان مین، تجاوز محارم، بیماری‌های نادری مانند پروانه‌­ای هم دست به انکار می‌­زنیم چون تعداد قربانی‌ها اندک است؟

نپرداختن به مساله ختنه دختران چیزی جز غرض‌ورزی و نادیده گرفتن حداقل حقوق آدمی نیست، حالا این آمار یک نفر باشد یا هزار نفر. اینکه روی صورت مساله خط بکشیم و نخواهیم وجهه ایران را در منظر بین­‌المللی  خراب کنیم، دلیل مناسبی برای نپرداختن به این آسیب نیست. مگر در مورد موضوع آتنا و تجاوز به او توجه تمام سران دولت و همه فعالان اجتماعی جلب نشد؟ سریع دادگاه تشکیل و فرد خاطی محاکمه شد و حکم نیز به اجرا در آمد. یک اتفاق برای یک کودک  به حق آن همه جنجال و پیامد داشت. اما همان فعالان محترم وقتی ما خبر می­‌زنیم که سحر، دخترک بوکانی، به علت ختنه و خون‌ریزی زیاد راهی بیمارستان شده،  سکوت می­‌کنند. شاید آن‌ها منتظر مرگ امثال سحر هستند تا تلنگر بخورند و حرکتی از خود نشان بدهند. کمپین ما تا زمانی که همچنان احتمال وجود یک قربانی باشد، با تمام توان جلوی کارشکنی­‌ها خواهد ایستاد.

در کنار مساله ختنه و سنت، به معضل ازدواج زودهنگام کودکان هم توجه کرده‌اید.

زمانی که در مورد  ختنه دختران پژوهش می‌­کردم، با این موضوع هم زیاد مواجه شدم. این‌بار کمپین دیگری به راه انداختم و مفصل و دقیق به بیان مشکلات کودکان در خصوص ازدواج زودهنگام پرداختم. کتاب «حلقه» را نیز در خلال پژوهش­‌هایم نوشتم. البته اگر باز هم دوستان این بخش را  کوچک و بی‌اهمیت تلقی نکنند. آن‌ها بارها بدون ذکر منبع، در محافل مختلف، از اطلاعات منتشر شده ما استفاده کردند. متن را ترجمه کرده به سازمان­‌های بین­‌المللی ارائه دادند، ولی چون هدف و نیتم مشخص است، تا به حال به هیچ وجه اعتراض نکرده‌­ام. در جلسه‌­ای بودم که نماینده اداره ثبت احوال هم آنجا بود و اعتراض می­‌کرد که از ۸۰۰ هزار ازدواجی که در سال در ایران انجام می‌­شود، فقط ۲۰۰ مورد ازدواج دختر کمتر از ۱۰ سال به ثبت رسیده و این رقم قابل‌توجهی نیست که لازم باشد برای آن این همه آشوب به پا شود. در آن‌جا بود که متوجه شدم نگاه کارمند دولت به عنوان دفاع کننده و یک فعال اجتماعی به عنوان منتقد در مورد حیطه پژوهش من فرق چندانی با هم ندارند.

برای دستیابی به اطلاعات و آمار آیا با بن‌بست هم مواجه می‌شدید؟

سختی‌ها کم نبود. برای گرفتن مجوز از اداره علوم پزشکی در یک شهرستان دور‌افتاده، به رییس آن اداره مراجعه کردم. او گفت به هیچ عنوان امکان ندارد آمار مادران باردار کمتر از ۱۵ سال را در اختیار شما قرار بدهیم، چون ایران طبق تفاهم‌نامه‌های متعدد، موظف است جلوی بارداری‌های زیر این سن را بگیرد، ولی چون نتوانسته موفق عمل کند، به تمام اداره‌های علوم پزشکی نامه زده شده که آمار و اطلاعاتی در اختیار کسی قرار ندهید. دقت کنید این جا مشکل اصلی وجود دارد و برای کسی که دنبال روشنگری است، مانع ایجاد می‌کنند. از یک سو با سنگ‌اندازی سایر دوستان فعال در این حوزه ها مواجه هستیم و از سوی دیگر با عدم همکاری سیستم دولتی. می‌توانم بگویم کمپین‌های ما کم‌ترین حمایت را از سمت فعالین حقوق کودک و زنان دارد.

مرداد
۳۱
پنج زندگی غمبار
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
The child hides under a bed. Violence in a family.
image_pdfimage_print

زهرا جعفرزاده

آنها پنج نفر بودند، نرگس و منیره، سوسن، زینب و شریفه. بچه‌های فرون‌آباد و جیتو و خاتون‌آباد و قوهه؛ محله‌های حاشیه‌نشین پاکدشت، پر از کارگاه، پر از خانه‌های درب و داغان و ترک‌خورده. پشت در و دیوار همین کارگاه‌ها و خانه‌ها کودکی‌ها زخمی می‌شوند، با دست‌هایی که از سوی  صاحب باغ و کارگاه و… به سمت‌شان دراز می‌شود. روایت پنج دختر از حاشیه‌های پاکدشت تلخ است؛ دخترانی که آزارشان داده‌اند و حالا دو نفرشان سر از بهزیستی درآورده‌اند، پرونده یکی‌شان در انتظار حکم دادگاه خاک می‌خورد و دو نفر دیگر زیر فشارها، در خانه‌های خاکستری روز را و شب را می‌گذرانند.

زینب: ۶ ساله، پرونده: در انتظار حکم دادگاه

زینب اولی است. زینب پریشان، بلاتکلیف و شلخته که ظهر یک روز گرم مرداد با مقنعه نه‌چندان تمیزی که چانه‌اش به سمت گونه‌ها چرخیده، خودش را به چارچوب آهنی در می‌کشد. طره موهای خرمایی، بالای چشم‌های میشی‌اش را پوشانده و دهانش به بهانه کج و راست می‌شود. صورتش گندمگون، غریب و کوچک است، کوچک مثل دست‌وپاهایش، مثل خودش، مثل ۶ سالگی‌اش که ترک خورده. گوشه آستین چهارخانه ریز صورتی و سفیدش را به دندان گرفته و چشم‌های درشتش مثل یک پنکه سقفی می‌چرخد روی صورت‌ها و چشم‌ها و پروخالی می‌شود از اشک. همهمه زیاد است آن ساعت از روز، همه در خانه ایرانی مشغول خداحافظی‌اند و زینب زیر لب می‌گوید:  «باباییو می‌خوام. بابایی.»

مسعود بابایی، مسئول خانه ایرانی جمعیت امام‌علی(ع) در پاکدشت است و وقتی اسم زینب می‌آید، پیشانی‌اش دو چین می‌خورد: «مادر زینب ایرانی است و پدر افغان. هر دو معتاد. مادر او را در بیابان‌های اطراف پاکدشت به دنیا آورده، زینب تا چند‌ سال پیش اعتیاد داشت. مادر آن‌قدر آسیب‌دیده بود که یک روز خانه و زندگی را رها کرد و رفت پی زندگی‌اش. پدر ماند و زینب چهارساله و مرد میانسال باغ. مردی که به آنها جا داده بود تا سرایداری باغ را کنند. پدر صبح‌ها مشغول باغبانی بود و زینب مشغول تقلا در میان دست‌های مرد میانسال. مرد ۵٠ساله هر روز زینب را با پفکی، عروسکی، نوازشی به اتاقکش می‌کشاند و مورد تعرض قرار می‌داد.» دو ‌سال تمام، دو‌ سال سیاه و حالا زینب، ایستاده در چاچوب اتاق و بهانه پدر را می‌گیرد، خانه را می‌خواهد اما نه آن خانه خاکستری را: «ما زینب را به پزشکی قانونی بردیم، به او تعرض شده؛ اما به دلیل پایین‌بودن سن، نوع آسیب فیزیکی با آنچه در بزرگسالی برای دختران ایجاد می‌شود، متفاوت است. ما موضوع را پیگیری کردیم، به پدرش گفتیم و موضوع را دادگاهی کردیم و درنهایت پرونده‌ای در این‌باره تشکیل شد. از صاحب باغ شکایت کردیم، پدرش هم پذیرفت که شکایت کند، صاحب باغ دادگاهی شد . متهم مرد متمولی است و با تماس‌ها و تطمیع‌هایش، پدر زینب را کلافه کرده. می‌خواهد شکایت پس گرفته شود.» مسعود بابایی از زینب که حرف می‌زند، صورتش جمع می‌شود: «در این دو سالی که زینب را به‌عنوان یکی از خانواده‌های آسیب‌دیده شناسایی کردیم، متوجه حالت‌های روحی و رفتاری‌اش شدیم. او وسواس رفتاری زیادی دارد و خشونتش بالاست، سعی کردیم با او ارتباط صمیمانه‌ای برقرار کنیم و همین هم شد تا او گاهی درباره خودش و خاطره‌هایش تعریف کند. او از یک عمویی حرف می‌زد که برایش پفک می‌خرید، او را به اتاق می‌برد و… ما از همین حرف‌ها، متوجه شدیم که زینب از سوی صاحب همان باغ، مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. ما فهمیدیم که هر روز این اتفاق در غیبت پدر زینب می‌افتد، حتی دوستان صاحب باغ هم در این ماجرا دست داشته‌اند، تا جایی که زینب دچار استرس زیاد و حالت‌های روانی می‌شد.» زینب حالا دارو مصرف می‌کند، رفتارهایش کنترل شده. زینب کمی آرام است، اما نرگس هنوز بعد از یک ‌سال نتوانسته به آرامش برسد.

نرگس: ١٠ سال، پرونده: با حکم دادگاه به بهزیستی منتقل شد

دومی نرگس است؛ نرگس جوادی. دختری باریک و ریزاندام و خسته. خسته از کسی که هر شب، مصمم‌تر از شب قبل، کمر به اذیت آنها بسته؛ آنها، نرگس و محبوبه و نیره و مریم و مائده خواهرانی که حالا سه نفرشان دیگر در آن خانه نیستند؛ بهزیستی برایشان دادگاه تشکیل داد و آنها را با خود به مراکز نگهداری از دختران آسیب‌دیده برده.

نرگس را همه به دهن‌کج می‌شناسند؛ لب شکری است، با دست‌ها و صورت و لباس‌هایی که سیاهی‌اش از رنگ نیست، از چرک چند ماهه‌ای است که روی آن نشسته: «نرگس ١٠ سالش تمام نشده بود که یک روز در خیابان به او تعرض شد، او را پشت درهای آهنی کارگاه‌ها آزار داده بودند.» زهرا کُهرام در آن روز گرم و کلافه‌کننده مرداد ٩۶، در اتاقی که ٨٠ کیلومتر از تهران دور است، روی فرش قرمز گلداری که گوشه‌هایش با باد از نفس افتاده کولر آبی، لرزش خفیفی دارد، نشسته و گوشی تلفن‌اش را بالا و پایین می‌کند. او از اعضای خانه ایرانی جمعیت امام علی (ع) در پاکدشت است:  «نرگس یک‌روز منیره  و سوسن را با خود به یکی از همین کارگاه‌های متروکه همراه کرد. صاحب کارگاه مرد ۵٠ ساله‌ای بود، طعمه‌اش را برای همین دختران ترد و نازک پهن می‌کرد و در آخر همین سه دختر در تورش گیر کردند. نرگس به ارتباط با صاحب کار ۵٠ ساله تن داده بود. منیره و سوسن اما بعد از دیدن فیلمی در صفحه کوچک تلفن مرد ۵٠ ساله، از سوله‌ای که بوی زباله می‌داد و تعفن پا به فرار گذاشتند؛ به سمت در آهنی که به بیابان راه داشت. خاله شبنم را همان جا دیدند، خاله شبنم خانه ایرانی جمعیت امام علی را خواهر نرگس از ماجرا خبردار کرده بود. خاله شبنم بچه‌ها را داخل خودرو کرد و برد.» روایت بچه‌ها از ماجراهای داخل سوله و آزارهای صاحب کارگاه، مهر تاییدی شد بر کودک‌آزاری و همه‌اش سنجاق شد به پرونده‌ای در پلیس امنیت.  از آن ماجرا یک‌سال می‌گذرد؛ نرگس از کوچه پس کوچه‌های خاکی و آسفالت‌نشده قوهه و خیابان‌هایی که به کارگاه‌های متروکه ختم می‌شد، به یکی از خیابان‌های شمالی شهر تهران اسباب‌کشی کرده، بی‌وسیله، بی‌کس. او حالا در ساختمان بهزیستی آصف است، یک‌سال بیشتر می‌شود و هر روز ماجرایی دارد: «خانواده نرگس افغان قانونی اما بشدت آسیب‌دیده هستند، با پیگیری‌های جمعیت امام علی و حکم قضائی که برای این پرونده گرفته شد، نرگس و دو خواهرش به دو بهزیستی جداگانه منتقل شدند. او را به دلیل تجربه جنسی از خواهرانش جدا کرده‌اند.» کُهرام از ‌سال ٩٣، یکی از مسئولان خانه ایرانی پاکدشت شده. اعضای جمعیت بچه‌های آسیب‌دیده را خوب می‌شناسند، بچه‌های صورت‌های رنگ‌پریده، روسری‌های کج و کهنه، دمپایی‌های پاره، دست‌های خط خط‌های سیاه و عمیق و زمخت، بچه‌های خسته از آزارها: «ما این‌جا از خیلی از آزارهای جنسی باخبر می‌شویم؛ اما شاهدی نداریم و نمی‌توانیم پیگیری کنیم. الان چند مورد خیلی شدید داریم که نتوانسته‌ایم به نتیجه‌ای برسیم.» بچه‌ها با پای خودشان می‌آیند به خانه‌های ایرانی. آن‌جا خودشان هستند که بعد از یک عزاداری طولانی، لب باز می‌کنند و سیر تا پیاز آنچه بر آنها گذشته، به زبان می‌آورند، همه خاطرات تلخ‌شان اشک می‌شود و روی صورت‌های گندمگون و شاید هم کمی سبزه، سُر می‌خورد؛ گندمگون و سبزه مثل سوسن.

سوسن: ١٠ ساله، پرونده: با حکم دادگاه به بهزیستی منتقل شد

سومی، سوسن است. سوسنی که آن روز همراه نرگس از کارگاه نمی‌دانم چی‌سازی، قسر در رفته بود. ایرانی است اما شناسنامه ندارد. پدر شناسنامه را در کمپ ترک اعتیاد گرو گذاشته و مادر به جای پول داده به یک موادفروش. پدر که افتاد زندان، مادر برای بچه خواستگار که نه، خریدار پیدا کرد. دختر ١٠ ساله‌اش را هفت‌میلیون تومان به مردی فروخت و رفت پی موادکشی. دخترک را با یک موتور به باغ آذری بردند، اما روز بعد به خانه خاله‌اش فرار کرد. ماجرایش اعضای خانه ایرانی جمعیت امام علی(ع) پاکدشت را شوکه کرد. تست اعتیاد سوسن مثبت بود، نه فقط خودش که برادر کوچکش عبدالله هم: «وقتی از فرار سوسن خبردار شدیم، با کمک مدیر مدرسه‌اش، گزارشی را به بهزیستی فرستادیم و آنها هم آمدند و سوسن را به بهزیستی تهران منتقل کردند. یکی، دو ماه است که در قرنطینه است، باید وضعیت‌اش مشخص شود. یا برمی‌گردد خانه یا به یکی از مراکز شبانه‌روزی منتقل می‌شود. حالا پدر از زندان آزاد شده و بشدت پیگیر بازگرداندن دخترش است.» کهرام اینها را می‌گوید و دستی به زیر چانه منیره می‌کشد.

منیره: ١٣ ساله، به دلیل واکنش‌های خانوادگی، پرونده‌ای تشکیل نشده است

منیره، چهارمی است. دختر ظریف‌اندام و کوچک که خودش را میان چادر مشکی براقی با لبه‌های گیپوری بور شده، پنهان کرده. مانتوی سبز- آبی تنش است و ساق دست‌های مشکی‌اش، اندازه یک وجب از آستین مانتو بیرون مانده. کف دست‌ها، نارنجی است، فرزانه برایش حنا گذاشته، یک ستاره بزرگ که ناشیانه کشیده شده و حالا رنگش نارنجی سیر است. منیره ١٣ سالش تمام شده اما تا یک‌سال پیش که نشانی خانه ایرانی جمعیت امام علی(ع) را یاد گرفت، سواد نداشت. منیره و فرزانه آن ساعت از روز که آفتاب مرداد تب به جان می‌اندازد، در خودرو دودی رنگ به سمت کارگاه چرم‌سازی در حرکت‌اند. قرار است با دست‌های کوچک آفتاب‌سوخته که نشان حنا هم دارد، ورق‌های چرم را بگیرند، قیچی کنند، سوزن بزنند و کیف پول بسازند، کیف بسازند و همین بشود منبع درآمدی برایشان، برای مادر و پدری که شب، نانِ خوردن هم ندارند: «منیره را یکی از اقوامشان آزار داده، یاد آن روز برایش کابوس است.» هیچ‌کس حرفش را باور نمی‌کند و تمام غصه‌هایش اشک شده و روی گونه‌هایش می‌چکد؛ درست مثل آن روزی که وارد خانه ایرانی شد و آن‌قدر گریست که چشم‌هایش ورم کرد. «منیره از قبل جزو شاگردهای خانه بود، جزو بچه‌هایی بود که در منطقه قوهه شناسایی شد و به خانه ایرانی رفت‌وآمد می‌کرد. دختر بشدت آرام و بی‌صدایی است. یک‌ روز در کلاس تئاتر نشسته بود که زد زیر گریه، گریه‌اش قطع نمی‌شد، از ساعت یک ظهر شروع شده بود و تا هشت شب ادامه داشت، هر چه با او حرف می‌زدیم، فایده نداشت، آخر سر زبانش باز شد، گفت که یکی از اقوامشان به او دست‌درازی کرده، چندبار این کار را تکرار کرده و او از خانه فراری است. شب‌ها یا در حیاط می‌خوابد یا خانه خواهرش می‌ماند.» مسعود بابایی در خودرو را نیمه‌باز گذاشته و یک لنگه پا، منتظر است زهرا کهرام که دخترها را به کارگاه چرم‌سازی برده، برگردد: «الان منیره خیلی خوب شده، حرف می‌زند، فعال است، قبلا عذاب وجدان او را رها نمی‌کرد، فکر می‌کرد خودش مقصر است، دچار اسپاسم‌های عصبی زیادی می‌شد، بدنش قفل می‌کرد و ما نمی‌دانستیم دقیقا مشکل‌اش چیست. بعد از آن روز که بشدت گریه کرد، برایمان تعریف کرد در خانه‌شان چه اتفاقی می‌افتد. اما ما نمی‌توانیم کاری برایش انجام دهیم، چون خیلی می‌ترسد و خانواده‌اش بشدت نسبت به این موضوع واکنش نشان می‌دهند.»

شریفه ٢٢ساله، از کودکی مورد آزار قرار گرفته

پنجمی شریفه است، ٢٢ساله. شریفه نمی‌خندد، حرف نمی‌زند، گریه نمی‌کند، در سکوت، تنها صدای بی‌صدای گره‌زدن‌هایش روی قاب قالیچه رنگی می‌آید از آن اتاقی که بی‌شباهت به انباری نمور و تنگ نیست. هیچ‌کس در خانه کوچک صدایش را نمی‌شنود، نه صدای حرف زدن‌هایش، نه وقتی از آزارهای اقوامش به مادر گلایه می‌کرد. شریفه برای خانواده یک دختر است و هشت پسر. سال‌ها پیش از بغلان افغانستان مهاجرت کرده و به پاکدشت آمده‌اند. حالا یک‌سال بیشتر است که مسیر خانه تا جمعیت در قوهه را پیاده می‌رود:  «برایم خوب است از خانه بیرون می‌روم.» شریفه دو ماه است روی یک قالیچه که خاله سارا برایش آورده، کار می‌کند. قالیبافی را در طبقه دختران خانه ایرانی یاد گرفته و می‌ترسد تا چند ماه دیگر که به شهریار اسباب‌کشی می‌کنند، قالیچه هنوز تمام نشده باشد. پاکدشت را دوست دارد، اما این‌جا گاهی نان خوردن هم ندارند، کار نیست و وضع اقتصادی خانه، بد که نه، وخیم است. قلابش را محکم روی رج هفتم می‌کشد و گره‌ها را یکی‌یکی می‌شکافد، رج هفتم را اشتباهی گره زده، مزاحم تلفنی از صبح امانش را بریده و نمی‌گذارد کارش را بکند. نقشه قالیچه را نشان می‌دهد، کار زیاد دارد و او هنوز اول راه است. وقتی اسم آنهایی که به او تعرض کرده‌اند، می‌آید، صورت‌اش بی‌تفاوت می‌شود، گره‌ها را یکی‌یکی از قلاب باز می‌کند و آه می‌کشد. غمگین می‌شود.  زهرا کهرام از همان روزی که شریفه پایش را در خانه ایرانی جمعیت می‌گذارد، دیده و می‌داند در تمام این سال‌ها چه بر او گذشته:  «ظاهرا از سوی اقوامش  مورد آزار قرار گرفته، البته الان نه، وقتی سن‌اش کمتر بود و حالا خیلی کمتر این اتفاق برایش می‌افتد. مادر حرف‌هایش را باور نمی‌کند و او بی‌پناه است. سر همین موضوع بشدت دچار افسردگی شده، متاسفانه نمی‌توانیم ماجرا را دادگاهی کنیم، چون باید تمام خانواده دادگاهی شوند و شریفه این را نمی‌خواهد. به‌نظر می‌رسد کل خانواده در جریان هستند اما سکوت کرده‌اند.»

آسیب در انتظار کودکان پاکدشت

کهرام می‌گوید: «بچه‌های این منطقه بشدت آسیب‌دیده هستند، پلیس و بهزیستی خیلی همکاری نمی‌کنند، وقتی به آنها موارد کودک‌آزاری را اطلاع می‌دهیم، می‌گویند از این اتفاقات این‌جا زیاد می‌افتد، می‌گویند باید حکم ورود به منزل داشته باشیم، به اورژانس که زنگ می‌زنیم، ساعت دو به بعد، دیگر خودرو نمی‌فرستند، می‌گویند نمی‌توانیم. قرچک و ورامین و پاکدشت، یک اورژانس اجتماعی دارد با دو خودرو. تاکنون بارها از پلیس خواسته‌ایم تا در این منطقه یک کیوسک بزند، اما خبری نیست.» گلایه آنها از «ان‌جی‌او»هایی است که همه تمرکزشان در تهران و شهرهای بزرگ است و از این حاشیه‌ها غافل شده‌اند، آزار جنسی و زباله‌گردی از آسیب‌های رایج در میان این کودکان است. خانه ایرانی پاکدشت، حالا ۶ دختر و پسر را راهی بهزیستی کرده. یکی نرگس است، دومی خواهرش مائده، سومی سوسن، چهارمی، مهتاب است، پنجمی، ابوالفضل و ششمی سوگل. سوگل هشت، ٩‌ ساله که  اقوامش او را آزار داده بودند. فرون‌آباد خانه‌اش بود و حالا در بهزیستی است. خانه ایرانی پاکدشت از ‌سال ٩٣ شروع به کار کرده، ۶۵ داوطلب دارد، معلم و مددکار و کارشناس حقوقی و پزشک و روانشناس و… خانه‌ای که ١۵٠کودک دارد و ۵٠ دختر در واحد دخترانه.

منبع: روزنامه شهروند

اسفند
۱۲
راهکار حقوقی ابطال ازدواج کودکان
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
Very young bride. Wedding white dress. Luxury veil. Flower red rose. Background black. Bride sad. A minor child. The concept of the wedding teens
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه لو – پژوهشگر حقوق

رئیس انجمن حمایت از کودکان در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفته است: ۱۷ درصد از ازدواج‌های ثبت شده در ایران زیر سن ۱۸ سال انجام می‌شود و این زنگ خطری است برای جامعه. بر اساس گزارش رادیو زمانه نیز «آمارهای سازمان ثبت احوال کشور نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳، نزدیک به ۴۲۰هزار دختر زیر ۱۵سال در ایران ازدواج کرده‌اند. همچنین بر اساس آخرین آماری که یونیسف در اواخر سال گذشته میلادی منتشر کرد، ۱۷درصد از دختران ایرانی زیر سن ۱۸سال و سه درصد نیز زیر ۱۵سال ازدواج می‌کنند.»
گرچه آمار دقیق و رسمی از ازدواج کودکان در ایران منتشر نشده است اما آمارهای غیر رسمی حکایت از وجود معضلی اجتماعی در این زمینه دارد. بدون شک ازدواج در سنین پایین تبعاتی برای فرد و جامعه دارد، از جمله اینکه کودکی که ازدواج کرده است از رشد و تعالی بازمانده و درگیر تکالیف و مسئولیت‌های زناشویی می‌شود.

دلایل قانونی
در مورد دلایلی این پدیده نظرات مختلفی وجود دارد اما شکی نیست که ضعف قوانین از اصلی‌ترین دلایل این پدیده است. بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران: «عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر ‌قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.» بنابراین قانون اجازه داده است که دختران پس از ۱۳ سالگی بتوانند ازدواج کنند و زیر ۱۳ سالگی نیز در شرایطی امکان ازدواج برای آن‌ها وجود دارد در حالی که بر اساس کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب می‌شوند.
به راحتی می‌توان گفت که اغلب افرادی که در سنین کودکی ازدواج می‌کنند درک کافی از امر ازدواج و تکالیف و مسئولیتهای آن نداشته و بیشتر با تصمیم و فشار اطرافیان این ازدواج‌ها صورت می‌گیرد. به عبارتی کودک رضایت واقعی در ازدواج نداشته و فشار خانواده همچون پدر باعث تن دادن به ازدواج می‌شود. چه بسا این کودک، بعد‌ها متوجه این امر شده و تمایلی به ادامه زندگی نداشته باشد. در این هنگام این سوال حقوقی به ذهن می‌رسد که آیا رضایت کودک به ازدواج اعتبار قانونی دارد؟ آیا کودک پس از بزرگسال شدن می‌تواند ادعا کند که ازدواجش با فشار اطرافیان بوده و رضایتی به آن نداشته است؟ آیا وی می‌تواند چنین ازدواجی را باطل کند؟ در صورت مثبت بودن جواب تبعات حقوقی آنچه خواهد بود؟

شرط رضایت
بر اساس یک اصل مسلم حقوقی، هر نوع قرارداد و عقدی باید با رضایت واقعی طرفین محقق شود. یعنی بدون رضایت طرفین عقد، آن عقد اعتبار لازم را نداشته و باطل ویا غیر نافذ است. این قاعده نسبت به تمامی عقود صادق است. در عقد ازدواج نیز وجود رضایت زن و مرد از جمله اصلیترین شرط صحت عقد نکاح است. بر اساس ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی ایران: «رضای زوجین شرط نفوذ عقداست وهرگاه مکره بعد از زوال کره عقد را اجازه کند نافذ است مگراین‌که اکراه به درجه‌ای بوده که عاقد فاقد قصد باشد.» همانطور که از ماده پیداست چنانچه نوعی اجبار و اکراه سبب رضایت به ازدواج شده باشد آن ازدواج نافذ نیست. بدین معنا که پس از رفع اجبار، شخصی که بدون رضایت ازدواج کرده می‌تواند ازدواج را باطل کرده و یا با تنفیذ آن ادامه دهد زیرا این خود ازدواج کننده نبوده که در مورد ازدواج تصمیم گرفته است بلکه افراد دیگر از طرف او در این مورد تصمیم گیری کرده‌اند.

در مورد اکراه در عقود ماده ۲۰۲ قانون مدنی بیان داشته است که: «اکراه به اعمالی حاصل می‌شود که موثر در شخص باشعوری بوده و او را نسبت بجان یا مال یا آبروی خود تهدید کند بنحوی که عادتا قابل تحمل نباشد. درمورد اعمال اکراه آمیز سن و شخصیت و اخلاق و مرد یازن بودن شخص باید درنظرگرفته شود.» بر اساس این ماده می‌توان گفت چنانچه کودک از طرف اطرافیان خود با فشار بدون اینکه رضایت داشته باشد و یا ماهیت رضایت و ازدواج را درک کند، ازدواج کند این ازدواج غیر نافذ خواهد بود و این کودک پس از درک موضوع می‌تواند نسبت به ابطال آن اقدام کند. شکی نیست که اغلب کودکانی که ازدواج می‌کنند به خصوص کودکان دختر، رضایت حقیقی نسبت به نکاح ندارند.

چطور ازدواج باطل می‌شود؟
در مورد ابطال ازدواج کودک به دلیل عدم رضایت نمونه‌های عملی نیز وجود دارد. به عنوان مثال از اداره حقوقی قوه قضائیه در مورد سوال شده است که: «دختر خانم ۱۱ ساله‌ای به ازدواج مردی درآمده و زمانی که کبیر شده دادخواستی دایر بر صدور حکم ابطال ازدواج به دادگاه تقدیم و مدعی شده که وقتی ۱۱ ساله بوده پدرش و برادرش بدون رضایت او، مردی را به عقد خوانده دعوی درآورده‌اند. سوال این است که آیا پدر خواهان می‌توانسته بدون رضایت دختر، او را به عقد ازدواج درآورد یا خیر؟» این اداره نیز در نظریه شماره ۶۸۳/۷ مورخ ۳/۳/۱۳۷۵ در پاسخ به این سوال بیان داشته است که: «در صورتی که با رسیدگی‌های ماهوی معلوم شود که عقد ازدواج بدون رضایت خواهان در سن ۱۱ سالگی که بالغ بوده صورت گرفته است، عقد فضولی بوده و نیاز به تنفیذ دارد، همچنین است اگر ثابت شود که عقد کرهاً واقع شده است. زیرا ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی رضای زوجین را شرط نفوذ عقد می‌داند».

بنابراین اگر دخترانی که در سنین کودکی مجبور به ازدواج شده‌اند، پس از کبیر شدن متوجه شوند که رضایت حقیقی نسبت به ازدواج نداشته‌اند و قصد ادامه زندگی را نیز نداشته باشند، می‌توانند تحت شرایطی اقدام به ابطال ازدواج کنند. برای این اقدام باید به دادگاه حقوقی مراجعه کرده و با تنظیم دادخواستی تحت عنوان تقاضای صدور حکم ابطال ازدواج، خواهان ابطال ازدواج خود شوند. لازم به ذکر است ابطال ازدواج امری متفاوت از طلاق یا فسخ نکاح است. در صورت عدم تنفیذ این گونه ازدواج‌ها، ازدواج از ابندای عقد نکاح باطل می‌شود و تمامی اثرات آن نیز ابطال می‌شود. در این حالت شخص مجبور شده می‌تواند بر اساس قواعد کلی مسئولیت مدنی، نسبت به مطالبه خسارات خود از شخص اجبار کننده اقدام کند. گرچه ابطال ازدواج به این جهت تبعات حقوقی سوئی را نیز خواهد داشت اما ممکن است در برخی موارد ساز و کاری برای رهایی از ازدواج ناخواسته باشد. این امر به خصوص در زمانی که شخص مجبور شونده به ازدواج زن بوده و همچنین قربانی خشونت خانگی قرار گرفته است، می‌تواند راهکاری برای رهایی از این خشونت باشد.

بهمن
۱۷
ازدواج به‌هنگام فقط مربوط به سن نیست
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
voice-of-iranian-ازدواج-اجباری
image_pdfimage_print

زدواج به‌هنگام صرفا مربوط به زمان نیست بلکه شامل برخورداری از آمادگی‌ لازم از بعد روانشناختی نیز می‌شود. ناصر صبحی قره‌ملکی با بیان اینکه در تشکیل خانواده عوامل مختلفی از جمله مسایل اجتماعی، اخلاقی،سیاسی، اقتصادی نقش دارند، اظهار کرد: مهمترین موضوع، بعد روانشناختی است. اگر کسی از نظر ویژگی‌های روانشناختی، سلامت شخصیت و روان نداشته باشد حتی در صورت مهیا بودن سایر شرایط نمی‌تواند ازدواج موفقی داشته باشد ولی بر عکس اگر سلامت روان و شخصیت داشته باشد این فرد می‌تواند با مدیریت لازم به زندگی مشترک خود ادامه دهد. هر چند در زندگی با مشکلاتی مواجه شود اما هرگز اساس زندگی به خطر نمی‌افتد.

وی تصریح کرد: انسان باید درابعاد سنی، زیست شناختی، اجتماعی، عاطفی، اقتصادی، مدیریتی به بلوغ لازم رسیده باشد تا با ازدواجی موفق، خانواده شادابی را تشکیل دهد.

وی اضافه کرد: قطع رشد نرمال انسان موجب بروز انواع مشکلات رفتاری و اختلالات روانی می‌شود، به همین خاطر هدف اساسی ازدواج و تشکیل خانواده رسیدن به آرامش واقعی است.

منبع: ایسنا