صفحه اصلی  »  ازدواج موقت
image_pdfimage_print
اسفند
۲۸
۱۳۹۷
مردان متاهل و وعده سرِ خرمن
اسفند ۲۸ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: creatista/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: creatista/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روزها همه خاصه‌ خرجی‌های شهره را همسایه طبقه پایینی تامین می‌کند. حتی هفت ماهی می‌شود که خیال شهره بابت اجاره خانه هم آسوده شده است. شهره هفت ماه پیش صیغه مرد متاهل مالک خانه شده …

اولش آقای هیوا آمده بوده لوله‌ی زیر سینک ظرف‌شویی را که نشتی داشته تعمیر کند. درِ ورودی آپارتمان شهره بر خلاف درِ اصلی ساختمان دو طبقه‌ که در یک فرعی منطقه عظیمیه کرج واقع شده، به کوچه پشتی باز می‌شود و به همین دلیل هم هیچ مراوده یا معاشرتی بین اهالی طبقه پایین و بالا نیست. در همین ماجرای سینک اما مرد صاحب‌خانه و همسایه، یک دل نه صد دل عاشق شهره می‌شود و آن‌چه نباید بشود، اتفاق می‌افتد.

بعد از آن روز هر آخر هفته و هر زمانی که طلیعه خانم، همسر آقای هیوا به قزوین رفته تا چند روزی پیش والدینش بماند یا راهی خانه برادرش در مهرشهر شده یا ساعت‌هایی که رفته مدرسه به بچه‌های مردم درس بدهد، آنها وقتشان را با هم گذرانده‌اند و چون این دو طبقه هیچ جوری به هم اشراف ندارند، آقای هیوا هیچ‌وقت از سوی همسرش گیر نیفتاده است.

اما عشق و عاشقی آنها تازه اول ماجرا بوده و به تدریج کار به کتک‌کاری از یک طرف و تهدید کردن‌ به رسوایی از طرف دیگر کشیده است. یک زخم و تلخی‌ای در آن رابطه ممنوعه است. یک جور نحوست. رد کتک‌ها روی تن شهره مانده: پشت شانه‌ی چپش یک کبودی بزرگ و جگری رنگ، روی ساق پایش هم یک عالم جای سبز و سرخ و زرد از ضربه‌های بی محابا.

بیشتر بخوانید:

با ترک‌های تنمان مهربان باشیم

من یک کوییرم، پس هستم

این روزها خبر مرگ هیچ‌کس دلم را تکان نمی‌دهد

زن هیوا جوان و با نشاط است و یک دختر ۱۳ ساله هم دارند.

شهره اما آتلیه عکاسی دارد؛ همان حوالی عظیمیه که از مرفه‌ترین محله‌های کرج است.

 شهره به خانه امن می‌گوید بعد از این جریان‌ها تمامی‌ دوستانش را کنار گذاشته، دل و دماغ آتلیه عکاسی هم ندارد، لاتاری شرکت نمی‌کند، به جلسات زنانه هم نمی‌رود. گوشه‌گیر شده. پسر شش  ساله‌اش را که حاصل ازدواج اولش بوده دیگر هر هفته نمی‌بیند، در فضای مجازی آنلاین نمی‌شود و هر نیم ساعت یک‌بار با هراس برای هیوا لوکیشن می‌فرستد تا اعلام کند که خانه است و جایی نرفته.

عکس می‌فرستد از جای جای تنش. پوست بدنش رد زخم‌های متعدد دردناک دارد، موهایش جا‌به‌جا کنده شده. تعریف می‌کند که یک روز آن مرد تمام لباس‌های زیر گران قیمتی را که خودش خریده بوده، توی دیگ بزرگی انداخته و با فندک آتش زده است.

شهره پنج سال پیش  با وجود داشتن یک پسر یک ساله ، از همسرش به دلیل اعتیاد او جدا شده و در این مدت به خاطر مشکلات مالی، مصیبت‌های بسیاری تحمل کرده و همیشه دنبال مردی بوده که زیر سایه او احساس امنیت اقتصادی کند.

حالا هیوا همه مخارج شهره را تامین می‌کند اما زندگی شهره به جهنمی شعله‌ور تبدیل شده: «رابطه ما به تجاوز هر روزه می‌ماند. در ازای حمایت مالی آن‌قدر مرا کتک زده که احساس می‌کنم همه استخوان‌هایم درد می‌کنند. مردی که می‌گفت همسرش را طلاق می‌دهد و رویایش بودن در کنار من است حالا با هر مشاجره مختصری می‌گوید من کاسبم و با تنم کاسبی می‌کنم و امثال او را فریب می‌دهم. تلفن و تمامی‌ صفحات مجازی مرا چک می‌کند و می‌رود. نیم ساعت بعد زنگ می‌زند و می‌گوید از خانه بیرون نرو و گرنه شب که برگردم اگر نباشی بدنت را با فندک می‌سوزانم.»

شهره بارها مجبور شده در بیمارستان تخت جمشید عظیمیه زیر دست رادیولوژیست دراز بکشد تا دنده‌های شکسته‌اش را چک کنند.

مشکل اما اینجاست که ازدواج آنها هیچ جا به ثبت نرسیده و هیچ قانونی از او حمایت نمی‌کند.

او خدا را شاکر است که مرد از همان اول حاضر به عقد دائم او نبوده اما به هر حال وارد چاهی شده که خروج از آن غیر‌ممکن به نظر می‌رسد. نه حمایت قانونی را پشت سرش حس می‌کند نه جرات اظهار ماجرا را به خانواده‌اش دارد. مرد هم شرایط مناسبی ندارد و با هر مشاجره‌ای، از طرف شهره تهدید به افشای رازش می‌شود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

شهره می‌گوید به علت افزایش فقر و همچنین بالا رفتن آمار طلاق و زنانی که برای استقلال اقتصادی با مشکلات جدی مواجهند و از سوی هیچ سازمان دولتی‌ای مورد حمایت قرار نمی‌گیرند، میزان میل و ارتباط با مردان جا افتاده متاهلی که دستشان به دهانشان می‌رسد، بالاست.

اما به گفته او هیچ‌کدام از این زن‌ها متوجه نیستند که نمی‌شود با حربه افشای راز این مردان ، تا ابد آنها را کنترل کرد و ورود به چنین ارتباطی یک زیان دوسویه است چون حتی همان قانون نیم‌بند هم دیگر از زنی که وارد این پروسه شده حمایت نمی‌کند. به این دلیل است که این زن‌ها در سکوتی تاریک، مورد خشونت‌های بسیار قرار می‌گیرند.

شهره تنها نیست. تا همین اواخر به نقل از منابع رسمی‌همچون استاندار البرز، این استان رتبه دوم طلاق در کشور را دارا بوده است.

حسن رحیم‌زاده، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی ساکن ایران به خانه امن می‌گوید: «انگیزه تنوع در سکس از سوی مردان متاهل ربطی به فقر مادی ندارد و به عدم آموزش کافی و مسائل بیولوژیک مربوط است، اما انگیزه زنان مجرد یا بیوه به ارتباط با مردان متاهل با هدف مقابله با فقر یا کسب امنیت، همیشه مفروض است.»

رحیم‌زاده معتقد است با اینکه این قبیل روابط پدیده نوظهوری نیستند اما ارتباط مستقیمی‌ با فاکتورهایی همچون فقر، بیکاری، مهاجرت یا احساس عدم امنیت دارند. به همان میزان که فقر، ناکامی‌ و بیکاری در جامعه افزایش می‌یابد، روابط نامعمول و پنهانی یا روابطی که مبتنی بر قواعد برابر نیستند، نیز افزایش پیدا می‌کند.

حسن رحیم‌زاده معتقد است روابطی که نتوانند پشتوانه و حمایت قانونی یا همدلی عمومی‌ را جلب کنند، بستر مناسبی برای بروز خشونت هستند: «طلاق به خودی خود مذموم نیست اگر بتوان یک فرد مطلقه را زیر چتر امنیت و حمایت گرفت و او را توانمند کرد تا توانایی استقلال پیدا کند، اما وقتی زنی طلاق می‌گیرد و زمینه استقلال اقتصادی برایش فراهم نیست به ناچار  دنبال راهی برای ایجاد امنیت است.»

این جامعه‌شناس معتقد است نباید نقش فضای مجازی را در چنین روابط آشفته‌ای نادیده گرفت:

«شبکه‌های مجازی نقشی دو سویه دارند. از طرفی مردم را با حقوق فردیشان آشنا کرده و باعث آگاهی و آموزش می‌شوند اما از سوی دیگر استفاده نادرست از این ظرفیت‌ها می‌تواند زمینه‌ساز خیانت و بی‌اعتمادی شده و روابط دنیای انسانی را متاثر کند.»

رابطه با مردان متاهل: روایت‌های دیگر

پریچهر از طرف یک مددکار اجتماعی در فضای مجازی معرفی شده است. او اولین بار پس از تجربه طلاقش به خاطر وعده‌های رنگین مردی متاهل وارد زندگی او شده. مردی که قول ازدواج دائم و حمایت  کامل مالی به او داده اما به هیچ کدام از وعده‌هایش عمل نکرده و در نهایت بعد از یک سال پریچهر را رها کرده و رفته. بعد از آن رابطه دردناک اما پریچهر فکر کرده است ازدواج یا رابطه موقت با مردان متاهل راهی برای کسب حمایت مالی در این بلبشوی اقتصادی است.

پریچهر ۱۱ سال پیش بعد از یک ازدواج زودهنگام در ۱۹ سالگی از همسرش جدا شده. او زنی مطلقه است که در رشته معماری تحصیل کرده و به شغل پتینه‌کاری علاقه‌مند است اما بازار مردانه پیرامونش اجازه رشد به او نداده است.

او در پاسخ به این سوال که چرا مردان متاهل، می‌گوید: «زنی به سن من که یک تجربه تلخ هم در انبانش دارد دنبال آرامش است. این روزها مجردها خودشان هزار و یک جور مشکل دارند و قطعا به اندازه‌ی یک مرد متاهل یا مطلقه که تجربه‌ی زندگی داشته، مسئولیت‌پذیر نبوده و نیازهای واقعی یک زن را نمی‌دانند. گیرم حتی بدانند: شما یک مرد مجرد پیدا کن که مایل به ازدواج با یک زن مطلقه باشد تا من قبول کنم.»

پریچهر بعد از جدایی از همسر اولش به خاطر چهره زیبایی که داشته مورد توجه مردان مجرد زیادی بوده، اما این توجه الزاما برای ازدواج یا رابطه دائم نبوده است و او هم از ورود به روابط نامطمئن و سر و کله زدن با یک مرد بی‌تجربه خسته بوده: «اصلا درباره آن حتی فکر نمی‌کنم و ترجیح می‌دهم با یک مرد مطلقه یا متاهل ثروتمند که پخته و عاقل باشد و بتواند مرا مورد حمایت مالی قرار دهد زندگی کنم تا درگیر عشق و عاشقی‌های بی‌سرانجام شوم.»

با اینکه او در یک رابطه آشفته با مردی متاهل به جایی نرسیده و تمام مدت درگیر خشونت فیزیکی بوده، باز هم چنین روابطی را راه در رو می‌داند:

«شما نمی‌دانید فقر با آدم چه می‌کند. گرسنه و برهنه که باشی دیگر به این جزییات فکر نمی‌کنی. فقر تمام عزت نفس آدمی‌ را خدشه‌دار می‌کند. جوان‌ها میلی به ازدواج ندارند؛ آن هم با زنی که یک بار طلاق گرفته اما مردان متاهل یا مطلقه به چنین روابطی تمایل دارند.»

با وجود این اظهارات اما پریچهر تعریف می‌کند تجربه ارتباطش با یک مرد خانواده‌دار هم در نهایت به سرانجام نرسیده: «با سعید بر سر یک موضوع جزیی دعوایمان شد. توی ایوان خانه نشسته بودیم. همان دم قفل بزرگی را که شب‌ها پشت در‌ هال می‌انداختم برداشت و با آن محکم کوبید توی سرم. گفت این رابطه برای من منافع مالی زیادی داشته و من حق ندارم در مقابل کاستی‌های دیگر اعتراض کنم. منظورش از منافع زیاد مالی، سقفی بود که برایم اجاره کرده بود.»

نسرین، یک زن دیگر، بعد از تجربه دردناک مشابهی احساس می‌کند بخشی از روحش را گم کرده است.

او در جریان یک سفر به تاجیکستان با همسر دومش آشنا شده. دست و دل‌بازی‌های بی‌اندازه پرویز که سه فرزند و خانه و خانواده داشته و به خاطر تجارت به تاجیکستان در رفت و آمده بوده، نسرین را تحت تاثیر قرار می‌دهد:

«بعدها متوجه شدم ازدواج موقت بین تاجرهای این مسیر بسیار معمول است. اولش هیجان زده بودم. سفر تفریحی ما به تاجیکستان که تمام شد، شش ماه با هم بودیم تا اینکه فاصله آمدن‌هایش از تاجیکستان به تهران زیاد و زیادتر شد. از طریق یکی از دوستانش پی‌جو شدم و فهمیدم با یک زن جوان اوکراینی در تاجیکستان وارد رابطه شده. در پاسخ به تلفن‌ها و بی‌تابی‌های من یک چک به نشانی خانه‌ام در تهران فرستاد و گفت دیگر مزاحمش نشوم. حالا من احساس خوشایندی ندارم. انگار که یک بخش وجودم را گم کرده باشم.»

آبان
۲۲
۱۳۹۷
زندگی زیر سایه خشونت
آبان ۲۲ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
,
A profile of a woman emerges from the darkness.
image_pdfimage_print

Photo: germanopoli//depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

تا زمانی که با مینو در فضای فیسبوک آشنا نشده بودم، نمی‌دانستم فسخ مدت زمان عقد موقت فقط در حیطه اختیارات مرد است. بدین معنا که اگر شما در جریان رابطه­‌ای که به عنوان عقد موقت یک‌ساله آن را به ثبت رسانده­‌اید، ناگهان متوجه شوید اشتباه کرده‌اید، مثلا با یک فرد آزارگر و خشونت‌گر همبستر و هم‌خانه شده­اید و طرف مقابل‌تان بیمار روانی است و روحیه آزاررسان دارد، باز هم باید منتظر باشید تا او به پایان آن رابطه رضایت بدهد.

ماده ۱۱۳۹ قانون مدنی به صراحت حق جدایی را از زن در جریان ازدواج موقت سلب می‌کند.

ازدواج موقت نوعی رابطه زناشویی است که به آن صیغه هم می‌گویند. این شکل رابطه به علت ویژگی­‌های خاصی که داراست از جمله به این علت که معمولا رابطه زوجیتی است که در حاشیه زندگی واقعی افراد و به شکل پنهانی شکل گرفته، محل بروز خشونت و عدم مسوولیت‌­پذیری فردی و اجتماعی است.

با نگاهی به اخبار و حوادث رسانه­‌ها می­‌توان دریافت که علاوه بر ایراد حقوقی و انسانی، از جمله زیر سوال بردن شان و کرامت زن و تبدیل کردن او به یک ابژه و ابزار جنسی برای لذت‌جویی کوتاه مدت، این شکل از رابطه زمینه­‌ساز و گریزگاهی مناسب برای نادیده گرفتن قانون وعدم مسوولیت‌پذیری فردی، اجتماعی و بروز خشونت خانگی پنهان است.

مینو آن‌قدر در زمان ازدواج موقت درد کشیده که قادر نیست با وجود گذر چند سال از این ماجرا، به وضعیت عادی برگردد. او می‌گوید بابک آشکارا یک بیمار پارانویید بود. آن‌ها همدیگر را یک روز بارانی در یک کافه‌ دلپذیر در یکی از فرعی‌های خیابان انقلاب دیدند. مینو مثل موش آب کشیده شده بود. بابک که پشت میز بغلی نشسته بود، یک حوله تمیز و کوچک به مینو تعارف کرد و  پرسید می‌تواند آنجا بنشیند. همان روز اول با سرعتی باورنکردنی با هم صمیمی شدند. نیم‌ساعت بعد مینو فهمید او یک دندانپزشک غمگین است که دارد از همسرش جدا می‌شود. یک ماه بعد بی‌آنکه خانواده‌اش در جریان باشند با هم خطبه عقد یک‌ساله خواندند.

مینو چند سالی بود که مستقل زندگی می‌کرد. در یک گالری معروف کار می‌کرد و بقیه وقت‌اش را با دوستان‌اش می‌گذراند، کتاب می‌خواند یا به سینما می­‌رفت. قرار شد اگر به خوبی با هم کنار آمدند،به ازدواج دائم فکر کنند. اما ماه عسل‌شان فقط یک هفته بود. اولین روز هفته دوم، شک و تردیدها و خشونت‌های پس از آن شروع شد. مینو که یک عمر آزادانه زندگی کرده بود حالا باید بابت هر برنامه کوچک‌اش توضیح می­‌داد. بابک روزها می‌­رفت مطب و بقیه وقت‌ش را هم با دو فرزندش می‌گذراند. هفته‌­ای یک شب هم پیش مینو بود اما انتظار داشت مینو به جز آن یک شب، بقیه روزهای هفته در خانه را ببندد و با هیچ‌کس معاشرت نکند.

هنوز دو ماه از آن هم­خانگی­‌شان نگذشته بود که تمام جان مینو از شدت ضربه­‌های وارده درد می‌کرد. آقای دندانپزشک هر بار به قصد مرگ مینو را می­‌زد و بعدش پشیمان می­‌شد و  به التماس می­‌افتاد. مینو بسیار اتفاقی همسر اول بابک را دید و تازه آن‌جا فهمید که دلیل جدایی او هم همین بدگمانی­‌ها و خشونت‌ها بوده است . مراجعه چند‌باره  مینو به دادگاه برای جدایی و فسخ ازدواج موقت بی‌فایده بود. هر بار از مشاور مستقر در دادگستری سوال می‌کرد چطور ممکن است برای فسخ یک رابطه بیمار که درقانون هم دیده شده و برایش تبلیغات گسترده انجام می‌شود،هیچ تمهیدی اندیشیده نشده باشد؟ آن‌ها می­‌گفتند فسخ و بخشش مدت باقی‌مانده درعقد موقت فقط بر عهده مرد است. مینو باید صبر می‌کرد تا مدت تعیین‌شده به اتمام برسد. ده ماه متوالی در اوج خشونت و درماندگی در آن رابطه ماند اما ناچار به سکوت بود، چون نمی‌خواست پدر و مادر پیرش در جریان  اشتباه‌اش قرار بگیرند. کتک می‌خورد و سکوت می‌کرد، به این امید که سرانجام یک سال موعد ازدواج به پایان برسد. کسی نمی­داند در آن یک سال چه بر مینو گذشت. خودش که هرگز آن یک سال جهنمی را از خاطر نمی‌برد.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:
دشواری‌های زنانه
دختران خاک و رنج، دختران زلزله

با شما متفاوتیم، به همین سادگی

 

 یک وکیل دادگستری به خانه امن می­‌گوید مسائلی که منجر به بروز خشونت در ازدواج موقت می­‌شوند، محدود به مساله عدم اختیار زن برای پایان بخشیدن به رابطه نیست. بهروز منادی، وکیل دادگستری، می‌گوید :«در قوانین مربوط به صیغه، منافع مرد به تنهایی در نظر گرفته شده و به هیچ وجه منافع زن مد نظر نیست. زن از مرد ارث نمی‌برد، مرد مجبور به دادن نفقه و هزینه جاری به زن نیست و می‌تواند هم‌زمان با زن‌های متعددی صیغه باشد و نکات بسیار دیگری که خودش می‌تواند زمینه درگیری، تبعیض و خشونت باشد.»

به گفته بهروز منادی فقط در سه حالت است که مجری قانون موظف به ثبت ازدواج موقت است، در بقیه موارد حتی احتیاج به ثبت این رابطه نیست: «در صورتی که زن در رابطه ازدواج موقت باردار شود، یا در طول مسیر زندگی موقت، زوجین توافق به ثبت رابطه موقت‌شان کنند، یا اینکه ثبت آن از شرایط ضمن عقدشان باشد. فقط در این شرایط باید ازدواج موقت افراد به ثبت برسد و در غیر این صورت رابطه­‌ای شکل می­‌گیرد که ظرفیت رفتارهای غیرقانونی و خشونت را به شکل مهیبی در درون خودش بالقوه می‌پروراند.»

بیشتر خشونت‌های خانگی رخ داده در ازدواج موقت از سوی مردان اعمال می‌شود، اما این یک اصل همیشگی نیست. در شرایط بسیار محدود و نادری ممکن است مرد ماجرا هم در معرض خشونت فیزیکی و روانی همسرش قرار بگیرد. از آن جایی که معمولا مردانی به صیغه رو می‌آورند که خودشان دارای همسر و فرزند و خانواده هستند و به طور موازی در جریان یک رابطه پنهانی و موقت قرار دارند، ممکن است از ترس آشکار شدن رابطه در مقابل خشونت سکوت کنند یا مورد اخاذی قرار بگیرند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید

مردادماه امسال زنی در غرب تهران همسر صیغه‌ای خود را در جریان درگیری و کتک‌کاری کشت. پزشکی قانونی علت مرگ را ضرب و جرح اعلام کرد. این زن اعتراف کرد که چون شوهرش بیش از حد معمول در فضای مجازی و تلگرام وقت می‌گذراند و به تذکرات او گوش نمی­داد، با او درگیر شده و با هم کتک‌کاری کرده‌اند که منجر به مرگ او شده است.

متاسفانه حتی در قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ هم مواد قانونی مرتبط با ازدواج موقت نادیده و مغفول نگاه داشته شده است.

هر هفته اخبار مربوط به جرم و جنایت در دوران ازدواج موقت جای ثابت و مشخصی در مطبوعات ایران را به خود اختصاص می‌دهند. مواردی که حتی کودکان را هم از آن راه فرار و گریزی نیست. ماجرای دردناک مرگ اهورا که به دست همسر صیغه­‌ای مادرش مورد تجاوز قرار گرفته و در جریان تجاوز جان سپرد،  از  مواردی است که به علت دهشتناکی جنایت، به روزنامه­‌ها و سایت­‌های خبری راه پیدا کرد.

با نگاهی گذرا به صفحه حوادث رسانه‌ها، می‌توان دریافت که موارد قابل ذکر بسیار دیگری وجود دارند. از جمله می­‌توان به سرگذشت محسن که این روزها به عنوان قاتل همسر صیغه­‌ایش در زندان است اشاره کرد. او به جرم قتل همسرش که البته مادر تنها فرزند اوست، به قصاص نفس محکوم شده است. علت مرگ مقتول برخورد سر به جسم سخت،خفگی وضرب و شتم اعلام شد. محسن در مراحل اولیه رسیدگی به پرونده تلاش می­کرد خود را بی‌گناه نشان دهد، اما همسایگان زن کشته‌شده شهادت می­‌دهند که صدای مشاجره زن و شوهر را در شب جنایت شنیده‌­اند. در نهایت محسن چاره‌­ای جز اعتراف نمی‌یابد وجنایت را به عهده می­‌گیرد.

با پایان گرفتن مدت زمان عقد موقت محسن و همسرش، آن زن  قصد داشته رابطه را ترک کند، اما محسن تلاش می­کرده او را قانع کند که به خاطر فرزندشان کنار هم بمانند. زن که راضی نمی­‌شود، محسن اقدام به قتل می­‌کند. او پس از کوبیدن سر زنش به دیوار، او را با سیم برق و روسری خفه می­‌کند. شعبه هفتاد و یک دادگاه کیفری استان تهران محسن را به قصاص نفس محکوم کرده است. چه بسا اگر ماجرای محسن و آن زن قربانی، در نهایت به قتل نمی­‌انجامید، اخبار آن مانند هزاران هزار مورد پنهان دیگر، هرگز از محدوده چهاردیواری آن خانه خارج نمی‌شد.

مرداد
۲۹
۱۳۹۷
ازدواج موقت و پیامدهای آن
مرداد ۲۹ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
Iranian man and woman together
image_pdfimage_print

Photo: coddie/depositphotos.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

پرسش: با سلام! من در مورد مساله خواهرم می‌خواستم از شما راهنمایی بگیرم. پدر من سال‌ها پیش فوت کرده و مادرم هم پیر است. یکی از خواهرهایم چند سال پیش ازدواج کرد، اما پس از دو سال از شوهرش جدا شد. الان ۳۳ سال دارد. چند ماه پیش با مردی آشنا شده که ایشان هم از همسرش جدا شده‌اند. چند وقت باهم صحبت کرده‌ و قرار ازدواج گذاشته‌اند. البته این آقا خواسته که دو سه سالی صیغه بخوانند و بعد  ازدواج دائم کنند. بهانه‌اش این است که همدیگر را بیشتر بشناسند و کمی هم وضع مالی‌اش خوب شود. خواهر من تا حدودی راضی است، اما از نظر من منطقی نیست. خواستم از شما چند سوال کنم. آیا عقد موقت جایی ثبت می‌شود؟ برای ثبت چه کار باید انجام شود؟ اگر ثبت نشود چه تبعاتی دارد؟ این آقا قول داده که بعد از عقد موقت، ازدواج را دائمی کند. اگر به قولش عمل نکرد چه کاری می توان انجام داد؟

پاسخ: سلام! خدمتتان عرض شود که ضوابط مربوط به ازدواج موقت با ازدواج دائم فرق دارد. ثبت ازدواج موقت الزامی نیست، مگر اینکه ضمن عقد شرط شود یا طرفین توافق کنند و یا اینکه زوجه باردار شود. معمولا عقد موقت با مراجعه به مراکز مخصوص و توسط روحانی‌ها خوانده شده و ثبت نمی‌‍شود. اگر خواهرتان قصد ثبت آن را دارد، باید با طرف مقابلش توافق کند و شرط کند که ازدواج باید ثبت شود. اگر ثبت نشده باشد، احتمال دارد مرد در آینده رابطه زوجیت را انکار کند و حقوق مالی خواهرتان را ندهد. یا اگر خواهرتان باردار شد، اثبات رابطه زوجیت و تعلق فرزند به ایشان مشکل است. در مورد سوال دیگرتان عرض شود چنین تعهدی اعتبار ندارد. یعنی اگر این آقا به خواهرتان قول دائمی کردن ازدواج را داده باشد، اما پس از پایان مدت عقد موقت به قول خود عمل نکند، خواهرتان از لحاظ حقوقی نمی‌تواند ایشان را به ازدواج دائم الزام کند.  حتی اگر قول کتبی و سند رسمی داده باشد.

پرسش: اگر در مدت ازدواج موقت این آقا خواهرم را اذیت کند و مرتکب خشونت خانگی شود، آیا قانون از ایشان حمایت خواهد کرد؟ آیا در این صورت خواهرم می‌تواند جدا شود و تقاضای طلاق کند؟

پاسخ: ضرب و جرح یا هر عمل دیگری که در قانون جرم‌انگاری شده، می‌تواند مورد تعقیب کیفری واقع شود. البته این ارتباطی به ازدواج موقت و دائم ندارد و یک ضابطه کلی و عمومی است. اما در مورد جدا شدن، در عقد موقت طلاق وجود ندارد و موضوع انحلال عقد قابل بررسی است. در مورد اینکه آیا در عقد موقت، زوجه می تواند به استناد عسر و حرج تقاضای انحلال عقد را بکند یا نه، اختلاف‌نظر است. بر اساس یک نظریه مشورتی از اداره حقوقی قوه قضاییه، الزام زوج به بخشیدن مدت باقی‌مانده به دلیل عسر و حرج ممکن است. بر اساس این نظریه: «هرچند تحقق عسر و حرج در مورد ازدواج‌های موقت مشکل و غالبا غیرمتصور است زیرا که در غالب موارد در ازدواج‌های موقت، زوجه تا حدودی از آزادی بیشتری برخوردار بوده و حقوق و تکالیفی که در ازدواج دائم برعهده زن هست در ازدواج موقت نیست و یا خیلی کمتر است ولی در عین حال چنانچه در مواردی زوجه با عسر و حرج (حرجی بودن ادامه زوجیت) روبه‌رو شود و این موضوع بر دادگاه ثابت گردد در این صورت دادگاه می‌تواند از ملاک ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی تنقیح مناط نموده و حکم به اجبار زوج به بذل بقیه مدت متعه و در صورت میسر نشدن این امر حکم به انحلال زوجیت و قطع بقیه مدت نکاح موقت صادر نماید.»

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

پرسش: مهریه در عقد موقت چگونه است؟

پاسخ: مهریه همانند عقد دائم است با این تفاوت که در عقد موقت، وجود مهریه یکی از پایه‌های عقد است و بدون پیش‌بینی آن عقد باطل است. مساله‌ای که باید توجه شود این است که اگر زوجه از ابتدا مهریه را دریافت نکند و مدارک کافی هم برای اثبات رابطه زوجیت نداشته باشد، برای مطالبه مهریه با مشکل روبرو می‌شود. در صورت انکار زوج، زوجه مجبور است ابتدا رابطه زوجیت را اثبات و بعد مهریه را مطالبه کند.

پرسش: آیا در دوران عقد موقت شوهر موظف به پرداخت هزینه‌های زن است؟

پاسخ: خیر. در عقد موقت بر طبق ماده ۱۱۱۳ زن حق نفقه ندارد، مگر اینکه شرط شده باشد. بنابراین اگر خواهرتان خواهان نفقه است، باید از ابتدا آن را شرط کند.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

به دلیل افترا و ضرب و جرح، طلاق می‌خواهم

خشونت خانگی زوج ایرانی در ترکیه

خشونت خانگی یک پدیده آنی نیست

پرسش: اگر در آینده خواهرم بچه‌دار شود، تکلیف بچه چیست؟ سوال دیگراینکه اگر فردا روز این آقا خواهرم را ترک کند،چه می‌شود؟

پاسخ: فرزند حاصل از ازدواج موقت، هیچ تفاوتی با فرزند حاصل از ازدواج دائم ندارد و از حقوق یکسان برخوردار است. بنابراین در مورد فرزند مشکلی وجود ندارد. البته مشاهده شده که در ازدواج موقتی که ثبت نشده است، شوهر رابطه زوجیت و همچنین تعلق فرزند به خود را انکار کرده است. در این حالت زن مجبور است که رابطه زوجیت را به اثبات برساند. در مورد سوال دیگرتان عرض شود که در ازدواج موقت مرد هر گاه بخواهد می‌تواند با بخشیدن مدت باقی‌مانده، ازدواج را پایان دهد. زن اما چنین حقی ندارد و اگر بخواهد عقد را پایان دهد، باید به دادگاه رفته و عسر و حرج  را ثابت کند که آن هم ساده نیست.

پرسش: به طور کلی به نظرتان ازدواج موقت چه خطراتی می‌تواند برای خواهرم داشته باشد؟

پاسخ: قانون‌گذار در ازدواج موقت نسبت به ازدواج دائم حمایت کمتری دارد. با توجه به همه مواردی که گفته شد، زمینه خشونت‌ورزی در ازدواج موقت فراهم‌تر است و زن ابزارهای قانونی کمتری برای دفاع از خود دارد. با این وجود اگر ازدواج موقت ثبت شود و پرداخت نفقه در آن شرط شود، خطرات کمتری خواهد داشت.

خرداد
۸
۱۳۹۷
ازدواج موقت با مادر و تجاوز به دختر نوجوان: به کجا و چه‌طور باید شکایت کرد؟
خرداد ۸ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Photo: Kamira/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Kamira/www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من یک خانم ۴۰ ساله هستم که ۱۷ سال پیش ازدواج کردم و یک دختر ۱۵ ساله هم دارم. متاسفانه شوهر من سه سال پیش فوت کردند و بعد از آن، ما با مشکلات بسیاری روبه‌رو شدیم. پدر و مادر من هم سال‌ها پیش فوت کرده‌اند و برادر و خواهرهایم اصلا متوجه مشکلات من نبودند. خانواده شوهرم هم گرچه وضعیت مالی خوبی ندارند اما به هر حال یک خانه کوچک در حاشیه شهر کرایه کردند که در آنجا ساکن شدیم.

یک سال پیش یکی از همسایگان قدیمی‌مان، مردی را معرفی کرد که قصد ازدواج داشت. ایشان از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می‌کرد. خلاصه من هم قبول کردم اما عقد موقت یک‌ساله کردیم. یعنی این آقا این‌طور خواست و واقعیتش، من هم به امید اینکه بعدش ازدواج دائم می‌کنیم و از این مشکلات خلاص می‌شویم، قبول کردم.

این شخص در هفته چند روز می‌آمد به خانه من و چند روز هم در خانه خودش بود. مقداری از هزینه‌های من را هم می‌داد. پس از مدتی اما من متوجه شدم رفتارهای ایشان مشکوک است و مرتب حواسش به دخترم است. مثلا تند تند دخترم را می‌بوسید و … تا اینکه یک روز یکی از همسایه‌ها به من گفت که دخترم را در راه مدرسه دیده است در حالی که این آقا حرف‌های زشتی به او می‌زده. خلاصه من آمدم از دخترم پرسیدم و او گفت که هیچ مزاحمتی وجود نداشته، اما من باور نکردم.

پس از چند روز متوجه شدم دخترم خیلی استرس دارد و از این آقا می‌ترسد. مساله را با ایشان مطرح کردم اما انکار کرد و روز بعدش رفت و دیگر نیامد. هر چه هم دنبالش گشتم پیدا نشد. بعد از رفتن ایشان دخترم گفت که مورد تجاوز و آزار جنسی قرار گرفته است. این آقای بی‌وجدان چند بار به دخترم تجاوز کرده است و من حالا نمی‌دانم باید چه کار کنم و به کجا بروم. از آن روز که این ماجرا را فهمیدم مریض شده‌ام . لطفا من را راهنمایی کنید که چه‌طور از این آقا شکایت کنم؟

جواب:

سلام خانم محترم!

حتما قبل از هر اقدامی دخترتان را پیش یک روان‌شناس ببرید تا تحت درمان قرار بگیرد زیرا این اتفاق می‌تواند آسیب‌های بسیار جدی به او وارد کند. از لحاظ حقوقی سریعا به دادسرا بروید و از آن آقا شکایت کنید. دخترتان در شکواییه باید با جزییات اتفاق را شرح دهد. حتما قید شود که دخترتان به هیچ وجه رضایتی نداشته و آن آقا با قهر و زور به ایشان تجاوز کرده است. پرونده‌های مربوط به اعمال منافی عفت مستقیما در دادگاه مطرح می‌شود. قاضی رسیدگی کننده به  پرونده ابتدا دخترتان را برای معاینه به پزشکی قانونی خواهد فرستاد. پزشکی قانونی در مورد وضعیت بکارت یا علائم تجاوز نظر تخصصی خواهد داد. در این میان حتما تقاضای بازداشت آن آقا را بدهید. هر آدرس و مشخصاتی که دارید به بازپرس پرونده بدهید.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

زندانی بودن شوهر و حق طلاق برای زن

۱۵ ساله بود که شوهرش دادند

نگذاشت دختر نابینا مدرسه برود

سوال:

اگر شکایت کنم آیا ایشان مجازات می‌شود؟ یعنی دادگاه حرف دختر من را باور می‌کند؟ چون به هر حال خود طرف که اعتراف نخواهد کرد.

جواب:

عرض شود که در مورد تجاوز جنسی به معنای زنای به عنف اثبات این امر بسیار دشوار است. یعنی از یک طرف باید اثبات شود که زنا صورت گرفته است و از طرف دیگر باید ثابت شود که این عمل بدون رضایت و به عنف بوده است. در قانون مجازات اسلامی راه‌های اثبات زنا مشخص شده است. یا باید خود مرتکب چهار بار اقرار کند یا اینکه چهار شاهد واجد‌الشرایط عمل زنا را دیده باشند. راه دیگر وجود مدارک بسیار مشخص و قطعی است. به همین دلیل اگر هم پزشکی قانونی تایید کند که بکارت زائل شده و احتمال تجاوز را بدهد، باز هم اثبات کننده این نیست که آن آقا این کار را کرده است. اگر این مدارک وجود نداشته باشد شخص مرتکب به زنا محکوم نخواهد شد اما ممکن است به رابطه نامشروع مادون زنا که مجازاتش شلاق است محکوم شود. در رابطه نامشروع سختگیری به اندازه زنا نیست و راحت‌تر قابل اثبات است. قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ نیز کودک‌آزاری را موجب مجازات سه ماه و یک روز تا شش ماه زندان یا تا یک میلیون تومان جزای نقدی دانسته است.

سوال:

پس به نظرتان اگر شکایت کنم فایده‌ای ندارد؟

جواب:

نمی‌توان گفت فایده‌ای ندارد. حتما شکایت کنید زیرا دادگاه نیز در این مورد تحقیقات لازم را انجام خواهد داد. ممکن است آن آقا در بازجویی اظهاراتی بکند که تا حدودی مشخص شود مرتکب تجاوز شده است. فقط فراموش نکنید که دخترتان باید بگوید هیچ رضایتی نداشته و آن اقا ایشان را با اجبار فیزیکی مجبور به رابطه جنسی کرده است.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

سوال:

چرا تاکید می‌کنید که بگوییم با زور فیزیکی بوده است به هر حال تجاوز اتفاق افتاده؟ آیا خطری برای دخترم دارد؟

جواب:

بر اساس قانون مجازات اسلامی زنا وقتی که با رضایت باشد، هر دو طرف مجازات خواهند شد اما اگر به زور و عنف باشد، مردی که مرتکب شده به اعدام محکوم خواهد شد. ممکن است تصور کنید که چون فرزند شما کم سال است پس در هر صورت مجازات نخواهد داشت اما متاسفانه این چنین نیست. بر اساس قوانین دختران در سن ۹ سالگی به بلوغ می‌رسند و پس از این سن فریب خوردن آن‌ها قابل تصور نیست. یعنی قانونگذار فرض می‌کند که مانند بزرگسالان فریب نمی‌خورند. بنابراین اگر دختر شما بگوید که فریب خورده است مورد پذیرش قرار نگرفته و ممکن است برای ایشان دردسر ایجاد شود. اما اگر در اثر تهدید و ارعاب حاضر به رابطه جنسی شده باشد این طور نیست و زنا به عنف محسوب خواهد شد. به عبارتی برای اینکه برای دخترتان مشکل ایجاد نشود باید اثبات شود که ارتباط جنسی تحت زور یا در اثر تهدید و ارعاب بوده است.

دی
۲۹
۱۳۹۶
کودکانی که باد آن‌ها را می‌زاید و توفان درو می‌کند
دی ۲۹ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

Photo: surowa/shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

هیچ‌کس نمی‌داند کودکان محصول ازدواج موقت که بی‌خانمان و بی‌هویتند، چند نفرند؟ اما برخی از فعالان حقوق کودک که برای بهبود شرایط آن‌ها  درتلاشند، مجموع کودکان بی‌هویت از هر دسته و رده‌ای را  شصت هزار نفر عنوان می‌کنند. شصت هزار نفری که بیش‌تر محصول سه چرخه معیوبند:  فقر، ازدواج موقت یا صیغه، و پیوند دختران ایرانی با مردان غیرایرانی که در مسیر دریافت هویت و تابعیت سرگردانند.

به گفته مدیر‌کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران، هم‌اکنون سه تا چهار هزار کودک بی‌هویت که سواد هم ندارند و آموزش ندیده‌اند در شهر تهران زندگی می‌کنند.

کودکانی که ریشه ندارند. نامشان در هیچ مرجعی به ثبت نرسیده و به علت همین بی‌نام و نشان بودن، امکان مدرسه رفتن و آموزش هم از آن‌ها گرفته شده است. آن‌ها چون اوراق هویتی ندارند، بیمه نیستند. از خدمات بهداشتی، درمانی و حتی حقوق شهروندی محرومند یا به عبارت ساده‌تر شاید بشود گفت آن‌ها عملا وجود ندارند. کودکانی که زاییده ازدواج موقت یا صیغه هستند، معمولا سرپرست موثری ندارند و به حال خودشان رها می‌شوند.

علت اینکه نفیسه فرزندش را به شیرخوارگاهی در تهران سپرده ، مسوولیت‌ناپذیری پدر کودک و فقری است که خودش درگیر آن است. خانواده نفیسه ساکن نیشابورند و نمی‌دانند او که سال‌ها قبل برای درس خواندن به تهران رفته، مدتی در عقد موقت یک مرد ناشناس بوده است. نفیسه نه آنقدر درآمد دارد که بتواند از کودکش مراقبت کند، نه تا آن حد شجاع است که بتواند رازش را برای خانواده ، دوستان و جامعه کوچک اطرافش از پرده درآورد.

از همین نویسنده بیش‌تر بخوانید:

قتل‌های ناموسی در رده نخست

سپردن قربانی به دستان آلوده آزارگر

هیچ‌کس سپیده را دوست نداشت

زهرا روان‌آرام، وکیل دادگستری، در پاسخ به این سوال که «نگهداری کودکانی که محصول ازدواج موقتند بر عهده چه کسی است؟» می‌گوید: «قانون در ماده ۱۱۶۸ تصریح کرده  که حضانت و نگهداری کودکان حق و تکلیف والدین است. در جای دیگری در ماده ۱۱۵۸ هم با تاکید قانون مدنی مواجه می‌شویم که می‌گوید کودکی که در زمان زوجیت متولد شده، ملحق به شوهر است، مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد. بنابر این بر پایه این دو قانون، فرزند متولد شده از رابطه موقت، تحت تکلف و مراقبت پدر است و نگهداری و نفقه‌اش لازم.»

با وجود اظهارات این کارشناس حقوقی در باب الزام قانونی، چنین قوانینی به مرحله عمل نزدیک نمی‌شوند و فقط در مرحله تدوین و نوشتن زیبا به نظر می‌رسند. خانم روان‌آرام از وجود پرونده‌های فراوان زنانی در دادگستری می‌گوید که بچه‌دار شده‌اند: «خانم تحت فشار مالی بوده و برای یک دوره موقت مثلا یک ماهه یا حتی ده روزه به عقد کسی درآمده و ناخواسته بچه‌دار شده است. بایگانی دادگستری پر از این پرونده‌های بی‌سرانجام است. برخی از این زن‌ها حتی نمی‌توانند زوج و آدرسش را پیدا کنند و یا اگر پیدا کردند، هیچ تضمینی برای عملی کردن این مسوولیت برای پدر وجود ندارد.»

تجربه خانم روان‌آرام نشان می‌دهد که مردان ابتدا منکر نسبت آن نوزاد با خودشان می‌شوند. آن‌ها می‌گویند از کجا معلوم کار کس دیگری نبوده است؟ بعد از انجام آزمایش‌های لازم و رفت و آمدهای خسته‌کننده و ویرانگری که مادر باید در راهروهای دادگستری انجام بدهد،  باز هم تضمین اجرایی برای عملی کردن این مسوولیت نیست. مرد که معمولا در ازدواج موقت دنبال یک لذت‌خواهی  کوتاه‌مدت بوده، حالا برگشته سر خانه و زندگی اصلی‌اش و اصلا مایل نیست خودش را درگیر آن عنصر مزاحم کند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

نفیسه پانزده سال پیش از نیشابور به تهران آمده تا درس بخواند. او هم‌اکنون ساکن محله صد‌دستگاه تهران، در جنوب شرقی این شهر است. او  به مدت یک ماه در عقد موقت مردی بوده که حالا دیگر او را نمی‌خواهد. مردی که زن و چند بچه قد و نیم قد و یک عالمه گرفتاری دارد و فرصتی برای رسیدگی به مشکلات نفیسه ندارد. او می‌گوید فقط خواسته یک رابطه جنسی بیرون از خانواده را تجربه کند و چون وجه مذهبی برایش مهم بوده، به جای هم‌بستری با کارگران جنسی ترجیح داده شکل شرعی ماجرا را حفظ کند. «هر بار تهدیدم می‌کند که حرف نزنم و یا موقتی یک مشت پول می‌ریزد به حسابم تا ساکتم کند. به کلی به صورت بچه نگاه هم نمی‌کند. اولش که می‌گفت مال من نیست! اصلا به من چه! اوایل ارتباطمان می‌گفت از نجابت من خوشش آمده و من مثل مریم مقدس هستم. حالا که پای بچه به میان آمده می‌گوید لابد تو با هزار نفر خوابیده‌ای من هم یکی‌شان! بعد از انجام آزمایش اثبات هویت و تایید پزشکی قانونی، قاضی الزام کرد که باید ازدواجتان را ثبت کنید. او گفت چشم. اما از جلسه دادگاه که آمدیم بیرون توی راهروی دادگستری به من گفت کور خوانده‌ام اگر خیال می‌کنم می‌توانم خودم را تا آخر عمر با یک بچه به او آویزان کنم. بهتر است بچه را بردارم و بروم خودم را گم و گور کنم.»

خانم روان‌آرام به زنانی که قصد ورود به جریان ازدواج موقت دارند، توصیه می‌کند که ازدوج موقتی که منجر به تولد کودک می‌شود، باید حتما در مراجع قانونی ثبت شود.

اما او  هم می‌داند که گاهی ممکن است تولد کودک، دیرهنگام و بعد از تمام شدن دوران عقد باشد. زمانی که مرد ماجرا قضیه را رها کرده و به دنبال زندگی اصلی‌اش رفته است.

به گفته این وکیل دادگستری، بر اساس ماده ۲۱ قانون جدید حمایت از خانواده ،نکاح موقت هم تابع موازین شرعی و مقررات قانون مدنی است و ثبت آن در مواردی همچون باردار شدن، توافق زوجین و شرط ضمن عقد الزامی است.

اما راهکار لازم برای جلوگیری از چنین بن‌بستی چیست؟ او توصیه می‌کند: «تحت هیچ شرایطی به هیچ‌وجه وارد رابطه ازدواج موقتی که به ثبت نرسیده است، نشوید. به‌ویژه اگر این رابطه قرار است چند ماه به درازا بکشد.»

درباره ازدواج موقت بیش‌تر بخوانید:

ازدواج موقت مخفیانه، عدم ثبت ازدواج و موضوع فرزند: قانون چه می‌گوید؟

آیا خواهرم ازدواج موقت کند؟

صیغه آری یا نه؟ 

او در طول دوران کارش با پرونده کودکانی روبرو شده که حالا بزرگ شده‌اند و برای پیگیری هویتشان تلاش می‌کنند. کودکانی که جا و مکان درستی برای زندگی ندارند و از دو طرف ماجرا طرد شده‌اند. مادر معمولا به خاطر پنهانی بودن  رابطه موقت و مشکلات مالی، توان بزرگ کردن کودک را ندارد. چون با وجود همه وابستگی عاطفی به کودکش، باز هم نگران قضاوت آدم‌های محیط اطراف است و به همین دلیل ترجیحش راحت شدن از دست کودک است. کودک حاصل از آن رابطه، یک جور پرچم قرمز است که دقت کنید من مدتی با یک مردی رابطه موقت داشته‌ام و این مساله در جامعه ایران خوشایند نیست. پدر هم که درگیر زندگی اصلی است و حاضر نیست مساله را از زوایای پنهان زندگی‌اش، به سطح علنی بکشاند. در این میان کودک به شدت مورد خشونت روانی، احساس ناامنی و حس ناخوشایند ناخواستگی قرار می‌گیرد. حتی در مواردی که مادر درگیر فقر شدید اقتصادی و فرهنگی استف سر راه گذاشته یا حتی فروخته می‌شود.

ربابه حق‌طلب، مددکار اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران، با مطالعه پرونده‌های بسیاری متوجه شده کودکان بی‌هویت به راحتی ممکن است قربانی باندهای فساد یا گروه‌های سودجویی بشوند که از آن‌ها به عنوان کودک کار بهره می‌برند. کودکان بی‌هویت، قربانیان آسانی برای افراد و گروه‌های بزهکارند.

خانم ربابه هر هفته به شیرخوارگاه‌ها و همچنین مراکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست تهران سرکشی می‌کند. او می‌گوید با دیدن کودکانی که نه هویت دارند، نه کسی به دیدارشان می‌آید، نه دلی برایشان می‌تپد و نه حتی یک برگه شناسنامه دارند، دلش می‌گیرد.

«گاهی از خودم می‌پرسم ما که هزار جور مراقبت و ناز و تنعم از کودکانمان می‌کنیم، باز هم یک جای کارشان می‌لنگد و هزار و یک مشکل تربیتی دارند. این بچه‌ها قرار است چه جور نسلی باشند؟»

به گفته ربابه بخشی از کودکان ساکن شیرخوارگاه، بی‌سرپرست نیستند، بلکه محصول رابطه ازدواج موقتند: «مددکارها تلاش می‌کنند برای این کودکان برگه‌های هویتی و محیطی سالم برای زندگی و رشد فراهم کنند. واقعا این جور نیست که چون ما به بخش دولتی مربوطیم، کم می‌گذاریم. مددکارها و کارکنان این مراکز با جان و دل کار می‌کنند. گاهی بچه‌ها را از کلانتری یا به دستور دادگاه به اینجا می‌آورند، گاهی هم شده که افراد می‌آورند یا بچه را می‌گذارند پشت در شیرخوارگاه. ما با کلانتری محل تماس می‌گیریم و آن‌ها می‌آیند جریان را صورت‌جلسه می‌کنند. اجازه نداریم آن‌ها را مستقیم ببریم داخل. بعد از اینکه صورت‌جلسه شد، اگر بچه گرسنه بود یا حالش به لحاظ فیزیکی بد بود، او را می‌بریم به بخش قرنطینه که یک ماهی باید آنجا باشد. زیاد شده که بچه‌ای که در زمان ازدواج موقت به دنیا آمده، از طرف مادر یا حتی در مواردی از طرف پدر، به اینجا سپرده شده و حتی گاهی به ملاقات بچه می‌آیند و برایش اسباب‌بازی و وسایل رفاهی می‌آوردند.»

او از پسرکی به نام امید می‌گوید که چند سال پیش و زمانی که او شیفت شب بوده، به یکی از این مراکز سپرده شده بود: «یک سال و نیمه بود و با پدرش زندگی می‌کرد. همسر اول مرد هم که تازه متوجه شده بود شوهرش رفته و همسر تازه اختیار کرده، تمام خشمش را روی کودک بیچاره خالی کرده بود . تمام  تن کودک جای زخم و سوختگی قدیمی بود. در نهایت مادر بچه توی ملاقات هفتگی، متوجه وخامت حال او می‌شود. اولش برده بودند بیمارستان. جای تعجب داشته که پرسنل بیمارستان مورد خشونت را گزارش نداده بودند و باز هم بچه را به مادر سپرده بودند. مادر هم بعد از ترخیص کودک وقتی دیده بود توان نگهداری از او را ندارد، به کلانتری مراجعه می‌کند و گزارش می‌دهد که خشونت خانگی رخ داده و آن‌ها صلاحیت نگهداری از کودک را ندارند. بچه را آوردند اینجا . مادر نگران آبرویش بود اما مددکارها کمکش کردند تا به تدریج موضوع را با خانواده‌اش در میان بگذارد. سه سالی کودک را اینجا نگه داشتیم تا شرایط حضانت مادر فراهم شد.»

اما شاید همه کودکانی که به شیرخوارگاه سپرده می‌شوند، مانند امید اقبال برگشتن به آغوش مادر را نداشته باشند. خانم زهرا روان‌آرام در این مورد می‌گوید «دولت موظف است برای قوانینی که توسط قانون‌گذار تصویب می‌شود، نوعی ضمانت اجرای عملی فراهم کند.»

دی
۲۳
۱۳۹۶
ازدواج موقت: عهد مودت و عشق یا زندگی زیر سایه خشونت‌های پنهان؟
دی ۲۳ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_635555000
image_pdfimage_print

Photo: nd3000/shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

تا زمانی که با مینو در فضای فیسبوک آشنا نشده بودم، نمی‌دانستم فسخ مدت زمان عقد موقت فقط در حیطه اختیارات مرد است. بدین معنا که اگر شما در جریان رابطه­‌ای که به عنوان عقد موقت یک‌ساله آن را به ثبت رسانده‌­اید، ناگهان متوجه شوید اشتباه کرده‌اید، مثلا با یک فرد آزارگر و خشونت‌گر همبستر و هم‌خانه شده­‌اید و طرف مقابلتان بیمار روانی است و روحیه آزاررسان دارد، باز هم باید منتظر باشید تا او به پایان آن رابطه رضایت بدهد.

ماده ۱۱۳۹ قانون مدنی به صراحت حق جدایی را از زن در جریان ازدواج موقت سلب می‌کند.

ازدواج موقت نوعی رابطه زناشویی است که به آن صیغه هم می‌گویند. این شکل رابطه به علت ویژگی­‌های خاصی که داراست از جمله به این علت که معمولا رابطه زوجیتی است که در حاشیه زندگی واقعی افراد و به شکل پنهانی شکل گرفته، محل بروز خشونت و عدم مسوولیت­‌پذیری فردی و اجتماعی است.

با نگاهی به اخبار و حوادث رسانه­‌ها می­‌توان دریافت که علاوه بر ایراد حقوقی و انسانی، از جمله زیر سوال بردن شان و کرامت زن و تبدیل کردن او به یک ابژه و ابزار جنسی برای لذت‌جویی کوتاه مدت، این شکل از رابطه زمینه­‌ساز و گریزگاهی مناسب برای نادیده گرفتن قانون وعدم مسوولیت‌پذیری فردی، اجتماعی و بروز خشونت خانگی پنهان است.

درباره ازدواج موقت بخوانید:

آیا خواهرم ازدواج موقت کند؟

ازدواج موقت مخفیانه، عدم ثبت ازدواج و موضوع فرزند: قانون چه می‌گوید؟

متاهل بودن و ازدواج موقت

مینو آن‌قدر در زمان ازدواج موقت درد کشیده که قادر نیست با وجود گذر چند سال از این ماجرا، به وضعیت عادی برگردد. او می‌گوید بابک آشکارا یک بیمار پارانویید بود. آن‌ها همدیگر را یک روز بارانی در یک کافه‌ دلپذیر در یکی از فرعی‌های خیابان انقلاب دیدند. مینو مثل موش آب کشیده شده بود. بابک که پشت میز بغلی نشسته بود، یک حوله تمیز و کوچک به مینو تعارف کرد و  پرسید می‌تواند آنجا بنشیند. همان روز اول با سرعتی باورنکردنی با هم صمیمی شدند. نیم‌ساعت بعد مینو فهمید او یک دندانپزشک غمگین است که دارد از همسرش جدا می‌شود. یک ماه بعد بی‌آنکه خانواده‌اش در جریان باشند با هم خطبه عقد یک‌ساله خواندند.

مینو چند سالی بود که مستقل زندگی می‌کرد. در یک گالری معروف کار می‌کرد و بقیه وقتش را با دوستانش می‌گذراند، کتاب می‌خواند یا به سینما می­رفت. قرار شد اگر به خوبی با هم کنار آمدند،به ازدواج دائم فکر کنند. اما ماه عسلشان فقط یک هفته بود. اولین روز هفته دوم، شک و تردیدها و خشونت‌های پس از آن شروع شد. مینو که یک عمر آزادانه زندگی کرده بود حالا باید بابت هر برنامه کوچکش توضیح می­‌داد. بابک روزها می­‌رفت مطب و بقیه وقتش را هم با دو فرزندش می­‌گذراند. هفته­‌‍ای یک شب هم پیش مینو بود اما انتظار داشت مینو به جز آن یک شب، بقیه روزهای هفته در خانه را ببندد و با هیچ‌کس معاشرت نکند.

هنوز دو ماه از آن هم­‌خانگی­‌شان نگذشته بود که تمام جان مینو از شدت ضربه­‌های وارده درد می‌کرد. آقای دندانپزشک هر بار به قصد مرگ مینو را می‌­زد و بعدش پشیمان می‌­شد و  به التماس می‌­افتاد. مینو بسیار اتفاقی همسر اول بابک را دید و تازه آنجا فهمید که دلیل جدایی او هم همین بدگمانی­‌ها و خشونت‌ها بوده است . مراجعه چند‌باره  مینو به دادگاه برای جدایی و فسخ ازدواج موقت بی‌فایده بود. هر بار از مشاور مستقر در دادگستری سوال می‌کرد چطور ممکن است برای فسخ یک رابطه بیمار که درقانون هم دیده شده و برایش تبلیغات گسترده انجام می‌شود،هیچ تمهیدی اندیشیده نشده باشد؟ آن‌ها می­‌گفتند فسخ و بخشش مدت باقی‌مانده درعقد موقت فقط بر عهده مرد است. مینو باید صبر می‌کرد تا مدت تعیین‌شده به اتمام برسد. ده ماه متوالی در اوج خشونت و درماندگی در آن رابطه ماند اما ناچار به سکوت بود، چون نمی‌خواست پدر و مادر پیرش در جریان  اشتباهش قرار بگیرند. کتک می‌خورد و سکوت می‌کرد، به این امید که سرانجام یک سال موعد ازدواج به پایان برسد. کسی نمی‌­داند در آن یک سال چه بر مینو گذشت. خودش که هرگز آن یک سال جهنمی را از خاطر نمی برد.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

 یک وکیل دادگستری به خانه امن می­‌گوید مسائلی که منجر به بروز خشونت در ازدواج موقت می‌­شوند، محدود به مساله عدم اختیار زن برای پایان بخشیدن به رابطه نیست. بهروز منادی، وکیل دادگستری، می‌گوید :«در قوانین مربوط به صیغه، منافع مرد به تنهایی در نظر گرفته شده و به هیچ وجه منافع زن مد نظر نیست. زن از مرد ارث نمی‌برد، مرد مجبور به دادن نفقه و هزینه جاری به زن نیست و می‌تواند هم‌زمان با زن‌های متعددی صیغه باشد و نکات بسیار دیگری که خودش می‌تواند زمینه درگیری، تبعیض و خشونت باشد.»

به گفته بهروز منادی فقط در سه حالت است که مجری قانون موظف به ثبت ازدواج موقت است، در بقیه موارد حتی احتیاج به ثبت این رابطه نیست: «در صورتی که زن در رابطه ازدواج موقت باردار شود، یا در طول مسیر زندگی موقت، زوجین توافق به ثبت رابطه موقتشان کنند، یا اینکه ثبت آن از شرایط ضمن عقدشان باشد. فقط در این شرایط باید ازدواج موقت افراد به ثبت برسد و در غیر این صورت رابطه‌­ای شکل می­‌گیرد که ظرفیت رفتارهای غیرقانونی و خشونت را به شکل مهیبی در درون خودش بالقوه می‌پروراند.»

بیشتر خشونت‌های خانگی رخ داده در ازدواج موقت از سوی مردان اعمال می‌شود، اما این یک اصل همیشگی نیست. در شرایط بسیار محدود و نادری ممکن است مرد ماجرا هم در معرض خشونت فیزیکی و روانی همسرش قرار بگیرد. از آن جایی که معمولا مردانی به صیغه رو می‌آورند که خودشان دارای همسر و فرزند و خانواده هستند و به طور موازی در جریان یک رابطه پنهانی و موقت قرار دارند، ممکن است از ترس آشکار شدن رابطه در مقابل خشونت سکوت کنند یا مورد اخاذی قرار بگیرند .

مردادماه امسال زنی در غرب تهران همسر صیغه‌ای خود را در جریان درگیری و کتک‌کاری کشت. پزشکی قانونی علت مرگ را ضرب و جرح اعلام کرد. این زن اعتراف کرد که چون شوهرش بیش از حد معمول در فضای مجازی و تلگرام وقت می‌گذراند و به تذکرات او گوش نمی­داد، با او درگیر شده و با هم کتک‌کاری کرده‌اند که منجر به مرگ او شده است.

متاسفانه حتی در قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ هم مواد قانونی مرتبط با ازدواج موقت نادیده و مغفول نگاه داشته شده است.

هر هفته اخبار مربوط به جرم و جنایت در دوران ازدواج موقت، جای ثابت و مشخصی در مطبوعات ایران را به خود اختصاص می‌دهند. مواردی که حتی کودکان را هم از آن راه فرار و گریزی نیست. ماجرای دردناک مرگ اهورا که به دست همسر صیغه­‌ای مادرش مورد تجاوز قرار گرفته و در جریان تجاوز جان سپرد،  از  مواردی است که به علت دهشتناکی جنایت، به روزنامه­‌ها و سایت­‌های خبری راه پیدا کرد.

درباره اهورا بخوانید:

در چنگال اهریمن خشونت

خواب اهورا بدون لالایی و قصه

با نگاهی گذرا به صفحه حوادث رسانه‌ها، می‌توان دریافت که موارد قابل ذکر بسیار دیگری وجود دارند. از جمله می­‌توان به سرگذشت محسن که این روزها به عنوان قاتل همسر صیغه­‌ایش در زندان است اشاره کرد. او به جرم قتل همسرش که البته مادر تنها فرزند اوست، به قصاص نفس محکوم شده است. علت مرگ مقتول برخورد سر به جسم سخت،خفگی وضرب و شتم اعلام شد. محسن در مراحل اولیه رسیدگی به پرونده تلاش می­‌کرد خود را بی‌گناه نشان دهد، اما همسایگان زن کشته‌شده شهادت دادند که صدای مشاجره زن و شوهر را در شب جنایت شنیده‌­اند. در نهایت محسن چاره‌­ای جز اعتراف نمی‌یابد وجنایت را به عهده می‌­گیرد.

با پایان گرفتن مدت زمان عقد موقت محسن و همسرش، آن زن  قصد داشته رابطه را ترک کند، اما محسن تلاش می­‌کرده او را قانع کند که به خاطر فرزندشان کنار هم بمانند. زن که راضی نمی­‌شود، محسن اقدام به قتل می­‌کند. او پس از کوبیدن سر زنش به دیوار، او را با سیم برق و روسری خفه می­‌کند. شعبه هفتاد و یک دادگاه کیفری استان تهران محسن را به قصاص نفس محکوم کرده است. چه بسا اگر ماجرای محسن و آن زن قربانی، در نهایت به قتل نمی­‌انجامید، اخبار آن مانند هزاران هزار مورد پنهان دیگر، هرگز از محدوده چهاردیواری آن خانه خارج نمی‌شد.

مرداد
۱۳
۱۳۹۶
آیا خواهرم ازدواج موقت کند؟
مرداد ۱۳ ۱۳۹۶
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, ,
Sad couple sitting opposite one another, man holding hands of a woman. Loving husband comforting troubled young wife, compassionate boyfriend supporting crying girl, abortion or infertility problem
image_pdfimage_print

Photo: fizkes/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

پرسش: با سلام! من در مورد مساله خواهرم می‌خواستم از شما راهنمایی بگیرم. پدر من سال‌ها پیش فوت کرده و مادرم هم پیر است. یکی از خواهرهایم چند سال پیش ازدواج کرد، اما پس از دو سال از شوهرش جدا شد. الان ۳۳ سال دارد. چند ماه پیش با مردی آشنا شده که ایشان هم از همسرش جدا شده‌اند. چند وقت باهم صحبت کرده‌ و قرار ازدواج گذاشته‌اند. البته این آقا خواسته که دو سه سالی صیغه بخوانند و بعد  ازدواج دائم کنند. بهانه‌اش این است که همدیگر را بیشتر بشناسند و کمی هم وضع مالی‌اش خوب شود. خواهر من تا حدودی راضی است، اما از نظر من منطقی نیست. خواستم از شما چند سوال کنم. آیا عقد موقت جایی ثبت می‌شود؟ برای ثبت چه کار باید انجام شود؟ اگر ثبت نشود چه تبعاتی دارد؟ این آقا قول داده که بعد از عقد موقت، ازدواج را دائمی کند. اگر به قولش عمل نکرد چه کاری می توان انجام داد؟

پاسخ: سلام! خدمتتان عرض شود که ضوابط مربوط به ازدواج موقت با ازدواج دائم فرق دارد. ثبت ازدواج موقت الزامی نیست، مگر اینکه ضمن عقد شرط شود یا طرفین توافق کنند و یا اینکه زوجه باردار شود. معمولا عقد موقت با مراجعه به مراکز مخصوص و توسط روحانی‌ها خوانده شده و ثبت نمی‌‍شود. اگر خواهرتان قصد ثبت آن را دارد، باید با طرف مقابلش توافق کند و شرط کند که ازدواج باید ثبت شود. اگر ثبت نشده باشد، احتمال دارد مرد در آینده رابطه زوجیت را انکار کند و حقوق مالی خواهرتان را ندهد. یا اگر خواهرتان باردار شد، اثبات رابطه زوجیت و تعلق فرزند به ایشان مشکل است. در مورد سوال دیگرتان عرض شود چنین تعهدی اعتبار ندارد. یعنی اگر این آقا به خواهرتان قول دائمی کردن ازدواج را داده باشد، اما پس از پایان مدت عقد موقت به قول خود عمل نکند، خواهرتان از لحاظ حقوقی نمی‌تواند ایشان را به ازدواج دائم الزام کند.  حتی اگر قول کتبی و سند رسمی داده باشد.

پرسش: اگر در مدت ازدواج موقت این آقا خواهرم را اذیت کند و مرتکب خشونت خانگی شود، آیا قانون از ایشان حمایت خواهد کرد؟ آیا در این صورت خواهرم می‌تواند جدا شود و تقاضای طلاق کند؟

پاسخ: ضرب و جرح یا هر عمل دیگری که در قانون جرم‌انگاری شده، می‌تواند مورد تعقیب کیفری واقع شود. البته این ارتباطی به ازدواج موقت و دائم ندارد و یک ضابطه کلی و عمومی است. اما در مورد جدا شدن، در عقد موقت طلاق وجود ندارد و موضوع انحلال عقد قابل بررسی است. در مورد اینکه آیا در عقد موقت، زوجه می تواند به استناد عسر و حرج تقاضای انحلال عقد را بکند یا نه، اختلاف‌نظر است. بر اساس یک نظریه مشورتی از اداره حقوقی قوه قضاییه، الزام زوج به بخشیدن مدت باقی‌مانده به دلیل عسر و حرج ممکن است. بر اساس این نظریه: «هرچند تحقق عسر و حرج در مورد ازدواج‌های موقت مشکل و غالبا غیرمتصور است زیرا که در غالب موارد در ازدواج‌های موقت، زوجه تا حدودی از آزادی بیشتری برخوردار بوده و حقوق و تکالیفی که در ازدواج دائم برعهده زن هست در ازدواج موقت نیست و یا خیلی کمتر است ولی در عین حال چنانچه در مواردی زوجه با عسر و حرج (حرجی بودن ادامه زوجیت) روبه‌رو شود و این موضوع بر دادگاه ثابت گردد در این صورت دادگاه می‌تواند از ملاک ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی تنقیح مناط نموده و حکم به اجبار زوج به بذل بقیه مدت متعه و در صورت میسر نشدن این امر حکم به انحلال زوجیت و قطع بقیه مدت نکاح موقت صادر نماید.»

پرسش: مهریه در عقد موقت چگونه است؟

پاسخ: مهریه همانند عقد دائم است با این تفاوت که در عقد موقت، وجود مهریه یکی از پایه‌های عقد است و بدون پیش‌بینی آن عقد باطل است. مساله‌ای که باید توجه شود این است که اگر زوجه از ابتدا مهریه را دریافت نکند و مدارک کافی هم برای اثبات رابطه زوجیت نداشته باشد، برای مطالبه مهریه با مشکل روبرو می‌شود. در صورت انکار زوج، زوجه مجبور است ابتدا رابطه زوجیت را اثبات و بعد مهریه را مطالبه کند.

پرسش: آیا در دوران عقد موقت شوهر موظف به پرداخت هزینه‌های زن است؟

پاسخ: خیر. در عقد موقت بر طبق ماده ۱۱۱۳ زن حق نفقه ندارد، مگر اینکه شرط شده باشد. بنابراین اگر خواهرتان خواهان نفقه است، باید از ابتدا آن را شرط کند.

پرسش: اگر در آینده خواهرم بچه‌دار شود، تکلیف بچه چیست؟ سوال دیگراینکه اگر فردا روز این آقا خواهرم را ترک کند،چه می‌شود؟

پاسخ: فرزند حاصل از ازدواج موقت، هیچ تفاوتی با فرزند حاصل از ازدواج دائم ندارد و از حقوق یکسان برخوردار است. بنابراین در مورد فرزند مشکلی وجود ندارد. البته مشاهده شده که در ازدواج موقتی که ثبت نشده است، شوهر رابطه زوجیت و همچنین تعلق فرزند به خود را انکار کرده است. در این حالت زن مجبور است که رابطه زوجیت را به اثبات برساند. در مورد سوال دیگرتان عرض شود که در ازدواج موقت مرد هر گاه بخواهد می‌تواند با بخشیدن مدت باقی‌مانده، ازدواج را پایان دهد. زن اما چنین حقی ندارد و اگر بخواهد عقد را پایان دهد، باید به دادگاه رفته و عسر و حرج  را ثابت کند که آن هم ساده نیست.

پرسش: به طور کلی به نظرتان ازدواج موقت چه خطراتی می‌تواند برای خواهرم داشته باشد؟

پاسخ: قانون‌گذار در ازدواج موقت نسبت به ازدواج دائم حمایت کمتری دارد. با توجه به همه مواردی که گفته شد، زمینه خشونت‌ورزی در ازدواج موقت فراهم‌تر است و زن ابزارهای قانونی کمتری برای دفاع از خود دارد. با این وجود اگر ازدواج موقت ثبت شود و پرداخت نفقه در آن شرط شود، خطرات کمتری خواهد داشت.

آذر
۲۵
۱۳۹۵
رایزنی مجلس برای بازنگری در قانون ازدواج دختران زیر سیزده سال
آذر ۲۵ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
1693048_892
image_pdfimage_print

زهرا کشوری – روزنامه ایران

اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس توانستند موافقت برخی از مراجع را برای تغییر قانون و افزایش سن ازدواج دختران کسب کنند. آن‌طور که «فاطمه ذوالقدر» نماینده مجلس شورای اسلامی به « ایران» می‌گوید آیت‌الله مکارم شیرازی به‌ دنبال اعلام خبر وجود ۲ هزار بیوه کودک در کشور حکم باطل بودن چنین ازدواج‌هایی را اعلام کرد. ذوالقدر و «طیبه سیاوشی» دیگر عضو کمیسیون فرهنگی تأکید می‌کنند که باید کمیته‌ای از نمایندگان دستگاه‌ها ایجاد شود تا در مورد بلوغ عقلی و جسمی برای ازدواج در سنین پایین تصمیم بگیرند. آن‌طور که ذوالقدر می‌گوید نمایندگان مجلس به دنبال جلب نظر موافق علما برای اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی در خصوص سن ازدواج هستند تا تنها اذن پدر و شرط سن مدنظر نباشد.  در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی آمده است : عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به ازن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.از سوی دیگر رئیس بسیج خواهران کشور این تلاش‌ها را جنگ با خدا می‌داند و می‌گوید: «در حالی عده‌ای در تلاش هستند اذن پدر را از شرایط لازم برای ازدواج حذف کنند که در غرب جنبشی با عنوان احیای پدرسالاری به راه افتاده است.»

بخت‌های پریشان ازدواج‌های زودرس
آمارهای تکان دهنده ازدواج کودکان زیر ۱۳ سال به ۲ هزار کودک بیوه محدود نمی‌شود. براساس آمارهایی که هفته گذشته در همایش ازدواج کودکان مطرح شد ۴۲ هزار دختر زیر ۱۸ سال به خانه بخت رفته‌اند که به گفته ذوالقدر، پریشانی بسیاری برای جامعه به دنبال داشته است. همچنین گزارش‌هایی از جاری کردن عقد دختران ۵ تا ۶ ساله در برخی نقاط کشور هم منتشر شده است. این ازدواج‌ها براساس گزارش‌های جمعیت امدادی دانشجویی امام علی(ع)  که برگزار‌کننده همایش فوق در دانشگاه علم و صنعت بود در برخی موارد به فرار عروس‌های کوچولو و خیابانی شدن آنها منجر شده است. مدیر عامل این جمعیت از ازدواج کودکان به‌عنوان یک «معامله» یاد می‌کند که درآمد این معامله در نهایت خرج مواد والدین را تأمین می‌کند.آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتای ذوالقدر و «طیبه سیاوشی» دیگر عضو کمیسیون فرهنگی درباره ازدوج‌های زودهنگام می‌گوید: «من از نظر «فتوا» این اجازه را نداده و نمی‌دهم. ممکن است در گذشته چنین چیزی جایز بوده؛ اما اکنون به خاطر مفاسدی که دارد تا زمانی که دختر به بلوغ عقلی نرسد و قدرت تصمیم‌گیری نداشته باشد، اجازه ازدواج ندارد و حکم باطل بودن چنین ازدواجی را می‌دهم.»
به گفته ذوالقدر، مکارم شیرازی معتقد است اذن پدر کافی نیست و شرط سنی در این زمینه نباید به تنهایی مدنظر باشد کما اینکه ممکن است فردی ۱۷ سال داشته باشد اما به بلوغ فکری و عقلی نرسیده باشد.
آنطور که این نماینده مجلس می‌گوید: «ازدواج کودکان بیشتر در حاشیه شهرها و در مناطق فقیرنشین اتفاق می‌افتد.» نام سیستان و بلوچستان هماره در صدر فهرست ازدواج کودکان است. به گفته ذوالقدر، ازدواج زیر ۱۸ سال در استان‌های محروم و خانواده‌های فقیر یا مبتلا به اعتیاد اتفاق می‌افتد. حاشیه‌های تهران هم شاهد به حجله فرستادن کودکانی است که خانواده هایشان هزینه خرید یک عروسک را هم برای آنها ندارند.«فاطمه ذوالقدر» نگاه و نظر آیت‌الله مکارم شیرازی را نشاندهنده شناخت مراجع از مشکلات جامعه می‌داند و می‌گوید: «این آشنایی و به روز بودن باعث شده تا آنها احکام اسلامی را مطابق با مسائل روز استخراج کنند.» او همچنین از گفت‌و‌گو با آیت‌الله نوری همدانی سخن به میان می‌آورد و می‌گوید:«ایشان اعلام کرده‌اند که نظر خودشان را درباره افزایش سن ازدواج دختران به صورت مکتوب اعلام می‌کنند.» تلاش خبرنگار «ایران »برای اطلاع‌رسانی درباره فتوای آیت‌الله نوری همدانی درباره ازدواج کودکان به جایی نرسید. البته دفتر ایشان به خبرنگار ما اعلام کرده که آیت‌الله هنوز استفتای خود را به آنها اعلام نکرده است.فاطمه ذوالقدر اعلام نظر  آیت‌الله مکارم شیرازی را باعث خوشحالی سایر نمایندگان می‌داند ومجلس حال حاضر را با مجلس نهم بسیار متفاوت معرفی می‌کند. مجلس نهم به دنبال آن بود تا قانون ازدواج سرپرست را با فرزند خوانده تصویب کند که با اعتراض بسیار زیاد کنشگران اجتماعی تصویب نشد. ذوالقدر اعتقاد دارد که با اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، باید مراجع قانونی در مورد ازدواج افراد کم سن و سال تصمیم بگیرند و نظارت بیشتری بر ادارات ثبت و دادگاهها انجام شود تا تخلفی صورت نگیرد.او درباره تشکیل کمیته‌ای برای بررسی بلوغ عقلی و جسمی زوجین هم می‌گوید: «باید کمیته‌ای متشکل از نمایندگان دستگاه‌های مسئول مثل قاضی، پزشکی قانونی و… تشکیل شود تا در مورد بلوغ عقلی و فکری و جسمی افراد نظر بدهند.»

ازدواج کودکان ریشه در فرهنگ دارد
«احمد بخارایی» جامعه شناس اعتقاد دارد که گره ازدواج‌های کودکان را باید در ریزفرهنگ‌ها و خرده فرهنگ‌ها یافت:«انشایی و دستوری نمی‌توان جلوی وقوع یک پدیده را گرفت.»او افزایش ازدواج کودکان، ازدواج‌های سفید و… را ناشی از شرایطی فرهنگی می‌داند و می‌گوید:«ما به‌عنوان جامعه شناس باید ببینیم که جامعه در چه وضعیتی قرار می‌گیرد یا چه عواملی باعث رشد این پدیده‌ها می‌شوند؟»
به اعتقاد او تا این عوامل برداشته نشود، نمی‌توان با قانون جلوی وقوع یک اتفاق را گرفت. او توجه هرازگاهی جامعه به پدیده‌ها را درجا زدن فرهنگ می‌داند و می‌گوید: «در این شرایط است که مسائل بیمارگونه خودش را نشان می‌دهد.» بخارایی می‌گوید:«امروز باید از خودمان بپرسیم چرا در قرن ۲۱ باید جامعه دغدغه‌اش ازدواج کودکان زیر ۱۳ سال باشد؟»بخارایی اعتقاد دارد که هر حرکتی نتیجه مثبت خودش را دارد حتی ازدواج در سن ۱۳ سال اما همه می‌دانند که کارکرد مثبت ازدواج در این سن از کارکرد منفی آن بسیار کمتر است. بخارایی همچنین پیش‌بینی می‌کند که مراجع بیشتری پشت سر آیت الله «مکارم شیرازی» برای افزایش سن ازدواج و تغییر قانونی که ازدواج را از ۱۳ سال به بالا تعیین کرده است، قرار بگیرند.یک سردفتر هم در گفت‌و‌گو با «ایران» ازدواج در سن ۱۳ سال را مختص خانواده‌های فقیر و آسیب دیده نمی‌داند و می‌گوید:«من خودم چند روز پیش عقد یک دختر خانم ۱۳ ساله را خواندم که از خانواده‌ای میلیاردر بود.»

راه ازدواج موقت بسته شود
«زهره ارزنی» حقوقدان اعتقاد دارد که واقعیت‌ها عوض شده‌اند وامروز قانون نباید اجازه دهد حتی یک دختر ۱۴ ساله با رضایت خود، ازدواج کند. اومی گوید:«مادربزرگ‌های ما در ۱۰سالگی ازدواج کردند، جدا هم نشدند، خیلی هم راضی بودند اما امروز شرایط عوض شده است.»
او به دختربچه‌هایی اشاره می‌کند که ازدواج کرده‌اند، شرایط طلاق هم ندارند بنابراین خانه و زندگی را می‌گذارند ومی روند:«معلوم نیست چه بلایی سر آنها می‌آید!»
ارزنی قصه را به دخترانی که در ازای شیربها و مهریه سنگین به خانه بخت رفته‌اند می‌کشاند ومی گوید:«اگر این دختر در زندگی مشترک شکست بخورد و بخواهد برگردد به دلیل اینکه خانواده نمی‌تواند آن پول را برگرداند، دختر را با هزار تهدید به خانه مشترک برمی گردانند.»او به تبعات ازدواج‌های زودهنگام اشاره می‌کند و می‌گوید:«چرا باید یک بچه ازدواج کند و بعد هم در سن ۱۳ سالگی با بچه‌ای ۶ماهه به خانه پدر برگردد.» او تأکید می‌کند با کمک مراجع باید قانون ازدواج را در مجلس به سن ۱۸ سال رساند. این حقوقدان اعتقاد دارد که پس از آن هم قوه قضائیه به‌عنوان مدعی عموم باید با تخلفاتی که در این زمینه اتفاق می‌افتد، برخورد جدی کند.ارزنی حذف ازدواج موقت را یکی از راه‌های اجرای این قانون می‌ داند ومی گوید:«چون ممکن است چنین خانواده‌هایی تن به صیغه و ازدواج عادی دختران بدهند تا دختر به سن قانونی برسد.» به اعتقاد این حقوقدان این مسأله می‌تواند علاوه بر بستن راه تخلف، از پیامدهای ازدواج موقت کودکان هم جلوگیری کند.

جنگ با خدا
«مینو اصلانی» رئیس بسیج جامعه زنان در واکنش به حرف‌های ذوالقدر نادیده گرفتن اذن پدر و اصلاح شرط سنی برای ازدواج دختران را جنگ با خدا می‌داند و در گفت‌و‌گو با فارس می‌گوید: «این موضوع علاوه بر اینکه مخالفت با آموزه‌های دینی دارد با فطرت انسانی نیز در تضاد است. ازدواج یک موضوع کاملاً شخصی در حوزه عرف جامعه و توانمندی افراد و به بلوغ رسیدن افراد است و وقتی که آموزه‌های دینی ما به بلوغ رسیدن افراد را منوط می‌کند به سن‌های خاصی و عرف را هم ملاک قرار می‌دهد تداخل در موضوعات حیاتی برای بشر مانند ازدواج کاملاً تفکرات غربی و فمینیستی است و به هیچ وجه کسی حق ندارد به زندگی خصوصی مردم ورود پیدا کند.»

خرداد
۲۱
۱۳۹۵
کاهش شش درصدی ازدواج، رشد یک درصدی طلاق
خرداد ۲۱ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
farhangnews_110975-313128-1421903016
image_pdfimage_print

.برای وضوح بیشتر روی عکس کلیک کنید


image

 منبع: تلگرام اعتمادآن‌لاین

خرداد
۱۲
۱۳۹۵
همسر موقت‌ام گفت: برادرش به او تعرض کرده، من هم برادرش را کشتم
خرداد ۱۲ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
AndroidOnlineNewsImage
image_pdfimage_print

متهم، دستی روی مچ‌هایش که تازه از درد دستبند رها شده بود، کشید و رو به قاضی گفت: «سحر، همسر صیغه‌‌ای‌ام، می‌گفت وقتی کوچک بوده، برادرش صادق چند بار به او تعرض کرده، رفتم تحقیق کردم، دیدم سزای این کار اعدام است؛ برای همین، یک شب صادق را کشتم.»


حمید (قاتل ٢۵ ساله) این حرف را بعد از تقاضای قصاص پدر صادق در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به زبان آورد. پدر مقتول که در پایان دادگاه تشنج کرد و روی زمین افتاد در ابتدای جلسه گفت: «سه سال است خواب ندارم. بچه من بی‌گناه بود. قبلا یک بار دادگاه، حکم قصاص متهم را صادر کرده، نمی‌دانم چه شد که دیوان عالی آن را رد کرده است. نباید خون پسرم هدر برود؛ ما قصاص می‌خواهیم.»


کنار او مادر مقتول نشسته بود. صدایش می‌لرزید: «ما مرده‌ایم آقای قاضی» شمارش روزهایی که از قتل صادق (مقتول ٢۴ ساله) گذشته را می‌دانست: «٨۵٩ روز است که متهم پسرم را کشته و من در این مدت، هر شب با لباس‌های او می‌خوابم» یاد جنازه صادق افتاد که سرش با سنگ له شده بود: «متهم دختر مرا دزدیده و برده بود خانه‌اش. ای کاش به جای صادق، خودم یا پدرش می‌رفتیم دنبالش تا خودمان کشته می‌شدیم. صادق مخالف ازدواج متهم با خواهرش بود، برای همین کشته شد.» و نشست روی صندلی؛ در فاصله کوتاهی از او و همسرش، سحر، دختری که قبلا مدعی شده بود برادرش به او تعرض کرده، پشت سر متهم نشسته و در خود فرو رفته بود. تنها صدای رسای قاضی مقدم زهرا(رییس دادگاه)،خطاب به متهم  می‌توانست او را به خود بیاورد:«آقای حمید (متهم) بلند شو و پشت جایگاه بایست. اتهام شما قتل عمد است، تعریف کن چه شد که مقتول را کشتی؟»

یک بار دیگر، موضوع تعرض مقتول به خواهرش پیش کشیده شد: «من سحر را زن خودم می‌دانستم، قبل از قتل، او را با مهریه یک بیسکوییت صیغه کرده بودم. قبلا ماجرای برادرش را برایم تعریف کرده و گفته بود وقتی هنوز کودک بوده،صادق یک بار در خانه، یک بار در کوه و چندبار دیگر به او تعرض کرده. خیلی به هم ریختم. در اینترنت سرچ کردم و از چند نفر پرسیدم، فهمیدم مجازات این کار اعدام است.»


سحر چشم‌هایش را بسته بود که با خطاب قاضی اسماعیلی (مستشار دادگاه) به خود آمد: «برادرت به تو تعرض کرده بود؟» دختر ٢۵ ساله با صدایی که از آرامی، گوش‌ها را می‌خراشید، گفت: «…» چه گفت؟ شنیده نشد: «صدای شما هم ضبط می‌شود و هم منشی باید بنویسد، با صدای بلند جواب بده، آیا وقتی نوجوان بودی، برادرت (مقتول) به تو تعرض کرده بود؟» صدای سحر کمی بلندتر شد: «نه، تعرض نکرده بود.»


«پس متهم برای چه برادرت را سوار ماشینش کرد، با خود برد و با نانچیکو کشت؟»


«برادرم با ازدواج ما مخالف بود، هیچ تعرضی هم در کار نبود. دوستی من و حمید (متهم) به سال نکشیده بود، صیغه‌ای هم که خواند بیشتر یک شوخی بود تا جدی.» حرف‌های سحر برخلاف اعترافاتش در بازپرسی بود. او پیش از این گفته بود: «به حمید گفته بودم برادرم در نوجوانی چند بار به من تعرض کرده. گفتم از او متنفرم اما نمی‌خواهم خانواده‌ام از هم بپاشد. فکر می‌کردم وقتی همدیگر را می‌بینند، صادق با یک عذرخواهی ماجرا را تمام می‌کند اما شب حادثه، ساعت ٢:١۵ بامداد، حمید زنگ زد و گفت کار را تمام کردم و حقت را گرفتم.»
تناقض در دادگاه جولان می‌داد. قاضی اسماعیلی نفسی تازه کرد و رو به متهم گفت: «چگونه صادق را کشتی؟» شیوه قتل؛ همان موضوعی که حمید در این سه سال (از ۵/١١/٩٢) بیش از هر چیز دیگری آن را در ذهن خود مرور کرده است: «من تا وقتی موضوع تعرض را نمی‌دانستم، با صادق هیچ مشکلی نداشتم. چند بار به خانه‌شان رفته بودم و با هم تخته بازی کردیم. تا اینکه شب حادثه، طرف‌های ساعت ١٢ نیمه‌شب، سحر به من زنگ زد و گفت صادق دارد می‌رود بیرون، تو هم بیا و منتظر باش؛ رفتم. در کوچه صادق را سوار ماشین کردم و در راه به او مشروب دادم. به بن‌‌بستی در شهرک امید که رسیدیم، او را از پشت با نانچیکو خفه کردم و جسدش را در جوی آب انداختم. رویش خاک ریختم تا شناسایی نشود. قبل از فرار کردن هم با سنگ به سرش زدم.»
متهم تلاش می‌کرد تا ثابت کند، مقتول، «مهدورالدم» بود. موضوعی که با واکنش وکیل اولیای دم روبه‌رو شد: «تو گفتی رفتی از اینترنت جست‌وجو کردی و به این نتیجه رسیدی که مقتول، باید کشته شود. بر فرض که موضوع ارتباط نامشروع او با خواهرش صحت داشته باشد، آیا در همان مطالبی که خواندی، چیزی درباره  سن بلوغ ننوشته بود؟ آیا فکر نکردی که زمان تعرض، مقتول و خواهرش هر دو نوجوان بوده‌اند؟» حمید، پس از ثانیه‌ای سکوت گفت: «نه، من چیزی درباره این نخواندم.»


یک ساعت از رسیدگی به پرونده گذشته بود که نماینده دادستان، تناقضی در حرف‌های متهم یافت. زن جوان گفت: «شما چه زمانی متوجه تعرض مقتول به برادرش شدید؟»
«بعد از اینکه با هم صیغه کردیم موضوع را برایم تعریف کرد.»
«اما شما اول حرف‌های‌تان گفتید که از همان اول دوستی به شما موضوع را گفته بود.» نماینده دادستان، جای سکوت لحظه‌ای متهم را با سوال دیگری پر کرد: «اگر هم بعد از صیغه کردن متوجه شده باشید، نشان می‌دهد که چند ماه طول کشیده تا صادق را به قتل برسانید. دلیلش چه بود؟» متهم کمی این پا و آن پا شد: «من بعد از صیغه فهمیدم، ١٠ روز هم بیشتر طول نکشید تا صادق را کشتم.»


سرانجام با دستور قاضی مقدم زهرا،حمید سرجایش نشست و وکیل او برخاست و به اولیای دم تسلیت گفت اما پدر مقتول تشنج کرد و با لرز روی زمین افتاد: «آب بیاورید روی صورتش بریزید» صدای نفس‌هایش، بلند می‌آمد: «گریه کن، خالی شوی» مامور زندان کمک کرد و او را بیرون از جلسه بردند؛ دخترش سحر هم همراه او رفت.
با آرام شدن جو دادگاه، وکیل متهم گفت: «سحر در اعترافات خود در بازپرسی گفته که برادرش به او تعرض کرده و این ماجرا را برای متهم بازگو کرده است. متهم پس از آن به تحقیق پرداخته و به این نتیجه رسیده که ارتباط نامشروع اتفاق افتاده؛ ضمن اینکه مادر مقتول نیز پیش از این گفته است که متهم به خانه آنها رفت و آمد داشته بنابراین موضوع قتل به خاطر مخالفت با ازدواج مردود است و علت قتل، همان یقین متهم به مهدورالدم بودن مقتول است.»


وکیل، پس از لختی سکوت، حرفی بر زبان آورد که حتی متهم هم در هیچ بخشی از حرف‌هایش در دادگاه، به آن اشاره نکرده بود: «حمید در بازپرسی اعتراف کرده که هنگام خفه کردن مقتول، به او گفته این اقدام را به خاطر کاری که او با سحر کرده انجام می‌دهد. این حرف نشان‌دهنده یقین متهم به تعرض مقتول به خواهرش و اعدام بودن نتیجه آن است.»


وکیل که حرف‌هایش را با تقاضای توجه قضات به موضوع تعرض به پایان برد، بار دیگر حمید، این‌بار برای آخرین دفاع پشت جایگاه ایستاد و گفت: «من فقط می‌خواستم حکم را اجرا کنم. می‌دانم که دیگر نمی‌توانم صادق را به خانواده‌اش برگردانم و اشتباهم این بود که با دست‌های خودم این کار را کردم. از اولیای دم تقاضای بخشش دارم.»


با پایان جلسه دادگاه، سرباز زندان به متهم نزدیک شد و دستبند به دستانش بست؛ درد جرمی که مرتکب شده بود بار دیگر در مچ‌های حمید پیچید. از کنار سحر عبور کرد و بیرون رفت؛ دختری که پس از حادثه با پدر و مادرش زندگی می‌کند، هرچند مادرش فکر می‌کند پس از قتل صادق، «همه‌شان مرده‌اند».

منبع: روزنامه اعتماد