صفحه اصلی  »  ازدواج اجباری
image_pdfimage_print
دی
۱۳
تغییر سن ازدواج دختران در قانون و بررسی مواجهه شورای نگهبان
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%da%af%d9%87%d8%a8%d8%a7%d9%86
image_pdfimage_print
سؤالی که مطرح می‌شود آن است که این فقها برای بررسی مغایرت آن‌چه به ایشان ارجاع می‌شود با شرع، به فتوای مشهور مراجعه می‌کنند یا به نظر ولی‌‌فقیه یا رأی و نظر خودشان یا نظرات برخی از مراجع و فقها؟ آیا نظر فقهی که بر اساس نظر یک فقیه باشد و فقهای دیگر در اسفتائات صورت‌گرفته نظر مغایری دارند، می‌تواند مبنای قانون‌گذاری قرار گیرد؟
طرح‌ها و لوایح مصوب در مسیر تصویب، باید از شورای نگهبان عبور کنند. شورای نگهبانی که علاوه بر حقوق‌دانان، از فقهایی برجسته تشکیل شده است که هر یک صاحب رأی و نظرند. حال سؤالی که مطرح می‌شود آن است که این فقها برای بررسی مغایرت آن‌چه به ایشان ارجاع می‌شود با شرع، به فتوای مشهور مراجعه می‌کنند یا به نظر ولی‌‌فقیه یا رأی و نظر خودشان یا نظرات برخی از مراجع و فقها؟ آیا نظر فقهی که بر اساس نظر یک فقیه باشد و فقهای دیگر در اسفتائات صورت‌گرفته نظر مغایری دارند، می‌تواند مبنای قانون‌گذاری قرار گیرد؟

از هنگام تشکیل مجلس قانون‌گذاری در ایران به موجب اصل دوم قانون اساسی مشروطه مقرر گردید: «در هر عصری از اعصار هیأتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع از مقتضیات زمان هم باشند، به این طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه اسامی بیست نفر از علماء که دارای صفات مذکوره باشند، معرفی به مجلس شورای ملی بنمایند، پنج نفر از آن‌ها را یا بیشتر به مقتضای عصر، اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا به حکم قرعه تعیین کرده، به سمت عضویت بشناسند؛ تا موادی که در مجلس عنوان می‌شود، به دقت مذاکره و غوررسی کرده، هریک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد، طرح و رد کنند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیأت علماء در این باب، مطاع و بتبع خواهد بود و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجت عصر عجل‌الله‌فرجه تغییرپذیر نخواهد بود».

و این‌گونه بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در تدوین قانون اساسی جدید هم ذیل اصل ۹۱ تکرار شد: «به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آن‌ها، شورایی به نام شورای نگهبان … تشکیل می‌شود…»؛ این بدان معناست که اولویت اساسی در قانون‌گذاری و پاسخگویی به نیازها و ضرورت‌های جامعه، هم‌راستایی آن‌ها با دین و شرع و قانون است.

ضرورت‌های نوظهور
مسلماً سیر سریع تغییرات و حوادث مختلف، نیازمند تجدیدنظر، بازنگری و حتی توسعه یا تضییق در قوانین موجود کشور است. بسیاری اوقات، مواجهه با مسائل جدید، حل و رفع آن‌ها نیازمند نگرشی نو است و دقیقاً به همین خاطر است که مجلس شورای اسلامی که قوه قانون‌گذار کشور است، همواره مشغول است و پاسخگو.

مجلس موظف است نیازهای رصدشده جامعه را پاسخگو باشد و ازاین‌روست که همواره سیر قانون‌گذاری و تصویب قوانین و یا تغییر و اصلاح آن‌ها ادامه داشته و دارد؛ قوانینی که یا از سوی دولت ضرورتشان احساس شده و یا مجلسیان به آن رسیده‌اند. در تصویب قوانین، تفاوتی در نام ارائه‌کننده آن وجود ندارد و آن‌چه مهم است نیاز جامعه و البته هم‌راستا بودن قوانین با قانون اساسی و شرع است.

قانونی کردن ضرورت‌ها
شاید اولین و مهم‌ترین وظیفه نمایندگان و در کنار ایشان دولت‌مردان، یافتن خلأها، نیازها و ضروت‌هایی است که قانونی شدن آن‌ها به حل بهتر و پیگیری دقیق‌ترشان کمک خواهد کرد. ازاین‌روست که دولت نیز برای رسیدگی بهتر امور با رصد موارد مورد نیاز، سعی در ارائه لوایح مدنظر خود به مجلس را دارد تا با تصویب آن، راحت‌تر و البته قانونی‌تر بتواند پیگیر مسائل باشد. در این مسیر مسلم است که هر طرح و لایحه‌ای که تقدیم مجلس شورای اسلامی می‌شود تا سیر تصویب و قانونی شدن را طی کند، در مراحل اولیه به دنبال پشتوانه‌های دقیق و محکم قانونی و شرعی است.

در اولین مرحله لازم است که به ضرورت‌های قانونی‌شدن یک طرح یا لایحه توجه شود؛ این‌که یک مسأله تا چه حد دغدغه است که نیازمند پی‌گیری یا ممانعت قانونی است، به حدی که لازم باشد چندین نفر-ساعت برای نگارش، تأیید و تصویب آن وقت گذاشته شود، یکی از نکات ضروری است.

قانون و ازدواج دختران ۱۳سال
بحث‌های قانونی و فقهی از علنی‌شدن یک دیدار آغاز شد. سیده فاطمه ذوالقدر در حاشیه دیدار اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس با آیت‌الله مکارم‌شیرازی، با این توضیح که «در حال حاضر طبق قانون، ازدواج دختران از سن ۱۳ سال به بالا امکان‌پذیر است. تبصره‌ای در قانون وجود دارد که با اذن ولی، امکان ازدواج دختران زیر ۱۳ سال هم وجود دارد؛ این درحالی‌است که ما ۴۲ هزار ازدواج زیر سن ۱۳ سال داریم و این مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند». به دنبال رسیدن به حکم موردنظر خود بود.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی نیز بعد از طرح مسأله انجام‌شده و استماع آمار بیان‌شده، فرمودند: «من از نظر فتوا این اجازه را نداده و نمی‌دهم. ممکن است در گذشته چنین چیزی جایز بوده؛ اما اکنون به خاطر مفاسدی که دارد تا زمانی‌که دختر به بلوغ عقلی نرسد و قدرت تصمیم‌گیری نداشته باشد، اجازه ازدواج ندارد و حکم باطل بودن چنین ازدواجی را می‌دهم» (۱).

پس از این بحث، طیبه سیاوشی، نایب‌رییس فراکسیون زنان و خانواده مجلس در توضیح اقدامات و اهداف موردنظر از طرح چنین می‌گوید: «در فراکسیون زنان این بحث مطرح است که سن ازدواج زنان به صورت یک طرح مطرح شود و اکنون این طرح با همکاری حقوقدانان، مراکز پژوهشی و مرکز پژوهش‌های مجلس در دست بررسی است و منتظر هستیم که آیت‌الله نوری‌همدانی نیز نظرشان را در این زمینه اعلام کنند، همچنین زمانی که در خدمت امام جمعه قم بودیم، نیز این مسأله را مطرح کردیم و گفتیم امیدواریم که باتوجه به بافت ایرانی‌-‌اسلامی جامعه بتوانیم مشکلات فرهنگی را با دوراندیشی در چارچوب قوانین و موازین اسلامی حل‌وفصل کنیم که یکی از این مسائل و مشکلات سن ازدواج دختران است که جامعه ایرانی را به‌شدت متأثر کرده است. باتوجه به این‌که اکنون شاهد هستیم که دختر ١٣ الی ١۴ ساله طلاق گرفته و قطعاً زندگی برای او بسیار دشوار خواهد شد، امیدواریم که این مسائل مدنظر قرار بگیرد و به مرور زمان بتوانیم نقش موثری در این زمینه داشته باشیم».

سیاوشی بعد از بحرانی توصیف‌کردن مسأله مدنظر، فتوای آیت‌الله مکارم‌شیرازی در این موضوع را نواندیشانه دانست و گفت: «بر اساس قانون، ازدواج دختران زیر ١٣‌سال با اجازه دادگاه و به اذن ولی مجاز است، از همین‌رو هفته گذشته در دیداری که با مراجع تقلید داشتیم، این مسأله مطرح شد که مصالح و مقتضیات زمان و مکان مدنظر قرار گرفته شود و ازآن‌جاکه فقهای شیعه، فقهای نواندیشی هستند، خوشبختانه دیدیم که آیت‌الله مکارم شیرازی فرمودند که این مسأله مربوط به گذشته بوده و در حال حاضر باید بلوغ عقلی، جسمی و جنسی دختر برای ازدواج احراز شود» (۲).

روند بررسی ضرورت‌ها
این اظهارنظرها و اقدامات زنان دولت و مجلس نشان‌دهنده آن است که ایشان در تلاشند تا طرح خود را به تصویب برسانند. طرحی که در روند تصویب خود علاوه بر نگاه‌های میدانی و جلب افکار عمومی جامعه، خصوصاً زنان، به دنبال کسب نظرات فقها و مراجع نیز است. مسلماً دیدگاه‌های فقها و افکار عمومی جامعه در مسیر بررسی یک طرح بی‌اثر نخواهد بود؛ چراکه توجه به ضرورت‌های جامعه در پاسخگویی یک فقیه مشهود خواهد بود.

اما سیر قانونی بررسی‌ها در مجلس و شورای نگهبان به چه صورت است؟ اسفنانی، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در این رابطه به خبرنگار مهرخانه توضیح داد: حداقل ۱۵نفر از نمایندگان باید طرحی را امضا و تقدیم مجلس کنند تا روند قانون‌گذاری آن طرح شروع شود. … بعد از طی مراحل، شورای نگهبان که متشکل از ۶ فقیه و ۶ حقوقدان است، مصوبه را از حیث عدم مغایرت با شرع و قانون اساسی بررسی می‌کنند و درصورتی‌که مغایر نبود، مصوبه با تأیید شورای نگهبان جنبه قانونی پیدا کرده و رییس مجلس آن را به رییس‌جمهور ابلاغ می‌کند و ایشان هم آن را امضا کرده و ابلاغ می‌کند.

نقش شورای نگهبان
بر اساس آن‌چه عنوان شد، طرح‌ها و لوایح مصوب در مسیر تصویب، باید از شورای نگهبان عبور کنند. شورای نگهبانی که علاوه بر حقوق‌دانان، از فقهایی برجسته تشکیل شده است که هر یک صاحب رأی و نظرند. حال سؤالی که مطرح می‌شود آن است که این فقها برای بررسی مغایرت آن‌چه به ایشان ارجاع می‌شود با شرع، به فتوای مشهور مراجعه می‌کنند یا به نظر ولی‌‌فقیه یا رأی و نظر خودشان یا نظرات برخی از مراجع و فقها؟ آیا نظر فقهی که بر اساس نظر یک فقیه باشد و فقهای دیگر در اسفتائات صورت‌گرفته نظر مغایری دارند، می‌تواند مبنای قانون‌گذاری قرار گیرد؟

چنان‌چه مراجع تقلید (۳) حضرات آیات نوری‌همدانی، وحیدخراسانی، محقق‌کابلی، سید محمدسعید طباطبایی‌حکیم و شبیری‌زنجانی در پاسخ استفتاء انجام‌شده توسط مهرخانه، بر صحت ازدواج دختر ۱۳ساله بالغ با اجازه پدر حکم داده‌اند و آیت‌الله مکارم‌شیرازی فرمودند: «در گذشته این اجازه به اولیاء داده می‌شد که حتی برای صغیر همسری انتخاب کنند و معمولاً مشکلی ایجاد نمی‌شد ولی در عصر و زمان ما عملاً ثابت شده است که این ازدواج‌ها به مصلحت دخترها و پسرها نیست و دارای مفاسدی است و با توجه به اینکه غبطه و مصلحت باید رعایت شود این‌گونه ازدواج‌ها باطل است و اعتباری ندارد».

عملکرد شورای نگهبان
آن‌چه در روند قانون‌گذاری‌های شورای نگهبان تاکنون مشاهده شده، بر اسلوب و شیوه خاص و معینی دلالت ندارد؛ بلکه بیشتر تابع شرایط و مصالح است. فقهای شورای نگهبان در بیشتر موارد بر اساس نظر مشهور حکم کرده‌اند و گاهی نظر ولی‌فقیه را پذیرفته‌اند و زمانی نیز به رأیی متفاوت عمل کرده‌اند. اسفنانی در این رابطه به مهرخانه، می‌گوید: مغایر شرع بودن احکام باتوجه به این‌که فقهای شورای نگهبان، مجتهد هستند، ممکن است بر اساس اقتضائات فقهی خودشان اظهارنظر کنند. بدین معنا که ممکن است نظر شورای نگهبان، مخالف قول مشهور هم باشد که البته این اتفاق احتمال بسیار ضعیفی است؛ اما به علت تغییر مکان و زمان و مصالح، بعید هم نیست.

حجت‌الاسلام علی‌دوست نیز با تأکید بر فقیه و صاحب‌نظر بودن فقهای شورای نگهبان در پاسخ به این سؤال مهرخانه تصریح کرد: آن‌چه فقهای شورای نگهبان مطرح می‌کنند، غالباً نظرات فقهی خودشان است؛ مگر آن‌که موردی خلاف نظر رهبری باشد. البته فتاوی سایر فقها هم ممکن است در نظر شورا تأثیرگذار باشد، به این صورت که آن نظرات را بررسی کرده و نهایتاً به آن‌چه که خود به آن می‌رسند، نظر می‌دهد.

در جمع‌بندی نحوه عملکرد شورای نگهبان می‌توان به این نتیجه رسید که این شورا، به دلیل جایگاه فقهی و حقوقی مستحکمی که دارد، می‌تواند به نظرات و دیدگاه‌های خود عمل کرده و بر اساس آن حکم کند. ازاین‌رو در مسأله پیش‌رو نیز چندین احتمال غیرقابل پیش‌بینی وجود خواهد داشت؛ این‌که شورای نگهبان بر اساس قول مشهور فقها در مورد سن ازدواج دختران حکم کند؛ به نظر مراجع فعلی و تغییر دیدگاهشان توجه نشان دهد؛ یا بر اساس آن‌چه که خود بدان می‌رسد عمل کند.

در این رابطه نوروزی عضو کمسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با مهرخانه، با اشاره به سن بلوغ شرعی، نظرات مخالف آن را خلاف شرع دانست و گفت: در این شرایط، به عنوان مثال اگر سن ازدواج را ۱۶ سال مشخص کنیم و یک دختر ۱۵ ساله به خاطر ازدواج نکردن به گناه افتاد، آیا ما گناه نکردیم؟ مبنای ازدواج بلوغ است، اجبار هم نیست، اما اگر خواست، مشکلی ندارد. این همان شیوه ائمه علیهم‌السلام است که بنای عقلا نیز بر آن قرار گرفته است؛ و شورای نگهبان برخلاف آن حکم نخواهد داد.

شاید در شرایط فعلی آن‌چه باید انجام داد، کمک به بررسی‌های فقهی و قانونی و حتی اجتماعی برای رسیدن به نتیجه‌ای همه‌جانبه و بی‌اشکال است؛ نتیجه‌ای به دور از جنجال‌های سیاسی متداول. چنان‌چه حجت‌الاسلام علی‌دوست نیز تأکید می‌کند: اگر کارشناسان، کارشناسی‌شده به مطلبی رسیده باشند و نه از سر ساده‌انگاری و دخالت سایر موارد، مثلاً آماری داشته باشند و…، در یک فضای غیر آشوب و آرام قابل بررسی خواهد بود.

اما نکته‌ای که امروز باید به آن توجه شود آن است که آیا حقیقتاً قانون در این مورد به میزانی با خلأ و نابه‌سامانی روبه‌رو است تا زمانی برای اصلاح آن صرف شود؟ آیا قوانین مکمل خانواده و حقوق کودکان و… نمی‌توانند از مشکلات بیان‌شده جلوگیری کنند؟ آیا تلاش برای فرهنگ‌سازی گسترده در زمینه ازدواج و مسائل و مشکلات مرتبط با آن، از اولویت بیشتری برخوردار نیست؟ اگر نیست، راه‌کارهای حل مشکل چیست؟ آیا صرف قانون‌کردن مسأله‌ای که برخلاف نظر مشهور فقهاست، مشکل را حل خواهد کرد؟ آیا قانونی‌شدن این طرح، مشکلات جانبی دیگری را به دنبال نخواهد داشت؟

حجت‌الاسلام حبیبی‌تبار در گفت‌وگو با مهرخانه، در این زمینه به نکته مهمی اشاره داشته و می‌گوید: نباید از پدیده بلوغ جنسی زودهنگام غافل شد؛ آگاهی از مسائل جنسی در سنین کم در نوجوانان وجود دارد و نباید این امکان را از خانواده‌ها سلب کرد که زمانی که احساس کردند فرزندانشان احتیاج به ازدواج دارد، دست و بالشان بسته باشد. به نظر می‌رسد که قدم نهادن در این مسیر که ازدواج باید در مقطع سنی‌ای که امکان تصمیم‌گیری آگاهانه وجود دارد رخ دهد، مطلوب‌تر است و نباید غیر از این موارد را نفی کرد.

این نکته و نکاتی از این دست، به همراه نظرات مراجع معاصر و سایر مسائل، می‌توانند زمینه را برای بحث و گفتگوی علمی در این زمینه باز کرده و راهگشای نمایندگان و سایرین باشند.

منبع: مهرخانه
دی
۴
زنان بیوه یک و نیم برابر سایر زنان دچار اختلالات روانی مزمن هستند
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Portrait of thoughtful senior woman isolated on white background
image_pdfimage_print
Photo: Aletia/Bigstockphoto.com
رئیس سازمان بهزیستی گفت: جمعیت زیر ۱۵ سال کشور با جمعیت بالای ۶۰ سال در سال ۲۰۵۰ برابر می‌شود.

انوشیروان محسنی بندپی بعدازظهرامروز در کنگره بین‌المللی مطالعات اجتماعی سلامت اظهار داشت: مطالعات نشان می‌دهد، جمعیت زیر ۱۵ سال کشور با جمعیت بالای ۶۰ سال در سال ۲۰۵۰ برابر می‌شود.

وی با اشاره به اختلال شایع افسردگی گفت: آمار ابتلای زنان به افسردگی و اختلالات روانی یک‌وسه‌دهم درصد بیشتر از مردان است، ضمن اینکه این آمار در شهرهای گوناگون کشور متفاوت بوده و حتی در بعضی شهرها به ۳۶ درصد می‌رسد.
بندپی همچنین اظهار داشت: شیوع افسردگی در سنین ۱۰ تا ۱۵ سال جامعه نیز قابل دیدن و در مواردی ۲٫۵ برابر سایر دهک‌ها است که باید برای آن برنامه‌های جدی داشت.
این مقام مسؤول گفت: وسواس، نارسایی خلقی و افسردگی و اختلالات شایعی که با عوامل اجتماعی مانند فقر در ارتباط است، در برخی استان‌ها بیشتر دیده می‌شود و با سطح درآمد مالی خانواده نسبت معناداری دارد.
وی با اشاره به اینکه ۲۰۰ هزار نفر در کشور دچار اختلالات روانی مزمن هستند، افزود: مطالعات نشان داده زنان بیوه ۱٫۵ برابر سایر زنان دچار این‌گونه اختلالات هستند.
رئیس سازمان بهزیستی کشور همچنین با اشاره به آمار زنان سرپرست خانوار اظهار داشت: ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار زن سرپرست خانوار داریم که یک‌میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از آن‌ها کسانی هستند که همسرانشان فوت کرده‌اند.
بندپی در ادامه پیر شدن جمعیت کشور را مورد بررسی قرار داد و گفت: افزایش متوسط سن نیز در سلامت روان تاثیر دارد و با توجه به پیر شدن جمعیت ایران باید مراقبت‌های بیشتری از سلامت روان مردم صورت گیرد.
وی افزود: بر اساس مطالعات انجام‌شده تا سال ۲۰۵۰ جمعیت زیر ۱۵ سال با جمعیت بالای ۶۰ سال در کشور ایران برابر می‌شود و این افزایش سالمندی، نیاز به مراقبت‌های ویژه‌تری در حوزه سلامت دارد.
این مقام مسؤول خاطرنشان کرد: تحصیلات پایین و خشونت‌های خانوادگی در ایجاد اختلالات روانی تأثیر بسیار دارد و باید در این زمینه حوزه سلامت روانی کشور مداخله جدی داشته باشد.
آذر
۲۶
دو هزارکودک درکشور بیوه هستند!
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
up_bc5b18b251ed879bc5f55401ce8e8692
image_pdfimage_print

طرح: روزنامه شهروند – نعیم تد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ین

همایش بررسی ازدواج کودکان از سوی جمعیت امام علی (ع) با حضور کارشناسان، اساتید دانشگاه و فعالان حوزه مدنی برگزار شد.

در این همایش، شهلا اعزازی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به لزوم حمایت کودکان در تمامی عرصه ها گفت: آموزش های عمومی از طریق صدا و سیما و ارائه الگوهای رفتاری والدین با کودک همچنین ترسیم ویژگی های روانی کودکان و توجه به اوقات فراقت کودکان از جمله مسائلی است که می تواند در کاهش آسیب های دوران کودکی مثل ازدواج کودکان در سنین پایین کمک کند.

وی با اشاره به مسئولیت دولت ها در قبال خانواده ها تاکید کرد: در بسیاری از کشورها، دولت به مسائل داخل خانواده مثل تعداد فرزندان هم دخالت دارد. این در حالی است که ازدواج دختران و پسران در سنین پایین در ایران بدون هیچ نظارتی از سوی دولت انجام می شود.

این جامعه شناس با بیان اینکه بر اساس قوانین بین المللی، افراد تا ۱۸ سالگی کودک محسوب می شوند، خاطرنشان کرد: این به آن معنا است که تا ۱۸ سالگی افراد باید تحت پوشش خانواده باشند و در صورتی که خانواده توان یا صلاحیت لازم را نداشته باشد، حمایت از کودکان بر عهده دولت است.

اعزازی افزود: کودکان تا ۱۸ سالگی اجازه انجام برخی امور همچون عقد قرارداد، اخذ گواهینامه و غیره را ندارند و این در حالی است که در ایران حتی پس از ۱۸ سالگی، افراد را کودک می بینند و خانواده در انتخاب شغل، ازدواج و رفتارهای فردی نظارت دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به تناقض موجود میان سن قانونی برای انجام برخی مسئولیت های اجتماعی و پایین بودن سن قانونی ازدواج در ایران، گفت: اگر یک دختر برای نخستین بار بخواهد ازدواج کند، تا هر سنی حتی ۴۰ سالگی نیازمند اجازه ولی است، اما قانون این اجازه را می دهد که پدر حتی در سنین زیر ۱۳ سالگی دختر خود را به ازدواج فردی درآورد.

ثبت ۴۳ هزار ازدواج دختربچه های ۱۰ تا ۱۵ سال

وی ادامه داد: در حال حاضر ۴۳ هزار ازدواج دختربچه های ۱۰ تا ۱۵ ساله در کشور داریم که از این تعداد ۲ هزار دختربچه و پسربچه از همسر خود جداشده یا بیوه شده اند.

اعزازی اضافه کرد: اگر فکر کنیم آمار ازدواج دختران در روستاها بیشتر است، این غلط است؛ زیرا بیش از نیمی از ازدواج کودکان در شهرها رخ می دهد.

این جامعه شناس افزود: مسئله ازدواج در سنین پایین به همان اندازه که برای دختران آسیب دارد، برای پسرها هم مشکل آفرین است اما مشکلات جسمانی و اجتماعی برای ازدواج دختران در سنین پایین بیشتر است.

اعزازی با اظهار نگرانی از افزایش آمار ازدواج کودکان در کشور گفت: در سال ۹۴ نسبت به سال ۹۳ تعداد ازدواج کودکان ۱۰ هزار مورد افزایش داشت و طلاق آنها هم روند افزایشی دارد.

دلایل ازدواج کودکان

وی خاطرنشان کرد: هیچ تحلیل کیفی در زمینه ازدواج کودکان وجود ندارد اما آداب و رسوم محلی، ناآگاهی والدین و عوامل خارجی همچون نبود مدرسه در مناطق محروم از جمله دلایل ازدواج کودکان است.

اعزازی گفت: داده های روان شناسی و پزشکی به ما می گوید که کودک تا ۱۵ سالگی در حال رشد بدنی است و درگیر تغییرات هورمونی که موجب تغییرات رفتاری می شود. حال ما از این کودک می خواهیم که جنینی را در بدن خود بزرگ کند و در ازدواج کودکان نقش همسری، مادری و اجتماعی همزمان برای کودک تعریف می شود.

اعزازی ادامه داد: در پاره ای موارد، ازدواج کودکان برای رهایی از فقر خانواده انجام می شود که در این زمینه نقش دولت حائز اهمیت است زیرا کودک نباید قربانی بی توجهی خانواده و دولت شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت:در جامعه ایران نوعی رفتار دوگانه دیده می شود که اساس آن برخورد جنسیتی و طبقاتی است زیرا طبقاتی از جامعه از مواهب اجتماعی محروم هستند و در کنار آن عدالت جنسیتی در بسیاری موارد دیده نمی شود.

در ادامه این همایش، پنل کارشناسی با حضور شیرین احمدنیا معاون پیشگیری از آسیب های سازمان بهزیستی و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی همچنین فاطمه ذوالقدر نماینده مجلس و عضو فراکسیون زنان و همچنین عزیزپناهی فعال حقوق کودکان برگزار شد.

فاطمه ذوالقدر در این پنل کارشناسی با اشاره به اینکه مسئله ازدواج دختران و پسران در سنین پایین ریشه در مشکلات فرهنگی و اقتصادی دارد.

لزوم توجه ویژه دولت به استانهای مرزی

وی ادامه داد: در استان های مرزی مثل سیستان و بلوچستان و هرمزگان، دختران به دلیل نبود امکانات آموزشی یا باید در سنین پایین ازدواج کنند و یا در زمینه های کشاورزی مشغول کار شوند. به همین دلیل از دولت خواسته ایم به مناطق محروم و حاشیه ای توجه ویژه داشته باشد.

عضو فراکسیون زنان مجلس افزود: دختران ازدواج کرده در سنین پایین چون مراحل کودکی و نوجوانی را طی نکرده اند، نمی توانند همسر و مادران خوبی باشند و تجربه نشان داده بیشتر آنها دچار مشکلات روحی و افسردگی می شوند.

وی با بیان اینکه آداب و رسوم یک منطقه یک شبه قابل تغییر نیست، تاکید کرد: صدا و سیما، آموزش و پرورش و دیگر دستگاه های مسئول باید فرهنگسازی کنند.

ذوالقدر خاطرنشان کرد: برای انجام ازدواج، فقط بلوغ جنسی کافی نیست و بلوغ فکری و عقلی لازم است و دختر باید درکی از زندگی مشترک داشته باشد.

نماینده مجلس دهم اضافه کرد: در قانون مدنی، نکاح دختر قبل از ۱۳ سالگی و برای پسر قبل از ۱۵ سالگی نیاز به اذن ولی و تشخیص دادگاه دارد و بر این اساس دختران بدون منع قانونی از ۶ سالگی می توانند ازدواج کنند.

ذوالقدر افزود: مجلس، اصلاح این قانون را در اولویت قرار می دهد تا با یک طرح مناسب، مانع انجام اینگونه ازدواج ها شویم.

عضو فراکسیون زنان مجلس اظهارکرد: در این زمینه باید با مراجع صحبت کنیم زیرا سوء استفاده های زیادی از این قانون می شود. همچنین باید مدارس تا مقاطع بالاتر برای دختران در مناطق محروم ایجاد شود.

در ادامه این همایش، شیرین احمدنیا عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و معاون پیشگیری از آسیب های سازمان بهزیستی با بیان اینکه در فرهنگ سنتی ایران قراردادهای جدید اجتماعی هنوز مورد پذیرش کامل قرار نگرفته اند، گفت: در کنوانسیون حقوق کودک تمام افراد زیر ۱۸ سال کودک تلقی می شوند. با این حال ازدواج کودکان یک پدیده جهانی است.

۷۰۰ میلیون نفر در جهان در سنین کودکی ازدواج کرده اند

وی افزود: بر اساس آمار بین المللی از هر سه دختر در کشورهای در حال توسعه یک نفر در سنین کودکی ازدواج می کنند. به طوری که ۷۰۰ میلیون نفر در جهان در سنین کودکی ازدواج کرده اند.

معاون پیشگیری از آسیب های سازمان بهزیستی سبک زندگی سنتی را یکی از توجیهات برای انجام ازدواج در سنین کودکی دانست و خاطرنشان کرد: در گذشته دو مرحله کودکی و بزرگسالی در زندگی هر فرد وجود داشت که بلوغ جسمانی مرز بین کودکی و بزرگسالی به شمار می رفت اما آموزه های مدرن، فضای جدیدی را به وجود آورده است و رسیدن به دوران بزرگسالی به تعویق افتاده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در جوامع سنتی، ازدواج در سنین پایین هیچ تعجبی نداشت و منافع اقتصادی در همسرگزینی بسیار مورد توجه بود زیرا ازدواج را ابزاری برای بهبود وضع اقتصادی و رفاهی خانواده می دانستند، همچنین حفاظت از دختران در مقابل آسیب های اجتماعی یکی از عوامل ازدواج زودهنگام بود.

احمدنیا اضافه کرد: طی چند دهه گذشته، جمعیت شهری ایران چند برابر شده است اما تصویر واقع بینانه این است که بیشتر جمعیت شهری ما همان فرهنگ روستایی گذشته را دارد.

معاون سازمان بهزیستی با تاکید بر اینکه مبارزه با فقر باید در اولویت اصلی برای کاهش ازدواج کودکان قرار گیرد، گفت: اصلاح قوانین در این زمینه بسیار مهم است زیرا باید قوانین به جای تسهیل ازدواج، این شرایط را دشوار کند. همچنین رویه های فرهنگی در همسرگزینی باید عوض شود و مصالح فرد بالاتر از مصالح خانواده مورد توجه قرار گیرد.

وی با مهم دانستن توجه به ابعاد مختلف بلوغ خاطرنشان کرد: ازدواج در سنین پایین، بارداری زودرس را در پی دارد که این فرصت های فرد را برای رشد در جامعه و قبول مسئولیت های اجتماعی کم می کند.

نیجر بالاترین آمار ازدواج کودکان را در جهان دارد

احمدنیا افزود: بر اساس آمار سال ۲۰۱۵، کشور نیجر با ۷۶ درصد آمار ازدواج کودکان، بالاترین میزان را به خود اختصاص داده است و کشورهایی همچون چاد، مالی و هند در رتبه های بعدی قرار دارند. این در حالی است که ایران با ۱۷ درصد آمار ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال در وضعیت نسبتاً بدی قرار دارد.

در ادامه این همایش، ثریا عزیزپناهی فعال حقوق کودکان با بیان اینکه همه ما در مقابل محدودیت های فردی مسئول هستیم، گفت: مهاجرت روستائیان به شهر از عوامل تشدید کننده حاشیه نشینی است و بر اساس آمار رسمی ۱۱ میلیون حاشیه نشین در ایران وجود دارد.

وی با بیان اینکه آمار غیر رسمی حدود ۱۴ میلیون حاشیه نشین در کشور را تائید می کند، افزود: در متن مناطق شهری با حاشیه نشینی مواجه هستیم.

رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان، خاطرنشان کرد: وجود ۱۰ میلیون بی سواد مطلق در کشور و همچنین ۱۰ میلیون کم سواد، آمار خطرناکی است و این آمار ارتباط مستقیمی با میزان ازدواج کودکان دارد.

شکاف درآمدی در ایران یکی از دلایل ازدواج کودکان در سنین پایین است

عزیزپناهی شکاف درآمدی در ایران را یکی دیگر از دلایل ازدواج کودکان در سنین پایین دانست و گفت: در حالی که حداقل حقوق کارگران حدود ۸۰۰ هزار تومان در نظر گرفته شده است، حداقل نیاز یک خانواده در ماه ۳ تا ۴ برابر این رقم است.

وی با اشاره به آمار رسمی بیکاری در کشور گفت: این آمار در برخی شهرستان ها و استان های محروم به بالای ۳۰ تا ۴۰ درصد می رسد.

این فعال حقوق کودکان با بیان اینکه سابقه قانونگذاری در زمینه ازدواج به ۸۲ سال پیش بر می گردد، گفت: در آن زمان سن ۱۵ و ۱۸ سال برای ازدواج دختران و پسران در نظر گرفته شده بود و تاکید شده بود سن ازدواج نباید به کمتر از ۱۳ و ۱۵ سال برسد. این قانون در سال ۴۶ و ۱۳۵۳ اصلاح شد و سن ازدواج برای دختران و پسران ۱۸ و ۲۰ سال در نظر گرفته شد. اما پس از آن سن قانونی ازدواج کاهش یافت.

عزیزپناهی خاطرنشان کرد: جامعه ایران با دوران کودکی آشنا نیست و تصمیمات بزرگ همچون ازدواج برای فردی گرفته می شود که کوچکترین اراده و اختیاری ندارد و همچنین دولت هیچ مجازات قانونی برای عقد کودکان زیر سنین قانونی در نظر نگرفته است.

این فعال حقوق کودکان با اظهار نگرانی در خصوص تغییر سبک ازدواج در بخش هایی از جامعه، گفت: در حال حاضر گروه هایی از اقشار مرفه جامعه به سمت ازدواج با دختران نوبالغ تمایل پیدا کرده اند که این باید اصلاح شود.

وی با انتقاد از بلاتکلیفی لایحه حمایت از حقوق کودکان تاکید کرد: این لایحه ۷ سال است سرگردان مانده است و مهمترین مشکل ما تعریف سن کودکی است که در این لایحه پیش بینی شده و امیدواریم هرچه سریعتر در مجلس به تصویب برسد.

منبع: ناصر جعفرزاده – مهر 

آذر
۱۸
روش‌های ارزیابی شدت خطرهای در کمین قربانیان خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Hands holding Purple ribbons toning copy space background Alzheimer's disease Pancreatic cancer Epilepsy awareness Hodgkin's Lymphoma awareness
image_pdfimage_print

Photo: Thitarees/bigstock.com

برگردان : نرگس ثابتی از بخش زنان سازمان ملل

نیازهای ایمنی قربانیان یا زنان و دخترانی که در معرض خطر خشونت قرار دارند، بسته به شرایط ویژه آنها و شکل خشونتی که با آن مواجه بوده‌اند، متفاوت است. پلیس و دیگر مسوولان بخش امنیتی می‌توانند اقدامات مختلفی را برای پرداختن به نیازهای همیشگی ایمنی و امنیتی زنان، انجام دهند. از این جمله می‌توان به کاهش خطر خشونت در آینده اشاره کرد، این اقدامات انجام ارزیابی و تخفیف خطر و نیز طرح یک برنامه ایمنی فردی برای قربانی را در بر می‌گیرد.

ارزیابی خطر

  • ارزیابی خطر ابزاری مهم برای کمک به پلیس برای تشخیص این است که قربانی در آینده در معرض چه درجه‌ای از خشونت قرار خواهد گرفت یا از چه درجه امنیتی برخوردار خواهد بود، تا از این طریق از حفاظت مناسب از قربانی مطمئن شود و به او کمک کنند که برنامه‌ای برای حفظ امنیت خود و امنیت افراد خانواده خود یا دیگر وابستگان (فرزندان، فامیل درجه دو و غیره) طراحی کند.
  • ارزیابی خطر انواع مختلفی دارد که برای قربانیان خشونت خانگی طراحی شده‌اند (ارزیابی‌های خطر مرگ، خطر ضرب و جرح مجدد)، اگرچه ابزارها از نظر علمی نمی‌توانند وقوع خشونت را پیش‌بینی کنند، اما ملاحظات اصلی برای به حداکثر کردن امنیت زنان و دختران هنگام استفاده از یک روش ارزیابی خطر ضروری است. نکاتی که باید در دستور کار باشد عبارت است از:
  • ارزیابی خطر باید با همکاری هر زن یا دختری که حس می‌کند در معرض خطر خشونت در آینده قرار داد، انجام گیرد. این زن باید راحت باشد و از هدف ارزیابی و دلیل سوالات خاصی که پرسیده می‌شود، کاملا آگاه باشد، زیرا این آگاهی در کسب اعتماد او برای افشای اطلاعات مربوط به آزار و اذیت نزد شما اهمیت بسیار دارد و در پرداختن و سخن گفتن از ترس‌های او مفید است. اینجا هم مانند دیگر مصاحبه‌ها، بسیار مهم است که مأموران پلیس دستورالعمل اخلاقی را رعایت کرده و حساسیت‌های مربوطه هنگام پرسش درباره نوع آزار یا ضرب و جرح را کاملا اِعمال کنند. آنها همچنین باید از آسیب‌پذیری قربانیان آگاه باشد و نیز این نکته را مد نظر قرار دهد که امنیت قربانیان تا چه اندازه می‌تواند تحت تأثیر مسائلی مانند وضعیت‌های اجتماعی و خانوادگی نابرابر، تبعیض و موانع دیگر مربوط به شرایط اقتصادی، آموزشی، زبانی و/یا مهاجرتی قرار داشته باشد.
  • ابزارهای ارزیابی خطر می‌بایست براساس هدف خاص (شناسایی خطر زن کُشی یا تهدید به آزار و اذیت از سوی شریک زندگی) انتخاب شوند، و برای بستری که قرار است در آن مورداستفاده قرار گیرند، به کمک نظرات قربانیان و وکلای ایشان، مناسب‌سازی شوند.
  • زنان هنگام ترک یک رابطه یا پس از ترک فرد خشونت‌گر، طی دوره حاملگی، یا وقتی که قبلاً سعی در خفه کردن آنها شده یا مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند، در معرض خشونت بیشتری، به ویژه حملات مرگبار، قرار دارند، آزار و اذیت قبلی، سابقه جنایی یا سوء مصرف مواد مخدر عواملی هستند که با خطر حمله مجدد از سوی شریک زندگی در ارتباط هستند. ارزیابی خطر می‌بایست مرتباً انجام شود زیرا تحرکاتی که روی خطر خشونت علیه زنان و دختران تأثیر می‌گذارد طی زمان تغییر می‌کند.
  • در عین این‌که زنان خود می‌توانند در شفاف‌سازی درباره خطر خشونت نقش داشته باشند و می‌توانند مرگ و میر و جراحات ناشی از خشونتی که از سوی شریک خشونت‌گرشان اعمال می شود را نیز به حداقل رسانند. به خاطر همین است که استفاده از ارزیابی‌ها در تکمیل سطح امنیت لازم و تعیین برنامه‌ای برای به حداقل رساندن خطراتی که ایشان را در آینده تهدید می‌کند، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

ارزیابی‌های خطر معمولاً موارد زیر را مورد بررسی قرار می‌دهند:

  • سابقه و تاریخچه آزار (جسمی، جنسی، کمین کردن و تعقیب و مزاحمت، رفتار کنترل کننده و آزار حسی و روحی)، ازجمله تعداد دفعات و تغییر در شدّت آزار طی زمان.
  • فشار و تهدیدهایی که از سوی فرد خشونت‌گر اعمال می‌شود.
  • دسترسی یا استفاده از اسلحه.
  • مسائل مرتبط دیگری که ممکن است زن قربانی مورد اشاره قرار دهد (جدایی/مشکلات حضانت فرزند/سوء‌مصرف مواد مخدر/سابقه مشاهده یا تجربه آزار و اذیت در دوران کودکی/ آزار حیوانات، و غیره).

(Campbell, 2005; IACP, 2006; Metropolitan Police Service, 2003)

ارزیابی خطر برای انواع دیگر خشونت

  • قاچاق: راهنمای ضد قاچاق انسان برای کنشگران عدالت کیفری: بخش ۵: ارزیابی خطر در قاچاق در بررسی افراد (UNODC، ۲۰۰۹).
  • ازدواج اجباری و جنایاتی که به نام «شرف و ناموس» انجام می‌شود: خشونت خانگی، چک‌لیست‌های شناسایی خطر تعقیب و خشونت‌های اصطلاحاً «ناموسی»‌ (موجود به ۱۳ زبان) و راهنمایی مربوطه (انگلستان: اقدام مشترک علیه خشونت خانگی، ۲۰۰۹).
  • پلیس می‌تواند ارزیابی‌های خطر را به عنوان بخشی از بررسی‌های خود انجام دهد، یا می‌تواند، با رضایت زن یا دختری که در معرض خطر قرار دارد، با دیگر ارائه‌کنندگان خدمات و ادارات دیگر در این فرایند همکاری کند (Jaffe و Macquarrie، ۲۰۱۰). برای مثال، در کانادا، طرح ارزیابی و مدیریت تهدید رابطه دانشگاه آلبرتا (ARTAMI) بخشی است که چهار نیروی پلیس شهری، یک دادستان دولتی، یک کارشناس حقوق خانواده، یک متخصص امنیت قربانی، و یک رابط خدمات کودکان در آن عضو هستند و به یک روانشناس جنایی نیز دسترسی دارد. این بنیاد تلاش‌های مأموران دادگستری و سازمان‌های اجتماعی را هماهنگ می‌کند تا هر چه بیشتر به تهدیدهای خشونت بار، روابط پرخطر و وضعیتهای تعقیب را بر اساس تحلیل خطرات توسط ادارات خاص بپردازد و به آن رسیدگی کند. این بنیاد همچنین به عنوان منبعی برای پلیس، پناهگاه‌های خشونت خانگی، مأموران اصلاح [و تربیت]، مددکاران سلامت روانی، و جوامع توسعه راهبردهای امنیتی و حمایتهای دیگر از قربانیان، عمل می کند (Millar، ۲۰۰۹(.

راهنمای پلیس اوگاندا: راهنمای مصاحبه ارزیابی خطر (برای خشونت خانگی)

  • آیا تاکنون جراحت جدّی دیده‌اید؟ لطفاً واقعه را شرح دهید و زمان رخداد را ذکر کنید.
  • آیا تاکنون با کسی در این باره حرف زده‌اید؟ در صورت پاسخ مثبت مشخص نمایید که با چه کسی آن را در میان گذاشته‌اید.
  • آیا فرزند دارید؟ در صورت پاسخ مثبت مشخص نمایید که آیا فرزندان شما نیز از سوی پدر مورد خشونت قرار گرفته‌اند؟ در صورت پاسخ مثبت موضوع را شرح دهید.
  • آیا فرد مظنون دارای اسلحه است (برای مثال تفنگ، چماق، چاقو، نیزه، یا تیروکمان)؟ در صورت پاسخ مثبت می‌توانید نوع اسلحه را مشخص نمایید؟
  • آیا مظنون تا به حال شما را با اسلحه تهدید کرده؟ درصورت پاسخ مثبت واقعه را شرح دهید.
  • آیا مظنون تا به حال شما را به مرگ یا صدمه دیگری تهدید کرده است؟ اگر پاسخ مثبت است بفرمایید آخرین بار کِی بوده؟ چگونه شما را تهدید کرده؟
  • آیا مظنون سابقه خشونت با دیگران را دارد؟ درصورت پاسخ مثبت می ‌وانید چند نمونه را ذکر کنید؟
  • آیا او شما را از بیرون رفتن یا ارتباط با دیگران منع کرده است؟
  • اگر با مردان دیگر صحبت کنید بسیار ناراحت می‌شود یا شما را به داشتن رابطه با ایشان متهم می‌کند؟
  • آیا الکل می‌نوشد یا ماده مخدر مصرف می‌کند؟ درصورت پاسخ مثبت آیا پس از مستی، رفتاری خشن پیدا می‌کند؟
  • ایا فرد مظنون تابه حال شما را به رابطه جنسی مجبور کرده است؟
  • آیا تابه حال بچه‌ها را آزار داده است؟
  • آیا تابه حال حیوانات خانگی/حیوانات اهلی را آزار داده است؟
  • آیا تا به حال گلوی شما را [به قصد خفه کردن] فشار داده؟
  • آیا تعداد دفعات و/یا شدّت خشونت او افزایش داشته است؟
  • هرگونه اطلاعات دیگری که مایلید پلیس درباره خطری که احتمالاً متوجه شماست بداند، ذکر کنید (واقعه ای خاص، تهدیدی خاص یا حس خاصی که دارید).

براساس پرسش‌های فوق، درجه خطری را که متوجه قربانی است محاسبه نمایید.

درجه خطر

۱ تا ۴: در معرض خطر

۵ تا ۷: در معرض خطر جدّی

۸ تا ۱۰: در معرض خطر بسیار جدّی

هر کاری را که لازم است انجام دهید، ازجمله ارجاع قربانی به خدمات دیگر مخصوص زنان مورد خشونت، دستگیری فرد مظنون، و پیدا کردن محل اسکان جدید برای قربانی.

منبع:  Turyasingura. 2007.  “واکنش به خشونت خانگی: راهنما برای پلیس اوگاندا؛ مرکز پیشگیری از خشونت خانگی. کامپالا.

منابع دیگر:

Special Collection: Intimate Partner Homicide (National Online Resource Centre on Violence against Women, 2011). Available in English.

Inventory of Spousal Violence Risk Assessment Tools Used in Canada, (Millar, A. for Department of Justice, 2009). Available in English.

Intimate Partner Violence Risk Assessment Validation Study, Final Report (J. Roehl, Ph.D.; C. O’Sullivan, Ph.D.; D. Webster, ScD; J. Campbell, Ph.D. 2005). Available in English.

Risk Assessment (Turkish Police, UNFPA, 2007). Available in Turkish.

 

شهریور
۱۱
سه درصد از دانش‌آموزان به دلیل ازدواج و کمک به اقتصاد خانواده از تحصیل بازمی‌مانند
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
5
image_pdfimage_print

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش گفت: ۹۷ درصد دانش‌آموزان ۱۲ تا ۱۴ سال در حال تحصیل هستند و مابقی به دلیل ازدواج و کمک به اقتصاد خانواده از تحصیل بازمانده‌اند.

 علی زرافشان معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، ضمن تبریک هفتۀ دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر گفت: مهمترین هدف آموزش و پرورش در دولت یازدهم، توسعۀ ارتقای کیفیت بوده است چرا که عامل کلیدی توسعه یافتگی کشور در دستان آموزش و پرورش است.

زرافشان در ادامه افزود: بر اساس برنامه ریزی‌های وزارت آموزش و پرورش در مدت سه سال دولت تدبیر و امید، پوشش تحصیلی ۴ درصد افزایش یافته است و اکنون ۹۷ درصد دانش آموزان ۱۲ تا ۱۴ سال در حال تحصیل هستند.

وی علت عدم تحصیل ۳ درصد باقی مانده از پوشش تحصیلی را ازدواج و کمک به اقتصاد خانواده برشمرده و اظهار داشت: برای جذب ۳ درصد دانش آموز ۱۲ تا ۱۴ سال بازمانده از تحصیل مشارکت و تعامل وزارت کار و امور اجتماعی و آموزش و پرورش را طلب می‌کند.

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش افزایش ۱٫۵ نمره معدل دانش آموزان و ۸۵ درصد قبولی در امتحانات نهایی را از مهم ترین تأثیرات کیفیت بخشی آموزشی برشمرده و خاطر نشان کرد: در کنار شاخه‌های نظری-پرورش نخبگان مهارتی درشاخه کاردانش، یکی از اهداف آموزش و پرورش است که در سال جاری با مشارکت دانشگاه تهران ۲۵۰ هنرآموز کارآفرین تربیت شده‌اند.

زرافشان، پیوند آموزش با زندگی را رویکرد جدید آموزش و پرورش برشمرده و یادآور شد: دروس جدید از جمله سواد رسانه‌ای، محیط زیست و سلامت بر اساس نیاز جامعۀ امروز به دانش آموزان آموخته می‌شود که برای تسهیل در آموزش این دروس تأمین نیروی انسانی، با رعایت جنیست و رشته و آموزش‌های ضمن خدمت از برنامه های کیفیت سنجش در آموزش دروس جدید است.

وی در پایان برگزاری دومین جشنوارۀ نوجوان خوارزمی به عنوان حلقۀ ارتباطی میان جشنواره جابربن حیان و جوان خوارزمی دانسته و خاطر نشان کرد: توسعۀ پژوهشسراها، باور ملی و ظرفیت‌های علمی دانش آموزان را بالا می برد که در برنامه تعالی مدیریت به آن توجه ویژه‌ای شده است.

منبع: ایلنا

مرداد
۱۹
قتل: پایان تلخ یک ازدواج اجباری
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
636063361338770671
image_pdfimage_print

زن جوانی که با مشارکت خواستگار قبلی خود همسرش را در خواب به قتل رسانده بود پس از روشن شدن تمامی شواهد لب به اعتراف گشود . ساعت ۱۷ دوازدهم دی ماه سال ۹۴ از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ ، یک فقره کشف جسد در مسیر رودخانه کن واقع در روستای جهان آباد به کلانتری ۱۷۰ کهریزک اعلام شد.

با حضور مأموران کلانتری در محل و تأیید خبر، موضوع جهت بررسی‌های تخصصی به تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم و تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد.

با حضور کارآگاهان اداره دهم و تیم تشخیص هویت در محل، بررسی‌های اولیه بر روی جسد انجام و با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده ( وجود آثار شکستگی بر روی سر متوفی ) وقوع جنایت محرز و بلافاصله هماهنگی لازم با مقام قضایی دادگاه بخش کهریزک انجام شد .

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمـد» و به دستور رئیس شعبه ۱۰۳ دادگاه عمومی بخش کهریزک، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

در اولین مرحله از تحقیقات، کارآگاهان اداره دهم با بررسی پرونده‌های فقدانی موفق به شناسایی هویت متوفی به نام «مرتضی . و» ( ۲۴ ساله ) شدند که بنا بر طرح شکایت اعضای خانواده‌اش، یازدهم دی ماه سال ۹۴ از خانه خارج شده و پس از آن مراجعتی به منزل نداشته است.

با شناسایی خانواده مقتول در شهرستان اسلامشهر ، همسر مقتول با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان عنوان کرد: همسرم دارای مغازه فروش کفش و کتانی در منطقه عبدل آباد است ؛ ساعت ۸ روز جمعه یازدهم دی ماه او طبق روال هر روز، برای رفتن به مغازه از خانه خارج شد و پس از آن مراجعتی به خانه نداشت و گوشی تلفن همراهش نیز خاموش شد.

در همان مراحل اولیه تحقیقات،کارآگاهان اداره دهم اطمینان پیدا کردند که انگیزه وقوع جنایت نمی‌توانسته «انجام سرقت» و یا «اختلافات مالی و درگیری فرد یا افرادی با مقتول» باشد. لذا در ادامه رسیدگی به پرونده، تحقیقات بر روی اعضای خانواده مقتول آغاز و کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که مقتول و همسرش به نام لیلا ( ۱۸ ساله ) طی یک ازدواج کاملا سنتی و البته بدون لحاظ شدن رضایت آنها و صرفا بواسطه نشانه گذاری طرفین در دوران طفولیت ، ۵ سال پیش با یکدیگر ازدواج کرده و طی این مدت نیز درگیری‌های متوالی با یکدیگر داشته‌اند؛ همچنین در ادامه مشخص شد که همسر متوفی ( لیلا )، پیش از ازدواجش دارای خواستگار دیگری به نام «حسن . الف» بوده و علاقه شدیدی نیز مابین آنها وجود داشته است.

کارآگاهان اداره دهم با اطمینان از وقوع جنایت در محلی دیگر و احتمال وقوع جنایت خانوادگی، به تحقیق از همسر مقتول ( لیلا ) پرداختند. تحقیقات از لیلا از ساعت ۸ هجدم مرداد سال ۹۵ آغاز شد اما او در تمامی اظهاراتش منکر هرگونه مشارکت در مرگ همسرش بود تا نهایتا در ساعت ۱۶ همان روز لب به اعتراف گشود و به مشارکت در قتل عمـد و مرگ همسرش اعتراف کرد.

لیلا در اعترافاتش ضمن معرفی «حسن . الف» ( ۲۳ ساله ) به کارآگاهان گفت: شب قتل ، من و همسرم در منزل بودیم، حوالی ساعت ۳ دهم دی ماه سال ۹۴ بود که حسن به در منزل آمد. بعد از اینکه من در خانه را باز کردم ، او مرا هل داد و داخل حیاط شد. حسن یک میله آهنی در دست داشت و گفت: امشب می خواهم مرتضی را به قتل برسانم . مرتضی خواب بود، من داخل حیاط ماندم و حسن به داخل رفت. بعد از گذشت حدود نیم ساعت، حسن از ساختمان خانه بیرون آمد؛ میله‌ای که در دست داشت، خونی بود . از من کیسه‌ای پلاستیکی خواست تا مرتضی را انتقال دهد . حسن ماشینش را آورد جلوی در حیاط ؛ من هم کمکش کردم تا جسد مرتضی را داخل ماشین که پراید مشکی بود قرار دهد. حدود ساعت۴ صبح ، حسن از خانه ما خارج شد و به من گفت: فعلا هیچگونه ارتباطی با هم نمی‌گیریم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد، بعد یک روز همراه مادرم، برای خواستگاری به خانه‌تان می آیم.

با اعتراف صریح متهم (همسر مقتول) مبنی بر ارتکاب جنایت توسط «حسن . الف» ، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی ضمن شناسایی مخفیگاه حسن در شهرستان اسلامشهر و انجام هماهنگی با مقام قضایی، به این شهرستان اعزام شده و در حالی‌که وی قصد داشت تا با یک دستگاه خودرو پراید مشکی از محل متواری شود، او را نیز تنها پس از چند ساعت از اعتراف لیلا و در همان تاریخ دستگیر و به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.

لیلا دروغ می‌گوید

حسن . الف پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، صراحتا به ارتکاب جنایت اعتراف کرد اما پس از اطلاع از اظهارات لیلا مبنی بر مشارکت نداشتن در ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: در شب جنایت من با هماهنگی که از قبل با لیلا داشتم و زمینه قتل را آماده کرده و عنوان کرده بود که «ساعت ۰۲:۳۰ شب بیا و عشقت را به من ثابت کن»، به منزل آنها رفتم .

در حالی که مقتول داخلِ خانه خواب بود، تا ساعت ۰۳:۳۰ بامداد با هم صحبت می‌کردیم ، بعد به همراه لیلا وارد اتاق شدم و بالای سر مقتول رفتم و پس از مقداری کشمکش، با چکشی که از چند روز قبل به لیلا داده بودم ضربه‌ای به سر مقتول زدم . همزمان با من، لیلا نیز یک بالشت را روی صورت مقتول فشار می داد تا صدایش در نیاید چون پدر و مادر لیلا در منزل کناری زندگی می‌کردند . بعد از اینکه کار مقتول تمام شد، شوکه شده بودم ؛ حتی یک لحظه می‌خواستم تا آنجا را ترک کنم. با کمک لیلا ، مقتول را تا حیاط آوردیم . لیلا داخل کوچه را دید، کسی نبود ؛ من ماشین خودم را آوردم جلوی در، بعد مقتول را با همدیگر روی صندلی عقب ماشین گذاشتیم و داخل یک رودخانه انداختیم.

سرهنگ کارآگاه حمـید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت :با توجه به اعترافات صریح هر دو متهم، قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم قضایی صادر اما به علت ارتکاب جنایت در شهرستان اسلامشهر ، هر دو متهم جهت ادامه رسیدگی به پرونده در اختیار پلیس آگاهی و مقام محترم قضایی شهرستان اسلامشهر قرار گرفتند.

منبع: خبرگزاری آنا

مرداد
۱۸
از ازدواج اجباری تا قوانین خشونت‌زا: عدم اراده‌ برای پیشگیری از خودکشی
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
Male hand gripping to a rusty river bridge fence concept of suicidal tendencies jumping over the edge.
image_pdfimage_print

Photo: igor stevanovic/ Bigstockphoto.com

یک حقوقدان و فعال حوزه کودک اجبار به ازدواج در کودکی، ترس اخراج از مدرسه و تقلید صحنه اعدام را از جمله دلایل خودکشی کودکان عنوان کرد.

هادی شریعتی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا؛ درباره ریشه‌های خودکشی در میان کودکان و نوجوانان با بیان اینکه فراگیر شدن خودکشی کودکان و نوجوانان نتیجه همه چالش‌ها و مسایل حل نشده حقوق کودک در ایران است، گفت: اگر خودکشی‌های یک ساله اخیر را بررسی کنیم مساله روشن‌تر می‌شود زیرا علت این خودکشی‌ها آسیب‌هایی بوده که سال‌ها فعالان حقوق کودک درباره آن تذکر می‌دادند و خواهان رفع آنها بودند.

وی ادامه داد: یکی از مواردی که در خودکشی‌ها نمود بیشتری دارد خودکشی ناشی از فشار آموزشی- مثل نمره گرایی در مدارس- است، همچنین فقر، عدم عدالت، توزیع نابرابر ثروت و امکانات بویژه در شهرستان‌های مرزی همچون  سیستان و بلوچستان از علل مهم خودکشی در میان کودکان و نوجوانان است.

خودکشی کودک به علت اجبار به ازدواج

شریعتی با اشاره به اینکه داربازی یا بازی اعدام از دیگر علل خودکشی کودکان است، گفت: در آمار می‌بینیم چند مورد از مرگ کودکان به دلیل تقلید صحنه اعدامی بوده است که در خیابان یا صداوسیما شاهد آن بوده‌اند.

این حقوقدان با تاکید بر شدت گرفتن خشونت طی سال‌های اخیر در جامعه و وجود خشونت پیدا و پنهان در لایه‌های مختلف اجتماعی اظهار کرد: آخرین مورد خودکشی دو هفته پیش اتفاق افتاد که دختری یازده ساله در شهرستان کامیاران به دلیل اجبار در ازدواج آن هم با فرد معلول ۲۵ ساله اقدام به خودکشی کرد.

وی با ابراز تاسف از اینکه تنها خبر خودکشی‌ها منتشر شده و خوانده می‌شود اما هیچ اراده‌ای برای پیشگیری از این پدیده در سطح کلان جامعه وجود ندارد، خاطرنشان کرد: در اغلب خودکشی‌هایی که در رسانه منتشر شده قسمت دانش‌آموز بودن فرد پررنگ شده است. اگرچه آموزش و پرورش نقش موثری دارد و می‌تواند در پیشگیری خودکشی مهم باشد اما صرفا مسائل مرتبط با مدرسه در چنین اقدامی موثر نیست.

این فعال حقوق کودک با تاکید بر اینکه خودکشی ریشه در مسایل اجتماعی دارد، ادامه داد: عدم آموزش فرزندپروری در خانواده مشکلی اساسی است که فرد را دچار سرگشتگی می‌کند همچنین آمار بالای طلاق در این پدیده موثراست و بچه‌های طلاق دچارمشکلات عاطفی هستند.

بیشتر بینندگان صحنه اعدام کودک بودند

شریعتی با اشاره به انجام اعدام در ملا عام در شهرستان سنقر گفت: بسیاری از افرادی که نظاره‌گر این صحنه بودند کودکان و نوجوانان بوده‌اند و طبیعی است وقتی به کودک خشونت می‌دهیم به غیر از خشونت هم نمی‌توانیم از او بخواهیم.

وی تصریح کرد: این خشونت در نهایت یا معطوف به کودک و انتحار می‌شود یا متوجه جامعه می‌شود که در نتیجه کودک دست به قتل زده و بزهکار می‌شود.

این حقوقدان با اشاره به نقش صداوسیما در پیشگیری از خودکشی و خشونت اظهارکرد: متاسفانه این نهاد به حوزه کودکان نگاه علمی نداشته و به این حوزه نمی‌پردازد. با ضعیف شده صداوسیما و کم شدن مخاطبان آن این نهاد صحنه را به رقیب خود که همان شبکه‌های برون مرزی هستند واگذار می‌کند و این شبکه‌ها نیز چیزی جز خشونت و خیانت را به جامعه منتقل نمی‌کنند در نتیجه کودکان و نوجوانان که دنبال الگو و هنجار هستند؛ دچار نوعی بی‌هنجاری می‌شوند.

شریعتی با تاکید بر اهمیت قوانین در پیشگیری از خودکشی گفت: اصولا در قانون ایران خودکشی جرم نیست و تنها در ماده ۱۴ قانون جرایم رایانه‌ای معاونت در خودکشی جرم اعلام شده است. به معنای دیگر فردی که به وسیله رسانه‌های مجازی تشویق وترغیب به خودکشی کند؛ مجرم شناخته می‌شود.

گاهی قوانین خشونت‌زا هستند

وی با بیان اینکه گاهی قوانین خشونت‌زا هستند، ادامه داد: ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی به پدر و مادر اجازه تنبیه کودک را می‌دهد و معیار تنبیه را حد عرف می‌داند اما برای عرف تعریفی ارایه نمی‌دهد همچنین ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی را عقد نکاح را برای دختر پیش از رسیدن به ۱۳ سال تمام به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح مجاز می‌داند.

این فعال حقوق کودک افزود: مشخص نیست این چه مصلحتی است که می‌توان یک کودک را به عقد کسی درآورد متاسفانه این قوانین جنبه پیشگیری نداشته و کودک را در وضعیت دشواری قرار می‌دهد.

وی با انتقاد از اینکه تصویب لایحه حمایت کودکان و نوجوانان سالهاست معطل تصویب مانده است، اظهار کرد: این لایحه قانون مدرنی است که در آن وضعیت مخاطره‌آمیز کودکان تعریف شده و اگر این وضعیت به اثبات برسد قانون می‌تواند دخالت کند. در این لایحه برای کودکانی که در وضعیت مخاطره‌آمیز قرار دارند سیستم حمایتی تعریف شده است.

شریعتی اضافه کرد: در ماده ۱۴ این لایحه به خودکشی نوجوانان اشاره شده که باز هم ترغیب و تشویق به خودکشی جرم بوده و مجازات آن حبس و جزای نقدی است.

این فعال حقوق کودک با تاکید بر اینکه ضروری است قوانین همچون لایحه حمایت کودکان هرچه زودتر به تصویب برسد، خاطرنشان کرد: سالهاست که فعالان حقوق کودک اصرار می‌کنند در مدارس به روی مددکاران باز شود که متاسفانه یک مقاومت غیرمنطقی در برابر این موضوع وجود دارد و از هیچ مددکار و مشاوری در مدارس استفاده نمی‌شود.

وی خاطرنشان کرد: تدریس استاندارد مهارت‌های زندگی در مدارس از راهکارهایی است که می‌تواند به کودکان آموزش دهد که در زمان بحرانی مساله را حل کند همچنین باید به سیستم مدارس که نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت نوجوان دارد؛ پرداخته شود.

خودکشی به دلیل ترس اخراج از مدرسه

این حقوقدان با بیان اینکه چند مورد از خودکشی‌ها مربوط به ترس از اخراج از مدرسه و مسایل آموزشی بوده است، به آیین نامه اجرایی مدارس مصوب ۱۳۷۹ اشاره کرد و گفت: نه تنها در این آیین نامه تنبیه بدنی نداریم بلکه اخراج هم به صورت موقت انجام می‌شود و انتقال به مدرسه دیگر نیز زمانی اتفاق می‌افتد که والدین مدرسه به هیچ راه‌حل تربیتی برای کودک نرسند.

شریعتی تصریح کرد: در حال حاضر با کوچکترین مورد دانش آموز تهدید به اخراج می‌شود یا در مواردی به دلیل عدم پرداخت شهریه به ویژه در قشر ضعیف دانش آموز تهدید به اخراج می‌شود.

این فعال حقوق کودک با تاکید بر اینکه مساله خودکشی کودکان به مرز هشدار رسیده است، یادآور شد: ۱۹ شهریور روز جهانی پیشگیری از خودکشی است و قرار است از دهم تا ۱۹ شهریورماه تیمی متشکل از متخصصان رشته‌های مختلف در حوزه کودکان از جمله روانشناس، مددکار و … به صورت یک تیم سیار نسبت به آگاهی‌رسانی خیابان ومجازی درباره وضعیت‌های مخاطره‌آمیز که می‌تواند منجر به خودکشی کودک شود اقدام کند.

وی در پایان اظهارکرد: اگر مدیران مدرسه به این نتیجه برسند که چنین آموزش‌هایی نیاز است ما این  آمادگی راداریم که گروه مذکور را به مدارس اعزام کنیم.

منبع: خبرگزاری ایلنا

تیر
۷
فقر، خرید و فروش کودکان و ازدواج اجباری
پادکست
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

روزانه و زیر نبض شهر کودکان و نوزادان بسیاری توسط والدین‌شان آشکارا فروخته می‌شوند. کودکانی که به‌خاطر فقر مالی بین ۵۰۰ هزار تومان تا ۱۰ میلیون تومان دست‌به‌دست می شوند.

.

فروردین
۳۰
ازدواج اجباری زنی که رسید به سی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Abstract picture about woman's loneliness
image_pdfimage_print

Photo: De Visu/Bigstock.com

نعیمه دوست‌دار

دیپلم که گرفت، نامزد کرد. حتی قبل از این‌که جواب کنکور بیاید. اما نامزدی‌شان زیاد طول نکشید و به خاطر اختلاف‌های دو خانواده و خودشان، به هم خورد. جواب کنکور که آمد، رفت دانشگاه. در تمام سال‌های بعد، خواستگارهایی به خانه‌شان رفت و آمد می‌کردند اما هیچ‌کدام به ازدواج ختم نشد. درسش تمام شد، ۸ سال در اداره‌ای کار کرد تا بالاخره در ۳۰ سالگی، به خواستگاری جواب مثبت داد.

خواستگار مرد ۴۵ ساله‌ای بود با دو دختر نوجوان که زنش را یک سال قبل طلاق داده بود. مادرش گفت که باید با او ازدواج کند چون دیگر ۳۰ ساله شده و جز این خواستگاری نخواهد داشت. روز عروسی با دعوا گذشت و تمام چهار سال بعدش هم. روابط او با مرد و دخترهایش هرگز خوب نشد. اگر شوهرش سکته نمی‌کرد و نمی‌مرد، ممکن بود هنوز هم در آن زندگی پر تنش مانده باشد.

دو نسل قبل، به دختران جوان می‌گفتند: « زن که رسید به بیست/ باید به حالش گریست.» این بیت اما با تغییر نسل‌ها تغییر کرد و یک دهه به عمر زنانی که باید به حال‌شان گریست افزود. حالا خیلی‌های معتقدند «زن که رسید به سی باید به حالش گریست»؛ هرچند این بیت جدید، قافیه درستی هم ندارد.

آخرین سرشماری‌های پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور نشان می‌دهد که ۱۱ میلیون و ۲۴۰ هزار نفر در سنین بالا ازدواج نکرده‌اند؛ یعنی این افراد در سن متعارف ازدواج قرار دارند، اما هرگز ازدواج نکرده‌اند. از این بین ۵ میلیون و ۵۷۰ هزار مرد و ۵ میلیون و ۶۷۰ هزار زن هستند.

گروه دیگر، کسانی هستند که از سن متعارف عبور کرده‌اند و قبل از سن تجرد قطعی قرار دارند (سن تجرد قطعی ۵۰ سالگی است)، اما هنوز ازدواج نکرده‌اند. این گروه یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر هستند که شامل  ۳۲۰ هزار مرد و  ۹۸۰ هزار زن می‌شود؛ یعنی زنان ازدواج‌نکرده بالای سن متعارف و قبل از تجرد قطعی، سه برابر مردان با این شرایط هستند.

آن‌هایی که از سن ۵۰ سالگی عبور کرده‌اند و هرگز ازدواج نکرده‌اند نیز ۱۵۲ هزار نفر هستند که شامل ۶۲ هزار مرد  و ۹۰ هزار زن است که زنان یک و نیم برابر بیشترند.

با اینکه تحولات اجتماعی درک و انتظار دختران را از زندگی تغییر داده و حالا اغلب دختران به تحصیلات دانشگاهی و اشتغال پیش از ازدواج فکر می‌کنند، اما در سطح اجتماع تفکر «دختر ترشیده» و تحقیر زنان ازدواج‌نکرده نه تنها در درون خانواده‌ها رواج دارد بل‌که در کانال‌های تلگرامی، صفحات فیسبوکی و مجازی نیز در قالب طنز و شوخی پر هوادار و خواننده است.

به علاوه، در نگاه رسمی جامعه که برآمده از سنت‌های فرهنگی و مذهبی است، ازدواج در سن پایین‌تر تشویق می‌شود و از ازدواج در سنین بالاتر به عنوان یک بحران اجتماعی یاد می‌شود. کارشناسان مسائل اجتماعی در ایران، در مصاحبه‌های خود از آسیب‌های بالا رفتن سن ازدواج جوانان سخن می‌گویند و مسئولان به فکر چاره‌جویی برای پایین آوردن سن ازدواج هستند.

گروهی که بیش‌تر در معرض پاسخ‌گویی به این توقع اجتماعی و خانوادگی است، گروه زنانی است که به دلایل مختلف از جمله تحصیل و اشتغال یا حتی تنها به دلیل انتخاب شخصی یا نیافتن شریک مناسب تا ۳۰ سالگی ازدواج نمی‌کنند. با وجود رواج ازدواج‌های بالای ۳۰ هم در میان زنان و هم در میان مردان، این زنان هستند که برای ازدواج تحت فشار اجتماع و خانواده قرار می‌گیرند و نتیجه این فشارها بر شیوه انتخاب و زندگی آینده آن‌ها اثرات نامطلوب می‌گذارد. زنان مجرد با انواع سرزنش‌ها و قضاوت‌های اجتماعی مواجه می‌شوند و توانایی‌های آن‌ها در سایه آن‌چه که جامعه از زن در نقش همسر و مادر توفع دارد، نادیده انگاشته می‌شود. این سرزنش اجتماعی آن‌ها را دچار حس خودکم‌بینی و دیگری بودن می‌کند و وادارشان می‌کند که به ازدواج‌های تحمیلی و ناخواسته‌ تن بدهند تا از فشارها و خشونت‌های رفتاری و کلامی خلاص شوند.

از سوی دیگر، این نگاه قشرهای تندرو و محافظه‌کار جامعه را به واکنش در برابر تغییرات اجتماعی و مدرن شدن زنان وا می‌دارد. به باور آن‌ها اکنون که تغییرات اجتماعی به تحصیلات بیش‌تر زنان انجامیده و اشتیاق زنان به اشتغال بیش‌تر شده و آن‌ها را از فکر ازدواج بازداشته، پس باید با ایجاد مانع و تبعیض و تفکیک جنسیتی، دسترسی زنان را به منابع تحصیلی و شغلی محدودتر کرد تا به ازدواج تشویق شوند. این گروه‌ها معتقدند که افزیش تحصیلات و اشتغال زنان، مردان را از داشتن شغل و تحصیلات باز داشته و پایین رفتن جایگاه اجتماعی مردان، باید با محدود کردن زنان جبران شود.

 این در حالی است که غیر قابل انکار بودن این واقعیت اجتماعی، برخی از گروه‌های معتدل‌تر را در حاکمیت ایران برانگیخته تا طرح‌ها و برنامه‌هایی درباره تجرد قطعی دختران بریزند؛ طرح‌هایی از سوی معاونت امور زنان دولت حسن روحانی برای این که وجود این زنان را به رسمیت بشناسد.

فاطمه لیسانس فلسفه است و یک ازدواج ناموفق داشته: «چند سال امتحان کارشناسی ارشد دادم و قبول نشدم. راستش فشار خانواده برای ازدواجم اجازه تمرکز بر درس را نمی‌داد. اما خواستگارها مناسبم نبودند. بعضی‌ها تحصیلات نداشتند یا شغل‌هایی داشتند که نمی‌پسندیدم. زمینه فکری مشترک نداشتیم. تا ۳۲ سالگی مقاومت کردم و بعد فشارها تبدیل به تهدید شد. آخرش با مردی ازدواج کردم که کاسب بود و از خانواده‌ای به مراتب سنتی‌تر از خانواده ما می‌آمد. مرا به خانه مادرشوهرم بردند و سه سال آن‌جا زندگی کردم و بچه‌دار شدم. نه تنها توافق فکری نداشتیم بل‌که خشونت خانگی را هم باید تحمل می‌کردم. ۵ سال بعد با دخالت پدرم توانستم از او جدا شوم. اگر با فشار پدرم ازدواج نکرده بودم، ممکن بود الان تنها باشم اما دست کم زندگی یک بچه تباه نمی‌شد.»

حتی خانواده‌های نسبتا تحصیل‌کرده و روشن‌فکر هم با فشارهای اجتماعی برای ازدواج دختران بالای ۳۰ سال مواجه‌اند و آن را به دختران خود منتقل می‌کنند؛ فشارهایی که در خود  این گروه زنان هم درونی می‌شود. بهاره، دکترای ادبیات فارسی است. تا ۳۰ سالگی مشغول درس و تحصیل و تدریس بود: «نه فقط خانواده که در دانشگاه هم برای ازدواج به من فشار می‌آوردند. شرایط طوری بود که بدون متاهل شدن نمی‌توانستم استخدام هم بشوم. یکی از همکارانم فکر تازه‌ای را به ذهنم انداخت؛ اینکه کم‌کم فرصت بچه دار شدن را هم از دست خواهم داد. این برای من نقطه حساسی بود. زایش را دوست داشتم. دلم می‌خواست آن را تجربه کنم. استرس و اضطرابم بیش‌تر شد. مدام به بالا رفتن سنم فکر می‌کردم.»

محدودیت‌های فیزیولوژیک زنان برای باروری در جامعه‌ای که به بارور شدن زنان بیش از پیشرفت‌های شخصی و اجتماعی آن‌ها اهمیت می‌دهد، عاملی است که بسیاری از زنان را در معرض تصمیم‌های سخت و انتخاب‌های دشوار قرار می‌دهد. جامعه از کانال‌های مختلف بر نقش مادری تاکید می‌کند وآن را تقدیس می‌کند. در این شرایط برای بسیاری، صرف سال‌های جوانی به تحصیل و پیشرفت شغلی، به منزله از دست دادن فرصت باروی است به خصوص در جامعه ایران که فرصت‌های باروری بدون ازدواج عملا وجود ندارد.

بهاره می‌گوید: «یکی از دوستانم در اروپا با استفاده از اسپرم اهدایی بدون ازدواج باردار شد. اما من چنین امکانی نداشتم. مدتی به ازدواج جدی‌تر فکر کردم و سعی کردم با کسانی که ممکن بود بتوانم با آن‌ها ازدواج کنم ارتباط برقرار کنم. اما نتیجه‌ای نداشت. در ۳۸ سالگی از فکر ازدواج بیرون آمدم اما با این‌که الان همه امکانات زندگی را در اختیار دارم، پدر و مادرم هم‌چنان نگران آینده من هستند که به نظرشان بدون ازدواج دورنمای روشنی نیست.»

اسفند
۲۱
من را کشان کشان برد و تحویل شوهرم داد
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , , ,
Domestic and Family Violence. Little Girl in Fear of Domestic Abuse.
image_pdfimage_print

Photo: karich/Bigstock.com

فریده موسوی

همیشه مادرم می‌گفت بیچاره اون مردی که تو رو بگیره! هیچ مردی حریف تو نیست. هیچ مردی از پس خرج‌های تو بر نمی‌آد. واقعا هم همین‌طور بود. مثل جرقه روی آتیش بودم و هیچ کجا بند نمی‌شدم. تو مدرسه مسئول همه کار بودم. از برگزاری اردو تا برگزاری کلاس و مسابقات والیبال و بسکتبال. بنده خدا مادرم که همیشه نگران من بود. بعد مدرسه هم یا کلاس شنا بودم و یا کلاس تئا‌تر و خیاطی. مادرم می‌گفت دختر یک خط رو بگیر و برو جلو ولی من سر پر شوری داشتم.

سال آخر دبیرستان بودم که یکی از اقوام پدری به خواستگاری من آمد. وضع مالی متوسطی داشت ولی پدر و مادرم که از سرکشی‌های من می‌ترسیدند و می‌خواستند من را کنترل کنند پایشان را در یک کفش کردند که فامیل خوبی هستند و باید ازدواج کنی. من نسبت به آن پسر بی‌تفاوت بودم و دنیای شاد خودم را داشتم و هیچ برداشتی از ازدواج نداشتم.

چشمم را که باز کردم خرید عروسی و مراسم نامزدی وعروسی تمام شده بود و نزدیک امتحان‌های نهایی بود. من به خانه داماد رفتم که طبقه دوم خانه مادر شوهرم بود. مدرسه از عروسی من اطلاعی نداشت و من مثل یک دختر مدرسه‌ای راهی مدرسه شدم اما شوهرم بعد چند روز گفت که حق مدرسه رفتن ندارم و وقتی با مخالفت من روبرو شد شروع به داد و بیداد کرد و بعد از آن چند کشیده به من زد و گلدان روی بخاری را به دیوار کوبید.

همان موقع با وجود التماس‌های مادر شوهرم تا خانه مادرم که دو کوچه بالا‌تر بود دویدم. مادرم که در را باز کرد خودم را توی بغلش انداختم و زارزار گریه کردم با صورتی که کاملا کبود بود. خودم را به اتاقم رساندم و در را روی پدرم که این ازدواج را به من تحمیل کرده بود بستم. بعد چند دقیقه صدای زنگ خانه به صدا درآمد و شوهرم و مادرش شروع به پچ‌پچ با پدرم کردند و رفتند. بعد رفتن آن‌ها پدرم از پشت در اتاق گفت: همسرت گفت اگر امشب برگشتی که هیچ ولی اگر برنگشتی از تو به دلیل ترک خانه شکایت می‌کند. بلند شو دست و صورتت را بشور و چادرت را سر کن ببرمت سر خونه و زندگیت.

گفتم بر نمی‌گردم. طلاق بده. هیچی هم نمی‌خوام. می‌خوام برم مدرسه. می‌خوام درس بخونم ولی پدرم گفت یا با پای خودت می‌آیی بیرون و یا در را می‌شکنم و به زور می‌برمت. خجالت نمی‌کشی. آبرو نداری می‌خواهی آبروی من را هم ببری و شروع به لگد زدن به در کرد. داشتم سکته می‌کردم. در شکست و پدرم چادرم رو انداخت روی سرم و بدون دمپایی من را کشان‌کشان برد و تحویل شوهرم داد.

شوهرم نه داد زد و نه حرفی. انگار نه انگار من وارد خونه شده بودم. دو هفته با من حرف نزد و هر روز در را روی من قفل می‌کرد و می‌رفت. نه تلفن داشتم و نه هیچ راه ارتباطی با بیرون اما کتاب‌هایم را داشتم و بدون این‌که شوهرم بفهمد هر روز فقط درس می‌خوندم. درس می‌خواندم که دیوانه نشوم و بتوانم زنده بمانم. هر شب که به خانه بر می‌گشت شامش را می‌خورد و ما برای چایی به خانه مادر شوهرم می‌رفتیم و من در سکوت دنیای خودم دنیای آن‌ها را نگاه می‌کردم. مادرم را هر سه ماه یک‌بار می‌دیدم و تنها دلخوشی من از آن دیدار‌ها این بود که کتاب‌هایی که برادرم می‌خرید را پنهانی به خانه بیاورم و در زندان انفرادی که مردی به نام شوهر ساخته بود بخوانم. من تسلیم کامل بودم. پنج سال تمام تسلیم کامل بودم و خدا را شکر بچه‌دار نشدم تا روزی که در یکی از ملاقات‌های ۳ ماه یکبار برادرم از من پرسید می‌خواهی دیگر به خانه شوهرت بر نگردی و من مات نگاهش کردم. مثل یک جسد. مثل یک جسد متحرک و بی‌روح و‌‌ همان زمان بود که او گفت تو قدرت تصمیم‌گیری نداری و فقط به حرف من گوش کن.

به پذیرایی که برگشتم تمام تنم یخ کرده بود طوری حالم بد بود که مادرم فهمید و پرید آب قند آورد و تا گفت‌ ای وای بچه‌ام ضعف کرد برادرم که حالا برای خودش مردی شده بود و درآمد مستقل داشت ادامه داد آره درسته حالش خوب نیست و بهتره که همین جا بماند. شوهرم براق شد سمت برادرم و پدر و مادرم شوک و متعجب به آن دو نگاه می‌کردند. شوهرم رک و راست گفت اگر یک شب از خانه بیرون بماند حق برگشتن ندارد و برادرم گفت بهتر. فرشته حق برگشتن ندارد و ناگهان از جا پرید و در خانه را باز کرد و شوهرم را پرت کرد بیرون.

برای شما از دعوا‌ها و دادگاه‌ها و ۳ سال دوندگی تعریف نمی‌کنم فقط بدانید روزی که حکم طلاقم صادر شد سال دوم دانشگاه بودم. در شرکت برادرم مشغول به کار و برای خودم درآمد داشتم. من روایت زندگی‌ام را با یک هدف برای شما فرستادم که بدانید قربانی خشونت خانگی نیاز به کمک دارد. قربانی خشونت خانگی را تنها نگذارید چرا که در شرایطی قادر به فکر و حتی تصمیم‌گیری نیست. اگر در خانواده و یا در میان دوستان و همکاران با چنین افرادی روبرو می‌شوید بی‌تفاوت نمانید و با کمک یک متخصص او را از میان مرداب خشونت نجات دهید.

کمک به قربانی خشونت نیازمند برنامه‌ریزی است

کمک به قربانی خشونت خانگی کار آسانی نیست و نیازمند برنامه‌ریزی و در نظر گرفتن عوامل مختلفی است که به عنوان معیارهای ثابت و متغیر در زندگی قربانی وجود دارد. کمک به قربانی به نسبتی که شما با وی دارید و اندازه اثرگذاری و قوانین حمایتی موجود نیز رابطه مستقیم دارد ولی در این میان یک اصل وجود دارد و آن اصل مسئولیت تک‌تک ما در قبال قربانی خشونت خانگی است. بنابراین بی‌تفاوت نباشید و به هیچ‌وجه او را قضاوت نکنید. به حرف‌هایش گوش کنید و از سرزنش پرهیز کنید. به او امید بدهید و بدانید چنین افرادی دچار ترس و هراس شدیدی هستند و در شرایط سخت و ناپایداری زندگی می‌کنند. گاهی ممکن است صدای شما را نشنوند و گاهی ممکن است یک ریز از خشونتی که تحمل می‌کنند حرف بزنند.

اگر قربانی ساکت است او را تشویق به حرف زدن کنید و همواره برای پرهیز از خطا با یک روان‌شناس در تماس باشید تا موقعیت درست او را با متخصص در میان گذاشته و تا حد ممکن راهکار درست دریافت کنید. ارتباط با قربانی همواره بخشی از آزادی وی برای تعامل با شماست ولی چنان‌چه با شما حرف زد به او بگویید افراد زیادی در موقعیت او قرار داشته‌اند ولی نجات پیدا کرده‌اند و هیچ انسانی سزاوار کتک خوردن و یا تهدید و ناسزا نیست و هر کاری هم کرده باشد دلیل نمی‌شود که با او بدرفتاری شود. هرگز در گام اول او را تشویق به طلاق و جدایی و ترک خانه نکنید چون تک‌تک این توصیه‌ها او را در شرایطی از استرس قرار می‌دهد که قادر به تصمیم گیری نیست و ممکن است ارتباطش را با شما به عنوان دوست یا اعضای خانواده و حتی وکیل و مددکار قطع کند. قربانی را تحت فشار قرار ندهید و به او فرصت دهید تا حرف بزند، فکر کند و تصمیم بگیرد مگر آن‌که قربانی در شرایط اضطراری قرار داشته و نیازمند کمک فوری است.

اگر قربانی علاقه‌ای به حرف زدن ندارد صبر کنید و در شرایط دیگری موضوع را غیرمستقیم پیش بکشید و همواره تشویقش کنید که احساساتش را ولو غیرمستقیم به زبان آورد. چنان‌چه قربانی با شما حرف می‌زند از او درباره آسیب‌های جسمی و روحی که دیده سوال کنید و تلاش کنید او به پزشک مراجعه کند. اگر تصمیم گرفت که به مراجع قانونی مراجعه کند کمکش کنید و مراقب باشید که هر عملی را در زمان مناسب انجام دهید تا قربانی ارتباطش را با شما قطع نکند.

البته چنان‌چه قربانی کودک یا سالمند و یا معلول و بیمار باشد شرایط کمک نیز متفاوت است و شما باید استراتژی دخالت در بحران را بر اساس موارد زیر تغییر دهید.

به طور مثال چنان‌چه شما پدر یا مادر و یا اعضا خانواده کودکی تحت خشونت هستید مسئولیت سنگین‌تری دارید. چه بسا خود نیز تحت خشونت باشید و در چنین شرایطی کمک به کودک تحت خشونت سخت‌تر است اما به هر حال وقتی خشونت علیه کودک را مشاهده می‌کنید و یا از روی تغییر رفتار، مشکلات روان‌شناختی و یا تحصیلی حدس می‌زنید که کودک تحت خشونت است تا حد امکان سراغ نیروهای مداخله‌گر و درمان‌گر بروید و از آن‌ها کمک بخواهید.

البته مداخله در خشونت علیه کودکان جای بحث دیگری دارد ولی هرگز خشونت علیه کودک را دست کم نگیرید و فکر نکنید که کودک باید شرایط را تحمل کند و یا با آن کنار بیاید. برای اطلاعات بیشتر درخصوص تهامل با قربانیان خشونت خانگی به مطالب زیر در وب‌سایت خانه امن مراجعه کنید:

بسته آموزشی برای قربانیان خشونت خانگی

بسته آموزشی برای خانواده و دوستان قربانیان خشونت خانگی

پادکست‌های آموزشی