صفحه اصلی  »  اخلاق حرفه ای
image_pdfimage_print
مرداد
۱۰
۱۳۹۶
اخلاق حمایت‌گری از خشونت‌دیده
مرداد ۱۰ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Code of Ethics - Manager with touchscreen
image_pdfimage_print

Photo: stockplusmedia/bigstockphoto.com

باران خسروی

اخلاق جایگاه مهمی در تمامی مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مدنی دارد. حمایت‌گری (Advocacy) هم مانند همه فعالیت‌های اجتماعی قواعد اخلاقی خودش را دارد.

موارد زیر گوشه‌ای از کُدهای اخلاقی حمایت‌گری برای خشونت‌دیده است:

  • شما اگر به موضوعی که روی آن کار می‌کنید علاقه و یا انگیزه کافی نداشته باشید، نمی‌توانید هیچ کمکی به خشونت‌دیده بکنید. این کار اجباری نیست. بدون علاقه شما هرگز نمی‌توانید حمایت‌گرِ خوبی باشید.
  • اگر نسبت به دیگران در راه رسیدن به هدف منابعی داریم، منابع‌مان را به اشتراک بگذاریم. با اشتراک‌گذاری منابع می‌توان سریع‌تر به خشونت‌دیده کمک‌رسانی کرد و تغییرات سریع‌تر رخ می‌دهند. به عنوان مثال: شما در حال گردآوری امضا برای نامه‌ای در جهت تغییر قوانین مربوط به خشونت خانگی هستید. به عنوان خبرنگار نسبت به گروه همراه‌تان شبکه اجتماعی و یا در کل منابع بیشتری در دسترس دارید. می‌توانید قسمتی از منابع خود را تا جایی که کارِ شما اجازه می‌دهد با دیگران به اشتراک بگذارید.
  • عرصه حمایت‌گری را عرصه رقابت نسازیم. در حمایت‌گری برد و باختی وجود ندارد. برد نهایی باید به نفع خشونت‌دیدگان و تغییر مثبت وضعیت موجود باشد. به عنوان مثال فکر نکنید که اگر شما به خشونت‌دیده کمک می‌کنید، کمک‌های شما درجایی ثبت می شود و در نهایت با گروه همراه شما مقایسه می‌شود. کار را گروهی ببینید و بدانید که برد و باخت  درنهایت بین هم تقسیم می‌شود.
  • اگر همدلی و همدردی را نیاموخته باشیم حمایت‌‌گر خوبی نخواهیم بود. خشونت‌دیده بیش از هرچیزی به همدردی شما نیاز دارد. خودتان را در جایگاه خشونت‌دیده قرار دهید و ببینید که چگونه تغییر می‌تواند زندگیِ خشونت‌دیدگان را دگرگون کند.
  • منفعت خشونت‌دیده مقدم بر منفعت سازمان یا گروه است. برای مثال: شما به عنوان مددکارِ اجتماعی در سازمان حمایت از خشونت‌دیدگان کار می کنید. گاهی ممکن است منفعت سازمان در جهتی باشد که به‌نفعِ خشونت‌دیده نباشد. شما تا جایی که می توانید باید منافع خشونت‌دیده را اولویت دهید.
  • همیشه در مسیرِ توانمند‌سازی و بالابردن دانشِ خشونت‌دیده تلاش کنید.
  • به‌روز باشید. فرآیند حمایت‌گری، فرآیند پیوسته یادگیری برای شما هم هست. دانش و آگاهی خود را در مورد حوزه خشونت خانگی بالا ببرید. از قوانین و تغییرات آن در داخل و در سطح بین المللی آگاه باشید. کمپین‌ها و کارزارهای جدید را بشناسید و دستاوردهای آن را دنبال کنید.
  • حمایت‌گرِ باید همیشه دغدغه اصلی‌اش در جهت بهبود وضعیت خشونت‌دیده باشد.
  • گوش دادن فعالانه را بیاموزید. در این صورت است که می‌توانید خواسته‌ها و دغدغه‌های خشونت‌دیده را به گوش دیگران برسانید.
  • هرگز موقعیت خشونت‌دیده را قضاوت نکنید.به عنوان مثال: اگر خشونت‌دیده تصمیم بگیرد که اکنون موقعیت این را ندارد که از همسرش جدا شود، شما نباید قضاوت کنید که او آدم ضعیفی است.
  • به جای خشونت‌دیده  تصمیم نگیرید. شما به خشونت دیده گوش می دهید، خودتان را در جایگاه آنها قرار می‌دهید، اما به جای آنها تصمیم نمی‌گیرید. شما می‌توانید با دانش و امکاناتی که می‌شناسید خشونت‌دیدگان را راهنمایی کنید، اما تصمیم نهایی با آنهاست. مثلا به خشونت‌دیده نمی‌گویید به نظر شما طلاق بهترین راه‌حل است. همچنین به جای گروهی که همراه شما در حمایت‌گری هستند تصمیم نگیرید. وقتی با گروهی هستید اجازه بدهید تصمیمات گروهی گرفته شود.
  • مساله مهم در حمایت‌گری از اشخاص بحث توانمندسازی است. چه در سطحِ کلان و چه در سطحِ خرد حمایت‌گری، نگاه شما باید توانمند‌ کردن خشونت‌دیده باشد. مثلا به عنوان یک کنشگر اجتماعی سعی کنید تغییراتی که در نظر دارید، در نهایت به نفع توانمند‌سازی خشونت‌دیدگان باشد.
  • به عقاید خشونت‌دیده و دیگرانی که همراه شما حمایت‌گری می‌کنند احترام بگذارید. مثلا اگر در فرآیند حمایت‌گری فهمیدید خشونت‌دیده نگرشِ مذهبی یا اعتقادی متفاوتی با شما دارد، آن را ملاک منصرف‌ شدن از ادامه کار یا بی‌احترامی قرار ندهید.
  • هرگز موقعیت خشونت‌دیده را با خودتان یا دیگران مقایسه نکنید.به عنوان مثال، نگویید اگر من جای خشونت‌دیده بودم خیلی بیش از این‌ها این موقعیت را ترک کرده بودم.
  • سعی کنید جانبداری را کنار بگذارید. شما باید تنها از هدف خود برای تغییر جانبداری کنید.
  • حفظ اسرار کنید. اگر از داستان زندگی خشونت‌دیده باخبر شدید، برای رسیدن به هدفتان گمان نکنید که باید آن را همه جا مطرح کنید. درست است که افراد با شنیدن داستان‌ها بیشتر تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند یا کمک مالی می کنند، ولی بدون درنظر گرفتن رضایت خشونت‌دیده و در نظر گرفتن جایگاهش، به افشای مسائل شخصی او نپردازید.
  • موقعیت افراد را به خطر نیاندازید. مثلا اگر در هنگام لابی کردن، نماینده‌ای به شما اطلاعات داد، اما علاقه‌ نداشت که اسمش فاش شود، رازداری کنید.
  • بدون اجازه مستند‌سازی نکنید، مگر این که می خواهید اسرار کار خلافی افشا شود.  در این صورت مستند‌سازی، ضبط کردن صدا یا فیلم گرفتن می‌تواند وسیله‌ای در جهت هدف شما باشد و یا ممکن است در دادگاه به شما کمک کند.
  • نگاه از بالا به پایین نداشته باشید. این نگاه که شما بهتر از خشونت‌دیده هستید که دارید برای او حمایت‌گری می کنید.
  • گاهی حمایت‌گری قسمتی از مسئولیت شغلی شما است که برای آن دستمزد‌ می‌گیرید. گاهی در موقعیتی خارج از کار قرار می گیرید، در این صورت سعی نکنید با این نگاه ببینید که شما کار نمی کنید درنتیجه مسئولیت شما به عنوان حمایت‌گر تمام شده است.
  • گاهی تغییرات بزرگ به نفعِ فرد یا گروه خاصی نیست. ممکن است به شما پیشنهادات مالی شود تا شما را از رسیدن به هدف خود بازدارد. یادتان نرود اخلاق کاری از منفعت مالی مهم‌تر است.
  • امنیت همیشه حرف اول را می‌زند. سعی کنید همیشه اول امنیت خود و خشونت‌دیده را در نظر بگیرید، بعد دست به حمایت‌گری گسترده بزنید. به عنوان مثال، خشونت‌دیده‌ای که ترسِ جانش را دارد نیاز به امنیت دارد. بعد از امنیت، قدم های بعدی برایِ حمایت‌گری تعریف می‌شود.
  • فروتن باشید. اگر کاری برای خشونت‌دیدگان انجام می‌دهید برسر آنها منت نگذارید که شما فقط این کار را برای آنها دارید انجام می‌دهید و دارید لطف می‌کنید. فراموش نکنید هر تغییر مثبتی در جامعه در نهایت به نفعِ شما نیز هست و شما با این تغییر دارید به خودتان سود می‌رسانید.
  • با خشونت‌دیده‌ای که برای او حمایت‌گری می‌کنید رابطه جنسی و عاطفی برقرار نکنید. آنها در موقعیت ضعف هستند و شما در موقعیت قدرت و این رابطه مبنای اخلاقی درستی ندارد.
  • با خشونت‌دیده صادق باشید. سعی نکنید به او دروغ بگویید با این توجیه که به نفع او است که کمتر بداند.
  • مسئولیت‌پذیر باشیم. اگر به شما مسئولیتی واگذار شده است آن را مانند کاری که در مقابل آن مزد دریافت می‌کنید مهم بدانید، برایش برنامه بریزید و مهلت انجام کار را برای خودتان مشخص کنید و کار را بدون دلیل شایسته نیمه رها نکنید.
  • اگر به هر دلیلی نمی‌توانید حمایت‌گری خود را ادامه دهید حتما خشونت‌دیده یا گروه همراه خود را در جریان قرار دهید. اگر کار در سطحِ جمعی و کلان است، نیازی نیست که دیگران را در جریان قرار دهید.
  • خشونت توجیه‌کردنی نیست. در راه حمایت از خشونت‌دیده نمی‌توانید هر وسیله ای را توجیه کنید، به‌ویژه خشونت را. نمی‌توانید فکر کنید حالا که خشونت‌گر با هیچ راهی خشونت‌دیده را رها نمی‌کند و دستگاه‌های قضایی حمایت کافی نمی‌کنند، در نتیجه خشونت تنها راه مقابله است.
  • این موارد تنها گوشه‌ای از کُدهای اخلاقیِ حمایت‌گری از خشونت‌دیده است. بعضی از این نمونه‌ها تنها برای حمایت‌گری در سطحِ خُرد در نظر گرفته می‌شود و تعدادی از این کدهای اخلاقی فارغ از نوع و جنس حمایت‌گری همیشه باید رعایت شوند.

این مطلب تالیفی است و ایده‌های آن برگرفته از منبع  زیر است.

Code of Ethics of the National Association of Social Workers

بهمن
۲۳
۱۳۹۳
 چگونگی اخلاق حرفه ای در پرونده های مربوط به خشونت خانگی
بهمن ۲۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
image_pdfimage_print

16509311681_b9eec30ac0_b

 عکس: Laboratório e-Learning

محمد اولیایی فرد- وکیل پایه یک دادگستری

 دعاوی خانوادگی ناشی از خشونت خانگی بین زوجین از پیچیدگی های خاصی برخوردار است، وجود رابطه زوجیت بین طرفین دعوا، قوانین بدون ضمانت اجرا، بی منطق و یک طرفه به نفع مردان، پنهان بودن حقیقت و عدم اهمیت و حساسیت سیستم قضایی از مهمترین چالش ها و عوامل پیچیدگی این نوع دعاوی است، به همین دلیل اکثریت وکلا با سابقه، تمایلی برای وکالت در این نوع دعاوی و پرونده ها را ندارند و معمولا کارآموزان وکالت یا وکلای کم سابقه عهده دار وکالت در این نوع دعاوی می شوند، در حالی که ذات و ماهیت دعاوی خشونت خانگی اساسا نیازمند حضور وکلای با سابقه است که با استفاده از تجربیات خود علاوه بر حل و فصل این گونه دعاوی، دادگاه ها و در سطح کلان سیستم قضایی را از آنچه که بحران اجتماعی جامعه امروز خوانده می شود آگاه سازند و با ایجاد حساسیت در جهت توجه بیشتر دستگاه قضایی به موضوع خشونت خانگی، راه برون رفت از این بحران را از طریق ارائه راهکار یا پیشنهاد اصلاح قوانین و سایر نظایر آن هموار کنند.

 وکلا اما با قبول وکالت پرونده های خشونت خانگی با محدودیت هایی متمایز با سایر پرونده ها مواجه هستند، محدودیت هایی که از تنظیم چهارچوب رابطه با قربانی شروع و تا اجرای حکم محکومیت احد از زوجین و حتی پس از ان ادامه خواهد داشت، در واقع وکلا برخلاف دعاوی دیگر در دعاوی خشونت خانگی در کنار قانون باید به مصلحت دعوا، پرونده و نفع قربانی و اطرافیان او نیز اندیشه کنند به همین جهت است که وکلا در قبول وکالت پرونده های خشونت خانگی بین زوجین باید به مواردی که گاها سرنوشت زندگی طرفین دعوا ( زن و شوهر ) را تغییر می دهد توجه کنند، مشاوره صحیح حقوقی، اعتماد سازی، جلوگیری از تشدید اختلافات، توجه به خواسته و اهداف قربانی و انجام اقدامات فوری نظیر ارسال اظهارنامه از مواردی است که می توان به آن اشاره کرد.

در پرونده های خشونت خانگی بین زوجین گاه نقش مشاوره صحیح حقوقی موثرتر و مفیدتر از انجام وکالت است،  در بعضی از مواقع مشاوره حقوقی و به کار بستن آن توسط قربانی موجب می شود که یا موضوع حل و فصل گردد یا میزان خشونت کاهش یابد و یا اینکه زمینه برای اقدامات حقوقی اتی فراهم شود، مشاوره حقوقی به قربانی برای عدم طرح تهدید به طلاق برای کاهش خشونت تا زمان مقتضی برای اقدامات جدی حقوقی از جمله این موارد است.

  نوع روابط وکیل در این نوع دعاوی با قربانی به عنوان موکل و طرف دیگر دعوا از اهمیت خاصی برخوردار است، تنظیم صحیح روابط با قربانی خصوصا قربانیان زن علاوه بر اینکه وکیل را از چالش هایی که ممکن است طرف دیگر دعوا و یا حتی دادگاه ها و ضابطین دادگستری برای او به وجود می آورند، مصون می دارد بلکه موجب ایجاد اعتماد قربانی و طرف دیگر دعوا نیز می شود در واقع در پرونده های خشونت خانگی برد یا باخت دعوا در اولویت نخواهد بود بلکه مرتفع نمودن موضوع در جهت منافع قربانی ملاک و از اهمیت ویژه ای برخوردار است که در این بین اعتماد سازی وکیل با قربانی و طرف دیگر دعوا می تواند عامل مهم و قابل توجه ای برای کسب موفقیت محسوب باشد، این امر سبب می شود قربانی به راهکارهای وکیل اعتماد و توجه خاص داشته باشد حتی اگر در ظاهر مخالف آن باشد. از طرفی اعتماد سازی با طرف دیگر دعوا منجر به این می شود که وی، وکیل قربانی را دشمن خود نیافته و به راهکار و پیشنهادات وی برای حل موضوع با کمترین آسیب فکر کند.

 برای اعتماد سازی اما باید از روش و قواعد خاصی پیروی کرد. در این جهت وکیل موظف است قربانی را به سمت واقعیت موضوع راهنمایی کند. دادن وعده واهی، امیدواری و یا نا امیدی بیش از حد در خصوص نتیجه دعوا از موارد سلب اعتماد قربانی خواهد بود. به همین جهت طرح شکایت باید منطبق با واقعیت موضوع باشد در واقع طرح شکایت خلاف واقع و یا غلو در موضوع خشونت نه تنها کمکی به قربانی نمی کند بلکه دعوا را از مسیر واقعی خارج کرده و منجر به تشدید اختلافات بین طرفین شده و امکان بررسی راهکارهای موثرتر را از بین خواهد برد.

 استفاده از خلاء قانونی و یا قوانین یک طرفه برای فشار بر قربانیان و اخذ امتیاز از آنان  اگر چه تخلف در امر وکالت محسوب نمی شود اما خلاف حسن نیت در جهت حل دعاوی خشونت خانگی بین زوجین خواهد بود. در واقع توطئه حقوقی با توجه به خلاء قوانین و یا استفاده از قوانین یک طرفه برای اخذ امتیاز از قربانی و نیز ایجاد تشدید اختلاف بین طرفین دعوا نه تنها مغایر با روند اعتماد سازی و حل دعاوی خشونت خانگی است، بلکه در سطح کلان به این بحران اجتماعی دامن میزند، اعلام نشوز زن در حالی که به جهت بیم جان و خشونت خانگی منزل مشترک را ترک کرده و یا پیشنهاد اسکان زن در مناطق دور افتاده و حاشیه شهرها با توسل به حق تعیین مسکن مرد ، برای اخذ امتیاز از قربانی از جمله این موارد است.

 طبق قانون  فقط موکل به واسطه امضا وکالتنامه طرف قرارداد و گفتگوی وکیل محسوب می شود نه اطرافیان او، اما در دعاوی خانوادگی ناشی از خشونت خانگی بین زوجین گاهی خانواده قربانی خصوصا قربانیان زن به جای وی تصمیم می گیرند که این موضوع در مواقعی با منافع قربانی در تضاد است، به زندان انداختن همسر برخلاف میل قربانی و بنا به تصمیم و اجبار خانواده جهت انتقام یا اخذ امتیازات مالی و غیر مالی، از این موارد محسوب می شود، لذا عدم تسلیم در برابر تصمیمات نا معقول اطرافیان قربانی و مد نظر قرار دادن نفع موکل و توجه به خواسته های معقول و منطقی وی از اهم وظایف حرفه ای وکلا است.

 اقدامات فوری وکلا اما در قبل از رجوع به دادگاه گاه مسیر پرونده های خشونت خانگی را تغییر می دهد، در واقع ذات و ماهیت دعاوی خانوادگی ناشی از خشونت خانگی بین زوجین گاهی ایجاب می کند که در جهت نفع قربانی اقدامات فوری قبل از مراجعه به دادگاه انجام گیرد، از جمله این اقدامات ارسال اظهارنامه است، اقدام به این امر ضمن اینکه امکان یافتن راهکاری مفیدتر و موثرتر از دادگاه را فراهم می سازد بلکه گاهی پاسخ مخاطب اظهارنامه می تواند به عنوان سندی برای قربانی در جهت اثبات و یا تکمیل ادله در شرایط لازم مورد استفاده قرار گیرد ، دعوی تقابل اما در مواردی که قربانی در جایگاه متهم یا خوانده دعوی قرار گرفته می تواند فضای دادگاه را به نفع قربانی در شرایط لازم تغییر دهد.

 در خاتمه باید یادآورشد تخلفات وکلا در دادسرا و دادگاه انتظامی وکلا قابل رسیدگی و مجازات است اما مبنای اقدامات وکلا مطابق ماده ۳۲ لایحه استقلال کانون وکلا سوگند وکلا است که شرافت آنان ضمانت اجرای این سوگند است.