صفحه اصلی  »  اختلاف فرهنگی
image_pdfimage_print
تیر
۱۴
۱۳۹۷
خشونت خانگی یک پدیده آنی نیست
تیر ۱۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
shutterstock_342661268
image_pdfimage_print

Photo: Polonezwww.shutterstock.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

خشونت خانگی یک پدیده آنی نیست که با اعمال خشونت شروع و با پایان آن تمام شود. خشونت خانگی فرآیندی است که  پیش از انجام آن شروع شده و ممکن است پس از رخداد خشونت نیز ادامه پیدا کند. خشونت خانگی زاییده انگیزه‌ها و ریشه‌های گوناگونی است که اثر آن پس از رخداد خشونت هم باقی می‌ماند.

خشونت خانگی را در سه مرحله می‌توان بررسی کرد.  مرحله اول پیش از رخداد  است. انگیزه‌ها و بسترهای مختلفی سبب خشونت خانگی می‌شود. در این مرحله  بحث پیشگیری مطرح می‌شود. مرحله دوم هنگام ارتکاب خشونت خانگی است. در این مرحله اعمال فیزیکی و غیرفیزیکی که منجر به خشونت خانگی می شود و همچنین شرایط ارتکاب آن و وضعیت خشونت‌گر باید در نظر گرفته شود. مرحله سوم و آخر پس از خشونت خانگی است. پس از رخداد خشونت خانگی شاهد پیامدهایی در فرد قربانی و نزدیکان او مانند فرزندانش خواهیم بود.

بدون شک پیشگیری از خشونت، بهتر از درمان آن و یا مجازات خشونت‌گر است. بدون ریشه‌یابی نمی‌توان اقدام به پیشگیری کرد. به همین دلیل ضروری است قوانین کشورها تدابیر پیشگیرانه و بازدارنده اعمال کنند.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

تقاضای طلاق و خودداری مادر از نگهداری کودک: راه‌حل قانونی چیست؟

ازدواج موقت با مادر و تجاوز به دختر نوجوان: به کجا و چه‌طور باید شکایت کرد؟

زندانی بودن شوهر و حق طلاق برای زن

قانونگذاری

در حقوق ایران برخی مقررات پیشگیرانه مشاهده می‌شود . ماده ۱۱۱۵ قانون مقرر داشته در صورتی که بودن زن در خانه مشترک باعث ضرر جسمی یا جانی به وی شود، می‌تواند خانه را ترک کند و این سبب از بین رفتن حقوق مالی او نخواهد بود. در ماده ۷ قانون حمایت خانواده  هم صدور دستور موقت در مورد حضانت فرزندان به صورت فوری پیش‌بینی شده است.

با این حال  می‌توان گفت قوانین ایران  راه را برای گسترش خشونت خانگی هموار کرده است. نبود تعادل و توازن بین حقوق مرد و زن در خانواده و اعطای اختیارات بیش از حد به مردان در رابطه با خانواده خود، موجب شده تا فرد خشونت‌گر از پیامد عمل خود ترسی نداشته باشد. برخی از شکل‌های خشونت خانگی جرم‌انگاری نشده و نبود قوانین حمایتی از کودکان، دلیل دیگری برای گسترش خشونت خانگی در ایران است.

قانونگذاری صحیح یکی از مهم‌ترین اقدامات برای پیشگیری از خشونت خانگی است. از این رو پیشنهاد می‌شود یک قانون منسجم و فراگیر با در نظر گرفتن تمامی جنبه‌های خشونت خانگی تصویب شود. جرم‌انگاری انواع مختلف خشونت‌های جسمی از جمله ضرب و جرح، جرم‌انگاری خشونت جنسی علیه کودکان، ممنوع کردن تجاوز زناشویی، پیش‌بینی‌هایی برای جلوگیری از خشونت کلامی و افزایش سن ازدواج به حداقل ۱۸ سال از جمله موردهایی است که قانونگذار ایران برای پیشگیری از خشونت خانگی باید در دستور کار قرار دهد.

آموزش

یکی از موثرترین تدبیرها برای پیشگیری از خشونت خانگی آموزش است. آموزش در دوران کودکی می‌تواند میزان قابل‌توجهی خشونت را کاهش دهد. این آموزش باید به صورت علمی، فراگیر و از دوره ابتدایی شروع شود. ممکن است در جامعه‌ای بر اساس عرف و باورهای نادرست، عملی که واقعا زیان‌بار است خشونت خانگی قلمداد نشود. آموزش است که به انسان قدرت تشخیص باورهای درست را از نادرست می‌دهد. همچنین رفتار مناسب، کنترل خشم و اعتقاد به اصول اخلاقی در دوران کودکی شکل می گیرد.  به همین دلیل ضروری است در سیستم آموزشی کشور واحدهای درسی در رابطه با مهارت‌های کنترل خشم و شیوه برخورد با خشونت خانگی ارائه شود. کودکان لازم است با حقوق و آزادی‌های خود آشنا شده و شیوه مسالمت‌آمیز حل اختلاف را آموزش ببینند.

نظام آموزشی ایران از دوران ابتدایی تا دانشگاه، هیچ آموزشی در رابطه با این موضوع ندارد. در مورد خشونت علیه کودکان نیز به نظر می‌رسد، نبود آموزش‌های لازم ممکن است کودک را در دام خشونت به ویژه خشونت جنسی قرار دهد. تا کنون نمونه‌های زیادی از خشونت جنسی علیه کودکان در ایران گزارش شده است. اگر کودک شیوه رویارویی صحیح با کسی که قصد خشونت دارد را بداند، احتمال ناکامی فرد خشونت‌گر افزایش می‌یابد.

خدمات تامین اجتماعی به زنان فاقد درآمد

عامل دیگری که در ایران سبب بروز خشونت خانگی بر زنان می‌شود، نداشتن شغل، درآمد و استقلال اقتصادی است. زنانی که برای گذران زندگی محتاج به شوهران خود باشند، در صورت بروز خشونت مجبور به تحمل آن می‌شوند. چنانچه زنی شغل و درآمد داشته باشد، امکان مستقل شدن و ترک خانه را دارد.  زنان خانه‌دار اما توان مالی برای برقراری زندگی مستقل را ندارند. از این رو بهتر است تدابیری برای حمایت از زنان خانه‌دار و فاقد درآمد پیش‌بینی شود.

پلیس ویژه و آموزش ضابطین دادگستری

با توجه به اینکه خشونت خانگی بیشتر دور از چشم عموم مردم و در خانه اتفاق می‌افتد، ماموران پلیس برای جلوگیری یا مداخله در خشونت خانگی با مشکل روبرو هستند. این مشکل به ویژه در ایران که باورهایی چون عدم دخالت در زندگی دیگران وجود دارد، بیشتر است. ضابطین قوه قضاییه هم در مورد خشونت خانگی آموزش لازم را نمی‌بینند. شاید تشکیل پلیس ویژه و یا اختصاص تعدادی از نیروهای منتخب و آموزش‌دیده  پلیس زن برای برخورد با خشونت خانگی مفید باشد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها

راهکار دیگری که می تواند در پیشگیری از خشونت خانگی تاثیرگذار باشد، فرهنگ‌سازی و  آموزش همگانی شهروندان از رسانه‌های عمومی است. رسانه‌های عمومی می‌توانند با تهیه برنامه‌های صوتی و تصویری، شهروندان را در مورد خشونت خانگی مطلع کرده و در فرهنگ‌سازی موثر باشند. نمایش زشتی‌های خشونت خانگی می‌تواند جامعه را نسبت به آن حساس کرده و فرصت اعمال خشونت را محدود کند.

رادیو و تلوزیون دولتی ایران اما سیاستی در مورد خشونت خانگی ندارند. بی‌توجهی دولت به فرهنگ‌سازی در زمینه خشونت خانگی  همراه با بافت سنتی و مذهبی جامعه ایران، سبب شده تا انواعی از خشونت خانگی امری عادی تلقی شود. حتی در برخی مناطق، خشونت نشانه‌ای از درستی، غیرت و مردانگی به شمار می‌رود. چنین باورهایی بستر مناسبی برای بروز خشونت خانگی خواهند بود. رسانه های دولتی می‌توانند نقش موثری در اصلاح چنین باورهایی داشته باشند.

وجود پناهگاه‌هایی که قربانیان خشونت خانگی بتوانند در آنجا برای مدتی سکونت کنند، هم حمایت از قربانیان است و هم تدبیر پیش‌گیری از تکرار خشونت خانگی است. شخصی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته باید به محل دیگری منتقل شود تا مجبور به تحمل خشونت نباشد. در نمونه‌هایی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است در جامعه مکان‌هایی مخصوص برای سکونت موقت آنها وجود داشته باشد. این مکان‌ها با نام‌های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می‌شوند.

در بسیاری از کشورها این مکان‌ها از طرف دولت و یا نهادهای غیردولتی تأسیس شده و مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی هستند. این مکان‌ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت‌بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده که تکرار خشونت خانگی گاهی به این دلیل است که قربانی محلی برای سکونت نداشته و ناچار با خشونت کنار آمده و آن را تحمل می‌کند.  وجود خانه‌های امن این فرصت را به قربانی می‌دهد که خانه‌ای را که در آن پیوسته مورد خشونت است ترک کرده و به مکانی امن برود.

تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد

تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که قربانیان خشونت خانگی خود به تنهایی نمی‌توانند با آن مقابله کنند.  به همین دلیل نقش سازمان‌های مردم‌نهاد که دارای انسجام و منابع انسانی و مالی هستند در پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانیان بسیار موثر است. در ایران این سازمان‌ها از لحاظ تعداد بسیار کم بوده و سازمان‌های کنونی هم با دشواری‌های بسیاری روبرو هستند. تقویت این سازمان‌ها و حمایت دولت از آنها می تواند گام موثری برای پیشگیری از خشونت خانگی باشد.

شهریور
۱۸
۱۳۹۵
مهاجرت به خشونت: زلزله‌ای که سیلی می‌زند
شهریور ۱۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
homeless boy holding a cardboard house dirty hand
image_pdfimage_print

Photo: Bodnarchuk/Bigstock.com

نعیمه دوستدار

بلایی که سر احلام و دو بچه‌اش در شهر مالموی سوئد آمد، شاید یکی از خشونت‌بارترین اتفاقاتی باشد که ممکن است در یک خانه بیفتد. اتفاقی که یک سرش به احوالات جهان و خشونت‌های فراگیر داعش وابسته باشد و سر دیگرش به بحران‌های مهاجرت.

احلام در کودکی به سوئد رفته بود اما شوهرش ۸ سال پیش مهاجرت کرده بود. به دلیل هم ملیت بودن، ازدواج‌شان زود سر گرفت و محمد چند سالی به عنوان راننده تاکسی و فروشنده در مالمو ماند و صاحب دو دختر شدند. محمد اما از کارش، از بودنش در سوئد و از زبان و فرهنگ جدید راضی نبود و خود را بیگانه با دنیای تازه می‌دید.

سه سال قبل، محمد زیر پای احلام نشست تا به کویت بروند و کار تازه‌ای را شروع کند. شش ماه بعد از اقامت در سوئد، به بهانه‌ای خانواده‌اش را به ترکیه برد و بعد از چند رو جابه‌جا کردن‌شان در شهرهای مختلف، یک روز صبح زنش را به بهانه‌ای در هتل جا گذاشت و با دو دخترش به سوریه رفت تا به داعش بپیوندد.

روایت زندگی احلام و تلاشش برای پیدا کردن و بازگرداندن بچه‌ها به سوئد، موضوع روزنامه‌ها شد. اما با اینکه درباره او و اتفاق وحشتناکی که برایش افتاده بود نوشتند، کسی به فکر احوال روحی احلام به عنوان مادری که دو سال دور از فرزندانش سنگین‌ترین خشونت خانگی را در ابعادی جهانی تحمل کرده بود نبود. بعد از بازگشت بچه‌ها به خانه آنها تحت مشاوره‌ها و درمان‌های فشرده و سنگین قرار گرفتند تا تصویر خشونت وحشتناکی را که بر آنها رفته بود فراموش کنند. آنها شاید حامل سنگین ترین شکل خشونت خانگی با ابعادی غیرقابل تصور و حتی پیشگیری بودند اما مهاجران دیگری هم هستند که خشونت خانگی به شکلی خفیف‌تر به زندگی خانوادگی‌شان راه می‌یابد تنها به این دلیل که مهاجرند و با عواقب مهاجرت کنار نیامده‌اند.

مهاجرت، زلزلهای که همه چیز را تکان میدهد

مهاجرت شاید یکی از عظیم‌ترین اتفاقاتی باشد که ممکن است در زندگی یک فرد پیش بیاید: اتفاقی که به یک باره تمام معادلات را به هم می‌ریزد و زندگی عادی را دستخوش تحولات عظیمی می‌کند که گاهی عواقب‌شان قابل پیش‌بینی نیست. مهاجرت روی تمام جزییات و کلیات زندگی مهاجران اثر می‌گذارد: از غذایی که می‌خورند تا لباسی که می‌پوشند و زبانی که حرف می‌زنند. کنار آمدن با عوارض مهاجرت نیاز به مهارت‌های اجتماعی وسیعی دارد که بسیاری از افرادی که دست به مهاجرت می‌زنند چیزی از آن نمی‌دانند.

ترانه صمیمی، به عنوان مددکار ویژه خشونت خانگی، در سراسر سوئد کارگاه می‌گذارد و هر روز با مراجعانی روبه‌روست که خشونت خانگی مهمان ناخوانده‌ای است که به دنبال مهاجرت وارد زندگی شان شده است. او می‌گوید: «اغلب کسانی که مهاجرت می‌کنند، از پیش برای این مهاجرت برنامه‌ریزی نکرده‌اند و نمی‌دانند چه چیزی در انتظارشان است. خیلی از کسانی که ما با آنها کار می کنیم، به دنبال جنگ یا مشکلات سیاسی مجبور به ترک کشورشان شده‌اند. پیش‌تر در کشورشان کدهای اجتماعی برایشان تعریف شده بود، همه چیز را درست می‌شناختند و زندگی‌های خوبی داشتند. اما مهاجرت اجباری همه چیز ر در زندگی‌شان به هم ریخته است. کنار آمدن با این همه تغییر حتی در شرایط عادی هم آسان نیست.»

به گفته این مددکار اجتماعی، حتی کسانی که با برنامه و در شرایط عادی دست به مهاجرت می‌زنند، باز هم از عواقب این تغییر بزرگ در امان نیستند و مهاجرت حتی در زندگی‌های آنها هم شکل‌هایی از خشونت خانگی را ایجاد می‌کند.

یکی از مهم‌ترین تغییراتی که به دنبال مهاجرت در زندگی فرد ایجاد می‌شود، تغییر جایگاه اجتماعی و شغل است. به خصوص مردانی که از کشورهایی می‌آیند که در آنها فرهنگ حاکم، قدرت اجتماعی و اقتصادی بیشتری به آنها می‌داد، به دنبال سرخوردگی از تغییر جایگاه اجتماعی‌شان بیشتر دست به خشونت می‌زنند.

مازن، از فلسطین به اروپا مهاجرت کرده و در کشور خود معلم بوده. در کشور جدید نخستین شک به او زمانی وارد شد که فهمید دیگر نمی‌تواند معلم باشد مگر اینکه چندسال درس بخواند و مدارک لازم را برای تدریس به دست بیاورد. از آن سخت تر نیاز به آموختن زبان تازه بود. مازن ناگهان خود را در شرایطی دید که دیگر نمی‌توانست حتی اسم موادغذایی را در فروشگاه بخواند.

در مقابل همسرش که تکنسین تعمیر و نگهداری هواپیما بود، با پیشنهاد کاری روبه‌رو شد. خلاف مازن، او خیلی هم زود زبان تازه را یاد گرفت و اختلاف‌های خانوادگی از همین جا شروع شد. مازن زنش را تحقیر می‌کرد و او را کتک می‌زد.

ترانه صمیمی، می‌گوید: «زمانی این زوج را ملاقات کردم که کارشان به پلیس کشیده بود. همسایه‌ها موضوع را گزارش داده بودند. مرد دوره‌های درمان افسردگی و کنترل خشم را گذراند و به مرور اوضاع بهتر شد اما مساله این است که خیلی از مردان در پذیرش شرایط جدید مقاومت به خرج می‌دهند در حالی که زنان سرعت تطابق پذیری‌شان بیشتر است و حتی زبان جدید را هم زودتر یاد می‌گیرند. به هر حال فاصله زمانی طولانی تا زمانی که فرد مهاجر کار پیدا کند و اینکه زن و مرد تمام ساعت های روز را در خانه می‌مانند، تنش را در روابط‌شان بیشتر می‌کند. این مشکلات به مرور با تغییر شرایط حل می‌شود، اما گاهی در این فاصله اتفاق‌های جبران ناپذیری هم پیش می‌آید.»

سه گانه فقر و جنسیت و زن بودن

یکی دیگر از عوارض مهاجرت احساس ناسازگاری با فرهنگ و محیط جدید است که به دنبال آن خشونت هم می‌آید. برای خانواده‌هایی که با فرهنگ سنتی و مذهبی مهاجرت می‌کنند، کشور جدید پر از اتفاقات پیش‌بینی نشده است.

مارال سه سال قبل مهاجرت کرده و ۳ فرزند دارد. در بدو ورود در کلاس‌هایی شرکت کرده تا با شرایط کشور جدید آشنا شود. آنجا برایش از حقوق کودک و قواعد رفتار با کودکان گفته‌اند و او شوکه شده است: «یعنی بچه‌ات را تنبیه هم نمی‌توانی بکنی چون فورا از اداره امور اجتماعی می‌آیند و بچه را می‌گیرند. شوهر من اگر پسر کوچکم را نزند، نمی‌توانیم کنترلش کنیم.»

ترانه صمیمی می‌گوید: «کتک زدن بچه‌ها اینجا پذیرفته نیست، نظارت دقیقی وجود دارد اما متاسفانه در میان مهاجران این رفتار پذیرفته شده است. کلاس‌هایی وجود دارد که افراد را با حقوق خودشان و حقوق کودکان و حقوق زنان آشنا می‌کند اما این کلاس‌ها اجباری نیست. برای مهاجران قابل قبول نیست که خلاف فرهنگ خودشان با اعضای خانواده رفتار کنند.»

آشنا شدن مهاجران با حقوق خود از سویی خشونت آفرین هم هست. بسیاری از زنان مهاجر به دنبال آشنا شدن با حقوق خود در کشور جدید، دیگر حاضر به تن دادن به شرایط قبلی نیستند و مقاومت آنها به خشونت می‌انجامد.

به گفته این مددکار اجتماعی، زنان از یک سه گانه به هم پیوسته مورد خشونت قرار می‌گیرند: هم زن هستند، هم مهاجر هم فقیر یعنی کمتر به پول و منابع اقتصادی دسترسی دارند و به همین دلیل نمی‌‌‌توانند به سادگی به مراجع قانونی مراجعه کنند. حتی اگر در خانه هم مورد خشونت قرار نگیرند، در اجتماع ممکن است با تبعیض مواجه شوند. اما هرگونه آگاهی رسانی به زنان در تغییر وضعیت‌شان موثر است.

ترانه صمیمی مهم‌ترین شکل‌های بروز خشونت پس از آشنایی با حقوق زنان را این طور دسته بندی می‌کند: «زنان بعد از مدتی دیگر حاضر نیستند که تحقیر شوند یا کتک بخورند. می‌دانند که مکان‌هایی هست که می‌توانند به آن‌ها مراجعه کنند و تقاضای طلاق یا حمایت اجتماعی داشته باشند. در موارد زیادی، زنان پوشش و لباس‌های مذهبی را نمی‌خواهند در حالی که مرد به داشتن آنها اصرار می‌کند. زنان علاقه‌مند به حضور اجتماعی، کار کردن و خروج از خانه می‌شوند اما برای مرد قابل قبول نیست و به همین دلیل سعی می‌کند تا جایی که امکان دارد جلوی خروج زن از خانه و به دست آوردن اطلاعات بیشتر درباره حقوق اجتماعی و شخصی‌اش را بگیرد. گاهی دختران هم به همین دلایل مورد خشونت قرار می‌گیرند: یعنی به خاطر حجاب، شرکت در کلاس‌های مختلط، رفتن به مهمانی و …. برخی از خانواده‌ها جلوی ادامه تحصیل زنان و دختران یا اشتغال آنها را می‌گیرند و حتی نمی گذارند کلاس زبان بروند. همه اینها اشکال مختلف خشونت است که اگر از سوی نهادهای اجتماعی شناسایی شود، حتما پیگیری می‌شود.»

بیشتر بخوانید:

خشونت خانگی از وطن به همراه ما مهاجرت می‌کند

زنان، مهاجرت و خشونت خانگی

خشونت خانگی در مهاجرت، میراثی که فراموش نمی شود