صفحه اصلی  »  آموزش
image_pdfimage_print
مرداد
۲۵
۱۳۹۷
نگاهی به لایحه‌ی تامین امنیت زنان در برابر خشونت و نقش زنان در تغییرات اجتماعی
مرداد ۲۵ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: 					BrianAJackson/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: BrianAJackson/depositphotos.com

اسفندیار کیانی

همان‌گونه که در نوشته‌های پیشین آمد، زنان -خاصه در فرهنگ ایرانی- به طور سنتی نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییرات اجتماعی ایفا می‌کنند.[۱] همین‌طور می‌توان استدلال کرد که اولین و شاید بنیادی‌ترین آموزش‌ها در بستر خانواده اتفاق می‌افتند و از این رو خانه را می‌توان مهم‌ترین نهاد متولی جامعه‌پذیری (socialization) دانست.

در لایحه‌‌ی تامین امنیت زنان در برابر خشونت (لایحه)، با در نظر گرفتن این واقعیت، نکات مثبت فراوانی برای مقابله با خشونت علیه زنان در نظر گرفته شده است و البته جای بسیاری مسائل نیز همچنان خالی مانده است. از جمله:

غفلت از مخاطبان آموزش در لایحه: مردان

گرچه در فصل دوم این لایحه به درستی به نقش آموزش در مقابله با خشونت در سطوح مختلف از جمله آموزش رسمی[۲] و غیر‌رسمی[۳] اشاره شده است، اما شاید بهتر بود در خصوص آموزش با صراحت و روشنی بیشتری به «مخاطبان آموزش» نیز پرداخته می‌شد.

آنچه در این لایحه آمده است اما بیشتر درباره «متولیان» آموزش است تا مخاطبان آن.

توضیح این‌که، نباید و نمی‌توان نقش مردان در مبارزه با خشونت علیه زنان را نادیده گرفت. مثلا اگر قانون‌گذار در ماده‌ی ۱۴ این لایحه از لزوم آموزش دفاع شخصی گفته است (که امری ثانویه و در واکنش به رفتارهای خشن است)، منطقا انتظار می‌رود که از لزوم آموزش مردان -که به گواه آمار عمده مرتکبان خشونت علیه زنان‌اند- هم سخنی بگوید.

در حقیقت اهمیت تقنین در خصوص آموزش مردان اگر بیش از آموزش دفاع شخصی نباشد، دست‌کم هم‌سنگ آن است.

همین‌طور روشن است که مردان باید در خصوص تفاوت‌ها و پیچیدگی‌های روابط با دیگران -از جمله زنان- آموزش ببینند چرا که عمده‌ی ساختارهای مخرب و خشن اجتماعی ساخته و پرداخته‌ی نظام‌های فکری «مرد‌سالار» است و انتظار می‌رود قانون با صراحت بیشتری در این خصوص برای دستگاه‌های اجرایی تعیین تکلیف کند.[۴]

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

خشونت خانگی، نهادهای مردم‌نهاد، و نظام حقوقی ایران (بخش نخست)

تحلیل قانون اروپا در مورد خشونت خانگی

مسئله رضایت در رابطه جنسی

آموزش والدین سنگ بنای تغییرات پایدار در جامعه

عدم توجه و صراحت قانون‌گذار درباره آموزش والدین منجر به نادیده انگاشتن نقش تربیتی مادران در این لایحه نیز شده است.

در واقع بارِ مبارزه با خشونت علیه زنان، خصوصا در خانه، بر دوش هم مردان و هم زنان است و نباید این واقعیت را مورد غفلت قرارداد.

والدین مولدان فرهنگ هستند و خشونت خانگی بیش از هر چیز زاییده‌ی بازتولید ساختارهای مخرب و خشن در خانواده است[۵] و البته نقش مادران در فرایند جامعه‌پذیری نقشی غیر‌قابل انکار و بی‌بدیل است.

به بیان ساده، مرتکبین خشونت علیه زنان در خانه در کنار فراگیری الگوهای خشن از صدا و سیما، جامعه، مدرسه و … از والدین خود، یعنی هم از پدران و هم از مادران خود، این الگو‌ها را فرا می‌گیرند و مادران بی‌شک نقش پررنگی در تغییر یا بازتولید این الگوهای مخرب دارند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

فاصله‌ بین زنان و مردان معمولا با ترس و خشونت پر می‌شود

نکته‌ی دیگر در خصوص آموزش برای مبارزه با خشونت (خانگی) علیه زنان، مساله‌ی فاصله و جدایی بین زنان و مردان در جامعه‌ است. یعنی چنانچه بین زنان و مردان، به طور سیستماتیک، جدایی و فاصله وجود داشته باشد، این فاصله اغلب با تصورات کلیشه‌ای و عمدتا تبعیض‌آمیز و خشن پُر خواهد شد.

در واقع ترس از «ناشناخته» که از دیربازترین ترس‌های بشر است، علت عمده‌ی خشونت علیه زنان است.[۶]

بر همین اساس شکل نظام آموزشی ایران که بر جدایی و عدم اختلاط دختران و پسران -تا پایان دوره‌ی متوسطه- تاکید دارد، آثار مخربی بر تربیت افراد می‌گذارد و منجر به اشاعه و تثبیت الگوهای مخرب و خشن می‌شود.

این فاصله‌ی مخرب را -با در نظر گرفتن موازین شرع- می‌توان دست‌کم تا سن تکلیف دختران یعنی ‌۹‌‌سالگی کنار گذاشت تا دختران و پسران بتوانند در بستری واقعی به شناخت یکدیگر و تجربه‌ی واقعی تفاوت‌های فکری و رفتاری و قابلیت‌های دیگری، دست پیدا کنند[۷]  که البته این امر مستلزم بسترسازی، آموزش و افزایش آگاهی عمومی از نتایج ناگوار تفکیک جنسی در نظام آموزشی است.

در روان‌شناسی امروز روشن است که رفتارهای خشن در خانه عمدتا ناشی از عدم شناخت واقعی و انسانی از «دیگری» است و بنابراین می‌توان استدلال کرد که کارآمدترین راه برای مقابله با خشونت علیه زنان در خانه برچیدن موانع فرهنگی و سنتی‌ای‌ست که به روابط دختران و پسران به دیده‌ی شرم‌ می‌نگرد، حال آن‌که در سایه‌‌ی این شرم، خانواده می‌تواند بدل به محیطی خشن، سرشار از تنش و اضطراب شود؛ امری که بی‌تردید -چه از منظر اخلاق، چه قانون- امری نکوهیده است و قانونگذار موظف است به نحو مقتضی  از وقوع آن جلوگیری کند.[۸]

——————————————————————————————–

[۱] مثلا زنان در ایران با توسل به رسانه‌های نو ظهور مانند توئیتر در ایجاد کارزارها و جنبش‌های اجتماعی نقش پررنگی در تغییر قوانین ایفا کرده‌اند. برای نمونه نک:

Dempsey Willis, Reilly. “Can Twitter Change the Iranian Legal Landscape for Women?” International Review of Law, Computers & Technology, 2018, 1-25.

البته بلافاصله باید اشاره کرد که نقش زنان در جامعه هرگز نباید جنبه‌ی تحمیلی داشته باشد. به بیان دیگر نباید از زنان -تنها به دلیل زن بودن- انتظار ایفای وظایفی خاص را داشت، چرا که این انتظارات اغلب در طول تاریخ بَدَل به ابزار کنترل زنان شده‌اند. از جمله این انتظارات می‌توان به تحمیل کار در خانه و نقش‌های کلیشه‌ای مانند پرستاری و امثالهم اشاره کرد. واضح است که مبنای تقسیم وظایف اجتماعی باید رضایت و میل باطنی افراد باشد و نه سنت و انگاره‌های تاریخی-فرهنگی. برای توضیح بیشتر نک. جان استوارت میل، انقیاد زنان، (ترجمه علاءالدین طباطبایی، نشر هرمس، ۱۳۹۳).

[۲]  مثلاً مواد ۱۴ (بند الف) و ۱۵

[۳] ماده‌ی ۱۶ -که به نقش صدا و سیما اشاره دارد- و ماده ۹ (بند ج) -که راجع به شهرداری‌هاست- شاید بهترین مثال‌ها در این خصوص باشند.

[۴] برای نمونه و درک بهتر اهمیت آموزش مردان برای مبارزه با خشونت نک.

Flood M. “Work with Men to End Violence Against Women: a Critical Stocktake”. Culture, Health & Sexuality. 2015; 17(sup2), pp. 159-176.

[۵] در ماده‌ی چهار (بند ک و ل) به برخی از این ساختارها اشاره شده است.

همین‌طور برای مطالعه‌ی بیشتر در این خصوص و به طور کلی نک.

McQuigg, Ronagh J. A., Author, and McQuigg, Ronagh J. A. International Human Rights Law and Domestic Violence: The Effectiveness of International Human Rights Law. Routledge Research in Human Rights Law. Abingdon, Oxon, England; New York, NY: Routledge, 2011. (esp. “tackling risk factors” & “Developing programmes for perpetrators”, ibid, pp.87-90.)

[۶] این ترس در روان‌کاوی میزونیزم (misoneism) نامیده می‌شود که ترسی دیرپا میان نوع بشر است. مثلا نک.

  1. G. Jung, Man and his Symbols (New York, Anchor Press, 1964), p. 23.

[۷] برای مطالعه ی نتایج مخرب تفکیک بر اساس جنس در آموزش و بازتولید خشونت در جامعه نک.

Lise Eliot, Pink Brain, Blue Brain: How Small Differences Grow into Troublesome Gaps–and What We Can Do about It, (Boston, Houghton Mifflin Harcourt, 2009).

[۸]  برای مطالعه‌ی مفهوم «دیگری» و رابطه با دیگری و همین‌طور خشونت علیه زنان که -به ادعای بسیاری- ناشی از همین دوگانه‌ی خود و دیگری است، نک به کتاب معروف:

Simone De Beauvoir, The Second Sex, Constance Borde and Sheila Malovany Chevallier trans. (New York, Vintage Books, 2001).

مرداد
۲۲
۱۳۹۷
احترام به زنان را به پسرهایتان یاد بدهید
مرداد ۲۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Same sex male couple having dinner with their son and daughter in their home.
image_pdfimage_print

Photo: DGLimages/depositphotos.com

جاستین کاولسون/ متخصص امور خانواده در استرالیا

رادیو زمانه: دختر ۸ ساله‌ام یک روز از یکی از همکلاسی‌های پسرش شکایت کرد. گفت: «او همه‌اش می‌خواهد مرا ببوسد. امروز دو بار صورتم را بوسید، من به او گفتم نکن اما به کارش ادامه داد.»

ممکن است این طور اتفاق‌ها به نظر خیلی از ما ناز و معصومانه برسند. پدر و مادرها و کارکنان مدرسه ممکن است در واکنش به چنین اتفاقی لبخند بزنند و بگویند که از این دو تا بچه زوج جالبی در خواهد آمد، اما من از این اتفاق ناراحت شدم.

آن پسر ممکن است فقط ۸ سالش باشد، اما آنقدر بزرگ شده که معنای احترام و رضایت را بفهمد. آنقدر بزرگ هست که بفهمد وقتی کسی، دختر یا پسر، می‌گوید «نکن، من این کار را دوست ندارم،» باید کارش را متوقف کند. دختر من نباید به خاطر آن پسر از مدرسه رفتن احساس بدی داشته باشد. آیا این‌جا همان‌جایی نیست که خشونت نسبت به زنان آغاز می‌شود؟ شاید آری و شاید هم نه. اما بی‌احترامی نهفته در آن قابل انکار نیست و این نوع بی‌احترامی‌ها به خشونت و آزار ختم می‌شود.

آموزش احترام به زنان

آمارهای تکان‌دهنده از آزار جنسی، تجاوز، نابرابری و تبعیض نسبت به زنان در سراسر جهان ما را وامی‌دارد که این بازی را با آموزش پسران تغییر دهیم. در ادامه چند ایده ساده برای آموزش احترام به دختران، زنان و زنانگی به پسران می‌آورم که فارغ از اینکه مادر، پدر، عمو و دایی، خاله و عمه یا معلم و همسایه هستید، می‌توانید آن‌ها را در مورد پسران به کار گیرید.

پسران زیر ۵ سال

اگر احترام بگذاریم، احترام را آموزش داده‌ایم. این به آن معناست که ما با احترام گذاشتن به فرزندانمان، به بزرگسالان، و زنان، احترام را آموزش می‌دهیم. یعنی نباید زنان و دختران را با الفاظ بد و تحقیرکننده بخوانیم، هرگز نباید زنی را مورد خشونت فیزیکی قرار دهیم و تهدیدش کنیم. معنایش این است که به حرف زنان و دختران گوش می‌کنیم و به نظراتشان احترام می‌گذاریم.

کلام مهربانانه

خیلی ابتدایی به نظر می‌رسد اما در این سن، کلام مهربانانه بهترین راه آموزش احترام است. از کلماتی مانند لطفا و متشکرم استفاده کنید. هرگز از کلماتی مانند خفه شو یا گم شو استفاده نکنید، چه خطاب به یک بچه، چه خطاب به یک فرد بزرگسال و فارغ از جنسیت‌شان. کلام محترمانه، رفتار محترمانه را آموزش می‌دهد.

کمک کردن را یاد بدهید

پسربچه‌ها و البته تمام بچه‌ها باید یاد بگیرند که وقتی کسی نیاز به کمک دارد چطور باید به آن فرد کمک کنند.

پسربچه‌های ۵ تا ۱۲ ساله

تمام ایده‌هایی که درباره پسربچه‌های زیر ۵ سال گفته شد، برای بچه‌های بزرگتر هم صادق است. به علاوه به این توصیه‌ها هم توجه کنید:

رسانه‌ها را رصد کنید

رسانه‌های مروج خشونت روبه‌رو افزایش و رواجند و اثر غیرقابل انکاری بر مخاطبان خود دارند. یک مودک ۵ ساله تز تماشای خشونت لذتی نمی‌برد اما در ۹ و ۱۰ سالگی، پسرها از خشونت خوششان می‌آید. تماشای یک بازی خشن با یک کودک شش ساله رفتار خشن را به او آموزش می‌دهد. تماشای گیم‌ آو ترونز به همراه بچه‌ها هم خشونت را برایشان عادی می‌کند. بازی‌های خشنی مانند کال آو دیوتی و گرند تف آوتو و کونتز استرایک(Grand Theft Auto, Call of Duty, Counter Strike) خشونت را تخسین می‌کنند و خشونت علیه زنان هم در آنها وجود دارد.

برخی از مطالعات نشان داده که افراد بعد از تماشای فیلم‌های خشن یا انجام بازی‌های خشونت بار، کمتر محبت یا همدلی نشان می‌دهند. کاهش میزان استفاده از چنین رسانه‌هایی اعمال خشونت یا بی‌اخترامی به زنان را در پسربچه‌ها کاهش می‌دهد.

در مقابل پورنوگرافی مجهز شوید

میانگین سنی که پسربچه‌ها با پورنوگرافی آشنا می‌شوند، ۱۱ سال است. ما درباره پونوگرافی به سبک مجله پلی بوی در دهه ۸۰ میلادی صحبت نمی‌کنیم؛ درباره شیوه‌های خشن و محتواهای چندش‌آوری حرف می‌زنیم که به پسرها می‌آموزند زنان به وجود آمده‌اند تا به آنها به شیوه‌ای خشن و غیرمحترمانه از نظر جنسی رفتار شود.

در سنین ۸ تا ۹ سالکی باید پسرهایمان را در برابر چنین محتوایی مجهز کنیم. بگذارید پسرها بدانند که پونوگرافی وجود دارد و ممکن است افرادی بخواهند چنین محتواهایی را به آنها نشان دهند. بگذارید بدانند که چنین چیزهایی ممکن است به نظر بعضی‌ها جالب و بامزه باشد اما در واقع چیزهای بدی را آموزش می‌دهند. بگذارید بدانند که چنین چیزهایی در عالم واقع وجود ندارد و انعکاس خواسته‌های سالم مردم در روابط پایدارشان نیست. به آنها بگویید که اکر کسی تلاش کرد پورنوگرافی را به آنها نشان دهد، باید به شما خبر دهند. مراقب باشید که پسربچه‌ها باور نکنند که پورنوگرافی چیزی است که «همه پسرها آن را تماشا می‌کنند» و عادی است. استفاده از پورنوگرافی بخشی از روند عادی شدن خشونت خانگی و بی‌احترامی به زنان است.

درباره مسایل گفت‌وگو کنید

اگر جایی بی‌احترامی به زنان را دیدید، درباره آن با پسرتان حرف بزنید. از او بپرسید که از دیدن چنین صحنه‌ای چه احساسی داشته؟ فرد قربانی خشونت و بی‌احترامی چه احساسی داشته؟ چه روش‌های بهتری در رفتار وجود دارد؟ چنین مکالماتی آنها را تشویق به همدلی و درک بیشتر می‌کند و کمک می‌کند که آگاهی اجتماعی و هشیاری خود را توسعه دهند.

آموزش پسران ۱۲ تا ۱۸ ساله

به علاوه تمام مواردی که بالاتر ذکر شد، باید به پسران این گروه سنی اینها را هم آموخت:

آموزش حدود صمیمیت

پسرها باید یاد بگیرند که رابطه سالم که در آن افراد همدیگر را دوست دارند و عشق خود را به شیوه‌ای سالم ابراز می‌کنند چگونه است. آنها باید بفهمند که وجودشان چیزی فراتز از ماشین سکس است. باید درک کنند که مفهومی به عنوان تعهد وجود دارد و وقتی تعهد واقعی وجود ندارد، احساس واقعی هم وجود ندارد. وقتی صمیمت جسمی و عاطفی را از هم تفکیک کنیم، زمینه سوء تفاهم جنسی و اجبار جنسی را فراهم می‌کنیم.

مفهوم رضایت را آموزش دهید

بر اساس تجربه دخترم، شاید باید این توصیه را بالاتر قرار می‌دادم. پسرها باید بدانند که نباید زنی را بدون رضایتش لمس کنند. نباید او را بدون رضایتش ببوسند. نباید بدون رضایت آن زن، با او صمیمیتی ایجاد کنند.

پسرهای ما باید معنای «نه یعنی نه» را درک کنند. تیشرت‌هایی که شعاری با معنای «نه یعنی آری» روی آنها نوشته شده، نه فقط پوشنده آنها را بی‌خیال بار می‌آورد بلکه در جامعه هم تولید بی‌خیالی می‌کند.

باید با پسرهایمان درباره سناریوهایی که در آن آنها در یک مهمانی با دختیر مست روبه‌رو می‌شوند، صحبت کنیم. آیا آن دختر قادر است رضایت خود را بیان کند؟چه خطراتی در این موقعیت وجود دارد؟ چه می‌شود اگر او کمی مست باشد، ابراز رضایت کتد و بعد نظرش عوض شود؟ مکالمه درباره مفهوم رضایت مکالمه‌ای است که باید مرتب تگرار شود.

برای پورنوگرافی ممنوعیت مشخص بگذارید

بگذارید پسرهایتان بدانند که پورن ممنوع است و به آنها بگویید که چرا. در حال حاضر آمارها نشان می‌دهد که ۱۰۰ درصد پسرها ویدئوهای خشن جنسی را تا سن ۱۵ سالگی دیده‌اند. ما باید تلاش کنیم این روند متوقف شود.

درباره سکسیسم قاطع باشید

وقتی جوانتر بودم، مرتب جوک‌‌هایی با این مضمون که «زن‌ها باید به آشپزخانه برگردند» می‌شنیدم. شنیدن این جوک‌ها بخشی از دنیای مردانه بود. اما اکنون مفهوم مردانگی تغییر کرده است و باید بیش از این تغییر کند.

وقتی پسرتان را در حالی گیر می‌آورید که دارد رانندگی یا ریاضیات زنی را مسخره می‌کند، با او برخورد کنید. بگذارید بداند که سکسیم «با حال و بامزه» نیست.

فارغ از تمام چیزهایی که گفتیم، این خود ما هستیم که بیشرین تاثیر را روی پسرهایمان داریم. آنچه که در ساختار تربیتی او می‌سازید، تصویر نهایی از او را شکل خواهد داد. اگر پسرها ببینند که مردهای اطراف‌شان برای زن‌های در حال رانندگی سوت می‌زنند یا به آنها خیره می‌شوند، یا ببینند که زن‌ها را کتک می‌زنند، این رفتارها در وجودشان نهادینه خواهد شد.

دور و بر پسرهایتان را با مردهای خوب پر کنید و خودتان الگوی خوبی برایشان باشید.

منبع

مرداد
۱۲
۱۳۹۷
کودکانی که درمعرض زخم‌های عاطفی و فیزیکی قرار گرفته‌اند
مرداد ۱۲ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Depositphotos_133618010_s-2015
image_pdfimage_print

Photo: sila5775/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین پور

«شناسایی کودکانی که درمعرض زخم‌های عاطفی و فیزیکی قرار گرفته‌اند و تلاش برای کمک به این کودکان آسیب‌دیده بخش معمول و روزانه کار من است.»
این جمله «رحیم همت‌الله» با بیست و سه سال سابقه تدریس در دوره ابتدایی است . رحیم می‌گوید معلم هر پنج پایه یک دبستان دورافتاده در حومه شهرستان رامشیر استان خوزستان است.
او در مرحله اول تلاش می‌کند در حد توانش به کودک آسیب‌دیده کمک کند. با اعضای خانواده آن‌ها وارد گفتگو می‌شود. برای این کار باید جانب احتیاط را نگه دارد تا روستایی‌ها تلاش او را مداخله‌جویانه فرض نکنند. گاهی به منزل شاگردانش سرکشی می‌کند، حتی به برخی پدر و مادرها که سواد خواندن و نوشتن دارند کتاب‌های آموزشی می‌دهد، اما مواردی هم بوده که شرایط وخیم‌تری داشته‌اند. کودکانی که آشکارا نشانه‌های کبودی، پریشانی و زخم‌های فراوانی روی تنشان باقی مانده و نیازمند معرفی به مشاور یا حتی پلیس بوده‌اند.
رحیم بارها فرصت انتقالی به پایتخت و شهرهای بزرگ را داشته است. یک بار هم نامزد معلم نمونه منطقه شده، اما مایل نیست از آن محله برود. او به کوچه‌های تنگ و تاریک خلف‌آباد عادت دارد.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

دشواری‌های زنانه

دختران خاک و رنج، دختران زلزله

قتل‌های ناموسی در رده نخست

رحیم با اشاره به تجربه این همه سال معلمی‌ می‌گوید : «هر وقت کودکی را می‌بینم که ناآرام و پرخاش‌گر است یا در خودفرومانده و منزوی، می‌فهمم یک جای کارش ایراد دارد. این بچه‌ها به آموزش در مدرسه تمایل نشان نمی‌دهند. تمرکز کافی ندارند. لکنت زبان می‌گیرند یا زیاد خجالتی هستند. در بازی با هم‌سالان ثبات رفتاری ندارند، بین انفعال و پرخاش‌جویی در نوسانند و عنصرخودارزش پنداری در آنها به شدت آسیب دیده است. گاهی با اینکه از مراحل اولیه کودکی عبور کرده‌اند، اما رفتارهای عصبی از خودشان بروز می دهند، ناخن‌هایشان را می‌جوند یا تار مویشان را تاب می‌دهند.»
این معلم قدیمی می‌گوید زنگ تفریح همیشه باید نگران درگیری بین آن‌ها برای کنترل خشونت احتمالی باشد. او معتقد است بیشتر شاگردانش که از طبقه فرودست و فقیر جامعه هستند، رفتارهای خشن‌تری در مقایسه با هم‌سالان دیگرشان دارند.
رحیم می‌گوید به عنوان یک معلم اقتداری برای کمک به کودکان آسیب‌دیده ندارد. قانون از او حمایت نمی‌کند و مردم محلی به او توصیه می‌کنند وارد زندگی خصوصی شاگردانش نشود و از دردسر بپرهیزد.
«کمک به شرایط روحی بچه‌ها و آموزش مسائل انسانی برایم بیش از آموزش کتاب‌های درسی اهمیت دارد. به باور من یک دست‌فروش خوشحال بهتر از یک پزشک غمگین و افسرده با اعتماد به نفس پایین است.»
بر خلاف رحیم که نگران حمایت مراجع قانونی درمورد گزارش معلم از وضعیت یک کودک آسیب دیده است، در کشورهای توسعه یافته، اطلاع‌رسانی در این مورد وظیفه قانونی معلم و سیستم آموزشی است .
مدرسه یک اهرم فشار و کنترل‌کننده برای متوقف کردن والدین آزاررسان است.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید

مدرسه، خط قرمزی برای تنبیه خانگی کودکان
هنوز کلاس درس گرامر پیشرفته شروع نشده بود که شماره مدرسه رایان روی صفحه تلفنم ظاهر شد. خانم لوری بود که می‌گفت باید هر چه سریع‌تر به آنجا مراجعه کنم. با د‌لشوره از او پرسیدم «آیا اتفاقی برای پسرم افتاده؟ لطفا بگویید حال او خوب است؟»
خانم لوری با لحن عجیب و مبهمی گفت: «تصور می‌کنم ما باید این سوال را از شما بپرسیم. پیشنهاد می‌کنم تا قبل از ساعت یک به دفتر مدرسه مراجعه کنید.»
کنجکاوی و پرس و جو فایده نداشت. همین اندازه می‌دانستم که در حال حاضر رایان حالش خوب است و دارد با بقیه بچه‌ها بازی می‌کند. با این حال تمرکز ذهنی برای ادامه درس و مشق نداشتم. راهی مدرسه شدم. خانم لوری آنجا بود و از زیر عینک ته‌استکانی داشت سر تا پای مرا می‌پایید. مدیر و مشاور مدرسه راهی اتاق پشتی دفتر شدند که دستگاه کپی و تخت معاینه پرستار آنجا بود. خانم لوری را هم صدا زدند. نمی‌دانستم چه اتفاقی افتاده و البته که نگران بودم. وقتی برگشتند اولین سوالشان این بود که «چه توضیحی برای کبودی کمر و شانه سمت راست رایان دارم؟» آنها می‌خواستند بدانند چه اتفاقی برای پسرم افتاده و اینکه به نظر می‌رسد این کبودی نتیجه درگیری باشد.
با اینکه مورد تردید آن‌ها بودم، از این اتفاق دلخوش شدم. پسرم مورد حمایت معلم مدرسه، مدیر و مشاور آنجا بود.حتی کسی از خانواده هم خیال آسیب زدن سهوی به او را نمی‌توانست به مخیله‌اش راه دهد. توضیح دادم که شب گذشته با وجود هشدار همیشگی من، با برادرش بازی کرده و کشتی گرفته و اثر پشت کمر کودک نتیجه بازی روی سطح زبر موکت بوده است. آنها گفتند رایان هم در پاسخ به کنجکاوی معلمش همین توضیح را داده اما باید مطمئن می‌شدند. شماره تلفن برادر رایان را روی برگه‌ای که جلویم گذاشته بودند نوشتم. قرار شد از او هم بپرسند. پرستار مدرسه تایید کرد که قرمزی پوست کودک ناشی از سابیدگی است.
در کشورهایی که قانون به حقوق اولیه کودک احترام می‌گذارد، مدرسه و توجه معلم، عامل غیرقابل انکاری برای کاهش خشونت خانگی است.
«صبا» یازده سال پیش با همسر و تنها پسرش بابک، به امید دستیابی به یک زندگی بهتر راهی آمریکا شدند. اما در طول یازده سال گذشته دو عضو دیگر خانواده آنها افزوده شد. دو دختر دو‌قلوی هشت ساله. صبا می‌گوید شوهرش به سرعت عصبانی می‌شود: «همسرم گاهی از کوره در می‌رود و هیچ عاملی جلودارش نیست، اما چیزی نمی‌گذرد که از برخوردش پشیمان می‌شود. او قادر به کنترل خشم ناگهانی خود نیست و به همین دلیل در ایران که بودند، بارها بابک را تنبیه فیزیکی کرده بود. اما از ترس بازخواست مدرسه، این تجربه در مورد دخترانم اتفاق نمی‌افتد.»
پسر بزرگ صبا در ایران دوران ابتدایی را به پایان رسانده است. آن روزها همسر صبا هراسی نداشت که مورد بازخواست قرار بگیرد: «ساکن یکی از محله‌های حاشیه تهران بودیم . مدرسه‌های آنجا نظم چندانی نداشت. توجه کسی به کبودی تن بچه‌ها جلب نمی‌شد. یکی از دلایل این کم‌توجهی شاید چشم‌پوشی قانون نسبت به تنبیه کودک در خانه باشد. نگاه عرف و قانون به پدر به عنوان ولی و قیم کودک و کسی است که مجاز است در حد متعارف او را تنبیه کند. آموزش کودک بدون تنبیه در چارچوب فرهنگ و سیستم آموزشی ما قابل تصور نیست. کمی تنبیه، دو سه چک یا ضربه به صورت یا هل دادن و تحقیر او، هیچ‌کس را نمی‌کشد. این تصور والدینی است که مدعی هستند در تنبیه کودک اهداف خیرخواهانه دارند.»
دکتر «سعید پیوندی»، جامعه شناس و استاد دانشگاهی که درحوزه علوم تربیتی و آموزشی فعالیت می‌کند، بر این باور است که معلم می‌تواند یک واسطه موثر و حیاتی بین کودک آسیب‌دیده و نهادهای مدنی و حمایت‌گر باشد.
این جامعه‌شناس معتقد است حمایت از کودکان آسیب دیده از خشونت خانگی نیازمند تخصص است. مثلا یک معلم ریاضی که دوره‌های مخصوص روان‌درمانی ندیده، قادر نیست به چنین کودکی کمک تخصصی چندانی بکند. اما با شناسایی وتوجه به کودکانی که مضطرب بوده و به نظر می‌رسد در معرض خشونت خانگی بوده‌اند، باید آنها را به متخصصان ارجاع داد.
او به نقش هشداردهنده و آموزشی معلم به عنوان حلقه ارتباطی بین کودک و خانواده اشاره می‌کند: «معلم می‌تواند با خانواده کودکی که به نظر مضطرب می‌رسد، وارد گفتگو شده و پیامدهای روحی و روانی خشونت را برای آن‌ها روشن کند. او می‌تواند سرانجام منفی خشونت و تاثیر آن بر یادگیری کودک را یادآوری کند.»
این پژوهش‌گر به جای خالی یک نهاد حمایت‌گر که قدرت اجرایی کافی در حوزه حمایت از کودکان آسیب‌دیده داشته باشد اشاره می‌کند: «در فرانسه روانشناس مدرسه با کودکان نیازمند به مشاوره برخورد فعال می‌کند. دانش‌آموزان می‌توانند از طریق شماره تلفنی که در مدرسه به آن‌ها داده شده، موارد خشونت خانگی را گزارش بدهند و این کودکان حتی اگر نسبت به این گزارش‌ها میلی نشان ندهند، با دقت و توجه خاصی در مدرسه شناسایی شده و به پلیس ارجاع داده می‌شوند.»
او می گوید این خشونت‌ها در خانواده مهاجران به کشو‌رهای توسعه‌یافته بیشتر است: «تجربه من نشان می‌دهد دخترانی که در خانواده‌های مسلمان بزرگ می‌شوند، بیشتر از بقیه کودکان در معرض خشونت خانگی هستند. سخت‌گیری در مورد پوشش یا زمان رفت و آمد آن‌ها بهانه‌ای برای بروز خشونت می‌شود. در این موارد مدرسه و معلم و روانشناس تربیتی نقش واسطه و شناسایی‌کننده دارند و پیگیری پرونده را به پلیس ارجاع می‌دهند.»
دست‌اندرکاران مدرسه به جز آموزش بنیادین کودکان در خصوص حقوق طبیعی و انسانی آن‌ها و شیوه برخورد با فرد متجاوز یا خشونت‌گر در خانواده، می‌توانند خود نسبت به شناسایی کودکان آسیب‌دیده و حمایت از آنها نقش غیرقابل انکاری داشته باشند. شاید به دلیل اهمیت همین نقش است که آموزش معلمان و مدیران مدارس برای شناسایی و مقابله با اشکال پیچیده و مختلف خشونت بر پایه روش‌های نوین رفتارشناسی انسان عصر جدید ضروری است.

تیر
۲۱
۱۳۹۷
چه‌وقت باید مانع از برهنه دیده‌شدن مقابل کودک‌مان شویم؟
تیر ۲۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
shutterstock_429626740
image_pdfimage_print

کیتی هرله*، ترجمه: میناخراسانی//

اخیرا از طرف یک پدر (خانه‌دار) نامه‌ای دریافت کردم که نگرانی‌هایی درباره دوش‌گرفتن جلوی دختربچه ۳ ساله خود داشت. دغدغه‌اش این بود که از چه زمانی باید مانع آن شد که کودکان والدین‌شان را برهنه ببینند. تا پیش از این هیچ‌وقت به این صرافت نیفتاده بود، اما ناگهان با سوالات زیاد دخترش درباره آلت مردانه‌اش روبه‌رو شده بود… و نگران بود نکند دخترک بیش از حد به آناتومی بدن او دقت می‌کند.

 

این دغدغه و احساس ناراحتی مربوط به حمام‌گرفتن در مقابل کودکان منحصر به این پدر نیست و من بارها با سوالات این چنینی از سوی والدین روبه‌رو شده‌ام.

خود من از سال ۲۰۰۶  تا به‌حال یک حمام بدون ناظر نداشته‌ام و تقریبا این امر به شکل عجیبی در سکوت برگزار شده و مجبور به پاسخ‌دادن هیچ سوالی در طول حمام گرفتن نبوده‌ام. بچه‌هایم در سنین ۷ و ۹ سالگی دیگر در زمان دوش‌گرفتن من دماغشان را به شیشه حمام نچسبانده‌اند و اگر هم برای یک لحظه سرو‌کله‌شان پیدا شود، معمولا از سر اتفاق بوده است. اگرچه نگران این مسئله نیستم و متوجه شده‌ام که هر دوی آنها در این صورت معمولا قبل از بیرون رفتن می‌گویند: «متاسفم مامان، فکر کردم که بیرون آمدی». آنها خودشان به اهمیت حریم خصوصی در زمان حمام‌گرفتن پی برده‌اند و این برای من خوب است.

واقعیت آن است که یک سن مشخص برای امتناع از دوش‌گرفتن یا لباس عوض‌کردن جلوی بچه‌ها وجود ندارد. خانواده‌ها با هم فرق می‌کنند و میزان راحتی آنها درباره مسئله برهنگی مقابل کودکان متفاوت است. با این‌حال، بچه‌ها وقتی که کم‌کم از بدن خود آگاهی می‌یابند تمایل به داشتن حدی از حریم خصوصی دارند و در واقع از اینکه پدر و مادرشان را برهنه ببینند خجالت می‌کشند. اگر هنوز هم درگیر با این مسئله هستید، می‌توانید از راهنمای زیر استفاده کنید که به شما کمک می‌کند تا درباره اینکه خودتان و بچه‌هایتان در خانه چطور راحت هستید بهتر تصمیم بگیرید:

 

مراقب نشانه‌ها باشید

در سنین حدود ۶ سالگی بیشتر بچه‌ها مفهوم حریم خصوصی را درک می‌کنند و احتمالا طالب حیای بیشتر در خانه هستند. ممکن است متوجه شوید که کودک شما دیگر نمی‌خواهد با خواهر و برادرش حمام برود، در حمام و دستشویی در را پشت سرش می‌بندد و یا اینکه حتی وقت لباس عوض‌کردن هم در اتاق را می‌بندد. این به آن معناست که کودک شما در حال بزرگ‌شدن است و طالب ایجاد و داشتن یک حریم (خصوصی) است؛ این اتفاق خوبی است. بهترین کار آن است که به این مرزها احترام بگذارید تا به کودکتان نشان دهید که شما اهمیت داشتن مقداری فضای خصوصی در زمان حمام یا دستشویی و لباس‌پوشیدن را درک می‌کنید.

درباره مرزهای شخصی حرف بزنید

در حالی‌که بعضی بچه‌ها حوالی ۶ سالگی شروع به تعریف و حفظ حریم خصوصی می‌کنند، تعداد زیادی از بچه‌ها این کار را نمی‌کنند. بعضی بچه‌ها واقعا از حمام‌گرفتن با خواهر و برادرهایشان لذت می‌برند و احساس نیاز به فضای خصوصی برای حمام‌کردن ندارند. همچنین احتمال دارد که نسبت به برهنگی شما در زمان دوش‌گرفتن یا لباس عوض‌کردن نسبتا بی‌توجه به نظر برسند. درباره مرزهای خصوصی در خانواده صحبت کنید. وقتی صحبت از حیا می‌شود، همه ما حریم‌های راحت خود را داریم؛ و این مهم است که به مرزهای یکدیگر احترام بگذاریم. درباره چیزهایی مثل درزدن و اجازه‌گرفتن قبل از ورود به یک اتاق حرف بزنید. این قانون در خانه ما توسط دخترم که که ترجیح می‌داد موقع لباس‌پوشیدن برای مدرسه در اتاق تنها باشد مقرر شد. ارتباط و گفتگوی باز و صادقانه درباره مرزهای خصوصی به کودکان شما کمک می‌کند تا مفهوم احترام به حریم خصوصی را درک کنند. همچنین به آنها می‌آموزد تا مرزهای شخصی خود را معین کنند.

به نیازهای خودتان توجه کنید

اگر شما از آن دست آدم‌هایی هستند که واقعا دوست دارند پوشیده باشند، لازم نیست که به‌خاطر کودکتان تظاهر به لذت‌بردن از برهنگی کنید. در واقع وقتی پدر و مادر سطوح مختلف حیا را دارند، این در واقع به کودکان آموزش می‌دهد که همه ما با هم متفاوتیم. اگر کم‌کم درباره برهنه‌بودن در برابر کودکتان احساس ناخوشایندی را تجربه کردید و نیاز به حریم خصوصی بیشتری در زندگی داشتید، همین کار را بکنید. بهتر است که به‌جای فرارکردن و پنهان‌شدن که پیام گیج کننده‌ای به کودک می‌دهد، نیازهایتان را با او در میان بگذارید. چون نمی‌خواهید او فکر کند که برهنگی شرم‌آور یا غلط است. مثلا بگویید: «مامان الان در حمام کمی فضای خصوصی می‌خواد، بیا تا وقتی من تنهایی دوش می‌گیرم یه کار جالب برای تو پیدا کنیم که انجام بدی.»

کلید مسئله احساس راحتی است

 

در حالی‌که علم زیادی درباره روش «درست» در این باب وجود ندارد، خط قرمز، راحتی است. یک قانون کاربردی خوب آن است که والدین باید پشت سر کودک حرکت کنند. وقتی کودک شما برای لباس‌پوشیدن یا دستشویی‌رفتن خلوت می‌خواهد، دارد این پیام را می‌دهد که نیاز به حریم خصوصی را درک می‌کند. این یک نشانه خوب برای والدین است که دیگر برهنه در خانه نچرخند یا جلوی کودک دوش نگیرند. اگر بچه در این مورد دغدغه‌‌ای ندارد، آن‌را اجبار نکنید.

البته برای اینکه راحتی کلید محوری برای این مسئله باشد، مهم است که راحتی همه اعضای خانواده در نظر گرفته شود. این به معنی توجه دقیق به احساس و خواسته بچه‌ها، پدر و مادر در زمان لباس عوض‌کردن یا حمام‌رفتن است. مثلا برای من اینکه هر کدام از بچه‌ها مرا در حمام و دستشویی ببیند مسئله‌ای نیست، اما پدرشان عموما در را می‌بندد. این امر هیچوقت مسئله‌ساز نبوده و بچه‌ها حتی به‌ندرت متوجه این تفاوت شده‌اند، اما همیشه به معنی در بسته احترام می‌گذارند و به‌جای مثلا لگدزدن و باز‌کردن در، همیشه صبورانه بیرون منتظر می‌مانند. گاهی پیشرفت طبیعی که در درون خانواده اتفاق می‌افتد، بهترین راهنما برای آن است که بدانیم چه کاری را چه وقت انجام دهیم.

 

فقط کافی است که درباره‌اش نگران نباشیم و اجازه بدهیم که به‌طور طبیعی اتفاق بیفتد.

***

منبع

*روان‌درمانگر کودک و نویسنده و مشاور والدین

تیر
۸
۱۳۹۷
الفبای کودک
تیر ۸ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Depositphotos_43199719_s-2015
image_pdfimage_print

Photo: gulfen//depositphotos.com

گفت و گو با رضا عبدی، فعال حقوق کودک و سردبیر سایت الفبا

زمانی که نهادهای رسمی به جنبه‌های اساسی آموزش کودکان بی‌توجهند، زمانی که جای خالی آموزش‌ روابط انسانی، کنش و واکنش‌های مثبت یا منفی جنسی، شیوه‌های بازدارنده خشونت و چگونگی مقابله با آزارگران بیگانه و خانگی احساس می‌شود، سازمان‌های مردم‌نهاد تلاش می‌کنند بار ماجرا را به دوش بکشند.

وب‌سایت الفبا این روزها برای حمایت از کودکان در مقابل خشونت‌های اجتماعی و خانگی فعالیت‌های زیادی انجام می‌دهد از جمله صداگذاری فیلم‌های آموزشی ، تولید محتوا و مقاله و تلاش برای آموزش خانواده.

«رضا عبدی» روزنامه‌نگاری که دغدغه مسائل اجتماعی دارد، از سال ۱۳۹۰ این وب‌سایت را با هدف حمایت و آموزش کودکان و حساس‌سازی جامعه نسبت به آسیب‌های اجتماعی راه‌اندازی کرده است.

تفاوت الفبا با سایر رسانه‌های فعال کودکان، جامعیت آن است. این وب‌سایت، تمامی مسائل مربوط به حوزه کودک را پوشش می‌دهد.  اطلاع‌رسانی درباره جریان‌های آموزشی و فرهنگی برای بالا بردن کیفیت زندگی کودکان هدف دست‌اندرکاران وب‌سایت الفباست.

ویدئوهایی همچون «مثل گل سرخ، ویدیویی آموزشی برای جلوگیری از تنبیه بدنی دانش آموزان»، «انیمیشنی برای جلوگیری از آزار جنسی کودکان»، انیمیشین «مدیریت رفتار نسنجیده» و «خانم دانی و مراقبت از بدن در برابر آزار جنسی» بخشی از ویدیوهای آموزشی دوبله شده  این وب‌سایت برای کودکان در مقابل آزاررسانی احتمالی است.

«رضا عبدی» با خانه امن در مورد اهداف و انگیزه‌های این گروه داوطلبانه گفت و گو کرده است.

به عنوان نخستین سوال از او درباره جایگاه آموزش در کنترل خشونت علیه کودکان می پرسم. از نظر او این سوال، یک سوال کلیشه‌ای است.

آموزش گام اول براى ایجاد هر تغییرى است. بدون آموزش و فرهنگ‌سازى هیچ امرى به خواست عمومى تبدیل نمى‌شود و فعالیت اجتماعى به ‌شدت وابسته به پشتوانه جامعه است. مگر پشتوانه دیگری هم دارد؟ اما خشونت در بسیارى موارد پنهان است. خشونت علیه کودکان نیز همیشه با رفتارهاى شدید فیزیکى همراه نیست . گاهی افراد بدون آگاهى دست به خشونت علیه کودک مى‌زنند. این روزها و پس از اتفاق‌های تلخی که برای تعدادی از دختربچه‌های ما افتاده، بحث‌های داغ و مختلفی درباره چرایی کودک‌آزاری و خشونت علیه کودکان در جامعه درگرفته است. اما من اینجا می‌خواهم از نوع کمتر دیده‌ شده خشونت علیه کودکان حرف بزنم، آن‌ هم خشونت سیستماتیکی است که کودکان ما گرفتارش هستند. مثلا نوع مواجهه سیستم آموزشى کشور با کودکان و نوجوانان. من نمى‌توانم اینجا خیلى موشکافانه و با جزییات بحث را باز کنم چون به هر حال همین موضوع هم بسیار گسترده است.

به طور مصداقی و عینی به یک نمونه از این خشونت‌های سیستماتیک اشاره می‌کنید؟

 مثلا مقوله کنکور. وجود چیزى به نام کنکور باعث شده هدف آموزش که باید آموزش مهارت‌هاى زندگى، بالندگى کودک و رشد فکرى و فرهنگى او باشد، تبدیل به ماشینى براى مواجهه موفق او با کنکور شود. تا یک دهه پیش شروع این فاجعه حدود سنین نوجوانى بود، اما امروز ما در دبستان‌ها هم این مساله را داریم. پدر و مادرها و معلمان، بى‌‌آنکه آگاه باشند، در هم‌دستى نامبارکى با برنامه‌هاى فشرده درسى در کودک ایجاد اضطراب و خستگى مى‌کنند و حق شادى و کودکى را از او مى‌گیرند. این خشونت پنهان علیه کودک است. چون تصور غالب در جامعه ما آن است که آموزش به معناى فروکردن اطلاعات در ذهن کودک است، در حالی‌که اطلاعات زیاد به هیچ وجه به معناى رشد و بالندگى نیست. در بیشتر موارد خلاقیت که یک رکن مهم رشد است قربانى می‌شود، چون خلاقیت در بستر آرامش، شادى و رهایى رشد مى‌کند و مجال بروز می‌یابد.

با این حساب مخاطب شما در الفبا افراد بزرگسال خانواده‌اند؟

بله. ما در الفبا با مادر و پدر، معلم، تصمیم‌گیران، فعالان فرهنگی حوزه کودک و عموم جامعه حرف می‌زنیم تا با هم شرایط زندگی و رشد کودکان را بهبود ببخشیم. فیلم‌های آموزشی هم درست در همین راستا قرار است تاثیرگذار باشند. هدف آموزش در عرصه‌های مختلف مربوط به کودکی است: تربیت، شناخت تن، پرهیز از کلیشه‌های جنسیتی، محیط زیست.

انیمیشن‌ها جالبند. برای من که مادر یک کودک شش ساله هستم کاملا کاربردی بودند. برنامه  بلند‌مدتی برای تولید یا صداگذاری انیمیشن‌های آموزشی دارید؟

بله. بازخوردها هم کلام شما را تایید می‌کنند. خودمان هم دوست داریم که بخش فیلم‌ها را به شکل حرفه‌ای‌تر و گسترده‌ای کار کنیم، چون مخاطب با آن ارتباط بهتری برقرار می‌کند و این مدیوم، تاثیرگذاری بیشتری نسبت به متن دارد. متاسفانه نبود امکانات و محدودیت‌های مربوط به کار داوطلبانه در ایران تا حدی دست‌وپایمان را بسته است. شاید چون هدف نهایی ما‌ رساندن صدایمان به عموم جامعه است، برای همین است که تلاش می‌کنیم بخش رسانه تصویری الفبا را تقویت کنیم

چه نهاد یا فردی شما را حمایت می‌کند؟

 الفبا اسپانسری ندارد و به‌‌ صورت داوطلبانه اداره می‌شود. توجه کنید که الفبا تنها به آسیب‌ها نمی‌پردازد، بلکه ما به مسائل مربوط به کودکی مثل آموزش و پرورش، امور فرهنگی و هنری مثل کتاب و سینما، آسیب‌های کودکی، فلسفه برای کودکان، مسائل مربوط به کودکانی با نیازهای ویژه و … می‌پردازیم. ما سعی کرده‌ایم نگاه ویژه‌ای به مبحث کودک و ارتباط او با رسانه داشته باشیم. البته این کار آسانی نیست، چون وب‌سایت ما بدون بودجه اداره می‌شود.

از چه دوره‌ای نسبت به آسیب‌ها و معضلات اجتماعی دغدغه جدی پیدا کردید؟

دغدغه‌های اجتماعی همیشه وجود دارند و نادیده ‌گرفتن آنها آسان نیست. من فکر می‌کنم توانایی ندیدن آسیب‌های اجتماعی یک خاصیت ویژه باید باشد. هر انسانی که به حد متوسطی از تجربه زیست گروهی و بلوغ اجتماعی رسیده باشد، امکان نادیده گرفتن آسیب‌های اجتماعی را نخواهد داشت. حالا میزان این کنش اجتماعی در افراد مختلف تفاوت دارد. من می‌توانم بگویم از وقتی‌ که خودم را شناختم به نوشتن و ادبیات علاقمند بودم، به حوزه فرهنگ به طور کلی علاقه داشتم و از دوران کودکی و به‌ویژه در نوجوانی به شکل جدی و متمرکزی درگیر فعالیت‌های فرهنگی در زمینه ادبیات و تئاتر شدم. روزنامه‌‌نگاری فعالیت حرفه‌ای من شد و این حرفه با مسائل اجتماعی ارتباط فعال دارد.

آسیب‌های اجتماعی به میزان تاثیرگذاری جایگاه متفاوتی دارند. به نظر شما کدام یک از معضلات، امروز زخم بیشتری ایجاد می‌کند؟

برای من دست‌کم در این برهه زمانی، بحث کودک مهم‌تر است. دلیلش آن است که کمتر به این موضوع پرداخته می‌شود. زمانی که وب‌سایت الفبا را راه‌اندازی کردم، تقریبا هیچ رسانه آنلاینی به شکل تخصصی به کودکان نپرداخته بود. در حال حاضر هستند رسانه‌هایی وابسته به برخی نهادها مثل کانون پرورش فکری و آموزش و پرورش که در حوزه ادبیات و فرهنگ کودک و نوجوان فعال هستند، یا رسانه‌های گروه‌های حامی کودک که تنها به آسیب‌های اجتماعی در حوزه کودک می‌پردازند.

هدفتان به طور مشخص چیست؟

 هدف ما در وب‌سایت الفبا بهبود و غنی‌سازی دوران کودکی است، توجه به جنبه‌های مختلف اجتماعی، روانی، تربیتی و فرهنگی زندگی کودکان.

بازخورد هم گرفته‌اید ؟

خوشحالم که به‌ویژه از مخاطبان متخصص در حوزه کودک، بازخوردهای مثبت و انرژی‌بخش می‌گیریم. هم اینجا دوست دارم بگویم که تعدادی از همکاران نویسنده و مترجم ما، در واقع از جمع مخاطبان به گروه همکاران داوطلب الفبا پیوستند. این به نظر من اتفاق فرخنده و خوشایندی است.

شما به عنوان یک کنشگر اجتماعی، تلاش داوطلبان و فعالان حقوق کودک را معنادار و موثر می‌دانید؟

بله. به نظرم آنها می‌توانند با هدف از بین بردن آسیب‌ها، اقدامات مختلفى انجام بدهند. باید صداى قربانیان را بلند کنند، کمک‌هاى افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و دولت را به‌سوى آن آسیب اجتماعى خاص هدایت کنند، خلاءهاى قانونى که موجب ایجاد یا تشدید یک آسیب اجتماعى مى‌شود را بیابند و از طریق آموزش و فرهنگ‌سازی، رفع این موانع یا خلاءهاى قانونی را به خواست عمومى جامعه تبدیل کنند و براى همه این‌ها هم باید برنامه‌ریزى کنند، روش‌ها را به شکل علمى آسیب‌شناسى کنند و بهبود دهند.

شما شرح وظایف فعالان مدنی را ذکر کردید، اما نگفتید که در ایران گروه‌های مختلف کنشگران اجتماعی، از همدلی و تعامل گروهی هم برخوردارند؟

آنها هر کدام هدف اصلى خود را پرداختن به یک دغدغه اجتماعى مشخص تعیین کرده‌اند و با اینکه در این راه ناگزیرند با هم تعامل، هم‌اندیشى و کنش جمعی داشته باشند، اما متاسفانه با یک نگاه مختصر می‌توان فهمید که گروه‌های کنشگر اجتماعی در ایران چندان تعامل و هم‌دلی ویژه‌ای با هم ندارند.

یک آسیبى که متاسفانه در فعالیت‌هاى گروه‌هاى کنشگران اجتماعى وجود دارد، وجود نوعى نگاه گعده‌اى، رقابتى و گاهى رانتى است. ( منظورم اینجا رانت ناشى از حضور یک فعال شناخته شده یا به اصطلاح سلبریتى است.)  بارها مواجه شده‌ام با گروه‌هاى فعال زنان که برخوردشان با رسانه‌های فعالان کودک و یا حتى فعالان دیگر حیطه‌های زنان بسیار گزینشى و آن‌هم با سنجه‌هاى غیرحرفه‌اى و گاهی غیراخلاقى بوده است.

به فعالان زن اشاره کردید. الفبا در مورد زنان آسیب‌دیده هم فعالیت می کند؟

به گمانم بسیارى از آسیب‌هاى اجتماعى در هم‌ تنیده هستند و روابط علت و معلولى پیچیده‌اى بین آنها برقرار است. به همین دلیل است که شما در بین پرسش‌ها مرتب از من مى‌خواهید که موضع  و اولویت خودم را بین مسائل مربوط به کودکان و مسائل زنان مشخص کنم. واقعیت این است که این ‌دو به راحتى قابل تفکیک نیست. همانطور که گفتم هدفم را ایجاد رسانه‌اى حرفه‌اى براى پرداختن به امور کودک تعیین کرده‌ام. اما مگر مى‌شود از کودک گفت ولى با مسائل مربوط به مادران بیگانه بود و یا از کنار مباحث مربوط به جنسیت، کلیشه‌هاى جنسیتى و آسیب‌هاى اجتماعى حوزه زنان عبور کرد؟ نمى‌توان براى کنش اجتماعى حد و مرز موضوعى مشخص کرد.

پی‌نوشت : برای استفاده از مطالب آموزشی الفبا به آدرس زیر مراجعه کنید

وبسایت www.alephba.org

کانال تلگرام :t.me/aleph_ba

خرداد
۳۰
۱۳۹۷
والدینی که مانع رشد کودک می‌شوند
خرداد ۳۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Baby hand pushing  smile button.
image_pdfimage_print

Photo: fantazista/depositphotos.com

محققان دریافتند که کنترل بیش از حد کودک توسط والدین، مانع رشد توانایی‌های بالقوه کودک می‌شود.

به گزارش ایسنا و به نقل از هلث‌دی، نتایج تحقیقات جدید انجمن روانشناسی آمریکا نشان می‌دهد که کنترل و نظارت بیش از حد کودکان توسط والدین، تاثیر منفی بر سلامت و رفتار آنها می‌گذارد. والدینی که کودکان خود را بیش از حد کنترل می‌کنند، مانع رشد پتانسیل‌ها و توانایی‌های آنها می‌شوند.

این والدین که به عنوان والدین هلی‌کوپتری شناخته می‌شوند، والدینی هستند که بیش از حد درگیر زندگی فرزندانشان می‌شوند و اجازه انجام کاری را به آنها نمی‌دهند.

هدایت هر حرکتی که یک کودک نو پا انجام می‌دهد، ممکن است توانایی کودک برای مدیریت احساسات و رفتار را تضعیف کند. بر اساس نتایج این مطالعه، کودکان نیاز به فضا برای یادگیری و رشد دارند.

دکتر نیکل پری از دانشگاه مینه‌سوتا اظهار کرد:  کودکان با داشتن این والدین ( والدین هلیکوپتری)، کمتر قادر به مقابله با چالش‌های خود هستند و در سنین بالاتر با مشکلاتی مواجه خواهند شد.

آنها نمی‌توانند احساس و رفتار خود را تنظیم کنند و در مدرسه نیز در تعامل با دوستان با چالش مواجه می‌شوند.

نتایج نشان داد، کنترل بیش از حد والدین در سن دو سالگی فرزند منجر به کاهش کنترل عواطف و رفتار در سن پنج سالگی و بروز مشکلات عاطفی در سن ۱۰ سالگی خواهد شد و مهارت‌های اجتماعی آنها در این سنین، کاهش می‌یابد.

محققان عنوان کردند: کودکان باید یاد بگیرند که چگونه احساس و رفتار خود را مدیریت کنند و والدین هلی‌کوپتری نباید این فرصت را از آنها بگیرند.

کودکان نیاز به والدینی دارند که در صورت لزوم به آنها در مدیریت احساس کمک کنند. این گونه والدین به کودکان اجازه توانایی اداره کردن موقعیت‌های چالش‌برانگیز را خواهند داد که این موضوع منجر به سلامت روحی و جسمی بهتر، روابط اجتماعی بهتر و موفقیت تحصیلی خواهد شد.

محققان در این مطالعه، ۴۲۲ کودک را طی هشت سال بررسی کردند.

البته این بررسی نیاز به والدین در شرایط حساس را رد نمی‌کند و حاکی از آن است که والدین نقش مهمی در کمک به فرزندان برای یادگیری استقلال در احساسات و رفتار دارند، اما نباید کنترل بیش از حد آنها مانعی برای رشد کودک شود.

نتایج این مطالعه در مجله Psychobiology Development منتشر شده است.

منبع: ایسنا

خرداد
۱۸
۱۳۹۷
ناگفته‌های سه مرد که در نوجوانی مور آزار جنسی قرار گرفته‌اند
خرداد ۱۸ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
shutterstock_611710049
image_pdfimage_print

Photo: Lightspring/www.shutterstock.com

 از آدم‌هایی برای‌تان خواهم گفت که راز سر به مهری را پس از سال‌ها سکوت بازگو می‌کنند. از کابوس‌های شبانه، از نگاه‌های زجرآور و از احساس تنفرشان. آن‌ها قربانیان تجاوز هستند. مردانی که حتی با وجود تشکیل خانواده و فرزند‌دار شدن به گفته خودشان نمی‌توانند لکه سیاه

آن حادثه را از ذهن‌شان پاک کنند.

چندی پیش خبر تعرض به چند نوجوان در مدرسه‌ای در غرب تهران همچون موج سهمگینی در جامعه افکار و آرزوهای بسیاری از پدران و مادران دانش‌آموز را غرق کرد. خبر تلخ و غیرقابل باور بود؛ چطور می‌شود ناظم مدرسه سناریوی شیطانی خود را این‌گونه به اجرا بگذارد؟!

تنها ساعتی بعد از انتشار این خبر تکان‌دهنده و روح‌آزار، شبکه‌های اجتماعی پر شد از سیل اظهار نظرات و پیام‌های کاربران درباره آزار و اذیت و تعرض به دانش‌آموزان پسر در مقاطع راهنمایی و دبیرستان. در این بین تعدادی از کاربران نیز از تجربیات تلخ خود در سال‌های دورشان گفتند و اینکه با گذشت سال‌های سال هنوز نمی‌توانند آن صحنه‌های دردناک و تلخ را فراموش کنند.

اما در این بین چند تن از کاربران شبکه‌های اجتماعی در پیام‌های محرمانه با من، حاضر شدند از تعرضی که در دوران نوجوانی به آن‌ها شده سخن بگویند. دو نفرشان قبول کردند در ملاقاتی حضوری گپی با هم بزنیم و نفر سوم به بهانه‌ای قابل قبول از ملاقات حضوری صرف نظر کرد.

در این گزارش برای حفظ حقوق شهروندی و پنهان ماندن هویت مصاحبه‌شوندگان از ذکر اسامی واقعی آنان خودداری کرده‌‌ایم.

اتفاقی که از ذهنم پاک نمی‌شود

«سعید» را در یکی از محله‌‌های جنوبی تهران که در محاصره ریل‌های‌ آهن مانده، ملاقات می‌کنم. جوانی ۳۴ ساله با قد و هیکلی درشت که نشان می‌دهد سال‌هاست ورزش می‌کند. پیش از اینکه شروع کنیم به گپ زدن، از من می‌خواهد تا ترک موتورش بنشینم تا جایی را نشانم دهد. او مرا مقابل مدرسه‌ پسرانه‌ای می‌برد که با دیدنش چهره‌اش بر افروخته می‌شود. بعد از چند لحظه‌ای سکوتش را می‌شکند و می‌گوید:« آقا این خراب شده رو می‌بینی؟ این مدرسه زندگی من ‌را سیاه کرد. از سال اول دبیرستان ترک تحصیل کردم؛ دلیلش هم ناظم مدرسه بود. وقتی خبر این چند دانش‌آموز را شنیدم، یاد خودم افتادم. در خانه نشسته بودم و وقتی خبر را خواندم، ناخودآگاه گریه‌ام گرفت. زنم پرسید چرا گریه می‌کنی؛ رویش را نداشتم بگویم همین اتفاق ۱۹ – ۲۰ سال پیش سر خودم هم آمده است. من به هیچ‌کس نگفتم که این ناظم نامرد مدرسه چه کاری با من کرد. به نظر شما می‌شود چنین چیزی را به کسی گفت؟ فکر می‌کنید کسی آدم را درک می‌کند؟ اگرکسی بفهمد چنین بلایی سر کسی آمده، شاید ظاهرا به آن شخص دلداری بدهد ولی پشتش به او هزار انگ می‌چسبانند که فلانی فلان و بیسار بوده».

از او می‌پرسم پس چه شد که تصمیم گرفتی این راز را برای من بگویی که می‌گوید:

«راستش پیش خودم گفتم شما خبرنگار هستید و در روزنامه‌تان چنین اتفاقاتی را می‌نویسید تا پدرها و مادرها حواس‌شان به بچه‌های‌شان باشد و از طرفی هم آموزش و پرورش برای اینکه خدای نکرده چنین اتفاقاتی تکرار نشود به مدارس بازرس بفرستد.

از او خواستم که اگر برایش مقدور است، چگونگی ماجرا را شرح دهد که گفت:

«سال اول دبیرستان ناظمی داشتیم به نام آقای … که قد بلندی داشت با عینک تقریبا ته‌استکانی. بچه‌ها از او می‌ترسیدند. دستش سنگین بود. وقتی می‌زد، یکی از او می‌خوردیم، یکی هم از دیوار. یک روز که سرکلاس شلوغ کرده‌بودم، معلم از کلاس بیرونم انداخت. از شانس بد ناظم من را توی راهرو دید و صدایم کرد و پرسید که چرا از کلاس اخراج شده‌ام. من هم از ترس، دروغ گفتم. وقتی ماجرا را از معلم پرسید، دستم را گرفت و برد دفتر و می‌خواست به پدرم زنگ بزند که به مدرسه بیاید و تهدید می‌کرد که می‌خواهد اخراجم کند. پدر من هم کارگری می‌کرد و سن و سالش هم زیاد بود. اگر مدرسه می‌آمد،دستم را می‌گرفت و نمی‌گذاشت دیگر به مدرسه بروم. به گریه افتادم و خواستم که به خونه‌مان زنگ نزند. به من گفت که شرطی دارد؛ من را به زیر زمین برد و…».

سعید وقتی به این جای داستانش می‌رسد، چشمانش قرمز می‌شوند و صورتش از اشک خیس. انگار آن صحنه‌های زجرآور برای هزارمین‌بار مقابل چشمانش به نمایش در می‌آیند. او بعد از اینکه کمی آرام‌تر می‌شود، ادامه حرف‌هایش را می‌گیرد و می‌گوید:« مثل اینکه چند نفر از بچه‌ها دیده بودند ناظم مرا به زیرزمین می‌برد و روز بعد در کل مدرسه پیچیده بود که آقای…، سعید را برده زیرزمین و … آبرویم را بردند و من دیگر حاضر نشدم به مدرسه برگردم و برای همیشه ترک تحصیل کردم».

از او می‌پرسم چرا این ماجرا را به پدر و مادر یا یکی از بزرگ‌ترهایت نگفتی؛ در پاسخ می‌گوید:

«می‌رفتم به پدرم چی می‌گفتم؟ می‌گفتم توی مدرسه این بلا سرم آمده؟ اگه پدرم می‌فهمید که من را از خانه بیرون می‌کرد. توی طایفه ما اگر پسری چنین بلایی سرش بیاید، آبروی خانواده‌اش می‌رود. من از ترس بی‌آبرو شدن پدرم یا اینکه به چشم بدی به من نگاه کند، چیزی نگفتم. این راز را حتی نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌ام هم نمی‌دانند.

از او می‌پرسم بعد از این اتفاق و ترک تحصیل به چه کاری مشغول شده و چه دغدغه‌های داشته است؛ می‌گوید:«چند سالی توی خیاطی کار می‌کردم. خیلی افسرده بودم و اگر کسی به من نزدیک می‌شد، بدنم از ترس خیس عرق می‌شد. برای مثال اگر کسی با من روبوسی می‌کرد، می‌ترسیدم که قصد و نیت پلیدی توی ذهنش داشته باشد. نزدیک ۱۵ سال زندگی من همین‌طور گذشت تا اینکه ازدواج کردم ولی در این مدت وقتی یکی از همکلاسی‌های دوران دبیرستانم را می‌دیدم، پیش خودم می‌گفتم این شخص درباره من چه فکری می‌کند؟ نکند به نظرش من آدم هرزه‌ای هستم و به میل خودم رفته باشم زیرزمین؟ این افکار سال‌های سال آزارم داده و می‌دهد و حالا هم که پسر دو ساله‌ای دارم، باز هم درگیر این ماجرا هستم و نمی‌توانم فراموشش‌کنم».

تا سال‌ها از سایه خودم هم می‌ترسیدم

«محسن» را در مغازه‌اش در مرکز شهر ملاقات می‌کنم. جوان ۳۰ ساله با موهای پرکلاغی و قد و قواره‌ای بلند و لاغر. جوان خوش‌برخورد و البته شوخی است. او هم بعد از شنیدن خبر تعرض به چند دانش‌آموز، تصمیم گرفته تنها راز زندگی‌اش را که بارها خواسته برای کسی بگوید تا به قول خودش سبک شود، برایم بازگو ‌کند.

او برای بازگو کردن اتفاقی که ۱۵ سال پیش برایش رخ داده،شک دارد؛ خجالت می‌کشد به چشمانم نگاه کند و حرفش را بزند. به او می‌گویم که نمی‌دانم دقیقا چه اتفاقی برایش افتاده ولی می‌دانم که درک کردن چنین حادثه تلخی چقدر می‌تواند آزاردهنده باشد.

بالاخره تصمیمش را می‌گیرد و شروع می‌کند به مقدمه‌چینی برای گفتن واقعیتی که سال‌هاست او را آزار می‌دهد؛ می‌گوید:« سال دوم دبیرستان عاشق خواهر یکی از همکلاسی‌هایم شده‌ بودم. برای هم نامه می‌نوشتیم، گاهی هم زنگ می‌زدیم و صحبت می‌کردیم. چند ماهی از دوستی ما نگذشته بود که دوستم کیوان از من خواست همراه با دو نفر دیگر از همکلاسی‌هایم به خانه‌شان برویم برای رفع اشکال درس ریاضی. ریاضی من هم خوب بود و قبول کردم. پیش خودم‌گفتم کیوان روزی برادر زنم می‌شود و بهتر است رابطه‌ام از قبل با او خوب باشد.

سرظهر رفتیم خانه کیوان. هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که به من گفت خجالت نمی‌کشی برای خواهرم نامه می‌نویسی و به او زنگ می‌زنی؟ زیربار نرفتم و گفتم داری اشتباه می‌کنی ولی وقتی چند تا از نامه‌‌ها رو آورد و نشانم داد، با دو همکلاسی دیگر که گویا از قبل باهم هماهنگ کرده بودند، به سمت من حمله کردند و … . کیوان تصور می‌کرد رابطه من با خواهرش رابطه جدی بوده به همین دلیل به من تعرض کرد. به قول خودش می‌خواست با این کار به من نشان بدهد که اگر کسی به ناموس دیگری دست ‌درازی کند، مجازاتش این است ولی من حتی خواهرش را از نزدیک هم ندیده‌بودم».

محسن سرش را می‌اندازد پایین و عرق پیشانی‌اش را با دستمال می‌گیرد. سیگاری روشن می‌کند و پک‌های محکمی می‌زند. بعد از چند دقیقه سکوت ادامه حرفش را می‌گیرد:«می‌خواستم ماجرا را به مادرم بگویم ولی خجالت کشیدم؛ از طرفی هم می‌ترسیدم که اگر پدر یا مادرم از کیوان شکایت کنند او هم آبرویم را توی مدرسه و محل ببرد. البته بماند که یک ماه بعد او و دو همکلاسی دیگر که شاهد تعرض کیوان به من بودند توی مدرسه آبرویم را بردند ولی من برای دفاع از خودم خیلی تلاش کردم و به دروغ می‌گفتم که کیوان چنین کاری با من نکرده است. سال بعد مدرسه‌ام را عوض کردم ولی همچنان بعضی از بچه‌ها به من متلک می‌انداختند و مسخره‌ام می‌کردند. نگاه‌های بچه‌‌ها آزارم می‌داد و پیش خودم فکر می‌کردم که همه آدم‌هایی که من را می‌شناسند می‌دانند چه بلایی سرم آمده و از من خوش‌شان نمی‌آید.

وقتی خدمت رفتم، شب‌ها توی آسایشگاه بیدار می‌ماندم تا بقیه بخوابند و بعد می‌خوابیدم. همیشه ترس از این داشتم که دوباره چند نفر خفتم کنند و به من تعرض کنند. این توهم سال‌های سال همراهم بوده و هست. وقتی ازدواج کردم، از محله‌مان کوچ کردم به این منطقه. دیگر دوست ندارم به آن منطقه بروم. خیلی سعی کردم هر طور شده این اتفاق را فراموش کنم ولی نشد که نشد. نمی‌شود این ماجرا را برای کسی تعریف کرد که کمی سبک بشوی. هنوز هم نمی‌دانم اگر ماجرا را به پدر یا مادرم می‌گفتم، چه اتفاقی می‌افتاد. آیا آن‌ها دلداری‌ام می‌دادند و من را پیش روان‌شناس می‌بردند یا طردم می‌کردن و به چشم حقارت به من نگاه می‌کردند؟»

پنهان کردن اتفاقی که زندگی‌ام را تباه کرد

از پشت تلفن صدای گرمی دارد. خودش را «سیامک» و ۲۷ ساله معرفی می‌کند. او هم سرگذشت تلخی دارد. دوران نوجوانی چندین بار مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است. چند ماهی افسردگی گرفته و حاضر نمی‌شده به مدرسه برود. سیامک دلیل عدم حضور برای ملاقات را خجالت و پنهان ماندن هویتش بیان می‌کند. می‌گوید که شرم دارد به چشم کسی نگاه و خاطرات تلخ گذشته‌اش را با او مرور کند.

سیامک پیش از اینکه همراه با خانواده‌اش به منطقه پونک نقل مکان کنند، در منطقه فلاح تهران سکونت داشته‌است. پدرش راننده تریلر بوده و مادرش هم خانه‌دار. یک برادر و یک خواهر کوچک‌تر از خودش هم دارد.

او از گذشته‌اش برایم می‌گوید:« پدرم نیمی از سال را خانه نبود. بنده خدا با تریلی توی جاده‌‌ها از این شهر به آن شهر بار می‌برد. راستش مادرم هم از پس من و برادر و خواهر کوچک‌ترم برنمی‌آمد. ۱۴ – ۱۵ سالم بود و تازه به سن بلوغ رسیده‌ بودم. توی مدرسه یک سری از بچه‌ها عکس‌های مبتذل می‌آوردند و به من نشان می‌دادند. خب این عکس‌ها برای بچه‌‌هایی توی سن و سال ما تهیج‌کننده بود. بچه‌ها توی این سن دنبال کنجکاوی و تجربه هستند. یکی از همکلاسی‌ها گفت توی خونشون فیلم صحنه‌دار دارند. به خانه‌شان رفتم و فیلم را دیدیم. برای اولین باری بود که چنین تصاویری می‌دیدم. سرم داغ شده بود و نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم. دوستم پیشنهاد داد کارهای آدم‌هایی فیلم را تقلید کنیم.

او به من تعرض کرد و از فردایش تهدید می‌کرد که اگر به خانه‌شان نروم، آبرویم را توی محل و مدرسه می‌برد. او از من آتو داشت و مجبور بودم به خواسته کثیفش تن بدهم. سه مرتبه مجبور شدم به خواسته‌اش تن بدهم. او هیکلش از من درشت‌تر بود و زورش هم بیشتر. نمی‌توانستم باهاش مقابله کنم. هنوز هم نمی‌توانم آن صحنه‌ها را فراموش کنم.

یک روز که برای بار چهارم ازمن خواست خانه‌اش بروم با خودم چاقو بردم. به اوگفتم نمی‌خواهم به این روند ادامه بدهم. باهم دعوا کردیم و من ضربه‌ای به بازویش زدم و از آن روز دیگر به مدرسه نرفتم. او هم جرات نکرد به خانه مان بیاید یا ازمن شکایت کند. وقتی پدرم از سفر برگشت و پرسید چرا نمی‌خواهم به مدرسه بروم به دروغ گفتم دوست ندارم درس بخوانم در حالی که دوست داشتم درسم را ادامه بدهم ومهندس شوم نه اینکه با پارتی بازی کارمند بخش اداری فلان اداره شوم.

وقتی با وجدانم خلوت می‌کنم، می‌گویم چرا همان بار اولی که به‌من تعرض شد به مادرم چیزی نگفتم. اگر می‌گفتم بدون شک بار دوم و سومی درکار نبود و مجبور نمی‌شدم ترک تحصیل کنم. باید این را هم بگویم که وقتی خبر تعرض و آزار و اذیت بچه‌ای را می‌شنوم، یاد خودم و حالی که آن روزها داشتم، می‌افتم. این اتفاقات هیچ‌وقت از ذهن کسی که بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفته، پاک نمی‌شود و تا آخر زندگی با آدم هست».

گفت و گو با این سه جوانی که هر یک به ‌گونه‌ای تحت آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، برایم سخت و غم‌انگیز بود. درک اینکه سال‌ها با زخمی قدیمی سر کنی و نتوانی مرهمی روی آن بگذاری، آنچنان سخت است که ناخودآگاه قلب آدم می‌گیرد؛ نوجوانانی که به‌ ‌دلیل یک اشتباه، یک غفلت یا ترس از بازگو کردن حقیقت برای خانواده‌شان مسیر زندگی‌شان برای همیشه تغییر کرد. آدم‌هایی که ناخواسته فرصت‌ موفقیت‌های پیش روی‌شان را از دست دادند.

در مذمت پنهانکاری

منصوره موسوی/ کارشناس ارشد جامعه شناسی

خشونت علیه کودکان و نوجوانان به هیچ وجه خاص جوامع جهان سوم نیست. در کشورهای پیشرفته نیز کودکان و نوجوانان از پیامدهای خشونت رنج می‌برند و آزارهای جسمی، جنسی و روانی تعادل عاطفی و روانی آن‌ها را به خطر می‌اندازد. علاوه بر این در همه جا خشونت‌هایی که علیه کودکان و نوجوانان به خصوص در عرصه‌های عمومی به وقوع می‌پیوندد، هول و وحشت، اضطراب و دلهره و احساس عمیقی از ناامنی اجتماعی ایجاد می‌کند؛پس این مساله در همه جوامع کم و بیش مشابه است وجست‌وجوی راهکارهای دقیق و ظریف برای شناختن ریشه‌های این خشونت‌ها و بحث و بررسی آن از زوایای گوناگون تفاوت‌ها را نشان می‌دهد.

در این نوشته کوتاه برآنم سه رویکرد مهم را در رابطه با خشونت جنسی در مدارس با توجه به واقعه اخیر خشونت علیه نوجوانان منطقه دو تهران پی بگیرم؛

خشونت جنسی خشونتی مردانه است و از طرف بزرگسالانی صورت می‌گیرد که دارای قدرت بدنی، قدرت اقتصادی و قدرت اجتماعی هستند و کودکان و نوجوانان به‌عنوان افرادی بی‌قدرت به این بزرگسالان وابسته‌اند و توانایی پایان بخشیدن به خشونت را ندارند. رفتارهای جنسی جزو خصوصی‌ترین رفتارها قلمداد می‌شوند و تابوهای فراوانی آن را فراگرفته است. بررسی و شناخت این نوع خشونت ها (که خود نیز انواعی دارد) در مقایسه با خشونت جسمی بسیار مشکل‌تر است زیرا آثار قابل رویتی ندارد و خصوصی قلمداد شدن آن و تابو بودن (به ویژه در سیستم آموزشی) افشای آن را دشوار می‌کند و با توجه به این ویژگی‌ها، آزارگران با ایجاد حس شدیدی از گناه و ناامنی روانی در کودکان و نوجوانان،آن‌ها را طعمه خود می‌کنند.

راهکارهایی که به‌نام تربیت در مدارس صورت می‌گیرد، اغلب با بهره‌گیری از انواع ممنوعیت‌ها، اجبارها و الزام‌های فراگیر، به‌طور ثابت و بی‌وقفه رفتارها و حرکات دانش‌آموزان را کنترل می‌کند و انقیاد و اطاعت‌پذیری را به صورت امری بیرونی و درونی تامین و تضمین می‌کند. نتیجه چنین فرآیند بدنی «مطیع و فرمانبردار» است که می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به جای بگذارد. به طوری که دانش‌آموز توانایی «نه گفتن» و «مقاومت کردن» را از دست می‌دهد و در مقابل تهدیدها، تطمیع‌ها و … وادار به سکوت می‌شود.

با وجود پیشرفت‌های آموزشی در جامعه ما هنوز همه آموزش‌ها در زمینه آگاه سازی درباره مسائل جنسی وجود ندارد و مجرمان با «هنجاری کردن» این رازهای مگو، رفتاری را «درست» و «بهنجار» جلوه می‌دهند که در جامعه «غلط»، «غیراخلاقی» و «آسیب زننده» است و نوجوانان را وادار به سازگاری با این الگوها می‌کند.

ضروری قلمداد نشدن تصویب قوانین مربوط به حقوق کودکان و نوجوانان، زمینه‌های آسیب این قشر را در جامعه فراهم می‌آورد. اگرچه ماده ۲ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۳۸۱ در ایران، هرگونه تربیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب صدمه جسمی، روحی یا اخلاقی به آنان شود و سلامت جسم و روان‌شان را به مخاطره اندازد، ممنوع کرده است اما برای پایان دادن به خشونت علیه کودکان و نوجوانان، باید امکان حمایت‌های قانونی و دادخواهی‌های موثرتر، روشنگری کودکان و نوجوانان و خانواده‌ها و روش‌های پیشگیری از جرم از سوی قانونگذاران مورد توجه قرار گیرد و به تصویب رسد. همچنین باید با تغییر هنجارها در جهت کودک محوری و ایجاد نهادهای مدنی حمایت از کودکان به مقابله با انواع خشونت برخاست.

به یاد داشته باشیم که به جز کسب آگاهی برای کاهش این رخدادهای تلخ، تامین امنیت روانی این نوجوانان آسیب دیده و خانواده های‌شان بسیار مهم است و این افراد نیازمند حمایت‌های اجتماعی از سوی مردم و حمایت‌های قانونی از سوی نهادهای قانونگذار هستند.

منبع: اسکان نیوز

خرداد
۹
۱۳۹۷
مجرد در خانواده
خرداد ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
Isfahan, Iran - April 24, 2017: In niches of Khaju bridge are schoolboys dressed in strict suits, these students are participants of a children's choir that will sing for a television recording.
image_pdfimage_print

Photo: grigvovan/depositphotos.com

واقعه‌ی تعرض جنسی به گروه بزرگی از دانش‌آموزان دبیرستانی در غرب تهران، به خبر اول رسانه‌ها در روزهای اخیر تبدیل شده است. هرچند بعید است کسی از میزان خشونت، کیفیت گفتمان جنسیتی حاکم و رواج آزار جنسی دانش‌آموزان در دبیرستان پسرانه بی‌خبر باشد، ولی ابعاد این خبر و مستنداتش چنان گسترده است که حتی مدیران آموزش پرورش که معمولا تمایلی به پاسخ‌گویی ندارند نیز واکنش نشان داده‌اند. بنا به گزارش اولیه‌ی خبر‌آنلاین، والدین یکی از دانش‌آموزان متوجه تغییر رفتار پسر خود می‌شوند و پس از چندی با کمک یک روانشناس علت اصلی این تغییر رفتار مشخص می‌شود؛ آزار جنسی گروه گسترده‌ای از دانش‌اموزان توسط یکی از مسئولان مدرسه.

در این بین سوالی مهم مطرح است، اگر والدین آن دانش‌آموز فرزند خود را نزد روانشناس نمی‌بردند چقدر ممکن بود از این ماجرا پرده برداشته شود؟ اگر روانشناس مذکور نقش واسط را بین قربانی و خانواده‌اش بازی نمی‌کرد چه می‌شد؟ بیاییم فرض کنیم که ما قربانیان چنین ماجرایی هستیم (و چه بسا واقعا هم باشیم). چگونه و تا چه حدودی این داستان را برای پدر و مادرمان تعریف می‌کردیم؟ آیا عجیب نیست داستانی که حالا در رسانه‌های اجتماعی با جزییات بیان می‌شود، روزی قابل مطرح شدن در درون خانواده‌های قربانیان نبوده؟

به نظر می‌رسد نه برای قربانی و نه برای ما شاهدانِ تراژدی، زبانی برای انتقال بحران‌هایی که در حوزه‌ی «تابو» شکل می‌گیرند وجود ندارد. در این مورد بخصوص، داستان از آنجایی تراژیک‌تر و مضحک‌تر می‌شود که مکان وقوع تعدیْ یک مدرسه است. نهادی که منطقاً قرار است محل آموزش و تحصیل علوم مختلف من‌جمله ادبیات و زبان فارسی باشد. در چنین مکانی‌ست که دانش‌آموزان از بیان بی‌واسطه‌ی مسئله‌ای چنین بغرنج و حیاتی به زبان فارسی به خانواده‌هایشان عاجز بوده‌اند [۱]. این در صورتی است که ظاهرا نه آن مسئول خاطی در بیان فرامین و فانتزی‌هایش به همان دانش‌آموزان مشکل زبانی داشته و نه دانش‌آموزان مشکلی در دریافت منظور این فرد، چرا که در آن محیطِ «مجردی»، «خانواده» حضور نداشته است.

کلمه‌ی «مجرد» در فارسی ایرانی هرچند به صورت رسمی، مثلا در فرم‌های استخدامی (مجرد-متاهل)، جنسیت خاصی ندارد، ولی در کاربرد روزمره‌ عموماً معنای مردانه‌ای دارد. در مقابل هر ظرفی که فعالیت خانوادگی در آن انجام می‌شود، می‌توان ظرف مجردی‌اش را هم متصور شد: از کوپه‌ی قطار گرفته تا خانه و سفره‌خانه (به یاد دارم تا اواسط دهه‌ی هشتاد بلیط سینما هم خانواده/مجردی داشت). این گفتمان مجردی-خانواده آن‌چنان قدرتمند است که حتی مسئولینی که علاقه‌مندند، ولو به صورت نمایشی، خود را پیگیر حضور زنان در استادیوم‌ها نشان دهند، از ترکیب «حضور خانواده‌ها» استفاده می‌کنند. دبیرستان‌ پسرانه شاید نه اولین ولی یکی از موثرترین نهادهایی است که دوگانه‌ی مجردی-خانوادگی را برای پسران ترسیم می‌کند. در دبیرستان‌ها، پسران با خشونت به درون دایره‌ی مجردی هل داده می‌شوند و هر آن‌چه بیرون از این دایره قرار می‌گیرد تحت نام «خانواده» تعریف می‌‌شود. به این ترتیب آینده‌ای برای پسران تصویر می‌شود که خارج از این دوگانگی نیست: یا مجرد عضلانی خوشگذران خشن منزوی یا خانواده.

زبان فارسی هم تابع این دوگانگی است، ادبیاتی که در منازل و پیش خانواده‌ها به کار می‌رود اغلب زمین‌ تا آسمان با زبان به‌کار رفته در جمع‌های دوستی مجردی مردانه فاصله دارد. برقراری هر پلی میان این دو جهان و دو زبان از هر دو طرف ناممکن بوده و تقبیح می‌شود. خانواده حاضر نیست «احترام» و «حرمت» ساحتش به خطر بیفتد و قدمی به سوی فهم جهان مجردی بردارد و روابط میان پسران و مردان جوان را آن گونه‌ که هست ببینید، و در فرهنگ «مردانگی-مجردی» نیز اذعان به ضعف، درخواست کمک و ابراز عدم علاقه به مسائل جنسی جایی ندارد.

در دبیرستان‌های پسرانه، زبان و ادبیات اعتراض به بی‌عدالتی و تعرض جنسی آموزش داده نمی‌شود ولی پیش‌نیازهای پادگانی به خوبی تدریس می‌شوند. سربازی پسران را مرد می‌کند، اما آنها فقط به شرط آنکه مردانگی و شاخص‌های خشن و برتری‌طلبانه‌اش را در دبیرستان خوب فرا بگیرند، در پادگان دست بالاتر را خواهد داشت.

پانوشت:

١) افرادی که رسوایی اخلاقی «پرس‌تی‌وی» را به خاطر دارند احتمالا به یاد دارند که در فایل صوتی مربوطه قربانی که در طول مکالمه فارسی صحبت می‌کرد، ناگهان در هنگام اشاره به آزارهای جنسی از زبان انگلیسی استفاده می‌کرد.

خرداد
۹
۱۳۹۷
چگونه کودک‌آزاری را تشخیص دهیم؟
خرداد ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Close-up Of A Thief's Hand Wearing Gloves Stealing Green Human Figure
image_pdfimage_print

photo: AndreyPopov/depositphotos.com

درک رفتارهای کودک‌آزارانه و شناخت علائم آن ممکن است بسادگی میسر نباشد اما هوشیاری و آگاهی می‌تواند به بزرگسالان مسئول کمک کند کودکی که مورد سوء استفاده و آزار قرار دارد را از درد و رنج و مشکلاتی که تمام عمر گریبانگیرش خواهد بود شاید نجات دهند.

در ابتدا توجه به اینکه بسیار مهم است که بر اساس کنوانسیون حقوق کودک هر فرد زیر ۱۸ سال کودک (یا نوجوان) محسوب می‌شود.

هر یک از موارد زیر را که مشاهده کردید (یا اگر خود انجام دادید) کودک‌آزاری است یا دستکم احتمال کودک‌آزاری را مطرح می‌کند.

کودک‌آزاری در کل چهار نوع دارد: عاطفی (روانی)، بدنی، جنسی و غفلت و بی‌توجهی.

آزار جسمی: هر گونه لطمه یا آزار بدنی؛ هر نوع کتک زدن، تکان دادن شدید، سوزاندن، پرتاب کردن و هل دادن، مسموم کردن، خفه کردن و امثال آن.

بعنوان یک قاعده کلی هر نوع آسیب یا لطمه‌ای در بدن که یکی از سه ویژگی زیر را داشته باشد باید احتمال کودک‌آزاری را مطرح کند:

  • هر گونه علامت یا نشانه‌ آسیب در بدن کودکی که توانایی حرکت ندارد (هنوز رشد نکرده یا دچار معلولیت است)
  • در جایی از بدن که چنین آسیبی غیر معمول است،
  • هیچ توضیح یا دلیل پزشکی برای آن وجود ندارد
  • توضیح پدر و مادر/سرپرست درباره چگونگی ایجاد آسیب با ماهیت آن تطبیق ندارد یا منطقی به نظر نمی‌رسد (توجه به این موضوع برای پزشکان، کارکنان درمانی و معلمان بسیار مهم است.)
  • پدر و مادر/سرپرست رفتاری مشکوک دارند، با تاخیر از پزشک یا کادر درمانی کمک خواسته‌اند یا اصلا کمک نگرفته‌اند، برای ترخیص کودک از بیمارستان عجله دارند و اصرار می‌کنند که با بچه خوب رفتار می‌کنند.
  • پدر و مادر از هم جدا شده باشند و مراقبت از کودک گاهی بعهده همسر (یا دوست پسر/دختر) مادر یا پدر باشد.
  • کودک اغلب غم‌زده، منزوی، ترسیده یا با بهت‌زدگی ناظر است یا ممکن است چیزی بگوبد که حاکی از آزار دیدن باشد
علائم و نشانه‌های آزار جسمی توضیح؛ ویژگی‌ها
کبودی کبودی یا اثر هر نوع شیء بر بدن مثلا قلاب کمربند، کبودی‌های متعدد، هم‌اندازه و هم‌شکل
جای گاز گرفتن جای گاز گرفتن انسان (نه متعلق به کودک دیگر)، جای گاز گرفتن حیوانات (می‌تواند حاکی از غفلت و بی‌توجهی باشد)
انواع زخم زخم‌های متعدد، قرینه، هم‌شکل در جاهای غیر معمول، جای طناب بر مچ دست و پا یا گردن
سوختگی وقتی جای سوختگی شبیه یک شیء شناخته شده مثل اتو باشد؛ وقتی به نظر برسد علت، فرو کردن عضو به زور در آب جوش است
شکستگی شکستگی‌های متعدد در زمان‌های متفاوت، شکستگی‌های نهفته که در عکس رادیولوژی دیده شود
آسیب‌های سر و جمجمه بخصوص اگر در کودک زیر سه سال دیده شود، همراه با شکستگی‌های دیگر، خونریزی داخل چشم،
آسیب ستون فقرات، اعضای داخلی و دهان اگر توضیح پزشکی نداشته باشد
 
غفلت و بی‌توجهی
انواع توضیح، ویژگی‌ها
عدم رسیدگی و مراقبت درمورد نیازهای ضروری کودک (غذا، لباس، جای امن) نداشتن لباس، کفش و پوشش کافی، تکرر مشکلاتی مثل شپش سر یا گال، عدم رشد کافی متناسب با سن، بوی بد یا کثیف بودن کودک، نخوردن غذای کافی و مناسب، تنها گذاشتن کودک بدون مراقبت و سرپرستی، خانه کثیف و غیر بهداشتی، حمام نبردن و شستشوی ناکافی، تصادف
عدم رسیدگی‌های بهداشتی و درمانی و بی‌توجهی به سلامت کودک واکسن نزدن، ندادن دارو به کودک، عدم مراجعه به پزشک، مسمومیت کودک، گاز گرفتن حیوانات، در آب افتادن و خطر غرق شدن، پوسیدگی دندان،
عدم رسیدگی به آموزش و فعالیت‌های فوق برنامه مدرسه نرفتن، غیبت زیاد از مدرسه، نبود فعالیت‌های مختلف در اوقات فراغت که مانع از رشد شناختی (هوش، مهارت‌های اجتماعی، تمرکز) کودک می‌شود
نبود قاعده و قانون در خانه نداشتن استمرار در گذاشتن قاعده و اعمال آن، نبود برنامه خواب، غذا، درس و غیره
 

آزار روانی (عاطفی): این نوع آزار کمتر از انواع دیگر گزارش می‌شود یا شناسایی می‌شود اما بسیاری آن را شایع‌ترین نوع کودک‌آزاری می‌دانند. این نوع آزار معمولا با سه نوع آزار دیگر همراه است. ابتدا به انواع آزار روانی می‌پردازیم بعد به نشانه‌ها و علائم آن در کودک آزار دیده.

آزار روانی (عاطفی)
انواع توضیح، ویژگی‌ها
پرخاشگری و انتقاد بیش از حد پدر و مادر فقط به رفتارهای نامناسب کودک توجه می‌کند و با خشونت و انتقاد به آن پاسخ می‌دهند، توانایی و شخصیت کودک را زیر سوال می‌برند و او را تحقیر می‌کنند آبروی کودک را جلوی دیگران می‌برند، ایجاد احساس بی اهمیتی و ناچیز بودن در کودک
نبود محبت و عاطفه و طرد کودک در آغوش نگرفتن، عدم اظهار محبت کلامی و غیرکلامی، نداشتن رابطه صمیمانه و نزدیک، تبعیض گذاشتن بین خواهر یا برادرها
محرومیت از توجه پاداش ندادن به رفتارهای مناسب کودک، نادیده گرفتن کودک، بازی نکردن با کودک، نداشتن همبازی، غیبت زیاد از خانه یا در دسترس نبودن پدر و مادر
ناهماهنگی و رفتارهای متناقض خواسته‌های پدر با مادر با هم تناقض اساسی دارد، پدر یا مادر یک بار به رفتاری پاداش می‌دهند بار دیگر بشدت تنبیه می‌کنند، پدر یا مادر صبح خوش خلق هستند شب پرخاشگر و تندخو و کودک را طرد می‌کنند (مانع اعتماد کودک به والدین می‌شود)
تهدید به ترک کودک تهدید کودک (گاهی بعلت خطای جزئی) به بیرون انداخته شدن از خانه، سر راه گذاشتن، به یتیم‌خانه فرستادن، یا تهدید پدر و مادر که خود خانه را ترک می‌کنند (منجر به رابطه اضطرابی با والدین می‌شود)
خواسته‌ها یا استرس‌های نامناسب کتک خوردن مادر، خشونت خانگی، اعتیاد، انداختن گناه‌ها مثل طلاق به گردن کودک، استفاده از کودک برای رساندن پیام‌های خشن پدر و مادر به یکدیگر، زیر فشار گذاشتن کودک برای طرفداری از یکی از والدین، استفاده از کودک برای آشتی بین پدر و مادر، توقع اینکه کودک کارهایی را بعهده بگیرد که مناسب سنش نیست، مثل روبرو شدن با طلبکار

کودکی که از نظر روانی آزار می‌بیند رفتارهایی بروز می‌دهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمی‌شود، یا متناسب با سنش نیستند یا نشانه‌های عدم رشد کافی از جنبه‌های مختلف وجود دارد.

علائم و نشانه‌های آزار روانی کودک
رفتار کودک رفتار پدر و مادر/سرپرست
کابوس‌های مکرر با مضامین مشابه طرد کودک
اضطراب، رنج و غم شدید مقصر دانستن کودک برای هر چیز
پرهیز از ارتباط با دیگران انتظارات و توقع نابجا و نامتناسب با سن کودک (رفتاری، تحصیلی، اجتماعی)
انزوا و در دنیای خود بودن تهدید یا تنبیه نامناسب
پرخاشگری استفاده از کودک برای برآوردن نیازهای خود
رفتارهای نامتناسب با سن استفاده از کودک برای برآوردن آرزوهای دست‌نیافته خود
ترسیده و نگران با عزت نفس پایین بی‌تفاوتی وقتی که باید به کودک توجه شود
تکان دادن بدن به جلو غقب قرار دادن کودک در شرایط ترسناک، مثل شاهد خشونت خانگی بودن
رفتارهایی برای جلب توجه یا محبت کمک نکردن به رشد مهارت‌های اجتماعی کودک
صمیمیت بیش از حد با غریبه‌ها یا با پزشک و پرستار نگرانی از صحبت کردن کودک با پزشک یا پرستار بدون حضور والدین/سرپرست
بیش از حد چسبیدن به دیگران بدبینی به کودک
رابطه نامناسب با کسی که از او مراقبت می‌کند خشونت و پرخاش با کودک
اطاعت افراطی
واکنش‌های عاطفی نامناسب یا شدید که با سن تناسب ندارند و دلیل پزشکی هم ندارند
گریه و قشقرق و جنجال در سن مدرسه
خشم شدید بدون دلیل
از دست دادن علاققه به چیزها یا کارهایی که کودک قبلا به آنها علاقه داشته
گریه تسکین‌ناپذیر
کودک بسیار کمتر از گذشته احساسات مختلف نشان می‌دهد و دیگر نمی‌تواند به دیگران ابراز علاقه کند
مشکل تمرکز
واکنش‌های نامعمول به حضور برخی بزرگسالان
ادرار یا مدفوع در رختخواب (در حالی که این مشکل قبلا نبوده یا اینکه عمدا اتفاق می‌افتد) تنبیه برای شب ادراری حتی اگر پزشکان به پدر و مادر گفته باشند که غیر ارادی اتفاق می‌افتد
مشکلات خوردن (دزدیدن یا پنهان کردن غذا)
عقب بودن رشد جسمی، روانی، عاطفی و کلامی
واکنش نامناسب به معاینه پزشکی
فرار کردن
خودآزاری و آسیب زدن به خود

آزار جنسی: برای دختربچه‌ها بیشتر از پسربچه‌ها اتفاق می‌افتد، اما در پسربچه‌ها هم کم نیست. نکته مهم در رابطه جنسی رضایت هر دو طرف است. در فرد زیر پانزده سال در هر حالتی رابطه جنسی، سوء استفاده جنسی است. رابطه جنسی فرد بالای هجده سال با فرد زیر هجده سال هم آزار جنسی است.

آزار جنسی
علائم و نشانه‌ها توضیح
ترشح، زخم و خونریزی و آسیب در ناحیه تناسلی و مقعد بخصوص وقتی تکرار شود بدون وجود دلیل پزشکی
عفونت ادراری مکرر بدون وجود دلیل پزشکی
پیدا شدن اشیا مختلف در واژن یا مقعد
باز بودن غیر عادی مقعد در حین معاینه پزشکی بدون وجود دلیل پزشکی
هپاتیت بی یا زگیل تناسلی بخصوص در کودکی که هنوز به سن رابطه جنسی نرسیده (یا زیر ۱۵ سال) وقتی که تزریق خون آلوده مطرح نیست
حاملگی در نوجوانی
بیماری‌های آمیزشی وقتی کودک به سن رابطه جنسی نرسیده
خودآزاری
فرار
شب‌ادراری یا شب‌مدفوعی که قبلا وجود نداشته
خودآزاری و آسیب زدن به خود
رفتارهایی با مضامین جنسی که متناسب با سن نیست
پرخاشگری و خشونت بدون دلیل
انزوا، در خود رفتن، سکوت و تلخی
از دست دادن دوستان
خودداری از مدرسه رفتن
خودکشی
همیشه نگران و گوش بزنگ است و با کوچکترین صدا یا اتفاقی پریشان می‌شود

در ایران برای کمک‌‌گرفتن از متخصصان و سازمان‌های مسئول در مورد کودک‌آزاری می‌توانید با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید، یا با صدای یارا (خط تلفنی انجمن حمایت از حقوق کودکان).

دادستانی تهران هم شماره تلفنی را برای گزارش موارد کودک‌آزاری اعلام کرده و در استان‌های دیگر هم با بهزیستی یا دادستانی استان می‌توان تماس گرفت.

منبع: دکتر حسام فیروزی

آذر
۱۳
۱۳۹۶
کاهش خشونت علیه زنان نیازمند آموزش و عزم همگانی واصلاح قوانین است
آذر ۱۳ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
Noskhehchi
image_pdfimage_print

Photo: mehrnews.com

رئیس کانون وکلای دادگستری استان قزوین گفت: در کنار اصلاح و تدوین قوانین برای مقابله با خشونت علیه زنان به آموزشهای حقوقی و همگانی به مردم نیاز جدی داریم.

به گزارش خبرنگار مهر،محمد نسخه چی در دومین همایش ملی منع خشونت علیه زنان که با حضور شهیندخت ملاوردی دستیار ویژه رئیس جمهور در حقوق شهروندی، پروانه سلحشوری رئیس فراکسیون زنان مجلس، زاهدی استاندار و جمعی از بانوان در دانشگاه علوم پزشکی قزوین برگزار شد گفت: کانون وکلا، یکی از اصیل ترین نهادهای مدنی است که نقش بسزایی در احیاء حقوق عامه دارد و یکی از دلایل اثر بخشی آن در اجتماع استقلال آن است و در پرتو این استقلال است که میتوان به احقاق حقوق مردم و احیاء حقوق عامه امیدوار بود.

نسخه چی تصریح کرد: کانون های وکلای دادگستری در سراسر کشور بیش از چهل هزار وکیل دارند و بدون اینکه ذره ای از نظر مالی تحمیلی بر دولت، حکومت و خزانه داشته باشند، موضوع حق دفاع مردم را به عهده دارند و با ارائه خدمات مشاوره ای و معاضدتی و تسخیری موجب آگاهی مردم از مسائل حقوقی و حل این مسائل می شوند و در این راستا همه ارگانها و ادارات هم از خدمات وکلا بهره مند هستند.

رئیس کانون وکلای دادگستری استان قزوین یادآورشد: از این رو وکلا می توانند با همکاری نهادهای دولتی و غیردولتی برای توسعه، تقویت و اصلاح ظرفیتهای موجود برای پیشبرد حقوق شهروندی گام بردارند.

وی اضافه کرد: پدیده شوم خشونت امری بر خلاف ارزشها و احکام دین مقدس اسلام است و اعمال خشونت در شکلهای مختلف آن باعث محدویتهای زیادی برای افراد جامعه خصوصا زنان شده است.

نسخه چی بیان کرد: امروزه ریشه کن کردن خشونت در جامعه و ایجاد بستر مناسب برای رشد و تعالی کودکان و زنان نیاز به عزم ملی دارد و همه نهادهای دولتی و غیر دولتی وظیفه دارند تا در طرحها و برنامه های خود به آن توجه کنند و زمینه ایجاد خشونت را از بین ببرند.

وی تصریح کرد:خشونت در شکلهای مختلف زمینه ساز بسیاری از ناهنجاریها در جامعه می شود و بی توجهی به آن باعث شده تا این پدیده در جامعه فراگیر شود و ما در برخوردهای اجتماعی کمتر شاهد تحمل پذیری و مدارا باشیم.

نسخه چی یادآورشد: صرف نظر از اصلاح و تدوین قوانین که برای مبارزه با خشونت امری ضروری است ما برای مقابله با خشونت، نیاز به آموزشهای حقوقی و همگانی به مردم داریم.

وی اظهارداشت: وکلای دادگستری به واسطه آگاهی از قوانین و ارتباطی که با مردم و بزه دیدگان دارند، می توانند خلاءهای قانونی در حوزه های مختلف از جمله موضوع زن و خانواده و خشونت علیه زن را شناسایی و یافته های خود را به نمایندگان دولت و مجلس جهت اصلاح قوانین ارائه کنند و با آموزش همگانی و عمومی به مردم گامی در مهار خشونت بردارند.

منبع: خبرگزاری مهر