صفحه اصلی  »  آموزش
image_pdfimage_print
اردیبهشت
۱۱
تدابیر کلی پیشگیرانه از خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Woman with her hand extended signaling to stop (only her hand is in focus)
image_pdfimage_print

 Photo: Dean Drobot/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوقی

بر اساس یک تقسیم‌بندی کلی در حوزه جرم‌شناسی هر انحراف اجتماعی یا هر جرم را می‌توان فرآیندی محسوب کرد که سه مرحله دارد. مرحله اول زمان قبل از وقوع انحراف است. در این مرحله علل و عوامل متعددی که باعث بروز انحراف می‌شود مورد بررسی قرار می‌گیرد. مرحله دوم زمان ارتکاب انحراف اجتماعی یا جرم است که بیشتر نحوه برخورد با انحراف و یا اعمال مجازات مورد توجه این مرحله است و مرحله سوم پس از وقوع انحراف است. در این مرحله آثار انحراف بر جامعه و قربانی بررسی می‌شود و حمایت از قربانی و اصلاح بزه‌دیده  بحث و مطالعه می شود. از آنجا که خشونت خانگی نیز یک رفتار انحرافی و مضر به جامعه است و دارای یک سیر زمانی است، این تقسیم‌بندی در مورد آن صدق می‌کند. به عبارتی خشونت خانگی را نباید پدیده‌ای آنی دانست که در یک لحظه اتفاق می‌افتد و تمام می‌شود بلکه خشونت خانگی یک فرآیند است که در طول زمان اتفاق می‌افتد. طبیعتا علل و عواملی که می‌تواند فرهنگی، اقتصادی، روانی و غیره باشد بر وقوع خشونت خانگی تاثیر بگذارد. به دیگر سخن وجود خشونت خانگی در یک جامعه قطعا به دلیل وجود علل و عوامل متعدد است و از این رو بهترین نوع و روش برخورد با انحرافات اجتماعی و جرایم همچون خشونت خانگی، پیشگیری از آن است.

مرحله اول انحراف اجتماعی یعنی قبل از وقوع، مهمترین مرحله‌ای است که باید به آن توجه شود. نمی‌توان بدون ریشه‌یابی عواملی که باعث خشونت خانگی می‌شوند و پیشگیری از آن، مبارزه‌ای جدی با خشونت خانگی داشت. توجه صرف به برخورد با مرتکب خشونت خانگی یا ترمیم خسارت‌های قربانی به تنهایی نمی‌تواند خشونت خانگی در یک جامعه را به طور معناداری کاهش دهد. به همین دلیل قوانین کشورها و همچنین سیاست‌های پیش‌بینی شده ضروری است تدابیر پیشگیرانه و بازدارانده اعمال کنند. بخشی از این تدابیر ممکن است تدابیر قانونی باشد. به عنوان مثال در قانون مدنی ایران پیش‌بینی شده است که در صورتی که زندگی زوجه در منزل مشترک متضمن «خوف جانی» باشد، زن می‌تواند خانه را ترک کند و این امر او را حقوق مالی محروم نخواهد کرد. این قانون را می‌توان ابزاری قانونی برای پیشگیری خشونت خانگی دانست. اما مهمترین تدابیر پیشگیرانه، تدابیر غیرحقوقی هستند. به این معنا که ضروری است تمامی راه‌هایی که می‌تواند باعث بروز خشونت خانگی شود مسدود شوند و در جامعه شهروندان به صورتی تربیت شوند که خشونت خانگی را زشت بدانند.

در این نوشته به برخی از تدابیر پیشگیرانه در مورد خشونت خانگی اشاره می‌شود.

آموزش

آموزش از دوران کودکی قطعا یکی از مهمترین تدابیری است که می‌تواند برای پیشگیری از خشونت خانگی اعمال شود. بسیاری از کسانی که در ایران مرتکب خشونت خانگی می‌شوند اعتقادی به قبیح بودن این مساله ندارند. از طرف دیگر ممکن است قربانی خشونت خانگی نیز اطلاعی از حقوق خود و اینکه چگونه باید با خشونت خانگی برخورد کند ندارد. از این رو ضروری است در سیستم آموزشی کشور واحدهای درسی در رابطه با مهارت‌های کنترل خشم و همچنین نحوه برخورد با خشونت خانگی ارائه شود. افراد از سن کودکی لازم است با حقوق و آزادی‌های خود آشنا شده و همچنین حل و فصل مشکلات از طرق مسالمت‌آمیز و غیر خشن را آموزش ببینند. این در حالی است که در سیستم آموزشی ایران از دوران ابتدایی تا دوران تحصیلات عالیه، هیچ‌گونه آموزشی در رابطه با این موضوع وجود ندارد.

فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها

راهکار دیگری که می‌تواند در پیشگیری از خشونت خانگی تاثیرگذار باشد، فرهنگ‌سازی آموزش همگانی شهروندان از طریق رسانه‌های عمومی است. رسانه‌های عمومی می‌توانند با تهیه برنامه‌های صوتی و تصویری شهروندان را در زمینه خشونت خانگی مطلع کنند و در فرهنگ‌سازی تقبیح خشونت خانگی موثر باشند. طبیعتا سیاست کراهت‌سازی از خشونت خانگی می‌تواند جامعه را نسبت به خشونت خانگی حساس کند و فرصت اعمال خشونت را محدود نماید. با این وجود در رادیو و تلوزیون ایران که به طور کامل در اختیار دولت است، هیچ‌گونه سیاستی برای کراهت‌سازی از خشونت خانگی  وجود ندارد. عدم توجه دولت به فرهنگ‌سازی صحیح در باب خشونت خانگی در کنار بافت سنتی و مذهبی در ایران، سبب شده است مصادیق زیادی از خشونت خانگی امری عادی تلقی شده و در برخی نقاط خشونت نشانه‌ای از درستی و غیرت و مردانگی باشد و حتی قربانیان نیز آن را خشونت تلقی نکنند. طبیعتا وجود چنین باورهایی بستر مناسبی برای بروز خشونت خانگی خواهند بود. از این رو قطعا رسانه‌های دولتی موظف به اصلاح چنین باورهایی هستند.

تاسیس خانه‌های امن

وجود پناهگاه‌هایی که قربانیان ناتوان خشونت خانگی بتوانند در آنجا به صورت موقت سکونت کنند، از طرفی نوعی حمایت از قربانیان است و از طرف دیگر به نوعی تدبیر پیش‌گیری‌کننده از تکرار خشونت خانگی می‌باشد. شخصی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته است و احتمال تکرار این خشونت وجود دارد، لازم است به محلی دیگر دسترسی داشته باشد تا مجبور به تحمل خشونت نباشد چرا که ادامه زندگی در آن محل وی را بیش از پیش در معرض خشونت خانگی قرار می‌دهد و امکان دارد با ادامه خشونت زندگی وی به صورت جدی به خطر بیفتد. در مواردی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است مکان‌هایی وجود داشته باشند که قربانی به آنها مراجعه کند. این‌گونه مکان‌ها با نام‌های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می‌شوند.

در بسیاری از کشورها این گونه مکان‌ها از طرف دولت‌ها و یا نهادهای غیر دولتی تأسیس شده و به مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی تبدیل شده‌اند. این مکان‌ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. همچنین باید امکاناتی از قبیل برنامه‌های ویژه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره‌ای در اختیار قربانیان خشونت خانگی به ویژه زنان قرار دهد. برای یافتن محل سکونت دائمی‌تر و حتی توانمند‌سازی و کارایی نیز می‌بایست برای زنان مساعدت‌هایی در نظر گرفته شود. وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت‌بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده است که تکرار خشونت خانگی در برخی موارد به دلیل این است که قربانی محلی برای سکونت ندارد و مجبور است با خشونت کنار بیاید و آن را تحمل کند.

خدمات تامین اجتماعی به زنان فاقد درآمد

یکی دیگر از عواملی که در ایران سبب بروز خشونت خانگی علیه زن می شود، نبود استقلال مالی و درآمد زن است. این امر باعث شده است که زنان برای امرا معاش و گذران زندگی محتاج به شوهران خود باشند و در صورت بروز خشونت از طرف شوهر مجبور به تحمل آن باشند. چنان‌چه زنی شغلی داشته و درآمد مستقلی داشته باشد قطعا امکان مستقل شدن و ترک خانه وجود دارد اما زنان خانه دار توان مالی برای برقراری زندگی مستقل را نخواهند داشت. از این رو بهتر است تدابیری پیشگیری شود که زنان خانه دار و فاقد درآمد از حقوق ماهیانه برخوردار شوند.

فراهم کردن امکان تحقیقات

طبیعی است بدون بررسی و ریشه‌یابی عوامل خشونت خانگی نمی‌توان سیاست‌های پیشگیرانه نسبت به آن اعمال نمود. این مهم صرفا با ایجاد شرایط و امکانات لازم در جهت انجام پژوهش‌های تخصصی در این مورد امکان‌پذیر است. ضروری است تدابیری پیش‌بینی شود تا متخصصان امر به راحتی بتوانند به داده‌ها و اطلاعاتی که مورد نیاز است دسترسی داشته باشند. متاسفانه در ایران هر چند تحقیقاتی در این مورد انجام شده است لکن شرایط لازم برای انجام پژوهش در مورد خشونت خانگی فراهم نیست. قوه قضائیه معمولا اجازه دسترسی به پرونده‌ها را به محققان نمی‌دهد. سازمان‌ها هم وظیفه‌ای قانونی برای همکاری با محققان ندارند. از این رو ضروری است قوانینی تصویب شود که ارگان‌های دولتی را موظف به همکاری با محققان نماید.

اسفند
۱۱
توقف حلقه خشونت چگونه ممکن است؟
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, , , ,
Friends series - detail of two teenage girls one comforts and regrets another
image_pdfimage_print

photo: Martinan/bigstock.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پرسش: سه سال است که ازدواج کرده‌ام. از همان روزهای اول حتی قبل از عروسی همسرم خشونت را به صورت کلامی آغاز کرد و تا الان دیگر دست بزن هم پیدا کرده است. همیشه باید مواظب باشم حرفی نزنم که عصبانی شود اگرنه روزگارم سیاه است. هربار من قهر می‌کنم و به خانه پدرم می‌روم و او هم برایم طلا و جواهر می‌خرد و به التماس من رابرمی‌گرداند. آخرین بار بهش گفتم که به شرطی میایم که پیش روانشناس برویم. قبول کرد. منهم وقت گرفتم والان چهار جلسه خودم رفتم ولی او هربار بهانه میاورد و نمیاید. چکار کنم؟ بچه هم ندارم.

پاسخ: دوست عزیز از وضعیت زندگی شما متاسفم. البته در مواردی هم جای خوشحالی هست. اینکه فرزندی ندارید، و می‌توانید روی خانه پدری خود حساب کنید، و این‌که به خدمات مشاوره و روانشناسی اعتقاد دارید از جمله آن موارد است. با ذکر چند نکته جهت آموزش عمومی به سوال شما پاسخ می‌دهم.

اگر نگوییم همه لااقل بسیاری از خشونت‌گران مدت کوتاهی بعد از آشنایی خلق و خوی و رویه رفتاری خود را به درجات و اشکال مختلف نشان می‌دهند. متاسفانه بازهم در بسیاری از موارد، نه قربانی و نه خانواده او این مسئله را جدی نمی‌گیرند و با توجیهاتی نظیر «به دلیل علاقه زیاد است»، «بعد از ازدواج خوب می‌شود»، «با من این‌گونه رفتار نخواهد کرد»،  یا «اگر حرفش را گوش کنم درست می‌شود»، رابطه را ادامه می‌دهند. به جاست در این مورد به افرادی که در یک رابطه قرار دارند و همین‌طور خانواده‌های آنها هشدار داده شود که نشانه‌هایی از قبیل عصبانیت زیاد، رفتارهای کنترل کننده، بدبینی، تحکم، ایجاد محدودیت، خشونت کلامی، عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، و … را جدی بگیرند و در صورت لزوم رابطه را از همان قدم‌های اول قطع کنند.

تقصیر توست که مرا عصبانی می‌کنی

تقریبا همه افراد خشونت‌گر می‌گویند «تقصیر توست که مرا عصبانی می‌کنی» و متاسفانه قربانیان این مسئله را باور می‌کنند. این‌طور نیست. همه مردم دنیا عصبانی می‌شوند، پس چرا همه دست به پرخاشگری و خشونت نمی‌زنند؟ هرکس مسئول رفتار خودش است و باید به اصلاح و یا درمان ناهنجاری‌های رفتاری خود بپردازد. اگر از همان قدم‌های اول به خشونت‌گران گفته شود که عصبانیت و خشونت دو مقوله جدا از هم هستند و کسی به جز خودشان مقصر رفتار آنها نیست، مجبور می‌شوند به هر ترتیب خود را اصلاح کنند و یا رابطه ادامه نمی‌یابد.

خیلی خوب است که والدین شما از مشکل شما اطلاع دارند و شما در خانه خود می‌پذیرند. این شانسی است که همه قربانیان  خشونت خانگی از آن برخوردار نیستند. در همین زمینه بخوانید: نقش خانواده درپیشگیری خشونت خانوادگی، دوران پیش ازدواج. امیدوارم همه خانواده‌ها از فرزند خود که به هر شکل تحت خشونت قرار دارد حمایت کنند. شما از واکنش‌های بعدی والدین خود چیزی ننوشته‌اید ولی حدس می‌زنم که به جز پناه دادن به شما، اقدام دیگری نمی‌کنند. آنها می‌بایست تلاش کنند شما به رابطه خشونت‌بار باز نگردید. آن طلاها و جواهرات، ارزش عمر و سلامت روحی و جسمی شما را دارند؟ اینها را تمام ثروت دنیا هم نمی‌توانند برای شما خریداری کنند و یا به شما برگردانند.

برای پایان دائمی خشونت کاری کنید

به شما توصیه می‌کنم دفعه دیگر که به خانه پدری رفتید، نزد همسر خود برنگردید. قبلا با والدین خود هماهنگ کنید و شروط لازم را تعیین کنید و وقتی به دنبال شما آمد، به او تسلیم کنید. پیشنهاد می‌کنم شرایط شما حتما شامل حق طلاق (اگر ندارید) و مراجعه به روانپزشک و روانشناس برای کنترل خشم، و تعهد جدی برای عدم تکرار هرگونه خشونتی باشد. موارد خشونت را هم مشخص کنید چون از دید آنها تقریبا هیچ‌‌کاری خشونت خانگی محسوب نمی‌شود. بهتر است این شرایط در حضور بزرگترهای هر دو طرف عنوان شود. قدم بعدی شما که مهمترین قدم است، ایستادگی بر سر شرایط است. بگویید تنها وقتی به خانه بازخواهید گشت که کلیه این شرایط انجام شده باشد. به هیچ وجه به قول و قرار ایشان و حتی بزرگترهایشان اعتماد نکنید. تقریبا تمام خشونتگران حتی اگر بخواهند هم بدون کمک تخصصی قادر به کنترل هیجانات و رفتارهای خود نیستند. وکالت‌نامه طلاق بلاعزل (و در صورت لزوم سایر حقوق قانونی از قبیل حق خروج از کشور، مسکن، تحصیل، شغل، حضانت فرزندان آتی و …) را زیر نظر یک وکیل دادگستری یا مشاور رسمی حقوقی تنظیم کنید و از ایشان بخواهید که در محضر اسناد رسمی آن‌را به ثبت برساند. در این رابطه می‌توانید از مشاوران حقوقی خانه امن کمک بگیرید. یادتان باشد اگر ایشان به شما گفت که باید با هم به محضر بروید، گول نخورید. برای دادن وکالت، نیازی به حضور موکل نیست و تنها مدارک شما مثل شناسنامه و کارت ملی لازم است. به ایشان و خانواده شان بگویید که همسرتان باید زیر نظر شما، به هر روانپزشک و روانشناسی که شما خواستید مراجعه کند و درمان خود را به صورت پی‌گیر ادامه بدهد و شما وقتی به خانه بازخواهید گشت که هردوی آنها بگویند که او درمان شده و یا موفق به کنترل خشم خود شده است. برای یافتن روانپزشک حاذق و با تجربه و روانشناسی که بتواند به همسر شما کمک کند، از هر راهی که می‌توانید اقدام کنید. در مورد روانشناس به یاد داشته باشید که تنها روانشناس بالینی و یا متخصص سلامت روان به کار ایشان می‌آیند و حتما مواظب باشید که پروانه تخصصی کار از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران داشته باشند. این کار به راحتی از طریق مراجعه به سایت رسمی سازمان و جستجوی نام روانشناس مورد نظرتان ممکن است: http://www.pcoiran.ir/

مهلت تعیین کنید

برای اجرای شرایط خود، مدت زمان منطقی اما محدودی را تعیین کنید و ذکر کنید که تنها یکبار دیگر به ایشان فرصت می‌دهید. یک ماه زمان منطقی نیست و یکسال و دو سال هم بسیار طولانی است. البته این زمان بستگی به شرایط شما دارد. بهتر است قبل از هرکاری ایشان را وادار کنید که وکالت‌نامه طلاق بلاعزل را به شما بدهند تا اگر از مدت تعیین شده عبور کردید و ایشان تلاشی نکرده بودند، بتوانید راسا برای جدایی اقدام کنید. می‌توانید اصلا این شرط را پیش شرط مذاکره بازگشت قرار دهید.

نمی‌دانم تخصص فردی که شما به تنهایی به او مراجعه کرده اید چیست. در کنارروانپزشک و روانشناس بالینی و پس از طی مراحل اولیه درمان، هردوی شما نیاز به خدمات مشاوره خانواده دارید. این‌کار متخصص ویژه خود را می‌طلبد. حتی در امریکا، موارد بی‌شماری را مشاهده کرده‌ام که زوج‌ها برای حل اختلافات خود به کسی غیر از مشاور خانواده یا زوج درمانگر مراجعه می‌کنند و البته اغلب به نتیجه نمی‌رسند.

آموزش آموزش آموزش

ای کاش می‌شد به صورت عمومی انواع گرایش‌های روانشناسی و مشاوره را آموزش داد تا مردم بدانند که برای هر مشکلی به چه متخصصی باید مراجعه کنند. آموزش‌هایی که مشاورین خانواده می‌بینند با سایر رشته ها متفاوت است. به عنوان مثال روانشناسان بالینی و متخصصین سلامت روان، بیشتر از منظر آسیب‌شناسی و در سطح فردی آموزش میبینند. در این دیدگاه، حتی مشکلات بین فردی ریشه درمسائل یکی از دو یا چند طرف رابطه دارد و پس از تشخیص باید روی آن فرد تمرکز کرد تا مشکل حل شود. اینطور نیست. مشاورین خانواده و زوج درمانگرها، به شیوه ای آموزش میبینند که مشکلات را در سیستم روابط جستجو میکنند و برای حل مشکل همه افرادی که در آن رابطه قرار دارند را مشارکت میدهند. همانطور که مشاور خانواده نمیتواند به درمان خشونتگری همسر شما کمک کند، سایر متخصصین هم  کار چندانی برای بهبود رابطه زوجی شما نمیتوانند انجام دهند. برای شما آرزوی موفقیت می کنم.

بهمن
۱
تجربه خشونت خانگی و عدم انگیزه برای رابطه عاطفی جدید
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, , , , , ,
strong facial expression concept - young frightened woman portrait with worried emotion on her face
image_pdfimage_print

Photo: Maksim Toome/bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پرسش: من ۵۱ ساله هستم و سه فرزند دختر دارم که آخرین آنها را یک سال پیش شوهر دادم. همسرم وقتی بچه ها کوچک بودند تصادف کرد و فوت کرد. دختر کوچکم بعد از شش ماه عروسی با چشم گریان و بدن کبود شده به خانه برگشت و گفت که از همان شب اول عروسی کتک خورده است ودیگر طاقتش تمام شده است. از عموهایش کمک گرفتم و بعد از شش ماه به زور طلاقش را گرفتیم. دخترم هم خیلی زیباست و هم تحصیل‌کرده و نجیب وبا وجود مطلقه بودن خواستگاران خوبی دارد ولی حاضر نیست حتی در موردشان حرف بزند. می‌گوید به روح پدرش قسم خورده که تا آخر عمر ازدواج نکند. شبها در خواب جیغ می‌کشد. اوایل اصرار می‌کردم حالا فکر میکنم شاید حق داشته باشد. نظر شما چیست؟

پاسخ: دوست عزیز از سوال خیلی خوب شما متشکرم. خیلی متاسفم که دختر شما با وجود دارا بودن شرایطی که ذکر کردید، بدون تحقیق و بررسی‌های لازم با فرد نامناسبی ازدواج کرد. دردناک است که کتک شب اول عروسی و شش ماه متعاقب آن را تحمل کرده و به شما پناه نیاورده است. کسی را می‌شناسم که شب عروسی با همان لباس عروس با مشاهده چنین رفتاری از همسرش، به خانه پدرش بازگشته بود. کاش دختران و پسران خود را از کودکی جوری بار بیاوریم که نه ظلم بکنند و نه ظلم بپذیرند. کاش روابطی با آنها ایجاد کنیم که همیشه مشکلات خود را نزد ما بیاورند. باید دید علت شش ماه پنهان‌کاری دختر شما چه بوده است.

شبکه حمایت اجتماعی

چقدر خوب است که شما از برادران همسر مرحوم خود کمک گرفته اید. ایجاد یک شبکه حمایت اجتماعی و استفاده از آن، یک گام بسیار مهم در پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی است. متاسفانه خانواده‌ها اغلب از ترس «آبرو و حرف مردم» اینکار را نمی‌کنند. لازم نیست مشکل خشونت خانگی را به همه اعلام کنند. تنها باید از نزدیکان معتمد و کسانی که امکان حمایت از قربانی را دارند کمک گرفت. خوشحالم که شما با استفاده از شبکه حمایت خانوادگی حتی در زمانی که حلقه ارتباطی شما با آن شبکه یعنی همسر مرحومتان از بین رفته، توانستید دخترتان را نجات بدهید.

اختلال اضطراب پس ضربه‌ای

واکنش‌های دختران طبیعی است ولی نیازبه درمان دارد. آیا شما می‌دانید طی آن شش ماه چه بر او رفته است؟ شش ماه مداوم آزار دیدن، کتک خوردن در لباس عروسی مسائلی نیستند که انسان بتواند به سادگی از آنها عبور کند. علت جیغ کشیدن‌های شبانه او ابتلا به نوعی آسیب روحی به نام PSTD  یا اختلال اضطراب پس ضربه‌ای است. او شب‌ها کابوس زندگی قبلی خود را می‌بیند و بی اختیار فریاد می‌کشد. این اختلال به خودی خود درمان نمی‌شود و نیاز به کمک تخصصی دارد. ابتدا او را نزد یک روانشناس بالینی با تجربه ببرید و اگر ایشان توصیه کرد به روانپزشک هم مراجعه کنید و به صورت پیگیر روند درمان دخترتان را دنبال کنید تا بهبودی حاصل شود.

واکنش هیجانی دختران در مورد ازدواج هم طبیعی است. البته مثل مورد فوق، این واکنش باید تعدیل و اصلاح شود. همسران قرار است و می‌بایست در مقابل تمام خطرات و نا‌امنی‌های دنیا یکدیگر را حمایت کنند. وقتی همسر کسی نه تنها حامی و پشتیبان او نیست، بلکه خود بزرگترین منبع تهدید، خطر و ناامنی است، تمام طرح‌واره‌های آن فرد در مورد روابط خانوادگی و زوجی به هم می‌ریزد. اگر این هیجانات زیر نظر متخصص مورد پردازش قرار نگیرند و اصلاح نشوند، در فرد ایجاد گرایش‌های افراطی مثل دختر شما می‌کنند.

آخرین تحقیقات علوم اعصاب و نتایج تصویربرداری‌های پیشرفته مغزی نشان داده است که انسان با یک نیاز نیرومند به پیوند عاطفی به دنیا می‌آید و تا پایان عمر این نیاز را حفظ میکند. پیشترها، زمانی که جان بالبی نظریه دلبستگی را مطرح کرد، تصور بر این بود که این نیاز تنها مربوط به دوره کودکی است. ولی تحقیقات اخیر اثبات کرده است که انسان تا آخر عمر نیازمند وجود لااقل یک رابطه نزدیک، دائمی، و محبت‌آمیز در زندگی خود است. تنها شکل این نیاز و منبع رفع آن در مراحل مختلف زندگی متفاوت است. امیدوارم علاوه بر شما دخترتان هم این مطلب را بخواند و خودش اقدام به تحقیق کند. تصمیم ایشان مبنی بر ازدواج نکردن تا پایان عمر، نه تنها باعث آرامش ایشان نمی‌شود، بلکه مشکلات عدیده ای برایشان به وجود می‌آورد.

شانس موفقیت ازدواج دوم کمتر است

در پایان به شما توصیه می‌کنم که برای ازدواج دوم ایشان بسیار احتیاط کنید. آمارها نشان میدهد که شانس موفقیت ازدواج های دوم، مخصوصا اگر پای فرزند یا فرزندانی در میان باشد به مراتب کمتر از ازدواج اول است. یک دلیل برای این مسئله عدم دقت کافی دو طرف هنگام انتخاب است. کم نیستند مواردی که خانم‌های مطلقه یا همسر از دست داده، با دیدن اولین خواستگار، گمان می‌کنند که به دلیل وضعیتشان، با تنها شانس زندگی خود مواجه شده اند و به هیچ قیمت نباید آنرا از دست بدهند! برای دختر شما آرزوی موفقیت میکنم

دی
۲۲
توقف حلقه خشونت چگونه ممکن است؟
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, , , , ,
Worried married couple making decision about divorce
image_pdfimage_print

photo: Kasia Bialasiewicz/bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پرسش: سه سال است که ازدواج کرده‌ام. از همان روزهای اول حتی قبل از عروسی همسرم خشونت را به صورت کلامی آغاز کرد و تا الان دیگر دست بزن هم پیدا کرده است. همیشه باید مواظب باشم حرفی نزنم که عصبانی شود اگرنه روزگارم سیاه است. هربار من قهر می‌کنم و به خانه پدرم می‌روم و او هم برایم طلا و جواهر می‌خرد و به التماس من رابرمی‌گرداند. آخرین بار بهش گفتم که به شرطی میایم که پیش روانشناس برویم. قبول کرد. منهم وقت گرفتم والان چهار جلسه خودم رفتم ولی او هربار بهانه میاورد و نمیاید. چکار کنم؟ بچه هم ندارم.

پاسخ: دوست عزیز از وضعیت زندگی شما متاسفم. البته در مواردی هم جای خوشحالی هست. اینکه فرزندی ندارید، و می‌توانید روی خانه پدری خود حساب کنید، و این‌که به خدمات مشاوره و روانشناسی اعتقاد دارید از جمله آن موارد است. با ذکر چند نکته جهت آموزش عمومی به سوال شما پاسخ می‌دهم.

اگر نگوییم همه لااقل بسیاری از خشونت‌گران مدت کوتاهی بعد از آشنایی خلق و خوی و رویه رفتاری خود را به درجات و اشکال مختلف نشان می‌دهند. متاسفانه بازهم در بسیاری از موارد، نه قربانی و نه خانواده او این مسئله را جدی نمی‌گیرند و با توجیهاتی نظیر «به دلیل علاقه زیاد است»، «بعد از ازدواج خوب می‌شود»، «با من این‌گونه رفتار نخواهد کرد»،  یا «اگر حرفش را گوش کنم درست می‌شود»، رابطه را ادامه می‌دهند. به جاست در این مورد به افرادی که در یک رابطه قرار دارند و همین‌طور خانواده‌های آنها هشدار داده شود که نشانه‌هایی از قبیل عصبانیت زیاد، رفتارهای کنترل کننده، بدبینی، تحکم، ایجاد محدودیت، خشونت کلامی، عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، و … را جدی بگیرند و در صورت لزوم رابطه را از همان قدم‌های اول قطع کنند.

تقصیر توست که مرا عصبانی می‌کنی

تقریبا همه افراد خشونت‌گر می‌گویند «تقصیر توست که مرا عصبانی می‌کنی» و متاسفانه قربانیان این مسئله را باور می‌کنند. این‌طور نیست. همه مردم دنیا عصبانی می‌شوند، پس چرا همه دست به پرخاشگری و خشونت نمی‌زنند؟ هرکس مسئول رفتار خودش است و باید به اصلاح و یا درمان ناهنجاری‌های رفتاری خود بپردازد. اگر از همان قدم‌های اول به خشونت‌گران گفته شود که عصبانیت و خشونت دو مقوله جدا از هم هستند و کسی به جز خودشان مقصر رفتار آنها نیست، مجبور می‌شوند به هر ترتیب خود را اصلاح کنند و یا رابطه ادامه نمی‌یابد.

خیلی خوب است که والدین شما از مشکل شما اطلاع دارند و شما در خانه خود می‌پذیرند. این شانسی است که همه قربانیان  خشونت خانگی از آن برخوردار نیستند. در همین زمینه بخوانید: نقش خانواده درپیشگیری خشونت خانوادگی، دوران پیش ازدواج. امیدوارم همه خانواده‌ها از فرزند خود که به هر شکل تحت خشونت قرار دارد حمایت کنند. شما از واکنش‌های بعدی والدین خود چیزی ننوشته‌اید ولی حدس می‌زنم که به جز پناه دادن به شما، اقدام دیگری نمی‌کنند. آنها می‌بایست تلاش کنند شما به رابطه خشونت‌بار باز نگردید. آن طلاها و جواهرات، ارزش عمر و سلامت روحی و جسمی شما را دارند؟ اینها را تمام ثروت دنیا هم نمی‌توانند برای شما خریداری کنند و یا به شما برگردانند.

برای پایان دائمی خشونت کاری کنید

به شما توصیه می‌کنم دفعه دیگر که به خانه پدری رفتید، نزد همسر خود برنگردید. قبلا با والدین خود هماهنگ کنید و شروط لازم را تعیین کنید و وقتی به دنبال شما آمد، به او تسلیم کنید. پیشنهاد می‌کنم شرایط شما حتما شامل حق طلاق (اگر ندارید) و مراجعه به روانپزشک و روانشناس برای کنترل خشم، و تعهد جدی برای عدم تکرار هرگونه خشونتی باشد. موارد خشونت را هم مشخص کنید چون از دید آنها تقریبا هیچ‌‌کاری خشونت خانگی محسوب نمی‌شود. بهتر است این شرایط در حضور بزرگترهای هر دو طرف عنوان شود. قدم بعدی شما که مهمترین قدم است، ایستادگی بر سر شرایط است. بگویید تنها وقتی به خانه بازخواهید گشت که کلیه این شرایط انجام شده باشد. به هیچ وجه به قول و قرار ایشان و حتی بزرگترهایشان اعتماد نکنید. تقریبا تمام خشونتگران حتی اگر بخواهند هم بدون کمک تخصصی قادر به کنترل هیجانات و رفتارهای خود نیستند. وکالت‌نامه طلاق بلاعزل (و در صورت لزوم سایر حقوق قانونی از قبیل حق خروج از کشور، مسکن، تحصیل، شغل، حضانت فرزندان آتی و …) را زیر نظر یک وکیل دادگستری یا مشاور رسمی حقوقی تنظیم کنید و از ایشان بخواهید که در محضر اسناد رسمی آن‌را به ثبت برساند. در این رابطه می‌توانید از مشاوران حقوقی خانه امن کمک بگیرید. یادتان باشد اگر ایشان به شما گفت که باید با هم به محضر بروید، گول نخورید. برای دادن وکالت، نیازی به حضور موکل نیست و تنها مدارک شما مثل شناسنامه و کارت ملی لازم است. به ایشان و خانواده شان بگویید که همسرتان باید زیر نظر شما، به هر روانپزشک و روانشناسی که شما خواستید مراجعه کند و درمان خود را به صورت پی‌گیر ادامه بدهد و شما وقتی به خانه بازخواهید گشت که هردوی آنها بگویند که او درمان شده و یا موفق به کنترل خشم خود شده است. برای یافتن روانپزشک حاذق و با تجربه و روانشناسی که بتواند به همسر شما کمک کند، از هر راهی که می‌توانید اقدام کنید. در مورد روانشناس به یاد داشته باشید که تنها روانشناس بالینی و یا متخصص سلامت روان به کار ایشان می‌آیند و حتما مواظب باشید که پروانه تخصصی کار از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران داشته باشند. این کار به راحتی از طریق مراجعه به سایت رسمی سازمان و جستجوی نام روانشناس مورد نظرتان ممکن است: http://www.pcoiran.ir/

مهلت تعیین کنید

برای اجرای شرایط خود، مدت زمان منطقی اما محدودی را تعیین کنید و ذکر کنید که تنها یکبار دیگر به ایشان فرصت می‌دهید. یک ماه زمان منطقی نیست و یکسال و دو سال هم بسیار طولانی است. البته این زمان بستگی به شرایط شما دارد. بهتر است قبل از هرکاری ایشان را وادار کنید که وکالت‌نامه طلاق بلاعزل را به شما بدهند تا اگر از مدت تعیین شده عبور کردید و ایشان تلاشی نکرده بودند، بتوانید راسا برای جدایی اقدام کنید. می‌توانید اصلا این شرط را پیش شرط مذاکره بازگشت قرار دهید.

نمی‌دانم تخصص فردی که شما به تنهایی به او مراجعه کرده اید چیست. در کنارروانپزشک و روانشناس بالینی و پس از طی مراحل اولیه درمان، هردوی شما نیاز به خدمات مشاوره خانواده دارید. این‌کار متخصص ویژه خود را می‌طلبد. حتی در امریکا، موارد بی‌شماری را مشاهده کرده‌ام که زوج‌ها برای حل اختلافات خود به کسی غیر از مشاور خانواده یا زوج درمانگر مراجعه می‌کنند و البته اغلب به نتیجه نمی‌رسند.

آموزش آموزش آموزش

ای کاش می‌شد به صورت عمومی انواع گرایش‌های روانشناسی و مشاوره را آموزش داد تا مردم بدانند که برای هر مشکلی به چه متخصصی باید مراجعه کنند. آموزش‌هایی که مشاورین خانواده می‌بینند با سایر رشته ها متفاوت است. به عنوان مثال روانشناسان بالینی و متخصصین سلامت روان، بیشتر از منظر آسیب‌شناسی و در سطح فردی آموزش میبینند. در این دیدگاه، حتی مشکلات بین فردی ریشه درمسائل یکی از دو یا چند طرف رابطه دارد و پس از تشخیص باید روی آن فرد تمرکز کرد تا مشکل حل شود. اینطور نیست. مشاورین خانواده و زوج درمانگرها، به شیوه ای آموزش میبینند که مشکلات را در سیستم روابط جستجو میکنند و برای حل مشکل همه افرادی که در آن رابطه قرار دارند را مشارکت میدهند. همانطور که مشاور خانواده نمیتواند به درمان خشونتگری همسر شما کمک کند، سایر متخصصین هم  کار چندانی برای بهبود رابطه زوجی شما نمیتوانند انجام دهند. برای شما آرزوی موفقیت می کنم.

دی
۹
محرومیت ۱۱۳ کودک از تحصیل به دلیل تعصبات فرهنگی والدین در خراسان شمالی
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
education and home concept - stressed student girl with books, indian girl child tired of studying or doing homework, asian girl studying and stressed, with globe toy and coffee mug
image_pdfimage_print

Photo: ubodhsathe/Bigstockphoto.com

معاون آموزش متوسطه اداره کل آموزش و پرورش خراسان‌ شمالی گفت: طی سال تحصیلی جاری یک هزار و ۲۰۴ نفر دانش آموز مقطع متوسطه اول از تحصیل بازماندند.

عباس سعیدی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: طی احصاء آمار ارسالی از سوی وزارتخانه مبنی بر تعداد دانش آموزان بازمانده از تحصیل در استان، مشخص شد که هم اکنون یک هزار و ۲۰۴ نفر از دانش آموزان متوسطه اول در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ در مدرسه حضور ندارند. از مجموع این آمار۲۳۰ نفر به دلیل ازدواج، هفت نفر فوت، ۲۵۸ نفر به دلیل ممانعت والدین به لحاظ مالی و ۵۷ نفر نیز به علت نبود سرویس ایاب و ذهاب از تحصیل محروم شده‌اند.

سعیدی افزود: ۲۳۰ نفر از دانش آموزان نیز خود مایل به ادامه تحصیل نبوده، ۱۰۹ نفر به دلیل اشتغال به کار، ۱۱۳ نفر به علت ممانعت والدین به لحاظ تعصبات فرهنگی ، ۱۰ نفر به دلیل اقامت در کانون اصلاح و تربیت و ۱۶ نفر نیز به موجب وجود بیماری از تحصیل بازمانده‌اند.

وی یادآورشد: این آمار از سامانه سناد و از مجموع دانش آموزان لازم التعلیم روزانه بوده که به تفکیک دلایل بازماندگی از تحصیل آنان احصاء شده است.

سعیدی خاطرنشان کرد: در مجموع هم اکنون ۳۶ هزار دانش آموزان در سطح استان در مقطع متوسطه اول مشغول به تحصیل هستند.

منبع: ایسنا

شهریور
۳
آموزش مهارت‌های لازم برای داشتن خانواده‌ پایدار در آمریکا
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Wedding_rings
image_pdfimage_print

رشته‌ای در دانشگاه “نورث وسترن” (در ایالت ایلینوی آمریکا) تدریس می‌شود که به دانشجویان می‌آموزد چگونه یک خانواده سالم داشته باشند.

تحقیقات نشان می‌دهد که شادی در زندگی تحت‌تأثیر کیفیت و چگونگی ازدواج افراد است؛ درحالی‌که طلاق دومین واقعه اضطراب‌آور در زندگی است که ممکن است هر کسی آن را تجربه کند. با این حال برای تقریباً نیمی ‌از همه زوج‌هایی که ازدواج می‌کنند، احتمال این‌که طلاق بگیرند وجود دارد و بسیاری از زوج‌ها هم در روابط خود احساس ناخشنودی می‌کنند و به‌طور کامل راضی نیستند.

اساتید رشته “ازدواج ۱۰۱” در دانشگاه نورث‌وسترن می‌خواهند این روند را تغییر دهند. هدف آنها این است که به دانشجویان کمک کنند تا در طول زندگی خود روابط عاشقانه پایداری داشته باشند. دانشجویان هفته‌ای یک‌بار کنفرانس داده و در قالب گروه‌های کوچک‌تر به بحث و تبادل نظر درباره موضوعاتی از قبیل خیانت، اعتیاد، پرورش کودک و مسائل زناشویی می‌پردازند.

در نگاه نخست، شاید تشکیل کلاس‌های تحقیقاتی دانشگاهی برای چنین موضوعی بیهوده به نظر برسد، اما اساتید این رشته معتقدند واحدهای آن به هیچ عنوان ساده و معمولی نبوده و همین امر موجب شده است برای حدود ۱۴ سال متوالی در این دانشگاه تدریس شود. اساتید “ازدواج ۱۰۱” معتقدند دانشگاه زمان مناسبی است برای دانشجویان تا بتوانند درباره روابط‌شان در آینده مطالبی بیاموزند.

الکساندرا سولومون استاد دانشگاه و درمان‌گر خانواده که با انستیتو خانواده دانشگاه نورث‌وسترن همکاری می‌کند، در این باره می‌گوید: “تمام سال‌های دانشگاه در این‌جا صرف این می‌شود که دانشجویان درباره این بیندیشند که چه کسی هستند؟ چه کسی را عاشقانه دوست دارند و به عنوان شریک زندگی چه می‌خواهند؟ ما در این‌جا درباره این‌که چه چیزی منجر به یک رابطه سالم می‌شود، به تفصیل و با حوصله کار می‌کنیم و آموزش می‌دهیم”. اساتید این رشته که همراه با مصاحبه با افراد متأهل و ارائه مقالات علمی ‌ارائه می‌شود، آن را نوعی مقابله علیه مشکلات بالقوه زندگی می‌دانند.

تاریخچه تحصیلات آکادمیک درباره ازدواج در آمریکا
آموزش مسائل مربوط به ازدواج در آمریکا در ابتدا به عنوان راهی برای بررسی مسائل جنسی زنان آغاز شد. استفانی کونتز رییس شورای خانواده معاصر (یک مؤسسه مردم‌نهاد و تحقیقاتی آمریکایی درباره خانواده‌های آمریکایی) و نویسنده کتاب “ازدواج، یک تاریخ” در این‌باره می‌گوید: “آموزش ازدواج صدها سال با هدف‌گذاری بر روی زنان رواج داشته است. برای سال‌ها تصور می‌شد که این وظیفه زنان است که ازدواج و زندگی متأهلی را ادامه دهد”.

در طول دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ترس از آزارهای جنسی و آینده تأهل بسیاری از طرفداران علم به‌نژادی (علم اصلاح نژاد انسان) همچون “پل پاپنو” را بر آن داشت تا نسبت به مشاوره‌های ازدواج حساس شوند. پل پاپنو خود در این‌باره چنین می‌نویسد:”اگر ما می‌خواهیم اوضاع جمعیت را بهبود بخشیم، نباید ازدواج را از افرادی که شایسته آن هستند سلب کنیم، بلکه باید کاری کنیم آن‌ها بتوانند ازدواج کنند”.

رشته‌های دانشگاهی مرتبط با ازدواج در طول سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم و درست زمانی که نرخ ازدواج بسیار بالا بوده و زنان تشویق می‌شدند که خانه‌دارانی شاد باشند، محبوب‌تر شد. کونتز در این‌باره چنین توضیح می‌دهد: “در آن زمان آموزش درباره ازدواج با تأکید بر کلیشه‌های جنسیتی، نژادی، عقاید طبقاتی درباره وضعیت‌های تأهل ایده‌آل پیش می‌رفت. عقلانیت حاکم در آن زمان این‌گونه بود که تنها راه داشتن یک ازدواج موفق آن است که زن آن دسته از آرزوهایش که حس برتری‌جویی مرد را تضعیف می‌کند را رها کرده و به خواسته‌های شوهرش اولویت بدهد”. به عنوان مثال کالج مهندسی دانشگاه نیویورک “جوایز همسر خوب” را به زنانی اعطا می‌کرد که شوهران خود را بر خود مقدم دانسته و با فراهم‌کردن آرامش و امنیت خاطر برای همسران خود باعث تمرکز حواس آن‌ها در درس‌ها می‌شدند.

طرح ازدواج سالم و موافقت نمایندگان با آن
موج دیگری در زمینه علاقه به تداوم تحصیلات آکادمیک درباره ازدواج حدود یک دهه قبل اتفاق افتاد. زمانی که دولت جورج بوش ابتکاری را با عنوان “طرح ازدواج سالم” برای بهبود اوضاع ازدواج مطرح کرد و با موافقت نمایندگان کنگره در هر دو حزب مواجه شد.

هر چند این طرح نیز با انتقاداتی روبه‌رو بود. متیو جانسون مدیر آزمایشگاه مطالعات ازدواج و خانواده در دانشگاه بینگهمتون در نیویورک در این‌باره چنین می‌گوید: “ما نمی‌دانستیم که آیا ادبیات علمی‌ موجود درباره ازدواج‌، در مورد خانواده‌های با درآمد کم نیز کاربرد دارد یا خیر؟؛ چراکه بیشتر آن‌ها برای خانواده‌های متوسط جامعه در نظر گرفته شده بودند. برخی در جوامع علمی ‌و دانشگاهی تلاش می‌کردند این‌گونه نشان دهند که صرف بودجه برای آموزش ازدواج زوج‌های کم‌درآمد خروجی لازم را نداشته باشد، اما صدای ما توسط کسانی که احساس می‌کردند این کار ارزش ریسک‌کردن را دارد شنیده شد”.

کلاس‌های آموزش ازدواج برای دانش‌آموزان دبیرستانی
این روزها کلاس‌های آموزش ازدواج بیشتر بر روی دانش‌آموزان دبیرستانی و به عنوان کلاس‌های اقتصاد و یا سلامت در خانه هدف‌گذاری شده است؛ این‌که دانش آموزان بیاموزند چگونه ساختار خانواده بر ایجاد یک فرزند خوب می‌تواند مؤثر باشد، این‌که روابط پایه‌ای و مهارت‌های ارتباطی درست را یاد بگیرند یا حتی توانایی این را پیدا کنند که حداقل برای ۲۴ ساعت از یک نوزاد نگه‌داری کنند.

“ازدواج ۱۰۱” و آموزش خودشناسی برای دستیابی به رابطه صحیح خانوادگی
“ازدواج ۱۰۱” دانشگاه نورث‌وسترن در میان رشته‌های دانشگاه‌های هم‌طراز بسیار منحصر به فرد است؛ چراکه به طور مفهومی ‌و مستقیم بر روی یادگیری‌های تجربی و خودشناسی برای تمرین حقیقی آموزش عشق‌ورزیدن و رابطه صحیح خانوادگی متمرکز شده است.

خانم سولومون در این‌باره می‌گوید: “درحالی‌که فرهنگ عامه غالباً عشق را به عنوان امری تصادفی و شانسی جلوه می‌دهد، آموختن این‌که چگونه به درستی عاشق کسی باشیم، مربوط به احساسات نیست”.

دانشجویان در این کلاس‌ها چه می‌آموزند؟
خودشناسی نخستین گام برای داشتن یک رابطه خوب است
سولومون در این‌باره می‌گوید: “ساختار این رشته بر اساس تصحیح یک سوءتعبیر است. برای این‌که ازدواج کارکرد خوبی داشته باشد، شما باید شخص درست و مورد نظر باشید. پیام ما شاید به نحوی مغایر با فرهنگ رایج باشد. تمرکز ما بر این است که آیا شما خود شخص درست و مورد نظر برای ازدواج هستید یا خیر؟ از آن‌جاکه ما در این کلاس‌ها با جوانان ۱۹-۲۰ و ۲۱ ساله روبه‌رو هستیم، بهترین کار این است که به آن‌ها کمک کنیم درک کنند خود چه کسی هستند؟ کجا هستند؟ از کجا آمده‌اند؟…؛ که اگر پاسخ این‌ها را بدانند به مرحله‌ای رسیده‌اند که می‌توانند شخص دیگری را در زندگی خود وارد کنند.

بحران‌های خانوادگی اجتناب‌ناپذیر هستند، اما می‌توان آموخت که چگونه با آن‌ها مواجه شویم
اساتید این رشته بر این باورند که خودشناسی و خودکاوی بدون دانستن این‌که فرد از کجا آمده، غیرممکن است. سولومون می‌گوید: “دانستن گذشته و این‌که در چه خانواده‌ای رشد کرده‌اید، به شما کمک می‌کند بفهمید در حال حاضر چه‌جور انسانی هستید و چه ارزش‌هایی دارید”؟ برای این‌که دانشجویان متوجه شوند چه چیزهایی نگاه آنها نسبت به عشق را ساخته و پرداخته می‌کنید، اساتید دانشگاه از آنها خواستند تا با والدین خود درباره روابطشان مصاحبه کنند.

به دانشجویان می‌آموزیم خود را قربانی ندانند
هنگامی ‌که شما دقیقاً می‌دانید که چرا رفتاری را انجام داده‌اید، بهتر با بحران‌ها – بحران‌هایی که در هر رابطه طولانی‌مدت قطعاً بروز می‌کنند- مواجه خواهید شد. این‌گونه است که خودآگاهی و خودشناسی به شما کمک می‌کند از رفتارهایی که طرف مقابل‌تان را در موضع دفاعی قرار می‌دهد، اجتناب کنید. اساتید این رشته به دانشجویان می‌آموزند سرزنش‌کردن، ساده‌انگاری‌های مبالغه‌آمیز و این‌که همواره خود را به عنوان یک قربانی در رابطه با طرف مقابل فرض کنند، جزو خصوصیات زوج‌های ناشاد بوده و منجر به ازدواج‌های شکست‌خورده می‌شود.

همچنین در این کلاس‌ها به دانشجویان می‌آموزند به جای این‌که بحران‌ها را به نحوی که حتماً باید در آن یک نفر برنده و یک نفر بازنده باشد، ببینند، بتوانند آن را موقعیتی فرض کنند که به آنها کمک می‌کند به عنوان دو انسان دوشادوش یکدیگر ایستاده و با مشکلات مواجه شوند.

یک ازدواج موفق نیازمند داشتن مهارت است
بی‌شک اصلی‌ترین مسأله در این رشته این است که پرورش روابط خوب، نیازمند مهارت است. عشق، مفهومی ‌رمانتیک است و اگر بخواهیم درباره مهارت‌سازی و مهارت‌های ارتباطی صحبت کنیم، شاید کمی‌ غیررمانتیک به نظر برسد، اما این مسأله واقعاً مهم است. یکی از اسطوره‌های محبوب فرهنگ ما درباره ازدواج این است که باید ازدواج را ساده بگیریم، اما واقعیت آن است که بیشتر ما مهارت‌های لازم برای ازدواج را نداریم. به همین دلیل است که در کلاس‌های “ازدواج ۱۰۱” علاوه بر مصاحبه با والدین، لازم است دانشجویان مصاحبه‌هایی با زوج‌های پیر و جوان در سنین متفاوت انجام داده و با کنکاش درباره پاسخ سؤالات تخصصی هدفمند، بتوانند منطق درست و صحیحی بین مطالب تئوری آموخته‌شده در کلاس‌ها و واقعیت‌های زندگی این زوج‌ها پیدا کنند.

شما و همسرتان نیازمند رسیدن به یک جهان‌بینی مشترک هستید
علی‌رغم اهمیت تعامل مناسب، باز هم بهترین تعامل‌ها نمی‌توانند به زوج‌هایی که دنیا را کاملاً متفاوت از یکدیگر می‌بینند، کمک کنند. یکی از متونی که در این رشته تدریس می‌شود کتاب “آیا عشق ما مستدام خواهد بود؟” نوشته سام‌ هامبرگ است. هامبرگ در کتاب خود چنین می‌نویسد :”برای این‌که مردم در ازدواج خود شاد باشند، نه تنها باید حرف طرف مقابل را بفهمند، بلکه باید تجربه‌ای که پشت کلمات او نهفته است را نیز به درستی درک کنند”.

اساتید این رشته به دانشجویان خود می‌آموزند که درصورتی‌که بدانند در زندگی چه چیزی برایشان مهم است، چه ارزش‌هایی را لحاظ می‌کنند، در مسائل روزمره زندگی چه اموری برایشان اهمیت دارد و اولویت‌های جنسی‌شان چه چیزهایی است؟ و در کل اگر بدانند “چه کسی هستند؟”، آن‌گاه مطمئناً در موقعیت بهتری خواهند بود که درک کنند با چه کسی جهان‌بینی مشترکی دارند.

یکی از موارد مورد توجه در این گزارش، آموزش مسائل مربوط به ازدواج در دانشگاه‌هاست. این‌که برای حدود ۱۴ سال این رشته در یکی از دانشگاه‌های معتبر آمریکا تدریس می‌شود، نشان از دغدغه‌مندی و شناخت واقعیت‌های جامعه امروزی در نظام آکادمیک آمریکا دارد. این در حالی است که به نظر می‌رسد در جامعه ایرانی که خانواده جزو مهم‌ترین و مقدس‌ترین نهاد جامعه است، این نگاه علمی‌ و آکادمیک کمتر لحاظ شده و اغلب در کلاس‌های آموزشی و مشاوره‌های متفرقه به آن پرداخته می‌شود که این خود جای تحلیل و بررسی بیشتر دارد. نکته قابل توجه دیگر تأکید برگزارکنندگان این رشته بر خودشناسی جوانان است؛ امری که سبب مسئولیت‌پذیری و تعهد در روابط شده و می‌تواند موجب پایداری خانواده باشد.

مفهوم دیگری که در این گزارش قابل تأمل است این است که در این کلاس‌ها پیشگیری از شکل‌گیری ازدواج‌های نابه‌سامان قبل از درمان ازدواج‌های شکست‌خورده مورد بررسی قرار گرفته و سعی می‌شود با مفهوم ازدواج به عنوان امر ساده‌ای که در هر زمان و مکان قابل انجام است، مقابله شود.

منبع: مهرخانه

مرداد
۲۱
خشونت از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Photo: David Pereiras/ Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: David Pereiras/ Bigstockphoto.com

به مناسبت روز جهانی جوانان 

صبا امیدوار

پنجاه درصد زنان ایرانی خشونت را تحمل می‌کنند. این را من نمی گویم همین اردیبهشتی که گذشت ،حبیب الله مسعودی فرید معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی اعلام کرد.

گر چه هنوز خشونت خانگی راز مگوی زنان است و آمار روشن و رسمی درباره خشونت خانگی در ایران وجود ندارد. اما نتایج یک بررسی نشان می‌دهد که حدود ۶۶ درصد زنان ایرانی تحت خشونت خانگی قرار دارند.

اما بسیاری از آنها نمی‌دانند که قربانی خشونت هستند و بسیاری از خشونت‌گران هم نمی دانند که رفتار خشونت آمیز از خود نشان می دهند.

بعضی زنان نمی‌دانند قربانی‌اند

دو بار تجربه سقط جنین داشته ۲۳ ساله است و تقریبا هر روز به قول خودش «یک چک هم که شده می خورد.» نامش سمیرا است و می گوید: «حال و روز مادر شوهرش هم همین بوده ، تا میانسالی هر روز از شوهرش کتک می خورده.»

به گفته سمیرا، پدر شوهرش الگوی شوهرش است . سمیرا می گوید: «مرد خوبیه فقط دست بزن دارد که اگر به پدر شوهرم نگاه کنه ۵۰ سالش که بشه دیگه منو نمی زنه. »

مریم قربانی روانشناس می‌گوید: برخی زنان حتی نمی‌دانند که قربانی خشونت هستند. او با تاکید بر این که در جامعه ما، آموزش به خانواده درباره شناسایی و مقابله با خشونت خانگی گسترده نیست می‌گوید: دولت باید از مدارس آموزش‌های قانونی و حقوقی درباره خشونت را برای جوانان در نظر بگیرد.

آموزش مطلقا ضروری

حسین قاضیان جامعه‌شناس نیز بر آموزش راه‌های شناسایی و کنترل خشونت خانگی به جوانان تاکید می کند. به گفته او زندگی نیازمند مجموعه ای از دانسته ها و مهارت ها است که بدون آنها زندگی در مسیر موفقی حرکت نخواهد کرد.

قاضیان می‌گوید: برای زندگی در جهان امروز نیز ما نیازمند دانسته‌ ها و مهارت‌های متناسب با جهان امروزی هستیم. اما اگر از  این دانش‌ها  و مهارت‌های امروزی بهره‌مند نباشیم ،این دانسته‌ها و مهارت‌های گذشتگان است که مسیر زندگی ما را تعیین خواهد کرد، یعنی همان چیزی که به آن «سنت» می‌گویند.

این جامعه شناس با اشاره به این که باید دانست که این سنت با خود چه چیزهایی به همراه می‌آورد؟ این‌گونه می گوید: اول از همه داشتن خانواده ای نابرابر. نابرابر هم از لحاظ سنی٬ هم از نظر جنسیتی. یعنی همان خانواده‌  پدر سالار که در آن «بزرگتر»‌ها و «مرد»‌ها برتر هستند و منابع به صورت کاملا نامتعادل بین اعضای خانواده تقسیم می شود.

به گفته او، بخشی از این عدم تعادل خود را در کاربرد «زور» نشان می‌دهد، یعنی تمایل به اعمال زور جسمی برای حل منازعات درون خانوادگی یا همان چیزی که به آن «خشونت» خانگی می‌گویند.

وقتی خشونت بخشی از زندگی‌ است

از نگاه حسین قاضیان، وقتی آموزش برای زندگی خانوادگی امروزی در کار نباشد٬ آدم‌هایی که به د نبال تشکیل خانواده می‌روند٬ عملا از همان آداب و سنت  گذشتگان استفاده می‌کنند که خشونت خانگی هم بخشی از آن است و آدم‌ها بدون آموزش دیدن حتی ممکن است متوجه وجود چنین پدیده‌ای نشوند و این شیوه را بنا به عادت دنبال کنند و اصلا هم به نامناسب بودن این روش زندگی مشترک خانوادگی واقف نشوند.

او ادامه می‌دهد: در نتیجه مرد برای زدن زنش چندان دغدغه‌ای نخواهد داشت و زدن هم در کتک خوردنش ممکن است چیزی غیرعادی احساس نکند چون هر دو طرف آن را به مثابه‌ی بخشی از زندگی معمول خانوادگی قلمداد می‌کنند و با آن کنار می‌آیند بی آن‌که به عواقبش برای زندگی خانوادگی٬ برای اعضای خانواده یا حتی آثارش بر خودشکوفایی خویش توجه کنند.

به اعتقاد این جامعه‌شناس ، آموزش در مورد زندگی خانوادگی امروز از جمله مسائل مرتبط با خشونت خانوادگی مطلقا ضروری به نظر می‌رسد.

خشونت خانگی در غیبت آمارهای رسمی ‌و آموزش رشد می‌کند.

خشونت خانگی مرز و سن و نژاد نمی شناسد. در خانه‌ای می‌آید، رشد می‌کند گسترده می‌شود و اگر آگاهی و آموزش نباشد از نسلی به نسل دیگر به ارث برده می‌شود.

مرداد
۱۲
نکاتی که در کار با قربانیان خشونت خانگی باید بدانیم
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: YakobchukOlena/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: YakobchukOlena/ Bigstock.com

ارزیابی

پیش از ارزیابی:

  • محیط های ساکت، خصوصی دفتر خود را برای انجام مصاحبه شناسایی کنید
  • مشخص کنید که آیا هنوز خطری وجود دارد و این که خشونت‌گر کجا است
  • در صورتی که هر دو طرف حاضر شدند، برای جدا کردن طرفین برنامه داشته باشید
  • گزینه‌های ارجاعی خود، مانند برنامه خشونت خانگی محلی را به خاطر داشته باشید
  • خود را با پروتکل‌های بین شما و مرکز ارائه دهنده خدمات خشونت خانگی آشنا کنید – در صورتی که چنین مرکزی وجود ندارد، برای وی وکیل بگیرید.
  • آیا او نیازهای خاصی دارد؟
  • برای کودکانی که ممکن است با خود بیاورد چه فضایی وجود دارد؟
  • به یاد داشته باشید:
  • مصاحبه با فردی در رابطه با سوءاستفاده یا تجاوز در مقابل فرزندان درست نیستا.
  • از کودکان نباید به عنوان مترجم استفاده شود یا از آن ها درخواست شود تا گفته‌های بزرگسالان را تایید کنند یا به والدینشان بگویند که شما چه گفته‌اید.

غربال‌گری عمومی

تمرین کنید و روش پرسش مختص خود را داشته باشید. مانند آن چه در زیر آمده است:

  • متوجه شده‌ام که تعدادی از موکلان من… (نگران روابطشان هستند، و ترس هایی دارند که صحبت درباره آن ها ممکن است سخت باشد) بنابراین این سوالات را از تمام کسانی که می بینم می پرسم…
  • وضعیت زندگی شما چگونه است؟
  • آیا اتفاقی در خانه می افتد که باعث شود احساس ناامنی کنید؟
  • به نظر می رسد نگرانی خاصی درباره امنیت/شریک زندگی‌تان دارید؟
  • از این موضوع بیشتر برای من بگویید.
  • از رابطه تان به من بگویید. چه چیزی از رابطه شما خوب است… و چه چیزی خیلی خوب نیست؟
  • تصمیم گیری های در مورد پول در زندگی شما چگونه گرفته می شود؟ در مورد نظم چطور؟
  • آیا شریکتان هرگز غیرتی شده و رفتارهای سلطه گرایانه دارد؟
  • در این صورت… از این موضوع بیشتر برای من بگویید.
  • وقتی که شریک تان عصبانی می شود چه اتفاقی می افتد؟
  • چیزهایی که باعث ترس شما می شود را توصیف کنید.
  • احساستان در مورد شریکتان را توصیف کنید.
  • آیا تا به حال هرگز نگران امنیت فرزندانتان بوده اید؟
  • اگر بله… از این موضوع بیشتر برای من بگویید.

سوال در مورد سوءاستفاده یا خشونت

  • آیا کسی باعث شده که احساس راحت نبودن بکنید؟
  • آیا در زندگی تان کسی هست که از او بترسید؟
  • آیا کسی شما را مجبور به انجام کاری که دوست ندارید کرده است؟ یا با شما کاری کرده باشد که شما دوست نداشته باشید؟
  • آیا این شخص شما را تهدید به آسیب کرده است؟
  • آیا این شخص هرگز به شما آسیب رسانده است؟
  • اگر با سایر افراد صحبت کنید یا با دوستانتان بیرون بروید آیا از حرف هایی که این شخص ممکن است بزند یا کارهایی که ممکن است با شما بکند می ترسید؟

پاسخ به خشونت خانگی

حتما:

  • دلیل وقفه شخص برای فاش کردن اطلاعات را در نظر داشته باشید.
  • از پرسیدن مستقیم این که آیا وی قربانی خشونت خانگی است خودداری کنید.
  • در صورت وجود خشونت خانگی یا خشونت هنگام دوستی، نام شریک یا نامی که او را صدا می زنند را پرسیده و از آن استفاده کنید.
  • حرف های شخص را باور کنید.
  • به آن ها یادآوری کنید که مقصر نیستند.
  • وعده هایی که نمی توانید انجام دهید را ندهید.
  • به شخص اجازه دهید تا در مورد قدم های بعدی هر چقدر که می خواهد تصمیم بگیرد – حتی شخصی با معلولیت شناختی هم درباره کارهایی که می خواهد بکند و اتفاقاتی که قرار است بیفتد احساساتی دارد.
  • تایید کنید که اگر هر زمانی وی نیاز به صحبت کردن داشت می توانید به حرف های او گوش کنید و می تواند با خیال آسوده با شما حرف بزند یا این که می توانید به او کمک کنید تا شخصی با چنین تجاربی پیدا کرده و با وی حرف بزند.
  • وی فرد مجرم را می شناسد و برایش اهمیت زیادی قائل است، پس خشونت را محکوم کنید نه فردی که به او آسیب رسانده است.
  • نباید:
  • … کسی را مجبور به حرف زدن کنید
  • …از این که شخصی از حرف زدن خودداری می کند برداشت شخصی کنید
  • …تهدید کنید که موضوع را به کسی می گویید…و نیز قول ندهید که موضوع را به کسی نگویید زیرا ممکن است مجبور باشید
  • …شخص خشونت‌گر را با استفاده از عنوان روابطه‌شان صدا نزنید
  • …از وی بپرسید «چه کاری کردی که باعث ناراحتی یا عصبانیت طرف مقابل شد؟»
  • استفاده از سوالات مستقیم

سوالاتی بپرسید که به صحبت در مورد کنترل، ترس، خشونت، تهدید (شامل نگرانی در مورد فرزندان) می رسد…

  • آیا (شریکتان) شما را از رفتن به سر کار/مدرسه/کلیسا، دیدن یا تماس با دوستان و خانواده منع می کند؟ آیا وی زمانی که تلویزیون تماشا می کنید اجازه استفاده از زیرنویس را به شما نمی دهد؟ آیا پول شما را کنترل می کند، یا ابزار کمکی شما را می گیرد؟ (ابزار کمکی ممکن است شامل واکر یا توالت، ویلچر، دستگاه TTY، کامپیوتر، تلفن های دارای نور فلش یا نور زنگ در، ابزارهای کمک شنوایی، تخته های ارتباطی و غیره می شود.)
  • اگر (شریکتان) مراقبت کننده شما نیز است، آیا از دادن داروهایتان خودداری می کند یا از گفتن این که چه دارویی مصرف می کنید به شما سر باز می زند؟
  • آیا (شریکتان) تا به حال شما/مشکل ناشنوایی/یا معلولیت شما را مسخره کرده است؟
  • آیا (شریکتان) شما را تهدید به آسیب رساندن به شما، فرزندانتان یا خودش کرده است؟
  • آیا (شریکتان) تا به حال شما را هل داده، به شما لگد، کتک زده، سعی در خفه کردن شما یا آسیب رسانی به هر نحو دیگری داشته است؟
    • در این صورت، بدترین قسمت را به من بگویید. جدیترین قسمت این آسیب رسانی ها چه بوده است؟
  • چه چیزی باعث شد امروز تماس بگیرید؟
  • آیا ممکن است به من بگویید که چه اتفاقی افتاد؟
  • آیا این اتفاق قبلا نیز افتاده بود؟
  • در گذشته چه چیزی به شما کمک می کرد؟
  • آیا فکر می کنید دوباره موثر است؟
    • اگر این طور فکر نمی کنید، شرایط چه فرقی کرده است که دیگر موثر نیست؟
  • دوست داشتید چه اتفاقی می افتاد؟
  • من چطور می توانم به شما کمک کنم؟

خشونت خانگی و آمار سلامت روانی

خشونت خانگی تاثیر قابل توجهی بر سلامت روانی دارد

در مطالعه زنانی  که مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته‌اند:

  • نرخ PTSD بین ۵۴% تا ۸۴%.
  • نرخ افسردگی بین ۶۳% تا ۷۷% .
  • نرخ اضطراب بین ۳۸% تا ۷۵%.
  • حملات اضطراب و بی خوابی
  • فکر/اقدام به خودکشی
  • به طور میانگین، نیمی از زنانی که در این محدوده سلامت روانی بوده اند یا هم اکنون مورد سوءاستفاده یکی از نزدیکان خود هستند یا در گذشته این مسئله را تجربه کرده اند.
  • خشونت خانگی یکی از دلایل اصلی اقدام به خودکشی در زنان است
  • خشونت خانگی در بر دارنده ۸ شاخص از ۱۰ شاخص اصلی سلامت برنامه مردم سالم ۲۰۱۰ است که شامل خطر مشکلات سلامت روانی می شود.
  • نزدیک به ۹۰% زنان بی خانمان که بیماری روانی نیز دارند، در کودکی و بزرگسالی مورد سوءاستفاده شدید قرار گرفته اند.
  • زنانی که در بزرگسالی تجربه سوءاستفاده را داشته اند تاثیرات منفی روانی بیشتر نسبت به زنانی که چنین تجربه ای نداشته اند پذیرفته اند؛ همچنین زنانی که هم در بزرگسالی و هم در کودکی تجربه سوءاستفاده را داشته اند تاثیرات منفی روانی بیشتر نسبت به زنانی که فقط در یکی از این دوران مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند داشته اند.
  • اختلالات روانی خاص مرتبط با خشونت بین فردی شامل استرس حاد و اختلالات استرس پس از سانحه، سایر اختلالات اضطرابی مانند اختلال ترس و اختلال وسواس فکری-عملی، اختلالات جسمانی و خوردن، افسردگی و کج خلقی اساسی، اختلالات تجزیه ای و تشخیص محور II مانند اختلال شخصیت مرزی و همچنین اختلال عملکرد جنسی، خود زنی و سوء مصرف مواد می‌شود

تشخیص دوگانه:

  • نتایج مطالعه ای ۵ ساله بر روی ۲۰۰۰ زن که به طور همزمان اختلالات سلامت روانی و سوءاستفاده از مواد و سابقه تروما داشتند، نشان داد که زنانی که هر سه مشکل را دارند پس از درمان می توانند با مشاوره ای که هر سه نیاز آن ها را مورد توجه قرار می دهد بهبود پیدا کنند.
  • زنان مورد سوءاستفاده در خطر رو به افزایش سوءاستفاده از مواد هستند.
  • نمرات سوءاستفاده های بین زن و شوهر قوی ترین پیش بینی کننده اعتیاد به الکل زنان بود.
  • زنانی که سابقه خشونت خانگی داشتند در مقایسه با افرادی که چنین سابقه ای نداشتند، به میزان بیشتری احتمال مصرف مواد مختلف در دوران بارداری و پیش از آن را دارا بودند.

منبع: Pennsylvania Coalition Against Domestic Violence

مرداد
۱۹
آموزش پایدار ترین روش برای تغییر رفتار های غلط است
کارگاه آزاد
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Brieuc DANIEL

خانه امن:آموزش پایدار ترین روش برای تغییر رفتار های غلط است . اگر به دنبال خانه هایی بدون خشونت هستیم و مایل به پیشگیری ازخشونت علیه زنان و کودکان و یا سالمندان و معلولان،پایدار ترین فرآیند برای تغییر آموزش است اما پروسه یادگیری برای همه افراد و گروهها و طبقات فرهنگی و اجتماعی از یک مسیر نمی گذرد .

اگر مایلید کارگاههای آموزشی برای افراد مختلف برگزار کنید و آنها را در مسیر یادگیری قرار دهید باید روش های «یادگیری موثر را بدانیم».اولین اصل را باید آموزشگر به خوبی درک کند و آن نکته این است که همه می توانند یاد بگیرند.شما به عنوان یک مربی برای کارگاه های آموزشی خشونت خانگی باید مرتب با خود این جمله را تکرار کنید و اعتقاد داشته باشید که سن ،جنسیت ،وضعیت اقتصادی و سطح تحصیلات و هر عامل دیگری مانع یاد گیری نیست .

اگرچه مربی باید به مهارت های شناختی و هیجانی و رفتاری هر گروه توجه داشته باشد اما همه افراد قابلیت یادگیری را دارند .

آنچه هر آموزشگری در شرکت کنندگان می تواند ایجاد کند که بر میزان یاد گیری آنها موثر است ، انگیزه است.انگیزه روی درک افراد از موضوع تاثیر می گذارد و تصویر روشنی از آنچه او در اثر آموزش یاد می گیرد در اختیار او قرار می دهد .

شاید بهتر باشد بگوییم چنانچه مربی یک دوره آموزشی هستید و در پایان دوره از نتیجه راضی نیستید در گام اول در شیوه آموزشی خود ارزیابی دقیقی داشته باشید .

آیا شما در شیوه آموزش فعالانه و پویا رفتار کردید ؟

آیا شما امکانات آموزشی فراخور شرکت کنندگان در نظر گرفتید ؟

آیا از مشارکت شرکت کنندگان در آموزش استفاده کردید ؟

آیا شما در روند آموزش اطلاعات لازم را در اختیار او قرار دادید و اشتباهات او را تصحیح کردید ؟

مواد و وسایل آموزشی شما مناسب شرکت کنندگان بود ؟

وقتی که برای یادگیری در اختیار شرکت کننده قرار دادید با سطح سواد یا خصوصیات دیگر شرکت کننده مطابقت داشت و اصولا شرکت کننده توانست مطالب آموزشی را درونی کند ؟

آیا شمامحیط آرامی برای آموزش و یادگیری فراهم کردید و یا شرکت کننده را برای یادگیری زیر فشار قرار داده بودید ؟

مهمتر آنکه از روش های متنوع استفاده کرده و یا تنها با یک روش آموزشی دوره را پیش بردید ؟

تا چه میزانی از تشویق استفاده کردید و اصولا آیا احساس رضایت شرکت کننده را مورد ارزیابی قرار دادید ؟

این سوالاتی است که قبل و بعد و در طول یک کارگاه آموزشی باید از خود بپرسید چرا که ممکن است امروز کارگاهی در پارک نیاوران برگزار کنید و فردا کارگاهی در دروازه غار.بنابراین باید درک صحیحی از خود و شیوه آموزش خود داشته تا بتوانید بهترین نتیجه را از یک دوره آموزشی به دست آورید .

یک آموزشگر خوب آموزگاری است که از اهداف آموزشی و میزان استاندارد های آموزشی آگاه باشد .آموزشگری که برای آموزش دارای معیار و روش های قابل ارزیابی باشد و به خوبی بتواند روش و شیوه آموزشی خود را در معرض نقد قرار دهد .

مربیگری و تسهیلگری نه تنها یک علم که هنر است .هنرمندی که می داند برای خلق اثر نیازمند روش و زمان های متفاوت است و اصولا کلیشه ثابتی برای همه دوره های آموزشی وجود ندارد.مربی و تسهیلگر خوب قدرت انطباق و سازگاری با سطوح مختلف آموزشی را دارد و می تواند با همه این سطوح ارتباط لازم را برقرار کند .

تنها کار آموزشگر زمانی سخت می شود که با گروههای ارزشی متفاوتی روبروست . مثلا قرار است برای روحانیون محلی شهر هرات دوره آموزشی برگزار کند و یا برای مردانی که مدتی جنگ سالاران منطقه پشتو نشین افغانستان هستند و یا عده ای که باورهای خاصی در زندگی را داشته و آن باورها بر موضوع ما که خشونت خانگی است تقدم دارد .

مربی نیازمند دانایی و هوشیاری و درک ارزش هایی است که گروه شرکت کنندگان با آن روبرو هستند بنا براین باید به نکات ظریف این ارزش ها اشراف لازم را داشته باشد.مربی بهتر است نسبت به دوستی ها و یا دشمنی ها ،خشم و نفرت و وابستگی افرادی که در یک کارگاه آموزشی شرکت میکنند آگاه باشد .

به طور مثال اگر قرار است برای زنان ساکن منطقه ۸ شهرداری تهران کلاس بگذارید.زنانی که در یک محله هم با هم زندگی می کنند قبل از دوره آموزشی باید به شیوه ارتباطات و داوری هایی محله ای آنها توجه داشته باشید تا بتوانید بهترین روش ها برای تخلیه هیجانی و رها شدن از آن پیش داوری ها را مثلا با طراحی بازی و نمایش و سرگرمی فراهم کنید .

استفاده از ورزش و فیلم های آموزشی نیز در یادگیری موثر است .

یک آموزشگر خوب باید قبل از آموزش به این سوالات پاسخ دهد .

کدام نگرش ها یا طرز تلقی ها باید تغییر کند؟

چه مطالبی باید به یاد سپرده شوند؟

یادگیری در کدام جهت باشد؟

جواب به سوالات بالا نقش کلیدی در روند یادگیری شرکت کنندگان بازی می کند ؟

اردیبهشت
۲۸
کارداوطلبانه چه منفعتی دارد؟
کارگاه آزاد
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

خانه امن : کار داوطلبانه یکی از بهترین و ارزشمندترین تجربه‌های زندگی هر فرد به شمار می آید که با انگیزه و علاقه انجام می شود.

کار داوطلبانه اثرات مهمی بر جامعه بر جا می گذارد و یک پدیده اقتصادی پردامنه است .

سازمان هایی که از این نوع کار بهره می برند، خدمات اجتماعی و بهداشتی، آموزش و کار ، عملیات نجات، خدمات فرهنگی، تفریحی، دینی و بسیاری دیگر از این موارد است که افراد یک جامعه می توانند در زمان فراغت به آنها کمک کنند .

این افراد سهم قابل ملاحظه ای در رفاه اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی و ترویج خوبی در جامعه دارند.

این نوع کار هیچگونه منفعت مالی ندارد و در عوض احساس ارزشمند بودن و احترام به وجود می آورد.همچنین فعالیت های داوطلبانه باعث کشف و پیشرفت مهارت ها ی فردی و اجتماعی شده و به افراد انگیزه ، هدف و مثبت اندیشی را هدیه می دهد.

نکته مهم در مورد انواع کار داوطلبانه جمع گرایی و بهره از اندیشه جمع است. در جوامع امروزی کمتر پیش می آید افراد با اندیشه ها و زندگی های مختلف برای تنها یک هدف در کنار هم به فعالیت بپردازند،آن هم فعالیت هایی که به نفع دیگری است!

کار داوطلبانه این امکان را برای انسان ها به وجود می آورد که از خود گذشتن ، خیرخواهی ،عشق ورزیدن، تقسیم کردن ،فعالیت جمعی و مدنی را تمرین کنند.

کافی است تنها یک بارمشارکت داوطلبانه را امتحان کنید…

نکات مهم درباره داوطلب و فعالیت داوطلبانه:

– فعالیت داوطلبانه گستره وسیعی دارد

– حوزه فعالیت‌های اجتماعی، یکی از حوزه‌هایی است که می‌توان در آن اقدام به فعالیت داوطلبانه نمود

– فعالیت‌های داوطلبانه با مدیریت به هدف می رسد

در صورت نبود مدیریت و نظارت عالیه بر فعالیت‌های داوطلبانه امکان دارد در مواقعی این فعالیت‌ها به صورت متضاد و متقابل عمل کنند

– داوطلب‌ها از نظر تعداد زیاد هستند ولی آنقدر که تلاش می کنند نتیجه نمی گیرند

– تنها تفاوت در فعالیت یک داوطلب و یک فرد موظف علاقه و انگیزه ایشان است

– بهتر است در یک فعالیت داوطلبانه همه همراهان دارای یک افق دید و نگرش کلی نسبت به فعالیت خود باشند

– دیدن یک خروجی و نتیجه ملموس برای همه شرکت‌کنندگان در فعالیت‌های داوطلبانه با هدف پایداری انگیزه و ادامه این‌گونه فعالیت‌ها لازم است

– یک داوطلب هرگز نباید کاری را که خودش می‌خواهد بدون توجه به جمع، جامعه و اهداف آن انجام دهد

– فعالیت دواطلبانه همراه با مردم معنی پیدا می کند و نمی‌توان فقط با صحبت کردن از داوطلب و فعالیت داوطلبانه ادعای شناخت و ارائه نظر و راهکار کرد

خصوصیات یک فعالیت داوطلبانه :

– فعالیت‌های داوطلبانه بیش از هر چیز به مدیریت و سازماندهی نیازمند است

– فعالیت‌های داوطلبانه باید در یک جهت و هماهنگ انجام شود

– برای انجام یک فعالیت داوطلبانه مطلوب و موفق باید بیانیه ماموریت، چشم‌انداز، برنامه و هدف مشخص داشت باشد

– برای تحقق یک فعالیت داوطلبانه موفق شفافیت و اطلاع‌رسانی نباید فراموش شود

– برای یک فعالیت داوطلبانه اشتراک و استفاده عادلانه از منابع موجود در بین ذی‌ربطان و دست‌اندکاران نباید فراموش شود

– برای رسیدن به نتیجه مطلوب در فعالیت‌های داوطلبانه وجود مکانیزم و استانداردهایی برای پایش و ارزشیابی و ارزیابی مستمر این فعالیت‌ها لازم است

– فعالیت‌های داوطلبانه نیاز به بستری مناسبی از امکانات و شرایط و دیدگاه‌ها دارد

کارهای داوطلبانه می‌تواند در محل‌های متفاوتی انجام شود.

سازمان های خیریه و غیر دولتی

–  بیمارستان‌ها

– مناسبت‌های متفاوت مانند جشن، فستیوال موسیقی و هنر، انتخابات،

–  کمپ‌های تابستانی بچه‌ها،

–  ارگان‌های محیط زیست

سازمانهای امدادی مانند صلیب سرخ و هلال احمر

–  مشاوران تلفنی

گسترش برابری و بالا بردن میزان آگاهی جامعه انجام

– خانه سالمندان و معلولان و بیماران و کودکان بی سرپرست و….

چطور می‌توان یک کار داوطلبانه پیدا کرد؟ 

– مراجعه به دفاتر کار داوطلبانه،

– مراجعه به بیمارستان

– درخواست از دوستان و افرادی که در فامیل کار داوطلبانه‌ای انجام داده‌اند

– مراجعه به سایت‌های متفاوت که فعالیت های بشردوستانه یاخیریه انجام می دهند .

دوستان

شبکه های اجتماعی

کار داوطلبانه پلی است به سوی کار آینده شما.

خصوصیات یک داوطلب:

– باید اول خودش را بشناسد

– علاقمندباشد

–  جامعه اش را خوب بشناسد

– درد مردمش را بداند

–  آینه تمام نمای جامعه خود باشد

– مفهوم داوطلب بودن را فرای معیارهای انسانی بررسی کند

– هرگز خود را جدای از مردم جامعه فرض نکند

-از بالا به مردم جامعه‌‌اش نگاه نکند

– در ارائه خدمات خود به افراد نیازمند فخرفروشی، بی‌اعتنایی، منت‌گذاری نداشته باشد

باید بداند کار داوطلبانه نیاز به اراده و پیگیری دارد

نکته 

 فعالیت‌های داوطلبانه، به دو گونه انجام می‌شوند. فعالیت‌هایی که در مکان و زمان مشخصی انجام می شود و فعالیت‌هایی که از راه دور می‌توان در انجام آن‌ها شرکت کرد. ‌ این نوع از فعالیت داوطلبانه، فعالیت داوطلبانه مجازی (Virtual Volunteering) نامیده می‌شود و از راه تماس با اینترنت و یا تلفن همراه انجام می شود. این گونه فعالیت‌ها، در همکاری برای گسترش آگاهی‌های همگانی و ترویج فرهنگ و آموزش و حتی حفاظت از محیط زیست کاربرد بسیاری دارد.

گزینش و استخدام داوطلبان

داوطلبان دوست ندارند با آنها مانند نیروهای قراردادی برخورد شود زیرا آنها حقوق دریافت نمی کنند.  این افراد دوست دارند جزیی از تیم باشند. اما  همکاری آنها به همان شیوه هایی که افراد استخدام می شوند برای اطمینان یافتن از اینکه داوطلب جدید و سازمان به هم نیاز دارند و یا مناسب یکدیگر هستند بسیار حیاتی است.

استفاده از آگهی همکاری برای بکارگیری داوطلبان: همانطور که سایر نیروها را استخدام می کنید بهتر است برای بکارگیری نیروهای داوطلب هم از آگهی استخدام استفاده کنید. در آگهی استخدام اطلاعات زیر را بگنجانید: ساعات تقریبی کار در هفته و یا ماه، فعالیتها و یا پروژه های موجود و یا جدید که انتظار می رود داوطلبان بر روی آن کار کنند، فرد حقیقی و یا حقوقی که داوطلبان به او گزارش می دهند، مدت زمان اتمام کار یا پروژه.

مصاحبه با داوطلبان متقاضی: همانطور که هنگام استخدام افراد حقوق بگیر آنها را مصاحبه می کنید، برای بکارگیری افراد داوطلب نیز آنها را مصاحبه نمایید.  حتی اگر فقط یک نفر متقاضی دارید با انجام فرایند مصاحبه فرد احساس می کند که او از بین یک گروه انتخاب می شود و شما نیز می توانید ارزیابی کنید که فرد تا چه اندازه برای کارهای مورد نیاز و نظر شما مناسب است.

دقت در استخدام داوطلبان. از آنجا که افراد داوطلب در صورت استخدام جزیی از نیروهای سازمان خواهند بود لازم است دقت لازم در مورد سوابق آنها صورت گیرد. شما همیشه می توانید در صورت نیاز از منابعی مانند فیس بوک، تویتر و یا جستجو در گوگل اطلاعات بیشتری را در مورد افراد متقاضی که از طریق مصاحبه به آن دست نیافتید را به دست آورید. این اطلاعات چون در دسترس عموم قرار دارند می توانند تا آنجا که قوانین و مقررات مربوط به تبعیض را نقض نمی کنند و دارای دارستی هستند مورد استفاده قرار گیرند.

مدیریت درست داوطلبان

باید همواره از داوطلبان بپرسیم که برای چه به انجام این کار روی آورده اند و معمولا آنها نظر و نیتشان را از قبل به شما می گویند و بنابر این شما تلاش می کنید تا آنها نیر به اهدافشان از انجام فعالیتهای داوطلبانه برسند.

هنگام بکار گیری داوطلبان سعی کنید نقاط قوت و ضعف آنها را شناسایی کرده و کاری که به آنها واگذار می کنید متناسب با ضعف ها و قوت های آنها باشد. بدون توجه به این نکات زمینه های شکست داوطلب در انجام کارش را فراهم می کنید. در این صورت اگر فرد داوطلب شکست بخورد و نتواند کارش را به درستی انجام دهد مقصر نیست، در حقیقت مقصر سازمانی خواهد بود که نتوانسته است از مهارت های داوطلب به درستی استفاده نماید. علاوه بر این سعی کنید با داوطلبان در تماس بوده و عملکرد آنها را بطور منظم و یا از طریق صحبت کردن ارزیابی نکنید .  با این کار اطمینان خواهید یافت که آیا فرد در کار مناسب با توانمندی ها و مهارت هایش بکار گرفته شده است و یا خیر و از او به درستی استفاده می شوند و یا نه.

در صورتی که افراد داوطلب نظراتی در مورد تغییرات سازمانی دارند باید به آنها توجه شود. حتی اگر ایده مطرح شده برای سازمان غلط به نظر می رسد باید به آن توجه کنید و نسبت به آنها بی اعتنایی نشان ندهید. بخاطر داشته باشید که نظر آنها ممکن است ناشی از نداشتن  آگاهی از نحوه انجام همیشگی کارها توسط شما است. آنها ممکن است نظراتی داشته باشند که ارزش بررسی داشته باشند

داوطلبان را جزیی از تیم بدانید: سعی کنید به داوطلبان نشان دهید که آنها بخشی از تیم بوده و صرفا داوطلب نیستند.  آنها را به کارکنان خود معرفی نکنید و آنها را همانند افراد جدید که استخدام شده اند با سازمان و بخشهای مختلف آن آشنا کنید و به آنها نشان دهید که در صورتی که سوال و یا خواسته ای دارند به کجا باید مراجعه کنند.

اجازه دهید داوطلبان اشتباه کنند.  اگر داوطلبان بر انجام کاری که شما می دانید اشتباه است اصرار دارند و انجام آن بر سازمان و اهداف آن لطمه ای وارد نمی کند اجازه دهید این کار را انجام دهند. تجربه ای که از این طریق به دست خواهد آورد در آینده و زمانی که در این مشاغل بکار گرفته شوند به دردشان خواهد خورد.

 نتیجه گیری

داوطلبان گروهی با انگیزه و علاقمند هستند که می توانند تجارب و سوابق منحصر به فرد و ارزشمندی را به سازمان بیاورند و در بسیاری از موارد حیات جدیدی به یک فعالیت جمعی بدهند.

مدیریت درست داوطلبان ضمن آنکه به سازمان امکان انجام کارهای فعلی شان را می دهد فرصت آموزش و ایجاد نیروهای با تجربه برای  ادره  جامعه در آینده را نیز بوجود می آورد.