صفحه اصلی  »  2019 August
شهریور
۹
۱۳۹۸
خشونت علیه مردان: خشونت‌گران لزوماً زنان نیستند
شهریور ۹ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
,
shutterstock_359651828
image_pdfimage_print

Photo: By Franz/www.shutterstock.com

مهدیس صادقی پویا

«خشونت خانگی» همواره به عنوان پدیده‌ای اجتماعی شناخته می‌شود که با «خشونت مردان علیه زنان» گره خورده است. 

هر گاه صحبت از «خشونت خانگی» به میان می‌آید، کفه سنگین ترازو مملو از پژوهش‌ها، تحقیقات و کنشگری‌ها درباره کمیت و نوع خشونتی است که مردان در خانه‌ها و خانواده‌ها علیه زنان اعمال می‌کنند. به همین سبب است که ابعاد گسترده‌تر و دیگر این نوع خشونت مخفی مانده و کمتر در فضاهای مختلف کنشگری و دانشگاهی مورد مباحثه و بررسی قرار می‌گیرد. این در حالی است که خشونت و در اینجا مشخصا خشونت خانگی، محدود به خشونت مردان علیه زنان نبوده و افراد از جنس‌ها و جنسیت‌های مختلف می‌توانند در جایگاه قربانی، خشونت‌گر و مشاهده‌کننده خشونت قرار بگیرند. 

البته که آمار بالای خشونت خانگی مردان علیه زنان، در روابط پدر و فرزندی، همسری، خواهری و برادری و … بسیار بالاست، اما تمرکز بر انواع محدود و محدوده خشونت، ما را از مطالعه انواع دیگر آن غافل خواهد کرد. به همین سبب است که باید به انواع دیگر خشونت نیز توجه کرد. یکی از این خشونت‌ها با تمرکز بر اینکه قربانی کیست، خشونت بر مردان است که آن‌ها را در جایگاه قربانی خشونت قرار می‌دهد.

مردان و خشونت

نکته قابل توجه این است که مردان در جایگاه قربانی خشونت خانگی، نه لزوماً قربانی خشونت زنانند که در این صورت و با چنین نگاهی، گرفتار دوگانه‌های جنسی و جنسیتی خواهیم شد، بلکه این مردان می‌توانند به عنوان مردان هم‌جنس‌خواه، قربانی خشونت شرکای جنسی و عاطفی هم‌جنس خود که مردانند، بشوند.

بنابراین باید توجه کرد هنگامی که از خشونت علیه مردان سخن می‌گوییم لزوماً به نقش زنان به عنوان خشونت‌گر اشاره نمی‌کنیم که به معنای خشونت زنان علیه مردان باشد.

عوامل عدم گزارش خشونت خانگی توسط مردان

کریستوفر اف. باربر در مقاله‌ای با عنوان «خشونت خانگی علیه مردان» که در نشریه Art and Science منتشر شده، به این موضوع اشاره می‌کند که «خشونت علیه مردان، خشونتی است که به رسمیت شناخته نشده است. دلیل، عمدتاً این است که مردان به دلیل اینکه از گزارش کردن این نوع خشونت خجالت می‌کشند، آن را پنهان می‌کنند.»

ذکر این نکته لازم است که بسیاری از زنان نیز از گزارش و صحبت درباره تجربه زیسته‌شان از خشونت خانگی به دلیل مشابه امتناع می‌کنند و وجود خجالت و شرم موجب می‌شود تا از وجود چنین خشونتی در سپهر خصوصی زندگی‌شان صحبتی به میان نیاورند.

«ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن» و «کمبود خدمات حمایتی» از دیگر عواملی هستند که باربر در کار تحقیقاتی خود به عنوان عواملی از آن‌ها یاد می‌کند که در کنار «خجالت کشیدن» موجب می‌شوند تا مردان از تجربه شخصی‌شان از خشونت خانگی دم نزنند.

ژوان دو پلات جونز در پژوهش دیگری با عنوان «خشونت خانگی: نقش متخصصان سلامت»، به این نکته اشاره می‌کند که به رسمیت شناخته نشدن خشونت خانگی علیه مردان موجب می‌شود تا مردان زیادی که قربانی این خشونت هستند از خدمات مراقبتی سلامتی و اجتماعی ارائه شده توسط متخصصان سلامت محروم بمانند و تعداد چنین مردانی نیز بسیار بالاست.

باربر در تحقیقات خود میان مفاهیم «خشونت خانگی» Domestic Violence و «آزار و اذیت خانگی» Domestic Abuse تفاوت قائل می‌شود. او خشونت خانگی را خشونتی جسمانی تعریف می‌کند و آزار و اذیت خانگی را خشونتی متنوع‌تر و وسیع‌تر در نظر می‌گیرد که شامل خشونت مالی، خشونت کلامی و خشونت روانی است. 

او در تحقیق مذکور به خشونت خانگی به عنوان خشونتی جسمانی اشاره می‌کند و مردانی را مورد بررسی قرار می‌دهد که چنین تجربه‌ای از خشونت داشته‌اند.

باربر از تعاریف مورد استفاده مارتین و لاو در پژوهش‌شان استفاده می‌کند. در این تحقیقات «شخص مورد ضرب و شتم قرار گرفته» به عنوان کسی معرفی می‌شود که توسط همسر یا شریک زندگی تحت خشونت جسمانی قرار گرفته است. 

چنین تعریفی از خشونت موجب می‌شود تا مردان به عنوان سوژه‌های آسیب‌دیده از ضرب و شتم، در خشونت خانگی به عنوان بزه دیده به رسمیت شناخته شوند.

بیشتر بخوانید:

تجاوز و تعرض یا توافق میان‌فردی: «خشونت جنسی خانگی» چیست؟

خشونت خانگی، فراتر از دوگانه جنسیت، دگرجنس‌گرایی و ازدواج

کودکان، «آسیب‌دیدگان خاموش» خشونت خانگی

خشونت خانگی میان مردان همجنس‌خواه

همان‌طور که اشاره شد، مردان قربانی خشونت خانگی می‌توانند مردانی باشند با گرایش‌های جنسی مختلف: هم‌جنس‌خواه، دگرجنس‌خواه و …. مردان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اما لزوماً و عموماً توسط زنان مورد خشونت قرار نمی‌گیرند.

با بررسی خشونت خانگی علیه مردان می‌توان مشاهده کرد که نتایج پژوهش‌های متعدد در حوزه جنسیت نیز نشان می‌دهند آمار خشونت خانگی میان مردان هم‌جنس‌خواه به شکل چشم‌گیری بالاست که باید بر آن تمرکز و تأمل بیشتر کرد.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

پاتریک لتلیر در مقاله‌ای با عنوان «قربانی‌شدگی مردان هم‌جنس‌گرا و دوجنس‌گرا در خشونت خانگی: به چالش کشیدن نظریه فمینیستی و پاسخی به خشونت»، به بررسی خشونت خانگی در زوج‌هایی می‌پردازد که از مردان تشکیل شده‌اند.

او به این مسئله اشاره می‌کند که: «یکی از تمایزهای اساسی میان مردان هم‌جنس‌گرا و دوجنس‌گرای تحت خشونت و تمامی زنان تحت خشونت این است که این مردان از اینکه خود را قربانی خشونت تلقی کنند، سر باز می‌زنند چرا که مرد هستند.» 

لتلیر در این مقاله به این نکته نیز اشاره می‌کند که یکی از دلایل مردان برای فرار از اینکه خود را قربانی خشونت معرفی کنند، این است که اغلب زنان قربانی خشونت خانگی‌اند و همین موجب می‌شود تا مردان از چنین تجربه‌ای سخن نگویند.

در نهایت، بسیاری از پژوهشگران که در زمینه بررسی و مطالعه خشونت علیه مردان به کار مشغولند بر این نکته اتفاق نظر دارند که تعریف و پاسخ مردان تحت خشونت به خشونت است که باید مورد بررسی بیشتر قرار گیرد، چرا که این مسئله دقیقاً همان چیزی است که در بررسی خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان نقطه اصلی تأمل را فراهم می‌آورد. 

شناخت بهتر چنین مسئله‌ای به ما کمک می‌کند تا در ارائه خدمات حمایتی به مردان تحت خشونت، بهتر عمل کنیم.

شهریور
۹
۱۳۹۸
نقش بنیادین دولت در کاهش کودک‌همسری
شهریور ۹ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
shutterstock_106895396
image_pdfimage_print

Photo: JungHyun Lee/www.shutterstock.com

راضیه امیری

کودک‌همسری از جمله معضل‌هایی‌ست که به نظر می‌رسد برای رفع آن از زندگی بشری هنوز جای کار بسیار وجود دارد. 

زندگی کودکان بسیاری در اقصی نقاط جهان قربانی این پدیده شوم شده است. در ایران نیز این پدیده رواج فراوانی دارد. 

ناگفته پیداست که این پدیده در کشورهای کمتر توسعه‌یافته نمود بیشتری دارد. در این کشورها، سنت‌های غلط مذهبی/ غیرمذهبی یا فقر مالی و فقدان آگاهی، آرزوهای کودکان را پای خواست و میل بزرگ‌ترها قربانی می‌کند؛ بزرگ‌ترهایی که علی‌رغم بزرگ‌تری خود نمی‌فهمند کودک، عروس نیست! 

حتی گاهی بحث‌هایی به میان می‌آید که تحت عنوان «احترام به سنت‌ها» واقعیات نامطلوبی مانند کودک‌همسری توجیه شود.

شاید با توجه به وجود چنین بحثی بود که حتی نهادی بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد نیز از در اعتراض در آمد. در بیانیه مشترک آژانس‌های سازمان ملل متحد درباره بی‌ربط بودن مسئله کودک‌همسری به لزوم احترام به چندفرهنگی‌گرایی آمده است: «… اینکه جامعه بین‌الملل به دلیل یک دیدگاه تحریف شده از چندفرهنگی‌گرایی منفعل شده، غیر قابل قبول است. رفتارهای انسانی و ارزش‌های فرهنگی هر چند ممکن است از دیدگاه شخصی یا فرهنگی دیگران بی‌معنی یا مخرب به نظر برسند، برای کسانی که به آن اعتقاد دارند و مطابق آن رفتار می‌کنند با معنا و کاربردی است.»

بیشتر بخوانید:

تقدم و تاخر فرهنگ و قانون در بحث خشونت‌ خانگی

خشونت در خانه، جنایت در خیابان

بهره کشی آشکار از کودکان افغانستانی در ایران

بر اساس سند بنیادین توسعه پایدار، حفاظت از دختربچه‌ها و پسربچه‌ها در مقابل کودک‌همسری وظیفه ضروری و اخلاقی دولت‌هاست. 

یکی از اهداف توسعه پایدار یا SDGS  تمام کشورهای عضو سازمان ملل را موظف می‌کند تا سال ۲۰۳۰ «تمام اشکال رفتارهای مخرب علیه کودکان مانند کودک‌همسری، ازدواج زودهنگام و ازدواج اجباری و همچنین ختنه را از میان بردارند.»

 در واقع بر اساس این سند بنیادین و خیلی مهم، نه تنها پارلمان‌ها باید از ابزارهای نظارتی بر پیشرفت در کاهش کودک‌همسری سود بجویند، بلکه بایستی در سرعت بخشیدن به اقداماتی در راستای رسیدن به دیگر اهداف توسعه پایدار مانند فقر، تغذیه، رشد اقتصادی و کاهش نابرابری‌ها به ویژه نابرابری جنسیتی کمک کنند. 

بدیهی‌ است که رفع معضلی همچون فقر، در واقع کمک به کاهش و در نهایت رفع معضل عظیم کودک‌همسری نیز هست. 

درواقع، آیین‌نامه‌های بین‌المللی پا را فراتر از محدوده سنی و رضایت می‌گذارند و خواستار آن می‌شوند که محیط‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مدنی از زنان و دختران حفاظت کنند و آنها را برای استفاده از حقوق بشر و آزادی‌‌های اساسی حمایت کنند.

تصویب آیین‌نامه‌های بین‌المللی توسط کشورها اثبات‌گر این نکته است که از طرف دولت‌ها تمایلی برای ایجاد محیطی مناسب وجود دارد تا حقوق زنان و دختران به رسمیت شناخته شود. 

این آیین‌نامه‌ها همچنین ابزارهای پاسخگویی را فراهم می‌کنند و دولت‌ها موظف هستند به کمیته‌های ناظر درباره پیشرفت خود در اجرای این آیین‌نامه‌ها گزارش دهند.

با توجه به چنین توقعی که سازمان‌های بین‌المللی از دولت‌ها دارند و نیز با توجه به نقش ستبر سنت‌ها در کشورهای در حال توسعه، این توقع از دولتی‌ها نیز می‌رود که سوء برداشت مذاهب و آداب و رسوم و فرهنگ‌ها درباره مساله کودک‌همسری را رفع کنند و با دیدارها و ایجاد  فضا برای گفتمان محترمانه میان رهبران سنتی و مذهبی، در جهت کاهش کودک‌همسری بکوشند.

ترویج تفاسیر متفاوت متون مذهبی که ازدواج دختران زیر ۱۸ سال را تشویق نمی‌کنند و آگاه‌سازی رهبران مذهبی و سنتی نسبت به اثرات منفی کودک‌همسری بر دختران، کودکان و جامعه از جمله توقعاتی‌ست که از مقامات دولتی و پارلمانی وجود دارد. 

با توجه به چنین فضایی‌ست که شاهد آن هستیم حتی کشوری چون عربستان سعودی که به رویکردهای بسته و سنتی از اسلام شناخته‌ شده است، در سال ۲۰۱۹ فرصتی فراهم می‌کند تا در این کشور ازدواج دختران و پسران زیر ۱۵ سال کاملا ممنوع شود و ازدواج زیر ۱۸ سال نیز منوط به اجازه دادگاه باشد. قانونی که با توجه به مختصات خاورمیانه، نسبتا پیشرفته و قابل توجه به نظر می‌رسد و در راستای اهدافی‌ست که در بالا برای نقش دولت‌ها در کاهش کودک‌همسری تعریف شده است. 

 اما در حالی که در دیگر کشورهای دنیا و حتی کشورهای مسلمان همچون عربستان سعودی، دولت در راستای کاهش کودک‌همسری تلاش می‌کند، در ایران خود حکومت و سیاست‌ کلان آن، عامل گسترش و افزایش کودک‌همسری‌ست. 

در بالا اشاره شد که سند بین‌المللی ۲۰۳۰ به عنوان سندی بنیادین در راستای اهداف نیکی همچون نزاع با ازدواج کودکان تدوین شده است اما این سند در ایران با مخالفت سنگین رهبر جمهوری‌اسلامی مواجه شد و عملا به‌ صورت یک تابو در آمد. 

در واقع وضعیت ایران در این زمینه ویژه و عجیب است زیرا در این کشور یک پس‌رفت بزرگ صورت گرفته است، چه آنکه پیش از انقلاب ۵۷ در ایران قوانین مترقی در زمینه ممانعت از ازدواج کودکان وجود داشت اما روی‌ کار آمدن حکومتی اسلامگرا آن قوانین پیشرفته را نقض و عملا مناسبات کودک‌ستیزانه دنیای قدیم را بر ایران جدید تحمیل کرد.

در ایران کنونی نه‌ تنها دولت مانع کودک‌همسری نمی‌شود، بلکه قانونی نیز هست و هسته سخت قدرت نیز مروج و مشوق کودک‌همسری‌ست. 

با وجود کوشش‌های طولانی‌مدت نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس دهم شورای اسلامی برای تدوین قانون ممانعت از ازدواج کودکان، این قانون تصویب نشد و بعدها توسط گروه‌های محافظه‌کار، پروپاگاندای تبلیغاتی سنگینی علیه این تلاش‌ها به راه افتاد. تبلیغاتی که تلاش برای ممانعت از کودک‌همسری را تلاشی برای کمرنگ‌ کردن نشانه‌های دینی و سنت‌های محترم جامعه و حتی خواست بخش‌های بزرگی از مردم تعریف کرد.

حتی روزنامه «کیهان» که مدیر آن توسط رهبر جمهوری اسلامی تعیین می‌شود، این تلاش را «عوامفریبی» نامید و ازدواج کودکان زیر ۱۴ سال را کاملا مقبول و مشروع دانست! 

بر این اساس بود که نماینده اردبیل در بهار ۹۸ با هشدار پیرامون رشد ۱۷درصدی ازدواج‌های زیر ۱۸ سال در این استان گفت: «طرح افزایش سن ازدواج در کمیسیون قضایی رد شد. این در حالی است که جامعه نسبت به این موضوع حساس بوده و رسیدگی به آن مطالبه جامعه است و خواستار پاسخگویی است. در این رابطه ما نمایندگان مجلس علاوه بر وظیفه پاسداری از حقوق انسانی کودکان، مسئولان سنخیت قوانین با روح زمانه نیز هستیم. کودکی که اجازه اخذ گواهینامه رانندگی، افتتاح حساب بانکی، معامله و رای‌ دادن ندارد، چگونه اجازه ازدواج می‌یابد؟»

پرسشی که به نظر می‌رسد محافظه‌کاران و هواداران ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال باید پاسخگوی آن باشند.

شهریور
۸
۱۳۹۸
منع اشتغال زنان، خشونت پنهان در خانواده‌ها
شهریور ۸ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: SIphotography/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: SIphotography/depositphotos.com

مهری قاسمی

منع اشتغال زنان در خارج خانه از جمله سنت‌های ظالمانه و بخشی از خشونت‌های پنهان علیه زنان در خانواده‌های سنتی است که از سوی نهادهای مذهبی نیز حمایت می‌شود.

دختران و زنانی که به دلیل مخالفت پدر یا شوهر اجازه کار کردن پیدا نمی‌کنند، معمولا نه حمایتی قانونی دارند و نه افکار عمومی به تضییع حقوق آنها حساس است.

در شرایطی که خشونت‌های جسمی و ضرب و شتم زنان در خانه از سوی برخی افراد و نهادهای بانفوذ توجیه می‌شود، بدیهی است که اعتراض به تضییع حق اشتغال چندان جدی گرفته نخواهد شد. هر چند که زنان در خانه پدری نیز با اعمال این محدودیت‌ها مواجه هستند و قانون نیز به بهانه «ولایت پدری» چنین رفتارهایی را حمایت می‌کند، اما بیشترین موانع در زمینه اشتغال زنان معمولا پس از ازدواج آنها و توسط شوهر ایجاد می‌شود.

این رفتارها و اعمال زور از سوی شوهر با استناد به فرضیه ریاست مردان در خانواده و همچنین ولایت آنها بر زنان توجیه می‌شود.

مجله «زن در فرهنگ و هنر» چاپ دانشگاه تهران، چند سال پیش مقاله‌ای با عنوان «اختیارات شوهر در منع اشتغال زن در نظام حقوقی ایران» منتشر و در بخشی از آن، قدرت مردان برای منع اشتغال زنان را از نتایج طبیعی ریاست مرد در خانواده تلقی کرد: «از نتایج ریاست مرد بر خانواده، علاوه بر تمکین، تعیین محل سکونت توسط مرد، مخالفت شوهر با شغل زن در صورت منافات با مصالح خانوادگی و حیثیت زن یا شوهر، عدم خروج زن  از محل زندگی بدون اجازه یا رضایت شوهر، امور دیگری مانند تحمیل تابعیت مرد بر زن در صورت ازدواج با تبعه خارجی (ماده ۹۷۶ قانون مدنی) و تعیین اقامتگاه زن شوهردار در اقامتگاه شوهر (ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی) و امکان استفاده از نام خانوادگی شوهر (موضوع ماده ۴۲ قانون ثبت احوال مصوب سال ۱۳۵۵) و ولایت پدر بر فرزندان (موضوع مواد ۱۱۶۸ و ۱۱۷۰ قانون مدنی) گفتنی است.» [پاییز ۱۳۹۶|صفحه۴۶۲]

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

بر اساس ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی، «شوهر می‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.»

تبعات این ماده چنان گسترده است که شوهر حتی می‌تواند به بهانه نداشتن «فرصت تمکین» زن را از شغل خود محروم کند.

نویسندگان مقاله پیش گفته، در ادامه آورده‌اند: «چنانچه زن با اشتغال خود، اعم از اشتغال به حرفه یا صنعت خاصی در منزل یا بیرون از آن، نتواند به تکلیف تمکین از مرد عمل کند، علاوه بر عدم استحقاق نفقه، برابر ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی، مرد می‌تواند برابر ماده ۱۱۱۷ وی را از حرفه یا صنعت ذکرشده بازدارد.»

به گفته آنها «معیار ثابت و روشنی برای همه خانواده‌ها قابل تعیین نیست، بلکه بر حسب شرایط خانواده‌ها و آداب و رسوم حاکم بر آنها متفاوت است. این امر بر حسب زمان و مکان و وضع خانواده‌ها متفاوت و تشخیص آن با عرف است. حیثیت و اعتبار اجتماعی یک روحانی، دانشمند، پزشک و هنرپیشه با یکدیگر متفاوت است. شغلی را که همسر هر یک از افراد ذکر شده برمی‌گزیند، با دیگر مشاغل متفاوت و ممکن است با حیثیت و اعتبار شوهر یا خود او منافات داشته باشد.»

در این میان، قدرتی که قوانین نادرست به مردان داده است، با تشویق‌ حکومت به «خانه‌داری» زنان و نگرانی مقامات رسمی از اشتغال زنان تقویت می‌شود.

چند سال پیش، آیت‌الله یوسف طباطبایی‌نژاد، نماینده رهبر جمهوری اسلامی و امام جمعه شهر اصفهان تاکید کرد کار کردن مردان بر زنان اولویت دارد و از اینکه دولت زمینه کار زنان را فراهم می‌کند ابراز نگرانی کرد.

او در دیدار با گروهی از مسئولان بسیج استان اصفهان، گفت: «این‌که بنده تأکید بر اولویت اشتغال مردان به جای بانوان دارم توهین به خانم‌ها نیست، بلکه اسلام تأکید دارد که مخارج و هزینه‌های زندگی باید بر عهده مردان باشد و نه زنان. در دولت و حکومت اسلامی باید مسائل مالی مردان برطرف شود تا مشکلاتی نظیر ازدواج هم برطرف شود.»

او تاکید کرد: «حکومت اسلامی باید منافع مالی مردان را تأمین کند تا آنها بتوانند به زنان خدمت کنند. کسانی که برای رأی آوردن به عنوان طرفداری از زنان آنها را فریب می‌دهند و دائما شعار حمایت از حقوق زنان سر می‌دهند، باید به اشتغال مردان توجه کنند. این درست نیست که زن شاغل باشد و مرد بیکار، مرد تحقیر می‌شود وقتی که بخواهد از همسر خود پول بگیرد در حالی که زنان از این‌که شوهرانشان از آنها حمایت مالی می‌کنند، لذت می‌برند.»

آیت‌الله طباطبایی‌نژاد همچنین گفت: «این کار غلطی است که همه دولت‌ها هم انجام می‌دهند. آقای روحانی هم می‌گوید حق زنان درست ادا نشده است. حق زن این نیست که کار کند. این است که دولت، مردان را از نظر مالی تأمین کند تا آنها با بانوان ازدواج و به آنان خدمت کنند.»

سخنان امام جمعه اصفهان خلاصه‌ای از رویکرد اصلی نهادهای قدرتمند محافظه‌کار در ایران است که سال‌هاست برنامه خود را برای کنترل و انقیاد زنان پیش برده‌اند.

در نمونه‌ای دیگر، آیتالله جعفر سبحانی، مرجع تقلید شیعه، اواخر اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ به انتقاد از اشتغال زنان پرداخته و گفته بود: «متأسفانه برخی از مسئولان نظام، خانم‌سالاری را بر شایسته‌سالاری ترجیح می‌دهند و برای آن‌ها اشتغال ایجاد می‌کنند و این امر سبب می‌شود بسیاری از مردان جامعه که وظیفه تامین مالی خانواده بر دوش آنهاست از کار بیکار شوند.»

او گفته بود: «اگر آمار جوانان و مردان بیکار در جامعه زیاد شده، به  این سبب است که بانوان بیشتر مشاغل را گرفته‌اند و خانه‌ها خالی مانده و فرزندان در پرورشگاه و شیرخوارگاه‌ها تربیت می‌شوند، در حالی که این امر خلاف حکومت و مبانی اسلامی است.»

بیشتر بخوانید:

علاقه جمهوری اسلامی به خانه‌داری زنان

ایدئولوژی مذهبی و تجارت سکس در ایران

فقه، زمینه اصلی تبعیض علیه زنان

در سال‌های اخیر، اعمال سیاست‌های تبعیض‌آمیز در زمینه اشتغال و تحصیل زنان به بهانه تغییر در روند کاهش جمعیت شدت گرفت و مهم‌ترین اقدام حکومت برای بازگرداندن زنان به درون خانه‌ها بود.

آیت‌الله خامنه‌ای اواخر اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳ طی ابلاغیه موسوم به «سیاستهای کلی جمعیت»، خطاب به رؤسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواستار «ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی-ایرانی و مقابله با ابعاد نامطلوب سبک زندگی غربی» شد تا زمینه  «افزایش نرخ باروری» فراهم شود. و نباید فراموش کرد که سبک زندگی ایرانی-اسلامی از نظر رهبر جمهوری اسلامی شوهرداری و فرزند‌آوری است.

بر اساس آماری که در مهر ماه سال ۱۳۹۴ منتشر شد، نرخ بیکاری زنان در ۲۰ استان کشور بیش از ۲۰ درصد بود. در بخشی از این گزارش که خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی (ایرنا) آن را منتشر کرد، آمده بود: «نرخ بیکاری زنان در استان کهگیلویه و بویراحمد ۸۲.۸ درصد است و این نرخ برای استان‌های البرز ۷۰.۵ درصد، ایلام ۶۸.۷ درصد، مرکزی ۶۶.۳ درصد، مازندران ۶۵.۶ درصد و چهارمحال و بختیاری ۶۲.۳ درصد است.»

همچنین بر اساس گزارشهای منتشر شده در رسانههای داخلی ایران، نرخ بیکاری زنان دو برابر مردان بوده و البته در طی این سال‌ها تغییر معناداری نداشته است.

زمانی خانم شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده  اعلام کرد که «حدود ۷۸ درصد زنان ایرانی از نظر اقتصادی غیر فعال هستند.»

او گفته بود: «۱۲ درصد از کل جامعه زنان کشور مشاغل رسمی داشته و ۱۹ میلیون نفر نیز خانه‌دار هستند.»

شهریور
۸
۱۳۹۸
خواستگار اجاره‌ای، خدمتی نوین یا دم خروس خشونت؟
شهریور ۸ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: AndrewLozovyi/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: AndrewLozovyi/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روزها در کنار مشاغلی مثل «گریه کن در مراسم ختم» یا «سیاهی لشکر عروسی»،  شغل جدید «خواستگار اجاره‌ای» از سر تقاضای فزاینده بازار سر برآورده است. احساس نیاز به این که یک فرد تقلبی وانمود کند خواهان یک دختر دم بخت است تا او را از دست سرزنش و فشار محیط اطرافش نجات دهد.

حالا برخی خانواده‌های ایرانی بخشی از درآمد خانواده را به این نمایش مضحک اختصاص می‌دهند تا ضمن چشم و هم‌چشمی، از دختر خانواده حمایت کنند.

«کیمیا»، منشی یک مرکز رادیولوژی در منطقه عبدل آباد تهران است. او بعد از گرفتن دیپلم نتوانسته به دانشگاه راه پیدا کند و از همان روزها مصمم شده با یک ازدواج معقول از خانه پدرش که به شدت او را تحت فشار می‌گذارند، برود.

کیمیا درست از روزهای بعد از بلوغ مدام این آموزه را شنیده که دیر یا زود باید عروس بشود اما با اینکه دختر خوش بر و رویی هم هست، هرگز خواستگار پر و پا قرصی نداشته.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

هر دو برادر کیمیا ازدواج کرده‌اند و پی کار و زندگیشان رفته‌اند و حالا او علاوه بر تحقیر پدر،‌ هدف طعنه برادرها و زیر نگاه کنجکاو همسرانشان نیز هست.

تقریبا در کل خانواده کیمیا از عمه و خاله گرفته تا دختر عموهای کوچک‌تر از خود او که ازدواج کرده‌اند، به خودشان اجازه می‌دهند درباره زندگی شخصی او و خواستگاران احتمالی‌اش کنجکاوی کنند و او را مورد سوال و جواب قرار دهند.

کیمیا اما مدت‌ها احساس افسردگی و رنجوری می‌کرده و حتی چند باری به خودکشی فکر کرده است. او یک سال و نیم است داروهای ضد افسردگی مصرف می‌کند.

کیمیای ۲۸ ساله، چندین سال است هزینه‌های شخصی‌اش را خودش تامین می کند اما پدرش اصلا نمی‌تواند حضور او را در خانه تحمل کند. او تا چشمش به کیمیا می‌افتد، شروع می‌کند به کنایه زدن و اینکه اگر دختر خوبی می‌بود الان سر دستشان نمی‌ماند و حداقل یک نفر زنگ در خانه‌شان را می‌زد. او آنقدر ادامه می‌دهد که ته ماجرا به کبود کردن تن و بدن کیمیا می‌رسد.

***

اولین بار مادر کیمیا در بهشت زهرا و کنار مزار مادر بزرگ از دست یک زن رهگذر کارتی دریافت کرد که با خط قرمز نستعلیق روی آن نوشته شده بود: «برای شما به خواستگاری می‌آییم و آبروی شما را در خانواده احیا می‌کنیم ….»

و این طور شد که آنها هم از وجود این خدمات عجیب آگاه شدند.

مادرش پیشنهاد داد با فروختن النگوهایش چنین برنامه‌ای را به طور مخفیانه و دور از چشم آدم‌های فضول دور و برشان طراحی و اجرا کنند.

آنها دو نیت داشتند: اول اینکه از شر طعنه و کنجکاوی آشناهای دور و نزدیک نجات پیدا کنند و دوم، از حجم خشونت کلامی و تحقیری که از طرف پدر و دو برادر کیمیا متوجه او بود، لااقل برای مدت کوتاهی بکاهند. با هم قرار و مدار گذاشتند که هیچ‌کس رازشان را نفهمد.

کیمیا و مادرش یک مهمانی بزرگ راه انداختند، افراد دور و نزدیک خانواده را جمع کردند و با پول فروش النگوهای مادر، برای مدتی از شر مداخله دیگران در امور شخصی کیمیا رها شدند.

کیمیا می‌گوید خواستگار اجاره‌ای توانست از حجم خشونت‌هایی که متوجهش می‌شد، بکاهد.

«نیما ستارزاده»، روان‌پزشک بالینی ساکن ایران اما می‌گوید خواستگار اجاره‌ای ممکن است راه حل سخیفی برای رقابت‌های خانوادگی باشد اما راه احیای منزلت و کرامت فرد یا کاهش خشونت کلامی در خانواده نیست:

«ما نیازمند آموزش و فرهنگ‌سازی هستیم. کیمیا می‌بایست اعتماد به نفسش را تقویت کند. باید باور داشته باشیم هیچ‌کس اجازه ندارد دختر دم‌بختی را که یا شرایط مناسب یا قصد و اراده‌ای برای ازدواج ندارد، مورد خشونت کلامی قرار دهد یا او را با تعداد خواستگارانش و با خط‌‌کش مسائلی که الزاما به دنیای خصوصی آن فرد مربوط است، قضاوت کند.»

او می گوید مراجعانی داشته که برای رهایی از این فشارهای خانگی، تن به ازدواج‌های خطرناک و نامعقول داده‌اند: «مجرد بودن یک عیب، نقص یا فاجعه نیست بلکه یک ویژگی است و تا زمانی که خودتان به این امر ایمان نداشته باشید ممکن است تحت فشارهای عدیده مجبور به انتخاب‌هایی شوید که بعضا خطرناکند. متاسفانه سیستم تربیتی و نگرش اجتماعی به مقوله دختران مجرد انسانی نیست و زمینه فرار، روی آوردن به مواد مخدر، ازدواج‌های نامعقول و حتی خودکشی و افسردگی را افزایش می‌دهد. بهترین راه این است که به افراد ظاهرا دلسوزی که مرتب در خانواده در حال فشار آوردن به خانم‌های مجرد فامیلند، به شیوه کاملا محترمانه و دوستانه  بگویید شیوه زندگی شخصی‌تان، فقط به خود شما مربوط است.»

خواستگار اجاره‌ای منحصر به ایران نیست

شغل «خواستگار اجاره‌ای» در برخی کشورهای متعصب و سنت‌زده که قوانین حمایت‌گری نسبت به زنان ندارند، سال‌ها پیش از ایران متداول بوده است.

 «فریال نجاح»، دانشجوی پاکستانی‌تبار آمریکایی رشته مردم‌شناسی کالج فوتهیل در شهر لوس آلتوس کالیفرنیا در این مورد یک تحقیق محلی انجام داده و می گوید این شغل در بسیاری از مناطق پاکستان زیر پوست و لایه های زیرین زندگی مردم عادی وجود دارد.

 فریال می گوید در جریان تحقیقش متوجه شده این موضوع الزاما مختص پاکستان نیست و در بسیاری از کشورهای مسلمان با وانمود کردن این که یک دختر خواستگارهای متعدد دارد، او را از شر قضاوت‌های بیرونی نجات می‌دهند.

در بسیاری کشورها از جمله هند، اندونزی، مالزی، عربستان، امارات و برخی دیگر از  کشورهای عربی موضوع خواستگار نمایشی مرسوم است و به باور فریال الزاما به خانواده‌های مسلمان محدود نمی‌شود بلکه حتی در خانواده‌های هندو، جینیسم‌ها و سیک‌ها هم رخ می‌دهد.

فریال به کمپین دوستان «سیتا» اشاره می‌کند. دختر جوانی که در یکی از دانشگاه‌های پنجاب تحصیل می‌کرده و دوستانش برای نجات او از شر کتک‌های شبانه‌روزی پدر و برادرانش، یکی دیگر از دانشجویان هم‌کلاسی را قانع می‌کنند تا به عنوان خواستگار نمایشی وارد بازی شود و سیتا را از این تحقیر شبانه‌روزی که هیچ طرفدار و هواخواهی ندارد، نجات دهد.

او می گوید این ماجرا برای ما شاید یک موضوع طنز تلقی شود و ما با شنیدنش حتی به این شوخ طبعی مبتکرانه بخندیم اما در مواردی به اسیدپاشی به صورت دختری منجر شده که خواستگار نداشته است.

کارگر فقیر سابق، خواستگار نمایشی امروز

به تلفنی که کیمیا در اختیارم گذاشته زنگ می‌زنم و نقش یک مشتری مشتاق را بازی می‌کنم. نادر را به من معرفی می‌کنند که یک خواستگار اجاره‌ای خوش بر و روست. تلاش زیادی برای جلب اعتماد نادر می‌کنم. یک هفته زمان می‌برد تا او به من اعتماد کند و مطمئن باشد که من پلیس یا عضو یک خانواده فریب خورده نیستم و قصد انتقام‌جویی ندارم.

او متولد روستای کلاته یا «چاله قلعه» قزوین است و زندگی سخت و فقیرانه‌ای داشته. نادر دیپلم ردی است. او تا سال‌ها در یک کارخانه موزاییک‌سازی در اطراف کلاته کار می‌کرده و شب‌ها هم همان جا می‌خوابیده، تا اینکه یکی از دوستانش پیشنهاد می‌دهد که او با بر و روی زیبا و قد و بالای موزونش، می‌تواند پولی به مراتب بیشتر از برش دادن سنگ موزاییک دربیاورد و این جور می‌شود که او را به یک دلال در حوزه برگزاری مراسم ختم و عروسی با سیاهی لشکر اجاره‌ای  یا خواستگار اجاره‌ای آشنا می‌کند. او این روزها توانسته یک آپارتمان ۴۵ متری در منطقه شهر زیبای تهران اجاره کند و از خوابیدن در سوله موزاییک‌سازی نجات پیدا کند.

نادر می‌گوید تا به حال ۱۵ یا ۱۶ بار نقش خواستگار را بازی کرده است:

«من فکر می‌کنم با این کار به دخترانی که در خانه‌هایشان مورد خشونت، آزار و طعنه و کنایه و تحقیر قرار می‌گیرند، کمک می‌کنم. چه ایرادی دارد اگر زندگی یک نفر آرامش پیدا کند و از تحقیر کلامی نجات یابد؟»

بیشتر بخوانید:

قتل برای رسیدن به رستگاری

آنها مرگ را به طلاق ترجیح می‌دهند

زن، انسان یا ناموس همگانی؟

به گفته نادر آنها لباس داماد قلابی را خودشان می‌دهند: «بسته به موقعیت خانواده عروس لباس می‌پوشم. مثلا خواستگاری رفتن برای دختری که ساکن تهرانسر یا قلعه مرغی است و پدرش معلم است برای من ۱۰۰ هزار تومان بیشتر سود ندارد و مجبور نیستیم از شیرینی فروشی سرشناس یا گل فروشی گران قیمت خرید کنیم. صاحب کار هزینه همه تشریفات را می‌دهد. البته که به جز من یکی دو زن و مرد جا افتاده هم به عنوان پدر و مادر و خواهرانم ما را همراهی می‌کنند و همه آنها هم اجاره‌ای هستند. برنامه‌ریزی با خودشان است و فقط مرا توجیه می‌کنند که موقعیت دختر چیست و با پدرش چه‌طور حرف بزنم و بگویم که چه‌طور به دخترشان علاقه‌مند شده یا کجا او را ملاقات کرده‌ام.»

برخی مراسم خواستگاری اما بسیار پرهزینه هستند و برای نادر هم بیش از بقیه مراسم می‌صرفند: «یک مورد رفتیم سعادت آباد. کل خانواده مادری و پدری را دعوت کرده بودند که کلاس بگذارند. ما هم مجبور شدیم با ماشین اجاره‌ای بی ام دبلیو برویم و سه ماشین دیگر، کاروان خواستگاری را همراهی می‌کردند. فقط دسته‌گلی که سفارش دادیم نیم میلیون تومان آب خورد. سفارش دهنده هم خود عروس خانم بود که از طعنه و کنایه‌های والدینش عاصی شده بود. طبیعتا از این قبیل مراسم درآمد بیشتری دارم. جالب است که در این مراسم باشکوه فقط خود دختر از تقلبی بودن من اطلاع داشت و فردای آن روز خانواده‌اش اصرار کرده بودند که به خواستگار مناسبی که من بودم پاسخ مثبت بدهد. کل ماجرا نفس‌بر بود تا تمام شد. بعد هم یک گوشه ایستادیم و دستمزدها را گرفتیم و هر کسی رفت سوی آلونک خودش.»

نادر می‌گوید به عنوان یک خواستگار اجاره‌ای بارها دلش برای دخترانی که به این بازی سخیف تن داده‌اند سوخته و به خوبی درک می‌کند که آنها یا خانواده‌هایشان تحت چه فشارهای سخت اجتماعی‌ای، تن به چنین رفتار ریاکارانه‌ای می‌دهند.

شهریور
۷
۱۳۹۸
سرکوفت زدن به مردان بیکار، شکل پنهان خشونت خانگی
شهریور ۷ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
shutterstock_1316299466
image_pdfimage_print

Photo: GoodStudio/www.shutterstock.com

فهیمه خضرحیدری

در میان انواع خشونت خانگی که پشت درهای بسته خانه‌ها اعمال می‌شود، خشونت با عضو بیکار یا بیکار شده خانواده موضوعی است که اغلب کمتر از آن حرف زده شده یا اصلا به رسمیت شناخته شده است. 

خشونت علیه عضو بیکار خانواده اما نه تنها وجود دارد، بلکه شاید بتوان گفت با افزایش فشارهای اقتصادی در سال‌های اخیر رشد بیشتری هم داشته. 

می‌توان تصور کرد که افزایش آمار بیکاری هر سال افراد بیشتری را در شرایط ناامن اقتصادی و در نتیجه در موقعیت ضعف و آسیب‌‌دیدگی از جمله پشت درهای بسته خانه‌ها قرار می‌دهد. مرکز آمار ایران در پاییز سال گذشته آمار بیکاری را حدود ۱۲ درصد اعلام کرد، آماری که البته گزارش‌های غیررسمی آن را بسیار پایین‌تر از آمار واقعی می‌دانند. 

کمی پیش‌تر در آخرین ماه سال ۱۳۹۶، مرکز آمار ایران تعداد بیکاران مطلق را بیش از سه میلیون و ۲۰۰ هزار نفر اعلام کرده بود

افزایش بیکاری در ایران شاید تنها چیزی است که همه گزارش‌های مستقل و دولتی بر سر آن توافق دارند. به گفته وزیر کشور ایران بیکاری در بعضی شهرهای کشور به ۶۰ درصد رسیده است. سال‌هاست که استان‌هایی مثل کرمانشاه، چهار محال و بختیاری و سیستان و بلوچستان در صدر فهرست بیکاری در ایران قرار دارند.

مردان به مثابه ماشین خودپرداز! 

سویه دیگر نابرابری جنسیتی و مردسالاری در جوامع، شکل‌گیری انتظارات سنگین و گاه ورای توانایی فردی در اطراف مردان است. مردسالاری از این زاویه تنها علیه زنان کار نمی‌کند بلکه در برخورد با واقعیت‌های سخت زندگی اجتماعی، کمانه کرده و به سوی طرفی که سالار فرض می‌شود -در اینجا مردان- هم باز می‌گردد. 

از جمله قواعد مردسالاری قرار دادن مردان در جایگاه رییس و یگانه «نان‌آور» نهاد خانواده است. جایگاهی که البته حقوق و امتیازات نابرابر فراوانی را در اختیار مردان قرار می‌دهد اما فشار بسیاری را هم بر دوش آنها می‌گذارد. این فشار مخصوصا در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی تشدید می‌شود و گاه حتا مردان را زیر بار سنگین خود له می‌‌کند. 

بیشتر بخوانید:

قربانیان خشم و ناموس

«قتل ناموسی»، خشن‌ترین شکل خشونت خانگی (بخش اول)

بیکار شدن مرد خانواده علاوه بر بی‌پول شدن، اغلب او را بی‌اعتبار هم می‌‌کند و فشارهای هنجارهای اجتماعی شکل گرفته در جامعه مردسالار به اندازه‌ای شدید است که می‌تواند مرد بیکار شده را بی‌رحمانه از پا درآورد. 

در چنین فضایی در بسیاری از خانواده‌ها ای بسا به مردان به عنوان دستگاه خودپرداز نگاه می‌شود. مردان تا زمانی اعتبار و اهمیت و نقش دارند که قادر به تأمین نیازهای اقتصادی خانواده هستند. گاه خانواده پرجمعیت تنها به شغل و درآمد یک عضو که مرد خانواده باشد وابسته است و بیکار شدن این عضو نظام خانواده را به خطر می‌اندازد. نکته اما اینجاست که مرد هر خانواده هم همان میزان فشار اقتصادی را تحمل می‌کند که سایر اعضای خانواده و جامعه.

بیکاری و فشارهای ناشی از آن اغلب همبستگی میان زن و شوهر و همین‌طور مرد و فرزندان خانواده را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد بیکار شدن مردان از مهم‌ترین دلایل طلاق و ازهم‌پاشیدگی خانواده‌هاست. در حالی که مرد خانواده، حتا با فرض پذیرش نقش دائمی نان‌آورِ خانه بودن هم به هنگام مشکلات و رویارویی با بحرانی مثل بیکاری به همراهی، حمایت، درک و پشتیبانی نیاز دارد نه به تحقیر، به حاشیه رانده شدن و فشار بیشتر از سوی همسر و فرزندان.

از جمله راه‌‌حل‌هایی که برای تغییر ساختار نابرابر خانواده در ایران داده می‌شود، تحقق برابری است. برابری در معنای برابری حقوق و وظایف. زنان و مردان و حتا فرزندان در جوامعی که نهاد خانواده برابرتری دارند، همگی مسئول تأمین نیازهای اقتصادی خود و خانواده‌اند  و اقتصاد خانواده تنها متکی بر نیروی کار مردان نیست. به این ترتیب نه مردان می‌توانند با در دست داشتن انحصاری قدرت اقتصادی، زنان و فرزندان خود را مستبدانه در کنترل بگیرند و نه زنان و فرزندان به همسر و پدر خود به عنوان دستگاه خودپردازی نگاه می‌کنند که اگر روزی خالی بود، ارزش خود را از دست بدهد. 

بیکاری مردان و افسردگی 

مطالعات نشان می‌دهد در دوره‌های احتمالی بیکاری، سلامت روان مردان بیش از زنان تحت تاثیر قرار می‌گیرد. 

بر اساس نظر‌سنجی مرکز آماردهی وزارت کار که ۱۱ هزار مرد در آن شرکت کرده‌اند، یک چهارم‌ مردان شرکت‌کننده (حدود ۲۴ درصد) که تجربه بیکاری داشته‌اند، مراحلی از افسردگی را گزارش کرده‌اند در‌ حالی‌ که تنها ۱۳ درصد از مردان شرکت‌کننده شاغل برای مدتی افسردگی داشته‌اند. 

بر اساس همین گزارش هر چه طول مدت بیکاری بیشتر باشد، میزان و علائم افسردگی هم تشدید می‌شود. بیکاری و فقر، دو عامل جدی و مهم افسردگی مردان شناخته شده‌اند

از طرفی مطالعات نشان می‌دهد بیکاری خطر افسردگی را در مردان بیش از زنان بالا می‌برد. ۴۵ درصد مردان حتا با از دست دادن کارشان با خطر از دست دادن سلامت روان خود هم روبه‌رو هستند. 

مردانی که کار خود را از دست داده‌‌اند اغلب با کاهش اعتماد به نفس و از دست دادن احساس مفید بودن رو‌به‌رو می‌شوند و رفتار غیرصمیمانه و ناهمدلانه اعضای خانواده هم که ممکن است زندگی روزمره‌شان به دلیل بیکار شدن مرد خانواده دست‌خوش تغییراتی شده باشد، این بحران را برای مردان تشدید می‌کند. 

بحرانی به نام فرزندان جوان بیکار!

اما همیشه هم تحقیر و خشونت علیه عضو بیکار یا بیکار شده خانواده به پدر محدود نمی‌شود. اتفاقا در موارد متعدد این بیکاری جوانان فارغ‌التحصیل در خانواده است که هم بار سنگینی بر دوش خانواده می‌گذارد و هم سبب بروز خشونت پشت درهای بسته خانه‌ها می‌شود. 

مرکز آمار ایران می‌گوید بیش از ۴۰ درصد از بیکاران، فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها هستند. در بسیاری از خانواده‌ها دختر یا پسری را می‌توان دید که به دانشگاه رفته، درس خوانده و حالا بیکار یا جویای کار است. 

سرزنش و تحقیر و به حاشیه‌ راندن، رفتاری است که ممکن است منتظر این گروه از جوانان هم باشد. مرکز آمار ایران نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله را نزدیک به ۲۴ درصد اعلام کرده است

پرسش اینجاست که وقتی بیکاری در کنار تورم از مهم‌ترین مشکلات اقتصادی کشور است، سرزنش و تحقیر عضوی از خانواده که موفق به پیدا کردن شغلی برای خود نمی‌شود چه نتیجه‌ای در بر خواهد داشت؟ 

آیا جز تشدید درگیری‌ها و خشونت در خانواده یا افسردگی و گوشه‌گیریِ فرد بیکار، نتیجه دیگری هم در کار خواهد بود؟ 

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

رفتار همدلانه با بیکاری یک عضو خانواده چه رفتاری است؟ 

یک عضو خانواده بیکار شده. فرض کنیم پدری که تنها نان‌آور خانواده هم هست. در این صورت اگر نخواهیم به چرخه باطل خشونت در خانواده و ناامن کردن خانه بپیوندیم چه رفتاری می‌توانیم در پیش بگیریم؟ رفتار همدلانه در این موقعیت چه‌گونه رفتاری است؟ 

پذیرش مشکل یک عضو خانواده به عنوان مشکل همه اعضا شاید گام اول باشد. در گام بعدی، اعضای خانواده به جای توقع و غرغر و تحقیر فرد بیکار، می‌توانند به او در برنامه‌ریزی برای پیدا کردن کاری جدید کمک کنند. می‌توان به فرد بیکار شده یادآوری کرد که این یک دوره موقت است و او حتما بار دیگر کاری پیدا خواهد کرد. 

از طرفی اگر سایر اعضای خانواده درآمدی دارند و زندگی را اداره می‌کنند، خوب است که از سرکوفت زدن و منت گذاشتن بر سر عضوی -‌در اینجا پدر- که حالا بیکار شده پرهیز کنند. یادمان باشد که سرکوفت زدن و توهین و تحقیر و نیش و کنایه و منت گذاشتن می‌تواند از زننده‌ترین اشکال خشونت در نهاد خانواده باشد.

بیکاریِ دوره‌ای اتفاقی است که مخصوصا ممکن است در جوامع درگیر بحران‌های اقتصادی -از جمله ایران- بیفتد. این که نهاد خانواده چه مواجهه‌ای با این بحران داشته باشد تعیین‌کننده امنیت یا ناامنی چهاردیواری است که به اسم خانه می‌شناسیم‌اش.

شهریور
۷
۱۳۹۸
مراحل ترک رابطه ناسالم و خشونت‌آمیز
شهریور ۷ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: iofoto/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: iofoto/depositphotos.com

باران خسروی

ترک آزارگر و یک رابطه ناسالم راحت نیست و معمولا چندین مرحله وجود دارد که ممکن است خشونت‌دیده قبل از پایان دادن به رابطه ناسالم خود تجربه کند. اگر شما در یکی از این مراحل مانده‌اید و نمی‌توانید رابطه را ترک کنید، کاملا عادی است.

ترک یک رابطه کار سختی است و به این هم ربطی ندارد که شما چه قدر در این زمینه آگاهی دارید یا مطلع هستید. دانستن مراحل ترک به شما کمک می‌کند تصویر بهتری از خود قبل از ترک رابطه داشته باشید.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

معمولا این مراحل برای هر کس با توجه به نوع خشونت‌، نوع رابطه و شخصیت خشونت‌دیده  و سطح توانایی خشونت‌گر متفاوت است و گاهی خشونت‌دیده ممکن است قبل از رسیدن به مرحله نهایی و ترک رابطه، در میان این مراحل حرکت کند.

قطعا یادگیری و دانستن این مراحل به شما کمک می‌کند تصویر بهتری داشته باشید و زودتر به رابطه ناسالم خاتمه دهید.

۱.خشونت در حال وقوع است:

مرحله خشونت نشان‌دهنده زمانی است که خشونت هر روز رخ می‌دهد، اما خشونت‌دیده هنوز خود را به عنوان قربانی یا خشونت‌دیده شناسایی نکرده است. در این مرحله، آزار، چشم‌انداز خشونت‌دیده از خود را تغییر داده است، به این معنی که شخصیت خشونت‌دیده تحت تاثیر و شکل گرفته بر اساس نگاه خشونت‌گر است.

۲. خشونت‌دیده آزار را انکار می‌کند:

در طول مرحله انکار، بسیاری از خشونت‌دیدگان احساس می‌کنند کنترلشان را از دست داده‌اند. آنها همیشه در حال عذرخواهی هستند و همیشه احساس شرم و ترس با آن‌هاست. در این مرحله، بسیاری از خشونت‌دیدگان به طور کامل تشخیص نداده‌اند که در یک رابطه خشونت‌آمیز هستند.

جداسازی خانواده و دوستان در این مرحله آغاز می‌شود.

۳. نشانه‌های تشخیص آزار آشکار می‌شود:

گاهی اوقات یک عضو خانواده یا دوست نزدیک کمک می‌کند تا خشونت‌دیده تشخیص دهد در یک رابطه خشونت‌آمیز است. اعضای خانواده، دوستان و حتی همکاران قادر به کمک به فرد برای شناسایی نمونه‌هایی از آسیب جسمی، ذهنی یا عاطفی هستند که در این رابطه در حال حاضر در حال وقوع است. هنگامی که فرد در نهایت آزار را تایید می‌کند، مراحل دیگر رخ می‌دهند.

۴. احساسات خشونت‌دیده تغییر می‌کند:

هنگامی که خشونت‌دیده خود را به عنوان آزار دیده شناسایی می‌کند، به دنبال آن احساساتش تغییر می‌کند. این تغییرات عاطفی برای هر خشونت‌دیده‌ای می‌تواند شکلی متفاوت داشته باشد و برای هر کس منحصر به فرد است. با این حال، پاسخ عاطفی خشونت‌دیده به طور معمول شبیه فرایند غم و اندوه است که شبیه از دست دادن یکی از عزیزان است و کم‌کم تبدیل به این احساس می‌شود که خشونت‌دیده به خشونت‌گر اهمیت نمی‌دهد.

مشخص نیست که مدت این دوره چه قدر است، اما در این مرحله است که قدرت و انگیزه خشونت‌دیده برای فرار تقویت می‌شود.

۵. خشونت‌دیده انگیزه کافی را برای ترک رابطه دارد:

مرحله انگیزه نشان‌دهنده نیاز فرد به باز پس گرفتن کنترل خود و کنترل زندگی خود است. در این مرحله خشونت‌دیده ممکن است به دنبال یافتن منابع حمایتی موجود و برنامه‌ریزی برای مراحل بعدی زندگی‌اش قبل از تلاش اولیه برای فرار از آزارگر باشد.

۶. رخ‌ دادن آزار و زنده شدن انگیزه خشونت‌دیده:

هنگامی که خشونت‌دیده انگیزه کافی برای ترک پیدا کرده باشد، به احتمال زیاد اگر یک رویداد رخ دهد، خشونت‌دیده رابطه را ترک می‌کند. رویداد ممکن است آسیب فیزیکی یا ترس از آسیب شدید یا حتی مرگ باشد.

۷. خشونت‌دیده فرار می‌کند:

خشونت‌دیدگان در این مرحله خود را از محل و شخص آزارگر دور کرده‌اند و در جهت بهبود، امنیت خود را اولویت اصلی قرار داده‌اند.

بیشتر بخوانید:

سازمان‌های حمایت‌ از خشونت‌دیده چه می‌کنند؟

چگونه امنیت را در پروسه حمایت‌گری بالا ببریم؟

حمایت‌گران چگونه قانون را به نفع زنان عوض می‌کنند؟

مسیر درمان

اگر شما در یک رابطه ناسالم هستید و به این مرحله رسیده‌اید که آزارگر خود را ترک کنید، پیشنهادهای زیر را برای کمک در سفر خود به سمت امنیت در نظر بگیرید.

▪       ترک رابطه تنها آغاز درمان و بهبود است. شما زمان‌هایی را تجربه خواهید کرد که احساس پشیمانی می‌کنید و به شدت دلتان برای آزار‌گر تنگ می‌شود و ممکن است حتی به بازگشت به رابطه هم فکر کنید. اطمینان حاصل کنید که احساساتتان را از واقعیتی که آزار رخ داده است جدا کنید و یادتان نرود که آن رابطه سالم و امن نیست.

▪       آماده باشید که خشونت‌گر در موقعیت‌های خصوصی یا عمومی از شما بارها عذرخواهی کند و این مکالمات حتی می‌تواند در حالتی رخ دهد که آزار‌گر گریه می‌کند یا برای شما هدایای گران‌قیمت می‌آورد. یادتان نرود که همه این حرکت‌ها از طرف شریک شما کارهای خوبی است اما تا زمانی که شریک زندگی شروع به دریافت و ادامه دادن جلسات مشاوره‌ای برای رفتار خود انجام ندهد، تغییرات کمی رخ خواهد داد و امکان ادامه آزار همیشه وجود دارد چرا که ریشه آزار و احتمال تکرار الگوهای رفتارهای آزارگری هنوز هم وجود دارد.

▪       قبل از ورود به یک رابطه جدید، مهم است که وقت خود را برای بهبودی کامل بگذارید. قبل از شروع هر رابطه مهم است که اعتماد به نفس و احساس عزت نفس خود را تقویت کنید؛ مخصوصا قبل از دادن احساسات، زمان و انرژی خود به شخصی دیگر.

برای خودتان وقت بگذارید و به گذشته‌تان فکر کنید به طوری که بتوانید با نگاه به گذشته، عاقلانه‌تر برای آینده خود برنامه‌ریزی کنید. حتما برای کمک به خود به مشاوره بروید. در طول رابطه ناسالم معمولا آزارگر شخصیت منحصر به فرد خشونت‌دیده را می‌شکند و از بین می‌برد. سعی کنید خود واقعی‌تان را دوباره کشف کنید. یادتان نرود که شما هیچ‌گاه سزاوار آن خشونت نبوده‌اید و در واقع هیچ‌کس سزاوار خشونت نیست.

منبع ۱

منبع ۲

 

شهریور
۶
۱۳۹۸
نگاهی به «لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت»، آن چه دارد و آن چه ندارد
شهریور ۶ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
shutterstock_745390456
image_pdfimage_print

Photo: www.shutterstock.com

مهدیس صادقی پویا

مقدمه و معرفی لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت

دیری‌ست که «خشونت» علیه زنان در محافل دانشگاهی و کنشگری ایرانی تبدیل به موضوع قابل توجه و تأملی شده است. این نوع خشونت چه از نوع خشونت عمومی‌ای باشد که زن‌ستیزانه علیه زنان در محیط‌های عمومی اعمال می‌شود، چه از انواع خشونت خانگی باشد که توسط اعضای مختلف خانواده صورت می‌گیرد، بیش از آن که هم‌چون دهه‌های پیشین موضوع اعتراض باشد، در تحقیقات مختلف دانشگاهی تحت مطالعه کمی و کیفی و آماری قرار گرفته و ابعاد گسترده‌تری از آن شناسایی شده است. به همین ترتیب، توجه بسیاری از کنشگران حوزه حقوق زنان ایران نیز بیش از قبل بدان جلب شده است و زنان و فعالان این حوزه در چارچوب‌های مختلف تلاش کرده‌اند تا این مطالعات در سطح نظری باقی نمانده و تبدیل به طرح‌ها، پیشنهادها و لوایح عملیاتی شود. یکی از این لوایح که چند سالی است توسط معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به مجلس و قوه قضاییه ارائه شده است، «لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت» است.

لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت در آذر ماه سال ۱۳۹۶ برای تقدیم مجدد به مجلس ایران آماده شد. لایحه‌ای که توسط معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری که در آن زمان تحت ریاست شهین‌دخت مولاوردی بود، طراحی، تدوین و بازنگری شد. 

بیشتر بخوانید:

تجاوز و تعرض یا توافق میان‌فردی: «خشونت جنسی خانگی» چیست؟

خشونت خانگی، فراتر از دوگانه جنسیت، دگرجنس‌گرایی و ازدواج

کودکان، «آسیب‌دیدگان خاموش» خشونت خانگی

در این لایحه که شامل سه بخش بازدارندگی، حفاظتی و حمایتی است، به ضرورت تأمین امنیت جانی زنان در برابر خشونت به خصوص در برابر خشونت خانگی اشاره و تأکید شده است در برابر نواقصی که قوانین ایران در حمایت از زنان در برابر خشونت دارند، تصویب این لایحه توسط مجلس و تبدیل شدن آن به قانون و سپس اجرایی شدنش توسط دولت، سازمان‌ها و نهادهای مربوطه خواهد توانست گام بزرگی در راستای حمایت از زنان در برابر خشونت باشد. خشونتی که جان و زندگی زنان را در معرض خطر قرار می‌دهد.

اهداف، محتوا و نقاط قوت و ضعف لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت

از جمله اهداف گنجانده شده در این لایحه که در متن آن به آن‌ها اشاره شده، عبارت است از:

  • تقویت نهاد خانواده
  • تأمین حقوق زنان به منظور حفظ کرامت و امنیت آنان
  • پیشگیری از خشونت علیه زنان
  • حمایت از زنان قربانی در معرض خشونت
  • افزایش سطح آگاهی جامعه در خصوص خشونت علیه زنان و راه‌های مقابله با آن

بندهایی که در این لایحه گنجانده شده‌اند پیرامون این اهداف طرح‌ریزی شده‌اند و زنانی را به عنوان زنان ذی‌نفع این لایحه در نظر گرفته‌اند که یا بالاتر از ۱۸ سال تمام دارند یا متأهل و کم‌تر از ۱۸ سال سن دارند. این بدین معنی است که این لایحه در نظر داشته تا کودک-همسران را نیز تحت حمایت خود قرار دهد.

در واقع حمایت از زنان در برابر ازدواج اجباری به خصوص هنگامی که بحث کودک-همسری به میان می‌آید و هم‌چنین جامعیت انواع خشونت که در این لایحه بدان‌ها اشاره شده، مورد معرفی قرار گرفته و درباره‌شان پیشنهادهایی برای تبدیل شدن به قانون ارائه شده که از نقاط قوت این لایحه هستند.

یکی از نقاط قوت این لایحه که تا پیش از این در بدنه قانونی حول محور خشونت علیه زنان وجود نداشت، ماده ۲۷ این لایحه است:

«هر کس از ارتکاب جرائم موضوع این قانون علیه زنی در اماکن عمومی یا در وضعیت آسیب‌پذیری مطلع شود و با علم به اینکه وی امکان دسترسی و مراجعه به مراجع صالح را ندارد و با وجود آنکه خطری متوجه خود او یا دیگران نمی‌شود، مراتب را به مراجع صالح اعلام نکند، به پرداخت جزای نقدی درجه هفت محکوم می‌شود.»

نظارت بر اجرای لایحه

یکی از نوآوری‌هایی که در این لایحه نسبت به موارد معدود و محدود مشابه وجود دارد، ساختار نظارتی‌ای است که در این لایحه به منظور اجرایی شدن آن پس از تبدیل به قانون در نظر گرفته شده است.

در این لایحه پیشنهاد شده تا کمیته‌ای تحت عنوان «کمیته ملی تأمین امنیت زنان» تشکیل شود تا این کمیته بتواند بر اجرای قانون تأمین امنیت زنان در برابر خشونت نظارت لازم و کافی را اعمال کند.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

اما نکته قابل توجه اینجاست که این کمیته در ساختار، متشکل از افراد، نهادها و سازمان‌هایی است که در کنار یک‌دیگر می‌توانند بدنه‌ای کامل و جامع برای نظارت فراهم آورند. این کمیته به پیشنهاد لایحه، از وزیر کشور در رأس آن، متخصصانی از جامعه دانشگاهی، نهادهای وابسته به قوه قضاییه، وزارتخانه‌های مرتبط چون وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، وزارت تعاون، کار و تأمین اجتماعی، سازمان بهزیستی، نهادها و سازمان‌های فرهنگی، نمایندگان کلینیک‌ها و مؤسسات مددکاری اجتماعی و مهم‌تر از همه سازمان‌های مردم‌نهاد تشکیل خواهد شد که به نظر می‌رسد به خصوص با مشارکت سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد و با همکاری فعالان و کنشگران حوزه زنان در آن‌ها، توان نظارتی و کنترل گسترده‌تری را در خود خواهد داشت.

وجود برخی ابهام‌ها در متن لایحه نیز از نقاط ضعفی است که کنشگران حوزه زنان مورد نقد قرار داده‌اند. یکی از این ابهام‌ها عدم تعیین حدود خشونتی است که علیه زنان در محیط خانه و خانواده اعمال می‌شود و به نظر می‌رسد همواره حاوی حقوقی بدوی است که برای به خصوص مردان در روابط با زنان در نظر گرفته شده است.

آخرین وضعیت لایحه

این لایحه برای مدت زمان طولانی در قوه قضاییه تحت بررسی قرار گرفت. پس از آن، قوه قضاییه برخی بندهای آن را حذف کرد و به دولت و معاونت امور زنان و خانواده پیشنهاد کرد تا در آن بندها بازنگری کند. این بندها به این دلیل حذف شدند که به زعم قوه قضاییه، در حال حاضر با برخی از قوانین موجود «هم‌پوشانی» داشتند.

پس از تغییر ریاست قوه قضاییه و روی کار آمدن ابراهیم رئیسی، معاونت فرهنگی قوه قضاییه خبر داد که این لایحه در دستور کار ویژه این قوه قرار گرفته و به دستور ریاست قوه، قرار است با فوریت بررسی شود تا بتواند زودتر برای اجرایی شدن، به قانون بدل شود.

به نظر می‌رسد این لایحه گامی اساسی و اولیه در راستای مقابله با خشونت خانگی علیه زنان خواهد بود هر چند که ایرادهای مطرح شده به آن حول محور «حفظ استحکام خانواده» توسط قوه قضاییه و دیگر نهادها، در تضاد با آن چیزی است که کنشگران این حوزه در مقابله با خشونت علیه زنان در نظر دارند. آنان می‌خواهند فردیت، موجودیت، حق آزادی و شأن زنان به بهانه حفظ بنیان خانواده،  قربانی فضای پدرسالار حاکم نشود.

 

شهریور
۵
۱۳۹۸
قتل برای رسیدن به رستگاری
شهریور ۵ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: CD123/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: CD123/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

«محمود»، پدر پارمین هفت ساله، مهندس شاغل در یکی از شرکت های زیر مجموعه پتروشیمی عسلویه و یک فرد تحصیل‌کرده از یک خانواده سرشناس، دخترش را خفه کرده تا به «رستگاری» برسد.

دختر هفت ساله او را وقتی که دیگر هیچ جانی در بدن نداشته به بیمارستان شهر جم منتقل می‌کنند و تیم پزشکی بیمارستان،‌ موضوع انتقال جسد یک کودک هفت ساله و مرگ مشکوک او را به نیروی انتظامی مستقر در جم اطلاع می‌دهد.

پدر پارمین اعتراف می‌کند که در یک تصمیم آنی دخترکش را به قتل رسانده تا از این دنیا رها شود و به رستگاری برسد.

دخترک بهانه مرغ مینا گرفته بوده و پدر و دختر ساعت هشت شب از خانه خارج می‌شوند تا مرغ مینا بخرند. دخترک اما هرگز به خانه باز نمی‌گردد. پدر او را در آغوشش خفه می‌کند.

یکی از وابستگان محمود به خانه امن می‌گوید که او هر روز فاصله شهر جم تا عسلویه را رانندگی می‌کرده و در طول زمانی که وقتش را کنار خانواده می‌گذرانده، بهترین رابطه را با پارمین داشته: «برای همین همه اعضای خانواده بعد از مرگ دخترک در شوک و بهتی عمیق فرو رفته‌اند.»

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

برخی سایت‌های محلی بعد از انتشار خبر مرگ پارمین در مورد محمود نوشته‌اند که او یک معتاد به شیشه یا معتاد به الکل بوده، اما این آشنای دور وجود هر نوع نابه‌سامانی رفتاری در این مرد را رد می‌کند و می‌گوید که محمود کاملا طبیعی و دارای وجهه اجتماعی مناسبی بوده است.

خبرگزاری فارس هم از قول روح‌الله فروغی‌فر در مورد این پرونده نوشته است که قاتل، فردی سالم، تحصیل‌کرده و از خانواده‌ای سرشناس، معروف و مشهور در گچساران بوده و اکثر اعضای این خانواده تحصیل‌کرده هستند: «او فارغ التحصیل رشته مهندسی با ۱۵ سال سابقه کار بوده و شایعات اولیه مبنی بر معتاد بودن قاتل به شیشه کاملا کذب است. او نه معتاد بوده، نه هنگام ارتکاب جنایت مواد مخدر یا الکل مصرف کرده است. او در کمال صحت و سلامت عقل و به نیت اعزام دخترش به بهشت مرتکب قتل شده است.»

قتل پارمین هفت ساله به نیت رستگاری و فرستادن او به بهشت، اولین قتل ایدئولوژیک خانوادگی در ایران نبوده و احتمالا آخرین آن نیز نخواهد بود اما به نظر می‌رسد ضعف قانون مجازات اسلامی در باب اینکه پدر بر فرزند خود ولایت دارد و از مجازات مصون است، مسیر رخداد چنین اتفاقات هولناکی را هموارتر می کند.

***

«شیما رستگاری» به عنوان مددکار اجتماعی در یک موسسه خدمات مشاوره و روان‌شناسی در شهر شیراز کار می‌کند. او از مادری می‌گوید که با حالتی از جنون به این موسسه مراجعه می‌کرده تا درد و رنج ناشی از قتل دختر یک ساله‌اش را به دست پدر، فراموش کند:

«خانمی بود حدودا ۳۸ ساله. همسرش به خاطر اعتراف به دو قتل در زندان عادل‌آباد زندانی است. او دوستش را در یک درگیری با چاقو کشته و شبانه به خانه برگشته و با یک چاقوی تیز سر دخترش را هم بریده. وقتی مادر دخترک سر می‌رسد و این صحنه فجیع را می‌بیند بیهوش می شود. قاتل بعدها اعتراف می‌کند از ترس اینکه مبادا بعد از زندانی شدنش دخترش مورد تعرض یا بی‌حرمتی دیگران قرار بگیرد، او را پیشاپیش کشته تا پاک بمیرد.»

به دنبال روایت‌ها

آرشیو قدیمی و نسخه‌های بازمانده از مجلات زنان: خبر قتل دخترک ۹ ساله به دست پدرش به منظور رستگاری او،  شماره ۱۰۸ مجله زنان، فروردین و اردیبهشت سال ۸۳، صفحات ۸۴ و ۸۵.

پدر دختری ۹ ساله به نام زهرا او را در زیرزمین خانه‌اش با انگیزه جاری کردن حکم خدا و سنت پیامبر به قتل رسانده.

شرح ماجرا در گزارش شماره بعد زنان به قلم «نیلوفر رستمی» چنان هولناک است که به نظر می‌رسد مخاطب یک قصه آخرالزمانی ترسناک را دنبال می‌کند:

مادر زهرای ۹ ساله گفته: «شب قبل از حادثه با مسعود دعوایم شد. او مدت‌ها بود بد خلقی می‌کرد. غروب همان روز زهرای ۹ ساله با دست‌های کوچکش موتور پدرش را شسته بود. این کار هر غروبش بود. نیمه‌شب بود … با کابوس وحشتناکی از خواب پریدم و به سمت اتاق زهرا دویدم اما او سر جایش نبود. سراسیمه به اتاق مسعود رفتم . او هم نبود. با وحشت به سمت راه پله‌ها دویدم و دیدم چراغ زیرزمین روشن است. همسرم با چاقو بالای سر زهرا ایستاده بود. اولش خیال کردم خوابیده ….»

مادر از بیم جانش به هزار بهانه از دست مرد قاتل به سمت خانه همسایه‌ها فرار می کند و با کلانتری ۱۴۲ تماس می‌گیرد. وقتی ماموران در دل تاریکی شب سر می‌رسند، می‌بینند پدر قسمتی از موزاییک‌های کف زیرزمین را کنده و قصد به خاک سپردن دخترش را دارد.

بررسی‌های مقدماتی نشان دادند زهرا با اصابت یک ضربه چاقو بر گلو که ۱۰ سانتی‌متر عمق داشته توسط پدر ۳۶ ساله‌اش کشته شده است.

صبح روز سه‌شنبه اول اردیبهشت ماه سال ۸۳ است. زهرای ۹ ساله را در محوطه امامزاده‌ای واقع در محله کن به خاک می‌سپارند. مسعود به بازجو اعتراف کرده که قبل از کشتن دخترش به او آب خورانده و با یک دستمال چشمش را پوشانده و بعد با چاقوی میوه‌خوری ضربه‌ کاری را زده است. دخترک مطیع بوده و هیچ اعتراضی نکرده.

آن لحظه به همسرش که سراسیمه وارد زیر زمین شده گفته است: «من کاری کردم که بی‌گناه بمیرد. خودم پول مراسمش را می‌دهم. خودم برایش قرآن می‌خوانم.»

مسعود فردی متدین و جانباز بوده، همیشه تسبیح دستش بوده و مدام ذکر می‌گفته. کارمند اداره کل بازنشستگی کشور، خوش لباس و مورد اعتماد اهالی محل.

او در جریان بازجویی‌ها اعتراف کرده بود که قبل از قتل زهرا به او تجاوز کرده :« کاری که دیگران می‌خواستند با او بکنند من خودم کردم».

بیشتر بخوانید:

زن، انسان یا ناموس همگانی؟

چرا قتل‌های ناموسی در قلب کشورهای توسعه یافته هم رخ می‌دهند؟

آنها مرگ را به طلاق ترجیح می‌دهند

پزشکی قانونی اما این مسئله را با وجود اصرار متهم و شواهدی که شهود تایید کرده‌اند، تکذیب کرده است.

کسانی که جنازه دخترک را شسته‌اند اما بعدها گفته‌اند که آثار تجاوز و خون مشخص بوده.

پس از این جنایت، رئیس وقت قوه قضاییه تحت تاثیر شکواییه مادر زهرا قرار گرفته و در دیدار با او، دستور می‌دهد به شرط ارتکاب زنا، پدر را اعدام کنند. درست یک روز بعد از این دستور اما پزشکی قانونی اعلام می‌کند با وجود اعترافات مسعود، زنایی انجام نشده و تجاوزی در کار نبوده است.

***

سه روز بعد از انتشار خبر قتل زهرا اما یک پدر در کرمان دختر چهار روزه‌اش را تنها به این دلیل که دختر است، برای اجرای سنت خدا خفه می‌کند.

مادر این کودک گفته بود: «از زمانی که همسرم متوجه شد من حامله هستم سر ناسازگاری داشت و مرا کتک می‌زد تا بچه سقط شود. روز چهارم او نوزاد را برداشت و گفت می‌رود قدم بزند و نیم ساعت بعد زنگ زد و گفت برو بچه‌ات را از بیمارستان باهنر تحویل بگیر.»

مسئولان بیمارستان علت مرگ نوزاد را ایست قلبی در اثر ضربه به سر و خونریزی مغزی اعلام کردند. او به ماموران گفته بود: «می‌خواستم بچه را به دوستانم نشان بدهم و نمی‌دانم چه‌طور شد که سرش به جایی اصابت کرد و مرد.»

او اما بعدتر در جریان بازجویی‌های تخصصی اعتراف کرد که برای اجرای سنت پیامبر، کودک را به کام مرگ فرستاده است.

***

مبلغان و مفسران مذهبی می‌گویند علت نادیده گرفتن حقوق زنان در شریعت اسلامی، تفاوت بین دو جنس است و نقش زنان از نظر شریعت اسلامی بسیار تعیین کننده و حمایت‌گر مردان است و اسلام در همه درجاتش به تکریم نقش زنان تاکید کرده است.

«شروین سلطان زاده»، وکیل دادگستری ساکن ایران به خانه امن می‌گوید: «چرا با اینکه در تفاسیر متون مذهبی این‌طور تاکید شده است که سنت دخترکشی مربوط به قبایل بدوی بوده و با ظهور اسلام، این سنت مورد انتقاد شدید است و منسوخ شده، اما در همین قانونی که بر پایه شرع اسلام تدوین شده است، نسبت به دختر‌کشی توسط پدر، مجازات درخوری در نظر گرفته نمی‌شود که نقش بازدارنده و کنترل کننده داشته باشد؟»

به گفته سلطان زاده، قتل فرزند توسط پدر به موجب ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی منجر به پرداخت دیه خواهد شد و پدر مستوجب قصاص نخواهد بود و فقط به خاطر جنبه عمومی جرم و مطابق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی به سه تا ۱۰ سال حبس محکوم می‌شود، اما در صورتی که مادر مرتکب قتل شده باشد، قصاص می‌شود.

این وکیل دادگستری اشاره می‌کند به این که در اغلب کشورهای پیشرفته، مجازات خشونت خانگی سنگین‌تر از خشونت‌های دیگر است چون خشونت‌گر خانگی خانه را ناایمن کرده و این گناه بزرگی است.

به گفته او همین قانون قصاص نشان می‌دهد که جایگاه زن و مرد به لحاظ شرعی تا چه حد از هم دورند: «مادری که فرزند را به دنیا آورده و در قوانین کشورهای پیشرفته دارای بالاترین حق در مورد فرزند است همچون یک فرد بیگانه مجازات شده و هیچ گونه حقی خارج از حقوق انسانی برای او قائل نشده‌اند اما پدر را دارای اختیار جان بخشیدن یا ستاندن دانسته‌اند. البته که مادر در مورد جان فرزند دارای هیچ حق متفاوتی نیست و باید مجازات شود و بی‌تردید این مسئله با قدرت بیشتری در مورد پدر صدق می‌کند و او هم بی‌تردید مستوجب مجازات است.»

***

مادر پارمین کوچک در بهت و حیرت است، همان‌گونه که فعالان برابری‌خواه شوکه شدند. یکی از آشنایان این خانواده به خانه امن می‌گوید آن زن هنوز مرگ دردناک دخترش برای رسیدن به رستگاری را باور نکرده است.

شهریور
۴
۱۳۹۸
سرنوشت مبهم لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت
شهریور ۴ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Photo: grigvovan/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: grigvovan/depositphotos.com

مهری قاسمی

چندی پیش ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه، در جلسهای که درباره اقدامات قوه قضاییه در مورد «لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت» تشکیل شده بود وعده داد که «نظر قوه قضاییه نسبت به این لایحه اعلام خواهد شد.»

او گفت: «نارسایی‌هایی که در ابتدای زندگی زوجین به وجود می‌آید نباید به سرعت با حکم طلاق مواجه شود؛ بلکه باید ریش سفیدان خانواده مداخله کنند و زوجین را به صلح و محبت ترغیب کنند.»

رئیسی اضافه کرد: «در جامعه ما خشونت علیه هیچ‌کس پذیرفته نیست و خشونت علیه زنان نیز مطلقاً پذیرفته نیست. باید مصادیق خشونت علیه زنان تعیین شود. خشونت علیه زنان صرفاً به مسائل خانوادگی محدود نمی‌شود، بلکه اگر در یک شرکت هواپیمایی گفته شود که یک خانمی به منظور کار بیشتر حق بچه‌دار شدن ندارد، این نیز از مصادیق خشونت علیه زنان است.»

سخنان رئیسی رویکرد کلی راست‌گرایان درباره قوانین مربوط به زنان را خلاصه کرده است. آنان از یک طرف خشونت گسترده در خانواده‌های ایرانی علیه زنان را «نارسایی‌های زندگی» می‌نامند که با نصیحت حل و فصل خواهد شد و از سوی دیگر حضور اجتماعی زنان و تبعات آن را مصداقی برای خشونت معرفی می‌کنند. نحوه مواجهه با «لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت» نیز نمادی از این رویکرد در سال‌های اخیر بوده است.

لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت بعد از گذشت سال‌ها هنوز از قوه قضاییه به دولت بازنگشته است. چندی پیش اشرف گرامی‌زادگان، مشاور حقوقی و پارلمانی معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری در گفتوگو با روزنامه شرق با اشاره به موانعی که در این زمینه وجود دارد، خلاصه ماجرا را چنین بیان کرد: «از نظر این معاونت لایحه تأمین امنیت زنان، مناسب و جامع است و فقط امضای ریاست محترم قوه قضاییه کافی است تا به دولت ارجاع داده شود. در زمان ریاست سابق قوه قضاییه، لایحه در معاونت حقوقی قوه بیش از شش ماه بررسی نهایی شد و حدود ۱۸ قاضی با سابقه در جلسات به صورت مرتب حضور داشتند. قضاتی که در طول سال‌ها برای پرونده‌های قضایی حکم صادر کرده بودند و در برخی از بخش‌ها، نمونه‌های جرم را توضیح می‌دادند تا علت وجود متنی را محرز کنند و ضرورتش را توضیح دهند. این جلسات بسیار پربار بود و در نهایت لایحه تمام و نهایی شد. مقرر بود پس از یک هفته و ملاحظه برخی از بخش‌های قوه، متن به دفتر ریاست محترم قوه برای امضا برود. از آن تاریخ که این‌جانب در جریان بودم، بیش از ۱۲ ماه یا بگوییم حدود یک سال زمان از دست رفت و ریاست محترم قوه آن را امضا نکرد.»

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

البته با انتخاب رئیس جدید قوه قضاییه نیز مشکل حل نشد و لایحه مزبور همچنان معطل مانده است.

مخالفت‌های گسترده راست‌گرایان تندرو با این لایحه و حتی حمایت ضمنی آنها از وجود خشونت علیه زنان در خانه‌ها، از همان ابتدا مشخص کرده بود که فرایند تدوین و بررسی این لایحه پیچیده خواهد بود. مخالفت‌ها با این لایحه چنان گسترده بود که در بهمن ماه سال ۱۳۹۷، غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی وقت قوه قضاییه اعلام کرد: «لایحه تامین امنیت زنان در قوه قضاییه بررسی شده است اما به نظر می‌رسد این لایحه مشکلات زیادی دارد که ممکن است حتی قابل اصلاح نباشد و شاید لازم باشد لایحه دیگری در دولت یا قوه قضاییه در این زمینه تهیه شود.»

در واقع راست‌گرایان تندرو در ایران معتقدند با تصویب این لایحه موقعیت برتری مردان در خانواده که آموزه‌ای دینی و اسلامی است، تضعیف خواهد شد.

از جمله جنجالی‌ترین انتقادها به این لایحه متنی بود که زهرا آیت اللهی، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان در روزنامه کیهان منتشر و در آن ادعا کرد این لایحه در حمایت از زنان روسپی است تا زنان عفیف و مظلوم در خانواده: «پیش‌بینی کنید که جامعه به چه سمتی خواهد رفت؟ همان لجن‌زاری که غرب را به سقوط کشانده در انتظار ایران اسلامی هم خواهد بود. باید گفت که اینَ تذهبون!»

او این اعتقاد را مطرح کرد که این لایحه کیان خانواده را سست می‌کند: «زن که مظهر لطافت و محبت و آرامش است به موجودی تبدیل می‌شود بهانه‌جو، ایراد گیر و نازپرورده که می‌تواند هر اقدام مرد را به خشونت علیه خود تعبیر کند. حتی اگر توهم خشونت از رفتار مرد داشته باشد، قانون به او حق می‌دهد که مرد را محکوم کند و دادگاه را به وسط خانه بکشاند. به تعبیر خانم معاون رئیس جمهوری، چهار دیواری دیگر اختیاری نیست و باید چشمان و دستانی از قانون و قاضی مراقب باشند تا در خانواده کسی به زن نگوید بالای چشمت ابروست. خدا می‌داند با چنین وضعیتی کدام پسری ولو ۴۰ ساله و ۵۰ ساله جرات ازدواج کردن را خواهد داشت؛ حتی اگر رستم دستان باشد.»

و اینکه: «این حمایت از زنان به سبک غربی نتیجه‌ای مشابه غرب به همراه دارد. اکنون در انگلستان ۴۰ درصد خشونت‌ها علیه مردان گزارش می‌شود. البته حجم واقعی خشونت‌های زنان علیه مردان بیش از این است و دلیل مهم آن هم خودداری مردان از اعلام وضعیت به جهت ترس از تمسخر و انگ بی‌عرضگی به آنهاست.»

از سوی دیگر، روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران نیز ضمن مخالفت با این لایحه در گزارشی نوشت: «حبس‌های سنگین و مجازات‌های سنگین برای برخی جرائم علیه زنان در لایحه تأمین امنیت زنان مهم‌ترین مانع برای تصویب آن شده است، چنانچه بنا به تأکید کارشناسان مخالف این لایحه، برخی از این مجازات‌ها نه فقط نمی‌توانند بنیاد خانواده را استحکام بخشند که چه بسا ممکن است هدف را برعکس کنند یعنی بنیاد خانواده را متزلزل سازند.»

بیشتر بخوانید:

علاقه جمهوری اسلامی به خانه‌داری زنان

فقه، زمینه اصلی تبعیض علیه زنان

ایدئولوژی مذهبی و تجارت سکس در ایران

در همین گزارش از قول  غلامرضا موحدیان، قاضی بازنشسته دیوان عالی کشور، گفته شده است که این لایحه به شدت زوج را مورد هجمه قرار می‌دهد: «در این لایحه تصور می‌کنند با کوچک‌ترین اقدامی مرد باید مجازات شود. خانواده با این نوع برخورد و مداخلات و سختگیری‌ها نه تنها اصلاح نمی‌شود بلکه باعث از هم پاشیدن خانواده نیز می‌شود و اساساً سخت‌گیری‌ها و مجازات‌های متعدد و پی‌درپی تیشه به ریشه زندگی مشترک می‌زند.»

در واقع نویسنده روزنامه جوان بر این باور بوده است که «برای برخی جرائم علیه زنان» نباید مجازات‌های سنگین در نظر گرفت. کارشناس هم نگران بوده است که «کوچک‌ترین اقدام» مرد (بخوانید ضرب و شتم زن در خانه) مجازات شود.

به این ترتیب لایحه مزبور با وجود نارسایی‌های بسیار همچنان در پیچ و خم اداری قوه قضاییه مانده است.

همچنین فراموش نباید کرد که حتی بعد از تایید قوه قضاییه، همچنان نمایندگان مجلس قدرت تغییر تمامی مواد این لایحه را دارند و بعد از آن هم شورای نگهبان اختیار تصویب یا عدم تصویب آن را دارد.

با این همه راست‌گرایان تندرو در ایران حتی از طرح موضوع این لایحه‌ نیز خشمگین شده‌اند.

شهریور
۲
۱۳۹۸
علاقه جمهوری اسلامی به خانه‌داری زنان
شهریور ۲ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: Elnur/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: Elnur/depositphotos.com

مهری قاسمی

زمانی آیت‌الله علی خامنه‌ای گفته بود: «زن بودن برای زن یک نقطه‌ امتیاز است، یک نقطه‌ افتخار است. این افتخاری نیست برای زن که او را از محیط زنانه، از خصوصیات زنانه، از اخلاق زنانه دور کنیم. خانه‌داری را، فرزندداری را، شوهرداری را ننگ او به حساب بیاوریم.»

نگرش غالب حکومتی در جمهوری اسلامی ایران چنانچه آیت‌الله خامنه‌ای هم بارها بر آن تاکید کرده، این است که وظیفه اصلی زنان در«خانه‌داری و بچه‌داری و شوهرداری» خلاصه شود و البته حتی همین «وظیفه» هم باید بر اساس تعاریفی باشد که دستگاه سنتی-مذهبی از آن مراد کرده است. چنانچه زن در زمان «شوهرداری» تنها اجازه دارد «تمکین» کند و بیش از آن حقی ندارد.

در این نگرش، تمام روابط انسانی زن و شوهر به رابطه جنسی آنها خلاصه می‌شود و در این رابطه نیز زن باید به همه خواسته‌های جنسی مرد در هر زمان و مکانی تن دهد.

درباره «بچه‌داری» هم او هیچ حقی بر کودک ندارد. پدر می‌تواند کودک را مضروب کند و حتی به قتل برساند و در نهایت تبرئه شود، اما مادر اجازه تنبیه او را ندارد چرا که این از اختیارات پدر است.

به تعبیر فقهی،‌ مادر ولی کودک نیست بلکه والد اوست و «امانت» و «مایملک» مرد را نزد خود نگاه داشته است؛ چنانچه حتی برای شیر دادن به کودکش می‌تواند مطالبه مزد کند.

از دیدگاه فقیهان سنتی و هوادارانشان، اینکه مادر برای شیر دادن به فرزند خود طلب مزد کند، نشانه ارزشی است که فقه اسلامی به زن داده است. آنان تحقیر بی‌سابقه مادر در این رابطه را درنمی‌یابند و نمی‌پذیرند که امکان دریافت مزد برای شیر دادن از این جهت است که برای مادر هیچ حقی در رابطه با کودک متصور نیستند. در اینجا مطالبه مزد برای تثبیت این مدعاست که زن در برابر کودکش همچون یک غریبه‌ است و حقی نسبت به او ندارد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

درباره «خانه‌داری» نیز همین وضع است. در این مورد نیز فقیهان ادعا می‌کنند جواز زن برای مطالبه مزد در کار خانگی، نوعی ارزش‌ دادن به زن و کار او بوده است، در حالی که چنین جوازی بر این مبنا صادر شده است که فقیهان زن را شریک زندگی نمی‌دانند و قائل به حق مشترک او با همسرش در خانه نیستند.

به این ترتیب وقتی که جریان‌های سنتی-مذهبی و همچنین بنیادگرایان وظیفه زنان را خانه‌داری و شوهرداری و بچه‌داری تعریف می‌کنند، آرزویشان تمکین زن و سلطه بر اوست تا اینکه فرودستی زنان پا بر جا بماند.

بنابراین باید توجه داشت وقتی مسئولان و حاکمان جمهوری اسلامی زنان را به انجام وظیفه اصلی‌شان در زمینه «خانه‌داری» فرا می‌خوانند، حتی خلاف ادعایشان، به دنبال ارتقای جایگاه خانه‌داری هم نیستند و اتفاقا با توجه به تعریفشان از این «وظیفه»، موقعیت واقعی زن را در جایگاه فرمان‌برداری او می‌بینند.

فراموش نکنیم که رهبر جمهوری اسلامی بارها هم از نابرابری زنان و مردان و هم از وجود تبعیض میان آنان حمایت کرده است.

برای نمونه، آیت‌الله خامنه‌ای در فروردین ماه سال ۱۳۹۳ به صراحت از ایده «برابری جنسیتی» انتقاد کرده و گفته بود: «اگر می‌خواهیم نگاه ما نسبت به مساله زن، نگاه سالم، منطقی و دقیقی باشد، شرط اول آن این است که ذهنمان را از این حرف‌هایی که غربی‌ها در مورد زن می‌زنند -در مورد اشتغال، در مورد مدیریت، در مورد برابری جنسی- باید به کلی تخلیه کنیم. یکی از بزرگ‌ترین خطاهای تفکر غربی در مورد مساله زن، همین عنوان برابری جنسی است.»

او این‌طور ادامه داده بود که: «مساله زن از مساله خانواده قابل تفکیک نیست. این را هم عرض بکنیم، اگر چنانچه کسی بخواهد مساله زن را جدای از مساله خانواده بحث بکند، دچار اختلال در فهم و در تشخیص علاج خواهد شد. این دو را باید در کنار هم دید.»

خامنه‌ای حتی از تبعیض جنسیتی در تحصیل دانشگاهی هم حمایت کرده و گفته بود: «یکی از کارها این است که آن تحصیلاتی را که به آن مشاغل منتهی می‌شود بر زن تحمیل نکنند. این بحث دانشگاه و تحصیلات و مانند اینها که باز بعضی‌ها جنجال می‌کنند که در تحصیلات تبعیض است، این تبعیض همه‌جا بد نیست.»

بیشتر بخوانید:

فقه، زمینه اصلی تبعیض علیه زنان

ایدئولوژی مذهبی و تجارت سکس در ایران

سیاست‌های جمعیتی و سرکوب زنان

تعریف شخصیت زنان ذیل «مساله خانواده» چنانکه آیت‌الله خامنه‌ای توصیه می‌کند، در واقع تقلیل ساختاری نقش انسانی زن به فرودست مردان است. چنانچه خامنه‌ای در دی ماه سال ۱۳۹۰ در دفاع از آنچه وظیفه خانه‌داری زنان می‌نامد، گفت: «البته شوهرداری خیلی سخت است. با توقعاتشان، با انتظاراتشان، با بداخلاقی‌هایشان، با صدای کلفتشان، با قد بلندترشان …؛ خب، زنی بتواند با این شرایط محیط خانه را گرم و گیرا و صمیمی و دارای سکینه و آرامش -‌سَکَن- قرار بدهد، خیلی هنر بزرگی است.»

از دیدگاه رهبر جمهوری اسلامی مهم‌ترین نقشی که زنان باید به عهده بگیرند مادر بودن است.

او در اردیبهشت سال ۱۳۹۲ در دیدار با گروهی از مداحان مذهبی گفت: «فرزندآورى یکى از مهم‌ترین مجاهدت‌هاى زنان و وظایف زنان است چون فرزندآورى در حقیقت هنر زن است. اوست که زحماتش را تحمل می‌کند، اوست که رنجهایش را می‌برد، اوست که خداى متعال ابزار پرورش فرزند را به او داده است. خداى متعال ابزار پرورش فرزند را به مردها نداده، در اختیار بانوان قرار داده. صبرش را به آنها داده، عاطفه‌اش را به آنها داده، احساساتش را به آنها داده، اندام‌هاى جسمانى‌اش را به آنها داده. در واقع این هنر زن‌هاست. اگر چنانچه ما اینها را در جامعه به دست فراموشى نسپریم، آن وقت پیشرفت خواهیم کرد.»

این نگرش از سوی تمامی متحدان و نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای حمایت شده و سیاست‌گذاری‌های کلان مدیریتی نیز بر همین مبنا انجام می‌شود.

چند سال پیش غلامعلی حداد عادل، از دولتمردان جمهوری اسلامی که نسبتی خانوادگی هم با آیت‌الله خامنه‌ای دارد، گفته بود: «مساله زن در جامعه روز و انقلاب اسلامی یکی از چالش‌هایی است که نظام ما با آن مواجه است. وقتی سخن از چالش‌ها و مشکلات کشور می‌شود همه به سمت مسائل اقتصادی و سیاسی توجه می‌کنند اما من معتقدم مساله زنان و خانواده اهمیت کمتری از مسائل اقتصادی و سیاسی ندارد.»

او تاکید کرده بود که: «رهبری نیز حساب ویژه‌ای روی مساله زن باز کرده و به نظرم باید اجزای منظومه فکری ایشان به زن کشف شود تا تصور ایشان نسبت به زن و خانواده درست درک شود.»

حداد عادل همچنین از ایده برابری جنسیتی «غرب‌گراها» انتقاد کرده و گفته بود: «ما باید بگوییم که زنان و مردان دارای حقوق متساوی هستند ولی حقوق متساوی داشتن برابر با حقوق مشترک داشتن نیست.»