صفحه اصلی  »  2019 June
image_pdfimage_print
خرداد
۲۹
۱۳۹۸
آزار جنسی کودکان
خرداد ۲۹ ۱۳۹۸
ویدئو و انیمیشن
۰
image_pdfimage_print

نشانه‌های آزار جنسی در کودکان را جدی بگیرید. اصظراب، اختلال در خواب، کابوس‌های شبانه، چسبیدن به مادر در حضور دیگران، پرخاشگری نامتعارف، عدم تمرکز،  و انجام بازی‌ها و کنجکاوی‌های جنسی فراتر از سن کودک نشانه‌هایی است که در صورت بروز نیاز به بررسی و پیگیری بیشتر از سوی متخصص دارد.

خرداد
۲۸
۱۳۹۸
اقلیت جنسی و جنسیتی ایران؛ فراموش‌شدگان «آزار خیابانی»
خرداد ۲۸ ۱۳۹۸
این سو و آن سو خبر
۰
,
transgenderharrasment
image_pdfimage_print

Photo:www.roshirouzbehani.com

مهدیس صادقی پویا(پژوهشگر حوزه جنسیت): آغاز صحبت با عبارت «شاید زمان آن رسیده باشد که»، پیرامون حقوق اولیه اقلیت جنسی و جنسیتی ایرانی، غیرمنصفانه و تهی از عدالت خواهد بود، چرا که نگاه و نگرش ما را به تردید در مطالبه، گفتگو و اصرار بر این حقوق، آلوده خواهد ساخت. آن چه با نگاهی نه چندان هم جزئی به پژوهش‌ها، آمارها، روایت‌های شخصی، متن قوانین و منازعات داخلی و بین‌المللی و حقوق بشری و سیاسی مشهود به نظر می‌رسد، این است که این گروه اجتماعی، دهه‌هاست در تلاش برای دست‌یابی حقوقی است که به سبب تفاوت‌های به رسمیت شناخته نشده، هنجارهای اجتماعی التزام‌آور و قوانین سخت‌گیرانه و جرم‌انگارانه، پایمال شده است. در این میان، تمرکز بر محتوای قانونی، متون فقهی، و بعضاً، ساختار فرهنگی جامعه گذاشته شده و فضای خانه و خانواده و قوانین پیرامون سکشوالیتی این گروه، سیبل هدف پژوهشگران و فعالان مدنی بوده است. اما، حقوق این افراد در فضای عمومی جامعه، هم‌چون خیابان‌ها و آزاری که در این محیط‌ها متحمل می‌شوند، -برای مثال نسبت به سوژه آزار خیابانی زنان-، بیش‌تر مورد غفلت واقع شده است. چگونه می‌توان این نوع آزار را مشاهده‌پذیر کرد، به رسمیت شناخت و در مقابله با آن گام برداشت؟

اقلیت جنسی و جنسیتی و زنان، بیش‌ترین قربانیان آزار خیابانی

بیست و نهم ماه مه ۲۰۱۹ برابر با ۸ خردادماه ۱۳۹۸، مجلس سنای کشور فیلیپین، لایحه‌ای را به قانون بدل کرد که ریزا ان. هونتیوروس باراکل، آن را این چنین خلاصه کرد:

«با این قانون، خیابان‌ها را بدون آزار و اذیت جنسی و تعصب‌های جنسیتی بازسازی کرده و فضای عمومی را برای همه امن می‌کنیم».

البته این قانون، نه صرفاً پیرامون خشونت خیابانی علیه زنان، بلکه مشخصاً به افراد همجنس‌خواه، تراجنسیتی‌ها و تمامی گروه‌های هویت جنسی و جنسیتی و گرایش جنسی اشاره کرده است.

نگاهی به شرایط قربانیان آزار خیابانی و آمار موجود که البته تنها آماری بر اساس روایت‌ها و گزارش‌های منتشر شده است، نشان می‌دهد که زنان و اقلیت جنسی و جنسیتی در سراسر دنیا، بیش از هر گروه اجتماعی دیگری، این نوع آزار را در زندگی‌شان تجربه می‌کنند. این آمار درباره زنان، دقیق‌تر و شفاف‌تر است، چرا که مناسبات حمایت از زنان در برابر آزار، در نتیجه تلاش‌ها در راستای احقاق حقوق زنان در سراسر جهان، کمابیش به نتیجه رسیده یا بحث پیرامون آن گشوده شده است.

در این بین، در جوامعی چون جامعه ایران، که ساختار مناسب و قدرتمند حمایتی از قربانیان خشونت وجود ندارد و قوانین نابرابر، گزارش این خشونت را  دشوار و گاهی ناممکن می‌سازد، نه تنها زنان، بلکه شهروندان همجنس‌خواه، تراجنسیتی و دیگر گروه‌ها از آزار بیشتری در محیط عمومی، از خیابان‌ها گرفته تا محیط‌های کاری یا دیگر فضاهای عمومی، نسبت به دیگران رنج می‌برند.

در همین حال، خبر ضرب و شتم دو زن همجنس‌خواه در لندن در هفتم ژوئن ۲۰۱۹، برابر با ۱۷ خرداد ۱۳۹۸، از جانب شهروندان کشورهای مختلف و مدافعان حقوق این افراد و هم‌چنین تمامی افرادی که دغدغه امنیت در محیط عمومی را دارند، با محکومیت شدید مواجه شد. این زوج در حالی تحت خشونت قرار گرفتند که در برابر خواسته جنسی مردان مهاجم، مقاومت کرده بودند.

مبرهن است که عدم حمایت جامعه و قانون از افراد همجنس‌خواه و تراجنسیتی در داخل ایران، به سبب جرم‌انگارانه بودن رابطه همجنس و هم‌چنین عدم آموزش جامعه حول محور موجودیت تراجنسیتی‌ها که دارای حقوق قانونی هستند و برخی حمایت‌های دولتی را نیز دریافت می‌کنند، موجب خواهد شد تا این گروه، تجربیات بیش‌تر، تلخ‌تر و گزنده‌تری از آزار خیابانی داشته باشند، اما به نظر می‌رسد نه تنها وقت آن رسیده که این تجربیات شنیده شود، بلکه باید با سرعت و دقت، آن چه از حقوق شهروندی تا کنون از این گروه دریغ شده را بررسی کرده و به آنان بازگرداند.

اقلیت جنسی و جنسیتی ایرانی، آزار خیابانی را چگونه روایت می‌کند؟

یقیناً، بررسی و روایت تجربه زیسته این شهروندان از آن چه به عنوان «آزار خیابانی» در ایران متحمل می‌شوند، خود تحقیقی مفصل، دارای ابعاد گسترده و نیاز به بنیان‌های نظری توسعه‌یافته است تا بتوان به توصیف، تعریف و تحلیل این پدیده در داخل ایران پرداخت. اما خواندن روایت نمونه‌های مختلف این گروه در جامعه ایران، به صورت کوتاه و فشرده، شاید دید وسیع‌تری به ما، پیرامون موضوع مورد بررسی، بدهد:

• پ:

«من ۲۶ ساله‌ام. از نوجوانی خودم را تراجنسیتی تعریف می‌کردم و می‌دانستم که بالاخره روزی از آن بدن زنانه خارج می‌شوم و هویت مردانه‌ای که می‌خواهم به دست می‌آورم. مثل بسیاری از ترنس‌ها، این روند طول کشید و من تا همین دو سال پیش که هورمون درمانی‌ام را آغاز کردم، یعنی تا ۲۴ سالگی، با بدن زنانه اما پوشش و هویت مردانه در خیابان‌های تهران ظاهر می‌شدم. اگر بخواهم بیشترین خشونتی را که در این سال‌ها در خیابان دیده‌ام برای شما توصیف کنم، می‌توانم از زمانی بگویم که افراد اطراف من به خصوص در محیط‌های عمومی می‌فهمیدند که من تراجنسیتی هستم و هنوز تغییر جنسم را انجام نداده‌ام. در چندین مورد پیش آمد که توسط گروه‌های دوستی مردانه احاطه شدم و شروع کردند به لمس بدنم تا مطمئن بشوند که بدن من یک بدن دارای اندام جنسی «زنانه» است. آن لحظه‌ها دستم به هیچ جا بند نبود. به هیچ جا نمی توانستم شکایت کنم. چرا که بدون مجوز، با نمای مردانه در خیابان ظاهر می‌شدم و این خودش می‌توانست جرم باشد. لمس بدنم، نه تنها احساس تعرض به من می‌داد، بلکه انزجارم از آن قسمت‌های بدنم را هم روز به روز بیش‌تر می‌کرد. حالا آن دوران گذشته.

• ز:

اگر بخواهم از تجربه یک زن دارای گرایش جنسی همجنس‌خواهانه با شما صحبت کنم، و این که چطور به خاطر گرایشم این آزار خیابانی را تجربه کرده و می‌کنم، باید اول این نکته را بگویم که من هم قربانی زن بودنم هستم و هم قربانی گرایش جنسی‌ام. بدترین تجربه من باز می‌گردد به چند باری که با پارتنرم در محیط‌های عمومی بودیم. مثل کافه‌ها یا پارک‌ها. بدترین چیزی که در این میان می‌شد شنید، چیزهایی شبیه پیشنهادات جنسی توسط مردان یا تعرض جسمی به حریم ما و بدتر از همه، تهدیدهایی مثل تجاوز بود. تنها کاری که از ما بر می‌آمد، ترک محل بود با ترس. به چه کسی می‌توانستیم شکایت کنیم؟ به هیچ کس. من فکر می‌کنم هر کسی، فارغ از این که کیست، حق دارد در برابر مزاحمت دیگران، مورد حمایت قرار بگیرد. پلیس یا غیره. فرقی نمی‌کند. اما برای ما این طور نیست.

آموزش و قانون‌گذاری، به سوی مقابله با آزار خیابانی اقلیت جنسی و جنسیتی

بررسی قوانین ایران، به خصوص قانون مجازات اسلامی، حکایت از کمبود شدید قوانین حمایتی از قربانیان آزار خیابانی دارد. تنها چیزی که در این باره می‌توان یافت، از این قرار است:

ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی: «هر کس در اماکن عمومی یا معابر، متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آنان توهین نماید، به حبس از دو تا شش ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد».

و در نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه در خصوص این ماده آمده است: «به کار بردن لفظ یا الفاظ رکیک جهت تحقق جرم موضوع ماده ۶۱۹ شرط نیست و چنان‌چه مسلم شود که مردی به قصد مزاحمت، زنی را تعقیب کرده است، قابل مجازات است.»

همان‌طور که می‌توان دید، زنان و کودکان، تنها گروه‌هایی هستند که در این نوع آزار به عنوان قربانیان تعریف شده‌اند و مجازات‌هایی برای مجرمان چنین جرائمی در متن قانون مجازات اسلامی تعریف شده است. ماده قانونی‌ای که بسیار ناکافی، ناکامل و ناجامع است و به مقابله و رفع این معضل اجتماعی، که البته نه گریبانگیر جامعه ایران، بلکه معضلی جهانی است، کمکی نمی‌کند.

نکته مهم و اصلی، آن که، اقلیت جنسی و جنسیتی در این ماده قانونی هیچ جایی نداشته، و در واقع در هیچ محتوا و متن قانونی، به عنوان قربانیان آزار در محیط عمومی شناخته نمی‌شوند.

قابل تأکید است که در شرایط فعلی جامعه ایران، نخستین گام در بهبود شرایط این گروه، بازنگری در قوانین رسمی و رفع بی‌تردید تبعیض‌ها و جرم‌انگاری‌هاست، اما راهکارهای دیگر، هم‌چون تعریف سازوکارهای آموزشی، مطالعه مسائل و معضلات این گروه اجتماعی که در بطن جامعه ما زندگی می‌کنند، تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری پیرامون حقوق شهروندی آنان، نادیده نگرفتن موجودیت این گروه اجتماعی در تحقیقات و بررسی‌های پژوهشی توسط انجمن‌های غیر دولتی و غیر انتفاعی، محیط‌های دانشگاهی و علمی و سازمان‌های دولتی و سه قوه، و در آخر، طراحی یک بستر حمایتی مناسب از آسیب‌دیدگان این معضل، از راه حل‌های پیش روی جامعه مدنی و ساختار دولتی حاکم است.

منبع:harasswatch

خرداد
۲۷
۱۳۹۸
خشونت خانگی چهار برابر «تروریسم» زنان اسپانیایی را می‌کشد
خرداد ۲۷ ۱۳۹۸
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
880x495_cmsv2_15481852-7f5f-5ea7-9616-73ff9fdc9f6c-3960144
image_pdfimage_print

Photo: /fa.euronews.com

گزارش‌های رسمی ثبت شده در اسپانیا نشان می‌دهد در مجموع ۹۹۹ زن اسپانیایی از سال ۲۰۰۳ میلادی در جریان خشونت خانگی به دست شرکای زندگی خود کشته شدند. جوان‌ترین این زنان ۱۳ و مسن‌ترین آنها ۹۱ سال سن داشتند.

این فهرست تنها شامل زنانی است که قربانی شرکای زندگی خود ‌شدند و زنانی که در جریان خشونت‌های خانگی دیگر افراد خانواده یا اطرافیانشان جان باختند را شامل نمی‌شود.

اسپانیا نام این زنان را در یک فهرست منتشر کرده و گفته است که میزان مرگ و میر زنان در این کشور در ۱۶ سال گذشته «چهار برابر قربانیان عملیات‌های تروریستی» گروه جدایی طلب باسک بوده است.

جدایی طلبان باسک موسوم «اتا» گفته می‌شود خواستار جدایی منطقه باسک از اسپانیا و فرانسه و همچنین تشکیل یک کشور جدید هستند.

این گروه در دهه ۵۰ میلادی و برای مبارزه با فرانسیسکو فرانکو، دیکتاتور اسپانیا تشکیل شد. با این حال مبارزات آنان در دهه‌های بعد به سمت اقدامات مسلحانه پیش رفت و از سوی دولت اسپانیا به عنوان یک «گروه تروریستی» شناخته شد.

منبع: euronews

خرداد
۲۳
۱۳۹۸
حقایقی درباره خیانت
خرداد ۲۳ ۱۳۹۸
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
57879556
image_pdfimage_print

Photo: www.isna.ir

خیانت یکی از بزرگترین تابوهای اجتماعی است و بسیاری از افرادی که مورد این بی‌مهری قرار گرفته‌اند گواهی می‌دهند که آثار آن چقدر می‌تواند مخرب باشد.

به گزارش ایسنا، خیانت موجب مطرح شدن سوالات عمیق و پیچیده‌ای در زوجین درباره خودشان می‌شود و می‌تواند به طور کامل اعتماد به نفس فردی را که به او خیانت شده از بین ببرد یا حتی بدتر منجر به خودکشی وی شود و یکی از بدترین کارهایی است که می‌توان علیه کسی انجام داد به خصوص اگر در شرایطی انجام شود که مدت زیادی از ارتباط زوج می‌گذرد.

انگیزه‌های خیانت چیست؟ آیا همه پتانسیل خیانت را دارند یا اینکه دسته خاصی از افراد آن را انجام می‌دهند؟ این‌ها بعضی از سوالاتی هستند که سعی خواهیم کرد در مقاله زیر به آنها پاسخ دهیم.

چرا مردم به شریک زندگی خود خیانت می‌کنند؟ به خصوص اگر به آن فرد علاقه داشته باشند. پاسخ این پرسش ممکن است شما را شگفت‌زده کند.

برای کسانی که مورد خیانت واقع شده‌اند اولین سوال در ذهن آنها این است که “چرا؟ “؛ این سوال سپس با “چه کسی؟ ” دنبال می‌شود.

دلایل مختلفی وجود دارد که چرا مردم به شریک خود خیانت می‌کنند، اما به نظر می‌رسد که انگیزه اصلی بین مرد و زن متفاوت است (البته نه همیشه). مطالعات مختلف دلایل اصلی خیانت به همسر را نشان داده‌اند.

یک مطالعه خاص در همین رابطه ۵۰۰ زوج جوان را برای پیدا کردن دلیل خیانت بررسی کرده است. این تحقیق با استفاده از یک پرسش‌نامه آنلاین انجام شد که از شرکت‌کنندگان در مورد خیانت‌های احتمالی‌شان در گذشته سوال کرده بود و نتایج جالبی به دست آمد. اغلب کسانی که به خیانت خود اعتراف کردند، دلایل ذیل را به عنوان یکی از عوامل ذکر کردند:

راضی نبودن از رابطه فعلی خود، احساس نادیده گرفته شدن از جانب شریک زندگی خود، عصبانی بودن از شریک زندگی خود به هر دلیلی، احساس علاقه نکردن یا به فرد دیگری علاقه‌مند شدن، عدم تعهد به شریک زندگی و تمایل به افزایش محبوبیت خود.

این مطالعه نشان می‌دهد که دلایل مختلفی برای ارتکاب خیانت وجود دارد. این موضوع از احساس تفکیک شدن از طرف شریک زندگی تا مسائل عاطفی عمیق نظیر احساس ناامنی یا عدم نظم و انضباط و کنترل را شامل می‌شود.

مطالعات دیگر نیز نشان داده‌اند افرادی که وظیفه‌شناس نیستند، بیشتر خیانت می‌کنند.

همچنین عاملی تحت عنوان “وابستگی ناامن” یکی دیگر از عوامل مهم در ارتکاب خیانت برشمرده شده است. “وابستگی ناامن” یک سبک ارتباطی است که در آن ارتباط با احساس ترس و نگرانی همراه است که این نوع ارتباط بدون شک از ابتدا محکوم به شکست است.

اما تفاوت متمایزی نیز میان خیانت زنان و مردان وجود دارد. با توجه به تحقیقات، مردان اغلب به دلایل ظاهری تمایل به خیانت دارند، در حالی که زنان بیشتر به دلایل عاطفی مرتکب این کار می‌شوند.

مردم چه چیزی را خیانت در نظر می‌گیرند؟

بنابر گزارش نشریه اینترستینگ انجینیرینگ، خیانت یک مفهوم ابر مانند است که از طرف افراد مختلف به اشکال گوناگون توصیف می‌شود. به عنوان مثال برخی ممکن است تماشای فیلم‌های غیراخلاقی را خیانت در نظر بگیرند، در حالی که دیگران کارهایی مانند صحبت شیطنت آمیز با جنس مخالف را خیانت می‌شمرند. اما برای اکثریت قریب به اتفاق افراد برقراری رابطه عاطفی مشخص با فرد دیگر، خیانت به همسر محسوب می‌شود.

اما در مورد داشتن احساسات به شخصی غیر از شریک زندگی اما بروز ندادن آن به هیچ وجه چطور؟ آیا این می‌تواند به عنوان خیانت در نظر گرفته شود؟ شما احتمالاً دیدگاه خود را در این مورد دارید اما یک نظرسنجی در مورد این موضوع در سال ۲۰۱۶ انجام شد که طی آن از ۱۰۰ نفر پرسیدند دقیقاً چه چیزی را خیانت می‌دانند.

مصاحبه شوندگان ترکیبی از مردان و زنان بین سنین ۱۸ تا ۳۱ سال بودند که جواب‌های آنها قابل تامل بود. قریب به اتفاق این افراد معتقد بودند لایک کردن تصویر یک شخص در رسانه‌های اجتماعی، ناهار خوردن با همکار جنس مخالف و حتی تماشای فیلم‌های غیراخلاقی خیانت محسوب نمی‌شود. اما مواردی همچون صحبت شیطنت آمیز با کسی به صورت پیام دادن در شبکه‌های اجتماعی و داشتن احساسات صمیمی نسبت به فرد دیگر به خیانت نزدیک است و نوعی خیانت است.

چند نکته درباره خیانت

با توجه به دایره تعاریف از مفهوم خیانت، می‌توان گفت که خیانت به ویژه در جوامع غربی رایج‌تر از چیزی است که شما فکر می‌کنید به عنوان مثال  تعداد افراد متاهلی که در ایالات متحده مرتکب خیانت شده‌اند بین ۲۰ تا ۲۵ درصد است که حاکی از رقم خجالت‌آور یکی از هر چهار زوج است.

اگرچه تصور می شود که مردان احتمال بیشتری دارد که خیانت کنند اما طبق مطالعات انجام شده، خیانت زنان حداقل در ایالات متحده طی ۵۰ سال گذشته حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است.

سن نیز از فاکتورهایی است که در این مطالعه بررسی شده است و نتایج نشان می‌دهد که ارتکاب به خیانت به سن بستگی دارد. در برخی موارد مانند سنین ۱۸ تا ۲۹ سال نشان می‌دهد زنان در این سنین بیشتر خیانت می‌کنند.

متاسفانه مروری بر پرونده‌های مربوط به خیانت نشان می دهد کسی که یک بار خیانت کند خیانت‌کار باقی خواهد ماند برخی تحقیقات نشان داده‌اند افرادی که در گذشته مرتکب خیانت شده‌اند، ۳.۵ برابر بیشتر احتمال دارد که در روابط آتی خود مجدداً خیانت کنند.

منبع: ایسنا

خرداد
۲۲
۱۳۹۸
آگاهی‌بخشی در زمینه معلولیت
خرداد ۲۲ ۱۳۹۸
این سو و آن سو خبر
۰
,
parent-support-groups
image_pdfimage_print

Photo:www.alephba.org

برای والدین سخت‌ترین چیز این است که بشنوند فرزندشان معلولیت ذهنی یا فیزیکی دارد. این موضوع ممکن است هولناک باشد؛ پیش از آن فکر می‌کردید فرزندتان فقط کمی‌کندتر از هم‌سن‌وسال‌هایش است. در چنین شرایطی طبیعی است که دلتان بشکند و گرفتار وحشتی عمیق شوید. وقتی به این فکر می‌کنید که می‌بایست سال‌های طولانی پیش رو را از کسی مراقبت کنید که به‌تنهایی از پس زندگی‌اش بر‌نمی‌آید یا معلولیت ذهنی دارد و نمی‌تواند ارتباط موثری با جامعه داشته باشد، وحشت می‌کنید. بعد از فروکش کردن احساس ترس، ممکن است احساس گناه گریبانتان را بگیرد. از خودتان می‌پرسید: آیا این نتیجه کارهایی است که زمان بارداری انجام داده‌ایم؟ اصلا چرا در دنیا باید این اتفاق برای فرزند ما بیفتد؟

گفتگو با والدینی که فرزندان معلول دارند، پیوستن به گروه‌های حمایتی و شرکت دادن فرزندتان در برنامه‌های آموزشی بسیار مفید است. می‌توانید با خواندن مطالب مفید، درباره معلولیت بیشتر بیاموزید و بهترین کار را برای فرزندتان انجام دهید.

برابری

تفاوتی ندارد که فرزندتان چه نوع معلولیتی دارد؛ درهرحال ناگزیرید با این واقعیت روبرو شوید و با مشکلات غیرقابل‌پیش‌بینی پیش رو کنار بیایید. کودکان معلول به‌سرعت یاد می‌گیرند چگونه از پس زندگی برآیند و از زندگی‌شان لذت ببرند. کودک معلول، مانند هر کودک دیگری، سعی می‌کند کاری که می‌خواهد، انجام دهد و نداشتن یک دست یا نشستن روی ویلچر مانعش نمی‌شود. اگر تشویقشان کنید و این باور را در آنان تقویت کنید که با دیگران برابرند و می‌توانند در زندگی‌شان خودکفا باشند، در آینده زندگی پرثمری خواهند داشت.

کودک معلولتان را در برنامه‌هایی شرکت دهید که در آنها می‌تواند چیزهای جدیدی یاد بگیرد و تجربیات جدیدی کسب کند. تا جایی که ممکن است تشویقش کنید و از دلسوزی بپرهیزید. دلسوزی بدترین کاری است که می‌توان انجام داد. این کودکان به دلسوزی‌تان نیازی ندارند، بلکه به عشق و تشویق نیاز دارند؛ پس اگر کودک معلولتان را تماشا می‌کنید که ساعت‌ها برای غلبه بر مانعی تلاش می‌کند، یادتان باشد که نباید بغضتان بترکد. کودک را تشویق کنید، برای اشک ریختن به اتاق دیگری بروید و سپس برگردید و فرزندتان را برای تلاش بیشتر دوباره تشویق کنید.

فناوری امروز به افراد معلول این امکان را می­دهد که مدارج دانشگاهی را به‌صورت آنلاین طی کنند. این بدین معناست که بسیاری از این افراد تحصیلات عالی دارند و هیچ دلیلی وجود ندارد هنگامی‌که کاندیدای به‌دست آوردن شغلی هستند، خواهان فرصت برابر نباشند.

اغلب اوقات این افراد می‌خواهند با آنها مانند سایر مردم رفتار شود. باوجود این‌که بسیاری از مردم نمی‌توانند کمکی به افراد معلول کنند، رفتارشان در برابر معلولان متفاوت است. هنگامی‌که شما در مزایده شرکت می‌کنید، ممکن است با فردی معلول رقابت کنید؛ هنگامی‌که برای دریافت خدمات با شرکتی تماس می‌گیرید، نمی‌دانید صاحب آن شرکت معلول است یا نه؛ یا هنگامی‌که از موتورهای جستجو استفاده می‌کنید چطور می‌توانید اطمینان داشته باشید که طراح و توسعه‌دهنده آن سایت معلول نبوده؟

افراد دارای معلولیت دقیقه شبیه من و شما هستند؛ به‌خوبی تحصیل کرده‌اند و برای عمل به وظایفشان در محیط‌های کاری توانایی‌های لازم را دارند. پس چرا با آنها متفاوت رفتار کنیم؟  آیا سزاوار فرصت‌های برابر نیستند و استحقاق این را ندارند که با آنها مانند سایر افراد جامعه رفتار شود؟ این چیزی است که برنامه‌های آگاه‌سازی در امریکا و سراسر دنیا تلاش می‌کنند به آن نایل شوند.

برنامه‌ها

برنامه‌هایی وجود دارد که شرکت در آنها باعث می‌شود کودک مهارت یاد بگیرد. ممکن است به نبوغ فرزندتان در زمینه کامپیوتر یا توانایی‌اش در حل مسایل ریاضی و فنی پی ببرید. هرگز برای شرکت دادن فرزندتان در برنامه‌های آموزشی‌ای که حدس می‌زنید در آنها استعداد دارد درنگ نکنید. اگر او خودش را باور داشته باشد و تشویق شود، هیچ دلیلی ندارد که در یکی از آن برنامه‌ها پیشرفت نکند. ممکن است بتواند ساختن جعبه را یاد بگیرد یا بتواند وسایل الکتریکی را تعمیر کند. این مهارت‌ها باعث می‌شوند او باور کند می‌تواند کارهای مهمی انجام دهد و درنهایت می‌تواند شغل مناسبی پیدا کند و مستقل شود.

برنامه‌های آشنایی با معلولیت باید گسترش یابند تا صاحبان مشاغل به این باور برسند که اگر شخصی معلول است، به این معنا نیست که کارش را نمی‌تواند به‌خوبی انجام دهد.

قوانین

همه مردم سزاوارند از حقوق برابر برخوردار شوند. بنابراین وضع قوانین مناسب، برای رفع هرگونه تبعیض لازم به‌نظر می‌رسد. به‌عنوان‌مثال در برخی کشورها، به‌منظور رعایت حقوق معلولان، قوانین استخدامی وجود دارد که از معلولان حمایت می‌کند. دولت موظف است اطمینان حاصل کند که فرصت‌های برابر برای معلولان در جامعه وجود دارد و شرایطی به‌وجود آورد که معلولان از همه خدمات دولتی نظیر آموزش‌وپرورش، حمل‌ونقل، خدمات اجتماعی و رای‌گیری بهره‌مند شوند. قوانین الزام‌آوری وجود دارد که وسایل حمل‌ونقل عمومی نظیر مترو و قطار و اتوبوس را مناسب استفاده معلولان می‌گرداند. بسیاری از اتوبوس‌ها و متروها طوری طراحی می‌شوند که معلولان به‌سادگی بتوانند از آنها استفاده کنند. فضاهای عمومی مانند رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، هتل‌ها، سالن‌های نمایش، مدارس، مراکز پزشکی و تفریحی و پناهگاه‌های بی‌خانمان‌ها قانونا باید از سهولت دسترسی برای معلولان برخوردار باشند، در خدمات‌رسانی به معلولان تبعیضی نداشته باشند و قادر باشند به‌شکلی موثر با کسانی که در شنوایی، تکلم و بینایی مشکل‌ دارند ارتباط برقرار کنند. شرکت‌ها و افرادی که در زمینه تهیه مسکن فعالیت می‌کنند می‌بایست بدون هیچ‌گونه تبعیضی به معلولان خدمات‌رسانی کنند.

قوانین مربوط به حقوق معلولان در برخی کشورها مصوب شده‌اند تا افراد معلول مشمول فرصت‌های برابر با دیگران باشند. در این کشورها هرگونه رفتار تبعیض‌آمیز در قبال معلولان و زیر پا گذاشتن هر یک از قوانینی که به آن اشاره کردیم به‌معنی قانون‌شکنی است.

استراتژی‌های آشنایی با معلولیت

پذیرش دانش‌آموزان معلول در مدارس عادی آشکارترین راه پذیرش معلولان در جامعه است. بهترین روش برای آموزش افراد شروع آموزش در سنین پایین است؛ چراکه کودکان کمتر تحت تاثیر باورهای رایج‌اند و آمادگی بیشتری برای آموزش دیدن دارند. در بسیاری مدارس محیطی فراهم‌ شده که کودکان معلول در کنار دیگر کودکان آموزش ببینند. این باعث می‌شود معلولان در جامعه پذیرفته شوند و با آن بیگانه نباشند و نیز امکان تعامل دانش‌آموزان معلول با دیگر دانش‌آموزان فراهم می‌شود.

در مقابل، فعالیت مدارس ویژه معلولان نیز لازم و ارزشمند است؛ زیرا در برخی شرایط مدارس معمولی نمی‌توانند نیازهای معلولان را تامین کنند. باوجود این‌که به چنین کودکانی، به‌دلیل نیازهای ویژه‌شان، خدمات متفاوتی ارایه می‌شود، آنها نباید احساس کنند انسان‌های متفاوتی هستند.

خارج از محدوده کلاس و مدرسه فرصت‌های بسیاری وجود دارد که نشان‌دهنده اجرای عملی استراتژی‌های آشنایی با معلولیت است. یک مثال خوب در این مورد رقابت‌های پارالمپیک است. کسانی که با این رقابت‌ها آشنایی دارند، می‌دانند افراد معلول می‌توانند نهایت توانایی‌های انسانی را به‌نمایش بگذارند. آنها به‌معنی واقعی کلمه ورزشکارند. معلولان روی ویلچر در مسابقات تنیس و بسکتبال با هم رقابت می‌کنند و افراد دچار نقص عضو در مسیر مسابقه می‌دوند. معلولان با غلبه بر محدودیت‌هایشان بهترین موفقیت‌های ورزشی را به‌نمایش می‌گذراند. این تصور که معلولان فقط در کارهای فیزیکی بسیار ساده می‌توانند موفق باشند بسیار ساده‌انگارانه است.

همچنین داوطلبان بسیاری برای ارتقای آگاهی عمومی در زمینه معلولیت فعالیت می‌کنند. همه‌ساله هنرمندان محبوب، ورزشکاران، سازمان‌های بشردوست، گروه‌های مدنی و بسیاری دیگر فعالیت‌هایی انجام می‌دهند تا توجه مردم و رسانه­ها را به موضوع معلولیت جلب کنند.

برنامه‌های آشنایی با معلولیت

ممکن است بخواهید به مردم جامعه کمک کنید، ولی راه درست را ندانید. افزایش دانشتان درباره آنچه «برنامه آشنایی با معلولیت» نامیده می‌شود، یا کمک به پیشبرد این برنامه در جامعه، یکی از راه‌هایی است که از طریق آن می‌توانید به همنوعان خودتان کمک کنید. این برنامه‌ها استراتژی متفاوتی دارند. برنامه‌های آشنایی با معلولیت در راستای افزایش درک مردم از شرایط و مشکلات معلولان است. این برنامه‌ها بر آموزش نونهالان تاکید می‌کنند. کودکان در مواجهه با افراد دارای معلولیت فیزیکی شدیدا تحت تاثیر قرار می‌گیرند و لازم است برای تعامل با این افراد آموزش‌های لازم را ببینند. همه برنامه‌های آشنایی با معلولیت فضای مناسبی می‌سازند تا کودکان بدانند چطور باید با معلولان رفتار کرد.

افرادی که در رشته مدیریت سلامت تحصیل می‌کنند باید کاملا شایسته فعالیت در این برنامه‌ها باشند، چون می‌بایست در مورد مشکلاتی که معلولان با آنها مواجه‌اند دانش کافی داشته باشند. مترجمان حرفه‌ای هم می‌توانند با معرفی این برنامه‌ها به فرهنگ‌ها و ملیت‌های متفاوت کمک بزرگی به پیشرفت این برنامه‌ها بکنند.

از سال ۱۹۸۸ هرساله در هفته‌ای به‌نام «هفته آشنایی با معلولیت» داوطلبان و پشتیبان‌ها طیف وسیعی از معلولیت‌ها را تحت پوشش برنامه قرار می‌دهند. تامین مالی این برنامه‌ها بر عهده پشتیبان‌هاست؛ زیرا باوجود این واقعیت که مردم داوطلبانه و بدون دستمزد همکاری می‌کنند، برای پیشبرد برنامه‌ها و رسیدن به اهداف موردنظر موارد فراوانی نیاز به پول دارد؛ مثل انتشار بروشورها و جزوات کوچک و مانند آن. همه افراد می‌توانند به پیشبرد این برنامه‌ها کمک کنند. بنابراین با هر تخصص و شغلی می‌شود بخشی از برنامه آشنایی با معلولیت بود.
برنامه‌های آشنایی با معلولیت در مدارس

مناسب‌ترین فرصت آموزش برای کودکان محصل کم‌سن‌وسال وجود دارد. معلمان و مربیان، با اتکا به برنامه‌های آشنایی با معلولیت در مدارس، رفتار درست با معلولان را به کودکان آموزش می­دهند و این ‌یکی از موضوعات بسیار مهمی است که به دانش‌آموزان کم‌سن‌وسال می‌توان آموزش داد.

روش‌های گوناگونی برای اجرای برنامه آشنایی با معلولیت در مدارس وجود دارد. یکی از روش‌های بسیار رایج، همکاری مدارس با سازمان‌هایی است که تمرکزشان را بر برنامه‌های مرتبط با معلولیت قرار داده‌اند. به‌عنوان‌مثال در ایالات متحده MBA online programs for social sciences به‌طور منظم در مدارس سخنرانی‌های آموزشی با موضوع آشنایی با معلولیت و برابری فرصت‌های اجتماعی ترتیب می‌دهد.

روش دیگر، برنامه‌هایی است که در خود مدرسه اجرا می‌شود، به‌ویژه در مدارسی که تعداد بسیاری دانش‌آموز دارای معلولیت دارند. مدارس می‌توانند در ساعت‌های آموزشی ویژه به سایر دانش‌آموزان درباره نحوه رفتار درست با دانش‌آموزان معلول آموزش دهند.

برنامه‌های آشنایی با معلولیت در مدارس، بسته به این‌که درباره چه نوعی از معلولیت‌اند، حدود و شمول متفاوتی دارند. با وجود این، مواردی به‌عنوان اصول برنامه‌های آشنایی با معلولیت در بیشتر این برنامه‌ها مشترک است:

۱-درک مفهوم معلولیت، و آموزش این‌که معلولیت بازتاب‌دهنده شخصیت افراد نیست

۲- ارتباط با افراد دارای معلولیت

۳-آشنایی با انواع معلولیت به­خصوص گونه‌هایی از معلولیت که احتمال دارد بین دانش‌آموزان کم‌سن‌وسال وجود داشته باشد

۴- آشنایی با مفهوم برابری اجتماعی صرف‌نظر از ناتوانی‌ها.

هم‌ مدرسه‌ها و هم سازمان‌های مربوط می‌بایست در مورد برنامه‌های آشنایی با معلولیت ابتکار عمل داشته باشند. همچون سازمان‌های دیگر اجتماعی، که در حوزه‌های مربوط به خود بسیار جسورانه اقدام می‌کنند، فعالان برنامه آشنایی با معلولیت باید برای ارتقای برنامه‌های آموزشی و اجتماعی همین‌گونه عمل کنند.

راه­های بسیاری برای آموزش در این‌باره در مدارس وجود دارد؛ به‌عنوان مثال در کلاس­ها می‌توان ساعاتی برای معرفی معلولان مشهور اختصاص داد. موفقیت­های تحسین برانگیز امثال فرانکلین روزولت سیاستمدار، استفن هاکینگ فیزیکدان و استیوی واندر موزیسین، با وجود ناتوانایی­های نسبی‌شان و دید غیرمنصفانه­ای که بعضی افراد جامعه نسبت به چنین اشخاصی دارند، مسلما بسیار باارزش و الهام‌بخش است. فیلم‌های رایگان فراوانی هم به‌صورت آنلاین وجود دارند که موفقیت‌های افراد معلول را به‌تصویر کشیده‌اند. همچنین گفتگو درباره مشاغلی که معلولیت مانعی برای انجامشان ایجاد نمی‌کند ممکن است مفید باشد.

معلمان می‌توانند با بحثی هدایت‌شده چگونگی رفتار درست با معلولان را به کودکان آموزش دهند. کودکان در مورد این نوع دستورالعمل­ها توانایی درک بالاتری دارند، به‌شرطی که به‌خوبی این درس‌ها را تحویلشان دهیم.

برای آموزش نحوه تعامل و یاری به معلولان و افراد دارای محدودیت‌های فیزیکی، خوب است امکانی در مدرسه فراهم شود که بچه‌ها در راه رفتن به نابینایان کمک کنند و ویلچر افراد دارای نقص عضو را حرکت دهند.

مدارس، به‌عنوان راهنمای اصلی دانش‌آموزان، می‌بایست طوری عمل کنند که کودکان آگاهی‌های مهم اجتماعی را کسب کنند تا بعدها به‌عنوان بزرگسالان مسوول رسما به اجتماع بپیوندند. تاکنون این برنامه‌ها موجب شده شمار بیشتر و بیشتری از جوانان به افراد دارای معلولیت توجه نشان دهند. اگر برنامه‌های آشنایی با معلولیت در مدارس امروزی وجود نداشت، روند رو به بهبود مراقبت و پذیرش معلولان در اجتماع  ممکن نمی‌شد. امید است در سال‌های آتی، همگام با رشد درک پزشکی از مقوله معلولیت و در راستای تغییر اولویت‌ها از مسایل پیش‌پاافتاده به مشکلات اجتماعی مهم‌تر، راه­های جدیدی برای توجه به معلولان و  مراقبت از آنان ایجاد شود.

منبع

خرداد
۲۲
۱۳۹۸
اگر مادرم حامی‌ام بود
خرداد ۲۲ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
shutterstock_310753622
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/www.shutterstock.com

مازیار بهرامی

فرزند شهید است، با خانواده‌ای مرفه. وقتی به ازدواجی روی می‌آورد که خانواده با آن موافق نیست، از سوی مادر کاملا طرد می‌شود. ازدواج ناموفق است و به جدایی می‌انجامد. حتی تنهایی و بی‌پناهی دختر، خانواده را به آشتی با او ترغیب نمی‌کند.

مهتاب که می‌بیند راهی به خانه ندارد، بساط کارتن‌خوابی را در پارک‌های  تهران پهن می‌کند. او حالا دیگر برای رهایی از فشارهای روانی، به مواد مخدر هم روی آورده است.

ازدواج دوباره مهتاب با مردی‌ست که او هم بی‌خانمان است. لای همین بساط سرنگ‌های آلوده و سوز سرمای شب‌های زمستان، خانواده آنها سه نفره می‌شود. این سطح از فلاکت هم دل خانواده مهتاب را برای کمک به رحم نمی‌آورد؛ «هر چه بوده او با آبروی خانواده‌اش بازی کرده و حالا دارد تاوانش را پس می‌دهد.»

این «بی‌آبرویی» مورد نظر خانواده مهتاب که منجر به پس زدن او برای همیشه شده البته پدیده نادری نیست.

در کنار ازدواج بدون مجوز خانواده، اعتیاد زنان به تشدید طرد آنها از سوی جامعه کمک می‌کند. زنان معتاد به ویژه در جوامعی با ساختارهای مردسالارانه به عنوان موجوداتی فاقد ارزش و حتی به عنوان «بزهکار» شناخته شده و از سوی دیگران پس زده می‌شوند. این «دیگران» البته شامل خانواده فرد نیز می‌شود. اعتیاد زنان اغلب نشانه فرو غلتیدن آنان در انواع رفتارهای ضد اخلاقی است. در این حالت، روابط عاطفی و انواع حمایت‌های خانوادگی آنان قطع می‌شود و این مساله آغاز مشکلات جدیدتر و خطرناک‌تری است.

طوبی ساقی مواد مخدر بود

برای یک تحقیق دانشگاهی در زمینه زنان دچار اعتیاد به یکی از پارک‌های محل رفت و آمد آنها رفته بودم.

طوبی را که یک زن حدودا ۵۰ ساله به نظر می‌رسید، روی یکی از صندلی‌ها نشسته دیدم در حالی که عروسک می‌بافت. مشخص بود ساقی حرفه‌ای نیست و تنها برای گذران زندگی روزمره به مصرف و فروش مواد مخدر روی آورده است.

محتاطانه سر صحبت را در مورد دلیل روی آوردنش به اعتیاد باز کردم. گرم عروسک‌بافی، خاطره‌ای از دوران کودکی‌اش گفت. از میان تمام حرف‌های او هم شاید بتوان طرد از سوی خانواده در دوران کودکی را به عنوان دلیل اصلی حال و روز امروزش بیرون کشید:

«وقتی شش یا هفت ساله بودم و پدرم را از دست دادم، با مادرم به خانه دایی کوچ کردیم و در یکی از طبقات این خانه، ساکن شدیم. دایی‌ام هر شب مرا به زور مورد آزار جنسی قرار می‌داد. ابتدا از جلب اعتماد من کارش را شروع کرد و خیلی زود نیت خود را فاش ساخت. مقاومت‌های من هیچ نتیجه‌ای نداشت. به مادرم به عنوان تنها فرد زندگی‌ام روی آوردم. پاسخش نابودم کردم؛ دعوت به سکوت محض و حتی دعوا با من به خاطر اتهام‌زنی به برادرش.»

ادامه آزار جنسی و طرد طوبی از طرف مادر آن هم در سن حساس شش تا هفت سالگی، برای او راهی جز فرار از خانه و پناه گرفتن در پارک و خیابان باقی نمی‌گذارد. در واقع طوبی دو مرحله از طرد را تجربه می‌کند. یکی طرد از سوی پدر با مرگ فیزیکی او و دیگری طرد از سوی مادر، وقتی تصویر حامیانه او در ذهنش می‌میرد.

بیشتر بخوانید:

معلولان و کنترل‌گری؛ خشونت به نام محبت

کودکانی که صدای‌شان به گوش‌ها نمی‌رسد

پنج زندگی غمبار

طی سال‌ها خیابان خوابی، طوبی با مردی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند. این ازدواج آغاز دوباره یک زندگی آرام برای اوست. حالا او آماده است تا رخت سال‌ها خیابان‌خوابی و آزارهای کلامی، روانی و جسمی را از تن درآورد.

مرگ همسر اما خیلی زود این فرصت را از او می‌گیرد. خاطره سوء‌استفاده جنسی دوران کودکی به همراه تنگدستی امروز  برای طوبی راهی جز کشیده شدن به مسیر روسپیگری باقی نمی‌گذارد.

او که خودش معتقد است در صورت حمایت خانواده می‌توانست فردی موفق در جامعه باشد، حالا در برابر تامین حداقل معاش با دو نفر از «حاجی بازاری»‌های تهران رابطه جنسی دارد و هیچ‌کس هم در جریان بیماری‌های مقاربتی احتمالی او نیست.

•••

بر اساس یافته‌های یک پژوهش دانشگاهی میان «فقر و سابقه سوء‌استفاده جنسی رابطه مثبت معنادار» وجود دارد.

این یعنی هر چه‌قدر فقر و سابقه آزار جنسی در فرد پر‌رنگ‌تر باشد، احتمال گرایش او به تن‌فروشی بیشتر خواهد شد.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

آزار جنسی و دیگر خشونت‌ها اما برای تبدیل شدن به بحران‌هایی مانند روسپیگری به یک میانجی مهم نیازمند است: طرد از سوی خانواده.

تحقیقات زیادی نشان می‌دهند حتی بدترین خاطرات آزار جنسی در صورت وجود حمایت خانواده و روان درمانی، به این سرانجام دچار نخواهند شد.

تنها بر اساس یک پژوهش «الگوی نامناسب تعامل والدین با فرزند، بی‌ثباتی در خانواده، عدم حمایت و محبت، استفاده از نظم و انضباط پرخاشگرانه که با سطح پایینی از استدلال و سطح بالایی از پرخاشگری فیزیکی ، کلامی و عاطفی همراه است با بروز رفتار پرخاشگرانه در کودکان رابطه دارد.»

همچنین «تعامل منفی والد-فرز ند که منجر به کاهش نظارت‌پذیری فرزند و نظم و انضباط تنبیهی او می‌شود، به افزایش رفتارهای ضد اجتماعی همچون اعتیاد فرزندان کمک می کند.» (فصلنامه سلامت روانی کودک، دوره دوم، شماره چهارم، زمستان ۱۳۹۰، رابطه تعامل والد-فرزند و سطح پرخاشگری دانش‌آموزان)

•••

طوبی خود به روشنی می‌گوید: «اگر روزی که آزار جنسی را تحمل می‌کردم مادرم به جای خالی کردن پشتم حامی‌ام بود، هرگز در این مسیر قرار نمی گرفتم.»

خرداد
۲۱
۱۳۹۸
مردانی که قاعدگی را نمی‌شناسند
خرداد ۲۱ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
shutterstock_412678198
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور

«روزی دو بار می‌روم حمام… صبح و شب! اما باز می‌گوید بوی خاصی می‌دهی. بوی قاعدگی! عطر و ادوکلنم را خالی می‌کنم روی تن و بدنم… بارها از نزدیک‌ترین کسانم می‌خواهم توجه کنند و به من بگویند آیا بوی ناخوشایندی می‌دهم؟ تقریبا همه می‌گویند متوجه بوی خاصی نشده‌اند. اما او ول‌کن ماجرا نیست. هر بار دماغش را چین می‌دهد و اخم می کند. با اینکه می‌خندم و به شوخی برگزار می‌کنم اما نمی‌توانم انکار کنم که ته قلبم رنجیده‌ام. تمام آن روزها احساس می‌کنم به قدر کافی به من توجه نمی‌کند. کم‌محلی می‌کند، حتی حاضر نمی‌شود لمسم کند. حین برداشتن یک بشقاب از داخل کابینت جوری از کنارم عبور می‌کند که با من تماس نداشته باشد. آنقدر که حس بیزاری و آویزان شدن ته دره ومعلق شدن بین زمین و آسمان به من دست می‌دهد…»

بهناز به «سندروم قاعدگی» یا اختلال ناخوشی پیش از قاعدگی دچار است. در این روزهای خاص او حساس و زودرنج می‌شود و دردهای شکمی و مفصلی از چند روز قبل از بروز قاعدگی رهایش نمی‌کنند.

نعیمه طیبی، پزشک متخصص زنان، در مورد بوی خاص دوران قاعدگی معتقد است این بو  تا حدی طبیعی است و اگر غیر قابل تحمل بود می‌تواند نشانه  عفونت، رشد قارچ ، باکتری یا افزایش آلودگی باشد:« باز بودن دهانه رحم، دفع خون، کم‌آب شدن بدن و همچنین  محبوس بودن بخشی از بدن توسط نوار بهداشتی زمینه رشد باکتری‌ها را در ناحیه آلت تناسلی افزایش می‌دهد.»

او تاکید می کند دو بار شستشوی روزانه  مهبل با آب ولرم، صابون و خشک کردن آن می‌تواند آلودگی و احتمال عفونت را کاهش دهد.

خشونت در دوره قاعدگی

خشونتی که در طول دوران قاعدگی متوجه زنان است، گاهی تبدیل به خشونت فیزیکی می‌شود. راضیه می‌گوید تحقیر کلامی در مقابل آنچه او را رنج می‌دهد، یک اتفاق لوکس و تزئینی است: «هشت سال است ازدواج کرده‌ایم. دو فرزند دو‌قلوی پنج‌ساله دارم. رفتار همسرم در طول دوران قاعدگی واقعا وحشیانه است. بدون توجه به شرایطم با من نزدیکی- یا شاید بشود گفت- به من تجاوز می‌کند. سعی می‌کنم مهربان باشم، اما قاعدگی مانعی برای میل ناگهانی همسرم نیست. گاهی می شود که یکی دو ماه اصلا به من توجهی ندارد و گاهی هم هنگام قاعدگی چند بار سکس خشن و سخت داریم! نمی‌توانم این موضوع را با کسی در میان بگذارم. طرح این موضوع تابو است و من شهامت مطرح کردن آن را با خواهرم  هم ندارم چه برسد به قاضی!»

دکتر نعیمه طیبی در این مورد می‌گوید سکس در دوران قاعدگی را اصلا توصیه نمی‌کند: «حتی یک سکس آرام و معمولی می‌تواند احتمال بروز بیماری را افزایش بدهد، چه برسد به سکسی که همراه با خشونت باشد. رابطه زناشویی در دوران قاعدگی می‌تواند منجر به انتقال ویروس یا تب‌خال تناسلی زنان شود و  عوارض ناگواری مثل درد در ناحیه مهبل ایجاد کند.»

مامک هم به برخورد خشونت‌بار مردان در طول دوران قاعدگی اشاره می‌کند. او می‌گوید: «برخورد مردها با  پریود شدن زنان گاهی همراه با تحقیر است با این جمله تکراری که باز هم که تو پریود شدی!… گاهی با کم‌محلی و بی‌اعتنایی همراه است…  یک عده سرزنش می‌کنند که چرا شما به این شرایط عادت نمی کنید؟…»

نوار بهداشتی کجاست؟

الهام هومین‌فر، جامعه شناسی که بعد از فاجعه بم برای کمک به زنان زلزله‌زده در آنجا حاضر شده، از جای خالی نوار بهداشتی در بسته‌هایی می‌گوید که به عنوان کمک بین زلزله‌زدگان توزیع می‌شد: «زن‌ها بعد از وقوع زلزله به علت استرس و فشارهای روانی، خونریزی بیشتری داشتند و با دستمال و پارچه‌های کثیف خودشان را جمع و جور کرده بودند.  حتی خجالت کشیده‌ بودند در این مورد حرف بزنند و تصور می‌کردند اگر در این مورد حرف بزنند به نوعی اظهار میل به مردان تلقی شود.»

این جامعه شناس معتقد است زنان بر اساس شرایط اقتصادی از امکانات بهداشتی دوران قاعدگی  بهره می‌برند:«بخش‌هایی از حومه تهران زن‌هایی هستند که از خاک‌اره مابین پارچه تمیز استفاده می‌کنند. مردان خانواده یا حتی خود زنان ممکن است برای امور عادی خانواده پولی اختصاص بدهند، اما برای آنچه که به بدن زنان مربوط است هزینه‌ای تخصیص داده نمی‌شود.»

بیشتر بخوانید:

تعطیلات و افزایش ساعات کار خانگی

رسانه ملی، مروج خشونت خانگی؟

وقتی اختلال روحی به جنایت ختم می‌شود

مردانی که قاعدگی را نمی‌شناسند

راضیه تجربه ناخوشایندی دارد و یک بار به خاطر لکه روی دامنش، به سختی از دست همسرش کتک خورده است: «صاحب‌کار شوهرم آمده بود تا با هم یخچال را جا به جا کنند. قرار بود یخچال را از زیر‌زمین بیاورند بالا. من تصور کردم شاید به کمک نیاز داشته باشند برای همین رفتم توی حیاط . پریود بودم و متوجه نشده بودم که دامن سفیدم لکه خون گرفته است. وقتی آن آقا رفت شوهرم به سختی مرا کتک زد و گفت بهتر است وقت قاعدگی خودت را توی اتاق گم و گور کنی!»

الهام هومین فر از اینکه مردان ایرانی در این مورد آموزش کافی ندیده‌اند اظهار تاسف می کند: «آنها عصبی شدن، غمگین شدن و احساس افسردگی زنانه را که به علت تغییرات هورمونی رخ می‌دهد درک نمی کنند. با کلمات تحقیرآمیز وضعیت زنان را پیچیده‌تر می‌کنند. اما همه مشکل به این قضاوت صرف منتهی نمی شود. چون زنان در معرض ساختار تبعیض‌آمیز اجتماعی و اقتصادی قرار دارند ممکن است غذای کافی یا امکانات بهداشتی مناسب نداشته باشند. به همین دلیل در شرایط خاصی مثل دوران قاعدگی تحت فشار بیشتر قرار می‌گیرند.»

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

شاید مردان ایرانی باید بیاموزند که در دنیای زنانه گاهی روزهای بدخلقی یا دلتنگی زن‌ها تابع اعداد و رقم‌های ناگزیر تقویم است. شاید باید بدانند قاعدگی زنانه یک ضعف نیست. امری طبیعی و عادی است و وجود همین چرخه باعث شده تا  حیات بشر روی زمین ادامه داشته باشد.

خرداد
۲۱
۱۳۹۸
قانون و حق فرزند‌آوری با رضایت در ایران
خرداد ۲۱ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
Photo: IgorVetushko/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: IgorVetushko/depositphotos.com

معین خزائلی

افزایش آمار سقط جنین‌های مخفیانه و ناسالم، سرخوردگی و افسردگی، بی‌میلی جنسی نسبت به شوهر، بی‌علاقگی احتمالی نسبت به فرزند، داشتن مشکل در برقراری رابطه با فرزند و در مواردی حتی آزار و اذیت آگاهانه و ناآگاهانه او ….

اینها تنها بخش کوچکی از عواقب زیان‌بار بارداری ناخواسته و بدون رضایت در زنان است. عواقبی که جدای از مادر، فرزند و همسر او را نیز به شدت تحت تاثیر می‌دهد.

بر اساس گزارش‌ها در مواردی حتی دیده شده که زنان در دوران بارداری با روش‌های غیر علمی سعی در از بین بردن جنین کرده‌اند. در همین زمینه آمارهای سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد عواقب بارداری ناخواسته و بدون رضایت در زنان که از افسردگی‌های کوتاه مدت آغاز شده و تا مرز کشتن فرزند یا خودکشی مادر پیش می‌رود، در مجموع می‌تواند نزدیک به ۲۰ سال از عمر زنان را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

شدت و حدت این پیامدهای مخرب به حدی است که امروزه قوانین بین‌المللی به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر لزوم به رسمیت شناختن حق زنان در باروری و رضایت در فرزندآوری تاکید کرده‌اند. در همین زمینه «منشور بین‌المللی حقوق باروری و جنسی مصوب ۱۹۹۵» و همچنین «کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان» به طور مستقیم و «اعلامیه جهانی حقوق بشر» و «میثاق بین‌المللی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» به صورت غیرمستقیم حق باروری و رضایت در فرزندآوری را برای زنان مورد شناسایی قرار داده‌اند.

از این رو امروزه حق رضایت بر فرزندآوری که مشتمل بر حق تصمیم‌گیری در مورد تعدد دفعات بارداری و فرزندآوری، تعداد فرزندان و نیز شرایط و زمان بارداری است، در بسیاری از کشورها به صورت تضمین حق تصمیم‌گیری آزادانه و بدون اجبار در مورد این مسائل از طریق دسترسی کامل و آگاهانه به روش‌های پیشگیری از بارداری، حق سقط جنین در موارد مربوط به بارداری ناخواسته و بدون رضایت، مورد تاکید قانونگذاران قرار گرفته‌اند.

با وجود اهمیت این موضوع از منظر حقوقی اما قوانین موضوعه در ایران در مورد آن مسکوت بوده یا در عمل رویکردی کاملا مخالف با قوانین و مقررات بین‌المللی دارند. رویکردی که نتیجه آن پیامدهایی است که عملا منجر به تجربه گسترده پدیده خشونت خانگی در میان قشر وسیعی از زنان ایران شده است.

سکوت قانون و صدای فقه

به طور کلی قوانین موضوعه در ایران در زمینه حقوق باروری و فرزندآوری با رضایت مسکوت بوده و هیچ رویه قانونی مشخصی در این مورد وجود ندارد. با وجود این توجه به قوانین کلی در زمینه ازدواج و خانواده می‌تواند رویکرد کلی نظام قانونی و قضایی ایران به حق باروری و فرزندآوری با رضایت را تا حدودی روشن کند.

حق تصمیم‌گیری آزادانه و آگاهانه در مورد شرایط و زمان فرزندآوری: قوانین موضوعه در ایران (قانون مدنی و قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۲) با وجود عدم شناسایی رسمی این حق به عنوان یکی از حقوق ذاتی انسان (چه برای مردان و چه برای زنان)، هیچ تکلیفی را برای زوجین ایجاد نکرده و از این منظر می‌توان گفت از نظر قانونگذار ایرانی «فرزندآوری» از الزامات اصلی ازدواج نیست. از این رو از نظر قانونی نمی‌توان مرد یا زنی را به فرزندآوری مجبور کرد یا او را به دلیل استنکاف از فرزندآوری مشمول قوانین تنبیهی (مانند آنچه در مورد اجبار به دادن نفقه برای مردان یا اجبار به تمکین برای زنان است) دانست.

در عین حال اما از آنجا که تمامی قوانین در ایران به تبعیت از فقه شیعه و با پیروی از احکام اسلام تدوین شده‌اند، این خلاء قانونی در عمل منجر به تضییع حق زنان در این زمینه شده است. این چالش آنجا پررنگ‌تر می‌نماید که بر اساس اصل ۱۶۷ قانون اساسی در ایران، قضات دادگستری مکلفند در موارد سکوت قانون، احکام دعاوی و چالش‌های حقوقی را در میان مستندات دینی و احکام فقهی بیابند. از همین رو روشن است که در موارد تعارض بین این حق ذاتی با قوانین موجود در زمینه خانواده که متعاقبا برآمده از فقه اسلامی است، اولویت با رعایت قوانین مدون است.

در همین زمینه اگرچه ماده ۱۱۰۴ قانون مدنی‌(۱) «تربیت اولاد» را از جمله فعالیت‌های مشترک بین زنان و مردان دانسته و بر لزوم «معاضدت» بین زوجین در آن تاکید کرده است، اما بر اساس ماده ۱۱۰۵ همین قانون‌(۲) حق ریاست بر خانواده و روابط بین زوجین به مردان واگذار شده است. ضمن اینکه اصولا بر اساس یکی از قواعد شناخته شده فقهی و همچنین تصریح قوانین موضوعه در ایران، زنان ملزم به تمکین از شوهر خود بوده و در صورت عدم تمکین با عواقبی از جمله عدم استحقاق نفقه روبه‌رو می‌شوند.

در عین حال اگرچه بر اساس قوانین ایران فرزندآوری از بایدهای ازدواج نبوده و زنان نیز در آن ملزم به تمکین نیستند، اما از آنجا که اجرا و رعایت این حق به طور مستقیم با حق برقراری آزادانه و آگاهانه رابطه جنسی پیوند خورده است، می‌توان گفت هر گونه تلاشی برای پاسداری از آن، در مقام عمل می‌تواند معارض با حق مطلق مردان در برقراری رابطه جنسی تلقی شده و از این رو با مقاومت‌های قانونی روبه‌رو شود، چرا که با توجه به صراحت قانونگذار در ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی‌(۳) و همچنین وجود احکام فراوان فقهی، اساسا عدم تمکین زنان در ارضای جنسی شوهر خود مگر در موارد مصرح قانونی (بیماری شوهر یا زن یا در دوران پریود زنان) مجاز نبوده و در صورت استنکاف زن از انجام آن، او مشمول احکام مربوط به عدم تمکین خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

جای خالی وکلای دادگستری در پرونده‌های خشونت خانگی (بخش اول)

جای خالی وکلای دادگستری در پرونده‌های خشونت خانگی (بخش دوم)

دولت‌ها برای مبارزه با خشونت خانگی علیه دگرباشان جنسی چه کرده‌اند؟

حق دسترسی کامل و استفاده آزادانه و آگاهانه از روش‌های پیشگیری از بارداری: یکی دیگر از روش‌های عملی تضمین حق فرزندآوری با رضایت به ویژه برای زنان، حق دسترسی کامل و استفاده آزادانه و آگاهانه از روش‌ها و وسایل مربوط به پیشگیری از بارداری است. بر اساس این حق، زنان باید بتوانند آزادانه و آگاهانه و همچنین بدون وجود هیچ گونه اجبار یا اکراهی به وسایل و روش‌های پیشگیری از بارداری دسترسی داشته و از آن‌ها استفاده کنند.

قوانین موضوعه ایران در این مورد نیز ساکت بوده و قانون روشنی مبنی بر به رسمیت شناخته شدن این حق یا تاکید بر رعایت آن وجود ندارد. در عین حال بر اساس قوانین فعلی افراد از به کار بردن این وسایل و روش‌ها، منع نشده‌اند.

در عین حال اما با توجه به رویکرد جدید سیاست‌های جمعیتی در ایران، به ویژه تاکید رهبر جمهوری اسلامی بر لزوم «افزایش زاد و ولد و جمعیت»، این سکوت قانون باز در عمل منجر به تضییع حق زنان شده است؛ به ویژه اینکه تلاش‌هایی هم برای محدود کردن کامل این حق از سوی دستگاه‌های اجرایی در ایران، از جمله وزارت بهداشت، صورت گرفته است.

این تلاش‌ها تا جایی پیش رفته که مجلس ایران چندین سال است در پی تصویب قوانینی مبنی بر جرم‌انگاری انجام عمل‌های پیشگیری از بارداری مانند وازکتومی و توبکتومی‌ست. در عین حال اگرچه این قانون (طرح افزایش باروری و پیشگیری از کاهش جمعیت) هنوز به تصویب نرسیده است، اما با توجه به ابلاغ سیاست‌های جمعیتی وزارت بهداشت، انجام این عمل به جز در موارد خاص پزشکی از سوی مراکز درمانی ممنوع بوده و متخلفان با مجازات روبه‌رو خواهند شد. ضمن اینکه اساسا تا پیش از این نیز انجام عمل توبکتومی برای زنان تنها در صورت موافقت شوهر قابل اجرا بود.

در همین زمینه زنان در استفاده از دیگر روش‌های پیشگیری از بارداری نیز با وجود عدم تصریح قانونی، آزاد نبوده و بنا بر احکام مطلق فقهی (به ویژه نظر آیت الله خمینی) استفاده از این روش‌ها (مانند کاندوم‌های مخصوص زنان یا قرص‌های پیشگیری از بارداری) مجاز به رضایت زوج است، حال آنکه در موارد استفاده مردان از این روش‌ها رضایت همسر به هیچ وجه شرط نشده است.

حق سقط جنین در موارد مربوط به بارداری ناخواسته و بدون رضایت: این حق نیز یکی دیگر از حقوقی است که به طور مستقیم با حق باروری و رضایت در فرزندآوری برای زنان مرتبط بوده و عدم احقاق آن به ویژه در موارد مربوط به بارداری‌های ناخواسته و بدون رضایت، از نشانه‌های بارز سلب حق فرزندآوری با رضایت است.

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، حق سقط جنین (تا پیش از حلول روح در جنین که معمولا بین سه تا چهار ماهگی است) به صورت مستقل برای مادران به رسمیت شناخته شده و صرف خواست مادر برای اجرای آن کافی بوده و از این رو نیازی به اجازه زوج در آن نیست، هر چند تصمیم‌گیری مشترک در مورد آن بین زوجین تشویق شده است.

این حق در مواردی که عدم رضایت در بارداری مشهود است (تجاوز به عنف یا تجاوز در بستر زناشویی)، مطلق بوده و حتی در کشورهایی که در آنها اعمال حق سقط جنین منوط به رضایت زوج است، به صورت انحصاری برای زنان در نظر گرفته شده است.

در ایران اما اساسا بنا بر تصریح قوانین موضوعه به تبعیت از احکام فقه شیعه، سقط جنین تنها و صرفا در موارد مصرح قانونی (در خطر بودن جان مادر یا ناقص‌الخلقه بودن جنین) مجاز بوده که آن هم منوط به اذن شوهر است.‌(۴)

از این رو روشن است که بر اساس قوانین موضوعه در ایران، عدم رضایت زن در بارداری حتی در موارد بارداری ناشی از تجاوز برای سقط جنین کافی نبوده و زنان نمی‌توانند به استناد آن خواستار سقط جنین شوند.

از سوی دیگر از آنجا که تجاوز در بستر زناشویی از سوی قوانین ایران از اساس به رسمیت شناخته نشده و برقراری رابطه جنسی با شوهر از تکالیف غیرقابل انکار زنان محسوب می‌شود، روشن است که بر مبنای این قوانین عدم رضایت زن در بارداری ناشی از تجاوز در بستر زناشویی برای سقط جنین کافی نبوده و زنان نمی‌توانند به استناد آن خواستار سقط جنین شوند. ضمن اینکه قوانین ایران حتی بارداری ناشی از تجاوز به عنف را نیز دلیلی بر ایجاد حق سقط جنین برای زن ندانسته‌اند.

وجود این محدودیت در دسترسی به سقط جنین سالم، بهداشتی و ایمن در حالی است که بر اساس آمار وزارت بهداشت (سال ۱۳۹۳)، سالانه حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار سقط جنین غیرایمن و ناسالم در ایران انجام می‌شود. آماری که منابع غیر‌رسمی رقم اصلی آن را تا ۳۵۰ هزار مورد برآورد کرده‌اند.

با توجه به این موارد روشن است که با وجود عدم تکلیف قانونگذار در ایران مبنی بر الزام به فرزندآوری در روابط بین زوجین، تبعیت مطلق و بی حد و حصر قوانین و نظام قضایی ایران از احکام و دستورات فقهی، در عمل این سکوت قانونی منجر به تضییع حق زنان در بهره‌مندی از حق ذاتی خود در فرزندآوری با رضایت شده است.

افزایش آگاهی زنان از حق و حقوق ذاتی خود و همچنین یاری فعالان و کنشگران مدنی به ویژه وکیلان دادگستری در آگاهی‌بخشی به زنان در زمینه عدم الزام قانونی در فرزندآوری می‌تواند نقشی به سزا در احقاق این حق، البته تا رسیدن به راه‌حل نهایی آن یعنی تصویب قانون مستقل خشونت خانگی ایفا کند.

پانویس:

۱) ماده ۱۱۰۴ قانون مدنی: «زوجین باید در تشیید (استوار کردن) مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت کنند.»

۲) ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی: «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.»

۳) ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی: «هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.»

۴) از سال ۹۱ بر اساس دستور‌العمل قوه قضاییه و نه تغییر قانون، در صورت تشخیص پزشکی قانونی در اورژانسی و الزامی بودن سقط جنین برای حفظ جان مادر، دیگر الزامی بر اذن زوج وجود ندارد.»

خرداد
۲۱
۱۳۹۸
وزیر بهداشت آلمان: همجنسگرایی بیماری نیست
خرداد ۲۱ ۱۳۹۸
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_1378463936
image_pdfimage_print

ینس اشپان، وزیر بهداشت آلمان از حزب دموکرات مسیحی، می خواهد در سال جاری میلادی لایحه‌ای را برای ممنوعیت به اصطلاح تبدیل درمانی همجنسگرایان به جریان اندازد. او در برلین نتایج کمیسیون تخصصی در این زمینه را ارائه داد و گفت همجنسگرایی بیماری نیست و بنابراین نیازی به درمان ندارد. اشپان به دو گزارش پزشکی اشاره کرد که نشان می‌دهند از نظر پزشکی ضروری است و از لحاظ قانونی می‌توان چنین ممنوعیتی را پیشنهاد داد. او در ماه آوریل، یک کمیسیون تخصصی برای بررسی این موضوع تشکیل داد. بوندسرات (شورای فدرال) ـ مجلس نمایندگان ۱۶ ایالت آلمان ـ پیش از این در اواسط ماه مه، از دولت این کشور خواست تا شرایط قانونی را برای ممنوعیت چنین «درمانی» بررسی کند. هدف از به‌اصطلاح تبدیل درمانی همجنسگرایان آن است که همجنسگرایان را به دگرجنسگرایان تبدیل کنند. انجمن جهانی پزشکان این اقدام را «تهدیدی جدی برای سلامتی و حقوق بشر افراد تحت درمان» می‌داند. انجمن لزبین‌ها و همجنسگرایان آلمان از ابتکار وزیر بهداشت استقبال کرده است. این انجمن پیامدهای چنین به اصطلاح «درمانی» را اغلب انزوای اجتماعی و بیماری روانی که می‌تواند منجر به خودکشی همجنسگرایان شود، عنوان کرده است. ینس اشپان خود از معدود سیاستمداران همجنسگرای حزب دموکرات مسیحی آلمان است. این حزب معمولاً نسبت به حقوق همجنسگرایان مواضع محافظه‌کارانه‌ای دارد.

منبع: رادیو زمانه

خرداد
۱۸
۱۳۹۸
تجاوز در رابطه همسری
خرداد ۱۸ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و قانون
۰
, , ,
shutterstock_311393795
image_pdfimage_print

موسی برزین – پژوهشگر حقوق

اجبار به رابطه زناشویی یکی از موضوعاتی است که در چند سال اخیر مورد توجه کنشگران حوزه خشونت خانگی قرار گرفته است. این کنشگران معتقدند شوهر به هیچ‌ وجه نمی‌تواند همسر خود را مجبور به هم‌خوابگی با خود کند، زیرا اجبار به رابطه جنسی حتی از سوی شوهر برخلاف آزادی بدن زن بوده و این نوعی تجاوز است. در برخی از کشورهای توسعه‌یافته غربی این اجبار جرم‌انگاری شده و با ضمانت اجراهای کیفری و مدنی همراه است.

«سابقه قانونگذاری و جرم انگاشتن «تجاوز در بستر زناشویی» به دهه هفتاد میلادی بر می‌گردد. سال ۱۹۷۵ برای اولین بار قانون ممنوعیت تجاوز زناشویی در ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا تصویب شد. پیش از این بر اساس آموزه‌های دین مسیحیت شوهر به دلیل وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته نمی‌شد، زیرا فرض بر آن بود که زن و مرد با عقد ازدواج بر مقاربت جنسی توافق کرده‌اند. سال ۱۹۹۳ میلادی هر ۵۰ ایالت آمریکا تجاوز زناشویی را جرم دانستند. سال ۲۰۰۶ دبیر‌کل سازمان ملل از پیگرد قانونی تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور خبر داد».(۱)

ماهیت ازدواج در فقه اسلامی

حقوق ایران در مسائل زناشویی ریشه در فقه اسلامی دارد. اسلام ماهیت ازدواج را به شکل نوعی معامله می‌بیند که در آن، زن در قبال در اختیار قرار دادن خود به مرد مالی را به عنوان مهریه و نفقه دریافت می‌کند. در رابطه ازدواج، مفهوم تمکین به معنای وظیفه زن در تامین نیاز جنسی مرد است. بر اساس موازین اسلامی زن باید هر وقت که مرد بخواهد آماده رابطه جنسی با شوهرش باشد. از سوی دیگر آن مرد موظف به پرداخت مهریه و مخارج زندگی زن است.

نکاح بدون وجود یک رابطه جنسی و بدون پیش‌بینی مهریه امکان‌پذیر نیست. در خطبه عقدی که بین زن و مرد خوانده می‌شود، زن جملات ایجابی به کار برده و مرد  آن را قبول می‌کند. زن بیان می‌کند که خودم را  در برابر مبلغ معین مهریه به عقد تو در می‌آورم و مرد  می‌گوید قبول می‌کنم. از نظر بیشتر فقیهان اسلامی وجود رابطه جنسی ضرورت ذات عقد است. یعنی هدف اصلی از عقد ازدواج رابطه جنسی بین زن و مرد است تا جایی که اگر دو طرف شرط کنند که رابطه جنسی بین زن و شوهر وجود نداشته باشد، هم این شرط باطل است و هم عقد نکاح باطل می‌شود.

شرط عدم وجود مهریه نیز امکان‌پذیر نیست. گرچه این شرط خود باطل است اما عقد نکاح را باطل نمی کند. اما به هر حال مهریه ضروری عقد نکاح است. البته زن می‌تواند تا قبل از دریافت مهریه از رابطه جنسی با مرد پرهیز کرده و به اصطلاح از حق حبس استفاده کند. در قرآن نیز مقرراتی در مورد شیوه تنبیه زن در صورت تمکین نکردن و حاضر نشدن به رابطه جنسی آمده است.(۲)

موارد بالا نشان می‌دهد که در فقه اسلامی هم‌خوابگی با شوهر یکی از وظایف زن است و زن نمی‌تواند به خواست خود از آن خودداری کند. شوهر هم  در برابر این وظیفه زن باید هزینه زندگی همسر خود را پرداخت کند. به همین دلیل اگر در قوانین ایران زنی حاضر به هم‌خوابگی با شوهر خود نشود، ناشزه یعنی نافرمان محسوب شده و نفقه او ساقط خواهد شد. همچنین مرد می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای الزام زن به تمکین را ارائه دهد و اگر الزام میسر نشد می‌تواند اجازه ازدواج دوم را از دادگاه بگیرد.

بیشتر بخوانید:

تکلیف جنین حاصل از رابطه خارج از ازدواج

ترک طولانی مدت خانه و اثر آن بر حقوق زن

تهدید به انتشار تصاویر «مبتذل» یا «مستهجن»: چاره چیست؟

تجاوز در بستر زناشویی

 بررسی این مقررات نشان می‌دهد که حقوق ایران معتقد به موضوعی به عنوان اجبار به رابطه جنسی و یا تجاوز زناشویی در رابطه بین زن و شوهر نیست. هیچ حمایت مدنی و کیفری از زنی که بدون وجود مشکلی خواهان ارتباط جنسی با شوهر خود نیست وجود ندارد.  گرچه برخی از حقوقدانان معتقدند که با استفاده از ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی می‌توان گفت در صورتی که اجبار شوهر به رابطه جنسی سبب ضرر بدنی یا شرافتی برای زن شود، زن می‌تواند خانه مشترک را ترک کرده و در مسکن دیگری سکونت کند. اما این ماده شامل مواردی که وظایف زن شمرده می‌شود را در برنمی‌گیرد. بر اساس مطالب گفته شده اطاعت از شوهر برای برقراری رابطه جنسی از وظایف زن است و زن نمی‌تواند برای فرار از انجام وظیفه به ماده ۱۱۱۵ استناد کند. البته اگر مرد خواهان رابطه جنسی نامتعارف و خشن باشد زن می‌تواند از انجام آن خودداری کند.  اما یک رابطه معمولی و متعارف شامل ماده مذکور نخواهد شد.

مقررات مورد اشاره می‌تواند زمینه‌ساز خشونت خانگی علیه زن شود. سن ازدواج در ایران بسیار پایین است و آمار ازدواج کودکان دختر در ایران بالا است. از سوی دیگر با توجه به شرایط فرهنگی جامعه ایران به خصوص در مناطق سنتی تر در‌می‌بینیم که تحمیل رابطه جنسی ناخواسته به زن می‌تواند موجب اثرات جبران‌ناپذیری شود. دختری که در سن پایین بدون رضایت خود به ازدواج مردی در آمده است و یا زنی که پشتوانه اقتصادی ندارد و نمی‌تواند به تنهایی هزینه زندگی را تامین کند، در نهایت مجبور می‌شود به این رابطه تن دهد و این پیامدهای روحی و روانی بسیاری ایجاد می‌کند.

 عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

بنا بر این لازم است قوانین موجود بازنگری شود. قانون باید سیاست‌های حمایتی از زنانی که قربانی خشونت شده‌اند و نمی‌خواهند در کنار شوهر خود زندگی کنند را پیش بینی کند.  همچنین وظیفه زن مبنی بر تمکین خاص از شوهر در برابر نفقه را حذف کند.

البته در ممنوعیت تجاوز زناشویی باید دقت کرد که پرهیز همیشگی از رابطه جنسی با همسر آثار منفی به همراه خواهد داشت. زندگی زناشویی بدون وجود هیچ‌گونه رابطه جنسی شاید معنا و مفهوم چندانی نداشته باشد. به همین دلیل اگر یک طرف  هیچ‌گاه حاضر به رابطه جنسی با دیگری نباشد، قانون باید برنامه‌ای برای حمایت از زوج دیگر پیش‌بینی کند.  در وضعیت فعلی حقوق ایران نمی‌توان بدون تغییر دیگر مقررات تنها وظیفه زن مبنی بر تمکین خاص از شوهر را به طور کلی حذف کرد. اگر بخواهیم مساله ممنوعیت تجاوز زناشویی را وارد قانون کنیم باید در برخی مقررات دیگر هم تغییراتی داد.

…………………