صفحه اصلی  »  2019 January
image_pdfimage_print
بهمن
۱۱
۱۳۹۷
تونس، پرچمدار حمایت از قربانیان خشونت خانگی
بهمن ۱۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
shutterstock_750250402
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/www.shutterstock.com

نعیمه دوستدار

جنبش حقوق بشر در تونس قدمتی نزدیک به سه دهه دارد. به نظر می‌رسد تلاش‌های بی‌وقفه فعالان حقوق بشر در این کشور برای حقوق زنان در سال ۲۰۱۸ پس از آنکه در جولای سال ۲۰۱۷ قوانین مربوط به خشونت خانگی و خشونت علیه زنان دستخوش تغییر و اصلاحات فراوانی شد، به نتیجه نشسته است.

تعریف خشونت خانگی در قوانین جدید تصویب شده در تونس با هدف توانمندسازی قربانیان خشونت وسعت بیشتری یافته است. در قانون جدید، خشونت فیزیکی، روانی و جنسی به عنوان خشونت‌های خانگی شناخته شده‌اند.

کشور تونس به عنوان کشوری پیشرو در حقوق زنان در جهان عرب شناخته می‌شود. در ماده ۲۱ قانون اساسی این کشور آمده است همه شهروندان اعم از زن و مرد حقوق و وظایف یکسانی دارند و در محضر قانون بدون هیچ تبعیضی با هم برابرند.

در قوانینی که در سال ۱۹۵۶ تصویب شده‌اند، چند-همسری برای همیشه لغو شد و مردان مسلمان تونسی نمی‌توانند از قانون اسلامی داشتن چهار زن استفاده کنند. آنها همچنین نمی‌توانند بدون هیچ بهانه‌ای همسرشان را طلاق دهند.

با وجود این شرایط اما فعالان حقوق بشر تونسی می‌گویند از هر دو زن تونسی یکی قربانی خشونت است و آمار خشونت خانگی در این کشور بالاست. به این ترتیب آنها به دنبال تصویب قوانین حمایتی جدید هستند.

قانون جدید حمایت از قربانیان خشونت خانگی

بر اساس قانون جدید حمایت از قربانیان خشونت خانگی در تونس، زنان می‌توانند در مقابل خشونتی که از سوی همسرانشان یا دیگر افراد خانواده نسبت به آنها اعمال می‌شود، از قانون کمک بخواهند.

بر اساس قانون حمایت از قربانیان خشونت خانگی «هرگونه عمل تهاجمی فیزیکی، روحی، جنسی یا مالی علیه زنان بر اساس تبعیض جنسیتی که منجر به آسیب فیزیک، جنسی، روحی یا مالی شود (مانند تهدید به چنین تهاجمی)، خشونت علیه زنان است.»

بیشتر بخوانید:

بریتانیا و قوانین خشونت خانگی

تجاوز و خشونت خانگی در قلب اروپا

سوئد چگونه به جنگ خشونت خانگی رفت؟

این مقررات حتی شامل آزارو اذیت در مکان‌های عمومی و تبعیض‌های اقتصادی می‌شود. مطابق این قانون فرد آزارگر مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرد و دولت موظف است حمایت و کمک‌های روان‌شناسی و حفاظت از قربانی را ارائه دهد.

این قانون همچنین اقداماتی پیشگیرانه برای خشونت خانگی نیز در نظر گرفته شده است. مثلا: برنامه‌های آموزشی برای کارکنان حوزه بهداشت و درمان و آموزگاران مدارس برای شناسایی، ارزیابی و جلوگیری از خشونت خانگی.

مطابق این قانون فرد متهم به آزار باید از خانه دور شود و به قربانی نزدیک نشود و در صورت درخواست قربانی، قانون می‌تواند مانع از ارتباط آزارگر با کودکان شود.  

این قانون همچنین خواستار تشکیل واحدی برای خشونت خانگی در نیروی امنیت داخلی تونس شده است تا به شکایت‌های قربانیان خشونت خانگی رسیدگی کند.

وظیفه دیگر این بخش حمایتی، کمک به دادستان عمومی برای بررسی شکایت‌هاست.

علاوه بر این، قربانیان خشونت خانگی می‌توانند به سرپناه‌های تعیین شده ارجاع داده شوند تا به آنها کمک‌های مالی و روحی داده شود.

در روند تصویب قانون حمایت از قربانیان خشونت خانگی در تونس اما مخالفت‌های فراوانی وجود داشته است.

مخالفان این‌گونه استدلال می‌کردند که خشونت خانگی یک مساله خصوصی است اما قانون جدید می‌گوید حتی اگر خشونت پشت‌ درهای بسته انجام شود، این وظیفه جامعه است که به قربانی توجه کند و از او حمایت کند.

پزشکان تونسی در بیمارستان‌ها اعلام کرده‌اند تعداد قربانیان خشونت خانگی که این مساله را به بیمارستان گزارش داده‌اند در یک سال گذشته که این قانون به اجرا گذاشته شده بیش از سه برابر شده است.

به گفته پزشکان دلیل این مساله می‌تواند احساس توانمندی زنان در مقابل خشونت باشد.

این قانون امکانی را فراهم کرده است که قربانی خشونت با گزارش حادثه نزد پلیس می‌تواند تشکیل پرونده بدهد. این در حالی‌ست که پیش از این پلیس تونس خود یکی از موانع قربانیان خشونت خانگی بود. آنها پیش از این سعی می‌کردند قربانی را قانع کنند تا از شکایت صرف‌نظر کند یا به سادگی اعلام می‌کردند این یک مساله خصوصی است و خشونت باید در خانواده حل شود.

اکنون اما اگر یک نیروی پلیس از تشکیل پرونده خشونت خانگی سر باز بزند، خود مجرم شناخته شده و با مجازات زندان روبه‌روست.

عضو کانال تلگرام خانه امن شوید.

تصویب قوانین جدید حمایتی همچنین در تغییر رویکرد قاضی‌ها به مساله خشونت خانگی موثر بوده است. پیش از این قانون، قضات خشونت در داخل خانواده را مساله‌ای کاملا خانوادگی می‌دانستند و از رسیدگی به پرونده شکایت ضرب و شتم خانگی، امتناع می‌کردند.

یکی از عوامل موفقیت فعالان حقوق بشر در تصویب این قانون اما این بوده است که حدود یک‌سوم اعضای مجلس قانون‌گذاری این کشور را زنان تشکیل می‌دهند: بالاترین درصد حضور و مشارکت زنان در کشورهای عربی.

در حال حاضر تنها نگرانی، نحوه تامین بودجه برای اعمال قوانین جدید حمایتی است زیرا هنوز منبع مالی برای سقف مورد نیاز حمایتی‌ که برای عملی‌ کردن قانون در نظر گرفته شده مشخص نیست.

در حال حاضر جمعیت تونسی زنان دموکرات که موسس آن احلام بالحاجی است، پرچمدار مبارزه با خشونت خانگی است. بالحاجی که روان‌شناس کودک است، از زمان دیکتاتوری زین‌العابدین بن علی در تونس، خانه‌های امنی را برای قربانیان خشونت‌ خانگی بر پا کرد و اکنون در تلاش است تا خانه‌های امن و سرپناه قربانیان را با بودجه‌های دولتی توسعه دهد.

لازم به ذکر است اقدامات اساسی و تاثیرگذار کشور تونس در مبارزه با خشونت خانگی، الهام‌بخش کشورهای مسلمان دیگری چون مراکش و الجزایر بوده است.

بهمن
۵
۱۳۹۷
وقتی پدر، فرزند را به مادرش تحویل نمی‌دهد
بهمن ۵ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
shutterstock_310753232
image_pdfimage_print

Photo: Polina /www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من شش سال پیش ازدواج کردم و یک فرزند دختر سه ساله هم دارم. با شوهرم اختلافات زیادی داشتیم. ایشان در طول زندگی‌مان خیلی من را اذیت کرد. در ابتدا به من تهمت ارتباط با مردهای بیگانه را می‌زد و بعد هم تا حد زیادی من را محدود کرد. هر وقت می‌خواستم بروم بیرون یا باید با خودش می‌رفتم یا با مادر یا خواهرش.

چون در همسایگی خانواده شوهرم زندگی می‌کردیم، مادر و خواهر شوهرم مرتبا در زندگی ما دخالت می‌کردند. حق صحبت به جز با خانواده خودم را نداشتم و وقتی در مراسمات و مهمانی‌ها با مردهای فامیل صحبت می‌کردم ناراحت می‌شد و چند روز با من بدرفتاری می‌کرد.

در مقابل خودش خوشگذران بود و با هر کسی می‌خواست رفت و آمد می‌کرد. مرتبا با گوشی با خانم‌های همکارش چت می‌کرد و وقتی اعتراض می‌کردم می‌گفت من مردم و هر کاری بخواهم می‌توانم بکنم. خانواده‌اش هم از ایشان حمایت می‌کردند فقط پدر شوهرم پشت سر من بود.

چند بار قهر کردم و رفتم خانه پدرم اما جواب نداد تا اینکه تصمیم به طلاق گرفتم. با مصیبت بسیار توانستم حکم طلاقم را بگیرم. دادگاه ایشان را به مهریه هم محکوم کرد و حضانت بچه را به من داد اما علی‌رغم این حکم، ایشان بچه را به من تحویل نمی‌دهد و می‌گوید اگر بخواهی بچه را بگیری می‌برمش خارج از کشور. هدف ایشان فقط این است که من از مهریه گذشت کنم. حالا سوال من این است که برای گرفتن بچه چه کار باید بکنم؟

جواب:

سلام!

ایشان قانونا موظف است دخترتان را به شما تحویل بدهد. بهتر است شما به اجرام احکام شعبه‌ای که رای را صادر کرده است بروید و بخواهید که دستور بدهند تا حکم از طریق نیروی انتظامی اجرا شود. نیروی انتظامی دخترتان را از ایشان خواهد گرفت.

از طرف دیگر بر اساس ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱، «هر کس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای آن شود یا از استرداد طفل امتناع ورزد، حسب تقاضای ذی‌نفع و به دستور دادگاه صادر کننده رأی نخستین تا زمان اجرای حکم بازداشت می‌شود.»

بر اساس این ماده شما می‌توانید به شعبه دادگاه خانواده صادر کننده حکم رفته و تقاضای بازداشت ایشان به دلیل عدم استرداد طفل را مطرح کنید. در این صورت قاضی می‌تواند دستور بازداشت ایشان را صادر کند تا استرداد کودک تسهیل شود.

بیشتر بخوانید:

آزمایش نشان داد که این بچه من نیست

برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

سوال:

برادر شوهرم در خارج زندگی می‌کند و خودش هم تهدید کرده که بچه را می‌برم خارج. دخترمان پاسپورت هم دارد چون قبلا یک بار رفتیم ترکیه. ترس من این است که ایشان دخترم را ببرد خارج. پاسپورت هم دست اوست. من چه کاری می‌توانم بکنم تا نتواند این کار را بکند؟

جواب:

بر اساس قانون ایشان نمی‌تواند بدون اجازه شما کودک را از کشور خارج کند.

ماده ۴۲ قانون حمایت از خانواده در این‌باره مقرر کرده است: «صغیر و مجنون را نمی‌توان بدون رضایت ولی، قیم، مادر یا شخصی که حضانت و نگهداری آنان به او واگذار شده است از محل اقامت مقرر بین طرفین یا محل اقامت قبل از وقوع طلاق به محل دیگر یا خارج از کشور فرستاد، مگر اینکه دادگاه آن را به مصلحت صغیر و مجنون بداند و با در نظر گرفتن حق ملاقات اشخاص ذی‌حق این امر را اجازه دهـد. دادگاه در صورت موافقت با خارج کردن صغیر و مجنون از کشور، بنابر درخواست ذی‌نفع، برای تضمین بازگرداندن صغیر و مجنون تأمین مناسبی اخذ می‌کند.»

توجه کنید که گرفتن اجازه از دادگاه بسیار دشوار است و منظور از مصلحت هم مواردی مانند درمان است. اما علی‌رغم وجود این ماده دخترتان خود به خود ممنوع‌الخروج نیست. یعنی اگر شما اقدامی برای ممنوع‌الخروجی نکنید، پدرش در خارج کردن کودک از مرز مشکلی نخواهد داشت.

در یک نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه بیان شده است که مادر می‌تواند فرزند خود را ممنوع‌الخروج کند. از این اداره پرسیده شده است: « … در صورتی که پدر قصد خروج از کشور فرزندش را داشته باشد، آیا مادر یا سایر اشخاص در ماده ۴۲ یاد شده حق ممنوع‌الخروج کردن طفل از کشور را دارند یا خیر؟ ….»

این اداره نیز در پاسخ بیان کرده است: «مادر یا شخص دیگری که به حکم دادگاه عهده‌دار حضانت فرزند است، می‌تواند نسبت به ممنوع‌الخروجی فرزند اقدام کند تا ولیّ قهری نتواند بدون رضایت ایشان، نسبت به خروج فرزند اقدام کند.» (نظریه شماره ۱۹۶۷/۹۲/۷ ـ ۹ /۱۰/ ۱۳۹۲ اداره کل حقوقی قوه قضاییه)

سوال:

سوال دیگر من در مورد تهدیدهای ایشان است. مرتبا به من پیام می‌فرستد که آبرویت را می‌برم و نمی‌گذارم آب خوش از گلویت پایین برود. رفته محل کار پدرم و با ایشان درگیر شده است. من الان یک چهارم حقوقش را توقیف کرده‌ام و باید ۱۰ سکه هم پیش پرداخت بدهد. از اینکه من می‌خواهم مهریه را بگیرم خیلی عصبانی است. ما یک همسایه‌ای داریم که با ایشان همکار است. به من افترا می‌زند که با این همسایه در ارتباط هستم و همه جا هم این را گفته و آبروی من و خانواده‌ام را برده. به دروغ گفته خودم در گوشی دیده‌ام که به همدیگر عکس‌های برهنه می‌فرستند. من می‌خواهم در این مورد نیز از ایشان شکایت کنم تا بترسد و به این کارش ادامه ندهد.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

جواب:

تهدید و افترا هر دو جرم است. البته تهدید و افترا وقتی جرم است که فرد قصد آن را داشته باشد؛ یعنی اگر در اثر عصبانیت و بدون نسبت دادن عملی باشد تهدید و افترا محقق نمی‌شود اما به نظر می‌رسد بتوانید شوهرتان را به جرم افترا محکوم کنید.

توجه کنید که باید اثبات کنید ایشان رابطه نامشروع به شما نسبت داده است. اگر شاهدی دارید که ایشان این حرف‌ها را زده یا اینکه از طریق پیامک به شما نسبت ناروا داده است، این موارد را می‌توانید به عنوان مدرک به دادسرا و دادگاه ارائه کنید.

بهمن
۳
۱۳۹۷
ازدواج اجباری دگرباشان، کژراهه‌ای به سوی تجاوز
بهمن ۳ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
shutterstock_754460455 (1)
image_pdfimage_print

Photo:Azarii Gorchakov/shutterstock.com

راضیه امیری

  • رابطه جنسی با شوهرم هر بار مانند یک تجاوز، رنج‌آور و بسیار دردناک بود. هیچ گونه صمیمیت و لذتی در رابطه عاطفی یا جنسی بین ما وجود نداشت و حتی احترامی که برای هم قائل بودیم خیلی زود از بین رفت. در این شرایط سخت روانی و جسمی تنها چیزی که مرا آرام می‌کرد استفاده از مواد مخدر بود. در طول پنج سال زندگی زناشویی، سه بار دست به خودکشی زدم و هر بار والدینم دوباره مرا مجبور کردند پیش شوهرم برگردم. بالاخره تصمیم گرفتم بدون اجازه و ضد خواست خانواده از شوهرم طلاق بگیرم و خودم را از این زندگی مسموم و رنج‌آوری که هم من وهم شوهرم در آن دست و پا می‌زدیم، نجات دهم و به تنهایی راه خود را پیدا کنم».

این روایت تلخ یک زن همجنسگراست که تن به ازدواج اجباری با یک مرد داده بود. زنی که «به اصرار و برای حفظ آبروی خانواده» مجبور به ازدواج با یک مرد شده بود. مساله ازدواج اجباری دگرباشان جنسی با مردان و زنانی از گرایش جنسی متفاوت، معضلی‌ست جدی که در جامعه‌ای دگرباش ستیز همچون ایران همانند یک زخم چرکین مدام چرک می‌کند و درد اینجاست که چه بسیار آدم‌ها که به این چرک مداوم همچون یک راه‌حل یا «درمان» می‌نگرند.

ازدواج از سر اجبار: طرح صورت مسئله

شاید صورت مساله مورد بحث را بتوان این گونه توضیح داد که ازدواج اجباری یک دگرباش جنسی – به معنای اجبار بر فرد برای ازدواج با فردی از جنس متفاوت – ازدواجی ناخواسته است که به دلیل ناخواسته بودن و نامطلوب بودن، شرایط دشواری را برای زندگی مشترک هر دو فرد رقم می‌زند.

در واقع ازدواج اجباری یک دگرباش جنسی، یک «زندگی دوگانه» برای او ایجاد می کند. یک زندگی اجباری با خانواده و یک زندگی پنهانی برای ارضای غرایز مربوط به گرایش جنسی خودش.

نوید که خود یک همجنسگراست و در خارج از ایران زندگی می‌کند، در گفت‌و‌گو با «خانه امن» تاکید می‌کند که ازدواج اجباری تنها فرد دگرباش جنسی را اذیت نمی‌کند، بلکه همسر او را نیز در عذاب و چالش‌های درونی قرار می‌دهد: «خانمی را می‌شناختم که بدون آگاهی از هویت جنسی همسر خود با او ازدواج کرده بود و می‌دید که وقتی او منزل نیست، همسرش با مردان می‌خوابد و او که نسبت به مساله همجنسگرایی آگاه نبود از این پدیده احساس شرم بسیار داشت و به هیچ عنوان نمی‌توانست بپذیرد که همسرش تن به چنین چیزی می‌دهد. او از گرایش جنسی همسرش آگاه نبود و نمی‌توانست مساله را برای خود هضم کند».

به گفته نوید علاوه بر محدودیت‌های حکومتی و قانونی به هیچ عنوان نباید فشار جامعه و خانواده را دست‌کم گرفت: «خانواده فرزند دگرباش خود را مجبور به ازدواج می‌کند و بر این باور است که ازدواج می‌تواند فرزند را درمان کند. یک مورد دیگر می‌شناسم از یک مرد جوان ٣٧ ساله که گرچه نسبت به گرایش به همجنس خود آگاهی کامل داشت، برای گریز از تنهایی و فشار اجتماعی تن به ازدواج با غیرهمجنس داده بود. وقتی دلیلش را از او پرسیدم، پاسخ داد: من در شهر بسیار کوچکی زندگی می‌کنم که هیچ همجنسگرایی در اطرافم نمی‌شناسم. از تنهایی ذله شدم و از طرفی پدر و مادر پیرم هم به طور روزانه از من سوال می‌کردند چرا ازدواج نمی‌کنی. می‌خواستم از این شرایط خلاص شوم.»

بر اساس چنین تجاربی است که آرشام پارسی، مدیر سازمان دگرباشان جنسی ایران، بر این باور است که اگر روزی موانع و مجازات قانونی مقابل دگرباشان جنسی وجود نداشته باشد، باز هم فشار جامعه و مردم، فشار سنگینی بر دگرباشان خواهد بود.

او در توضیح بیشتر می‌گوید: «ازدواج اجباری و قتل ناموسی -به ویژه در مناطق روستایی ایران- سرنوشتی نامنتظره برای همجنسگرایان نیست. نمونه آن پدری است که حدود هشت سال قبل در روستایی کوچک در حومه رشت، در پی آنکه فهمید پسر ۱۸ ساله‌اش همجنسگراست، روی خودش و او بنزین ریخت. خودش زنده ماند، اما پسرش درگذشت.»

بنا به باور نیما نیا، یک دگرباش ایرانی ساکن آمریکا که در حوزه دفاع از حقوق دگرباشان جنسی فعالیت می‌کند، اجبار دگرباشان به ازدواج سنتی و شرایطی که تحت تأثیر این ازدواج در فضای خانه پدید می‌آید،‌ کاملاً شرایط آن را دارد که ذیل اصطلاح «خشونت خانگی» قرار بگیرد.

او به خانه امن می‌گوید: «این هم یک نوع خشونت خانگی‌ست. این خشونت از دو طرف است و لزوماً تقصیر آن‌ها نیست. یعنی شرایطی ایجاد می‌شود که چرخه‌ای از خشونت به وجود بیاید.»

زنان دگرباش، فشار دوچندان

بایستی کاملاً قابل انتظار باشد که مساله ازدواج اجباری و تبعات آن برای دگرباشان جنسی حداقل در ایران در میان زنان دگرباش نمود بیشتری داشته باشد. فشار بیشتر بر زنان دگرباش بر‌می‌گردد به فشاری که به طور کلی بر زنان در کشوری همچون ایران وجود دارد. در واقع زن‌ستیزی موجود در قوانین حکومت اسلامی ایران و گرایش‌های زن‌ستیزانه در جامعه وقتی با یک زن – به عنوان مثال – لزبین برخورد می‌کنند، ضربه‌ای دو چندان بر او وارد می‌کنند. یک زن لزبین در ایران علاوه بر زن بودن باید چوب همجنسگرایی خود را نیز بخورد.

رها بحرینی، فعال حقوق بشر، در این باره بر این باور است که در جامعه‌ای چون ایران، «هویت جنسیتی تنها دو قطب دارد، مرد و زن. بر گرایش جنسی به معنای ابزاری برای ابراز این هویت به شیوه‌ای معقول (یعنی دگرجنس‌گرایانه) تأکید می‌کنند و زنان را موظف می‌دارند زندگی عاطفی و جنسی، باروری، خانگی و حیات اجتماعی خود را در این چارچوب دوتایی و دگرجنس‌گرایانه تنظیم کنند».

رها بحرینی از اصطلاح «مردسالاری دگرجنس‌گرا» برای رساندن مقصود خود بهره می‌جوید و معتقد است «سه‌گانه دولت-جامعه-خانواده» و این نهادی که از این تجمیع حاصل می‌شود، ازدواج زن با مرد را مساله‌ای اجتناب ناپذیر می‌داند و زنان را موظف می‌داند به آن تن بدهند.

البته قدرت و قوت این فشار در ایران چندان جای تعجب نخواهد داشت اگر بدانیم در کشور پیشرویی چون فرانسه نیز زنان دگرباش به مراتب بیشتر از مردان دگرباش «مورد آزار و اذیت روانی و خشونت‌های فیزیکی ناشی از هموفوبیا» هستند.

ازدواج برای فرار از خود

با وجود تاکیدی که باید بر خشونت حکومتی و خشونت نهادینه در جامعه و فشار خانواده داشت، گاهی نیز ازدواج اجباری یک دگرباش جنسی نتیجه هراس خود فرد دگرباش است، چنانکه اگر فرد دگرباش گرایش جنسی خود را به خوبی نشناسد، نسبت به این مساله دچار یک «هموفوبیای پنهان» می‌شود و نمی‌تواند خود را به عنوان آنچه که هست بپذیرد و این دوری‌گزینی از خود واقعی، او را به سمت ازدواج سنتی سوق می‌دهد: راهی برای «درمان». غافل از اینکه نه آن گرایش جنسی، بلکه آن هموفوبیا و ازدواج سنتی متعاقب آن است که درد و تشدیدگر درد هستند.

بسیاری از این ازدواج‌ها به طلاق می‌انجامند و پر پیداست که چه تبعات سنگین و بعضا جبران ناپذیری برای طرفین و فرزندان برآمده از این رابطه ایجاد می‌شود.

نیما نیا در این رابطه مثالی دارد که در گفت‌و‌گو با خانه امن آن را مطرح می‌کند:‌ «من با آدم‌های زیادی که در رابطه اجباری بوده‌اند صحبت کرده‌ام. یک پسر همجنسگرا را می‌شناسم که به علت وحشت از طرد شدن، نتوانست گرایش جنسی خود را آشکار کند. خودش فکر می‌کرد اگر وارد یک رابطه با جنس مخالف شود و ازدواج کند، شاید همه چیز عوض شود و به اصطلاح، خودش را تغییر دهد اما نه تنها پس از ازدواج این اتفاق نیفتاد، بلکه خودش می‌گفت همیشه زجر می‌کشیدم و رابطه‌هایم عین تجاوز بود.»

دو نکته کمتر توجه شده

نیما نیا در ادامه گفت‌و‌گو با خانه امن دو نکته مهم را به عنوان نکات کمتر مورد اشاره قرار گرفته در بحث ازدواج اجباری دگرباشان جنسی مطرح می‌کند. یک اینکه بنا به باور او و تجربه‌هایی که از گفت‌و‌گوهای مستقیم با دگرباشان جنسی داخل ایران دارد، اکنون مهم‌تر از شهرهای بزرگ، شرایط دگرباشان جنسی در شهرهای کوچک و روستاهاست.

او بر این باور است که چون تعصبات سنتی و مذهبی در این محیط‌ها بیشتر است، فعالان حقوق دگرباشان جنسی باید توجه بیشتری به این نقاط داشته باشند: «تهران شاید کمی وضعیت بهتر شده باشد. اما کهگیلویه و بویراحمد چه؟»

نکته دوم نیز بر‌می‌گردد به تاکیدی که او بر گسترده‌تر کردن دایره گرایش‌های جنسی دارد. او تاکید می‌کند که نباید دگرباشان جنسی را در همجنس‌گرایان خلاصه کرد.

نکته دوم را خود او این‌گونه توضیح می‌دهد: «این موضوع را به همجنس‌گراها محدود نکنیم. وقتی جنبش رنگین کمانی می‌گوییم، آدم‌ها را با گرایش‌ها و هویت‌های مختلف جنسی می‌گوییم. ممکن است یک شخص همجنس‌گرا باشد، دوجنس‌گرا باشد، ترنس باشد. همه ممکن است تجربه ازدواج اجباری را داشته باشند. باید همه را دید».

وقتی همه مقصریم

  • پی بردن به این واقعیت که شوهرم همجنس‌گراست برایم یک ضربه بزرگ روحی‌ست. احساس می‌کنم ۱۵ سال زندگی زناشویی‌ام یک دروغ بوده و زندگی و جوانی‌ام از من ربوده شده. تمام لحظاتی را که فکر می‌کردم شوهرم به من بی‌اعتناست چون من کمبود دارم یا زیبا و باهوش نیستم را به یاد می‌آورم. حالا متوجه می‌شوم چرا او همیشه غمگین، ساکت و ناراضی بود و تقصیر از من نبود.

مساله دقیقاً همین است که این زن می‌گوید. در ازدواج اجباری یک دگرباش جنسی و فضای تلخ و خشن متعاقب آن، لزوماً نمی‌توان یک خاطی پیدا کرد و تمام تقصیرها را بر سر او کوباند.

ازدواج اجباری دگرباشان جنسی نتیجه دید ناقص جامعه‌ای است که می‌توان گفت تقریباً درصد زیادی از آن، شناخت دقیقی از دگرباشان جنسی ندارد و حکومتی که با قوانین ارتجاعی به یاری این دید مشکل آفرین آمده است و خانواده‌هایی که «آبرو»ی خود را در سرکوب گرایش جنسی فرزندان خود می‌بینند.

واقعیت این است که در چرایی به وجود آمدن این پدیده نامطلوب همه مقصریم. گرچه وضعیت بسیار دشوار است، اما چاره‌ای نیست و باید از میان همین شرایط راهی به رهایی جست. راهی برای خلق فضایی که هیچ دگرباش زن یا مردی «مجبور» به زندگی مشترک عاطفی-‌جنسی با دیگری نشود.

دی
۲۷
۱۳۹۷
لزوم برخورد قاطع با مرتکبان خشونت خانگی علیه قربانیان بالقوه
دی ۲۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
shutterstock_417846391
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/ www.shutterstock.com

معین خزائلی

به طور کلی ماهیت پنهان خشونت خانگی و نیز وجود وابستگی بین قربانی و مرتکب خشونت، سبب شده است انجام اقدامات قانونی به ویژه در مورد قربانیانی که در معرض آسیب‌پذیری فزاینده و بالقوه (کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت) قرار دارند تحت تاثیر این دو ویژگی قرار گیرد. این مساله در عمل موجب می‌شود مرتکبان خشونت در موارد این‌چنینی با سوء استفاده از این شرایط بتوانند به راحتی از پاسخگویی فرار کرده و عملا بدون مواجهه با مجازات‌های مناسب به رفتار خشن خود ادامه دهند.

بررسی تجربیات کشورهای پیشتاز در این زمینه نشان می‌دهد اگر چه جرم‌انگاری مشخص خشونت خانگی، تعیین مجازات‌های نسبتا سنگین علیه خشونت‌گران و نیز حمایت‌های قانونی گسترده از قربانیان خشونت خانگی نتوانسته موارد اِعمال این نوع خشونت را به صفر رسانده و احتمال وقوع آن را از بین ببرد، اما سبب کاهش شدید اثرات و تبعات مخرب آن بر قربانیان، نجات سریع آنها از محیط خشونت‌زا و نیز برخورد قاطع و به دور از ترحم با «خشونت‌گران به عادت» شده است.

از سوی دیگر، اگر چه هدف غایی از جرم‌انگاری خشونت خانگی دخالت به نفع قربانی از طریق نجات او از محیط خشونت‌زا و نیز حمایت قانونی از او در برابر تلاش خشونت‌گر برای اِعمال مجدد خشونت است اما، تعیین مجازات‌های متناسب برای فرد خشونت‌گر، خود سبب افزایش هزینه ارتکاب اَعمال خشونت‌آمیز در راستای سیاست‌های پیشگیرانه از وقوع جرم، نشان دادن حساسیت قانون در برابر وقوع موارد خشونت و نیز کاهش آستانه بردباری و تحمل جمعی جامعه نسبت به موارد وقوع و اِعمال خشونت خانگی خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

حقوقی که از افراد دارای معلولیت دریغ می‌شود

عمرت را که داده‌ای، پولت را هم بده!

کودک همسری، داستان یک جنایت

از این رو وضع و تدوین مجازات‌های تنبیهی و همچنین تا حدودی پیشگیرانه می‌تواند نقش موثری در افزایش فشار قانونی بر خشونت‌گران و اجبار آنان به ترک خشونت یا مواجهه با عواقب کیفری آن ایفا کند.

در این میان اما از آنجا که اثرات مخرب و ویران‌گر خشونت خانگی بر روح و روان گروه‌هایی از قربانیان (کودکان، افراد دارای معلولیت و سالمندان) بیشتر است و این افراد اساسا و به طور معمول بیشتر در معرض اِعمال خشونت خانگی قرار دارند، نیاز به حمایت‌های قانونی از آنها نیز بیش از دیگر قربانیان عادی خشونت خانگی بوده و از این رو، رفتار قانونی و برخورد با خشونت‌گران علیه این قربانیان نیز باید با دیگر قربانیان تفاوت داشته باشد.

از طرف دیگر، آسیب‌پذیری فزاینده این گروه از قربانیان در برابر خشونت خانگی و ناتوانی آنان در دفاع از خود و نیز ناتوانی و کم‌توانی آنان در تلاش برای دریافت کمک و گزارش موارد اِعمال خشونت خانگی، موجب افزایش احتمال در معرض خشونت قرار گرفتن آنان شده و از این رو نیاز به قوانین و مقررات پیشگیرانه و حمایتی (به ویژه در برخورد با خشونت‌گر) بسیار ضروری است.

قوانین بین‌المللی و اهمیت توجه به آسیب‌پذیری قربانی

لزوم حمایت بیشتر از قشر دارای آسیب‌پذیری فزاینده، احتمال بالای در معرض خشونت قرار گرفتن آنها و نیز لزوم وجود قوانین حمایتی تشدیدی در این زمینه در موارد وقوع خشونت خانگی، بسیاری از کشورها و قانون‌گذاران آنان را بر آن داشته تا در هنگام تدوین و تعیین قوانین مرتبط با این موضوع، نگاه و رویکرد ویژه‌ای به این قربانیان و عاملان خشونت علیه آنان داشته باشند.

اهمیت این موضوع به حدی بوده است که شورای اروپا در سال ۲۰۱۱ و در جریان تصویب معاهده شماره ۲۱۰ خود در زمینه مبارزه با خشونت خانگی با لحاظ کردن آن در ماده ۴۶ این معاهده، از کشورهای عضو خواسته اِعمال خشونت خانگی علیه کودکان را از جمله عوامل تشدید جرم خشونت خانگی به شمار آورده و در قوانین داخلی خود مجازات شدیدتری را برای آن پیش‌بینی کنند.

ضمن اینکه بنا به گفته ماده ۵۲ این معاهده، اساسا انجام اقدامات حفاظتی و بازدارنده برای قربانیان یا افراد در معرض خطر بیشتر، در اولویت قرار دارد.

در تعداد قابل توجهی از کشورها نیز شرایط جسمی، فردی و اجتماعی قربانی جرم از عوامل موثر در تشدید مجازات احتمالی فعل مجرمانه ارتکابی در نظر گرفته شده و نقش موثری در افزایش میزان مجازات دارد.

به عنوان مثال در فرانسه اِعمال خشونت و آزار، چه از نوع عمومی آن یا چه از نوع خانگی، علیه دو قشر کودکان و سالمندان از عوامل تشدید مجازات بوده و قانون جدید کیفری این کشور مجازات‌های قبلی در نظر گرفته شده برای عاملان خشونت علیه این گروه را شدت بخشیده است. ضمن اینکه قرابت با کودک یا سالمند خود سبب تشدید مجازات خواهد شد.

در دیگر کشورهای اروپایی از جمله هلند، سوئد، دانمارک، بلژیک و سوئیس و همچنین در کانادا نیز آسیب‌پذیری فزاینده قربانی خشونت (به ویژه از نوع خانگی آن)، از عوامل موثر احتمالی در تشدید اقدامات قانونی محسوب شده و لزوم انجام اقدامات حفاظتی فوری پلیس و سازمان‌های حمایتی اجتماعی در موارد این‌چنینی به روشنی در قوانین موضوعه این کشورها پیش‌بینی شده است.

از این رو روشن است بر اساس قوانین این کشورها اِعمال خشونت خانگی علیه اقشار «بالقوه آسیب‌پذیر» نه تنها سبب تعلیق تمامی تخفیفات در نظر گرفته شده قانونی برای مجازات‌هاست، بلکه از عوامل تشدید کننده محسوب شده و نتیجه آن بیشتر شدن مجازات مرتکب خواهد بود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

قوانین کیفری ایران و بی‌اعتنایی به آسیب‌پذیری فزاینده قربانی

به طور کلی قوانین کیفری در ایران ویژگی‌های فردی، شخصیتی، اجتماعی یا فردی بزه دیده (قربانی) را به جز در یک مورد آن هم قانون مربوط به توهین و اهانت به مقامات و شخصیت‌های مذهبی، از جمله عوامل تشدید جرم و مجازات محسوب نکرده و از این حیث دچار نقصان است.

از این رو بر اساس قوانین فعلی کیفری موضوعه در ایران صرف وجود یک ویژگی خاص در قربانی جرم (صغر یا کبر سنی، وجود معلولیت و …) از جمله عوامل موثر در تشدید مجازات نبوده و به عنوان مثال مجازات تجاوز به عنف به یک کودک خردسال زیر ۱۰ سال تفاوتی با مجازات تجاوز به عنف به یک فرد بالغ ندارد.

این کم‌اعتنایی قوانین کیفری در ایران به وضعیت قربانی در حالی است که اساسا آسیب‌پذیری بالقوه و فزاینده افراد در احتمال در معرض جرم و خشونت قرار گرفتن آنها نقشی اساسی داشته و آمارها نیز حکایت از قربانی شدن بیشتر آنان دارد.

از طرف دیگر این رویکرد در عمل سبب می‌شود مرتکبان خشونت خانگی در ایران، به ویژه اِعمال کنندگان خشونت علیه کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت، از این خلاء قانونی سوء استفاده کرده و بدون مواجهه با برخوردهای قانونی متناسب، به راحتی از عواقب فعل ارتکابی خود فرار کنند. ضمن اینکه عدم جرم‌انگاری خشونت خانگی در ایران خود به اندازه کافی سبب فرار افراد خشونت‌گر از مسئولیت شده است.

در این میان اما آنچه بیشتر این ضعف قانونی و بی‌عدالتی ناشی از آن را در ایران نمایان می‌سازد امکان بهره‌مندی فرد خشونت‌گر از تخفیف یا تعلیق در مجازات است، چرا که بر اساس ماده ۳۷ و ۳۸ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲، صرف وجود جهات تخفیف مجازات برای اِعمال تخفیف کافی بوده و توجه به قربانی جرم اساسا نقشی در این پروسه ایفا نمی‌کند. ضمن اینکه بر اساس ماده ۴۷ همین قانون، آسیب‌پذیری فزاینده قربانی یک جرم از علل وجوب عدم بهره‌مندی از تعلیق مجازات برای مرتکب آن جرم محسوب نمی‌شود.

در این میان، اقدام قانونگذار ایرانی در «عمومی انگاری» اِعمال هر گونه خشونت علیه کودکان و نوجوانان در ماده ۳۱ قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان و در نتیجه سلب امکان تخفیف مجازات مرتکب در صورت گذشت شاکی خصوصی نیز با توجه به عدم تایید این قانون از سوی شورای نگهبان و اجرایی نشدن آن، کمکی به پر کردن این خلاء قانونی گسترده نکرده است.

قانون مذکور همچنین اشاره‌ای به دیگر جهات تخفیف مجازات نکرده و صرفا به تلاش برای خنثی سازی تنها یک مورد از عوامل موثر در تخفیف مجازات (گذشت شاکی خصوصی) بسنده کرده است.

به علاوه، ماده ۴۱ این قانون قرابت نسبی درجه یک (والدین) را موجب اختیار دادگاه در تعلیق مجازات‌های پیش‌بینی شده مواد ۷ تا ۹ خود کرده است، حال آنکه اساسا قرابت نسبی نه تنها نباید در میزان مجازات مجرم در شرایطی که قربانی دارای آسیب فزاینده است تاثیری داشته باشد، بلکه عقلا و منطقا باید از عوامل تشدید مجازات تلقی شود.

از این رو و با توجه به رویکرد قوانین کیفری ایران به موضوع عدم نقش قربانی در تعیین میزان مجازات، در شرایط فعلی صرف ممنوعیت بهره‌مندی از هر گونه تخفیف در مجازات برای مرتکبان خشونت و به خصوص خشونت خانگی علیه افراد دارای آسیب‌پذیری فزاینده (به ویژه کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت) می‌تواند کمک شایانی به ایفای نقش قانون در برخورد با این خشونت‌گران کند.

دی
۲۵
۱۳۹۷
شکنجه کودک به دست پدر: چه باید کرد؟
دی ۲۵ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, ,
shutterstock_106889135
image_pdfimage_print

Photo: JungHyun Lee/shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من به تازگی عضو یک ان.‌جی.‌او شده‌ام که در زمینه حقوق کودکان فعالیت می‌کند. خودم هم دانشجوی ترم سوم جامعه‌شناسی هستم. چند وقت پیش در سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) خواندم که یک فردی در شهرستان خدابنده استان زنجان با دریل زانوی دخترش را سوراخ کرده و ایشان را چند روز حبس کرده است. من خودم اهل زنجان هستم و از شنیدن این خبر خیلی متاسف شدم. واقعیتش تا حالا چندین مورد از این طور اتفاقات را شاهد بودم و چون خودم هم در کودکی توسط پدرم مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتم به این مساله خیلی حساس هستم. در خبر ایسنا نوشته شده بود که این امکان وجود دارد که بعد از آزادی پدر، از ایشان تعهد گرفته شود و به خانه‌اش بازگردد. من می‌خواهم بدانم که آیا ممکن است دادگاه یک تعهد ساده بگیرد و این فرد خشونتگر را به خانه بازگرداند؟ آیا می‌شود قانونا مانع این کار شد؟

جواب:

با سلام!

در قوانین ایران مقرره‌ای در مورد اخذ تعهد وجود ندارد و چنین تعهدهایی هم که در عمل گرفته می‌شود جنبه الزام‌آوری نداشته و معمولا موثر نیستند.

بر اساس قانون مجازات اسلامی ضرب و جرح جرم بوده و مجازات دیه و در برخی موارد مجازات حبس دارد.

بر اساس ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی، «هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دائمی ‌یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه گردد، در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم‌ و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب‌ به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود.»

بیشتر بخوانید:

آزمایش نشان داد که این بچه من نیست

برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

همچنین در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ پیش‌بینی شده است که کودک آزاری از جرایم عمومی محسوب می‌شود. بر همین اساس دادستان شهرستان خدابنده قانونا موظف است موضوع را پیگیری کرده و خواهان مجازات پدر شود. طبیعتا بعد از اجرای مجازات، فرد مورد نظر آزاد خواهد شد و اخذ تعهد مانعی برای رجوع مجدد او به خانه نخواهد بود.

سوال:

یعنی بر فرض اینکه ایشان به زندان محکوم شود، بعد از آزادی قانونا نمی‌توان کاری کرد که نزدیک خانواده‌اش نشود؟ به هر حال به نظر من به چنین شخصی نباید اجازه داد دوباره به خانه برگردد و مرتکب خشونت شود؟

جواب:

در حقوق ایران مبحثی با عنوان مجازات‌های تکمیلی پیش‌بینی شده است. در ماده ۲۳ پیش‌بینی شده است که قاضی می‌تواند تحت شرایطی مجرم را به مجازات تکمیلی نیز محکوم کند. یکی از مجازات‌های تکمیلی منع از اقامت در محل معین است. بنابراین قاضی اگر تشخیص بدهد امکان تکرار خشونت وجود دارد می‌تواند حکم به منع اقامت پدر در خانه مشترک بدهد. البته حداکثر مدت چنین تدبیری دو سال است و در اختیار قاضی‌ست که چنین حکمی بدهد یا نه. ضمن اینکه منع اقامت در محل معین زمانی خواهد بود که قاضی پدر خشونت‌گر را به زندان محکوم کند. یعنی ماده ۶۱۴ که در بالا اشاره شد در صورتی قابل اعمال است که بیم تجری وجود داشته باشد یا اخلال در نظم جامعه به وجود آمده باشد.

متاسفانه قانونگذار در چنین مواردی سیاست مستحکمی نداشته و دست قاضی را برای تصمیم‌گیری باز گذاشته است. در حقوق برخی کشورها این امکان وجود دارد که تا عدم احراز سلامت روانی و اصلاح رفتار خشونت‌گر، ایشان از نزدیک شدن به قربانی خشونت خانگی منع شود اما این امر در حقوق ایران پیش‌بینی نشده است.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

سوال:

الان ما به عنوان یک ان.‌جی.‌او که در زمینه حقوق کودکان فعالیت می‌کنیم در رابطه با این پرونده چه کار می‌توانیم بکنیم؟

جواب:

ماده ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری پیش‌بینی کرده است که: «سازمان‌های مردم‌نهادی که اساس‌نامه آنها در زمینه حمایت از اطفال و نوجوانان، زنان، اشخاص بیمار و دارای ناتوانی جسمی یا ذهنی، محیط زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، بهداشت عمومی و حمایت از حقوق شهروندی است، می‌توانند نسبت به جرائم ارتکابی در زمینه‌های فوق اعلام جرم کنند و در تمام مراحل دادرسی شرکت کنند.»

بنابراین شما می‌توانید با گرفتن اجازه از دادگستری پیگیر این پرونده باشید و مرتبا اخبار آن را منتشر کنید. به طور کلی ورود یک سازمان غیر دولتی به چنین پرونده‌هایی نتایج مفیدی خواهد داشت.

سوال:

آخرین سوالم این است که آیا در چنین مواردی می‌شود از پدر بچه سلب صلاحیت کرد و اگر مادرش نیز شریک خشونت بوده و نمی‌تواند از بچه‌اش نگهداری کند، بچه را کلا گرفت؟

جواب:

بر اساس ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی، «هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند».

بنابراین به هر دلیلی چنانچه سلامت جسمی و تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، مقامات قضایی می‌توانند هر تصمیمی را که به نفع طفل باشد اتخاذ کنند. ضمانت اجرای مدنی دیگر نسبت به بی توجهی والدین به کودک را می‌توان در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مصوب ۱۳۹۲ یافت.

بر اساس مقررات این قانون زمانی که پدر و مادر یا جد پدری یا قیم یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی طفل را نداشته باشد، دادگاه سرپرستی او را به فرد دیگری منتقل می‌کند.

بند دال ماده ۸ و همچنین ماده ۱۰ این قانون مقرراتی را در این زمینه پیش‌بینی کرده است. بر اساس بند دال ماده ۸ قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست، «سپردن سرپرستی افراد موضوع این قانون در صورتی مجاز است که دارای یکی از شرایط ذیل باشند: (…) د- هیچ یک از پدر، مادر و جد پدری آنان و وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را نداشته باشند و به تشخیص دادگاه صالح این امر حتی با ضم امین یا ناظر نیز حاصل نشود.»

بر طبق ماده ۱۰، «در کلیه مواردی که هیچ یک از پدر، مادر یا جد پدری یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر نداشته باشند، دادگاه می‌تواند مطابق این قانون و با رعایت مواد ۱۱۸۴ و ۱۱۸۷ قانون مدنی و با اخذ نظر مشورتی سازمان، مسئولیت قیم یا امین مذکور در این مواد را به یکی از درخواست‌کنندگان سرپرستی واگذار کند.»

 

دی
۲۴
۱۳۹۷
تهدید به انتشار فیلم و عکس خصوصی
دی ۲۴ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, ,
shutterstock_729696511
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن
پرسش: سلام. من خیلی وقت است که با شوهرم اختلاف دارم. دلایل زیادی برای این اختلاف وجود دارد. شوهر من جلوی پیشرفتم را گرفته است. قبل از ازدواج، در یک کارگاه طراحی لباس کار می‌کردم و خیلی راضی بودم. بعد از عقد، شوهرم مانع کار من شد. سپس با دوستم یک آرایشگاه زنانه راه انداختیم. پس از گذشت مدتی باز بهانه گرفت و با زور و دعوا باعث شد که من دیگر کار نکنم. از طرفی وقتی می‌گویم که می‌خواهم ادامه تحصیل بدهم، می‌گوید در دانشگاه خبری نیست و محیطش بد است و درس خواندن به هیچ دردی نمی‌خورد، فقط وقت تلف کردن است و پول مردم را بی‌خودی می‌گیرند. روابط من را با دوستان و آشنایان هم محدود کرده است. خیلی هم بد‌دهن است و همیشه در خانه به من فحش می‌دهد. خلاصه بعد از مدت‌ها اختلاف به خانه پدرم آمدم. الان چهار ماه است که اینجا هستم. شوهرم گاهی زنگ می‌زند و فحاشی می‌کند. چند بار هم با پدرم دعوا کرده است. معلوم نیست چه می‌خواهد. چندی پیش زنگ زد به من و تهدید کرد که عکس‌های خصوصی‌ات را در اینترنت پخش می‌کنم و آبرویت را می‌برم. یک‌سری فیلم از رقص من دارد. یک بار هم که در اوایل زندگی به آنتالیا رفته بودیم و در دریا شنا می‌کردیم فیلم گرفته و تهدید می‌کند که آن را پخش می‌کند. می‌گوید باید مهریه‌ات را ببخشی. حالا من چه کار می‌توانم بکنم؟ چطور جلوی پخش شدن عکس و فیلم را بگیرم؟ به کجا مراجعه کنم؟

بیشتر بخوانید:

آزمایش نشان داد که این بچه من نیست

برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

پاسخ: سلام. بهتر است قبل از هرگونه اقدام قضایی به طریقی شوهرتان را از انتشار این فیلم‌ها و عکس‌ها منصرف کنید. می‌توانید بزرگترها را واسطه کنید و یا با پدر و مادرِ شوهرتان صحبت کنید. چون بعد از انتشار، ممکن است آسیب‌های روانی بسیاری به شما و خانوا ده‌تان وارد شود. اما از منظر حقوقی تهدید به انتشار عکس‌های خصوصی جرم است. بر اساس ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی: «هر کس دیگری را به هر نحو به قتل یا ضررهای نفسی و شرافتی یا مالی یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگان او تهدید کند، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را کرده یا نکرده باشد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.» البته باید توجه کنید که هر تهدیدی جرم نیست و این تهدید باید جدی و موثر باشد. یعنی اگر در میان مشاجره، شخصی دیگری را تهدید کند، به صورتی که در تهدیدش جدی نباشد، این تهدید موثر نیست. همچنین در قانون، به نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیر‌مجاز می‌کنند، اشاره شده است. اگر آثار مستهجن وسیله تهدید قرار گیرد، مرتکب به دو تا پنج سال حبس و ده سال محرومیت از حقوق اجتماعی و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم می‌شود. البته آثار مستهجن به آثاری گفته می‌شود که نشان‌دهنده برهنگی کامل یا آمیزش جنسی باشد. به هر حال شما می‌توانید به دادسرا مراجعه کنید و به جرم تهدید از شوهرتان شکایت کنید. البته اثبات این موضوع کمی سخت است. اگر شوهرتان از طریق شبکه‌های اجتماعی یا پیامک تهدید کرده باشد، می‌تواند برای اثبات مفید باشد و یا اگر شاهدی دارید در دادسرا به شما کمک خواهد کرد. در صورت عدم اثبات تهدید، دادسرا و یا دادگاه به نفع شما حکم نخواهد داد، اما در هر حال تشکیل پرونده در این مورد خوب است، چون اگر در آینده عکس‌ها و فیلم‌ها را منتشر کند، طرح شکایت و اثبات اینکه او این کار را کرده است، راحت‌تر خواهد بود. همچنین در صورت انتشار عکس‌ها، ماده ۱۷ قانون جرایم رایانه‌ای به روشنی بیان کرده است که: « هر کس به وسیله سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی، صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او جز در موارد قانونی منتشر کند یا دسترس دیگران قرار دهد، به نحوی که منجر به ضرر یا عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج میلیون (۵٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال تا چهل میلیون (۴۰٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهدشد.» توجه کنید که این ماده مربوط به بعد از انتشار است.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

پرسش: در مورد فحاشی‌ها و مزاحمت‌هایی که می‌کند چه؟ آیا به این دلیل می‌توانم شکایت کنم؟
پاسخ: بله. توهین در قوانین ایران جرم‌انگاری شده است. ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی در بخش تعزیرات به این موضوع اختصاص داده شده است. بر اساس این ماده: « توهین به افراد از قبیل فحاشی واستعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا ( ۷۴ ) ضربه و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.» البته باید توجه کنید که هر فحش و لفظی نمی‌تواند توهین قلمداد شود. یعنی الفاظ باید آشکارا توهین باشد. همچنین در روابط خانوادگی، قاضی معمولا تمایلی به صدور حکم در قالب توهین ندارد. به هر حال شما می‌توانید در شکوائیه توهین را هم ذکر کنید. اما باز مشکل اثبات وجود دارد. صرف ادعای شما هر چند حقیقت داشته باشد، نمی‌تواند اثبات‌کننده توهین باشد. در مورد مزاحمت‌های دیگر عرض شود که صرف آمدن به در خانه شما و ایجاد مشاجره جرم نیست ،اما به هر حال بهترین کار این است که در این مواقع با پلیس تماس بگیرید.

دی
۲۴
۱۳۹۷
محبوب‌ترین هشتگ‌های فمینیستی سال ۲۰۱۸ و قدرت اعتراضی آنها /فرزاد صیفی‌کاران
دی ۲۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
images
image_pdfimage_print

Photo: http://bidarzani.com/

امروزه فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به بستری کاملا جدی برای بیان دیدگاهها، اعتراضات، مباحثه و گفت‌وگو، آموزش و اطلاع‌رسانی جمعی در سطح جهانی بدل شده است. جنبش‌های اجتماعی-سیاسی مختلف هر کدام به نحوی از این فضایِ آزاد و بی‌حد و مرزِ گردش اطلاعات، برای مقاصد گوناگون و رساندن صدایشان به دیگران و مخاطبانشان، بهره می‌جویند.

وجود هشتگ (برچسب) در شبکه‌های اجتماعی یک امکان مناسب است برای غربال کردن مطالب مورد نیاز در میان انبوه مطالب و اطلاعاتی که توسط‌ کاربران مختلف در سراسر جهان که به صورت لحظه‌ای به اشتراک گذاشته می‌شوند. هشتگ‌ها می‌توانند عملکرد جنبش‌های اجتماعی را تسریع کنند و در مدت زمانی کوتاه توجه میلیون‌ها نفر را به یک موضوع معطوف کنند. علاوه بر این‌ها، رویدادها و اتفاقات دنیای واقعی را نیز می‌توان به وسیله هشتگ‌ها سازمان‌دهی کرد. هشتگ را برای علاقه‌مندان به هر موضوعی چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی، می‌توان نقطه اتصال ساده و در دسترس میان افراد با گرایشات فکری-سیاسی-دینی و… تلقی کرد.

هشتگ‌ها با قابلیت مشارکت تمام افراد و‌ گرو‌های حاضر در شبکه‌های اجتماعی در یک بحث، موجب افزایش دسترسی، گردش و قدرت اطلاعات می‌شوند. تأثیر هشتگ‌ها به اعتراضات سیاسی و اجتماعی مختلف نیز کشیده شده، تا جایی که بعضاً بدون این که نیازی به اعتراض در دنیای واقعی (مثلا اعتراض خیابانی) باشد، بتوان به هدف و خواسته‌های مورد نظر دست یافت. در مواردی هم که این اعتراضات و مطالبات مجازی پاسخگو واقع نشده دامنه آن به فضایی واقعی و خیابان‌ها کشیده شده و شبکه‌های مجازی به وسیله هشتگ‌ها، بستر مناسبی را برای اطلاع‌رسانیِ یک رویداد واقعی، فراهم آوردند. نمونه بارز آن هتشگ #WomensWave (موج زنان) است که توسط سازمان Womens’s March و حمایت چندین سازمان فمینیستی دیگر راه‌اندازی شده و برای چندمین بار سعی دارد اعتراضات برابری‌خواهانه فمینیستها را برای دستیابی به حقوق زنان، در شهرهای سراسر ایالات متحده آمریکا سازماندهی کند و آخرین گردهمایی خیابانی آنان قرار است در تاریخ ۱۹ ژانویه ۲۰۱۹ برگزار شود.

با این تفاسیر، جنبش‌های فمینیستی نیز از قاعده بهره‌برداری از فضای مجازی و هشتگ‌ها مستثنی نبودند. آنها به درستی و تا حد زیادی موفق، بهترین بهره را از فضای مجازی جسته‌اند و برخلاف دنیای واقعی مردسالارانه، صحنه شبکه‌های اجتماعی را به مکانی مناسب برای آموزش، اعتراض و اطلاع‌رسانی برای مطالبه حقوق زنان و برابری‌خواهی، مخصوصا از طریق هشتگ‌ها تبدیل کرده‌اند.

تاریخچه هشتگ‌های فمینیستی به هشتگی در سال ۲۰۱۰ باز می‌گردد؛ زمانی که هشتگی برای مبارزه با آزارهای جنسی زنان با عنوان #ChangeTheRatio توسط “راشل سکلار” نویسنده و کارآفرین کانادایی شکل گرفت. اما یکی از بارزترین و موفق‌ترین هشتگ‌های جنبش‌های فمینیستی تاکنون، هشتگ کارزار #MeToo (من هم همین‌طور) است. این هشتگ به همدردی با قربانیان تجاوز با یکدیگر و شکستن سکوت در مقابل متجاوزین اشاره دارد. هشتگ #MeToo تا جایی موفق بود که علاوه بر زنان، مردان بسیاری از طریق آن سکوت خود را شکستند و از تجربیاتشان درباره آزار جنسی و تجاوز که اغلب در زمان کودکی برای آنان اتفاق افتاده بود، سخن گفتند. این هشتگ فاش کرد که خشونت بسیار فراگیرتر از آن چیزی است که افکار عمومی تصور می‌کنند و بلوغ جنبش #Metoo با هشتگی به نام «من نیز انجام دادم» کامل شد. این هشتگ توسط مردانی که عاملین خشونت از جنبه‌های مختلف بودند در حمایت از #Metoo شکل گرفت و از طریق این هشتگ و اعتراف به اشتباهاتشان، سعی داشتند از رفتارهای آزارگرانه خود ابراز تأسف نمایند و با قربانیان همدردی کنند.

از این رو فعالان فمینیست مدت‌هاست از “هشتگ” به عنوان راهی جهت انتشار اهداف و پیام‌هایشان و ‌نیز اتحاد میان فمینیست‌ها در سراسر جهان استفاده می‌کنند و‌ جای تعجب نیست که بسیاری از مباحث و گفت‌وگوهای سیاسی، مدنی، منطقه‌ای، کشوری‌ و حتی بین‌المللی فمینیستی در فضای مجازی اتفاق می‌افتد، زیرا این موضوع به یک تاکتیک محبوب و موفق بدل شده است.

نهایتا باید اعتراف کرد “هشتگ” قدرت فوق‌العاده‌ای دارد.

در ادامه با نگاهی به معروف‌ترین هشتگ‌های فمینیستی در سال ۲۰۱۸ میلادی و علل پیداش آنها، سعی میکنیم چگونگی شکل‌گیری و تأثیر اعتراضی آنها را بیان کنیم.

زنان را باور کنید / بازماندگان را باور کنید

#BelieveWomen #BelieveSurvivos

شکل‌گرفته در سپتامبر ۲۰۱۸

هشتگ #BelieveWomen (زنان را باور کنید) برای همبستگی با قربانی تجاوز جنسی توسط قاضی “بِرت کاوانا”، نامزد معرفی شده دونالد ترامپ برای عضویت در دیوان عالی آمریکا بود که توسط خانم “کریستین بلیسی فورد” متهم به تجاوز جنسی شده بود.

این هشتگ به مانند یک بیانیه سیاسی در مدت زمان کوتاهی گسترش یافت و به وسیله تعدادی زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی برای حمایت از زنانی استفاده شد که مورد تجاوز قرار گرفته بودند. این هشتگ شک و تردیدهای پیشگامانه جامعه و انتقاد از قربانیان تجاوز را که در مورد تجربیاتشان صحبت می‌کنند، به چالش می‌کشد.

این هشتگ همچنین به تاریخ طولانی صدای ناشنیده زنان اشاره دارد و خواستار هم‌صدایی و همدردی بیشتر با قربانیان و بازماندگان تجاوز است.

چرا گزارش ندادید (چرا اعلام نکردید)

#WhyDidntReport

شکل‌گرفته در سپتامبر ۲۰۱۸

هنگامی که خانم کریستین بلیسی فورد، قاضی برت کاوانا را به آزارهای جنسی متهم کرد، دونالد ترامپ شک و تردیدهایی را نسبت به این موضوع مطرح و اظهار داشت:

” اگر این مسئله حقیقت داشت، چرا همان زمان این آزار جنسی را اعلام نکرده بود.”

در واکنش به صحبت‌های دونالد ترامپ، هزاران نفر از قربانیان تجاوز که توسط “آلیسا میلانو” بازیگر سرشناس آمریکایی سازماندهی می‌شدند، از طریق این هشتگ در شبکه‌های اجتماعی شروع به بیان تجربیاتشان در این‌باره کردند و گفتند که چرا سالها به دلایلی چون شرمساری، ترس از مجازات و قضاوت، باور نکردن صبحت‌هایشان و… سکوت کرده‌اند. آنها معتقد بودند که پلیس نیز در این زمینه هیچ کاری انجام نمی‌دهد و به آنها کمک نخواهد کرد و در نهایت ذهنیت جامعه اغلب بر این باور اشتباه شکل گرفته که تجاوز کاری است که فقط مردان انجام می‌دهند و امری طبیعی است که برای میلیونها نفر دیگر نیز اتفاق افتاده است، شما هم مانند دیگران.

واقعیت زنان

#WomensReality

شکل‌گرفته در آگوست ۲۰۱۸

این هشتگ از زنان دعوت می‌کند تا به بررسی حقوق قانونیشان و واقعیت آن در عمل بپردازند. برای مثال تبعیض‌های جنسیتی‌ای که به شیوه‌های مختلف اعمال می‌شود و ممکن است در ابتدا مانند یک تبعیض به نظر نیاید. به زبان ساده: برای هر “حقوقی” تنها سایه‌ای از واقعیت وجود دارد، نه خود واقعیت. این هشتگ اشاره دارد به اجرایی نکردن قوانین، عدم تعادل در قدرت (سیاسی، اجتماعی و…) و بدنامی و ننگ اجتماعی در مورد زنان هنگام وقوع اتفاقات مختلف.

این هشتگ همچنین یادآوری می‌کند با وجود تجربیات روزمره و روبرو شدن مداوم زنان در مورد تبعیض، اهمیت و ضرورت وجود جنبش‌های برابری‌خواهی جنسیتی، خود را بیشتر هویدا می‌کند.

زمان به پایان رسید

#TimesUp

شکل‌گرفته در ژانویه ۲۰۱۸

این هشتگ در مدت زمان کوتاهی هنگامی‌که یک نامه سرگشاده در روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر شده بود، در واکنش به آن نامه سرگشاده و در ماه ژانویه ۲۰۱۸ مورد استفاده قرار گرفت. نامه مذکور ابتکار عمل سیصد زن مشهور (متشکل از بازیگران، سیاستمداران، صاحبان مشاغل، مدیران و…) در هالیوود بود. این هشتگ از چندین جنبه مختلف به نابرابری حقوق زنان، خشونت و تجاوز علیه آنان در محل کار می‌پردازد.

هشتگ Times up اشاره می‌کند که “زمان تجاوز جنسی، آزار و اذیت و نابرابری در محل کار، به پایان می‌رسد” و در نتیجه زمان آن  فرا رسیده که برای تغییر شرایط کاری کرد. از این رو وبسایتی نیز به نام times up now به عنوان یک منبع آنلاین در مورد قربانیان تجاوز و تبعیض در محل کار، شروع به بحث و گفت‌وگو کرد. همچنین بنیاد “دفاع از حقوق تایمز آپ” حمایت‌ها و مشاوره‌های حقوقی آنلاین را (از طریق همین وبسایت) برای زنان در مورد چگونگی رسیدن به اجرای عدالت در مقابل اذیت و آزار جنسی در محل کار ارائه می‌دهد.

به من هم بپرداز (به من هم همانقدر بپرداز)

#PayMeToo

“پرداخت برابر در مقابل کار برابر” بسیار منطقی به نظر می‌رسد، اما در عمل همه چیز فرق می‌کند و واقعیت چیز دیگری است. در اتحادیه اروپا زنان میانگین ۱۶ درصد کمتر از مردان حقوق و مزایا دریافت می‌کنند. همچنین زنان ۲۵ درصد کمتر از مردان حقوق و مزایای بازنشتگی‌ای که جمع‌آوری می‌کنند، به آنها تعلق می‌گیرد. به همین دلیل کمپین‌های مختلفی در اروپا شکل گرفت که هدف آنها تحقق “پرداخت برابر در مقابل کار برابر” است. در مدت زمان کوتاهی گروهی از زنان پارلمان بریتانیا از طریق هشتگ #PayMeToo درباره این که چگونه می‌توان به حقوق و مزایای برابر دست یافت، شروع به ارائه مشاوره و راهکار به دیگر زنان کردند.

“فقط یک تامپون” و “به صورت زنده پریود خود را توییت کنید”

#JustATampon and #LiveTweetYourPeriod

زنان با شعار “با هم بهتر است تا تنهایی” ناامیدی و احساسات خود را با هشتگ‌های #JustATampon و #LiveTweetYourPeriod ابراز می‌کنند. این کمپین سعی دارد تابوهای موجود در جامعه را پیرامون پریود زنان (قاعدگی ماهانه) از بین ببرد و بتوان در مورد آنها به راحتی در هر کجا، به خصوص رسانه‌ها و مطبوعات، صحبت کرد. آنها همچنین سعی کردند با کاریکاتورهای طنزآمیز در مقابل این تابو ایستادگی کنند و آن را به چالش بکشند.

این کمپین با هشتگ‌های دیگری چون #BloodNormal (خون معمولی)، #RedSummer (تابستان سرخ)، #EndPeriodShaming (پایان شرمساری از پریود) و… حمایت شد.

منبع: بیدارزنی

دی
۲۱
۱۳۹۷
رنگین‌کمان ما امن نیست
دی ۲۱ ۱۳۹۷
ویدئو و انیمیشن
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

روایت‌هایی از جامعه رنگین‌کمانی ایران، از خشونت‌ها و نا‌امنی‌هایشان در خانه و اجتماع، در این ویدیو گروهی از جامعه دگرباش دنیای خود را روایت می‌کنند و شایا گلدوست، فعال حقوق ترنس‌ها از کودکی و حال خود می‌گوید.

دی
۲۰
۱۳۹۷
لذت‌جویی یا آزار دیگری؟
دی ۲۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_432190324
image_pdfimage_print

Photo:Polina Gazhur/shutterstock.com 

ماهرخ غلامحسین پور

یک طرف ماجرا دائما در وضعیت دل‌شوره و اضطراب به سر می‌برد. طرف دیگر ماجرا در هنگام برانگیختگی تنش، کنترلی بر ذهن و بدنش ندارد و نگاهش مدام در حال دنبال کردن «پا»ی آدم‌هاست.

زن حسرت یک آغوش دلچسب و واقعی و عاری از رفتارهای نامتعارف جنسی توی دلش مانده. سال‌های متوالی است مردش جز پاهای او را لمس نکرده. هیچ میلی به هیچ‌کدام از اندام‌های دیگر زن ندارد، اما کاش ماجرا به همین جا ختم می‌شد: «تمام مدت در مراسم مهمانی و دیدارهای خانوادگی احساس تحقیر و سبکی می‌کنم. مدام پاهای کودکان، زنان و حتی گاهی مردان را وارسی می‌کند. همین مساله تبدیل به کابوس زندگی‌ام شده.»

لحظاتی که می‌توانست برای پری به شادی بگذرد، در تعقیب و گریز نگاه مردش و در حال دنبال کردن رفت و آمد آدم‌ها می‌گذرد. او حتی با یک مشاور صحبت کرده و مشاور هم تایید کرده که همسرش مبتلا به «فوت فیتیش» یا یک جور اختلالی به نام پا پرستی است.

پری هنوز نمی‌داند این دل‌بستگی همسرش یک اختلال جدی محسوب می‌شود یا فقط یک تمایل شدید جنسی؟

در این مورد با کمبود منابع و اطلاعات مواجه است.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

کودکانی که باد آن‌ها را می‌زاید و توفان درو می‌کند

ازدواج موقت: عهد مودت و عشق یا زندگی زیر سایه خشونت‌های پنهان؟

سپردن قربانی به دستان آلوده آزارگر

طرفداران رفتارهای جنسی تازه، این روزها همه جای دنیای مجازی گروه و تشکل و صفحه و دسته دارند.

آنها موجودات عجیبی نیستند. همین آدم‌های اطراف ما هستند که مایل‌اند از زندگی لذت کافی ببرند و به چهارچوب‌ها و تعاریف موجود باور ندارند. اما مرز باریکی بین این تمایلات و اعمال خشونت وجود دارد.  

از یک سو در طول سال‌های گذشته و همزمان با جنبش دگرباشان جنسی و تلاش کوییرها برای رهایی از هر گونه تعریف مشخص از هویت‌های تعریف‌پذیر و خط‌‌کشی شده، گروه‌های مختلفی از جوامع انسانی برای گفت‌و‌گوی بی‌پرده و صریح در باب تمایلات نامتعارف جنسی در دنیای مجازی یا عالم واقع، دور هم جمع می‌شوند تا در این مورد، نقطه نظراتشان را با همدیگر در میان بگذارند و مرزهای قواعد و قراردادهای سنتی را جا‌ به‌ جا کنند.

صفحه فیس‌بوکی «بی‌بندی‌های ما» یکی از این گروه‌هاست. در آنجا مباحث قابل توجهی در باب سکشوالیته مورد طرح و بررسی اعضا قرار می‌گیرد. آنها تلاش می‌کنند آزادی‌های فردی و حق انسان بر تن و روان را به رسمیت بشناسند. به ندرت در این گروه بسته که اعضایش در باب تنانگی‌هایشان به راحتی گفت‌و‌گو می‌کنند،‌ زمینه توهین و درگیری پیش آمده است.  

طرفداران آزادی جنسی معتقدند خشونتی در این گونه انتخاب‌ها نیست چون زوجین از پیش با هم به توافق رسیده و هر کدام به اندازه درک و دریافتشان لذت خواهند برد.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

اما علی‌رغم این ادعا می‌توان گفت به علت محافظه‌کاری افکار عمومی‌ و مقابله دائمی‌ جوامع سنتی با این مدل از آزادی های فردی، زمینه برای آموزش کافی وجود نداشته و چنین درخواست‌هایی عملا به تیغ دو لبه شباهت دارد.

در هم ریختن ساختارهایی از این دست، عمر چندان درازی ندارند و هیچ‌کدام از طرفین ماجرا آموزش کافی در این مورد دریافت نکرده‌اند.

شاید به همین دلیل است که دنبال کنندگان اشکال نامتعارف رفتارهای جنسی، بسترهای مناسبی برای اعمال خشونت برای شریک زندگیشان هستند

وقتی تنوع طلبی به آزاررسانی تبدیل می‌شود

راضیه دهدشتی، روان‌شناس بالینی به خانه امن می‌گوید این گونه تمایلات می‌تواند تبدیل به دام خطرناکی برای گرفتار کردن دیگری بشود که شاید میلی به همدلی با رفتارهای نامتعارف جنسی نداشته باشد.

زندگی زنانی مانند پری که به طور مداوم احساس آزار می‌کند، نمونه‌ای از این دست است.

***

سمیه از این که همسرش در تمام دقایق هم‌آغوشی به شکلی واضح و روشن از اندام‌های جنسی دوستان مشترکشان نام می‌برد، در آزار است. اعتراض که می‌کند به این متهم می‌شود که به اندازه کافی «کول» و «امروزی» نیست. همسرش او را وامی‌دارد تا با او در این فانتزی ذهنی همدلی کند. شریک جنسی سمیه با تصور داشتن یاران متفاوت در بستر هم‌آغوشی به نقطه اوج لذت می‌رسد.

سمیه همسرش را دوست دارد و به علت معذوریت‌های فراوان از جمله حفظ کانون خانواده و به هم نریختن شرایط زندگی کودکانش، همواره در مقابل این تنوع‌طلبی سکوت کرده است.

همسر سمیه در شرایط عادی مردی محجوب ، منطقی و مهربان است. او به طور فیزیکی هرگز به همسرش خیانت نکرده و اهل خشونت نیست اما جز با چنین تصوراتی به ارگاسم جنسی نمی‌رسد. با این همه این مساله برای سمیه خشونت و آزار محسوب می‌شود.

نیما ستارزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناس بالینی در پاسخ به این سوال که آیا رفتارهای نامتعارف جنسی خشونت محسوب می‌شوند یا تغییر سبک زندگی، معتقد است این مساله به اندازه تعریف اخلاق حساس است و مرز روشنی ندارد: «ببینید به نظر من اگر طرفین با هم به تفاهم رسیده باشند و از یک رفتار جنسی لذت ببرند نه تنها خشونت نیست بلکه می‌تواند پایه و اساس استحکام یک رابطه خوب باشد. مهم این است که یک توافق ۱۰۰ درصد در این مورد وجود داشته باشد. اما اگر این خواسته یکی از طرفین باشد، یا طرف دیگر بر اساس ملاحظاتی این رفتارها را پذیرفته باشد آن وقت است که کار سخت می‌شود و بی تردید منجر به بروز خشونت خواهد شد.»

او در ادامه می‌گوید: «من مراجعی داشتم که به شدت به رفتارهای نامتعارف جنسی همچون خشونت در زمان سکس، بستن همسرش به تخت یا استفاده از ابزارهای عجیب لذت می‌برد و جالب است که همسرش هم گله و شکایتی نداشت. او در گفت‌و‌گو با من اعتراف کرد که با چنین شیوه متنوعی به ارگاسم جنسی می‌رسد. مشکل آنها این بود که داشتند بچه‌دار می‌شدند و طرف مرد ماجرا معتقد بود باید به این کارها خاتمه داد چون ممکن است به طور غیر مستقیم بر تربیت کودکشان اثرات نامطلوب بگذارد و طرف زن ماجرا راضی به ترک رفتارهای جنسی‌اش نبود.»

اما روان‌شناسان همواره به این نرمی‌ با ماجرا برخورد برنمی‌کنند. چند سال پیش دکتر نارایانا ردی، سکسولوژیست مشهور هندی در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی چنین رویه‌ای را رد کرده و گفته بود:

«در ۲۰ سال اخیر، دست‌کم یک درصد بیمارانش از این شکایت داشته‌اند که شریک جنسی‌شان می‌خواهد با آنها رفتار جنسی نامتعارف داشته باشد.»

آنها نزد آقای ردی از مواردی همچون سوزانده شدن با ته‌سیگار و کتک خوردن از شریکشان صحبت کرده بودند. بعضی از آنها گفته بودند که شریکشان بدن آنها را با سوزن سوراخ سوراخ کرده و برخی دیگر با زنجیر و قلاده سگ بسته شده و مقابل چشم دیگران تحقیر شده بودند.

فیتیش پا و فقر منابع مطالعاتی

زهرا روان‌آرام می‌گوید متاسفانه او و دوستانش در زمان تحصیل در دانشگاه با فقر شدید منابع آموزشی درباره رفتارهای نامتعارف سکس مواجه بوده‌اند. مواردی که به علت نگاه ایدئولوژیک در ایران با بی‌توجهی علمی‌ روبه‌رو می‌شوند.

خانم روان‌آرام در منابع خارجی محدودی که خوانده، متوجه شده که «پا پرستی» یک اختلال روانی محسوب نمی‌شود.

خانه امن در مورد وضعیت فرشته از این روان‌شناس سوال می‌کند. فرشته در یک گروه اینستاگرامی‌ عضو است. گروهی که به خاطر تمایلات جنسی نامتعارف به پا دور هم جمع شده‌اند. یک عده مشتاقان پا هستند و دسته دیگری هم منزجران این میل.

فرشته زنی ۲۸ ساله است که شش سال پیش ازدواج کرده. ازدواج فرشته سنتی و به میل خانواده‌ها و بعد از مدت زمان کوتاه آشنایی به وقوع پیوسته.

او در این سال‌ها به‌جز در مواردی بسیار نادر هیچ لذتی از رابطه جنسی با همسرش نبرده است. او حتی رابطه جنسی با همسرش را منزجرکننده و وحشتناک توصیف می‌کند: «همیشه در رختخواب خشن است. اما این بخش چندش‌آور ماجرا نیست. علاقه عجیبی به پاهای من نشان می‌دهد. اوایلش می‌خواست پاهایم را فلک کند. مرا به زور می‌خواباند و شروع می‌کرد به زدن شلاق به کف پاهای من. وقتی با مقاومت من روبه‌رو شد به روش دیگری رو آورد. نوازش کردن و قلقلک دادن پاهای من. خنده‌ام می‌گرفت آن‌قدر که موجب دلخوری می‌شد. اما بعدها دیدم جریان جدی است. اگر با امتناع من مواجه می‌شد مشکلات بسیار زیادی در رابطه‌مان ایجاد می‌کرد. او می‌خواست پای مرا ببندد و با کمربند کبودش کند. رابطه‌ای نامتعارف و زجر‌آور که به دلم هراس می‌انداخت.» 

همسر فرشته در شرایط عادی مدعی است که عاشق اوست، اما با شروع رابطه جنسی با هر آنچه در دسترس باشد شروع به زدن بر پاهای فرشته می‌کند؛ آن‌قدر که راه رفتن در روزهای بعد برای زن سخت و دشوار است. هر بار با آرام گرفتن شرایط، همسر فرشته از او معذرت‌خواهی می‌کند و قول می‌دهد که هرگز رفتارش را تکرار نخواهد کرد اما در مقابل این میل قادر به مقاومت نیست: «خوب من یک عالمه جوراب‌های ساق بلند و نازک و کفشای پاشنه‌دار از او هدیه گرفته‌ام. دیدن آنها برایم رنج‌آور است. بارها تصمیم گرفته‌ام بچه‌دار شوم اما این رفتارهای خشن همسرم مرا منصرف می‌کند. توجه او به پاهای زن‌های دور و برمان هم مرا می‌رنجاند و همین باعث شده تصور کنم در یک رابطه نرمال و طبیعی قرار نگرفته‌ام.»

در روزهای نخست آشنایی، همسر فرشته به او گفته آن‌قدر دوستش دارد که دلش می‌خواهد کتکش بزند: «من آن حرف را جدی نگرفتم و فکر کردم یک شوخی یا مزاح از سر احساسات است.»

 فرشته می‌گوید که در این گروه اینستاگرامی‌ با زنی دیگر آشنا شده. زنی که مردش را به اصرار خود او برای رسیدن به اوج لذت جنسی و ارگاسم، فلک می‌کند: «سحر با چوب و ترکه و کمربند به جان شوهرش می‌افتد. مرد از احساس مغلوب بودن و برده بودن لذت می‌برد.»

به گفته فرشته، تمام رویای سحر در اولین باری که وادار به این کار شده در هم شکسته است. او نقش همسرش را گم کرده است. مردی که بر اساس کلیشه‌های سنتی، باید قوی و حمایت‌گر باشد به تحقیر خودش اصرار می‌کند: «تمایلی به این کار ندارم. هر بار با احساس وحشتناکی تمام می‌شود و به از خود بیزاری می‌رسم. با صحبت کردن با مشاور هم مشکلم حل نشده و قصد دارم درخواست طلاق بدهم . با وجود دو فرزندم إحساس می‌کنم این نوع رابطه غیر معقول چنان مرا سرخورده وافسرده کرده و حتی در رفتار با فرزندانم هم دچار عدم تعادل شده ام.»

آیا مهم است که کلیشه‌ها و آموخته‌های سحر در مورد نقش مردانه تا چه اندازه درستند یا نادرست؛ وقتی که یکی از طرفین ماجرا احساس تحقیر و در هم شکستن می‌کند و مورد خشونت قرار می‌گیرد؟

 

دی
۲۰
۱۳۹۷
چگونه شرایط تغییر کرد
دی ۲۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_106531871
image_pdfimage_print

 Photo:  JungHyun Lee/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

من ۱۰ ماه  در یک رابطه خشونت‌آمیز بودم.

دوست دختر من وقتی چیزی می‌خواست، من و پارتنر قبلی‌اش را به جان هم می‌انداخت و با دروغ کارش را پیش می‌برد. او از پارتنر سابقش غولی ساخته بود که می‌خواست کار من را بسازد و دوستان من نیز در نوبت بعدی بودند. دوست دخترم به من پیشنهاد داد که آپارتمان ایمنی داشته باشم تا در امان باشم.

او مرا ساده‌لوح و شخصیتی مظلوم می‌دانست که به اندازه خودش باهوش نیستم و طوری رفتار می‌کرد که گویی من نیازمند حمایت و مراقبت او هستم و به من اجازه نمی‌داد تا هیچ کاری را انجام بدهم. در مواقعی که نیاز داشتم درس بخوانم، کار کنم یا بخوابم، نمی‌گذاشت دست به سیاه و سفید کارهای خانه بزنم.

اما در عین حال ادعا می‌کرد که برای من تنها مانند یک ابزار و وسایل خانه یا یک مستخدم است و من او را واقعا دوست ندارم. او شخصیت متناقضی داشت. زمانی که به خانه والدینم می‌رفتم حسادت می‌کرد اما در عین حال مرا تشویق می‌کرد تا رابطه مستحکمی با مادرم ایجاد کنم چون مادر خودش او را پس زده بود.

من شخصیت پرخاشگر او را از همان ابتدای رابطه می‌شناختم اما او به من گفته بود که هرگز روی یک زن دست‌ بلند نمی‌کند و آسیبی نمی‌رساند.

چگونه با مشکل مواجه شدم

من از ابتدای رابطه متوجه شخصیت کنترل‌گر او شده بودم اما نمی‌خواستم بپذیرم زنی که او را به شدت تحسین می‌کردم می‌تواند مرا مورد آزار قرار دهد. بنابراین این مساله را نادیده می‌گرفتم که زنی که خیلی خوب و مراقب است در عین حال می‌تواند به من آسیب بزند. من با دوستانم حرف می‌زدم و آنها می‌گفتند باید چنین رابطه‌ای را تمام کنم. اما من سرسخت بودم و می‌خواستم از پس این رابطه بربیایم. مدتها بود که من می‌توانستم پیش بینی کنم  رابطه ما به مرحله‌ای برسد که او شب و روز مرا بزند. در نهایت این اتفاق افتاد. یک روز آنچنان خشم و‌عصبانیتش زیاد شد که نتوانست خودش را کنترل کند و مرا کتک زد؛ آن روز بود که من در هم شکستم.

چگونه شرایط تغییر کرد

من با والدینم تماس گرفتم. وقتی او مرا به دیوار چسباند و دو بار با مشت به دهانم کوبید، فهمیدم که دیگر همه چیز تمام شده و از ادامه این رابطه ناامید شدم. من فهمیدم همه رفتارهایی که از او دیده‌ بودم در روابط خشونت‌آمیز رایج هستند. در نتیجه تصمیم‌ گرفتم دیگر او را نبینم و رابطه را تمام کنم. متاسفانه این به معنای آن بود که ارتباطم با فرزندان این زن هم قطع شود.

چه چیزی مرا قوی‌تر کرد

مادرم که خودش پیشتر این‌ کار را کرده بود. دوست صمیمی‌ام کمکم کرد تا بفهمم تقصیر من نیست. مشاورانی در دانشگاهم که از همان ابتدا فوق‌العاده خوب عمل کردند.

به کسانی که  مورد آزار قرارگرفته‌اند چه می‌گویم

از رابطه خشونت آمیز بیرون بیایید. فردی که با او در ارتباط هستید ممکن است الکلی یا معتاد یا بی‌کار و… باشد اما تنها کسی که می‌تواند به او کمک کند خود اوست. عشق شما نمی‌تواند نجات‌دهنده چنین فردی باشد و شما با ماندن در چنین رابطه‌ای به مرور زمان خود را نابود می‌کنیم. رفتار او زمانی بهتر می‌شود که  بتواند مسئولیت رفتارها و احساساتش را بپذیرد. آنقدر صبر نکنید که بالاخره به شما آسیب بزند. آنقدر صبر نکنید که باعث مرگتان شود. اگر شما حتی در یک جنبه خاص از رابطه‌تان ناراضی و ناراحت هستید درباره این مساله با کسی حرف بزنید.

کمک بگیرید و رابطه را ترک کنید.

منبع