صفحه اصلی  »  2018 November
image_pdfimage_print
آذر
۹
۱۳۹۷
میزگرد افشای خشونت خانگی؛ بایدها و نبایدها
آذر ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
Roundtable Poster_1
image_pdfimage_print

Photo: Khaneh Amn

خانه امن به عنوان نهادی که به طور تخصصی در زمینه مبارزه با خشونت خانگی فعالیت می‌کند در این سال‌ها همواره یک شعار محوری داشته است: “سکوت را بشکنید”. همواره تلاش بر این بوده است تا خشونت‌دیده را ترغیب کنیم بدون هراس از موانع فرهنگی و اجتماعی سکوت خود را بشکند و با خروج از رابطه خشونت‌آمیز در برابر فرد خشونت‌گر ایستادگی کند.

با این حال گاهی مساله به این سادگی نیست و پرسش‌های فراوانی در جزییات نهفته است که هر چند وقت تبدیل به یک بحث عمومی در فضای شبکه‌های اجتماعی فارسی می‌شود.

اگر مطلع شویم دوست یا آشنای ما مورد خشونت خانگی واقع شده و خود آمادگی ندارد که سکوت را بشکند چه وظیفه‌ای داریم؟ آیا می‌توانیم به طور مستقل وارد عمل شویم و دست به افشای فرد خشونت‌گر بزنیم؟ آیا باید به پلیس و مراجع قضایی اطلاع دهیم یا در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دست به افشاگری بزنیم؟ مرزها و خط قرمزهای این افشاگری چیست؟ این دخالت تا چه حد مجاز است؟ روایت زن خشونت‌دیده بر چه اساس و معیاری معتبر قلمداد می‌شود؟  آیا باید به ادعای خشونت‌دیده اعتماد کنیم یا به دنبال مستنداتی برای اثبات ادعای او باشیم؟ آیا قهر و بی‌مهری هم در روابط همسران خشونت خانگی حساب می‌شود؟

این پرسش‌ها و پرسش‌هایی از این دست سبب شد تا میزگرد زنده‌ای با حضور دو نفر از متخصصان امر ترتیب دهیم. در این برنامه خانم‌ها آسیه امینی، تحلیلگر مسائل زنان، و پروانه حسینی، پژوهشگر مردم‌شناسی این پرسش‌ها را به بحث خواهند گذاشت. این برنامه را به طور زنده از فیسبوک خانه امن تماشا کنید.

آذر
۸
۱۳۹۷
باید او را ترک می‌کرد
آذر ۸ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Woman face, grunge design, easy all editable
image_pdfimage_print

Photo: vectorguru/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن

دوست پسر یکی از دوستانم  یک آزارگر بود. پس از ۴ سال دوستی می‌توانستم بفهمم که چه چیزی او را ناراحت می‌کند. این موضوع در یک لحظه بر من عیان شد با اینکه می‌توانستم زودتر متوجه شوم اما هیچ‌وقت به آن دقت نکرده بودم.

ما با هم در خانه دوستم بر روی یک پروژه درسی کار می‌کردیم. دوست پسرش به خانه آمد و پرسید چرا من آنجا هستم. شنیدم که به دوستم می‌گوید که من باید خانه را ترک کنم و دوستم هم باید به جای دیگری برود.

هنگامیکه دوستم دوباره به طبقه بالا می‌آمد صدای رادیو را زیاد کردم تا متوجه نشود من مکالمه‌شان را شنیده‌ام. او به من گفت مادرش زنگ زده و وقت دندان پزشک دارد اما او این قرار را فراموش کرده و همین حالا باید برود.

پیش از آنکه من موضوع را با دوستم مطرح کنم این اتفاق ۴ بار دیگر رخ داد.

اما زمانی که خودم را داخل این ماجرا کردم  و موضوع را مطرح کردم  درگیری شدیدی بین من و دوست پسرش ایجاد شد. جروبحث مفصلی به راه افتاد و او همانطور که دوستم را می‌زد سعی داشت مرا هم کتک بزند.

بعدها وقتی با دوستم درباره این موضوع حرف می‌زدم به من گفت این اتفاق فقط همان یک بار رخ داده است . من به او گفتم که بارها صدای  فریاد کشیدن دوست پسرش را شنیده‌ام و متوجه  شده‌ام که بخاطر حضور من در خانه با او درگیر شده است. من به دوستم گفتم که دوست پسرش حق ندارد او را کتک بزند چون اگر عاشق او بود این کار را نمی‌کرد. بارها به او تاکید کردم که این اتفاق‌ها تقصیر او نیست.

در نهایت او دوست پسرش را ترک کرد و از این مرحله گذر کرد. دوستم روزهای سختی را از سر گذراند اما در نهایت متوجه شد که آن دو برای هم نیستند و او باید دوستش را قبل از آنکه کشته شود ترک کند.

منبع 

آذر
۶
۱۳۹۷
داستان جسی «به کسی که مورد آزار قرار گرفته است پشت نکنید»
آذر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_415536892
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

پدر پسرم را برای اولین بار در ۱۸ سالگی ملاقات کردم. ما دوستانی مشترک داشتیم و همه چیز در ابتدا به خوبی پیش می‌رفت. او با من به شکل ویژه‌ای رفتار می‌کرد، هر روز به من توجه می‌کرد و در کل بهترین مردی بود که تا آن زمان دیده بودم. ما جوان بودیم، با هم به مهمانی‌ها می‌رفتیم و از همان ابتدا با هم مواد مصرف می‌کردیم.

۶ ماه پس از شروع این رابطه، من باردار شدم و زندگی سراسر مهمانی تمام شد. پس از کشمکش‌های فراوانی که با دنیا داشتیم بالاخره آپارتمانی گرفتیم و به آنجا نقل مکان کردیم. برای آدم‌هایی به سن و سال و جوانی ما این کار بسیار سخت بود. ما هر دو از دبیرستان ترک تحصیل کردیم در حالی که برای هزینه‌های اولیه زندگی به والدین خود وابسته بودیم.

آزارها از ماه اول بارداریم آغاز شد. تمام دوران بارداری من با نگرانی  درباره حیات خودم و فرزندم سپری شد و با این حال من اراده ترک این رابطه را نداشتم. فکر می‌کردم با به دنیا آوردن یک پسر او تغییر خواهد کرد، چون به گمانم این کار می‌توانست عشق و علاقه‌ام را نشان بدهد. اما آزارها پس از به دنیا آمدن پسرم همچنان ادامه داشت.

چگونه با مشکل مواجه شدم؟

او همواره این احساس را ایجاد می‌کرد که مقصر تمام این مسائل من هستم و اگر من آنقدر دیوانه و عصبی نبودم این اتفاقات نمی‌افتاد. از نظر او من باید می‌دانستم چه چیزهایی باعث می‌شود او از کوره در برود و می‌بایست مراقب حرف زدنم می‌بودم.

من سعی کردم کمی بیشتر از خانه بیرون بروم و این مساله بیشتر باعث برانگیختن احساس حسادت در او می‌شد.

او به مرور این آزارها را آشکارا انجام می‌داد. من  سیاه و کبود از خانه بیرون می‌رفتم، او مرا در مقابل دوستان و خانواده کتک می‌زد و به دیگران می‌گفت من چقدر دیوانه و ناسپاس هستم. رفته رفته من همه این‌ها را باور کردم.

چگونه شرایط تغییر کرد

آخرین دعوای ما وحشتناک بود. من به پلیس زنگ زدم و این باعث شد که او متهم به آزار من شود. پلیس در طی ۳ سال۱۰ بار به خانه ما آمده بودند.

چه چیزی به من کمک کرد؟

اگر دوستانم در کنارم نبودند و از من حمایت نمی‌کردند من هرگز این رابطه را ترک نمی‌کردم.

آنها بدون هیچ قید و شرطی از من حمایت کردند. هر دفعه که من خلاف توصیه‌های آنها به دوست پسرم باز می‌گشتم اگر دوباره با آنها تماس می گرفتم باز هم به من کمک می‌کردند. حتی اگر این اتفاق در نیمه شب رخ می‌داد آنها باز هم حامی من بودند. آنها همیشه به حرف‌هایم اعتماد میکردند و هیچ وقت او را برای رفتارهایش توجیه نمی‌کردند.

مشاهده تغییرات در فرزندم با بیرون آمدن از آن محیط سراسر نفرت و انزجار تاییدی بر درستی اقدام من برای ترک رابطه است، حتی اگر این کار نیاز به تلاش  یک تنه در مبارزه با این وضعیت داشت.

توصیه من به دیگران

باید درک کنید که این وضعیت تقصیر شما نیست. آنچه بر سر شما آمده هیچ ربطی به آنچه که گفته‌اید یا انجام داده‌اید ندارد. علاوه بر این همه آدم‌ها از پس ترک یک رابطه برمی‌آیند اما قسمت سخت ماجرا بازنگشتن مجدد به آن است. شما نباید به راه درستی که رفته‌اید شک کنید.

این تصمیم زمانبر و پر از اشک و آه است و زندگی شما و روابط آینده‌تان را تغییر خواهد داد.

هیچ وقت به کسی که می‌دانید مورد آزار قرار گرفته است پشت نکنید حتی اگر او نمی‌تواند رابطه‌اش را ترک کند. این کار سخت‌تر از آن چیزی است که شما تصور می‌کنید. تا زمانی‌که در چنین شرایطی قرار نگیرید متوجه سختی آن نخواهید شد.

یادتان باشد افرادی هستند که شما را باور می‌کنند و کمک‌تان خواهند کرد. شما آن فردی نیستید که فرد آزارگر القا کرده است. شما بر زندگی خودتان کنترل دارید.

منبع

آذر
۶
۱۳۹۷
داستان مصور «وقتی اهمیت دهیم»
آذر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
photo_2018-11-26_15-59-19
image_pdfimage_print

داستان مصور «وقتی اهمیت بدهیم»، اثر هنرمند و  تصویر ساز، نگین احتسابیان است. او مسئولیت مشاهده خشونت خانگی و اهمیت گزارش آن را  با دو روایت مختلف و به زبان ساده به تصویر کشیده است.

Read more …

آذر
۶
۱۳۹۷
من را هم بشنو
آذر ۶ ۱۳۹۷
ویدئو و انیمیشن
۰
image_pdfimage_print

این پیامِ امسال یک کارزار جهانی است برای پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران.

کارزاری که به همه زمان می‌دهد، ۱۶  روز خانه، شهر، کشور و جهان خود را نارنجی کنند.

فقط برای رساندن این پیام:  نه به خشونت علیه زنان .

خشونت‌هایی که سال ۱۹۹۱،  ۲۳ فعال حقوق زنان از نقاط مختلف دنیا  را برآن داشت تا یک کمپین جهانی سازمان دهی کنند .

نام کمپین آنها “۱۶ روز نارنجی” است که ،هر سال از ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان آغاز و تا ۱۰ دسامبر، روز جهانی حقوق بشر ادامه دارد.

روزهای نارنجی، که با هدف پیوند نمادین خشونت علیه زنان و حقوق بشر انتخاب شده و تاکید دارد که خشونت علیه زنان نقض حقوق بشر است.

آذر
۵
۱۳۹۷
به اندازه دیگر دخترها زیبا و سکسی نیستم
آذر ۵ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_427041625
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

رابطه‌ عاطفی من مانند هر رابطه‌ای عاشقانه و سالم شروع شد اما به سرعت تبدیل به یک «بازی‌» شد بازی‌ای که در آن من باید مطابق دستورها و خواسته‌های دوست پسر سابقم  عمل می‌کردم و خودم را تغییر می‌دادم. آزارهای او  کلامی، روانی و جنسی بودند.

او به من می‌گفت که چه بپوشم، موهایم را چطور درست کنم، با چه کسی دوست باشم و با چه کسی دوستی نکنم، چه بگویم و چه نگویم. اما بدترین آزاری که در این رابطه تجربه کردم تکرار این جمله بود که من چیزی بیش از یک  زن احمق و غرغرو نیستم و «هیچ وقت به اندازه دیگر دخترها زیبا و سکسی» نیستم.

او مرا مجبور می‌کرد با او در مکان‌های عمومی مثل مدرسه وفضاهای عمومی سکس داشته باشم. او مرا وادار می‌کرد عمل‌های جنسی خاصی انجام بدهم که هرگز علاقه‌ای به انجامشان نداشتم.

در زمان‌هایی که از این کارها فارغ بود پشت سرم یا از من شکایت می‌کرد و یا در حال توهین، بدگویی و تمسخرم بود. من زمانی متوجه این حرف‌ها می‌شدم که دوستانم آنها را برایم تعریف می‌کردند. پس از اینکه یکی از معلمان مدرسه درباره این رابطه با من صحبت کرد و راهنمایی‌ام کرد از این رابطه خارج شدم.

چگونه با مساله برخورد کردم

من بسیار گریستم و اغلب خودم را مقصر این رابطه می‌دانستم. اما کم‌کم یاد گرفتم که بفهمم این رابطه تقصیر من نبود و قوی‌تر شدم.

چگونه این وضعیت تغییر کرد؟

دوست‌پسر سابقم به تهدید و آزار حتی پس از جدایی ادامه می‌داد. او حالا دست از سرم بر داشته است اما هنوز این ترس که او می‌تواند هر لحظه آسیبی بزند در من وجود دارد.

چه چیزی به من کمک کرد؟

پس از آنکه دوست پسر سابقم را ترک کردم، دوست پسر جدیدم و یکی از معلمان مدرسه که مثل مادر دوم من است حمایت زیادی از من کردند.

توصیه من به دیگران

اگر فکر می‌کنید رابطه شما درست پیش نمی‌رود از در میان گذاشتن این مساله با دیگران نترسید. خانواده و دوستان برای همین در کنار شما هستند. هیچ وقت خودتان را برای هیچ‌چیز سرزنش نکنید.

منبع

آذر
۱
۱۳۹۷
ویژه‌نامه نارنجی
آذر ۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
Photo: 	hibrida13/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: hibrida13/depositphotos.com

کمپین شانزده روزه “جهان را نارنجی کنیم” از ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر (روز جهانی حقوق بشر) برگزار می‌شود و هدف این کمپین افزایش آگاهی عمومی و سازماندهی مردمی برای ایجاد تغییر در مورد خشونت علیه زنان و دختران است.

رنگ نارنجی نمادی کلیدی برای همسو کردن همه فعالیت‌ها در زمینه جلب توجه جهانی به موضوع خشونت علیه زنان و دختران است. فعالیت‌ها و تلاش‌هایی که هدف آن‌ ساختن آینده‌ای روشن‌تر بدون خشونت است.

خانه امن به همین مناسبت ویژه‌نامه‌ای منتشر کرد تا از خشونت علیه زنان  و خشونت خانگی بگوییم. در این ویژه‌نامه می‌خوانید:

آگاهی، بنیان رهایی از خشونت خانگی است

من یک کوییرم، پس هستم

نقش حمایت‌گری در تسریع تصویب لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت

همسران قربانی، مادران قربانی

صبر و تحمل، استراتژی ناگزیر زنان توانخواه در مقابل خشونت

افشای خشونت خانگی: خطوط مرزی و تردیدها

زندانی به وسعت یک زندگی

فانتزی‌های جنسی و خشونت خانگی

سالمندان؛ قربانیان پنهان خشونت خانگی

به زور شوهرش دادند؛ خودش را کشت

چگونه طلاق مادرم را بگیرم؛ وقتی پدرم او را کتک می‌زند و با او بدرفتاری می‌کند؟

لینک دانلود ویژه‌نامه

آبان
۲۶
۱۳۹۷
خشونت علیه زنان با کلیشه‌های دوران مدرسه آغاز می‌شود
آبان ۲۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
mcrdbj9q-1380021303
image_pdfimage_print

photo: Prissy girls and macho boys. jodigreen/theconversation.com

ننسی لومبارد -ترجمه از ایمان فیروزی‌فرد//

در بسیاری از جامعه‌ها و فرهنگ‌ها، خشونت بر پایه‌ی جنسیت، مشکلی نهادینه‌شده و عمیق است. بااین‌وجود، تلاش‌ها برای به‌چالش‌کشیدن این مشکل در سطح مدرسه‌های ابتدایی به‌ندرت دیده می‌شود. دیدگاهی وجود دارد که معتقد است که کودکان یازده و دوازده‌ساله کوچک‌تر از آن هستند که خشونت را بفهمند و یا درباره‌ی آن نظر بدهند، ولی اگر می‌خواهیم با نگرش‌ها و رفتارهایی مقابله کنیم که می‌توانند به این نوع خشونت منجر شوند، این نوع نگاه باید تغییر کند.

اخیرن پژوهشی را در این زمینه در پنج مدرسه‌ی ابتدایی در سراسر گلاسگو (Glasgow) انجام داده‌ام. در این تحقیق می‌خواستم نوع نگاه و تعریف کودکان را از خشونت بررسی کنم. پذیرش خشونت مردانه علیه زنان به شکل خاص چیزی بود که در نهایت به آن پی‌بردم.

متوجه شدم که جوانان خشونت را همیشه در چارچوب جنسیت فهمیده‌اند و معنا داده‌اند. آن‌ها به درونی‌کردن خشونت به‌عنوان بخشی اساسی از هویت مردانه گرایش داشتند. آن‌ها خشونت مردانه را با استفاده از نابرابری در نقش‌های جنسیتی توجیح کردند. خشونت رخ‌داده در میان دوستان و خواهران و برادران عادی شده‌ بود و بنابراین، آن را به‌عنوان خشونت قضاوت نمی‌کردند.

پژوهش من نشان ‌داد که تنها تحت شماری از شرایط نسبتن سختگیرانه است که رفتارها به‌عنوان خشونت تعریف می‌شوند. آن‌ها موقعیت خشن را موقعیتی دربردارنده‌ی دعوای مردان بالغ در خارج از خانه می‌دانند که جراحت و مجازات‌های قانونی به‌دنبال داشته باشد. این نوع از خشونت توسط رسانه، در فیلم‌ها و روزنامه‌ها شبیه‌سازی شده است. زمانی‌که نمونه‌های فرضی، این مسیر خطی را دنبال می‌کردند، کودکان تمایل بیشتری برای خشونت نامیدن آن‌ها داشتند.

پیش‌آمدهایی که نوجوانان خودشان تجربه کرده بودند کم‌تر عنوان خشونت را به خود گرفتند. این با شیوه‌ای ترکیب شده بود که در آن، تجربه‌ی شخصی دختران از هم‌سالان خشنشان (به‌خصوص پسران) معمولن به‌دلیل بالغ‌شناخته‌نشدن آن‌ها نامعتبر دانسته می‌شد.

مسئولان مدرسه مانند معلمان بیشتر سعی بر نادیده‌گرفتن خشونت وارده توسط پسران بر دختران را دارند. زمانی که دختران به معلم‌ها شکایت کردند که یک پسر آن‌ها را هل داده یا به آن‌ها ضربه زده است، معلمان با گفتن این‌که این روش پسران برای جلب توجه است یا «این کاری است که پسرها انجام می‌دهند» سعی در عادی‌سازی آن رفتار داشتند. اگر رفتارهای خشونت‌آمیز مردان در برخورد با زنان عادی‌سازی شوند، این امکان وجود دارد که دختران با کوچک‌شمردن بدرفتاری به‌عنوان بخشی از ارتباطات بر پایه‌ی جنسیت با مردان به‌جای تشویق به مبارزه با آن به‌عنوان رفتاری اشتباه، بزرگ شوند.

به نظر می‌رسد که نقش‌های جنسیتی کلیشه‌ای با فهم نوجوانان از خشونت مردان علیه زنان در ارتباط هستند.

این به شکلی دیده شده است که هنگامی‌که صحبت از مرد و زن باشد، جوانان به یک گفتمان تفاوت (discourse of difference) استناد می‌کنند. بیشتر کودکان تفاوت جنسیتی بزرگ‌سالان را به‌عنوان روابط دگرجنسگرایانه‌ی نمادینی می‌شناسند که نقش‌های متفاوت‌ داشتن را از زنان و مردان انتظار دارد. آن‌ها از سن هم به‌عنوان نشانه‌ای در برساخت‌های جنسیتی‌شان استفاده کردند. به این معنا که هرچه فردی بالغ‌تر شود هویت جنسیتی‌اش باثبات‌تر و محصورتر می‌شود.

این موضوع می‌تواند در ارتباط با آرزوهایی که دختران برای آینده دارند بهتر توضیح داده شود. دختران به شکل خاص، به‌دلیل فهمشان از نقش‌های جنسیتی مورد انتظار، آینده‌ای محدود و آرزوهایی محصور برای خود در ذهن دارند. دختران در سن‌های جوانی هویتشان را سیال و در حال تکامل می‌بیند درحالی‌که با افزایش سن، هویت خود را ثابت و نامتعدد می‌بینند. برای مثال، در حال حاضر، دختران طیف وسیعی از آرزوهایی مانند پزشک‌شدن، فضانورد بودن، دانشمند شدن و رقصندگی است. با این وجود آن‌ها این آرزوها و فرصت‌ها را به همراه محدودبودن به دلیل ازدواج و بچه‌دار شدن می‌بینند، اما آرزوهای پسران و باورشان برای رسیدن به آن‌ها تغییر نکرد.

این نامعتبر دانستن تجربه‌های شخصی افراد از خشونت و درکشان از هویت که بر پایه‌ی جنسیت است، ضرورت ترویج برابری جنسیتی (gender equality) و کاهش دسته‌بندی‌های جنسیتی (gender divisions) را به‌منظور مقابله با این معضل اجتماعی نشان می‌دهد.

خشونت علیه زنان در نابرابری ساختاری میان زنان و مردان ریشه دارد. که هم دلیل به‌وجودآورنده‌ی نابرابری جنسیتی است و هم پی‌آمد آن. هنگامی‌که کلیشه‌ها و دسته‌بندی‌های جنسیتی ماندگار باشند، جوانان خشونت مردان علیه زنان را کم‌تر به چالش می‌کشند.

ما باید نقش خود را در این موضوع به‌عنوان افراد بالغ جدی بگیریم. می‌توانیم به آن‌ها اشتباه‌بودن هرگونه خشونت را آموزش دهیم اما باید مراقب باشیم که ممکن است هویت و شخصیت آینده‌ی کودکان را محدود کنیم. به دختران و پسران مدام گفته می‌شود که با یکدیگر تفاوت دارند یا بعضی کارها مانند ایستادن در صف‌های جداگانه در مدرسه، داشتن ورزش‌ها، اسباب‌بازی‌ها یا فعالیت‌های مختص به یک جنس، صحبت‌کردن با آن‌ها به شکل‌های متفاوت یا انتظارات متفاوت از آن‌ها داشتن به این موضوع اشاره دارند.

ترویج برابری جنسیتی به این معناست که خشونت علیه زنان دیگر یک هنجار نیست یا این خشونت توسط کلیشه‌های جنسیتی تأیید نمی‌شود. تبعیض جنسیتی (gender segregation) و دسته‌بندی جنسیتی هم باید متوقف شوند و نیاز است که تمام افراد جامعه با هرگونه خشونت علیه زنان مبارزه کنند. تازمانی‌که همه این مهم را انجام ندهند، زنان هرگز به یک جایگاه برابر دست نخواهند یافت.

***

منبع: الفبا

آبان
۲۵
۱۳۹۷
نوشتن درباره احساساتم/داستان آندریا
آبان ۲۵ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
woman profile silhouette in dark
image_pdfimage_print

Photo: sellphoto1/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن

 اولین قرارهای عاشقانه با دوست پسرم وقتی شروع شد که ۱۹ ساله بودم. او پسری جذاب و دوست داشتنی، شوخ‌طبع و اهل هیجان به نظر می‌رسید و من در نگاه اول عاشق او شدم.

در ماه‌های اول دوستی همه‌چیز ایده‌آل بود. اما جنگ و دعوا میان ما خیلی زود آغاز شدند. این بگومگوها ابتدا بر سر موضوعات بی‌ارزشی مثل اینکه چرا من برای تماس‌های تلفنی‌اش در گوشی‌ام آهنگ خاصی در نظر نگرفته‌ام شکل گرفتند.

اما پس از مدتی مسائل تنش‌آفرین گسترش پیدا کردند و به رفتار من رسیدند. ناگهان خودم را در این وضعیت دیدم که گویا هرکاری که انجام می‌دهم اشتباه است. تا به خودم آمدم دیدم در طول روز چندین بار در حال عذرخواهی بخاطر رفتارهایی هستم که او را ناراحت می‌کنند. دایره این رفتارها آنقدر وسیع بود که تقریبا همه چیز را در بر می‌گرفت.

هر چیزی که می‌گفتم و هرکاری که می‌کردم می‌توانست باعث ناراحتی‌اش شود؛ احساس می‌کردم موقعیت آنقدر شکننده است که گویی روی پوسته تخم مرغ راه می‌روم.

پس از مدتی فهمیدم او با دوست دختر سابق‌اش سکس داشته است؛ آتش جنگ‌های ما بیش‌از پیش شعله‌ور شد. با اینکه من دوستم را مقصر می‌دانستم اما همچنان این رابطه را ادمه دادم تا اینکه بالاخره با هم به یک خانه نقل مکان کردیم.

اما در زمانی که به نظر می‌رسید همه‌ چیز روبه‌ راه است او ناگهان مرا ترک کرد و من تنها و بی‌یاور شدم.

چگونه کنار آمدم؟

در دوران ارتباط، تنها راهی که برایم باقی مانده بود تا با مشکلات کنار بیایم نوشتن یادداشت‌های شخصی بود، من آنها را دور از دسترس دوست‌پسرم نگه می‌داشتم. من خیلی ناخواسته از همه دوستانم دور شده بودم و هیچ حمایت‌گری خارج از رابطه نداشتم. من نمی‌توانستم با او درباره افسردگی و اضطرابی که داشتم حرف بزنم چون همین موضوع می‌توانست او را « ناراحت» کند و به یک موضوع تازه برای جنگ و جدال تبدیل شود. بنابراین نوشتن درباره احساساتم کمک بزرگی بود.

چگونه وضعیت تغییر کرد؟

وضعیت من زمانی تغییر کرد که او مرا بخاطر یک زن دیگر ترک کرد. ابتدا این برایم مانند یک ویرانی بود اما وقتی به پشت سرم نگاه کردم و چشمانم بر روی تمام آزارها و خشونت‌هایی که از سر گذراندم باز شد، خوشحال شدم که او ترک‌ام کرده است. من فقط برای زن بعدی‌ای که با او قرار گذاشت متاسف شدم.

چه چیزی به من کمک کرد؟

پس از جدایی من کسی را نداشتم و فقط باید به خودم تکیه می‌کردم. باید به خودم یادآوری می‌کردم که زنی مستقلم و زندگی‌ام بدون او بهتر می‌شود.

بعد از آن، من دوباره با دوستان و اعضای خانواده‌ام که در دوران رابطه از آنها دور شده بودم، ارتباط برقرار کردم. آنها کمک کردند تا بفهمم چقدر این تجربه مرا قوی‌تر کرده و از من آدمی هدفمند ساخته است.

توصیه من به دیگران

یاد بگیرید که چگونه از خودتان محفاظت کنید. اجازه ندهید شریک عاطفی‌تان شما را تحت کنترل خود قرار بدهد. علائم و نشانه‌های آزار را جدی بگیرید و سرسری از آن نگذرید و رفتارهای اشتباه  او را لاپوشانی نکنید. اینکه او به شما آسیب جسمی نمی‌زند به معنای آن نیست که صدمه ندیده‌اید.

اگر احساس می‌کنید در رابطه عاطفی خود خوشحال نیستید و طرف مقابل آنگونه که شایسته شماست رفتار نمی‌کند به دنبال کمک باشید و هر کاری بکنید تا از این شرایط خارج شوید. یادتان باشد شما لایق رفتار حمایت‌گرایانه و عاشقانه هستید.

منبع

آبان
۲۴
۱۳۹۷
عمرت را که داده‌ای، پولت را هم بده!
آبان ۲۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
Photo: 	dimaberkut/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: dimaberkut/depositphotos.com

معین خزائلی

خشونت اقتصادی که به عنوان استثمار اقتصادی یا سوء استفاده اقتصادی نیز شناخته می‌شود، پس از خشونت کلامی‌ و روانی از شایع‌ترین خشونت‌های خانگی علیه سالمندان بوده و به دلیل وجهه پنهانش عواقب مخرب بیشتر و امکان کشف کمتری دارد.

از منظر بین‌المللی این نوع از خشونت علیه سالمندان بسیار فراگیر بوده و بسیاری از کشورها با ایجاد سازمان‌ها و موسسه‌های ویژه و تبیین قوانین مخصوص سعی در حمایت از افراد سالمند در برابر این نوع از خشونت خانگی کرده‌اند.

تنها در آمریکا بنا بر گزارش‌های  موسسه ملی حمایت از بزرگسالان در ایالات متحده، از هر ۹ سالمند یک نفر به نوعی در طول دوران سالخوردگی خود خشونت و استثمار اقتصادی را تجربه می‌کند.

موضوع خشونت اقتصادی علیه سالمندان در ایران متاسفانه به دلیل عدم وجود آماری روشن در این زمینه و نیز خلاء‌های قانونی بسیار و همچنین عدم وجود سازمان یا موسسه‌ای دولتی و غیر‌دولتی (مربوط به آن)، مورد بی‌توجهی و بی‌مهری فعالان مدنی، کنشگران و نیز وکلای دادگستری و حقوقدانان قرار گرفته و با وجود شواهد بسیار مبنی بر گستردگی آن در ایران، هنوز جدی گرفته نشده است.

خشونت اقتصادی علیه سالمندان چیست؟

به طور کلی هر گونه اِعمال فشار مالی بر فرد سالمند از جمله در مضیقه قرار دادن او یا عدم رفع نیاز مالی در صورت بضاعت و همچنین سلب استقلال مالی و اقتصادی فرد سالمند از طریق دخالت نابه‌جا در مسائل مالی شخصی او و نیز هر گونه استفاده بدون اجازه و رضایت از اموال و دارایی‌های فرد سالمند، به عنوان خشونت اقتصادی شناخته می‌شود.

از این منظر خشونت، سوء استفاده و استثمار اقتصادی فرد سالمند ممکن است به صورت عمدی و با قصد و هدف قبلی یا به صورت کاملا غیر عمدی و صرفا به دلیل افکار و عقاید غلط یا اشتباه سهوی در انجام وظیفه صورت گیرد.

در سوء استفاده و استثمار اقتصادی غیر عمد آنچه که پایه این خشونت را شکل می‌دهد وجود تفکری‌ست که بر اساس آن فرد سالمند و سالخورده ناتوان از درک اوضاع اقتصادی روز تشخیص داده شده و از این رو اجازه تصمیم‌گیری در مورد وضعیت اقتصادی خود و به ویژه اموال شخصی‌اش از او گرفته می‌شود.

در حقیقت آنچه در این نوع از خشونت اقتصادی هدف قرار می‌گیرد استقلال مالی و اقتصادی فرد سالمند برای تصمیم‌گیری در مورد اموال و دارایی‌های خود و در نتیجه وابسته شدن او به فرد استثمار‌کننده است؛ هر چند آزارگر تعمدی در رفتار خود مبنی بر آزار یا سوء استفاده از فرد سالمند نداشته باشد.

از معمول‌ترین موارد خشونت غیر عمد اقتصادی علیه سالمندان، مسدود سازی امکان دسترسی به حساب بانکی شخصی و نیز مسدود سازی امکان تصمیم‌گیری در مورد املاک و اموال غیر منقول است به نحوی که اختیار هر گونه دخل و تصرف در اموال و دارایی‌ها به طور کامل از فرد سالخورده سلب می‌شود و تحت نفوذ مطلق فرد آزارگر قرار می‌گیرد.

همچنین استفاده نادرست از اموال فرد سالمندی که به هر دلیل اختیار اموالش تحت اختیار فرد دیگری گذارده شده (مانند خرید وسایل و اموال غیر ضروری و گران یا تحمیل بار مالی نابه‌جا بر دوش سالمند)، اگر آگاهانه و از روی قصد نباشد، از جمله موارد رایج خشونت غیر عمد اقتصادی علیه سالمندان است.

از طرف دیگر سوء استفاده و استثمار عمدی سالمندان بیشتر در بین سالمندانی که مبتلا به بیماری‌های مربوط به اختلال حواس و حافظه هستند، دیده می‌شود. البته این بدان معنی نیست که سالمندان غیر مبتلا از خشونت اقتصادی عمدی در امان می‌مانند. به عنوان مثال سالمندانی که تنها زندگی کرده و برای تامین نیازهای روزانه خود به دیگران وابسته هستند نیز از جمله قربانیان معمول سوء استفاده عمدی اقتصادی خواهند بود.

بیشتر بخوانید:

کودک همسری، داستان یک جنایت

زنان دارای معلولیت، قربانیان سکوت قانون در ایران

سالمندان؛ قربانیان پنهان خشونت خانگی

قرض کردن پول از دیگران به اسم سالمند بدون اطلاع او، قرض کردن پول از سالمند و پس ندادن آن، تحمیل مخارج زندگی بر دوش سالمند بدون رضایت او، استفاده و تصاحب بدون اجازه و رضایت حقوق ماهانه، پول، وسایل منزل و املاک سالمند، عدم تامین نیازهای مالی فرد سالمند در صورت استطاعت مالی، اِعمال فشار روحی و روانی بر سالمند به منظور متقاعد کردن او در هزینه کردن دارایی خود در یک زمینه به‌خصوص مانند فشار بر او در امضای دسته چک شخصی، اِعمال فشار بر فرد سالمند مبنی بر نوشتن وصیت‌نامه یا وکالت‌نامه علی‌رغم میل باطنی، تلاش برای فریب سالمند در راستای منافع دیگران و علیه منفعت شخصی مثلا به منظور عقد یک قرارداد مالی، کلاهبرداری، خیانت در امانت، تقلب در ارائه صورت‌حساب‌های مالی به فرد سالمند به منظور دریافت وجه بیشتر و …، از جمله شایع‌ترین موارد خشونت اقتصادی عمدی علیه سالمندان هستند.

سالمندان از آنجا که ممکن است دچار اختلال حواس، بی‌حوصلگی یا اعتماد بیش از حد به افراد باشند، معمولا اهداف مناسبی برای سوء استفاده و استثمار اقتصادی‌اند. ضمن اینکه اساسا ممکن است به دلیل کهولت سن در مواردی که پی به نیت آزارگر و استثمار کننده می‌برند، در برابر او واکنشی نشان ندهند. در مواردی هم که فرد آزارگر از افراد نزدیک به سالمند است، ‌آنان به دلایلی مانند وابستگی به او یا حفظ آبروی خود و خانواده، معمولا از ایستادگی یا اقدام قانونی علیه او خودداری می‌کنند.

از سوی دیگر با توجه به پیشرفت تکنولوژی در زمینه‌ امور بانکی، سالمندان ممکن است به راحتی بازیچه تقلب و سوء استفاده فرد استثمار کننده شوند. به علاوه افراد سالمند، به ویژه آنها که تنها زندگی می‌کنند، به طور معمول نیاز به کمک دیگران داشته و از این رو ممکن است به طور خواسته یا ناخواسته هدف استثمار اقتصادی آنها قرار گیرند.

از آنجا که اساسا ذات و ماهیت خشونت اقتصادی تمامیت‌خواهانه و بر پایه قدر‌ت‌طلبی و کنترل مطلق یک رابطه است، خروج از چنین رابطه معیوبی برای افراد جوان‌تر قربانی خشونت اقتصادی مشکل است؛ چه رسد به آنکه قربانی، سالمند باشد.

اما خشونت اقتصادی علیه سالمندان علاوه بر وابسته کردن قربانی به آزارگر اثرات مخربی بر احساسات و نیز کرامت و اعتماد به نفس فرد قربانی گذارده و او را از نظر روانی آزرده و حساس می‌کند به نحوی که فرد قربانی ممکن است دچار حس ترس و عدم امنیت دائمی‌ شده و به افسردگی حاد دچار شود.

ضمن اینکه به طور معمول فرد آزارگر یا استثمار کننده در این نوع از خشونت علیه سالمندان از نزدیک‌ترین افراد به او هستند به طوری که در ۹۰ درصد موارد، فرد سالمند قربانی این نوع خشونت از سوی اعضای نزدیک خانواده خود (فرزندان یا نزدیکان قابل اعتماد) است و آنان از او سوء استفاده مالی می‌کنند.

چه باید کرد؟

خشونت و سوء استفاده اقتصادی از سالمندان در برخی کشورها به صورت جداگانه و مشخص جرم‌انگاری شده و قوانین مدون و معینی در مورد آن وجود دارد. ضمن اینکه در این کشورها سازمان‌ها و موسساتی متشکل از کمیته‌های دولتی یا غیر دولتی به طور ویژه در این زمینه فعال هستند و هدف آنها حمایت از سالمندان در برابر انواع خشونت از جمله خشونت اقتصادی است.

در ایران تنها به جز در یک مورد (زمانی که فرزندان فرد سالمند از تامین نیازهای مالی او در صورت استطاعت مالی سر باز می‌زنند)، قوانین موضوعه هیچ اشاره‌ای به حقوق اقتصادی سالمندان یا اعمال مجرمانه احتمالی علیه آنان (در موارد خشونت اقتصادی خانگی) نکرده‌اند.

بر این اساس تنها تامین مالی والدین سالخورده بر اساس ماده ۱۱۹۶ قانون مدنی بر عهده فرزندان گذارده شده و تمرد از اجرای آن در صورت داشتن توانایی مالی بنا بر ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده، جرم‌انگاری شده است.

این عدم پرداختن به موضوع خشونت اقتصادی علیه سالمندان در قوانین موضوعه ایران در حالی است که عدم تامین نیاز مالی از سوی فرزندان تنها بخش کوچکی از موارد خشونت اقتصادی علیه سالمندان را تشکیل داده و دایره خشونت‌های اِعمال شده بسیار بیشتر از آن است.

به عنوان مثال در زمینه تلاش برای فریفتن سالمند از طریق ارائه اسناد یا فاکتورهای دروغین، قوانین ایران هیچ قانون مجزا و مشخصی برای زمانی که قربانی فردی سالمند است، ندارد؛ اگرچه در صورت شکایت فرد سالمند یا شخص دیگری به نمایندگی از او می‌توان با استناد به مواد فصل پنجم قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده قانون مجازات اسلامی‌ مصوب ۱۳۹۲ حق ضایع شده فرد سالمند را باز پس گرفت.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

همچنین در موارد استفاده یا تصاحب دارایی‌ها و املاک فرد سالخورده، قوانین کلی قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده در مورد خیانت در امانت (مواد ۶۷۳ و ۶۷۴) و نیز قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری (به ویژه ماده یک) می‌تواند برای استیفای حق سالمند مورد استفاده قرار گیرد. ضمن اینکه مواد ۶۶۸ و ۶۶۹ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده در موارد اجبار یا اکراه فرد سالخورده به انجام عملی مالی، می‌توانند مورد استناد قرار گیرند.

در عین حال اما در تمامی‌ این موارد بار حقوقی اثبات جرم همچنان بر عهده مدعی (فرد سالمند) است که با توجه به شرایط او غیر عادلانه و غیر منطقی به نظر می‌رسد، چرا که به طور معمول احتمال فریفته شدن فرد سالمند یا تحت اجبار و اکراه قرار گرفتن او یا مورد خیانت واقع شدن او با توجه به شرایط کهولت سن و اضمحلال قوه درک و تحلیل از دیگران بیشتر بوده و از این رو نمی‌توان با توجه به استنادات عقلی و منطق عادی، با این موضوع برخورد کرد.

به این ترتیب برای حمایت از حقوق مالی و اقتصادی سالمندان  در این موارد به قوانین حمایتی مشخص و ویژه نیاز است و جای خالی این قوانین در شرایط امروز ایران به شدت احساس می‌شود. موضوعی که نیاز بیشتر به فعالیت کنشگران، فعالان مدنی و حقوقی را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

با وجود این اما در شرایط فعلی استفاده از/ استناد به قوانین اشاره شده فوق در صورت شناسایی موارد خشونت خانگی اقتصادی علیه سالمندان -به ویژه استفاده از ماده ۵۹۶ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده- می‌تواند مسکنی برای این خلاء قانونی باشد. (۱)

–          پانویس:

۱. ماده ۵۹۶ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده: «هر کس با استفاده از ضعف نفس شخصی یا هوی و هوس او یا حوایج شخصی افراد غیر رشید به ضرر او نوشته یا سندی اعم از تجاری یا غیرتجاری از قبیل برات، سفته، چک، حواله، قبض و مفاصاحساب یا هر گونه نوشته‌ای که موجب التزام وی یا برائت ذمه گیرنده سند یا هر شخص دیگر می‌شود، به هر نحو تحصیل نماید، علاوه بر جبران خسارات مالی به حبس از شش ماه تا دو سال و از یک میلیون تا ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود و اگر مرتکب، ولایت یا وصایت یا قیمومت بر آن شخص داشته باشد مجازات او علاوه بر جبران خسارات مالی از سه تا هفت سال حبس خواهد بود.»