صفحه اصلی  »  2018 September
image_pdfimage_print
مهر
۶
۱۳۹۷
یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی
مهر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Photo: Syda Productions/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Syda Productions/www.shutterstock.com

“پروژه آگاهی‌بخشی درباره خشونت خانگی DVAP ” ابتدا در اکتبر ۱۹۸۱ یک روز را به عنوان روزی برای اتحاد نام‌گذاری کرد. هدف این روز ایجاد همبستگی و پیوند میان همه حمایت‌گرانی بود که برای پایان دادن به خشونت علیه زنان و کودکان تلاش می‌کردند.

اندکی بعد این روز تبدیل به یک هفته مخصوص مبارزه با خشونت خانگی شد که بیشتر به برگزاری یادبود برای جانباختگان خشونت خانگی و برپایی جشن نجات برای نجات‌یافتگان اختصاص داشت. سرانجام در سال ۱۹۸۷، ماه اکتبر به نام ماه آگاهی‌بخشی درباره خشونت خانگی نامیده شد.

خشونت خانگی را می‌توان مساله همه جامعه دانست. هر کسی ممکن است در چارچوب روابط خانوادگی قربانی خشونت خانگی و یا حتی خشونت‌گر باشد. بر اساس آمارها بخش زیادی از قربانیان و نجات‌یافتگان خشونت خانگی زنان هستند. البته باید دقت کرد که خشونت خانگی با خشونت علیه زنان یکی نیست. قربانیان خشونت خانگی ممکن است علاوه بر زنان شامل کودکان، افراد دارای معلولیت، سالمندان، دگرباشان و یا حتی مردان باشند. از سوی دیگر خشونت علیه زنان نیز به طور انحصاری در داخل خانه و یا بستر خانوادگی رخ نمی‌دهد. این خشونت ممکن است در خیابان، محیط کار و … باشد.

با توجه به اینکه ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر به عنوان شانزده روز نارنجی به طور اختصاصی به مساله خشونت علیه زنان پرداخته می‌شود، خانه امن تصمیم گرفت تا در ماه اکتبر به دیگر گروه‌های درگیر در خشونت خانگی بیشتر توجه کند.

به همین دلیل هفته اول ماه اکتبر (۱ تا ۸ اکتبر/ ۹ تا ۱۶ مهر) را هفته مبارزه با خشونت خانگی علیه سالمندان نامیدیم.

هفته دوم اکتبر (۸ تا ۱۵ اکتبر/ ۱۶ تا ۲۳ مهر) را به مساله خشونت خانگی علیه کودکان اختصاص دادیم.

هفته سوم ماه اکتبر (۱۵ تا ۲۲ اکتبر/ ۲۳ تا ۳۰ مهر) را هفته خشونت خانگی علیه افراد دارای معلولیت نامیدیم.

و سرانجام هفته چهارم (۲۲ تا ۲۹ اکتبر/ ۳۰ مهر تا ۷ آبان) را بیشتر در مورد خشونت خانگی علیه دگرباشان جنسی خواهیم نوشت.

در این ماه با خانه امن همراه شوید تا بیشتر درباره خشونت خانگی بخوانیم و بدانیم. گاآ

مهر
۶
۱۳۹۷
خشونت خانگی و الزام وجود قانون کیفری مستقل
مهر ۶ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
Photo: Africa Studio/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Africa Studio/www.shutterstock.com

معین خزائلی

به طور کلی رویکرد قوانین موضوعه در ایران به مساله خشونت خانگی، رویکردی مدنی و حقوقی بوده و نه تنها مجموعه قوانین مدون کیفری در این کشور اساسا مفهومی‌ مجرمانه را تحت عنوان خشونت خانگی به رسمیت نشناخته، بلکه از سوی قانونگذار تلاشی هم برای جایگزینی مفهومی‌ مشابه یا نزدیک به آنچه امروزه به عنوان خشونت خانگی شناخته می‌شود نیز صورت نگرفته است.

برخورد دستگاه قضایی ایران هم به تبعیت از قوانین مدون خود به موضوع خشونت خانگی به جای آنکه به مثابه برخورد با امری مخل امنیت فردی و اجتماعی باشد، بیشتر برخوردی مبتنی بر هنجارهای اخلاقی است و از این رو نگاه به آن بیشتر مانند نگاه به یک ناهنجاری اجتماعی است تا یک فعل مجرمانه.

این رویکرد در عمل سبب شده است علی‌رغم وجود الزام و وجوب دینی مبنی بر حرمت برخی اعمال که می‌توانند از جمله موارد خشونت خانگی محسوب شوند و همچنین تاکید قوانین مدنی موضوعه بر ممنوعیت آنها، به دلیل جرم‌انگاری نشدن این اعمال، مرتکبان آنها بدون مواجهه با هر گونه مجازاتی، صرفا مشمول یک سری از محدودیت‌ها شوند که عملا نه تنها سبب تنبه آنان نشده بلکه پتانسیلی نیز برای بازدارندگی ندارند.

ببشتر بخوانید:

کودک بد سرپرست و خشونت خانگی

فانتزی‌های جنسی و خشونت خانگی

پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانیان در ترکیه

به عنوان مثال با وجود اینکه در دنیای امروز خشونت فیزیکی به عنوان یکی از شایع‌ترین انواع خشونت خانگی در بسیاری از کشورهای دنیا در زیر مجموعه قوانین کیفری و تحت عنوانی مشخص و شناخته شده، به رسمیت شناخته می‌شود و ارتکاب آن به عنوان فعلی مجرمانه با عنوانی مختص به خود مورد بررسی قرار می‌گیرد، در کشورهایی مانند ایران که شالوده نظام حقوقی‌شان بر قوانین غیر قابل تغییر دینی استوار است، این موضوع هنوز با چالش‌های فراوان روبه‌روست.

از این منظر قوانین موضوعه ایران خشونت فیزیکی خانگی را به عنوان یک فعل مجرمانه مستقل مورد شناسایی قرار نداده و از این رو هر گونه موارد ارتکاب آن را مشمول همان قوانین مدون مربوط به اِعمال خشونت فیزیکی به صورت کلی (ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی) دانسته است. (۱)

این یکسان انگاری و عدم اختصاص عنوان مجرمانه مستقل در عمل سبب شده است که نتوان مرتکب خشونت فیزیکی خانگی را به صرف ارتکاب آن مجرم شناخت و تحت پیگرد قانونی قرار داد؛ چرا که از طرفی بر اساس قوانین ایران به طور کلی ضرب و شتم اشخاص و اِعمال هر گونه خشونت فیزیکی علیه آنان اساسا از جمله جرایم «علیه اشخاص» بوده و تنها در صورت شکایت شاکی خصوصی (مجنی علیه) قابل پیگرد است.

از طرف دیگر اساسا ایراد ضرب و جرح عمدی علیه اشخاص در صورتی که موجب ضمان دیه، ارش یا قصاص نشود، تنها در صورتی مجازات مرتکب را به همراه دارد که بنا به گفته ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی‌، اقدام مرتکب در ضرب و جرح «موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا موجب تجری مرتکب یا دیگران گردد.»

روشن است که در چنین شرایطی نمی‌توان به عنوان مثال مردی را به دلیل اِعمال خشونت فیزیکی علیه همسر خود، به ویژه در مواردی که موجب ضمان دیه، ارش یا قصاص نشود، تنها به صرف ارتکاب آن مجرم شناخت.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

در حقیقت بر این اساس رویکرد عملی قوانین ایران به موضوع خشونت فیزیکی علیه زن از سوی شوهر خود رویکردی کاملا حقوقی بوده و دستگاه قضایی کشور به تبعیت از قانون در صورت برخورد با چنین مواردی پس از استماع شکایت زن و کسب نظر کارشناسی پزشکی قانونی به منظور اثبات وجود آثار ضرب و شتم، تنها به صدور حکم طلاق اکتفا می‌کند.

بر همین اساس رویکرد قوانین کیفری موضوعه ایران به دیگر موارد خشونت خانگی مانند خشونت جنسی، خشونت روانی، خشونت کلامی‌ و خشونت اقتصادی نیز تقریبا مشابه بوده و در موضوعاتی مانند خشونت جنسی خانگی حتی پا را از آن نیز فراتر گذاشته و عملا امکان وقوع این نوع از آزار و خشونت خانگی را بین زوجین به صرف وجود علقه زوجیت، غیر قابل تحقق دانسته است.

الزام به وجوب قوانین مستقل و مشخص در زمینه موارد خشونت خانگی از آن روست که اساسا به دلیل وجود تفاوت‌های فراوان ماهوی و شکلی بین موارد وقوع خشونت خانگی، طرفین درگیر در آن، محیط و شرایط ارتکاب جرم و نیز راه‌های احتمالی جلوگیری از وقوع آن، یکسان انگاری این نوع از خشونت با دیگر موارد جرایم خشن در جامعه، عملا سبب عدم امکان استیفاء حق و نیز اطاله دادرسی در هنگام وقوع خشونت خانگی می‌شود.

همچنین نظر به اینکه اثبات موارد اِعمال خشونت از سوی افراد در نظام‌های حقوقی‌ای مانند ایران تابع ساز و کار خاصی است، یکسان انگاری طریقه اثبات خشونت خانگی با توجه به ساختار سنتی خانواده و قادر انگاری مطلق مردان در آن، سبب می‌شود که رسیدگی قضایی به این نوع از خشونت بدون داشتن هیچ نتیجه مثبتی و در نتیجه، دلسرد شدن شاکی (مجنی علیه) عملا در مراحل اولیه متوقف شود.

همین موضوع خود سبب کاهش انگیزه قربانیان خشونت خانگی در گزارش آن یا اقدام به درخواست کمک نیز می‌شود.

از سوی دیگر اما اتکای بیش از حد بر اصول اخلاقی و دینی در زمینه مبارزه با خشونت خانگی بدون هر گونه ضمانت اجرایی قانونی و نیز مقاومت دستگاه قضایی در ایران در برابر هر گونه جرم انگاری خشونت خانگی (۲)، در عمل موجب ایجاد دوری باطل از پروسه‌های قضایی شده است که در آن قربانی خشونت خانگی بدون هیچ حمایتی، دوباره به محیط خشونت‌زا برگردانده می‌شود یا از آغاز اقدامی‌ به منظور تغییر شرایط انجام نمی‌دهد.

 …………………………………………………………………………………….

پانویس:

۱. ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی: «هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دائمی‌ یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه گردد، در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود.»

۲. ذبیح الله خداییان، معاون حقوقی قوه قضاییه شهریور ماه سال گذشته از آنچه که «جرم‌انگاری وسیع» لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت خوانده بود به شدت انتقاد کرده و آن را یکی از دلایل اصلی مخالفت دستگاه قضایی ایران با این لایحه عنوان کرده بود.

مهر
۵
۱۳۹۷
دعوای زن و شوهری: چگونه باید به خشونت‌دیده کمک کرد؟
مهر ۵ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
Photo: Nomad_Soul/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Nomad_Soul/www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من چند روز پیش در خیابان شاهد یک دعوای زن و شوهری بودم. یک آقا یک خانمی‌ را داشت کتک می‌زد و به او فحش‌های بد می‌داد. خیابان خلوت بود و فقط سه نفر عابر پیاده بودیم که رفتیم ببینیم چه شده اما آن آقا گفت که زنم است و به شما ربطی ندارد. من اما ماندم با آن آقا جر و بحث کردم و نگذاشتم خانم را کتک بزند و به او گفتم به پلیس خبر می‌دهم که چند تا فحش هم بار من کرد و گذاشت رفت.

بعد من به آن خانم که خیلی هم جوان بود شماره تلفنم را دادم که اگر مشکلی داشت زنگ بزند. فردا صبح زود زنگ زد و گفت که شوهرش او را به خانه راه نداده و شب را در پارک خوابیده است. من هم آوردمش پیش خودم.

این دختر بیچاره سرگذشت بدی داشته است. مادرش از این خانم‌هایی بوده که صیغه این و آن می‌شده و پدرش هم معلوم نیست چه کسی‌ست. یعنی اسم یک نفر به عنوان پدر در شناسنامه‌اش هست اما اصلا ایشان را نه دیده و نه می‌شناسد. چند سال کودکی و نوجوانی‌اش در بهزیستی بوده و نهایتا مادرش ایشان را شوهر داده.

 بعد زنگ زدیم به مادرش که گفت به من ربطی ندارد و برود خانه شوهرش. خلاصه الان دو روز است که پیش من است و من واقعیتش نمی‌دانم چه کار باید بکنم. تمام مدارک شناسایی‌اش نیز در خانه شوهرش است. واقعیتش این خانم از بهزیستی می‌ترسد و تمایل ندارد به آنجا برود. به نظر شما من چه کار باید بکنم؟

جواب:

با سلام،

بهتر است ابتدا به کلانتری محل بروید و در مورد ضرب و جرح و بیرون کردن از خانه گزارش بدهید. شما هم به عنوان شاهد بیان کنید که شاهد کتک زدن خانم توسط شوهرش بودید. بعد به اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید. اورژانس اجتماعی زیر نظر سازمان بهزیستی است و با توجه به اینکه این خانم سابقه اقامت در بهزیستی را دارند، احتمال پذیرش ایشان در خانه‌های امن زیاد است. متاسفانه چاره‌ای جز این وجود ندارد. در ایران فقط بهزیستی پناهگاه‌هایی برای زنان آن هم به صورت محدود دارد. بنابراین شما یا باید ایشان را پیش خودتان نگه دارید یا اینکه به بهزیستی تحویل دهید.

به هر حال توجه کنید که شرایط خانه‌های امن بهزیستی هر چه‌قدر بد باشد بهتر از پارک‌ها و خیابان‌هاست. خوابیدن در پارک بسیار خطرناک بوده و  تبعات بسیار منفی‌ای خواهد داشت.

بیشتر بخوانید:

برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟

چگونه طلاق مادرم را بگیرم، وقتی پدرم او را کتک می‌زند و با او بدرفتاری می‌کند؟

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

سوال:

اگر این خانم نخواهد به بهزیستی برود آیا به زور می‌برندش؟

جواب:

با توجه به اینکه ایشان بالغ است مسئولان بهزیستی نمی‌توانند ایشان را مجبور به اقامت در بهزیستی کنند اما اگر ایشان توسط نیروی انتظامی‌ در پارک دستگیر شود، ممکن است به دستور قاضی ایشان به خانه‌های امن فرستاده شوند.

سوال:

چطور می‌شود مدارک و عقدنامه این خانم را گرفت؟

جواب:

اگر ایشان کلید خانه را دارد یا در مواقعی که شوهرش در خانه نیست به نوعی می‌تواند وارد خانه بشود، بهتر است برود و مدارک را بردارد اما اگر این امکان نیست به هر حال حتما یک جایی کپی شناسنامه و کارت ملی خود را داده است، از جمله احتمالا به بهزیستی که مدت‌ها در آنجا اقامت داشته است. او می‌تواند با در دست داشتن فتوکپی به دفترخانه‌ای که عقد کرده‌اند رفته و یک رونوشت از سند ازدواج بگیرد.

توجه کنید که ایشان با وضعیت فعلی نمی‌توانند پیگیری حقوقی نسبت به طلاق یا شکایت داشته باشند و بنابراین بهتر است به خانه‌های امن رفته و از خدمات این مراکز بهره‌مند شوند.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

سوال:

واقعیتش من دلم برای این خانم می‌سوزد. الان ۱۹ سال دارد و خیلی از لحاظ روانی دچار مشکل است. من خودم تجربه یک زندگی ناموفق را داشته‌ام و مورد خشونت قرار گرفته‌ام. به همین دلیل به فکرم رسید یک مدتی نگهش دارم تا ببینم چه می‌شود. می‌خواستم بپرسم اگر این کار را بکنم شوهرش می‌تواند ایشان را به زور ببرد یا اینکه از من شکایت کند؟

جواب:

شوهر ایشان می‌تواند به دادگاه رفته و تقاضای الزام به تمکین کند. در این صورت اگر ثابت شود شوهر خانم را مورد ضرب و جرح قرار داده و از خانه بیرون کرده است، دادگاه حکم به الزام به تمکین نخواهد داد.

بر اساس ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی، اگر زن در وضعیت خطرناکی قرار گیرد و بیم ضرر جسمی‌ و جانی داشته باشد می‌تواند خانه مشترک را ترک کند.

اما با فرض اینکه دادگاه حکم الزام به تمکین صادر کند باز هم عملا نمی‌شود خانم را به زور به خانه شوهر برد. در این صورت فقط نفقه ایشان ساقط می‌شود. در مورد سوال دیگرتان عرض شود که چون ایشان به دلخواه خود به خانه شما آمده است، شوهر خانم یا هر شخص دیگری نمی‌تواند علیه شما شکایتی کند. یعنی شما قانونا کار اشتباهی نکرده‌اید.

مهر
۴
۱۳۹۷
پیشگیری از بارداری ناخواسته
مهر ۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Unwanted-Pregnancy-1-300x179
image_pdfimage_print
Photo: http://atipharmed.com

نکات لازم برای پیشگیری از بارداری ناخواسته

برای پیشگیری از بارداری ناخواسته مصرف قرص ضد بارداری یکی از مناسب ترین راه های پیش رو است. در ادامه نکاتی را پیرامون جلوگیری از بارداری ناخواسته و اثر مصرف قرص ضد بارداری بر آن مطرح خواهیم کرد. پس از ازدواج کردن دو زوج تمایل دارند برای بچه دار شدن خود برنامه ریزی کنند و در زمان مورد نظرشان دارای فرزند شوند.

پیشگیری از بارداری ناخواسته یکی از دغدغه‌های تازه عروس‌ها و سایر بانوان است. برای جلوگیری از بارداری ناخواسته روش‌های زیادی پیشنهاد می‌شود. همه این روش‌ها قطعی نیست و در بعضی از افراد بعضی از روش‌ها جواب می‌دهد و برخی دیگر هیچکدام از روش ها جواب نمیدهد. با این حال به بررسی روش‌های پیشگیری از بارداری ناخواسته می‌پردازیم.

پیشگیری از بارداری ناخواسته با مصرف قرص ضد بارداری

بطور معمول و طبق آمار حدود ۱۰ درصد زنانی که در طی یکسال اقدام به مصرف قرص های ضد بارداری میکنند شاهد نتایج دلخواهشان نخواهند بود و در پایان یکسال از هر ۱۰۰ زن، ۹ زن حامله خواهند شد. این موضوع میتواند دلایل متعددی از جمله عدم توجه آنها به دستور مصرف قرص داشته باشد، البته در هر روشی احتمال بروز خطا وجود دارد، پس بدون اضطراب و نگرانی سعی کنید همه نکات مطرح شده را در دوره مصرف این قرص ها مد نظر قرار دهید.

پیشگیری از بارداری ناخواسته

پیشگیری از بارداری ناخواسته به صورت اورژانسی

روش اورژانسی به شیوه ای گویند که زوجین تا ۵ روز پس از تماس جنسی میتوانند اقدام به استفاده از آن جهت پیشگیری از بارداری ناخواسته نمایند. قرص ضد بارداری تنسی یکی از قرص های نام آور در این زمینه است که میتوانید با مصرف آن خیال خود را راحت کنید، این قرص برای نخستین بار در شرکت Atipharmed تولید و به بازار عرضه گردیده است. برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به این قرص میتوانید اقدام به سرچ نام آن در سایت ما نمایید.

قرص پیشگیری از بارداری ناخواسته یک روش هورمونی ایده آل

 

استفاده از قرص ضد بارداری یکی از شیوه های هورمونی پیشگیری از بارداری ناخواسته است که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در ادامه میتوانیم به نکاتی در خصوص استفاده از این قرص ها اشاره نماییم، با توجه به این نکات قرص ها عملکرد بهتری در خصوص پیشگیری از بارداری ناخواسته خواهند داشت:

اگر در دوراه مصرف قرص ضدبارداری از آنتی بیوتیک استفاده کنید، میزان تاثیر گذاری آن را کاهش خواهید داد.

از مزایای دیگر این قرص ها میتوان به مواردی چون: ایجاد نظم در عادات ماهانه، تاثیرات حفاظتی در مقابل عوامل مربوط به التهابات لگن و سرطان تخمدان و لایه درونی رحم اشاره کرد.

در ارتباط با روش های اورژانسی باید بدانید که هرچه سریع تر دست بکار شوید، نتیجه قابل قبول تر و مطمئن تر خواهد بود.

برای پیشگیری از بارداری ناخواسته قبل از مصرف هر نوع قرص حتما از راهنمایی های مشاورین مربوطه یا پزشک خود بهره بگیرید.

 

پیگشیری از بارداری ناخواسته اروژانسی

جلوگیری از بارداری ناخواسته با در نظر گرفتن دوره تخمک گذاری

بانوان محترم باید با در نظر گرفتن دوره تخمک گذاری یعنی زمانی که ترشح واژن بیشتر از روزهای دیگر است نسبت به پیشگیری از بارداری ناخواسته اقدام کنند. در این دوران باید هنگام برقراری رابطه جنسی کلیه اقدامات پیشگیرانه را به عمل آورده و به این صورت به پیشگیری از بارداری ناخواسته بپردازند. دوره تخمک گذاری معمولاً بین ۱۲ تا ۱۶ روز از دوره عادت ماهیانه است و احتمال بارداری در این زمان خیلی بیشتر است. از آنجایی که قرص‌های جلوگیری از بارداری ناخواسته دارای عوارضی هستند که ممکن است به سلامت بانوان لطمه بزنند، معمولاً پزشکان قرص‌ها را جز در مواقع اضطراری تجویز نمی‌کنند. بنابراین بهتر است با دقت در برقراری رابطه جنسی در دوران تخمک گذاری به صورت طبیعی به پیشگیری از حاملگی اقدام کنید.

روش های خانگی پیشگیری از بارداری ناخواسته

 

در زمان‌های قدیم که پیشگیری از بارداری ناخواسته به صورت شیمیایی نبوده و وسایل پیشگیری امروزه در دسترس نبوده است از روش‌های خانگی و داروهای گیاهی استفاده می‌شده است. داروهای گیاهی و درمان‌های خانگی پیشگیری از بارداری ناخواسته به دلیل اینکه مدت بیشتری در بدن می‌ماند و تأثیر آن زیاد است باید با دقت مصرف شود. برخی از گیاهانی که در روش های خانگی پیشگیری از بارداری ناخواسته استفاده می‌شوند عبارتند از:

دم کرده زعفران تأثیر بسیار زیادی در سقط جنین دارد و در صورت بروز بارداری می‌تواند در ماه‌های اول مؤثر باشد.

پونه گیاهی است که از زمان‌های گذشته برای جلوگیری از بارداری ناخواسته مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

بنفشه هندی گیاهی است که از برگ و عصاره آن در پیشگیری از بارداری استفاده می‌شود.

ریشه کوهوش آبی را دم کنید و با مصرف روزانه سه بار از این دمنوش از خواص ضد بارداری آن بهره مند شوید.

 

راه های پیشگیری از بارداری ناخواسته

روش‌ های جلوگیری از بارداری ناخواسته

استفاده از کاندوم برای جلوگیری از بارداری ناخواسته

کاندوم یکی از بهترین روش‌ های جلوگیری از بارداری ناخواسته است زیرا هم از بارداری جلوگیری می‌ کند و هم مانع از بیماری‌ های مقاربتی می‌ شود. امروزه کاندوم بیشتر از سایر وسایل جلوگیری استفاده می‌ شود. این وسیله هیچ گونه محدودیتی ندارد و چون ماده دارویی نیست نمی‌ تواند تداخلی با داروهای استفاده شما داشته باشد. کاندوم هیچ عارضه‌ ای ندارد و به راحتی در داروخانه‌ ها قابل تهیه است. کاندوم انواع مختلفی دارد که استفاده از آن کاملاً سلیقه‌ ای است.

استفاده از قرص برای پیشگیری از بارداری ناخواسته

 

یکی دیگر از روش‌ های جلوگیری از بارداری ناخواسته استفاده از قرص‌ های LD یا HD است. در صورتی که پس از مقاربت متوجه شوید که کاندوم پاره شده می‌ توانید برای جبران آن از قرص‌ ضد بارداری ذکر شده استفاده کرد. برای جبران احتمالی حداکثر تا ۱۲۰ ساعت بعد از مقاربت فرصت استفاده از این قرص‌ ها را دارید. تعداد مصرف این قرص‌ ها با توجه به دوز آنها متفاوت است. مثلاً قرص LD را باید دو تا ۴ تایی در فاصله ۱۲ ساعت از هم خورد در حالی که قرص HD به صورت دو تا ۲ تایی و در فاصله ۱۲ ساعت استفاده می‌ شود.

یکی دیگر از روش‌ های پیشگری از بارداری ناخواسته توجه به زمان تخمک گذاری است. در این روش شما باید زمان تخمک گذاری خود را طبق برنامه عادت ماهیانه خود حساب کرده و در آن روزها از مقاربت خودداری کنید.

 

امروزه پیشگیری از بارداری ناخواسته موضوع با اهمیتی تلقی می‌ شود. از آنجایی که کیفیت زندگی جای کمیت را گرفته، زوج‌ ها مخصوصاً زوج‌ های جوان در صدد این هستند که ابتدا با یک برنامه ریزی درست به پرورش فرزند بپردازند. بارداری ناخواسته یکی از عواملی است که می‌ تواند زوج‌ها را از این مسئله دور کند. ما در این مطلب راه‌ های جلوگیری از بارداری ناخواسته را معرفی خواهیم کرد. امروزه روش‌ های زیادی برای جلوگیری از بارداری ناخواسته بوجود آمده‌ اند. زوج‌ ها به دلایل مختلفی از قبیل نداشتن آمادگی، شرایط مناسب، تعداد فرزندان کافی و غیره خواهان جلوگیری از بارداری ناخواسته هستند. این موضوع از لحاظ پزشکی بسیار مورد بحث قرار گرفته و راه‌های جلوگیری زیادی که استاندارد هم هستند برای زوج‌ ها در نظر گرفته شده‌ اند. ما در ادامه به معرفی روش‌ های جلوگیری از بارداری ناخواسته می‌ پردازیم.

منبع: atipharmed

مهر
۳
۱۳۹۷
معضل نوار بهداشتی و به خطر افتادن سلامت زنان فرودست
مهر ۳ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Photo: namtipStudio/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: namtipStudio/www.shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

بالا رفتن قیمت پوشک، نوار و پد بهداشتی و نایاب شدن این محصول در قفسه فروشگاه‌های عرضه محصولات خانگی، احتمال شیوع بیماری‌های عفونی میان زنان فقیر و فرودست جامعه را به شدت افزایش داده است.

نوار و پد بهداشتی، دو محصول مصرفی و ماهانه نیمی از جمعیت کشور هستند. حتی اگر جامعه زنان سالمند را بخشی از مصرف کنندگان نوار بهداشتی ندانیم، همچنان تعداد زیادی از همین گروه زنان سالمند، به جای نوار بهداشتی، مصرف کننده پوشک مخصوص بزرگسال هستند.

با این وضعیت تازه اما گروه وسیعی از زنان طبقه متوسط هم به سطحی از ناتوانی زنان فقیر و کم درآمد جامعه رسیده‌اند. زنان فقیر و کم درآمدی که حتی پیش از بحران تحریم‌ها قادر به خرید نوار بهداشتی یا دیگر اقلام بهداشتی-مصرفی مثل کاغذ توالت نبودند.

گوهر ازگندی، خانم خانه‌داری که در روستای «تیره خیرآباد» حوالی ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان زندگی می‌کند و شش بچه قد و نیم قد دارد، می‌گوید پول یک بسته نوار بهداشتی خرج دو روز قوت و مایحتاج فرزندانش است و او که در گذشته به ندرت نوار بهداشتی می‌خریده، با این شرایط جدید مطلقا چنین توانایی و امکانی ندارد.

بیشتر بخوانید:

خشونت شاید تنها یک «کلمه پنج حرفی» باشد

آیا لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان می‌تواند مانع آزارگری والدین شود؟

زندگی‌‌هایی که پای منقل آن‌ها به باد می‌رود

بیشتر زنان روستای تیره خیرآباد که در جامعه کوچک گوهر زندگی می‌کنند هم به نوار بهداشتی دسترسی نداشته و آن را کالایی لوکس، غیرضروری و مصرفی می‌دانند.

به گفته گوهر، او هرگز تامپون یا تامپکس را از نزدیک ندیده و نمی‌داند آنها چه جور محصولاتی هستند.

گوهر که در طول دوران قاعدگی‌اش تا‌کنون به طور معمول از کهنه استفاده کرده، حالا هم همین رویه را ادامه می‌دهد. او در طول زندگی‌اش به جز در مواردی معدود که یک خانم خیر برای خانه بهداشت روستایشان بسته‌های نوار بهداشتی فرستاده، هرگز از این محصول استفاده نکرده است.

گوهر در مقابل این توصیه که بهتر است از پارچه نو استفاده کند نیز می‌گوید: «من نمی‌توانم پارچه نو و قواره تازه خریداری شده را صرف کاری کنم که در نهایت راهی سطل آشغال می‌شود. یعنی اگر بخواهم هم چنین توانی ندارم. از آخرین باری که فروشنده دوره‌گرد یک قواره پارچه نو کم قیمت برای رخت و لباس تازه آورده بود و من توان خرید آن را در چند قسط داشتم، دو سال می گذرد.»

گوهر از تکه پارچه‌های کهنه‌ای که در دور و بر و خرابه‌ها می‌بیند و آنها را با دقت شست‌و‌شو می‌کند برای تمیز کردن خون دوران قاعدگی‌اش استفاده می‌کند.

متخصصان علوم بهداشتی اما می‌گویند استفاده از پارچه فرسوده و هر وسیله غیر‌بهداشتی دیگر برای نظافت دوران عادت ماهانه می‌تواند منجر به ایجاد بیماری‌های قارچی یا عفونی جدی دستگاه تناسلی و به مخاطره افتادن سلامتی زنان شود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

سال‌هاست کمپین‌های گسترده بین‌المللی در سراسر جهان در تلاشند که دسترسی زنان به نوار بهداشتی را تسهیل کنند. آنها علیه شرم زنان برای خرید و استفاده از نوار بهداشتی در جوامع انسانی مبارزه می‌کنند چون معتقدند این محدودیت می‌تواند جان هزاران هزار زن را در مناطق فرودست جهان به خطر بیندازد.

در هند و پاکستان و برخی دیگر از کشورهای در حال توسعه، از سوی جامعه زنان پیشرو تلاش می‌شود تا مالیات بر نوار بهداشتی از سوی  دولت حذف شده و امکان خرید ارزان قیمت این محصول یا حتی توزیع رایگان آن میان زنان کم درآمد فراهم شود.

این روزها اما با افزایش نرخ ارز دولتی در ایران این محصول نه تنها به چند برابر قیمت واقعی خرید و فروش می‌شود و دست قشر کم درآمد و فقیر جامعه از آن کوتاه شده، بلکه حتی عرضه محدود آن برای قشر متوسط به بالا هم تبدیل به معضل شده است.

در ایران و پیش از بروز این بحران، چندین شرکت بزرگ تولید کننده چون مبارک، لطیفان، رزبرگ، شکوه، گلریز، پرمیس، نانسی و سافتلن این کالا را برای مصرف داخلی تولید می‌کردند و حتی گاهی مازاد این تولیدات به کشورهای همجواری چون افغانستان و پاکستان صادر می‌شد.

در روزهای گذشته اما بحران پوشک و نوار بهداشتی چنان در سطح جامعه بالا گرفته که موضوع کمبود آن به مهم‌ترین فراز اظهار نظر مسئولان، حتی در سطح رهبری نظام تبدیل شده است. او بر این باور است که مساله پوشک نوعی شیطنت و توطئه برای ناکارآمد نشان دادن نظام جمهوری اسلامی است؛ موضوعی که دکتر عطاالله جعفری که در خیابان اشتراکی شمالی کرج  داروخانه  دارد، به آن باورمند نیست: «علت واقعی کمبود این محصولات عدم ورود یک ماده اولیه به نام “خمیر کاغذی” است که تا پیش از آن از بیرون ایران برای کارخانه‌های تولید کننده وارد می‌شد.»

مینا رازدار، ساکن منطقه یوسف‌آباد تهران می‌گوید به داروخانه حوالی بیست و دوم یوسف‌آباد مراجعه کرده و خواستار خرید سه بسته نوار بهداشتی شده، اما فروشنده فقط حاضر به فروش یک بسته نوار بهداشتی به او شده است.

نسیم، یک شهروند دیگر اما به جز گران شدن و محدود بودن نوار بهداشتی به پر شدن بازار از جنس بنجل و بی‌کیفیت اشاره می‌کند: «مارک‌هایی وجود دارند که تا پیش از این اصلا خریدار و مقبولیت نداشتند. در واقع اجناسی که در طول چند هفته گذشته در بازار قابل دستیابی‌اند به شدت بی‌کیفیت و نازل هستند.»

نسیم می‌گوید حتی او که کارمند قراردادی شهرداری است برای خرید نوار بهداشتی تحت فشار است و با این شرایط واقعا نمی‌داند زنان فقیر و روستایی با این معضل چه می‌کنند: «زمانی که قیمت نوار بهداشتی هزار و ۷۰۰ تومان بود، زن روستایی کم درآمد و فقیر قادر به تامین آن نبود. حالا امروز با قیمت نجومی این محصول او چه‌طور از پس هزینه خرید این محصول ضروری و بهداشتی برآید؟ »

دکتر پیمانه رفیعی، متخصص زنان و زایمان با اشاره به اینکه دومین شکل گسترده عفونت در سراسر جهان، عفونت واژینال است به « قارچ کاندیدا آلبینکس، عفونت باکتریایی، عفونت انگلی، کهیر و بسیاری بیماری‌های مشابه» اشاره می‌کند که می‌تواند به عدم مراعات بهداشت در دوران قاعدگی و آزادی عمل در تعویض پوشک و نوار بهداشتی ربط داشته باشد.

نغمه. ر، به شدت نگران ابتلا به بیماری‌های مورد اشاره خانم رفیعی است:  «از نوجوانی وسواس داشتم. از خرج و مخارج خانه و لباس و خوراکم صرفه‌جویی می‌کردم اما همیشه دستمال‌های توالت با کیفیت و مطمئن می‌خریدم. در طول ماهی که گذشت اما دستمال‌های توالتی که خریداری کرده‌ام بسیار بی‌کیفیت بوده‌اند و حتی ظن بازیافتی بودن آنها را دارم. دستمال‌هایی که به محض خیس شدن وارفته و پودر می‌شوند.»

دستمال‌های کاغذی جعبه‌ای و با کیفیت بسیار گران هستند و بسته‌های دستمال توالت از ۱۰هزار تومان به ۱۸هزار و ۸۰۰ تومان به بالا افزایش قیمت داشته‌اند. نغمه می گوید نوار بهداشتی «الویز» استفاده می‌کرده که الان در بازار موجود نیست و اگر هم باشد به سختی قابل دستیابی است و از ۹هزار تومان به ۲۸هزار تومان رسیده است.

دوست نغمه که شوهرش منشی مطب یک دکتر متخصص است و درآمد بالایی ندارد، به تازگی زایمان کرده. او ضمن درد دل با نغمه برای او تعریف کرده تمام سعی‌اش را می کند تا جایی که می‌تواند تعویض پد و نوار بهداشتی‌اش را به تاخیر بیندازد: «هفته پیش لابه‌لای لیست خرید خانگی نوشته بودم نوار بهداشتی. همسرم شاکی شد و گفت با این حساب نمی‌توانیم این هفته میوه بخریم. چرا باید قیمت یک کالای مصرفی دورریز باعث دغدغه من و همسرم باشد؟»

در بندر دیلم، بندری که محل ترخیص و واردات کالاهای سبک وارداتی از کشورهایی همچون امارات و کویت بوده و روزانه محل رفت و آمد مردم شهرهای دور و نزدیک برای خرید اقلام خارجی است نیز زنان محروم هرگز امکان خرید بسته‌های نوار بهداشتی «کوتکس» هفت هزار تومانی را نداشته‌اند. این روزها اما نه تنها زنان محروم دیلم که حتی مسافرها هم قادر نیستند کوتکس ۳۰‌هزار تومانی بخرند.

شهریور
۳۱
۱۳۹۷
برای جدایی از شوهر بد رفتار و ناسازگار چه باید کرد؟
شهریور ۳۱ ۱۳۹۷
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , ,
Photo: Natalie Board/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Natalie Board/www.shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من زنی هستم که ۲۸ سال است ازدواج کرده‌ام اما در این ۲۸ سال زندگی زناشویی، یک روز خوش ندیده‌ام.

ازدواج ما این‌طور بود که من ۱۷ سال داشتم و این آقا خواستگار من بود اما پدر و برادرانم رضایت نمی‌دادند چون خانواده‌شان شهرت خوبی در منطقه نداشتند. من ولی حماقت کردم و فریب این آقا را خوردم و با او فرار کردم و پدرم هم مجبور شد رضایت بدهد به ازدواج اما با من قطع رابطه کرد.

شوهر من بسیار آدم بدرفتار و ناسازگاری است. من سال‌ها در مغازه ایشان کار کردم و در خانه هم مرتب کار می‌کنم. چهار فرزند هم دارم. وضعیت مالی ایشان بسیار خوب است اما فقط در حد بخور و نمیر به ما پول می‌دهد. برای خودش یک اتاقی در باغ ساخته و مرتب با رفیق‌هایش در آنجا خوشگذرانی می‌کند و اصلا برای خانواده خودش وقت نمی‌گذارد. هر هفته هم یک خانمی‌ به آن اتاق می‌آورد و با او رابطه برقرار می‌کند.

او به پدر من که فوت کرده فحش‌های خیلی بد می‌دهد. با برادرانم هم از همان ابتدا قطع رابطه کرده و پیش بچه‌ها از آنها بدگویی می‌کند چرا که راضی نبودند من با ایشان ازدواج کنم.

بیشتر بخوانید:

بعد از بارداری تازه فهمیدم ازدواج ثبت نشده

چگونه طلاق مادرم را بگیرم، وقتی پدرم او را کتک می‌زند و با او بدرفتاری می‌کند؟

به دلیل افترا و ضرب و جرح، طلاق می‌خواهم

واقعیتش چون خانواده من آن زمان با ازدواجمان مخالف بودند دیگر نتوانستم برگردم خانه پدرم. از حرف مردم هم ترسیدم اما بعد کار به جایی رسید که شش سال پیش به پیشنهاد دخترم رفتم تقاضای طلاق دادم منتها آن‌قدر مرا دواندند و اذیت کردند که دیگر پیگیر نشدم. یک روز می‌گفتند بیا مشاوره، یک روز می‌گفتند داور بیاور و این جور چیزها. بین هر دادگاه هم چند ماه فاصله می‌افتاد.

به هر حال بعد از اینکه دیگر پیگیر نشدم، شوهرم رفتارش بدتر شد. حالا می‌گوید برو ببینم چه‌طور طلاق می‌گیری؟

چند وقت پیش به صورت اتفاقی رفتم باغ و دیدم با یک زنی نشسته‌اند دارند تریاک می‌کشند. من هم مخفیانه فیلم گرفتم از آنها. حالا می‌خواهم دوباره برای طلاق اقدام کنم. به او می‌گویم که حق و حقوق مالی من را بدهد اما ایشان قبول نمی‌کند. می‌گوید اگر طلاق می‌خواهی برو طلاق بگیر یا اینکه ادعایی نداشته باش تا طلاق توافقی بدهم.

سوال من این است که من به جز مهریه چه چیز دیگری می‌توانم از ایشان بگیرم؟ بعد اینکه اگر راضی به طلاق نشود می‌توانم این فیلم را مدرک قرار دهم؟

جواب:

سلام خانم محترم.

متاسفم از این مشکلی که برایتان پیش آمده است.

عرض به حضورتان که شما علاوه بر مهریه می‌توانید اجرت‌المثل هم مطالبه کنید. اجرت‌المثل مبلغی است که بابت کارهایی که زن در خانه انجام داده به او تعلق می‌گیرد. این مبلغ توسط کارشناس تعیین خواهد شد و میزان آن نهایتا با نظر دادگاه است.

توجه کنید که مهریه شما هم به نرخ روز حساب خواهد شد. بانک مرکزی هر ساله شاخصی ارائه می‌دهد و دادگاه با توجه این شاخص مبلغ مهریه شما را حساب خواهد کرد.

اگر شوهرتان اموالی به نام خود دارد، ابتدا به اداره ثبت اسناد و املاک بروید و در آنجا مهریه خود را به اجرا گذاشته و با معرفی اموال شوهرتان تقاضای توقیف اموال بدهید.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

در مورد مدتی که در مغازه ایشان کار کردید، اگر در آن مدت حقوقی بابت کار کردن نگرفته‌اید می‌توانید آن را هم مطالبه کنید. البته باید اثبات کنید که در آنجا کار می‌کرده‌اید و اگر سالیان زیادی از آن گذشته باشد، شاید مطالبه دستمزدتان دشوار باشد.

اما در مورد سوال دیگرتان عرض شود که شما باید در قالب عسر و حرج تقاضای طلاق بدهید. عسر و حرج یعنی سختی و مشقت. سعی کنید افرادی را که مطلع از رفتارهای شوهرتان هستند برای ادای شهادت در دادگاه قانع کنید. فرزندانتان نیز می‌توانند در دادگاه شهادت بدهند. هر مدرک و دلیل دیگری هم که می‌تواند بد رفتاری‌های ایشان را نشان بدهد مفید خواهد بود. مثلا اگر تاکنون کلانتری صورت‌جلسه‌ای داشته یا شما به دلیل ضرب و جرح به مراکز درمانی مراجعه کرده باشید.

سوال:

آن فیلمی‌ که گرفتم چه؟ آیا به نظرتان به دادگاه ارائه بدهم؟

جواب:

به هر حال ضرری نخواهد داشت. از آن فیلم می‌توان برداشت کرد که ایشان هم مواد مخدر مصرف می‌کنند و هم اینکه رابطه نامشروع دارند. بنابراین این فیلم هم می‌تواند به شما کمک کند. ضمن اینکه می‌توانید از شوهرتان بابت رابطه نامشروع نیز شکایت کنید. رابطه نامشروع در قانون جرم بوده و مجازات شلاق دارد.

علاوه بر این فیلم شما می‌توانید از بازپرس رسیدگی کننده به پرونده تقاضا کنید که ارتباطات مخابراتی شوهرتان نیز استعلام شود. آن‌وقت دادسرا لیست تماس‌ها و پیامک‌ها را از مخابرات استعلام خواهد کرد.

سوال:

یک سوال دیگری هم دارم. من یک پسر و سه دختر دارم. پسرم که بزرگ‌تر است به تازگی ازدواج کرده و مستقل شده است اما سه دخترم هنوز مجرد هستند. می‌خواستم بدانم اگر من جدا بشوم و دخترانم با من زندگی کنند، آیا پدرشان موظف است هزینه آنها را بدهد؟

جواب:

بله! پدر در هر حال موظف به پرداخت نفقه فرزندان شماست هر چند بزرگسال باشند. یعنی تا وقتی ازدواج نکرده‌اند پدرشان باید هزینه زندگی‌شان را بپردازد اما توجه کنید که برخی هزینه‌ها شامل نفقه نمی‌شود از جمله شهریه دانشگاه. با توجه به اینکه شوهرتان تمکن مالی دارد، اگر بعد از جدایی نفقه فرزندانش را پرداخت نکند آنها می‌توانند هم شکایت کیفری کنند و هم نسبت به مطالبه نفقه اقدام حقوقی کنند.

سوال:

سوال آخرم این است که چون من خودم از کارهای دادگاهی سر در نمی‌آورم و یک بار هم که موفق نشدم از دادگاه طلاق بگیرم، آیا جایی هست که به من وکیل بدهد؟ خودم هیچ درآمدی ندارم و توان گرفتن وکیل را ندارم.

جواب:

در قانون حمایت از خانواده پیش‌بینی شده است که اگر دادگاه تشخیص بدهد خانم احتیاج به وکیل دارد می‌تواند برای او وکیل معاضدتی تعیین کند؛ گرچه دادگاه‌ها معمولا این کار را نمی‌کنند. اما شما در دادخواست طلاق درخواست کنید که دادگاه به شما وکیل معاضدتی بدهد. همچنین می‌توانید به کانون وکلای دادگستری استان‌ محل سکونتتان که در مرکز هر استان است مراجعه کرده و از آنجا تقاضای وکیل معاضدتی کنید.

شهریور
۳۰
۱۳۹۷
خشونت علیه زنان دوجنسگرا
شهریور ۳۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_1036193206
image_pdfimage_print

چرا به هفته مشاهده پذیری دوجنسگرایان نیاز داریم؟

لیندزی کیرهام

بخشی از هفته مشاهده‌پذیری دوجنسگرایان باید به بحث در این باره اختصاص داده شود که چه طور زنان دوجنسگرا بیش از سایر زنان مورد خشونت قرار می‌گیرند. خشونت علیه زنان دوجنسگرا بسیار رایج است اما این خشونت قابل مشاهده نیست.

حتی بیشتر فعالین حقوق دگرباشان جنسی و رنگین کمانی‌ها و فعالین مبارزه با آزار جنسی هم از آمارهایی که نشان می‌دهد زنان دوجنسگرا بیش از سایر زنان در معرض تجاوزند، مطلع نیستند. در حالیکه زنان دگرجنسگرا ۱۷ درصد و زنان همجنسگرا ۱۳ درصد در معرض تجاوز هستند، زنان دوجنسگرا ۴۶ درصد در خطر تجاوز هستند. به عبارت دیگر زنان دوجنسگرا سه برابر زنان دیگر احتمال دارد که مورد تجاوز قرار بگیرند. همچنین زنان دوجنسگرا بیش از زنان دگرجنسگرا و همجنسگرا امکان دارد که مورد آزار جنسی، خشونت و تعقیب توسط شریک جنسی قرار بگیرند. علاوه بر این زنان دوجنسگرایی که از خشونت جان سالم به در برده‌اند، کمترین حمایت عاطفی را بعد از خشونت و بیشترین میزان افسردگی و فشارهای روانی بعد از تجاوز را تجربه می‌کنند و زمانی که از مجاری رسمی مانند مراکز مداخله در بحران تجاوز، مشاوران، پلیس و درمانگران درخواست کمک می‌کنند منفی‌ترین تجربه‌‌ها را دارند.

دلایل پیچیده‌ای برای این تفاوت‌های فاحش آماری وجود دارد، اما ساده‌ترین دلیل این است که زنان دوجنسگرا در فرهنگ و رسانه‌ها «سکسی‌تر» تلقی می‌شوند، درباره آن‌ها فانتزی‌های جنسی قوی‌تری وجود دارد و به راحتی به کالای جنسی تقلیل داده می‌شوند. این تصورات قالبی رواج دارد که زنان دوجنسگرا هرزه هستند، وانمود می‌کنند که دوجنسگرا هستند تا جلب توجه کنند و همیشه به دنبال رابطه جنسی (به خصوص) رابطه سه نفره هستند. اساساً زنان دوجنسگرا نه به صورت انسان بلکه به صورت اشیای جنسی‌ای دیده می‌شوند که همیشه به دنبال ارضای فانتزی‌های جنسی فیلم‌های پورن هستند. رضایت آنها اهمیتی ندارد، به دلیل اینکه هویت دوجنسگرا داشتن مستقیماً منتج به رضایت برای رابطه با هر کسی که ممکن است به رابطه با این زنان علاقه‌مند باشد، تلقی می‌شود.

علاوه براین، زنان دوجنسگرا ممکن است قربانی آنچه که تجاوز «اصلاح کننده» نامیده می‌شود باشند، خشونت ناشی از نفرتی که در مرحله عمل، معمولاً فرد به دلیل گرایش یا هویت جنسی‌اش مورد تجاوز قرار می‌گیرد، تا «اصلاح» شود. زنان دوجنسگرا همچنین بیشتر ممکن است درگیر  رابطه‌های خشونت‌آمیز باشند، بخشی به این دلیل که آزارگرها به سادگی می‌توانند افراد بی دفاع را هدف قرار دهند و نیز به دلیل اینکه آزارگرها می‌توانند افشای دوجنسگرایی را برای تهدید، کاهش اعتماد به نفس یا مورد فشار قرار دادن برای برقراری رابطه اجباری مورد سو استفاده قرار دهند.

دوجنسگرایی همچنین مانع جدی‌ای برای کمک گرفتن بعد از آزار است. برای نمونه، این تصور قالبی که زنان دوجنسگرا هزره و غیرقابل اعتمادند، ممکن است منجر به این شود که دوستان و افراد خانواده زن دوجنسگرایی را که مورد خشونت قرار گرفته جدی نگیرند. دوجنسگراستیزی همچنین منجر به انزوای اجتماعی زنان دوجنسگرا می‌شود و منابعی را که برای حمایت از قربانیان خشونت ایجاد شده  برای آن‌ها ناامن می‌کند. دوجنسگراستیزی در درون اجتماع دگرباشان و رنگین کمانی‌ها نیز به صورت خاص مضر است و باعث می‌شود که زنان دوجنسگرایی که مورد خشونت قرار گرفته‌اند، حمایت عاطفی کمی دریافت کنند. زنان دوجنسگرایی که از جنبه‌های دیگر نیز به حاشیه رانده شده‌اند، با موانع بیشتری برای کمک گرفتن مواجه می‌شوند، مثلاً زنان دوجنسگرای تراجنسی و تراجنسیتی، زنان دوجنسگرای رنگین پوست و زنان دوجنسگرای توان‌خواه برخی از نجات یافتگان خشونت‌ را تشکیل می‌دهند که بی‌دفاع‌ترین گروه در جامعه دگرباشان و رنگین کمانی‌ها تلقی می‌شوند.

من هم چند سال پیش با دیدن این آمارها مثل شما شوکه شدم. من بیشتر زمانی که متوجه شدم که هیچ منبع خاصی برای حمایت از زنان دوجنسگرای خشونت دیده وجود ندارد، متعجب شدم. هیچ سازمانی، مرکز مداخله بحرانی، گروه حمایتی، کتابی، هیچ چیز. بنابراین ماه اکتبر سال گذشته شبکه حمایت از زنان دوجنسگرا را در شبکه اجتماعی تامبلر راه اندازی کردم. در کمتر از یک سال بیش از ۲۵۰۰ نفر این شبکه را در فضای مجازی دنبال کردند. ما بسته‌های حمایتی و کارت پستال‌های سال نو برای مخاطبین  ارسال کردیم، یک گروه حمایتی در فیس بوک و یک برنامه نامه نگاری حمایتی  راه اندازی کردیم، نوشته‌هایی درباره دوجنسگراستیزی و درمان پس از تجاوز منتشر کردیم و به سئوالات بسیای از زنان دوجنسگرای بازمانده خشونت پاسخ داده‌ایم.

من به کارم خیلی افتخار می‌کنم اما کارهای بیشتری باید برای جامعه دوجنسگرایان انجام شود. وقتی سه چهارم زنان دوجنسگرا بازماندگان آزار جنسی هستند، ما به چیزی بیش از یک صفحه در شبکه تامبلر که توسط دانشجویان در اوقات فراغت‌شان و با کمک‌های مالی مردم اداره می‌شود، نیاز داریم. من از نجات یافتگان زیادی شنیده‌ام که وبلاگ ما بهترین و گاهی تنها منبعی بوده که برای بهبود داشته‌اند، اما از سوی دیگر قلبم از اینکه می‌شنوم که دوستان و خانواده‌شان به آن‌ها پست کرده‌اند.

زمان آن فرا رسیده است که موضوع خشونت جنسی در بحث‌های حقوق دگرباشان و رنگین کمانی‌ها در سطح ملی مورد توجه قرار گیرد. زمان گفتگو درباره آزار جنسی و توجه به تقاطع جنبه‌های مختلف تبعیض و نابرابری و بالا بردن صدای بازماندگان به حاشیه رانده شده فرا رسیده است. لطفاً در طول هفته مشاهده پذیری دوجنسگرایان اجازه ندهید که خشونت رایج علیه زنان دوجنسگرا پنهان بماند.

لیندزی کیرهام یک دانشگاهی شناخته شده و پایه گذار شبکه حمایتی زنان دوجنسگراست.

منبع: دوجنسگرا

شهریور
۳۰
۱۳۹۷
چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم
شهریور ۳۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_785222245
image_pdfimage_print

Photo: 13_Phunkod/shutterstock.com

باران خسروی

همه ما دیده‌ایم چگونه سازمان‌ها، از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها در راستای اهداف خود استفاده می‌کنند.  همه ما داستان‌هایی شنیده‌ایم که چگونه متخصصان رسانه، با دست‌کاری هوشمندانه مطبوعات، به بهبود یا تخریب یک تصویر کمک کرده‌اند. مثال بارز،  چهره‌پردازی رسانه‌ها و حمایت از یک نامزد انتخاباتی با اهداف خاص سیاسی است که می‌تواند موجب پیروزی او شود.

 «همان‌طور که از واژه‌ رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های فردی به فرد یا افراد دیگر. امروزه معمولا آنچه به‌عنوان رسانه در گفتگوها و مقاله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه‌های ارتباطی (Communication Media)  اشاره دارد. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانه‌های ارتباطی به وجود آمدند که با رسانه‌های جمعی(Mass Media) تفاوت دارند. رسانه‌هایی که امروزه به عنوان شبکه‌های اجتماعی یا Social Media شناخته می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها شبکه‌سازی است.»

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید از رسانه‌ها به نفع هدف خود استفاده کنید. در سال‌های اخیر بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاست‌گذاران، از رسانه‌های ارتباطی و اجتماعی برای تغییرات اجتماعی و فرهنگ‌سازی استفاده کرده‌اند که البته بسته به ساختار سیاسی و اجتماعی آن جامعه، نوع استفاده از آن رسانه متفاوت بوده است.

 در این مطلب به این می‌پردازیم که شما به عنوان یک حمایت‌گر، چگونه می‌توانید در راستای هدف خود که محو خشونت خانگی است، از رسانه‌ها بهره ببرید.

شما تنها نیستید

همان‌طور که می‌دانید، خشونت‌دیده به شدت می‌تواند ایزوله  و تنها شود، احساس گناه کند، احساس این که مقصر اوست و در این مسیر تنهاست. امروز افراد می‌توانند شناخته یا ناشناخته، روایت‌هایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. رسانه یک ابزار قوی در انتقال و به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها بوده است، مثلا هشتگ من‌هم (#Metoo) که چندی پیش در رسانه‌های اجتماعی داغ شد، هم‌صدایی و حمایت‌گری جامعه‌ای را نشان می‌داد که سعی در برچسب‌زدایی و شرم‌زدایی از قربانی بودن دارد. در عین حال نشان داد که خشونت امری جهانی است و مرز، رنگ و طبقه نمی‌شناسد. در نتیجه شاید بتوان گفت، رسانه توانایی این را دارد که درد مشترک یا مساله مشترک را جهانی کند و احساس تنهایی در این مساله را از قربانی بگیرد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮی از ﺗﺠربه‌های دﺳﺖ اول

یکی از راه‌هایی که رسانه‌ها در بحث خشونت خانگی می‌توانند اثرگذار باشند، بحث استفاده از تجربه‌های دیگران است. آن‌ها که در شرایط مشابه ما بوده‌اند، چه کرده‌اند و چه مسیری رفته‌اند.  همچنین رسانه‌ها به ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش کمک می‌کنند. آن‌ها می‌توانند افراد را به صورت آن‌لاین و از راه دور آموزش دهند و به این ترتیب روش‌های یادگیری و آموزش سنتی را بشکنند.

اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن :

رسانه‌ها منابع خوبی در یادگیری هستند. البته این یادگیری می‌تواند هم اثر خوب و هم اثر بد داشته باشد. در واقع رسانه ها می‌توانند تاثیر منفی داشته باشند، همان طور که داشته اند. به عنوان مثال انتقاد بارزی که به رسانه‌ها همیشه وجود داشته است، این است که خود به بازسازی خشونت کمک می‌کنند.  اما در عین حال رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در یادگیری و بالا بردن دانش عمومی در مورد خشونت خانگی داشته باشند.  مثال برنامه‌های آموزشی است که هدف آن‌ها کمک به خشونت‌دیده است یارسانه‌های اجتماعی که در سال‌های اخیر نقش عمده‌ای در بالابردن دانش افراد عمومی جامعه در بحث خشونت خانگی داشته است.

دسترسی به سرویس :

رسانه‌ها می‌توانند دسترسی به سرویس را بسیار راحت‌تر کنند. از یک طرف تبلیغات رسانه‌ای و از طرف دیگر به اشتراک‌گذاری تجربه افراد در رسانه از خدماتی که از سرویس‌های مختلف اجتماعی گرفته‌اند، بسیار کمک کننده است . به عنوان مثال سرویس مشاوره‌ای که بعضی از برنامه‌ها می دهند. یا اگر شما اگر قربانی خشونت هستید، کافی است جستجوی کمی در صفحه‌ رسانه‌های اجتماعی مختلف داشته باشید و به راحتی صفحه‌ سازمان‌های کمک‌دهنده به قربانیان را پیدا کنید و از آن‌ها کمک بخواهید.

رسانه‌ها مرزها را می‌شکنند

در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند، که در پرتو آگاهی‌دهی آن‌ها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و  ساکنان زمین  به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند. به این وسیله رسانه‌ها به راحتی می‌توانند تجربه‌های کشورهای مختلف و مسیری که در محو خشونت خانگی رفته‌اند را به ما نشان دهند.

رسانه‌ها و حمایت از کمپین‌ها

 رسانه‌ها نقش عمده‌ای درحمایت از کمپین‌های آگاهی‌رسانی داشته‌اند. از طریق ابزار رسانه، بسیاری از کمپین‌ها توانسته‌اند پیغام خود را به صورت سریع‌تر و راحت‌تر به مخاطب مردمی برسانند و در سطح گسترده‌ای بر مساله خشونت خانگی تاثیر بگذارند و در جهت تغییرات اجتماعی پیش ببرند.

تاثیر رسانه‌ها بالاتر از این مواردی است که اشاره شده است و همان‌طور که گفته شد این تاثیر گاهی مخرب هم هست. اما شما می‌توانید با توجه به هدف حمایت‌گری خود، از رسانه‌ها  با هوشمندی و آگاهی استفاده کنید و بهره مثبت ببرید تا به  هدف محو خشونت خانگی، تغییرات اجتماعی و حمایت خاص از خشونت‌دیدگان کمک کنید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

شهریور
۳۰
۱۳۹۷
دختر مریخی: من ابتدا یک زن هستم و بعد یک معلول!
شهریور ۳۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Manejeh-Rezaei22-750x430
image_pdfimage_print

تقریبا توانستم به اهدافی که می‌خواستم برسم، اهدافی که توانست نگاه قسمتی از مردم کشورم را نسبت به معلولین روشن کند، هدفی که باعث شد بسیاری از معلولین از بیان‌کردن خودشان و احساسات‌شان در جامعه ابایی نداشته باشند و خودشان را سانسور نکنند. من با صدای بلند زندگی می کنم شاید زندگی من باعث شود که روی زندگی نفر دیگری تاثیر مثبت بگذارد.

گفتگو با منیژه رضایی اولین زن مدل ایرانی، که به دختر مریخی معروف است بسیار شیرین است، آنقدر سرزنده به مشکلات می‌خندد که نگاه هر کسی به معلولین و جایگاه آنان را تغییر خواهد کرد. منیژه دستی بر شعر هم دارد که لطیف و گویای احوالات اوست. دختر مریخی از موفقیت­‌ها و سختی‌ها برای ما سخن گفته که شرح آن را در پی می‌خوانید:

من اول یک زن هستم بعد یک معلول اما دیگران من را اول یک معلول می‌بینند بعد یک زن. معلول بودن ربطی به نداشتن غرایز و ظرافت‌های زنانه ندارد چرا نتوانم در حق و حقوقی که مربوط به زنان است دخالت کنم و به قوانین معلولی که نسبت به زن در ایران هست اعتراض کنم.

با دختر مریخی شروع کنیم. عنوان دختر مریخی از کجا آمده‌است؟ چه دیدگاهی پشت این عنوان قرار دارد؟

برای همه سوال است که چرا به خودم  دخترِمریخی می‌گویم. من از زمان کودکی با بیماری‌های نادر و عجیب به‌‌دنیا آمدم که ظاهرم خیلی با دیگران فرق داشت.
چون جمجمه‌ام نسبت به دیگر اعضای بدنم بزرگتر است
چون چشم‌های‌ من درشت‌تر از اعضای صورتم است
چون تصوری که خیلی از دانشمندان نسبت به آدم مریخی‌ها داشتند شبیه من بود…
چون از کودکی دائماً به من گفتند: تو شبیه ما نیستی پس نمی‌تونی مثل ما رفتار کنی آرزو داشته باشی و شبیه ما زندگی کنی…
چون به من گفتند: کارهایی که ما می‌تونیم انجام بدیم تو نمی‌تونی انجام بدی
چون گفتند: از بلند پروازی‌هات باید کم کنی و بشینی یه گوشه‌ای زندگی‌‌ات رو بکنی تا زندگی‌ات یه روزی تموم بشه
چون گفتند: حق عاشق شدن و دوست داشته شدن رو نداری چون قد و هیکلت شبیه ماها نیست…
چون…
چون…
چون…

به خودم گفتم، بله، من از کره‌ی دیگری آمدم و شبیه شما نیستم، من یک دختر مریخی هستم…
من از مریخ آمدم‌ زندگی و طرز فکرم و آرزوهایم شبیه زمینی‌ها نیست…
بله من دختر مریخی هستم…

در حال حاضر دختر مریخی الگوی مناسب، برای کسانی است که نمیتوانی و نمیشود را دائما در زندگی خود لمس میکنند. راز موفقیتت را در چه چیزی میبینی؟

راز موفقیتم را در خودشناسی و اعتماد به نفسم، که از اول زندگی با من بزرگ و بزرگتر شدند می‌دانم‌، هیچ وقت یک شبه به‌دستش نیاوردم.

از خانواده تا جامعه ، جمله‌های نمی‌تونی و نمی‌شه را زیاد شنیدم اما در خلوت خودم بارها خودم را ستایش و تشویق کردم و این باعث شد استقلال در عمل کردن به هر کاری که از نظر اطرافیانم غیر ممکن بود را بدست بیاورم. خودم را دوست دارم با تمام چیزی که شاید در دید دیگران ناقص هست.

راه دشوار زن بودن و سخت‌­تر از آن زن معلول بودن تو را ناامید نکرد؟ در قبال نادیده گرفته شدن‌­ها و توهین­‌ها چه واکنشی نشان میدادی؟

مسلما زن بودن در ایران محدودیت‌ها و سختی‌های خودش را دارد، تصور کنید که این زن معلولیت هم داشته باشد خواه ناخواه این سختی و محدودیت‌ها دو چندان خواهد شد اما من جمله‌ای دارم که میگم:‌ من اول یک زن هستم بعد یک معلول اما دیگران من را اول یک معلول می‌بینند بعد یک زن. معلول بودن ربطی به نداشتن غرایز و ظرافت‌های زنانه ندارد چرا نتوانم در حق و حقوقی که مربوط به زنان است دخالت کنم و به قوانین معلولی که نسبت به زن در ایران هست اعتراض کنم. بله من اول یک زن هستم بعد یک معلول!

چه تفاوتی بین فرهنگ و پذیرش جامعه‌ای ایران و کشوری که الان و در حال حاضر در آن زندگی میکنی وجود دارد؟

اصلا غیر قابل مقایسه است. من به کشوری آمدم که نه زبانش را می‌فهمیدم و نه فرهنگش را. اولین باری که وارد شهر شدم و اولین تجربه‌ی سوار شدن مترو آن‌هم به تنهایی را داشتم به همه چیز ریز‌بینانه و با دقت توجه می‌کردم.  به نگاه مردم در عکس‌العمل‌شان نسبت به خارجی بودن‌ام، به معلول بودنم.  شاید باور نکنید برای اولین بار در عمرم احساس کردم، یک آدم معمولی از جنس این انسان‌­ها که دو پا دارند و دو دست و دو چشم هستم نه دختری که از کره‌ی دیگری آمده است.

حتی بچه های کوچک به من نگاه متعجبانه نداشتند، به من نخندیدند و مرا با انگشت نشان ندادند. شاید خیلی‌ها با خواندن این حرف من تعصبات بی‌جا نسبت به ایران و ایرانی‌ها داشته باشند اما این واقعیت زندگی ما معلولین است که در ایران برخورد بدی با من صورت می‌گرفت.

جالب اینجاست که من تا زمانی که در ایران بودم بیشتر احساس غربت داشتم و از وقتی به کشور هلند آمدم، حس نمی‌کنم در کشور دیگری و در قاره‌ی دیگری با زبان و فرهنگ  متفاوتی زندگی می‌کنم. چون فرهنگ و جامعه‌ی این کشور مرا به عنوان یک انسان عادی پذیرفته است.

در ایران نگاه ارگان‌­های مربوطه به امور معلولین را چگونه دیدی؟ آیا رسیدگی ارگان­‌های مربوطه به حد نیاز بود؟  در کل یک معلول در ایران با چه مشکلاتی در بحث خدمت‌رسانی مواجه است؟

به جرأت می‌گویم که عملکرد ارگان‌های مربوط به امور معلولین در ایران افتضاح و زیر صفر هست. از بهزیستی گرفته تا شهرداری و صدا و سیما.  هر ساله روز جهانی معلولین یا هفته‌ی بهزیستی، مسئولین در تلویزیون یک سری شعارها و رویاپردازی­‌هایی را برای جامعه‌ی معلولین به دروغ کلید می‌زنند، وقتی آدم‌های عادی جامعه این اخبار را گوش می‌دهند به خود می‌گویند : الان دیگه نون معلولین تو روغنه و توی رفاه کامل هستن! در صورتی که اصلاً چنین چیزی نیست.

مثلا صداوسیما که نقش آموزشی و کلیدی می‌توانست در نگاه و دید مردم نسبت به معلولین داشته باشد، بسیار برعکس عمل کرده است و با ساخت سریال‌ها و فیلم‌هایی باعث شده، که نگاه جامعه به معلولین نگاه به موجودات بدبخت و فلک زده باشد، اما در رسانه‌های خارجی چنین چیزی نمی‌بینیم. مثل سریال گیم آف ترونز که بازیگر نقش اول سریال یک کوتاه قامت است با اینکه سریال تخیلی است و واقعیت تاریخی ندارد.

یک معلول در ایران از نیازهای اولیه گرفته تا دوا و تجهیزات پزشکی نیاز به حمایت دارد، که در ایران بهزیستی با دادن ماهیانه ۵۳ هزار تومان سر و ته قضیه را جمع می‌کند، که البته گویا چند ماهی هست کمی بیشتر شده اما زیر ۲۰۰ هزار تومان هست.  بارهای توی تلویزیون اعلام کردند که قرار است دو برابر کنند، اما به نظر من اگه صد برابر هم کنند باز کفاف زندگی پر از خرج یک معلول را پاسخگو نیست، چون که ما معلولین حتی نیازهای اولیه­‌ی پر خرجی داریم.

در اینستاگرام بسیار فعال هستید، که بعضن به دلیل شیوهی جدید زندگی که در پیش گرفته‌­ای؛ برای مثال پوشش، اعتقادات مذهبی، حمایت از همجنسگرایان و غیره حاشیه­‌هایی به وجود میآید. واکنش شما به این قبیل مسایل چگونه است؟

 خب مسلماً اوایل خیلی ناراحت و عصبی می‌شدم اما کم نیاوردم و قوی ادامه دادم و کم کم درصدد کامنت­‌های توهین و فحاشی و تمسخر دیگران کمتر شد و در مقابل تحسین مردم به من بیشتر شد. البته هنوزم مستثنا نیستم از این حواشی‌ها اما من گرگ باران زده شده‌ام و تقریبا توانسته‌ام به آن هدفی که می­‌خواستم برسم. هدفی که توانست نگاه قسمتی از مردم کشور را نسبت به معلولین تغییر دهد. هدفی که باعث شد بسیاری از معلولین از بیان‌کردن خودشان و احساسات‌شان ابایی نداشته باشند و در جامعه خودشان را سانسور نکنند. من فقط با صدای بلند زندگی می کنم که شاید این زندگی من باعث شود بر روی زندگی یک نفر تاثیر مثبت بگذارد. و چه بسا کامنت‌ها و پیام‌های بسیاری از مردم‌های معمولی و عادی دریافت می‌کنم که به من لطف دارند که از من چقدر انرژی می‌گیرند و با دیدن کارها و زندگی من به خودشان آمده‌اند و باعث پیشرفت‌شان شده‌ام. و این یعنی پیروزی من نسبت به اهدافی که داشتم و دارم.

آیا آینده­‌ی دختر مریخی رقم خورده است؟ یا اهداف جدیدی را میخواهید دنبال کنید؟

 آینده­‌ی دختر مریخی مثل گذشته‌­ای که داشت هنوز پیچ در پیچ و ناشناخته است. اگه آینده‌ام تمام شود معنی آن این است که من مرده‌ام. تازه قطار زندگی من در سرآشیبی ملایمی که میخواستم از مناظر اطرافم لذت ببرم افتاده است. البته مشکلات هیچ وقت دست از سرم بر نمی‌دارند اما همین مشکلات هستند که باعث می‌شوند هر روز قوی تر یک قدم به جلو بردارم. شاید هر کسی که عکس‌ها یا فیلم‌های من را ببیند حسرت زندگی من را بخورد و بگوید: خوش به حالش اما چیزی که من بارها به مخاطبانم گفتم این است که هیچ کسی از پشت صحنه­‌ی زندگی کسی خبر ندارد و گاهاً شده بود که در اوج مشکلات بودم اما پست‌های امید و زندگی می‌گذاشتم که هم برای خودم تداعی‌کننده‌ی قدرت‌های وجودی‌ام باشد و هم برای مخاطبان‌ام آرام‌بخش.

منبع: شهرگان

 

شهریور
۲۹
۱۳۹۷
زخم کهنه
شهریور ۲۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_618172229
image_pdfimage_print

Photo: Victor Tondee/shutterstock.com

از فیسبوک فرنوش تنگستانی

پدرم از زن‌های وحشی و سرکش بیزار بود. او زن‌ها را رام و مطیع دوست داشت مانند مادرم و یا مظلوم و خاموش شبیه خواهرم. برای همین هیچ چیز به مانند سر پیچی و عصیان عریان، نمی‌توانست زنی را از چشمش بیاندازد همان گونه که روزی حوا را از چشمان خداوند انداخته بود.

من فرزند اولش بودم. ماحصل تجربه‌ی روزهای جوانی و شور و دلدادگی و لابد نتیجه‌ی نخستین هم آغوشی‌های عاشقانه با زنی که دوستش داشت. با این‌همه اخم کرده بود به وقت دنیا آمدنم، زیر لب لعنتی فرستاده و به نشانه‌ی قهر، پیشانی‌ام را روزها نبوسیده بود. اینها را مادرم تعریف می‌کرد.

زنی که بی‌یاعتنایی و خشم پدرم را به رسم تمام زنان آن دوران با تواضعی عجیب درک کرده و بخشیده بود چرا که او را یک جنوبی اصیل و مغرور می‌دانست که به رسم بیشتر مردان آن دیار، خبر تولد نوزاد دختر شرم و اندوهی غریب بر تن ش می‌نشاند. تصوری ترسناک از یک بدن نرم دخترانه که شکافی عمیق را در میان پاهای خود جا داده و می‌بایست به مأمنی دایمی برای غرور و آبروی خانوادگی تبدیل شود، هراسانش کرده بود. آبرویی لرزان، گریزان و بی‌جبران که به قول پدر مانند روغنی شفاف، میل به گریز و لغزانندگی داشت و چه کسی را می‌توانستی بیابی که قادر باشد آبرویی ریخته بر زمین را به جای اول و به درون شیشه‌ی شکسته‌اش بازگرداند؟

زمان زیادی می‌بایست بگذرد تا با بودنم آشتی کند و بفهمد که شبیه‌ترین آدم به او، همان دختریست که دارد درکنارش بزرگ می‌شود.

می‌دیدمش مدام که با ان پوست تیره‌ی آفتاب خورده و اندام درشت و مردانه، در آخرین اتاق خانه‌ی کوچک سازمانی‌مان رو به نور می‌نشست و چنان بر روی کتاب‌هایش خم می‌شد که حضور بازیگوش مرا از یاد می‌برد.

گاهی مرا می‌دید. نشسته بر ان صندلی چوبی دسته‌دار کودکانه و با آن صورت گرد شیطان و موهای کوتاه درهم که چنان سرم را در لابلای کتاب‌هایم فرو کرده‌ام که حضور او را از یاد برده‌م. بسیار به هم شبیه بودیم. ریشه‌هایمان از چشمه‌های مشابهی آب می‌نوشید. غرورمان، عشق دیوانه‌وارمان به کتاب‌ها و آدم‌ها و حتی بیزاری عمیق‌مان از دروغ‌ها و فریب‌ها، به هم شباهت داشت اما همه‌ی این‌ها کافی نبود.

دره‌ای عمیق وجود داشت در میان قامت ستبر مردانه‌ی او و بدن کوچک و حفره‌دار من که ما را از هم جدا می‌کرد.

او بیش از کتاب‌هایش و من، عاشق و وام‌دار سنت‌ها و چارچوب‌های در پس آن بود و اطاعت‌شان می‌کرد. برای همین سرکشی و عصیانگری ذاتی‌ام را تاب نمی‌آورد و مرا مانند خمیری سخت در لابلای انگشت‌هایش می‌فشرد تا از من دختری بسازد که می‌خواست.

موجودی که زیاد کتاب می‌خواند اما توان “نه گفتن” را در اعماق حافظه‌ی خود از یاد برده است و تمنای سرکشی در او به رویایی دور و دست نایافتنی شباهت دارد.

کش می‌آمدم، له می‌شدم و در میان قوانین سختگیرانه و باید نبایدهای بی‌پایانش، ترک می‌خوردم و در نهایت زنی از من چکیده می‌شد که با من بیگانه بود. گاهی خشمم را می‌فهمید اما آن‌را مُثله می‌کرد با تیغ‌های تیز ترس و دوباره تراشم می‌داد. می‌خواست مرا دوباره بسازد، از نو، دگرباره و آلوده به تسلیمی بی‌پایان به همه‌ی اصول پابرجا و تخطی‌ناپذیر او.

دوستم داشت اما از من می‌ترسید. دوستش داشتم اما از او می‌ترسیدم.

در واقع سال‌ها از یکدیگر ترسیدیم و در آخر در میان دوگانه‌های غریب عشق و بیزاری، ترس و جسارت، غرور و حقارت گم شدیم.

جدال سخت و نفس‌گیر ما، میان تمنای بی‌پایان او به زنجیرها و عطش بی‌انتهای من به گریختن‌ها یکروز پایان یافت و او شد برنده‌ی میدان و من نیز مغلوبی با دست‌هایی به نشانه‌ی تسلیم بر بالای سر ایستاده.

شاید به خاطر آنکه هراس‌های او عظیم‌تر و کهنه‌تر بودند. ترس‌ها ما را قوی‌تر می‌کنند و توان‌مان می‌دهند که ناممکن‌ترین‌ها را به مرور سال‌ها انجام دهیم. رامم کرد و شدم همان دختری که می‌خواست.

همان‌که کتاب و قلم از دستانش نمی‌افتاد، اما کلمات ،فریادها و نعره‌های داغ و زنده در دهانش یخ می‌کرد و آب می‌شد و میل‌ها، تمناها و شورش ها مثل خوشه‌های انگور خشکیده در اعماق سردابی تاریک، معلق می‌ماندند. تسلیم شده بودم.

گاهی بعضی هایشان ریشه می‌دواندند، شاخ و برگ می‌دادند و می‌پیچیدند به دور نرمی رگ‌های آبی تن، به دور برق دیوانه وار چشمها، به دور تارهای صوتی حنجره و مثل پیچک‌های انگور راه گلو را می‌بستند اما او نمی‌دانست.

هیچکس نمی دانست که چقدر سخت است وقتی نیمی از تو نیمه‌ی دیگرت را نخواهد، تا بشوی مانند سینه‌بندی ورم کرده که تنها کوکی نازک دوتکه‌اش را بهم وصل میکند و آنوقت آویزان بمانی بر بندهای سیمی کهنه، در باد.

من هرگز آن زن را که در من می‌پیچید و در زیر پوست نازکم، بی‌پناه و زخمی از نفس می‌افتاد، نمی‌شناختم. نمی‌خواستم ببینمش. رویم را برمی‌گرداندم به لج، به خشم، به رنج و تنها گاهی از خودم می‌پرسیدم آیا در من دو زن زندگی می‌کند؟

بعد ناخون‌هایم را به نرمی بر لبهایم فرو می‌کردم تا دوخته شود از درد اما سکوت کند. تا صدای خودم را نشنوم که با زمزمه ای محزون پاسخ می‌دهد بله. تا و کسی نفهمد چه اندازه از خشمی نو و کهنه سرشارم.

پدرم اما راضی بود. همه راضی بودند. دختری گم شده در لابلای کتاب‌ها و پیچک‌ها با دهانی بسته و روحی تسلیم، گردنی خم شده و موهایی کوتاه. پدرم دوست داشت موهای دخترانش کوتاه باشد مثل موهای مادرم. اما آن نیمه ی دیگرم آرام نمی‌گرفت. با تنی خسته و از نفس افتاده، در زیر پوستم تقلا می‌کرد و مانند جانوری وحشی خودش را به دیواره‌های تنم می‌کوبید. دلم نمی‌خواست پدرم بداند با من چه کرده و چطور انتخاب‌های معصوم مرا به قدرت و اقتدار خویش ربوده است تا سایه‌ی سنگین هراس‌هایش را مانند چادری‌ سیاه بر سرم پهن کند.

حتی پس از مرگش، دلم می خواست کلاغها ی سیاه قبرستان برایش خبر نبرند که چیزی از جنس هیولایی خفته و خشمگین دارد در من بیدار می‌شود. چیزی که دیگرنمی‌توان انرا در کنج گلو یا انزوا و یا زیر پوست نازک زنانه پنهان کرد. می‌خواستم آسوده بخوابد و برای همین خودم را به تسلیمی گل‌آلود آغشته کردم.

خیلی سال باید می گذاشت تا یکروز صبح در آینه خیره بمانم و بفهمم برگ‌هایی کوچک پیچکی تازه  از لابلای لب‌هایم اویزان است و دارد بزرگ می‌شود.

پارسال شهریور بود به گمانم. در روزی مشابه امروز که آن‌ها را دیدم. برگ‌هایی کوچک و سبز آمیخته با صدای غریب ناله‌های زنی.

همانند زنی که نخستین تکانه‌های جنینی را در زیر پوست خویش حس میکند، آنرا حس می‌کردم. جوانه‌هایی بر لبم، لرزشی در تنم. آبستن بودم اما نه از جنینی کوچک بلکه از زنی خسته که سال‌ها در دخمه های تنگ و تاریک خویش مانده و از جوی‌های خون‌آلود تنم نوشیده بود تا زنده بماند.

چیزی داشت در من فرومیریخت. معبدها، عمارت‌ها، بت‌ها یکی پس از دیگری فرو می ریختند.می خواستم تبرها را بر شانه ی لات و عزی بیاندازم اما دیگر دیر شده بود. رد دسته‌ی آهنین آن را بر میان انگشت‌هایم شاهد بودم و آنگاه لحظات آغازین یک انقلاب را لمس کردم.

همه‌ی فریادها،نعره‌ها، تقلاها و شورش‌هایی در اعماق و بعد گسستی عظیم. تقدیر من بوده که یک انقلاب را در ازدحام خیابانهای کودکی‌ام و دیگری را در اعماق شهر متروک بزرگسالی‌ام شاهد باشم و همچنان تاب بیاورم.

کسی می‌گفت ما رویاهای نزیسته‌ی والدین‌مان هستیم، آرزوهای نداشته‌شان، کارهای نکرده و راه‌های نرفته شان. شاید برای همین می‌بایست بیزاری‌ام را از بندهای درهم تنیده‌ی سنتی که مرا به تمامی مطیع خود می‌خواست، مدیون پدر می بودم اما او تکه هایی از مرا کشته بود. زنی را به بند کشیده و از من چیزی ساخته بود که خود می‌خواست. آیا پدران بزرگترین قاتلان تاریخ نبوده‌اند؟

هیچکس نمی‌داند که آدمی چطور می‌تواند مرگ قسمتی از خودش را تاب بیاورد یا بگذارد دست راستش، دست چپ را بی‌رحمانه کبود کند و گوش چپ دهلیزهای پر پیچ و خم خود را بر گوش راست ببندد، تا نشنود و چشم راست ، چشم چپ را نبیند تا بشود هزار تکه‌ی سرگردان که باد همه را با خود برده است.

باید تکه‌هایم را دوباره جمع می‌کردم. از لای دست و پای عزیزترین‌هایم، از میان بیابانهای دوردست، از بین خاطرات کهنه‌ی قدیمی. دستانی می‌خواستم که بلد باشد آن زن را بیرون کشد.

کسی آدرس اوراداد. گفتند که او کسی ست که درس‌های جراحی را خوانده است و از خون‌های جهیده و زخم‌های کهنه نمی‌ترسد.

نشستم در مقابلش. با ترسی بزرگ . کلماتم را می‌خواست.تمام ناگفته‌ها را. فروخورده‌ها را. همان امور همواره سرکوب شده و پنهان را. گفت گوش‌هایش آماده‌ی سیلانی عظیم است. گفت بگو. گفت آماده‌ی مواجه‌ای غریب باش. گفت زایمانی سخت در راه است. آنهم نه جنینی که از میان شکاف پاهایت متولد می‌شود بلکه این‌بار قرارست زنی از میان حفره‌ی دهان تو به دنیا بیاید. آن‌هم به اعجاز واژه‌ها.

زنی شبیه تو اما دور از تو.

هر کلمه را که می‌گفتم، سینه‌ام باز تر می‌شد. شکافته‌تر. خودم را می‌دیدم. جایی در حد فاصل ماهیچه‌های سرخ قلب و حنجره.،

برف باریده بود. برفی سفید و سرد. نفسم بند آمده بود اما کافی نبود.

دستش را فرو کرد به آرامی. در میان حفره‌ی باز سینه‌ها. تا آرنج . دست‌هایش غرق شد در میان سلول‌ها. رگ‌ها. در میان من. درد کشنده بود. گمان می کردم هرگز جراحی بدون بی‌هوشی را تاب نمی‌آورم اما چاره‌ای نبود. باید انها را می‌کشید بیرون..خاطره ها، رویاها و کابوس‌ها را و از همه مهمتر آن زن را که پدر از من ربوده و به ترس‌ها و خشم‌های بی‌پایان آغشته بود.

دست‌هایش را فروتربرد. موهای انبوه زن را در لابلای انگشتانش حس می‌کردم. پس او را یافته بود. او که سال‌ها گمشده‌ی همیشگی کوچه‌های تنم مانده بود. او را کشید بیرون. و از میان کلمات و دهانم، ناگهان زنی به بیرون پرتاب شد که موهای بلند داشت و در میان جیغ‌های دیوانه‌وارش به من شباهت داشت.

نمی دانم از درد بود یا از وحشت مواجه با خودشکافته‌ام که با صدای بلند گریه کردم. جلوی آن منشی مطب با موهای زرد رنگ کرده ی زرد و لاک‌های بنفش براق گریه کردم. همه‌ی خیابان شریعتی تا سه‌راه ضرابخانه را گریه کردم و هی پلک‌هایم خیس شد، هی دستمال‌های سفیدم خیس شد، هی پیاده‌روهای خیابان شریعتی خیس شد اما در نهایت به دنیا آمد.

شانه‌هایم را ببین.

سینه‌ام را ببین.

پوستم را ببین.

حنجره‌ام را ببین.

زخم است.

ز خ م .

ز خ م .

ز خ م.

این‌ها را او می‌گفت. زنی پنهان در من که ماه‌ها و سال‌ها بر روی دست‌هایم از دست رفته و نیمه‌جان گشته بود و حالا خودش را بر روی من پهن می‌کرد همان‌طور که آفتاب پاییزی خودش را بر سرمای نیم‌روز پهن می‌کند.

خسته بودم بسیار اما دیگر تمام شد.

حالا یکسال از آن روز گذشته است. برگ‌های پیچک غریب به دور تنم پیچیده است و گاه شرابم می‌دهد. شرابی تلخ و سِکرآور.

ماه‌هاست که زن پیداشده، بر روی دستانم وزن مرده بر روی شانه‌هایم سنگینی می‌کند. باید کمی سبک‌تر شوم مثل باد. برای همین در سالگرد آن روز بزرگ، اولی را به رسم تمام مادران به سینه می‌چسبانم و دیگری را به داخل قاب عکسی قدیمی در کنار تصویر پدر سنجاق می‌کنم. با موهایی کوتاه، دهانی بسته و دستانی آویزان و تسلیم. همان‌طور که او دوست داشت مرا ببیند. زمان وداع فرارسیده است. پیشانی هردوشان را می‌بوسم، او و پدر را و دست‌هایم را به نشانه‌ی خداحافظی تکان می‌دهم

دیگر تمام شد اما می‌دانم که نباید برای روزنامه تسلیتی بفرستم چرا که

زنی مرده است…

زنی به دنیا آمده است…

و زمان زیادی نمانده است تا صبح …