صفحه اصلی  »  2018 June
image_pdfimage_print
تیر
۸
۱۳۹۷
الفبای کودک
تیر ۸ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Depositphotos_43199719_s-2015
image_pdfimage_print

Photo: gulfen//depositphotos.com

گفت و گو با رضا عبدی، فعال حقوق کودک و سردبیر سایت الفبا

زمانی که نهادهای رسمی به جنبه‌های اساسی آموزش کودکان بی‌توجهند، زمانی که جای خالی آموزش‌ روابط انسانی، کنش و واکنش‌های مثبت یا منفی جنسی، شیوه‌های بازدارنده خشونت و چگونگی مقابله با آزارگران بیگانه و خانگی احساس می‌شود، سازمان‌های مردم‌نهاد تلاش می‌کنند بار ماجرا را به دوش بکشند.

وب‌سایت الفبا این روزها برای حمایت از کودکان در مقابل خشونت‌های اجتماعی و خانگی فعالیت‌های زیادی انجام می‌دهد از جمله صداگذاری فیلم‌های آموزشی ، تولید محتوا و مقاله و تلاش برای آموزش خانواده.

«رضا عبدی» روزنامه‌نگاری که دغدغه مسائل اجتماعی دارد، از سال ۱۳۹۰ این وب‌سایت را با هدف حمایت و آموزش کودکان و حساس‌سازی جامعه نسبت به آسیب‌های اجتماعی راه‌اندازی کرده است.

تفاوت الفبا با سایر رسانه‌های فعال کودکان، جامعیت آن است. این وب‌سایت، تمامی مسائل مربوط به حوزه کودک را پوشش می‌دهد.  اطلاع‌رسانی درباره جریان‌های آموزشی و فرهنگی برای بالا بردن کیفیت زندگی کودکان هدف دست‌اندرکاران وب‌سایت الفباست.

ویدئوهایی همچون «مثل گل سرخ، ویدیویی آموزشی برای جلوگیری از تنبیه بدنی دانش آموزان»، «انیمیشنی برای جلوگیری از آزار جنسی کودکان»، انیمیشین «مدیریت رفتار نسنجیده» و «خانم دانی و مراقبت از بدن در برابر آزار جنسی» بخشی از ویدیوهای آموزشی دوبله شده  این وب‌سایت برای کودکان در مقابل آزاررسانی احتمالی است.

«رضا عبدی» با خانه امن در مورد اهداف و انگیزه‌های این گروه داوطلبانه گفت و گو کرده است.

به عنوان نخستین سوال از او درباره جایگاه آموزش در کنترل خشونت علیه کودکان می پرسم. از نظر او این سوال، یک سوال کلیشه‌ای است.

آموزش گام اول براى ایجاد هر تغییرى است. بدون آموزش و فرهنگ‌سازى هیچ امرى به خواست عمومى تبدیل نمى‌شود و فعالیت اجتماعى به ‌شدت وابسته به پشتوانه جامعه است. مگر پشتوانه دیگری هم دارد؟ اما خشونت در بسیارى موارد پنهان است. خشونت علیه کودکان نیز همیشه با رفتارهاى شدید فیزیکى همراه نیست . گاهی افراد بدون آگاهى دست به خشونت علیه کودک مى‌زنند. این روزها و پس از اتفاق‌های تلخی که برای تعدادی از دختربچه‌های ما افتاده، بحث‌های داغ و مختلفی درباره چرایی کودک‌آزاری و خشونت علیه کودکان در جامعه درگرفته است. اما من اینجا می‌خواهم از نوع کمتر دیده‌ شده خشونت علیه کودکان حرف بزنم، آن‌ هم خشونت سیستماتیکی است که کودکان ما گرفتارش هستند. مثلا نوع مواجهه سیستم آموزشى کشور با کودکان و نوجوانان. من نمى‌توانم اینجا خیلى موشکافانه و با جزییات بحث را باز کنم چون به هر حال همین موضوع هم بسیار گسترده است.

به طور مصداقی و عینی به یک نمونه از این خشونت‌های سیستماتیک اشاره می‌کنید؟

 مثلا مقوله کنکور. وجود چیزى به نام کنکور باعث شده هدف آموزش که باید آموزش مهارت‌هاى زندگى، بالندگى کودک و رشد فکرى و فرهنگى او باشد، تبدیل به ماشینى براى مواجهه موفق او با کنکور شود. تا یک دهه پیش شروع این فاجعه حدود سنین نوجوانى بود، اما امروز ما در دبستان‌ها هم این مساله را داریم. پدر و مادرها و معلمان، بى‌‌آنکه آگاه باشند، در هم‌دستى نامبارکى با برنامه‌هاى فشرده درسى در کودک ایجاد اضطراب و خستگى مى‌کنند و حق شادى و کودکى را از او مى‌گیرند. این خشونت پنهان علیه کودک است. چون تصور غالب در جامعه ما آن است که آموزش به معناى فروکردن اطلاعات در ذهن کودک است، در حالی‌که اطلاعات زیاد به هیچ وجه به معناى رشد و بالندگى نیست. در بیشتر موارد خلاقیت که یک رکن مهم رشد است قربانى می‌شود، چون خلاقیت در بستر آرامش، شادى و رهایى رشد مى‌کند و مجال بروز می‌یابد.

با این حساب مخاطب شما در الفبا افراد بزرگسال خانواده‌اند؟

بله. ما در الفبا با مادر و پدر، معلم، تصمیم‌گیران، فعالان فرهنگی حوزه کودک و عموم جامعه حرف می‌زنیم تا با هم شرایط زندگی و رشد کودکان را بهبود ببخشیم. فیلم‌های آموزشی هم درست در همین راستا قرار است تاثیرگذار باشند. هدف آموزش در عرصه‌های مختلف مربوط به کودکی است: تربیت، شناخت تن، پرهیز از کلیشه‌های جنسیتی، محیط زیست.

انیمیشن‌ها جالبند. برای من که مادر یک کودک شش ساله هستم کاملا کاربردی بودند. برنامه  بلند‌مدتی برای تولید یا صداگذاری انیمیشن‌های آموزشی دارید؟

بله. بازخوردها هم کلام شما را تایید می‌کنند. خودمان هم دوست داریم که بخش فیلم‌ها را به شکل حرفه‌ای‌تر و گسترده‌ای کار کنیم، چون مخاطب با آن ارتباط بهتری برقرار می‌کند و این مدیوم، تاثیرگذاری بیشتری نسبت به متن دارد. متاسفانه نبود امکانات و محدودیت‌های مربوط به کار داوطلبانه در ایران تا حدی دست‌وپایمان را بسته است. شاید چون هدف نهایی ما‌ رساندن صدایمان به عموم جامعه است، برای همین است که تلاش می‌کنیم بخش رسانه تصویری الفبا را تقویت کنیم

چه نهاد یا فردی شما را حمایت می‌کند؟

 الفبا اسپانسری ندارد و به‌‌ صورت داوطلبانه اداره می‌شود. توجه کنید که الفبا تنها به آسیب‌ها نمی‌پردازد، بلکه ما به مسائل مربوط به کودکی مثل آموزش و پرورش، امور فرهنگی و هنری مثل کتاب و سینما، آسیب‌های کودکی، فلسفه برای کودکان، مسائل مربوط به کودکانی با نیازهای ویژه و … می‌پردازیم. ما سعی کرده‌ایم نگاه ویژه‌ای به مبحث کودک و ارتباط او با رسانه داشته باشیم. البته این کار آسانی نیست، چون وب‌سایت ما بدون بودجه اداره می‌شود.

از چه دوره‌ای نسبت به آسیب‌ها و معضلات اجتماعی دغدغه جدی پیدا کردید؟

دغدغه‌های اجتماعی همیشه وجود دارند و نادیده ‌گرفتن آنها آسان نیست. من فکر می‌کنم توانایی ندیدن آسیب‌های اجتماعی یک خاصیت ویژه باید باشد. هر انسانی که به حد متوسطی از تجربه زیست گروهی و بلوغ اجتماعی رسیده باشد، امکان نادیده گرفتن آسیب‌های اجتماعی را نخواهد داشت. حالا میزان این کنش اجتماعی در افراد مختلف تفاوت دارد. من می‌توانم بگویم از وقتی‌ که خودم را شناختم به نوشتن و ادبیات علاقمند بودم، به حوزه فرهنگ به طور کلی علاقه داشتم و از دوران کودکی و به‌ویژه در نوجوانی به شکل جدی و متمرکزی درگیر فعالیت‌های فرهنگی در زمینه ادبیات و تئاتر شدم. روزنامه‌‌نگاری فعالیت حرفه‌ای من شد و این حرفه با مسائل اجتماعی ارتباط فعال دارد.

آسیب‌های اجتماعی به میزان تاثیرگذاری جایگاه متفاوتی دارند. به نظر شما کدام یک از معضلات، امروز زخم بیشتری ایجاد می‌کند؟

برای من دست‌کم در این برهه زمانی، بحث کودک مهم‌تر است. دلیلش آن است که کمتر به این موضوع پرداخته می‌شود. زمانی که وب‌سایت الفبا را راه‌اندازی کردم، تقریبا هیچ رسانه آنلاینی به شکل تخصصی به کودکان نپرداخته بود. در حال حاضر هستند رسانه‌هایی وابسته به برخی نهادها مثل کانون پرورش فکری و آموزش و پرورش که در حوزه ادبیات و فرهنگ کودک و نوجوان فعال هستند، یا رسانه‌های گروه‌های حامی کودک که تنها به آسیب‌های اجتماعی در حوزه کودک می‌پردازند.

هدفتان به طور مشخص چیست؟

 هدف ما در وب‌سایت الفبا بهبود و غنی‌سازی دوران کودکی است، توجه به جنبه‌های مختلف اجتماعی، روانی، تربیتی و فرهنگی زندگی کودکان.

بازخورد هم گرفته‌اید ؟

خوشحالم که به‌ویژه از مخاطبان متخصص در حوزه کودک، بازخوردهای مثبت و انرژی‌بخش می‌گیریم. هم اینجا دوست دارم بگویم که تعدادی از همکاران نویسنده و مترجم ما، در واقع از جمع مخاطبان به گروه همکاران داوطلب الفبا پیوستند. این به نظر من اتفاق فرخنده و خوشایندی است.

شما به عنوان یک کنشگر اجتماعی، تلاش داوطلبان و فعالان حقوق کودک را معنادار و موثر می‌دانید؟

بله. به نظرم آنها می‌توانند با هدف از بین بردن آسیب‌ها، اقدامات مختلفى انجام بدهند. باید صداى قربانیان را بلند کنند، کمک‌هاى افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و دولت را به‌سوى آن آسیب اجتماعى خاص هدایت کنند، خلاءهاى قانونى که موجب ایجاد یا تشدید یک آسیب اجتماعى مى‌شود را بیابند و از طریق آموزش و فرهنگ‌سازی، رفع این موانع یا خلاءهاى قانونی را به خواست عمومى جامعه تبدیل کنند و براى همه این‌ها هم باید برنامه‌ریزى کنند، روش‌ها را به شکل علمى آسیب‌شناسى کنند و بهبود دهند.

شما شرح وظایف فعالان مدنی را ذکر کردید، اما نگفتید که در ایران گروه‌های مختلف کنشگران اجتماعی، از همدلی و تعامل گروهی هم برخوردارند؟

آنها هر کدام هدف اصلى خود را پرداختن به یک دغدغه اجتماعى مشخص تعیین کرده‌اند و با اینکه در این راه ناگزیرند با هم تعامل، هم‌اندیشى و کنش جمعی داشته باشند، اما متاسفانه با یک نگاه مختصر می‌توان فهمید که گروه‌های کنشگر اجتماعی در ایران چندان تعامل و هم‌دلی ویژه‌ای با هم ندارند.

یک آسیبى که متاسفانه در فعالیت‌هاى گروه‌هاى کنشگران اجتماعى وجود دارد، وجود نوعى نگاه گعده‌اى، رقابتى و گاهى رانتى است. ( منظورم اینجا رانت ناشى از حضور یک فعال شناخته شده یا به اصطلاح سلبریتى است.)  بارها مواجه شده‌ام با گروه‌هاى فعال زنان که برخوردشان با رسانه‌های فعالان کودک و یا حتى فعالان دیگر حیطه‌های زنان بسیار گزینشى و آن‌هم با سنجه‌هاى غیرحرفه‌اى و گاهی غیراخلاقى بوده است.

به فعالان زن اشاره کردید. الفبا در مورد زنان آسیب‌دیده هم فعالیت می کند؟

به گمانم بسیارى از آسیب‌هاى اجتماعى در هم‌ تنیده هستند و روابط علت و معلولى پیچیده‌اى بین آنها برقرار است. به همین دلیل است که شما در بین پرسش‌ها مرتب از من مى‌خواهید که موضع  و اولویت خودم را بین مسائل مربوط به کودکان و مسائل زنان مشخص کنم. واقعیت این است که این ‌دو به راحتى قابل تفکیک نیست. همانطور که گفتم هدفم را ایجاد رسانه‌اى حرفه‌اى براى پرداختن به امور کودک تعیین کرده‌ام. اما مگر مى‌شود از کودک گفت ولى با مسائل مربوط به مادران بیگانه بود و یا از کنار مباحث مربوط به جنسیت، کلیشه‌هاى جنسیتى و آسیب‌هاى اجتماعى حوزه زنان عبور کرد؟ نمى‌توان براى کنش اجتماعى حد و مرز موضوعى مشخص کرد.

پی‌نوشت : برای استفاده از مطالب آموزشی الفبا به آدرس زیر مراجعه کنید

وبسایت www.alephba.org

کانال تلگرام :t.me/aleph_ba

تیر
۸
۱۳۹۷
داستان ویکتوریا و کنترل عشق
تیر ۸ ۱۳۹۷
ویدئو و انیمیشن
۰
image_pdfimage_print

ویکتوریا از داستان رابطه خود با مردی می‌گوید که عشق را تبدیل به ابزاری برای کنترل او کرده بود. کنترلی که سرانجام به خشونت خانگی منجر شد. خط قرمزی که او رد کرد برای ویکتوریا قابل بخشش نبود…

تیر
۷
۱۳۹۷
شکل‌گیری هویت جنسیتی در کودکان
تیر ۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
alephba155
image_pdfimage_print

Photo: alephba.org

ترجمه: محمدرضا بزم‌آرا//

تفاوت جنسیت و جنس چیست؟

دختر یا پسر بودن چیزی است که به شکل خیلی طبیعی حس می‌شود. در هنگام تولد بچه‌ها بر اساس مشخصه فیزیکی‌شان مونث یا مذکر نامیده می‌شوند. مذکر یا مونث بودن به «جنس» نوزاد اشاره دارد. هنگامی‌که کودکان توانایی بروز رفتارهایشان را به‌دست می‌آورند خود را به عنوان یک پسر یا یک دختر (یا گاه چیزی میان این دو) نشان می‌دهند. این «هویت جنسیتی» آنهاست. هویت جنسیتی بیشتر کودکان با جنس آنها منطبق است. هرچند در برخی کودکان انطباق میان هویت جنسیتی و جنس‌شان چندان آشکار نیست. در این مقاله درباره رفتار درست والدین برای رشد سالم شخصیت جنسیتی کودکان بحث می‌کنیم.

 

 

هویت جنسیتی چگونه در کودکان شکل می‌گیرد؟

در حدود ۲ سالگی کودکان به تفاوت فیزیکی بین دخترها و پسرها آگاه می‌شوند. قبل از ۳ سالگی بیشتر کودکان قادرند خودشان را به عنوان پسر یا دختر بشناسند. در حدود ۴ سالگی بیشتر کودکان درک پایداری از هویت جنسیتی‌شان دارند. در طول همین مدت کودکان درباره نقش‌های رفتاری جنسیتی می‌آموزند و با «کارهای دخترانه» و «کارهای پسرانه» آشنا می‌شوند.

قبل از ۳ سالگی کودکان تفاوت اسباب‌بازی‌های دخترانه و پسرانه را متوجه می‌شوند و شروع به بازی کردن با کودکانی می‌کنند که فعالیت‌های تعریف شده برای جنسیت خودشان را انجام می‌دهند. به‌طور مثال دختران جذب عروسک و خانه بازی می‌شوند و پسرها به بازی‌های فعالانه‌تر علاقه نشان می‌دهند و از سرباز و کامیون اسباب‌بازی لذت می‌برند.

 

 

والدین چکار می‌توانند بکنند؟

همه بچه‌ها نیاز دارند فرصت آشنا شدن با نقش‌های جنسیتی متفاوت و تجربه انواع دیگر بازی‌ها را داشته باشند. مطمئن شوید محیط اطراف کودکتان بازتابی از نقش‌های متنوع جنسیتی است. مثلا:

 – کتاب‌ها و پازل‌هایی را برای کودکان تهیه کنید که مردان و زنان را در نقش‌هایی متفاوت و متنوع نشان دهد (پدرهای خانه‌دار، مادرهای شاغل، پرستارهای مرد، پلیس‌های زن و…)

– اسباب‌بازی‌های مختلفی برای بچه‌ها بخرید شامل ماشین‌های اسباب‌بازی و قطعات خانه‌سازی و عروسک و…

– کودکان در ۶ سالگی بیشتر زمان بازی‌شان را با همجنسان خود می‌گذرانند و ممکن است به ورزش‌ها و فعالیت‌هایی گرایش داشته باشند که منطبق با جنسیت‌شان است. مهم است که به کودکان اجازه انتخاب ورزش‌ها و فعالیت‌هایی که علاقه دارند را بدهید.

 

 

کودکان چگونه جنسیت‌شان را بروز می‌دهند؟

علاوه بر انتخاب بازی‌ها اسباب‌بازی‌ها و ورزش‌ها، کودکان معمولا جنسیتشان را از راه‌های زیر بروز می‌دهند:

– مدل مو و لباس

– ترجیح‌دادن نام‌های مستعار خاص

– رفتارهای اجتماعی که بازتابی از مراتب مختلف تندخویی، سلطه‌طلبی، وابستگی و ملایمت است.

– رفتارها و حرکات بدنی و سایر اعمال غیر کلامی که بخشی از هویت مردانه و زنانه است.

– ارتباطات اجتماعی شامل جنسیت دوستان، و افرادی که کودک تصمیم می‌گیرد از آنها تقلید کند.

با اینکه به نظر می‌رسد رفتارهای خاص جنسیتی کودک تحت تاثیر هویت‌یابی او از مردان و زنانی است که در زندگی‌اش دیده، احساس دختر یا پسر بودن (هویت جنسیتی) نمی‌تواند تغییر کند.

 

 

کلیشه‌های جنسیتی

در طول زمان جامعه درک کرده است که کلیشه‌های رفتاری و مشخصه مردانه و زنانه نادقیق است. در گذشته دختران تنها اجازه داشتند کارهای زنانه انجام دهند؛ با عروسک بازی کنند و آشپزی کنند. از آنها انتظار می‌رفت منفعل‌تر باشند. از پسرها جسارت و رفتارهای مردانه انتظار می‌رفت.

زمانه تغییر کرده، انتظارات ما از کارهای دخترانه و پسرانه تغییر کرده است. دختران در ورزش‌ها و عناون درسی موفق می‌شوند که به شکل سنتی مردانه به‌‌نظر می‌رسند و پسرها در کارهای هنری موفقیت کسب می‌کنند که به‌شکل سنتی زنانه دانسته می‌شود. همه بچه‌ها رفتارهایی بروز می‌دهند که نوعا از رفتارهای جنسیت متضادشان انتظار می‌رود. هیچ‌کس منحصرا رفتارهای مردانه و زنانه ندارد و این طبیعی است.

وقتی علایق یا توانایی‌های کودکی متفاوت با انتظارات جامعه از اوست، او معمولا تحت تبعیض یا خشونت قرار می‌گیرد. طبیعی است که والدین بخواهند کودکانشان توسط جامعه پذیرفته شود. با این وجود، کودکان نیاز دارند احساس راحتی داشته باشند و از خودشان راضی باشند. اگر مثلا پسرتان در ورزش موفق نیست، فرصت‌های زیاد دیگری وجود خواهد داشت که او در زمینه‌های دیگری موفق باشد. هر کودکی توانایی‌های خاص خودش را دارد و ممکن است در ابتدا خودش یا جامعه با این موضوع راحت نباشد، اما همین توانایی‌ها در صورت پرورش یافتن منشا موفقیت‌های فعلی و آتی او خواهد بود.

پس، با وجود نیرویی که کودکتان را به سوی الگوهای جدید یا سنتی جنسیتی سوق می‌دهد، به او کمک کنید تا از توانایی‌های بالقوه منحصر به فردش راضی باشد. چندان نگران این نباشید که آیا علایق و توانایی‌های فرزندتان با تعاریف فعلی جامعه از نقش‌های جنسیتی هم‌خوانی دارد یا خیر.

 

***

منبع: الفبا

تیر
۶
۱۳۹۷
جامعه‌شناسی خودکشی
تیر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
shutterstock_1108945703
image_pdfimage_print

 

Photo: Lightspring/www.shutterstock.com

مقدمه: آنچه در این تحقیق آمده است شرحی بسیار اجمالی در مورد خودکشی و علل آن می باشد. دراین تحقیق برآن بودیم تا درابتدا تعریف مختصری ازخودکشی،علل آن وراه های پیشگیری از خودکشی را ارائه دهیم

،نظریات جامعه شناسان را بررسی کنیم و سرانجام نگاهی اجمالی به پدیده ی خودکشی درایران داشته باشیم و به همین منظورمطالب را به دوبخش نظری خودکشی و  بررسی تجربی خودکشی تقسیم کردیم .

 

 

بخش اول : بررسی نظری خودکشی 

۱- خودکشی

پدیده خودکشی که ازعوارض مهم دنیای صنعتی عصرحاضراست  بیشترمتأثر از نا به سامانی ها ،اختلال های روانی و نابرابری های اجتماعی است . دورکیم درکتاب ” تقسیم کار ” خود براین اعتقاد است که ” خودکشی همراه با تمدن ظاهر می شود و یا حداقل آن چه به شکل خودکشی  در جوامع فروتر ملاحظه می شود ، خصوصیات ویژه ای دارد …” . (دورکیم ،    ۱۳۵۹: ۲۸۴) (ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۶)

در سال ۱۷۳۷ دفونتن برای نخستین بار کلمه   Suicideدرفرانسه به کار برد که بعداً آکادمی علوم فرانسه در سال ۱۷۶۲ آن را پذیرفت . (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۷۳)

باتاموردراثر خود “جامعه شناسی” ،آورده است که دورکیم درتحقیق خود قصد آن  داشته که  بین میزان خودکشی و درجه ی پیوستگی افراد  درگروه های اجتماعی ( همبستگی و انسجام اجتماعی) رابطه برقرارکند ومعتقد است که هدف دورکیم این بود که میزان خودکشی در گروه های مختلف اجتماعی را به خصایص مشخصه ی این گروه ها ربط دهد و به این طریق علل اجتماعی خودکشی را کشف نماید .( باتامور، ۲۵۳۵ : ۵۱,۲۵ )

دورکیم طبیعت بشر را با رجوع به مفهوم واقعیت های اجتماعی تبیین می کند . به نظر وی واقعیت های اجتماعی طرق عمل کردن ، فکر کردن و احساس کردن است که تا حدودی بین شماری از مردم مشترک است که این واقعیت ها نسبت به افراد اموری خارجی و بیرونی محسوب می شوند و بر وی اقتدار آمرانه ای را اعمال می کنند. ( محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ : ۱۲۰ )

درزندگی شهرنشینی کنونی، جمعیت بسیار زیاد  درشهرها وعدم تجانس افراد با هم واحساس غربت ، تنهایی وکم ‌شدن تعداد افراد خانواده‌ها و کاهش‌یافتن محبت خانوادگی ،افزایش استقلال فردی ،هم‌چشمی‌ها و پیداشدن آرزوهای دور و دراز زندگی مادی ، خواستن‌ها و نتوانستن‌ها، فرارازخانواده و پناه‌بردن به اجتماع نا آشنا ، سرگشتگی درمیان ارزش‌های متضاد زندگی شهری جدید، ناتوانی درمبارزه با دشواری ها وشکستها و نومیدیها، محرومیت درعشق توام با فقر مادی  وسرانجام ضعف یا رنجوری شخصیت آن چنان ناراحتی‌هایی ایجاد می کند که فرد خود را در نابودی وپوچی  جستجو می کند و دست به خودکشی میزند.

(پایان نامه:  TH30015ff, http://www.irandoc.ac.ir/Database/The-int.htm )

 

۲-۱- رفتار های قبل ازخودکشی

 

معمولاً افرادی که اقدام به خودکشی می کنند دارای برخی خصوصیات رفتاری مشترک هستند ؛ اغلب در سطح اقتصادی پایین جامعه قرار دارند و یا این که دچار افسردگی می باشند .

اضطراب مزمن ، افسردگی ، تهدید به خودکشی و … از نشانه های مهم رفتاری هستند که منجر به خودکشی می شوند . این افراد اغلب تصور می کنند که با مشکلی بزرگ وغیر قابل تحمل روبه رو هستند که تنها چاره باقی مانده مرگ است .( تایلر ،۱۳۷۶ :۴۶,۴۵ )

رفتارهای خودکشانه نتیجه تعامل پیچیده عوامل پزشکی – اجتماعی و خانوادگی می باشد . تغییرات اجتماعی که ممکن است با افزایش خودکشی جوانان مرتبط باشد عبارتند ازعوامل افزایش دهنده ی افسردگی کودکی ، کاهش ثبات خانوادگی و افزایش دسترسی به سلاح . (طباطبایی ،۱۳۸۴ : ۲۷)

دراروپا بزرگترین موج خودکشی جوانان طی جنگ جهانی بودو  ازدلایل آن می توان به بیکاری دسته جمعی ، ناکامی های ناشی ازآن حتی در بین افراد با تحصیلات بالا ، کاهش اعتقادات مذهبی ،مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان و اثرات طلاق بر کودکان اشاره کرد .( محمدی ، ۱۳۸۳: ۲۱۴ )

عوامل بسیاری به نسبت های خودکشی بستگی دارند مانند جنس مذکر ، بیوه گی ، مجرد یا مطلقه بودن ، تمرکز جمعیت ، بحران های اقتصادی ، سکونت در کلان شهرها و شهر های بزرگ ، سابقه اختلافات خانوادگی در زمان کودکی ،اختلالات روانی و بیماری های جسمی . ( استنگل ،۱۳۴۷ :۲۳ )

می توان عومل مؤثر برشیوع خودکشی را به صورت زیر دسته بندی کرد :

جنس: در تمام سنین مردها سه برابر زن ها خودکشی موفق داشته اند در حالی که زن ها سه برابر مردها اقدام به خودکشی می کنند .

سن :خودکشی و بیشتر از آن ژست و فکر خودکشی در نوجوانان افسرده دیده می شود . (خودکشی سومین عامل مرگ ومیر نوجوانان است .)

مذهب:میان یهودیان و کاتولیک ها ، خودکشی نسبت به پروتستان ها کمتر است ومیان مسلمانان به خصوص طبقات مذهبی که ازایمان بیشتری  برخوردار باشند تصورمی شود از تمام مذاهب کمتر باشد.

وضعیت تأهل : خودکشی میان افراد مجرد دوبار بیشتر از افراد متأهل است و برای مطلقه وبیوه چهار تا ده بار بیشتر از کسانی است که  با همسر خود زندگی می کنند.

شغل

نژاد : در امریکا اغلب خودکشی سفیدپوستان از سیاه پوستان بیشتر است.

شرایط اقلیمی : اثربادهای خنک مثل ” فون” دردره‌های کوه آلپ وحتی در شمال ایران ، به ویژه درگرگان ، باعث حالت تهییج و تشویش بالایی  می‌شود .خطرات خودکشی در هوای خشک قاره‌ای، یا در بهار هنگام افزایش فشار جوی افزایش می‌یابند.

سلامت جسمی وروانی

محیط زندگی : زندگی در شهرهای بزرگ خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهد. (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۸۷-۸۵) (اشراقی ،مجله جغرافیای ایران)

 

 

۱-۲-۱ شاخص های مهم رفتاری قبل از خودکشیwww.zibaweb.com

افسردگی ؛ افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy  ( غمزدگی )

گیسختگی در روابط صمیمانه ی شخصی

سابقه ی خودکشی در خانواده

سابقه ی اقدام به خودکشی فرد

انزوای اجتماعی

الکلسیم و اعتیاد

فقر ومحرومیت مزمن

رفتارهای پرخاشگرانه در خانه یا محیط اجتماعی

صحبت مستقیم یا غیر مستقیم درباره ی خودکشی

تغییرات ناگهانی در رفتار مانند بی قراری غیرعادی ، ناآرامی و یا انتقال از افسردگی به حالت خوشی و شادمانی که باعث پوشاندن حالات روانی اصلی می شود

بیماری های روانی

از دست دادن ،همسر ،والدین ،فرزندان ،نزدیکان و دوست صمیمی

سابقه بستری شدن در بیمارستان روان پزشکی

آزار و رنجیدگی از نوع غیر قابل تحمل برای فرد (طباطبایی ،۱۳۸۴ : ۲۸) (تایلر ،۱۳۷۶ :۴۶,۴۵ ) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۲۶۰ )

 

 

۲-۲-۱- افسردگی 

همان طور که قبلاًاشاره شد افسردگی از مهم ترین رفتارهای منجر به خودکشی است ؛ احساس بی ارزشی، احساس گناه و اندیشیدن درباره مرگ،خودکشی یا اقدام به خودکشی از شایع ترین نشانه های افسردگی است ؛ فاربر و ولیمتن (۱۹۷۰) بیان کرده اند که هنگام افسردگی شدید ،شخص معمولاً دوراندیشی خود را از دست داده و از لحاظ عاطفی ، توانایی حل مشکلات را نداشته وبه دلیل محدودیت جریان فکری قادر به انتخاب راه حلی جز خودکشی نیست .(کلمن،۱۳۷۶:۶۷۷)

و نیز گفته شد که منظور افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy  است .

علایم Depression عبارتند از : اختلال در اشتها ، اختلال در خواب ، فقدان انرژی ،احساس بدبینی ،هیجان روانی و حرکتی ، گاهی غمگین و گاهی شاد وهیجانی اشتغال ذهنی در مورد مرگ و خودکشی ،خستگی پذیری .

واز  علایم Melancholy  می توان به بی خوابی ،سوءهاضمه ،منزوی و غیر فعال شدن ،خودداری از حرف زدن و خوردن ،احساس شدید تقصیر و گناه و بیچارگی، اضطراب  و گریه بی اراده ، اعتراف نکردن به افسردگی اشاره کرد که درنهایت فرد تصورمی کند درد اوغیر قابل علاج است وتنها راه چاره خودکشی است .(دانش ،۱۳۷۹ :۱۸۴,۱۸۳ ) (محمد خانی ،۱۳۸۱: ۳۸ ) ( ریئس دانا ،۱۳۸۰: ۱۸۵-۱۷۹)

 

 

۳-۱- شیوه های خودکشی

وسایل خودکشی بسته به سهولت ،تقلید و هنجارهای اجتماعی وزمانی، تقلید می کند . روش های خودکشی درغرب نسبت به سال های ۱۹۶۰ که از گازهای مخرب و سمی استفاده می شد تغییر کرده است . شایع ترین روش خودکشی در امریکا ،اسلحه گرم است .( ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۶) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱: ۱۰۳ )

شایع ترین روش خودکشی درایران خودسوزی و پس از آن دارآویختگی است.

به طور کلی از ۵۰ سال قبل تا کنون می توان روش های خودکشی را چنین برشمرد : حلق آویز کردن ،مسموم کردن ، به کاربردن اسلحه های سرد ،غرق کردن ،پرتاب ازبلندی ،خود را به زیروسایل موتوری سنگین انداختن و بالاخره خودسوزی و استفاده از سلاح های گرم .

•    شیوه های خودکشی به موارد ذیل قابل تقسیم هستند :

•    شیوه های رنج آور : سقوط از بلندی ،سلاح گرم و سرد ،تصادف عمدی و  خودسوزی .

•    شیوه های خفه کننده : غرق شدگی ، خفگی با گازها و دود ذغال و  حلق آویز کردن .

•    شیوه های مسموم کننده : املاح آرسنیک ، داروهای خواب آور ،  الکل و سموم شیمیایی  .

•    و برخی شیوه های مشکوک که به تشخیص پزشکی قانونی بستگی دارد  مانند ضربات چاقوی مشکوک ،خفگی های مشکوک و غیره .

امروزه عامل تقلید ،پیچیدگی های شخصیتی و روانی ،تأثیربربازماندگان شیوه های مرگ گوناگونی را نزد فرد خودکش به همراه دارد .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۱۰۴,۱۰۶,  ۱۰۳ ) (ریئس دانا،۱۳۸۰ :۱۷۶ )

(محمدی،۱۳۸۳ :۲۱۶ )

 

 

۲- انواع خودکشی 

نظریه پردازان تقسیم بندی های مختلفی از  انواع خودکشی ارائه داده اند که مشهورترین آن تقسیم بندی دورکیم است .

 

 

۱-۲- انواع  اجتماعی خودکشی (طبقه بندی دورکیم )

دورکیم استدلال کرد  که هرچه فردخود را  از زندگی اجتماعی منفک سازد ، اجتماع یکپارچگی خود را از دست می دهد ودرنتیجه با ضعیف و ناتوان شدن گروه های اجتماعی که فرد بدان ها وابسته است ، فرد کمتر به آنها وابستگی پیدا می کند و به خود وابسته می شود و” تنها  قواعد رفتاری را که برمبنای منافع شخصی اش استوارباشد ،می پذیرد “. و سرانجام درنتیجه این خود فردی دربرابرخود اجتماعی ،فرد به خود خواهی یا فردگرایی افراطی خواهد رسید. دورکیم خودکشی را به چهار دسته تقسیم کرده است

 

 

۱-۱-۲- خودکشی خودخواهانه:

دورکیم این نوع خودکشی را خاص جوامع و اجتماعاتی که دارای فلسفه وسنت فرد گرایی ،استقلال طلبی افراد،خوداتکایی و خودکفایی می باشند ،می داند .

در چنین جوامعی به واسطه ی میزان کنترل اجتماعی و فشار جمعی بسیار کم ،تضعیف روح جمعی  ،بی طرفی سازمان های اجتماعی در مسئولیت های فردی ، غلبه مناسبات و روابط ثانویه و رسمی بر روابط اولیه ونخستین و عدم تعلق عمیق فرد به گروه ،کمبود یا اختلال شدید همانند سازی با گروه های اجتماعی و عدم پشتیبانی اجتماعی و سرپرستی عاطفی و روانی سازمان ها از فرد سبب افزایش تمایل او به خودکشی در شرایط بحرانی  می گردد. در این جوامع افراد شدیداً به اراده خود وابسته اند و رفتار خود را بنا به میل شخصی اشان تنظیم می کنندو ارزش های حاکم بر جامعه در انتخاب آنها  تأثیری ندارد البته این میزان فردگرایی بسته به جوامع متفاوت ، تغییر می کند .

دورکیم برای توجیه خودکشی خودگرایانه به مسایل روانی توجه نمی کند ، “اگر چه توضیح علل خودگرایانه خود به معنی پذیرش نوعی علل روانی است ولی دورکیم بررسی روانی آسیب های اجتماعی را ازمطالعاتش دورمی کند ” .

خودکشی خودخواهانه ،خود نیز به دو قسم است ؛ نوع مالیخولیایی که با نوعی سستی و احساس فتورهمراه است وحالات افسردگی و انفعال شدید درافراد دیده می شود . نوع اپیکوری که با احساس بی میلی و بی اشتهایی به صورت امری واقعی وغیرخیالی درفرد به شدت راه یافته است ،اورا نسبت به هرچه در پیرامون است بی میل ،بی تفاوت و خونسرد می سازد .

(تنهایی ، ۱۳۷۴ : ۱۴۲- ۱۴۱ ) (دورکیم ،۱۳۷۸ :۳۲۳-۱۶۱ ) (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۲-۱۳۱ ) ( شیخاوندی ،۱۳۷۳ : ۶۹  )(قائمی ،۱۳۶۴ : ۱۱۳)

ویتنی پوپ استدلال دورکیم رادرباره ی خودکشی خودگرایانه به اختصار زیر جمع بندی می کند :

” هر چه میزان کنش متقابل اجتماعی کم تر باشد ، احساسات جمعی ضعیف تر است ؛هرچه احساسات جمعی ضعیف تر باشد ،یگانگی اجتماعی ضعیف تر است ؛هر چه یگانگی اجتماعی ضعیف تر باشد ،افراد کمتر به منافع اجتماعی نظر دارند ؛ هر چه افراد کم تر به منافع اجتماعی نظر داشته باشند ،در زندگی معنای کم تری می یابند و میزان خودکشی اجتماعی زیادتر می شود . ”  (کیویستو ،۱۳۸۰ : ۱۴۰ )

 

 

۲- ۱-۲- خودکشی دگر گرایانه :

خودکشی دگر خواهانه بیشتردرجوامع ابتدایی و به صورت یک وظیفه اجتماعی تجلی پیدا می کند ؛ مثل رسم ساتی هندوان یا خودکشی مردان درآستانه سالمندی وافراد بیماردرقبایل فیجی ومانگا . خودکشی خوخواهانه عموماً متلعق به دنیای جدید و با رشد تکنولوژی وفرد گرایی ارتباط دارد .(دورکیم ،۱۳۷۸ :۲۵۴-۲۵۳ )

در این گونه جوامع میزان کنترل و فشار گروهی به شدت بالا ، تعلق گروهی بسیار عمیق و همانند سازی با گروه بسیار شدید است تا حدی که موجودیت فردی مستقل از موجودیت گروهی نامفهوم قلمداد می شود وکه درمجموع می توان گفت که دراین گونه جوامع ،تقسیم کار محدود ، احساس همبستگی بالا و پیوند  و احساس  یگانگی به علت همانندی شرکت درآداب و رسوم مشترک می باشد و قابل تقسیم به سه دسته ی اجباری ،اختیاری و هوشمندانه است .

در نوع اجباری خودکشی به عنوان یک وظیفه ی اجتماعی محسوب می شود ؛خودکشی دگرگرایانه ی اختیاری به گونه ای اطلاق می شود که فرد داوطلبانه به استقبال مرگ می رود اما در نوع سوم کناره گیری فرد از خود و چشم پوشی از دنیا به دلیل تمجید وستایش فرهنگ جامعه از این عمل است.(محسنی تبریزی،۱۳۷۳ : ۱۳۴ )

 

 

۳- ۱-۲- خودکشی آنومیک:

خودکشی آنومیک معلول عدم تعادل ،دگرگونی ساختاری ،وقفه ناگهانی شدید یا تغییرات عمیق و سریع سازمان ها ونظام های اجتماعی است که خوداین عوامل معلول کسادی سازمان اقتصادی ،ازهم پاشیدگی ارزش های سنتی ، تورم ،تغییر حکومت وانقلاب و.. است . و کنش افراد به وسیله ی هنجارهای روشن  و قاطع ، تکوین نیابد . چهار شاخص در بوز این نوع خودکشی مؤثر است :تغییرات سریع اجتماعی، آشفتگی در نظام جمعی و نظم عمومی جامعه ، داشتن مشاغل حرفه ای و لیبرال، طلاق و در نتیجه ی آن اغتشاش در روابط بین هدف ووسیله ی خانواده.(محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۷- ۱۳۵) ( شیخاوندی ، ۱۳۷۳ : ۶۹ )

 

 

۴- ۱-۲- خودکشی تقدیرگرایانه :

این خودکشی نوعی عکس العمل به بازبینی ،کنترل و تنظیم اجتماعی جامعه است ؛زمانی که جامعه به حد مفرط و شدیدی دست به ” ایجاد نظمی دستوری ” می زند و( فرد به شدت تحت انقیاد و تقلید اجتماعی قراردارد وهرچیزی تحدید شده ،کنترل شده ،منظم ،خشک و بی روح است ). دراین مواقع حق گزینش از افراد سلب شده  و فرد تحت شرایط اجباری ، نمی تواند اهداف و راه های رسیدن به آنها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن دهد.  (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۳۷) (شیخاوندی ، ۱۳۷۳ :۷۰ )

آسیب شناسی جامعه شناسی دورکیم عمدتاً دو حالت دارد : مشکل درنظام اجتماعی ومشکل درگروه های کوچک داخل اجتماع و یا افراد .  به طورکل می توان گفت که ” خودکشی دگر گرایانه و خودگرایانه ، ازپیوستگی شدید و پیوستگی ضعیف افراد ناشی می شود در حالی  که خودکشی ناشی ازبی هنجاری (آنومیک )  وخودکشی تقدیرگرایانه ،ازدخالت ونظارت بیش ازحد ناشی می شوند “.

( تنهایی ،۱۳۷۴ :۱۴۲-۱۴۱ ) (تایلر ،۱۳۷۶ : ۱۶ )

 

 

۲-۲- انواع روانی خودکشی

اسکیرول  معتقد است که در جنون تمام علایم دیوانگی دیده می شود .اما نمی توان گفت که خودکشی نوعی خاص از دیوانگی است ولی درعین حال این امکان نیز وجود دارد که ” خود کشی جز در حالتی از جنون رخ نمی دهد ”  . (دورکیم ، ۱۳۷۸ :۲۲, ۳۴-۲۹ )

•    دورکیم با توجه به تحقیقات ژوسه و موردوتور انواع خودکشی ناشی از بیماری  روانی را به چهار دسته طبقه بندی می کند :

•    خودکشی ناشی از مالیخولیا : این نوع خودکشی یا مربوط به وهم و خیال است یا به تصورات هذیان آمیز بیمار به خاطر فرار از یک خطر تصوری یا شرمساری خیالی  ویا اطاعت از یک دستور مرموز که از بالا دریافت کرده است ،خود را  می کشد.

•    خودکشی مالیخولیایی ناشی از حزن واندوه : از حالت کلی افسردگی مفرط و اندوه بی پایان ناشی می شود که به سبب آن بیمار روابطی را که با اشخاص دارد ،افراد و چیزهایی که او را احاطه کرده اند ،نتواند به صورت سالم و به درستی ارزیابی کند و در این حالت توهمات و هذیانها مانند حالت کلی آن ثابت هستند.

•    خودکشی ناشی از وسوسه : هیچ انگیزه ای –نه حقیقی و نه خیالی –موجب خودکشی نمی شود ،بلکه تنها ایده ای ثابت مرگ بدون دلیل قابل بیان ،فکر بیمار را به اعلاء درجه تسخیر می کند گویی این یک نیاز غریزی است که تفکر و استدلال بر آن تأثیر ندارد .

•    خودکشی ناشی از انگیزه آنی با غیر ارادی : خودکشی حاصل یک فشار درونی غیر ارادی است وناگهانی که بی مقدمه هر گونه مقاومت را از او سلب می کند و نه در واقعیت و نه در مخیله مریض هیچ علت وجودی پیدا نمی کند . (دورکیم ،۱۳۷۸ : ۳۴-۲۹ )

این طبقه بندی با مطالعه برروی بیماران روانی انجام شده است . اما لومبرزو خودکشی را به چهرنوع مستقیم ، غیر مستقیم، ساختگی  ومضاعف طبقه بندی می کند؛

نوع مستقیم عبارت است ار ارتکاب عملی که اتمام آن ،مرگ فرد را به دنبال دارد.

نوع غیر مستقیم به عمل فردی اتلاق می شود که ابتدا به دلیل ترس و بیماری های متعدد ، افراد دیگر را می کشد و به اعدام محکوم می شود .

نوع ساختگی به عمل افرادی گفته می شود که تظاهر به داشتن میل شدید به خودکشی دارند ولی بعد از اقدام به خودکشی فقط زخمی می شوند .

ونوع مضاعف که عبارت است از مجموعه ی قتل و خودکشی یا دو خودکشی در یک مکان وزمان .(اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۱۱۵-۱۱۴)

می توان گفت که به دو دلیل شیوع خودکشی دربیمارستان های روانی بیشتر ازعامه مردم است  : اول اینکه استعداد بیمار روانی آشکارا بالاترازحد متوسط است و دوم اینکه تمام بیماران بستری  در بیمارستان شدیداً تحت مراقبت هستند تا اعمال خودکشانه پیدا نشود .(استنگل ،۱۳۴۷ :۷۴ )

 

 

۳- اهداف خودکشی

علیرغم اینکه تصور می شود خودکشی یک اقدام خصوصی است ،خودکشی ناشی از یک برخورد اجتماعی عمیق است؛” گرچه هدف خودکشی منحصراًنابودی فرد است ،لیکن هم چنین عمل تجاوز کارانه ایست علیه افراد دیگر ” .  (اسنتگل  ،۱۳۴۷ :۱۱ )

•    برخی صاحب نظران معتقدند که اقدام به خودکشی دارای اهدافی همانند میل به انتقام جویی ، احساسات توأم با نومیدی ، خیال پردازی های پیوستن به هم و یکی شدن مجدد( خودکشی در سالگرد های فوت  نزدیکان ) و میل به کشتن ومیل به مردن است و می توان ازچهار مفهوم در مورد رفتار خودکشانه از نظر بیچلر نام برد:

•    گریزنده : هنگامی که خودکشی به عنوان فرار از وضعیتی تحمل ناشدنی ،تلقی می شود .

•    پرخاشجو : هنگامی که شخص منتحر ،قصد آزار یا جلب توجه دیگران را دارد .

•    ایثارگرانه : خودکشی معطوف به برخی عقاید سیاسی یا اخلاقی است.

•    مضحک : هنگامی که فرد خودکش با زندگی  ومرگ به قمار بپردازد .

•    (تایلر ،۱۳۷۶ :۵۷ ) (اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۸۰-۷۹)

 

 

۴- علل خودکشی

دورکیم برای تبیین علل خودکشی نخست مطرح کرد که “به هم پیوستگی اجتماعی در هر جامعه ای یا در میان هر دسته ای ازمردم ممکن است عادی یا آسیب شناختی باشد” و ویتنی پوپ می گوید این حالات ” به وضعیت گروه ها یا شرایط اجتماعی که باعث می شوند افراد خودشان را بکشند ” اشاره دارد. (کیویستو ،۱۳۸۰ :۱۳۷ )

دورکیم با توجه به آمارهای قرن ۱۹ در اروپا به این نتیجه می رسد که خودکشی یک پدیده اجتماعی است و “خودکشی را حاصل جمع شدگی عوامل گوناگون ،تأثیرات خانوادگی ، اجتماعی ،دینی وهمه ی واقعیت های اجتماعی و ناشی ازدرهم ریختگی قوالب وازهم پاشیدگی نظام اجتماعی و گسستگی روابط در جامعه و در نتیجه احساس تنهایی و مطرود بودن فرد می داند . ” عواملی هم چون علل آسیب شناختی روانی شامل بیماریهای جسمی و روانی نظیر افسردگی ،علل اقتصادی نظیر بیکاری ،اخراج از کار ،ورشکستگی و یا از دست دادن پایگاه اجتماعی ، علل عاطفی  و اختلاف ها و درگیری های خانوادگی ازمهم ترین علل اقدام به خودکشی و خودکشی محسوب می شوند ،اما برخی معتقدند که ازمهم ترین علل خودکشی می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

•    احتیاج به جلب توجه و کسب شهرت

•    احتیاج به تنبیه دیگران

•    فرار از مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی

•    شک در ارزش وجودی یا به عبارت دیگر احساس بی ارزشی (محسنی تبریزی،۱۳۷۳ :۱۲۰)(مسکنی ،۱۳۸۳ :۲۳-۲۱) ( قائمی ،۱۳۶۴ :۱۱۴ )

خصوصیات مشترک انواع خودکشی

 

(اشنایدمن، ۱۳۷۸ :۱۵۷)

 

۱-۴- بررسی انگیزه های خودکشی 

دورکیم نشان داد که تغییرات در میزان خودکشی از طریق روان شناختی و زیست شناختی قابل تبیین نیست و چگونگی تفاوت میزان های خودکشی را بیان نمود و براین باور بود که خودکشی بیماری اجتماع در حال تغییر است و نشانهی تضعیف هنجارهای تنظیم کننده ی رفتار است . و نرخ بالا در کشورهای در حال صنعتی شدن رابه دلیل وجود “آنومی ” یا تضعیف هنجارهای نظم دهنده به رفتار می دانست .دورکیم و فروید علی رغم تفاوت های بسیاری که درنظریات خود با یکدیگردارند دریک زمینه اشتراک عقیده دارند . هردواعمال فرد را درنتیجه ی نیروهای پرتوانی که فرد کنترل محدودی روی آنها دارد ،می دانند .دورکیم این نیروها را در “اجتماع ” وفروید آنها را در “ضمیر ناخودآگاه ” جایگزین می دانست ؛ البته دورکیم دو دسته علت فرااجتماعی را نیز بر می شمرد که عبارتند از آمادگی های اندامی –روانی وخصوصیات محیط طبیعی .وی معتقد به وجود تمایل به خودکشی درسرشت انسان  است  واشاره می کند که تأثیر آب وهوا که غیر مستقیم بر اندام ها اثر می گذارند را نباید نادیده گرفت . (استنگل ،۱۳۴۷ :۶۳) (دورکیم ،۱۳۷۸ :۲۲-۲۱ )(سخاوت ،۱۳۸۲ : ۶۵)

علل خودکشی را می توان در پنج مقوله ی مورد بررسی قرار داد :

•    شخصیت و تجربه های مراحل اولیه کودکی

•    عوامل فرهنگی

•    یگانگی اجتماعی

•    شرایط اقتصادی

•    تجدد طلبی (ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۳-۲۳۰ )

 

 

۱-۱-۴- عوامل روانی 

۱-۱-۱-۴- تجربه های اولیه ی کودکی :

برخی از انواع خودکشی دوران بزرگ سالی را می توان به تجربه های خانوادگی و بعضی ویژگی های شخصیتی چون از دست دادن یکی از والدین ،طرد عاطفی دراز مدت ، فرزند ارشد بودن و اقدام به خودکشی بستگان نسبی مربوط دانست  .

البته علت های دیگری نیز دست اندر کارند مانند افسردگی خودانگیختگی ، بدبینی ، خودپنداری منفی ، انفعال ،درون گرایی و تضاد فکری .(ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۳-۲۳۰)

کودکانی که به خودکشی تمایل دارند وعموماًفرزند ارشد خانواده اند ؛پدرو مادر معتاد به مواد مخدر و الکل دارند و زیر فشارهای بیشتر و فزاینده تری قرار داشته  که این فشار در اوان نوجوانی شدت می یابد.البته برخی عوامل هم چون کاتالیزور در سرعت بخشیدن به این اقدام مؤثر هستند ؛ مرگ پدر بزرگ یا مادر بزرگ ،طلاق والدین ، فروپاشی خانواده و یا ازدواج مجدد والدین از این دسته اند .این فشارهای روانی به گزینش راه کار های متفاوت نزد افراد گوناگون می گردد که پاسخ دراغلب زنان ،نوجوانان ، اقشار پایین تر اجتماع  به صورت خودکشی با مصرف زیاد دارو بروز می کند.( نلسون وایرزائل ،۱۳۷۶ :۳۱۸)( کوکرین ،۱۳۷۶ : ۱۹۲ )

 

 

۲-۱-۱-۴- انگیزه های روانی :

دکتر ادوین اشنایدمن پنج گروه نیاز روانی که منجر به خودکشی می شود را این گونه می داند:

– برآورده نشدن نیاز به عشق ،مقبول واقع نشدن ،تعلق و عضویت در گروه

– عدم کنترل ،پیش بینی ناپذیری و بی نظمی

– خودانگاره ی نامطلوب و اجتناب از شرم ،شکست و سرخوردگی

– قطع روابط مهم و حساس

– عصبانیت ،خشم و نفرت ( اشنایدمن ،۱۳۷۸ :۴۰)

برای بررسی زمینه های روانی  دیگر خودکشی چهار حالت زیر را به نقل از پیکل ، پروسوف و مایرز (۱۹۷۵)بر می شمریم  :

الف- بحران های ارتباط بین فردی :تعارض و قطع ارتباط بین فرد که از طریق اختلافات ، جدایی ،طلاق یا شکست در عشق به علت مرگ که منجر به تمایل فرد به خودکشی می شود .

ب- شکست و خودکم ارزشی:اغلب خودکشی ها در اثراحساس  بی ارزشی در فرد ایجاد می شود .

ج- تعارض درونی : فرد خودکش به علت تعارض درونی و جدال فکری در شخص به دلیل مشکلات بین فردی و شکست در امور زندگی و عدم درک معنی زندگی و مرگ ایجاد میشود و فرد دچار اضطراب دائمی است.

د- از دست دادن معنی و امید : ناامیدی و گسترش آن در تصورات ذهنی فرد ، باعث احساس بیهودگی در زندگی وی می شود . (کلمن ،۱۳۷۶ : ۶۷۷-۶۷۶ )

گلدر در الگوی علت شناسی خودکشی خود سه دسته از عوامل مؤثر بر خودکشی نام می برد بدین شرح :

•    عوامل زمینه ساز : عواملی که بسیاری از آنها از اول در زندگی وجود داشته و موجب آسیب پذیری فرد در مقابله با عواملی که در زمان شروع بیماری اثر می گذارند ،می شوند و شامل زمینه ها ژنتیکی، عوامل فیزیکی ،روان شناختی واجتماعی در شیرخوارگی و کودکی نیز می شوند .www.zibaweb.com

•    عوامل آشکار ساز : وقایعی هستند که در مدت کوتاهی قبل از وقوع یک بیماری یا اختلال رخ می دهند و به عنوان عامل تسریع کننده آن ظاهر می شوند ؛این عوامل ممکن است فیزیکی ،روان شناختی یا اجتماعی باشند و شامل مسایل روزمره نیز می شود .

•    عوامل تداوم بخش: دوره ی اختلال یا بیماری را پس از وقوع آن طولانی می سازد و در پیشیری و درمان لازم است به این عوامل توجه شود .( محمدخانی ،۱۳۸۱ : ۲۲)

دکتر روس بیان می کند  که افسردگی ،الکلیسم ، اعتیاد دارویی ، اسکیزوفرینا و اختلالات شخصیتی ازعلل عمده در اختلالات روان پزشکی خودکشی است .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ : ۷۹ )

احساس فقدان از عوامل بسیار مهمی است که دکتر بک (۱۹۸۹)بدان ها اشاره کرده است :

•    دختری که به علت سوختگی زیبایی خود را از دست داده است .

•    مرد جوانی که به علت قطع آلت تناسلی یا ضایعه ی نخاعی و یا به طور مادرزادی از قدرت جنسی کافی برخوردار نمی باشد و ناتوان ازارضای همسربعد ازازدواج است .

•    رسوایی اجتماعی

•    انحرافات جنسی و اخلاقی

•    ورشکستگی مادی

•    شکست تحصیلی

•    وغیره . ( اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۲۷۵,۲۷۰ )

 

 

۲-۱-۴- عوامل فرهنگی

اگر خودکشی رانوعی آنومی بنامیم ،دیاگرام زیر بیانگر ایجاد آنومی در جامعه است :

رشد سریع اقتصادی← ثروت ناگهانی ← ثروت / فقر← فقر غیر قابل تحمل ← تصویر/ قول آرزوهای بلند پروازانه← آرزوهای بی حد ← از هم پاشیدگی  هنجارهای سنتی ← عدم ارضای نیازهای بی حد ← نارضایتی اجتماعی که سرانجام به آنومی  منجر می گردد.( رفیع پور ،۱۳۷۸ :۱۹)

دورکیم و کونیک در رابطه با ارتباط خاص فقر و ثروت اشاره کرده اند که  با رشد سریع اقتصادی – اجتماعی ،ساختار پایدار نیاز اقشارمتحول شده و آنومی پدید می آید .(همان )

مذهب از علل فرهنگی در مطالعه خودکشی است ؛نرخ خودکشی در افرادی که به طور دائمی به فکرخدا و عبادت هستند،  بسیار از لائیک ها پایین تر است و شاید بتوان این گونه توجیح کرد که مشغله و باور ذهنی درباره ی خدا ، از” ورود آگاهی های مزاحم به فضای درونی فرد ” جلوگیری می کند و فرد به مسائلی از این قبیل بی اعتنا می ماند و از میزان خودکشی اش به طرز قابل توجهی کاسته می شود .(ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۶۸ )

شاید عامل مذهب در کشورهای مذهبی تر (کاتولیک و مسلمانان ) به این دلیل عامل بازدارنده باشد که خودشی فردبرای خانواده یک ننگ و رسوایی قلمداد شود و فرهنگ مذهبی جامعه آن  را عملی مذموم و نکوهش شده بداند و مردم نیز از اعلام خودکشی افراد خانواده خود خودداری کنند .(اسلامی نسب ،۱۳۷۱ :۱۴۷ )

بی شک مهم ترین شاخص فرهنگی در مطالعه خودکشی رویدادهای منفی و اختلالات خانوادگی است که اهم آنان را می توان این گونه ذکر کرد : انتظارات بسیار بالا  یا پایین والدین ،انعطاف ناپذیری خانواده ،طرد شدگی و بی توجهی و برخورد مسایل عاطفی کودکان و اقتدار طلبی نامناسب یا افراطی آنان.( محمدخانی ،۱۳۸۱ :۲۵ )

 

 

۳-۱-۴- عوامل اجتماعی که این علل قابل تقسیم به دو گونه علل اجتماعی – طبیعی و علل اجتماعی-انسانی می باشد.

۱-۳-۱-۴- علل اجتماعی – انسانی

دورکیم نخستین کسی بود که علت های زیستی ،اقلیمی وروانشناختی رابرای تبیین رفتارهای اجتماعی رد کرده و طرق جامعه شناختی را برای درک واقعیت های اجتماعی ارائه داد . منشأ جریان های خودکشی نه ازفرد که ازجامعه است که درواقع علل واقعی وحقیقی خودکشی اند ؛ نیروهای اجتماعی از جامعه ای به جامعه دیگر و از گروهی به گروه دیگر ،ازمذهبی به مذهب دیگر فرق می کند و  ” این علل ازگروه بر می خیزد نه از افراد تک تک ” .( ستوده ،۱۳۷۸ :۲۲۳ ) ( سلیمی و داوری ،۱۳۸۰ : ۳۸۴ )

اعتقاد اساسی دورکیم این بود که حقایق اجتماعی را باید به عنوان واقعیت های خارجی نسبت به فرد درنظرگرفت و مطالعه کرد . مؤسسات اجتماعی مانندگروه های خانوادگی و مذهبی که نیروهای خارج از فرد محسوب می شوندو جامعه شناس از آنجایی که با واقعیت های معینی روبه رو بود ،می بایستی اجباراً عینی باشد ؛خودکشی یکی از این  واقعیت هاست .(استنگل ،۱۳۴۷ : ۵۴ )

خودکشی می تواند به علت انسجام اجتماعی  در جوامع یا نظم اجتماعی  ایجاد شود  که در صورت فشار بی حد هریک از این ویژگی ها شاهد شکل گیری یکی از انواع خودکشی هستیم

خودکشی گرچه آشکارا یک عمل کاملاًشخصی بود ،اما فقط با بررسی کم وکیف جامعه ای که شخص به آن تعلق دارد،می تواند توجیه شود و بدین ترتیب هر جامعه ای دارای نوعی تمایل مشترک به خودکشی بود که با نسبت خودکشی بیان می گردد  وتا زمانی که مشخصات جامعه تغییر نکند ،ثابت باقی می ماند . این تمایل مشترک جامعه فرد را تحت تأثیر قرار می داد و می توانست او را وادار به خودکشی کند.هراندازه فرد وابستگی نیرومندتری به گروه های اجتماعی داشته باشد ، احتمال وقوع خودکشی کمتر است .( استنگل ،۱۳۴۷ : ۵۴ )

تبیین دورکیم از نظم اخلاقی و اجتماعی این بود که نظم اجتماعی تحقق پذیر است و طبق نظریات دورکیم جامعه ازطریق پیوند دادن افراد به ارزش ها وهنجارهای گروهی ،آن ها را یک پارچه می کند  و یا ازطریق تعیین اهداف و راه های رسیدن به آنها به تعدیل امیال و آرزوهای بالقوه ی نامحدود افراد می پردازد . (تایلر ، ۱۳۷۶ : ۱۵ )

” هر فردی به طور جمعی دارای تمایل به خودکشی است وبه میزانی که گروه های اجتماعی که فرد جزیی از آن هاست هماهنگ و یکپارچه و متشکل  ومنظم و باقاعده باشد ،خودکشی کمتر است ” . نرخ خودکشی اجتماعی مدلی برای پیش بینی علل خودکشی فردی است تا مدلی برای تبین انگیزش های فردی . (محسنی تبریزی ، ۱۳۷۳ :۱۴۱ )

دورکیم بعد ازکشف این واقعیت که علت برخی ازانواع خودکشی را می توان دربی هنجاری یافت ، خودکشی ناشی از بی هنجاری را به عنوان شاخص درجه ی معمولاً غیرقابل اندازه گیری یکپارچگی اجتماعی به کار برد . استدلال دورکیم به این شرح بود که: ” این امر خود نشان می دهد که خودکشی را باید یک رخدادبه هنجار و عادی قلمداد کرد اما افزایش ناگهانی میزان خودکشی در برخی از گروه های جامعه و یا کل جامعه یک رخداد نا به هنجار و نشان دهنده ی اختلال های نوپدید در جامعه است  “. ( کوزر ،۱۳۸۰ :۱۹۳ )

دورکیم مفهموم بی هنجاری را برای اشاره به این فرض به وجود آورد که در جوامع امروزی معیارها و هنجارهای سنتی بی آنکه توسط هنجارهای جدیدی جایگزین شوند ، تضعیف می شوند . بی هنجاری هنگامی وجود دارد که  معیارهای روشنی برای راهنمایی فرد در حوزه ی معنی از زندگی اجتماعی وجود ندارد؛در این شرایط به عقیده ی دورکیم مردم احساس از دست دادن حس جهت یابی  ونگرانی می کنند که ازعواملی اجتماعی است که بر  تمایل به خودکشی تأثیر می گذارد. ( گیدنز ،۱۳۸۳ : ۱۵۹ )

آشکارا خودکشی را نمی توان کجروی نامید اما بی هنجارهای جامعه وانحرافاتی که در جامعه رخ می دهد ، بستری مناسب برای بروز آن است .

اختلال های زیر زمینه های اجتماعی پیدایش کجروی است :

 

 

•    قطبی شدن هنجاری: تمرکز فشارهنجاری بر بخش خاصی از جامعه ،ضعف و یا فقدان آن نسبت به بخش های دیگر که احساسی را مبتنی ر ضروری نبودن پای بندی به هنجارها در افراد آن بخش ایجاد می کند .

•    تضاد هنجاری : وجود هنجارها یا مجموعه هنجارهای متضاد در خصوص برخی امور اجتماعی که از پیامدهای آن تقسیم شدن نیروهای کنترل کننده ی اجتماعی به دو گروه و خنثی شدن نیروهای هنجاری هر یک در مصاف با دیگری است .

•    بی هنجاری: وضعیتی که اموراجتماعی بدون امکان درنظرگرفتن هر گونه هنجاری ،صورت می پذیرد که افراد بی حد و حصر ،کنترل ناپذیرند . (سلیمی و داوری ،۱۳۸۰ :۲۲۶)

صفت آمرانه بودن و بازدارندگی جامعه از ان جهت است که کلاً زندگی اجتماعی یک زندگی نومیک و به هنجار است و این بازدارندگی به دو صورت انجام پذیر است :

الف –  روح یا وجدان جمعی که در انسجام مکانیکی قانون تنبه گرا  ومناهی تجلی یافته است .

ب – میان بستگی متقابل که محصول افزایش تفکیک اجتماعی است ودر انسجام ارگانیکی قانون تصحیح گرا متجلی است .  ( محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ : ۱۴۱-۱۴۰ )

در خودکشی ناشی از فشارهای اجتماعی که از مرز توان روحی وشخصیتی فرد گذشته و اورا از پای در می آورند دو بحث وارد است :

رفتار وراثتی انتحاری  : خودکشی را نمی توان پدیده ای دانست که  از راه وراثت و از والدین به فرزندان منتقل می شود ،اما رفتارهای پر تنش والدین ،فشارهای خانوادگی ،اقدام به خودکشی والدین یا یکی از نزدیکان به عنوان زمینه های اقدام به خودکشی تلقی شود .

تقلید کردن فرد از دیگران   : سرایت را می توان بین افراد مشاهده کرد و یا حتی آنرا نمودی فردی دانست . ( مثل سرفه کردن در طی یک مجلس سخنرانی )

در عوض واگیری که از طریق سرایت منتقل می شود ،نمودیست جمعی که بستر تمامی جامعه است . تقلید صرفاً یک پدیده ی روانشناسی است زیرا حتی بین افرادی که هیچ ارتباطی با هم ندارند نیز دیده می شود و  در واقع اشاعه تقلید به تنهایی توانایی آن را ندارد که آنها را به یکدیگر پیوند دهد . برای تقلید لازم نیست بین آن ها وجه اشتراک فکری یا اخلاقی یا تبادل خدمات یا حتی زبان مشترک وجود داشته باشد .( دورکیم ، ۱۳۷۸ :۱۱۷ )

سرایت ← نمودی فردی                      واگیر← نمودی جمعی

(آرون،۱۳۸۱: ۳۷۹ ،  ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۲ )

 

 

از نظر دورکیم نظام تقسیم کار در جامعه دو وجه دارد : ۱- تفکیک یا تمایز اجتماعی    ۲- میزان همبستگی یک عنصر با عنصر دیگر و شکل گیری پدیده ای به نام خودکشی در جامعه به وجه دوم نظام تقسیم کار بستگی دارد و می دانیم که دورکیم همبستگی را به دو نوع  مکانیکی و ارگانیکی تقسیم می کند؛ که نوع اول در جوامعه ساده و بدون تقسیم کار یا با تقسیم کار محدود وجود دارد و نوع دوم خاص جوامع پیشرفته و دارای تقسیم کار پیچیده است . ( کارکنان نصر آبادی ، ۱۳۸۲ : ۴ )

نرخ خودکشی اساساً یک پدیده ی اجتماعی است ونه فردی و بستگی  به علل بیرونی دارد که بر فرد سلطه دارد. به نظر دورکیم در واقع تمایل اخلاقی فرد خودکش به ارتکاب عمل یک عامل و متغییر کلیدی در خودکشی است ،نه تجارب فردی و شخصی وی . (محسنی تبریزی ،۱۳۷۳ :۱۴۱ ) . به نظر دورکیم ،فردگرایی محصول جامعه است ،نتیجه ویژگی های معین جوامع صنعتی مدرن که در نهایت از رشد تقسیم کار ناشی می شود . وی در معنای کلی تر استدلال می کند که تغییرات  ساختاری اجتماعی که در نتیجه گسترش تقسیم کار پدید می آمد به خودی خود برای به وجود آوردن اساس جدید همبستگی اجتماعی کافی نیست .( کیویستو ، ۱۳۸۰ : ۱۴۵-۱۴۴ )

زمانی که حمایت از باورها ،نگرش ها و ارزش های شخصی از طریق در انزوا قرار دادن و جدایی او از گروه ونیز نابود کردن رشته هی دوستی وی سلب می شود ،او دیگر نمی تواند از طریق تعامل چشم گیر با دیگران به آنها ببخشد . فرایندهای روانی در رابطه با فرد وگروه یعنی وضعیتی که در آن اقدامات فرد در تماس مستقیم با دیگران بر وی فشار وارد می کند تا هماهنگ با آنها قضاوت کرده ،باور نموده یا عمل نماید و تأثیر آنها را بپذیرد را در تداوم عام “هم آوایی ” خطاب می کنند . طبق یافته های محققان ،هر گاه فردی برد وهنجار خود را توسعه داده و هنجارها تمایل به همگرایی دارند ،همگرایی چندان بزرگ نیست و هر گاه  افراد به عنوان اعضای یک گروه برای نخستین بار همان وضعیت بی ثبات و غیر نظام مند روبه رو می شوند ،آنها تشکیل برد ومعیار عجیبی برای گروه می دهند و هر گاه بعداً در قالب فرد با همین وضعیت روبه رو شوند ، آن ها آن را براساس برد و معیاری که با خود ازگروه می آورند ،درک می نمایند .( کوهن ، ۱۳۷۷ : ۱۲۵,۱۲۱)

“به هر حال خودکشی با تمدن ظاهر می شود یا حداقل آنچه به شکل خودکشی در جوامع فروتر ملاحظه می شود ،خصوصیات ویژه ای دارد و تیپ مخصوصی از این خودکشی را می سازد ” و بنابراین ارزش ین دو نوع از نظرگاه نشانه شناسی یکسان نمی شود . در میان اقوام فروتر ،خودکشی یک عمل نا امیدانه نیست بلکه نوعی از خودگذشتگی است . به عکس خودکشی واقعی و اندوه بار بیمارگونه در میان اقواام متمدن یافت می شود و حتی توزیع آن از جنبه ی جغرافیایی نظیر توزیع تمدن است .(دورکیم ،۱۳۵۹ : ۲۸۴ )

خودکشی از عوارض مهم دنیای صنعتی عصر حاضر شناخته شده وبیشتر معلول نا به سامانی ها و اختلال های روانی و نابرابری های اجتماعی است . دورکیم از نابه سامانی به مفهوم فقدان یا از هم پاشیدگی هنجارها سخن می گوید و این مفهومی است که در بررسی های خودکشی نقش مهمی را بازی می کند .( ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۳۶ ) پدیده های اجتماعی همانند بحران های اقتصادی ،تطبیق نارسای کارگران با شرایط کار ،خشونت و دعاوی افراد در برابر اجتماع رانیز می توان در این امر مؤثر دانست و خودکشی یکی از ده عامل عمده مرگ در جهان صنعتی امروز شناخته شده است ( همان ). در فرا راه رشد و توسعه ی اقتصادی ، هرچه بر پیچیدگی روابط و مناسبات اجتماعی افزوده می شود ،فاصله ی طبقاتی از هم بیشتر می شود وسرخوردگی ها فزونی می یابد ودرنهایت به افزایش تعداد خودکشی منجرمی شود ؛ ازهم گسیختگی پیوندهای سنتی وهمبستگی های اجتماعی و نیز بیگانه شدن با ارزش ها و هنجارهای جامعه خودی ،موجب فزونی نرخ خدکشی در جامعه ها به ویژه در جامعه صنعتی گردیده است .( ستوده ،۱۳۷۸ : ۲۲۲ )

در کشور های کمتر توسعه یافته ،میزان خودکشی به تناسب رشد سریع شهرنشینی و بحران های اجتماعی – اقتصادی ناشی از آن بالا رفته است . شهرنشینی و گشودگی به سوی دنیای امروزی ،ضروری است که وقتی خارج از اراده و منافع عمومی و به دوراز رهبری و خرد وفادارانه به توسعه ی انسانی و پایداری و همگانی شکل می گیرد ،تناقض آفرین می شود و غمباری اجتماعی و فردی را به جای آن می نشاند . ( ریئس دانا ، ۱۳۸۰ : ۱۶۵-۱۶۳ )

هر چه جوامع صنعتی تر ،شهری تر ،بزرگتر و متمرکز تر و در عین حال فردگرا تر و منفعت طلب تر و عقل گراتر می شوند ،میزان خودکشی بالا می رود ،گر چه این رقم ممکن است با نوسانات و تغییرات همراه باشد . در محیط های صنعتی تر ،فرد منزوی تر و محیط ِ  “ناسازگاری بخش ” و موجد  روان پریشی فردی است و فرد پا به مرحله ی بحرانی می گذارد که در آن احساس بیهودگی و ابهام بیشتری می کند . ( ریئس دانا ،۱۳۸۰ : ۱۶۳ ). خودخواهی و هنجار گسیختگی از عوامل اصلی خودکشی در دنیای مدرن است ؛هنجار گسیختگی به معنای ضعیف بودن قانون یا نبودن هنجار است و قابل تقسیم به دو دسته است: ۱- هنجار گسیختگی مزمن ؛که به دلیل ضعف تدریجی کنترل اجتماع به وجود می آید.

۲- هنجار گسیختگی بحرانی : به علت تغیرات ناگهانی در وضعیت فردی خاص(طلاق ،از دست دادن همسر یا فرزند) به وجود می آید یا در نهاد های اجتماعی (رکود و رونق اقتصادی ) طبق آمار سازمان بهداشت جهانی ،ایران به عنوان کشوری که در حال گذار به جهان صنعتی است ،دچار تضاد شدید بین باور ها و واقعیت ها شدن ،انگیزه ی خودکشی در افراد را بالا می برد و افرد در مرحله صنعتی شدن دچار دوگانگی می شوند .( استونز،۱۳۸۳ :۸۲)

 

 

۲-۳-۱-۴- علل اجتماعی- طبیعی

نظر ” لمبرزو ” این است که گرما فرد را به خودکشی تحریک می کند و نه فرا رسیدن نخستین گرما یعنی اختلاف و تضاد بین رفتن فصل سرما و شروع فصل گرما . دورکیم استدلال می کند که این نظریه از اساس بی اعتبار است زیرا در صورت صدق نظریه ،منحنی تغییرات ماهانه خودکشی می بایست در پاییز وزمستان به صورت افقی باقی بماند و در زمان معین ناگهان با بروز اولین علایم فصل گرما بالا رود و همان طور هم ناگهانی پایین آید .                    ( دورکیم ، ۱۳۷۸ : ۱۰۳)

دورکیم بر این اعتقاد است که محیط طبیعی به طور مستقیم بر زندگی اجتماعی تأثیر ندارد و “مخصوصاً طبیعی نیست که محرک برای رفتار خودکشی است “. و بنا بر تحقیقات وی دلیل آن که از ژانویه تا ژوئیه ،مرگ های ارادی بیشتری رخ می دهند ،اثر مخرب گرما بر اندام ها نیست بلکه به علت تراکم و فشردگی زندگی اجتماعی است .( همان : ۱۱۵ )

عملکرد انسان در شرایط آب وهوایی گوناگون ،متفاوت است.ازنقطه نظر روان شناسی ،انسان در هوای آفتابی بیش از هوای بارانی احساس راحتی می کند.، خطرات خودکشی در هوای خشک قاره ای یا دربهارهنگام افزایش فشار جوی افزایش می یابد.( اشراقی ، “تاثیر فزاینده‌ی آب و هوا بر خودکشی افراد در فصول مختلف ” : نشریه ی الکتریکی جغرافیای ایران )

ممکن است گرمای بیش از حد و ناتوانی در حل وتخفیف آن وقتی نوع پوشش خاصی اجباری شود ،تمایلات خودکشانه بر انگیزد. در این مورد گرمای سخت برای فرد غیر قابل تحمل می شود و موجب رنجش وآزردگی را در فرد فراهم می سازد و سرانجام می تواند به خودکشی منجر شود . ( ریئس دانا ،۱۳۸۰ : ۱۸۳ )

چندی پیش محققان بریتانیایی اعلام کردند که آفتاب بهاری از عوامل افزایش دهنده ی  میزان خودکشی در این فصل است. مطالعات در کشورهای اسکاندیناوی و کانادا نشان داده است که میزان یک نوع ماده شیمیایی موسوم به “سروتونین” در مغز که احساس شادی به همراه می آورد، در افرادی که خودکشی می کنند بسیار کم است.سایر مطالعات نشان داده است که فرد هرچه بیشتر در معرض آفتاب قرار گیرد، میزان تولید سروتونین نیز در مغز او افزایش می یابد. ( اشراقی ، “تاثیر فزاینده‌ی آب و هوا بر خودکشی افراد در فصول مختلف ” : نشریه ی الکتریکی جغرافیای ایران)

همچنین اثر مخرب الاینده های شیمیایی را در افزایش نرخ خودکشی نمی توان نادیده گرفت. به نوشته ی پایگاه اینترنتی دانشگاه کارولینای شمالی ، بسیاری از صنایع ، مواد آلاینده ی خود را وارد محیط می کنند که می تواند افزون بر ایجاد عوارض جسمی ،اختلالات روحی را نیز درساکنان مناطق اطراف خود ایجاد کنند که ازمهمترین این گازها ، گاز سولفید هیدروژن است که با افزایش آن موارد خودکشی نیز افزایش خواهد داشت .(مرکزاطلاعات فنی ایران:  http://www.tici.info/default.aspx?dir=Learn_min&file=al%2084-htm)

 

 

۴-۱-۴ –  عوامل اقتصادی

نارسایی های اقتصادی درافزایش و شیوع نرخ خودکشی تأثیر به سزایی دارند. آ. هنری و جی . شورت دریکی از بنیادی ترین مطالعات درباره ی میزان های خودکشی دریافتند که خودکشی دردوره های کساد اقتصادی اقزایش می یابد ؛ خودکشی درمیان گروه های متعلق به پایگاه بالا ، نسبتاً شایع تراست و حال آن که قتل عمد به طورنسبی درمیان گروه های پایین تررواج دارد.   ( تایلر، ۱۳۷۶ : ۲۷ )

بیکاری ،اخراج از کار ، ورشکستگی مالی ، فقر و تنگ دستی  از علل اقتصادی مهم در رابطه با افزایش خودکشی هستند . بیکاری دسته جمعی و ناکامی های ناشی از آن از شاخص های عمده در بزرگترین موج بیکاری بعد از جنگ جهانی در بین جوانا ۱۵ تا ۲۴ ساله در کشورهای صنعتی بود . ( محمدی ، ۱۳۸۳ : ۲۱۴ ) ( اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۲۷۵ )www.zibaweb.com

هنری و شورت معتقدند که در دوره های کساد اقتصادی شاهد افزایش  نرخ خودکشی در میان افراد در پایگاه های بالاتر هستیم . ( تایلر ، ۱۳۷۶ : ۲۷ )

 

 

۵- تبیین خودکشی : نظریه جامعه شناختی خودکشی

دورکیم در مطالعات خود به این نتیجه رسید که در کشورهای کاتولیک مذهب خیلی کمتر از کشورهای پروتستان مذهب ودر کشورهایی با مذهب مختلط ،حد وسط این دو میزان است و این به دلیل این نیست که مذهب پروتستان کمتر از کاتولیک ،خودکشی را مذموم دانسته بلکه به دلیل رشد فردگرایی درجوامع پروتستان مذهب است و افراد این جوامع که دارای روحیه ی پرس وجوگری هستند در حالی که کاتولیک ها با حفظ سیمای سنتی خود از انسجام و یپارچگی بیشری برخوردارند ,به عبارت دیگربا کاهش سطح همبستگی اجتماعی ،خودکشی افزایش پیدا می کند . ( توسلی ،۱۳۷۴ : ۱۴۶ )

استنتاج کلی دورکیم این است که نرخ خودکشی اجتماعی هرجمعیتی تنها با عطف به نتایج و آثار میزان تغییرات دردرجات انسجام اجتماعی و یکپارچگی گروهی قابل تبیین است . وی هم چنین در صدد بود نرخ خودکشی را بدون کنترل متغییرهای  سن وجنس توضیح دهد. روش دورکیم جهت حصول به متغیر های علّی ِ تعیین کننده ی نرخ خودکشی عبارت است از :

۱- حذف عوامل فوق اجتماعی از رابطه ی علّی

۲- اقدام به نوعی تعمیم اخص درباب ارتباط بین نرخ خودکشی اجتماعی و میزان همبستگی و تشکل اجتماعی

در سخن دورکیم ،منش اجتماعی شامل کیفیت هایی مانند “چگونگی عمل ، تفکر و احساس ” به حساب می آیند . البته ا در نظر گرفتن عناصر ی “واقعه اجتماعی ” ،آن هم بدان سب که دورکیم مانند وبر خصوصیات این پدیده را صرفاً د رحالات ذهنی شخص جستجو نمی کند و به واقعیت های خارجی که خود را بر فرد تحمیل می کند هم ،توجه دارد. ( سلیمی و داوری ، ۱۳۸۰ : ۲۰۹ )

تارد معتقد بود که رفتار و اعمال هر فرد در اجتماع ناشی از تقلید است و افراد با تقلید از عادات و رفتار دیگران ،روابط اجتماعی خود را برقرار می کنند. دورکیم همچنین به انتقاد ازنظریات تارد پرداخته است و تقلید دررفتارهای اجتماعی را رد می کند  وبا واضح سازی اهداف  و روش های جامعه شناسی به آن جنبه ی علمی داده و عقیده دارد که افکار و رفتار افراد تابع نمودهای اجتماعی است مه ناشی از مجموعه ی تجربیات و آرمان های جامعه است که عقاید و اسلوب های انسان به طور ناخود آگاه بدان وابستگی دارد .  ( دانش ،۱۳۷۹ :۳۰۶-۳۰۴ )

از دهه ٧٠ میلادی به بعدنظریه دورکیم پیرامون خودکشی،به ویژه آنجاکه مسأله ارتباط میان خودکشی ومذهب مطرح است،به لحاظ تئوریک و تجربی وروش شناختی موردسؤالات جدی قرارگرفته است.

فرانک ون در مقاله ای با عنوان “Denomination , Religious Context, and Suicide: Neo- Durkheimian Multilevel Explanation Tested with  Individual and Contextual data”دراین قسمت به برخی ازاین ایرادات اشاره می شود:

١- نظریه دورکیم”پروتستانها بیشترازکاتولیکها خودکشی می کنند” بعد ازوی بصورت یک قانون عام  فراگیروهمیشگی جامعه شناسی درآمد. این درحالی است که نتایج برخی تحقیقات خلاف آن را نشان می دهد.تحقیقات انجام شده پیرامون”خودکشی” درکشورهلند برای مدت ١٩٧٣تا ١٩٧۶نشان میدهد درگروهی ازپروتستانها(پروتستانهای ارتدوکس)طی این مدت میزان خودکشی کمترازکاتولیکها بوده است ودرگروه دیگری ازپروتستانها (پروتستانهای لیبرال)میزان خودکشی بیشترازکاتولیکها بوده است. بنابراین به نظریه ی دورکیم نباید به صورت یک قانون جهان شمول و همیشگی جامعه شناسی نگریست.

٢- نظریه خودکشی دورکیم نظریه ای است که پدیده خودکشی را فقط درسطح کلان وکلی بررسی کرده اما فاقد تجزیه وتحلیل این پدیده در سطوح خردتروبا استفاده ازاطلاعات کافی و فردی است. منتقدانی چون جونزوانیل به مسأله “جمع گرایی”دورکیم وکم بهادادن به نقش افراد وعدم جمع بندی اطلاعات مربوط به ویژگی های فردی کسانی که اقدام به خودکشی دورکیم تلقی کرده اند.

٣- نظریه دورکیم عمدتا ًبا تکیه برآمارهای کلی جمع آوری شده ازکشورها تدوین وفرمولیزه شده است. به عقیده منتقدانی چون پاپه و دانی گلیس و دیگران،پدیده خودکشی می بایست در سطوح جغرافیایی کوچکتر یعنی مناطق محدودمورد بررسی قرارمی گیرد زیرا درغیراینصورت از مسأله تأثیر ویژگیهای محیط سکونت بر پدیده خودکشی غفلت خواهد شد.(اشتباه اکولوژیک)

۴- برخی منتقدان مثل آتکینسون ، دای و داگلاس اساساً عقیده دارند میزان خودکشی درپروتستان ها و کاتولیک ها مساوی بوده وهست اما کاتولیکها بیشتر از پروتستانها مسئله خدکشی را به عنوان”علت مرگ”پنهان کرده وخودکشی کاتولیکها دردفاتر ثبت احوال معمولاًکمتراز پروتستان ها ثبت و گزارش میشود؛ به عنوان مثال ون پاپل و دای درمطالعات خود مشاهده کردند که در هلندطی سالهای١٩١٠-١٩٠۵تفاوت میزان خودکشی کاتولیکها و پروتستانها  ناشی”کم گزارش شدن” نرخ واقعی خودکشی کاتولیکها به دفاترومرجع رسمی بوده است.

البته نویسندگان این مقاله ایرادات منتقدین را قبول نداشته و در ادامه مقاله به آن پاسخ داده اند(Van, 2005: 799-801)

اساس نظریه ی خودکشی را می توان روی مشخصات پویایی ،فشارها ،یگانگی و جذابیت سازمان ها و گروه های اجتماعی در میزان تعلق وهمانند سازی فرد در رابطه با گروه های  اولیه و ثانویه در اجتماع ،تعیین کننده گستردگی ،نوع و انگیزه ی خودکشی استوار است . ( اسلامی نسب ، ۱۳۷۱ : ۱۱۱)

جی گیبز و دبلیو مارتین جامعه شناسان امریکایی اظهار داشتند که حتی این قسمت اساسی نظریه دورکیم را نمی توان موضوع آزمایش رسمی و تجربی قرار داد ،بدان سبب که او هیچ تعریف کاری و عملیی را از همبستگی اجتماعی مد نظرش ارائه نکرده است ولی هر دوی آن ها درمورد تأثیرهمبستگی برخودکشی با دورکیم اتفاق نظر دارند و معتقدند که میزان خودکشی یک جمعیت با ثبات و دوام روابط اجتماعی در درون آن جمعیت رابطه معکوس دارد . ( تایلر ،۱۳۷۶ : ۲۴ )

به عبارت دیگر می توان اشاره داشت که جامعه ،فرد رابه خودکشی ،دیگرکشی و یا رفتار متعادل تشویق می کندوریشه های رفتار خودکشانه دررفتار متقابل جامعه قرار دارد.( اسلامی نسب ،۱۳۷۱ : ۱۱۱) . از دیگر نظریات در باب خودکشی می توان به دیدگاه مارکسیستی اشاره کرد ؛ آن ها خودکشی را پدیده ای مرتبط با ساخت سرمایه داری جامعه می داند و لذا از راه مشاهده ی رفتارگرایی ،از بیرون قضیه  به داخل قضیه موضوع را ارزیابی می کند و فقط به رابطه ی بین محرک و بازتاب توجه دارد. آسیب شناسی اجتماعی مارکسیستی در زمینه ی خودکشی ،فقط به سادگی پدیده  را مرتبط با ساخت سرمایه داری نمی بیند و آن را همان جا رها نمی کند و دراین دیدگاه خودکشی را باید هم  درمتن شخصیت و دگرگونی آن و هم محرک های ریشه ای و ساختی و هم آخرین محرک ها بررسی کرد .( ریئس دانا ،۱۳۸۰ :۱۷۱ )

جی. جاکوبز ،دورکیم و بسیاری ازنظریات دیگر جامعه شناسان را که به بررسی میزان خودکشی پرداخته اند به دلیل اعتقادی که در موردتبیین پدیده ی خودکشی  بدون مطالعه فرد منتحر ،مورد انتقاد قرار داده است .وی استدلال می کند که فرد به منظور اقدام به خودکشی ،در وهله ی نخست باید چنین پنداردکه با مشکلی لاینحل و غیرقابل تحمل روبه روست ،دوم این که مرگ را تنها چاره بیابد و در نهایت وضعیت را غیرقابل کنترل ببیند .( تایلر ،۱۳۷۶ :۵۵ )

 

 

۶- راه های پیشگیری از خودکشی 

کاملاً پیداست که خودکشی پدیده ای است که ممکن است درهر قشری از جامعه اتفاق بیفتد ،اما تلاش در کاهش عوامل تنش زای محیطی ،خانوادگی ،تحصیلی وسازمان ها و آموزش بهداشت روانی ازطریق رسانه ها ی گروهی می تواند ازراه کارهایی باشد که ازروند رو به رشد نرخ خودکشی در جوامع بکاهند . ( مسکنی ، ۱۳۸۳: ۲۳ )

دورکیم ثروت ناگهانی دربرابرفقررا یک عامل بحران زا می بیند و نشان می دهد که تحت تأثیراین عامل برخی ازاشکال رفتارهای انحرافی نظیر خودکشی افزایش می یابد که خود این عامل مولود تغییرات شتاب زده ی اجتماعی – اقتصادی است که به موجب ازهم  پاشیدگی هنجارهای سنتی یعنی وضعیت سریع آنومی می گردد. کونیک در تکمیل نظریه وی چنین آورده است : ” فقر به تنهایی بیشتر به عنوان یک عامل ثبات بخش در جامعه تأثیر می گذارد و در آن صورت فقر غیر قابل تحمل می شود و انسان می کوشد با همه ی ابزار ممکن از وضعیت فقر بیرن آید و در نتیجه ی این اعمال رفتار انحرافی رشد می کند “. ( رفیع پور ،۱۳۷۸ :۱۸ )www.zibaweb.com

مذهب از عواملی است که نرخ خودکشی را کاهش می دهد اما نه به این دلیل که در محکومیت خودکشی نسبت به اخلاق دینی تردید کمتری دارد و نه مفهوم خدا القا کننده ی اقتداری استثنایی بر اراده ی افراد است بلکه مذهب ،مجموعه ای از اعتقادات و اعمال مشترک نزد پیروان خود است که” سنتی و در نتیجه الزامی است ” در پایان این فصل نظری اجمالی بر برخی اقدامات پیشگیرانه در مورد خودکشی خواهیم داشت :

۱٫    مشاوره ، راهنمایی و حمایت فرد و روان درمانی فرد

۲٫    همبستگی اجتماعی درحد اعتدال باقی بماند و درتعیین سرنوشت و مسیرزندگی افراد ،هم مصالح فردی و هم مصالح جمعی به یک اندازه درنظرگرفته شوند و فشار و نظم اجتماعی درحد معقول و مطلوب باشد .

۳٫    احساس هویت اجتماعی در افراد تقویت شود زیرا باعث از بین بردن انزوای اجتماعی و غیرهدفمند کردن زندگی فرد می شود و افرادجامعه بر اساس آن ،جایگاه و منزلت واقعی خود را کسب می کنند.

۴٫    اشاعه فرهنگ احترام به حقوق انسانی و اصلاح الگو های ارتباط بین زن ومرد .

۵٫    تعمیق باورها و نگرش های دینی با به کار گیری شیوه ی تبلیغی مؤثر.

۶٫    مقابله با آداب و رسوم غلط اجتماعی درباره ی زنان.

۷٫    آشنا کردن خانواده با علایم و دگرگونی های رفتاری فرد قبل از خودکشی .

۸٫    ایجاد خانه ی سلامت وخطوط تلفن بحران.

۹٫    پیش بینی واحد درسی “حقوق  و دانش خانواده “در آموزش و پرورش.

۱۰٫    ۱۰)بررسی محیط زندگی افرادی که در خطرند .

۱۱٫    ۱۱)تعلیم و تربیت روحانیون ،پرستاران ، پلیس، معلمان و سایر مسئولینی که با افراد زیادی ذر تماس هستند.

۱۲٫    و همین طور باید تصویر فرد از خود و آینده اش را هموراه با عقاید مذهبی روشن کرد چرا که از موانع بسیار با اهمیت در پیشگیری از خودکشی می باشد .(کارکنان نصر آبادی ،۱۳۸۲: ۵ ) (کاوه امیدی ،۱۳۸۲ :۱۰۱- ۸۸ ) (کلمن ، ۱۳۷۷ : ۶۸۸ )

 

بخش دوم – بررسی تجربی خودکشی : مورد ایران

 

۱- علل خودکشی در ایران

در ایرن مطالعه ی دقیقی در مورد خودکشی صورت نگرفته است زیرا آمار پزشکی قانونی گویا نیست  وبسیاری از افراد خودکشی افراد خانواده ی خود را ننگ وبی آبرویی تلقی کرده و از افشای آن خودکشی می کنند.درکشوآمارهایی وجود دارد که حاکی از آنکه سالیانه  ۵ تا ۷ هزار نفرازطریق خودکشی  جان خود را می گیرند که نیمی از آن ها در شهرهای بزرگ ،یک چهارم در شهرها کوچک ومتوسط و بقیه در روستاها انفاق می افتد . دکتر قرایی مقدم معتقد است که نگاه سنتی خانواده ها به مسأله خودکشی که درکشورما وجود دارد موجب گردیده است تا به آماردقیق و صحیح دسترسی نداشته باشیم زیرا دربسیاری ازشهرهاخودکشی هر یک ازافراد خانواده موجب بی حیثتی و بی آبرویی خانواده می شود همین دلیل به مخفی کردن نوع مرگ می انجامد.( ریئس دانا ، ۱۳۸۰ :۱۸۷)(ستوده ،۱۳۷۱ :۲۳۹ )

 

 

علل خودکشی در ایران :

۱٫اختلافات زناشویی ،عشق و تمایلات شدید عاطفی وعلل ناموسی

۲٫ناراحتی های روانی ،شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی

۳٫مشکلات ناشی از شکست های تحصیلی واسترس ها وفشار های روانی و روحی ناشی از آنها(فشار های عاطفی ،فشار های تحصیلی مانند کنکور، نقایص جسمی و فیزیکی در نسل جوان)و احساس پوچی وبی هدفی وافسردگی

۴٫فقر و تنگدستی،بیکاری ،اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادی

۵٫مسائل و معضلات زندگی شهری  و وضعیت نا به سامان زندگی

۶٫ازهم پاشیدگی گروه های اجتماعی مانند خانواده ، شغلی ، خویشاوندی ، دوستی و..

۷٫اعتیاد به مواد مخدر ، الکل و داروهای توهم زا

۸٫ضعیف شدن اعتقادات مذهبی

۹٫عدم استقلال واجبار در پیروی از مقررات سنتی

۱۰٫بر ملا شدن اسرار و حقایق خصوصی زندگی فرد.( ستوده ،۱۳۷۴ : ۲۴۰ )

 

۲- رابطه خودکشی با سن- جنس

 

طی تحقیقاتی که درکشورهای مختلف صورت گرفته نتایج به دست آمده حاکی ازآن است که مردها بیش اززنان خودکشی می کنند واغلب آنان درگروه سنی ۶۵-۴۵ ساله قراردارند . اوج اقدام به خودکشی درمیان زنان ومردان ایرانی درگروه سنی ۲۴-۱۸ ساله می باشد.درایران نوجوانان و جوانان ازیک طرف و زنان ازطرف دیگردو قشری هستند که بیشترازسایرین دست به خودکشی می‌زنند. تحقیقات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوردرسال ۱۳۸۲ خودکشی ۲۴۸۶ زن و ۱۴۸۱مرد را نشان می‌دهد و آمار وزارت بهداشت ازانجام حداقل ۱۳ خودکشی در روز با میانگین سنی ۲۹ سال خبر می‌دهد. طبق این آمار نسبت خودکشی مردان به زنان ۵/۲ به یک و گاه ۵/۴ به یک است.در یک طرح پژوهشی که در سال ۱۳۵۲ در کشور ، مشخص گردید که خودکشی در میان مردان وزنان جوان متأهل به دلیل درهم ریختگی ارزش های اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه نا به سامانی نهاد خانواده افزایش یافته است.(رشید یاسمی ، ۱۳۴۵: ۱۰۰)

درتحقیقی که در سال های ۴۷-۱۳۴۵ بر روی افرادی که اقدام به خودکشی کرده بودند صورت گرفت ، جامعه مورد مطالعه شامل ۸۳۹ مرد و ۶۲۳ زن بوده و نتایج زیر حاصل پژوهش فوق است: خودکشی زنان در گروه سنی ۱۹-۱۵ ساله بیشتر است، اما بیشتر خودکشی های مردان مربوط به فاصله سنی ۳۴-۱۵ سال می باشد. این بررسی اختلاف های خانوادگی را مهم ترین انگیزه خودکشی عنوان می کند(۲۶%) و بعد از آن مسایل اقتصادی را دومین دلیل انجام انتحار معرفی می کند.

در سال ۱۳۴۹ نیز بررسی ای بر روی ۳۶۲۷ مورد انجام می گیرد که در بین آنها ۱۴۱۵ نفر مرد و ۲۲۱۲ نفز زن بوده اند. که باز حکایت از غلبه زنان خودکش بر مردان خودکشی کننده دارد. دکتر “امان الله قرائی مقدم”  با اشاره به تغییرات به وجود آمده درروند خودکشی ایرانیان طی سه دهه اخیرمعتقد است که نسبت خودکشی زنان و مردان نسبت به ده سال گذشته تغییرکرده است، قبل از سال ۱۳۷۰ نسبت خودکشی زنان به مردان ۵ به ۲ بود اما در ۱۰ سال گذشته نسبت خودکشی مردان به زنان ۳ به ۲ افزایش یافته است.

وی همچنین عامل خودکشی مردم ایران درسطح کلان را وجود “آنومی” یا نوعی بی هنجاری می خواند و پریشانی فکر، نابودی نظم منطقی فکری و دچار تشتت آرا بودن را که منجر به خودکشی افراد می شود از نتایج این بی هنجاری می داند.دکترعباس محمد اصل خودکشی را عملی تعمدی برای نابودی فرد می داند و آن را در سه سطح کلان ،میانه وخرد بررسی می کند.

۱- سطح کلان : از سویی ضعف هنجارها و درهم ریختگی ارزشی و از سوی دیگر فقدان حمایت های مدنی از فردیت رو به رشد شخص،موجب بروز خودکشی می شود.

۲- سطح میانه : فقدان تناسب میان فردیت افراد با هنجارهای اجتماعی و تضاد نمادهای معرفتی الگوهای جدید با ذهنیت و باورهای افراد که به دلیل وجود مدیریت ناکار آمد در سطح جامعه به وجود می آید.

۳- سطح خرد:مجوع این عوامل موجب بروز یک کنش اعتراضی می شود که فرد طی آن تلاش در آسیب رساندن به خود یا جامعه را دارد.(همان )

بر اساس گزارش مرکز امار ایران طی سال های ۱۳۸۲-۱۳۷۵ ، در گروه سنی ۲۴-۱۸ ساله در زنان و گروه سنی ۳۴-۲۵ ساله در مردان بالاترین تعداد اقدام به خودکشی دیده می شود .زنان بیشتر ازمردان اقدام به خودکشی می کنند ولی نرخ خودکشی ( منجر به فوت ) در مردان بیشتراست ؛رقم بالا درخودکشی مردان به تفکیک استان دراستان تهران و درزنان مربوط به لرستان بوده است.(سالنامه آماری کشور ۱۳۸۲ )

خانم حیدری درتحقیق خود اشاره دارد که شایع ترین روش خودکشی در مردان دارآویختگی، استفاده ازمواد مخدر،استفاده ازترکیب تریاک ودارو وسقوط از بلندی  و هم چنین دربین زنان خودسوزی، استفاده از دارو وجود دارد و روش هایی دیگری همانند برق گرفتگی ،بریدگی با چاقو نیز وجود دارد. ایلام بیشترین آمار خودسوزی را در کشور دارد واستان های کرمانشاه ، همدان، لرستان ، کهگیلویه و بویر احمد و گلستان در رتبه ای بعدی قرار دارند .(اسلامی نسب، ۱۳۷۱ : ۱۰۴)

به طور نسبی اقدام به خودکشی در زنان نسبت به سال ۱۳۷۵ کاهش داشته ولی چشمگیر نبوده و به عکس نرخ اقدام به خودکشی مردان روندی رو به افزایش داشته است و ازاین تعداد اقدام به خودکشی ،مردان اغلب خودکشی کرده در حالی که فوت شدگان در زنان نسبت به اقدام به خودکشی کمتر است.با توجه به سالنامه ی آماری کشوردرسال ۱۳۸۲  نمودارزیررا برای نشان دادن این اختلاف بین اقدام به خودکشی و مرگ ،رسم کرده ایم ؛همان طورکه نمودارها نشان می دهند اختلافی که وجود داردبه دلیل  جلب توجه تنبیه ،ترعیب ، اظهار ندامت و پشیمانی و.. می باشد.

 

مطالعات دیگری درمورد پدیده ی خودکشی درکشوروجود دارد به عنوان مثال در شهر قزوین نرخ خودکشی درمردان ۵/۲ برابر زنان می باشد یا درایلام که سالانه حدود ۴۰۰ مورد خودکشی در جمعیت ۵۸۰ هزار نفری ایلام اتفاق می افتد و۲۲۰ نفر زن و۱۸۰ مرد این انار را به خود اختصاص داده اند . (امیدی ملایری ، ۱۳۸۲ : ۱۰۱-۸۸)(ستوده ،۱۳۷۱ : ۲۴۰ ).

 

۳-زنان و خودکشی

طبق اخبار سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور ، آخرین آمار خودکشی زنان در ایران در مقایسه با سایر کشورها حاکی از پایین بودن این میزان نسبت به کشورهای اروپا ، آفریقای شمالی ، اقیانوسیه وآسیای شرقی درحالی که ازکشورهای امریکای لاتین ، مرکزی و جنوبی بالاتر است. درسال ۱۳۷۹ معاون اجتماعی مرکزامورمشارکت زنان گزارشی با عنوان “گزارش ملی خودکشی زنان”انجام دادند و به تفکیک استان ها به بررسی خودکشی زنان پرداخته بودند .آن ها درتحقیقات خود به روش های جامعه شناسی استناد جسته ونقش عوامل اجتماعی وبیرونی را در بروزاین پدیده متذکر شده اند. طبق بافته های آنان دراستان های کردستان ،سمنان ،کهگیلویه و بویر احمد،مرکزی ،هرمزگان ،یزد و سیستان وبلوچستان نرخ خودکشی به نسبت سال۱۳۷۷ افزایش داشته است و دو استان تهران وسیستان وبلوچستان کمترین نرخ خودکشی را به خود اختصاص داده اند. همچنین میزان خودکشی زنان در دو استان ایلام و کرمانشاه بیشتر از مردان بوده است و بیشترین میزان خودکشی در گروه‌های سنی بالای ۲۵ سال است.

دکتر فاطمه ملوک باشی روانشناس معتقد است گر چه در ایران خودکشی در مردان بالاتر از زنان است ولی در زنان به طور خاص ، موارد خودکشی در گروه سنی ۲۴ _ ۱۸ سال بیشترین میزان را دارد که عمدتاً به صورت مصرف دارو و خودسوزی است. (مسکنی ،۱۳۸۳ :۲۲)

مدیر کل امور اجتماعی وزارت کشور با اشاره به تحقیقات کشورتا سال۱۳۸۳  اعلام کرد که زنان بیشتر از مردان اقدام به خودکشی کرده‌اند و علت اصلی آن را اختلافات خانوادگی و باورهای متضاد زنان و مردان درزندگی مشترک دانست؛زیرا در بسیاری ازشهرهای کشور و علی‌الخصوص روستاها مردان خود را صاحب اختیارومالک زنان می‌دانند و ازآنان انتظار اطاعت، پذیرش مطلق عقاید مردان و عدم حضور درعرصه اجتماع را دارند.در تحقیقی هدف  آن بود تا رابطه ی بین سطح تحصیلی زنان و تمایل آنان به اافکارخودکشی و آسیب رساندن به همسرسنجیده شود و نتیجه چنین به دست آمد که داشتن سطح تحصیل بالاتربه شکل گیری خودپنداره های مثبت تردرفرد یاری می کند ودراین حالت توهین ها وتحقیرهای همسررا دلیل برضعف وحقارت خود ندانسته وبرآن باورند که همسرانشان دارای مشکل اند ؛ بنابراین عزت نفسشان حفظ می شود و تمایل به خودکشی در آنها کاهش می یابد. زیرا آنها راه های جبرانی ومنابع حمایتی همانند شغل و منزلت اجتماعی را دارند که باعث کاهش مشکلات ناشی از خشونت همسرانشان می شود .(خسروی ،۱۳۸۳ :۱۱۱-۱۰۹ )

منابع

 

 

الف- منابع فارسی :

۱-آرون ، ریمون. ۱۳۸۱٫مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی .باقر پرهام (مترجم). تهران : انتشارات علمی و فرهنگی .

۲-ابوالحسن تنهایی، حسین. ۱۳۷۴٫ درآمدی برمکاتب ونظریه های جامعه شناسی . تهران : انتشارات مرندیز.

۳-استنگل ، اروین .۱۳۴۷٫ خودکشی و قصد خودکشی . حمید صاحب جمع (مترجم) .تهران : انتشارات اشرفی .

۴-استونز ،راب.۱۳۸۳٫متفکران بزرگ جامعه شناسی. مهرداد  میردامادی (مترجم) .تهران : انتشارات مرکز.

۵-اسلامی نسب ،بجنوردی. ۱۳۷۱٫بحران خودکشی.تران :نشرفردوس.

۶-اشنایدمن، ادوین. ۱۳۷۸٫ روانشناسی خودکشی: ذهن خودکشی گرا. مهرداد فیروزبخت(مترجم ). تهران : انتشارات رسا.

۷-امیدی ملایری ، کاوه. ۱۳۸۲٫” نگاهی به علل وعوامل خودکشی ” .فصل نامه ی علمی- کاربردی معاونت اجتماعی ناجا. پیش شماره ی اول .صص ۱۰۱-۸۸٫

۸-باتامور، تی. بی. ۲۵۳۵٫جامعه شناسی. سید حسن منصور و سید حسن حسینی کلجاهی (مترجمان ) . تهران : انتشارات جامعه واقتصاد.

۹-تایلر، استیو. ۱۳۷۶٫ جامعه شناسی خودکشی و علی موسی نژاد (مترجم) . تهران: انتشارات اصفهان .

۱۰- توسلی ،غلام عباس. ۱۳۷۴٫ نظریه های جامعه شناسی ۱ . تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.

۱۱- حمیدحق‌گو، پرویز.۱۳۵۲٫ پایان نامه :خودکشی. دانشگاه تهران،دانشکده علوم اجتماعی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران. ۱۳۵۲-۱۳۴۷:

۱۲- جمیلی کهنه شهری، فاطمه. ۱۳۸۵٫  جزوه ی درس نظریه های جامعه شناسی . دانشگاه الزهراء.

۱۳- خسروی ،زهره . ۱۳۸۳٫ “بررسی رابطه همسر آزاری با تمایل به افکار خودکشی و آسیب رسانی به همسر در زنان شهر تهران ” . فصل نامه ی علمی- پژوهشی مطالعات زنان .سال دوم . شماره ی ۶٫ تهران . صص۲۹۳-۲۷۵ .

۱۴- دانش ،تاج الزمان . ۱۳۷۹٫ مجرم کیست: جرم شناسی چیست . تهران : انتشارات کیهان.

۱۵- دورکیم، امیل. ۱۳۵۹٫ تقسیم کاراجتماعی .حسن حبیبی( مترجم ). تهران : انتشارات قلم.

۱۶- دورکیم، امیل . ۱۳۷۸٫ خودکشی. نادر سالار زاده امیری( مترجم ) . تهران : انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

۱۷- دهخدا،علی اکبر.۱۳۴۷٫ لغت نامه . زیرنظرمحمد معین .تهران : انتشارات دانشگاه تهران.

۱۸- رشید یاسمی، هوشنگ. ۱۳۴۵٫ پزشکی قانونی و طب کار. تهران : انتشارات دانشگاه تهران.

۱۹- رفیع پور ،فرامرز. ۱۳۷۸٫ آنومی یا آشفتگی اجتماعی . تهران : انتشارات سروش.

۲۰- ریئس دانا، فریبز . ۱۳۸۰٫ بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات سازمان بهزیستی کشور.

۲۱- ستوده ،هدایت الله .۱۳۷۸٫آسیب شناسی اجتماعی . تهران : آوای نور.

۲۲- سخاوت،جعفر.۱۳۸۲٫ جامعه شناسی انحرافات اجتماعی. تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.

۲۳- سلیمی ، علی و محمد داوری. ۱۳۸۰ . بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات آوای نور.

۲۴- شیخاوندی، داور. ۱۳۷۳٫ جامعه شناسی انحرافات ، آسیب شناسی جامعوی .تهران : انتشارات مرندیز.

۲۵- طباطبایی ، سید موسی . ” تشخیص و پیشگیری از خودکشی جوانان” . ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی، آموزشی اصلاح و تربیت. شماره ی ۴۱٫ سال چهارم . مرداد ماه ۱۳۸۴٫ تهران : صص۲۷-۳۰٫

۲۶- قائمی، علی. ۱۳۶۴٫ آسیب ها وعوارض اجتماعی: ریشه یابی ، پیشگیری ، درمان . تهران: انتشارات امیری.

۲۷- کارکنان نصرآبادی،محمد.”خودکشی از دیدگاه جامعه شناسی”. ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی اصلاح و تربیت. شماره ی ۱۷ . سال دوم . مرداد ۱۳۸۲ . صص ۳-۶٫

۲۸- کلدی ، علیرضا واردشیر گراوند. ” بررسی خوکشی در شهرستان کوهدشت”. فصلنامه ی علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی، سال دوم . شماره ۶٫ زمستان ۱۳۸۱٫ تهران:صص ۲۷۵-۲۹۳٫

۲۹- کلمن ، جیمز سی. ۱۳۷۶ . روانشناس نابه هنجار و زندگی نوین . کیانوش هاشمیان (مترجم). تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا.www.zibaweb.com

۳۰- کوزر ، لوئیس. ۱۳۸۰٫ زندگی و اندیشه ی بزرگان جامعه  شناسی. محسن ثلاثی (مترجم). تهران: انتشارات علومی.

۳۱-  کوهن، رابرت. ۱۳۷۷٫ تغییر نگرش و تأثیر اجتماعی . علیرضا کلدی(مترجم) . تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی.

۳۲- کوکرین ، ریموند . ۱۳۷۶٫ مبانی اجتماعی بیماری های روانی . فریده براتی سده و بهمن بخاریان (مترجمان). تهران : انتشارات رشد.

۳۳- کیویستو، پیتر. ۱۳۸۰٫ اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی . منوچهر صبوری(مترجم). تهران : انتشارات نی.

۳۴- گیدنز، آنتونی. ۱۳۸۳٫ جامعه شناسی .منوچهر محسنی(مترجم). تهران : انتشارات نی.

۳۵- محسنی تبریزی، علیرضا . “ملاحظاتی درباب نظریه ی خودکشی دورکهایم” . نامه ی علوم اجتماعی. شماره ی ۷٫ دوره ی جدید. ج ۳ . زمستان ۱۳۷۳٫ تهران . صص۱۴۹-۱۱۷٫

۳۶- محمد خانی، شهرام . ۱۳۸۱٫ پیشگیری از  خودکشی جوانان و نوجوانان : راهنمایی عملی برای معلمان و مشاوران مدارس ومتخصصان بهداشت روان . تهران: انتشارات طلوع دانش.

۳۷- محمدی، زهرا . ۱۳۸۳٫ بررسی آسیب های اجتماعی زنان در دهه ی ۱۳۸۰- ۱۳۷۰ . تهران: انتشارات شورای فرهنگی اجتماعی زنان.

۳۸- مسکنی ، زهرا. مهر ۱۳۸۳ .”نگاهی به خودکشی و علل آن در جامعه “. ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی اصلاح و تربیت . سال سوم .شماره ی ۳۱ . تهران:۲۳-۲۱٫

۳۹- نلسون، ریتا ویلکس  و الن سی .ایزرائل. ۱۳۷۵٫ اختلال رفتاری کودکان. محمد تقی منشی طوسی ( مترجم ). مشهد : انتشارات آستان قدس رضوی.

۴۰- سالنامه ی آمار کشود سال ۱۳۸۲٫

 

ب- منابع اینترنتی:

 

۴۱٫http://www.iranhealers.com/moduhes.php?name=news&file=article&sid=633

۴۲٫ http://www.mehrnews.com/fa/Default.aspx?t= socialAndoccaption

۴۳٫ http://www.7sang.com/mag/2005/09/10/report-suicide-iran.htm  ۴۴٫http://irwomen.com/lindex.php

۴۵٫ http://www.tehanpi.org/content/view/11/1

http://www.fpm.ir/archive/no_175/farsi/articles/.46

TH30015ff,http://www.irandoc.ac.ir/Database/The-int.htm 47.

۴۸٫ http://shafaghuniver.persianblog.com/shafaghuniver_archive.html      ۴۹٫ http://www.fpm.ir/archive/no_175/farsi/articles/01.htm

۵۰٫ http://www.ofoghnews.com/news/001528.php

۵۱٫ http://www.persiangeo.com/content/view/264/2

۵۲٫ http://www.tici.info/default.aspx?dir=Learn_min&file=al%2084-htm 53.http://www.persianspring.org/content/fa/tellfriends.htm?aHR0cDovL3d3dy5wZXJzaWFuc3By

aW5nLm9y

Zy9mYS93aHlzdWNpZGUuaHRt

۵۴٫ http://www.dbase.irandoc.ac.ir/00099/0009934/0htm

۵۵٫ http://shafaghuniver.persianblog.com/shafaghuniver_archive.html

 

ج- منبع انگلیسی:

۵۶٫ Van Tubergen, Frank, Manfred Te Grotenhuis & Wout Ultee. 2005.” Denomination, Religious Context, and Suicide: Neo- Durkheimian Multilevel Explanation Tested with Individual and Contextual data ” AJS: American Journal of Sociology .Volume 111.Number 3. (November 2005).chicago:797-823

منبع: سایت تخصصی مددکاری اجتماعی ایران

تیر
۶
۱۳۹۷
داستان جید، دختری همجنس‌گرا
تیر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
standing woman with umbrella and bad weather
image_pdfimage_print

Photo: jukai5depositphotos.com

 

ترجمه‌: خانه امن

 

تازه به کالج رفته بودم و چند شب بعد از اینکه به آنجا رسیدم، این زن فوق‌العاده (یعنی من این‌طور فکر می‌کردم) وارد زندگی‌ام شد. من قبلا هرگز با هیچ زنی ارتباطی نداشتم و این رابطه چند ماه اول فوق‌العاده بود. کاملا همان‌طور بود که تصور می‌کردم و حتی چه بسا بهتر.

عاشق این زن شده بودم. بدجوری عاشقش شده بودم.

بعد اما آرام آرام و قبل از اینکه من حتی متوجه بشوم چه اتفاقی دارد می‌افتد، رابطه ما خراب شد. مشکل با الفاظ شروع شد و به دنبال این کلمات عذر‌خواهی بود اما به زودی کار به مشت و کتک رسید -او به بدنم ضربه می‌زد -نه به صورتم- و بعد عذر‌خواهی می‌کرد.

بعدتر «ببخشیدها و متأسفم‌ها» جای‌شان را به کلمات خشن و رکیک دادند و همین‌طور اوضاع بدتر و بدتر شد: بینی من خونین شد، لباس‌هایم در تنم پاره شد، چاقو و قیچی روی گلویم گذاشته شد.

حتی زمانی که من در کلاس‌هایم بودم مرا «می‌پایید» یا از دیگران می‌خواست که مرا بپایند تا خیالش راحت شود که من با هیچ‌کس صحبت نمی‌کنم.

او مرا تهدید کرد که از خانواده‌اش خواهد خواست که بیایند و خانه والدین مرا «خراب» کنند.

چه‌طور با این مساله کنار آمدم؟

اساساً دیگر با کسانی که برایم مهم بودند صحبت نمی‌کردم چون او خیلی حسود بود. وقتی سر کلاس درس بود دائماً گریه می‌کردم اما او زیاد سر کلاس نمی‌رفت. سعی می‌کردم او را راضی کنم چون دوستش داشتم، اما انگار تمام کارهای من اشتباه بود. چیزهایی را که از من می‌خواست دقیقا و مو به مو انجام می‌دادم اما همیشه اشتباه بود.

 

وضعیت چگونه تغییر کرد؟

وقتی مادرم به دیدن من آمد، بالاخره به او گفتم که می‌ترسم و دیگر نمی‌توانم آنجا بمانم. ما قصد کردیم روز بعد آنجا را ترک کنیم و وقتی او سر کار رفت، مادرم و من هر چه را که می‌توانستیم در چمدان ریختیم و بقیه را که جا نمی‌شدند، جا گذاشتیم. خیلی می‌ترسیدیم. من نگران بودم و می‌دانستم که او زود از سر کار برمی‌گردد و نمی‌دانستم چه اتفاقی خواهد افتاد.

چه چیزی به من کمک کرد تا قوی‌تر شوم؟

خانواده و دوستان من برایم کارهای زیادی انجام داده‌اند. تمام وقت که این جریان ادامه داشت، می‌ترسیدم با کسی صحبت کنم. خجالت می‌کشیدم، هر چند که تقصیر من نبود. این روزها اما پیش مشاور می‌روم و زندگی‌ام را می‌کنم.

سخن من با کسانی که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند

من می‌خواهم آنها بدانند که تنها نیستند.

شما که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد، با کسی صحبت کنید. چه از خانواده یا دوستان، فقط با کسی صحبت کنید. آنها گوش خواهند داد. ممکن است ندانید که آنها چه خواهند گفت یا حتی حرف شما را باور می‌کنند یا نه، اما به آنها اعتماد کنید. می‌دانم که اکنون اعتماد کردن سخت است، اما شما چاره‌ای ندارید.

زندگی شما باارزش است. هیچ‌کس نباید رنج‌هایی را که شما به دوش می‌کشید، متحمل شود.

 

 

 منبع به زبان انگلیسی 

 

تیر
۵
۱۳۹۷
جنایت فجیع در مهرآباد؛ همسرکشی با اره
تیر ۵ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
n00153106-b
image_pdfimage_print

Photo: baharnews.ir

 حوالی ساعت ۱۸:۴۵ دیروز دختر جوانی با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفته و اعلام کرد که از مادرش اطلاعی ندارد و درحالی که باید در خانه باشد، کسی در خانه را باز نمی کند که بلافاصله ماموران کلانتری ۱۱۹ مهرآباد در محل واقع در خیابان دانشگاه هوایی شمالی حاضر شده و بررسی های خود را در این زمینه آغاز کردند.با حضور ماموران کلانتری در محل، دختری که با ۱۱۰ تماس گرفته بود به آنان گفت: مادرم همیشه این ساعات در خانه است و اگر بخواهد جایی برود حتما اطلاع می دهد، حدود یک ساعت و نیم پیش با مادرم تماس گرفتم اما تلفن را جواب نداد، با پدرم تماس گرفتم و او هم ابراز بی اطلاعی کرد و گفت که دنبال مادرم بگردم، با دوست و آشنا هم تماس گرفتم اما کسی از او خبر ندارد و به خانه هم که آمدم کسی در را باز نمی کند، اما در خانه از داخل قفل است.در ادامه ماموران با اخذ مجوزهای لازم اقدام به بازکردن در این خانه که در طبقه همکف یک ساختمان دو طبقه قرار داشت کرده و در حالی که در خانه از داخل با یک روسری هم بسته شده بود، ماموران وارد خانه شده و مشاهده کردند که پدر ۷۲ ساله خانواده در خانه است.ماموران بلافاصله اقدام به جستجو در منزل کردند که در حمام ساختمان با جسد زنی ۵۵ ساله که مادر خانواده بود روبه رو شدند، جسد این زن در حالی که روی گردنش آثار بریدگی وجود داشت و مچ دست چپش هم با اره بریده شده بود در کف حمام افتاده و بررسی های بعدی نیز نشان داد که نقاطی از بدن مقتول با آب جوش سوزانده شده است.به محض رویت این صحنه موضوع به بازپرس ویژه قتل اطلاع داده شد و همزمان پیرمرد ۷۲ ساله نیز تحت بازجویی قرار گرفت که این فرد در اعترافات خود به قتل همسرش اقرار کرد.سرهنگ حسن نورآبادی، رییس کلانتری ۱۱۹ مهرآباد با تایید این خبر گفت: شواهد اولیه حاکی از آن است که اختلافات خانوادگی علت وقوع این جنایت بوده و این مرد پس از درگیری با همسرش در اتاق خواب او را به حمام کشانده و به قتل رسانده است.وی با بیان اینکه تیمی از ماموران پلیس آگاهی ادامه رسیدگی به پرونده را با دستور مقام قضایی برعهده گرفته اند، گفت: درمحل جنایت، یک چاقو، یک اره و یک چکش نیز کشف و ضمیمه پرونده متهم شده است.

منبع: بهارنیوز

تیر
۴
۱۳۹۷
پای یک زن در میان است
تیر ۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
IMG_38471
image_pdfimage_print

 

Photo:shahrvand-newspaper.ir

امیرحسین خواجوی|  با صدور حکم قصاص پزشک تبریزی کم‌کم رازهای جنایت این پرونده مرموز برملا می‌شود. پرونده‌ای پرحاشیه و مبهم که نزدیک به دو سال از رسیدگی آن در دستگاه قضائی می‌گذرد. دو قصاص برای قتل همسر و مادربزرگ حکمی است که دادگاه تبریز درنهایت برای متهم این پرونده صادر کرده است. این حکم برای تأیید به دیوان عالی کشور ارسال شده و اولیای دم این پرونده منتظرند تا درنهایت قاتل دخترشان به دار مجازات آویخته شود؛ پدر و مادر «المیرا خانلو» دختر جوانی که مهر ماه ‌سال ٩۵ همزمان با ایام محرم به طرز مشکوکی به دلیل مسمومیت در بیمارستان جان سپرد و پس از چند روز همسر این دختر جوان یعنی دکتر علیرضا صلحی به‌ عنوان مظنون اصلی این پرونده دستگیر شد.

البته در آن حادثه مادربزرگ متهم هم به دلیل مسمومیت جان سپرد تا ابهامات این پرونده جنجالی بیشتر شود. اطلاعات ناقص و مبهم باعث شد تا این پرونده حاشیه زیادی داشته باشد. در سکوت مقامات قضائی و انتظامی، ابهام، حاشیه، تردید و جنجال جای همه چیز را در این پرونده گرفت. البته اظهارات ضدونقیض  متهم هم به این حواشی دامن می‌زد. درنهایت اما مراحل بازجویی این پرونده به پایان رسید و از مهر ماه ‌سال گذشته برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد. مراحل دادگاه هم در همان سکوت خبری یکی پس از دیگری برگزار شد و درنهایت در آخرین روزهای ‌سال گذشته خبر اتمام دادگاه و صدور حکم نهایی از سوی مقامات قضائی آذربایجان ‌شرقی دوباره همه نگاه‌ها را به این پرونده و سرنوشت متهم اصلی این پرونده معطوف کرد.

حالا دو حکم قصاص برای علیرضا صلحی آخرین خبر این پرونده است. با وجود این او هنوز به قتل اعتراف نکرده اما همه شواهد و مدارک نشان می‌دهد که او با استفاده از قرص فسفین یا همان قرص برنج همسر و مادربزرگش را به قتل رسانده است. اما انگیزه او از این جنایت چه بوده، چرا یک پزشک شناخته‌شده باید همسر و مادربزرگش را به قتل برساند و حتی جان پدر، مادر و برادر خودش را هم به خطر بیندازد؟ این‌که او با همسرش مشکل داشته یا ماجرا چیزی دیگری بوده است؟ این پرسش‌هایی است که با وجود اعلام حکم قصاص هنوز هم برای خیلی‌ها مبهم و رازآلود است. همین شد تا به سراغ پدر المیرا رفتیم و برای دقایقی با او همکلام شدیم که در ادامه می‌خوانید:

 

 

 المیرا چندمین بچه شما بود؟

من دو دختر داشتم. المیرا بچه بزرگ من بود. من و مادرش هم خیلی به او علاقه داشتیم. با این‌که نزدیک دو ‌سال از آن حادثه می‌گذرد، همسرم هنوز هم بی‌تاب است. بیشتر شب‌ها از خواب می‌پرد و برای المیرا گریه می‌کند. آرزوهای زیادی برای او داشتیم، اما داغ این دختر به دلمان ماند. کاش هیچ‌وقت با علیرضا آشنا نمی‌شد.

 حکم قصاص علیرضا قطعی است؟

بله؛ چند روز پس از آخرین جلسه دادگاه حکم به ما ابلاغ شد. اواسط اسفند ماه ‌سال گذشته بود که ما از طریق وکیل پرونده از این حکم مطلع شدیم.

 چند جلسه دادگاه برگزار شد؟

 ۴ جلسه بود. اولین جلسه مهر ماه‌ سال ٩۶ بود و آخرینش هم اسفند بود و من در همه جلسات حاضر بودم.

 با توجه به حضور شما در همه جلسات دادگاه، علیرضا به قتل اعتراف کرد؟

نه او هنوز هم دروغ می‌گوید و همه چیز را انکار می‌کند. از همان روز اول دروغ می‌گفت. اوایل می‌گفت غذا نذری بوده، بعد گفت دخترم قرص لاغری می‌خورده و همان باعث مرگ او شده است. هر بار یک داستان جدید تحویل ما می‌دهد. همه ادعاهای او هم بررسی شده و دادگاه آن را رد کرده است. گزارش پزشکی قانونی هم وجود قرص برنج در غذا را تأیید کرده و علت مرگ هم مسمومیت با این قرص بوده است. با وجود این، او همچنان انکار می‌کند.

 در این مدت با علیرضا یا خانواده او صحبت کرده‌اید؟

با خودش که نه، اما خانواده‌اش چندبار با ما صحبت کردند. آنها هم می‌گفتند که پسرشان قاتل نیست؛ اما صحبت دیگری نشده است.

 یعنی برای گرفتن رضایت با شما تماسی نداشتند؟

هنوز نه، چون حکم از سوی دیوان تأیید نشده است.

 علت یا انگیزه احتمالی او چه بوده؟

این پرونده هنوز در حال رسیدگی است و جزییاتی دارد که بیان‌کردنش شاید درست نباشد؛ اما تا جایی که ما اطلاع داریم پای یک خانمی در میان بوده. علیرضا برای همین دست به این جنایت زده است.

 بیشتر توضیح دهید؟

علیرضا و المیرا به واسطه یکی از دوستان دخترم با هم آشنا شدند. البته همسر او هم با علیرضا دوست بود. درواقع این خانم این دو را با هم آشنا کرد اما چند ماه قبل از آن حادثه علیرضا با این خانم ارتباط گرفته است؛ از همان زمان هم رفتارش به کلی تغییر کرد. مدارک کافی وجود دارد و مسائل دیگری هم هست که الان نمی‌توانم آن را بیان کنم.

 آن خانم هم از طرف دادگاه احضار شد؟

او خارج از کشور است و دسترسی به او نیست. از همسرش هم هیچ رد و نشانی به دست نیامده اما وجود ارتباط علیرضا با این خانم

 قطعی است.

 اگر این انگیزه قتل المیرا باشد، چرا مادربزرگش را به قتل رسانده، ضمن آن‌که اگر اقدامات به موقع پزشکی نبود، احتمال داشت پدر و مادر و برادر علیرضا هم در اثر مسمومیت کشته شوند؟

همه اقدامات او حساب‌شده و از روی نقشه قبلی بوده. درواقع از سم در غذا‌ها طوری استفاده کرده که المیرا کشته شود. علیرضا از قبل سناریوی این جنایت را نوشته بود، به همه چیز آن هم فکر کرده بوده اما کهولت سن مادربزرگش و مرگ او در اثر مسمومیت نقشه او را خراب کرد؛ درواقع او فقط می‌خواسته المیرا را به قتل برساند.

 علیرضا سابقه پرخاشگری یا رفتار مشکوک داشت؟

نه، اصلا. یعنی از وقتی که با ما آشنا شد، همیشه موجه و آرام بود. دوستانش هم خیلی به او اعتماد داشتند. همان‌طور که گفتم رفتارش یکدفعه تغییر کرد. البته در بررسی‌های انجام‌شده مشخص شد که یک‌بار هم در دوران دانشجویی در زمان امتحانات پایان ترم، همکلاسی‌هایش را مسموم کرده بوده تا خودش نمره بالایی بگیرد.

 یکی از حکم‌های قصاص به دلیل قتل مادربزرگش صادر شده است. یعنی خانواده خودش هم می‌خواهند او

 اعدام شود؟

 دایی علیرضا رضایت نداده است. البته من شنیدم که در ازای دریافت دیه از قصاص او منصرف می‌شود.

 

منبع: روزنامه شهروند

تیر
۱
۱۳۹۷
پسران ترس خورده امروز؛ مردان دیگرآزار فردا
تیر ۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: aletia/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: aletia/depositphotos.com

راضیه امیری

وقتی با عنوان خشونت خانگی روبه‌رو می‌شویم، ناخودآگاه در خیال خود مرد خشمگینی را تصویر می‌کنیم که زن بی‌پناهی را به باد کتک گرفته است. این تصویری کلیشه‌ای و سنتی از مساله خشونت خانگی است. تصویری که قابلیت بالایی برای ایجاد یک دوقطبی دارد. دو قطبی خیر و شر. سپیدی و سیاهی. زنان مظلوم و ستم کشیده‌ای که مورد آزار مردان بیدادگر قرار گرفته‌اند.

این تصویر به تمامی‌ غلط نیست، اما از آنجا که درگیر کلی‌نگری است با مساله غامض خشونت خانگی به صورت بسیط و ساده برخورد می‌کند و از واکاوی لایه‌های پنهان آن سر باز می‌زند: سنجشی که برای درک پدیده خشونت خانگی لازم است و البته بایستی هر دو سوی رابطه را در نظر بگیرد و سعی کند از خلال اشک‌های زن و خشم و هوار مرد به این پرسش پاسخ دهد که چه می‌شود که یک زن به خود اجازه می‌دهد در چنین موقعیتی قرار بگیرد و چه می‌شود که یک مرد در چنین جایگاه دل‌آزاری قرار می‌گیرد؟

در راستای چنین بحثی می‌توان از فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» مثال زد. در این فیلم به کارگردانی «تهمینه میلانی» سعی شده است به این مساله پرداخته شود. البته در این فیلم شخصیت زن ستمدیده -«ملیحه»- بیشتر در مرکز توجه است و اکثر نگاه‌ها بر روی او و خشونتی است که از سوی «سیامک» -همسرش- بر او جاری می‌شود. خشونتی که صرفا در خشونت فیزیکی خلاصه نمی‌شود و بیم و هراس از چگونگی رفتار سیامک از پس هر نگاه و رفتار زن، بر دل و جان ملیحه سایه افکنده است.

بیشتر بخوانید:

کودکانی که صدای‌شان به گوش‌ها نمی‌رسد

چطور با کسی که در معرض خشونت است صحبت کنیم

خانه امن واقعا وجود دارد

با این حال اما کارگردان تلاش داشته است در کنار به تصویر کشیدن خشونت نفرت‌انگیز سیامک، این پرسش مخاطب خود را بی‌پاسخ نگذارد که چرا سیامک به صورت بیمارگونه‌ای ملیحه را اذیت می‌کند. خصوصا که در خلال فیلم مشاهده می‌کنیم سیامک به ملیحه علاقه‌ای عاشقانه نشان می‌دهد. درواقع، شکاک بودن سیامک آمیخته با علاقه مفرطی‌ست که او نسبت به ملیحه نشان می‌دهد.

برای نمونه می‌توان به دو سکانس از فیلم برای تایید این مساله اشاره کرد.

به عنوان مثال وقتی در خرید عروسی، سیامک از ملیحه می‌خواهد که گردن خود را بپوشاند، ملیحه با حالتی آمیخته به شوخی و جدی خطاب به او می‌گوید: «مگه تو گشت ارشادی؟!» و سیامک نیز با یک لحن عاشقانه می‌گوید: «بله و هم دیوونه تو!»

در سکانسی دیگر و پس از آنکه آزار سیامک اوج می‌گیرد، ملیحه نزد خانواده خود می‌رود و سیامک نیز با حالتی متنبه و پشیمان درباره رفتار شنیع خود می‌گوید: «دست خودم نیست. اینقدر دوستت دارم وقتی یکی به تو نگاه می‌کنه حس می‌کنم انگار داره به مال من دست درازی می‌کنه.»

اما چرا این علاقه سیامک به آزار بی‌وقفه ملیحه منتهی می‌شود؟ شاید در نگاه نخست بتوان گفت این علاقه مشحون از نگاه مردسالارانه و نگاه کالایی به زن است. چنان که خودش می‌گوید وقتی کسی به ملیحه نگاه می‌کند انگار به «مال او» دست درازی می‌شود. اما کارگردان سعی می‌کند در فیلم مساله‌ای دیگر را نیز به میان بکشد و آن نوع رفتار پدر سیامک در خانه در زمان کودکی سیامک است.

هنگامی‌که سیامک ملیحه را کتک می‌زند و پدر سیامک که از ویلچر استفاده می‌کند از همسرش می‌خواهد که به کمک ملیحه برود، مادر سیامک با تلخی به او می‌گوید: «خودت یادش دادی، خودت هم جلوش رو بگیر».

با چنین مکالمه‌ای این مساله برای مخاطب مطرح می‌شود که پدر سیامک نیز در خانه به اصطلاح دست بزن داشته است. چنانکه مادر سیامک در صحنه‌ای دیگر می‌گوید وقتی سیامک را حامله بود روزی ۱۰ لگد از همسرش می‌خورد. یک بار نیز سیامک که ظاهرا از رفتار خشن خود در مقابل ملیحه ابراز ندامت می‌کند، خاطره‌ای تلخ از کودکی خود را یادآوری می‌کند؛ وقتی کودک بود و برای خرید نان رفته بود، پول نان را گم کرد و وقتی به خانه برگشت، از پدرش کتک بسیار بدی خورد تا آن حد که دستش شکست و او دیگر پدرش را دوست نداشت و دلش هرگز با او صاف نشد.

از سوی دیگر پژوهش‌ها و مطالعات مرتبط هم نشان دادهاند احتمال زورگویی، پرخاشگری و رفتارهای مجرمانه در کودکانی که در خانه‌هایی پر از خشم، نزاع و خشونت بزرگ شده‌اند، بیشتر از کودکان دیگری‌ست که زندگی در چنین محیطی را تجربه نکرده‌اند.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

بهناز مهرانی، مشاور و روانشناس نیز در این زمینه به «خانه امن» می‌گوید: « اساس رفتارهای آدمی‌ یادگیری است و این فرایند تا پایان عمر ادامه دارد. کودکان یادگیری را از خانواده آغاز می‌کنند و رفتارهای درست و غلط، ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها، هنجارها و ناهنجاری‌ها را از این طریق می‌آموزند. خشونت و پرخاشگری هم از جمله همین رفتارها هستند.»

این روان‌شناس که در ایران در زمینه حقوق کودکان نیز فعالیت مدنی داشته است در ادامه و در توضیح بیشتر می‌گوید: «کودک به دو شکل در خانواده خشونت را می‌آموزد: ۱- تنبیه بدنی. والدینی که فاقد مهارت‌های فرزندپروری هستند برای کنترل کودکان از تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی استفاده می‌کنند. تنبیه‌ شونده هم غالبا تبدیل به تنبیه کننده می‌شود. ۲- کودکان روش‌هایی را که والدین برای حل مسائل و مشکلات خود به کار می‌برند یاد می‌گیرند. چنانچه والدین فاقد مهارت‌های کافی برای حل اختلافات خود با یکدیگر و با سایر افراد باشند و از رفتارهای خشونت‌آمیز استفاده کنند، کودک نیز خشونت را به عنوان یک راهکار حل مساله خواهد شناخت».

با این حال شاید بتوان گفت این حکمی‌ قطعی و کلی نیست و تحقیقاتی هم هستند که نشان میدهند با وجود اینکه گرایش به خشونت در بزرگسالی در میان کودکان مبتلا به خشونت خانگی بالاست، اما نهادهای مدنی  نیز می‌توانند نقشی کنترل کننده داشته باشند و از تاثیر سوء و منفی خشونت خانگی بر روند رشد و تربیت کودکان بکاهند.

با توجه به اشاره بالا به نقش نهادهای مدنی، شاید در اینجا بد نباشد گریزی به «خانه امن» زده شود. نهادی که سعی می‌کند بنا به تعریفی که از خود ارائه می‌دهد خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی مورد هدف قرار دهد و در راستای پیشگیری از آن و مقابله با آن فعالیت کند.

در فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» نیز شماره تماس مشاور خانه امن، دریچه امدادی بود برای ملیحه تا بتواند با صدای مردی روبه‌رو شود که بر خلاف اطرافیانش سعی می‌کرد با درک مشکل او، به او یاری برساند.

خانه امن اما تنها برای امثال ملیحه نیست و می‌تواند پناهگاه مشورتی برای دیگر آزاردیدگان نیز باشد؛ از جمله والدینی که نگران آینده کودکان خود هستند. والدینی که نمی‌خواهند کودکان‌شان تبدیل به مردانی مانند سیامک شوند.

تیر
۱
۱۳۹۷
“میان‌گونگی” در خشونت خانگی
تیر ۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Many hands together: group of diverse people joining hands
image_pdfimage_print

Photo: mangostock/depositphotos.com

اسفندیار کیانی

شاید تعریف خشونت و همین‌طور خشونت خانگی، یکی از دشوارترین جنبه‌های حقوقی خشونت خانگی باشد. همان‌طور که فهم بشر از خشونت و مصادیق آن، در سده‌های اخیر عمیق‌تر شده و خشونت (خانگی) را دربردارنده امور روانی و ذهنی نیز می‌بیند، در حالی‌ که در گذشته به سختی این‌گونه امور را می‌توانستیم ذیل خشونت بررسی کنیم[۲]. امروز هم هر تعریف و فهمی که از خشونت خانگی وجود داشته باشد، بی‌گمان دارای کاستی‌هایی‌ست.

فهم حقوق از پدیده‌ خشونت خانگی هم از این قاعده جدا نبوده است. آنچه در تعاریف خشونت خانگی تا امروز در حقوق به دست داده شده است، تجربه‌ خشونت را به تعاریف کلی فُرو کاسته است. برای نمونه، اگر به زنی افغانستانی که در ایران یا پاکستان در خانه‌ای کار می‌کند، تعرض جنسی‌ بشود، نه در دادگاه و  نه در مراحل تحقیق، به سایر واقعیت‌ها، مانند مهاجر بودن یا نبودن آن زن، ازسوی قاضی و دادستان و نیروی پلیس توجهی در خور نمی‌شود.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

تحلیل قانون اروپا در مورد خشونت خانگی

مسئله رضایت در رابطه جنسی

ایده‌هایی اروپایی برای قانونگذاری علیه خشونت خانگی

روشن است که در نمونه بالا، زن به دلیل شرایط اجتماعی (پناهنده یا مهاجر بودن) بیشتر و راحت‌ترمی‌تواند موضوع خشونت قرار گیرد.[۳] این بدان معناست که در کنار “زن بودن” قربانی، مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز در پدیده‌ خشونت خانگی، نقش بسیار پررنگی دارند. بنابراین چه در مقام قانون‌گذاری و چه در شیوه رسیدگی به پرونده‌های خشونت خانگی از سوی قضات و وکلای پرونده، نباید این‌گونه جنبه‌های “تجربه‌ خشونت” را نادیده گرفت. این نگاه به پدیده‌ خشونت خانگی به ما می‌آموزد که این پدیده را تنها در چارچوب “جنس” نبینیم و برای فهم بهتر واقعیت نسبت به سایر جنبه‌های خشونت آگاه باشیم.

نمونه‌ای که در  بالا بیان شد، تنها نمونه در این مورد نیست. با همین استدلال می‌توان فهمید که چطور، مثلا زنان آفریقایی‌آمریکایی، بیش از زنان سفیدپوست مورد ظلم و خشونت خانگی بوده‌اند، چرا که مساله‌ “نژاد” هرگز در “تقاطع” با “جنسیت” و خشونت مبتنی بر آن دیده نشده است و این دو، یعنی نژاد و جنسیت هر دو جداگانه مورد توجه بوده‌اند. در واقعیت و بنا به تجربه‌ زیسته‌ خشونت، این دو—و سایر جنبه‌های زندگی اجتماعی—با هم و در یک لحظه اتفاق می‌افتند. در واقع در همین “تقاطع” بین امور مختلف است که خشونت، به‌طور خاص خشونت خانگی، ممکن می‌شود.

این مفهوم، یعنی “میان‌گونگی” از سوی کیمبرلی کرِنشا، استاد فمنیست حقوق در آمریکا، در آغاز دهه‌ نود میلادی، برای پرداختن به کاستی‌های فهم و تعریف حقوق از خشونت علیه زنان پیشنهاد شد.[۴] به بیان ساده، با عینک میان‌گونگی، جنبه‌هایی از حقیقت و واقعیت خشونت برای جامعه، افراد، و قانون روشن می‌شود که بیشتر جداگانه—و نه در ارتباط با یکدیگر— مورد بررسی قرار می‌گیرند. بنابراین می‌توان استدلال کرد که در کنار جنس، و جنسیت، مسائل دیگری نیز در وقوع خشونت نقش دارند، مانند نژاد، وضعیت تابعیت، شرایط مالی، و … .  نکته‌ دوم و شاید مهم‌تر اینکه همه‌ این امور در ارتباط با یکدیگر وقوع خشونت را تسهیل می‌کنند و باید در ارتباط با یکدیگر فهمیده شوند و نه جداگانه. فهم جداگانه از این امور فهمی منطبق با واقعیت نیست. اما همان‌طور که می‌دانیم، در عالم حقوق همواره گرایش قدرتمندی به سمت طبقه‌بندی کردن امور و جداکردن و تعریف دقیق ارائه دادن از آن‌ها وجود دارد. این ویژگی حقوق منجر به کج‌فهمی پدیده‌ خشونت خانگی شده‌است.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

اگر به مثال ابتدایی این نوشته برگردیم، باید گفت که زن مورد تعرض نه تنها باید بتواند در دفاع از خود به رابطه‌ بین اهالی خانه وخود (که همراه با تعرض جنسی بوده) اشاره کند، بلکه باید وضعیت مهاجرت خود را و این که به دلیل مهاجر بودن، اهالی خانه در ارتکاب به خشونت جری‌تر شده‌اند نیز استناد کند. هر دوی این موضوعات باید مبنای دفاع از زن مذکور باشد. همین‌طور دادگاه نیز باید هر دوی این دفاعیات را بشنود چرا که به‌درستی از تقاطع و برخورد “زن” بودن قربانی و “مهاجر” بودن قربانی‌ست که (امکان ارتکاب به) خشونت پدید آمده است. این نیاز برای برخود با پدیده‌ خشونت خانگی از منظر میان‌گونگی بسیار جدی‌ست و چشم‌پوشی از آن پیامدهای ناگواری به همراه خواهد داشت.

در پایان باید گفت که از منظر سیستماتیک، خشونت به‌طور کلی و خشونت خانگی به‌طور خاص، زاده‌ ساختارهای تبعیض‌آمیز قدرت است، و این ساختارها همواره به بازتولید و تقویت یکدیگر می‌پردازند و تمرکز بر یک ساختار (مثلا جنسیت) اگر به معنای نادیده گرفتن سایر ساختارها (در همان تجربه‌ خشونت) باشد، می‌تواند کارکردی عکس داشته باشد و خود سبب پابرجایی و ماندگاری خشونت خانگی شود. میان‌گونگی اما می‌تواند حقوق را در زمینه‌ خشونت خانگی متحول کند که در نوشتارهای بعدی به سایر کارکردهای میان‌گونگی خواهیم پرداخت.

[۱] میان‌گونگی برابر واژه‌ای برای کلمه‌ intersectionality است و  بیان‌گر تجربه‌ خاص خشونت افراد­—در برابر تعاریف کلی—است.

[۲] برای نمونه و برای توضیح تاریخ تطور پدیده‌ی خشونت، به کتاب مجازات و زندان نوشته‌ میشل فوکو نگاه کنید.

[۳] مثال دیگر در این خصوص را می‌توان دربین کشورهای حوزه‌ خلیج فارس یافت که کارگران و پرستارانی را که درمنزل ایشان کار می‌کنند، به دلیل همین غفلت قانونی و ناکارامدی تعاریف، می‌توانند مورد تعرض قرار دهند و از پیگرد مصون بمانند.

[۴] برای نمونه نگاه کنید به:

Kimberlee Crenshaw, “Mapping the Margins: Intersectionality, Identity Politics, and Violence Against Women of Color,” (۱۹۹۰-۹۱) ۴۳ Stanford Law Review, 1241

تیر
۱
۱۳۹۷
حمایت‌گری و حفظ اسرار
تیر ۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Photo: 	Colour/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: Colour/depositphotos.com

باران خسروی

در بحث حمایت‌گری نکته‌های اخلاقی بسیاری برای حمایت‌گر وجود دارد که در  مطلب اخلاق حمایت گری از خشونت دیده به بعضی از این موارد اشاره شده است. یکی از کدهای مهم اخلاقی بحث رازداری، حفظ اسرار و مشخصات (Confidentiality) خشونت‌دیده است و صرف این که شما از مسئله یا شخص خاصی حمایت می‌کنید و برای آن زمان، انرژی و حتی کمک مالی می‌گذارید، به شما حق خاصی نمی‌دهد که بتوانید از موقعیت خشونت‌دیده استفاده غیر‌اخلاقی کنید یا اسرار خشونت‌دیده را برملا کنید. این مطلب به شما کمک می‌کند جایگاه خود را به عنوان حمایت‌گر بشناسید و در عین حال جایگاه خشونت‌دیده و حقوق او را هم در نظر بگیرید.

نقش قانون

در بیشتر کشورها، برای تقویت حفظ اسرار افراد مجازات‌هایی در قوانین در نظر گرفته شده است و انتشار یا قرار دادن اطلاعات -بدون اجازه افراد- می‌تواند برای حمایت‌گر باعث دردسر و مجازات قانونی شود. البته در بعضی کشورها این قانون تنها به افرادی محدود می‌شود که شغل یا سمتی رسمی دارند، مثل وکیل، دکتر، پرستار یا مددکار اجتماعی و ….

در بعضی کشورها اما قانون پا را فراتر گذاشته و انتشار اسرار از سمت هر شخص یا گروهی را منع کرده است. مثلا در آمریکا قانون مهمی به نام هیپا (HIPPA) وجود دارد که سازمان‌ها یا افرادی را که به اصل هیپا متعهد هستند از اینکه اطلاعات پزشکی افراد را بدون اجازه آن‌ها در اختیار کس دیگری قرار دهند، منع می‌کند.

بیشتر ما مسئله رازداری را فقط برای وکلا یا پزشکان می‌دانیم، چرا که در چنین مشاغلی مردم به دلیل نیازشان به این افراد مراجعه می‌کنند و به همین دلیل باید به آنها اطمینان داشته باشند. بر مبنای این اطمینان است که آنها اسرار خود را بیان می‌کنند تا از راهنمایی‌ها برای رفع مشکل خود استفاده کنند. اما در مسئله حمایت‌گری قانون عموما دخالت زیادی (در مجموعه حوزه‌ها) ندارد و این جریان در ایران هم به همین ترتیب است. برای همین لازم است که این مسئله از بعد فرهنگی و اخلاقی بررسی شود و افراد در این زمینه آموزش ببینند و آگاهی خود را بالا ببرند.

برای روشن شدن مسئله حفظ اسرار در بحث حمایت‌گری در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم.

بیشتر بخوانید:

گامی در مبارزه با خشونت خانگی

حمایت از خشونت‌دیده تا کجا؟

چگونه با حمایت‌گری به جنگ خشونت خانگی برویم؟

جنبه فردی

شما از شخص خاصی حمایت می‌کنید و موظف هستید تا زمانی که از او اجازه نگرفته‌اید، دست به افشای اسرار او نزنید. به عنوان مثال شما درگیر حمایت کردن از دوستی می‌شوید که مورد خشونت خانگی قرار گرفته است. شما از شرایط دوست‌تان بسیار ناراحت هستید و بسیار تلاش می‌کنید که او را از شرایط خشونت‌بار نجات دهید. در مقطعی شما به کمک دوستان و اطرافیان‌تان نیاز پیدا می‌کنید و مطمئن هستید که با کمک این افراد قطعا شرایط دوست‌تان بهتر خواهد شد. نکته مهم این است که بدون اجازه یا توافق دوست‌تان نمی‌توانید از طرف او در خواست کمک کنید، مگر این که از قبل به یک توافق در این زمینه رسیده باشید.

جنبه گروهی

فرض کنیم که شما از یک هدف مهم حمایت می‌کنید، در این زمینه کمپین راه می‌اندازید و برای پیشبرد کمپین خود به عکس یا حتی نام افراد نیاز دارید. آیا فکر می‌کنید هدف مهم شما و تغییر احتمالی‌ای که از راه این کمپین به دست می‌آید به شما این اجازه را می‌دهد که اطلاعات افراد را بدون اجازه آن‌ها منتشر کنید؟

متاسفانه امروزه در فضای مجازی کمپین‌های زیادی را می‌بینیم که بدون اجازه افراد اطلاعات آن‌ها را منتشر می‌کنند. مثلا بدون اجازه عکس آن‌ها را منتشر می‌کنند یا حتی بدون اجازه عکس می‌گیرند و بعد از آن عکس‌ها را منتشر می‌کنند و به این دلیل که هدف مهمی را برای تغییر دنبال می‌کنند، احتمالا اشکالی در روش خود نمی‌بینند.

یکی از نمونه‌های موفق قابل اشاره در این زمینه اما کمپین یک‌میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر است. در این کمپین به داوطلبان که هدف‌شان جمع‌آوری امضا بود تاکید می‌شد حتما اول از افراد بپرسند که وقت دارند یا نه، بعد مختصری درباره قوانین نابرابر توضیح دهند و حتما دفترچه آموزشی‌ای را که از قبل توسط تیم حقوقی کمپین درباره قوانین نابرابر ایران تهیه شده بود در اختیار افراد قرار دهند. در مرحله بعد از آن‌ها بخواهند که اگر دوست دارند با ذکر مشخصات (نام، نام خانوادگی و شهر محل سکونت) برگه را امضا کنند. هیچ‌کس هم این حق را نداشت که به جای دیگری امضا کند و اگر فرد آمادگی امضا کردن نداشت، فرم امضا به شخص داده می‌شد تا بعدا امضا کند و به صندوق پستی اشاره شده در دفترچه قوانین بفرستد.

همچنین به امضا‌کنندگان گفته می‌شد هدف نهایی از جمع‌آوری امضا چیست و توضیح داده می‌شد که تنها یک تیم (تیم مسند‌سازی) به امضاها دسترسی دارد و اسامی افراد در نهایت در هیچ روزنامه یا وب‌سایتی چاپ نخواهد شد.

تمام این موارد گفته شده و آموزش داده شده به داوطلبان برای جلب اعتماد، بالا بردن آگاهی عمومی و در عین حال نشان دادن امانت‌داری افراد داوطلب جمع‌آوری امضا و اعضای اصلی کمپین بود که از این بابت به نظر نمونه موفق قابل توجهی است.

اگر رعایت این اصول اخلاقی از جمله امانت‌داری مهم نبود، هر کس می‌توانست به جای اعضای خانواده و دوستان خود امضا کند و قطعا یک میلیون امضا در مدت کمی به دست می‌آمد که مشخص است نه تنها ارزشی نداشت بلکه به لحاظ اخلاقی هم کار کاملا نادرستی بود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

موقعیت شغلی

نمونه دیگر امانت‌داری از معلومات دیگران و رازداری در زمانی است که شما به لحاظ شغلی درگیر حمایت‌گری می‌شوید. به عنوان مثال ممکن است شما پرستار، دکتر، معلم، مددکار یا دارای شغلی شبیه به این گروه‌ها باشید و به واسطه شغل‌تان درگیر کار با افرادی شوید که نیازمند حمایت و حمایت‌گری شما هستند. در این موارد بهترین الگو این است که بین شما و مراجع یا مددجوی شما توافق رازداری‌ (Confidentiality agreement) امضا شود. به این معنا که شما به افراد می‌گویید هرچه آن‌ها با شما در میان می‌گذارند بین شما و آن‌ها محفوظ خواهد ماند و شما حق ندارید بدون اجازه آن‌ها در موردشان یا درباره اطلاعاتی که در اختیار شما قرار داده‌اند با کسی صحبت کنید؛ مگر این که جان آن‌ها در خطر باشد یا مورد خشونت باشند یا دادگاه از شما این اطلاعات را خواسته باشد.

استفاده از داستان

شما اما به عنوان نویسنده، محقق، پژوهشگر، دانشجو یا استاد دانشگاه نیازمند استفاده از داستان شخص خشونت‌دیده هستید و اطمینان دارید که با استفاده از این داستان‌ها حتما باعث بالا رفتن آگاهی مخاطب خواهید شد یا مطلب شما باعث روشن‌تر شدن مسائل مطرح شده از سوی شما خواهد شد.

همچنین و مهم‌تر از همه این که اگر در مورد یک ماجرای واقعی صحبت کنید، حرف شما اعتبار بیشتری خواهد داشت. در این موارد شما می‌توانید از داستان شخص استفاده کنید اما باید تمام معلومات افراد از جمله اسم،‌ سن، جنس، محل سکونت و … را تغییر دهید تا باعث شناسایی خشونت‌دیده نشوید. حساسیت این کار چنان است که حتی اگر فکر می‌کنید در میان مخاطبان شما کسانی هستند که ممکن است از روی داستان هویت شخصیت داستان شما را بشناسند (مثلا داستان شما در مورد یک سلبریتی است)، در این صورت یا نباید از آن داستان استفاده کنید یا آن قدر در وقایع داستان‌تان دست ببرید که امکان حدس زدن از مخاطب گرفته شود.

چرا حفظ اسرار مهم است؟

گاهی حمایت‌گران به دلایل زیادی حق خود می‌دانند که حفظ اسرار نکنند و توجیه‌های مختلفی دارند. مثلا:

  • موقعیت خشونت‌دیده آن قدر بد است که دیگر به این مسئله اهمیت نمی‌دهد.
  • خودمان شاهد بودیم که آن‌ها این مسئله را با دیگران در میان گذاشته‌اند و در افشای موقعیت‌شان راحت بودند.
  • خیلی از موارد وقتی از موقعیت و داستان افراد استفاده می‌کنیم یا حتی اسم و عکس افراد را اعلام می‌کنیم، به جمع‌آوری مالی کمک بهتری می‌شود.
  • برای برانگیختن حس ترحم عمومی نیازمند برملا کردن هویت افراد هستیم.
  • افراد بدون دانستن مشخصات هیچ نوع کمکی نمی‌کنند.

در نهایت کسانی هم هستند که حق خود می‌دانند به جای دیگران تصمیم بگیرند چرا که به شدت درگیر حمایت‌گری شده‌اند.

تمام موارد مطرح شده اما به شما این اجازه را نمی‌دهد که حفظ اسرار نکنید. همان‌طور که وقتی فردی به پزشک یا وکیل مراجعه می‌کند و درباره بیماری یا مشکل خانوادگی‌اش مسائلی را با او در میان می‌گذارد، پزشک یا وکیل موظف به حفظ گفته‌ها و اسرار اوست، شما هم باید فکر کنید در موقعیت همان پزشک یا وکیل هستید و بدون اجازه فرد حق انتشار یا حق بازگویی موقعیت افراد را ندارید.

یادتان نرود که با بازگویی و بر هم زدن این اصل شما اصول اخلاقی را زیر پا می‌گذارید؛ همچنان که اعتماد خشونت‌دیده را در طول پروسه حمایت‌گری از دست می‌دهید و در بسیاری از موارد باعث از بین رفتن آبرو یا خدشه‌دار شدن موقعیت افراد می‌شوید.

افزون بر این شما ممکن است با این کار سلامت روان یک فرد آسیب‌دیده را بیش از پیش به خطر بیندازید چرا که معمولا فردی که در موقعیت خشونت است آسیب‌پذیرتر از افراد دیگر است و به خاطر نیاز به کمک، کمتر شما را نقد می‌کند یا از نقد کردن شما ترس دارد. این مسئله در طول زمان به سلامت روان فرد آسیب می‌زند.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

منبع ۵