صفحه اصلی  »  2018 May
image_pdfimage_print
اردیبهشت
۳۱
نگاه‌های سنگینی که روح را آزار می‌دهد
این سو و آن سو خبر
۰
603x339_story-45bed8c2-223f-5938-97a1-252644a2cd05_130331
image_pdfimage_print

photo: /bidarzani.com

بیدارزنی:

رفت و آمد با اتوبوس‌های بین‌شهری را به تاکسی ترجیح می‌دهم چون با مردم بیشتری در ارتباط هستم. همیشه از دل صحبت‌ها و درد و دل‌های آن‌ها بحث‌هایی مطرح می‌شود که شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد. اما این بار صدای بلند دختری که فریاد می‌زد به چه زل زده‌ای! توجهم را جلب کرد. از نگاه پسری که از قسمت مردانه و پشت نرده‌های تفکیک براو سایه انداخته بود به تنگ آمده و کاری کرد که راننده اتوبوس، پسر را پیاده کند. نگاه کردن و متلک انداختن از سوی پسران چیزی نبود که تازگی داشته باشد اما واکنش آن دختر، تحسین و در مقابل سرزنش اطرافیان را به همراه داشت که چرا جلب توجه کرده است.

متلک‌های خیابانی، لمس بدنی، توهین به رانندگان زن و همچنین اذیت و آزار زنان در وسایل حمل‌ونقل عمومی از جمله مشکلاتی است که بیشتر زنان در طول روز با آن مواجه هستند و به یک پدیده عادی و مداوم تبدیل شده است. هرکدام از این مشکلات هم به‌نوعی آزاردهنده، واکنش‌ها و نگرش‌های متفاوتی را به همراه دارد اما اذیت و آزارهای ناشی از نشستن در وسایل حمل‌ونقل عمومی بحثی است که به سبب دربرگیری همه آحاد جامعه باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

روژین ۲۸ سال سن دارد، وقتی از اولین تجربه متفاوت خود هنگام سوار شدن در تاکسی می‌گوید به سبب درک نکردن این موضوع در سن کودکی هنوز هم حس استرس و سرزنش در وجودش نمایان است.

بیشتر اوقات برای رفتن به مدرسه پدرم خودش من را می‌رساند و دنبالم می‌آمد اما گاهی هم که وقت نمی‌کرد خودم سوار ماشین می‌شدم و به خانه بازمی‌گشتم. دیگر این رفت‌وآمدها برایم عادی شده بود اما این بار اولی بود که چنین چیزی را تجربه می‌کردم.

من همیشه عادت داشتم جلو یا کنار درب ماشین بشینم، نشستن در وسط را اصلاً دوست نداشتم. این بار جا برایم خیلی تنگ بود آن‌قدر خودم را جمع کرده بودم که گویی الآن از درب ماشین به بیرون پرت می‌شوم. پسری که در کنارم نشسته بود عمداً پاهایش را به پاهای من نزدیک می‌کرد! برایم قابل درک نبود که چرا او می‌خواهد تا این حد به من نزدیک شود هنوزهم حس جمع شدن بدنم را به سبب اینکه با او برخورد نکنم در وجودم حس می‌کنم، آن روز چقدر مسیر برایم طولانی‌تر بود. در طول مسیر من فقط سکوت کرده و از درون پر از آشوب و ترس! الآن بعد از گذشت سال‌ها هنوز هم حرص می‌خورم که چرا آن روز به او نگفتم که درست بنشیند چرا من مجبور بودم خودم را جمع کنم؟ از چه می‌ترسیدم؟ از تفکر راننده یا از سرنشینان؟ یا از اینکه او انکار کند و من رسوا شوم؟ هنوز هم جواب سکوت آن موقع خودم را نیافتم و این برایم بسیار آزار دهنده است.

تجربه فراموش‌نشدنی برای روژین که هنوز هم با آن سروکار دارد، تجربه خیلی از دختران و زنان دیگری است که با آن‌ها صحبت کردم حتی گاهی بدتراز آن‌هم پیش آمده بود. بیشتر زنان از نشستن نادرست سرنشینان تا نگاه رانندگانی که از داخل آینه بر روی آن‌ها سنگینی می‌کند، رنج می‌برند و تنها کارشان سکوت و خودخوری بعد از پیاده شدن است، گاهی هم اعتراض می‌کنند و با رانندگان یا سرنشینان درگیر می‌شوند اما در نهایت دردی از آن‌ها دوا نشده و همچنان این تنش‌ها ادامه دارد.

تفکیک جنسیتی در هیچ جامعه‌ای وجود ندارد

حسین محمد زاده دکترای جامعه‌شناسی درباره اذیت و آزار زنان در مکان‌های مختلف بر این باور است؛ این مسئله در جوامع مختلف بسیار متفاوت و بدون شک در جوامع ابتدایی بسیار کم است مگر در هنگام جنگ آن‌هم به‌عنوان نوعی برچسب و انتقام و به منظورآسیب رساندن به گروه‌های رقیب.

دکتر محمد زاده بیان کرد: اذیت و آزار زنان حتی در جوامع مدرن هم وجود دارد به‌طوری که افراد قدرتمند و مدیران با استفاده از فاکتورهای قدرت، زنان را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند و بر اساس آخرین گزارش‌های اعلام شده حدود ۷۰ درصد زنان در کنسرت‌ها مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌اند.

وی ادامه داد: اما در حوزه‌های عمومی مثل بازار این مسئله کمرنگ، به‌صورت مشخص و تعریف شده است اما در جامعه ما بسیار متنوع و آشفته بوده و تعریف درستی برای آن وجود ندارد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه لایحه سطحی جامعه ما مدرن یا شبه مدرن است اما لایه درونی اکثراً سنتی و بسته است، افزود: آموزش در مدارس، خانه، رسانه و در عین حال نظارت‌های اجتماعی و قانونی ضروری و این مسئله قابل کنترل است اگر ارزش‌های انسانی به‌درستی آموزش داده شود.

دکتر محمد زاده همچنین با اشاره به اینکه برای تحلیل دقیق جامعه‌شناسی باید حتماً دو بعد مکان و زمان در نظر گرفته شود، اظهار داشت: در رابطه با مطرح کردن بحث تفکیک جنسیتی در برخی مکان‌ها باید گفت، تفکیک جنسیتی در حوزه‌های عمومی در هیچ جامعه‌ای وجود ندارد و هیچ مبنای دینی و اخلاقی هم برای آن نیست.

ضرورت افزایش آگاهی و تربیت جنسی در سنین پایین

لیلا اصلانی کارشناس ارشد روانشناسی نیز در این رابطه معتقد است؛ با توجه به تغییرات چند دهه اخیر و حضور زنان در جامعه شاهد مشکلاتی از قبیل آزار زنان در مکان‌های عمومی و وسایل نقلیه هستیم که این پدیده فقط مختص به کشور ما نیست و در نقاط مختلف با فراوانی‌های متفاوتی به چشم می‌خورد.

به گفته وی؛ رفتارهای ناهنجار از سوی مردان می‌تواند علت‌های مختلفی داشته باشد که ریشه درعوامل زیستی، روانی و اجتماعی دارد. بروز این رفتارها بسته به هر فرد متفاوت است که می‌تواند در زمان کودکی، محیط خانواده، نحوه الگوی فرزند پروری والدین، نحوه تربیت جنسی، روابط و تجارب جنسی فرد ریشه داشته باشد.

اصلانی بر این باوراست؛ وقتی فردی نیاز جنسی داشته باشد برای ارضای آن تلاش می‌کند چه به‌صورت هنجار و چه ناهنجار که در این موارد مردان با انتخاب راه دوم درصدد رفع نیاز خود هستند که با توجه به نوع خواسته و موقعیت‌های مختلف با انجام کارهای متفاوت مثلاً با لمس نقاط مختلف بدن زن و یا با حرف زدن و آزارهای کلامی نیاز خود را برآورده می‌کنند.

به گفته این کارشناس ارشد روانشناسی؛ پس‌ازآنکه فرد هرگونه واکنشی را از خود نشان داد بعدازآن مدام خودش را سرزنش می‌کند که حتماً لباس یا رفتار من مشکلی داشته که این مسئله برایم پیش‌آمده یا این آزارگری از طرف مرد را به تبعیض جنسیتی، نبود قوانین برای حمایت از زنان، امکانات درون‌شهری ضعیف و مشکلات روانی مردان نسبت می‌دهد و درنتیجه احساس خشم و نفرت را در خود پرورش می‌دهد.

اصلانی تأکید کرد؛ باوجود اینکه دولتمردان و شهرداری‌ها با توجه به جنسیت، تفکیک اتوبوس‌های درون‌شهری را اعمال کرده‌اند، ما همچنان شاهد این‌گونه رفتارها هستیم؛ بالا بردن آگاهی در حقوق شهروندی، حقوق فردی و انسانی، یادگیری مهارت‌های اجتماعی مناسب و افزایش آگاهی و تربیت جنسی در سنین پایین که متأسفانه با توجه به ساختار جامعه صحبت از مسائل جنسی و مصادیق آن همچنان عرف نیست، می‌تواند در کاهش این‌گونه مسائل تأثیرگذار باشد.

ژینا مدرس گرجی از فعالان حوزه حقوق زنان نیز براین باور است؛ برای کم شدن یا از بین رفتن اینگونه مسائل در جامعه باید آموزش‌های لازم هم‌زمان در مدرسه و خانواده داده شو. ازآنجایی‌که بچه‌ها از سنین پایین با وسایل حمل و نقل عمومی رفت و آمد می‌کنند پسران و دختران باید نحوه صحیح برخورد با یکدیگر را یاد بگیرند.

به گفته مدرس گرجی؛ در کنار آموزش‌های لازم، شفاف‌سازی و روشن‌سازی، ایجاد حساسیت از طریق رسانه‌ها و برجسته کردن موضوع می‌تواند از راه‌های مناسب در حل این مسئله باشد.

این فعال حوزه حقوق زنان با بیان اینکه ایده چاپ پوسترهای مخصوص رعایت حقوق زنان توسط شهرداری تهران از جمله اقدامات مثبتی است که باید در کل کشور انجام شود، افزود: برای اینکه زنان در جامعه از امنیت کافی برخوردار باشند باید قوانین مربوط به این حوزه در مجلس به تصویب برسد.

امنیت در جامعه از ضروریات و حق طبیعی هر انسانی است و همه آحاد جامعه در برابر تأمین آن مسئول هستند. این امنیت می‌تواند جانی، مالی، روحی و روانی، شغلی، تحصیلی، اجتماعی و… باشد. برخورداری از هرکدام به‌نوبه خود لازم است و تفکیک جنسیتی هم در ‌‌‌‌آن نقشی ندارد اما متأسفانه در بسیاری موارد قشر خاصی از جامعه از چیزی به نام امنیت برخوردار نیستند که زنان بیشتر در معرض این ناامنی‌ها قرار می‌گیرند.

بی‌شک زنان در همه حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و…نقش پررنگی ایفا می‌کنند بنابراین باید از حق و حقوق برابر و نگرش یکسانی با مردان برخوردار باشند. وجود چنین اذیت و آزارهایی علیه زنان در جامعه نه تنها موجب ایجاد ناامنی می‌شود بلکه مصداق بارز خشونت علیه زنان است.

به همین سبب تصویب لایحه‌هایی همچون منع خشونت خانگی علیه زنان که همچنان پشت درهای بسته مانده و تصویب طرح‌های جامع‌تری که همه مشکلات حوزه زنان را در برگیرد، می‌تواند تأثیرات مثبتی در کاهش مشکلات زنان داشته باشد.

lمنبع: بیدارزنی

اردیبهشت
۲۹
مادر شدن در کودکی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Little sad girl with tears in her eyes
image_pdfimage_print

Photo: Hasenonkel//depositphotos.com

ازدواج کودکان در ایران

ماهرخ غلامحسین‌پور

مادرم هفده‌ سالش بود که مرا به دنیا آورد. شانس بیشتری نسبت به دخترهای دور و بر داشت و کمی دیر‌تر به خانه بخت رفته بود. وقتی همسر دایی حسین را با موهای شلال و صورت بزک‌کرده با سرخاب و سفیدآب آوردند خانه دایی، حتی ده سالش هم نمی‌شد و عروسک پنبه‌ای دست‌ساز مادربزرگش را توی بغلش سفت و محکم گرفته بود. این قانون تنها شامل حال دختران نمی‌شد. برادر بزرگ مادرم هم به اذن پدربزرگ وقتی چهارده سالش کامل شده بود، زن گرفت و تشکیل خانواده داد.

متاسفانه ازدواج کودکان مختص روزگار گذشته و محدود به نظام مبتنی بر کارکرد و نقش خانواده در تولید و مصرف و تلاش برای دستیابی به گشایش اقتصادی نیست. در دنیای مدرن امروز هم آمار‌ها تکان‌دهنده‌ است. بخش قابل‌توجهی از ازدواج‌ کودکان زیر پوست شهر رخ می‌دهد، اما گزارش نشده و در آمارها حساب نمی‌شوند. ازدواج کودکان در محله‌های حاشیه‌ شهرهای بزرگ یک رویه عادی و معمولی است. استان‌های سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و غربی، فارس، زنجان، حاشیه تهران، همدان و مازنداران به ترتیب و به لحاظ فراوانی در بالای این جدول قرار دارند.

گشاده‌دستی قانون برای ازدواج کودکان

بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، ازدواج دختران تا قبل از سن ۱۳ سالگی و پسران تا پیش از سن ۱۵ سالگی با اجازه ولی و به شرط مصلحت از سوی قاضی دادگاه صالح قابل انجام است. این قانون به این معناست که ازدواج بعد از سن ۱۳ برای دختران و  سن ۱۵ برای پسران منعی ندارد.

«مهرنوش» مددکار اجتماعی است. او در اتاق «مادر و کودک» اداره دادگستری یکی از شهرهای دورافتاده استان خوزستان کار می‌کند و شاهد طرح شکایت‌های دردناکی است که از سوی کودک- مادرانی مطرح می‌شود که به آنجا پناه می‌برند:

 «باورتان نمی‌شود حتی توان نگه داشتن بچه‌ای که زده بود زیر بغلش را هم نداشت. خودش واقعا بچه بود و من فکر می‌کردم هر لحظه ممکن است بچه بیفتد روی موزاییک‌های دفتر. شناسنامه و اوراق هویتی نداشت، هم خودش هم بچه‌اش! نمی‌دانستم باید چطور کمکش کنم؟ نمی‌شد فهمید دقیقا چند ساله است اما تصور نمی‌کنم بیشتر از سیزده سال داشت. از آن سیزده‌ساله‌های لاغر و درگیر سوء‌ تغذیه که شاید چند ماه گذشته نه گوشت خورده بود نه میوه. بچه را گذاشته بود روی پهلوی راستش تا بتواند وزنش را تحمل کند. گفت هشت سالش بوده که ازدواج کرده. پدرش او را به شوهرش دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان فروخته! پدرش به یک جاعل اسناد پول داده بود  تا برایش گواهی رشد تقلبی درست کنند. می‌گفت حتی بالغ نشده بود که شوهرش به او تجاوز کرد. چون اوراق هویتی نداشت مدرسه هم ثبت‌نامش نکرده بودند. حالا مردک او را توی‌‌ همان آلونک اجاره‌ای که اجاره‌اش هم پرداخت نشده گذاشته و رفته و او آمده بود بپرسد جایی هست که بتواند برای بچه‌اش شیر خشک بگیرد؟ مشکل یکی دو تا نبود. اوراق هویتی خودش و بچه، وضعیت نابسامان تغذیه، ثبت نشدن ازدواج غیرقانونی، خشونت جنسی که به گواهی پزشک مورد اعتماد دادگستری موجب انواع و اقسام قارچ‌ها و عفونت‌ها شده بود، نداشتن جایی برای زندگی و ترس از خشونت پدر. یک‌بند تکرار می‌کرد پدرم بفهمد من و این بچه را می‌کشد! مطمئنم.»

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

دشواری‌های زنانه

دختران خاک و رنج، دختران زلزله

قتل‌های ناموسی در رده نخست

«زهرا کهرام» در طول چند سال گذشته دبیر سمینار «ازدواج اجباری کودکان در محلات حاشیه» بوده است. او امسال در مراسم پایانی این سمینار گفت حتی دختر پنج‌ساله را در استان سیستان و بلوچستان شوهر داده‌اند. دو سال قبل هم به ایسنا گفت در سال ۹۴ بیش از ۲۸ هزار و ۲۴۲ کودک تا پیش از رسیدن به سن ۱۵سالگی ازدواج کرده‌اند. او تاکید کرده بود نباید در مقابل این پدیده سکوت کنیم چرا که مساله ازدواج کودکان در کشورنگران‌کننده است.

دکتر «شهلا اعزازی»، جامعه‌شناس و مدیر بخش مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران نیز این افزایش آمار را تایید و در این مورد اظهار نگرانی کرده و گفته بود  بر اساس یک پژوهش، آمار ازدواج کودکان در حال افزایش است طوری که در سال ۹۴ نسبت به سال‌های قبل، آمار این کودکان ده هزارنفر افزایش یافته است.

بعد از این هشدار‌ها بود که فراکسیون زنان مجلس ازتلاش برای تصویب طرحی برای بالا بردن سن ازدواج دختران از ۱۳ به ۱۵ سال خبر داد. طرحی که به نظر می‌رسد مخالفانی جدی دارد و عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به هر دلیل از تصویب آن ناراضی بوده و با آن مقابله می‌کنند.

 «سعیده» مددکاری است که با نمونه‌های ازدواج کودکان از نزدیک  روبرو شده است. او این پدیده را به خودی خود عامل ایجاد یک وضعیت پیچیده از خشونت می‌داند: «دقت کنید دختربچه‌ای که باید عروسک‌بازی کند یک‌باره با حذف دوران کودکی راهی مراحل زنانگی و میانسالی می‌شود. هم‌خوابگی او با همسرش در واقع نوعی تجاوز جنسی است. او در سن کودکی باردار می‌شود وگاهی حاصل این ازدواج‌ها کودکانی هستند که تولدشان ثبت نمی‌شود. خشونت فیزیکی زیادی در این فرآیند قابل مشاهده است. آنها در معرض پیچیده‌ترین شکل خشونت هستند  و گاهی به جز فقر و محرومیت از تحصیل به تن‌فروشی هم رو می­آورند. باید اقدام به خودکشی و افزایش پدیده کودک- بیوه، مشکل بهداشت باروری و بهداشت شخصی، افسردگی و اختلالات رفتاری، و جدایی از جامعه هم‌سالان و دوستان و خانواده را هم به آن مجموعه اضافه کنیم.»

خانه امن را در تلگرام دنبال کنید 

رونمایی از کتاب تحقیقی «حلقه، نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران»

مراسم رونمایی کتاب تحقیقی «نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» به قلم «رایحه مظفریان» از سوی انتشارات «روشنگران و مطالعات زنان» با استقبال مواجه شد و شاید بتوان انتشار چنین تحقیقاتی را نشانه‌ خوبی برای بازشکافی، بررسی و سرانجام اصلاح این معضل اجتماعی دانست.

این پژوهشگر به خانه امن می­گوید رسم ناخوشایند ازدواج کودکان، مختص جامعه ایران نیست: «با اینکه ازدواج کودکان هر جایی ممکن است اتفاق بیفتد اما اکثریت مردم در سراسر جهان، ازدواج کودکان را نوعی خشونت و تجاوز تلقی می‌کنند. آن‌ها بر این باورند که ازدواج کودکان ممکن است به خشونت‌های زودهنگام جسمی و جنسی، بهره‌کشی و قاچاق منجر شود و به همین دلیل هم باید در پی ریشه‌یابی آن باشیم.  من در پی بررسی آماری جامعه ایران در این مورد بودم. می‌خواستم برای این سوال که چطورمی‌توان برای آینده کودکان در معرض خطر برنامه ریزی‌ صحیحی در پیش گرفت پاسخ درستی پیدا کنم.»

رایحه مظفریان «کمپین گام به گام تا توقف ازدواج کودکان»  را هم راه‌اندازی کرده است. بادکنک نارنجی نماد این کمپین است. نماد کودکانی که به اجبار و از سر نا‌آگاهی خانواده‌ از دنیای کودکی جدا می‌شوند تا بدون تجربه کافی و طی مسیر رشد مناسب و طبیعی، راه بزرگسالی پیش از موعد را آغاز کنند.

او به خانه امن می‌گوید برای فعالیت کمپین و نوشتن کتابش تلاش زیادی کرده و یافتن علت واقعی این ازدواج‌های خشونت‌بار و زودهنگام برایش اهمیت زیادی دارد:«کتاب حلقه و تحقیقاتی که من انجام داده‌ام نتیجه ماه‌ها تلاش و سفر به نقاط مختلف ایران است. مجموعه‌ای که سرشار از ارقام و آمار است، زیرا همین آمار ازدواج و طلاق در سنین مختلف در ایران به روشن کردن وضعیت در گذشته و حال کمک می‌کند. شاید براساس آن بتوان روند آینده را پیش‌بینی کرد و برای یافتن راه‌حل گام  برداشت.»

اردیبهشت
۲۹
معلولان و کنترل‌گری؛ خشونت به نام محبت
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Photo: Mjowra/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: Mjowra/depositphotos.com

مازیار بهرامی

طبق آمار یونیسف، این احتمال وجود دارد که کودکان معلول سه تا چهار برابر دیگر کودکان، قربانی خشونت شوند.

بنا بر همین آمار یونیسف، «۲۰/۴ درصد خشونت علیه کودکان معلول، خشونت فیزیکی و ۱۳/۷ درصد خشونت جنسی است.»

نوع معلولیت نیز با شیوع گونه‌های مختلف خشونت در ارتباط است. برای نمونه «کودکان معلول ذهنی یا فکری نسبت به همسالان غیر معلول‌شان ۴/۶ بار بیشتر در معرض قربانی شدن در اثر خشونت جنسی هستند.»

فشار بر خانواده برای نگهداری از کودکان معلول، عاملی برای شدت یافتن احتمال خشونت‌ورزی علیه آنها در محیط خانه است. از سوی دیگر این فشار، مسیر سپردن  کودکان به آسایشگاه‌های معلولان را هموار می‌سازد که این خانه دوم نیز موقعیتی جدید برای اعمال خشونت‌های جسمی و جنسی علیه آنهاست.

اواخر سال گذشته بود که انتشار تصاویر کتک زدن کودکان اوتیستیک از سوی پرستاران در آسایشگاه «مهر ایرانیان»، موجی از احساس‌های منفی را برانگیخت.

از میان انواع خشونت‌ها علیه معلولان، خشونتی که در خانه و البته به صورت روانی صورت می‌گیرد، یکی از پیچیده‌ترین، سربسته‌ترین و پنهان‌ترین نوع خشونت‌ها علیه این گروه است. سربسته از این نظر که چون در محیط‌های عمومی صورت نمی‌گیرد، امکان دخالت و محافظت نهادهای مسئول از معلول را پایین می‌آورد یا حتی از بین می‌برد.از سوی دیگر چون این خشونت جنبه «روانی» دارد، سخن گفتن از آن حتی در صورت دخالت دیگران، بسیار دشوارتر از دیگر انواع خشونت‌های جسمی و جنسی است.

درباره خشونت علیه معلولان بخوانید:

داستان کاترینا

چالش‌های شهادت یک ناشنوا در دادگاه

به معلمم گفتم پدرم مرا می‌کشد

ستاندن کنترل زندگی فرد معلول از سوی اعضای خانواده که دست‌کم گرفتن توانایی‌های او را نیز به همراه دارد، یکی از شایع‌ترین خشونت‌های روانی علیه معلولان در محیط خانه است.

در این حالت، به نسبت ناآگاهی خانواده از بیماری فرد معلول و توانایی‌ها و ناتوانی‌های او، میزان دخالت آنها در امور و حریم شخصی فرد تغییر می‌کند.

باید افزود این تنها درک و تفسیر خانواده از توانایی‌ها و ناتوانی های عضو معلول خود نیست که دامنه تجاوز آنها به حریم خصوصی او را بر می‌سازد، بلکه حس دیگر اعضای خانواده به ویژه والدین از ریشه‌های پدید آمدن معلولیت فرزند نیز در این کنترل‌گری بسیار موثر است.

احساس گناه والدین؛ یکی از ریشه‌های کنترل‌گری

عذاب وجدان والدین و احساس تقصیر آنها به خاطر بروز معلولیت جسمی و ذهنی فرزند، مسیر تحقیر هستی و موجودیت او را فراهم می‌کند.

در این حالت، کنترل خواب و خوراک و روابط و فعالیت جسمی و ذهنی فرد معلول در دستان اعضای «سالم» خانواده به ویژه پدر و مادر قرار می‌گیرد.

نوشین، فعال مدنی ساکن اصفهان است که از کودکی «خاطره وحشتناک» بگومگوهای پدر و مادر بر سر «مقصر اصلی» بیماری «هیدروسفال» را در ذهن دارد.

احساس گناه والدین تحصیل کرده او باعث شده بوده نوشین با وجود داشتن توان راه رفتن -هر چند کمی به سختی- هیچگاه از سوی پدرش اجازه تنهایی به مدرسه رفتن را نیابد؛ مجوزی که حتی تا دوران دانشگاه نیز برای او صادر نشده بوده. تجاوزی آشکار به حریم خصوصی او به نام «محبت».

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

نوشین می‌گوید: «هیچ گاه فرصت مشارکت در کارهای خانه را نیافتم و حتی مادرم به بهانه “مراقبت”، به حدی در سبک زندگی‌ام دخالت می‌کرد که گاه هوس انجام کارهای مضر برای چشیدن طعم خروج از دایره کنترل آنها به سرم می‌زد.»

او اما حالا نه تنها در امور شخصی خود فردی موفق به شمار می‌آید بلکه توانسته با فعالیت در زمینه محیط زیست برای جامعه نیز فردی سودمند به حساب آید.

نوشین معتقد است: «هر چند دخالت‌های خُرد کننده پدر و مادر در زندگی شخصی، اعتماد به نفسم را خدشه‌دار کرد، اما زمینه غیرمستقیم موفقیت را در عرصه‌های فردی و اجتماعی فراهم کرد.»

کنار آمدن با جنگ درونی، راز مراقبت سالم از فرزند معلول

نیوشا شهروان، روان‌شناس بالینی، در مورد بسترها و نتایج کنترل افراطی زندگی معلولان از سوی والدین آنها می‌گوید: «در جامعه ما مفهوم “معلولیت” هنوز مفهوم بسیار پیچیده‌ای است و برای خیلی از خانواده‌ها حکم “تابو” دارد. من مراجعینی دارم که برای مشاوره پیش از ازدواج سراغ من می‌آیند و اگر فردی مثل خواهر یا برادر آنها ناتوانی جسمی یا روان‌شناختی داشته باشد، دغدغه‌شان این است که چه طور باید این ناتوانی را با خواستگار خود مطرح کنند تا طرف مقابل این موضوع را عاملی منفی تلقی نکند.»

این روانشناس که در حوزه «زوج درمانی» فعالیت می‌کند، در مورد دلایل بروز این معضل می‌گوید: «فرهنگ ما مفهوم معلولیت را با شرم پیوند زده و این تاثیر منفی‌اش را دقیقا روی خانواده‌ها یا افرادی می‌گذارد که از لحاظ جسمی و روانی متفاوت از هنجار جامعه هستند. والدین بچه‌های معلول برای اینکه فرزندان‌شان کمترین آسیب روانی را تحمل کنند، سعی می‌کنند از بچه‌ها در جامعه، مدرسه و حتی مهمانی‌ها محافظت کنند. این محافظت طبیعتا غریزی‌ترین رفتاری است که ما به عنوان والدین در این شرایط انجام می‌دهیم اما افراط در حمایت، می‌تواند “حس جدا افتادگی، شبیه دیگران نبودن و مداوم فکر کردن به اینکه دیگران درباره من چه فکر می‌کنند” را برای فرزند معلول نهادینه کند و ترس‌های ناسازگارانه زیادی در او به وجود بیاورد.»

نیوشا شهروان با ذکر مثالی از کودکان دچار مشکل تکلم می‌گوید: «در مورد چنین بچه‌هایی، وقتی والدین در درون خود از مدل ادای کلمه فرزند خجالت‌زده شوند، ممکن است به رفتارهای مراقبتی بیش از حد دست بزنند که خود همین کار، باعث از بین رفتن عزت نفس فرزند می‌شود و در نهایت تردید در توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران را در ذهن او تقویت می‌کند.»

به عقیده این روان‌شناس بالینی، عواقب این نوع رابطه غیر‌متعادل میان والدین و فرزند معلول چنین است: «به تدریج با اعمال رفتارهای مراقبتی بیش از حد، رابطه ما و فرزندان بیشتر از پیش به هم گره می‌خورد و این وابستگی در دراز مدت عواقب ترسناک‌تری به دنبال دارد. وقتی ما به عنوان والدین، هر تفاوت جسمی یا روان‌شناختی فرزندمان را به شکلی سالم بپذیریم و بتوانیم بر جنگ‌های روانی و درونی خود غلبه کنیم، آن زمان است که می‌توانیم رفتارهای مراقبتی سالمی داشته باشیم که نه تنها آسیبی به عزت نفس بچه‌ها نزند، که برعکس این باور را تقویت کند که ناتوانی قرار نیست کل زندگی پیش رو و آینده را تباه کند.»

اردیبهشت
۲۸
کودک آزاری، لایحه‌ای که قرار نیست تصویب شود
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Domestic and family violence. Little girl asking for help.
image_pdfimage_print
                                                                                                                     Photo: karich/depositphotos.com/13473866/stock-photo-violence.html

 

هفته آخر اردیبهشت، هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضاییه در گفت‌وگو با ایسنا گفت: «کودک آزاری شایعی در جامعه نداریم». همین خبرگزاری اسفند سال گذشته از قول رییس اورژانس اجتماعی کشور، حسین اسدبیگی، از ۱۶ هزارمورد کودک آزاری گزارش‌شده به این مرکز در نیمه نخست سال ۹۶ خبر داده بود. آقای اسدبیگی در گزارش سایت سلامت‌نیوز این رقم را بالاتر از آمار نیم سال قبل از آن گزارش کرده بود. با این‌حال معاون قوه قضاییه، در ادامه ادعای خود، خبرهای تجاوز و قتل منتشر شده از تعدادی کودک یا تصاویر آزار جسمی آنان در شبکه‌های اجتماعی را ملاک قرار داد و گفت:« …چون خبرهای {کودک آزاری} منتشر می‌شود حتی یک مورد از آن هم انسان را آزار می‌دهد.» به نظر می‌رسد آن‌چه اغلب مقامات جمهوری اسلامی را نگران می‌کند نه آمار کودک آزاری که خبرهایی است که از اتفاقات دردناک آزار کودک منتشر می‌شود و نمایی متفاوت از آن‌چه آن‌ها انتظار دارند از جامعه ایران به نمایش می‌گذارد.

کودک آزاری از زبان اعداد

وقتی مقامات سازمان بهزیستی میزان کودک آزاری را گزارش می‌دهند، به تماس‌هایی ارجاع می‌دهند که با مرکز اورژانس گرفته شده است. این مرکز سال‌هاست برای گزارش کودک آزاری و آزار خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سازمان و نهادهای مدنی در تلاش‌ بوده‌اند تا درباره گزارش‌دهی موارد مرتبط با کودک‌ آزاری فرهنگ‌سازی کنند و حتی برخی از فعالان حقوق کودک معتقدند بخشی از افزایش آمار کودک آزاری به افزایش فرهنگ گزارش‌دادن آن مرتبط است و لزوما به معنای بالا رفتن میزان کودک آزاری در کشور نیست.

طبق قانون ۹ ماده‌ای مصوب سال ۱۳۸۱ مجلس شورای اسلامی، کودک آزاری جرم عمومی محسوب می‌شود و هر فردی که شاهد کودک آزاری باشد موظف است آن ‌را گزارش کند. با این‌حال به تاکید مقامات مسئول و تایید فعالان مدنی، همچنان نداشتن آگاهی نسبت به این قانون و سایر قوانین حمایتی برای پیشگیری از کودک آزاری، آگاهی نداشتن از تعریف و مصادیق کودک آزاری و ملاحظات فرهنگی، شرم یا باورهای خاص، باعث می‌شود تا موارد متعددی از کودک آزاری گزارش نشود.

با این‌حال حتی اگر حداکثر موارد کودک آزاری به اورژانس کشور گزارش شود، این موارد عمدتا آزار فیزیکی و در موارد معدودی کودک آزاری جنسی را شامل می‌شوند. به این ترتیب عدد کودک‌ آزاری‌های گزارش نشده بسیار بالاتر از رقمی خواهد بود که در گزارش‌های مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌شود.

کودک آزاری سیستماتیک

طبق تعریف پذیرفته شده بین‌المللی، هرگونه آسیب رساندن، اقدام یا بی‌توجهی از طرف والدین یا نگهدارنده کودک که سلامت جسم، روان یا سعادت، رفاه و منافع عالیه کودک را به خطر بیاندازد، کودک آزاری محسوب می‌شود.

به این ترتیب، دایره کودک آزاری، تنها محدود به رفتارهای خشونت‌آمیز یا در برخی موارد تجاوز جنسی برخی والدین، سرپرست کودکان و معلمان آن‌ها در مورد کودکان نیست. آن‌چه امروز و در سایه قوانین یا رعایت‌نکردن برخی قوانین در ایران اتفاق می‌افتد را می‌توان کودک آزاری سیستماتیک نام گذاشت. کودکان به خاطر جنسیت، قومیت و مذهب والدین‌شان از بدو تولد مورد خشونت حکومتی و غیرحکومتی قرار می‌گیرند.

حجاب اجباری دختران که گاه پیش از آغاز سن رسمی تکلیف یعنی نه سالگی به او تحمیل می‌شود، به دلیل احتمال بروز بیماری‌های پوستی و کاهش قدرت تحرک کودکان، به صورت مستقیم به سلامت جسم و روان آن‌ها آسیب می‌رساند. حجاب کودکان به صورت غیرمستقیم هم می‌تواند به روان کودکان و از جمله به اعتماد به نفس آن‌ها آسیب برساند. کودکان خانواده‌های بهایی که از کودکی با محدودیت و برچسب خوردن مواجه هستند، نمونه دیگر آزار سیستماتیک در جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند. این افراد تنها از سوی نهادهای رسمی خشونت را تجربه نمی‌کنند و گاه از سوی همسایگان نیز مورد آزار قرار می‌گیرند که به دلیل قانونی نبودن مذهب‌شان، امکان پیگیری قضایی نیز برای‌شان وجود ندارد.

شرایط زندگی برای کودکان افغانستانی که در برخی موارد به دلیل مهاجر بودن پدر، تا آخر عمر از گرفتن شناسنامه و داشتن هویت برای استفاده از حق تحصیل و سایر مزایای زندگی عادی محروم هستند، نمونه دیگر آزارکودک‌اند که نه توسط خانواده‌ها که از سوی حکومت اعمال می‌شود. در حالی که نزدیک به بیست سال از تصویب قانون ممنوعیت استفاده از کودکان زیر هجده سال در جنگ‌ها می‌گذرد، همچنان تبلیغات رسمی برای ترغیب کودکان به جنگ از جمله با تداوم فعالیت بسیج مدارس ادامه دارد. همچنین سال گذشته سازمان دیده‌بان حقوق بشر در مورد استفاده ایران از کودکان افغانستانی در جنگ نیابتی در سوریه خبر داد که نشان‌دهنده نقض این قانون بین‌المللی و کودک آزاری سیستماتیک توسط جمهوری اسلامی ایران است. ازدواج کودک که به صورت قانونی و زیر سن ۱۸ سال و گاه زیر سن مورد تایید مقامات مذهبی انجام می‌گیرد، نمونه دیگری است که آسیب‌های فردی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته و دارد.

برخورد حاکمیت ایران با کودکان کار، از نادیده گرفتن معضل تا دستگیری کودکان در خیابان‌ها، از دیگر نمونه‌های نقض حقوق کودک و آزار او محسوب می‌شود. وجود کودکان داخل زندان‌ها، نبود قانون و برنامه حمایتی برای کودکان افراد زندانی، برخوردار نبودن کودکانی که مجرم تلقی می‌شوند از نظام قضایی ویژه کودکان و گاه اعدام کودکان یا اعدام افرادی که در کودکی مرتکب خطا یا جرم شده‌اند و همچنین نبود دستورالعمل برای دستگیری والدین زمانی که کودک حضور دارد که گاه به دستگیری خود کودک هم منجر می‌شود، از دیگر موارد نقض حقوق کودک و کودک آزاری است که اتفاقا در حوزه عملکرد قوه قضاییه است، قوه‌ای که مقام ارشدش وجود کودک آزاری شایع در کشور را رد می‌کند.

لایحه‌ای که قرار نیست تصویب شود

حدود ده سال پیش دولت محمود احمدی‌نژاد لایحه‌ای را به مجلس داد که بعد از جرح و تعدیل بسیار برای بررسی در صحن علنی مجلس آماده شد. با تغییر دولت و روی کار آمدن آقای روحانی، لایحه از مجلس پس گرفته شد و مجددا همان لایحه نخست در سال ۱۳۹۱به مجلس فرستاده شد و تمام مراحل اداری و بررسی‌ها از سر گرفته شد. برخلاف گفته محمد علی پورمختار، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس و نماینده مردم بهار و کبودرآهنگ در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، از نظر فعالان حقوق کودک، لایحه فعلی نه «کاملا جامع و کامل» است و نه با اجرای آن کودک آزاری «به شدت» کاهش پیدا می‌کند. اما کارشناسان و فعالان حقوق کودک وجود همین قانون را به دلیل نیاز به داشتن پشتوانه حداقلی قانونی برای حمایت از کودکان ضروری می‌دانند.

روند بررسی این قانون، اظهارنظر مقامات قانون‌گزار یا مجری قانون در قوه قضاییه و مجریه درباره این قانون و به طور کلی در مورد پدیده کودک آزاری نشان می‌دهد که به نظر نمی‌رسد اراده‌ای برای تصویب این قانون وجود داشته باشد. مقامات حکومتی یا مانند آقای صادقی وجود کودک‌ آزاری را نفی می‌کنند یا مانند حبیب الله مسعودی فرید،‌ معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی، اساسا نیازی به تصویب قانون جدید نمی‌بینند و قوانین موجود را برای حمایت از کودکان کافی می‌دانند. شاید از نظر سایر مقامات جمهوری اسلامی نیز سرعت عمل دادن به تصویب این قانون یعنی پذیرش وجود کودک آزاری در حدی که نیاز به قانونی جداگانه و جامع برای حمایت از کودک وجود دارد. برخی از مقامات اجرایی بارها از رسانه‌ها به دلیل پیگیری‌شان از تصویب لایحه حمایت از کودک و نوجوان گله کرده‌اند. با وجود چنین دیدگاهی که وجود معضل اجتماعی کودک‌ آزاری را نفی می‌کند یا آن را کم اهمیت جلوه می‌دهد، این نگرانی وجود دارد که حتی بعد از تصویب قانون پرنقص فعلی نیز اقدام جدی برای فرهنگ سازی و اجرای قانون اتفاق نیفتد، به خصوص که تصویب این قانون، همچنان راه را برای نقض سیستماتیک حقوق کودک از جمله حجاب اجباری دختران و ازدواج کودکان باز می‌گذارد.

آن‌چه به عنوان راه برون رفت از بن بست فعلی باقی می‌ماند، نقش فعال‌تر رسانه‌ها و نهادهای مدنی است تا جامعه را نسبت به ابعاد نقض حقوق کودک در اثر نبود امکان حمایت از او آگاه کنند، انواع کودک آزاری را شرح دهند و مسئولیت شهروندی را در برابر کودک آزاری ترویج کنند.

منبع: بی بی سی 

اردیبهشت
۲۷
نجات یک دختر همجنس‌گرا از رابطه خشونت‌آمیز
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Color hand print, isolated on white
image_pdfimage_print

Photo: belchonock/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن:

 

چگونه دیگرانی بودهاند که از خشونت خانگی جان به در بردهاند؟ چه چیزی به آنها کمک کرده است؟ آنها چه توصیههایی برای دیگران دارند؟

داستان آیِت داستان واقعی یک زوج همجنسگراست که تمام نامها و جزییات آن تغییر داده شده است.

وقتی ما دخترها هم‌دیگر را دیدیم من در دهه ۲۰ و  او در دهه ۳۰ زندگی‌اش بود. خیلی ساده با هم آشنا و هم‌خانه شدیم. او خانه من در شهر را دوست نداشت و این شد که مرا ۲۰ مایلی از زندگی‌ام دور کرد. خیلی زود مادر‌خوانده فرزند او شدم (که عاشقش بودم) و تمام کارهایم هم حول محور مادر او (دوست دخترم) می‌چرخید. او کسی بود که به من می‌گفت هرگز نمی‌خواهد من خود را وابسته‌اش کنم. به من می‌گفت دوست دارد من نظر خودم را داشته باشم و آن را ابراز کنم اما وقتی با نظرش مخالفت می‌کردم، عصبانی می‌شد. او دوستان نزدیک و شغل مرا هم دوست نداشت. این شد که من از آنها هم دست کشیدم.

از طرف دیگر او بیشتر و بیشتر مشروب می‌خورد و بعد با من خشن‌تر می‌شد؛ هم خشونت کلامی و زبانی و هم خشونت فیزیکی. البته همیشه پس از رفتارهای خشن‌اش از من عذر می‌خواست و محبت بیش از اندازه‌ای به من می‌کرد. همین کارش هم باعث می‌شد من رنج خشونت او را فراموش کنم.

از سوی دیگر من نمی‌خواستم او یا فرزندش را از دست بدهم، پس در رابطه ماندم و سعی کردم دیدگاه‌های خودم را به او نزدیک کنم و خودم را با او وفق بدهم. با گذشت زمان اما آن‌قدر به تأیید و پول و خانه و عشق او وابسته شدم که فراموش کردم برای خوشبختی و خوشحال بودن در زندگی به چه چیزی نیاز دارم. به نظر می‌رسید که من خیلی درک می‌کنم اما به اشتباه و وقتی تهدید جدایی من مطرح شد، او مرا از خانه‌اش بیرون انداخت.

چه‌طور از پس خودم برآمدم؟

من از نظر عاطفی و احساسی خیلی تند رفتم و در نهایت چنان ضعیف شدم که از پا افتادم. دچار افسردگی عمیقی شدم و  تا مدت‌ها در سوگ بودم. بعد هم کم‌کم به نوشیدن مشروبات الکلی روی آوردم و برای فرار از تنهایی،  از خانه می‌زدم بیرون.

چگونه اوضاع تغییر کرد؟

او مرا انداخت بیرون و من حالا آن ماجرا را یک نقطه مثبت و خیر می‌بینم. او هرگز منکر رفتار خشن خود با من نشده اما به تازگی که دوست دختر دیگری پیدا کرده، دیگر به من اجازه نمی‌دهد فرزندش را ببینم و همچنان هم نسبت به من رفتاری خشونت‌آمیز دارد. البته من سراغ زندگی خودم رفته‌ام و به او اجازه نمی‌دهم به زندگی من برگردد.

به گمان من ما هر دو می‌خواهیم در زندگی هم نباشیم، اما هر کدام دلایل خودمان را داریم. من در درونم آرامم گرچه هنوز آزرده خاطرم. آزرده خاطر از اینکه عاشق کسی شدم که نمی‌توانست آن گونه که من می‌خواهم و اعتقاد دارم، مرا دوست داشته باشد.

چه چیزی به من کمک کرد تا قوی‌تر شوم؟

من از خواب غفلت بیدار شدم و دیگر نمی‌توانستم به او اجازه بدهم به من آسیب بیشتری برساند …. به سراغ درمان رفتم، مشروبات الکلی را ترک کردم، به شهر برگشتم، شغل فوق‌العاده‌ای پیدا کردم و به مدرسه برگشتم. دنبال دوستان واقعی گشتم و شروع به ارزیابی مثبت زندگی  از نگاه خودم کردم.

من دوباره خودم را کشف کردم.

یکی از دوستان صمیمی‌ام وقتی عمق درد مرا دید برای نجاتم پیش آمد. او محکم به من چسبید و اجازه داد گریه کنم، یاد بگیرم و احساس کنم. او برای شنیدن درد دل‌های من یک گوش مطمئن شد و مرا تشویق کرد. او به من کمک کرد به جای غرق شدن در بلایی که دوست دختر سابقم بر سر عقایدم آورده بود، واقع‌بین باشم. زمان و اراده و قدرت خودم هم دردهای مرا تسکین دادند.

توصیه من برای کسی که قربانی خشونت است

به دیدن یک مشاور بروید. با افراد زیادی که برای شما اهمیت قائل هستند صحبت کنید. راهی برای جدایی پیدا کنید. پس‌انداز کنید و از رابطه‌ای که در آن قربانی خشونت هستید، بیرون بزنید.

جدایی خیلی دردآور است اما وقتی خشونت به اوج برسد، رابطه دردآورتر است …. به هیچ‌کس قدرت مسلط بودن بر خودتان را ندهید، حتی کسانی که عاشق‌شان هستید.

 رابطه نباید آن‌قدرها سخت باشد … بهترین را برای خودتان بخواهید و قربانی نشوید. با رها کردن خود از خودتان دفاع کنید. کسی که واقعا شما را دوست دارد، جایی منتظر شماست. روی خودتان کار کنید و به خودتان زمان بدهید. شخص یا اشخاص مورد نظر شما وارد زندگی‌تان خواهند شد و آن وقت شما از خودتان تعجب خواهید کرد که چرا تا به حال کنار آدمی مانده‌اید که با شما خشونت می‌ورزد و بدرفتاری می‌کند. چرخه خشونت را متوقف کنید … چرخه خوشبختی خودتان را بسازید.

 

منبع به زبان انگلیسی

اردیبهشت
۲۷
کودکانی که صدای‌شان به گوش‌ها نمی‌رسد
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: Mehrkhane
image_pdfimage_print

Photo: Mehrkhane

نگاهی به فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» با تکیه بر بحث کودک‌آزاری

راضیه امیری

شیرین ۲۳ ساله، در روز عروسی خود سیروس عاشوری، نگهبان ساختمان را می کشد. نگهبان ساختمانی که شیرین همراه نامزد خود در آن مشغول فیلمبرداری و عکاسی از مراسم ازدواج‌شان هستند. شیرین پس از بازداشت و در مراحل اولیه بازجویی سخن نمی‌گوید اما پس از مدتی و با تلاش وکیل لب باز می‌کند و در نخستین جمله به وکیل خود می‌گوید: «من دیوونه نیستم! معتاد هم نیستم!»

او نهایتا در دادگاه اعتراف می‌کند هیچ کینه و درگیری شخصی‌ای با مقتول نداشته و بدون هیچ سابقه و عناد قبلی به اتاق سرایدار می‌رود و او را به قتل می‌رساند. دادگاه شیرین را به اتهام قتل عمدی سیروس عاشوری به اشد مجازات یعنی اعدام محکوم می‌کند، اگرچه نامزد شیرین و وکیل او موفق می‌شوند برادر سیروس را به عنوان تنها ولی دم پیدا کنند اما او به دلیل مصرف تزریقی مواد مخدر، در همان لحظه ایست قلبی می‌کند و عملا آخرین فرصت برای بخشش شیرین از کف می رود. شیرین اعدام می‌شود.

اما چرا شیرین در شیرین‌ترین روز زندگی خود دست به قتل عمد می‌زند؟

برای پاسخ به این پرسش نیازمند آن هستیم که ۱۵ سال به عقب بازگردیم؛ به هشت سالگی او. در زمان کودکی شیرین، پدر و مادر او که به روایت فیلم از سطح تمول و رفاه خوبی برخوردار هستند، سخت درگیر کار و مشغله خود بودند و وقت نمی‌کردند به خوبی امور کودک‌شان را رتق و فتق کنند. در یکی از روزها  مادر او که شیرین را به سر کار خود برده، از بازیگوشی کودکانه دخترش خسته می‌شود و از «مراد»، کارگر و راننده شرکت، می‌خواهد شیرین را به خانه برساند و سر راه او را به پارک هم ببرد. مراد هم با شیرین بازی می کند و با دوربین خود از او عکس می‌گیرد.

شیرین و مراد در خانه تنها می‌شوند. مراد با او مشغول بازی‌ست اما در ادامه بازی این دختر هشت ساله را مورد تجاوز جنسی قرار می‌دهد. با اینکه شیرین در دفعات بعد آشکارا به مراد بی‌اعتنایی می‌کند و حتی هراس خود را از بودن با او بروز می‌دهد، مراد که جوان بیست و چند ساله‌ای به نظر می‌رسد، باز به دفعات و با استفاده از غفلت و بی‌توجهی والدین شیرین، همراه شیرین می‌شود و با وجود واکنش‌های عصبی شیرین، مدام دخترک را مورد آزار قرار می‌دهد و جایی از فیلم در واکنش به فریاد شیرین سر او داد می‌زند و می‌گوید: «هیس! دخترا که داد نمی‌زنند!»

پس از ۱۵ سال از آن روزهای شوم، شیرین در روز عروسی خود به صورت تصادفی متوجه می‌شود بلایی که در هشت سالگی سر او آمده است، اکنون از طرف سرایدار ساختمان در حال پیاده شدن بر سر دختربچه دیگری است. او به اتاق نگهبان ساختمان می‌رود، ابتدا  دختر بچه را فراری می‌دهد و سپس با سیروس عاشوری درگیر می‌شود؛ درگیری سختی که به قتل نگهبان ساختمان می‌انجامد. شیرین اما که قفل سکوت خود را شکسته است، در حین مراحل بازپرسی و در حضور بازپرس و وکیل خود، بالاخره مساله مراد را پیش می‌کشد.

در مورد آزار جنسی کودکان بیشتر بخوانید:

با کودک قربانی تجاوز چه کنیم؟

تجاوز به پسر بچه‌ها، هشدارها و علائم را جدی بگیریم

کودک‌آزاری جنسی، واکاوی یک تجربه

چه کار کنیم کودک‌مان آزار جنسی نبیند

مراد بازداشت می شود. شیرین با او روبه‌رو می‌شود. با احوالی دگرگون شده تایید می‌کند این همان کابوس ۱۵ ساله اوست. مراد در اعترافات خود اقرار می‌کند که تنها شیرین هشت ساله طعمه جنسی او نبوده. او به ۲۷ مورد آزار جنسی کودکان اعتراف می‌کند. وقتی بازپرس این مساله را برای وکیل شیرین بازگو می‌کند، وکیل حیرت زده می‌پرسد: «۲۷ مورد بدون شاکی؟! این همه سال؟!»

بازپرس نیز می‌گوید: «بله! متاسفانه.»

آیا کودک‌آزاری صرفا در خشونت جنسی یا ضرب و شتم خلاصه می‌شود؟

با توجه به روایتی که از فیلم ارائه شد، می‌توان گفت اگرچه شیرین هشت ساله از سوی مراد به صورت مستقیم آزار جنسی می‌دیده، اما در خانه نیز به صورت غیرمستقیم آزار می‌دیده است.

شیرین در همان کودکی بارها تلاش می‌کند به زبان بی‌زبانی پیش مادر خود مساله آزار و اذیت مراد را بازگو کند اما مادر او مشغله زیاد خود را بهانه می‌کند و به نوعی شیرین را از سر خود باز می‌کند. در جایی از فیلم شیرین می گوید: «هر وقت تنها می‌موندم احساس می‌کردم یک نفر پشت پنجره‌س. دیگه نمی‌تونستم بخوابم.»

یک بار پس از یکی از این کابوس‌ها، شیرین سعی می‌کند به زبان کودکانه خود داستان آزاردیدگی‌اش از مراد را به واسطه روایتی دروغین از یکی از همکلاسی‌های خود تعریف کند، مادر در میان روایت مانع می‌شود و می‌گوید باید این اتفاق را فراموش کند و برای هیچ‌کس دیگری تعریف نکند. نکته این است که شیرین حتی در خانه خود نیز احساس امنیت و راحتی نمی‌کند.

نکته جالب توجه که کارشناسان بر آن انگشت تاکید می‌گذارند اما این است که کودک‌آزاری نه صرفا مربوط به یک سری جوامع خاص است و نه صرفا مربوط به قشر خاصی در جامعه، بلکه «هر گونه غفلت و سهل‌انگاری» و نیز «عدم رسیدگی به نیازهای اساسی کودک» ذیل رفتارهای کودک‌آزارانه قرار می گیرند.

در واقع نکته اینجاست که کودک‌آزاری قرار نیست صرفا در رفتار شنیع جنسی با کودکان یا ضرب و شتم آن‌ها خلاصه شود. اینجاست که می‌توان به مساله لزوم آموزش جنسی به کودکان از سوی خانواده‌ها اشاره کرد. آموزشی که بنا به گفته کارشناسان به پیشگیری از آزار جنسی کمک می کند و لازم است از سنین خردسالی انجام بگیرد.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

دکتر مهدی قاسمی به عنوان یکی از این کارشناسان تاکید می‌کند که در مساله آموزش جنسی تفاوتی بین کودکان پسر و کودکان دختر وجود ندارد: «پسرها گاهی بیشتر از دخترها از سوی والدین مورد سهل‌انگاری قرار می‌‌گیرند، در حالی‌ که هیچ تفاوتی از نظر لزوم آموزش مسائل جنسی و مراقبت بین دختر بچه‌‌ها و پسربچه‌‌ها وجود ندارد. همچنین بهتر است والدین در خصوص ارتباط و رفت و آمد پسرها با افرادی که شش الی هفت سال از‌ آنها بزرگ‌تر هستند، توجه بیشتری کنند.»

اگرچه پدر و مادر شیرین هشت ساله به فرزند خود علاقه فراوان نشان می‌دهند وسعی می‌کنند رفاه دختر خود را فراهم کنند، اما گوش ناشنوایی که در قبال کودک خود دارند و سهل‌انگاری‌شان در انتخاب نوع همراه برای کودک‌شان، رفتار آن‌ها را ذیل رفتارهای کودک آزارانه قرار می‌دهد؛ چنان که مادر شیرین ۱۵ سال پس از هشت سالگی شیرین و با دیدن مراد در بازداشتگاه، زیر لب می گوید: «به دست خود بچه‌ام رو بدبخت کردم.»

حفظ آبرو؛ ابزاری در دست کودک‌آزاران

یکی از نکاتی که در این فیلم به خوبی به آن پرداخته می‌شود، تاثیر منفی کودک‌آزاری در بزرگسالی کودک آزاردیده است. این از آن جنس مواردی‌ست که کارشناسان مدام بر آن انگشت تاکید می‌گذارند. در مساله تاثیر منفی کودک‌آزاری در سنین بزرگسالی، کارشناسانی هستند که بر این باورند که بسیاری از قربانیان آزار جنسی در دوره کودکی، در سال‌های بعد در این باره سکوت می‌کنند. به باور آن‌ها این سکوت در چارچوب فرهنگی جوامعی چون ایران، «امری بسیار عادی» است. اهمیت مساله «بکارت» و نیز اهمیت «حفظ آبروی خانوادگی» از جمله مواردی‌ست که بازگویی آزار جنسی را برای قربانیان به مشکلی سخت تبدیل میکند.

به نظر می‌رسد مساله «آبرو» به ابزاری بدل می‌شود برای متجاوزان و کودک‌آزاران تا بتوانند با خیالی آسوده‌تر به رفتار شنیع خود بپردازند و آن را ادامه دهند. چنانکه خود شیرین در حضور بازپرس پرونده‌اش می‌گوید مراد همیشه در واکنش به امتناع و بیزاری او می‌گفت: «آبروت رو می‌برم! آبروی خودت رو و خونواده‌ات رو می‌برم!»

و بر این اساس است که حتی خانواده‌هایی که متوجه این آزاردیدگی جنسی کودک خود می‌شوند، صرفا برای «حفظ آبروی خانوادگی» این مساله را مسکوت می‌گذارند. چنانچه وقتی وکیل شیرین به سراغ خانواده «منزلتی» می رود (خانواده‌ای که نگهبان به قتل رسیده کودک آنان را آزار می‌داد) و مساله  آزار جنسی دخترشان از سوی این نگهبان را مطرح می‌کند، مادر این دختر بچه در ابتدا انکار می‌کند و می‌گوید: «دختر من؟ کی میگه؟ حتما خواسته رد گم کنه. این حرفا چیه خانوم؟ ما آبرو داریم! اصلا چنین چیزی امکان نداره!»

این خانواده کلا مساله آزار جنسی دخترشان را رد می کنند. گرچه به زودی و با دیدن فیلمی از دخترشان در یک گوشی تلفن همراه که در زیر فرش پنهان شده به حقیقت مساله پی می‌برند. اما باز پدر خانواده به علت همان بحث «حفظ آبرو» حاضر نمی‌شود به دادگاه بیاید و به نفع شیرین شهادت بدهد. چنانچه در جایی از فیلم خطاب به بازپرس می گوید: «تو خودت دختر داری، اگه جای من بودی چی کار می‌کردی؟!»

بحث پیرامون حفظ آبروی خانوادگی که خانواده‌ها را از پیگیری ماجرا و مجازات خاطیان منصرف می‌کند در ابعادی گسترده‌تر نیز در کشور ما خود را نشان می‌دهد؛ چنانکه در ماجرای تجاوز ناظم مدرسه‌ای در تهران به شش کودک در سال ۱۳۹۳، بعضی از خانواده‌ها شکایت خود از ناظم را صرفا به علت «حفظ آبرو»، پس گرفتند.

دکتر یاسمن خواجه نوری، وکیل پایه یک دادگستری، در گفت‌و‌گویی به لزوم انجام یک «کار وسیع فرهنگی» در این حوزه اشاره می‌کند و درباره این مساله بر این باور است که: «… از آنجا که در کشور ما ورود به مسائل جنسی نوعی تابو محسوب می‌شود، هستند بسیاری از خانواده‌ها که کودکان آنها مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند ولی معتقد هستند که برای حفظ آبروی خانواده باید این مساله پنهان بماند، پس بسیار روشن است که در این زمینه نیازمند یک کار وسیع فرهنگی با حضور فعال رسانه‌ها و صدا و سیمای ملی هستیم تا به خانواده‌ها و کودکان آموزش داده شود که حریم خصوصی خود و دیگران را بشناسند.»

نکته‌ای که این فیلم از زبان وکیل به آن می‌پردازد، همدستی ناخواسته خانواده‌ها با فرد متجاوز به بهانه «حفظ آبروی خانوادگی» است. وکیل در دفاع از شیرین در دادگاه می‌گوید قتل‌های زنجیره ای راحت کشف می‌شوند چون جسد و جنازه و سرنخی هست اما قتل روح چه می‌شود؟ مجازات قاتل روح کسانی چون موکل من چه می‌شود؟ وکیل از موارد متعدد آزار جنسی زنانی می‌گوید که زنان هیچ شکایتی به پلیس نبردند؟ به چه دلیل؟ به دلیل حفظ آبروی خانوادگی. آنها عملا با فرد متجاوز همدست می‌شوند. اینجاست که شیرین نیز خود را یک «مقتول» می‌داند و در دادگاه می‌گوید وقتی هشت ساله بود کشته شد بدون اینکه هیچ‌کس به عنوان قاتل او مجازات شود.

پس این پرسش کاملا مجال طرح می‌یابد که آیا خانواده شیرین و خانواده‌های کودکان آزاردیده چون او نباید در چنین ماجراهای تلخی، سهمی از تقصیر را بر گردن گیرند؟

اردیبهشت
۲۵
خانه رنگین‌کمانی
ویدئو و انیمیشن
۰
image_pdfimage_print

هفدهم ماه می روز جهانی مقابله با همجنس‌گراستیزی، دوجنسگراستیزی و ترنسکشوال ستیزی است.

این روز به مناسبت تصمیم تاریخی سازمان سلامت جهانی (WHO) در حذف همجنس‌گرایی از لیست بیماری‌های روانی نامگذاری شده است.

ما در این روز کنار هم هستیم تا با ارتقای آگاهی و حمایت، امنیت را به خانه‌های هم هدیه دهیم.

در خانه امن هر روز، روزی است برای ترویج امنیت و برابری.

اردیبهشت
۲۲
ایده‌هایی اروپایی برای قانونگذاری علیه خشونت خانگی
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
Photo: 	artem_furman/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: artem_furman/depositphotos.com

تحلیلی بر قانون اروپا در مورد خشونت علیه زنان و خشونت خانگی (بخش اول)

اسفندیار کیانی

قوانین مصوب در کشورها و نظام‌های حقوقی مختلف همواره به عنوان تجربه‌ای گران‌بها مورد توجه قانونگذاران، حقوقدانان، وکلا، و سیاستگذاران بوده‌ است.

در تاریخ حقوق بارها آمده که متن قانون یک کشور عینا مورد استفاده‌ی سایر کشورها قرار گرفته است. برای نمونه بسیاری از قوانین اساسی، مدنی، آیین ‌دادرسی و … در کشورهای آسیایی مثل ایران، برگرفته و گاهی حتی ترجمه‌ عینی و تحت‌الفظی متون حقوقی غیر بومی – به‌ویژه از نظام‌های حقوقی “نوشته” یا civil law-[1] هستند.

البته این امر، یعنی تاثیر پذیری و اثرگذاری بر قوانین سایر کشورها امری متداول و عادی‌ست. در همین راستا، تحلیل قانون موضوع این نوشته که مصوب شورای اروپاست می‌تواند برای تصمیم گیرندگان و فعالان این حوزه مفید باشد. گرچه باید در نظر داشت که با توجه به پیچیدگی‌ها و خصوصیات منحصر به فرد جوامع، تقریبا امکان عملی برای استفاده از یک متن ثابت قانون در همه‌ی کشورها وجود ندارد. حتی استانداردهای حداقلی حقوق بشری و آزادی‌های بنیادین (مثلا اعلامیه‌ی جهانی ۱۹۴۸) که جهان‌شمول و از اصول تخطی ناپذیر قوانین بین‌الملل به شمار می‌روند هم باید در فرایند تصویب قوانین داخلی به نحوی بومی‌سازی شوند.

کنوانسیون مورد نظر[۲] اما به‌طور مشخص به دو موضوع و حوزه‌ی خشونت اشاره می‌کند: خشونت علیه زنان و خشونت خانگی.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

شرح ماده‌ی سه قانون خشونت خانگی نیوزیلند (۱۹۹۵)

یک راهکار خاص برای اثرگذاری بر فرایند قانون‌گذاری در حوزه‌ی خشونت خانگی

چگونه می‌توان از سد شورای نگهبان عبور کرد؟

برای روشن‌تر شدن موارد شمول و رابطه‌ی بین این دو مفهوم، یعنی خشونت علیه زنان و خشونت خانگی، باید گفت که رابطه‌ی آنها در زبان علم منطق «عموم و خصوص من وجه» است. یعنی برخی از مصادیق خشونت علیه زنان، خشونت خانگی هستند و برخی خشونت خانگی نیستند.

همین‌طور در برخی از موارد خشونت خانگی، زنان قربانی هستند و در سایر موارد سایر افراد خانه مانند کودکان، مردان، و … ممکن است مورد خشونت قرار بگیرند.

از منظر نظام قانونی ایران، اولین ایرادی که ممکن است از این قانون گرفته شود، همین تفکیک و فرض خصوصیت[۳] زنان در مساله‌ی خشونت است. البته روشن است که از نگاه آمار و تجربه‌ی زیسته‌ی قربانیان و فعالان در این حوزه این مساله که زنان قربانیان عمده‌ی خشونت (چه خانگی و غیر آن) هستند، امری روشن و  بی‌نیاز از استدلال است، اما نگاه ویژه و حمایت‌گر قانونگذار از زنان امری‌ست که نه تنها در نظام‌های حقوقی اسلامی که در غرب هم با مقاومت روبه‌رو بوده است. از این رو باید پایه و مبنای متقن و خلل ناپذیر برای توجیه موضوع این قانون به دست داد. ضرورت این امر را شاید بتوان با استناد به آمار و ارقامی که بی‌طرفانه و بدون غرض‌ورزی تحصیل شده باشند، نشان داد؛ همین‌طور با بیان روایت‌های دسته اول از زبان قربانیان می‌توان به افزایش آگاهی در این خصوص مبادرت ورزید.

به اضافه در فقه شیعه بر مبنای قاعده‌ی «لاضرر»[۴] می‌توان با کلیت این قانون موافقت داشت چرا که صرف نظر از اینکه آیا باید قانونی خاص برای زنان در این خصوص وجود داشته باشد یا نه، می‌توان استدلال کرد که این قانون به دفع ضرر موجود (صرف نظر از اینکه این ضرر -خشونت- چه‌قدر بزرگ است) کمک خواهد کرد و شرعا دفع ضرر واجب است.

به اضافه، استدلال قوی‌تر در این خصوص این است که طبق آموزه‌های اسلامی و ایرانی، زنان نقش بسیار حیاتی و پررنگی در فرایند پرورش و تربیت نسل‌های آینده و پیشرفت جامعه دارند، بنابراین حمایت از آنها در مقابل خشونت در واقع نه تنها حمایت از زنان که پشتیبانی از تک تک افراد آن جامعه است.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

در حقیقت، نظر به نقش کلیدی زنان در فرهنگ ایرانی-اسلامی می‌توان آنها را مولد فکر و فرهنگ در جامعه دانست[۵] و گفت که حمایت از زنان در خانواده، مطابق با ارزش‌های ایرانی-اسلامی است.

به هر حال اگر این قانون قرار است به سمع و نظر وکلای مجلس، دولت یا سایر مجاری قانونگذاری برسد، پیشنهاد می‌شود که با حفظ محتوای قانون عنوانی بومی‌تر برای آن در نظر گرفته شود تا دست‌کم در عنوان حساسیتی برانگیخته نشود.

به هر روی با نظر به ارزش‌ها و هنجارهای اسلامی-ایرانی و پیچیدگی های نظام حقوقی ایران، می‌توان خوانشی از این گونه قوانین ارائه داد که قابلیت پذیرش در نظام حقوقی ایران را داشته باشند.

در نوشته‌های بعدی به سایر جنبه‌های این قانون خواهیم پرداخت.

[۱] نظام‌های حقوقی در غرب به دو دسته تقسیم می‌شوند: نظام حقوقی نوشته یا civil law  و نظام حقوقی مبتنی بر رویه یا common law. دسته‌ی اول گرایش به نگارش قوانین دارند مانند فرانسه، ایتالیا و … ولی دسته‌ی دوم به آرای دادگاه که بر خلاف متن نوشته‌ی قانون ماهیتی پویا دارند، توجه می‌کنند، مانند آلمان، سوئیس، بریتانیا، کانادا (به جز استان کبک) و آمریکا.

[۲] Council of Europe Convention on Preventing and Combating Violence against Women and Domestic Violence (2011)

[۳] «خصوصیت» اصطلاحی‌ست در ادبیات حقوق که خاص بودن موردی را بیان می‌کند. به بیان ساده، خصوصیت یعنی اینکه امری در مقایسه با سایر امور هم‌ترازش، شایسته‌ی توجه ویژه باشد. این فرض در روح قانون جای گرفته و در متن قانون در ماده‌ی دوم آمده است:

“[d]omestic violence, which affects women disproportionately.”

[۴] این قاعده از مستقلات عقلی و از قواعد مشهور فقهی است. یکی از مشهورترین مستندات قرآنی این اصل که اتفاقا به بحث خشونت خانگی و حمایت از زنان مربوط می‌شود، آیه‌ی ششم از سوره‌ی طلاق است که بیان می‌دارد: “آنها [= زنان مطلّقه‌] را هر جا خودتان سکونت دارید و در توانایی شماست سکونت دهید؛ و به آنها زیان نرسانید تا کار را بر آنان تنگ کنید (و مجبور به ترک منزل شوند)؛ و اگر باردار باشند، نفقه آنها را بپردازید تا وضع حمل کنند؛ و اگر برای شما (فرزند را) شیر می‌دهند، پاداش آنها را بپردازید؛ و (درباره فرزندان، کار را) با مشاوره شایسته انجام دهید…” (ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی).

[۵] کلمه‌ی «زن» در فرهنگ و اساطیر ایرانی با «زمین» که نماد زایش و خلاقیت است هم‌ریشه است. از این روست که روز پنجم از ماه اسفند، جشن اسپندارمذگان، جشن زن، زمین و زایش است. این نگاه در فرهنگ اسلامی هم پذیرفته شده است. مثلا در صدر آیه‌ی پانزده سوره‌ی احقاف آمده است: “و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر خود سفارش کردیم که مادر با رنج و زحمت بار حمل او کشید و باز با درد و مشقّت وضع حمل نمود و ۳۰ ماه تمام مدت حمل و شیرخواری او بود تا وقتی که طفل به حد رشد رسید” (ترجمه از دکتر الهی قمشه‌ای).

اردیبهشت
۲۱
زخم اسید بر پیکر جامعه
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Depositphotos_188311672_s-2015
image_pdfimage_print

Photo: chachar/depositphotos.com

به گزارش ایرنا، در سه ماه گذشته سه مورد اسیدپاشی در تبریز رخ داد که موجب مصدومیت ۵ نفر شد؛ این در حالی است که در سال های گذشته به ندرت در طول سال موردی از اسید پاشی در آذربایجان شرقی گزارش می شد.در نخستین حادثه اسیدپاشی در بیست و هفتم اسفند پارسال در اتوبان پاسداران تبریز یک دختر ۲۶ ساله از ناحیه صورت، گردن و دست از سوی خواستگاری که جواب رد شنیده بود، دچار آسیب جدی شد.اول اردیبهشت ماه سال جاری نیز اختلافات درون خانوادگی، حادثه اسید پاشی دیگری را موجب و زن ۳۷ ساله ای از ناحیه صورت و بازوها دچار سوختگی ۵۰ درصدی شد.اما سریال اسیدپاشی پایان نیافت و نهم اردیبهشت ماه جاری نیز مرد ۴۸ ساله ای که اقدام به اسیدپاشی به روی دو نفر دیگر در تبریز کرده بود، خود نیز قربانی اسیدپاشی و از ناحیه چشم مصدوم شد.مجموعه این رویدادهای دنباله دار، موجی از نگرانی را در بین افکار عمومی تبریز برانگیخت و این سوال را در ذهن آنها تداعی کرد که علت وقوع این حوادث مذموم چیست و چرا ادامه می یابد.

مدیرکل بهزیستی آذربایجان شرقی با اشاره به افتتاح ۱۱ مرکز اورژانس اجتماعی در شهرستان های استان طی سالجاری، گفت: در حال حاضر در ۱۶ شهرستان استان که بالای ۵۰ هزار نفر جمعیت دارند، اورژانس اجتماعی در حال فعالیت است.محسن ارشد زاده افزود: در اورژانس اجتماعی بحران ها و خشونت فردی و خانوادگی با همکاری دستگاه قضایی و نیروی انتظامی مورد پیگیری و بررسی قرار می گیرد.وی ادامه داد: خدمات مشاوره ای و روانی توسط مشاوران و مددکاران این اداره کل به افرادی که قربانی اسید پاشی شده اند، ارائه می شود.

ارشد زاده خاطرنشان کرد: برای قربانیان اسیدپاشی که به صورت خود معرف مراجعه می کنند و یا از سوی مراجع قضایی و انتظامی معرفی می شوند برنامه های مشاوره و روانشناسی برای خود فرد و خانواده او ارائه می شود.وی یادآور کرد: کسانی که مورد خشونت قرار می گیرند یک عمر دچار مشکلات روحی و روانی می شوند.مدیرکل بهزیستی آذربایجان شرقی تاکید کرد: ضروری است سطح آگاهی مردم در خصوص توجه جدی به مشکلات روانی افزایش یابد.کارشناس اورژانس اجتماعی و ارشد روانشناسی تربیتی در این مورد گفت: اسیدپاشی یکی از معضلات برزگی است که فرد را دچار عوارض روحی و روانی بسیار می کند.علی حاجی زاده افزود: فردی که قربانی اسیدپاشی شده بعد از آسیب جسمی دچار عوارض روحی می شود که بسیار بیشتر از عوارض جسمی است.وی ادامه داد: این افراد دچار استرس حاد روانی می شوند و دیدن کابوس های شبانه از جمله عوارض حالت روحی و روانی این امر است.حاجی زاده با بیان اینکه هویت این افراد دچار مشکل می شود، گفت: به نوعی ضربه شدید هویتی به آنها وارد شده و اکثر آنها دچار آسیب روانی شدید بعد از درمان می شوند.

وی با تاکید بر اینکه قربانیان اسید پاشی باید تحت درمان روانشناس قرار گیرند، افزود: این افراد شاید از لحاظ جسمی درمان شوند ولی تبعات روانی آن تا آخر عمر با آنها همراه خواهد بود.این کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی ادامه داد: دیدن قسمتی که دچار اسید پاشی شده از لحاظ روحی آسیب وارد می کند و این آسیب پذیری روحی تبعات جسمی نیز دارد که می توان به سردردهای شدید، استرس و تپش قلب اشاره کرد.

وی نسبت به انتشار اخبار اسید پاشی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها انتقاد کرد و گفت: انتشار چنین اخباری موجب ایجاد ذهنیت در فرد مجرم می شود.این کارشناس اورژانس اجتماعی خاطرنشان کرد: شاید فرد قبل از خواندن این اخبار اطلاعاتی از مشکلات جسمی و روانی نداشته باشد ولی با خواند این مطالب جری تر شده و در واقع راهکاری به افراد مجرم ارائه می شود.دادستان عمومی و انقلاب شهرستان تبریز با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی قواعد خاص و مختلفی برای اسیدپاشی تعیین شده است، گفت: حبس تا ۱۵ سال از جمله این مجازات است.موسی خلیل اللهی افزود: اگر چنانچه اسیدپاشی جنبه عمومی داشته و منجر به ایجاد اختلالات روحی و روانی مردم شود جرایم به مراتب سنگین تری برای مجرمان مترتب است.وی ادامه داد: بر این اساس اگر جرم اسیدپاشی منجر به نقص عضو و جنبه عمومی داشته باشد قانونگذار تا ۱۵ سال حبس در نظر گرفته است.خلیل اللهی اظهار کرد: در صورتی که اسیدپاشی منجر به فوت شخص شود قصاص نفس در مورد مجرم اجرا می شود.وی با اشاره به وقوع سه مورد اسیدپاشی از ابتدای امسال تاکنون در تبریز، گفت: دادستانی مرکز استان به عنوان مدعی العموم در این سه پرونده ورود پیدا کرده است و پرونده های مزبور در دست رسیدگی است.دادستان عمومی و انقلاب شهرستان تبریز یادآور کرد: علاوه بر جرایم فوق کیفری، بر اساس قانون مجازات اسلامی برای مجرمان اسیدپاشی دیه های مختلفی نسبت به نوع و نحوه آسیب دیدگی تعیین شده است.

منبع: بهار نیوز

اردیبهشت
۲۱
قتل مجاز و قانونی
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Iran High Resolution Law Concept
image_pdfimage_print

Photo: eabff/depositphotos.com

اسفندیار کیانی

بررسی ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی

در مورد ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی که به قتل در فراش مشهور است، چه در متن‌های فقهی و چه در متن‌های حقوقی بسیار نوشته شده ‌است. در این نوشته قصد ما براین است که به جنبه‌هایی از این ماده که کمتر بررسی شده، بپردازیم. متن این ماده می‌گوید: »هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می‌تواند درهمان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد، فقط مرد را می‌تواند به قتل برساند. حکم ضرب وجرح نیز در این مورد مانند قتل است. «

درباره پیشینه‌ حقوقی و فقهی این ماده می‌توان گفت که ماده‌ یادشده گمان می‌رود از ترجمه‌ بخشی از ماده ۳۲۴ قانون مجازات فرانسه، مصوب ۱۸۱۰، الهام گرفته‌ که بیان میداشت: …» در صورتی که مردی همسر خود را درخانه مشترک زوجیت درحال زنا مشاهده کند و مرتکب قتل همسر خود و مرد اجنبی شود، از معافیت قانونی برخوردار خواهد شد«. به لحاظ فقهی هم شاید تنها منبع مورد اعتماد برای این ماده را بتوان در آرای شهید اول در کتاب دروس یافت.

از نویسنده بیشتر بخوانید:

شرح ماده‌ی سه قانون خشونت خانگی نیوزیلند (۱۹۹۵)

یک راهکار خاص برای اثرگذاری بر فرایند قانون‌گذاری در حوزه‌ی خشونت خانگی

چگونه می‌توان از سد شورای نگهبان عبور کرد؟

مهم‌ترین مساله درباره این ماده لحن تجویزگر آن در خصوص عمل قتل است. در قانون مجازات فرانسه مشاهده‌ همسر در خانه‌ مشترک در هنگام انجام عمل زنا از عوامل رافع مسئولیت کیفری به شمار می‌آمد و در نتیجه مرتکب می‌توانست از مجازات معاف شود.  اما ماده‌ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی ایران با بیانی متفاوت در واقع مجوز انجام قتل را صادر می‌کند، و از منظر اصول قانونگذاری جزایی دارای اشکال جدی ا‌‌ست. با توجه به اینکه خانه نباید جایی برای کینه و خشونت‌ورزی شود، اما لحن قانونگذار در این ماده میتواند  زمینه‌ساز انجام خشونت شود. شاید اگر قانونگذار انجام قتل در این شرایط را تنها از عوامل مخففه‌ جرم می‌شمرد، این اشکال کمرنگ می‌شد.

البته باید گفت با وجود  توجیهات سنتی یا فقهی، قتل به هر بهانه‌‌ای (جز مواردی چون دفاع از خود) از نمونه‌های خشونت خانگی است. دستگاه کیفری نباید قضاوت و اجرای احکام را در اختیار افراد قرار دهد. مثلا در این ماده شرط شده که همسر نباید مُکرَه باشد و باید با اختیارِ آزاد تن به هم‌بستر شدن با مرد بیگانه داده باشد. روشن است که تشخیص این امر به سادگی امکان‌پذیر نیست، به‌ویژه که شوهر به احتمال فراوان با مشاهده‌ چنین صحنه‌ای بیشتر تحت تاثیر عواطف و نه قوه‌ عقل تصمیم خواهد گرفت.

از آثار وجود نهاد‌هایی همچون دادگاه، گذار از دادرسی‌ شخصی و اعتماد به قوه‌ای مستقل است که نه بر مبنای خشم و انتقام‌جویی که بر اساس عدالت و حق به امور رسیدگی کند. بسیاری از نمونه‌های خشونت خانگی را می‌توان در یک نگاه کلی از بقایای سنت‌ دادرسی شخصی دانست.[أ‌]

نباید فراموش کرد که این ماده تنها درباره کسانی ا‌ست که رابطه‌ همسری بین آنها برقرار است. مثلا برادر، پدر یا پدر بزرگ بر مبنای این ماده نمی‌توانند دست به قتل زده و خود را از کیفر معاف بدانند.[ب‌] همچنین شوهر به صرف مشاهده عکس، تصویر، و مانند آنها که نمایانگر رابطه همسرش با مرد دیگری باشد، نمیتواند دست به قتل و یا ضرب و جرح همسر بزند. این ماده تنها ناظر بر موقعیتی است که عمل زنا مشاهده شود و  در “همان حال” شوهر واکنش نشان دهد. نه تنها عکس و ویدیو و صدا نمی‌تواند مصداق “مشاهده” باشد، که همزمانی “مشاهده” و انجام قتل یا ضرب و جرح نیز بسیار مهم است. بر اساس این ماده شوهر نمیتواند چند ساعت یا چند روز پس از مشاهده زنا دست به خشونت بزند. دیگر اینکه این ماده تنها درباره عمل زنا بوده و غیر از آن از شمول ماده خارج است. چنانچه زوج همسر خود را در حال معاشقه با دیگری ببینید مجوز قانونی برای  خشونت ندارد.

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

در کنار سویه‌های حقوقی در خصوص این ماده، باید سویه‌های اجتماعی و روانی این ماده را نیز در نظر داشت. این ماده نشان از اندیشه‌ای دارد که بر پایه آن مرد و به ویژه شوهر، دارای قدرت و مجاز به خشونت است. دستگاه توزیع قدرت درقوانین، بیشتر بر اساس شناسایی قدرت برتر مرد بوده،[ت‌] و از نشانه‌های این ساختار، شناسایی حق به‌ کارگیری خشونت برای مردان است. هرچند ماده‌هایی همچون ماده ۶۳۰ از نظر قانونی میتوانند زمینه دشواری‌های فراوانی باشند، باید به ریشههای ژرفتر  این قانون‌ها نیز پرداخت. ریشههایی که موجب گسترش الگوهای نادرست و خشن در بستر خانواده میشوند. قانون‌هایی از این دست نشانه کاستی یا کژفهمی در موضوعاتی بنیادی همچون برابری بین زن و مرد است. همچنین برای فهم بهتر این ماده مبانی رابطه ازدواج باید بررسی شود. رابطه‌ای که باید بر اساس علاقه و عاطفه انسانی—نه مالکیت و نابرابری—شکل بگیرد که در نوشته‌های آینده آن را بررسی می‌کنیم.

[أ‌] شاید مثال دیگر در این خصوص در نظام‌های حقوقی، وجود نهادی به نام حق قصاص در قوانین اسلامی باشد که حق انتقام‌جویی را به افراد واگذار می‌کند.

[ب‌]  البته پدر و جد پدری بنا به ماده‌ی ۳۰۱ در خصوص قصاص در صورت ارتکاب به قتل قصاص نخواهند شد هرچند به تشخیص قاضی می‌توان مجازات تعزیر را برای قاتل متصور بود.

[ت‌]  مثلا در قانون مدنی، نه تنها در ایران بلکه بسیاری از نظامهای حقوقی دیگر، مرد “رئیس” خانواده است.