صفحه اصلی  »  2018 February
اسفند
۸
۱۳۹۶
باید ثابت می‌کرد باکره است
اسفند ۸ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_521314966
image_pdfimage_print

Photo: pathdoc/shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

می‌گوید چندی پیش شنیدم یکی از بیمارانم به نام سمانه با خوردن اشتباهی قرص قلب مادرش درگذشته است. این روایت به نظرم عجیب و غیرمعمول آمد چون دخترک را به خوبی به خاطر داشتم. بسیار باهوش و هوشیار به نظر می‌رسید، اما در آخرین جلسه دیدارمان آشفته و به‌ هم ریخته بود. چطور ممکن بود یک دختر بالغ و باسواد قرص اشتباهی ببلعد؟  از آن جایی که با این بیمار، رابطه عاطفی خوبی داشتم و آخرین ملاقاتمان را به خوبی به خاطر می‌آوردم؛ به بهانه شرکت در مراسم چهلم سمانه، به خانه آن‌ها مراجعه کردم. بعد از گفت‌ و‌ گوی خصوصی با مادرش، متوجه شدم او یک هفته پیش از مراسم عروسی، به علت فشارهای متعددی که خانواده همسرش وارد کرده بود و تردیدهایی که برای ازدواج در همسرش ایجاد شده بود، خودکشی کرده است.

ناهید امیر ناصری به خاطرش می‌آید که دخترک از او برای معرفی پزشکی که کارش ترمیم بکارت باشد کمک می خواسته، روانشناس به او گفته آدرس را اشتباه آمده و  به لزوم پرده بکارت باور ندارد و  این جراحی‌ها را درک نمی‌کند. البته بسیاری از پزشکان متخصص زنان و زایمان و حتی جراحی عمومی از قبل انجام عمل‌هایی همچون ترمیم پرده بکارت، روزگارشان سکه شده است، اما او به سمانه این روش را توصیه نکرد. با همه این‌ها متعجب بود که چرا با وجود فراوانی مطب‌هایی که این کار را انجام می‌دهند، چطور ممکن است دختری به آن شادابی دست به خودکشی زده باشد؟

مادر سمانه به دکتر گفت از یک هفته قبل، دخترش را  تحت فشار شدید روحی گذاشته بودند: «کارت عروسی را پخش کرده بودیم و همه تدارکات لازم انجام شده بود. سمانه عاشق داوود بود. داوود اولین مرد واقعی زندگی سمانه بود، اما درست یک هفته پیش از عروسی، اصرارش برای معاینه پیش از ازدواج را شروع کرد. سمانه دختر محجوبی بود. اصلا دختر راحتی برای ارتباط با جنس مخالف نبود، چه برسد به اینکه حتی به ذهنم برسد بکارتش را از دست داده باشد. حتی حدسش را نمی‌توانستم بزنم که روزی دخترم بابت این مساله خودکشی کند. گویا از یک هفته قبل، به همه دوستانش مراجعه کرده بود تا برای انجام این عمل پول قرض کند ولی من خبر نداشتم. حتی چند هفته قبلش با هم فیلم خانه دختر را دیدیم و در موردش حرف زدیم. اصلا باورم نمی‌شد مجموع این فشارها و اصرار داوود برای اینکه جشن عروسی را عقب بیندازند و تردیدی که در دامادم ایجاد شده بود، او را عصبی و بی‌خواب کرده و به مرز خودکشی برساند. می‌فهمیدم بی‌قرار و آشفته شده ولی گذاشته بودم به حساب استرس عادی که هر دختری پیش از ازدواجش تجربه می‌کند. نمی دانستم دخترم با جهنم مواجه شده است.»

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

هیچ‌کس سپیده را دوست نداشت

قاتلی که بعد از خواهرش زندگی را گم کرد

بگذارید با عروسک‌هایم بازی کنم

ناهید امیرناصری، سمانه را یک دختر آرام با همه ویژگی‌های یک انسان خوب توصیف می‌کند: «سمانه به من گفته بود با هیچ مردی مراوده جنسی نداشته اما روزهای نوجوانی و بلوغ بر اثر نداشتن آموزش‌های لازم، پرده بکارتش را حین خودارضایی از بین برده بود. او ترس و وحشت زیادی از مساله معاینه پیش از ازدواج و رو شدن این ماجرا داشت. او به من گفت که حتی ماجرا را به مادرش که نزدیک‌ترین دوست همه عمرش بوده نگفته است.»

دکتر نعیمه طیبی، متخصص زنان و زایمانی که در  یکی از شهرهای دورافتاده و جنوبی کشور کار می‌کند، تصور عمومی نسبت به موضوع پرده بکارت را نادرست و غیرعلمی می‌داند: «اصلا چیزی به نام پرده بکارت با این مختصاتی که عوام تصور می‌کنند وجود علمی ندارد. مخاط نازکی در دهانه مهبل وجود دارد که معمولا با اولین آمیزش جنسی زایل می‌شود، اما موارد زیادی هم هست که اساسا خونریزی و دردی اینجاد نمی‌شود. تعدادی از زنان هستند که ورودی مهبلشان پیشرفت کرده و بافتی در ورودی واژنشان وجود ندارد. در برخی موارد که اتفاقا کم هم نیستند، این مخاط ممکن است حلقوی و قابل اتساع باشد. بارها مراجعینی داشته‌ام که به دلیل سوء‌تفاهم در مورد همین مساله در آستانه طلاق و یا  فروپاشی و ویرانی زندگی قرار دارند.»

ناهیدامیرناصری اما از سوی دیگر ماجرا حرف می‌زند. از این که باید این سنت نابجا را کنار بگذاریم. این که زندگی گذشته مردی که تمام عمرش را خوشگذرانی کرده مهم نیست، اما هرگونه رابطه جنسی یک زن که ممکن است حتی از سر علاقه باشد، یک امر غیر‌اخلاقی و منحط و مستحق طلاق یا حتی مرگ است.

«به مراجعینم که در این مورد به من رجوع می‌کنند توصیه می‌کنم به زندگی گذشته هم کاری نداشته باشند. در مورد زندگی جنسی قبل از آشنایی کنجکاوی نکنند. همین اندازه که هیچ کدام از طرفین به رفتارهای دون شان انسانی و فساد اخلاق اشتهار نداشته باشند، آدم‌های خوب و خوشنامی باشند، علاقه‌های مشترک و دنیای نزدیک به هم داشته باشند؛ کافی است. چه فرق می‌کند در گذشته آن‌ها چه اتفاقی رخ داده است.»

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

مساله پرده بکارت تا به حال قربانیان زیادی بین زنان داشته  و  به جامعه ایران محدود نمی‌شود. چندی پیش رسانه‌های منطقه یعقوب‌آباد هندوستان از قتل یک نوعروس به دست داماد در شب زفاف خبر دادند. انتشار خبر قتل نوعروس در شب زفاف در کشورهایی همچون پاکستان، افغانستان و هندوستان یک خبر نادر نیست. در ایران هم بخشی از قتل‌های ناموسی که بالاترین رقم قتل‌های خانوادگی محسوب می‌شود، به مساله بکارت دختران بر می‌گردد و تاریخ تلخ  زنان را رنج‌بارتر می کند.

چندی پیش نبیله مصلح معین، وزیر امور زنان افغانستان، به رابطه معنادار بین خشونت و معاینه‌های خفت‌بار پرده بکارت در این کشور اشاره کرد: «با وجود فرمان حکومت و کمپین‌ها، معاینه پرده بکارت دختران و خانم‌ها در مراکز صحی و عدلی هنوز هم ادامه دارد و یک عامل جدی خشونت‌ در خانواده‌ها است. بررسی‌ها نشان می‌دهد خانم‌هایی ‌که با خشونت در خانواده‌ها روبه‌رو هستند بیشتر از دیگران مورد این چنین معاینه‌هایی قرار می‌گیرند.»

نعیمه طیبی می‌گوید به عنوان یک پزشک وارد مقوله معاینه دختری که به زور و اجبار خانواده و با تحقیر به مطب او ارجاع داده شده، نمی‌شود: « به نظرم بسیار روند توهین‌آمیزی است. البته اگر دختر خانم جوانی به تنهایی به من مراجعه کند و نگران این مساله باشد، با همه وجود همکاری می­کنم تا نگرانی او را رفع کنم، اما به شدت با خانواده‌هایی که یک دختر را با وضعیتی تحقیرآمیز برای معاینه به مطبم می‌آورند، برخورد می‌کنم. برایشان توضیح می‌دهم که این امر یک مساله نامطمئن و متغییری است و عدم خونریزی شب زفاف الزاما  نشانه خدشه‌دار شدن باکرگی نیست و شاید به خصوصیات فیزیکی مراجعه‌کننده مربوط باشد. این که یک عده از طریق ترمیم پرده بکارت سودهای کلان می‌کنند، نشانه بی‌تعهدی برخی از همکاران من است. به نظرم باید کار فرهنگی کرد تا خانواده ها دست از این رفتارهای غیر علمی و حقارت‌بار بردارند و به گذشته و شخصیت یک انسان حرمت بگذارند.»

هنوز هم به اجبار برخی از خانواده‌ها در ایران، آزمایش بکارت به منظور اثبات پاکدامنی یک دختر انجام می‌شود.  پیش از  این در بسیاری از نقاط جنوبی و عشایری ایران، خانواده عروس و داماد بعد از فرستادن زوج به اتاق مشترک، پشت در اتاق تجمع می‌کردند تا نسبت به پاک‌دامنی عروس مطمئن شوند. در مواردی داماد با دست‌های خون‌آلود اتاق زفاف را ترک کرده و خبر از قتل نوعروسش می‌داد.

آزیتا یکی از قربانیان اثبات و ارزش‌گذاری باکرگی است. او را روز بعد از عروسی، با خفت و خواری به خانه پدرش برگرداندند. آزیتا که ساکن رامهرمز است، همان روز و در شرایطی که از این اتفاق شوکه بوده، مورد ضرب و شتم شدید برادرش قرار گرفت، به شکلی که او را به مدت یک هفته به علت آسیب‌دیدگی استخوان صورتش در بیمارستان بستری کردند. آزیتا که فارغ‌التحصیل رشته حسابداری است، از برادر و همسر سابقش به مراجع قانونی شکایت کرده و درخواست اعاده حیثیت می‌کند. پزشکی قانونی به باکرگی آزیتا صحه می‌گذارد. او می‌گوید با وجود گواهی پزشکی قانونی، بسیاری از اقوام و آشنایان این مساله را باور نکردند. با این همه او مصمم شده در مقابل این خشونت عمومی تن به  وسوسه «بستن دهان مردم به هر قیمتی» ندهد و در پی مسیر روشن زندگی‌اش باشد.

بهمن
۲۵
۱۳۹۶
چگونه با حمایت‌گری به جنگ خشونت خانگی برویم؟
بهمن ۲۵ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_369029834
image_pdfimage_print

Photo: sindlera/shutterstock.com

باران خسروی

بار‌ها این جمله را شنیده‌اید که تغییرات اجتماعی، ناگهانی و یا به دست یک نفر به وجود نمی‌آیند.  حتی اگر تغییرات به این صورت رخ بدهند یا ماندگار نیستند و یا اجرایی شدن آن‌ها سال‌ها به درازا خواهد کشید. برای مثال، اگر قانونی بدون آگاهی مردم یا بدون درگیر شدن آنها وضع شود، قانونگذاران برای اجرایی شدن و ماندگار شدن آن قانون مشکل خواهند داشت.

یکی از بهترین روش‌های تغییر وضعیت موجود به وضعیت مثبت و ماندگاری تغییرات، “حمایت‌گری” (Advocacy) است. از حمایت‌گری تعریف‌های متفاوتی ارائه شده است. حمایت‌گری کنشی است که شما در راستای حمایت از دیگران انجام می‌دهید. این حمایت می‌تواند حمایت کلامی مانند توصیه کردن، بحث کردن، استدلال آوردن و اعتراض کردن باشد. همچنین می‌تواند اقدام عملی در حمایت از فرد، افراد یا موضوع خاصی مانند راه‌اندازی یک کمپین باشد . حمایت‌گری به دنبال تاثیرگذاری بر سطح آگاهی عمومی مردم و تغییر باورهای آنها است. حمایت‌گری همیشه همراه با یک ترکیب هماهنگ شده از شناسایی مشکلات، خلق راه‌حل، توسعه استراتژی و قدم راهبردی به سمت تغییر مثبت است.

حمایت‌گری در خشونت خانگی هم مثل همه مدل‌های حمایت‌گری در پدیده‌های اجتماعی، به دنبال تغییر وضعیت افراد خشونت‌دیده به سمت بهبود و وضعیت مثبت است. این مساله می‌تواند در سطح خُرد/فردی، گروهی/اجتماعی و یا کلان رخ بدهد.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

سطح فردی: زمانی که شما برای فرد مشخصی شروع به حمایت‌گری می‌کنید نتیجه تغییر تنها به سود فرد خاص است. این فرد می‌تواند دوست شما، مُراجع یا مریض شما، عضو خانواده شما و یا فردی باشد که شما هیچ‌گونه‌ شناختی نسبت به او ندارید، ولی داستانش شما را به اندازه کافی تحت تاثیر قرار داده تا برای او حمایت‌گری کنید.

مثال: مریم دوست و هم‌کلاسی شما به‌تازگی ازدواج کرده است. شما و مریم سال‌های زیادی یکدیگر را می‌شناسید و به نظر شما رفتار مریم تغییر زیادی کرده است. مریم در کلاس ساکت است، با شما و دیگران به ندرت حرف می‌زند و بیشتر اوقات غمگین است. شما اصرار دارید که بدانید چرا مریم مثل قبل نیست و در‌‌ نهایت بعد از تلاش‌های زیاد مریم با شما صحبت می‌کند. مریم به شما می‌گوید که همسرش درخواست‌های عجیب جنسی از او دارد. او را کتک می‌زند و همیشه بدون رضایت، مریم را مجبور  به رابطه جنسی می‌کند. مریم از همسرش می‌ترسد و فکر می‌کند که دیگر نمی‌تواند در این زندگی بماند. شما می‌دانید مریم شخصیت درون‌گرایی دارد و دختر با اعتمادبه‌نفسی بوده، اما حرف‌های مریم به شما نشان می‌دهد که الان مریم اعتماد به‌ نفس  ندارد و قادر نیست به تنهایی از این شرایط خارج شود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

شما به عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •  می‌توانید با خانواده مریم صحبت کنید و آنها را به حمایت از مریم تشویق کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم  نزد وکیل رفته و یا به دادگاه بروید و در مورد حقوق ضایع شده او صحبت کنید.
  •  می‌توانید همراه مریم به اداره پلیس بروید و …

درواقع با “حمایت‌گری” شما می‌توانید صدای خاموش و ضربه‌دیده مریم را به گوش اطرافیانش برسانید. شما می توانید خودتان را در جایگاه مریم قرار داده، به مریم اعتماد به نفس دهید و سعی کنید که به بهبود شرایط او کمک کنید.

سطح گروهی: تغییر در سطح گروهی زمانی اتفاق می‌افتد که که شما یا گروهی همراه شما، سعی در بهبود شرایط گروهی دیگر دارند. دراین حالت، نتیجه تغییر تنها به نفع گروه خاص مورد هدف است.

مثال: شما به‌تازگی به‌عنوان مددکار در یک درمانگاه خصوصی استخدام‌ شده‌اید. درمانگاه در‌نظر دارد که کلاس‌های آموزشی در مورد «مهارت‌های ارتباطی صحیح با کودکان» برای پدر و مادر‌ها برگزار کند تا درآمدی مضاعف برای درمانگاه ایجاد کند. شروع به ثبت‌نام  می‌کنید. فرم ساده‌ای برای ثبت‌نام دارید و سوال‌ها را از پدر و مادر‌ها هم‌زمان می‌پرسید. درطول مراحل ثبت‌نام متوجه می‌شوید که یکی از مراجعین خانم به‌شدت ساکت است و در مقابل بعضی سوالات حالت ترسیده‌ای دارد و در تمام مدت همسرش به‌جای او به سوالات پاسخ می‌دهد.

شما در‌‌ همان جلسه احساس می‌کنید که ممکن است این زن خشونت دیده باشد و به‌عنوان مددکار می‌دانید که قرار گرفتن این زن و مرد در این کلاس بدون در نظر گرفتن شرایط فرد خشونت‌دیده بی‌فایده است. از طرف دیگر فکر می‌کنید که باید حتما جلسه خصوصی با این زن بگذارید تا بتوانید کمک لازم را انجام دهید، ولی طبق قوانین شما نباید وقت زیادی صرف مراحل ثبت‌نام کنید. به این فکر می‌کنید که ممکن است تعداد بیشتری از مراجعین شما قربانی خشونت خانگی باشند و بیشتر از کلاس‌های فعلی ممکن است به کلاس‌ها یا حمایت‌های متفاوتی احتیاج داشته باشند.

درباره حمایت‌گری بیشتر بخوانید:

هشتگ بزنید و حمایت‌گری کنید

رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی

لابی‌گری با نمایندگان در موضوع خشونت خانگی

به‌عنوان حمایت‌گر چه می‌کنید؟

  •   جلسه‌ای با روسای درمانگاه ترتیب می‌دهید و فهرستی از مشکلات  موجود را به آنها ارائه می‌دهید.
  • داستان یکی از مراجعین خودتان را برای آنها تعریف می‌کنید و توضیح می‌دهید که چگونه این مشکل بر روند کلاس‌ها تاثیر می‌گذارد.
  • به دلیل این‌که مرکز شما از طریق برگزاری این کلاس‌ها کسب در‌آمد می کند، شما باید با یک دید و راه‌حل اقتصادی وارد گفتگو شوید.
  • می‌توانید نوآور‌ بودن طرح‌ را برای آنها توضیح دهید و اینکه چگونه این طرح جدید در حمایت از خشونت‌دیدگان می‌تواند در بهبود وضعیت بیماران درمانگاه تاثیر بگذارد.

سطح کلان: تغییرات در سطح کلان زمانی اتفاق می‌افتد که گروه  بزرگی درگیر “حمایت‌گری” از یک موضوع یا یک گروه و یا فردی در سطح کلان می‌شوند و نتیجه تغییر به سود تمام افراد جامعه است و  این تغییرات اساسی‌ و بنیادی است.

مثال: شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که حمایت از زنان خشونت دیده در قوانین چندان دیده نمی‌شوند و هیچ قانونی به نفع زنان خشونت‌دیده نیست.

راه‌حل حمایت‌گر چیست؟

  • همراه گروهی از فعالان دغدغه‌مند کمپینی را برای تغییر قوانین اجتماعی راه می‌اندازید.
  • با نمایندگان صحبت می‌کنید.
  • لابی می‌کنید.

منبع اول

منبع دوم

بهمن
۲۰
۱۳۹۶
دختران خاک و رنج، دختران زلزله
بهمن ۲۰ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_733854199
image_pdfimage_print

Photo: Binaya Mangrati/shutterstock.com

 ماهرخ غلامحسین پور

«می­‌گویم باید بروم دستشویی… خجالت می‌­کشم توضیح بدهم الان یک ماه است از فشار سوزش و عفونت ادراری تا صبح خوابم نبرده… که تنم را قارچ برداشته و یکی از همین روزهاست که قارچ­‌ها مرا ببلعند. چند روز پیش زن‌­های محوطه گفتند خانم دکتر مومنی روز دوشنبه قرار است توی چادر بهداری حاضر باشد و به زن­‌های عفونت‌زده آنتی‌بیوتیک بدهد. امروز دوشنبه بود اما خانم دکتر نیامد. گفتند رفته سر زایمان زنی که توی روستای کوییک صیفوری قرار است بچه‌اش را به دنیا بیاورد. غروبش هم خبر آوردند که بچه مرده به دنیا آمده… زن بیچاره از نداری و سوء‌تغذیه نا نداشته زور بزند. آنقدر بی‌­حرکت و بی­‌عمل نشسته آنجا و گریه کرده که بچه توی شکمش مرده… بعدش هم افتاده به خونریزی و منتقلش کرده بودند کرمانشاه. می‌­گفتند شاید مادر بیچاره هم زنده نماند!

این روزها خبر مرگ هیچ‌کس دلم را تکان نمی‌­دهد. ته دلم خوشحالم که بچه مرد. وسط این خاک و خل و نداری و عزت نفس لگدمال شده بیاید چه کند؟! می‌­گویم بگذار بروم دستشویی. می‌گوید “از سر جایت تکان بخوری قلم پایت را می‌­شکنم. هوا تاریک است. می‌­خواهی بی‌­سیرتت کنند و تا عمر داریم شرمندگی­‌اش برای هفت‌پشتمان بماند؟!” از روزی که شایعه شده دو نفر مرد غریبه و عبوری، پشت خرابه‌­ها به یکی از زن‌های محوطه شاهد دو تجاوز کرده­‌اند، هر شب این مصیبت را داریم. می­‌گویم لااقل خودت با من بیا. می‌گوید “جان ندارم! تمام روز بار میوه جا به جا کرده‌ام. بگیر بخواب تا صبح. هوا که روشن شد برو.” و می‌­خوابد جلوی در چادر. می‌ترسم اصرار کنم. همین دیروز به خاطر اینکه وقت آوردن دبه آب، دامنم کشیده شده بود بالا، یک دست کتک مفصل خوردم! نم و آب باران از زیر پلاستیک­‌هایی که  دور تا دور چادر، توی خاک فرو کرده‌ایم رد شده­ و سرریز شده‌اند زیر گلیم کهنه کف چادر… نمی‌­توانم از سوز کشنده سرما و سوزش عفونتی که تنم را بی‌تاب کرده بخوابم و تا خود سپیده صبح بیدار می‌­مانم.»

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

کودکانی که باد آن‌ها را می‌زاید و توفان درو می‌کند

ازدواج موقت: عهد مودت و عشق یا زندگی زیر سایه خشونت‌های پنهان؟

سپردن قربانی به دستان آلوده آزارگر

این‌ها و خیلی حرف‌های دیگر را مینو برایم می‌نویسد. خانه پدر مینو انتهای خیابان راه کربلای سرپل ذهاب است. حالا دیگر آن خانه محقر و قدیمی مادر ندارد. مادرش تنها کسی بود که از مینو در برابر رفتارهای متعصبانه برادرش حمایت می‌کرد. مادری که گورش حتی سنگ قبر ندارد.

مینو می­‌گوید: «از آن روزی که زلزله آمد و مادرمان مرد تا امروز اسیر برادرم شده‌ام. شب‌ها می‌­خوابد جلوی در چادر. روزها اجازه ندارم بین چادرها بچرخم. آنقدر داخل آن فضای بسته مانده‌­ام که استخوان کمرم درد می‌کند. گاهی که می‌رود میدان تره‌بار کرمانشاه بار خالی کند و دیر برمی‌گردد می‌روم روی تل خرابه‌ها می‌نشینم و به غروب و رفت و آمد آدم‌ها خیره می‌شوم. اینجا زن‌ها هیچ برنامه یا دلخوشی ندارند. افسردگی بین دخترها بی‌داد می‌کند. از بکش و بیار آشپزی با گاز پیک‌نیکی توی سرما و آوردن دبه آب و تمیز کردن شل و گل دور و بر همین یک گُله جا که فارغ بشوند، می‌آیند برای چند دقیقه می‌نشینند روی خرابه‌­ها و خیره می‌شوند به انتهای خالی روبرو.»

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

مینو می‌گوید زن‌ها شرایط سخت‌تری دارند، حتی سخت‌تر از بچه‌ها: «اینجا مادرها با جان و دلشان از بچه‌ها مراقبت می‌­کنند، همین که کودک باشی دلیل آن است که دست نوازشی روی سرت بکشند. اما زن‌ها را کسی نمی‌بیند. عفونت مجاری ادراری، سوء تغذیه، خطر آزار جنسی، زایمان و بارداری سخت و از همه مهم‌تر خشونت­‌ خانگی که در شرایط دشوار این چنینی به علت فشارهای سختی که روی مردهای خانواده وجود دارد، روز به روز رو به افزایش است.»

رضیه حسینی‌نقی دانشجوی پزشکی که داوطلبانه در منطقه زلزله‌زده به آسیب‌دیدگان کمک می‌کند، در مورد مشاهداتش به خانه امن می‌گوید: «‌اغلب آن‌ها دچار قاعدگی‌­های بی‌هنگام می‌شوند. استرس و شرایط زیستی نامناسب آن‌ها را درگیر خونریزی نابهنگام می‌کند. عفونت ادراری هم از طرف دیگر بی‌داد می‌کند. علت شیوع عفونت ادراری، دستشویی‌ها و آبریزگاه‌های غیر استاندارد و کمبود امکانات مناسب است. آب برای نظافت و شست و شو نیست. تعداد زیادی از زن‌ها هم سرپرست خانوارشان را از دست داده‌اند و به شدت درگیر استرس و فشارهای روانی و احساس ناامنی هستند. همین چندی پیش زن جوانی که دو کودکش را زیر آوار از دست داده بود، خودکشی کرد. خیلی دردناک بود. من خودم بالای سرش حاضر شدم.  قرص خورده بود و  بچه‌ها می‌آمدند جلوی چادر و او را با آن وضع و اوضاع می‌دیدند و می‌رفتند. گفتند رسانه‌ای نکنید تا شرایط روانی مردم از آنچه که هست، بدتر نشود. اما متاسفانه اینجا هیچ استانداردی برای زندگی سالم و طبیعی وجود ندارد و همه چیز برای یک زن زیر خط زندگی است. خیلی از این زن‌ها خودشان با دست خالی شوهرهایشان را به خاک سپرده‌اند، بچه­‌هایشان را به خاک سپرده‌اند، به همین دلیل هم میل به خودکشی در آن‌ها بالاست.»

سازمان بهزیستی کشور تعداد زنانی که همسرانشان را از دست داده و هم‌اکنون سرپرست خانوارند را صد نفر و بهزیستی کرمانشاه تعداد آن‌ها را ۱۷۷ نفرعنوان کرده است. وضعیت آن‌ها به مراتب بغرنج‌تر از سایر زنان زلزله‌زده است. گاهی آن‌ها در همان شرایط عزاداری هم، مورد رفتارهای سختگیرانه مردان خانواده قرار می‌گیرند.

مینو این بار از سهیلا برایم می‌گوید. زنی که کمی بالاتر از چادر آن‌ها زندگی می‌کند و  چشم­‌هایش همیشه از گریه متورم است. «شوهرش زیر آوار مانده و سه بچه دارد. یکی از بچه‌ها هم تمام جانش توی گچ است. معلوم نیست سالم است یا قطع نخاع شده… خودش هم عزادار شوهرش مانده اما هر روز پدر شوهرش او را لت و کوب می کند که روسری‌­ات را درست کن یا چرا رفتی آب بیاوری دیر برگشتی؟ روزی نیست که صدای ناله‌­های این زن نیاید… من که خودم دارم فشارهای برادرم را تحمل می‌کنم، دلم برای او کباب می‌شود.»

رضیه می‌گوید علاوه بر زنی که خودش شاهد مرگش بوده، شنیده در این مدت یازده زن دیگر هم اقدام به خودکشی کرده‌اند که بیشتر این خودکشی‌ها موفق بوده است. او می‌گوید مساله زن‌ها علاوه بر مشکلات عمومی، شامل مشکلات زنانه، خشونت خانگی و حتی احتمال رفتارهای آزاررسان جنسی است. در این شرایط دشوار این مشکلات بیشتر خودشان را نشان می‌دهند. مردان این منطقه بسیار کنترل‌گرند و رویه متعصبانه‌ای دارند، به همین دلیل زن‌ها هم درگیر فقر و سوء تغذیه و بیماری هستند، هم در معرض محدودیت و فشارند.»

درباره زنان در حوادث طبیعی بیشتر بخوانید:

بلایای طبیعی ، بلای جان زنان و کودکان

زنان در حوادث طبیعی بیشتر از مردان می میرند

 مینو از معدود زنان روستاست که دیپلم دارد. از فحوای کلامش درمی‌یابم که به خوبی از حقوقش به عنوان یک زن و یک انسان، آگاهی دارد. او کتاب می‌خواند و تا قبل از اینکه مادرش را در زلزله از دست بدهد، قرار بوده با حمایت او به دانشگاه برود. مینو معتقد است آنجا و بین آن آوارها و خاک‌ها نابرابری بی‌داد می‌کند.

او می­‌گوید مساله خشونت و آزار جنسی با اینکه نگران‌کننده است، اما انگار کسی مجاز نیست در موردش حرف بزند یا بنویسد. فکر می‌کنند با طرح این حرف‌ها وضعیت را بغرنج‌تر می‌­کنیم.

«مساله خشونت و آزار جنسی در این بیغوله‌ها نگران‌کننده است اما هیچ کس در موردش حرف نمی‌زند. روزهای اول که هیچ سرپناه و چادری نبود، زن‌ها توی خیابون و یا ماشین می‌­خوابیدند. آن‌ها در معرض آدم‌­های بیمار بودند. یک عده می‌پرسند مگر چنین چیزی ممکن است؟ بله، ممکن است. وقتی یک عده آدم بی‌­انصاف و بی‌­وجدان از خانه‌­های مخروبه کسانی که زیر آوار جان داده‌اند دزدی می‌کنند، حتی سرباز وظیفه بیچاره را که از خانه‌­های مردم نگهبانی می‌کرده تا حد مرگ می‌­زنند تا بروند دزدی، ممکن نیست به زن‌ها نگاه بد داشته باشند؟ این‌ها وجود دارد فقط کسی جرات اظهارش را ندارد.»

رضیه اما به بخش دیگر ماجرا توجه دارد. به اینکه هیچ برنامه مدونی برای رسیدگی به وضعیت زنان از سوی دستگاه­‌های دولتی وجود ندارد: «درست است که اینجا زلزله شده و همه زیر فشارند، همه به نوعی مصیبت و خشونت را تجربه کرده‌اند، اما باور کنید زن‌ها سه‌ قبضه زیر فشار و خشونت‌اند. یک طرف ماجرا همین کمبودهاست که برای همه است. یک طرف دیگر ماجرا فشارهایی است که مردها به زن‌های چادرنشین وارد می‌کنند. همه کارهای چادر را زن‌ها باید انجام بدهند. دنبال آب بروند، توی چرک و کثافت و پلشتی وول بخورند، لقمه خودشان را بگذارند توی دهن بچه‌ها، فکر پخت و پز باشند، ظرف‌ها را بشویند، از پس گل و لای و چرک و پلشتی اینجا هم بر بیایند و از طرف دیگر هم مراقب باشند مبادا دست از پا خطا کنند، تا مورد هجمه عمومی باشند. به هیچ وجه وظایف آدم‌های اینجا به یک نسبت تقسیم نشده است. لطفا بنویسید زن‌های زلزله‌زده دارند زیر بار فشارهای روانی و اقتصادی می‌میرند.»

بهمن
۱۶
۱۳۹۶
خشونت خانگی در آلمان
بهمن ۱۶ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
shutterstock_407491216
image_pdfimage_print

Photo: Syda Productions/shutterstock.com

نعیمه دوستدار

پژوهش‌های آژانس حقوق بنیادی در سال ۲۰۱۴ نشان می‌دهد که میزان خشونت خانگی در آلمان هنوز بالاست و ۳۵ درصد زنان آلمانی حداقل یک بار در عمر خود تجربه خشونت جسمی یا جنسی را داشته‌اند. ۲۲ درصد این زنان از سوی شریک زندگی خود آزار دیده‌اند. آمار دیگری از اداره جنایی آلمان نشان می‌دهد که زنان ۸۱٫۸ درصد قربانیان خشونت خانگی و تجاوز را تشکیل می‌دهند. دولت فدرال آلمان برای مبارزه با خشونت خانگی از این قربانیان حمایت و بر اساس نیازشان به آن‌ها کمک می‌کند. در آلمان حدود ۴۰۰ خانه امن و ۷۵۰ مرکز تخصصی مشاوره در مورد خشونت علیه زنان وجود دارد و این کشور یکی از کشورهای پیشرو در حمایت از قربانیان خشونت خانگی است.

خشونت خانگی در آلمان جرم‌انگاری شده است و قانون حمایت در برابر خشونت در این زمینه تصویب شده است. مهم‌ترین اصل این قانون این است که: “کسی که می‌زند باید برود و قربانی در خانه می‌ماند.” بر این اساس قانون تضمین می‌کند که قربانی خشونت خانگی در خانه و مکانی که به آن انس و عادت دارد، بماند. پلیس می‌تواند در صورت نیاز ورود خشونت‌گر را به منزل مسکونی ممنوع کرده و اجازه ندهد او از فاصله معینی به آنجا نزدیک‌تر شود.

قانون هچنین تاکید می‌کند که خشونت خانگی اگرچه در محیط خصوصی و خانه رخ می‌دهد، امری خصوصی نیست و جنبه عمومی دارد. خشونت در این قانون هر دو جنبه جسمی و روانی را در برمی‌گیرد. هرگونه آسیب عمدی به جسم، سلامتی و یا آزادی فرد دیگر جرم است. خشونت روانی هم شامل تهدید یا مزاحمت‌ها و اعمالی است که به فرد مقابل آسیب می‌رساند.

نکته قابل تامل این است که دادگاه بنا به وظیفه قانونی خود در جریان دادرسی تحقیقات لازم را انجام می‌دهد، اما با توجه به اینکه خشونت خانگی بیشتر در داخل خانه رخ می‌دهد و شاهدی برای آن وجود ندارد، دادگاه در بسیاری اوقات با اعتماد به ادعای شاکی و توصیف او تصمیم می‌گیرد.

در صورتی که واگذاری منزل یا هرگونه حمایت دیگر از قربانی وابسته به خطر ادامه خشونت باشد، به این اصل ارجاع می‌شود که اگر یک بار خشونت اتفاق افتاده است، احتمال ارتکاب خشونت‌های بعدی هم هست. بر این اساس خشونت‌گر باید اثبات کند که در آینده دست به خشونت نخواهد زد. کاری که اثبات آن به سادگی ممکن نیست و قول دادن و تعهد خشونت‌گر برای آن کافی نیست.

قانون حمایت در برابر خشونت آلمان به مساله شهروندان خارجی هم توجه کرده است. اگر قربانی خشونت خانگی شهروند آلمان نباشد، ممکن است تصمیم او به جدایی از خشونت‌گر بر وضعیت اقامتی او تاثیرگذار باشد. اگر همسران پیش از سه سال زندگی مشترک (از زمان ورود به آلمان) از هم جدا شوند، امکان ادامه اقامت در آلمان بر اساس شرایط عسر و حرج ویژه وجود دارد. عسر و حرج ویژه شرایطی است که زن یا شوهر خارجی به دلیل خشونت طرف مقابل نتواند به زندگی مشترک خود ادامه دهد. بنابر این جدایی از همسر خشونت‌گر در سه سال اول زندگی در آلمان، اگر طبق قانون حمایت در برابر خشونت باشد، سبب از دست رفتن حق اقامت نمی‌شود.

زنان قربانی خشونت در آلمان می‌توانند جهت پیگیری مشکل خود به مراجع مختلفی رجوع کنند. آن‌ها می‌توانند از طریق شماره ۱۱۰ به پلیس اطلاع دهند، به دفاتر پذیرش درخواست‌های حقوقی دادگاه‌ها (Rechtsantragsstellen) مراجعه کنند، یا از طریق شهرداری محلی با نماینده ویژه مسوول امور زنان و برابری جنسیتی شهر تماس بگیرند. همچنین خانه‌های زنان در دفتر تلفن محلی با عنوان  Frauen helfen Frauen معرفی شده‌اند و به زنان کمک می‌کنند. علاوه بر اینها یک شماره تلفن اختصاصی برای کمک‌رسانی در مورد خشونت علیه زنان فعال است و همراه با وب‌سایت www.hilfetelefon.de به صورت شبانه‌روزی به قربانیان خشونت خانگی مشاوره رایگان می‌دهند. این مشاوره می‌تواند به صورت ناشناس ارائه شود و متقاضیان مشاوره می‌توانند در خواست مترجم به زبان‌های مختلف کنند.