صفحه اصلی  »  2017 December
دی
۷
۱۳۹۶
سوئد و حمایت از زنان خشونت‌دیده
دی ۷ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_245823847
image_pdfimage_print

Photo: Rolf_52/shutterstock.com

نعیمه دوستدار

یوزفین، معلم کلاس زبان سوئدی برای مهاجران، خاطرات زیادی از شاگردانش دارد که هر کدام به نوعی قربانی خشونت خانگی شده‌ بودند. او و همکارانش، بخشی از زمان خود را  صرف پیگیری این موارد و گزارش‌دهی به نهادهای مسوول می‌کنند؛ امری که برای جامعه سوئد یک مداخله مزاحم نیست و یک وظیفه شهروندی به حساب می‌آید.

 یوزفین می گوید تعداد موارد خشونت خانگی در میان مهاجران کم نیست و گاهی نتایج بدی هم دارد، چون اغلب این زنان به محض ورود از حق و حقوق خود آگاه نیستند و ممکن است سال‌ها تحت خشونت باقی بمانند. با این حال، یوزفین تایید می‌کند که مردان سوئدی هم از خشونت مبرا نیستند: «بقایای عادت به خشونت علیه زنان هنوز در آن‌ها هم پررنگ است اما فرقش این است که آن‌ها می‌دانند در صورت اعمال خشونت، سر و  کارشان با قانون است.»

کشورهای اسکاندیناوی به برابری حقوق زنان و مردان شهرت دارند اما برای بسیاری مطلع شدن از آمار خشونت خانگی در این کشورها تعجب‌انگیز است. کشور سوئد که خود را کشوری فمینیست می‌خواند، آمار قابل توجهی در خشونت علیه زنان دارد که بر اساس تحقیقات انجام شده، دلیل آن گزارش‌دهی گسترده زنان از موارد خشونت خانگی و گسترش شمول آزارهای خانگی نسبت به دیگر کشورهای اروپایی و جهان است.

 سال ۲۰۱۰ در سوئد، بیش از ۲۷۰۰۰ مورد خشونت علیه زنان بالای ۱۵ سال گزارش و ثبت شده است و به طور متوسط سالانه در حدود ۱۶ زن توسط مردی که با او روابط نزدیکی در گذشته داشته و یا اکنون دارد، به قتل می‌رسند.  تنها طی سال گذشته میلادی، ۳۵ هزار مورد خشونت گزارش شده است. این رقم انواع خشونت از جمله آزار کودکان را شامل می‌شود.

درباره تجربه کشورهای دیگر بخوانید:

امارات، ‌زنان بی‌پناه در برابر خشونت خانگی

حتی از الهه‌ها هم کاری بر نمی‌آید!

از سوختن تا سوزانده شدن

برای تحقق برابری جنسیتی و مقابله با خشونت خانگی، ۲۰ سال پیش سوئد اقدام به تصویب قانونی برای مبارزه با خشونت خانگی کرد. سال ۱۹۹۸ پارلمان سوئد، قانون مبارزه با خشونت علیه زنان را تصویب کرد که حاصل کار پنج ساله دو کمیته تحقیق درباره خشونت علیه زنان و سو استفاده جنسی از زنان در جامعه سوئد بود.

اکنون به دنبال سال‌ها تلاش فعالان مدنی، افشای خشونت خانگی دیگر به اندازه گذشته تابو نیست و زنان کمتری خشونت را سالیان سال پنهان می‌کنند. اداره پلیس نه تنها آزارگران خانگی را تحت تعقیب قرار می‌دهد، که پخش ویدئوهای افشا‌کننده بخشی از برنامه پلیس سوئد برای مبارزه با خشونت خانگی است.

پلیس اعلام کرده پخش این ویدئوهای افشاگر نتیجه‌بخش بوده است. به نظر مقامات پلیس، تعداد بالای گزارش‌های رسیده به پلیس از خشونت خانگی، این موضوع را نشان می‌دهد که خشونت خانگی دیگر یک مساله مخفی نیست.

هلن فورسبک، از هیات مدیره پلیس ملی سوئد، در مصاحبه‌ای گفته: «ابهامات زیادی در مورد تعداد این‌گونه شکایت‌ها وجود دارد، اما مسلم است که موارد گزارش‌شده خشونت علیه زنان در دهه اخیر افزایش داشته است. فکر می‌کنم این موضوع بیشتر به دلیل بالا رفتن آگاهی و حمایت در سطح ملی از قربانیان است.  زنان اکنون جرات می‌کنند به پلیس مراجعه و رسما شکایت کنند.»

بر اساس قانون مبارزه با خشونت خانگی سوئد، مردی که در یک رابطه نزدیک، زنی را مورد خشونت قرار دهد، به خاطر سلب شدید آسایش زن به مجازات محکوم خواهد شد. درمورد نزدیکان دیگر نیز، فردی که مرتکب خشونت شده به دلیل سلب آسایش، محکوم می شود. کسی که در یک رابطه نزدیک از خشونت استفاده می‌کند، می‌تواند به دلیل ضرب و شتم یا تهدید نیز محکوم شود.

در کشور سوئد، اغلب مراکز کمک‌های فوری به زنان توسط سازمان های غیر‌دولتی و با کمک افراد داوطلب، اداره می‌شوند و مراکز کمک‌های فوری به زنان و حتی دختران، در تمام کشور وجود دارد. درباره این مراکز می‌توان در این وب‌سایت اطلاعات بیشتری به دست آورد.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

بومی اما جهانی: مبارزه با خشونت علیه زنان

کودکانی که به دنیا نیامده قربانی‌اند

خشونت علیه دختران

اداره خدمات اجتماعی بیشترین مسوولیت را برای ارائه کمک به کودکان، زنان و مردانی که با خشونت از سوی نزدیکان زندگی می‌کنند، بر عهده دارد. کمون‌ها نیز مسوولند که به زنان و کودکانی  که مورد خشونت قرار گرفته‌اند، در خانه‌های امن پناه بدهند.

بر این اساس در بسیاری از کمون‌ها، دایره بحران وجود دارد که به زنان و کودکان خشونت‌دیده، کمک می‌کند. دایره بحران ویژه‌ای نیز وجود دارد که به مردان کمک می‌کند تا دست از خشونت بردارند. برای کسی که مورد تهدید و خشونت قرارگرفته و به کمک احتیاج دارد، تماس با خط تلفنی آسایش زنان راهگشاست. خط تلفنی آسایش زنان همیشه آزاد است و زنگ زدن به آن تلفن هزینه‌ای در بر ندارد. حتی لازم نیست که فرد هنگام تماس نام خود را بگوید و خود را معرفی کند. در وب‌سایت خط تلفنی آسایش زنان، اطلاعات مربوط به این موضوع به زبان‌های مختلف وجود دارد.

زنان در معرض خشونت می‌توانند به مرکز Terrafem (شماره تلفن: ۵۲۱۰۱۰ – ۰۲۰ ) نیز زنگ بزنند. کارکنان این مرکز به ۵۰ زبان خدمات ارائه می‌دهند. تماس با این مرکز در روزهای عادی هفته از ساعت ۸ تا ۱۷ ممکن است و تلفن این مرکز هم رایگان است. همچنین این امکان وجود دارد که فرد تماس‌گیرنده نام و شماره تلفن خود را بگذارد تا کارکنان Terrafem به او زنگ بزنند.

مرکز کمک‌های فوری به زنان (kvinnojour)، نیز سازمان دیگری است که کمک و پناه در اختیار زنان و کودکانی می‌گذارد که در روابط نزدیک مورد خشونت قرار گرفته‌اند.

آذر
۲۸
۱۳۹۶
رﺳﺎﻧﻪ‌‌ها، حمایت‌گری و خشونت خانگی
آذر ۲۸ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_369008021
image_pdfimage_print

Photo: Rawpixel/shutterstock.com

باران خسروی

همه ما دیده‌ایم چگونه سازمان‌ها، از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها در راستای اهداف خود استفاده می‌کنند.  همه ما داستان‌هایی شنیده‌ایم که چگونه متخصصان رسانه، با دست‌کاری هوشمندانه مطبوعات، به بهبود یا تخریب یک تصویر کمک کرده‌اند. مثال بارز،  چهره‌پردازی رسانه‌ها و حمایت از یک نامزد انتخاباتی با اهداف خاص سیاسی است که می‌تواند موجب پیروزی او شود.

 «همان‌طور که از واژه‌ رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های فردی به فرد یا افراد دیگر. امروزه معمولا آنچه به‌عنوان رسانه در گفتگوها و مقاله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه‌های ارتباطی (Communication Media)  اشاره دارد. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانه‌های ارتباطی به وجود آمدند که با رسانه‌های جمعی(Mass Media) تفاوت دارند. رسانه‌هایی که امروزه به عنوان شبکه‌های اجتماعی یا Social Media شناخته می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها شبکه‌سازی است.»

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید از رسانه‌ها به نفع هدف خود استفاده کنید. در سال‌های اخیر بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاست‌گذاران، از رسانه‌های ارتباطی و اجتماعی برای تغییرات اجتماعی و فرهنگ‌سازی استفاده کرده‌اند که البته بسته به ساختار سیاسی و اجتماعی آن جامعه، نوع استفاده از آن رسانه متفاوت بوده است.

 در این مطلب به این می‌پردازیم که شما به عنوان یک حمایت‌گر، چگونه می‌توانید در راستای هدف خود که محو خشونت خانگی است، از رسانه‌ها بهره ببرید.

شما تنها نیستید

همان‌طور که می‌دانید، خشونت‌دیده به شدت می‌تواند ایزوله  و تنها شود، احساس گناه کند، احساس این که مقصر اوست و در این مسیر تنهاست. امروز افراد می‌توانند شناخته یا ناشناخته، روایت‌هایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. رسانه یک ابزار قوی در انتقال و به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها بوده است، مثلا هشتگ من‌هم (#Metoo) که چندی پیش در رسانه‌های اجتماعی داغ شد، هم‌صدایی و حمایت‌گری جامعه‌ای را نشان می‌داد که سعی در برچسب‌زدایی و شرم‌زدایی از قربانی بودن دارد. در عین حال نشان داد که خشونت امری جهانی است و مرز، رنگ و طبقه نمی‌شناسد. در نتیجه شاید بتوان گفت، رسانه توانایی این را دارد که درد مشترک یا مساله مشترک را جهانی کند و احساس تنهایی در این مساله را از قربانی بگیرد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮی از ﺗﺠربه‌های دﺳﺖ اول

یکی از راه‌هایی که رسانه‌ها در بحث خشونت خانگی می‌توانند اثرگذار باشند، بحث استفاده از تجربه‌های دیگران است. آن‌ها که در شرایط مشابه ما بوده‌اند، چه کرده‌اند و چه مسیری رفته‌اند.  همچنین رسانه‌ها به ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش کمک می‌کنند. آن‌ها می‌توانند افراد را به صورت آن‌لاین و از راه دور آموزش دهند و به این ترتیب روش‌های یادگیری و آموزش سنتی را بشکنند.

اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن 

رسانه‌ها منابع خوبی در یادگیری هستند. البته این یادگیری می‌تواند هم اثر خوب و هم اثر بد داشته باشد. در واقع رسانه ها می‌توانند تاثیر منفی داشته باشند، همان طور که داشته اند. به عنوان مثال انتقاد بارزی که به رسانه‌ها همیشه وجود داشته است، این است که خود به بازسازی خشونت کمک می‌کنند.  اما در عین حال رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در یادگیری و بالا بردن دانش عمومی در مورد خشونت خانگی داشته باشند.  مثال برنامه‌های آموزشی است که هدف آن‌ها کمک به خشونت‌دیده است یارسانه‌های اجتماعی که در سال‌های اخیر نقش عمده‌ای در بالابردن دانش افراد عمومی جامعه در بحث خشونت خانگی داشته است.

دسترسی به سرویس 

رسانه‌ها می‌توانند دسترسی به سرویس را بسیار راحت‌تر کنند. از یک طرف تبلیغات رسانه‌ای و از طرف دیگر به اشتراک‌گذاری تجربه افراد در رسانه از خدماتی که از سرویس‌های مختلف اجتماعی گرفته‌اند، بسیار کمک کننده است . به عنوان مثال سرویس مشاوره‌ای که بعضی از برنامه‌ها می دهند. یا اگر شما اگر قربانی خشونت هستید، کافی است جستجوی کمی در صفحه‌ رسانه‌های اجتماعی مختلف داشته باشید و به راحتی صفحه‌ سازمان‌های کمک‌دهنده به قربانیان را پیدا کنید و از آن‌ها کمک بخواهید.

رسانه‌ها مرزها را می‌شکنند

در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند، که در پرتو آگاهی‌دهی آن‌ها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و  ساکنان زمین  به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند. به این وسیله رسانه‌ها به راحتی می‌توانند تجربه‌های کشورهای مختلف و مسیری که در محو خشونت خانگی رفته‌اند را به ما نشان دهند.

رسانه‌ها و حمایت از کمپین‌ها

 رسانه‌ها نقش عمده‌ای درحمایت از کمپین‌های آگاهی‌رسانی داشته‌اند. از طریق ابزار رسانه، بسیاری از کمپین‌ها توانسته‌اند پیغام خود را به صورت سریع‌تر و راحت‌تر به مخاطب مردمی برسانند و در سطح گسترده‌ای بر مساله خشونت خانگی تاثیر بگذارند و در جهت تغییرات اجتماعی پیش ببرند.

تاثیر رسانه‌ها بالاتر از این مواردی است که اشاره شده است و همان‌طور که گفته شد این تاثیر گاهی مخرب هم هست. اما شما می‌توانید با توجه به هدف حمایت‌گری خود، از رسانه‌ها  با هوشمندی و آگاهی استفاده کنید و بهره مثبت ببرید تا به  هدف محو خشونت خانگی، تغییرات اجتماعی و حمایت خاص از خشونت‌دیدگان کمک کنید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

آذر
۱۷
۱۳۹۶
هیچ‌کس سپیده را دوست نداشت
آذر ۱۷ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
shutterstock_173523620
image_pdfimage_print

Photo: Monkey Business Images/shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین پور

بی‌­مقدمه می‌­پرسد «تو می‌­توانی یک دختر چهارساله را به فرزند‌خواندگی بپذیری؟» این جمله سرآغاز حجم عظیم اطلاعات دهشتناکی می‌­شود درباره دخترکی به نام سپیده که خانه امنی ندارد و روزها پشت در خانه دایی و عمه و خاله‌ای که دیگر راهش نمی­‌دهند، به انتظار می‌نشیند.

به سپیده  فکر می­‌کنم و دستش که جای دندان‌­های نامادری قلوه‌­کنش کرده و دکتری که گفته باید بخیه بزند و  رفته تا نخ بخیه بیاورد. دکتر باور نکرده که دست آسیب‌دیده نتیجه یک دعوای کودکانه و کار پسر کوچک‌تر خانواده باشد. قبل از اینکه دکتر برگردد، آن‌ها دخترک را با همان دست زخمی زده‌اند زیر بغلشان و از بیمارستان فرار کرده‌اند.  حالا روی زخمی که باید بخیه می‌­خورد، یک چسب زخم چرکین آویزان، باقی مانده و دو لبه پوستی که به هم چفت نشده… . هیچ‌کدامشان سپیده را نمی‌­خواهند. سپیده یادگار یک زندگی مشترک از دست رفته است، حاصل اولین زندگی مشترک مصطفی که این روزها با فقر و بی‌کاری دست و پنجه نرم می‌کند.

مصطفی زمانی راننده تاکسی تلفنی بود. آن روزها هنوز ناچار نشده بود به خاطر بهانه‌تراشی­‌های طاق و جفت همسر دومش، تاکسی  را بفروشد. او ماشینش را با فروختن هدایای عروسی و طلاهای همسر اولش منیژه و اندک پس‌انداز خودش خریده بود و کار می‌کرد. وقتی آقای نقوی گفت یک سرویس ثابت شبانه برایش در نظر گرفته، منیژه تازه باردار شده بود. مصطفی از این پیشنهاد خوشحال شد، به این خیال که مخارج زایمان همسرش را بی­‌واهمه فراهم کند. او هر شب باید خانم منشی یک شرکت تولیدی را، از محل کارش که مرکز شهر بود، به خانه‌­اش در حومه شهر می­‌رساند. مسیر طولانی و دیدار هر شب، باب گفت و گو و علاقه را باز کرد و راه زندگی اولش به بن‌بست خورد. منیژه که ماجرا را فهمید، مصطفی و کودک یک ساله را رها کرد و چند ماه بعد هم زن مرد دیگری شد. خانم منشی هم یک دوقلوی پسر زیبا برایشان به دنیا آورد. مادر تازه‌وارد در طول دوران بارداری می‌گفت نسبت به بوی سپیده ویار دارد. سپیده را می‌فرستادند خانه اقوام دور و نزدیک که توی دست و پای آن‌ها نباشد. دوقلوها هم که به دنیا آمدند، باز هم حساسیتش نسبت به سپیده به قوت خود باقی ماند. اصلا نمی‌­توانست حضور دخترک را تاب بیاورد. مشکلات مالی مصطفی که بالا گرفت، سپیده این وسط بی‌کس و کار ماند. مثل یک لکه اضافه روی سطح یک ملحفه سپید.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

سرخو، روایت زنانی که سنت می‌شوند…

جنگ معلم مهربان با والدین آزاررسان

باید برای آسیب‌های اجتماعی کاری کرد

هیچ‌کس تاب این کودک چهارساله را نداشت. اولین بهانه معمول کودکانه به دومی نمی‌­رسید که تحمل دیگران در مقابلش تمام می‌­شد و متوسل می‌­شدند به زور و خشونت.

موضوع سپیده را اول صبح روز بیست و پنجم نوامبر، در یک گروه بسته متشکل از اعضای درجه اول و دوستان نزدیک خانوادگی می‌خوانم. روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران است. روزی که سازمان ملل با انتخاب شعار «هیچ‌کس را پشت سرت جا نگذار، بیایید خشونت علیه زنان و دختران را متوقف کنیم.» تلاش کرده امسال هم چون سال‌های پیش، توجه افکار عمومی را به موضوع خشونت علیه زنان و دختران جلب کند.

 تمام صبح را در این گروه کوچک تلگرامی با هم بحث و تبادل نظر می­‌کنیم . به هر کسی که ممکن است آدم خوبی باشد، برای ساختن یک خانه تازه برای دخترک فکر می‌کنیم. یک نفر داوطلب گفت و گو با پدر دخترک می‌­شود . قرار می‌گذاریم اگر نتوانستیم وضعیت «سپیده» را تغییر بدهیم، هر‌چه سریع‌تر به مراجع قضایی اطلاع بدهیم. با اینکه یکی از اعضای گروه که همان حوالی زندگی می‌کند می‌گوید چنین کاری بی‌تاثیر و فایده است و فقط وضعیت موجود را بغرنج‌تر می‌کند. شنیدن این که «درعمل، هیچ مرجع واقعی حمایت‌گری وجود ندارد.»، ترسناک است.

«ناخواسته» اصطلاحی که در جنوب ایران برای این کودکان کاربرد فراوان دارد و مفهوم درد در آن مستتر است. کودکانی که والدین آن‌ها به هر دلیل، امکان یا تاب و تحمل حضورشان را ندارند. عده زیادی از آن‌ها پیش از تولد در مراکزی غیر‌بهداشتی و بدون نظارت یا تایید قانونی، با رابطه‌ای که بین بیمار و دکتر شکل گرفته، به دیار نابودی می‌روند.

دکتر مهدی فصیحی‌زاده، که در خیابان مرکزی شهریاسوج یک مطب کوچک را اداره می‌کند، می‌گوید خودش به دلایل مذهبی و به این دلیل که حوصله درگیری­‌های قانونی را ندارد، حاضر به انجام سقط‌جنین نیست، اما مراجعین سقط‌جنین فراوانند و گاهی به دو یا سه مورد متقاضی بر می‌خورد. آن‌ها با کمی جستجو به خانم دکتری مراجعه می‌­کنند که حتی جنین هشت ماهه را هم سقط می‌کند.

این پزشک عمومی می‌گوید یک روز برای گرفتن یک دارو به مطب خانم دکتر سر زده، حین برگشتن یک جنین حدود شش ماهه را دیده که توی سطل آشغال مطب خانم دکتر دور انداخته شده بود. او می‌گوید خانم دکتر برایش تعریف کرده که یک بار وقتی آمپول را به بیمار تزریق کرده، جنین هشت ماهه زنده از رحم مادر خارج شده و والدینش با این معضل روبرو بودند که چطور جنین را از بین ببرند؟

درباره کودکانی که کودکی نکردند، بخوانید:

ناخواسته عروس شد، مادرشد، مطلقه شد

این نوزاد پنج روزه در جاده آمل رها شده بود

ناپدریم به پاهایم دست می‌کشید و می‌گفت: چه پاهای پرمویی دارم

اما زندگی همه کودکان ناخواسته در مرحله جنینی متوقف نمی‌شود. بسیاری از این کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست پا به جهان امکان می‌گذارند و به دوران کودکی می‌رسند. آن‌ها ممکن است در شهرهای بزرگ، خرید و فروش شده یا به گروه­های تکدی‌گر سودجو اجاره داده شوند و یا در شهرهای کوچک‌تر بین اقوام دور و نزدیک در رفت و آمد باشند. بخشی از جامعه آماری کودکان ناخواسته، کودکان طلاقند.

تا پیش از این، آمار طلاق از سوی مسئولان سازمان ثبت احوال، به شکل سالانه و بر مبنای موارد به ثبت رسیده اعلام می شد. در آخرین داده‌های موجود، رئیس انجمن مددکاری ایران، سید حسن موسوی چلک، گفته بود هر ساعت ۱۹ طلاق در ایران به ثبت می‌رسد. اما سال گذشته علی اکبر محزون، مدیر کل اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور، با طرح این که ذکر آمار طلاق تاکنون دردی را دوا نکرده و می­‌تواند منجر به تکرار آسیب‌­های اجتماعی شود، اعلام کرد زین پس آمار طلاق نداریم.

با این همه شواهد موجود، بیان‌گر وجود یک رابطه معنادار بین کودکان طلاق و خشونت خانگی است. برخی کودکانی که به هر دلیل در زندگی تازه والدین، ناخواسته محسوب می­شوند، بیش از کودکان عادی در معرض خشونت قرار می­‌گیرند.

آرزو نقده، روانپزشک ساکن یکی از شهرهای جنوبی ایران و طرف مشاوره اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، می‌گوید در طول شانزده سالی که تجربه درمان داشته، هرگز شرایطی به دردناکی وضعیت این کودکان ندیده، چون احساس اضافه بودن و سربار بودن در جایی می‌کنند که باید تنها گوشه امن جهانشان باشد.

این روانپزشک در ادامه سخنانش به کودکان طلاق اشاره می‌کند: «طلاق یک اتفاق یک‌باره و تصادفی نیست. این پدیده اجتماعی یک روند دردناک و کاهنده دارد. نقطه شروع، اوج و پایان دارد و متاسفانه در جامعه ما به دلیل عدم آموزش صحیح، فرآیند طلاق برای والدین و تطبیق خودشان با شرایط موجود و کمک به پذیرش کودکانشان برای بازسازی، مدت زمان بیشتری را نسبت به سایر جوامع دیگر طلب می‌کند. در دوره طلاق، والدین درگیر خشم و رفتارهای تنش­زا با همدیگر و با کودکانشان می‌شوند. هیچ‌یک از ما برای مدیریت بحران در دوره طلاق آموزش ندیده‌ایم و مجموعه این‌ها باعث می­‌شود که کودک طلاق، از ابتدا در معرض خشونت‌های کلامی، روانی و حتی فیزیکی قرار بگیرد.»

این روانپزشک معتقد است  بعد از پایان پذیرفتن جدایی و رسیدن به یک ثبات نسبی، باز هم این کودکانند که بیش از طرفین ماجرا ضربه‌پذیرند.

«در مناطق فقیرنشین و حاشیه شهرها، فقر و فشارهای اقتصادی باعث می‌شود که والدین، کودکان حاصل از ازدواج  سابقشان را به همدیگر پاس بدهند. این وضعیت ممکن است برای کودکان، نتایج خطرناکی به دنبال داشته باشد. احساس ناخواسته بودن، بی‌جا و مکانی و عدم تعلق به یک نقطه امن و باثبات، و حتی در معرض خشونت فیزیکی قرار گرفتن از سوی والدین یا شرکای جدید جنسی آن‌ها می‌تواند برای کودک، اثرات مخرب غیرقابل‌باوری در پی داشته باشد.»

خانم نقده، راه‌حل را در آموزش بنیادین مسئولیت‌پذیری می‌داند. این که مردم بدانند مسئولیت انتخابشان تا پایان راه با آن‌ها خواهد بود و اگر باعث به دنیا آمدن کودکی شدند، تا زمان بلوغ و استقلال او در مقابل سرنوشتش مسئولند، مهم نیست که مجردند یا متاهل و مطلقه، آنچه مهم است به ثمر رساندن کودکی است که در این کشاکش می‌تواند قربانی اصلی باشد.

کشورهای توسعه‌یافته راه‌حلی برای کودکان ناخواسته دارند. دولت‌ها خود را متولی اصلی مراقبت از این کودکان می‌دانند. در اغلب این کشورها، در خیابان‌های خلوت شهر، باجه‌هایی به نام «بیبی باکس[۱]» تعبیه شده که کودکان یا نوزادان ناخواسته را آنجا رها می‌کنند. زنگ باجه که به صدا در بیاید، در کم‌ترین زمان ممکن، اورژانس اجتماعی خودش را به کودک رها شده می‌رساند.

در ایران نیز طبق آخرین آماری که خبرگزاری جمهوری اسلامی منتشر کرده، ۲۵ هزار کودک بی‌سرپرست یا بد‌سرپرست، تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند، که ده هزار نفر از آن‌ها در  ۵۹۰ مرکز مخصوص نگهداری شده و بقیه آن‌ها به خانواده‌های جایگزین سپرده شده‌اند. در مورد کافی بودن این مراکز، نوع خدمات ارائه شده و عمومیت داشتن آن‌ها، حرف و حدیث فراوانی وجود دارد.

[۱] Baby Box