صفحه اصلی  »  2017 October
image_pdfimage_print
آبان
۹
۱۳۹۶
مرکز بازتوانی مادر معتاد و کودک
آبان ۹ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
معتاد
image_pdfimage_print

مدیرعامل جمعیت تولد دوباره گفت: برنامه سم‌زدایی و درمان بین یک تا ۶ ماه است و امکان ادامه آن تا یک سال نیز وجود دارد. نکته قابل توجه این است که تا زمانی که مطمئن نشویم مادر و فرزند در جامعه، فضا، امکانات و شرایط مناسبی برای ادامه زندگی دارند، در مرکز می‌مانند.

به گزارش مهرخانه، امروز نخستین مرکز بازتوانی مادر معتاد و کودک با ظرفیت ۴۰ مادر و کودک توسط جمعیت تولد دوباره در کشور راه‌اندازی شد. به گفته علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی این الگوی بازتوانی مادران، داوطلبانه است و سرانه ماهانه یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومانی برای هر مادر و کودک پیش‌بینی شده است. پزشک مستقر در این مرکز در کنار مشاوره و توانبخشی، درمان‌دارویی نیز ارایه می‌دهد. همچنین روان‌شناسان اجتماعی یکی از افراد تیم درمان هستند. پس از خروج این مادران از مرکز، تحت حمایت مشاوره‌ای بهزیستی قرار می‌گیرند.

باید این الگو تکرار شود

ربیعی در مورد مراکزی که پیش از این در کشور فعال بودند، اظهار کرد که در آن مراکز کودکان در حال آسیب را از مادران جدا می‌کردند. همچنین در حوزه زنان معتاد باردار، نگهداری همزمان مادر و کودک را نداشتیم. باید این الگو برای حمایت از زنان درگیر اعتیاد و آسیب‌دیده در کشور تکرار شود. همچنین لازم است که در مطالعه‌ای پایداری ترک اعتیاد مادران پس از خروج و دانشی که در این مرکز به‌دست می‌آید، مطالعه و الگوی بین‌المللی شود.

باید در هر استان حداقل یک مرکز برای درمان مادران معتاد داشته باشیم

همچنین معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری نیز معتقد است که الگوسازی در زمینه درمان زنان معتاد با مشارکت سازمان‌های مردم‌نهاد امکان‌پذیر است و باید در هر استان حداقل یک مرکز برای درمان مادران معتاد داشته باشیم.

جدایی مادر و کودک آسیب‌زاست

به‌منظور آگاهی از جزئیات این مرکز به سراغ عباس دیلمی‌زاده، مدیرعامل جمعیت تولد دوباره رفتیم. او در گفت‌و‌گو با مهرخانه درباره ضرورت ایجاد نخستین مرکز بازتوانی مادر و کودک تصریح کرد: یکی از دلایل اصلی این است مادری که برای درمان برای دوره‌ای میان‌مدت وارد یک بازتوانی می‌شود، از کودک خود جدا می‌شود و این جدایی کودک از مادر برای هر دو آسیب‌زاست. دلیل دوم این است که بخش زیادی از کودکان در کنار مادرشان در پاتوق‌های مصرف زندگی می‌کنند؛ در واقع بی‌خانمان‌ هستند و سرپرست مناسبی ندارند و طبیعتاً نیاز است مادر و کودک در کنار هم برنامه بازتوانی خود را دنبال کنند.

مادران خودمعرف هستند

او با تأکید بر این‌که مادرانی که در مرکز نگهداری می‌شوند، خودمعرف هستند و داوطلبانه می‌آیند، افزود: در صورتی‌که مادر و کودک تمایل داشته باشند به اتفاق یکدیگر در آن‌جا حضور داشته باشند و تصمیم تیم درمانی و مددکاری این باشد که با هم بودن‌شان به نفع هر دو است، می‌توانند حضور داشته باشند. اما اگر تشخیص داده شود که با هم بودن‌شان شرایط مناسبی برای کودک یا مادر در پی ندارد، این اتفاق نمی‌افتد. همچنین این مرکز شامل درمان کودکان نمی‌شود و صرفاً برنامه بازتوانی مادران را دارد.

حمایت از ابتدای ورود تا توانمندی کامل

مدیرعامل جمعیت تولد دوباره با اشاره به نحوه فعالیت مرکز گفت: این مرکز، مرکز درمان و بازتوانی اعتیاد است؛ بنابراین مرکزی جامع است. یعنی از ابتدا تا وارد شدن فرد به اجتماع برنامه کاملی داریم؛ به‌طوری‌که برای همه مسائل و مشکلات بیمار، مداخله و برنامه خاصی طراحی شده است. اما مراکز بین راهی یا مراکزی که بعد از برنامه‌های بازتوانی اولیه وارد می‌شوند، یک نوع خانه میان‌راهی هستند که برنامه‌های درمان‌های پرهیزمدار ارایه می‌کنند. در این مرکز جامع برنامه‌های نگه‌دارنده، برنامه‌های پرهیزمدار و برنامه‌های کاهش آسیب در کنار یکدیگر وجود دارد.

برنامه درمان از تا یک سال قابل تمدید است

دیلمی‌زاده ادامه داد: برنامه سم‌زدایی و درمان بین یک تا ۶ ماه است و امکان ادامه آن تا یک سال نیز وجود دارد. نکته قابل توجه این است که تا زمانی که مطمئن نشویم مادر و فرزند در جامعه، فضا، امکانات و شرایط مناسبی برای ادامه زندگی دارند، در مرکز می‌مانند. بعد از این‌که مطمئن شدیم در دنیای بیرون برای آن‌ها برنامه خاصی وجود دارد و از سرپناه و امکاناتی دیگر می‌توانند استفاده کنند، از مرکز خارج می‌شوند. در حال حاضر در مرحله اجرای پایلوت برنامه هستیم و توانمندسازی اقتصادی یکی از نقاط اصلی و محوری برنامه است.

گسترش طرح برعهده NGOهای دیگر است

او درباره احتمال گسترش این مرکز در نقاط دیگر کشور بیان کرد: برای گسترش برنامه‌ای نداریم. مبنای قرار ما با سازمان بهزیستی این است که پروتکل و آیین‌نامه توسط ما طراحی شود و پس از آن NGOهای دیگر با الگوبرداری از آن و دریافت آموزش‌های لازم بتوانند مراکز مشابهی را در شهرهای مختلف راه‌اندازی کنند.

منبع: مهرخانه

آبان
۹
۱۳۹۶
وسواسی بودن همسرم
آبان ۹ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
shutterstock_303353384
image_pdfimage_print

Photo: alphaspirit/shutterstock.com

موسی برزین، وکیل خانه امن

پرسش: سلام. من دو سال است که با یکی از هم‌کلاسی‌های سابق در دانشگاه ازدواج کرده‌ام. همسرم بسیار انسان خوبی است و با هم مشکلی نداریم. فقط یک مساله وجود دارد که نمی‌توانم آن را تحمل کنم. خانمم بسیار وسواسی است. هر روز چند ساعت دست‌هایش را می‌شوید و مرتب خانه را تمیز می‌کند. وقتی خانه می‌آیم مجبورم تمام لباس‌هایم را در آورم و حمام کنم و بعد لباس دیگری بپوشم. وقتی غذا می‌خوریم همیشه حواسش به من است که چیزی زمین نریزد. آنقدر از مایعات تمیز کننده استفاده کرده که پوست دستش کنده شده است. وسواسی بودن خانمم اصلا عادی نیست  و باعث شده که هیچ‌کس به خانه ما نیاید. چند بار رفتیم پیش دکتر و روانشناس که فایده‌ای نداشت. همین مساله باعث شد که رابطه ما بد بشود. چند بار قول داد که وسواسی بودن را ترک کند اما دست خودش نیست. به هر حال من با اینکه همسرم را دوست دارم اما نمی‌توانم تحمل کنم. چند وقت است که خانمم تحت‌تاثیر حرف‌های مادرش می‌گوید که باید بچه‌دار بشویم  و من می‌‌گویم که اگر بچه‌دار شویم با مشکل مواجه خواهیم شد و سلامت بچه به خطر می‌افتد چون مطمئنم خانمم بچه را مریض خواهد کرد. از طرف دیگر به هر حال من هم دوست دارم بچه داشته باشم. خلاصه خودم هم نمی‌توانم تصمیم بگیرم. با یک دوست روانشناسم صحبت کردم، گفت که آمدن بچه هیچ تاثیری بر وسواس همسرم نخواهد گذاشت و سلامت بچه هم ممکن است به خطر بیافتد. الان چند سوال از شما دارم. آیا از نظر قانونی من می‌توانم جلوی باردار شدن همسرم را بگیرم؟ آیا اگر تصمیم به طلاق بگیرم می‌توانم خانمم را به دلیل وسواسی بودن طلاق بدهم؟

پاسخ: سلام.  اگر منظورتان از جلوگیری از بارداری اجبار به عمل جراحی و مانند آن است، شما چنین حقی ندارید. یعنی نمی‌توانید همسرتان را مجبور کنید که از طریق عمل جراحی نازا شود. همچنین اجبار به استفاده از قرص و دیگر وسایل پیشگیری از بارداری از طریق قانونی امکان‌پذیر نیست. باید توجه کنید که هر گونه اجبار به باردار نشدن، نوعی خشونت محسوب می‌شود، اما  همسرتان نیز نمی‌تواند شما را ملزم به این کند که فرزندی داشته باشید. یعنی اگر شما حاضر به بچه‌دار شدن نباشید، خانمتان نمی‌تواند با قانون شما را ملزم بدان کند. توجه کنید که الزام به بچه‌دار شدن یا نشدن و یا جلوگیری از بارداری راهکارهای قانونی ندارد. شما باید این مساله را با توافق و با مشاوره با روانشناسان و دیگر متخصصان حل کنید.

پرسش: در مورد طلاق چطور؟ آیا وسواسی بودن دلیل قانونی برای طلاق است؟

پاسخ: بر اساس قوانین ایران، مرد هر وقت که بخواهد می‌تواند زن خود را طلاق بدهد، بدون اینکه احتیاجی به دلیل داشته باشد. برای طلاق باید به دادگاه خانواده بروید و تقاضای طلاق کنید. اما به هر حال اگر تصمیم به جدایی دارید، بهتر است رضایت همسرتان را نیز جلب کنید و اقدام به طلاق توافقی کنید.

پرسش: بعضی از دوستانم پیشنهاد می‌کنند که ازدواج مجدد داشته باشم، بدون اینکه خانمم را طلاق بدهم. از یک طرف نمی توانم خودم را راضی به جدایی کنم و عذاب وجدان دارم، از طرف دیگر این زندگی غیر قابل‌تحمل است و از بچه‌دار شدن هم می‌ترسم. به نظر شما ازدواج مجدد صحیح است؟ آیا قانون این اجازه را می‌دهد؟

پاسخ: در این مورد بهتر است با متخصصان امور خانواده صحبت کنید. به هر حال چند‌همسری از لحاظ عرفی یک امر ناپسندیده است و مشکلات بسیاری می‌تواند به همراه داشته باشد، اما از لحاظ قانونی چند‌همسری برای مرد به رسمیت شناخته شده است. ازدواج مجدد شرایطی دارد. بر طبق ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳: «مرد نمی‌تواند با داشتن زن همسر دوم اختیار کند مگر درموارد زیر:

۱ ـ رضایت همسر اول‌

۲ ـ عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی‌

۳ ـ عدم تمکین زن از شوهر

۴ ـ ابتلاء زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج موضوع بندهای ۵ و۶ ماده ۸

۵. محکومیت زن وفق بند ۸ ماده ۸

۶ ـ ابتلاء زن به هر گونه اعتیاد مضر برابر بند ۹ ماده ۸

۷ ـ ترک زندگی خانوادگی از طرف زن‌

۸ ـ عقیم بودن زن‌

۹ ـ غائب مفقودالاثر شدن زن برابر بند ۱۴ ماده ۸.»

مطابق بند ۵ ماده ۸ این قانون نیز آمده است که : ابتلا زن به امراض صعب‌العلاج به نحوی که‌ دوام زناشویی برای طرف دیگر در مخاطره باشد، می‌تواند دلیلی برای ازدواج مجدد باشد. برای ازدواج مجدد بدون رضایت همسر، باید اجازه دادگاه را داشته باشید، گرچه بدون این اجازه از لحاظ شرعی مشکلی وجود ندارد. همان‌طور که گفته شد، چند همسری امر ناپسندی در بسیاری از جوامع است.

آبان
۸
۱۳۹۶
۲۲ خانه امن برای زنان تحت خشونت خانگی در کشور فعال است
آبان ۸ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
ایرنا
image_pdfimage_print

Photo: irna.ir

به گزارش خبرنگار ایرنا، فریبا درخشان نیا روز چهارشنبه در نشست خبری به مناسبت افتتاح اولین خانه امن در گیلان در جمع خبرنگاران رسانه های گروهی در بهزیستی استان در رشت اظهار داشت: از این تعداد، ۱۵ مرکز غیردولتی و هفت مرکز دولتی در استان هایی از جمله مرکزی، قم، گلستان، اصفهان، چهار محال و بختیاری، ایلام، سیستان و بلوچستان ارائه خدمات می کنند.

وی با بیان این که خانه امن پناهگاهی برای اسکان زنان و کودکان همراه آنان است، افزود: این زنان به دلیل در معرض خشونت واقع شدن و یا احتمال مورد خشونت قرار گرفتن، نیاز به اسکان در محل امن دارند.

وی با اشاره به ارایه تمامی حمایت های روانی اجتماعی از زنان در خانه امن، بیان کرد: در خانه امن، مداخلات به صورت کوتاه مدت برای پاسخگویی به نیازهای اساسی مانند خوراک، پوشاک، سرپناه و امنیت و مداخله های بلند مدت شامل اقدامات تخصصی به منظور حمایت و توانمندسازی مراجعان انجام می شود و به صورت شبانه روزی در دسترس است.

مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور با بیان این که مدت زمان اقامت زنان تحت خشونت خانگی بر اساس دستورالعمل چهار ماه است، اضافه کرد: این مدت پس از بررسی های کارشناسانه قابل تمدید است.

وی با بیان این که در خانه های امن مددکار اجتماعی، روانشناسان بالینی ، مشاور حقوقی، پزشک و روانپزشک فعالیت دارند، اظهار کرد: اورژانس اجتماعی از طریق خط تلفن ۱۲۳ یکی از راه های معرفی زن تحت خشونت و پذیرش وی در خانه امن است.

درخشان نیا بیان داشت: تا پایان سال جاری، در صورت تمایل بهزیستی استان ها، خانه امن در سایر استان های فاقد این خانه، دایر می شود.

*فعالیت ۲۰۰ مرکز اورژانس اجتماعی در کشور

مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در ادامه نشست خبری در جمع خبرنگاران استان گیلان در رشت بیان داشت: در زمان حاضر ، ۲۰۰ مرکز اورژانس اجتماعی در کشور فعال است.

وی خدمات به زنان در بخش های همسر آزاری و خشونت خانگی را از جمله فعالیت های مراکز اورژانس اجتماعی بهزیستی در کشور عنوان و اظهار کرد: بر اساس فعالیت های سال گذشته، یک هزار و ۶۰۰ زن در کشور تحت خشونت قرار گرفتند که بخشی از آنها به خانه امن هدایت شدند.

درخشان نیا با بیان این که رویکرد سازمان بهزیستی حمایت از همه زنان تحت خشونت است، اضافه کرد: بر اساس طبقه بندی خشونت شامل جسمی، روانی و اقتصادی است که بیشترین خشونت ها در استان ها، جسمی و روانی است.

* افزایش شدت و میزان خشونت، زنگ خطری برای همه ماست

مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با بیان این که میزان و شدت خشونت بالا رفته ، اظهار کرد: این موضوع زنگ خطری برای همه ماست.

خشونت هر نوع بدرفتاری است که از یک نفر سر می زند و باعث آسیب دیدن یا آزار یک نفر دیگر یا چند نفر دیگر می شود، اگر کسی این نوع بدرفتاری را داشته باشد، می گوییم که او رفتار خشنی دارد و خشونت می کند و اگر کسی هم رفتار خشن او را قبول یا تحمل کند و سعی نکند که جلوی او را بگیرید، می گوییم که او قربانی خشونت یا بدرفتاری، یک آدم خشن شده است.

درخشان نیا در ادامه سخنانش با بیان این که امسال سند راهبردی حمایت های روانی اجتماعی از قربانیان خشونت در حال انجام است، تصریح کرد: این اقدام کار تخصصی است که فراخوان از دانشگاه های مادر انجام گرفته که قرار است یکی از دانشگاه های مطرح در تهران این سند راهبردی را برای ما تدوین کند.

وی در تشریح این سند بیان داشت: تمامی حمایت های روانی و اجتماعی و این که برنامه ریزی بایستی چگونه باشد تا قربانیان خشونت کمترین آسیب را داشته باشند و حتی رویکرد اجتماعی در آن مد نظر است.

وی در ادامه با اشاره به نقش مهم رسانه ها در اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی خاطر نشان کرد: بیش از ۱۶۰ فعالیت در بهزیستی تعریف شده اما مردم از همه این فعالیت ها باخبر نیستند.

نخستین خانه امن و مرکز حمایت از دختران در معرض آسیب روز چهارشنبه با حضور فریبا درخشان نیا مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور در گیلان گشایش یافت.

منبع: خبرگزاری ایرنا

آبان
۳
۱۳۹۶
اکتبر، ماه آگاهی‌بخشی درباره خشونت خانگی
آبان ۳ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۱
shutterstock_568652047
image_pdfimage_print

Photo: Alexxndr/shutterstock.com

خشونت خانگی مساله‌ای نیست که به زمان و مکان خاصی محدود شود. بخش بزرگی از زنان، کودکان، سالمندان و حتی مردان در طول زندگی خود خشونت خانگی را از نزدیک تجربه می‌کنند.

خانه امن در دوره‌های مختلف فعالیت خود، تلاش کرده تا خشونت خانگی را از زاویه‌های گوناگونی چون حقوقی، اجتماعی و روانشناسی بررسی کند. ما همچنین تلاش کرده‌ایم با برقراری یک خط تلفن ثابت، امکان مشاوره حقوقی قربانیان خشونت خانگی با وکلای داوطلب را فراهم کنیم.

در دوره جدید فعالیت خود با محوریت رویکرد حمایت‌گری Advocacy، تلاش داریم مردم و کنشگران مدنی را تشویق کنیم تا خود قدمی برای حل این مشکل در سطح فردی و اجتماعی بردارند.

اکتبر سال ۲۰۱۷ از سوی برخی کشورها و نهادهای بین‌المللی به عنوان ماه آگاهی‌بخشی در مورد خشونت خانگی اعلام شده است. به همین مناسبت تصمیم گرفتیم تا ویژه‌نامه خانه امن را با برخی مطالب حقوقی و اجتماعی تقدیم شما کنیم.

ما آمده‌ایم تا با همراهی شما برای ریشه‌کنی خشونت خانگی قدم برداریم. در این مسیر همراه ما باشید.

دانلود ویژه‌نامه خانه امن

آبان
۳
۱۳۹۶
کارگاه پنجم خانه امن: به‌کارگیری قوانین ایران در پرونده‌های خشونت خانگی
آبان ۳ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۱
پوستر وبینار 5
image_pdfimage_print

این برنامه مجموعه‌ای از کارگاه‌های آموزشی (آنلاین) است که ابعاد گوناگون قوانین موجود در خشونت خانگی را بررسی می‌کند. شما می‌توانید در یک یا همه جلسه‌ها شرکت کنید.

این برنامه زیر نظر میشل پترسون برگزار می‌شود. سخنرانان مهمان این برنامه خانم آوا مجد، وکیل دادگستری و پژوهشگر حقوق، و  آقای امید میلانی، مدرس و عضو مرکز آموزش و پژوهش حقوق بشر در دانشگاه اُتاوای کانادا، هستند. این برنامه به زبان فارسی است.

کارگاه پنجم: به‌کارگیری قوانین ایران در پرونده‌های خشونت خانگی

(سه‌شنبه ۹ آبان/ ۳۱ اکتبر- ساعت ۹ شب به وقت تهران)

در این جلسه شرکت‌کنندگان به بررسی قوانین موضوعه‌ ایران در قانون مدنی، خانواده، قانون مجازات و آیین دادرسی کیفری بر اساس موضوع خشونت خانگی خواهند پرداخت. همچنین کاستی‌ها و نواقص نظام حقوقی در این موضوع مورد بحث قرار خواهد گرفت. این جلسه با مرور مطالعه‌ “خانه‌ی امن” بر تهدیدها و راه‌حل‌های احتمالی برای قربانیان پایان خواهد یافت.

ثبت‌نام کنید

آبان
۲
۱۳۹۶
چرا ویران شدم؟
آبان ۲ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
closeup of face of young woman crying
image_pdfimage_print

Photo: olly2/bigstockphoto.com

باران خسروی

    همسرم قبل از اینکه باهاش ازدواج کنم من رو می‌زد. حدود دو سال باهاش دوست بودم و بعد تصمیم به ازدواج گرفتیم. اما هیچ‌وقت به نظرم نرسید این زنگ خطری است، که نباید با این مرد ازدواج کنم. همیشه فکر می‌کردم علت خشونتش به خاطر کارها یا رفتارهای عجیبی است که من دارم. از بچگی، ازنظر بقیه من رفتار و اخلاق‌ عجیب غریبی داشتم. همین فلسفه رو هم توی هجده سال ازدواج در نظر گرفتم. همیشه تقصیر و اشتباه من بود و اگر می‌تونستم تغییر کنم، لابد شدت ضربات فیزیکی و خشونت کمتر می‌شد، گرچه هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاد.

شدت ضربات فیزیکی و خشونت هرروز بیشتر می‌شد و اخلاق‌های من هم هرروز بدتر می‌شد. درنتیجه فکر می‌کردم فایده‌ای نداره و من مسوول همه این خشونت‌ها هستم. کم‌کم دیگران ترکم کردن، فامیل‌های نزدیک، دخترعمه‌ها و دخترخاله‌هام، با من قطع رابطه کردن و دوستای نزدیک چندین و چندساله‌ام دیگه تمایلی به تماس یا رفت‌وآمد با من نداشتن. بچه‌های خودم هم همیشه من رو مقصرمی دانستن و حتی دخترم یک بار به من گفت “روانی”!

می تونم بگم خانواده شوهرم هم از همون اول من رو دوست‌ نداشتن و با ازدواجمان مخالف بودن، چون من یک سال‌ونیم از پسرشون بزرگ‌تر بودم. خانواده خودمم همیشه به اخلاق‌های من ایراد می‌گرفتن، به‌ویژه مادرم. می‌گفت “اگه اخلاقت رو بهتر کنی و جواب شوهرت رو ندی حتما شوهرت هم تغییر می‌کنه!”

من اخلاق‌های خاصی  داشتم، نه این قدر خاص که بگم از آدم‌های معمولی متفاوتم. خودم فکر می‌کردم اخلاق‌های خاص من اخلاقیه که ممکنه تو بیشتر افراد جامعه دیده بشه. مثلا در گذشته خیلی حساس بودم و هر کی به من چیزی می‌گفت زود بهم برمی‌خورد و گاهی قهر می‌کردم، اما درنهایت توی دلم هیچی نمی‌موند و معمولا هم زود آشتی می‌کردم.  یا با هرکسی به قول معروف نمی‌ساختم، اما باید بگم درعین‌حال دختر خیلی شادی بودم. گاهی از نظر دیگران خوشحالی و شادیم بیش‌ازحد بود، گرچه که به مرور زمان بعد از ازدواجم دیگه در اون حد شاد نبودم.

اوایل بعد از به دنیا اومدن دختر اولم فکر می‌کردم افسردگی بعد از زایمان گرفتم، اما با مرور زمان هم تغییر نکردم و بعد از چندین سال ازدواج، تبدیل به یه آدم غمگین و ناراحت شدم که هیچ‌چیزی شادش نمی‌کنه. با خودم فکر می‌کردم این خصلت زندگی و بزرگ‌سال شدنه، آخه من یک مادر شاغل تمام‌وقت بودم با یک کار پراسترس. یک پسر دارم و یک دختر، و بعد از اون‌هاهم یک سقط داشتم وبچه سوم رو هیچ‌وقت نفهمیدم دختر بود یا پسر.

یه روز خیلی خسته بودم، از سرکار اومدم دیدم بچه‌ها خونه رو حسابی به هم ریختن و شوهرم نه تنها بهشون چیزی نگفته، بلکه یک انگشتشم بلند نکرد که کمکم کنه. منم باردار بودم باحالت‌های وخیم بارداری، خسته بودم و بی اعصاب. با شوهرم جروبحث کردم، مشاجره‌امون طول کشید و طبق معمول ختم شد به زدوخورد فیزیکی. این‌طور بود که به خونریزی افتادم و بچه‌ام همون شب توی بیمارستان سقط شد.

وقتی بچه بودم، یک اخلاقم رو خیلی دوست داشتم. همه می‌گفتن ستاره سر نترسی داره، از هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی ترسه. ازشنیدن این تعریف همیشه خوشحال می‌شدم، اما در طول ازدواج کم‌کم تبدیل به یک آدم ترسو، مضطرب و غمگین شدم. بعد از سقطم، کم‌کم شروع به کشیدن سیگار کردم که همین هم باعث شد چندین بار از شوهرم کتک بخورم. خودش سیگار می‌کشید اما می‌گفت سیگار مال مرده که مسوولیت زیادی توی زندگی داره.

تبدیل به یک دروغگوی متخصص شدم، به‌راحتی می تونستم دلیل بیارم که چرا نمی‌تونم سر کار به‌موقع برسم، یا چرا با بقیه تعامل اجتماعی ندارم. در طول زمان کم‌کم آرایشگر خوبی هم شدم و به خوبی تمام کبودی‌های حاصل از کتک‌های شوهرم را می‌پوشاندم. یک بار بعد از کتک خوردن، به شوهرم گفتم فکر کنم یکی از استخوان‌های دستم شکسته، بهم گفت” راه بیمارستان رو بلدی، برو”.

ازش متنفر شدم و با تمام پوستم می‌تونستم تنفر رو حس کنم. از اون به بعد خوابای پریشونم شروع شد. توی خواب می‌کشتمش، هر شب به یک طریق، گاهی هم توی کشتن ناموفق بودم وتوی خواب هم کتک می‌خوردم. کم‌کم باعث شد حتی از خوابیدن بترسم. احساس متضادی داشتم، شب‌هایی که توی خواب بهش ضربه می‌زدم،  تمام روز بعد احساس عذاب وجدان داشتم و سعی می‌کردم باهاش مهربون باشم. شب‌هایی هم که توی خواب کتک می‌خوردم، فردا شبش از خوابیدن دوباره می‌ترسیدم و در طول روز از هر حرکتی می‌ترسیدم و دوست نداشتم بخوابم، یا اگه نصف شب بیدار می‌شدم دیگه نمی‌خوابیدم. به همین دلیل همیشه در طول روز احساس خستگی و بی‌حوصلگی می‌کردم.

کم‌کم دچار بی‌خوابی شدم واختلال خواب پیدا کردم. این باعث شد روی اخلاقم هم تاثیر بگذارد. حس می‌کردم مثل قبل نمی‌تونم خوب تمرکز کنم، اصلا تمرکز نداشتم و همین باعث می‌شد که هرروز یک اشتباه بزرگ انجام بدم. احساس می‌کردم قدرت یادگیریم  را از دست دادم وخودمو مثل یک موجود خنگ می‌دیدم. همین وسط هم سر کار من رو مسوول یک پروژه جدید کردن، اما نتونستم از عهده‌اش بربیام و مدیریت اون پروژه رو از من گرفتن. چه قدر منتظر این لحظه بودم، بعد از دوازده سال کار توی اون شرکت لعنتی، اولین بار بود که این‌قدر از موقعیتم خوشحال بودم، اما انگار بدنم آماده پذیرش هیچ کار و فعالیت جدیدی نبود.

احساس سرخوردگی داشتم، همه رو مقصر می‌دونستم، از خودم خشمگین بودم، از شوهرم  و از بچه‌هام. انگار با یک خشم و تنفر همیشگی زندگی می‌کردم. سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده بود و هرروز دچار یک بیماری می‌شدم. همیشه سرماخورده بودم، تابستان و زمستان فرقی نمی‌کرد.

کم‌کم دلم برای خودم می‌سوخت. شروع به خوندن توی اینترنت در مورد اختلال خواب کردم و سعی کردم از دکتر دلایلش رو بپرسم. دکتر خانوادگیم من رو به متخصص اعصاب ارجاع داد، اونم یک عالمه آزمایش انجام داد و در نهایت یک روانشناس خوب رو به من معرفی کرد. هیچ‌وقت از روانشناس‌ها خوشم نمی اومد و اوایل احساس خوبی نداشتم، اما الان می‌تونم بگم به روانشناسم معتادم. یک سال طول کشید تا بفهمم مشکل و ریشه همه این تغییرات و بیماری‌ها چیه.

نمی دونم که بتونم بعد هجده سال شوهرم رو به‌راحتی ترک کنم، اما دیگه مثل قدیم احساس خشم و نفرت ندارم. خوابام بهتر شده و می دونم که اگر به خودم کمک کنم و همین‌طوری به جلسات روان‌درمانیم ادامه بدم حتما می‌تونم در آینده تصمیم بهتری برای زندگیم بگیرم.

‌‌منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

مهر
۲۸
۱۳۹۶
در چنگال اهریمن خشونت
مهر ۲۸ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
کودک+گیلانی
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

این بار زخم تازه بر پیکره رنجور و تب‌دار جامعه، با اسم پسربچه دو سال و نیمه‌ای که اهورا نام دارد، به ثبت می‌رسد. پیکره جمعی جامعه این روزها از شدت ضربه‌های خشونت، به ناباوری و کرختی رسیده است. مردم دیگر از شنیدن شیوه‌های شنیع خشونت، شوکه نمی‌شوند، آن‌ها همه جورش را شنیده‌اند، بنیتا، آتنا، اهورا، ابوالفضل ، ستایش ، ملیکا و قطار اسامی قربانیانی که سر بازایستادن ندارد. از تجاوز به زنی که همان دم از ویرانی یک تجاوز دیگر به ما پناه آورده، تا مادری که سر کودک دو ساله‌اش را بریده و رگ هر دو دستش را نیشتر زده، تا سلفی گرفتن با جسد شعله‌ور نزدیک‌ترین دوستت … .

این بار استان گیلان در جریان آزار جنسی و قتل اهورا ملتهب است. اتفاق هولناکی که در یکی از محله‌های رشت رخ داده است.

شیوه دستگیری مجرم با دو روایت متفاوت مطرح می‌شود، برخی رسانه‌ها نوشتند روز دوشنبه‌ قبل، مردمی که صدای فریادها و گریه‌های دردناک یک کودک آن‌ها را متوجه شرایطی غیر عادی کرده بود، به محل زندگی کودک مراجعه می‌کنند اما با در بسته مواجه شده و با پلیس محلی تماس می‌گیرند. پلیس از مسیر حیاط خودش را به داخل ساختمان رسانده و با صحنه دردناکی مواجه می‌شود: ناپدری کودک روبروی تلویزیون در حال دیدن یک برنامه عادی است و اهورای عریان، غرق در خون روی زمین افتاده و در حال جان دادن است. کودک را به بیمارستان پورسینا منتقل می‌کنند اما متاسفانه او به علت ضربه‌های وارده جان می‌دهد.

اما دادستان مرکز استان گیلان، حجت‌الاسلام علی مصطفوی در گفتگو با خبرگزاری تسنیم می‌گوید کودک نیمه‌جان را به بیمارستان رسانده‌اند و کادر پزشکی و انتظامات بیمارستان پورسینا وقوع این جرم را اعلام کرده است.

پزشک قانونی رشت علت مرگ کودک را ضربه مغزی، تجاوز وحشیانه و ضربه‌های متعددی می‌داند که بر بدن و صورت اهورا وارد شده است. سه دنده اهورا در این کش و واکش شکسته، ریه‌هایش به دلایل نامعلوم به شدت آسیب دیده و سرش بارها به دیوار اصابت کرده است.

دکتر رضا جعفری معاون امور اجتماعی بهزیستی استان گیلان در گفتگو با ایسنا مساله تجاوز به اهورا را تایید کرده است.

بخش دردناک ماجرا اینجاست که مجتبی قربان‌زاده، مرد  بیست و هفت ساله‌ای که مرتکب این خشونت دردناک شده، پدر یک کودک هم‌سن اهوراست و در شرایط عادی دست به این جنایت زده است. او از کارکنان یک داروخانه در رشت بوده و زمان وقوع جرم نه تحت‌تاثیر مواد مخدر بوده و نه سابقه بیماری روانی در پرونده‌اش وجود دارد.

مجتبی قربان‌زاده، آن‌طور که خودش به نشریات محلی گیلان گفته،  با مادر اهورا در اینستاگرام آشنا می‌شود و با مماشات و سکوت مادر اهوارا، به بهانه  تنبیه با سیگار بدن کودک را سوزانده و در نهایت، زمانی که همسرش بیرون از منزل به سر می برد، در حالتی که کودک خواب و بیدار بوده به او تجاوز کرده است. هنوز به درستی روشن نیست که آیا این تجاوز یک بار صورت گرفته یا خیر؟ پزشک قانونی هنوز هم در مورد تعداد دفعات تجاوز به اهورا اظهار‌نظر نکرده است.

پرونده این فرد به شعبه شش بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب رشت ارجاع شده و هم اکنون دردست رسیدگی است.

او در آخرین گفتگویش با خبرگزاری ایسنا، در مورد قتل اهورا مدعی شد که قصد کشتن او را نداشته است: « فقط می‌خواستم اهورا از من بترسد لذا او را با سیگار می سوزاندم و اکنون پشیمانم زیرا خودم یک دختر ۲٫۵ ساله دارم.»

سوال اینجاست که چه عاملی باعث افزایش روزافزون خشونت‌ خانگی به شیوه‌های دردناک و غیر قابل تصور است؟

به گفته حسن رحیم‌زاده، جامعه شناس، نمایش عریان خشونت، منجر به بازتولید و زایش آن می‌شود.

او در گفتگو با خانه امن به اخبار و تصاویری اشاره می‌کند که خشونت‌های عریان را به نمایش می‌گذارند: «این روزها شاهد نمایش گسترده خشونت در فضای مجازی هستیم‌. فیلم سربریدن‌های داعش، زنده‌ زنده سوزاندان افراد در قفس با انواع و اقسام متنوع، ویدئوهای حیوان‌آزاری و اجرای احکامی همچون اعدام در مناظر و معابر عمومی با حضور کودکان، یا سلفی گرفتن با مردگان و کشته‌شدگان، همه اینها از یک سو خشونت را در عادی نشان می‌دهد و از سوی دیگر برای کسانی که زمینه کج‌روی و بیماری دارند به نوعی خوراک‌رسان و تهییج‌کننده است.»

او همچنین فقر، بی‌کاری، اعتیاد، ناکامی‌های فردی و کاهش تحمل اجتماعی، مهاجرت بی‌رویه به شهرها، فروپاشی خانواده و ناکافی بودن استانداردهای سلامت را از عوامل دیگر تشدید خشونت در سطح خانواده و جامعه می‌داند.

«یک جوان در مهاباد توسط دوستانش کشته شده، شما یک عده را می بیند که با هیجان در حال انتشار این آگهی در فضای عمومی هستند: بشتابید! آخرین فیلم صادق برمکی در حال سوزانده شدن! طبیعی است که قبح دیدن چنین تصاویر نابهنجاری به تدریج با تکرار شدن از بین رفته و  بستر مناسب را برای عادی‌سازی پرخاش‌گری و خشونت در لایه‌های زیرین جامعه فراهم می‌کند.»

در جریان پرونده اهورا، اظهارات متناقضی در مورد نقش مادر این کودک در بروز این اتفاق منتشر شده است. برخی رسانه‌های محلی نوشته‌اند که مادر اهورا منکر تجاوز به فرزندش شده و گفته از قاتل فرزندش شکایت نمی‌کند و همچنین قاتل این جنایت هولناک در جریان بازجویی  مطرح کرده که نخستین بار دست اهورا را برای تنبیه در حضور مادرش با سیگار سوزانده است. اما دادستان گیلان یکی از شاکیان پرونده را مادر اهورا عنوان کرده و مادر کودک در گفتگو با آفتاب نیوز  خواستار قصاص قاتل فرزندش شده است.

نیما ستارزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، برای کاهش خشونت هایی از این دست در خانواده، به مادران توصیه می‌کند نسبت به هر گونه تنبیه کودکشان، هر چقدر که ناچیز باشد، واکنش نشان دهند.

«در این میان نقش مادر تعیین‌کننده است. در مقابل هر فرد تازه‌وارد یا حتی هر کدام از اعضای دورتر خانواده نسبت به امنیت فرزندتان به شدت حساس باشید و واکنش نشان بدهید. ممکن است فرد متجاوز بر اساس واکنش‌های فعالانه شما خطوط قرمزش را تعیین کند. در ماجرای اهورا حق نداریم بدون وجود دلیل و مدرک، مادر او را مقصر قلمداد کنیم . اما به خوبی می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم که نسبت به سلامت جسمی و روانی کودکمان حساس‌تر باشیم .»

او توصیه می‌کند کودکانتان را با مردانی که تازه با آنها آشنا شده‌اید، در خانه تنها رها نکنید: « در دنیایی که نمونه‌های فراوانی از تجاوز پدران واقعی به کودکان گزارش می‌شود، تنها رها کردن یک کودک با مردی که فقط دو یا سه ماه از آشنایی با او می‌گذرد، کاری عاقلانه و منطقی نیست. بهتر است به تغییر رفتارهای کودک دقت کنیم. تمام جزییات و جوانب را در نظر بگیریم و با کوچک‌ترین مساله مشکوکی نسبت به کشف واقعیت ماجرا تلاش کنیم.»

او توصیه می‌کند با دیدن هر گونه مصرف مواد مخدر یا وابستگی به الکل، نسبت به تعادل رفتاری طرف مقابلتان مردد باشید: «افراد خشونت‌گر شناسه‌های خاصی دارند و بیشتر از الگوهای رفتاری مشخصی پیروی می‌کنند. با دیدن فردی که متزلزل است یا تعادلی در رفتارش ندارد، به سرعت عصبانی می‌شود یا به جای تحمل و مدارا میل به پرخاش‌گری یا تنبیه کودک دارد، فردی که احساساتش با دیدن تصاویر خشن جریحه‌دار نمی شود یا  به سرعت فریاد می‌زند و متوسل به خشونت کلامی می‌شود، فردی که کم‌تحمل  است و در مقابل بهانه‌جویی‌های کودکانه با بی‌حوصلگی به رفتارهای حذفی و خشونت‌گرانه متوسل می‌شود، حساس باشید. به هیچ وجه کودکتان را برای ساعت‌های متمادی و طولانی با این گروه از افراد تنها رها نکنید.»

مهر
۲۶
۱۳۹۶
خواب اهورا بدون لالایی و قصه
مهر ۲۶ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
اهورا-1
image_pdfimage_print

این حادثه تلخ ۲۲مهرماه در لاکانی رشت درحالی لو رفت که همسایه ها صدای فریاد و جیغ کودک معصوم را شنیده و به خانه کودک مراجعه کردند و حتی سعی کردند تا در خانه را باز کنند که موفق به این کار نشدند. در ادامه همسایه ها با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتند و پس از رسیدن پلیس و شکستن در با بدن خون آلود و عریان اهورای ۲ ساله که روی زمین افتاده و ناپدری شیطان صفت که روی مبل نشسته بود مواجه شدند. مردم بلافاصله اهورا آزار دیده را به بیمارستان پورسینا رشت منتقل کردند.
مردی که درخانه بوده ابتدا گفت که من پدر او هستم و اهورا در حمام افتاده است و من شوکه شده ام، اما این گفته ها توسط همسایه ها نزد پلیس تکذیب شد و در ادامه مشخص شد او دوست پسر مادر اهورا است.
بنابه این گزارش، قاتل اهورا عصر ۲۳ مهر ماه سال جاری در اداره آگاهی رشت به آزار و اذیت و قتل اهورا اعتراف کرد و در ادامه اظهاراتش گفت: زمانی که اهورا را مورد تجاوز قرار دادم از درد و خونریزی زیاد گریه کرد و مدام فریاد می زد و من هرچه تلاش کردم او را ساکت کنم نتوانستم، که در آخر سر کودک ۲ ساله را چند مرتبه به دیوار کوبیدم.
پزشکان بیمارستان پس از بررسی و معاینه کودک اعلام کردند که درصد هوشیاری اهورا به ۳ رسیده است و بعد از گذشت چند ساعت تلاش پزشکان سرانجام صبح دیروز بر اثر شدت جراحات وارده این کودک بی گناه جان سپرد.
شش ماه پیش مادر اهورا پس جدا شدن همسرش، با این مرد شیطان صفت ارتباط برقرار کرده است و هم اکنون مادر اهورا به عنوان شریک جرم  دربازداشت آگاهی رشت به سر می برد.
این حادثه در لاکانی رشت گیلان اتفاق افتاده است.
بررسی های پزشکی قانونی آزار جنسی را تایید کرده و همچنین به‌علت آزار و اذیت هایی که از سوی ناپدری روی بدن کودک ایجاد شده، صورت کودک کبود و دنده های این پسر بچه شکسته شده است.

منیع: پایگاه خبری و اطلاع رسانی رکنا

مهر
۲۱
۱۳۹۶
روز زنان روستایی، بر حاشیه تقویم‌های کهنه
مهر ۲۱ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
روستایی
image_pdfimage_print

Photo: tasnimnews.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

امروز روز جهانی زنان روستایی است. سازمان ملل با طرح این نام برای روز پانزدهم اکتبر، تلاش می­کند توجه دولت­ها را به سهم نابرابر و ظالمانه زنان روستایی از منابع آموزشی، بهداشتی و اقتصادی جهان جلب کند.

در ایران بین ده تا یازده میلیون زن روستایی وجود دارد. آن‌ها نزدیک به ۴۵ درصد نیروی کار در بخش کشاوری را تشکیل می­دهند. کارگرانی فامیلی یا فصلی که با تبعیض آشکار اقتصادی، مالک فقط یک درصد از زمین­­های کشاورزی در سراسر کشورند.

زن روستایی به طور سیستماتیک با قوانین فلج‌کننده عرفی که بر فضای عمومی عشیره یا روستا حاکم است، به شکل یک ماشین فرزند‌آوری و یک کارگر بی‌دستمزد است، که دسترسی­ او به آموزش و بهداشت به شکل حیرت­آوری محدود و ناچیز است.

روزگار سخت شهربانو

شهربانو، پنجاه و دو ساله ،ساکن یکی از روستاهای بخش کوشکنار شهرستان پارسیان استان هرمزگان، از ده سالگی در مزارع صیفی­جات خانواده به عنوان کارگر  کار کرده و مورد استثمار مردان خانواده بوده است. چرخه­ای که از عمو به شوهر و از شوهر به فرزندانش منتهی شده است.

«پدرم را هرگز ندیدم. من، مادر، خواهرو دو برادرم تحت سرپرستی عمویم که مزرعه بزرگی داشت زندگی می­کردیم. از هفت سالگی، عمو به مادرم فشار می‌آورد که من و خواهرم را برای کار کردن به مزارع تنباکوی همسایه‌ها بفرستند. او می­گفت پول مفت ندارد که بدهد به دخترهای بی­خاصیت که آخرش کارگر و زن کس دیگری می­شوند. جالب است که دو برادرم از من و خواهرم بزرگ‌تر بودند ولی کسی در مورد آنها حساسیت نداشت.»

مادر شهربانو که از کودکی روی زمین‌های کشاورزی خانواده کارگری کرده بود، مقاومت می­کند: «تا ده سالگی مادرم مقاومت کرد اما ده ساله که شدم رفتم سر مزرعه .ریز‌نقش و مریض‌احوال بودم ولی از پنج صبح که آفتاب طلوع نکرده بود کار می­کردم. کار من کاشت نشای بادمجان بود. نشای بادمجان را باید وسط  بهمن‌ماه و اوج  فصل سرما بکاری. سرمای شدید صبح‌گاهی خون رگ‌هایم را منجمد می­کرد. کاشت بذرها در خزانه، انتقال آن به زمین ، آبیاری مدام… باور نمی‌کنید اگر بگویم در طول چهل و دو سال کارگری در مزرعه، هیچ‌وقت بابت کارم دستمزد نگرفتم. همین که خورد و خوارک مختصری داشتم، کافی بود. در واقع کار می‌کردم تا زنده بمانم. بیمه نبودم. همان جا هم با یک کارگر فصلی که هجده سال از من بزرگ‌تر بود و زن و بچه داشت، ازدواج کردم. هفت بچه به دنیا آوردم.»

همسر شهربانو دو بار دیگر ازدواج می­کند. تصور اینکه زن ریزنقشی که با نارسایی قلبی مادرزادی هم مواجه بوده، چطور هم‌زمان هم کارگر مزرعه بوده و هم مادر هفت کودک، تصور دشواری است.

«شوهرم بعدها به تدریج زمین عمو را از بچه‌هایش خرید . من هنوز هم با وجود پنجاه و دو سال سن روی همان زمینی کار می­کنم که از ده سالگی کار می‌کردم، شوهرم چهار سال پیش درگذشت. حالا پسرهایم مالک مزرعه هستند و حاضر نیستند یک‌هشتم سهم‌الارث من را بپردازند یا حداقل دستمزد کارگری­ام را بدهند. دست­هایم را نشان می­دهم که از زحمت و سرما کبره بسته، می­گویم اجازه بدهید لااقل بعد از چهل و دو سال کارگری، بازنشسته بشوم. قبول نمی­کنند. اما یک روز که مریض می­شوم و نمی­روم سر مزرعه، رفتارشان با من خوب نیست.»

فرزندان شهربانو میلی به بازنشستگی مادرشان ندارند. در این مورد با خشونت رفتار کرده و مثل بیگانه‌ها با اوحرف می­زنند، محبتشان را از شهربانو دریغ می‌کنند. شهربانو می­گوید از حداقل امکانات بهداشتی و آموزشی محروم بوده است. او حتی نمی­داند منظور من از آموزش و تحصیل چیست و فقط بلد است اسمش را بنویسد.

«هفت ماه از سوزش و خارش و عفونت ادراری خوابم نمی­برد. آنقدر خودم را خارانده بودم که وجودم زخم شده و تاول‌های عفونی زده بود.»

شهربانو دکتر نرفته، نه پولش را داشته نه وقتش را. اگر می­خواست دکتر برود باید از بچه­هایش درخواست پول و هزینه رفتن به پارسیان را می­کرد. کار مزرعه را تعطیل می­کرد و اخم و تخم پسرانش را به جان می­خرید. شهربانو می‌گوید بزرگ‌ترین آرزویش رفتن یک سفارت زیارتی به مشهد است. اما می­داند که عاقبت یک روز سر همان زمین و لابلای ردیف بادمجان‌ها می­میرد و آن‌ها در گورستان دوردست ده خاکش می­کنند.»

زنان روستایی و خشونت مضاعف

شاخص‌های موجود که به ارزیابی سطح خشونت در جامعه کمک می‌کنند، نشان می دهند که وضعیت زنان روستایی به مراتب بغرنج‌تر و پیچیده‌تر از زنان شهری است. خشونت خانگی در روستا بر علیه زنان یک امر عادی و بخشی از زندگی روزمره است. آن‌ها کمتر از زنان شهری قدرت مقابله دارند، با اینکه کار می‌کنند اما از نظر مالی به مردان خانواده وابسته‌اند. رسوم و سنت‌ها و پدیده ریش‌سفیدی و میانجی‌گری آن‌ها را به سکوت و مدارا دعوت می‌کند.

«پروین ذبیحی» از فعالان محلی در منطقه کردستان که به توانمندسازی زنان روستایی توجه ویژه‌ای دارد، به خانه امن می­گوید در طول این سال‌ها که با زنان زیادی در دورافتاد‌ه‌ترین روستاهای کردستان برخورد داشته، متوجه شده تعریف خشونت در روستا با تعریف خشونت در شهرها متفاوت است.  به باور او خشونت در روستا چنان عادی است که در بسیاری مواقع فرد قربانی احساس نمی­کند رفتار نادرستی با او شده یا حقی از او ضایع شده است. او این را بخشی از مسائل روزمره وعادی زندگی می‌داند.

به گفته این فعال حقوق زنان «یک زن روستایی پنجاه ساله، به راحتی به لحاظ فیزیکی به یک زن هفتاد ساله شباهت دارد. کیفیت زندگی آن‌ها بسیار نازل است. کار آن‌ها فقط انجام امور خانه، فرزندآوری، کار در مزرعه، تولید صنایع دستی برای کسب درآمد بیشتر خانواده،  نان‌پزی یا پرورش دام نیست.علاوه بر این‌ها زن باید مراقب پدر شوهر، مادر شوهر و حتی سایر افراد دورتر فامیل باشد که از کارافتاده شده‌اند. این بخش بسیار مهمی از وظایف یک زن روستایی است.»

پروین به پدیده «میانجی‌گری» یا مداخله بزرگان فامیل که به خودی خود امر مثبتی است، اشاره می­کند: « در روستا تعریف مداخله ریش‌سفیدها جور دیگری است. وقتی وارد عمل می­شوند یعنی می­خواهند زن را ساکت کرده و به سکوت و مدارا دعوت کنند تا مطیع و فرمانبر بهتری باشد. چون بیشتر مداخله بزرگان قوم بر پایه تحمل و مدارای زن در برابر خشونت شکل گرفته است.»

خشونت عاطفی در این جوامع محدود و بسته، چندان قابل اعتنا نیست. به‌طور معمول حتی مردان جوان ساکن روستاهای اطراف یاسوج در استان کهگیلویه و بویراحمد هم یک خانواده دو‌همسری دارند. مردم محلی می­گویند فلانی مرد نجیبی است. الان ده سالی می­شود که با همسر اولش زندگی می­کند و هنوز تجدید ‌فراش نکرده است.

شهربانو می­گوید اینجا زن‌ها تند تند باردار می‌شوند. زن‌های جوانی را می‌بینی که در سن سی و دو سه سالگی شش یا هفت بچه دارند. زنی که بچه‌دار نمی شود، آدم حسابش نمی­کنند. زنی که بگوید مثلا سه بچه کافی است را مورد سرزنش قرار می‌دهند که از راه به در شده و می‌خواهد ادای شهری‌ها را در بیاورد.

از شهربانو می پرسم آیا در طول مدت زمان زندگی زناشویی از رابطه جنسی با همسرش راضی بوده است؟ طرح این سوال به نظر او عجیب است. چند بار می‌پرسد تا مطمئن باشد منظور سوال چیست. او تفاوت بین تجاوز در بستر زناشویی و هم‌بستری با رضایت طرفین را نمی­داند و سعی می‌کند  خاطرات گذشته دورش را مرور کند: «یک بار به همسرم گفتم مریض هستم و نمی­توانم رابطه جنسی داشته باشم. رفت توی آغل و با یک تفنگ ساچمه‌ای برگشت. تفنگ را گرفت روی شقیقه‌ام و گفت بخواب!»

او می­گوید زن‌هایی هستند که اگر در مقابل درخواست همسرشان بی‌میلی نشان بدهند، کتک می‌خورند: «نمی‌گویم برای همه این اتفاق می­افتد، اما این مساله غیرعادی نیست. در شکل بدترش شاید مرد به فکر ازدواج مجدد بیفتد و سراغ زن‌های دیگر برود.»

دختران شهربانو هم روی مزرعه کار می‌کنند. آنها هم مالک هیچ زمینی نیستند و سهمی از کشاورزی مکانیزه ندارند. حتی دختران کم سن و سال همسایه دور و اطراف به عنوان کارآموز و کارگر بدون مزد راهی مزارع دیگران شده  یا توسط والدینشان قرض داده می­شوند. دستگاه‌های مکانیزه فقط توسط مردان روستا هدایت می­شود و نتیجه این بی­سهمی از کشاورزی یا دام‌پروری مدرن، فرسایش فیزیکی زن‌ها به عنوان کارگران خانگی است.

برابر با آنچه سازمان ملل اعلام کرده، تنها دو درصد زمین­های کشاورزی متعلق به زنان جهان است، این در حالی است که بیش از نیمی از محصولات غذایی جهان را زنان تولید می­کنند.

از پروین به عنوان یک نیروی امدادرسان به زنان روستاهای دورافتاده کردستان، در مورد راه‌حل‌های احتمالی می­پرسم : «ما نیازمند ایجاد شبکه حمایتی زنان و همچنین آموزش مردان هستیم. پلیس محلی باید مرز مداخله و حمایت از زن خشونت‌دیده را با دخالت در امور شخصی و خانوادگی بشناسد. باید بداند هرگونه آسیبی به هر فردی در جامعه از حیطه مسائل شخصی و خانوادگی خارج بوده و محتاج مداخله آن‌هاست. دولت باید طرح معاینه مداوم زنان روستایی را در دستور کارش قرار بدهد و وسایل بهداشتی زنانه توزیع کنند.»

مهر
۱۹
۱۳۹۶
مبارزه با کودک‌آزاری اولویت دست چندم برخی مسوولان
مهر ۱۹ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Violence against children. Boy with his hands tied. expression of pain distress and fear
image_pdfimage_print

Photo: kleberpicui/Bigstockphoto.com

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با انتقاد از اینکه ۸۰ درصد کودک آزاری ها توسط والدین انجام می شود، گفت: متاسفانه برخی مسئولان به موضوع کودک آزاری به عنوان موضوعی درجه دو و کم اهمیت نگاه می کنند.
 
به گزارش مهرخانه، به نقل از خانه ملت، همایون هاشمی با انتقاد از اینکه کودک آزاری یکی از آسیب های جدی کشور است، گفت: کودک آزاری در قانون به مفهوم هرگونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک طفل شود است و طبق تعالیم دینی و قوانین بالادستی این موضوع جرم تلقی می شود.

دامنه کودک آزاری وسیع است و لطمات و آسیب های زیادی را در آینده متوجه کودک و کشور می کند

نماینده مردم میاندوآب، شاهین دژ و تکاب درمجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه دامنه کودک آزاری وسیع است و لطمات و آسیب های زیادی را در آینده متوجه کودک و کشور می کند،  تصریح کرد: بنابراین می طلبد با منطق پیشگیری و آموزش به موضوع کودک آزاری به صورت جدی پرداخته شود.

آمارهای ارائه شده از سوی بهزیستی در مورد کودک آزاری نگران کننده است

وی با بیان اینکه آمارهای ارائه شده از سوی بهزیستی در مورد کودک آزاری نگران کننده است، تصریح کرد: متاسفانه ۸۰ درصد کودک آزاری ها توسط والدین انجام می شود و این موضوع نشانه بی توجه به آموزش های یکپارچه و پیشگیری است.

آموزش و فرهنگ سازی مهمترین راهکار پیشگیری از کودک آزاری

این نماینده مردم در مجلس دهم، آموزش و فرهنگ سازی را مهمترین راهکار پیشگیری از کودک آزاری دانست و گفت: رسانه ها به ویژه صدا و سیما باید با تولید برنامه های مناسب و تاثیرگذار فرهنگ سازی مناسبی را در این رابطه داشته باشند تا مردم در جریان این موضوع قرار گیرند که کودک آزاری به هر نحوی جرم تلقی می شود.

قوه قضائیه باید به وظیفه ذاتی خود در قبال کودک آزاری عمل کند

نماینده مردم میاندوآب، شاهین دژ و تکاب درمجلس دهم، با بیان اینکه قوه قضائیه باید به وظیفه ذاتی خود در قبال کودک آزاری عمل کند، افزود: باید بر عملکرد مراکز نگهداری از کودکان بی سرپرست، بدسرپرست و معلولان نظارت ها تشدید شود زیرا در حال حاضر برخی معلولان علاوه بر وجود معلولیت کودک هستند و قدرت دفاع از حقوق خود را ندارند بنابراین باید در این رابطه مداخلات بیشتر شود.

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: در این رابطه سازمان بهزیستی اقدامات مناسبی را انجام داده که جای تقدیر دارد البته این اقدامات کافی نیست و باید به نحوی در این مسیر گام برداشت که خلاء های موجود باعث نشود برخی به خود اجازه دهند معلولان و کودکان را مورد آزار و اذیت قرار دهند.

وی با بیان اینکه دولت در حوزه رفاه و خدمات اجتماعی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی خلاء قانونی ندارد، گفت: برای مقابله با کودک آزاری خلاء قانونی نداریم و می توان مداخلات لازم را با توجه به قوانین موجود انجام و با متخلفان به صورت جدی برخورد کرد.

برای پیشگیری و مقابله با کودک آزاری برنامه یکپارچه و استراتژی منظم وجود ندارد

هاشمی با انتقاد از اینکه  برای پیشگیری و مقابله با کودک آزاری برنامه یکپارچه و استراتژی منظم وجود ندارد، افزود: باید برنامه ریزی و استراتژی مناسبی برای این امر وجود داشته باشد تا بر اساس آن چشم انداز مناسب اجرایی تعریف شود.

 این نماینده مردم در مجلس دهم، ادامه داد: باید میزان و چگونگی کودک آزاری از سوی والدین، مدارس، فامیل و سایر افراد مشخص و برنامه ریزی های مناسب برای پیشگیری از آنها انجام شود.

دیدگاه اجتماعی برخی مسئولان پایین است و به موضوع کودک آزاری به عنوان موضوع درجه دوم و بی اهمیت نگاه می کنند

هاشمی با انتقاد از اینکه دیدگاه اجتماعی برخی مسئولان پایین است و به موضوع کودک آزاری به عنوان موضوع درجه دوم و بی اهمیت نگاه می کنند، تصریح کرد: این در حالی است که رسیدگی به مباحث اجتماعی جزو اولویت های مهم سایر کشورها به شمار می رود.

توجه به مباحثی مانند امنیت روانی، غذایی و سلامت باید با امنیت کشور برابری کند

نماینده مردم میاندوآب، شاهین دژ و تکاب درمجلس دهم، با بیان اینکه توجه به مباحثی مانند امنیت روانی، غذایی و سلامت باید با امنیت کشور برابری کند، تصریح کرد: بی توجهی به این مباحث می تواند زمینه ساز بروز بسیاری از آسیب های جدی کشور به ویژه مشکلات امنیتی باشد.

تاکید بر لزوم سلب سرپرستی کودک از والدین بی صلاحیت

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر لزوم سلب سرپرستی کودک از والدین بی صلاحیت، ادامه داد: اگر بهزیستی یا مددکار اجتماعی تشخیص بدسرپرستی کودک را تایید کند می توانند شکایت خود را به مراجع قضایی ارجاع و دستگاه قضا با بررسی موضوع از والدین سلب حضانت می کند بنابراین والدین متهم به کودک آزاری باید تحت پیگیری قانونی قرار گیرند.

منیع: مهرخانه