صفحه اصلی  »  2017 June
image_pdfimage_print
تیر
۹
۱۳۹۶
پدیده‌ای شوم در جامعه
تیر ۹ ۱۳۹۶
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Aggressive man with a leather belt is abusing his wife and crying baby woman covering in the corner at home - domestic violence concept - retro style
image_pdfimage_print
Photo: andrianocz/bigstockphoto.com
نگاه حقوقی به جرم همسرآزاری و خشونت علیه زنان در ایران و بررسی مجازات‌های آن

سیدعادل حیدری وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه

همسرآزاری پدیده‌ای است که از زمان‌های گذشته در جوامع مختلف وجود داشته است. آزار روانی، جسمی، مالی و جنسی ازجمله خشونت‌هایی است که مردان علیه زنان انجام می‌دهند. خشونت علیه زنان؛ پدیده شایع و تأسف‌باری است که ابعاد گسترده آن، زمینه آسیب‌های فردی و اجتماعی متعدد را نسبت به آنها، خانواده و جامعه فراهم می‌آورد. خشونت علیه زنان دارای سابقه‌ای به وسعت تاریخ بوده و در دهه‌های اخیر به شکل خشونت مدرن، اشکال نوینی به خود یافته است و با وجود تلاش‌های بین‌المللی حقوقدانان، کارشناسان و کنشگران اجتماعی و حقوق بشری برای رفع هرگونه خشونت نسبت به آنها سونامی خشونت علیه زنان، کماکان جاری و روزافزون بوده و هزینه‌های متعددی را بر جامعه بشری و ملی دولت‌ها وارد می‌کند.
خشونت علیه زنان از منزل و خیابان تا کوچه و بیابان، به اشکال مختلف توهین و هتک حرمت، ختنه دختران و زنان، ازدواج زودهنگام آنها، استثمار عاطفی و جنسی در منازل و محافل کار و خارج از آن، طلاق قهری، تبعیض جنسیتی و نگاه‌های سنگین مردانه، آزار جنسی و تن‌فروشی پیدا و پنهان، ایراد صدمات عمدی بدنی و حیثیتی، اخراج از منزل و ممانعت از تحصیل و کار، وضع زنان بی‌سرپرست و بدسرپرست، ممانعت از ملاقات فرزند و سلب حضانت فرزندان از مادران، تضییع حقوق اساسی و شهروندی آنها، تضییع حقوق زناشویی، خانوادگی و فرصت‌های شغلی و حرفه‌ای، بن‌بست در طلاق نسبت به زنان و اجبار عینی و عملی آنها به مهرم حلال، جانم آزاد، برای رهایی از تقید زوجیت و زناشویی متلاطم خویش در طی سال‌های متعدد برای تعیین تکلیف وضع حقوقی و قانونی خود و تبعیض و تفکیک جنسیتی، به انحای مختلف دیگر و درجات متفاوت در جامعه به‌طور نسبی و فزاینده، حسب مورد، وجود داشته و محصور به قتل علیه زنان در کشور، در معنای خاص آن نیست. پرونده‌های متعدد قضائی موجود و جاری در محاکم قضائی و خانواده و وضع بحران خانواده در ایران؛ کمترین گواه بر این مهم است. علاوه بر این، با مراجعه به صفحه حوادث رسانه‌ها، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و مجازی و نیز کلانتری‌ها و ادارات آگاهی تهران بزرگ و دیگر دوایر مشابه در کل کشور (دایره ویژه قتل) و مشاهده خانواده‌ها و مراجعه‌کنندگان متعدد برای پی‌جویی و شناسایی عزیزان گم‌گشته خویش در لابه‌لای آلبوم‌های تصویری مقتولان بی‌نام و نشان مضبوط در آن ادارات؛ وضع و اهمیت خشونت فزاینده علیه زنان در جامعه بیشتر درک می‌شود! بر این اساس؛ ضروری است در مقام مدیریت خشونت فزاینده علیه زنان و افزایش ضریب امنیت انسانی و حقوق شهروندی و اساسی در بین شهروندان و جامعه، خصوصا نسبت به زنان برآمد.
واژه همسر‌آزاری که در اذهان عموم به‌عنوان خشونت شوهر علیه زن به کار می‌رود، در تمام اعصار و جوامع وجود داشته و با نهایت تأسف در جوامع امروز نیز باوجود فضای به ظاهر طرفدار حقوق زنان رو به افزایش است. آمار ۴٣‌درصدی زنان کتک‌خورده آلمانی به دست شوهرشان گویای وجود این آسیب غم‌انگیز است. باید توجه داشت که خشونت علیه زنان و به‌صورت خاص (همسران) به چند نوع مختلف است. خشونت فیزیکی و بدنی، مانند صدمه‌زدن به وسایل منزل و ضرب‌وشتم همسر، خشونت روانی و کلا‌می ‌مانند تحقیر شخصیت، چهره یا شرایط جسمانی زن، ابراز تنفر نسبت به بستگان وی و همچنین خشونت اجتماعی شامل منع اشتغال و تحصیل، ممنوعیت ارتباط با بستگان حتی به‌صورت تلفنی، خشونت اقتصادی مانند نپرداختن خرجی و درنهایت صدمات و آزارهای جنسی از طریق تحمیل نسبت به همسر و در معرض فحشا و فساد قراردادن وی به‌خاطر اعتیاد، مهمترین و شایع‌ترین انواع همسر‌آزاری مردان نسبت به زنان است.

مفهوم پدیده همسر‌آزاری
خشونت و اعمال آن از معضلات روبه‌رشد در تمامی جوامع است. این پدیده اشکال گوناگونی دارد و مردان و زنان تمامی گروه‌های سنی تحت‌تاثیر آن قرار می‌گیرند. خشونت خانوادگی به نحوه پرخاشگری اشاره دارد که در روابط زوجین رخ می‌دهد. خشونت خانوادگی گاهی‌اوقات تحت‌عنوان همسر‌آزاری، خشونت زناشویی، زن‌آزاری، شریک آزاری و عبارات دیگر توصیف شده است.
براساس تحقیقات پزشکی قانونی، همسرآزاری در تمامی طبقات اجتماعی از فقیرترین تا غنی‌ترین و حتی خانواده‌های تحصیلکرده اتفاق می‌افتد و محدود به قشر خاصی نیست. همسرآزاری به شکل‌های مختلف در جوامع بروز می‌کند و در هر خانواده‌ای با هر شرایط و موقعیت اجتماعی ممکن است نمونه‌ای از همسرآزاری وجود داشته باشد. همسر به زن و شوهر گفته می‌شود و آزار نیز به معنی معکوس‌کردن بایدها و نبایدهاست. بنابراین در تعریف همسرآزاری می‌توان گفت معکوس‌کردن بایدها و نبایدها برای زن یا شوهر همسرآزاری محسوب می‌شود. همسرآزاری را می‌توان به ۴گروه همسرآزاری روانی، مالی، جنسی و جسمی تقسیم کرد. برآورده‌نشدن هر یک از نیازها در زمینه‌های‌مالی، روانی و جنسی می‌تواند یکی از انواع همسرآزاری را به دنبال داشته باشد.
فقر، اعتیاد، بی‌دقتی در انتخاب همسر، تفاوت‌های فرهنگی، رشد اجتماعی زنان و عدم باور مردان، مرد یا زن‌سالاری، نقش رسانه‌ها در ارایه چهره‌ای نادرست از زنان و ازدواج‌های قبل از رشادت ازجمله عوامل زمینه‌ساز همسرآزاری است. درصورتی که مرد قادر به تامین نیازهای مادی همسر و خانواده‌اش نباشد، ممکن است تبعات آن به‌صورت همسرآزاری بروز کند و مرد از شرایط عادی خارج شود. از سویی اعتیاد نیز به دلیل بالابردن هزینه خانواده و ایجاد علایم افسردگی در فرد، زمینه‌ساز همسرآزاری است.

نگاه ویژه حقوق بشر به زنان
با توجه به این‌که سازمان ملل، سال‌های ١٩٩۵ – ٢٠٠۴ را دهه آموزش حقوق بشر اعلام کرده است و از آن‌جا که ناآگاهی همه انسان‌ها، به‌ویژه زنان از این حقوق آنها را از برخورداری کامل از آن حقوق باز می‌دارد، لذا آگاه‌سازی عموم، سواد‌آموزی حقوقی و ارتقای فرهنگ حقوق بشر، توسعه و صلح از طریق هماهنگی و همکاری با گروه‌های محلی و منطقه‌ای و سازمان‌های غیردولتی و نیز رسانه‌ها در سراسر جهان برای اجرای برنامه‌هایی در زمینه آموزش حقوق بشر می‌توانند موثر باشند. در این میان خشونت علیه زنان ازجمله مسائلی است که در تمام جوامع فراگیر است. خشونت‌های جنسی، جسمی و… باعث شده تا محیط امن خانه برای همسران ناامن شود. اما شناخت زنان از حقوق خود و قوانینی که به نفع آنها در جهت ایجاد امنیت و آزادی نگاشته شده سبب خواهد شد تا از میزان خشونت علیه زنان نیز کاسته شود. از سویی در فضای جامعه غربی نیز پدیده همسرآزاری گسترش یافته و اعلامیه جهانی حقوق بشر در موادی بر حفظ حقوق زنان در جهت جلوگیری از همسرآزاری تاکید کرده است. اما آنچه در میان این قوانین مهم جلوه می‌کند، میزان ظرفیت جوامع در اجرای آنهاست و باید ضمانت اجرایی در جوامع بالاخص با توجه به اعلامیه جهانی حقوق بشر وجود داشته باشد. اگرچه در سال‌های اخیر، با افزایش تعداد تشکل‌های مدافع حقوق زنان و حمایت دولت از رشد این تشکل‌ها، صداهای بسیاری در حمایت از حذف خشونت علیه زنان بلند شده است، اما هنوز قوانین حمایت‌کننده از زنان کافی نیست و زنان نیز بنابر سنت اجتماعی، در موارد بسیاری ترجیح می‌دهند بنابر مصلحت یا حفظ آبرو، خشونت‌ها علیه خویش را پنهان کنند. آیا راه‌حلی وجود دارد؟ بازنگری قوانین کشورها، یکی از نخستین راهکارها برای حذف خشونت علیه زنان تلقی می‌شود. به اعتقاد نهادهای مدافع حقوق زنان، نقاط ضعف قانونی باید آشکار و رفع شود. دولت‌ها تشویق و ترغیب شوند تا قوانین را رعایت و قوانین نامناسب را عوض کنند. در سطوحی پایین‌تر نیز باید با کمک به رشد نهادها و تشکل‌های غیردولتی زنان، به مهار اجتماعی خشونت علیه زنان مبادرت ورزید. با همکاری و توسط این تشکل‌ها، زنان باید بیشتر به حقوق خود در برابر خشونت آگاه شوند. با این وجود، حضور و نقش مردان در حذف خشونت علیه زنان، اساسی و ضروری است و بدون جلب همکاری مردان، حذف خشونت ممکن نیست. مردان هم باید وادار شوند که سکوت خود را بشکنند و وارد این وادی شوند.

منبع: روزنامه شهروند

تیر
۸
۱۳۹۶
چگونه خشونت خانگی را اثبات کنیم؟
تیر ۸ ۱۳۹۶
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , ,
JamNewsImage17275521
image_pdfimage_print

Photo: JamNews

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

سوال: سلام. خسته نباشید! من ۷ سال پیش ازدواج کرده‌ام و یک فرزند پسر۴ ساله دارم. شوهرم در یک کارخانه کار می‌‌کند و وضعیت مالی متوسطی دارد. پس از گذشت یک سال از زندگی مشترک مشکلاتمان شروع شد. شوهرم در خانه خیلی بدرفتاری می‌کند و همیشه مرا اذیت می‌کند. سر هر مساله کوچکی عصبانی می‌شود و داد و بیداد می‌کند و فحش و ناسزا می‌دهد. اگر جوابش را بدهم بدتر می‌کند و دیگر کنترلش را از دست می‌دهد. چند بار به او گفتم برو دکتر اما قبول نمی‌کند و می‌گوید: «مگر دیوانه‌ هستم که دکتر بروم!»
در مورد مخارج خانه هم بسیار خسیس است و حساب و کتاب همه چیز را می‌کند. چند بار هم مرا کتک زده حتی یک بار که درباره رفتن به یک عروسی دعوا کردیم چنان داد و فریاد به راه انداخت و ظرف‌ها را شکست که همسایه‌ها به پلیس زنگ زدند! همان روز من را هم با مشت زد. پلیس آمد و شوهرم گفت اختلاف خانوادگی است و آنها هم رفتند. یک بار هم با گلدان شیشه‌ای به دستم زد و دستم زخمی شد که حتی دکتر رفتم. خلاصه دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. پسرم هم از این وضعیت خیلی اذیت می‌شود. می‌خواهم به دادگاه بروم اما در اینترنت خواندم که ثابت کردن چنین چیزهایی سخت است. چگونه در دادگاه می‌توانم کارهای شوهرم را اثبات کنم؟

جواب: سلام خانم محترم! چه شما بخواهید شکایت کیفری کنید و چه اینکه در دادگاه خانواده تقاضای طلاق کنید، باید بتوانید خشونت‌های شوهرتان را اثبات کنید. در شکایت کیفری اثبات خشونت‌ها اهمیت زیادی دارد و اگر نتوانید اثبات کنید دادگاه به نفع شما رای نمی دهد، اما در دادگاه خانواده کمی راحت‌تر است. در قانون مجازات اسلامی و برخی دیگر از قوانین، دلایل اثبات شمرده شده‌اند که مهم‌ترین آنها عبارت است از: اقرار و شهادت.

برای اثبات خشونت‌های شوهرتان در خانه چند راه دارید. اول اینکه اگر در این چند سال شاهدی برای خشونت‌های شوهرتان داشته‌اید می‌توانید به دادگاه معرفی کنید. از جمله اقوام و آشنایان و همسایگان که حداقل یک بار شاهد رفتارهای شوهرتان با شما بوده‌اند. توجه کنید که ممکن است دادگاه خود شاهدها را احضار کند. به همین دلیل کسانی که حاضرند شهادت بدهند، در صورت لزوم باید به دادگاه هم بروند.

کار دیگری که می‌توانید انجام دهید تهیه یک استشهادیه از همسایگان است. فرمودید که یک بار همسایگان با پلیس تماس گرفتند. بنابراین بارها صدای شوهر شما را که با شما بدرفتاری می‌کرده، شنیده‌اند. در استشهادیه هر چیزی را که همسایگان شنیده و دیده‌اند ذکر می‌شود و به امضای آنها می‌رسد. هر چه قدر تعداد امضا‌کنندگان بیشتر باشد، بهتر است.

همچنین می‌توانید در شکایت یا دادخواستی که می‌دهید، آمدن پلیس به خانه را با ذکر تاریخ و ساعت بنویسید. در این صورت دادگاه یا دادسرا اگر صلاح بداند، از مرکز پلیس استعلام می‌کند. فرمودید که یک بار به دلیل جراحت دستتان به دکتر رفتید. می‌توانید به آن دکتر مراجعه کرده و گزارش معاینه بالینی و یا نامه از ایشان بگیرید و ضمیمه شکایت یا دادخواست کنید. در صورتی که به آن دکتر دسترسی ندارید، اگر مدارکی از درمانتان باقی مانده آنها هم قابل ارائه به دادگاه هستند. به طور کلی هر چه به فکرتان می‌رسد که ممکن است در دادگاه به دردتان بخورد را جمع‌آوری کنید. در نهایت ممکن است با شکایت شما شوهرتان به بعضی خشونت‌های خود اعتراف کند. اگرچه احتمال آن بسیار کم است.

سوال: اگر از شوهرم فیلم بگیرم یا صدایش را ضبط کنم در دادگاه به درد می‌خورد؟ قاضی به این فیلم‌ها توجه می‌کند؟ یکی از دوستانم این را به من  پیشنهاد کرده است.

جواب: فیلم یا صدا به تنهایی نمی‌تواند اثبات‌کننده باشد به‌ویژه در دعاوی کیفری. اما در اصطلاح حقوقی یک اماره و نشانه است. یعنی برای اثبات خشونت‌های شوهرتان فقط فیلم یا صدا کافی نیست و دادگاه شوهرتان را محکوم نمی‌کند. اما اگر در کنار اینها دلایل دیگری ارائه دهید، فیلم هم نشانه خواهد بود و برای اثبات ادعایتان مفید خواهد بود. اگر از هنگامی که شوهرتان فحش و ناسزا می‌گوید یا شما را کتک می‌زند فیلم بگیرید، بی‌گمان تاثیر مثبتی خواهد داشت.  همچنین اگر آثاری از ضرب و جرح در بدنتان باقی است و یا اینکه شوهرتان دوباره مرتکب ضرب و جرح شد، بلافاصله به دادسرا بروید تا شما را به پزشکی قانونی معرفی کند. در این صورت پزشکی قانونی تایید خواهد کرد که شما مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌اید.

سوال: آیا شهادت خانواده خودم قبول است؟

جواب: اگر خانواده شما شاهد خشونت شوهرتان بوده‌اند، دادگاه اظهارات آنها را نیز گوش می‌دهد. اما اگر تنها دلیل اثباتی شما اظهارات خانواده‌ خودتان باشد، دادگاه این را نخواهد پذیرفت.

سوال: به نظرتان اگر شکایت کنم جواب می‌گیرم؟ آیا صلاح است شکایت کنم؟

جواب: در مورد شکایت کیفری توجه داشته باشید که فحش و ناسزا و افترا و ضرب و جرح جرم است، اما اثبات آن مشکل است. اگر آثاری از ضرب و جرح در بدنتان باقی نمانده باشد، در این مورد شکایتتان به نتیجه نمی‌رسد.  اما در مورد فحش و افترا اگر بتوانید اثبات کنید، ممکن است قاضی شوهرتان را محکوم کند. اگرچه دادگاه‌های کیفری ایران، در دعواهای خانوادگی تمایل چندانی به محکومیت شوهر ندارند. اما در مورد تقاضای صدور حکم طلاق چون خشونت همیشگی شوهر از موارد عسر و حرج است، شما با استناد به آن می‌توانید تقاضای طلاق کنید. دادگاه خانواده مساله را بررسی می‌کند و اگر خشونت را محرز بداند، حکم طلاق می‌دهد. البته اگر تصمیمتان به طلاق است بهتر است با شوهرتان در این مورد توافق کنید و رضایتش را برای طلاق توافقی جلب کنید. چون طلاق توافقی خیلی آسان‌تر و سریع‌تر به نتیجه می‌رسد.

تیر
۶
۱۳۹۶
تجاوز زناشویی و لزوم بازنگری در قوانین
تیر ۶ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و حقوق
۰
, ,
Fearful rape victim man holding her arm black background
image_pdfimage_print

Photo: Kasia Bialasiewicz/bigstockphoto.com

موسی برزین – پژوهشگر حقوق

اجبار به رابطه زناشویی یکی از موضوعاتی است که در چند سال اخیر مورد توجه کنشگران حوزه خشونت خانگی قرار گرفته است. این کنشگران معتقدند شوهر به هیچ‌ وجه نمی‌تواند همسر خود را مجبور به هم‌خوابگی با خود کند، زیرا اجبار به رابطه جنسی حتی از سوی شوهر برخلاف آزادی بدن زن بوده و این نوعی تجاوز است. در برخی از کشورهای توسعه‌یافته غربی این اجبار جرم‌انگاری شده و با ضمانت اجراهای کیفری و مدنی همراه است.

«سابقه قانونگذاری و جرم انگاشتن «تجاوز در بستر زناشویی» به دهه هفتاد میلادی بر می‌گردد. سال ۱۹۷۵ برای اولین بار قانون ممنوعیت تجاوز زناشویی در ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا تصویب شد. پیش از این بر اساس آموزه‌های دین مسیحیت شوهر به دلیل وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته نمی‌شد، زیرا فرض بر آن بود که زن و مرد با عقد ازدواج بر مقاربت جنسی توافق کرده‌اند. سال ۱۹۹۳ میلادی هر ۵۰ ایالت آمریکا تجاوز زناشویی را جرم دانستند. سال ۲۰۰۶ دبیر‌کل سازمان ملل از پیگرد قانونی تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور خبر داد».(۱)

ماهیت ازدواج در فقه اسلامی

حقوق ایران در مسائل زناشویی ریشه در فقه اسلامی دارد. اسلام ماهیت ازدواج را به شکل نوعی معامله می‌بیند که در آن، زن در قبال در اختیار قرار دادن خود به مرد مالی را به عنوان مهریه و نفقه دریافت می‌کند. در رابطه ازدواج، مفهوم تمکین به معنای وظیفه زن در تامین نیاز جنسی مرد است. بر اساس موازین اسلامی زن باید هر وقت که مرد بخواهد آماده رابطه جنسی با شوهرش باشد. از سوی دیگر آن مرد موظف به پرداخت مهریه و مخارج زندگی زن است.

نکاح بدون وجود یک رابطه جنسی و بدون پیش‌بینی مهریه امکان‌پذیر نیست. در خطبه عقدی که بین زن و مرد خوانده می‌شود، زن جملات ایجابی به کار برده و مرد  آن را قبول می‌کند. زن بیان می‌کند که خودم را  در برابر مبلغ معین مهریه به عقد تو در می‌آورم و مرد  می‌گوید قبول می‌کنم. از نظر بیشتر فقیهان اسلامی وجود رابطه جنسی ضرورت ذات عقد است. یعنی هدف اصلی از عقد ازدواج رابطه جنسی بین زن و مرد است تا جایی که اگر دو طرف شرط کنند که رابطه جنسی بین زن و شوهر وجود نداشته باشد، هم این شرط باطل است و هم عقد نکاح باطل می‌شود.

شرط عدم وجود مهریه نیز امکان‌پذیر نیست. گرچه این شرط خود باطل است اما عقد نکاح را باطل نمی کند. اما به هر حال مهریه ضروری عقد نکاح است. البته زن می‌تواند تا قبل از دریافت مهریه از رابطه جنسی با مرد پرهیز کرده و به اصطلاح از حق حبس استفاده کند. در قرآن نیز مقرراتی در مورد شیوه تنبیه زن در صورت تمکین نکردن و حاضر نشدن به رابطه جنسی آمده است.(۲)

موارد بالا نشان می‌دهد که در فقه اسلامی هم‌خوابگی با شوهر یکی از وظایف زن است و زن نمی‌تواند به خواست خود از آن خودداری کند. شوهر هم  در برابر این وظیفه زن باید هزینه زندگی همسر خود را پرداخت کند. به همین دلیل اگر در قوانین ایران زنی حاضر به هم‌خوابگی با شوهر خود نشود، ناشزه یعنی نافرمان محسوب شده و نفقه او ساقط خواهد شد. همچنین مرد می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای الزام زن به تمکین را ارائه دهد و اگر الزام میسر نشد می‌تواند اجازه ازدواج دوم را از دادگاه بگیرد.

تجاوز در بستر زناشویی

 بررسی این مقررات نشان می‌دهد که حقوق ایران معتقد به موضوعی به عنوان اجبار به رابطه جنسی و یا تجاوز زناشویی در رابطه بین زن و شوهر نیست. هیچ حمایت مدنی و کیفری از زنی که بدون وجود مشکلی خواهان ارتباط جنسی با شوهر خود نیست وجود ندارد.  گرچه برخی از حقوقدانان معتقدند که با استفاده از ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی می‌توان گفت در صورتی که اجبار شوهر به رابطه جنسی سبب ضرر بدنی یا شرافتی برای زن شود، زن می‌تواند خانه مشترک را ترک کرده و در مسکن دیگری سکونت کند. اما این ماده شامل مواردی که وظایف زن شمرده می‌شود را در برنمی‌گیرد. بر اساس مطالب گفته شده اطاعت از شوهر برای برقراری رابطه جنسی از وظایف زن است و زن نمی‌تواند برای فرار از انجام وظیفه به ماده ۱۱۱۵ استناد کند. البته اگر مرد خواهان رابطه جنسی نامتعارف و خشن باشد زن می‌تواند از انجام آن خودداری کند.  اما یک رابطه معمولی و متعارف شامل ماده مذکور نخواهد شد.

مقررات مورد اشاره می‌تواند زمینه‌ساز خشونت خانگی علیه زن شود. سن ازدواج در ایران بسیار پایین است و آمار ازدواج کودکان دختر در ایران بالا است. از سوی دیگر با توجه به شرایط فرهنگی جامعه ایران به خصوص در مناطق سنتی تر در‌می‌بینیم که تحمیل رابطه جنسی ناخواسته به زن می‌تواند موجب اثرات جبران‌ناپذیری شود. دختری که در سن پایین بدون رضایت خود به ازدواج مردی در آمده است و یا زنی که پشتوانه اقتصادی ندارد و نمی‌تواند به تنهایی هزینه زندگی را تامین کند، در نهایت مجبور می‌شود به این رابطه تن دهد و این پیامدهای روحی و روانی بسیاری ایجاد می‌کند.

بنا بر این لازم است قوانین موجود بازنگری شود. قانون باید سیاست‌های حمایتی از زنانی که قربانی خشونت شده‌اند و نمی‌خواهند در کنار شوهر خود زندگی کنند را پیش بینی کند.  همچنین وظیفه زن مبنی بر تمکین خاص از شوهر در برابر نفقه را حذف کند.

البته در ممنوعیت تجاوز زناشویی باید دقت کرد که پرهیز همیشگی از رابطه جنسی با همسر آثار منفی به همراه خواهد داشت. زندگی زناشویی بدون وجود هیچ‌گونه رابطه جنسی شاید معنا و مفهوم چندانی نداشته باشد. به همین دلیل اگر یک طرف  هیچ‌گاه حاضر به رابطه جنسی با دیگری نباشد، قانون باید برنامه‌ای برای حمایت از زوج دیگر پیش‌بینی کند.  در وضعیت فعلی حقوق ایران نمی‌توان بدون تغییر دیگر مقررات تنها وظیفه زن مبنی بر تمکین خاص از شوهر را به طور کلی حذف کرد. اگر بخواهیم مساله ممنوعیت تجاوز زناشویی را وارد قانون کنیم باید در برخی مقررات دیگر هم تغییراتی داد.

…………………

 

خرداد
۳۰
۱۳۹۶
خشونت‌گران رفتارهای دوقطبی دارند
خرداد ۳۰ ۱۳۹۶
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, ,
older woman hiding happy and sad face behind mask, concept for manic depression or bipolar or dramedy comedy drama
image_pdfimage_print

Photo: axelbueckert/bistock.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پرسش: زن جوانی هستم که به تازگی ازدواج کرده‌ام. پدرم با ازدواج من مخالف بود. اما با اصرار زیاد من، خانواده‌ام بالاخره راضی شدند.

همسر من ایرانی نیست و در خانه با هم انگلیسی صحبت می‌کنیم. دو هفته بعد از ازدواج برای اولین بار دعوایمان شد و صدایش را بلند کرد. سوتفاهمی بود که شاید به خاطر تفاوت فرهنگ و زبان ایجاد شده بود. اما او از داد زدن دست بر نمی‌داشت و تهدید کرد که من را می‌کشد.

ظرف چند ماه، دوباره موضوع چند بار تکرار شد و سرانجام تصمیم به جدایی گرفتم اما وقتی فهمیدم باردار هستم از جدایی منصرف شدم. سعی کردم او را ببخشم و به زندگی‌ام برگردم.

دوباره همین هفته پیش به خاطر یک برداشت اشتباه از صحبت‌های من از کوره در رفت و من را هول داد، زمین خوردم و زخمی شدم. به جان وسایل خانه افتاد و هر چه جلوی دستش بود را شکست. بالاخره توانستم برای یک دقیقه آرامش کنم تا برایش موضوع سوتفاهم را توضیح بدهم. وقتی متوجه اشتباه‌اش شد بغلم کرد و مرا بوسید و عذرخواهی کرد. بین دو راهی سقط جنین و زندگی زیر خشونت فیزیکی و روانی گیر افتاده‌ام. چه کنم؟ برای بچه آینده‌ام بهتر گزینه کدام است؟ دوستانم مرا به سقط و طلاق تشویق می‌کنند. اما من باور نمی‌کنم فاصله بین عشق و نفرت چنین کوتاه باشد.

پاسخ: دوست عزیز، نوشته غمگین شما با جمله ای شروع شده است که من صدها و هزاران بار در طول سال‌ها کار در این حوزه شنیده و خوانده‌ام: «خانواده‌ام  با ازدواج من مخالف بودند اما با اصرار زیاد من، بالاخره راضی شدند.»ِ پیش از پاسخ دادن به سوال شما بار دیگر نظر شما را به اهمیت نقش خانواده در پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی که قبلا در همین سایت منتشر شده است جلب می‌کنم.

خشونت توجیهی ندارد

دخترم، بگذار خاطرت را جمع کنم که رفتار همسر شما به هیچ وجه به خاطر تفاوت فرهنگی و زبانی و … نیست. اصولا به یاد داشته باشید که خشونت و پرخاشگری هرگز هیچ توجیهی ندارد. همه انسان‌های روی زمین خشمگین می‌شوند ولی تعداد کمی هستند که پرخاشگری می‌کنند. تفاوت این دو دسته افراد چیست؟ حرفی که شما می‌زنید ایده‌آل افراد پرخاشگر است. آنها همیشه می‌گویند «تو مرا عصبانی می‌کنی.»

یک بار در کلینیک مشاوره من، یک فرد بسیار تحصیل‌کرده در حضور خانواده‌اش به من گفت: «اگر این‌ها پا روی دم من نگذارند، من کاری به کار آنها ندارم!» پاسخ من به ایشان این بود: «اولا بسیار متاسفم شما دم دارید!» همگی خندیدند و فرد مورد نظر هم متوجه معنایی که در مثال عامیانه‌اش پنهان بود، شد. فقط یک حیوان است که با پا گذاشتن روی دم، فورا و بدون فکر به کسی حمله می‌کند. سوال دوم من از کسانی که این بهانه‌ها را می‌آورند این است: «آیا شما هرگز در محیط کار از رئیس خود خشمگین شده‌اید؟ آیا به ایشان پرخاش می‌کنید؟ کتکش می‌زنید؟ ناسزا می‌گویید؟ چیزی به طرفش پرتاب می‌کنید؟» پاسخ همیشه چیزی در این ردیف است: «مگر من دیوانه هستم؟!» این پاسخ نشان می‌دهد که خشونت این افراد کاملا انتخابی  است و توانایی کنترل آن را دارند.

خشونت‌گر می‌تواند خودش را کنترل کند

این مقدمه را گفتم تا شما بدانید که همسرتان توانایی کنترل خود را دارد و این شما هستید که با رفتارتان به او اجازه خشونت را می‌دهید. توصیه همیشگی من به همه افراد این است که هرگز کوچک‌ترین مورد خشونت و پرخاشگری را تحمل نکنند و با آن برخورد خیلی جدی داشته باشند. خشونت‌گران معمولا از همان ابتدای آشنایی نشانه‌های رفتاری خاصی را از خود نشان می‌دهند. شما در این مورد چیزی ننوشته‌اید. علت مخالفت پدرتان را هم ذکر نکرده اید. شاید ایشان ردپای پرخاشگری را در رفتارهای همسر شما دیده بودند. ایکاش پیش از ازدواج جوانان و والدین آنها نسبت به این مسائل حساس باشند تا از این وضعیتی که امثال شما گرفتار آن هستند، جلوگیری کنند.

من هرگز نمی‌توانم به شما توصیه‌ای در مورد سقط یا عدم سقط جنین بکنم. اما می‌توانم بگویم که مشکل شوهر شما کاملا قابل حل است و توصیه کنم که حتما و در اسرع وقت این مسئله را پیگیری کنید. این وقایع هرگز نباید در طول دوران بارداری شما تکرار شوند. در دوران بارداری حتی کسی نباید با شما با صدای بلند حرف بزند. جنین تحت تاثیر مستقیم حالات روحی و جسمی مادرش است و خوشی و ناخوشی شما روی جسم و روان او تاثیر مثبت و منفی می‌گذارد.

معمولا افراد خشونت‌گر رفتارهای دو قطبی دارند. یعنی به همان اندازه که خشونت می‌ورزند، می‌توانند مهربان و دوست داشتنی باشند که شما از آن به عنوان فاصله کوتاه بین عشق و نفرت یاد کرده‌اید. اگر همسر شما هم همین حالت را دارد، در اولین فرصت هنگامی که اخلاقش خوب است با ملایمت به او بگویید که نگران فرزندتان هستید و باید فکری به حال خشم و رفتارهای خشمگینانه خود بکند. به قول و قرارهای ایشان توجه نکنید و از او بخواهید که کمک تخصصی بگیرد. امکانات کشورهای مختلف در این رابطه متفاوت است. شما نگفته اید که کشور محل اقامتتان کجاست.  کلاس‌ها و گروه‌های تخصصی مدیریت خشم می‌تواند برای ایشان مفید باشد ولی قبل از آن باید برای تشخیص نیازهای درمانی خود به یک روان‌پزشک یا روان‌شناس بالینی مراجعه کنند. اگر این تلاش‌ها در ایشان تاثیری نگذاشت، حتما از دیگران کمک بگیرید. اگر در ایران هستید، از افراد خانواده و اگر خارج از ایران هستید از مراجع قانونی کمک بگیرید و تا وقتی که ایشان به گواهی متخصصین رفتارهای پرخاشگرانه خود را کلا  برطرف نکرده است، به زندگی مشترک باز نگردید.

خرداد
۲۵
۱۳۹۶
شوهرم برای اجرای صیغه طلاق حاضر نمی‌شود. چه کنم؟
خرداد ۲۵ ۱۳۹۶
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , ,
law and justice concept, antique golden scale in front of a row of law books in studio
image_pdfimage_print

www.BillionPhotos.com / bigstock

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: از ابتدای ازدواج با مشکلات بسیاری مواجه شدم. شوهرم من و خانواده‌ام را تحقیر می‌کرد و مورد اهانت قرار می‌داد. همچنین ارتباطات من با اقوام و دوستان را بسیار محدود کرده بود. چندین بارهم من را در حضور خانواده‌اش کتک زد. این رفتار‌ها باعث شد که به نوعی از او متنفر شوم و دیگر قادر به ادامه زندگی نباشم. به همین دلایل تصمیم به طلاق گرفتم. پس از دو سال دوندگی در دادگاه‌ها، بالاخره موفق شدم که حکم طلاق را بگیرم. ماه پیش دادگاه حکم طلاق من را صادر کرد. شوهرم از ابتدا برای اذیت کردن من راضی به طلاق نمی‌شد. حتی من نصف مهریه‌ام را بخشیدم تا راضی به طلاق توافقی شود. هم اکنون نیز که حکم صادر شده است برای اجرای صیغه به دفترخانه نمی‌آید. چندین‌بار با او تماس گرفتم اما بهانه آورده و اجرای صیغه را به بعد موکول می‌کند. در این مورد چند سوال دارم. آیا رجوع به دفترخانه الزامی است؟ اگر شوهرم به دفترخانه نیاید چه کار باید بکنم؟ اگر مدتی از حکم طلاق بگذرد و اجرا نشود چه می‌شود؟

وکیل خانه امن: پس از صدور حکم طلاق توسط دادگاه مراجعه به دفترخانه طلاق برای اجرای آن ضروری است. بنابراین زنی که تقاضای طلاق او پذیرفته شده باید منتظر خاتمه دادرسی یعنی ابلاغ رای فرجام‌خواهی و در صورتی که فرجام‌خواهی انجام نگرفته است منتظر انقضای مهلت بیست روزه آن شود. بنابراین اگر هنوز رای قطعی نشده است نمی‌توانید نسبت به اجرای آن اقدام کنید.

با توجه به این‌که در مواقعی که زن متقاضی طلاق شده است دادگاه حکم به الزام شوهر به طلاق را صادر خواهد کرد و این حکم متفاوت از صدور گواهی عدم سازش است، زن ۶ ماه فرصت دارد که نسبت به اجرای این حکم اقدام کند. بدین معنی که اعتبار حکم طلاق ۶ ماه است. باید توجه داشته باشید که پس از گذشت این شش ماه طلاق دیگر قابل اجرا نیست و حکم دادگاه از اعتبار ساقط خواهد شد. این شش ماه نیز پس از ابلاغ حکم فرجامی یا انقضای مهلت فرجام‌خواهی شروع خواهد شد. این مقرره را ماده ۳۳ قانون حمایت خانواده پیش‌بینی کرده است. بنابراین به هر طریقی که شده باید در طی ۶ ماه اجرای طلاق را انجام دهید. هم‌چنین طلاق امری است که شوهر باید نسبت به آن اقدام کند، در بسیاری از موارد مشاهده می‌شود که شوهر به دفترخانه مراجعه نمی‌کند. در این گونه موارد قانون‌گذار راه‌کاری را پیش‌بینی کرده است. طبق ماده ۳۳ قانون فوق‌الذکر «هرگاه حکم طلاق از سوی زوجه به دفتر رسمی ازدواج و طلاق تسلیم شود، در صورتی که زوج ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ مراتب در دفترخانه حاضر نشود، سردفتر به زوجین ابلاغ می‌کند برای اجرای صیغه طلاق و ثبت آن در دفترخانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوج و عدم اعلام عذر از سوی وی یا امتناع او از اجرای صیغه، صیغه طلاق جاری و ثبت می‌شود و مراتب به زوج ابلاغ می‌گردد. در صورت اعلام عذر از سوی زوج، یک نوبت دیگر به ترتیب مذکور از طرفین دعوت به‌عمل می‌آید. تبصره ـ دادگاه صادرکننده حکم طلاق باید در رأی صادرشده بر نمایندگی سردفتر در اجرای صیغه طلاق در صورت امتناع زوج تصریح کند.» بنابراین بهتر است شما به دفترخانه مراجعه کنید و خواستار ابلاغ به شوهرتان شوید. اگر ایشان حاضر شوند که مشکلی نیست و اگر حاضر نشوند، دفترخانه صیغه طلاق را بدون حضور شوهرتان جاری خواهد ساخت. بنابراین از عدم مراجعه شوهر به دفترخانه نگرانی نداشته باشید.

پرسشگر: سوال دیگری داشتم. مطالبی در مورد حق رجوع شوهر در ایام عده شنیده‌ام. یعنی اگر شوهر من بخواهد می‌تواند طلاق را باطل کند؟

وکیل خانه امن: لطفا به حکم دادگاه نگاه کنید و بفرمایید که آیا در حکم‌تان آمده است که طلاق بائن است؟

پرسشگر: بله نوشته شده است.

وکیل خانه امن: طلاق شما خلعی بوده و بائن است. یعنی شوهرتان حق رجوع ندارد.

خرداد
۲۲
۱۳۹۶
پاسخ موثر به قربانیان خشونت خانگی چه ویژگی دارد؟
خرداد ۲۲ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: ia_64/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: ia_64/bigstockphoto.com

انجمن ملی مددکاران اجتماعی آمریکا

ارزیابی

  • نیازمندی‌های ایمنی فوری قربانی را ارزیابی کنید. «آیا خطر فوری شما را تهدید می‌کند؟ شریک شما هم اکنون کجاست؟ زمانی که شما مراقبت پزشکی خود را به اتمام رساندید وی کجا خواهد بود؟ آیا نیازی به امنیت دارید یا آیا می‌خواهید فورا به پلیس اطلاع داده شود؟
  • الگو و سابقه سوءاستفاده را ارزیابی کنید. تاکتیک‌های جسمی، جنسی یا روانی شریک و همچنین فشارهای اقتصادی وارد بر بیمار را ارزیابی کنید. «خشونت از کی شروع شده است؟ آیا شریکتان شما را مورد اجبار یا آسیب جنسی قرار داده است؟ آیا شریکتان به خانواده، دوستان یا حیوانات خانگی‌تان آسیب زده است؟ آیا شریکتان فعالیت‌ها، پول، و فرزندانتان را کنترل می‌کند؟»
  • ارتباط بین خشونت خانگی و مشکلات سلامتی بیمار را ارزیابی کنید. تاثیر سوءاستفاده بر روی سلامت جسمی، روانی و معنوی قربانی را ارزیابی کنید. میزان کنترل شریک بر روی قربانی تا چه اندازه است؟ «رفتار سوءاستفاده گرانه شریکتان چگونه بر روی سلامت جسمیتان اثر می‌گذارد؟ (برای مثال، ورم مفاصل، گردن یا کمر درد مزمن، میگرن و دیگر سردرد‌های مکرر، لکنت، مشکلات دید، عفونت‌های جنسی، درد مزمن لگن، زخم معده، کولون اسپاستیک، و اسهال مکرر، یبوست یا اختلالات خوردن). رفتار سوءاستفاده‌گرانه چگونه بر روی سلامت روانی‌تان اثر می‌گذارد؟ (برای مثال، افسردگی، افکار خودکشی، استرس، اختلال روانی، مشکلات سوء مصرف مواد).»
  • میزان دسترسی فعلی قربانی به گروه‌های حمایت و پشتیبانی را ارزیابی کنید. آیا منابع احتماعی که از لحاظ فرهنگی مناسب باشد در اختیار بیمار قرار دارد؟ در حال حاضر علاوه بر خدمات مراقبت از سلامت چه منابعی در دسترس است؟ «از چه منابعی استفاده می‌کنید یا در گذشته امتحان کرده‌اید؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا این منابع مفید و مناسب بودند؟»
  • ایمنی بیمار را ارزیابی کنید: آیا خطر مرگ، یا آسیب یا صدمه در پی خشونت خانگی در آینده وجود دارد؟ در مورد تاکتیک‌های شریک سوال کنید: تشدید بسامد یا شدت خشونت، تهدید به قتل یا خودکشی، استفاده از الکل یا مواد، و همچنین عواقب سلامتی سوءاستفاده‌های گذشته.

 آیا شریکتان تا به حال:

  • از سلاح در مقابل شما استفاده کرده یا شما را تهدید به استفاده از سلاح کرده است؟
  • اقدام به خفه کردن خود یا شما کرده است؟
  • شما یا فرزندانتان را برای رسیدن به خواسته‌هایش گروگان گرفته است؟
  • شما را تعقیب کرده است؟
  • به فرزندانتان آسیب زده یا آن‌ها را تهدید به آسیب زدن کرده است؟

آیا میزان سوءاستفاده بد‌تر شده است؟ آیا ترس جان خود را دارید؟ آیا شریکتان الکل یا مواد مصرف می‌کند؟ آیا تا به حال آنقدر احساس بدی داشته‌اید که نخواهید به زندگی ادامه دهید؟ آیا تا به حال به کشتن خود فکر کرده‌اید؟ آیا در گذشته دست به چنین کاری زده‌اید؟

مداخله

هدف‌های پاسخ موثر به قربانیان خشونت خانگی:

  • افزایش ایمنی قربانی و پشتیبانی از وی در محافظت از خود و فرزندانش از طریق تایید تجارب آن‌ها، ارائه پشتیبانی، و ارائه اطلاعات درباره منابع و انتخاب‌ها.
  • اطلاع رسانی به بیماران درباره محدودیت‌های حریم شخصی مثلا سوءاستفاده از کودکان یا گزارش نیازمندی‌های خشونت خانگی.
  • هدف این نیست که باعث شوید بیماران کسانی که از آن‌ها سوءاستفاده کرده‌اند را ترک کنند، یا مشکل را برای بیمار «حل» کنید، بلکه هدف ارائه پشتیبانی و اطلاعات است.

به صحبت‌های بیمار گوش کنید و پاسخ‌های تایید کننده بدهید:

۱.    «تو مستحق این شرایط نیستی. هیچ توجیهی برای خشونت خانگی وجود ندارد. تو مستحق شرایط بهتر هستی.»

۲.    «من نگرانم. این کار برای تو ضرر دارد (و ممکن است برای فرزندانت نیز ضرر داشته باشد).»

۳.    «این موضوع پیچیده است. برخی اوقات طول می‌کشد تا این مشکل حل شود.»

۴.    «تو در حل ‌این مشکل تنها نیستی. ممکن است راه حل‌هایی وجود داشته باشد. من از انتخاب‌هایت حمایت می‌کنم.»

۵.    «تو برای من مهم هستی. خوشحالم که موضوع را به من گفتی. من می‌خواهم تا ما با هم همکاری کرده تا تو در حد ممکن در امنیت و سلامتی باشی.»

۶.    «متوقف کردن سوءاستفاده وظیفه شریکت است و نه وظیفه تو»

در مورد خشونت خانگی به بیمار اطلاع رسانی کنید:

  • خشونت خانگی مشکلی رایج است و در تمامی انواع روابط اتفاق می‌افتد.
  • بیشتر خشونت‌ها ادامه پیدا کرده و پر تکرار و شدید‌تر می‌شوند.
  • خشونت در خانه می‌تواند به فرزندان آسیب بزند (اگر بیمار صاحب فرزند است).
  • خشونت خانگی بر سلامت بیمار تاثیر می‌گذارد.
  • متوقف کردن خشونت خانگی وظیفه فرد خشونت‌گر است و نه وظیفه قربانی.

به مشکلات ایمنی گوش کرده و به آن‌ها پاسخ دهید:

  • یک بروشور درباره برنامه ریزی ایمنی به بیمار نشان دهید و آن را با وی مرور کنید.
  • نظرات مختلف راجع به چگونگی خصوصی نگه داشتن اطلاعات و عدم دسترسی فرد سوءاستفاده گر به آن‌ها را بررسی کنید.
  • به بیمار پیشنهاد دسترسی فوری و ۲۴ ساعته به پشتیبانی تلفنی خشونت خانگی محلی، استانی، یا کشوری بدهید.
  • به وی پیشنهاد دهید تا در‌‌ همان زمان یا در ملاقاتی دیگر با یک پشتیبان یا وکیل صحبت کند.
  • اگر بیمار گفت که احساس می‌کند که در خطر است، حرف او را جدی بگیرید.
  • اگر بیمار در خطر جدی است و می‌خواهد تا رابطه را ترک کند، به وی توضیح دهید که بهترین راه ترک رابطه بدون اطلاع دادن به شریک است.
  • از اینکه بیمار به مکانی امن می‌رود اطمینان حاصل کنید و او را تشویق کنید تا با یک وکیل صحبت کند.
  • استقلال بیمار در تصمیم‌گیری برای درمان خود را تقویت کنید.

وی را به منابع محلی ارجاع دهید:

  • هرگونه سیستم پشتیبانی و وکالت را در زمینه مراقبت از سلامت توضیح دهید.
  • بیمار را به مراکز خدمات پشتیبانی و وکالت واقع در جامعه مانند گزینه‌های قانونی، خدمات وکالت و غیره ارجاع دهید.

گام‌های تکمیلی برای پزشکان مراقبت‌های سلامتی:

  • یک جلسه تکمیلی تعیین کنید. از اینکه بیمار به یک پزشک کمک‌های اولیه دسترسی خواهد داشت اطمینان حاصل کنید.
  • خشونت خانگی نیز مانند سایر مشکلات سلامتی (سیگار کشیدن، تغذیه ضعیف، فشار خون بالا و غیره)، معمولا نیازمند چندین مداخله در طول زمان است. از بیمار بپرسید که بعد از آخرین ملاقات چه اتفاق‌هایی افتاد.
  • سوابق پزشکی را بررسی کنید و در مورد موارد گذشته خشونت خانگی از بیمار بپرسید. این‌ها به خاطر این است تا در نگرانی بیمار شریک شوید و وی را ترغیب کنید که آزادانه در مورد مشکلات سلامتی‌اش با شما صحبت کند.
  • از بیمار بپرسید که آیا شماره تلفن یا آدرسی که بتوان در امنیت کامل با آن‌ها تماس گرفت وجود دارد یا خیر.

منبع 

خرداد
۱۹
۱۳۹۶
لاله خانم شبیه مادرم نبود
خرداد ۱۹ ۱۳۹۶
تجربه ها و خاطره ها
۲
,
Photo: aastock/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: aastock/bigstockphoto.com

قضاوت نمی‌کنم که درباره مادر و پدرم که با قصد ونیت مرا نخواستند یا ناچار بودند ولی چرا همواره درباره خشونت می‌نویسید زندگی من حکایت خوبی و محبت بی‌دریغ زن و مردی است که مرا به فرزندی قبول کردند.

اسمی که در قنداق من روی برگه کوچکی نوشته شده بود معصومه بود بدون نام فامیل که قبل از نماز صبح پشت در مسجدی رها شده بودم. حتما مادرم آن نزدیکی‌ها ماند تا یک نفر من را پیدا کند.

یک نفر من را پیدا کرد و بعد از نمی‌دانم چند روز و چه مراحلی به شیرخوارگاه سپرده شدم. نمی‌دانم آن روزهای بلاتکلیفی گشنه مانده بودم یا نه؟ نمی دانم از بی‌مادری ترسیده بودم یا نه ولی تا پنج سالگی بارها و بارها، روزهای ممتد و طولانی از ترس و تنهایی گریه می‌کردم و دلم می‌خواست مادری داشته باشم و پدری.

در ذهن کوچک من مادرم صورت گرد داشت که همیشه می‌خندید با موهای بلند قهوه‌ای و پدرم مردی بود قد بلند که من را با خودش پارک می‌برد. مادرم من را روی تاب هول می‌داد و هیچ کدام از آن‌ها من را دعوا نمی کردند.

من دخترکی لاغر بودم و همیشه مریض که حوصله بازی و نقاشی با بقیه بچه‌های بهزیستی را نداشتم. گوشه‌گیر که آماده گریه برای هر اتفاقی بودم‌. در همان سن کم به خودم می‌گفتم حتما مادرم من را دوست داشته و من را سر راه نگذاشته و حتما من را گم کرده است و سر این موضوع با دختربچه‌های هم سرنوشتم دعوا می‌کردم و زارزار گریه می‌کردم که مادرم من را جا گذاشته است و حالا به دنبال من می گردد.

مدرسه نرفته بودم که چشم‌های کنجکاو خانمی مرتب من را نگاه می کرد. شکل مادری که در ذهن داشتم نبود. قدش کوتاه بود و موهایش قهوه‌ای نبود. لب‌هایش قرمز بود و گاه گاهی با یک آقایی من را نگاه می‌کرد و حتی دو بار با من حرف زد. اسمش لاله بود و من به لاله خانم گفتم که من گم شده‌ام و مادرم من را دوست داشته است. لاله خانم هم همیشه می گفت که حتما همینطور است و همه مادرهایی که بچه هایشان اینجا هستند حتما بچه‌هایشان را گم کرده‌اند.

لاله خانم شبیه مادرم نبود

یک روز لاله خانم با یک عروسک مو قهوه‌ای نزدیک من آمد و گفت اگر مادرت تو را گم کرده است دوست داری که من پیدایت کنم و بشوم مادر دومت؟ من دلم مامان خودم را می خواست ولی فکر کردم حتما مادرم او را فرستاده و او نمی‌خواهد به من بگوید.

لاله خانم گفت: «اگر قبول کنی دیگه دل مامانت برای تو شور نمی‌زنه و خیالت راحت می‌شه» و یادم نیست که چند روز و شب شد تا لاله خانم دست من را گرفت و برای همیشه از بهزیستی برد. آن روزهای اول خانه مادر لاله خانم بودیم و یک عالم خانم و آقا می‌آمدند و برای من کادو می‌آوردند. خوشحال بودم که مادرم لاله جان را برای بردن من فرستاده است تا اینکه یک روز سوار یک هواپیمای خیلی بزرگ شدیم و آنقدر توی آن نشستیم که من گریه‌ام گرفت و فکر کردم که چقدر خانه لاله جان دور است.

از پرنده سفید که پیاده شدیم اون آقایی که قبلا به من در بهزیستی نگاه کرده بود پشت یک میله‌هایی ایستاده بود با سه تا پسر بچه که موهایشان مثل لاله جان قهوه ای نبود و چشم هایشان هم مثل لاله جان بود و من را با تعجب نگاه می کردند. آقا سر من را بوسید و پسرها به من عروسک‌های خوشگل دادند ولی من درست حرف‌های پسر بچه‌ها را نمی‌فهمیدم .

خانه آن ها شکل  خیابان‌های اطراف بهزیستی نبود و لاله جان و آن مرد به پسر بچه ها گفتند که معصومه را مادرش و از قلب ما فرستاده تا او همیشه توی قلب ما بماند و مثل خواهر شما باشد. لاله جان گفت که من چه اسمی دوست دارم و من فوری گفتم نیکی چون نیکی اسم دوستم بود که تختش کنار تخت من بود و من از آن زمان شدم نیکی.

از اول لاله خانم مادرم بود

چند روز دیگر تولد بیست سالگی من است و من در یکی از شهرهای کانادا زندگی می‌کنم‌. در یکی از بهترین دانشگاه‌ها دانشجو هستم و سه برادر بزرگترم در شهرهای مختلف دانشگاه می‌روند. لاله را مادر و آن آقا را پدر صدا می‌کنم. در تمام این سال‌ها همه محبت و امکانات را داشتم. به خوبی سنتور می‌زنم و به خوبی شنا می‌کنم. مادرم کار می کرد و تا سه سال پرستار تمام وقت داشتم و پدرم در تمام روزهایی که کلاس شنا و سنتور می‌رفتم کنار من نشسته بود.

بهترین مدرسه‌ها و امکانات در اختیار من بود و من فکر می‌کنم که از اول لاله خانم مادرم بود و آن آقا پدرم و هیچوقت مادرم من را گم نکرده بود. من فکر می کنم که برای نفی خشونت لازم نیست که همواره از خشونت بنویسید و گاهی لازم است که درباره آدم‌هایی که در دل و ذهن و باور و عمل جز مهر به انسان های اطراف خود هدیه نمی‌دهند نیز بنویسید.

خرداد
۱۸
۱۳۹۶
بررسی‌ ریشه‌های جامعه‌شناختی‌ خشونت خانگی در قوانین ایران
خرداد ۱۸ ۱۳۹۶
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
vverve/bigstock.com
image_pdfimage_print

vverve/bigstock.com

*اسفندیار کیانی

برای درک عمیق‌تر مسئله‌ی خشونت خانگی، به ویژه قوانینی که موجب ترویج الگوهای خشونت‌بار در خانه می‌شوند، شاید بهتر باشد نگاهی به ریشه‌های خشونت بکنیم. به علاوه، خشونت هم مانند هر پدیده‌ی اجتماعی دیگری دستخوش تغییرات عمده‌ای شده است که برای فهم بهتر پدیده‌ی خشونت خانگی باید به آن‌ها توجه کرد.

در نظرات هانا آرنت، خشونت در خانه،[i] به شکل غریزی و تاریخی، برای برآوردن نیازهای اولیه‌ی زیستی و بنا به ضرورت، اجتناب ناپذیر بوده است.[ii] شاید به همین دلیل است که بسیاری از قوانینی که مردان را در مواضع برتر قرار می‌دهند رنگ و بو و نشانه‌هایی از نیازهای اولیه‌ی زیستی دارند.[iii] به دیگر سخن، خشونت در خانه و اُمور شخصی در واقع زاده‌ی عدم امنیت و نبود تضمینات لازم برای نیازهای اولیه‌ی زیستی بوده است و قانون هم متعاقباً از این خشونت (که در مقابله با ناامنی توجیه می‌شد) حمایت کرده است. هرچند، در گذر زمان و حتی در صورت برآورده شدن نیازهای زیستی افراد در خانه، با نهادینه شدن ساختارهای خشن چه در قوانین و چه در عرف، خشونت بدل پدیده‌ی بدخیمی می‌شود که رهایی از آن به سادگی میسر نیست. آرنت، در کتاب خود، استدلال می‌کند که راه رهایی پیدا کردن از خشونت مبتنی بر نیاز و ضرورت توسل به تشکیل جوامع[iv] بشری و سیاسی ست که در آن‌ها امکان وضع قوانین، سیاست ها، و سایر سازوکارهای زمامداری وجود دارد.[v] مشکل اما آن‌جاست که قوانین بدل به متونی می‌شوند که خود در گذار از خشونت خانگی به امنیت خلل ایجاد می‌کنند، مانند متون منجمدی که بر سر راه تغییر می‌ایستند. توضیح آن که قوانین برای نیل به اهداف غایی خود (مانند ایجاد نظم، اجرای عدالت و امنیت به ویژه در خانه ها) ابتدا می‌بایست شرایط [موجود] را ثبات بخشند، چرا که روشن است در سایه‌ی بی‌ثباتی، تشویش و هرج و مرج، هیچ امنیت و نظم و عدالتی میسر نخواهد بود. این ضرورت، عموماً قوانین را دچار نوعی محافظه‌کاری می‌کنند. شاید یکی از دلایل عدم پویایی قوانین در مواجهه با پدیده‌ی خشونت خانگی همین رویکرد (محافظه‌کارانه) ذاتی قوانین باشد.

برای روشن‌تر شدن این مطلب و برای نمونه، می‌توان نگاهی اجمالی به موضع قانون در قبال خشونت، به ویژه خشونت خانگی انداخت. نگاهی به قانون مجازات اسلامی در ایران، برای مثال، این امر را به ذهن متبادر می‌کند که گویی قانون‌گذار تلقی‌ای عمدتاً (اگر نه صرفاً) فیزیکی و جسمانی از پدیده‌ی خشونت داشته است.[vi] اما علت این توقف و مقاومت در برابر پذیرش اَشکال روانی و معنوی خشونت، که خصوصاً در خانه‌ها اهمیت به سزایی دارند، چیست؟ میشل فوکو، در کتاب خود، انتظام و مجازات: تولد زندان، به تبارشناسی مسئله‌ی خشونت می‌پردازد.[vii] مطالعه‌ی و مشاهده‌ی خشونت در پژوهش فوکو به ما می‌آموزد که در گذر از سنت به دوران مدرن، خشونت رفته رفته رنگ و بوی جسمانی خود را از دست می‌دهد و بدل به امری ذهنی می‌شود، هرچند بروز و ظهوری فیزیکی داشته باشد. به دیگر سخن، موضوع خشونت در گذشته (مثلا قرون وسطی در اروپا) به طورعمده جسم و تن افراد بوده است و امروزه ذهن و فکر آن‌ها. شاید بنابراین مشاهده بتوان گفت که قوانین مُدرن پذیرش بیشتری برای شناسایی اَشکال غیرفیزیکی خشونت دارند درحالی‌که قوانین سنتی‌تر (نظیر قوانین کیفری مبتنی بر ادیان ابراهیمی) مقاومت بیشتری در این خصوص نشان می‌دهند. حتی در مطالعات خشونت خانگی هم هنوز فهم عمدتاً جسمانی خشونت بر مفهوم غیرفیزیکی آن چیرگی دارد، اما می‌توان استدلال کرد که اغلب (اگر نه همه) خشونت های جسمانی ریشه‌های روانی و فکری دارند؛ دلایلی که خشونت‌ورز را مجاب و متقاعد به ارتکاب به عمل خشن می‌کند بی تردید تنها عوامل فیزیکی نیستند و این مسئله چه در قوانین و چه در پژوهش‌های این حوزه همواره مغفول واقع شده‌است.

اما چاره چیست؟ چطور می‌توان در فرایند قانون‌گذاری پویش ایجاد کرد؟ اگر نگاهی دوباره بیاندازیم به آراء و نظرات هانا آرنت درمیابیم که در دوران مدرن خشونت خانگی (در حوزه‌ی خصوصی) رابطه‌ی تنگاتنگی با خشونت در سطح عام و کلان تر دارد و این دو همواره درهم می‌آمیزند.[viii] این بدان معناست که پرداختن به یکی بدون توجه به دیگری نمی‌تواند مشکل خشونت را حل کند. یافتن راه حل برای پدیده‌ی خشونت خانگی در پی توجه به خشونت به صورت یک کلّ میسر می‌شود. از این رو می‌باست مسئله‌ی خشونت ساختاری در قوانین را بطور کلی مورد نقد قرار داد. باید به خاطر داشت که خشونت امری مُسری ‌ست، اگر مدارس، رسانه‌ها، و خیابان‌های شهر میزبان خشونت باشند، نمی‌توان خانه‌ها را از خشونت رها کرد. به بیان دیگر، با تبدیل شدن امر خشونت به مسئله‌ای فکری و سیال، تقسیم بندی خشونت تنها بر مبنای محل وقوع آن شاید ما را در فهمیدن و مقابله با آن دچار کژفهمی و ناکارآمدی کند. قوانین، همانگونه که گذشت، بطور ذاتی دچار نوعی مقاومت و انجماد در برابر تغییراند. اما می‌توان با تغییر دادن شرایط قوانین را نیز دچار دگرگونی کرد، یعنی برای نیل به تغییر نباید منتظر تغییر قوانین ماند و باید با پویشی همگانی از تمام سازوبرگ های موجود در جوامع انسانی (=community) استفاده کرد تا قوانین نیز تغییر کنند و این همان کارکردی ست که هانا آرنت از جوامع سیاسی، برای مقابله با پدیده‌ی خشونت، انتظار دارد. بنابراین، باید به خاطر داشت که اولاً قوانین نمی‌توانند به تنهایی با مسئله خشونت خانگی مقابله کنند، و ثانیاً مسئله‌ی خشونت می‌بایست با رو یکردی جامع مورد بررسی قرار گیرد، و برای این هدف، باید مطالعات خشونت خانگی را تا حد امکان با رویکردی میان-رشته‌ای و در ارتباط با مسائل متفاوتی چون رسانه ها، مدارس، دولت، اقتصاد و مانند آن‌ها مورد مداقه قرار داد.

[i] آنچه تحت عنوان (the Oikos (Greek: οἶκος به آن می‌پردازد که بطور اجمالی راجع است به مفهوم خانه و در مقابل حوزه‌ی عمومی و سیاسی، the Polis، قرار می‌گیرد.

[ii] See generally, Arendt H (1958) The Human Condition (Chicago: The University of Chicago Press, 1998) at p. 31

[iii] نظیر شناسایی نهاد ولایت قهری برای پدر وجدپدری در قانون مدنی ایران و آثار وتبعات منشعب از آن مانند انتخاب اقامتگاه، حقوق و مسئولیت‌های مالی و مانند آن‌ها.

[iv] واژه‌ای که در کتاب استفاده شده است the Polis می‌باشد که از نظر ریشه‌شناختی راجع به “شهرها” در یونان باستان است و از نظر معناشناختی به سیاست و جامعه سیاسی/قانونی مربوط می‌شود.

[v] Arendt, supra note ii, at 33

[vi] ممکن است اینگونه استدلال شود که امکان اثبات و تقویم خشونت غیرفیزیکی به سهولت خشونت فیزیکی وجود ندارد؛ اما باید به خاطر داشت که اثبات و تقویم خشونت فیزیکی از این سهولت برخورداست چرا که نظام های کیفری بر مبنای تلقی جسمانی از خشونت شکل گرفته و تکامل یافته اند.

[vii] See generally, Michel Foucault, Discipline and Punish: The Birth of the Prison, (New York: Vintage Books,1995)

[viii] Arendt, supra note ii, at 31