صفحه اصلی  »  2017 May
image_pdfimage_print
خرداد
۱۰
از روی صندلی قربانی بلند شوید
روان‌شناسی و خشونت خانگی
۰
, ,
Melancholic glance of the attractive sad woman.
image_pdfimage_print

Photo: wrangler/bigstockphoto.com

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.

پرسش: دو سال هست که ازدواج کردم و تا حالا بیشتر از صد بار مورد خشونت لفظى و فیزیکى قرار گرفته‌ام ولى هنوز دارم کنارش زندگى می‌کنم. خودم هم نمی‌دانم چرا! همیشه به خاطر مادرم و خانواده‌ام سکوت کردم و نخواستم آنها با خبر شوند. خیلى من را آزار می‌دهد در حدى که شب‌ها تا صبح بیدار می‌مانم. همین چند روز پیش به مادرش زنگ زده بود، تصویرى حرف می‌زدند و من را جلوى دوربین می‌زد و فحش می‌داد مادرش هم تماشا می‌کرد. آیا راه دیگری به جز طلاق وجود دارد. شاید خیلى مسخره باشد ولى من با همه این کارا دوستش دارم!

رزا خورشیدی، مشاور خانواده

پاسخ: دوست عزیز از این‌که دو سال این شرایط را تحمل کردید متاسفم. در عین حال خوشحالم که مثل بسیاری از قربانیان خشونت خانگی بیست سال و بیشتر تحمل نکردید. همین که این سوال را مطرح می‌کنید اولین قدم برای خلاصی از این وضعیت است.

در طول دو سال یعنی کمی بیشتر از هفتصد روز شما به گفته خودتان بیش از صد بار مورد خشونت قرار گرفته‌اید. یعنی حداقل هفته‌ای یک‌بار توسط فردی که قرار است عاشقانه با شما رفتار کند و در مقابل هرگونه آسیبی از شما حمایت کند، آزار دیده‌اید. خیلی دردناک است. نمی‌دانم آزارهای ایشان از چه زمانی و در چه مقطعی از رابطه شما آغاز شد. برای تشخیص دادن این‌که فرد خشونت‌گر است یا نه، لازم نیست از همان ابتدای آشنایی شروع به کتک زدن شما بکند، که البته بعضی‌ها می‌کنند، اما افراد خشونت‌گر سیگنال‌های رفتاری همسانی دارند که با کمی تعمق و دقت به راحتی قابل تشخیص هستند.

به‌خاطر مادر و خانواده‌ام

متاسفانه جوانان ما پیش از ازدواج این مسایل را نمی‌بینند و حتی آزارنده‌ترین رفتارهای همسر آینده خود را یا نمی‌بینند یا توجیه می‌کنند. اگر والدین از بدو تولد فرزند دختر یا پسر، با یکدیگر با محبت و احترام برخورد کنند پسر آنها می‌آموزد که بعدها همسرش را عاشقانه حرمت بگذارد و دختر آنها می‌آموزد که کوچکترین خشونتی را تحمل نکند. خانمی که به تماشای صحنه کتک خوردن شما می‌نشیند و هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد، امروز و دیروز این رفتار و رویکرد را کسب نکرده است. این‌ها همه ریشه در سالیان طولانی و حتی نسل‌های متعدد دارد. کسی باید پیدا شود و این چرخه معیوب را بشکند. شما این‌کار را بکنید اگر نمی‌خواهید این شرایط به زندگی فرزندانی که امیدوارم هنوز نداشته باشید، منتقل شود.

متاسفانه شما این آزارهای بی‌امان هفتگی را تحمل کردید. علتی که شما برای تحمل خود ذکر می‌کنید، رایج ترین علتی است که قربانیان خشونت در جوامع جمع‌گرا بیان می‌کنند: « به‌خاطر مادر و خانواده‌ام.» حقیقت این است که حتی اگر پدر و مادر هم نباشند، یا مجوز تحمل نکردن را صادر کنند، قربانیان بهانه دیگری مثل به خاطر بچه‌ها و به خاطر آبرو پیدا می‌کنند. علت اصلی اعتماد بنفسی است که یا از اول وجود نداشته و یا توسط فرد خشونتگر در هم شکسته است.

خشونت را به خاطر هیچ‌کس تحمل نکنید

به شما و سایر قربانیان خشونت خانگی توصیه می‌کنم که به خاطر هیچ‌کس هیچ‌کس هیچ‌کس حرمت، شخصیت و عزت خود را زیر پا نگذارند. همیشه احترام به خود را در اولویت همه رفتارها و ارتباطات خود قرار دهید و هرگز از آن عدول نکنید. سلطه‌پذیری هیچ تاثیر مثبتی در زندگی هیچ‌کس ندارد ولی از سوی دیگر تحقیقات نشان داده که افراد سلطه‌پذیر، حتی خودشان خود را دوست ندارند و اغلب مورد احترام کسی نیستند. آنها به مرور زمان به انواع بیماری‌های روحی و روان-تنی دچار می‌شوند، و زندگی تلخی را تجربه می‌کنند. به جای تحمل کردن ظلم به خاطر دیگران، به خاطر خودتان تحمل نکنید. گمان نکنم مادر و پدر شما راضی باشند که به خاطر آنها این‌طور زندگی کنید.

اینکه شما ایشان را دوست دارید اصلا مسخره نیست اما دردناک است. این احساس در میان قربانیان خشونت خانگی رواج دارد. دلیل این مسئله هم مثل مسئله قبلی خرد کردن شخصیت و اعتماد بنفس شما توسط همسرتان است. یک دلیل دیگر این است که اغلب افراد خشونتگر به علت عدم تعادل روانی رفتار دوگانه‌ای دارند. یعنی گاه بسیار مهربان و عاشق‌پیشه و دوست داشتنی می‌شوند. قربانیان به خاطر لذت زیادی که از آن اوقات زودگذر کسب می‌کنند، وضعیت خود را تحمل می‌کنند و محبت خشونتگر را در دل نگه می‌دارند.

از روی صندلی قربانی بلند شوید

توصیه من به شما مثل همیشه برخاستن از روی صندلی قربانی و نشستن روی صندلی مسئولیت است. مسئولیت نجات شما از این وضعیت با خودتان است. اصلا کار آسانی نیست ولی به زحمتش می‌ارزد. از والدین، خواهر و برادرها یا بزرگترهای فامیل کمک بگیرید. منظورم این نیست که از آنها بخواهید به خانه شما بیایند و همسرتان را با یک خطابه بلند بالا نصیحت کنند. این‌کار فایده‌ای ندارد. منظورم این است که از شما در مقابل او دفاع کنند. برای این‌که به محض شروع مقاومت از سوی شما، همسرتان احساس خطر کرده و سعی می‌کند به آزارهای خود بیفزاید. آنجاست که شما نیاز به حمایت دارید. با ادامه مقاومت به ویژه اگر با حمایت نزدیکان شما همراه باشد، او عقب‌نشینی می‌کند. با مشاورین حقوقی خانه امن صحبت کنید و راهکارهای قانونی خروج از این وضعیت را فراگیرید. همزمان به یک روانشناس بالینی مراجعه نمیایید تا اعتماد بنفس خود را بازسازی کنید. این کارها زمان می‌برد، در این مدت مواظب باشید اگر همسرتان با گل و شیرینی و احیانا هدیه به دیدن شما آمد و قول شرف داد که رفتارش را تغییر می‌دهد به هیچ عنوان فریب نخورید و به چاهی که در حال بیرون آمدن از آن هستید دوباره سقوط نکنید. خشونت‌گر حتی اگر بخواهد هم به تنهایی و بدون کمک تخصصی قادر به تغییر رفتار خود نیست. در آن هنگام برای او شروطی تعیین کنید که از جمله آنها می‌تواند مراجعه به روان‌پزشک و روان‌شناس بالینی برای تشخیص ریشه‌های پرخاشگری  وخشونت باشد. تا وقتی که او دست‌کم اقدام به برآورده کردن آن شرایط نکرده است، کوتاه نیایید. اگر قول داد که با برگشت شما به خانه، او همه شروط را برآورده خواهد کرد، قبول نکنید. روی خواسته های خود بایستید تا خود را نجات دهید.

خرداد
۱۰
سرپرستی کودکان بدسرپرست و شرایط کودک‌آزاری
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , ,
Photo: Flynt/bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Flynt/bigstock.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: من در مورد مشکلاتی که برای خواهرزاده‌هایم پیش آمده است از شما راهنمایی می‌خواستم. خواهرم یک سال قبل به دلیل بیماری سرطان درگذشت. دو فرزند پسر یکی ۸ ساله و دیگری ۱۰ ساله از او به یادگار مانده است. دامادمان که به دلیل شرایط کاری‌اش دائما در سفر است و بسیار کم به خانه می‌آید، نگهداری از فرزندان را به خواهرش واگذار کرده است. پس از مرگ خواهرم، خواهرزاده‌هایم مدتی با من زندگی کردند اما پدرشان در نهایت بچه‌ها را به خواهر خودش سپرد. بعضی وقت‌ها که برای دیدن بچه‌ها می‌رفتم، احساس می‌کردم که نگرانی و مشکل دارند. چندین‌بار مساله را از خواهر دامادمان پرسیدم و او جواب داد که چون مادرشان فوت کرده است ناراحتند. اما در نهایت از یکی از اقوام دامادمان شنیدم که عمه بچه‌ها آن‌ها را اذیت می‌کند. حتی بچه‌ها را در کارگاه لباس‌دوزی شوهرش مشغول به کار کرده است. یعنی پس از مدرسه آن‌ها را به کارگاه برده و مجبور به کارکردن می‌کند. هم‌چنین متوجه شدم که بچه‌ها در خانه و کارگاه مورد اذیت و آزار قرار گرفته و با آن‌ها بدرفتاری می‌شود. این موضوع را از خود بچه‌ها پرسیدم و آن‌ها تایید کردند. مساله را به دامادمان گفتم اما او توجهی نشان نداد و گفت که طبیعی است و کارکردن هم بد نیست. خودش هم به ندرت بچه‌ها را می‌بیند و نمی‌تواند از آن‌ها سرپرستی کند. خواهرم قبل از مرگش بارها از من خواسته بود که مواظب بچه‌ها باشم اما دامادمان اجازه نمی‌دهد بچه‌ها با من زندگی کنند. چه کار می‌توانم بکنم؟ آیا اگر به دادگاه بروم قاضی به من که خاله بچه‌ها هستم سرپرستی را می‌دهد؟

وکیل خانه امن: متاسفم از وضعیت پیش آمده برای خواهرزاده‌های‌تان. سوال‌تان را باید از جنبه‌های مختلف پاسخ داد. اولین مساله این‌که اذیت و آزار کودکان و بی‌توجهی به بهداشت و سلامتی و آموزش آن‌ها در قانون جرم است. طبق مواد ۲ و ۴ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۳۸۱: «ماده ۲- هر نوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه ‌جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد‌ ممنوع است. ماده ۴ – هرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده ‌گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع و‌ مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس و یا تا ده میلیون ریال جزای‌ نقدی محکوم می‌گردد.» بنابراین چنان‌چه شما بتوانید مسائلی را که گفتید اثبات کنید، دادگاه مرتکب را محکوم به مجازات خواهد کرد. به کارگیری کودکان نیز ممنوع است و از این بابت نیز حق شکایت دارید. هم‌چنین اگر مسئول حضانت از انجام تکالیف خود خودداری کند مجرم خواهد بود. طبق ماده ۵۴ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱: «هرگاه مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذ‌ی‌حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می‌شود.»

کودک‌آزاری از جمله جرائم عمومی است و نیازی به شکایت شاکی خصوصی نیست بنابراین شما می‌توانید با مراجعه به دادگستری از مرتکبان خشونت علیه خواهرزاده‌های‌تان به جرم کودک‌آزاری و از دامادتان به جرم خودداری از وظایف حضانت شکایت کنید. دادگاه تحقیقات لازم را در این مورد به عمل آورده و اگر تشخیص دهد که کودک‌آزاری رخ داده است مرتکب یا مرتکبان را به مجازات مقرر در قانون محکوم خواهد کرد.

پرسشگر: در مورد سرپرستی بچه‌ها چطور؟ آیا می‌توانم سرپرستی بچه‌ها را بگیرم؟

وکیل خانه امن: قبل از هرچیز توجه داشته باشید که ولی قهری بچه‌ها پدرشان است و ایشان مسئول نگهداری و سرپرستی کودکان است. بنابراین هر گونه طرح دعوای حقوقی باید به طرفیت پدر بچه‌ها صورت گیرد. طبق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی: « هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند…» بنابراین با توجه به این ماده، شما می‌توانید با طرح دعوا عدم صلاحیت دامادتان موضوع را پیگیری کنید. دادگاه در این مورد به تشخیص خود تصمیم‌گیری خواهد کرد. اگر دادگاه تشخیص دهد که دامادتان صلاحیت سرپرستی را ندارد ممکن است ناظر و امینی برای نظارت تعیین کند. و اگر تشخیص دهد که حضانت کودکان با ضم امین و ناظر نیز تامین نمی‌شود کودکان بدسرپرست شناخته شده و مشمول قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست خواهند شد. در این صورت شما می‌توانید برای سرپرستی بچه‌ها تقاضا کنید. دادگاه اگر شما را صالح تشخیص دهد و اقربای نزدیک‌تر دیگری نیز آماده برای حضانت نباشند، سرپرستی کودکان را ممکن است به شما واگذار کند. بند دال ماده ۸ و ماده ۱۰ قانون مذکور در این مورد است. توجه کنید که تشخیص این‌که بچه‌ها بدسرپرست هستند یا نه و هم‌چنین تعیین سرپرست جدید با دادگاه خواهد بود.

لازم به ذکر است مرجع صالح به رسیدگی و سلب حق حضانت و انتقال به دیگری بر اساس ماده ۴ قانون حمایت خانواده با دادگاه خانواده است.

خرداد
۲
وقتی قانون پشت سر قربانی نمی‌ایستد
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
817023_691
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین‌پور

فریبا می‌گوید «افسر نگهبان احساس خوشایندی نداشت. مدام این پا و آن پا می‌کرد و می‌خواست هر چه سریع‌تر مرا با صورت کبود شده‌ام از محیط کلانتری دور کند، انگار که تلاش می‌کرد آشغال‌ها را بزند زیر فرش تا مبادا روح کسی را بیازارم. به همین دلیل هم توصیه می‌کرد، دو سه چک و مشت مختصر که این همه حیدرنعمتی نمی‌خواهد خواهرجان. برگرد خانه‌ات.»

وقتی در معرض خشونت خانگی قرار می‌گیریم، اولین ملجا و پناه، قانون است. چه می‌شود اگر قانون، خودش مروج خشونت یا توجیه‌کننده آن باشد؟

قربانی خشونتی که بعد از مراجعه به پلیس یا مراجع قضایی، به او توصیه می‌کنند: «برگرد سر خانه و زندگی ات، سرت را بیانداز پایین و زندگی‌ات را بکن» درگیر چه میزان از احساس ناامنی و بی‌پناهی می‌شود؟

حتی در جوامع دموکراتیکی که روح قانون، به شدت هر چه تمام‌تر در مقابل خشونت می‌ایستد و مروج خشونت نیست هم موارد متعددی از خشونت خانگی به پلیس گزارش می‌شود، با این حساب تکلیف جوامعی که قوانین خشونت‌گرا دارند ، یا قربانی، از ملجا مطمئن و امن قانونی برخوردار نیست، تکلیف خشونت چه می‌شود؟

در ایران و برخی کشورهای همجوار مانند افغانستان، پاکستان و غالب کشورهای عربی، اما قوانینی وجود دارند که زمینه‌ساز خشونت خانگی‌اند، قوانینی ظالمانه که نگاه فرودستانه‌ای به بخشی از بدنه جامعه، خصوصا زنان و کودکان دارند و اگر زنی در مقابل این قوانین قد علم کرد، او را یاغی و دارای مناسبت‌های «غیراخلاقی» می‌دانند.

در ایران نه تنها قانون مشخص و خاصی برای قربانی خشونت خانگی وجود ندارد و موارد مراجعه‌کننده به قانون تحت لوای قانون جزای عمومی ارزیابی می‌شود، بلکه قوانینی همچون اجازه پدر برای ازدواج، اجازه همسر برای خروج از کشور، قوانین مرتبط با طلاق و حضانت، قانون ارث، قانون دیه، قانون ازدواج با دخترخوانده و مسئله به رسمیت شناختن نه سال سن برای مسئولیت کیفری دختران، بستر لازم را برای بروز خشونت خانگی فراهم می‌کنند.

«شیما قوشه»، وکیل دادگستری است که غالبا پرونده مرتبط با زنان قربانی خشونت خانگی را به عهده می‌گیرد. او در مورد خلا قانونی به نام «قانون خاص خشونت خانگی» به ایسنا می گوید:

«در مورد خشونت بر زنان قانون خاصی نداریم و در هنگام رخ‌دادن چنین اتفاقاتی، باید به قانون جزای عمومی مراجعه کنیم‌. در فرهنگ ما همیشه از خانه به عنوان نهادی امن یاد شده و خانه همواره به عنوان جایی که امنیت خانواده را تامین می‌کند، مطرح است. به نظر من با کسی که در چنین فضایی دست به خشونت می‌زند، باید با شدت بیشتری برخورد کرد. در قانون جزا، عموما خشونت باید اثبات شود، اما در مورد خشونت خانگی قضیه متفاوت است و نباید نیازی به اثبات داشته باشد؛ زیرا در خانه کسی برای شهادت وجود ندارد. شهادت کودکان هم عموما مورد تایید نیست و حتی بهتر است کودکان وارد این پروسه نشوند؛ بنابراین اثبات خشونت با قوانین کنونی دشوار است. اما با نگاه ویژه به این نوع خشونت‌ها در قانون خشونت خانگی، می‌شود مسیر رسیدگی به این پرونده‌ها را تسهیل کرد.»

 همه مشکل اما عدم وجود قانون خاص و مرتبط با خشونت خانگی نیست. بخشی از مشکل این است که قوانین موجود نیز زمینه‌های بروز خشونت را فراهم می‌کنند، زنان قربانی در بهترین شکلش به سکوت و مدارا و حفظ چهارچوب خانواده دعوت می‌شوند و قوانین‌، سنت‌ها و پلیس به عنوان بازوی اجرایی این قوانین، زنان قربانی را انکار می‌کنند.

[بیشتر بخوانید: کار با پلیس برای مقابله با خشونت علیه زنان و دختران]

«مهدی آقازمانی»، جامعه شناس، در گفت و گو با خانه امن بر این باور است که انتظار تلاش از سوی حاکمیت برای اصلاح بنیادین قانون، انتظاری بیهوده است.

«از آن جایی که قوانین موجود، بر پایه اصول شریعت بنا گذاشته شده‌اند، جمهوری اسلامی تلاشی برای پایه‌ریزی و سیاستگذاری مدون و امروزی برای قدرتمند کردن زنان و کاهش خشونت خانگی نمی‌کند.»

او روح قانون فعلی در ایران را برگرفته از روح شریعت اسلامی می‌داند: « قوانین برآمده ازشریعت اسلامی، منطبق بر نیازهای مندرج در جامعه در ۱۴۰۰ سال پیش طراحی و تدوین شده‌اند. برخی حتی شرایط و قواعد اسلامی مندرج در فقه اسلامی را روایت و ترجمه‌ای از کتاب‌های یهودی و جریان قانون‌گذاری در جامعه یهودی با سابقه ۲۴۰۰ ساله می‌دانند. و طبعا این قوانین نمی‌تواند در دنیای امروزی کارکرد مناسبی داشته باشد.»

به گفته این جامعه‌شناس: «قوانینی که در ۱۴۰۰ سال پیش به عنوان شریعت اسلامی تدوین شده و کماکان هم مورد استفاده قرار می‌گیرند، قوانینی برای کنترل یک جامعه بدوی، آنهم در منطقه‌ای با مختصات و فرهنگ صحرایی به نام عربستان هستند و در یک جامعه مدرن امروزی با مختصات عصر دیجیتال، هیچ همخوانی و هماهنگی ندارند.»

«نادیا» به خانه امن می گوید: « رئیس کلانتری نارمک، مرد چاق و قد کوتاهی بود که بین دو دندان جلویی اش فاصله داشت، مردی به نام سرگرد یحیوی. مرا که روی نیمکت دید پوزخندی زد و گفت باز هم تو اینجایی؟ احساس کردم ترجیح می‌دهم بمانم و زیر ضربات شوهرم بمیرم تا با چنین تحقیری مواجه شوم.»

«زهرا روان آرام» وکیل دادگستری و مشاور مرکز دادگستری یکی از استان های جنوبی، از مراجعینش یاد می کند، قربانیانی که تحت خشونت خانگی بوده و به شدت عصبانی و دلخورند از این که قوانین دولتی  به صراحت از آنها حمایت نمی‌کند.

او می گوید ، ما در مواردی محدود قوانین مدنی حمایتگر هم داریم اما این قوانین به شدت مهجورند و با بی مهری مواجه شده‌اند.

 او به ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی اشاره می‌کند که  بر اساس آن زن و شوهر به حسن معاشرت با همدیگر توصیه شده‌اند، یا قانون ۱۱۱۵ که  به موجب آن زنی که در معرض ضرر جانی یا مالی باشد، می‌تواند خانه را ترک کرده و در عین حال هم درخواست نفقه کند.

به گفته خانم روان آرام، زن‌هایی که تحت خشونت خانگی قرار گرفته اند نباید به خاطر بی‌توجهی مراجع قضایی از شکایتشان دست بردارند. آنها حتما باید در مورد اعمال خشونت پافشاری کرده و حکم دادسرا بگیرند.

به توصیه این وکیل، قربانیان خشونت خانگی نباید از تهمت خودزنی، کتک‌کاری به قصد دفاع و انکار همسر بهراسند چرا که تجربه نشان داده‌، بسیاری مردان به خشونتی که مرتکب شده‌اند اقرار نمی‌کنند اما زنان می‌توانند از صوت و صدای ضبط شده همسرشان یا شهادت همسایگان در دادگاه به عنوان «اماره» استفاده کنند. اماره نوعی شهادت است که ارزش آن از شهادت رسمی کمتر است.

این مشاور توصیه می کند که قربانی باید تلاش کند نسبت به اتفاق افتاده تمرکز کند، هر گونه تناقض ناشی از شوک شرایط دشوار اولیه و یا ترس از حضور آزاررسان یا تهدیدهایی که آزار رسان محتملا در راهروهای دادگاه انجام می دهد، می تواند نظر قاضی را نسبت به بروز خشونت خانگی تغییر دهد.

او اظهار خوشحالی می کند از این که محتوای قوانین تصویب شده در چند سال اخیر، توجه بیشتری به مقوله خشونت خانگی دارند و قانونگذار تلاش کرده تا به قوانینی عنایت کند که در مقابل خشونت خانگی راهکارهایی بیش از گذشته ارائه می دهند.

 

اردیبهشت
۲۶
انتقال صوری مال به قصد عدم پرداخت مهریه چه حکمی دارد؟
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , ,
Court courtroom law judgment hammer barrister wisdom
image_pdfimage_print

Photo: vladek/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوق

زمانی که قربانی خشونت خانگی بخواهد به دلیل ارتکاب خشونت علیه خود اقدامی حقوقی کند، خشونت‌گر معمولا تلاش می‌کند تا با ایجاد موانع، اجازه ندهد که قربانی به دنبال حق خود برود. به عنوان مثال ممکن است شوهری که خود نیز قصد جدایی دارد، برای فشار آوردن به همسر خود روند دادرسی را طولانی می‌کند. و یا ممکن است شوهر اموال خود را به دیگری منتقل کند تا زن نتواند این اموال را بابت مهریه توقیف کند. معمولا تعداد قابل توجهی از مردان تمایلی به پرداخت مهریه نداشته و سعی می‌کنند به هر طریقی زن را از دستیابی به مهریه محروم کنند. تاکنون تماس‌های بسیاری در این مورد با مرکز مشاوره خانه امن وجود داشته است.

خانمی اظهار می کرد که پس از ۱۳ سال زندگی مشترک با شوهرش دچار اختلاف شده است. شوهر احساس کرده است که خانم قصد مطالبه مهریه را دارد به همین دلیل تمام اموال خود را به برادرش منتقل کرده است. در یک مورد دیگر خانمی بیان می‌کرد که مدت‌ها با شوهر خود جداگانه زندگی می‌کنند و هیچ کدام تمایلی به ادامه زندگی ندارند. شوهر ایشان راضی به طلاق توافقی نشده و خانم مجبور شده است یک طرفه تقاضای طلاق دهد. شوهر با استفاده از ترفندهایی روند رسیدگی به پرونده را طولانی‌تر کرده است.  در مورد دیگری حکم طلاق صادر شده اما مرد در دفترخانه برای اجرای صیغه طلاق حاضر نمی‌شده است. این خشونت ممکن است با استفاده از ظرفیت‌ها یا نواقص قانون صورت گیرد و یا مرتکب مرتکب عمل خلاف قانون شود. در این نوشته یکی از مصادیق خشونت حقوقی یعنی انتقال مال به قصد عدم پرداخت مهریه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

انتقال به قصد فرار از دین در قانون مدنی

بر اساس قانون مدنی ایران زن به محض وقوع عقد مالک مهریه می‌شود و می‌تواند آن را مطالبه کند. قوانین برای چگونگی مطالبه مهریه راهکارهایی را پیش‌بینی کرده‌اند. از جمله این راهکارها این است که اگر شوهر با وجود مطالبه از طرف زن مهریه را پرداخت نکند، زن می‌تواند اموال شوهر را معرفی کرده و خواستار توقیف آنها شود. در صورتی که این اموال بلا مانع بوده و از مستثنیات دین محسوب نشود، دادگاه اموال را به مقدار مهریه زن توقیف خواهد کرد. حال در این میان ممکن است شوهر برای عدم پرداخت مهریه اموال خود را به فرد دیگری منتقل کند تا زن نتواند آنها را توقیف کند. اگر ثابت شود این انتقال صوری بوده و به قصد فرار از دین صورت گرفته باشد، باطل بوده و انتقال دهنده به مجازات محکوم خواهد شد. بر اساس ماده ۲۱۸ قانون مدنی ایران: « هر گاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده آن معامله باطل است.» بر این اساس از آنجا که مهریه نیز نوعی دین است، اگر ثابت شود که شوهر به دلیل فرار از پرداخت مهریه به طور صوری اموال خود را به دیگری منتقل کرده است، آن معامله باطل خواهد بود. در این مورد لازم است قربانی با ارائه دادخواستی خواهان ابطال معامله شود. در صورتی که دادگاه دعوی را بپذیرد حکم به بطلان معامله داده و اموال شوهر دوباره تحت مالکیت خود او قرار خواهد گرفت و زن خواهد توانست این اموال را در صورت نبود مانع توقیف کند. البته قابل ذکر است اثبات اینکه معامله با قصد فرار از دین و صوری بوده است چندان آسان نیست. همچنین در این مورد اختلافاتی در رویه قضایی وجود دارد. بسیاری از قضات معتقدند گرچه مهریه نوعی دین است اما قبل از مطالبه آن توسط زن، نمی توان اثبات کرد که انتقال به دلیل فرار از پرداخت مهریه بوده است بلکه معامله صوری به قصد فرار از مهریه زمانی محقق می شود که زن مهریه خود را مطالبه کرده و سپس مرد اموالش را به دیگری منتقل کند. به عبارتی برخی‌ها معتقدند قبل از انتقال اموال توسط شوهر،  زن باید از طریق اظهارنامه یا مراجعه به اداره ثبت یا دادگاه مهریه خود را مطالبه کرده باشد تا بتوان انتقال صوری را ابطال کرد. از همین رو ممکن است زنانی که قصد ابطال انتقال اموال توسط شوهر را دارند با مشکلاتی مواجه شوند.

 قانون مدنی ایران راهکاری برای جلوگیری از انتقال صوری اموال نیز پیش‌بینی کرده است. بر طبق ماده ۲۱۸ مکرر این قانون: «هر گاه طلبکار به دادگاه دادخواست داده دلائل اقامه نماید که مدیون برای فرار از دین قصد فروش اموال خود را دارد، دادگاه می‌تواند قرار توقیف اموال وی را به میزان بدهی او صادر نماید که در این صورت بدون اجازه دادگاه حق فروش اموال را نخواهد داشت» با این وصف زنی که از قصد شوهر خود برای انتقال اموال آگاهی پیدا کرده است می‌تواند با ارائه دلایل از جمله شهود یا قولنامه در صورت وجود، از دادگاه بخواهد که قرار توقیف اموال شوهر را به میزان بدهی صادر کند.

جرم‌انگاری

علاوه بر ضمانت اجرای مدنی در این مورد، قانون‌گذار معامله صوری به قصد فرار از دین را جرم‌انگاری کرده است. بر طبق ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب ۱۳۹۲: «انتقال مال به دیگری به هر نحو به  وسیله مدیون با انگیزه فرار از ادای دین به نحوی که باقیمانده اموال برای پرداخت دیون کافی نباشد، موجب حبس تعزیری یا جزای نقدی درجه شش یا جزای نقدی معادل نصف محکومٌ به یا هر دو مجازات می‌شود و در صورتی که منتقلٌ‌الیه نیز با علم به موضوع اقدام کرده باشد در حکم شریک جرم است. در این صورت عین آن مال و در صورت تلف یا انتقال، مثل یا قیمت آن از اموال انتقال‌گیرنده به عنوان جریمه اخذ و محکوم به از محل آن استیفا خواهد شد.»

در مورد تحقق جرم معامله به قصد فرار از دین نیز اختلاف ذکر شده وجود دارد. بسیاری از قضات معتقدند جرم انتقال مال به قصد فرار از دین در مورد مهریه، زمانی قابل تحقق است که اول زن به طریقی مهریه خود را مطالبه کرده باشد و سپس شوهر اموال خود را به صورت صوری به دیگری واگذار کرده باشد. همچنین اثبات این که مرد با انگیزه فرار از دین اقدام به معامله کرده است بسیار دشوار است. بنابراین گرچه قوانین ایران ضمانت اجراهای مدنی و کیفری برای جلوگیری از انتقال صوری اموال برای عدم پرداخت مهریه را پیش بینی کرده اما در عمل این ضمانت اجراها تا حد قابل توجهی بی اثر شده‌ اند.

اردیبهشت
۲۱
مادرم از رفتار دوست‌پسرش با من خبر نداشت
تجربه ها و خاطره ها
۰
,
strong facial expression concept - young frightened woman portrait with worried emotion on her face
image_pdfimage_print

Photo: Maksim Toome/bigstockphoto.com

برگردان: نازیلا روح‌بخش

۱۱ ساله بودم که دوست‌پسر مادرم به خانه ما نقل مکان کرد. اوایل خیلی خوشحال بودم چون مادرم افسرده بود و الکل زیاد مصرف می‌کرد. فکر می‌کردم با آمدن دوست‌پسر مادرم به خانه ما، مادرم خوشحال خواهد شد. اوایل دوست‌پسر مادرم با من خوب بود. برای من هدیه می‌گرفت، اما بعد از مدتی کلا دیگر به من توجهی نمی‌کرد. بعد از مدتی شروع به انجام کارهایی کرد که من را خیلی عصبی می‌کرد، مثلا هرگاه با او در خانه تنها بودم لخت و عریان می‌گشت و از من می‌خواست که بدنش را لمس کنم. اوایل سعی می‌کردم که به او توجه نکنم اما به مرور زمان نتوانستم و می‌ترسیدم که بگویم دست از کارهایش بردارد.

نمی‌دانستم چطور باید مادرم را در جریان این اتفاق‌ها بگذارم، حتی نمی‌دانستم چه باید بگویم. ۱۳ ساله بودم که یک روز دعوا و جر و بحث بدی با مادرم کردم فقط به این خاطر که به مادرم گفتم از دوست پسرش متنفر هستم و مادرم خیلی عصبانی شد. سپس به مادرم گفتم که وقتی خانه نیست دوست پسرش سعی می‌کند من را لمس کند. ابتدا مادرم باور نکرد و گفت که واقعیت ندارد و دارم غلو می‌کنم، سپس سرزنشم کرد که باید در خانه لباس‌های پوشیده‌تری بپوشم. حس این‌که مادرم اهمیتی به من نمی‌دهد و دوست پسرش را برای رفتارش سرزنش نمی‌کند من را خیلی رنجاند. این‌طور به‌نظرم آمد که مادرم من را مقصر می‌داند. بعد از آن بود که سعی کردم کم‌تر خانه بروم و شب‌ها خانه دوستانم بمانم. به دوستانم می‌گفتم که از دوست‌پسر مادرم متنفرم اما خجالت می‌کشیدم که بگویم که مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌ام. گاهی مادرم می‌گفت که باید خانه بمانم و بیرون نروم اما معمولا از روی استرس و مصرف بالای الکل متوجه رفت و آمد من نمی‌شد.

دیگر نمی‌توانستم برخوردی که در خانه با من می‌شد را تحمل کنم. گاهی اوقات با بقیه بچه‌ها در یکی از ساختمان‌های خالی داخل شهر می‌خوابیدم، گاهی هم خانه دوستانم می‌ماندم. وقتم را با مردهای بزرگ‌تر از خودم می‌گذراندم، با تعدادی از آن‌ها هم رابطه داشتم که بیش‌تر به این دلیل بود که یک احساس نیاز به حمایت داشتم و همین‌طور جایی برای خواب لازم داشتم و هیچ پولی هم نداشتم. گاهی خانه هم می‌رفتم اما زمان آن‌جا خیلی سخت می‌گذشت، دوست‌پسر مادرم خیلی بی ادبانه با من برخورد می‌کرد. مثلا به من می‌گفت: «به‌به دختره بدکاره اینجاست». سعی می‌کردم که مدرسه بروم اما به مرور با مصرف مواد مخدر بین من و دوستانم فاصله افتاد. این باعث شد که مدرسه رفتن هم برایم سخت شود. تمام مدت عصبانی بودم کوچک‌ترین بهانه باعث می‌شد که عصبانی بشوم و داد و فریاد کنم یا از مردم فاصله بگیرم. هیچ چیزی در زندگی برایم معنی و ارزش نداشت. از خودم متنفر بودم و مطمئن نبودم که آیا برای مادرم ارزشی دارم یا نه. یک روز در مصرف مواد زیاده‌روی کردم و یکی آمبولانس خبر کرد که من را به بیمارستان بردند. از بیمارستان به مادرم خبر دادند و مادرم از این خبر خیلی ناراحت شد اما وقتی برگشتم خانه چیزی تغییر نکرد.

اوایل دوست نداشتم که با مددکاران صحبت کنم، می‌ترسیدم که آن‌ها به پلیس خبر بدهند و من را به خانه برگردانند. اما حقیقت این است که آن‌ها خیلی مهربان بودند، کمکم کردند که جایی در پناهگاه پیدا کنم. آن‌ها وضعیت من را به انجمن حمایت از کودکان خبر دادند و من مجبور شدم که با کارشناس‌های آن‌ها ملاقات کنم. آن‌ها از من پرسیدند که چرا تمایلی برای رفتن به خانه ندارم و من علت را حضور دوست‌پسر مادرم در خانه بیان کردم. آن‌ها سوال‌های بیش‌تری درباره رابطه من و دوست‌پسر مادرم پرسیدند و من مجبور شدم که حقیقت را بگویم. به آن‌ها گفتم که دوست‌پسر مادرم سعی می‌کرد که بدن من را لمس کند. خانم کار‌شناس زن خوبی بود، به من گفت که با مادرم صحبت خواهد کرد. در این فاصله قرار شد که من در پناهگاه باشم. تمام بچه‌های پناهگاه با هم تلویزیون تماشا می‌کردند و هر کدام مشکل خودش را داشت. برای همین خیلی حس غریبی نمی‌کردم. اگر کسی ناراحتی یا استرس داشت معمولا یکی از کارکنان آن‌جا می‌آمد و حالش را می‌پرسید.

مادرم بایستی به حرف مددکاران گوش کرده باشد چون تصمیم گرفت که از دوست‌پسرش درخواست کند که از خانه ما بیرون برود. مددکار گفت دوست‌پسر مادرم به خاطر کاری که با من کرده جریمه خواهد شد و پلیس هم پیگیر مورد پیش آمده است و می‌خواهد که اطلاعات بیش‌تری از ما بگیرد. برای یک مدت همه چیز در خانه بین من و مادرم خوب بود، اما ته دلم حس می‌کردم که این وضعیت موقتی خواهد بود و به زودی مادرم مصرف الکل را شروع می‌کند و دوست‌پسرش را برمی‌گرداند و همین‌طور هم شد. وقتی پلیس درباره سوءرفتار دوست‌پسر مادرم از من بازجویی کرد، از ترس او هیچی نتوانستم به پلیس بگویم.

در ۱۵ سالگی من را فرستادند که با یک خانواده جدید زندگی کنم. اوایل سر پدر و مادر خوانده‌ام فریاد می‌کشیدم و دوست نداشتم که با آن‌ها صحبت کنم. فکر کنم برای این بود که به آن‌ها و زندگی نرمالی که داشتند حسادت می‌کردم و می‌خواستم ناراحتی و عصبانیتم را سر یکی خالی کنم. یک مدت طول کشید تا توانستم به خانواده جدیدم عادت کنم. آن‌ها خیلی خوب هستند، بچه‌های بزرگی دارند که با آن‌ها زندگی نمی‌کنند. آن‌ها در تکالیف مدرسه به من کمک می‌کنند، بریام خرید می‌کنند، حتی اجازه می‌دهند دوستانم را هروقت خواستم به خانه دعوت کنم. در واقع با من مثل یک پدر و مادر واقعی برخورد می‌کنند و واقعا به من اهمیت می‌دهند حتی شرایط را فراهم می‌کنند که مادرم را هم ببینم.

مادرم این‌روز‌ها می‌گوید که خیلی متاسف است که به‌خاطر مشکلات او من صدمه دیدم، این حرف باعث شد که من احساس بهتری کنم. حقیقت این است که من از عکس‌العمل‌ها و برخوردهای مادرم بیش‌تر از رفتارهای دوست‌پسرش صدمه دیدم. بی‌تفاوتی مادرم به مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتن من، صدمه روحی شدیدی به من زد. او مادر من بود و من انتظار داشتم که از من مراقبت کند. من از دوست‌پسر مادرم به‌خاطر کاری که با من کرده متنفرم و نمی‌خواهم دوباره او را ببینم. اما فکر می‌کنم رابطه من و مادرم در حال بهتر شدن است. شرایط زندگی من خیلی بهتر شده هرچند هنوز به‌خاطر اتفاق‌هایی که افتاده ناراحت و گیج هستم. من دیگر مواد مصرف نمی‌کنم، و دیدم الکل چه بلایی سر مادرم آورده است؛ برای همین سعی می‌کنم زندگی‌‌ام را سامان بدهم، در مدرسه نمره‌های خوب بگیرم تا بتوانم دانشگاه بروم.

منبع:

Bursting the Bubble

خانه امن: این پنج داستان با موضوع خشونت خانگی را جوانان روایت کرده‌اند.

اردیبهشت
۱۸
چطور به کسی که دوستش داریم و قربانی خشونت خانگی است کمک کنیم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
,
Female Victim Of Domestic Abuse Phoning Support Group
image_pdfimage_print

HighwayStarz/ bigstock.com

ترجمه مهدی بابا مهدی  از متن منتشر شده در فمنیسم روزمره

نویسنده: سندرا کیم*

خشونت خانگی، خشونت عاطفی، خشونت ارتباطی، خشونت شریک عاطفی – مهم نیست که چه نامیده می‌شود، این موضوعی است که ما دوست نداریم در موردش صحبت کنیم. یا شاید بهتر است بگوییم این موضوعی است که ما نمی‌دانیم چطور در موردش صحبت کنیم – به خصوص هنگامی که در مورد شخصی که دوستش داریم اتفاق افتاده باشد.

ولی یادگیری این‌که چطور در مورد این موضوع به روشی که کمکی برای آنها باشد صحبت کنیم مهم است، چرا که این که تجربه بسیار سخت‌تر از آنی است که تصور می شود.

دلایل مهم و حیاتی برای صحبت کردن در مورد این مسئله وجود دارد که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

– ۳۰٪ زوجین با سطحی از خشونت خانگی دست و پنجه نرم می‌کنند [۱].

– یکی از هر چهار زن خشونت خانگی را در طول زندگی‌اش تجربه می‌کند[۲] .

– یکی از هر چهار مرد هم جنس‌گرا خشونت خانگی را تجربه می‌کند [۳].

– ۱۷-۴۵٪ زنان هم جنس‌گرا گزارش کردند که قربانی یکی از مظاهر خشونت فیزیکی توسط شریک خود بوده‌اند [۴] .

– ۷۴٪ از آمریکایی‌ها شخصا فردی را می شناسند که قربانی خشونت خانگی است یا آن را تجربه کرده است [۲].

به طور خلاصه، شما هم احتمالا افرادی را که خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند می‌شناسید و احتمالا تعدادشان بیشتر از آنی است که شما تصور می‌کنید.

چکار نباید کرد؟

اگر شما علایم هشداردهنده‌ای دیدید [۵]، برای کمک به فرد مورد خشونت چکار باید کنید؟

آنچه که به طور غریزی ممکن است به فرد قربانی بگویید این است که آنچه او تجربه می‌کنند خشونت خانگی است و باید از آن شرایط خارج شود.

و هنگامی که او با تعجب به شما نگاه می‌کنند می‌گوید: « منظورت چیست؟» شما احتمالا مایوس یا گیج می‌شوید و اصرار می‌کنید که او آن رابطه را ترک کند.

و هنگامی که قربانی خشونت خانگی بودن را انکار می‌کند با آن که نشانه‌های کبودی را دیده‌اید، یا این که نمی‌تواند رابطه را ترک کنند، در حالی که از آن فرد دور می‌شود با خود فکر می‌کنید: «اگر دوست دارد در این رابطه باقی ماند ….»

قبل از این‌که با نیتی خوب ولی به صورت ناشیانه ناامید شوید، به یاد داشته باشید که فرد خشونت‌گر تلاش زیادی برای منزوی کردن و تخریب خودباوری و احساس ارزشمند بودن فرد قربانی از طریق خشونت‌های شخصیتی، مالی، جنسی، فیزیکی، کلامی و احساسی انجام داده است [۶].

این نحوه‌ برخورد یک حس خجالت و شرمندگی که منجر به موضع گرفتن فرد نسبت به ما می‌شود را به وجود می‌آورد و اغلب فرد قربانی تلاش می‌کند که شرایط را از خانواده، دوستان، همکاران و افراد یا گروه‌های حامی مخفی نگاه دارد، اگر فرد خشونت‌گر تا الان موفق نشده باشد، گفتن اینکه او چه شرایطی را تجربه می‌کند و چه کاری باید انجام دهد می‌تواند باعث منزوی شدن بیشتر قربانی شود که ممکن است برای مواجهه با این رفتار خشونت‌آمیز آماده نباشد.

این نکته مهم است که به قربانی اجازه داده شود که خودش قدم‌های بعدی را انتخاب کند و خودش تصمیم بگیرد تا قدرت و کنترل زندگیش و شرایط آن به او بازگردانده شود.

هنگامی که ما به جای شخص قربانی تصمیم می‌گیریم و تلاش می‌کنیم برای کاری که خودشان آمادگی انجام آن را ندارند به آنها کمک کنیم، قدرت و کنترل زندگی را از آنها گرفته‌ایم.

برای اینکه قربانی قدرت و جسارت خروج مطمئن [۷] از رابطه با خشونت‌گر را بازیابد نیاز به اعتماد به قدرت و کنترل خود بر موقعیت و زندگی خود دارند.

و این مسئله‌ای‌ است که شما می‌توانید از طریق بازگرداندن قدرت و کنترلی که آنها در تصمیماتی که خودشان هر روزه دارند کمک کنید. این موضوع باعث می‌شود که فرد قربانی قدرت خود را سریعتر بازیابد.

حال سوال این است که ما چگونه می‌توانیم با آنها گفتگو کنیم؟ همیشه سخت است، ولی راه‌هایی وجود دارد که شما می‌توانید فردی که برای شما مهم است را حمایت کنید تا دوباره قدرت خود را بازیابد و برای خروج از آن رابطه با فرد خشونت‌گر قدم بردارد.

از برنامه‌های محلی در مورد خشونت خانگی کمک بگیرید

درک و شناخت این مسئله که فردی که برای شما مهم است در یک رابطه مبتنی بر خشونت قرار دارد بسیار مشکل است و دانستن این‌که چطور به او در مورد این موضوع باید نزدیک شد بسیار دشوار است.

فراموش نکنید، شما تنها نیستید. می‌توانید به افرادی دسترسی پیدا کنید که شغلشان کمک به افرادیست که در این شرایط قرار دارند و می‌توانید از راهنمایی‌های آنها استفاده کنید.

  • آنچه که در اولین مکالمه با این مراکز می‌توانید بازگو کنید، موضوعی است که خود شما در بیان آن احساس راحتی می‌کنید. حتی می‌توانید با آنها تمرین کنید مثلا آنها نفش قربانی را بازی می‌کنند و شما خودتان هستند تا مطمئن هستید هیچ قضاوتی را به قربانی منتقل نمی‌کنید.
  • آنچه که قربانی می‌تواند در صورت تماس از مراکز مشاوره انتظار داشته باشد. مطرح کردن این موضوعات با قربانی می‌تواند: موضوع ترس از کمک گرفتن را از بین ببرد.
  • حقوق، گزینه‌ها و منابع محلی که قربانی می‌تواند به آنها دسترسی داشته باشد کدام است.
  • نکات اساسی [۷] که فرد قربانی زمانی که به وکیل در برخورد با خشونت خانگی دسترسی ندارد می تواند برای امنیت خود انجام دهد. برنامه‌های امنیتی راه‌هایی است در دست قربانی که به او برای خروج از موقعیت‌های خشونت آمیز کمک می‌کند. هر طرحی باید بگونه‌ای برنامه‌ریزی شود که موقعیت و نیازهای هر قربانی منطبق باشد. [برنامه امنیتی خانه امن را ببینید: برنامه‌ریزی برای امنیت یک برنامه شخصی و کاربردی است که حاویِ راه‌هایی است برای ایمن بودن در یک رابطه خشونت‌آمیز، برنامه‌ریزی برای ترک این رابطه، و یا اعمالی که باید پس از ترک رابطه انجام داد.]
  • موضوع بعدی چگونگی برخورد و رفتار شما با فردی است که برای شما اهمیت دارد و در یک رابطه مبتنی بر خشونت است. اثرات یک اربطه خشونت‌گرایانه تنها به قربانی محدود نمی‌شود و می‌تواند تمامی افرادی که فرد قربانی برای آنها اهمیت دارد را تحت تاثیر قرار دهد. ترومای نیابتی (ثانویه) [۹] یک واقعیت است. بنابراین این بسیار مهم است که شمایی که به فرد قربانی در این مسیر کمک می‌کنید هم نیاز به حمایت و راهنمایی دارید. این مسئله بخصوص برای کسانی که از چنین رابطه سواستفاده‌گرایانه ای خارج شده اند اهمیت دارد [۱۰] زیرا ترومای بعد از اتفاق را می‌توانند تجربه کنند، و خاطرات تلخ آن رابطه دوباره بیادشان بیاید و این امر باعث شود که ما خود را در موقعیت و شرایط آنها قرار دهیم.

[ راهنما جامع خانه امن را بخوانید: دوست یا عضوی از خانواده‌تان گرفتار خشونت خانگی است؟ می‌خواهید به او کمک کنید؟ ]

اولین مکالمه با قربانی در مورد رابطه مبتنی بر خشونت 

مهمترین مسئله در چنین مکالمه‌ای با فرد قربانی این است که فرد حامی بتواند نگرانی خود را بدون قضاوت درباره رفتار قربانی به او ابراز کند و همچنین به قربانی اجازه داده شود که حرف‌های خود را بزند و خود شخصا برای این فرآیند تصمیم‌گیری کند و اختیار آن را در دست داشته باشد.

به یاد داشته باشید که هیچ کس فرد خشونت‌گر و شرایط آن رابطه را بهتر از شخص قربانی نمی‌شناسد. هنگامی که نشانه‌هایی از یک رابطه خشونت‌گر را مشاهده کردید، نکات زیادی در مورد آن رابطه وجود دارد که شما از درک آن قاصرید و این شرایط بر روی نحوه‌ی تفکر و احساس شما تاثیر می‌گذارد.

بهتر است بیشتر بر روی ایجاد فضایی که قربانی بتواند قدرت خود را درک کند، کنترل زندگی خود را به دست گیرد و در مورد مراحل بعدی که نیاز به تصمیم‌گیری دارد تمرکز کنید. به یاد داشته باشید که این مسئله در مورد آن فرد است و نه شما و چیزی که شما برای آن فرد می خواهید.

موارد مهمی که در این مکالمه باید در ذهن داشته باشید به شرح ذیل است:

  • کلماتی به کارببرید که نشان دهنده نگرانی شما در مورد سلامت و امنیت فرد قربانی باشد بدون اینکه رابطه او و یا فرد خشونت‌گر را قضاوت کنید. پرسش در مورد این که فرد قربانی چرا همچنان رابطه‌اش با چنین کسی را ادامه می‌دهد احتمالا باعث می‌شود که قربانی تمایلی به ادامه مکالمه نداشته باشد. درعوض جملاتی مانند: «هنگامی که آن اتفاق را دیدم، در مورد سلامت و امنیت تو نگران شدم. آیا در مورد صحبت با فردی که برای خروج از این شرایط کمکت کند فکر کرده‌ای؟» و یا « از افراد دیگری شنیده‌ام که مراکز مطمئن و رایگانی وجود دارد که در هر زمانی از روز برای کمک در این مورد آماده‌اند.» این نحو صحبت کردن باعث می‌شود که فرد قربانی دریابد که او مسئول رفتار فرد خشونت‌گر نیست و همچنین مجبور نیست از آن رفتارها دفاع کند.

  • به گونه‌ای صحبت کنید که فرد قربانی قدرت و کنترل خود را بازیابد. به عنوان مثال به او بگویید: «اینها کمک‌ها و مراکزی است که هنگامی که تو آماده بودی می توانی از آنها استفاده کنی. پیشنهاد می‌کنم که با این مراکزتماس بگیری. ولی می‌خواهم بدانی که که این شرایط توست و تو بهتر از هرکس دیگر می‌دانی که کدام گزینه بهترین است. کار دیگری هست که من بتوانم برایت انجام دهم؟»

  • با آنها در مکانی که هستند ملاقات کنید و برای تغییر اجباری ذهنیت آنها تلاش نکنید. تصمیماتی که آنها برای خود می‌گیرند باید محترم شمرده شود، حتی اگر در رابطه با فرد خشونت‌گر باقی بمانند. هنگامی که افراد می‌خواهند از رابطه بیرون بیایند، شاید تنها می‌خواهند که رفتار خشونت‌بار پایان یابد. خشونت‌گر یک شیطان نیست، او یک انسان با پیچیدگی‌های خاص خودش است و گاهی خود نیز در گذسته یک قربانی بوده است. صحبت با افراد مطمئن [۱۱] درباره شرایطی که آنها تجربه می‌کنند، بررسی گزینه‌های موجود برای فرد خشونت‌گر تا رفتار خشونت‌آمیز او را به او گوشزد کند، و یا گزارش به پلیس گزینه‌های در دسترسی است که فرد قربانی می‌تواند مدنظر قرار دهد. مسئله مهم این است که فرد قربانی خودش تصمیم بگیرد با چه کسی می‌خواهد صحبت کند و چه زمانی می خواهد این کار را انجام دهد.

  • به آنها یادآوری کنید که هیچ کس مستحق این نیست که تحت خشونت قرار گیرد و خشونت علیه آنها را به هیچ عنوان قابل توجیه نیست. به دلیل رفتار مبتی بر خشونت، فرد قربانی ممکن است خشونت را درونی کرده باشد و این‌گونه فکر کند که این شرایط نتیجه اشتباه خود اوست، او به اندازه کافی انسان خوبی نیست، او مستحق چنین رفتاری است، و/یا هیچ کس او را دوست نخواهد داشت. بنابراین به گونه‌ای رفتار کنید که فرد قربانی احساس کند انسان خوب، مهم و دوست داشتنی است و لیاقت شرایط بهتر را دارد.

  • بدون قضاوت کردن به او گوش دهید و تلاش کنید که برای او توضیح دهید که رابطه سالم و ناسالم به خصوص با نگاه به خشونت‌های کلامی و احساسی چگونه است. در جامعه ما، رفتار ناسالم مانند الفاظ رکیک و آزاردهنده و کتک زدن در هنگام عصبانیت طبیعی جلوه داده شده است. ولی در یک رابطه سالم، افراد پذیرفته‌اند که زمانی که اشتباه می کنند و یا کار خطایی انجام می دهند عذرخواهی کنند، این کاری است که خشونت‌گر نمی‌کند. بنابراین به او کمک کنید که در مورد اینکه شریک او چگونه با مسائل بغرنج ومشکلات برخورد می‌کند فکر کند. اگر خشونت‌گر مسئولیت کار خطای خود را نپذیرد و شریک خود را مقصر رفتار خود نشان دهد، این به قربانی کمک می‌کند تا نحوه و چگونگی رفتار کنترل‌گرایانه را درک کند.

  • با قربانی درمورد امکانات و خدماتی که در دسترس اوست و اینکه این موارد چگونه به او در این مسائل کمک می‌کنند صحبت کنید. به او بگویید که او را برای مراجعه به مراکزی که به قربانیان خشونت خانگی کمک می‌کنند همراهی خواهید کرد یا هنگامی که با این مراکز تماس می‌گیرد درکنار او خواهید بود. به یاد داشته باشید که او را مجبور به انجام کاری نکنید، نه تنها این امر یک عمل کنترل‌گرایانه و تضعیف کننده است، بلکه احتمال کمی دارد که از طرف فرد قربانی پذیرفته شود.

حمایت از قربانی در یک مسیر طولانی

به یاد داشته باشید که به طور متوسط قربانیان خشونت خانگی هفت تا سیزده بار تلاش می‌کند تا در نهایت از آن رابطه خشونت‌-محور خارج شود [۱۲]. و زمان ترک رابطه، خطرناک‌ترین لحظات در یک رابطه مبتنی بر خشونت است و قربانیان زیادی در آن زمان به قتل می‌رسند [۱۲] . ترک کردن رابطه باید با طرحی فکر شده انجام شود که این مسئله نیاز به حمایت دارد و باید به صورتی امن و مطمئن اجرا شود، به خصوص زمانی که بچه‌ها هم درگیر می‌شوند. بنابراین مکالمه اول شما ممکن است به تغییری منجر نشود.

ولی حداقل شما تخم این فکر را در ذهن آن فرد قربانی کاشته‌اید که او لیاقت شرایط بهتر را داراست و به او اطلاع داده‌اید که افرادی هستند که می‌توانند به او کمک کنند.

بسته به سطح آسیبی که شخص خشونت‌گر به خودباوری و حس ارزشمندی فرد قربانی وارد کرده است مدت زمان مورد نیاز برای بازیابی قدرت توسط فرد قربانی به منظور انجام اقدام‌های عملی غیر از مواردی که قبلا و یا هم اکنون فرد قربانی در حال انجام آن است متفاوت خواهد بود.

بنابراین مهم است که شما انتظارات خود را در مورد اثرگذاری حمایتتان با واقعیت منطبق کنید. شما نمی‌توانید کسی را نجات دهید ولی می‌توانید بدون هیچ شرطی در کنار آنها حضور داشته باشید.

در غیراین صورت، در نهایت شما دچار حس سرخوردگی و تنفر خواهید شد. این می‌تواند منجر به به عکس‌العمل شدید شما شود و در نهایت بر سر شخص قربانی فریاد بزنید که «چرا این رابطه را ترک نمی کنی؟» یا «فقط به من گوش بده و با آن موسسه مشورت کن.» و یا حتی «من زمان زیادی برای پیدا کردن امکاناتی که می‌تواند به تو کمک کند خرج کردم و تو حتی جواب تلفن من را هم نمی‌دهی!»

این شرایط برای افرادی که می‌خواهند به دیگران کمک کنند غیرعادی نیست. هنگامی که ما با نیت خوب می‌خواهیم مشکل دیگران رابرای آنها حل کنیم، درعمل آنها را تضعیف می‌کنیم.

حمایت و کمک به فردی که رابطه با خشونت را تجربه می کند می‌تواند بسیار سخت و ترسناک باشد. همانگونه که قبلا اشاره کردیم، از مراکزمحلی که در زمینه خشونت خانگی فعالیت می‌کنند برای خودتان مشورت و حمایت بگیرید. اگر شما یک ناجی هستید، این بسیار مهم است که از خود در برابر ایجاد مشکلات روحی در این مسیر مراقبت کنید.

مهمترین نکته

اگر تمامی موارد گفته شده به نظر سخت و گیج‌کننده به نظر می‌آید، تنها این جمله را به یاد داشته باشید: «مهم نیست که تو چه تصمیمی می‌گیری، روی کمک من می توانی حساب کنی و من هر زمانی که تو نیاز داشته باشی در کنار تو خواهم بود.»

و یا اگر شما تمایلی به گفتن جمله بالا ندارید، می‌توانید حمایت خود را این‌گونه بیان کنید: «مراکز رایگان و قابل اطمینانی وجود دارند که در هر زمانی که تو نیاز داشته باشی می‌توانند به تو کمک کنند. در این مسیر تو تنها نخواهی بود.»

با بیان چنین جملاتی شما به خودمختاری فرد احترام گذاشته‌اید و به آنها نشان داده‌اید که به فرد قربانی اعتماد دارید و اعتقاد داری که او بهترین تصمیم را برای خود می‌گیرد.

و اگر شما این نکات را به اندازه کافی بیان کنید، این امر می‌تواند در طول زمان باعث شود که اثر حرف‌های شما از تاثیر صدای فرد خشونت‌گر بیشتر شود و به فرد قربانی کمک کند تا برای خروج از رابطه دست به اقدام بزند.

*ساندرا کیم مووس و مدیر سایت فمنیسم روزمره است که از سال ۲۰۱۲ فعال است. پیش از آن خانم کیم با موسسات غیرانتفاعی در حوزه‌های مربوط به حقوق زنان فعالیت می‌کرد.

[۱] http://lesbianlife.about.com/od/lesbianhealth/a/DVFactsMyths.htm

[۲] http://www.dvrc-or.org/domestic/violence/resources/C61/#hom

[۳] http://gmdvp.org

[۴] http://www.musc.edu/vawprevention/lesbianrx/factsheet.shtml

 [۵] http://www.safeaustin.org/learn-more/domesticviolence/redflags

[۶] http://gmdvp.org/domestic-violence/types-domestic-abuse

[۷] http://www.thehotline.org/2016/03/safety-planning-around-guns-and-firearms

[۸] http://ncadv.org/stay-connected/state-coalitions

[۹] http://www.headington-institute.org/?tabid=2648

[۱۰] http://www.joyfulheartfoundation.org/healthehealers.htm

[۱۱] http://nnedv.org/resources/stats/gethelp.html

[۱۲] http://www.excusemeimwriting.com/2012/10/07/domesticviolence/why-didnt-she-just-leave

 

اردیبهشت
۱۵
شکایت از ولی قهری یا قیم خشونتگر، چطور و چگونه
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
Close between loving supporting mother and sad daughter looking with hope on dark background. Black and white portrait
image_pdfimage_print

Photo: Anastasia_vish/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوقی

وقتی عملی برخلاف قانون اتفاق می‌افتد، متضرر از این عمل، حق مراجعه به مراجع قضایی و پیگیری قضایی را دارد. این حق یکی از اساسی‌ترین حقوق است. در موارد بروز خشونت خانگی نیز همین قاعده صادق است و قربانی می‌تواند از طریق مراجعه به محاکم قضایی احقاق حق کند. برخی از مصادیق خشونت خانگی در حقوق ایران جرم‌انگاری شده و برخی دارای ضمانت اجراهای مدنی است. اگر فردی علیه عضو خانواده خود مرتکب خشونت خانگی شود، قربانی می‌تواند خود شخصا و یا از طریق وکیل اقدام به پیگیری قضایی نماید اما در برخی موارد قربانی به دلیل کودک بودن و یا معلول بودن و یا کهولت سن قادر به شکایت و طرح دعوی علیه خشونت‌گر نیست.

در مواردی که فردی  به اصطلاح محجور است، خود نمی‌تواند شخصا اقدام به طرح دعوی نماید، بلکه لازم است ولی قهری یا قیم وی این اقدام را انجام دهد. حال این سوال مطرح می‌شود اگر خود ولی قهری یا قیم یا سرپرست طفل یا معلول ذهنی مرتکب خشونت خانگی مجرمانه شود، پیگیری قضایی مساله از چه طریقی خواهد بود؟ به عبارتی از یک طرف شخص محجور شخصا حق طرح شکایت یا دعوی را ندارد و از طرف دیگر خود ولی یا قیم مرتکب جرم یا رفتار خلاف قانون شده است، بنابراین ولی یا قیم قطعا علیه خود طرح دعوی نمی‌کند. همچنین ممکن است به ولی یا قیم دسترسی پیدا نشود و یا در حالی که شخص دیگری مرتکب خشونت علیه محجور شده است، سرپرست محجور اقدام به پیگیری قضایی ننماید. در این گونه مواقع قانون‌گذار چه تدبیری را پیش‌بینی کرده است؟ در این نوشته به این موضوع می‌پردازیم.

قیم خشونت‌گر: دو روش برای شکایت

اگر ولی یا قیم خود مرتکب جرمی علیه کودک شده باشد و یا این‌که شخص دیگری از اعضای خانواده مرتکب جرم شده باشد و ولی یا قیم در دسترس نباشد، به دو صورت می‌توان نسبت به شکایت کیفری اقدام کرد. اولین شیوه تعیین قیم موقت است. هر فردی که مطلع از خشونت خانگی ولی یا قیم علیه محجور است، باید موضوع را به دادستان گزارش دهد. دادستان نیز در صورت فوریت امر قیم موقت برای محجور تعیین کرده و این قیم می‌تواند از طرف کودک یا مجنون قربانی خشونت خانگی به شکایت کیفری اقدام کند. این تدبیر که در قانون آیین دادرسی کیفری جدید پیش‌بینی شده است راهگشایی برای مادرانی خواهد بود که فرزندانشان از طرف پدر مورد آزار و اذیت و خشونت خانگی قرار می‌گیرند. معمولا هنگامی که پدر اقدام به خشونت مجرمانه علیه کودک می‌کند، این مادر است که خود را به حفاظت از کودک و رهایی وی از موقعیت خشونت بار موظف می‌داند. در عمل نیز معمولا مادران برای طرح شکایت علیه پدر خشونتگر اقدام می‌کنند.

روش دومی که قانون‌گذار برای شکایت از ولی یا قیم خشونت‌گر پیش‌بینی کرده است این است که دادستان خود می‌تواند از فردی که مرتکب خشونت علیه فرزند خود یا کودک تحت قیمومیت خود شده است شکایت کند. در ابن گونه موارد دیگر نیازی به تعیین قیم موقت نخواهد بود بلکه دادستان خود به عنوان مدعی‌العموم در مقام شاکی قرار خواهد گرفت. به هر حال در این مورد ماده ۷۰ قانون آیین دادرسی مقرر داشته است که: « در مواردی که تعقیب کیفری، منوط به شکایت شاکی است و بزه‏دیده، محجور است و ولی یا قیم ندارد یا به آنان دسترسی ندارد و نصب قیم نیز موجب فوت وقت یا توجه ضرر به محجور شود، تا حضور و مداخله ولی یا قیم یا نصب قیم و همچنین در صورتی که ولی یا قیم خود مرتکب جرم شده یا مداخله در آن داشته باشد، دادستان شخصی را به ‌عنوان قیم موقت تعیین و یا خود امر کیفری را تعقیب می‌کند و اقدامات ضروری را برای حفظ و جمع‌آوری ادله جرم و جلوگیری از فرار متهم به‌عمل می‌آورد. این حکم در مواردی که بزه‌‏دیده، ولی و یا قیم او به عللی از قبیل بیهوشی قادر به شکایت نباشد نیز جاری است.» همان‌طور که از متن ماده پیداست قانون‌گذار  جرم علیه کودک توسط ولی یا قیم را مورد توجه قرار داده و راهکارهایی را برای طرح شکایت از پدر یا قیم خشونت‌گر پیش‌بینی کرده است.

اگر ولی شکایت از خشونت‌گر را صلاح نداند

علاوه بر مورد فوق ممکن است ولی قهری یا قیم خود مرتکب خشونت مجرمانه علیه کودک نشده باشد و در دسترس نیز باشد و مشکلی برای طرح شکایت نداشته باشد لکن بنا به دلایلی و برخلاف مصلحت کودک، اقدام به شکایت و پیگیری قضایی نسبت به خشونت مجرمانه علیه کودک ننماید. در این گونه موارد نمی توان صلاحدید ولی یا قیم محجور را حجت دانست و از پیگیری قضایی صرف نظر کرد. قانون‌گذار پیش‌بینی کرده است که در این گونه موارد نیز دادستان خود می‌تواند موضوع را تعقیب کرده و از فرد خشونت‌گر شکایت کند. همچنین پیش‌بینی شده است در صورتی که فرد محجور نباشد لکن به دلیل معلولیت جسمی یا ذهنی یا کهولت سن قادر به شکایت از مرتکب جرم علیه خود نباشد، دادستان با رضایت آنان می‌تواند از طرف آنها شکایت کند و پرونده را پیگیری کند. بر اساس ماده ۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری: « در مواردی که تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی است، اگر بزه‏دیده طفل یا مجنون باشد و ولی قهری یا سرپرست قانونی او با وجود مصلحت مولّی‌علیه اقدام به شکایت نکند، دادستان موضوع را تعقیب میکند. همچنین در مورد بزه‌‏دیدگانی که به عللی از قبیل معلولیت جسمی یا ذهنی یا کهولت سن، ناتوان از اقامه دعوی هستند، دادستان موضوع را با جلب موافقت آنان تعقیب می‌کند. در این صورت، در خصوص افراد محجور، موقوف شدن تعقیب یا اجرای حکم نیز منوط به موافقت دادستان است.» این مقرره به خصوص به هنگامی که خشونت علیه سالمند یا معلول اتفاق می‌افتد می‌تواند بسیار مفید باشد. زیرا اکثریت قریب به اتفاق سالمندان و معلولان توانایی لازم برای شکایت نسبت به خشونت خانگی را نداشته و معمولا توانایی اخذ وکیل را نیز ندارند. در این صورت می‌توانند موضوع را به دادستان گزارش داده و خواهان پیگیری مساله شوند.

لازم است توجه شود که موارد مذکور زمانی است که خشونت مجرمانه از جرایم قابل گذشت و یا جرایمی که تعقیب آن منوط به شکایت شاکی است باشد. در جرایم غیر قابل گذشت که جنبه عمومی دارند، قربانی خشونت چه خود بخواهد و یا نخواهد و چه اینکه ولی یا قیم وی مرتکب خشونت بوده یا شخص دیگری، دادستان به محض اطلاع از آن موظف است پرونده قضایی تشکیل داده و مساله را پیگیری کند.

 

اردیبهشت
۱۱
تدابیر کلی پیشگیرانه از خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Woman with her hand extended signaling to stop (only her hand is in focus)
image_pdfimage_print

 Photo: Dean Drobot/bigstockphoto.com

موسی برزین- پژوهشگر حقوقی

بر اساس یک تقسیم‌بندی کلی در حوزه جرم‌شناسی هر انحراف اجتماعی یا هر جرم را می‌توان فرآیندی محسوب کرد که سه مرحله دارد. مرحله اول زمان قبل از وقوع انحراف است. در این مرحله علل و عوامل متعددی که باعث بروز انحراف می‌شود مورد بررسی قرار می‌گیرد. مرحله دوم زمان ارتکاب انحراف اجتماعی یا جرم است که بیشتر نحوه برخورد با انحراف و یا اعمال مجازات مورد توجه این مرحله است و مرحله سوم پس از وقوع انحراف است. در این مرحله آثار انحراف بر جامعه و قربانی بررسی می‌شود و حمایت از قربانی و اصلاح بزه‌دیده  بحث و مطالعه می شود. از آنجا که خشونت خانگی نیز یک رفتار انحرافی و مضر به جامعه است و دارای یک سیر زمانی است، این تقسیم‌بندی در مورد آن صدق می‌کند. به عبارتی خشونت خانگی را نباید پدیده‌ای آنی دانست که در یک لحظه اتفاق می‌افتد و تمام می‌شود بلکه خشونت خانگی یک فرآیند است که در طول زمان اتفاق می‌افتد. طبیعتا علل و عواملی که می‌تواند فرهنگی، اقتصادی، روانی و غیره باشد بر وقوع خشونت خانگی تاثیر بگذارد. به دیگر سخن وجود خشونت خانگی در یک جامعه قطعا به دلیل وجود علل و عوامل متعدد است و از این رو بهترین نوع و روش برخورد با انحرافات اجتماعی و جرایم همچون خشونت خانگی، پیشگیری از آن است.

مرحله اول انحراف اجتماعی یعنی قبل از وقوع، مهمترین مرحله‌ای است که باید به آن توجه شود. نمی‌توان بدون ریشه‌یابی عواملی که باعث خشونت خانگی می‌شوند و پیشگیری از آن، مبارزه‌ای جدی با خشونت خانگی داشت. توجه صرف به برخورد با مرتکب خشونت خانگی یا ترمیم خسارت‌های قربانی به تنهایی نمی‌تواند خشونت خانگی در یک جامعه را به طور معناداری کاهش دهد. به همین دلیل قوانین کشورها و همچنین سیاست‌های پیش‌بینی شده ضروری است تدابیر پیشگیرانه و بازدارانده اعمال کنند. بخشی از این تدابیر ممکن است تدابیر قانونی باشد. به عنوان مثال در قانون مدنی ایران پیش‌بینی شده است که در صورتی که زندگی زوجه در منزل مشترک متضمن «خوف جانی» باشد، زن می‌تواند خانه را ترک کند و این امر او را حقوق مالی محروم نخواهد کرد. این قانون را می‌توان ابزاری قانونی برای پیشگیری خشونت خانگی دانست. اما مهمترین تدابیر پیشگیرانه، تدابیر غیرحقوقی هستند. به این معنا که ضروری است تمامی راه‌هایی که می‌تواند باعث بروز خشونت خانگی شود مسدود شوند و در جامعه شهروندان به صورتی تربیت شوند که خشونت خانگی را زشت بدانند.

در این نوشته به برخی از تدابیر پیشگیرانه در مورد خشونت خانگی اشاره می‌شود.

آموزش

آموزش از دوران کودکی قطعا یکی از مهمترین تدابیری است که می‌تواند برای پیشگیری از خشونت خانگی اعمال شود. بسیاری از کسانی که در ایران مرتکب خشونت خانگی می‌شوند اعتقادی به قبیح بودن این مساله ندارند. از طرف دیگر ممکن است قربانی خشونت خانگی نیز اطلاعی از حقوق خود و اینکه چگونه باید با خشونت خانگی برخورد کند ندارد. از این رو ضروری است در سیستم آموزشی کشور واحدهای درسی در رابطه با مهارت‌های کنترل خشم و همچنین نحوه برخورد با خشونت خانگی ارائه شود. افراد از سن کودکی لازم است با حقوق و آزادی‌های خود آشنا شده و همچنین حل و فصل مشکلات از طرق مسالمت‌آمیز و غیر خشن را آموزش ببینند. این در حالی است که در سیستم آموزشی ایران از دوران ابتدایی تا دوران تحصیلات عالیه، هیچ‌گونه آموزشی در رابطه با این موضوع وجود ندارد.

فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها

راهکار دیگری که می‌تواند در پیشگیری از خشونت خانگی تاثیرگذار باشد، فرهنگ‌سازی آموزش همگانی شهروندان از طریق رسانه‌های عمومی است. رسانه‌های عمومی می‌توانند با تهیه برنامه‌های صوتی و تصویری شهروندان را در زمینه خشونت خانگی مطلع کنند و در فرهنگ‌سازی تقبیح خشونت خانگی موثر باشند. طبیعتا سیاست کراهت‌سازی از خشونت خانگی می‌تواند جامعه را نسبت به خشونت خانگی حساس کند و فرصت اعمال خشونت را محدود نماید. با این وجود در رادیو و تلوزیون ایران که به طور کامل در اختیار دولت است، هیچ‌گونه سیاستی برای کراهت‌سازی از خشونت خانگی  وجود ندارد. عدم توجه دولت به فرهنگ‌سازی صحیح در باب خشونت خانگی در کنار بافت سنتی و مذهبی در ایران، سبب شده است مصادیق زیادی از خشونت خانگی امری عادی تلقی شده و در برخی نقاط خشونت نشانه‌ای از درستی و غیرت و مردانگی باشد و حتی قربانیان نیز آن را خشونت تلقی نکنند. طبیعتا وجود چنین باورهایی بستر مناسبی برای بروز خشونت خانگی خواهند بود. از این رو قطعا رسانه‌های دولتی موظف به اصلاح چنین باورهایی هستند.

تاسیس خانه‌های امن

وجود پناهگاه‌هایی که قربانیان ناتوان خشونت خانگی بتوانند در آنجا به صورت موقت سکونت کنند، از طرفی نوعی حمایت از قربانیان است و از طرف دیگر به نوعی تدبیر پیش‌گیری‌کننده از تکرار خشونت خانگی می‌باشد. شخصی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته است و احتمال تکرار این خشونت وجود دارد، لازم است به محلی دیگر دسترسی داشته باشد تا مجبور به تحمل خشونت نباشد چرا که ادامه زندگی در آن محل وی را بیش از پیش در معرض خشونت خانگی قرار می‌دهد و امکان دارد با ادامه خشونت زندگی وی به صورت جدی به خطر بیفتد. در مواردی که قربانی مکانی برای زندگی دور از خشونت ندارد، ضروری است مکان‌هایی وجود داشته باشند که قربانی به آنها مراجعه کند. این‌گونه مکان‌ها با نام‌های مختلفی از جمله خانه امن، خانه زنان، پناهگاه و … شناخته می‌شوند.

در بسیاری از کشورها این گونه مکان‌ها از طرف دولت‌ها و یا نهادهای غیر دولتی تأسیس شده و به مکانی امن برای قربانیان خشونت خانگی تبدیل شده‌اند. این مکان‌ها باید از هر جهت امن و استاندارد بوده و از بودجه و پرسنل مناسب برخوردار باشند. همچنین باید امکاناتی از قبیل برنامه‌های ویژه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره‌ای در اختیار قربانیان خشونت خانگی به ویژه زنان قرار دهد. برای یافتن محل سکونت دائمی‌تر و حتی توانمند‌سازی و کارایی نیز می‌بایست برای زنان مساعدت‌هایی در نظر گرفته شود. وجود چنین موسساتی باعث خواهد شد که زنان و کودکان قربانی خشونت خانگی مجبور به تحمل شرایط مشقت‌بار و خشونت نباشند. تجربه نشان داده است که تکرار خشونت خانگی در برخی موارد به دلیل این است که قربانی محلی برای سکونت ندارد و مجبور است با خشونت کنار بیاید و آن را تحمل کند.

خدمات تامین اجتماعی به زنان فاقد درآمد

یکی دیگر از عواملی که در ایران سبب بروز خشونت خانگی علیه زن می شود، نبود استقلال مالی و درآمد زن است. این امر باعث شده است که زنان برای امرا معاش و گذران زندگی محتاج به شوهران خود باشند و در صورت بروز خشونت از طرف شوهر مجبور به تحمل آن باشند. چنان‌چه زنی شغلی داشته و درآمد مستقلی داشته باشد قطعا امکان مستقل شدن و ترک خانه وجود دارد اما زنان خانه دار توان مالی برای برقراری زندگی مستقل را نخواهند داشت. از این رو بهتر است تدابیری پیشگیری شود که زنان خانه دار و فاقد درآمد از حقوق ماهیانه برخوردار شوند.

فراهم کردن امکان تحقیقات

طبیعی است بدون بررسی و ریشه‌یابی عوامل خشونت خانگی نمی‌توان سیاست‌های پیشگیرانه نسبت به آن اعمال نمود. این مهم صرفا با ایجاد شرایط و امکانات لازم در جهت انجام پژوهش‌های تخصصی در این مورد امکان‌پذیر است. ضروری است تدابیری پیش‌بینی شود تا متخصصان امر به راحتی بتوانند به داده‌ها و اطلاعاتی که مورد نیاز است دسترسی داشته باشند. متاسفانه در ایران هر چند تحقیقاتی در این مورد انجام شده است لکن شرایط لازم برای انجام پژوهش در مورد خشونت خانگی فراهم نیست. قوه قضائیه معمولا اجازه دسترسی به پرونده‌ها را به محققان نمی‌دهد. سازمان‌ها هم وظیفه‌ای قانونی برای همکاری با محققان ندارند. از این رو ضروری است قوانینی تصویب شود که ارگان‌های دولتی را موظف به همکاری با محققان نماید.