صفحه اصلی  »  2016 December
دی
۱۰
۱۳۹۵
خانه بی‌خشونت از ما شروع می‌شود
دی ۱۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
healthcare, charity, people and social problems concept - close up of hands with purple violet domestic violence awareness ribbon over white background
image_pdfimage_print

Photo: dolgachov/bigstockphoto.com

خانه امن: سال نو میلادی را با امید به صلح و آرامش، و جهانی عاری از خشونت شادباش می‌گوییم.

خانه امن برای همه سالی مملو از نیک‌سرشتی و صمیمیت‌، شادی و روشنی را آرزو می‌کند. اما، هیچ آرزویی محقق نمی‌شود مگر با اراده خود ما، پس برای داشتن قلب‌هایی روشن و درونی زلال و سبز باید از خودمان شروع کنیم. اگر اراده‌ای برای تحقق آن‌ها نداشته باشیم، آرزوهای ما تنها حرف است.

دنیای بی‌خشونت از خانه‌های بی‌خشونت آغاز می‌شود و خانه عاری از خشونت از خود ما شروع می‌شود. قدر لحظات را برای تحقق آرزوهایمان بدانیم.

اندیشه‌های ما می‌تواند رنگارنگ و متفاوت باشد، اما همه به سوی دنیایی بی‌خشونت گام برمی‌داریم. اگر شما هم به همکاری داوطلبانه با خانه‌ امن علاقه‌ دارید، دست شما را به گرمی می‌فشاریم.

دی
۸
۱۳۹۵
قبل از مرگ، یک تلفن بزن
دی ۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Portrait of woman victim of domestic violence. Man abusing senior woman with black eye-
image_pdfimage_print

Photo: HalfPoint/bigstockphoto.com

صبا امیدوار

“الوووووووو- کمک ، داره منو میکشه”. این آخرین جمله زن بود. وقتی فقط شانس رسیدن به تلفن را پیدا کرد. بعد صدای بوق ممتد در پیام گیر تلفن «اورژانس اجتماعی» ضبط شد.

پزشک قانونی مرگ را ساعت ۳:۴۵ دقیقه عصر ثبت کرد. چند دقیقه بعد از آخرین تلفن، یک نام به نام‌های ۴۰۰۰ زنی ، که سالانه  جانشان را در خانه با خشونت خانگی از دست می‌دهند، اضافه شد.

از هر سه زن یکی خشونت را تجربه می‌کند

بنا به آنچه حبیب‌الله مسعودی فرید معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته سال گذشته  ۶۰۰ هزار تماس با اورژانس اجتماعی برقرار شده که ۷٫۵ درصد آن برای شکایت از همسرآزاری بوده است.

این آمار خشونت‌دیدگانی است که فرصت تماس با اورژانس را پیدا می‌کنند و شانس اطلاع‌رسانی قبل از مرگ را دارند. زنانی که از این‌که بگویند تحت خشونت هستند نمی‌ترسند‌. گوشی را بر می‌دارند و می‌گویند:«الووووو کسی صدای من را می شنود … جان من در خطر است، نیاز به یک جای امن دارم.»

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی  ایران گفته، سال گذشته ۱۲۰۰ زن در معرض آسیب و خشونت خانگی در خانه‌های امن نگهداری شده‌اند . به گفته او، از ابتدای امسال هم تا همین ماه دی ۸۰۰ زن به خانه‌های امن مراجعه کرده‌اند. زنانی که از زندگی یک چیز ساده می‌خواهند: امنیت.

مریم قربانی، روانشناس، می‌گوید: ممکن است زنان در همه دوران زندگی خود خشونت را تجربه کنند. از همه کسانی که نزدیک او هستند و او عاشق آنهاست، همسر، پدر، برادر، حتی فرزندان پسر نیز می‌توانند به زن خشونت کنند. او می‌گوید: زنان ممکن است یک یا چند گونه از خشونت‌های فیزیکی، روانی، اقتصادی و جنسی را تجربه ‌کنند.

قربانیان اصلی: زنان ۴۵ تا ۴۹ ساله

مریم قربانی با اشاره به یک تحقیق در ایران می‌گوید: زنان ۴۵ تا ۴۹ ساله، قربانیان اصلی خشونت خانگی هستند. به گفته این روان‌شناس اعلام عدد و رقم از میزان خشونت خانگی و گستردگی آن در ایران کار بسیار دشوار و تا حدودی ناممکن است، چرا که بسیاری از خشونت‌دیدگان از اعلام و ثبت خشونت می‌ترسند، گروهی خشونت را نمی‌شناسند و به مراجع قصایی مراجعه نمی‌کنند و گروهی در همان ابتدای راه شکایت‌، به ده‌ها دلیل مختلف از شکایت خود صرف نظر می‌کنند.

مریم قربانی می‌گوید: هنوز نه تعریف دقیقی از شاخص‌های خشونت علیه زنان وجود دارد و نه آمار دقیق و ثبت شده‌ای. به گفته او برای یک کار کارشناسی و بنیادی باید دسترسی به یک آمار مشخص وجود داشته باشد که جای آن خالی است.

آبان ماهی که گذشت، مسعود قادی پاشا مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران اعلام کرد، در شش ماه اول سال ۹۵، پرونده‌ ۹ هزار و ۴۹۹ مورد همسرآزاری به این مرکز ارجاع شده ‌است. بر اساس این آمار، در تهران هر روز بیش از ۵۲ پرونده همسرآزاری به پزشکی قانونی ارجاع می‌شود. آمارهای یک طرح ملی که در دولت اصلاحات تهیه شده است نشان می‏دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترک‌شان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرار گرفته‌‏اند.

چندی پیش هم شهیندخت مولاوردی معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده در کانال تلگرامی خود با استناد به این تحقیق ملی‌، از میزان و انواع خشونت خانگی در استان‏های مختلف ایران و تنوع و تفاوت‌های معنادار خشونت‌ها نوشت. به نوشته او، شمار زنانی که از اول زندگی مشترک خود تاکنون مورد خشونت قرار گرفته‏ اند. در بندرعباس بیش از سایر نقاط ایران بوده است.

اما در میان زنانی که مورد خشونت قرار گرفته ‏اند، این زنان زاهدانی هستند که بیشترین و شدیدترین خشونت‏‌ها را تجربه کرده‏‌اند. در همین حال، زنان بندرعباس، در طول یکسال دفعه‏ های بیشتری مورد خشونت خانگی قرار گرفته‏ اند و زنان یاسوج به دفعات کمتری با آن روبرو شده‏‌اند.

زنان با مهارت‌ کلامی بالا کمتر خشونت می‌بینند

بررسی‌ها و تحقیقات آسیب‌شناسان مسائل اجتماعی نشان می‌دهد از هر ۲۰ زن در ایران یکی مورد آزار و اذیت فیزیکی همسرش قرار می‌گیرد.

این آمار را مهر ماهی که گذشت، مهرشاد شبابی مسئول کلینیک‌های حقوقی دانشگاه شهید بهشتی اعلام کرد. به گفته او این موضوع گاه یا توسط خود زنان پنهان می‌شود و یا در صورت اعتراض و شکایت راه به جایی نمی‌برد.

بنابر آمار در ایران کمتر از ۳۵ درصد از خشونت‌های خانگی به پلیس و یا اورژانس اجتماعی گزارش می‌شود. مریم قربانی روانشناس چرایی شکایت نکردن زنان از شوهران خود را گر چه متعدد می‌داند ولی می‌گوید، بسیاری از زنان تصور درستی از خشونت ندارند و بسیاری از آنها با نگرش این که «زن خوب و بسازی» هستند ، خشونت‌های خانگی را تحمل می‌کنند.

بنا به آمارهای جسته گریخته، زنانی که مهارت‌های کلامی بالاتری دارند کمتر مورد خشونت خانگی  قرار می‌گیرند.

خشونت هایی که منع قانونی ندارند

می گوید: «زنمه می خوام تربیتش کنم ، انقد می زنمش تا آدم بشه» آمارهای یک تحقیق در ایران نشان می‌دهد که ۸۹ درصد مردانی که همسران خود را مورد آزار جسمی قرار می‌دهند فاقد تحصیلات دانشگاهی و عالی هستند.

مریم قربانی روانشناس می‌گوید: آنها زن را جزو دارایی خود می دانند و این فرهنگ را از جامعه مرد سالار برداشت کرده‌اند. به گفته این روانشناس نبود قانون حمایتگر از زنان و منع کننده خشونت خانگی هم دست این افراد را در اعمال خشونت خانگی باز می گذارد. مریم قربانی می‌گوید، مشخصا معلوم نیست چه نهاد و مرجعی مسئولیت احقاق حقوق زنان تحت خشونت را بر عهده دارد.

 

دی
۶
۱۳۹۵
شبکه‌سازی کلید طلایی مقابله با خشونت خانگی
دی ۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Hands holding Purple ribbons toning copy space background Alzheimer's disease Pancreatic cancer Epilepsy awareness Hodgkin's Lymphoma awareness
image_pdfimage_print

Photo: Thitarees/bigstock.com

کمپین‌ها ضعیف و بی‌رمق می‌شوند اگر نتوانیم شبکه‌سازی کنیم. شبکه‌ها حامی کمپین‌ها هستند. بنابراین چنانچه به دنبال کارزاری برای مقابله با خشونت خانگی هستیم باید آستین‌ها را بالا بزنیم. هر حرکتی برای رسیدن به هدف با قلب و ذهن مخاطب درگیر می‌شود و باید بدانیم که شبکه‌های کوچک برای رساندن پیام، به بهترین روش و زبان ارتباط با مخاطب نیاز دارند، و این هنر کمپین سازی است. زبانی که هر کمپین و حرکت برای خود انتخاب می‌کنند در رسیدن به هدف آن کمپین بسیار مهم است.

یکی از مهمترین عناصر قدرت برای کمپینی چون مقابله با خشونت، ارتباط است. ارتباط امکان موفقیت را بالا می برد. ارتباط سفره کمپین را پهن می کند تا روز به روز گسترده شود و به یک موضوع عمومی برای مردم و دولت تبدیل شود.

فراموش نکنیم که باید روی هدف متمرکز شویم و از شاخه به شاخه شدن پرهیز کنیم. یکی از آسیب‌هایی که هر کمپینی را تهدید می کند انحراف از هدف اصلی است. تمرکز بر هدف، قدرت کمپین را به صورت تصاعدی افزایش می‌دهد.

درگیر کنید و درگیر شوید تا موج‌های مختلف برای دست‌یابی به مطالبات را ایجاد کنید. کمپینی که نتواند موج درست کند نه از درون تغذیه می شود و نه می تواند نیروهایش را تغذیه کند. موج‌ها هستند که توان چانه‌زنی و گفت‌وگو با مسوولان را برای تغییر و اصلاح به ما می‌دهند و اگر نه ضرورتی ندارد که تصمیم‌گیران سیاسی به مطالبات شما برای مقابله با خشونت خانگی اهمیت دهند.

اطمینان داشته باشید که هر کمپینی ولو کمپین مقابله با خشونت که دغدغه همه افراد جامعه برای بهره‌مندشدن از زندگی امن است، همواره مخالفانی دارد. همواره عده‌ای جلوی آن می‌ایستند، بنابراین مخالفت‌ها طبیعی است و اتفاقا به مرور زمان به ظرفیت و تجربه کارزار شما کمک می‌کند. اشتباه است اگر فکر کنیم فوری به اهداف‌مان دست پیدا می‌کنیم و یا در مخاطبان خود چنین انتظاری را به وجود آوریم .داستان تجربه‌های موفق را به طور مستمر و با روایت‌های مختلف تکرار و بازتقویت کنید.

لحظاتی را بسازید که مردم را از روال روزمره زندگی عبور دهد و به بیداری وادار کند . برای مردم سرمشق باشید تا به کارتان خوش‌بین شوند و باور کنند که موفقیت کمپین ممکن و حتی ناگزیراست.

قبل‌تر  نوشتیم :  چشم‌اندازها را به واقعیت تبدیل کنیم

دی
۴
۱۳۹۵
آیا خشونت‌گر قابل تغییر است؟
دی ۴ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Man physically abusing his wife. Domestic violence
image_pdfimage_print

Photo: djedzura/bigstockphoto.com

کاترین رابینسون

برگردان میترا پهلوان از هات‌لاین 

«آدمها تغییرمی کنند.» این جمله، کوتاه معنی قابل توجهی دارد. ما با مفهوم تغییر و ناگزیر بودن آن در طول زندگی آشنا می شویم. نظرات، شخصیت، شغل، دوستان و خیلی چیزهای دیگر تغییر می کند. گروهی از تغییرات به نظر یک شبه اتفاق می‌افتد. اما برخی دیگر، آگاهانه هستند، مثل غلبه بر اعتیاد یا جبران کاستی‌ها و نقص‌ها درشخصیت خود یا دیگران.

اگر می‌خواهید که کسی از نزدیکانتان تغییر کند، احتمالا این تغییر غیرممکن به نظرمی‌رسد. اما ما همچنان امیدواریم که آنها تغییر کنند چون ما به یاد می‌آوریم که در گذشته آنها بسیارمتفاوت‌تر از آنچه که امروز هستند بودند. و این‌که اگر آنها یک بار به سمت «بدتر» شدن تغییر کرده‌اند چرا به سمت «بهتر» شدن نتوانند تغییر کنند؟

آیا شریک زندگی خشونت‌گر واقعا قابل تغییر است؟

مردم قابلیت تغییر دارند، اما باید عمیقا بخواهند که تغییر کنند و به تمام جنبه‌های تغییر، متعهد باشند‌، پس از آن می‌توانند روند تغییر را آغاز کنند.

ریشه بسیاری از رفتارهای خشونت‌گر،  نگرشی است که فرد آن را یاد گرفته و یا احساس امتیاز و حق برای اعمال خشونت است، که تغییر آنها می‌تواند بسیار سخت باشد. به همین علت تعداد بسیار کمی از خشونت‌گران تغییر می‌کنند.

قسمتی از این تغییر می‌تواند شامل  شرکت در برنامه‌های مشاوره‌ای بلندمدت (۱) باشد که بر روی رفتار، عکس‌العمل و حس مسولیت تمرکز دارد.

خشونت‌گر چگونه می تواند تغییر کند؟

براساس تحقیقات لاندی بنکرافت، تغییرات زیر می‌تواند نشان دهنده پیشرفت در پروسه تغییر باشد:

  • اشتباهی که انجام داده‌اند را صد درصد به عهده بگیرند.
  • از بهانه‌تراشی و یا سرزنش دیگران دست بردارند.
  • رفتار خود را اصلاح کنند.
  • مسولیت اشتباه خود را قبول کنند و بدانند که همیشه خشونت یک انتخاب آگاهانه است.
  • رفتارهای کنترل‌کننده خود را بشناسند.
  • دلایلی که آنها را به خشونت سوق می‌دهد را بشناسند.
  • قبول کنند که غلبه بر خشونت یک پروسه طولانی چندین ساله است.
  • برای پیشرفت و بهبودشان، طلبکار نباشند و یا انتظار پاداش نداشته باشند.
  • پیشرفت در مسیر بهبود را به عنوان مجوزی برای خشونت‌های گاه به گاه نبینند، (من مدت‌های زیادی این کار را نکرده بودم و حالا که انجام داده‌ام خیلی هم مشکل بزرگی نیست).
  • رفتارهای محترمانه، محبت‌آمیز و حمایت‌گرانه را شروع کنند.
  • مسولیت و قدرت در خانه را تقسیم کنند.
  • نحوه واکنش به عصبانیت و نارضایتی از شریک زندگی‌شان را تغییر دهند.
  • نحوه عمل در دعوا و مناقشات را تغییر دهد.
  • عواقب اشتباهاتشان را قبول کنند.

به عقیده بنکرافت، غلبه بر خشونتگری می‌تواند یک پروسه همیشگی باشد و تا آخر عمرادامه داشته باشد؛ در مورد لاندی بنکرافت می‌توانید اینجا بیشتر به انگلیسی بخوانید.

فراموش نکنیم: هیچکس شایسته خشونت نیست و هیچ گاه برای کمک گرفتن دیر نیست. ما امید داریم تا خشونتگری که می‌شناسیم تغییر کند، اما نباید انتظار داشته باشیم که آنها همیشه «می‌خواهند» و «می‌توانند» که تغییر کنند. بر روی تغییراتی که می‌توانید زندگی خود را بهبود بخشید تمرکز کنید، چون شما شایسته دوست داشته شدن و شادی و امنیت هستید.

اندی وارهول می گوید: «وقتی آدم‌ها آماده باشند، تغییر می‌کنند، قبل از آن هرگز. اگر آنها نخواهند که تغییر کنند، شما هرگز نمی‌توانید آنها را تغییر دهید.»

—-

(۱): این برنامه در آمریکا برای کسانی است که همسر خود را آزار می‌دهند و دادگاه آن‌ها را به این مراکز معرفی می کند. مراجعین باید تعهد کنند که تا پایان برنامه هیچ خشونتی انجام نخواهند داد و از الکل و مواد مخدر هم استفاده نمی‌کنند. برای اطلاعات بیشتر بخوانید.

آذر
۳۰
۱۳۹۵
۹ قدم عملی برای مردان در مقابله با خشونت علیه زنان
آذر ۳۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
The International Men's March to Stop Rape Sexual Assault & Gender Violence. Playful opportunity for men to raise awareness in their community about the serious causes effects and remediations to men's sexualized violence against women.
image_pdfimage_print

Photo: cylonphoto/bigstockphoto.com

برگردان مرسده محرابی از روبان سفید

خشونت علیه زنان تنها زمانی‌ پایان می‌پذیرد که مردان نیز برای متوقف کردن آن دست به کار شوند. اما در مسیر پایان دادن به خشونت علیه زنان، از مردان چه کمک‌های برمی‌آید:

۱- گوش دادن به زنان

چه کسی‌ بهتر از زنی که خشونت را تجربه می‌کند در مورد خشونت علیه زنان می‌داند؟

می‌توانید از زنی که به شما اعتماد دارد بپرسید که چگونه خشونت زندگیش را تحت تاثیر قرار داده تا در این زمینه آگاهی‌ بیشتری پیدا کنید. اگر به اندازه کافی‌ راحت بود که با شما صحبت کند، به اوگوش دهید.

۲- مشکل را بشناسید، بیشتر یاد بگیرید

حقوق اولیه‌‌‌ای مانند ایمنی در خانه‌های خود، امکان راحت بیرون رفتن در شب و داشتن یک شغل به دور از آزار و اذیت، که معمولا مردان به آن دسترسی راحت‌تری دارند برای زنان متفاوت است. زنان معمولا از طرف مردانی که می‌شناسند بیشتر در معرضِ خطر هستند، کسانی مانند شوهر، دوست‌پسر، پدر، بستگان و کارفرمایان.

۳- درباره  این که چرا برخی مردان خشن هستند بیاموزید

مردان به طور طبیعی خشن نیستند. مطالعات در طول قرن گذشته نشان می‌دهد در نیمی از جوامع قبیله‌ای خشونت بسیار کمی علیه زنان، کودکان و یا علیه مردان دیگر وجود دارد. خشونت مردان نتیجه روشی‌ است که بسیاری از مردان برای ابراز مردانگی خود را در ارتباط با زنان، کودکان و یا مردان دیگر می‌آموزند.

۴-  از خود شروع کنید

تغییر، زمانی‌ انجام می‌شود که هر کدام از ما مسئولیت شخصی انجام آن را به عهده بگیریم. به عنوان مردانی که برای زن‌های زندگیمان ارزش قائل هستیم، می‌توانیم این مسئولیت را قبول کنیم تا کمک کنیم، زنان فارغ از ترس و خشونت زندگی‌ کنند. همراه داشتن یک روبان سفید، نشان‌دهنده تعهد شخصی شما برای مقابله با خشونت علیه زنان است.

۵- زبان تبعیض جنسی و جک‌هایی که باعث تحقیر زنان می‌شود را به چالش بکشید 

جک‌های که به تبعیض جنسی‌ دامن می‌زند به ساختن فضایی کمک می‌کند که انواع خشونت و سواستفاده را ممکن می‌کند.

کلماتی‌ که ارزش زن را پایین می‌آورند، بازتاب نگاه جامعه‌ای هستند که در طول تاریخ، زنان را در موقعیت درجه دو قرار داده است. یکی‌ از سخت‌ترین تمرین‌ها برای مردان به چالش کشیدن مردان دیگر در این موضوع است.

۶- شناسایی و مقابله با آزار جنسی‌ و خشونت در محل کار، مدرسه، و خانواده 

لاس زدن و شوخی تنها در صورتی که با رضایت هر دو طرف باشد قابل قبول است. اظهارات ناخواسته‌ی جنسی‌، یا پیش بردن تماس و مکالمه در جهت‌های جنسی‌، و رفتارهای از این قبیل اگر توسط طرف دیگر مورد استقبال قرار نگیرد قابل قبول نیست.

۷- پشتیبانی‌ از برنامه‌های محلی زنان

در سراسر جهان، زنانی که وقت خود را وقف مبارزه با خشونت کرده‌اند، خدمات پشتیبانی‌ برای زنانی که قربانیان خشونت هستند تشکیل داده‌اند، این خدمات حمایتی عبارتند از پناه‌گاه، مرکز بحران تجاوز جنسی‌، خدمات مشاوره، و کلینیک کمک‌های حقوقی.

۸- واکاوی رفتار خود

اگر تاکنون از لحاظ جسمی‌ در برابر یک زن رفتارِ خشونت‌آمیز داشته‌اید، شما نیز بخشی از این مشکل بوده‌اید. اگر مدت‌ها پیش اتفاق افتاده است، بپذیرید که کارتان اشتباه بوده است و در صورت امکان جبران کنید. اما اگر چنین رفتاری هنوز هم ادامه دارد، نیاز به کمک فوری دارید تا به عمق و ریشه‌ این مشکل برسید و در صدد رفعِ آن بر آیید.

۹-  همراهی با راه‌حل‌های طولانی-مدت را در دستور کار خود قرار دهید

پایان یافتن خشونت علیه زنان، یک شبه اتفاق نمی‌افتد. تغییرات در نگرش‌ها، رفتارها، و نهاد‌ها زمان می‌برد. باید در چگونگی پرورش نسل آینده تامل کنیم. باید به فرزندان خود با نشان دادن نمونه‌های درس‌آموز یاد بدهیم که تمام اشکال خشونت غیرقابل قبول هستند، و پسران ما برای مرد شدن احتیاجی‌ به کنترل و یا تسلط بر زنان، سایر مردان، یا کودکان ندارند.

 

آذر
۲۹
۱۳۹۵
۹ باورِ اشتباه درباره خشونت علیه زنان
آذر ۲۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
a violet handprint on a white background, depicting the idea of to stop violence against women, as violet is used by the feminist movement
image_pdfimage_print

Photo: nito/bigstockphoto.com

برگران: مرسده محرابی از روبان سفید استرالیا

یک: خشونت علیه زنان مسالهای است که تنها به زنان مربوط است.

خشونت علیه زنان شاید شرم‌آور‌ترین و فراگیرترین نوع نقضِ حقوقِ بشر باشد. هیچ مرزِ جغرافیایی، فرهنگی‌ یا مالی نمی‌شناسد. تا زمانی‌ که ادامه دارد، نمیتوانیم ادعای پیشرفتِ واقعی‌ به سمت برابری، توسعه و صلح را داشته باشیم.» کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد

از هر سه زن در سراسر جهان، یکی در طول عمرِ خود موردِ خشونت قرار می‌گیرد، تنها به این دلیل که زن است.

خشونت علیه زنان به اندازه ایدز یا مالاریا همه‌گیر شده است. اما به طور کلی‌ توسط عموم مردم و سیاست‌گذارانی که موفق به ایجاد برنامه و سرمایه برای ریشه کردن کردنِ آن نمی‌شوند، کم اهمیت جلوه داده می‌شود.

خشونت علیه زنان، مسالهٔ مردان نیز هست. این همسران، مادران، خواهران، دختران، و دوستانِ مردان هستند که زندگیشان با خشونت و سؤاستفاده محدود شده است. خشونت بعضی‌ از مردان، باعث بدنامی همه مردان می‌شود. این مسالهٔ مردان است چون به عنوانِ بخشی از رهبران جامعه و تصمیم گیرندگان، مردان می‌توانند نقش کلیدی در متوقف کردنِ خشونت علیهِ زنان ایفا کنند. این مسالهٔ مردان است چرا که اقلیتی از مردان با زنان و دختران با خشونت و تحقیر رفتار می‌کنند، و کمک برای ایجادِ فرهنگی‌ که خشونت‌پذیر نیست به عهده اکثریتِ است.

دو: برای جلوگیری از خشونت علیهِ زنان کاری از ما ساخته نیست.

برخی‌ از افراد فکر می‌کنند تجاوز و خشونتِ خانگی امری اجتناب‌ناپذیر است، چون مردان «این‌گونه به دنیا آمده‌اند» و خشونت علیه زنان، برآمده از زیست‌شناسی‌ و ژنتیک است. یا به این دلیل که آن دسته از افراد که مرتکب خشونت می‌شوند، «روانی» یا «دیوانه» هستند و تغییر نمی‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که خشونت علیهِ زنان، محصول آموزه‌های اجتماعی و هنجار‌ها و نا‌برابری‌های اجتماعی‌ است.

همان‌طور که نگرش‌های حامی‌ خشونت آموختی است، می‌توانند از یاد هم بروند. به همین ترتیب، جوامع و دولت‌ها می‌توانند شرایطِ اجتماعی که خشونت را تغذیه می‌کنند تغییر بدهند و آن را با شرایطی که همراه با احترام و عدمِ خشونت است جایگزین کنند.

جوامع امروزی ما دیگر نمی‌توانند بهانه‌ای برای پرخاشگری بیاورند. فرزندانِ ما، خواهرانِ ما، مادرانِ ما و مادر بزرگانِ ما حق دارند که زندگی‌ عاری از خشونت داشته باشند. دست‌آوردهای زیادی تا به امروز اتفاق افتاده، اما تغییرِ موردِ نیاز، در بسیاری از سطوح احتیاج به تلاشِ هماهنگ و پایدار دارد. همچنین نیازمند به افزایش آگاهی‌، تغییراتِ قانونی، برنامه‌های ملی عملی‌، و تحقیقات است. خشونتِ مبتنی‌ بر جنسیت به عنوان یک محصول از رفتار‌های آموخته شده شناخته شده است و می‌تواند تغییر کند، به ویژه از طریق آموزش‌هایی که کودکان، نوجوانان و جوانان از هر دو جنسیت را هدف قرار بدهد.

با ارائه یک پیامِ روشن که مردان خشونت علیهِ زنان را تحمل نخواهند کرد، کمپین روبان سفید در راستای  کمک برای پایان دادن به این مدل از نقضِ حقوقِ بشر قدم بر می‌دارد.

سه: زنان خود به تنهایی باید خودشان را از روابطِ خشونتآمیز بیرون بیاورند.

دلایل بسیاری وجود دارد که زنان در روابطِ نا‌سالم می‌مانند: که عبارتند از ترس از تشدید خشونت، وابستگی مالی‌، انگِ اجتماعی، عدمِ اعتماد به نفس، انزوا، ارزش‌های دینی و اخلاقی‌، عشق و تعهد و نگرانی برای کودکان، فشار‌های خانواد‌گی و عدمِ حمایتِ جامعه: از جمله محل اقامت مناسب و مقرون به صرفه.

مردی که با همسرِ خود با خشونت رفتار می‌کند، معمولا از طیفِ وسیعی از استراتژی‌ها استفاده می‌کند تا او را بیشتر به خود وابسته و تشویق به پیروی از خودش کند. مانندِ: نظارت بر حرکاتِ او، از بین بردن اعتماد به نفس، و تشویقِ زن به سرزنشِ خودش برای موردِ خشونت قرار گرفتن. وابستگی‌های از این قبل نیز ترک کردنِ یک رابطهٔ نا سالم را سخت می‌کنند.

چهار: بعضی سزاوارِ خشونت هستند چون خود محرک خشونت هستند

مسئولیتِ خشونت فقط و فقط بر دوش خشونت‌گر است. اکثر قربانیان همه تلاشِ خود را می‌کنند که همسر یا شریکِ خود را راضی‌ نگه دارند و از تکرارِ بیشتر خشونت جلوگیری کنند.

پنج: خشونت علیهِ زنان تنها در گروههای خاص رخ می‌دهد.

خشونت علیه زنان در تمامِ جنبه‌‌های جوامع ما، صرفِ نظر از نژاد، اعتقاداتِ مذهبی، سطحِ سواد، گرایشِ میلی، شغل، موقعیتِ اجتماعی، یا فرهنگی‌ یا پس‌زمینه‌های قومیتی رخ می‌دهد.

شش: خشونت‌گران بیمارِ عصبی یا روانی هستند

مطالعاتِ بالینی این ادعا را پشتیبانی‌ نمی‌کند. اکثریتِ قریب به اتفاقِ مردانِ خشونت‌گر از بیماری‌های روانی‌ رنج نمی‌برند و نمی‌توان آنها را به عنوانِ بیمارانِ روانی‌ توصیف کرد. اکثر این افراد مردان محترمی به نظر می‌آیند که کاملا بر خود مسلط هستند. آنها در تمام مشاغل و طبقات اجتماعی حضور دارند و معمولا خشونت آنها تنها در ارتباط با شریکِ زندگیشان و فرزندانشان آشکار است.

هفت: برخی از افراد به خشونت نیاز دارند، از آن لذت می‌برند یا به آن معتاد هستند

استفاده از خشونت یک انتخاب است: آنهایی که مرتکب خشونت می‌شوند، انتخاب می‌کنند کی‌، کجا و چگونه عمل کنند. به دور از علاقه به خشونت، قربانیان متوجه می‌شوند که خشونت، رابطه را از بین می‌برد، و بسیاری از مردم در شرایط خشونت‌آمیز در نهایت رابطه را ترک می‌کنند.

هشت: خشونت علیه زنان نتیجه استعمال مواد مخدر یا الکل است

تقریبا تعدادِ افرادِ هوشیار و مستِ خشونت‌گر مساوی است. جائی‌ که مطالعات نشان می‌دهد که مردانِ مست بیشتر شریک‌شان را موردِ خشونت قرار می‌دهند، قادر به توضیح نیستند که چرا بسیاری از مردانِ مست ( ۸۰% از مصرف کنندگانِ سنگین و دائم الخمر) همسرانِ خود را موردِ خشونت قرار نمی‌دهند! الکل و سایر مواد مخدر توسطِ خشونت‌گران استفاده می‌شوند تا مجوزی به آنها برای ابراز خشونت اجازه بدهد.

نـُه: خشونت تنها برای گروه خاصی از زنان اتفاق می‌افتد.  

تحقیقات بارها نشان داده‌اند که خشونت از تمامِ مرزها عبور می‌کند و می‌تواند برای تمامِ زنان در همهٔ موقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی‌ و خانوادگی اتفاق بیفتد.

آذر
۲۶
۱۳۹۵
خشونت خانگی علیه اقلیت‌های جنسی؛ حکایتی هر روزه
آذر ۲۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Illustration of a long shadow binder with a transgender symbol
image_pdfimage_print

 Photo:  jpgon/bigstockphoto.com

آیدا قجر

هویت جنسی، گرایش جنسی و رفتار جنسی معمولا موضوع صحبت افراد نیست. اگر در میان اکثریت باشی که احتمالا موضوع بااهمیتی نیست و اگر در میان اقلیت‌باشی و با بقیه متفاوت باشی که آشکار کردن این خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی چندان به صلاح نیست، آن‌ هم در جامعه مانند ایران که نه تنها قوانین در برابر تو ایستاده که حتی هم‌شاگردی‌ها و همکارها و دوستانت هم درکی از آنچه که بر تو می‌گذرد ندارند. اگر خیلی خوش‌شانس باشی تو را «بیماری» می‌بینند که باید درمان شوی، از بدشانس‌ بودن هم حرف نزنیم بهتر است. اما خانواده چی؟ برای بسیاری همین که تو با آنها فرق می‌کنی جواز کافی برای خشونت است، اما از خانواده‌ات این انتظار را نداری و همین است که درد خشونت خانگی به خاطر تفاوت در هویت و گرایش جنسی صدبرابر می‌شود.

مهری جعفری که بیش از ۱۴ سال از عمر خود را صرف تحقیق و گفت‌وگو با اقیلت‌های جنسی در داخل و خارج ایران کرده است می‌گوید ۹۰ درصد خشونت خانگی برای این گروه در ایران در رابطه با والدین‌شان اتفاق می‌افتد.

در مراحل اولیه که شخصی تصمیم به برون‌آیی می‌کند، با خشونت‌های مختلفی از سوی خانواده روبه‌رو می‌شود. این فشار و خشونت‌ها علیه اشخاص ترنسکشوال بیشتر است. یعنی آن‌هایی که هویت جنسی متفاوتی از آنچه که فیزیک بدنی نشان می‌دهد دارند. برای مثال با اندام جنسی زنانه متولد می‌شوند اما هویت جنسی مردانه دارند، یا برعکس.

مرز خشونتی که اعمال می‌شود، کجاست؟‌

مهری جعفری، وکیل با توجه به تجربیات خود به «خانه امن» می‌گوید تا زمانی‌که برون‌آیی یا آشکارسازی اتفاق نیفتاده خشونت خانگی در خانواده ممکن است در حد آزار و اذیت نسبت به پوشش یا آرایش صورت از سوی والدین اتفاق بیفتد: «اما وقتی به تعریف بین‌المللی خشونت خانگی مراجعه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که انواع و اقسام خشونت‌های خانگی که در کشورهای پیشرفته مورد مطالعه قرار گرفته و شناسایی شده، داخل ایران به عنوان یک رابطه خانوادگی در حوزه خصوصی تلقی می‌شود و نه خشونت خانگی.»

به گفته این وکیل خشونت‌های خانگی در تمام این موارد علیه جامعه درگرباش اعمال می‌شود: «خشونت مالی یعنی شخص را مجبور کنی که درآمدش را در اختیار دیگری یا دیگران قرار بدهد. خشونت عاطفی یعنی دریغ داشتن محبت از طرف مقابل و کنترل رفت و آمد و روابط فردی، در صورت عدم تمکین آزار و اذیت‌ها می‌تواند کلامی باشد و به آزار و اذیت فیزیکی و جسمی بیانجامد.»

در عین‌حال جامعه ترنسکشوال تجربه‌های وحشتناکی از آزار و اذیت‌های «جنسی» دارد که می‌تواند از عدم مراقبت خانواده نسبت به بچه و تبعیضی که علیه او قایل می‌شوند ناشی شود. از سوی دیگر عدم توجه به شرایط ویژه ترنسکشوال‌ها می‌تواند باعث شود که این افراد از سوی بچه‌های بالغ خانواده، نوجوانان و بزرگ‌ترها نیز مورد آزار و اذیت جنسی قرار بگیرند.

جعفری از نمونه‌ای روایت می‌کند که کودکی زیر ۹ سال مورد تجاوز قرار گرفته بود: «وقتی داستان آزارهای جنسی بچه‌های M to F را مرور می‌کنید بیشتر آن‌ها خشونت جنسی را تحمل کرده‌اند. اکثر پسربچه‌هایی که ظاهری دخترانه داشته‌اند مورد توجه افراد پئدوفیل خانواده بوده‌اند. نمونه‌ای داشتم از بچه‌ای که از زیر سن ۹ سالگی تا دانشگاه از طرف شوهر خاله خود مورد آزار جنسی قرار می‌گرفت. تا آن‌که در دانشگاه پیگیر جراحی تغییر جنسیت‌اش بود و توانست آشکارسازی کند.»

همان‌طور که جعفری روایت می‌کند خشونت خانگی علیه این کودکان دامنه وسیعی دارد و گاه تا میان‌سالی آن‌ها به طول می‌انجامد.  کودکی که مورد آزارجنسی قرار می‌گیرد نه تنها در خانواده مورد حمایت نیست بلکه مورد بازجویی و بازخواست هم قرار می‌گیرد و خودش را «مقصر» فرض می‌کند. مثلا بسیاری از خانواده‌ها در توجیه این مساله به کودکان می‌گویند: «اگر تو این شکلی نبودی این اتفاق برایت نمیفتاد.»

این کودکان با احساس گناه رشد می‌کنند و همیشه خود را «گناهکار» تصور می‌کنند. مساله‌ای که باعث می‌شود از سوی خواهر یا برادر یا کودکان بزرگ‌تر خانواده به «قلدری» و «باج‌خواهی» ختم شود. بسیاری از این کودکان پس از بروز هویت جنسی خود مورد ضرب و شتم خانواده‌ها نیز قرار می‌گیرند.

جعفری درباره ترنسکشوال‌ها توضیح می‌دهد که خشونت علیه آن‌ها می‌تواند به «شکنجه» هم بیانجامد: «شکنجه‌هایی از سوزاندن و ریختن آب جوش بر بدن این کودکان تا کتک‌های وحشتناک در حد مرگ، ایزوله و زندانی کردن آن‌ها خصوصا در ترنس‌هایی که ظاهر زنانه دارند، بیشتر است.»‌

جعفری از نمونه‌هایی در شهرهای اطراف استان‌های آذربایجان، اصفهان و فارس مثال می‌زند که دختران هم‌جنس‌گرا پس از ازدواج اجباری ناچار به ترک خانه شده بودند: «خشونت خانگی علیه این گروه خشونت سیستماتیک است. حمایت قانونی وجود ندارد و حتی قانون علیه شماست. سرپیچی از اوامر خانواده می‌تواند شکنجه جسمی را به دنبال داشته باشد و تن دادن به خواسته آن‌ها منجر به شکنجه روحی، جسمی و جنسی می‌شود.»

فشار برای ازدواج اجباری را می‌توان در خصوص ترنس‌هایی هم مشاهده کرد که اندامی زنانه دارند. این افراد مدام از سوی خانواده توبیخ می‌شوند که چرا رفتاری پسرانه دارند. خانواده آن‌ها را دختر می‌پندارد در حالی‌که فرد خودش را پسر می‌شناسد و قرار گرفتن در موقعیت ازدواج خشونتی دو چندان علیه آن‌هاست.

فقدان پذیرش هویت‌های جنسی مختلف از سوی خانواده در خصوص تمامی گروه‌های دگرباش می‌تواند در روشنفکرترین خانواده‌ها هم خشونت‌هایی به دنبال داشته باشد. فشار به این اشخاص برای «مداوا» یکی از آن‌هاست. تمامی این خشونت‌های هر روزه علیه کودکان و جوانان و حتی میان‌سال‌های بسیاری اتفاق میفتد. آن‌هم در شرایطی که در ایران هیچ اقدامی برای فرهنگ‌سازی اتفاق نمیفتد، قانون این گروه را مجرم تلقی و جامعه نیز آن‌ها را طرد می‌کند.

مهری جعفری که چندین سال است در بریتانیا زندگی می‌کند، از تاثیر فرهنگ‌سازی و حمایت قانون در خصوص اقلیت‌های جنسی می‌گوید: «از کودکی بچه‌ها را آموزش می‌دهند که به خاطر تفاوت احساس گناه نداشته باشند. این حس گناه در بین بچه‌های اینجا خیلی کمتر است. در خصوص خانواده‌ها نیز نه فقط برای کودکان ال‌جی‌بی‌تی بلکه برای همه کودکان کوچک‌ترین نشانه‌هایی مثل افسردگی، آثار ضرب و شتم یا مرتب نبودن لباس می‌تواند به درگیر شدن دولت، پلیس و شهرداری محل منجر شود. امدادگران اجتماعی در اینجا نقش ماموران سخت‌گیر حکومت را ایفا می‌کنند که قدرت اجرایی بالایی دارند و حتی می‌توانند کودک را از خانواده بگیرند.»

در عین‌حال خشونت خانگی در کشورهای پیشرفته جرم شناخته می‌شود و برای آن مجازات قضایی در نظر گرفته شده است.

جعفری توضیح می‌دهد: «خشونت خانگی اینجا نه تنها تعریف دارد و دوره‌های آموزشی مختلفی برای خانواده‌ها برگزار می‌شود بلکه قانون خشونت خانگی که اخیرا تصویب شده باعث می‌شود افرادی که به هر شکلی تحت خشونت خانگی هستند با پلیس تماس می‌گیرند و در گزارش مشخص می‌شود که این خشونت متفاوت از جرم‌های عمومی است. این اشخاص به عنوان قربانی خشونت خانگی به گروه‌های حمایتی که در کنار سیستم دادگاه داوطلبانه و با بودجه‌های مشخص از دولت فعالیت می‌کنند، معرفی می‌شوند. این گروه‌ها نیز به توانمندسازی قربانی مشغول می‌شوند».

اما وقتی مشخص می‌شود که فرد آسیب‌دیده به اقلیت‌های جنسی تعلق دارد این حمایت‌ها دو برابر می‌شود. مثلا در حوزه‌های دانشگاه یا انتخاب شغل این سوال مطرح است که آیا به اقلیت‌های جنسی تعلق دارند؟ در صورت پاسخ مثبت می‌توانند مورد حمایت بیشتری قرار بگیرند یا از امکانات بیشتری برخوردار شوند.

در ایران اما اگرچه در سال‌های اخیر در برخی از خانواده‌ها آشکارسازی فرزندان دگرباش جنسی اتفاق افتاده و پذیرفته هم شده اما هنوز اقدامی جدی در خصوص حمایت این افراد مقابل خشونت خانگی رخ نداده است. همان‌طور که مهری جعفری تاکید دارد تا به حال هیچ‌کاری جز «درد و دل» انجام نشده است: «بایستی کمی از این زاویه قربانی خارج شویم و از زاویه کنش‌گری به این معضل بیندیشیم تا بتوانیم هم تاثیرات فردی بگذاریم و هم در جامعه موثر باشیم.»

آذر
۲۴
۱۳۹۵
چشم‌اندازها را به واقعیت تبدیل کنیم
آذر ۲۴ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Photo: Thitarees/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: Thitarees/bigstockphoto.com

راه حل نهایی برای مقابله با خشونت خانگی کنش اجتماعی است. عمل در تمام سطوح اجتماعی و تصمیم‌گیری و در گیرکردن کردن نهادهای خصوصی برای مقابله با بحرانی که با آن روبرو هستیم ضروری است.

بدون شک خشونت در خانه، نه تنها زندگی و آینده عزیزان ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه به صورت مستقیم بر روی روابط تک تک ما با یکدیگر و چگونگی رفتار ما در عرصه عمومی تاثیر می‌گذارد.

سوال اساسی این جاست که آیا باید بنشینیم تا دیگران از ما دعوت کنند تا به حرکتی بپیوندیم؟ یا خود باید سر منشا حرکت باشیم.

گام اول وب‌سایت خانه امن آگاه سازی و آموزش بود. تا مدت‌ها سعی می‌کردیم حساسیت مخاطبان را به ضرورت مقابله با خشونت خانگی جلب کنیم. اصولا کمپین‌ها با آگاه‌سازی و آموزش شروع می‌شود اما اگر حرکتی در این مرحله باقی بماند دیگر کمپین نیست و اگر چه تاثیرگذار است اما در نهایت عقیم می‌شود.

گام دوم هر کمپینی اشتیاق برای ترسیم آینده‌ای متفاوت است چرا که باید نگرش‌ها را به واقعیت تبدیل کنیم اما اشتیاق هم به تنهایی تغییر ایجاد نمی‌کند و باید گام‌های دیگری برداشت.

بدون مهارت و تکنیک‌هایی که می‌تواند ما را در مسیر تغییر کمک کند نیز جنبش متوقف می‌شود و در شعار باقی می‌ماند. وظیفه تک تک ماست که برای مهارت خود و دیگران به منظور ایجاد کمپینی که به حل مسئله خشونت کمک می‌کند تلاش کنیم. وب‌سایت خانه امن ده‌ها جزوه آموزشی و پاورپوینت در این زمینه تهیه کرده که می‌توانید مطالعه کنید و در اختیار دوستان خود قرار دهید. هسته‌های کوچک با همسایه‌ها یا همکاران و هم کلاسی‌های خود درست کنید و برنامه‌ای با کمیت و کیفیت مختلف تعریف و اجرایی شدن آن فعالیت کنید.

نکته و کلید طلایی هر فعالیتی پشتیبانی از برنامه‌ای است که محور عمل قرار داده‌اید. پشتیبانی از برنامه پشتیبانی از همراهان و خود شما را در بر می‌گیرد. بدون حمایت از دیگران تنها می‌مانید. نقطه ضعف برنامه های کوچک و بزرگی که در همه حوزه ها وجود دارد نداشتن فرهنگ پشتیبانی است. تصور همه ما این است که محور کارها هستیم و دنیا باید بر کام ما بچرخد. در چنین تصوری اصولا هیچ حرکتی اتفاق نمی‌افتد و افراد به عناصر پراکنده و جدا از هم تبدیل می‌شوند.

پشتیبانی در نگاه کلان، جنبش را تقویت می کند. سوخت حرکت‌های اجتماعی است و امید به هدف رساندن پروژه را تولید می‌کند. پشتیبانی است که پیام‌ها را منتقل می‌کند و شبکه می‌سازد و می‌تواند روی تصمیم‌گیری مسوولان تاثیر داشته باشد.

در قسمت‌های بعدی به ادامه چگونگی فعالیت برای مقابله با خشونت خانگی می‌پردازیم.

آذر
۱۹
۱۳۹۵
روزهای سیاه‌تان را نارنجی کنید
آذر ۱۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
f7345f23582684438b9e0eb7a496350187c71834
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور

روزهای نارنجی از روز بیست و پنجم نوامبر شروع شده و روز جهانی حقوق بشر، یعنی روز دهم دسامبر تمام می‌شود. در این باره بیشتر بخوانید: شانزده روز نارنجی برای زنان در دنیای که هنوز نارنجی نشده

خواهران میرابل سا‌ل‌های متوالی ، بی‌خستگی و سکوت، علیه دیکتاتوری خشونت بار «رافایل تروخیو» مبارزه کرده و در نهایت با یک تصادف برنامه ریزی شده کشته شدند. حکومت «رافایل تروخیو» فقط یک سال بعد از مرگ ماریا، مینروا و پاتریا دوام آورد و بعد از آن سرنگون شد اما نام این سه زن به عنوان سمبل مقاومت زنانه در جهان باقی ماند و بعد از آن بود که این روز، توسط اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان به عنوان روزی نمادین برای مبارزه با خشونت علیه زنان شناخته شد. درباره تاریخچه این روز بیشتر بخوانید : از پروانه‌های فراموش‌نشدنی تا کمپینی جهانی در مقابله با خشونت علیه زنان

هر ساله از سوی کمپین بین‌المللی کارزار و مبارزه با خشونت علیه زنان، یک شعار نمادین، مورد توجه عمومی قرار گرفته و به عنوان شعار اصلی آن سال انتخاب می‌شود، موضوع امسال نیز «حمایت مالی و جمع آوری منابع برای مبارزه با خشونت علیه زنان در سطح ملی و محلی» است. درباره کمپین‌های موفق برای مقابله با خشونت علیه زنان بخوانید: این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان

منابعی که برای کنترل خشونت علیه زنان به کار گرفته می‌شوند در دنیای امروزی ناکافی‌اند. هنوز هم یک نفر از هر سه زن ساکن کره زمین در طول زندگی‌شان با خشونت‌های مختلف فیزیکی و روانی مواجه‌اند و اغلب این خشونت‌ها را از سوی نزدیکانشان تجربه می‌کنند.

آقای «مهرداد عمادی»، کارشناس و مشاور نهادهای بین‌المللی در این گفت و گو به خانه امن از میزان ضرورت و اهمیت شعار انتخاب شده می‌گوید.

او می‌گوید باید دقت کنیم که تامین منابع با موضوع دسترسی عادلانه به منابع و فرصت‌ها متفاوت است. در واقع سازمان‌های بین‌المللی تلاش می‌کنند برای آموزش زنان و مردان جهان برای رفع خشونت، خصوصا خشونت‌های خانگی علیه زنان، منابع مالی مورد نیاز را تامین کنند.

آقای عمادی آیا اساسا موضوع تامین منابع برای رفع خشونت آنقدر اهمیت دارد که به عنوان شعار اصلی این کارزار یا کمپین در طول دو هفته نارنجی انتخاب شود؟  

به نظرم اتفاق بسیار مهمی است و می‌تواند در کنترل خشونت خانگی علیه زنان، مهم و اثرگذار باشد. از آنجایی که ما تا به حال با چنین مسئله‌ای به طور واضح و شفاف و عملی مواجه نبوده‌ایم، باید به تامین منابع برای موارد هم عرض و مشابه نگاهی بیندازیم.

به عنوان مثال به مشکلی به نام مصرف دخانیات یا قاچاق زنان و کودکان زیر ۱۸ برای تجارت جنسی سال دقت کنید. این دو مسئله مدت‌های مدیدی دنیا را در محاق فرو برده بود. دولت‌ها واقعا سردرگم بودند که چطور آنها را کنترل کنند. تا زمانی که توجه ویژه برای اختصاص منابع مالی به این پروژه‌ها مورد عنایت سازمان های بین المللی قرار نگرفت این دو مشکل روز به روز جدی تر می‌شد.

آیا تامین منابع به تنهایی می‌تواند دنیا را از شر خشونت خانگی برهاند؟

باید بگوید تامین منبع به تنهایی مهم نیست. این بخش از اهمیت بیشتری برخوردار است که بودجه تامین شده کجا و چطور هزینه خواهد شد؟ مهم است که در جای مناسب هزینه شود. دقت کنید که خشونت خانگی در خانه‌ها اتفاق می افتد و کمتر، با روش های نظارتی قابل کنترل است، بلکه با آموزش خانواده و جامعه محقق می‌شود.

مثلا در اروپای شرقی که منبع اصلی تامین کارگران جنسی برای بهره برداری جنسی بود، تلاش دولت تا زمانی که بودجه مناسب در این زمینه  اختصاص داده نشد، به نتیجه منطقی نرسید.

به باور شما به عنوان یک کارشناس مالی، منابع اختصاصی برای مدیریت و کاهش خشونت خانگی علیه زنان، در چه حوزه‌هایی باید هزینه شود؟  

همان طور که گفتم در وهله نخست در بخش آموزش خانواده و آموزش دانش آموزان در سیستم آموزشی از ابتدایی ترین پایه‌ها، پس از آن آموزش قضات و سیستم دادگستری، آموزش پلیس برای اتخاذ شیوه برخورد مناسب با فرد آسیب دیده و همچنین تهیه فیلم و خوراک فرهنگی برای قانع کردن و آموزش افکار عمومی. یک کودک از همان بدو ورود به جامعه باید متوجه زشتی اقدام خشونت آمیز باشد، جامعه هم بیاموزد که همگام و همسو با فرد آزاردیده از او حمایت کند.

پلیس باید آموزش ببیند که وقتی یک زن قربانی به سیستم حمایتی مراجعه کرد، بهترین شکل برخورد با او چطور خواهد بود تا رفتار و برخورد اولیه ما، زخم او را عمیق تر نکند.

همه اینها جز با تامین مالی، قابل دسترسی و اجرا نیست. دنیای امروز دنیای هزینه کردن ، تبلیغات و تهیه خوراک مناسب برای افکار عمومی است.

تا زمانی که بودجه مبارزه با دخانیات در اروپای غربی به حد کفایت تامین نشد، شما در مدارس، تلویزیون، کف جامعه و در سطح خانواده، تغییر محسوسی احساس نکردید. همزمان با اختصاص بودجه در این زمینه بود که جامعه متوجه مسیر تاریکی شد که در حال طی کردنش بود و افزایش هر روزه دخانیات متوقف شد.

آیا آموزش کودک و خانواده کافی است؟

نه به نظرم کافی نیست. خشونت خانگی الزاما با آموزش خانواده قابل کنترل نیست، باید بدنه اجتماع را هم درگیر کرد. با آموزش همه جانبه. وقتی می گوییم بدنه اجتماع، باید به آن به صورت عمودی نگاه کنیم به لایه های بالاتری همچون دولت تا قوه قضاییه، اجراییه، پلیس و بخش قانونگذار سطح عمومی جامعه.

635749131207263203

الان هم این شعارها توسط نهادهای مختلفی در سطح جامعه تکرار می‌شود. اما راهگشا نبوده  و آمار خشونت خانگی را کاهش نداده است.

به این دلیل است که گر چه خشونت خانگی در حوزه گفتار بد نیست. اما کافی و راهگشا نخواهد بود. به صورت عملی باید در این حوزه ورود کنیم و ورود به آن جز با صرف هزینه و تامین منابع ممکن نیست، به عنوان مثال ذائقه دنیای امروز هنر و سینما را می‌پسندد. کسی حوصله ندارد بیانیه یا دستورالعمل بخواند. پس می‌شود با عنایت به سینما و تلویزیون این مفاهیم را آموزش داد و دنبال نشانه‌های عمیق و پنهان خشونت خانگی بود.

چطور ممکن است در جامعه‌ای که به روند خشونت خانگی عادت کرده و هم قربانی هم بقیه اعضای خانواده آن را عادی می پندارند، فهماند که باید درمقابل این مفاهیم عمیقا ریشه دوانده ایستاد؟ با دست خالی ممکن است؟ باید تعداد قابل توجهی مامور و ناظر و مددکار اجتماعی زن پرورش بدهیم. برای حفاظت از کودکان خشونت دیده باید مراکز نگهداری مناسب راه اندازی کرد.

نمونه‌های عملی هم دیده‌اید؟

بله. من بارها دیده‌ام هم اتحادیه اروپا و هم سیستم سوشال آمریکا هزینه هایی را اختصاص می دهند برای به روز کردن آموزش قضات و اتفاقا نتیجه بخش هم بوده.

طبعا این آموزش ها باید یک پارچه باشد. آموزگار مدرسه باید کودک را آموزش دهد که هم روحیه ضد خشونت داشته باشد، هم خودش اگر در معرض خشونت باشد ، قادر باشد در مقابل آن مقاومت کند.

همزمان باید مراکزی برای حمایتگری از کودک وجود داشته باشد. باید این سلسله مراتب به نظم و به قاعده فعالیت کنند تا نتیجه بخش باشد و این کار جز با تامین منابع مالی و صرف هزینه ممکن نخواهد بود.

نیازمند آموزش نسل جدید هستیم با توجه به تغییرات و نیازهایی که رخ داده، این که دنبال چه نشانه‌ها و علامت هایی باشیم. خشونت های زیرپوستی را چطور شناسایی کنیم؟

تا به حال در چه کشورهایی در این مورد با تکیه بر تامین منابع، قدم‌های موثری برداشته شده ؟

در فنلاند و در آلمان مسئله خشونت علیه زنان و کودکان بسیار جدی مورد توجه و عنایت قرار گرفت. هر سال منابع مهمی به آموزش در این حوزه اختصاص داده شد. دولت‌های این دو کشور این مقوله را جدی گرفتند و اکنون در آمارهای مرتبط با خشونت خانگی این کشورها ، نتایج خوبی گرفته شده است.

به باور من تامین یا اختصاص منابع ربطی به شرق و غرب جهان ندارد. در جامعه‌ای مانند چین که یک جامعه سوسیالیستی است یا جامعه عربستان یا حتی آمریکا و اروپا هم تامین چنین منابعی ضروری است.

یک تفاوت بنیادی البته وجود دارد مثلا در کشوری مثل پاکستان کمی روند کار دشوارتر است. چون تحمل و مدارای پلیس در مواجه با قربانی خشونت بسیار بیشتر است تا مثلا کشوری مثل آلمان یا فنلاند.

یا در کشوری مثل ایتالیا هم خشونت خانگی علیه زنان چندان جدی گرفته نشده است . حتی حدی از خشونت خانگی را قابل تحمل می دانند. بخشی از آن ریشه در فرهنگ و عرف دارد. در چنین جوامعی آموزش پلیس بسیار مشکل تر خواهد بود چون آنها اطلاعاتی در تضاد با سنت های جاری در جامعه دریافت می‌کنند.

به نظرتان در نهایت دنیای عاری از خشونت خانگی خواهیم داشت؟

بله. چالش مبارزه با خشونت از نوع خانگی و اجتماعی، چالشی بزرگتر از چالش مبارزه با مصرف دخانیات نیست. مصرف دخانیات با لابی‌های بزرگ و سرمایه گذاری های شگفت اقتصادی حمایت و پشتیبانی می شد ولی چون در سطح عموم پذیرفته شد که مصرف سیگار، تنها آسیب شخصی به دنبال نخواهد داشت، بلکه نزدیکان مصرف کننده را نیز درگیر و هزینه های اجتماعی بسیاری ایجاد می کند، جامعه این آمادگی را پیدا کرد که با فشار بسیار، منابع موجود برای کنترل مصرف دخانیات را تامین کند، شروع کردند به آموزش و ما دیدیم که در بریتانیا که بیشترین مقاومت را در مقابل تبلیغات ممنوع کردن دخانیات داشت، این روزها مردم خودشان مشتاق هستند و اگر کسی در یک محیط عمومی بخواهد سیگار بکشد، مردم عادی اعتراض می‌کنند.

به نظرم چالش خشونت خانگی چالشی به مراتب قابل کنترل تر خواهد بود.

با نگاهی به مجموع سخنانتان من فکر می‌کنم شما از مدافعان شعار امسال کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان هستید.

تصور میکنم این شعار به شدت امیدوار کننده است و اگر در عمل هم اجرا شود، سه سال دیگر شما خواهید توانست میزان خشونت را بسنجید و می بینید که این پروژه پاسخ دهی اجتماعی بسیار مثبتی خواهد داشت. با تامین منابع و آموزش می شود آگاهی اجتماعی و حساسیت جمعی را نسبت به خشونت خانگی افزایش داد. به شکلی که شهروندان،  خشونت را در هیچ سطحی قابل پذیرش ندانسته و جرم تلقی کنند. به باور من ذهن جهان پذیرای این تغییر و مقابله با خشونت خانگی است. ما فقط نیاز به منابع داریم.

آذر
۱۸
۱۳۹۵
روش‌های ارزیابی شدت خطرهای در کمین قربانیان خشونت خانگی
آذر ۱۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Hands holding Purple ribbons toning copy space background Alzheimer's disease Pancreatic cancer Epilepsy awareness Hodgkin's Lymphoma awareness
image_pdfimage_print

Photo: Thitarees/bigstock.com

برگردان : نرگس ثابتی از بخش زنان سازمان ملل

نیازهای ایمنی قربانیان یا زنان و دخترانی که در معرض خطر خشونت قرار دارند، بسته به شرایط ویژه آنها و شکل خشونتی که با آن مواجه بوده‌اند، متفاوت است. پلیس و دیگر مسوولان بخش امنیتی می‌توانند اقدامات مختلفی را برای پرداختن به نیازهای همیشگی ایمنی و امنیتی زنان، انجام دهند. از این جمله می‌توان به کاهش خطر خشونت در آینده اشاره کرد، این اقدامات انجام ارزیابی و تخفیف خطر و نیز طرح یک برنامه ایمنی فردی برای قربانی را در بر می‌گیرد.

ارزیابی خطر

  • ارزیابی خطر ابزاری مهم برای کمک به پلیس برای تشخیص این است که قربانی در آینده در معرض چه درجه‌ای از خشونت قرار خواهد گرفت یا از چه درجه امنیتی برخوردار خواهد بود، تا از این طریق از حفاظت مناسب از قربانی مطمئن شود و به او کمک کنند که برنامه‌ای برای حفظ امنیت خود و امنیت افراد خانواده خود یا دیگر وابستگان (فرزندان، فامیل درجه دو و غیره) طراحی کند.
  • ارزیابی خطر انواع مختلفی دارد که برای قربانیان خشونت خانگی طراحی شده‌اند (ارزیابی‌های خطر مرگ، خطر ضرب و جرح مجدد)، اگرچه ابزارها از نظر علمی نمی‌توانند وقوع خشونت را پیش‌بینی کنند، اما ملاحظات اصلی برای به حداکثر کردن امنیت زنان و دختران هنگام استفاده از یک روش ارزیابی خطر ضروری است. نکاتی که باید در دستور کار باشد عبارت است از:
  • ارزیابی خطر باید با همکاری هر زن یا دختری که حس می‌کند در معرض خطر خشونت در آینده قرار داد، انجام گیرد. این زن باید راحت باشد و از هدف ارزیابی و دلیل سوالات خاصی که پرسیده می‌شود، کاملا آگاه باشد، زیرا این آگاهی در کسب اعتماد او برای افشای اطلاعات مربوط به آزار و اذیت نزد شما اهمیت بسیار دارد و در پرداختن و سخن گفتن از ترس‌های او مفید است. اینجا هم مانند دیگر مصاحبه‌ها، بسیار مهم است که مأموران پلیس دستورالعمل اخلاقی را رعایت کرده و حساسیت‌های مربوطه هنگام پرسش درباره نوع آزار یا ضرب و جرح را کاملا اِعمال کنند. آنها همچنین باید از آسیب‌پذیری قربانیان آگاه باشد و نیز این نکته را مد نظر قرار دهد که امنیت قربانیان تا چه اندازه می‌تواند تحت تأثیر مسائلی مانند وضعیت‌های اجتماعی و خانوادگی نابرابر، تبعیض و موانع دیگر مربوط به شرایط اقتصادی، آموزشی، زبانی و/یا مهاجرتی قرار داشته باشد.
  • ابزارهای ارزیابی خطر می‌بایست براساس هدف خاص (شناسایی خطر زن کُشی یا تهدید به آزار و اذیت از سوی شریک زندگی) انتخاب شوند، و برای بستری که قرار است در آن مورداستفاده قرار گیرند، به کمک نظرات قربانیان و وکلای ایشان، مناسب‌سازی شوند.
  • زنان هنگام ترک یک رابطه یا پس از ترک فرد خشونت‌گر، طی دوره حاملگی، یا وقتی که قبلاً سعی در خفه کردن آنها شده یا مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند، در معرض خشونت بیشتری، به ویژه حملات مرگبار، قرار دارند، آزار و اذیت قبلی، سابقه جنایی یا سوء مصرف مواد مخدر عواملی هستند که با خطر حمله مجدد از سوی شریک زندگی در ارتباط هستند. ارزیابی خطر می‌بایست مرتباً انجام شود زیرا تحرکاتی که روی خطر خشونت علیه زنان و دختران تأثیر می‌گذارد طی زمان تغییر می‌کند.
  • در عین این‌که زنان خود می‌توانند در شفاف‌سازی درباره خطر خشونت نقش داشته باشند و می‌توانند مرگ و میر و جراحات ناشی از خشونتی که از سوی شریک خشونت‌گرشان اعمال می شود را نیز به حداقل رسانند. به خاطر همین است که استفاده از ارزیابی‌ها در تکمیل سطح امنیت لازم و تعیین برنامه‌ای برای به حداقل رساندن خطراتی که ایشان را در آینده تهدید می‌کند، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

ارزیابی‌های خطر معمولاً موارد زیر را مورد بررسی قرار می‌دهند:

  • سابقه و تاریخچه آزار (جسمی، جنسی، کمین کردن و تعقیب و مزاحمت، رفتار کنترل کننده و آزار حسی و روحی)، ازجمله تعداد دفعات و تغییر در شدّت آزار طی زمان.
  • فشار و تهدیدهایی که از سوی فرد خشونت‌گر اعمال می‌شود.
  • دسترسی یا استفاده از اسلحه.
  • مسائل مرتبط دیگری که ممکن است زن قربانی مورد اشاره قرار دهد (جدایی/مشکلات حضانت فرزند/سوء‌مصرف مواد مخدر/سابقه مشاهده یا تجربه آزار و اذیت در دوران کودکی/ آزار حیوانات، و غیره).

(Campbell, 2005; IACP, 2006; Metropolitan Police Service, 2003)

ارزیابی خطر برای انواع دیگر خشونت

  • قاچاق: راهنمای ضد قاچاق انسان برای کنشگران عدالت کیفری: بخش ۵: ارزیابی خطر در قاچاق در بررسی افراد (UNODC، ۲۰۰۹).
  • ازدواج اجباری و جنایاتی که به نام «شرف و ناموس» انجام می‌شود: خشونت خانگی، چک‌لیست‌های شناسایی خطر تعقیب و خشونت‌های اصطلاحاً «ناموسی»‌ (موجود به ۱۳ زبان) و راهنمایی مربوطه (انگلستان: اقدام مشترک علیه خشونت خانگی، ۲۰۰۹).
  • پلیس می‌تواند ارزیابی‌های خطر را به عنوان بخشی از بررسی‌های خود انجام دهد، یا می‌تواند، با رضایت زن یا دختری که در معرض خطر قرار دارد، با دیگر ارائه‌کنندگان خدمات و ادارات دیگر در این فرایند همکاری کند (Jaffe و Macquarrie، ۲۰۱۰). برای مثال، در کانادا، طرح ارزیابی و مدیریت تهدید رابطه دانشگاه آلبرتا (ARTAMI) بخشی است که چهار نیروی پلیس شهری، یک دادستان دولتی، یک کارشناس حقوق خانواده، یک متخصص امنیت قربانی، و یک رابط خدمات کودکان در آن عضو هستند و به یک روانشناس جنایی نیز دسترسی دارد. این بنیاد تلاش‌های مأموران دادگستری و سازمان‌های اجتماعی را هماهنگ می‌کند تا هر چه بیشتر به تهدیدهای خشونت بار، روابط پرخطر و وضعیتهای تعقیب را بر اساس تحلیل خطرات توسط ادارات خاص بپردازد و به آن رسیدگی کند. این بنیاد همچنین به عنوان منبعی برای پلیس، پناهگاه‌های خشونت خانگی، مأموران اصلاح [و تربیت]، مددکاران سلامت روانی، و جوامع توسعه راهبردهای امنیتی و حمایتهای دیگر از قربانیان، عمل می کند (Millar، ۲۰۰۹(.

راهنمای پلیس اوگاندا: راهنمای مصاحبه ارزیابی خطر (برای خشونت خانگی)

  • آیا تاکنون جراحت جدّی دیده‌اید؟ لطفاً واقعه را شرح دهید و زمان رخداد را ذکر کنید.
  • آیا تاکنون با کسی در این باره حرف زده‌اید؟ در صورت پاسخ مثبت مشخص نمایید که با چه کسی آن را در میان گذاشته‌اید.
  • آیا فرزند دارید؟ در صورت پاسخ مثبت مشخص نمایید که آیا فرزندان شما نیز از سوی پدر مورد خشونت قرار گرفته‌اند؟ در صورت پاسخ مثبت موضوع را شرح دهید.
  • آیا فرد مظنون دارای اسلحه است (برای مثال تفنگ، چماق، چاقو، نیزه، یا تیروکمان)؟ در صورت پاسخ مثبت می‌توانید نوع اسلحه را مشخص نمایید؟
  • آیا مظنون تا به حال شما را با اسلحه تهدید کرده؟ درصورت پاسخ مثبت واقعه را شرح دهید.
  • آیا مظنون تا به حال شما را به مرگ یا صدمه دیگری تهدید کرده است؟ اگر پاسخ مثبت است بفرمایید آخرین بار کِی بوده؟ چگونه شما را تهدید کرده؟
  • آیا مظنون سابقه خشونت با دیگران را دارد؟ درصورت پاسخ مثبت می ‌وانید چند نمونه را ذکر کنید؟
  • آیا او شما را از بیرون رفتن یا ارتباط با دیگران منع کرده است؟
  • اگر با مردان دیگر صحبت کنید بسیار ناراحت می‌شود یا شما را به داشتن رابطه با ایشان متهم می‌کند؟
  • آیا الکل می‌نوشد یا ماده مخدر مصرف می‌کند؟ درصورت پاسخ مثبت آیا پس از مستی، رفتاری خشن پیدا می‌کند؟
  • ایا فرد مظنون تابه حال شما را به رابطه جنسی مجبور کرده است؟
  • آیا تابه حال بچه‌ها را آزار داده است؟
  • آیا تابه حال حیوانات خانگی/حیوانات اهلی را آزار داده است؟
  • آیا تا به حال گلوی شما را [به قصد خفه کردن] فشار داده؟
  • آیا تعداد دفعات و/یا شدّت خشونت او افزایش داشته است؟
  • هرگونه اطلاعات دیگری که مایلید پلیس درباره خطری که احتمالاً متوجه شماست بداند، ذکر کنید (واقعه ای خاص، تهدیدی خاص یا حس خاصی که دارید).

براساس پرسش‌های فوق، درجه خطری را که متوجه قربانی است محاسبه نمایید.

درجه خطر

۱ تا ۴: در معرض خطر

۵ تا ۷: در معرض خطر جدّی

۸ تا ۱۰: در معرض خطر بسیار جدّی

هر کاری را که لازم است انجام دهید، ازجمله ارجاع قربانی به خدمات دیگر مخصوص زنان مورد خشونت، دستگیری فرد مظنون، و پیدا کردن محل اسکان جدید برای قربانی.

منبع:  Turyasingura. 2007.  “واکنش به خشونت خانگی: راهنما برای پلیس اوگاندا؛ مرکز پیشگیری از خشونت خانگی. کامپالا.

منابع دیگر:

Special Collection: Intimate Partner Homicide (National Online Resource Centre on Violence against Women, 2011). Available in English.

Inventory of Spousal Violence Risk Assessment Tools Used in Canada, (Millar, A. for Department of Justice, 2009). Available in English.

Intimate Partner Violence Risk Assessment Validation Study, Final Report (J. Roehl, Ph.D.; C. O’Sullivan, Ph.D.; D. Webster, ScD; J. Campbell, Ph.D. 2005). Available in English.

Risk Assessment (Turkish Police, UNFPA, 2007). Available in Turkish.